حضرت زینب(س)-ولادت


تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدی

پس تو پیش از حضرت دنیا به دنیا آمدی

اشک با تو از دل زهـرا تولد یافته است

مادرت دریا خودت دریا به دنیا آمدی

جای زمزم عشق از زیر قدمهایت شـکفت

بانوی بانی باران تا به دنیا آمـدی

بعد تو ضرب المثل شد دختران بابائیند

زین سبب تو زیـنت بابا به دنیا آمدی

تو در آغوش حسینت خــنده ات گل می کند

پس به خاطر خواهی ارباب دنـیا آمدی

گریه کمتر کن سلام زینب قلب صبور

تو برای روز عاشورا به دنیا آمدی

دارد از امروز کار خانه یادت می دهد

مادر خانه پس از زهرا به دنیا آمدی




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/23 | 05:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت و مصائب


امشب شب میـلاد امید حسین است

عید حسین عید حسین عید حسین است

گویـی خدا کوثر به کوثر داده امشب

یک حیدر دیگر به حیدر داده امشب

کوثـر بــه روی دامـن کوثـر ببینید

قـرآن به روی دست پیغمبـر ببینید

امشـب دوبــاره پنـج تـن را آفریدند

احمد، علی، زهـرا، حسن را آفریدند

در پنج مهـر آمد بـه دنیـا مـاه دیگر

یــا آمــده میــلاد ثــارالله دیگــر؟

بـر زینـت دیــن خـدا زین اب آمـد

الله اکبــر! زینـب آمــد زینـب آمـد

در خلق و خو زهرا و ختم‌المرسلین است

هنگام خطبه یک امیرالمؤمنین است

این شیر دخت شیر حی کردگار است

فریاد، نه! حتی سکوتش ذوالفقار است

هــر صبحـدم بـا یـاد او یک یادواره

هــر روز دازد عید میــلادی دوبـاره

چشم علـی بـر چهـرۀ زهرایی اوست

در چشم شیعه اشک عاشورایی اوست

بــا گریــه می‌جــوید امـام کربلا را

انگــار می‌بینــد قیـــام کربـــلا را

اُم و اَب و جان و سرم گردد فدایش

انگـــار آوای علــی دارد صــدایش

این عمۀ سادات این، زهرای زهراست

این مثـل زهـرا مـادرش ام‌ابیهـاست

این انبیا و پنج تن را نور عیـن است

زین اَب و زین اُم و زین حسین است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/23 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را

 متلاطم شده دیدند دل دریا را

گل سرخی که می از قطره ی شبنم می زد

مست می کرد ز بوی نفسش صحرا را

چه صفایی چه هوایی چه دلی داشت زمین

شور می داد ز حال خوش خود بالا را

چشم هایی به روی چشم دگر وا شد و بعد

 دل مجنون کسی برد دل لیلا را

بین آغوش برادر چقدر آرام است

چقدر ناز ربودست دل بابا را

گوییا بار دگر حضرت پیغمبر دید

 عکسی از ماه رخ کودکی زهرا را

زینت خانه ی مهتاب به دنیا آمد

 زینب حضرت ارباب به دنیا آمد

چهره اش منعکس از طلعت روی زهراست

 عشق بازیش از آن حال و هوایش پیداست

حضرت زینب کبری خودش اقیانوسیست

 گرچه چشمان پر از گوهر نابش دریاست

اگر عباس علمدار صف کرب و بلاست

 از ازل تا به ابد پرچم زینب بالاست

مادری کرد برای سه امامش زینب

 پس ولایت به پرستاری او پا برجاست

سوره ی مریم قرآن نمی از تفسیرش

وسعت روح بزرگش چقدر نا پیداست

بهترین خوبترین خواهر دنیا آمد

 حضرت فاطمه ی دیگر دنیا آمد




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/12/22 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد

امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد

امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد

با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد

میلاد شیر دخت علی، شیر داور است

سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است

باید دوباره خلقت پیغمبری چنین

آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین

بخشد خدا به ختم رُسل کوثری چنین

کز دامنش ظهور کند دختری چنین

فخر رسول و فاطمه "زِینِ اَب" است این

امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این

بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این

بعد از بتول عقده گشای علی است این

یادآور صدای رسای علی است این

آیینۀ تمام نمای علی است این

گفتار وحی در سخنش آفریده اند

یا صورتی ز پنج تنش آفریده اند

این مریم مقدس طاهاست، زینب است

این یادگار ام ابیهاست، زینب است

این نور چشم حضرت زهراست، زینب است

این افتخار عصمت کبراست، زینب است

در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست

آثار بوسه های علی روی دست اوست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/12/22 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


شبی كه مطلع مهر از، طلوع زینب بود

فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

هزار رود نواگر ز كوثر و تسنیم

روان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود

هزار چشمۀ خورشید، از كرانۀ شب

دمیده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه بار لب مرتضی به باغ دعا

ستاره ریز دم مصطفی، به یا رب بود

شراب نور ز خمخانۀ سحر، جوشید

كه جام سرخ شقایق، ز می لبالب بود

اگر چه "زین اب" و را نهاد نام، رسول

خدای داند، كاو زینب "ام و اب" بود

زنی به همت و مردی، به مردمی سوگند

پس از حسین، سپهدار عشق، زینب بود




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/12/22 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

قلم به دست گرفتم که با خدا باشم

قلم به دست گرفتم که از شما باشم

قلم به دست گرفتم که از تو بنویسم

و با ثنای تو هم دوش انبیا باشم

قلم به دست گرفتم در انزوای خودم

که غرقتان شوم و از خودم جدا باشم

قلم به دست گرفتم که با دو بال غزل

در آسمان تو پر وا کنم رها باشم

قلم به دست گرفتم در ابتدا اما

نشد مسافرتان تا به انتها باشم

قلم ز دست من افتاد و دم زدم از عشق

کبوتری شدم و پر زدم به شهر دمشق

برای آمدنت لحظه بی قراری کرد

زمین دوباره خروشید و چشمه جاری کرد

فرشته روی زمین را به مقدمت می شست

ملک زمینه شب را ستاره کاری کرد

مدینه آمدنت را در انتظار نشست

و بهر دیدن تو ثانیه شماری کرد

طلوع اشک فشانت به مادر و پدرت

هوای خانه شان را کمی بهاری کرد

شروع ابری و بارانی تو و چشمت

مسیر آمدنت را بنفشه باری کرد

ولی تمام بهانست خوب می دانم

من از نگاه تو شوق حسین می خوانم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/29 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت و مدح


وقتی که تو را  عرش معظم آورد

یک فاطمه زهرای مجسم آورد

قنداق تو را که آسمان می بوسید

جبریل به گریه های نم نم آورد

تو آمدی و همه به هم می گفتند

از صبر دل تو صبر هم کم آورد

وقتی که تو آمدی حسینت می گفت

با آمدنت خدا محرم آورد

وقتی که تو آمدی حسینت پا شد

در پیش تو هفتاد و دو پرچم آورد

آنگاه سپرد دست بالا دستت

هفتاد و دو پرچم خدا را دستت

خورشید گرفته نور خود را از تو

دریا هیجان و شور خود را از تو

حتی گل جانماز هم می گیرد

شاداب ترین حضور خود را از تو

لبخند به چهره داری و غم به دلت

دارد غم ما سرور خود را  از تو

مردان خدا گرفته اند ای بانو

برگ گذر و عبور خود را  از تو

ایوب ترین مرد بلا هم دارد

ایمان دل صبور خود را از تو

ای عمۀ دلشکستۀ عاشورا

مهدی طلبد ظهور خود را از تو

ای قبله نمای حاجت یوسف ها

حاجت بده ای عمه حاجات خدا  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت

 

خانۀ فاطمه آنروز تماشایی بود

که فضا جلوه گر از آیت زیبایی بود

در بهاری که نسیمش نفس جبریل است

گل ناز دگری  رو به شکوفایی بود

خانه ای را که خدا جلوۀ عصمت بخشید

در و دیوار پر از نقش شکیبایی بود

تا بیایند به تبریک محمد جبریل

با ملائک همه در حال صف آرایی بود

به خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا

ز جگر گوشۀ خود گرم پذیرایی بود

تا که قنداقه او را به بر آورد حسن

حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود

ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت

این دو را چون که ز آغاز شناسائی بود

دختری داشت در آغوشِ محبت، زهرا

که سراپا همه آیینۀ زیبایی بود

دختری داشت سراپای همانند علی

زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود

پنج تنِ آل عبا در دو جهان آقایند

وز شرف زینبشان وارث آقایی بود

پنج معصوم به او معرفت آموخته اند

که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود

وصف او عالمۀ غیر معلم شده است

تا به این مرتبه اش پایۀ دانایی بود

بود از صبر و رضا نایبۀ خاص امام

نازم او را که به این قدر  توانایی بود

کربلا صحنۀ عشق است و در آن صحنۀ عشق

همت زینب نستوه تماشایی بود

به علمداری صحرای بلا کرد قیام

رهبر قافلۀ عشق به تنهایی بود

یک زن و آنهمه داغ دل و آنقدر شکیب

عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود

دیده ام کور که شد خاک نشین ره شام

آن که خاک در او سرمۀ بینایی بود

***

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت


امشب صفا دارد صفای دیگری را

مروه منا حال و هوای دیگری را

از سوی شرق و غرب یثرب می شنیده

گوش فلک لبخندهای دیگری را

وقت سحر در قاب چشمانش ببیند

شهر نبی خیرالنّسای دیگری را

خورشید دیگر سر زده یا این که جبریل

نازل نموده والضحای دیگری را

تاریخ عشق از نو شروع شد، ای قلم ها!

از سر بگیرید ابتدای دیگری را

در باز مانده مثل این که می پذیرند

افتاده از پا و گدای دیگری را

بنده نوازی رسم آیین است اینجا

حاتم گدا، محتاج و مسکین است اینجا

وقت دعا را پاسی از شب می شناسند

در صبحدم دل را مقرّب می شناسند

شرط پریدن تا خدا بال دعاهاست

معراج را با ذکر یا رب می شناسند

اینجا بنای نوکری بر احترام است

ذاتاٌ گدایان را مؤدّب می شناسند

معنای صبر و عفّت و حلم و حیا را

در شیعیان با نام زینب می شناسند

تنها نه زینب بلکه یک یک بانوانِ

این خاندان را زینت اَب می شناسند

حتی گمان دارم ملک رویش ندیده

از بس که ایشان را محجّب می شناسند

وصف حیا مدح و ثنای معجر اوست

عالم دخیل رشته های معجر اوست  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت


ماه، ماه جمادی‌الاولی است

ماه میلاد زینب کبری ست

اهل‌بیت نبی همه شادند

شادتر قلب حیدر و زهراست

دختری زاده حضرت زهرا

که سراپای، سیدالشهداست

صلوات خدا بر این دختر

که جمال خدا در او پیداست

این همانا همان بهشت علی است

زینت اُمّ و زینت باباست

بر لبش نغمۀ رأیتُ جمیل

بر زبانش پیام عاشوراست

چشم حیدر هماره می‌گوید

این همان قهرمان کرب و بلاست

کوثر کوثر رسول خدا

مادر سربلند صبر و رضاست

شیر از فاطمه ننوشیده

همه چشم انتظار جام بلاست

چشم آینده‌ بین او می‌گفت

اشک ما نوش و گریه خنده ماست

تا به عشق حسین سرشکنم

محمل و کوفه کو؟ حسین کجاست؟

من پیام‌آور حسین استم

گودی قتلگاه غار حراست  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-ولادت


نماز عشق به پا می کنم به نام حسین

به نای سینه نوا می کنم به نام حسین

تو زینبی و همه قاصرند از وصفت

کتاب عشق تو وا می کنم به نام حسین

به نام دلبرت اذن دخول می گیرم

طواف کوی تو را می کنم به نام حسین

به نام نامی معشوق، شهره اند عشاق

تو را همیشه صدا می کنم به نام حسین

من از تو یاد گرفتم چنین عبادت را

میان سجده دعا می کنم به نام حسین

قسم به سجدۀ تو اعتقاد من این است

نماز سوی خدا می کنم به نام حسین

تو آمدی که بگویی برای قرب خدا

وجود خویش فدا می کنم به نام حسین

دمشق و کرببلا هر دو تربت عشق است

شب ولادت تو وقت صحبت عشق است

خدا عنان دل ما به دست تو داده

اسیر دام تو اما ز غیر آزاده

اگر پیالۀ ما بوی چشم تو گیرد

شود برای همیشه لبالب از باده

نوای زین ابی را به هر کسی ندهند

که این مدال فقط گردن تو افتاده

اگر که باز شود دیده ها ز نور تو اشک

اگر قدم بگذاریم بین این جاده

به چشم خویش ببینیم پای پرچم عشق

هنوز با کمری راست زینب استاده

خدا شهود شود بی حجاب در دل شب

 نشسته دختر زهرا میان سجاده

به بی نظیری تو اعتراف باید کرد

شبیه کعبه به دورت طواف باید کرد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 06:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت-رباعی

 

ای آینۀ جمال داور، زینب

وی کوثر کوثر پیمبر، زینب

با تیغ زبان خود نمودی اعجاز

ای وارث ذوالفقار حیدر، زینب

××× 

زینب! دلم از مهر تو تابنده شده

حور و مَلَک و پری تو را بنده شده

با خواندن خطبه مردمان کوفه

گفتند: علی دو مرتبه زنده شده

 ×××

از روز ازل دلم بود زینب دوست

باشد شرر عشق وی اندر رگ و پوست

ألحق که حسین و زینب از یک روحند

یعنی که حسین زینب و زینب اوست

××× 

از عرش برین قدم چو بگذاشت زمین

گردید زمین ز مَقدمش عرش برین

وقتی که در آغوش حسین جای گرفت

شد ماه رُخش به نور خورشید قرین

 ×××

زینب که محبّتش به دلها همه است

از شوق ولادتش به لب زمزمه است

تا دید جمال او پیمبر گفتا:

یالَلعَجَب! انگار خودِ فاطمه است




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 06:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س) – ولادت


با دست شوق چاک گریبان گرفته ایم

از فرط شور بادۀ طوفان گرفته ایم

در اوج ناز تخت سلیمان گرفته ایم

امشب به دست زلف پریشان گرفته ایم

شکر خدا ز جام جنونش لبالبیم

شکر خدا که گوشه نشیان زینبیم

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است

شامی که روشنایی روز است امشب است

امشب تمام گرمی بازار زینب است

امشب شب ملیکه دادار زینب است

فصل الخطاب عاشقی ما رسیده است

ای قطره های تب زده دریا رسیده است

زیباترین حماسه دنیا رسیده است

زینب به دست حضرت زهرا رسیده است

چشمی گشود و چشم شقایق به خواب شد

زیباترین دعای علی مستجاب شد

باور نداشت چشم فلک دختر این چنین

در بین چند کعبهٔ دل دلبر این چنین

از هر چه سرفراز زنی سرتر این چنین

غیر از خدا نداشت کسی باور این چنین

حتی فلک به چشم خواب خیالش ندیده است

امشب خدا دوباره حسین آفریده است

تا کوچه اش قبیله لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب که بود حضرت زهرا ادامه داشت

زهرا نبود زهره دگر نُه فلک نداشت

زینب نبود سفره خلقت نمک نداشت  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح

 

زینب نگار حجلگی حرمت حجاب

شرح حیا و معنی شرم، آیت حجاب

هر شاهدی مزین اگر از حجاب شد

 افزود او ز عفت خود زینت حجاب

زان ظلمت شبانه و بنشاندن چراغ

می‌خواست ابر ماه كند ظلمت حجاب

قومی كه خواست پرده اسلام بردرد

لرزید از مشاهده‌ی صولت حجاب

زینب به كوفه پرده به رخسار اگر نداشت

دل‌ها نبود دستخوش هیبت حجاب

گفتند مرتضاست كه گوید سخن بلی

این آیتی نبود مگر آیت حجاب

چون صورتش ندیده صدایش شنیده شد

زینب علی خیال شد از دولت حجاب

اسلام بی‌حجاب ندارد قبول زن

حاكی است از حجاب درون صورت حجاب

هست از حجاب قیمت زن در همه فعال

هرگز مگو كه هست ز زن قیمت حجاب

تقوی و پرده هیچ جدایی‌پذیر نیست

تقوی چو نیست هیچ نه خاصیت حجاب

اسلام كشتی است و بود لنگرش حجاب

گر آن نه، این یكی همه باشد در اضطراب




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

آن که نامش کرده عالم را مسخر زینب است

آن که وصفش می رباید هوش از سر زینب است

مادرش آموزگار مکتب شرم وحیاست

فارغ التحصیل دانشگاه مادر زینب است

گر علی بن ابی طالب بود معیار صبر

آن که صبرش با علی گردد برابر زینب است

گفت پیغمبر حسینم هست کشتی نجات

بادبان و محور و سکان و لنگر زینب است

هست از درهای جنت یک درش باب الحسین

فاش می گویم کلید قفل آن در زینب است

آن چه داغ شش برادر را به خود هموار کرد

تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است

***

گفت در حسرت گل چیدن از این بوستانم

نشود آرزوی آخر مادر پامال

تا نبیند عرق شرم به پیشانی عشق

از دو قربانی خود نیز نکرد استقبال




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت و مصیبت


ای مادر صبر و دختر زهرا

مرآت ز پای تا سر زهرا

در عز و وقار حیدرِ حیدر

در قدر و جلال کوثر زهرا

از دورۀ چار سالگی بودی

یار علی و پیمبر زهرا

زهرا همه بود مصطفی پرور

تو دخت حسین‌ پرور زهرا

تو بهر علی مرتضی بودی

مانند خدیجه، دختر زهرا !

رخسار تو در برابر مادر

چون آینه در برابر زهرا

ماه رخ توست مشعل حیدر

سرو قد توست محشر زهرا

تـو زینت امـی و ابـی زینب

در بین دو ماه، کوکبی زینب

ای چشم محمّد و علی سویت

قرآن حسین مصحف رویت

این نیست عجب که خلق را بخشند

در روز جزا به تاری از مویت

دین دست نهاده بر سر شانه

صبر آمده متکی به پهلویت

مغبونم اگر تمام عالم را

گیرم به غباری از سر کویت

من کیستم ای حقیقت زهرا

تا دم زنم از خصائل و خویت

زیبد که سر حسین در هر گام

گردد سر نیزه‌ها ثناگویت

با آنکه خمیده قامتت از غم

یک دم نفتاد خم به ابرویت

هم رشتۀ خصم را گسستی تو

هم پشـت یزید را شکستی تو


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


می نویسم عشق چون تفسیر شد با نام تو

می نویسم شور چون تعبیر شد با نام تو

تا كه در عرش الهی نام زیبایت شكفت

ذكر هر مُلك و مَلَك تكبیر شد با نام تو

شادی و غم در وجود پُر زِ نورت جلوه كرد

جمع بین این دو تا تصویر شد با نام تو

می نویسم پا به پای عالم بالاترین

با افق هایی كه تا تكثیر شد با نام تو

یك جهان آمد پدید و قطعه ای از جنس نور

یك زمین آمد كه عالم گیر شد با نام تو

حضرت حق سرزمین عشق ها را آفرید

نام زیبای تو بُرد و كربلا را آفرید

از ازل الطاف حق نور شما را آفرید

با حضورت در جهان عشق و صفا را آفرید

تا بگوید رمز عشق واقعی را ذوالجلال

كشتی صبر آفرید و ناخدا را آفرید

باز ایزد بر خداییِّ خودش أحسنت گفت

تا وجود دختر خیر النّسا را آفرید

از جمالش باز هم شَقُّ القَمَر ایجاد شد

یا دوباره حضرت شَمسُ الضُّحا را آفرید

تا خدا می خواست بر تو نوكرانی آورد

منّتی بر ما نهاد و شكر، ما را آفرید

مَستی امشب از قُدوم پاك تو آزاد شد

هر دو عالم از وجودت شهرِ عشق آباد شد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و لادت

 

خدا به هیبت یك زن فرود می آید

و نسل سینه زنان به وجود می آید

و زن اگر كه تویی ما كداممان مردیم؟

اگر تو اوج زنی زن شناس می گردیم

دوباره طرح تو در ذهن من مجسم شد

برآیم آیه ی توحیدیت مسلّم شد

در آسمان عدم دو سه قطره از اشكت

به خاك پست نبودن چكید و آدم شد

شب تولد تو گریه بر حسینم چیست؟

گمان كنم كه از امشب شب محرم شد

تو ظهر فاجعه یك لحظه چشم خود بستی

زمین برای اهالی چنان جهنم شد

غروب كرب و بلا، عشق شد پراكنده

و بعد با زدن نبض تو منظّم شد

تو گریه دارترین شعر شاعران غمی

تو عمق آخر دریای بی كران غمی

تو هر چقدر غمی باز شكل لبخندی

و با شكوه تر از قله ی دماوندی

تو از غزل بوجود آمدی ترانه شدی

تو اوج مرثیه بودی و جاودانه شدی

تو فاطمه، تو علی، تو پیمبری بانو

تو مجتبی، توحسینی، تو مشحری بانو

تو انتشار شمیم نجیب شب بوها

سحر كه شد تو اذان معطّری بانو

برای اهل صفا آن دو ركعت جسمی

كه از هزار ركعت با صفاتری بانو

بیا و آخر این شعر را خودت بنویس

برای آن كه خودت حرف آخری بانو




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و اسارت

 

سنگرنشین عرصه ایثار زینب است

تکرار عزم حیدر کرار زینب است

پرچم فتاد از کف عباس باک نیست

اینک حضور سبز علمدار زینب است

ای بلبل حسین تو تنها نمانده‌ای

بابا سفر نموده تو را یار، زینب است

خون می‌چکد زتن گرت از تازیانه‌ها

غمگین مباش چونکه پرستار زینب است

قامت اگرچه از غم هجران خمیده داشت

بر قلب خصم حسرت یک آه را گذاشت  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت

 

وقت نزول رحمت حق از سحاب شد

یعنی که جام دیدۀ ما پُر شراب شد

مستی ما به رتبۀ اعلی رسیده است

آن گونه که دل همۀ ما خراب شد

زهراترین ستاره ی زهرا طلوع کرد

نوری دمید و قبلگه آفتاب شد

بعد از طلوع مِهر رخش دل جلا گرفت

در ذره ذره های دلم انقلاب شد

امشب خدا برای علی حیدر آفرید

زیباترین دعای علی مستجاب شد

"یک نیمه اش حسن شد و یک نیمه اش حسین"

از شدّت بزرگی اش عالی جناب شد

از بس که شأن و منزلتش پر بها بود

وحی خدا به حضرت ختمی مآب شد ...

... آمد ندا که نام دل آراش زینب است

این گونه شد که زینت بابا خطاب شد

قائم مقام فاطمه آمد ادب کنید

از او سعادت دو جهان را طلب کنید

ما از ازل گدای پریشان زینبیم 

شکر خدا که ریزه خور خوان زینبیم

با یک دعای او همه عاشق شدیم و بس

یعنی که عاشقانه مسلمان زینبیم

ما را خرید و نوکر اربابمان نمود

ممنون لطف و بخشش و احسان زینبیم

طعم شراب کوثری او زبان زد است

مست و خراب باده ی جوشان زینبیم

با یک نگاه حیدریش جذبمان نمود

ما قوم در به در، همه سلمان زینبیم

حجب و حیای دختر زهرا زبان زد است

تا روز حشر ما همه حیران زینبیم

مثل خدیجه هستی خود را فدا نمود

مبهوت عزم راسخ و ایمان زینبیم

او یک تنه مقابل دشمن قیام کرد

دل داده های رزم نمایان زینبیم

مانند مرد باشد اگر چه که خانم است

خون علی میان رگش در تلاطم است

او آمده زمین و زمان را تکان دهد

مثل مسیح بر تن هر مرده جان دهد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب(س)- میلاد


دوباره آمده از ره بهار عاطفه ها

گلی شکفته شده از تبار عاطفه ها

به آسمان علی، ماه روی زینب بین

حلول عشق نگر در مدار عاطفه ها

چه کودکی که به والله هیبت الله است

از اوست شأن بلند وقار عاطفه ها

مقام صبر خدا داد بر علی و بتول

درود بر نسب بردبار عاطفه ها

رسید در بغل یار و با کنایت گفت

همیشه عشق بود در حصار عاطفه ها

مرا اسیر دو لبخند زینبم کردند

هزار شکر که در بند زینبم کردند

عزیز خانۀ حق، دخت شیر آورده

امیره ای ز برای امیر آورده

به روی دست علی آن چنان نمایان که

خدا دلیل دگر بر غدیر آورده

پیام وحی برای پیمبر خاتم

خبر ز عالمه ای بی نظیر آورده

شب ولادت گریه است، فاطمه امشب

که غم به قلب تو درد کثیر آورده

امیر زاده همیشه امیر می ماند

در این میانه که نام اسیر آورده؟

ولادت گل خیر النسا مبارک باد

طلوع زین اَب مرتضی مبارک باد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت


نسیم پردۀ گهواره را تکان می داد

برای عرض ارادت، خودی نشان می داد

ستاره های درخشان خوشۀ پروین

کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین

شمیم قدسی او در مدینه پیچیده

بهار آمده، بلبل به غنچه خندیده

چکاوکان به در باغ ریسه می بندند

شکوفه ها همه دیوانه وار می خندند

نشانه های ظهور مسیح ظاهر شد

مدینه مرکز ثقل خیال شاعر شد

نسیم گرد سر نو رسیده دف می زد

بنفشه داخل گلدان مدام کف می زد

صدای خواندن پروانه ها چه زیبا بود

تبسم لب شیر خدا چه زیبا بود

ز نور طلعت رویش ستاره حیران شد

و ماه با عجله پشت ابر پنهان شد

ستاره گفت به خورشید:- بی خبر ساده -

خدا به فاطمه خورشید دیگری داده

زمان سیطره و سلطه گشته طی خورشید

شکسته حرمت پوشالی تو ای خورشید

حریر جذبۀ چشمان او اهورایی ست

طلوع خندۀ زینب عجب تماشایی ست

بساط  فخر فروشی ز آسمان بر چین

بیا زمین به تماشای دخترک بنشین

بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

شدند خادمه اش، حوریان افلاکی

نگاه حیرت خورشید تا بر او افتاد

اسیر بند جنون گشت و نعره ها سر داد

هوار می زد و می گفت: وه چه نوری داشت!

شبیه مادر خود چهرۀ صبوری داشت

بدون شبهه و شک از قبیلۀ نور است

میان هالۀ انوار خویش مستور است

وقار و نور جبینش به مصطفی رفته

ولی غرور نگاهش به مرتضی رفته

چه کودکیست! که خود اشهدین می گوید

و گاه خنده کنان یا حسین می گوید

چه کودکی ست! که گوید ثنای رب جلی

دو چشم او شده خیره به ذوالفقار علی




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت

 

آن شب كه گل از دامن مهتاب مى ریخت

شبنم به پاى نخل باور آب مى ریخت

آن شب كه غم آهنگ شادى ساز مى كرد

قفل اسارت را به گرمى باز مى كرد

آن شب كه ساقى بوسه بر پیمانه مى زد

گیسوى شب را بهر مستان شانه مى زد

آن شب كه بهر باغ دل غم لاله مى كاشت

در نیستان نینوانى ناله مى كاشت

آن شب شفق دیوان فتح نور مى خواند

بهر فلق شعر شب عاشور مى خواند

شهر مدینه طالب دیدار حق بود

چشم انتظار مطلع الفجر فلق بود

فطرس فراز آسمان ها بال مى زد

فریاد آزادى و استقلال مى زد

كاى اهل عالم در دیار شور و شادى

زد خیمه روز پنجم ماه جمادى

دیوان خلقت را خدا زیب و فرى داد

ساقى كوثر را ز كوثر كوثرى داد

شیر خدا را داد خالق ماده شیرى

قامت قیامت دختر روشن ضمیرى

جبریل بر ختم رسل پیغام مى داد

پیغام از پیروزى اسلام مى داد

مى گفت یا احمد شكوه باور آمد

بهر حسینت سینه چاك سنگر آمد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

مستیِ ما که در قلمی جا نمی شود 

زلف مرا به پنجره های ضریح عشق

طوری گره زدند، دگر وا نمی شود 

باید که ناز داشت، کمی نیز غمزه داشت

هر دختر قبیله که لیلا نمی شود

آن کس که خاک پای مریدان میکده ست

محتاج معجزات مسیحا نمی شود

«تاک» مرا به عشق تو در خُم گذاشتند

حالا شراب می شود و یا نمی شود

ما مثل باده ایم شبی امتحان کنید

انگور زاده ایم شبی امتحان کنید

شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت

از حاجیان کعبه سبز شما نوشت

شکر خدا که دست قدر، دست سرنوشت

نام مرا شریف ترین خاکِ پا نوشت 

صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید

این سجده را فرشته به پای خدا نوشت

از ما سوال شد که اسیر تو می شویم؟

ما خواستیم و آیه ی «قالو بلی» نوشت

بالای سر در حرم کبریاییش

نام تو را به خط خودش با طلا نوشت

یعنی تمام جلوه آل عبا تویی

آیینه تمام نمای خدا تویی


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است

احترام عشق هم از احترام زینب است

شهر بی میخانه و ساقی نباشد شهر عشق

نئشگان عشق را مستی ز جام زینب است

فرش را تا عرش پیمودن نه کار هر کسی است

این مسافت هر چه باشد زیر گام زینب است

کیست زینب علم اول علم آخر پیش اوست

متن عاشورا مدون با پیام زینب است

کیست زینب در صواب شاهدان حق شریک

ثبت در اسناد عاشورا سهام زینب است

عشق یعنی سرفرازی سر شکستن پیش یار

شیوهٔ از سر گذشتن در مرام زینب است

دست هایش بسته سر بشکسته می غرد چو شیر

وحشت حکام جور از انتقام زینب است

بغض زینب در گلو یعنی مهیب انفجار

انفجار نسل ها با اهتمام زینب است

می زند فریاد، فریادی که حیدر گونه است

ازدحام اهل کوفه از کلام زینب است

داوری بنگر که در بی دادگاه شهر شام

با حسین همدست گشتن اتهام زینب است

مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت

این حسین فرمانده عالم امام زینب است

گر چه جایز نیست از بهر زنان امر جهاد

چادر و پوشش نمادی از قیام زینب است

افتخار «سید خوش زاد» می دانی ز چیست؟

افتخار او همین بس که غلام زینب است

گر چه بین بانوان زهرا مقام اول است

بعد زهرا رتبه برتر مقام زینب است




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب(س)-مدح


زینت آغوش زهرا دخت حیدر زینب است

گوشوار عرش را فرخنده خواهر زینب است

عصمت و شرم و حیا و صبر و تسکین و وقار

این همه اوصاف، اَلْحق جلوه‏گر در زینب است

هر زنی را در جهان فخر است از شوهر بلی

لیک این‏جا فخر عبداللّه‏ جعفر زینب است

آن‏که گفت از جان بلی بهر بلای کربلا

از پی ترویج دین تا شام محشر زینب است

آن‏که از روز ازل کردی اسیری را قبول

از پی اثبات دین آن نیک‏اختر زینت است

آن‏که از جور و جفای مشرکین یک‏روز دید

داغ نو داماد و عباس دلاور زینب است

آن‏که چون در قتلگه بالین شاه دین نشست

خواست تا جانش رود بیرون ز پیکر زینب است




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب(س)-میلاد 


ای بحر کمال گوهر آوردی

ای کوثر وحی کوثر آوردی

ای نخل امید نوبر آوردی

ای ماه خجسته اختر آوردی

ای دخت رسول دختر آوردی

زینب؟ نه، حسین دیگر آوردی

بر نفس رسول زیب و زین است این

سر تا به قدم همه حسین است این

تو وجه خدایی و تجلا او

تو روح محمدی و اعضا او

تو بحر کمال و در یکتا او

تو باغ بهشت و نخل طوبا او

او با تو بود شبیه و تو با او

الله الله تو زینبی یا او

بانوی زنان عالم آوردی

بعد از دو مسیح مریم آوردی  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

عاشق شدیم و عاشق حیران ما شدند

قومی اسیر زلف پریشان ما شدند

آن قدر عاشقیم که عشاق روزگار

مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند

روح القدس شدیم و تمامی شاعران

گرم غزل سرایی دیوان ما شدند

یوسف شدیم و بهر تماشای حال ما

صدها عزیز راهی زندان ما شدند

آن قدر آمدیم و مسلمان او شدیم

آن قدر آمدند و مسلمان ما شدند

ما عاشقیم عاشق حیران زینبیم

تکفیرمان کنید مسلمان زینبیم

ما را نوشته اند برای گدا شدن

سائل شدن، اسیر شدن، مبتلا شدن

از آن طرف خلاصه دری باز می شود

می ارزد انتظار به این آشنا شدن

عشاق سنگ خورده ی دیوار زینبیم

پس واجب است غرق تماشای ما شدن

وقتی مسیر جای قدم های زینب است

میلی نمی کنیم به جز خاک پا شدن

اول طواف بعد منا پس چه بهتر است

بعد از دمشق راهی کرب و بلا شدن

ما را برای راز و نیاز آفریده اند

"این کعبه را برای نماز آفریده اند"1


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت


الا که مقدم تو مژده ی سعادت داشت

به خاک بوسی راهت فرشته عادت داشت

سلام بر تو که ماه جمادی الاول

ز جلوه ی تو به رخ هاله ی مسرّت داشت

سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند

چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت

سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز

به پاس پیروی ات از حجاب زینت داشت

تو از همان شجر پاک عصمت آمده ای

که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت

تو دست پرور آن مادر گران قدری

که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت

تو سر بر آینه ی سینه ای گذاشته ای

که بوسه گاه نبی بود و عطر جنت داشت

تو زیر سایه ی آن گلبُنی بزرگ شدی

که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت

ندیده دیده ی تاریخ چون تو بانویی

که حق به گردن آزادی و عدالت داشت

چه بانویی که پس از دختر رسول الله

به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت

چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم

مقام و منزلتی هم تراز عصمت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا

چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به حد کمال در همه حال

اراده داشت، وفا داشت، عزم و همت داشت  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت و مصیبت

 

آرامش زیبای دو دریاست نگاهش

این دختر آرام و صبوری که رسیده

از شوق، علی سفره به اندازه یک شهر

انداخت، به شکرانۀ نوری که رسیده

 

کاشانۀ اهل دل و میخانۀ هستی

دنیا و سماوات و عوالم همه روشن

عطر خوش او پر شده در شهر مدینه

به به چه گلی! چشم و دلت فاطمه! روشن

 

لبخند نشسته به لب حضرت ساقی 

مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر

تا آمده لبریز شده چشمۀ تسنیم

کامل شده با آیۀ او سورۀ کوثر

 

بی تاب شدی، دختر مهتاب رخ عشق!

بارانی اشک است چرا صورت ماهت؟

گریانی و پیش کسی آرام نداری

دنبال کدام آیت حق است نگاهت؟

 

باران بهاری شده‌ای دختر حیدر!

زهرا چه کند گریۀ تو بند بیاید

باید که بگویند کنار تو حسینت

تا شاد شوی، با گل و لبخند بیاید

 

همسایه ندیده‌ به خدا سایه‌ای از تو

تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری

پیداست ولی دختر سردار حنینی

از شور کلام و دل شیری که تو داری  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/01/4 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو