بصیرت-بیداری اسلامی


به نام خالق یکتای ما که از ایمان

نهاده بار امانت به گرده ی انسان

 

جهان و هرچه در آن است آزمایش ماست

همهْ زمین و زمان، پرده‌ی نمایش ماست

 

به قتلگاه خودش می‌رود نفس به نفس

کسی که نگذرد از سیم خاردار هوس

 

پلی شویم که از خود گذشتن آموزیم

نه موج سرکش طغیان که فتنه افروزیم

 

خوشا به یاری مردم به چشم تر رفتن

جهاد چیست؟ در این جاده ها به سر رفتن

 

و چیست دنیا؟ سیر غم است و شادی ما

و عمر چیست؟ همان اردوی جهادی ما

 

پیام اول این انقلاب بود، جهاد

امید مردم سرپل ذهاب بود، جهاد

 

جهاد ما سفر از دخمه‌ی تن آسانی ست

جهاد، غیرت اسلامی است و ایرانی ست

 

جهاد, از غم همسایه‌ها نخفتن ماست

جهاد خدمت هر کارگر به میهن ماست

 

رسول  ما که به مستضعفین تبسم کرد

زبان منبر ما را زبان مردم کرد

 

علی به شانه‌ی خود بار نان و خرما داشت

حسین ما غم این پابرهنه‌ها را داشت

 

کسی مباد گرفتار بی پر و بالی

مباد سفره ای از نان و زندگی، خالی

 

در این مسیر به سرمنزل سفر نرسیم

اگر به داد دل خون کارگر نرسیم

 

ز جور دانه درشتان چه‌هاست در دل ما

ز آه کوخ نشین، شعله‌هاست در دل ما

 

چرا به رشوه بگیرند کرکسان پر و بال؟

و دستبرد زند رانت‌ها به بیت المال ؟

 

بگو به نان و نمک خوردگان سفره‌ی ما

بریده است گرانی امان سفره‌ی ما

 

اگرچه گاه به پا شد نشست مصلحتی

نه! اقتصادِ رکودی نشد مقاومتی

 

اگرچه برپا شد محض آبروداری

سیمیناهار نکرده علاج بیکاری

 

چه عبرتی‌ست در آن مجرم کلان و گران

که با وثیقه‌ی یاران رها شده آسان؟

 

مباد باز گذارند دست بر روی دست

که انتظار از این قوه‌ی قضاییه هست

 

هنوز مردم مستضعفند پای نظام

بر این همیشه صبوران سربلند سلام

 

اگرچه دلنگرانیم از گرانی‌ها

مباد، دشمن ما گرم شادمانی‌ها

 

به نان خشک اگر سر کنیم سرنکشیم

به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم

 

کدام آینه بوده‌ست از شکستن شاد

مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد

 

به ظلم و فتنه‌گری، حرف عدل بی معنی ست

و با زبان ستم، صَرف عدل بی معنی ست

 

چنین مباد که فریاد داد خواهی‌ها

به حیله محو شود در شب تباهی‌ها

 

شکست، عاقبت باغ های بی برگ است

سپاه تفرقه تنها غنیمتش مرگ است

 

کسی که هیزم عصیان کشد جهنمی است

کسی که شعله به ایران کشد جهنمی است

 

به خاک و خون بکشند این قبیله، میهن ما

به نام مردم ما و به کام دشمن ما

 

ز دودمان شرارند و از قبیله‌ی دود

مترسکند به دست مَلِک فساد سعود

 

دریغ، از نظر شعله‌ها به پرچم ما

شرر زدند به ایران ما به پرچم ما

 

سلام! پرچم زیبای عشق و ایمانم

سلام! پرچمِ پا تا به سر، مسلمانم

 

به سبز و سرخ و سپیدت گره زدم دل را

که شعله‌وار بسوزم هرآنچه باطل را

 

ز موج‌ها به تو بردم پناه و خرسندم

که با تو یافته‌ام، با تو امن ساحل را

 

میان سینه خود از خدا نشان داری

همان که ساخته آسان هرآنچه مشکل را

 

چه مادران که به دامان تو گریسته‌اند

چو در بر تو نشاندند مرغ بِسمل را

 

تو یادگار شهیدان خون‌کفن هستی

و زنده می‌کنی اسم امام راحل را

 

ز جهل در تو کسی گر نگاه کرده حریص

درآوریم ز جا آن دو چشم جاهل را

 

سپیدِ چهره تو نور دیده و دل ماست

چنانکه نیمه‌شبی دیده قرص کامل را

 

ز سرخی رخ تو اهل خانه دل‌گرم‌اند

ز سبزی تو معطر کنیم منزل را

 

به زیر سایه‌ات استاده ملتی نستوه

که فاتحانه گذر کرده این مراحل را

 

مباد سایه امن تو از سر ما کم

مبینم از شرر تو شبی تُهی دل را

 

صدایی از نفس راه می‌رسد بر گوش

نوید نصر من الله می‌رسد بر گوش

 

کدام گل که در اندیشه‌ی بهارش نیست

کدام جاده که دلواپس قرارش نیست

 

مشام کوچه پر از عطر آب پاشی‌ها

در انتظار تو گلدسته ها و کاشی‌ها

 

به هرطرف که نظر می‌کنم شهیدی هست

اگر شهید می‌آرند پس امیدی هست

 

شهید خیمه‌اش آنسوی بی‌کرانی هاست

شهید جلوه‌ی بانوی بی نشانی هاست

 

شهید! ای به تماشای سوره‌ی کوثر

گرفته بوی فصل لربک وانحر

 

غریب باش دلا تا به آشنا برسی

غیور باش به شمشیر لافتی برسی

 

در این زمانه‌ی تردید و شبهه و پرهیز

بیا و دست به دامان دلبری آویز

 

پیاله نوش ولا از بلا نپرهیزد

فدایی نجف از کربلا نپرهیزد

 

حسین کیست که این نغمه زیر و بم زده است

حسین کیست که عشق از حسین دم زده است...

 

اگرچه پیرهنش پاره پاره می آید

هنوز بانگ اذان از مناره می آید

 

در این شبانه, سرود سپیده باید خواند

در اقتدا به گلوی بریده باید خواند

 

میان لشکری از نهروانی و جملی

پناه خسته دلان کیست ذوالفقار علی




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-استکبار ستیزی


ای خدا معرفتی ده که ولایی باشیم

رفته از کوفه برون کرب‌وبلایی باشیم

 

کوفه‌ای بودن و از کرب‌وبلا لاف زدن

بی‌حیایی است دعا کن که حیایی باشیم

 

دشمنان رحم ندارند و رفیقان انصاف

ما در این شهر چگونه شهدایی باشیم

 

شهدا هر چه نوشتند قلم‌خورد نداشت

ای قلم بشکن اگر شیخ ریایی باشیم

 

ما اگر صید بنی‌صدرصفت‌ها نشویم

می‌توانیم هم‌آواز رجایی باشیم

 

دل نخواهد ره سازش برود می‌خواهد

حیدری فکر کند روح خدایی باشیم

 

خبر ای اهل بصیرت، خطری در راه است

نگذارید در این صحنه خطایی باشیم

 

ای جوان، نفی کن اسرائیل و امریکا را

با علی باش در این راه فدایی باشیم

 

اهل بحرین و یمن چشم به ما دوخته‌اند

«یا علی» گوی مهم نیست کجایی باشیم

 

سره از ناسره تشخیص دهند اهل شرف

گر چو عمار پی راه رهایی باشیم

 

نشناسیم اگر یار خراسانی را

گو دگر عرضه نداریم رضایی باشیم

 

وارث غیرت عباس بود سید ما

امر فرموده پی کفرزدایی باشیم

 

می‌شناسیم تو را ای خلف روح‌ خدا

یا ربی گوی که مشمول دعایی باشیم

 

ما که دل‌بستة مولا و ولایتمندیم

ناسپاسی است که وابسته به جایی باشیم

 

گو بر آنیم «کلامی» که به راه اسلام

بگذریم از خود و سرباز خدایی باشیم

 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


اسلامِ نابِ مصطفی در حال جولان است

إنّا فَتَحنا بر لبِ اصحاب قرآن است

 

اسلامِ نابِ مصطفی در سرسرای عرش

اسلامِ آمریکاییان سر در گریبان است

 

فتح المبین شد، باز هم اسلامِ آمریکا

این روزها از کرده‌های خود پشیمان است

 

طوفانِ فتنه آمد و دریا خروشان شد

این روزها آرامشِ مابعدِ طوفان است

 

فتنه همان فتنه که در صفین می‌دیدند

قرآن به روی نیزۀ یارانِ شیطان است

 

فتنه همان فتنه که از غربِ جهان گفتند

در سوریه جنگِ مسلمان با مسلمان است

 

با پرچمِ خون، پرچمِ فتنه زمین افتاد

حالا زمانِ فکرکردن به شهیدان است

 

سوریه و لبنان ندارد، جنگ با شیطان

هرجا که باشد بیشۀ شیران ایران است

 

بلقیس‌های تاج‌دارِ دهر فهمیدند

خاورمیانه قصۀ مُلک سلیمان است

 

زهرا روی ایران حسابِ ویژه وا کرده

وقتی که اینجا خطۀ اولادِ سلمان است

 

ما معتبر به میوه‌های باغِ سلطانیم

این خوشۀ انگور از تاکِ خراسان است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


هرجا که بیفتد گذر آمریکا

پیداست درآنجا اثر آمریکا

 

هر جا که زمین ریخته خون مظلوم

آن شاخه شکسته تبر آمریکا

 

پیدایش داعش و سعودی ها شد

در منطقهء ما هنر آمریکا

 

هر جای جهان که فتنه ای برپاشد

بوده به خدا زیر سر آمریکا

 

درغزه و مصر و یمن و سوریه

درترس همه از خطر آمریکا

 

هر کشوری ازخودش دفاعی بکند

باشد تروریست از نظر آمریکا

 

برجام بهانه بود تا یک عده

تعظیم کنند محضر آمریکا

 

باهمت مردمی مطیع رهبر

برچیده شود بال و پر آمریکا

 

پروازمسافری مارا زده اند

این است "حقوق بشر آمریکا"




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-بیداری اسلامی –استکبار ستیزی 


طبل توخالیست دشمن کار او فریادهاست

شاهدش لحظه به لحظه صحنه رخدادهاست

آبروی دشمنان را بارها بردیم ما

یک مثال از قصه ما قصه پهبادهاست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/8 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


شعار جهان مرگ بر آمریکاست

خروش زمان مرگ بر آمریکاست

به ایران اسلامی آهنگ رزم

کران تا کران مرگ بر آمریکاست

پیام امام است و هم رهبری

که صلح و امان مرگ بر آمریکاست

خرد تجربه علم منطق، گواه

سخن همچنان مرگ بر آمریکاست

ندای تمامیِ آزادگان

ز پیر و جوان مرگ بر آمریکاست

همه ملییَتها و با هر نژاد

به فریادشان مرگ بر آمریکاست

فلسطین مظلوم،سر میدهد

که نفرین مان مرگ بر آمریکاست

و از کعبه تا قدس، فریادها

عیان و نهان مرگ بر آمریکاست

شهید منا تا شهید حرم

ز خونش عیان مرگ بر آمریکاست

عراق و یمن،غزه و سوریه

فلک را فغان مرگ بر آمریکاست

تسلای دلهای ماتم زده

به فصل خزان مرگ بر آمریکاست

سرود مسلمان،مسیحی، یهود

زمین،آسمان مرگ بر آمریکاست

برائت ز کفار و از مشرکین

به یک ترجمان مرگ بر آمریکاست

صدای هوار حقوق بشر

سرِ دشمنان مرگ بر آمریکاست

مقدم تر از مرگ بر اسرائیل

به فریادمان مرگ بر آمریکاست

نوشته به هر موشک دور برد

که این یادمان مرگ بر آمریکاست

کنون ملت ما نشان میدهد

که ورد زبان مرگ بر آمریکاست

به فرجام برجام خواهیم دید

شعار جهان مرگ بر آمریکاست




موضوع: روز قدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مرزبانان شهید در چهل سالگى انقلاب


از فتنه پاییز در این باغ ،پیام است

این حادثه سرخ سرآغاز قیام است

سبز است قیامى كه در این چله عزت

در معركه ها سرخ ولى گام به گام است

هرچند كه تلخ است به دل،داغ شهیدان

در فصل شهادت فقط ایام به كام است

جان مایه عشق است خطر كردن عشّاق

راهى كه به جز هدیه خون نیمه تمام است

این نهضت امید چهل ساله شد امروز

در سایه خورشید، پر از شور مدام است

سرخیم و سپیدیم پر از خون سپیدار

هستیم بر آن عهد كه در جان كلام است

بى شبهه عدو نقشه كشیده ست چهل سال

دوران بزن در رواِشان نیز تمام است

خونخواه شهیدان سفر رفته مى آید

مى آید از آن دور ،یقین حسن ختام است




موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/11/29 | 04:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به شکرانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


چگونه شکر بجا آوریم از این نعمت

که هست دستِ تو بالا سرِ همه امت 

دعای حضرتتان گر نبود، بی تردید

نمیشدیم به انبوهِ فتنه ها نصرت

هزار مرتبه باید ز دست میرفتیم

میانِ اینهمه سختی علیهِ این نهضت

نکرده ای تو فراموش لحظه ای ما را

نبوده ای تو دمی غافل از محبانت

به اسم گاه، دعا میکنی به تک تکِ ما

به گریه گاه، دعا میکنی به این ملت

عجیب اینکه گروهی، بجای شکرِ خدا

زبان گشوده به نا شکری از رهِ غفلت

برای مردمِ غافل، دگر چه باید کرد

که حضرتِ تو نکردی برای این امت

خوشا سعادتِ آنانکه باوفا بودند

ترا رها ننمودند بعدِ هر بیعت

خوشا وفای شهیدان که در دلِ دشمن

بخون نشسته و جان داده اند با غیرت

قسم به معجزه ی انقلاب اسلامی

که این تویی که چهل سال داده ای عزت

به لطفِ حق نه چهل سال، سیزده قرن است

برای شیعه ی زهرا کشیده ای زحمت

به احترام تو و مادر تو سر دادند

هزارها حججی و هزارها همت

قسم به غیرت مردانِ مرد تا امروز

نشسته اند بپایت هزارها هیئت 

نه چرخِ کُندِ معیشت ز پایمان انداخت

نه بی وفائیِ برجام دادمان حسرت

به عشقِ شعبِ ابیطالبیم در تحریم

به عشق کرب و بلاییم حامیِ دینت

فدای العطشِ خیمه های اربابیم

فدای لعلِ لبِ خشک و تشنه ی جدّت 

و پای کار علمدارِ عشق، میمانیم

به عشقِ ساقیِ عطشان، به حُرمتِ حَرمت




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/11/29 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت-سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


انقلاب ما شکوهش وامدار فاطمه ست

اعتبار این نظام از اعتبار فاطمه ست

ما چهل سال است چون کوه استوار و محکمیم

الگوی ما گامهای استوار فاطمه ست

آری آری در مسیر نهضت پیر خمین

ما اگر ثابت قدم هستیم ، کار فاطمه ست

این صلابت ، این شکوه ، این قدرت ایران ما

گوشه ای از معجزات آشکار فاطمه ست

فتنه های دشمنان در نطفه خنثی می شود

تا علم دست امیری از تبار فاطمه ست

هر چه داریم از همان " الجار ثم الدار " اوست

عزت ما از دعای بیشمار فاطمه ست

از سر هر مأذنه نام علی آید به گوش

پس یقینا این حکومت شاهکار فاطمه ست

زیر این پرچم که نام شیعه را احیا نمود

هر کسی خدمت کند خدمتگزار فاطمه ست

هر که در راه ولایت بگذرد از جان خویش

مطمئنا روز محشر در جوار فاطمه ست

حالش اما این روزها رو به وخامت می رود

روزهای آخر فصل بهار فاطمه ست

او زمین افتاد تا حیدر نیفتد بر زمین

شیعه زنده از همین تقسیم کار فاطمه ست

تیغ بران کلامش خصم را در هم شکست

از الف تا یاء - الفبا - ذوالفقار فاطمه ست

شعله چون صیدی پرستو را به دام انداخته

نانجیبی پشت در فکر شکار فاطمه ست

یک نفر باید بیاید تا بگیرد انتقام

عالمی چشم انتظار یادگار فاطمه ست




موضوع: وصیت و بستر شهادت،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت و مقاومت انقلابی-استکبار ستیزی


همه جا از درو دیوار شرر می‌آید

دارد انگار ز موعود خبر می‌آید

سوریه، غزه، یمن گرچه پر از خون شده است

ولی از حادثه‌ها بوی ظفر می‌آید

مالک این بار سر از فتنه جدا خواهد کرد

دوره ی غربت مظلوم به سر می‌آید

باید از روی زمین محو شود اسرائیل

هر که مثل شهدا داشت جگر می‌آید

وعده ی«نصر من الله» قریب است قریب

فأستقم ... نصرت و امداد دگر می‌آید

شک نکن قدرت شیطان همه وهم است و خیال

پشت او می‌شکنیم، این ز تو بر می‌آید

بیست و پنج سال زیاد است برای تو یهود

عمر تو زودتر از زود به سر می‌آید 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/07/5 | 11:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 تضمینی بر غزل  میلاد عرفان پور

 

رعدی زد و برقی زد و طوفان شدیدی

باران نزد و وعده فقط ماند و وعیدی

ای وای اگر سر بزند صبح سپیدی

"گفتند وشنیدند به تدبیر و امیدی

در سایه ی تهدید چرا گفت و شنیدی"

 

روبَه صفتان، دد منشان، روز به مُزدان

هر وعده که دادند معمّا و لغُز، دان

افسوس که ما دل نسپردیم به یزدان!

"رفتند شبانگاه به مهمانی دزدان

آنانکه در این خانه نجستند کلیدی"

 

بر پشت خر لنگ به گردونه نشستن

سودی چه دهد اینهمه وارونه نشستن

با مار چرا منتظر پونه نشستن!

"با گردن کج تا به کی اینگونه نشستن

تا پول سیاهی بدهد کاخ سفیدی"

 

ای وای ِ بهاری که خزان است زمینش

شک ریشه دوانده است در ارکان یقینش

قرآن ِ سرِ نی شده قرآن مبینش

"افسوس بر این سال که سازِش شده سینش

قرآن به میان نیست، عجب سفره ی عیدی"

 

طوفان سیاهی است که جز قبر نبارد!

برفی است که ای کاش سر ِ گبر نبارد

یا آنکه تگرگ است و سر صبر نبارد

"باران فراوانی از این ابر نبارد

جز آنکه دل خلق بسوزد به اسیدی"

 

قومی که به تزویر همه جان به کفانند

از جنگ غنیمت برسد، خوش علفانند

مظلوم که یاری طلبد بی طرفانند

"در کرب و بلا بی طرفان بی شرفانند

تاریخ همان است، حسینی و یزیدی"

 

حاشا که زند خنده به طنّازی دشمن

حاشا که برآید به هم آوازی دشمن

حاشا که بلرزد ز براندازی دشمن

"هرگز ندهد تن به نظربازی دشمن

خاکی که درآمیخته با خون شهیدی"

 

پیراهنی از خون شهیدان به برِ ماست

ققنوس شدن، شعله زدن، بال و پر ماست

آن سر که سراسیمه ی تیغ است، سر ماست

"ما آینه هاییم، شکستن هنر ماست

با ماست هرآیینه شهیدان جدیدی"




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/02/20 | 09:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 

گهی برجای رقصیده است و گاه آسوده بر پای است

گهی بر پای نا آرام و گاه آرام بر جای است

گهی بر جام دارد دست و روحانی است حالاتش

گهی مست است و می رقصانَد و خود مجلس آرای است

نه از تحریم تنباکوست کامش تلخ نه از نفت

که یا مشغول صرف قهوه یا نوشیدن چای است

کلید گنجها با اوست ، می گویند این دریا

اگر او ناخدا باشد دمادم گوهرافزای است 

درختان میوه ی بی هسته می زایند تا او هست

هوای روستا امن است و با او جنگ در سایه است

من امّا وصله ی ناجور این آبادیم ، در من

غمی روئیده ، چونان استخوان مانده در نای است

جهنّم می رود این بد دهاتی ، کدخدا گفته است

که در قولش تَمرگیدن همان قول بفرمای است

قضاوت می کند تاریخ ، با او روستای ما

گلستان می شود گاهی و گاهی ترکمنچای است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/02/20 | 08:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام زمان(عج)-مناجات سال 97


امسال پر از خیر برای همه باشد

عجل فرجش بر لب ما زمزمه باشد

ای کاش ببینیم که سال نود و هفت

سال فرج منتقم فاطمه باشد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/10 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانه شعار سال 97 – حمایت از کالای ایرانی

 

 ناصر شهریاری

دعا کردم سلامت باشی ای دوست

پر از نور و سعادت باشی ای دوست

ز ایرانی و کالایش همیشه

تو باید در حمایت باشی ای دوست

***  

 محمد جواد شیرازی

راه تعالی هست در رفتار ایمانی

در پیروی از اهل بیت و راه قرآنی

طبق صریح امر رهبر، بیش از پیش

باید حمایت کرد از کالای ایرانی

***

 اسماعیل شبرنگ

دل می شود با نور قرآنی هدایت

سرمنشا هر خیر و ایمانی ولایت

امسال سالی می شود که می کند باز

ایرانی از کالای ایرانی حمایت




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/10 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بصیرت فاطمی


گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود

یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم

بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه

از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم

حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است

باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است

با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند

تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم

یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه

در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای

از سوریه حمایت مان کم نمی شود

خط مدافعان حرم خط فاطمه است

از این مسیر صحبت مان کم نمی شود

چادر، سلاح فاطمی دختران ماست

با این سلاح هیبت مان کم نمی شود

خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست

در راه عشق خدمت مان کم نمی شود

در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت

یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود

آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت:

از فاطمه خجالت مان کم نمی شود

ای کاش می کشید پرش را کمی عقب

صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود

اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟!

سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود




موضوع: طلیعه فاطمیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


پَرِ سپیدِ کبوتر میانِ دریا سوخت

دلی که منتظرش بود در تماشا سوخت

قرار بود؛ دوباره به لانه برگردد

ولی پرستویِ پربسته بی محابا سوخت

غمی بزرگتر از انتظارِ دلبر نیست

خبر دهید به مجنونِ قصه ، لیلا سوخت

بدونِ هیچ گناهی به غم اسیر شدند

بدونِ هیچ گناهی دوباره دلها سوخت

شمیمِ سوختن از #فاطمیه می آید

میانِ آن در و دیوارِ خانه زهرا سوخت




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/10/28 | 11:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


خبر پیچیده گویا پیکری آتش گرفته

درون یک قفس بال و پری آتش گرفته

خبر ضدّ و نقیض آغشته با بیم و امید است

شنیدم چشم های مضطری آتش گرفته

در آن سو شوهری محصور در کشتی آتش

در این سو چشم خیس همسری آتش گرفته

غمی سوزان که آتش می زند آتشفشان را

چه کرده با وجود خواهری آتش گرفته

چرا خورشید باید در دل دریا بسوزد

به جا مانَد از آن خاکستری آتش گرفته

نوازش های آب ای کاش باشد مرهم درد

به زخم لاله های پرپری آتش گرفته

هوای فاطمیه در دل ما تازه تر شد

به یاد ناله های مادری آتش گرفته

اگر آهن بسوزد سخت می سوزد تن یاس

چه کرده با تنَش میخ دری آتش گرفته

نگاه خسته گان را به شب باران سپردند

که فرزندان میهن بین آتش جان سپردند




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/10/28 | 11:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


کاش بیدارم کنی ، پایان دهی کابوس را

با حضورت زنده کن این مرده ی مأیوس را

یوسف گمگشته باز آید به کنعان ، ای خدا

بیشتر کن شعله ی امید این فانوس را

من چه میبینم؟ چه آمد بر سرت؟ ای نازنین

لاله کاری میکنی با خونت اقیانوس را

بس که بال و پر زدی و گُر گرفتی ، سوختی

درس عزت داده ای در شعله ها ، ققنوس را

پشت دنیا بشکند تا مثل تو آید به بار

میبرم تا ناکجا با خود همین افسوس را

آه از مام وطن ، آه از هجوم درد ها

دوست دارم سینه ی با امتحان مأنوس را

من به دَم هایی که سنگین است عادت کرده ام

کاش بودی تا ببینی این دَم محبوس را

با خودت من را ببر ، دریا به دریا ، موج موج

دوست دارم زندگیِ با خطرْ ملموس را




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/10/28 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


در این ماتم دلِ دنیا بسوزد

تمامِ دل‌خوشی یکجا بسوزد

کجا دیده کسی در اوجِ غربت

پرِ پروانه در دریا بسوزد؟




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/10/26 | 12:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


مصیبت سینه را بی تاب کرده

به دریا عکس غم را قاب کرده

چگونه آب هم آتش نگیرد؟

که آتش پیکرت را آب کرده




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/10/26 | 12:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


دوباره صد دل بی‌تاب و آتش

دوباره چهره‌ی مهتاب و آتش

به قصد آسمانی کردن تو

تلاقی کرد با هم آب و آتش




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/10/26 | 12:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


به سختی جان سپردی و دلش سوخت

عصایِ دستش و آب و گِلش سوخت

ندارد مادر از دریا دلِ خوش...

از آن روزی که در آن حاصلش سوخت!




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/10/26 | 12:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در غم کشته شدگان سانحه نفت‌کش سانچی


نه تنها در دل آتش تن دریادلان سوزد

که با دریادلان هر دم دل پیر و جوان سوزد

نه تابی بر دل مادر نه صبری بر دل همسر

که از بی تابی آنها زمین سوزد زمان سوزد

توانی نیست تا شرح غم دریادلان گویم

کبوتر رفت و از داغش دل هر آشیان سوزد

خدا صبرت دهد مادر که دیگر رفت جانانت

بکش آهی که از آهت دل هفت آسمان سوزد

میان آب آتش بود و دریا سوخت در آتش

ندیده دیده ای یکجا هم این سوزد هم آن سوزد

" دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید "

دعا کردم فقط هر کس که شد اسباب آن سوزد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/10/26 | 12:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی-سیاسی-محکومیت فتنه 96


ما را فرو کردند در دعوای بیخود

ما خسته ایم از این سیاست های بیخود

تا بوده در چشمان ملت اشک بوده

سهم فقیران از مزایا کشک بوده

اینها نمی فهمند ملت را برادر

حیف است دعوای برادر با برادر

فرعون رفت و پشت او نمرود آمد

گرگی که شکل گوسفندان بود آمد

اینها که هرچه بود را در جیب کردند

هر کس که از ما گفت را تخریب کردند

اینها که در صحنه فقط بازیگرانند

در پشت صحنه دیده ام با دیگرانند

اینها , همانهایی که در فتنه سهیم اند

با انقلاب و مردمش یار قدیم اند

تهمت نزن بگذار حرفم را بگویم

برچسب را بردار حرفم را بگویم

چیز عجیبی نیست حرفم یک کلام است

(( بالاترینِ انقلابی ها "امام" است ))

من در "خمینی" جز خدا , فخری ندیدم

من در جماران هیچ استخری ندیدم

یک کرسی ساده و یک زیلوی یکدست

مثل همین که زیر پای رهبری هست

دیوان استکبار لبخندش ندیدند ...

اما چه شد پشت اتاقش صف کشیدند ؟!

فرهنگ غربی چیست جز مشتی اهانت

هر روز مستی و خماری و خیانت

گیرم که ایران هم اروپا شد , چه بعدش ؟

حتما بیایم با مایو در کوچه بعدش ...

مردم به هوش این قصه پایانی ندارد

این ابر های مرده بارانی ندارد

شنگول و منگولی که این شبنامه دارد

گرگش جدید است و به سر عمامه دارد

این قصه در آخر به اینجا میرسد که ...

یک مرد از آن سوی دنیا میرسد که ...

رفتار او از جنس ظاهر ساز ها نیست

اصلا شبیه این سیاست باز ها نیست

از روز اول فکر و ذکرش دین بوده

خود سالیانی جزو محرومین بوده

ای کاش باشد جزو سربازاش نامم

باید ببینم من کجای این قیامم ؟ ... 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/10/20 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی-سیاسی-محکومیت فتنه 96


منشِ مردم کوفه بخدا در ما نیست

آی مردم بنویسید ، علی تنها نیست

آن دیاری که علی سر به لب چاه گذاشت

به خود حیدر کرار ، که در اینجا نیست

اینکه بر روی لب ماست ، دَم تکبیر است

گر چه از جنس شعار است، ولی انشا نیست

فتنه در نطفه خفه می‌شود اینجا زیرا ...

اصلا انگار کسی آن طرفِ دعوا نیست

قد کشیدیم همه ، زیر عَلَم پس حتما

مقتدای دل ما جز یل تاسوعا نیست

حرفِ صلحِ حسنی را ببرید آنجا که ...

بر لب مردم آن صحبتِ عاشورا نیست

هر کسی فتنه بپا کرد ، خودش می‌داند

اذنِ رهبر اگر امروز رسد ... فردا نیست

چشم بدخواه بیفتد اگر اینجا به علی ...

صاحبِ چشم بداند پس از این بینا نیست

اگر از جانب رهبر برسد فرمانی ...

ذکر لبیک ، به روی لب هر ایرانی‌ست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/10/20 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


فریاد من و شماست اینک لازم

حاشا نشویم پیش زهرا نادم

امروز در انتظار هم‌دردی ماست

جان‌برکفِ سرفراز: عیسی قاسم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/10/3 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سقوط داعش در سوریه

تقدیم به سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

 

اى گل ،چقدر عطر جماران دارى

تا مرز دمشقِ عشق،جولان دارى

در پرده آن نگاه توفانىِ خویش

طرح نوئى از "ملك سلیمان" دارى

 محمد مهدى عبداللهى

***

هرچند كه داغ دلمان سنگین است

امروز فضاى شهر،گل آذین است

بعد از "حُججى" ،سقوط داعش قطعیست

الوعده وفا، وعده ى صادق این است

محمد مهدى عبداللهى

***

تصویر تو را میان باران دیدم

در سوریه و عراق و لبنان دیدم

در جشن شكستِ داعش و تكفیرى

عباس ترین لشكر دوران دیدم

محمد مهدى عبداللهى

***

در ظلمت این مسیر، غوغا كردى

بى پرده بهار را هویدا كردى

همراه مدافعان دشت گل سرخ

امنیّت باغ را مهیّا كردى

محمد مهدى عبداللهى

 

***

در معركه دیدید گل افشانى را

"آرامش" و "امنیت" ایرانى را

اى داعش روسیاه بنگر امروز

سر پنجه قاسم سلیمانى را...

محمد مهدى عبداللهى

***

با ذکر علی فاطمه را شاد کنیم

حق را سرِ هر مأذنه فریاد کنیم

امروز که داعش به درک واصل شد

از غیرت صدرزاده ها یاد کنیم

 محمد جواد شیرازی

***

شیرینی فتح ... التیامِ اُمّت

دنیا شده باز هم به کامِ اُمّت

با وعده ی تو دمید "صبح صادق"

سرباز ِ مکلّف امامِ اُمّت

 اسماعیل شبرنگ

***

دیدی که چه ناتوان و محدود شدند

در آتشِ خشمِ حیدری دود شدند

از شام خبر رسیده: اینک داعش

هم‌چون کفِ روی آب نابود شدند

 عادل حسین قربان 

***

انفاس شما نسیم جان بخش حیات

سرزنده شد از خون شما رود فرات

بر لشکر فاتحان این عرصه سلام

بر روح مدافعان زینب صلوات

حسین جمالی

***

از نسل علی ز نسل عاشوراییم

موجیم و صلابت دل دریاییم

دلتنگ جهاد و جنگ با اسرائیل

آماده فتح مسجدالأقصی ایم

حسین جمالی

به مناسبت سقوط داعش در سوریه

تقدیم به سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

 

اى گل ،چقدر عطر جماران دارى

تا مرز دمشقِ عشق،جولان دارى

در پرده آن نگاه توفانىِ خویش

طرح نوئى از "ملك سلیمان" دارى

 محمد مهدى عبداللهى

***

هرچند كه داغ دلمان سنگین است

امروز فضاى شهر،گل آذین است

بعد از "حُججى" ،سقوط داعش قطعیست

الوعده وفا، وعده ى صادق این است

محمد مهدى عبداللهى

***

تصویر تو را میان باران دیدم

در سوریه و عراق و لبنان دیدم

در جشن شكستِ داعش و تكفیرى

عباس ترین لشكر دوران دیدم

محمد مهدى عبداللهى

***

در ظلمت این مسیر، غوغا كردى

بى پرده بهار را هویدا كردى

همراه مدافعان دشت گل سرخ

امنیّت باغ را مهیّا كردى

محمد مهدى عبداللهى

 

***

در معركه دیدید گل افشانى را

"آرامش" و "امنیت" ایرانى را

اى داعش روسیاه بنگر امروز

سر پنجه قاسم سلیمانى را...

محمد مهدى عبداللهى

***

با ذکر علی فاطمه را شاد کنیم

حق را سرِ هر مأذنه فریاد کنیم

امروز که داعش به درک واصل شد

از غیرت صدرزاده ها یاد کنیم

 محمد جواد شیرازی

***

شیرینی فتح ... التیامِ اُمّت

دنیا شده باز هم به کامِ اُمّت

با وعده ی تو دمید "صبح صادق"

سرباز ِ مکلّف امامِ اُمّت

 اسماعیل شبرنگ

***

دیدی که چه ناتوان و محدود شدند

در آتشِ خشمِ حیدری دود شدند

از شام خبر رسیده: اینک داعش

هم‌چون کفِ روی آب نابود شدند

 عادل حسین قربان

***

انفاس شما نسیم جان بخش حیات

سرزنده شد از خون شما رود فرات

بر لشکر فاتحان این عرصه سلام

بر روح مدافعان زینب صلوات

حسین جمالی

***

از نسل علی ز نسل عاشوراییم

موجیم و صلابت دل دریاییم

دلتنگ جهاد و جنگ با اسرائیل

آماده فتح مسجدالأقصی ایم

حسین جمالی

***

بعد از غم و اندوه که چندسالی شد

پیغام رسید فصل خوشحالی شد

با دست مقاومت  بلاد اسلام

از لوث وجود داعشی خالی شد

یاسر مسافر

 




موضوع: مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)،  محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/09/3 | 03:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


خوشم از رعایای شمس الشموسم

گرفتار عشق انیس النفوسم

کجا بی پناهم در این وادی عشق

پناهنده ی لطف سلطان طوسم

اگر بدترین بنده باشم که هستم

میان حریمش سراپا خلوصم

شفا می دهد خاک روی لبانم

اگر خاک صحن رضا را ببوسم

ز بس با شراب محبت عجینم

بدون محبت خمارم، عبوسم

دهان وا نکردم به مدح بزرگی

فقط حرف سلطان شود، چاپلوسم

امیر عطوفم سلامٌ علیکم

امام رئوفم سلامٌ علیکم

چه خوب است پشت و پناهم تو هستی

همیشه فقط تکیه گاهم تو هستی

اگر رو سپیدم غلام تو هستم

امیدم اگر رو سیاهم تو هستی

چه پیوند خوبی است بین من و تو

منم رعیت و پادشاهم تو هستی

کسی که برایم نموده همیشه

بساط دعا را فراهم، تو هستی

نمی خواهم از تو به غیر از خودت را

تمنای اشک نگاهم تو هستی

جنون من از حد گذشت و پس از این

تمام ثواب و گناهم تو هستی

خودت تا به مشهد دلم را کشاندی

غبار دلم را به لطفت تکاندی

به این دل که پر زد سویت عاشقانه

بده گوشه ای از حرم آشیانه

رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان

شده ذکر تسبیح مان دانه دانه

رسیده به ما عشق، سینه به سینه

کشیدیم این بار، شانه به شانه

نوای مرا می خری از کرامت

میان نواهای نقاره خانه

ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش

شده بین آب و گلم جاودانه

رئوفی و طاقت نداری ببینی

شود اشک چشم گدایی روانه

به من دل بریدن نمی آید اصلا

به تو راندن من نمی آید اصلا

دلت را شکسته گناه زیادم

ولی آمدم، پشت باب الجوادم

زمین خورده ام من، ولی با نگاهت

به شوق طواف حرم ایستادم

همیشه زدم بوسه بر آستانت

سرم را به خاک سرایت نهادم

بزرگانِ خدامِ صحنِ شمایند

خلیل و سلیمان و یعقوب و آدم

تو عیسی دمی؟! نه... به قرآن قسم که

مسیح است در معجزاتش رضا دم

زمانی که جان می رسد بر دهانم

بیا و برس آن دقیقه به دادم

چه کم می شود از تو من را بخوانی؟

مرا مثل سلمانی خود بدانی؟

امان از دمی که مصیبت چشیدی

زمین خوردی اما زمین را ندیدی

اباصلت بر صورتش زد همین که

عبا را به روی سر خود کشیدی

چه تکرار سختی است در بین کوچه

نشستی... دویدی... نشستی... دویدی...

الا ای امیری که شمس الشموسی

چه خاکی شدی تا به حجره رسیدی

لبت تشنه بود و چنان اشک شمعی

به یاد غریبی جدت چکیدی

خودت روضه خواندی که ای شمر ملعون

لبِ تشنه جد مرا سر بریدی

چه خوب است در لحظه ی احتضارت

جواد الائمه رسیده کنارت




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


هرچند که زخم دلمان کاری شد

این واقعه دعوتگر همیاری شد

از جنس محبت و تلاش و وحدت

خون در شریان جامعه جاری شد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.