حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1397/02/20

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 تضمینی بر غزل  میلاد عرفان پور

 

رعدی زد و برقی زد و طوفان شدیدی

باران نزد و وعده فقط ماند و وعیدی

ای وای اگر سر بزند صبح سپیدی

"گفتند وشنیدند به تدبیر و امیدی

در سایه ی تهدید چرا گفت و شنیدی"

 

روبَه صفتان، دد منشان، روز به مُزدان

هر وعده که دادند معمّا و لغُز، دان

افسوس که ما دل نسپردیم به یزدان!

"رفتند شبانگاه به مهمانی دزدان

آنانکه در این خانه نجستند کلیدی"

 

بر پشت خر لنگ به گردونه نشستن

سودی چه دهد اینهمه وارونه نشستن

با مار چرا منتظر پونه نشستن!

"با گردن کج تا به کی اینگونه نشستن

تا پول سیاهی بدهد کاخ سفیدی"

 

ای وای ِ بهاری که خزان است زمینش

شک ریشه دوانده است در ارکان یقینش

قرآن ِ سرِ نی شده قرآن مبینش

"افسوس بر این سال که سازِش شده سینش

قرآن به میان نیست، عجب سفره ی عیدی"

 

طوفان سیاهی است که جز قبر نبارد!

برفی است که ای کاش سر ِ گبر نبارد

یا آنکه تگرگ است و سر صبر نبارد

"باران فراوانی از این ابر نبارد

جز آنکه دل خلق بسوزد به اسیدی"

 

قومی که به تزویر همه جان به کفانند

از جنگ غنیمت برسد، خوش علفانند

مظلوم که یاری طلبد بی طرفانند

"در کرب و بلا بی طرفان بی شرفانند

تاریخ همان است، حسینی و یزیدی"

 

حاشا که زند خنده به طنّازی دشمن

حاشا که برآید به هم آوازی دشمن

حاشا که بلرزد ز براندازی دشمن

"هرگز ندهد تن به نظربازی دشمن

خاکی که درآمیخته با خون شهیدی"

 

پیراهنی از خون شهیدان به برِ ماست

ققنوس شدن، شعله زدن، بال و پر ماست

آن سر که سراسیمه ی تیغ است، سر ماست

"ما آینه هاییم، شکستن هنر ماست

با ماست هرآیینه شهیدان جدیدی"



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1397/02/20

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 

گهی برجای رقصیده است و گاه آسوده بر پای است

گهی بر پای نا آرام و گاه آرام بر جای است

گهی بر جام دارد دست و روحانی است حالاتش

گهی مست است و می رقصانَد و خود مجلس آرای است

نه از تحریم تنباکوست کامش تلخ نه از نفت

که یا مشغول صرف قهوه یا نوشیدن چای است

کلید گنجها با اوست ، می گویند این دریا

اگر او ناخدا باشد دمادم گوهرافزای است 

درختان میوه ی بی هسته می زایند تا او هست

هوای روستا امن است و با او جنگ در سایه است

من امّا وصله ی ناجور این آبادیم ، در من

غمی روئیده ، چونان استخوان مانده در نای است

جهنّم می رود این بد دهاتی ، کدخدا گفته است

که در قولش تَمرگیدن همان قول بفرمای است

قضاوت می کند تاریخ ، با او روستای ما

گلستان می شود گاهی و گاهی ترکمنچای است



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

 امام زمان(عج)-مناجات سال 97


امسال پر از خیر برای همه باشد

عجل فرجش بر لب ما زمزمه باشد

ای کاش ببینیم که سال نود و هفت

سال فرج منتقم فاطمه باشد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

به بهانه شعار سال 97 – حمایت از کالای ایرانی

 

 ناصر شهریاری

دعا کردم سلامت باشی ای دوست

پر از نور و سعادت باشی ای دوست

ز ایرانی و کالایش همیشه

تو باید در حمایت باشی ای دوست

***  

 محمد جواد شیرازی

راه تعالی هست در رفتار ایمانی

در پیروی از اهل بیت و راه قرآنی

طبق صریح امر رهبر، بیش از پیش

باید حمایت کرد از کالای ایرانی

***

 اسماعیل شبرنگ

دل می شود با نور قرآنی هدایت

سرمنشا هر خیر و ایمانی ولایت

امسال سالی می شود که می کند باز

ایرانی از کالای ایرانی حمایت



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

حضرت زهرا(س)-بصیرت فاطمی


گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود

یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم

بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه

از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم

حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است

باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است

با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند

تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم

یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه

در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای

از سوریه حمایت مان کم نمی شود

خط مدافعان حرم خط فاطمه است

از این مسیر صحبت مان کم نمی شود

چادر، سلاح فاطمی دختران ماست

با این سلاح هیبت مان کم نمی شود

خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست

در راه عشق خدمت مان کم نمی شود

در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت

یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود

آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت:

از فاطمه خجالت مان کم نمی شود

ای کاش می کشید پرش را کمی عقب

صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود

اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟!

سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1396/10/28

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


پَرِ سپیدِ کبوتر میانِ دریا سوخت

دلی که منتظرش بود در تماشا سوخت

قرار بود؛ دوباره به لانه برگردد

ولی پرستویِ پربسته بی محابا سوخت

غمی بزرگتر از انتظارِ دلبر نیست

خبر دهید به مجنونِ قصه ، لیلا سوخت

بدونِ هیچ گناهی به غم اسیر شدند

بدونِ هیچ گناهی دوباره دلها سوخت

شمیمِ سوختن از #فاطمیه می آید

میانِ آن در و دیوارِ خانه زهرا سوخت



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1396/10/28

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


خبر پیچیده گویا پیکری آتش گرفته

درون یک قفس بال و پری آتش گرفته

خبر ضدّ و نقیض آغشته با بیم و امید است

شنیدم چشم های مضطری آتش گرفته

در آن سو شوهری محصور در کشتی آتش

در این سو چشم خیس همسری آتش گرفته

غمی سوزان که آتش می زند آتشفشان را

چه کرده با وجود خواهری آتش گرفته

چرا خورشید باید در دل دریا بسوزد

به جا مانَد از آن خاکستری آتش گرفته

نوازش های آب ای کاش باشد مرهم درد

به زخم لاله های پرپری آتش گرفته

هوای فاطمیه در دل ما تازه تر شد

به یاد ناله های مادری آتش گرفته

اگر آهن بسوزد سخت می سوزد تن یاس

چه کرده با تنَش میخ دری آتش گرفته

نگاه خسته گان را به شب باران سپردند

که فرزندان میهن بین آتش جان سپردند



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1396/10/28

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


کاش بیدارم کنی ، پایان دهی کابوس را

با حضورت زنده کن این مرده ی مأیوس را

یوسف گمگشته باز آید به کنعان ، ای خدا

بیشتر کن شعله ی امید این فانوس را

من چه میبینم؟ چه آمد بر سرت؟ ای نازنین

لاله کاری میکنی با خونت اقیانوس را

بس که بال و پر زدی و گُر گرفتی ، سوختی

درس عزت داده ای در شعله ها ، ققنوس را

پشت دنیا بشکند تا مثل تو آید به بار

میبرم تا ناکجا با خود همین افسوس را

آه از مام وطن ، آه از هجوم درد ها

دوست دارم سینه ی با امتحان مأنوس را

من به دَم هایی که سنگین است عادت کرده ام

کاش بودی تا ببینی این دَم محبوس را

با خودت من را ببر ، دریا به دریا ، موج موج

دوست دارم زندگیِ با خطرْ ملموس را



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/10/26

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


در این ماتم دلِ دنیا بسوزد

تمامِ دل‌خوشی یکجا بسوزد

کجا دیده کسی در اوجِ غربت

پرِ پروانه در دریا بسوزد؟



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/10/26

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


مصیبت سینه را بی تاب کرده

به دریا عکس غم را قاب کرده

چگونه آب هم آتش نگیرد؟

که آتش پیکرت را آب کرده



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/10/26

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


دوباره صد دل بی‌تاب و آتش

دوباره چهره‌ی مهتاب و آتش

به قصد آسمانی کردن تو

تلاقی کرد با هم آب و آتش



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/10/26

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


به سختی جان سپردی و دلش سوخت

عصایِ دستش و آب و گِلش سوخت

ندارد مادر از دریا دلِ خوش...

از آن روزی که در آن حاصلش سوخت!



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/10/26

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


نه تنها در دل آتش تن دریادلان سوزد

که با دریادلان هر دم دل پیر و جوان سوزد

نه تابی بر دل مادر نه صبری بر دل همسر

که از بی تابی آنها زمین سوزد زمان سوزد

توانی نیست تا شرح غم دریادلان گویم

کبوتر رفت و از داغش دل هر آشیان سوزد

خدا صبرت دهد مادر که دیگر رفت جانانت

بکش آهی که از آهت دل هفت آسمان سوزد

میان آب آتش بود و دریا سوخت در آتش

ندیده دیده ای یکجا هم این سوزد هم آن سوزد

" دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید "

دعا کردم فقط هر کس که شد اسباب آن سوزد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/10/20

اجتماعی-سیاسی-محکومیت فتنه 96


ما را فرو کردند در دعوای بیخود

ما خسته ایم از این سیاست های بیخود

تا بوده در چشمان ملت اشک بوده

سهم فقیران از مزایا کشک بوده

اینها نمی فهمند ملت را برادر

حیف است دعوای برادر با برادر

فرعون رفت و پشت او نمرود آمد

گرگی که شکل گوسفندان بود آمد

اینها که هرچه بود را در جیب کردند

هر کس که از ما گفت را تخریب کردند

اینها که در صحنه فقط بازیگرانند

در پشت صحنه دیده ام با دیگرانند

اینها , همانهایی که در فتنه سهیم اند

با انقلاب و مردمش یار قدیم اند

تهمت نزن بگذار حرفم را بگویم

برچسب را بردار حرفم را بگویم

چیز عجیبی نیست حرفم یک کلام است

(( بالاترینِ انقلابی ها "امام" است ))

من در "خمینی" جز خدا , فخری ندیدم

من در جماران هیچ استخری ندیدم

یک کرسی ساده و یک زیلوی یکدست

مثل همین که زیر پای رهبری هست

دیوان استکبار لبخندش ندیدند ...

اما چه شد پشت اتاقش صف کشیدند ؟!

فرهنگ غربی چیست جز مشتی اهانت

هر روز مستی و خماری و خیانت

گیرم که ایران هم اروپا شد , چه بعدش ؟

حتما بیایم با مایو در کوچه بعدش ...

مردم به هوش این قصه پایانی ندارد

این ابر های مرده بارانی ندارد

شنگول و منگولی که این شبنامه دارد

گرگش جدید است و به سر عمامه دارد

این قصه در آخر به اینجا میرسد که ...

یک مرد از آن سوی دنیا میرسد که ...

رفتار او از جنس ظاهر ساز ها نیست

اصلا شبیه این سیاست باز ها نیست

از روز اول فکر و ذکرش دین بوده

خود سالیانی جزو محرومین بوده

ای کاش باشد جزو سربازاش نامم

باید ببینم من کجای این قیامم ؟ ... 



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/10/20

اجتماعی-سیاسی-محکومیت فتنه 96


منشِ مردم کوفه بخدا در ما نیست

آی مردم بنویسید ، علی تنها نیست

آن دیاری که علی سر به لب چاه گذاشت

به خود حیدر کرار ، که در اینجا نیست

اینکه بر روی لب ماست ، دَم تکبیر است

گر چه از جنس شعار است، ولی انشا نیست

فتنه در نطفه خفه می‌شود اینجا زیرا ...

اصلا انگار کسی آن طرفِ دعوا نیست

قد کشیدیم همه ، زیر عَلَم پس حتما

مقتدای دل ما جز یل تاسوعا نیست

حرفِ صلحِ حسنی را ببرید آنجا که ...

بر لب مردم آن صحبتِ عاشورا نیست

هر کسی فتنه بپا کرد ، خودش می‌داند

اذنِ رهبر اگر امروز رسد ... فردا نیست

چشم بدخواه بیفتد اگر اینجا به علی ...

صاحبِ چشم بداند پس از این بینا نیست

اگر از جانب رهبر برسد فرمانی ...

ذکر لبیک ، به روی لب هر ایرانی‌ست



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


فریاد من و شماست اینک لازم

حاشا نشویم پیش زهرا نادم

امروز در انتظار هم‌دردی ماست

جان‌برکفِ سرفراز: عیسی قاسم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

به مناسبت سقوط داعش در سوریه

تقدیم به سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

 

اى گل ،چقدر عطر جماران دارى

تا مرز دمشقِ عشق،جولان دارى

در پرده آن نگاه توفانىِ خویش

طرح نوئى از "ملك سلیمان" دارى

 محمد مهدى عبداللهى

***

هرچند كه داغ دلمان سنگین است

امروز فضاى شهر،گل آذین است

بعد از "حُججى" ،سقوط داعش قطعیست

الوعده وفا، وعده ى صادق این است

محمد مهدى عبداللهى

***

تصویر تو را میان باران دیدم

در سوریه و عراق و لبنان دیدم

در جشن شكستِ داعش و تكفیرى

عباس ترین لشكر دوران دیدم

محمد مهدى عبداللهى

***

در ظلمت این مسیر، غوغا كردى

بى پرده بهار را هویدا كردى

همراه مدافعان دشت گل سرخ

امنیّت باغ را مهیّا كردى

محمد مهدى عبداللهى

 

***

در معركه دیدید گل افشانى را

"آرامش" و "امنیت" ایرانى را

اى داعش روسیاه بنگر امروز

سر پنجه قاسم سلیمانى را...

محمد مهدى عبداللهى

***

با ذکر علی فاطمه را شاد کنیم

حق را سرِ هر مأذنه فریاد کنیم

امروز که داعش به درک واصل شد

از غیرت صدرزاده ها یاد کنیم

 محمد جواد شیرازی

***

شیرینی فتح ... التیامِ اُمّت

دنیا شده باز هم به کامِ اُمّت

با وعده ی تو دمید "صبح صادق"

سرباز ِ مکلّف امامِ اُمّت

 اسماعیل شبرنگ

***

دیدی که چه ناتوان و محدود شدند

در آتشِ خشمِ حیدری دود شدند

از شام خبر رسیده: اینک داعش

هم‌چون کفِ روی آب نابود شدند

 عادل حسین قربان 

***

انفاس شما نسیم جان بخش حیات

سرزنده شد از خون شما رود فرات

بر لشکر فاتحان این عرصه سلام

بر روح مدافعان زینب صلوات

حسین جمالی

***

از نسل علی ز نسل عاشوراییم

موجیم و صلابت دل دریاییم

دلتنگ جهاد و جنگ با اسرائیل

آماده فتح مسجدالأقصی ایم

حسین جمالی

به مناسبت سقوط داعش در سوریه

تقدیم به سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

 

اى گل ،چقدر عطر جماران دارى

تا مرز دمشقِ عشق،جولان دارى

در پرده آن نگاه توفانىِ خویش

طرح نوئى از "ملك سلیمان" دارى

 محمد مهدى عبداللهى

***

هرچند كه داغ دلمان سنگین است

امروز فضاى شهر،گل آذین است

بعد از "حُججى" ،سقوط داعش قطعیست

الوعده وفا، وعده ى صادق این است

محمد مهدى عبداللهى

***

تصویر تو را میان باران دیدم

در سوریه و عراق و لبنان دیدم

در جشن شكستِ داعش و تكفیرى

عباس ترین لشكر دوران دیدم

محمد مهدى عبداللهى

***

در ظلمت این مسیر، غوغا كردى

بى پرده بهار را هویدا كردى

همراه مدافعان دشت گل سرخ

امنیّت باغ را مهیّا كردى

محمد مهدى عبداللهى

 

***

در معركه دیدید گل افشانى را

"آرامش" و "امنیت" ایرانى را

اى داعش روسیاه بنگر امروز

سر پنجه قاسم سلیمانى را...

محمد مهدى عبداللهى

***

با ذکر علی فاطمه را شاد کنیم

حق را سرِ هر مأذنه فریاد کنیم

امروز که داعش به درک واصل شد

از غیرت صدرزاده ها یاد کنیم

 محمد جواد شیرازی

***

شیرینی فتح ... التیامِ اُمّت

دنیا شده باز هم به کامِ اُمّت

با وعده ی تو دمید "صبح صادق"

سرباز ِ مکلّف امامِ اُمّت

 اسماعیل شبرنگ

***

دیدی که چه ناتوان و محدود شدند

در آتشِ خشمِ حیدری دود شدند

از شام خبر رسیده: اینک داعش

هم‌چون کفِ روی آب نابود شدند

 عادل حسین قربان

***

انفاس شما نسیم جان بخش حیات

سرزنده شد از خون شما رود فرات

بر لشکر فاتحان این عرصه سلام

بر روح مدافعان زینب صلوات

حسین جمالی

***

از نسل علی ز نسل عاشوراییم

موجیم و صلابت دل دریاییم

دلتنگ جهاد و جنگ با اسرائیل

آماده فتح مسجدالأقصی ایم

حسین جمالی

***

بعد از غم و اندوه که چندسالی شد

پیغام رسید فصل خوشحالی شد

با دست مقاومت  بلاد اسلام

از لوث وجود داعشی خالی شد

یاسر مسافر

 



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، محکومیت هتک حرمت مقدسات، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

امام رضا(ع)-شهادت


خوشم از رعایای شمس الشموسم

گرفتار عشق انیس النفوسم

کجا بی پناهم در این وادی عشق

پناهنده ی لطف سلطان طوسم

اگر بدترین بنده باشم که هستم

میان حریمش سراپا خلوصم

شفا می دهد خاک روی لبانم

اگر خاک صحن رضا را ببوسم

ز بس با شراب محبت عجینم

بدون محبت خمارم، عبوسم

دهان وا نکردم به مدح بزرگی

فقط حرف سلطان شود، چاپلوسم

امیر عطوفم سلامٌ علیکم

امام رئوفم سلامٌ علیکم

چه خوب است پشت و پناهم تو هستی

همیشه فقط تکیه گاهم تو هستی

اگر رو سپیدم غلام تو هستم

امیدم اگر رو سیاهم تو هستی

چه پیوند خوبی است بین من و تو

منم رعیت و پادشاهم تو هستی

کسی که برایم نموده همیشه

بساط دعا را فراهم، تو هستی

نمی خواهم از تو به غیر از خودت را

تمنای اشک نگاهم تو هستی

جنون من از حد گذشت و پس از این

تمام ثواب و گناهم تو هستی

خودت تا به مشهد دلم را کشاندی

غبار دلم را به لطفت تکاندی

به این دل که پر زد سویت عاشقانه

بده گوشه ای از حرم آشیانه

رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان

شده ذکر تسبیح مان دانه دانه

رسیده به ما عشق، سینه به سینه

کشیدیم این بار، شانه به شانه

نوای مرا می خری از کرامت

میان نواهای نقاره خانه

ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش

شده بین آب و گلم جاودانه

رئوفی و طاقت نداری ببینی

شود اشک چشم گدایی روانه

به من دل بریدن نمی آید اصلا

به تو راندن من نمی آید اصلا

دلت را شکسته گناه زیادم

ولی آمدم، پشت باب الجوادم

زمین خورده ام من، ولی با نگاهت

به شوق طواف حرم ایستادم

همیشه زدم بوسه بر آستانت

سرم را به خاک سرایت نهادم

بزرگانِ خدامِ صحنِ شمایند

خلیل و سلیمان و یعقوب و آدم

تو عیسی دمی؟! نه... به قرآن قسم که

مسیح است در معجزاتش رضا دم

زمانی که جان می رسد بر دهانم

بیا و برس آن دقیقه به دادم

چه کم می شود از تو من را بخوانی؟

مرا مثل سلمانی خود بدانی؟

امان از دمی که مصیبت چشیدی

زمین خوردی اما زمین را ندیدی

اباصلت بر صورتش زد همین که

عبا را به روی سر خود کشیدی

چه تکرار سختی است در بین کوچه

نشستی... دویدی... نشستی... دویدی...

الا ای امیری که شمس الشموسی

چه خاکی شدی تا به حجره رسیدی

لبت تشنه بود و چنان اشک شمعی

به یاد غریبی جدت چکیدی

خودت روضه خواندی که ای شمر ملعون

لبِ تشنه جد مرا سر بریدی

چه خوب است در لحظه ی احتضارت

جواد الائمه رسیده کنارت



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
شنبه 1396/08/27

در پی زلزله غرب کشور


هرچند که زخم دلمان کاری شد

این واقعه دعوتگر همیاری شد

از جنس محبت و تلاش و وحدت

خون در شریان جامعه جاری شد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


بیستون باز بیستون مانده

مات و مبهوت و قیرگون مانده

شهر ما شد خرابه ای غمبار

این میان ماتمی کنون مانده

زیر خروارها شن و ماسه

پیکر کودکی به خون مانده

ترجف الارض بود و کرمانشاه

اینچنین شهر واژگون مانده

رفت فرهاد در پی شیرین

هرچه شد قصهء جنون مانده

تسلیت برتو شهر باغیرت

بیستون باز بیستون مانده



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور

 

کودکی داشت دردِ نان می‌خورد

پدری زخم از زبان می‌خورد

آن‌طرف دشمنِ جهان‌خواری

بی‌تفاوت، فقط جهان می‌خورد

این‌طرف تشنه‌کامِ تکفیری

جامی از خونِ شیعیان می‌خورد

این یکی مست ثروت اندوزی

دیگری همچنان زیان می خورد

زیرِ آوارِ غربتی سنگین

ضرباتی به عمقِ جان می‌خورد

حجمِ غم‌ناکِ غصه را امروز

شرق با غرب توأمان می‌خورد

هم‌نوا با تکانه‌های زمین

قلبِ محزونِ ما تکان می‌خورد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


لرزید زمین و زیر آواری چند

خفتند کنار هم پدر با فرزند

لرزید زمین و چشمه ی غم جوشید

فواره ی آه از همه جا گشت بلند

در پیش نگاه کودکش مادر مرد

اما به لبش داشت کماکان لبخند

دختر که در انتظار بابایش بود

لا لا نشنیده خفت با داغی چند

در آتش بی قراری کرمانشاه

ایران همه بی تاب شده مثل سپند

یک عضو به درد آمده اما آهش

برخاست ز اعضای دگر بند به بند

هر ساقه ی مژگان وطن را این غم

بر لاله ی خونین جگران زد پیوند 



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


بار غم است و تن من ، این شانه طاقت ندارد

این شانه با بیستونت اصلا شباهت ندارد

فرهاد افتاده از پا رفته است در خواب شیرین

آوار بلعیده او را اما شکایت ندارد

وقتی زمین حرف خود را اینگونه با آسمان گفت

فهمیدم او مثل ماها یک جای خلوت ندارد

هر کس که دلخون نباشد ، از گریه جیحون نباشد

فرزند ایران نباشد یعنی که غیرت ندارد

ایران من سر سلامت ایران من تسلیت باد

عمریست که کوه و دشتت یک خواب راحت ندارد

یک عده ای میخرند و یک عده ای می فروشند

کالایشان این میانه جانی که قیمت ندارد

آوار و آوار و آوار ، تکرار و تکرار و تکرار

تکرار این زخم بسیار آیا که حیرت ندارد؟

ایکاش مردی می آمد آن وقت با من به نجوا

می گفت این غصه ، قصه است یعنی حقیقت ندارد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


آشفته شده موسم آبان ماهم

تواَم شده با عزایِ شاهنشاهم

ماتمزده ی عزایِ آلُ الله و

محزون غم مردم کرمانشاهم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


کی گفته اینها باعث خشم زمین بودند

خیلی از اینها زائرین اربعین بودند

جای خدا قاضی شدیم و حکم ها دادیم

تقصیرمان را هم حواله به خدا دادیم

لرزه به تن مانده , دریغا که لباسی نیست

بر قبر ها که جای دعوای سیاسی نیست

باری از این مردم اگر برداشتی خوب است

جای سخن یک ذره غیرت داشتی خوب است

هر یک به نفع خویشتن راهی گرفتیم و ...

از برکه ی مظلومیت ماهی گرفتیم و ...

این سوژه ی روز است و بعد آن سوژه ی دیگر

این سوژه هم مثل هزاران سوژه ی دیگر

مثل همان وقتی که از صاحب زمان خواندیم

در خانه خوابیدیم و از آوارگان خواندیم

دستی بگیر ای دوست تا دست تو را گیرند

تاریخ میگوید که خوشنامان نمیمیرند ... 



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

در پی زلزله غرب کشور


امروز کرمانشاه از اندوه سرشار است

از ترس ، از غصه تمام شهر بیدار است

از پیر گویم یا جوان یا اینکه از نوزاد

کو مرهمی ، کو راه حلی ، درد بسیار است

باید چطور ابراز همدردی نمایم با

آن کودکی که خردسالش زیر آوار است

دیروز مادر فکر یک جشن تولد بود

امروز حسرت میخورد ، امروز عزادار است

در شهر دختر بچه ای مانده تک و تنها

از کار دنیای زمان نشناس ، بیزار است

از کربلا برگشته ! دینت را ادا گردان

بر خطه ای که شهرتش خدمت به زوار است

شاید زمین لرزه به شهر ما رسد فردا

تاریخ دائم، هموطن ! در حال تکرار است



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
شنبه 1396/08/27

در پی زلزله غرب کشور


نه اینکه توی نقشه خاک کرمانشاه لرزیده

تمام کشورم از این غم جانکاه لرزیده

وطن می گرید از زِلزالَهای سوره ی اندوه

درون سینه ها آوار شد غم، "آه" لرزیده



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/08/23

در پی زلزله غرب کشور


آیاتِ خدا رسید امّا جانکاه

لرزید تنِ زمین٬ کشید از دل آه

تفسیرِ «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْض» شده ست

آوارِ فرو‌ریختهٔ کرمانشاه!



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1396/08/23

در پی زلزله غرب کشور


شد به آهنگ عجیبی خاك ما زیر و زبر

خانه ها لرزید و لرزیدند دل ها بیشتر

آن تكان ناگهانی تا همیشه خواب كرد

كودكان خفته در گهواره را  بار دگر

دست های كوچكی از خاك بیرون مانده است

دست هایی بر سراست و دست هایی بركمر

كودكان خانه را جز مرگ، همبازی نماند

باز، بازی می كند داغ عزیزان با جگر

لحظه لحظه شوق پرواز از زمین  تكثیر شد

بسكه هرسو ریخت، باقی مانده ­های بال و پر

داغ های باغ سنگین است اما نو به نو

از دل این خاك می روید درختی تازه تر

یك به یك دیوار ها افتاد تا هجرت كنیم

از شبِ این چار دیواری به آغوش سحر



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1396/07/27

 در پی یاوه گویی های ترامپ 


در بستر کاخ سفیدش...در ایالاتش

در پشت درب بسته و تاریک می خوابد

خواب پریزیدنت آشفته است هر شب،چون

با ترس " موشک های بالستیک" می خوابد

 

وقتی سپاه نور در راه است باید هم

کابوس فرعون آبهای نیلگون باشد

از بردن نام خلیج فارس می ترسد

ناوی که همواره شناور روی خون باشد

 

رقاص ها با چشم خود دیدند با شمشیر

تاجرمآب موی زردی را که شیطان شد

او که خودش حامی سرسخت تروریسم است

در فکر تحریم سپاه پاسداران شد

 

بانو"ایوانکا" دستیار ویژه بابا!

چشم ملک های سعودی بوده دنبالت!

در منطقه هستیم نگذاریم مثل تو

ناموس بی حرمت شود با بدترین حالت

 

ما یار مظلومیم نه ضدبشر...یعنی

آزاده ایم این وصله ها بر ما نمی چسبد

ما با سپاه اربعین در صحنه می آییم

 بی انتقام از دشمنان دنیا نمی چسبد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، محکومیت هتک حرمت مقدسات، 


( کل صحن های حسینیه : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء