استکبار ستیزی-مرگ بر آمریکا


فتنه نوازنده‌اش یکی است جماعت

مطرب و خواننده‌اش یکی است جماعت

 

حرمله یا شمر؟ یا سَنان؟ چه تفاوت

نیزۀ درّنده‌اش یکی است جماعت

 

ناو مسافرکُش و مسلسل داعش

شرکت سازنده‌اش یکی است جماعت

 

متن سخنرانی شغال و سگ زرد

هردو نویسنده‌اش یکی است جماعت

 

خندۀ روباه عین گریۀ تمساح

گریه‌اش و خنده‌اش یکی است جماعت

 

چندم سپتامبر بود بازی ایّام

بازی و بازنده‌اش یکی است جماعت

 

هرکه در این عرصه ظلم دید و نجنگید

مرده‌اش و زنده‌اش یکی است جماعت

 

شعر اگر زینبی نبود، یزیدی است

کفر، سُراینده‌اش یکی است جماعت

 

صیحۀ واحد* شنیده ای؟ دَم مولاست

نعرۀ کوبنده‌اش یکی است جماعت

 

ماه زیاد است، آن که کرب‌و‌بلایی است

ماه درخشنده‌اش یکی است، جماعت

 

 

* ما یَنظُرونَ الّا صَیحةً واحدةً تأخُذهُم وَ هُم یَخِصّمون ( سوره مبارکه یس آیه 29)




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/22 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی سیاسی – شعر اعتراضی


درد در سینه ام تلمبار است

جای این شعر كنج محبس نیست

غم و رنج و بلا و فقر و فساد

درد میهن همین مخمس نیست

 

ای به جز نان شب حرام شما

باغ در باغ شد به نام شما

میوه كال دست ما ندهید

نخل این انقلاب نارس نیست

 

ملك طلق شما نبوده و نیست

دختری كه به عقد آوردید

نامش ایران و مهد شیران است

نامش ایران ولی مؤنث نیست

 

خون مردم به شیشه هست و شما

دستتان تا به مرفق آلوده است

مثل روز است و باز می گویید

آفتاب آنقدر مشخص نیست!!!

 

نیست این حرف باب میل شما

كاش چون صدر بود ذیل شما

آنكسی كه خلاف خیل شما

خانه ی كوچكش مقرنس نیست

 

خسته از اختلاس مردم ما

دست بِن سعدهاست گندم ما

وای اگر بچه های ما گویند

انقلاب شما مقدس نیست!




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/04/21 | 07:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-بصیرت


تنها دعا برای فرج عاشقانه نیست

عاشق شدن به شعر و سرود و ترانه نیست

 

در راه انتظار، فراز و نشیب هست

بی امتحان، فلاح در این آستانه نیست

 

در امتدادِ راهِ قیامش چه کرده ایم؟

سائل شدن، معینِ امامِ زمانه نیست

 

تنها بسنده کردنِ شیعه به ذکرِ یار

در سجده و قیامِ و قعود عارفانه نیست

 

یک قوم زیرِ ظلم و گرفتارِ کارزار

ما کارمان به غیرِ دعای شبانه نیست

□  □  □

حیَّ علیَ الجهاد! همه در رکاب یار!

جز منطقِ شهید، رَهی جاودانه نیست

 

با اینهمه یتیم و فقیر و نیازمند

یک عده در رفاه، وَ این منصفانه نیست

 

عیاش زاده ها همه غرقِ فساد و مست

در دستِ حاکمان ز چه رو تازیانه نیست

 

سقفِ اجاره ها به نجومی رسیده است

دولت به فکر مردم بی آشیانه نیست

 

غرقِ بلاست، حاشیه ی شهرِ پایتخت

اما ز سوی مدعیان یک نشانه نیست

 

رفته ز دست، خیلِ جوانانِ این دیار

ما دست روی دست، که این مشفقانه نیست

 

جمعی غریب و عده ای از خانمان بدور

جمعی گرسنه مانده، ولی مرد خانه نیست

 

تنها ره نجات، حضور جهادی است

باید قیام کرد، که جای بهانه نیست

□  □  □

بارِ غمِ امام زیاد است، ای دریغ!

ما را خبر ز درد دلِ مخفیانه نیست

 

وقتی به کارِ ما گِرهِ کور میخورد

ما را گِره گشای، بحز نازانه نیست

 

میگفت: بی هوا مزن ای زجرِ بی حیا

کمتر بزن، سزای من این تازیانه نیست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/20 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 این شعر قبل از پیروزی انقلاب سروده شده است د(سال 1356)

بصیرت-استکبار ستیزی


در ره  آزادگی  فریادها  خواهیم کرد

خلق را آزاد ز استبدادها خواهیم کرد

 

تا کنون بودیم صید خائنین و بعد از این

بندها  بر گردن  صیادها  خواهیم کرد

 

با خدای خویشتن ما عهد و پیمان بسته ایم

عهد خود را محکم از فولادها خواهیم کرد

 

گشته رنگین  دامن  بیدادگر از خون ما

در حضور  دادگستر  دادها خواهیم کرد

 

رهبر آزاده ی  آزادگان  باشد  حسین

پیروی از رهبر  آزادها  خواهیم  کرد

 

در ره  هفتاد  و   دو   قربانیان   کربلا

ما فدا چندین هزار هفتادها خواهیم کرد

 

حامیان دین و قرآن  را به راه  ایزدی

با فداکاری خود ارشادها خواهیم کرد

 

شد وطن از ظلم جلادان به ما کرب و بلا

چون حسین پیکار با  جلادها  خواهیم کرد

 

ای که در راه هدف کردی به حق ایثار خون

ما  ز  ایثار  و  جهادت  یادها  خواهیم  کرد

 

ای "کلامی" قصد ما جمهوری اسلامی است

در   ره   ابقای   آن   انشادها* خواهیم  کرد

 

*انشاد : شعر خواندن

 

 




✔️ موضوع : دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/17 | 10:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مرگ بر آمریکا


ما و نفسی اسیر دنیا ، هیهات

با منطق زور و زر مدارا ، هیهات

امروز یزید دولت امریکاست

از شمر امان گرفتن ما ، هیهات

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/16 | 07:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وحدت-بصیرت


دست از زمین بردار، آدم را هوایی کن

خیری نخواهی دید از این خوشه گندم ها

بین تو و بین زمین هیچ ارتباطی نیست

دنیای ما پر بوده از سوءتفاهم ها

 

تو از خدا هستی و بی شک مقصدت عرش است

از یاد شاید برده ای عهد الستت را

راهی که خواهی رفت بی شک راه دشواری ست

در دستهای یک نفر بگذار دستت را

 

این سو که ما هستیم باید خوب دقت کرد

پیداست، وقتی مشترک هستند دشمن ها

با دوستان باید مدارا کرد و راه آمد

سودی نخواهد داشت این دشنام دادن ها

 

باید مدارا کرد ، تا فردا چه پیش آید؟

امروز جز انجام این تکلیف کاری نیست

آن روز می آید که می بینیم در دنیا

دیگر خبر از انفجار انتحاری نیست

 

اما اگر دستان ما از هم جدا افتاد

آن وقت طوفان مهیبی راه می افتد

این رابطه تبدیل خواهد شد به درگیری

ما بین ما جنگ صلیبی راه می افتد

 

دیگر برادر با برادر جنگ خواهد کرد

این است حکمِ شرعیِ اسلامِ بعضی ها

چشم خودت را بازکن _ دارند میخندند

شیرین نشسته جنگ ما در کامِ بعضی ها

 

حرف از جنایات سیاسی_اقتصادی نیست

بس کن از این پس داستانهای پلیسی را

کافی ست که دقت کنی تا روی منبرها

پیدا کنی عمامه های انگلیسی را

 

امروز هم دارند ((عمروعاص)) های قوم

از برکت ((دشنام)) در دین , خطبه می خوانند

گاه از تریبون های ((سی.ان.ان)) و گاهی هم

بر منبرِ کاخِ کرملین خطبه می خوانند

 

ما شیعیان حقیم ، در این هیچ شکی نیست

بعضی ولی دنبال جنگ فرقه ها هستند

جان بر کفانِ جبهه ی دشنام و تکفیرند

انگار غیرتمندتر از مرتضی هستند

 

مثل من و تو بچه های هیاتی هستند

مثل من و تو چهره های هیاتی دارند

آنجا که لازم نیست می ترکد دهان هاشان

جای زبان انگار بمب ساعتی دارند

 

با حکم ((جنگِ با برادر)) دشمنان حالا

اسلام را پر کرده اند از خیل قاتل ها

فتوای وحدت بر زمین می ماند و فردا

خون میچکد از برگ توضیح المسایل ها

 

درگیر نان هستند اما خوب معلوم است

هر روز دارد درک مردم میرود بالا

هر روز یک بالانشین سُر میخورد پایین

هرقدر که نرخ تورم میرود بالا

 

فرقی میان ما نبود و نیست ، باور کن

حالا که پشت یک نفر,راهی به یک راهیم

از راست میرانیم یا از چپ ، تفاوت چیست؟

وقتی که در مقصد فقط یک چیز میخواهیم 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/16 | 07:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مقام معظم رهبری-ولایت و بصیرت


ولایت است عیار خلوص ایمان ها

مسیرِ وصلِ خداوکمال ِ انسان ها

 

درامتحان ولایت به جلوه می آید

تفاوتیست میانِ زبیر وسلمان ها

 

اگرمطیع علیِ زمان شویم همه

فریبمان ندهد رویِ نیزه قرآن ها

 

به سوی عزت ایران و انقلاب ماست

قیام وجنبش ِ طوفانی مسلمان ها

 

قسم به نامِ خمینی به کوریِ دشمن

تمام منطقه پُر میشود ز ایران ها

 

مقابل نفسِ فاطمیِ رهبرمان

درآمدند به زانو تمام شیطان ها

 

به محضر ولیِ عصر عهد میبندیم

که تا همیشه بمانیم پایِ پیمان ها

 

به صهیونیسم جهانی پیام ما این است

به سررسیده دگر عرصه هایِ جولان ها

 

هزارسال گذشته ز غیبت موسی

به سامری نفروشیم نورِ ایمان ها

 

به رهبریِ علی وبصیرت مردم

شویم الگویِ وحدت میان ِ دوران ها

 

در آن دلی که اثرکرده لقمه هایِ حرام

دگر اثر نپذیرد ز نورِ برهان ها

 

سلام بر شهدائی که بی نشان رفتند

سلام بر تنِ افتاده در بیابان ها

 

خداکند که مطیع ولی شویم همه

امیرِ لشگر سیدعلی شویم همه




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، امام خامنه ای(حفظه الله)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/14 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی حماسه‌ی نفت کش های ایرانی و ذلّت آمریکای جنایتکار


آنچه به ساحل رسید، کشتیِ تنها نبود

مشتِ گره‌کرده بود، سیلیِ جانانه بود

هیبت پوشالیان، نعره‌ی توخالیان

نزد شهیدان عشق، بازی طفلانه بود




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/9 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی سیاسی-شعر اعتراضی

 

گرده ی مستضعفین نه! نردبان عده ای

تنگناهای زمین نه! آسمان عده ای

 

نانشان باید که در روغن بماند تا ابد

گیرم آجرتر شود هر لحظه نان عده ای

 

جانشان باید که محفوظ از بلا باشد؛ چه غم؟!

بر لب آید گاه‌ اگر از غصه جان عده ای

 

تا همیشه چرخشان باید بچرخد؛ باک نیست

خرد اگر شد زیر چرخی استخوان عده ای

 

جای مهری بر جبین و سبحه ای در دستشان

مشتری دارد خداوندا! دکان عده ای

 

سینه مردم پر از بغض فروخورده ست؛ آه

وا نشد حتی به افسوسی زبان عده ای 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بعثت پیامبر اعظم(ص) - مدح امیرالمومنین(ع)-اجتماعی سیاسی


بی مهر علی این ، دل در دام نمی آید

جز وِردِ علی ما را ، در کام نمی آید

 

شد حُبّ علی ما را  از روز ازل روزی

ساقی بسوی مستان  بی جام نمی آید

 

آدم که شده مسجود  حق را به علی بشناخت

وَر نَه ز هبوطش این  اکرام نمی آید

 

نوح از کرَم مولا  شد ناجیِ قوم خویش

وَرنَه نظرِ لطفی  مادام نمی آید

 

آتش که گلستان شد  بر حضرت ابراهیم

دانست که بی مولا  فرجام نمی آید

 

عیسی دمِ گرم خود  از ذکر علی دارد

وَر نَه به دعای او  الزام نمی آید

 

موسی دل دریا را  بشکافت بنام او

ورنه مددی در آن  هنگام نمی آید

 

همراهِ پیمبرها  مخفی است علی، اما

همراه نبی جز با  اندام نمی آید

 

در فلسفه ی بعثت  سِرّیست نهان حق را

بی حبِّ علی دینِ  اسلام نمی آید

 

اسلامِ پیمبر جز  ابلاغِ ولایت نیست

جز امر علی امری  اعلام نمی آید

 

رمزیست در این نکته  رازیست در این جمله

جز سِرّ علی در گوش  پیغام نمی آید

 

در قلب محمد حق  تمثالِ علی بنهاد

زین رو به لبش غیر از  این نام نمی آید

 

فرمود: سخن با تو  با صوت علی گویم

چون جانِ تو جز با او  آرام نمی آید

 

آیاتِ خداوندی  با لحنِ علی زیباست

بی صوت علی این کار  انجام نمی آید

 

هر سوره امینِ وحی  با ذکر علی آورد

جبریل که بی اِذنش  اعزام نمی آید

 

چون ختم رسل هر بار  تا غار حرا میرفت

میدید که جز مولا  همگام نمی آید

 

هر جا که رود احمد  آنجاست علی قبله

از هیچ مصلّایی  ناکام نمی آید

 

بی یادِ علی هرگز  قرآن نشده نازل

در ذهنِ نبی هرگز  اوهام نمی آید

 

در منطقِ پیغمبر  شک نیست علی مولاست

در گفتنِ این مطلب  ابهام نمی آید

 

این هست نبی الله  او هست ولی الله

بی همرهیِ مولا  یک گام نمی آید

 

از یک شجرند این دو  یک ریشه و یک ساقه

دین بی شجرِ طوبی  تا بام نمی آید

 

این دین نبوی، اما  ذاتی علوی دارد

بی ذات کسی در هیچ  اِفهام نمی آید

 

او کاشفِ کرب است و  از یار زُداید غم

تا هست علی او را  آلام نمی آید

 

این قصرِ مَشید است و  آن بِئرِ مُعَطَّل شد

بی عدل که اجرای  احکام نمی آید

 

او تیغ دو دم دارد  در پنجه علَم دارد

دین جز به علی تا این  ایام نمی آید

 

شد جانِ نبی حیدر  جانانِ نبی حیدر

جز او شبِ جانبازی  در دام نمی آید

□  □  □

بس دور و برِ احمد  او شد سپرِ احمد

فرمود ترا غیر از  زهرام نمی آید

 

زهرا سپرِ او شد  دفعِ خطرِ او شد

فرمود که یاری بر  مولام نمی آید

 

بانو چه تلافی کرد  در کوچه طوافی کرد

میگفت دگر وقتِ  اقدام نمی آید

 

بهتر که بمیرم در  مظلومیَت ای حیدر

جز این به تلافی از  بابام نمی آید

 

از سینه و از پهلو  خون ریخت و میفرمود:

هرگز به برِ ظالم  آرام نمی آید

□  □  □

با خویش مگو از چه  آقام نمی آید

تا  کس نکند سعیی  اَنعام  نمی آید

 

هر قافله در هر راه  گردید اگر آگاه 

در گوشِ دل از دشمن  پیغام نمی آید

 

ما امتِ زهراییم  ما شیعه ی مولاییم

دشمن نکند تهدید  کس رام نمی آید

 

ایران ز دوصد تحریم  هیهات شود تسلیم

آنروز نخواهد دید  آن شام نمی آید

 

دستِ طمعِ دشمن  کن قطع از این کشور

خیر و برکت از این  برجام نمی آید

 

دستِ طمعِ مفسد کن قطع ز بیت المال

ای شیخ تو را خیر از اقوام نمی آید

 

مسئول قضا باید بر دار کِشد فاسد

فریادِ عدالت بی اعدام نمی آید

 

یاریِ علی باید  تا منتقمَش آید

تا شیعه مهیا نیست  صَمصام نمی آید

 

ما یار علی هستیم  غمخوار علی هستیم

کس در دو جهان چون ما  خوشنام نمی آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید مبعث، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای محکومیت  کشتار مسلمانان مظلوم هند


بوی جفا بوی جنون می‌آید امروز

از دهلی نو بوی خون می‌آید امروز

 

انسانیت باری نزولی تازه کرده

شیطان به هندوها حلولی تازه کرده

 

بردند در مسلخ مسلمان را بیایید!

آه ای مسلمانان! مسلمانان! کجایید؟!

 

در سینهٔ سینای موسی بیم افتاد

آتش به جان قوم ابراهیم افتاد

 

فرزندهای حمزه هوشیارید یا نه؟

جعفر، ابوذر، زید بیدارید یا نه؟

 

ای حنظله آماده پیکار هستی؟

سلمان، تو راهی می‌شوی؟ عمار هستی؟

 

در سر دوباره حیله و نیرنگ دارد

مالک! معاویه خیال جنگ دارد

 

دهلی گرفته بوی عطر کربلایی

آه ای حبیب‌بن‌مظاهر کی می‌آیی؟

 

ای مسلم‌بن‌عوسجه شمشیر بردار

آه ای زهیر با شرافت، تیر بردار

 

مظلوم را اندیشه امداد باید

خاموش بودن تا کجا؟ فریاد باید

 

دیگر زمان حرف و صحبت نیست والله!

ساکت نشستن جز خیانت نیست والله!

 

افتاده آتش بر جگرها مرگ بر ما

ما زنده‌ایم و این خبرها مرگ بر ما

 

این زندگی راه سعادت نیست، مرگا!

در ما اگر خون شهادت نیست، مرگا!

 

ما اندکیم، اندک فراوان است، بی‌شک

هر یک نفر از ما هزاران است بی‌شک

 

دیگر زمان حرف و صحبت نیست والله!

ساکت نشستن جز خیانت نیست والله!

 

ساکت نشستن جز خیانت نیست والله!

ساکت نشستن جز خیانت نیست والله!

ساکت نشستن جز خیانت نیست والله!

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/12/14 | 07:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت انتخابات


مجلس این بار ما باید

پر شود از نگاهِ ایمانی

کارآمد، باسواد و قوی

پُرِ از قاسمِ سلیــــمانی




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/12/4 | 10:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 بصیرت در انتخابات


نشان داد ملت که در خواب نیست

بصیرت در این قوم نایاب نیست

 

نوشتیم در پای صندوق‌ها

به ما کس به جز حیدر، ارباب نیست

 

یَلی رفت و دلها دگرگون شدند

چه هست این تحول! گر اِعجاب نیست

 

بزن بر دلم عکس سردار را

که این عکس جایش به هر قاب نیست

 

نگهدار حرمت به خونِ شهید

مگو گلشن عشق شاداب نیست

 

" یکی مرد جنگی بِه از صد هزار "

مگو مالکی بین اصحاب نیست

 

یَلان جهادی سلیمانی اند

درنگی در اردوی احباب نیست

 

به اسلام ناب خمینی قسم

که اسلام نابخردان ناب نیست

 

بنازم چنین انتخابات را

که این انتصابات اذناب نیست

 

برو درس قانونگذاری بخوان

که مجلس محل خور و خواب نیست

 

قوی باش تا گردد ایران قوی

که سستی تو را سبک آداب نیست

 

یکی رأی ما خرج صد موشک است

اتم نیز اینگونه جذاب نیست

 

چه بیم از معاویه و عمر و عاص

قوی باش این جنگ احزاب نیست

 

تو خود دیدی از سال هشتادوهشت

چه ها باب هست و چه ها باب نیست

 

دو صد فتنه کردند تا دل کَنیم

ز عِرض و شرف ، دل در این تاب نیست

 

قیامی که بیش از چهل ساله شد

رهش راه تسلیم و اِرعاب نیست

 

بزن باز موشک به عین الاسد

مگو جان من وقت پرتاب نیست

 

سپردیم سُکّان به دست کسی

که او را هراسی ز گرداب نیست

 

مرا یارب از کشتی انقلاب

مکن دور چشمم جهت یاب نیست

 

گریزانم از عالِم بی عمل

که او را نشانی ز محراب نیست

 

"کلامی" فریب عناوین مخور

بزرگی به عنوان و القاب نیست




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/12/4 | 10:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

)قطار انقلاب(

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

 قاسم نعمتی

پرده‌ی‌اول

بسم ربِّ‌النّورآغازِ کلام

می نویسم از پیامِ یک قیام

 

دشمن این ترویج را باورنداشت

خونِ مظلومان ،اثرخواهدگذاشت

 

حال،دشمن محورِ ناکامی است

شاهدِ بیداریِ اسلامی است

 

نهضت ما در جهان تکثیر شد

راهِ روح الله عالم گیر شد

 

روزگاری کشور ما خوار بود

تحتِ دستوراتِ استعمار بود

 

حاکمی‌بی‌غیرت‌وخودخواه‌داشت

نوکری با اسم ورسمِ شاه داشت

 

هرکه با بی بند وباری راه داشت

گوشه ی ایران تفرّج گاه داشت

 

شاه جز خوش خدمتی نیّت نداشت

جان ومالِ مردم امنیت نداشت

 

با شیاطین هرنفس مانوس بود

شرط بندی ها سرِ ناموس بود

 

گشته بود ایران عجب خوار و زبون

پایِ قانونِ کاپیتولاسیون

 

 

پرده‌ی دوم

 

تاکه بُغضِ سینه ها آزاد شد...

صبحِ روزِ نیمه ی خرداد شد

 

رهبری از شهرِ قم قد، راست کرد

مرگِ استکبار رادرخواست کرد

 

مردی‌ازنسل رسول الله بود

بت شکن بود وخلیل الله بود

 

بعد از آن امواج دریا پا گرفت

شعله ها از سینه ها بالا گرفت

 

بهمنِ پنجاه وهفت اعجاز شد

مُشتِ طاغوتِ زمانه باز شد

 

تا تلاطم کرد این دریایِ خون

تاج وتختِ اهرِمن شد سرنگون

 

بعداز آن‌در مطلع پنجاه‌وهشت

رأیِ مردم با عمل تایید گشت

 

این‌سخن‌برصفحه ی‌عالم‌نشست

رأیِ ما جمهوریِ اسلامی است

 

دشمنی ها بعد از آن ابراز شد

جنگِ تحمیلی به ما آغاز شد

 

خانه هامان قبله ی ایثار گشت

هرجوان آماده ی پیکار گشت

 

جوشش خون ها عجب تاثیر کرد

اسم هایِ کوچه ها تغییر کرد

 

گشت آن بی بند وباری ناپدید

کوچه ها شد حجله بندانِ شهید

 

برگی از تاریخ غرقِ نور شد

صحبت از بازی دراز وهور شد

 

حاجی ِ ما کِی عروجش مکه بود

حجِّ بیت الله خاکِ فکه بود

 

 

پرده‌ی‌سوم

 

هرکه سرِّ عاشقی درسینه داشت

پا به مجنون و شلمچه می گذاشت

 

نور می تابید وگمراهی نبود

از دو کوهه تا خدا راهی نبود

 

موسمِ فتح المبین ونصرها

بدر وخیبر ، یک به یک والفجرها

 

هرکدامش جلوه ای جانانه داشت

شعله اش خاکسترِ پروانه داشت

 

تا که پایِ قطعنامه باز شد

جامِ زهری که تمامش راز شد

 

چون حریفِ صبرِ ما عالم نشد

یک وجب از خاکِ ایران کم نشد

 

هر منافق نقشه اش بر باد رفت

نعره ی تکبیر تا مرصاد رفت

 

تاکه جنگ و شعله اش پایان گرفت

داغِ سختی دامن ایران گرفت

 

از میانِ ما امیرِ راه، رفت

این خبر پیچید «روح الله رفت»

 

از میانِ ما خمینی پر کشید

جامِ وصلِ یار ، یکجا سر کشید

 

با دلی آرام او مأوا گرفت

بین یارانِ شهیدش جا گرفت

 

شکرِ حق از بعدِ آن پیرِ خمین

شد امیرِ راه، فرزندِ حسین

 

 

پرده‌ی چهارم

 

پرچم ِ اسلام بر دوشِ ولیست

خون روح الله در سیدعلیست

 

فتنه ها را یک به یک خنثی کند

مشتِ عمر وعاص ها را واکند

 

ما چهل سال است عزت یافتیم

در جهان،بسیار قدرت یافتیم

 

مستقل از سلطه ی بیگانه ایم

تحتِ امرِ رهبری فرزانه ایم

 

ما چهل سال است خون ها داده ایم

در مسیرِ اقتدار افتاده ایم

 

خوابشان، فتحِ فرات و نیل شد

نامِ ما کابوسِ اسرائیل شد

 

ما چهل سال است در تصمیم ها

صبرها کردیم در تحریم ها

 

دردها دیدیم و درمان یافتیم

اقتدار از نورِ ایمان یافتیم

 

ما چهل سال است باعلم وعمل

کام مان شیرین شده مثل عسل

 

بینِ عالم قدرو جائی یافتیم

با تکامل،خود کفائی یافتیم

 

ماچهل سال است پابر جا شدیم

خوارِ چشمِ حاکم دنیا شدیم

 

کد خدا زانو زده درپیشِ ما

محضرِ آقایِ دور اندیشِ ما


ادامه این شعر

✔️ موضوع : دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/11/14 | 09:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


شب بود و تاریکی به سرعت پخش می‌شد

در کوچه ها ظلم و جنایت پخش میشد

 

حبس عدالت بود  و ابراز جسارت

انگار  رفته بود عقل و دین به غارت

 

یک عده سرگرم زر اندوزی و شهوت

یک عده مشغول هیاهوی سیاست

 

آشفتگی در قلب ایران بود آنروز

کاخ امید و عشق ویران بود آنروز

 

در خاک ایران در قضاوتگاه کشور

ایرانی از حیوان غربی بود کمتر

 

خاری و خفت بود سهم مردمانش

بودند همچون بردگان پیر و جوانش

 

تا آنکه نخل استقامت بارور شد

خورشید "آمنت بربّه" جلوه گر شد

 

تاریکی ظلم از سر این خاک کم شد

از میهن ما سلطه ی ناپاک کم شد

 

آن روزگار تلخ تر از زهر طی شد

عطر بهاران  شهر پشت شهر طی شد

 

از سوی مغرب ای عجب خورشید آمد

از آسمان سیاره ی امید آمد

 

بهمن بهاری تازه شد با یک دم او

یاد شهیدان بود خیر مقدم او

 

اسلام در ایران هویدا شد در آنروز

ایران اسلامی شکوفا شد در آنروز

 

طاغوت در تاریخ زندانِ ابد شد

راه نفوذ خصم استکبار، سد شد

 

با همت والای یاران خمینی

آخر نتیجه داد غوغای حسینی

 

شور عزا پیروزی شیرین به ما داد

داغ محرم داشتن تسکین به ما داد

 

فقه امام صادق و شور حسینی

شد تکیه گاه حرکت پاک خمینی

 

لطف و رئوفی رضا شد شامل ما

با حضرت معصومه حل شد مشکل ما

 

این انقلاب این چشمه ی پر خیر و برکت

این نخله ی سرسبز آزادی و عزت

 

اکنون که دست غیرت نسل جوان است

شکر خدا در اوج عزت همچنان است

 

ایران همانا سرزمین ارغوان است

خون شهیدان در رگ نسل جوان است

 

من یک جوانم کشورم را دوست دارم

از عمق جانم رهبرم را دوست دارم

 

من یک جوانم ایده و اندیشه دارم

چون کاوه در تاریخ ایران ریشه دارم

 

من یک جوانم کوه استعداد هستم

مشکل اگر شد بیستون، فرهاد هستم

 

با همت و با استقامت پیش آیم

با سعی خود غالب به هر تشویش آیم

 

آید اگر دیوار سختی در مسیرم

در سازم از دیوار و راه خویش گیرم

 

شور جوانی را شعور انگیز سازم

روح بهار از خشکی پاییز سازم

 

آنان که از خیل جوانان ناامیدند

باید بگویم کور بودند و ندیدند

 

نسل جوان بازوی روح الله بودند

دروازه های فتح ملت را گشودند

 

آن قدر پا در چرخه ی تدبیر کردند

تا لانه ی جاسوس را تسخیر کردند

 

نسل جوان در جبهه ها غوغا نمودند

دنیای استکبار را رسوا نمودند

 

امروز هم نسل جوان آماده باشند

سرباز های رهبری آزاده باشند

 

نسل جوان با پشتکاری فوق العاده

پای تمام آرمان ها ایستاده

 

با فکر آبادی و اقدامی جهادی

بی وقفه تازد مثل ابراهیم هادی

 

این خوش دلان مانند همت کم نظیر اند

مانند کاوه گوش بر امر امیر اند

 

از آنچه می بینیم این باور عیان است

خون شهیدان در رگ نسل جوان است

 

آید اگر در صحنه نیروی جوانی

گر متحد باشند اردوی جوانی

 

ایران از این آشفتگی سامان بگیرد

این نیمه جان خاکِ گرامی، جان بگیرد

 

در عرصه ها خود را نشان دادند این نسل

در هر کجا خوب امتحان دادند این نسل

 

در هسته ای با نور عشق و نور ایمان

دنیا به حیرت آمد از کار جوانان

 

در صنعت و علم فضا ممتاز بودند

با لطف مولانا رضا ممتاز بودند

 

با ردّ خون راه هنر را باز کردند

در منطقه ممنوع هم پرواز کردند

 

باید ز جا برخواست تا فتح جهانی

یک یاعلی کم دارد این شور جوانی

 

دولت که در کار فساد خویش مانده

مجلس به کارش آیه های یأس خوانده

 

مجلس اگر خالی شد از فریاد مردم

بیداد می آید به استمداد مردم

 

تولید می خوابد به روی بالش فقر

پیدا شود در جامعه افزایش فقر

 

هیهات فریاد عدالت بی جواب است

کاخ فساد آباد و کاخ حق خراب است

 

تا کی به شرق و غرب باید متکی بود

تا کی براین وابستگی باید بیافزود؟

 

وقتش شده مجلس جوان و زنده گردد

شور و نشاط همدلی تابنده گردد

 

آینده دست حکم فرمای جوان است

امید این کشور به زهرای جوان است

 

هان ای جوان، ای شیخ، ای دکتر، مهندس

آماده شو تا رونقی بخشی به مجلس

 

ای با شهیدان هم نوا! وقت جهاد است

رمز موفق بودن ما اتحاد است

 

همگام و یک دل در مسیر عزت خلق

مثل علی در جستجوی خدمت خلق

 

باید که از جام عدالت خورد شهدی

آماده شد بهر طلوع نور مهدی

 

نسل جوان! در یاری مهدی بکوشید

بهر دفاع از نائبش از جان خروشید

 

او چشم بر راه است و ما در راه مانده

دردا که این یوسف اسیر چاه مانده

 

ای آخرین امّید دنیا کیْ می آیی

أین الحسن، أین الحسین، آخر کجایی 




✔️ موضوع : دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/11/14 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


ذکر درود ما به روح پاک یاران

مردان مرد از نسل نور و جنس باران

 

آنانکه با غیرت حماسه آفریدند

ابلیس را از تخت خود پایین کشیدند

 

22 بهمن شکوه ملت ماست

یعنی تجلی غرور و همت ماست

 

ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻧﺨﻞ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭﯼ ها ثمر داد

باغ بهار آرزوها برگ و بر داد

 

پیر جماران مرشد ما شد در این راه

دنبال او مردان با ایمان و آگاه

 

در اوج سختی ها به پستی تن ندادیم

جان داده و خاتم به اهریمن ندادیم

 

از خون یاران غنچه ی توحید گل کرد

عشق و عدالت عزت و امید گل کرد

 

امروز روز بیعت و عهدی دوباره است

لبیک ما بر قلب اهریمن شراره است

 

ما از تبار خیبر و بدر و حنینیم

تا جان به تن داریم در خط حسینیم

 

"سید علی" در امتداد این مسیر است

بعد از "خمینی" مرشد و مولا و پیر است

 

در سایه ی وحدت ولایت پا گرفته است

اینگونه کار عاشقی بالا گرفته است

 

وحدت مرام و مکتب و اندیشه ی ماست

با عشق ماندن تا شهادت پیشه ی ماست

 

سر از خط فرمان مولا بر نداریم

دستی به جز دست خدا بر سر نداریم

 

تحریم ها در ما اثر دارد ندارد

دشمن ز عزم ما خبر دارد ندارد

 

تا خون سلمان در رگ ما ریشه دارد

این ملت از دشمن کجا اندیشه دارد

 

تا جرعه نوش جام عاشوراست این قوم

در موج خیز فتنه بی پرواست این قوم

 

"هیهات منا الذله" فریاد لب ماست

چون "لا اری الموت" حسینی مکتب ماست

 

ما درس غیرت از "ابوفاضل" گرفتیم

در بیکران لطف او ساحل گرفتیم

 

مردی که نامش یک جهان احساس دارد

عالم کجا مانند ما "عباس" دارد ؟

 

الگوی ما در عشق ، زهرای شهیده است

او که فدای دین و ایمان و عقیده است

 

بر یاری حیدر چنان سینه سپر کرد

کز مکتب مولا علی دفع خطر کرد

 

با سینه ای مجروح و خسته یاعلی گفت

در پشت در پهلو شکسته یاعلی گفت

 

فریاد زد مردم علیرمعنای دین است

تنها فقط حیدر امیر المومنین است




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/11/14 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س) مدح-اجتماعی سیاسی


عاشق شده است دانه به دانه هزار بار

دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

 

فریاد بی صداست ترک های پیکرش

از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

 

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان

بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

 

در سرزمین گرم،انار آتشین شود

یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

 

با دست خود به حوصله پنهان نموده است

یک دانه از بهشت در او آفریدگار

 

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش

شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار

 

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود

چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

 

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است

در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

 

نامی که داده است به زن قیمتی دگر

نامی که داده است به مردان هم اعتبار

 

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو

دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

 

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست

برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

 

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل

گویی محمد است به معراج رهسپار

 

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در

چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

 

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد

چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

 

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او

آنها که نام فاطمه را میزنند جار

 

من از کدام یک بنویسم که بوده اند

حجاج ها به ورطه ی تاریخ بی شمار

 

آنها که با غرور نوشتند ساختیم

دریاچه های احمری از خونِ این تبار

 

از کربلا به واقعهٔ فَخ رسیده ایم

از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

 

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت

از استخوان فاطمیان چوبه های دار

 

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم

محکوم می کند حسنک را به سنگسار

 

در لمعة الدمشقیه جاریست همچنان

خون شهید اول و ثانی چون آبشار

 

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه

نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

 

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است

از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار:

 

 جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار

تا صد هزار بار بمیرم برای یار

 

فرق است ، فرق فاحشی از حرف تا عمل

راه است ، راه بی حدی از شعر تا شعار

 

اینک مدافعان حرم شعله پرورند

تا در بیاورند از آن دودمان دمار

 

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد

با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

 

زهراست مادر من و من بی قرار او

آن نام را می آورم آری به افتخار

 

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز

پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

 

فریاد می زنند که سر خم کنید، هان

تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

 

هرجا نگاه می کنم آنجا مزار اوست

پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

 

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار

اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت – استکبار ستیزی- اجتماعی سیاسی ،حاج قاسم سلیمانی


نترس ای دل غمدیده روزگار این است

اگرچه تلخ، ولی انتهاش شیرین است

 

نترس آینه‌ی ما ترک نخواهد خورد

بدون فتنه که ایمان محک نخواهد خورد

 

بایست، کوه صلابت میان دوران‌ها!

نترس، سرو رشید از خروش طوفان‌ها!

 

اگرچه دفتری از داغ بر جبین‌ها هست

نترس در دل تاریخ بیش از این‌ها هست...

 

دریغ و درد که جان از میان پیکر رفت

ز دشت ما صد و هفتاد تا کبوتر رفت

 

دلا بسوز، بسوز و همیشه روشن باش

به سوگواری فرزندهای میهن باش

 

دوباره سوز خزان در میان باغ افتاد

میان سینه‌ی ما داغ روی داغ افتاد

 

به مرثیه صد و هفتاد مثنوی داریم

نترس باید از امروز دلْ قوی داریم

 

اگرچه غرق عزاییم، گرم پیکاریم

اگر بنای عزا هست، ما عزاداریم

 

بدان که دشمن این خاک، فکر جنجال است

اگرچه ظاهر غمگین گرفته، خوشحال است

 

خداست آگه از این‌ها چه در درون دارند

که در مصیبت این داغ، جشن خون دارند

 

اگرچه هیچ مجال نفس کشیدن نیست

وظیفه من و تو پای پس کشیدن نیست

 

دقیق باش که از پشت سر کمین نخوری

به مکر دم‌به‌دم دشمنت زمین نخوری

 

ببین رفیق که در جبهه‌ی مقابل کیست

مبر ز یاد که در این میانه قاتل کیست

 

همانکه بر شرف و خاک ما تهاجم کرد

سپس به سیلی حق دست و پاش را گم کرد

 

به وعده‌های الهی، رفیق شک نکنی

به گوشه‌گیری خود ظلم را کمک نکنی

 

اگرچه داغ، از این سینه صبر برده عزیز

خداست یاور دینش، خدا نمرده عزیز

 

به باغ ما غم پژمردگی است؟ هرگز نیست!

کنون زمانه‌ی سرخوردگی است؟ هرگز نیست!

 

برای ما و تو بی‌امتحان نبوده شبی

ز دامنت بتکان گرد عافیت‌طلبی

 

اگرچه داغ بزرگ است و سینه سنگین است،

ز شرم و غم سر سردار اگرچه پایین است،

 

بدان که وضع جهان این چنین نخواهد ماند

سلاح این شهدا بر زمین نخواهد ماند

 

مباد آنکه ز خاطر بریم آن‌ها را

به سنگِ کینه نکوبیم قهرمان‌ها را

 

بگو که دشمن، دلسوز ماست؟ هرگز نیست

میان جنگ که تضعیف دوست جایز نیست

 

چو کوه پیش روی فتنه‌ها مقاوم باش

از این به بعد برادر، تو حاج قاسم باش

 

از این به بعد به میدان رزم بخت تو چیست؟

بگو برادر من! انتقام سخت تو چیست؟

 

چو لاله باش، به دامان صخره‌ها گل کن

اگر که سنگ شود فتنه‌ها تحمل کن

 

بدون فتنه بگو کی مسیر ما طی شد؟

نترس مؤمن اگر فتنه ها پیاپی شد

 

میان معرکه از شعله‌ها زبانه بگیر

دقیق قلب هدف را ببین، نشانه بگیر

 

بلند شو که زمان خروش طوفانی است

که در وجود تو یک قاسم سلیمانی است

 

ز حاج قاسمِ نفْست غبار را بتکان

و گرد غفلت از این روزگار را بتکان

 

ز هر که غیر خدا ناامید باید بود

برای فیض شهادت شهید باید بود

 

شهید ما پر از این حال بود بندگی‌اش

شهید بوده خودش در تمام زندگی‌اش

 

شهید ما که جهان را پر از تحیر کرد

به خون پرثمرش نان دشمن آجر کرد

 

همانکه ثانیه‌ای از جهاد خسته نشد

مسیر سرخ شهادت به روش بسته نشد

 

همانکه بود زبانزد به غیرت خاصش

جهان به لرزه درآمد از اوج اخلاصش

 

همان‌که وقت شهادت به قطره قطره‌ی خون

نوشته بود من المجرمینَ منتقمون

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 11:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 استکبار ستیزی – حاج قاسم سلیمانی


پای ما محکم بر این جاده است، آمریکا ببین

صف به صف این امت آماده است، آمریکا ببین

 

قدرت شیطان کجا و قدرت ایمان کجا

قوت ما را خدا داده است، آمریکا ببین

 

تکیه چون بر بیرق عباس دارد رهبرم

پرچم از دستش نیفتاده است، آمریکا ببین

 

سر اگر بر نی نباشد لایق معراج نیست

نام ما با کربلا زاده است، آمریکا ببین

 

کربلای دیگری را هم اگر بر پا کنی

بیست ملیون قاسم آماده است، آمریکا ببین

 

بد رقم در سینه‌اش بغض تو را پرورده است

در زمین هرکس که آزاده است، آمریکا ببین

 

امپراطوران عالم یک به یک زانو زدند

قرعه بر نام تو افتاده است، آمریکا ببین

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

متن شعر اجرا شده توسط  سیدرضا نریمانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران تاریخ 27 دی ماه 98:

 

جمعه ی دیگری رسید از راه

باز با عشق بسته ام عهدی

با تمام وجود میگویم‌

السلامُ علیکَ یا مهدی

 

پسر فاطمه!نگاهی کن

فاطمیّه است و دل پر از غوغاست

دلمان خون شد از ندیدن تو

دل ما خوش به ذکر یا زهراست

 

دوره ی آخر الزمان شده است

فتنه ها باز قد علم کردند

شمرها باز هم در این میدان

دست عباس را قلم کردند

 

یابن زهرا ! مقابل دشمن

شیعه این‌بار هم مقاوم بود

پرچم کربلای این جبهه

همه جا دست حاج قاسم بود

 

سرد و گرم چهل بهار و خزان

درس آمادگی به ما داده ست

مرد میدان علم و ایمانیم

لشکر حاج قاسم آماده ست

 

گام دوم شروع شد با خون

حاج قاسم به شاهدان پیوست

چِقَدَر آشناست این قصه

یک زمینی به آسمان پیوست

 

دشمنان بی هوا زدند او را

رفتنش نیز مثل فاطمه بود

دست افتاده ی دلاور ما

راوی روضه های علقمه بود

 

تشنه ی انتقام بودیم و

باز با داغ امتحان دادیم

با شهیدان آسمانیمان

همه جا لحظه لحظه جان دادیم

 

بین آغوش یک هواپیما

هم وطن‌های ما شهید شدند

ما که شرمنده ی شهیدانیم

ولی آنها چه روسفید شدند

 

به خدا امتحان سختی بود

وسط این همه پریشانی

چه بگویم که در دل ما نیست

داغشان کمتر از سلیمانی

 

 داغ‌ اگر هست یادمان نرود

نقشه‌ی جبهه‌ی مقبال چیست؟!

خونِ هم‌نوع ماست روی زمین

خوب دقت کنیم! قاتل کیست؟

 

گیرم آن اشتباه هم رخ داد

ما نباید که اشتباه کنیم

ما نباید سپیدی حق را

با ذغال عدو سیاه کنیم

 

جبهه‌ی خصم را بکوب ولی

جبهه‌ی بچه‌های خود را نه

ریشه‌ی خصم را ببُر اما

شاخه‌ی زیر پای خود را نه

 

زلزله، سیل، جنگ، آبادی

امنیت، اقتدار، آرامش...

هرکجا کار بر زمین مانده

هم سپاه آمده‌است هم ارتش

 

گرچه غمگین داغ هموطنیم

گرچه این داغ، سخت و جانفرساست

آتش جنگ را که روشن کرد؟

بانی این جنایت آمریکاست

 

بوی بال فرشته می آید

این نفسهای آخر دیو است

سیلیِ محکمی زدیم اما

هدف بعدمان تلاویو است

 

سیلیِ آبدارِ آن شب، بود

تازه آغازِ باءِ بسم الله

انتقامی که گفته شد یعنی

شرّتان از زمین شود کوتاه

 

راهتان جز فرار ازینجا نیست

با سپاه علی در افتادید

آی سگ‌های هار! این دفعه

گیر شیران حیدر افتادید

 

خون فرمانده کار خود را کرد

همه جای جهان پر از غوغاست

کوریِ چشم دشمنان وطن

روزهای زوال آمریکاست

 

روزگار افول شیطان است

آخرِ قصه این نخواهد بود

مطمئنیم شیعه خواهد دید

این جهان را بدونِ آل سعود

 

کور شد چشم دشمنان امروز

انقلاب از همیشه پویاتر

پرچمی که همیشه بالا بود

می‌رود لحظه لحظه بالاتر

 

سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم

زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم

حرف قوم و نژاد و مذهب نیست

ما به یک انقلاب دل بستیم

 

عده‌ای از خواص همواره

نان این انقلاب را خوردند

در بزنگاه فتنه‌ها اما

سر از اردوی کین در آوردند

 

هم وطن! یاور علی ! برخیز

لحظه ی انتخاب را دریاب

انقلابی بمان و با هر رأی

جبهه ی انقلاب را دریاب

 

حیف از این آسمان آبی که

در پسِ ابر آفتابی نیست

زخم‌ها خورده‌ایم پی در پی

از مدیری که انقلابی نیست

 

ما علیه فساد جنگیدیم

باید این نکته را به یاد آورد

انقلاب امام سالم بود

انتخاب غلط فساد آورد

 

با تمام فسادها اما

مانده است انقلاب پاینده

اندکی صبر، صبح نزدیک است

بی‌گمان مال ماست آینده

 

نکند باز یادمان برود

همه در بیعت ولی هستیم

قاتل دشمن است وحدت ما

همه فرمانبر علی هستیم

 

 نهضتی که به ما رسید امروز

از مدینه شروع شد، از در

پشت در مادرم زمین افتاد

تا بماند قیام پیغمبر

 

فتنه گرها به صحنه آمده اند

آی یاران مسیر گم نشود

در دل هرم آتش فتنه

خُنکای غدیر گم نشود

 

فتنه از هر طرف هجوم آورد

خانه‌ام باز در خطر افتاد

شیعه هربار بی تفاوت ماند

آتش آمد به جان در افتاد

 

گفتم از در ، چه شد که چشمانم

مثل ابر بهار می بارند

شهدا روزیِ شهادت را

از همین فاطمیه ها دارند

 

غم از این بیشتر؟! که جان رسول

دلش از جور دشمن آزرده ست

دست حیدر طناب پیچ است و

فاطمه پشت در زمین خورده است

 

چه بگویم که بغض ، سنگین است

آنچه باید نمیشد آخر شد

غم از این بیشتر؟! که در خانه

رو بگیرد زن از محارم خود

 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، شهید حاج قاسم سلیمانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/10/30 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خامنه‌ای: ملت عزیز ایران باید همتشان این باشد که قوی باشند


دلداه ی رهبری شریف و مردیم

پروانه شویم و گردشان می‌گردیم

ما پای شکوه‌مان شهیدان دادیم

سوگند به خونشان قوی می‌گردیم




✔️ موضوع : امام خامنه ای(حفظه الله)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/10/30 | 07:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-بیداری اسلامی


به نام خالق یکتای ما که از ایمان

نهاده بار امانت به گرده ی انسان

 

جهان و هرچه در آن است آزمایش ماست

همهْ زمین و زمان، پرده‌ی نمایش ماست

 

به قتلگاه خودش می‌رود نفس به نفس

کسی که نگذرد از سیم خاردار هوس

 

پلی شویم که از خود گذشتن آموزیم

نه موج سرکش طغیان که فتنه افروزیم

 

خوشا به یاری مردم به چشم تر رفتن

جهاد چیست؟ در این جاده ها به سر رفتن

 

و چیست دنیا؟ سیر غم است و شادی ما

و عمر چیست؟ همان اردوی جهادی ما

 

پیام اول این انقلاب بود، جهاد

امید مردم سرپل ذهاب بود، جهاد

 

جهاد ما سفر از دخمه‌ی تن آسانی ست

جهاد، غیرت اسلامی است و ایرانی ست

 

جهاد, از غم همسایه‌ها نخفتن ماست

جهاد خدمت هر کارگر به میهن ماست

 

رسول  ما که به مستضعفین تبسم کرد

زبان منبر ما را زبان مردم کرد

 

علی به شانه‌ی خود بار نان و خرما داشت

حسین ما غم این پابرهنه‌ها را داشت

 

کسی مباد گرفتار بی پر و بالی

مباد سفره ای از نان و زندگی، خالی

 

در این مسیر به سرمنزل سفر نرسیم

اگر به داد دل خون کارگر نرسیم

 

ز جور دانه درشتان چه‌هاست در دل ما

ز آه کوخ نشین، شعله‌هاست در دل ما

 

چرا به رشوه بگیرند کرکسان پر و بال؟

و دستبرد زند رانت‌ها به بیت المال ؟

 

بگو به نان و نمک خوردگان سفره‌ی ما

بریده است گرانی امان سفره‌ی ما

 

اگرچه گاه به پا شد نشست مصلحتی

نه! اقتصادِ رکودی نشد مقاومتی

 

اگرچه برپا شد محض آبروداری

سیمیناهار نکرده علاج بیکاری

 

چه عبرتی‌ست در آن مجرم کلان و گران

که با وثیقه‌ی یاران رها شده آسان؟

 

مباد باز گذارند دست بر روی دست

که انتظار از این قوه‌ی قضاییه هست

 

هنوز مردم مستضعفند پای نظام

بر این همیشه صبوران سربلند سلام

 

اگرچه دلنگرانیم از گرانی‌ها

مباد، دشمن ما گرم شادمانی‌ها

 

به نان خشک اگر سر کنیم سرنکشیم

به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم

 

کدام آینه بوده‌ست از شکستن شاد

مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد

 

به ظلم و فتنه‌گری، حرف عدل بی معنی ست

و با زبان ستم، صَرف عدل بی معنی ست

 

چنین مباد که فریاد داد خواهی‌ها

به حیله محو شود در شب تباهی‌ها

 

شکست، عاقبت باغ های بی برگ است

سپاه تفرقه تنها غنیمتش مرگ است

 

کسی که هیزم عصیان کشد جهنمی است

کسی که شعله به ایران کشد جهنمی است

 

به خاک و خون بکشند این قبیله، میهن ما

به نام مردم ما و به کام دشمن ما

 

ز دودمان شرارند و از قبیله‌ی دود

مترسکند به دست مَلِک فساد سعود

 

دریغ، از نظر شعله‌ها به پرچم ما

شرر زدند به ایران ما به پرچم ما

 

سلام! پرچم زیبای عشق و ایمانم

سلام! پرچمِ پا تا به سر، مسلمانم

 

به سبز و سرخ و سپیدت گره زدم دل را

که شعله‌وار بسوزم هرآنچه باطل را

 

ز موج‌ها به تو بردم پناه و خرسندم

که با تو یافته‌ام، با تو امن ساحل را

 

میان سینه خود از خدا نشان داری

همان که ساخته آسان هرآنچه مشکل را

 

چه مادران که به دامان تو گریسته‌اند

چو در بر تو نشاندند مرغ بِسمل را

 

تو یادگار شهیدان خون‌کفن هستی

و زنده می‌کنی اسم امام راحل را

 

ز جهل در تو کسی گر نگاه کرده حریص

درآوریم ز جا آن دو چشم جاهل را

 

سپیدِ چهره تو نور دیده و دل ماست

چنانکه نیمه‌شبی دیده قرص کامل را

 

ز سرخی رخ تو اهل خانه دل‌گرم‌اند

ز سبزی تو معطر کنیم منزل را

 

به زیر سایه‌ات استاده ملتی نستوه

که فاتحانه گذر کرده این مراحل را

 

مباد سایه امن تو از سر ما کم

مبینم از شرر تو شبی تُهی دل را

 

صدایی از نفس راه می‌رسد بر گوش

نوید نصر من الله می‌رسد بر گوش

 

کدام گل که در اندیشه‌ی بهارش نیست

کدام جاده که دلواپس قرارش نیست

 

مشام کوچه پر از عطر آب پاشی‌ها

در انتظار تو گلدسته ها و کاشی‌ها

 

به هرطرف که نظر می‌کنم شهیدی هست

اگر شهید می‌آرند پس امیدی هست

 

شهید خیمه‌اش آنسوی بی‌کرانی هاست

شهید جلوه‌ی بانوی بی نشانی هاست

 

شهید! ای به تماشای سوره‌ی کوثر

گرفته بوی فصل لربک وانحر

 

غریب باش دلا تا به آشنا برسی

غیور باش به شمشیر لافتی برسی

 

در این زمانه‌ی تردید و شبهه و پرهیز

بیا و دست به دامان دلبری آویز

 

پیاله نوش ولا از بلا نپرهیزد

فدایی نجف از کربلا نپرهیزد

 

حسین کیست که این نغمه زیر و بم زده است

حسین کیست که عشق از حسین دم زده است...

 

اگرچه پیرهنش پاره پاره می آید

هنوز بانگ اذان از مناره می آید

 

در این شبانه, سرود سپیده باید خواند

در اقتدا به گلوی بریده باید خواند

 

میان لشکری از نهروانی و جملی

پناه خسته دلان کیست ذوالفقار علی




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-استکبار ستیزی


ای خدا معرفتی ده که ولایی باشیم

رفته از کوفه برون کرب‌وبلایی باشیم

 

کوفه‌ای بودن و از کرب‌وبلا لاف زدن

بی‌حیایی است دعا کن که حیایی باشیم

 

دشمنان رحم ندارند و رفیقان انصاف

ما در این شهر چگونه شهدایی باشیم

 

شهدا هر چه نوشتند قلم‌خورد نداشت

ای قلم بشکن اگر شیخ ریایی باشیم

 

ما اگر صید بنی‌صدرصفت‌ها نشویم

می‌توانیم هم‌آواز رجایی باشیم

 

دل نخواهد ره سازش برود می‌خواهد

حیدری فکر کند روح خدایی باشیم

 

خبر ای اهل بصیرت، خطری در راه است

نگذارید در این صحنه خطایی باشیم

 

ای جوان، نفی کن اسرائیل و امریکا را

با علی باش در این راه فدایی باشیم

 

اهل بحرین و یمن چشم به ما دوخته‌اند

«یا علی» گوی مهم نیست کجایی باشیم

 

سره از ناسره تشخیص دهند اهل شرف

گر چو عمار پی راه رهایی باشیم

 

نشناسیم اگر یار خراسانی را

گو دگر عرضه نداریم رضایی باشیم

 

وارث غیرت عباس بود سید ما

امر فرموده پی کفرزدایی باشیم

 

می‌شناسیم تو را ای خلف روح‌ خدا

یا ربی گوی که مشمول دعایی باشیم

 

ما که دل‌بستة مولا و ولایتمندیم

ناسپاسی است که وابسته به جایی باشیم

 

گو بر آنیم «کلامی» که به راه اسلام

بگذریم از خود و سرباز خدایی باشیم

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


اسلامِ نابِ مصطفی در حال جولان است

إنّا فَتَحنا بر لبِ اصحاب قرآن است

 

اسلامِ نابِ مصطفی در سرسرای عرش

اسلامِ آمریکاییان سر در گریبان است

 

فتح المبین شد، باز هم اسلامِ آمریکا

این روزها از کرده‌های خود پشیمان است

 

طوفانِ فتنه آمد و دریا خروشان شد

این روزها آرامشِ مابعدِ طوفان است

 

فتنه همان فتنه که در صفین می‌دیدند

قرآن به روی نیزۀ یارانِ شیطان است

 

فتنه همان فتنه که از غربِ جهان گفتند

در سوریه جنگِ مسلمان با مسلمان است

 

با پرچمِ خون، پرچمِ فتنه زمین افتاد

حالا زمانِ فکرکردن به شهیدان است

 

سوریه و لبنان ندارد، جنگ با شیطان

هرجا که باشد بیشۀ شیران ایران است

 

بلقیس‌های تاج‌دارِ دهر فهمیدند

خاورمیانه قصۀ مُلک سلیمان است

 

زهرا روی ایران حسابِ ویژه وا کرده

وقتی که اینجا خطۀ اولادِ سلمان است

 

ما معتبر به میوه‌های باغِ سلطانیم

این خوشۀ انگور از تاکِ خراسان است




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


هرجا که بیفتد گذر آمریکا

پیداست درآنجا اثر آمریکا

 

هر جا که زمین ریخته خون مظلوم

آن شاخه شکسته تبر آمریکا

 

پیدایش داعش و سعودی ها شد

در منطقهء ما هنر آمریکا

 

هر جای جهان که فتنه ای برپاشد

بوده به خدا زیر سر آمریکا

 

درغزه و مصر و یمن و سوریه

درترس همه از خطر آمریکا

 

هر کشوری ازخودش دفاعی بکند

باشد تروریست از نظر آمریکا

 

برجام بهانه بود تا یک عده

تعظیم کنند محضر آمریکا

 

باهمت مردمی مطیع رهبر

برچیده شود بال و پر آمریکا

 

پروازمسافری مارا زده اند

این است "حقوق بشر آمریکا"




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-بیداری اسلامی –استکبار ستیزی 


طبل توخالیست دشمن کار او فریادهاست

شاهدش لحظه به لحظه صحنه رخدادهاست

آبروی دشمنان را بارها بردیم ما

یک مثال از قصه ما قصه پهبادهاست




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/8 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


شعار جهان مرگ بر آمریکاست

خروش زمان مرگ بر آمریکاست

به ایران اسلامی آهنگ رزم

کران تا کران مرگ بر آمریکاست

پیام امام است و هم رهبری

که صلح و امان مرگ بر آمریکاست

خرد تجربه علم منطق، گواه

سخن همچنان مرگ بر آمریکاست

ندای تمامیِ آزادگان

ز پیر و جوان مرگ بر آمریکاست

همه ملییَتها و با هر نژاد

به فریادشان مرگ بر آمریکاست

فلسطین مظلوم،سر میدهد

که نفرین مان مرگ بر آمریکاست

و از کعبه تا قدس، فریادها

عیان و نهان مرگ بر آمریکاست

شهید منا تا شهید حرم

ز خونش عیان مرگ بر آمریکاست

عراق و یمن،غزه و سوریه

فلک را فغان مرگ بر آمریکاست

تسلای دلهای ماتم زده

به فصل خزان مرگ بر آمریکاست

سرود مسلمان،مسیحی، یهود

زمین،آسمان مرگ بر آمریکاست

برائت ز کفار و از مشرکین

به یک ترجمان مرگ بر آمریکاست

صدای هوار حقوق بشر

سرِ دشمنان مرگ بر آمریکاست

مقدم تر از مرگ بر اسرائیل

به فریادمان مرگ بر آمریکاست

نوشته به هر موشک دور برد

که این یادمان مرگ بر آمریکاست

کنون ملت ما نشان میدهد

که ورد زبان مرگ بر آمریکاست

به فرجام برجام خواهیم دید

شعار جهان مرگ بر آمریکاست




✔️ موضوع : روز قدس، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مرزبانان شهید در چهل سالگى انقلاب


از فتنه پاییز در این باغ ،پیام است

این حادثه سرخ سرآغاز قیام است

سبز است قیامى كه در این چله عزت

در معركه ها سرخ ولى گام به گام است

هرچند كه تلخ است به دل،داغ شهیدان

در فصل شهادت فقط ایام به كام است

جان مایه عشق است خطر كردن عشّاق

راهى كه به جز هدیه خون نیمه تمام است

این نهضت امید چهل ساله شد امروز

در سایه خورشید، پر از شور مدام است

سرخیم و سپیدیم پر از خون سپیدار

هستیم بر آن عهد كه در جان كلام است

بى شبهه عدو نقشه كشیده ست چهل سال

دوران بزن در رواِشان نیز تمام است

خونخواه شهیدان سفر رفته مى آید

مى آید از آن دور ،یقین حسن ختام است




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/11/29 | 04:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به شکرانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


چگونه شکر بجا آوریم از این نعمت

که هست دستِ تو بالا سرِ همه امت 

دعای حضرتتان گر نبود، بی تردید

نمیشدیم به انبوهِ فتنه ها نصرت

هزار مرتبه باید ز دست میرفتیم

میانِ اینهمه سختی علیهِ این نهضت

نکرده ای تو فراموش لحظه ای ما را

نبوده ای تو دمی غافل از محبانت

به اسم گاه، دعا میکنی به تک تکِ ما

به گریه گاه، دعا میکنی به این ملت

عجیب اینکه گروهی، بجای شکرِ خدا

زبان گشوده به نا شکری از رهِ غفلت

برای مردمِ غافل، دگر چه باید کرد

که حضرتِ تو نکردی برای این امت

خوشا سعادتِ آنانکه باوفا بودند

ترا رها ننمودند بعدِ هر بیعت

خوشا وفای شهیدان که در دلِ دشمن

بخون نشسته و جان داده اند با غیرت

قسم به معجزه ی انقلاب اسلامی

که این تویی که چهل سال داده ای عزت

به لطفِ حق نه چهل سال، سیزده قرن است

برای شیعه ی زهرا کشیده ای زحمت

به احترام تو و مادر تو سر دادند

هزارها حججی و هزارها همت

قسم به غیرت مردانِ مرد تا امروز

نشسته اند بپایت هزارها هیئت 

نه چرخِ کُندِ معیشت ز پایمان انداخت

نه بی وفائیِ برجام دادمان حسرت

به عشقِ شعبِ ابیطالبیم در تحریم

به عشق کرب و بلاییم حامیِ دینت

فدای العطشِ خیمه های اربابیم

فدای لعلِ لبِ خشک و تشنه ی جدّت 

و پای کار علمدارِ عشق، میمانیم

به عشقِ ساقیِ عطشان، به حُرمتِ حَرمت




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/11/29 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت-سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


انقلاب ما شکوهش وامدار فاطمه ست

اعتبار این نظام از اعتبار فاطمه ست

ما چهل سال است چون کوه استوار و محکمیم

الگوی ما گامهای استوار فاطمه ست

آری آری در مسیر نهضت پیر خمین

ما اگر ثابت قدم هستیم ، کار فاطمه ست

این صلابت ، این شکوه ، این قدرت ایران ما

گوشه ای از معجزات آشکار فاطمه ست

فتنه های دشمنان در نطفه خنثی می شود

تا علم دست امیری از تبار فاطمه ست

هر چه داریم از همان " الجار ثم الدار " اوست

عزت ما از دعای بیشمار فاطمه ست

از سر هر مأذنه نام علی آید به گوش

پس یقینا این حکومت شاهکار فاطمه ست

زیر این پرچم که نام شیعه را احیا نمود

هر کسی خدمت کند خدمتگزار فاطمه ست

هر که در راه ولایت بگذرد از جان خویش

مطمئنا روز محشر در جوار فاطمه ست

حالش اما این روزها رو به وخامت می رود

روزهای آخر فصل بهار فاطمه ست

او زمین افتاد تا حیدر نیفتد بر زمین

شیعه زنده از همین تقسیم کار فاطمه ست

تیغ بران کلامش خصم را در هم شکست

از الف تا یاء - الفبا - ذوالفقار فاطمه ست

شعله چون صیدی پرستو را به دام انداخته

نانجیبی پشت در فکر شکار فاطمه ست

یک نفر باید بیاید تا بگیرد انتقام

عالمی چشم انتظار یادگار فاطمه ست




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات