در پی زلزله غرب کشور


بیستون باز بیستون مانده

مات و مبهوت و قیرگون مانده

شهر ما شد خرابه ای غمبار

این میان ماتمی کنون مانده

زیر خروارها شن و ماسه

پیکر کودکی به خون مانده

ترجف الارض بود و کرمانشاه

اینچنین شهر واژگون مانده

رفت فرهاد در پی شیرین

هرچه شد قصهء جنون مانده

تسلیت برتو شهر باغیرت

بیستون باز بیستون مانده




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور

 

کودکی داشت دردِ نان می‌خورد

پدری زخم از زبان می‌خورد

آن‌طرف دشمنِ جهان‌خواری

بی‌تفاوت، فقط جهان می‌خورد

این‌طرف تشنه‌کامِ تکفیری

جامی از خونِ شیعیان می‌خورد

این یکی مست ثروت اندوزی

دیگری همچنان زیان می خورد

زیرِ آوارِ غربتی سنگین

ضرباتی به عمقِ جان می‌خورد

حجمِ غم‌ناکِ غصه را امروز

شرق با غرب توأمان می‌خورد

هم‌نوا با تکانه‌های زمین

قلبِ محزونِ ما تکان می‌خورد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


لرزید زمین و زیر آواری چند

خفتند کنار هم پدر با فرزند

لرزید زمین و چشمه ی غم جوشید

فواره ی آه از همه جا گشت بلند

در پیش نگاه کودکش مادر مرد

اما به لبش داشت کماکان لبخند

دختر که در انتظار بابایش بود

لا لا نشنیده خفت با داغی چند

در آتش بی قراری کرمانشاه

ایران همه بی تاب شده مثل سپند

یک عضو به درد آمده اما آهش

برخاست ز اعضای دگر بند به بند

هر ساقه ی مژگان وطن را این غم

بر لاله ی خونین جگران زد پیوند 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


بار غم است و تن من ، این شانه طاقت ندارد

این شانه با بیستونت اصلا شباهت ندارد

فرهاد افتاده از پا رفته است در خواب شیرین

آوار بلعیده او را اما شکایت ندارد

وقتی زمین حرف خود را اینگونه با آسمان گفت

فهمیدم او مثل ماها یک جای خلوت ندارد

هر کس که دلخون نباشد ، از گریه جیحون نباشد

فرزند ایران نباشد یعنی که غیرت ندارد

ایران من سر سلامت ایران من تسلیت باد

عمریست که کوه و دشتت یک خواب راحت ندارد

یک عده ای میخرند و یک عده ای می فروشند

کالایشان این میانه جانی که قیمت ندارد

آوار و آوار و آوار ، تکرار و تکرار و تکرار

تکرار این زخم بسیار آیا که حیرت ندارد؟

ایکاش مردی می آمد آن وقت با من به نجوا

می گفت این غصه ، قصه است یعنی حقیقت ندارد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


آشفته شده موسم آبان ماهم

تواَم شده با عزایِ شاهنشاهم

ماتمزده ی عزایِ آلُ الله و

محزون غم مردم کرمانشاهم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


کی گفته اینها باعث خشم زمین بودند

خیلی از اینها زائرین اربعین بودند

جای خدا قاضی شدیم و حکم ها دادیم

تقصیرمان را هم حواله به خدا دادیم

لرزه به تن مانده , دریغا که لباسی نیست

بر قبر ها که جای دعوای سیاسی نیست

باری از این مردم اگر برداشتی خوب است

جای سخن یک ذره غیرت داشتی خوب است

هر یک به نفع خویشتن راهی گرفتیم و ...

از برکه ی مظلومیت ماهی گرفتیم و ...

این سوژه ی روز است و بعد آن سوژه ی دیگر

این سوژه هم مثل هزاران سوژه ی دیگر

مثل همان وقتی که از صاحب زمان خواندیم

در خانه خوابیدیم و از آوارگان خواندیم

دستی بگیر ای دوست تا دست تو را گیرند

تاریخ میگوید که خوشنامان نمیمیرند ... 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


امروز کرمانشاه از اندوه سرشار است

از ترس ، از غصه تمام شهر بیدار است

از پیر گویم یا جوان یا اینکه از نوزاد

کو مرهمی ، کو راه حلی ، درد بسیار است

باید چطور ابراز همدردی نمایم با

آن کودکی که خردسالش زیر آوار است

دیروز مادر فکر یک جشن تولد بود

امروز حسرت میخورد ، امروز عزادار است

در شهر دختر بچه ای مانده تک و تنها

از کار دنیای زمان نشناس ، بیزار است

از کربلا برگشته ! دینت را ادا گردان

بر خطه ای که شهرتش خدمت به زوار است

شاید زمین لرزه به شهر ما رسد فردا

تاریخ دائم، هموطن ! در حال تکرار است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


نه اینکه توی نقشه خاک کرمانشاه لرزیده

تمام کشورم از این غم جانکاه لرزیده

وطن می گرید از زِلزالَهای سوره ی اندوه

درون سینه ها آوار شد غم، "آه" لرزیده




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


آیاتِ خدا رسید امّا جانکاه

لرزید تنِ زمین٬ کشید از دل آه

تفسیرِ «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْض» شده ست

آوارِ فرو‌ریختهٔ کرمانشاه!




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/08/23 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی زلزله غرب کشور


شد به آهنگ عجیبی خاك ما زیر و زبر

خانه ها لرزید و لرزیدند دل ها بیشتر

آن تكان ناگهانی تا همیشه خواب كرد

كودكان خفته در گهواره را  بار دگر

دست های كوچكی از خاك بیرون مانده است

دست هایی بر سراست و دست هایی بركمر

كودكان خانه را جز مرگ، همبازی نماند

باز، بازی می كند داغ عزیزان با جگر

لحظه لحظه شوق پرواز از زمین  تكثیر شد

بسكه هرسو ریخت، باقی مانده ­های بال و پر

داغ های باغ سنگین است اما نو به نو

از دل این خاك می روید درختی تازه تر

یك به یك دیوار ها افتاد تا هجرت كنیم

از شبِ این چار دیواری به آغوش سحر




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/08/23 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 در پی یاوه گویی های ترامپ 


در بستر کاخ سفیدش...در ایالاتش

در پشت درب بسته و تاریک می خوابد

خواب پریزیدنت آشفته است هر شب،چون

با ترس " موشک های بالستیک" می خوابد

 

وقتی سپاه نور در راه است باید هم

کابوس فرعون آبهای نیلگون باشد

از بردن نام خلیج فارس می ترسد

ناوی که همواره شناور روی خون باشد

 

رقاص ها با چشم خود دیدند با شمشیر

تاجرمآب موی زردی را که شیطان شد

او که خودش حامی سرسخت تروریسم است

در فکر تحریم سپاه پاسداران شد

 

بانو"ایوانکا" دستیار ویژه بابا!

چشم ملک های سعودی بوده دنبالت!

در منطقه هستیم نگذاریم مثل تو

ناموس بی حرمت شود با بدترین حالت

 

ما یار مظلومیم نه ضدبشر...یعنی

آزاده ایم این وصله ها بر ما نمی چسبد

ما با سپاه اربعین در صحنه می آییم

 بی انتقام از دشمنان دنیا نمی چسبد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/07/27 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در محکومیت کشتار مظلومانه مسلمانان میانمار


چقدر داغ صنوبر به سینه مى كاریم

بگو  به باد صبا، بى صدا عزاداریم

خبر رسیده خبرهاى تلخ در راه است

بگو كه یكسره دلواپس میانماریم

چقدر قتل و جنایت،چقدر بى رحمى

مگر كه علقمه امروز پشت سر داریم!

دوباره آتش نمرودها به راه افتاد

میان شعله نامردها گرفتاریم 

چقدر آه كبوتر گرفته دنیا را

كنار خیمه آتش گرفته ،بیداریم؟!

سكوت پشتِ سكوتِ من و تو جایز نیست

 بگو ز حرمله ها تا همیشه بیزاریم

به داد این همه مظلوم، دادخواهى نیست!

به بوم حادثه اى سرخ،نقش تكراریم

صداى ناله "هَل مِنْ مُعین"، تو نشنیدى؟!

چقدر پاى امام زمان وفاداریم؟

خلیل بت شكن از قتلگاه مى آید

از این عقیده به حق،دست برنمى داریم

بخوان كه لشكر شیطان سقوط خواهد كرد

قسم به صبح ظهور،از امید سرشاریم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/06/20 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در محکومیت کشتار مظلومانه مسلمانان میانمار


یکی سنگ آورده هرطوری شده

شیشه صبر خدا رو بشکنه

گاهی پا می زنه تا که گلدون

گلای سرخ بهارو بشکنه

 

بوی خون بچه از پنجه داره

هوا رو پر از تعفن میکنه

سر  مادرو  به دست گرفته و

اینجوری داره تفنن می کنه

 

عاشق کشتن و غارتن فقط

خریدن آبروی حرمله رو

مردم این وسط چطور داد بزنن

به حقوق بی بشر این گله رو

 

گرگ بارون دیده ی بیابونن

پره آتیشه هوای سینه شون

خطشون کشتن طفل و مادره

به سقیفه میرسه زمینه شون

 

داره گریه می کنه به تنشون

لباسای آدمیت و شرف

وقتشه حق این آدم کشی رو

بزاره تو دستشون شاه نجف

 

جواب تخته سیاه رو کی میده

زهره ی گچش سفید و آب شده

با زغال نیمکتای مدرسه

یه نفر ترسیده و کباب شده

 

ما و شلیک تیرای مشقی از

سنگر شیشه ای لپ تابمون

بایدم بیانیه ش طوری باشه

تا یه وقت به هم نریزه خوابمون

 

پاشو زود صاعقه هات رو بفرست

سنگای عذابتو بزار بیاد

واسه ی نجات مردم آخدا

بگو که صاحب ذوالفقار بیاد

 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/06/20 | 01:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حاجیان بیت الله الحرام-بصیرت


راه ما راهیست حق، حزب ودکان و دکه نیست

آخر این راه یاران، غیر فتح مکه نیست

گاه راه کعبه از بحرین و صنعا بگذرد

گاه راه مکه غیر از قتلگاه فکه نیست

در رگ اسلامیان خون خدا جاری شده

برکه اقیانوس شد دیگر سخن از برکه نیست

آری اقیانوس شد صف های عشاق الحسین

در میان نقشه دیگر جای ما یک تکه نیست

هر چه از ما کشت دشمن عمق ما شد بیشتر

شاهراه کربلا دیگر رهی باریکه نیست

گفت عمارِ زمان شیر عرب سید حسن

پیرو سید علی ام ،وای بر آنکس که نیست

باید از غناسۀ رهبر مهارت کسب کرد

تیر او ردخور ندارد جای شک و بلکه نیست

چون جوانان حسینی را دهد آماده باش

عالمی پای رکابش ، بد بحال آنکه نیست

این زمان مال حسینی ها ست، حرف صلح چیست

سرنوشت ما بجز پیکار در معرکه نیست

خوش بحال هر که امضای شهادت را گرفت

ورنه در روز قیامت کار و بارش سکه نیست

آشنا شو با شهیدان کمیل و حنظله

این زیارتگاه رندان است یک متروکه نیست

راستی این چیست؟ گودالی شبیه کربلا

کربلایی نیست هرجسمی که تکه تکه نیست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/3 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حاجیان بیت الله الحرام –بصیرت


کعبه میعاد حضرت موعود

ظاهرا در حصار آل سعود

قبله ی قدس قبله ی اول

نیز در ظاهر است دست یهود

دور تا دور حصر تو در تو

لیک انصار در رکوع و سجود

این حرم خسته آن حرم بسته

شاهد هر دو حضرت معبود

در صفوف فشرده اهل جهاد

در نمازند روز وشب به سرود:

موج این عاشقان صخره شکن

چون بهم میرسند مثل رود

تازه دریا شوند و اقیانوس

بر علیه فراعن و نمرود

غاصبان را به کام مرگ کشند

میشود دشمن خدا نابود

میرسد روز محو اسراییل

همه بینند مرگ قوم یهود

همه گویند رو به کعبه و قدس:

این همان وعده ی خمینی بود

راه قدس از مسیر کرب و بلاست

و علم دست سیدی مسعود

میرود کشتی سعادت او

تا رسد نزد حضرت مقصود

میرساند علم به صاحب خود

وعده اش صادق است و عهدش زود

عده ای در اطاعتش مقبول

عده ای از ولایتش مردود

ما کجاییم درسپاه علی

ما کجاییم در صف موعود

پای رهبر شهید باید شد

تا مقامات ما شود محمود

حاصل این همه شعار و شعر

با شهادت خوش است و خون آلود

قدس آزاد و کعبه ای آزاد

در پناه خدای حی ودود

انتقام اینچنین شود آغاز

با قیامی ز مهدی موعود




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات،  اشعار حج، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/3 | 03:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مدافع حرم شهید محسن حججی


زهره چشم فرشته ها جلاد

وارث " یسفک الدما"  جلاد

بوده شیطان در ابتدا عابد

شده عابد در انتها جلاد

 

پانهاده ز بندگی بیرون

در زمین با خلیفه شد هم خون

بوده روزی برادر هابیل

بوده از نسل انبیا جلاد

 

راه سیر و سلوک طی کرده

شتری را شبانه پی کرده

تاابد پیش صالحان دارد

لقب اشقی الاشقیا جلاد

 

بت پرستیده صبح هر شنبه

سربریده همیشه با پنبه

شده در بین قوم اسراییل

سامری زاده با دعا جلاد !

 

روح او را پلید می بینم

یقه اش را سفید می بینم

مثل گرگی به ظاهرا بره

می نشیند کنار ما جلاد

 

می کند ریش دار بی ریشه

خون مردم همیشه در شیشه

لقمه های حرام می سازد

از امیران کربلا جلاد

 

ملتی خسته از جنایاتش

آه از آشوب و اغتشاشاتش

شده اعدام سال شصت اما

باز برگشته بی حیا جلاد

 

به عزای بشر شده سرخوش

در یمن...غزه...بوده کودک کش

حاجیان را به مسلخ آورده

فاجعه کرده در منا جلاد

 

در سنا کرده با سناتورها

وضع قانون برای آخورها

از عرب شیر مفت می دوشد

در نمی آورد صدا جلاد

 

زیر تیغش تمام ملت ها

کمترین کارش این شرارت ها

اتحادیه اروپایی است

جای یک مشت بی خدا...جلاد

 

فرق بین خبیث و طیب را

خوانده ام در کتاب عاشورا:

می شود زاده علی ع  زینب س

می شود زاده زنا جلاد

 

وهبیم و بلند بالاتر

عکس ما سربریده زیباتر

به قضاوت نشسته آینده

ما حسینی تریم یا جلاد؟؟؟

 

"حججی "ها شهید تاریخند

بی سر اما امید تاریخند

میگذارم مگر عوض بشود؟؟؟

جای اسم شهید با جلاد




موضوع: مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/05/24 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

نمازجمعه - بصیرت انفلابی


بنده با محبوب خود وقتی که صحبت می کند

عرش او را غرق در مهر و محبت می کند

آدمی وقت نمازش دست در دستان رب

رو به قبله با خدای کعبه بیعت می کند

با نماز پنجگانه با دعای پنج تن

پنج نوبت خالق خود را زیارت می کند

ظاهراً روی زمین اما بشر با این نماز

باطناً در عالم معنا سیاحت می کند

بال معراج نماز ما نوافل هست و بس

زندگی را نافله پر خیر و برکت می کند

ای بنازم بر نماز آن که در این روزگار

روبروی معصیت ها استقامت می کند

استعینوا باالصلاة و استعینوا باالحسین

این دو اکسیر آدمی را شیخ بهجت می کند

روز جمعه روز احسان خدا بر بنده است

در نماز جمعه حق بر ما محبت می کند

در نماز جمعه "خطبه" نور و علم و روشنی است

این دو رکعت خطبه ما را با بصیرت می کند

پیر ما فرموده است دین و سیاست با همند

پس نماز جمعه ما را با کیاست می کند

این نماز جمعه یادم داده صهیون غاصب است

بر بشر آل سعودیه خیانت می کند

ظلم اسراییل با افکار امریکایی اش

وادی اسلام را این جور قسمت می کند

در بلاد مسلمین آشوب راه انداخته

غرب از بیداری اسلام وحشت می کند

شیعه را در سوریه، کشمیر یا اینکه یمن

کشته آن دستی که مارا مست شهوت می کند

بر مسلمان بودنم شک دارم آخر "مسلمی"

ظلم دیده دارد از من استعانت می کند

ای مسلمان علت این فتنه می دانی که چیست؟

خواب ماندی، دشمن بیدار جرات می کند

فتنه ی آخر زمان سخت است تنها این زمان

عروة الوثقاست ما را با سعادت می کند

پشت استبداد را حب ولی خم می کند

شک نکن سید علی دارد قیامت می کند

شیعیان یک روز آخر مهدی ما می رسد

مسلمین را با فروغ خود هدایت می کند




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/05/19 | 10:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت-بصیرت

سید محمد مهدی شفیعی -سید علیرضا شفیعی -جواد شیخ الاسلامی-سعید تاج محمدی-محمد رضا شفیعی


"بر جبین آسمان آثار غم شد آشکار

اشک می ریزند نم نم ابرهای داغدار

در میان سنگها آیینه ای تنها شده

روضه ی تنهایی اش هرگوشه ای برپا شده

غرق باران است هرکس جان او لایق شده ست

 باز عالم سوگوار حضرت صادق شده ست"

حضرت صادق که جان ما فدای درس او

دانش‌آموزان او هستیم و پای درس او

"یادگار مصطفی را قوم سرکَش می کِشند

خانه ی وحی و نبوت را به آتَش می کِشند

باز در چشمم غم مولا مجسم می شود

روضه های مادرش زهرا مجسم می شود

قصه ی تلخ هجوم گرگ ها بر خانه ای

ماجرای شعله و بال و پر پروانه ای

وای من شیخ الائمه بی عمامه بی ردا

زنده شد در خاطر من روضه های کربلا

آنچه پیرش کرده داغ کشته ی کرب و بلاست

آنچه دائم پیش چشم اوست شرح روضه هاست

روضۀ آن پیکر عریان به روی خاک ها

 بر سر او زخم ها بر پیکر او چاک ها

بر تن فرزند زهرا رد مرکب مانده است

داغ این بی حرمتی بر جان زینب مانده است

حاصل این روضه ها تنها نه اشک و آه ماست

خون اهل بیت پیغمبر چراغ راه ماست"

خون حق نورست و در ظلمت چراغ راه ماست

تا قیامت راه ما از راه  خفاشان جداست

راه ما راه علی راه حسین بن علی ست

شاهراه ما درین بیراهه ها امر ولی ست

زور و تزویر و زر و عصیان کجا؟ایمان کجا؟

دین سلمان ها کجا دین ابوسفیان کجا

پیش روی ما به جز آیینه ی اسلام نیست

درد ما رد یا قبول نامه ی بر جام نیست

مرگ بر اسلام آمریکایی و مکر یهود

بشنوید این نعره های مرگ بر آل سعود

مرگ بر لبخندها و بر خیانت های گرگ

بر جنایت های آمریکای شیطان بزرگ

بار دیگر جنگ احزاب است و میدانی خطیر

این سوی میدان علمداریست بیدار و دلیر

شیعه را دشمن شناسی و تبرا باورست

شیعه را اینک کسی از نسل حیدر رهبر است

باز با نام حسین فاطمه، غوغا کنیم

جان خود نذر حریم زینب کبرا کنیم

شام با ویرانه هایش خطبه خوان درد هاست

گرچه چندی میشود جولان گه نامرد هاست

دیگر از دست علمداری نمی افتد علم

چشم ناپاک حرامی ها نیفتد بر حرم

باز هم یک دجله ی دیگر ، عطش آورده است

کودکانی را که دریا با خودش آورده است

آن طرف در سازمان لال ها خون می خورند

کودکان را این طرف چون حرمله، سر می برند

از غم هم کیش خود داریم می‌میریم ما

آه و صد افسوس مشکی پوش کشمیریم ما

راه ما راه شهیدان، حرف ما حرف امام

جنگ با مستکبرین تا رفع فتنه، یک کلام

فاش می‌گوییم خط قرمز ما فتنه است

فتنه‌ای که قلب مولا قلب امت را شکست

در صفوف ما، به غیر از شور بیداری مباد

در دل ما، جز شمیم و عطر هشیاری مباد

هر که یار فتنه شد، آگاهش از این کار کن

هر که در این راه خوابش برد را بیدار کن

خادمانی که برای میزشان دلواپسند!

پس کجا و کی به درد مردم خود می‌رسند؟!

وای اگر ایمان ما صرف بده بستان شود

باز بیت المال, بیت الحال نااهلان شود

بارالها! تشنه‌گان قدرت از ما نیستند

تشنه‌گان خدمت تو، اهل دنیا نیستند

با جهاد و صبر، آری فتح در دستان ماست

دست شیطان کی مگر بالاتر از دست خداست؟!

راه ما تا روز آخر راه سرخ کربلاست

پس بپاخیزید یاران وقت عاشورای ماست

در میان باد و توفان در میان فتنه ها

شیعه هرگز گم نخواهد کرد راه خویش را




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/04/28 | 12:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت آزادی موصل


بر هیبتِ انتقامتان، ای والله

بر قدرتِ انهدامتان، ای والله

آزادی موصل ثمرِ وحدت بود...

بر غیرت و انسجامتان ،ای والله




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 03:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


از غزّه گذشتیم و رسیدیم به حیفا

ما را غم صبرا و شتیلاست، حریفا!

نامرد حریفی تو و یکروز می افتی

در پای زن و کودک ما خوار و خفیفا

جز کشتن و خونریزی و آشوب چه کردی

یا ایّها الانسان که جعلناکَ خلیفا

شیطان بزرگ از مکَر الله چه دانی

تو کانَ ضعیفایی و او کانَ لطیفا

یکروز می آید که در آن بیت مقدّس

یاران به نمازند ردیفاَ به ردیفا

در باد تکان می خورد و بیرق مَهدی است

دیناً قیَماً ملّةَ مظلومَ حنیفا




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 06:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


ای قوم - جسارت نشود- دیرزمانی است

از غیرت و از عشق نه نامی نه نشانی است

تیتر یکِ اخبار، حماس است و حماسه

یک جنگ جهانی که پسِ جام جهانی است

اما نه جهان عرب آبستن خشم است

نه می پَرد از خواب، اروپای اومانیست

ای غزه برای تو جز افسوس نداریم

با این همه غمخوار چه جای نگرانی است؟

مصری که فشرده است گلوگاه رفح راه

ایران عزیزی که سرش گرمِ گرانی است

یا شام و عراقی که پس از یورش داعش

جولانگه آن لشگر سفیانی جانی است

رسم الخط امروز تو خون است و گلوله

نه گویش عِبری و نه خط سُریانی است

در سفره تان نانی اگر نیست، خدا هست

در خانه ما رونق اگر هست صفا نیست

سد بسته ای امروز به هرزآبۀ صهیون

تقدیر تو سنگی است که در دست جوانی است

**

شادیم به این مژده که آن پیر به ما داد:

این غده بدخیم شدیدا سرطانی است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 06:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


رسید جمعه‌ی آخر سلام قدس شریف

سلام قبله‌ی صبر و قیام، قدس شریف

سلام بر دل پرخون مسجدالاقصا

به مسجدی که خداوند گفت: «بارکنا...»

سلام ما به تو و دست‌های بسته شده

سلام ما به تو ای حرمت شکسته شده

اگرچه شعله به پا کرده فتنه هر طرفی

اگرچه تفرقه در هر کنار بسته صفی

اگرچه کفر به نیرنگ و جنگ بسته کمر

اگرچه تکفیر از پشت می زند خنجر

نبرده‌ایم ز خاطر دمی تو را ای قدس

تویی هنوز تویی آرمان ما ای قدس

بگو به دشمنمان، انتقام، سنگین است

و فتح آخر ما قبله‌ی نخستین است

بگو سپاه علی سوی خیبر آمده است

بگو که دوره کودک‌کُشی سرآمده است

قسم به غیرت این کودکان سنگ به دست

که نیست حاصل صهیونیان به‌غیر شکست

دگر به محکمه‌های جهان، امیدی نیست

بیا به معرکه اکنون که فرصتی باقی‌ست

دمی که تیغ قیام از نیام، برخیزد

به عزم ما همه دیوارها فرو ریزد

زمان فتنه‌ی شام است و ما سحرزادیم

زمین اگر همه خاموش مانده، فریادیم

به رغم توطئه‌ی نابرادران، هستیم

و در کنار تو ای قدس همچنان هستیم

مباد آنکه رفیقان نیمه راه شویم

شب است و فتنه، مبادا که روسیاه شویم

ببین که در غم تو لحظه‌ای نیاسودیم

هنوز چشم‌به‌راهان صبح موعودیم

نبرده‌ایم ز خاطر دمی تو را ای قدس

تویی هنوز تویی آرمان ما ای قدس

مجاهدان سبیل خدا سلام سلام

سلام ای همه‌ی پابرهنه‌های امام

میان موج خطر مانده با دلی آرام

به شیخ عیسی قاسم سلام باد سلام

نبود و نیست حریف قیام، زندان‌ها

اسیر بند نمانند شیخ سلمان‌ها

به شور عاشورا، نیجریه پاینده‌ست

به آل نفت بگو، باقر النمر زنده‌ست

سلام بر دل دریایی اویس قرن

به سرو زخمی همواره ایستاده، یمن

سلام ما به وفای مدافعان حرم

که در شگفت شد از ماجرایشان عالم

به رهروان وفادار راه قدس سلام

به دست غیرت امت، «سپاه قدس» سلام

سلام باد به اسطوره مرد ایرانی

شهید زنده ما قاسم سلیمانی

سلام ما به شهیدان، ستارگان زمین

سلام ما به عماد و جهاد و بدرالدین

نرفته‌ایم به پستو، خدای ماست گواه

که مانده‌ایم کماکان کنار نصرالله

در این نبرد چه جای تعلل و تاخیر

که گفته رهبرمان من کشیده‌ام شمشیر

در این نبرد که واجب شده‌ست بر همه کس

به حکم «لا تطع الکافرین»، جهاد کبیر

من و تو در ره دریا بیا که رود شویم

که می‌روند به مرداب، جوی‌های حقیر

بایست! قوت زانوی دیگران مطلب!

به غیر بازوی خویش از کسی امان مطلب!

به ضربه سم اسبان به روز جنگ قسم

به لحن داغ‌ترین خطبه تفنگ قسم

که جز سپیده شمشیر، صبح ایمن نیست

چراغ‌های توهم همیشه روشن نیست

کجا به بره، دمی گرگ‌ها امان بدهند؟

که دیده راهزنان، گل به کاروان بدهند؟

نه، گرگ اهل وفا نیست، امتحان کافی‌ست

به این درنده چه خوش کرده ای گمان، کافی‌ست

بیا امید به تدبیر خویشتن بندیم

امید خام به لبخند دشمنان کافی‌ست

چه دلخوشید به برجام دوم و سوم

که این تجارت کم سود و پرزیان کافی‌ست

همین قَدَر که چشیدیم از خیانتشان

برای تجربه‌ی هفت نسلمان کافیست

شهید عشق شو از این تفنگ‌ها مهراس

سوار می‌رسد، از طبل جنگ‌ها مهراس

جهان ز موج تو پر شد، خودت جزیره مباش

یمن، اویس شد اکنون، تو بوهریره مباش

در این دو روز شبانی؛ اسیر خواب نشو

ذلیل وعده‌ی بی‌معنی سراب نشو




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 06:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


مرامم غیرت است ای عشق و پیمان با توأم دین است

دفاع از سنگ در دینی که من دارم از آیین است

حسینی‌وار موسایی به دریا زد که دریابم

عبور از کربلا آغاز رفتن تا فلسطین است

به قدس آورده‌ام در شعرها غم‌های زیتون را

که سوگند خدا هم گاه والزیتون و والتین است

نمازم رو به کعبه است و قیامم مسجدالاقصی

قنوتم ربنای یا غیاث المستغیثین است

نوار غزه، لبنان، کربلای چار یا والفجر؟

چه فرقی می‌کند وقتی که مقصد طور سینین است

شبیه لحظه‌های حمله، امیدم به یا زهراست

که معبرهای بسیاری هنوز آغشته با مین است...




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 06:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


باید سخن از حقیقت دین گفتن

از حرمت قبلهٔ نخستین گفتن

امروز برای شاعران تکلیف است

با لهجهٔ شعر، از فلسطین گفتن

***

ای قدس! ظهور مُنتَظر نزدیک است

خورشید دمیده و سحر نزدیک است

در سنگر انتفاضه پا بر جا باش

یک سنگ دگر بزن، ظفر نزدیک است

***

ای معجزهٔ قیام قامت، ای قدس!

خون نامهٔ عشق و استقامت، ای قدس!

در راه رهایی تو جان می‌بازیم

ای قبلهٔ دین، سرت سلامت، ای قدس!

***

با شوق رهایی‌ات، نَفس می‌گیریم

ای قدس! تو را ز خار و خس می‌گیریم

ما خاک تو را به تین و زیتون سوگند

فردا ز نفاق و کفر پس می‌گیریم

***

"صهیون"، نه مرام و نام، یک زنجیر است

آمیزه‌ای از خیانت و تزویر است

تردید مکن در این حقیقت، ای قدس!

دَجّال زمانه این گُراز پیر است

***

بر صورت دین، ز غُصه چین افتاده

چون قبله به دست ملحدین افتاده

از غفلت ما، عقرب اسراییلی

مثل سرطان به جان دین افتاده!

***

راز دل خسته را نگهدار، ای قدس!

این ساز شکسته را نگهدار، ای قدس!

پیروزی دل نواز تو نزدیک است

این شور خجسته را نگهدار، ای قدس!

***

تو خانه به خانه، با ستم می‌جنگی

بی عذر و بهانه، با ستم می‌جنگی

در دست تو سنگ و در گلویت آواز

با سنگ و ترانه، با ستم می‌جنگی

***

در دست تو سنگ و در نگاهت ایمان

همزاد حماسه، همنشینِ طوفان

پیروزی انتفاضه‌ات نزدیک است

ای بغض شکسته در گلوی انسان

***

همسایهٔ غربت تو بودن سخت است

از بغض شکسته‌ات سرودن سخت است

گفتن ز توای قصیدهٔ غم، ای قدس!

با لهجهٔ این دو بیت الکن سخت است

***

ای سنگر استوار ایمان، ای قدس!

ای قلب زمین و قبلهٔ جان، ای قدس!

مانند غرور کوه پا بر جا باش

پیروز تویی، قسم به قرآن، ای قدس!

***

هر چند پرنده‌ای قفس آبادی

بازیچه‌ی دست ظالم صیادی

پرواز دوباره را به خاطر بسپار

چیزی به خدا نمانده تا آزادی

13

در چشم زمین، حماسه‌ای زیبایی

تو قلب زمین و قبلهٔ دل‌هایی

در سنگر انتفاضه تا پیروزی

مانند غرور کوه پا بر جایی

***

باید که همیشه حامی دین باشیم

چون روح خدا ، حقیقت آیین باشیم

همدوش مجاهدان حق دنبالِ

آزادی قبله ی نخستین باشیم

***

برخیز که شمر بی خدا در قدس است

دَجّال به مَکر مبتلا در قدس است

لبیک بگو به «هَل مِن ...» عاشورا

امروز تمام کربلا در قدس است

***

قدس است به فتنه مبتلا، بسم الله

ای خیل مجاهدان! به پا، بسم الله

امروز ظهور کربلا در قدس است

برخیز به شوق کربلا، بسم الله




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 05:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


گرد ستم افتاده به سیمای فلسطین

خیزیم و بکوشیم در احیای فلسطین

ای بشکند آن دست که با ظلم و تجاوز

زنجیر اسارت زده بر پای فلسطین

بر گوش دل اهل هدف دم‌به‌دم آید

آوازة آزادگی از نای فلسطین

امید بر آن است که با یاری مهدی

آزاد شود مسجد الاقصای فلسطین

نازم به دمی که دل دشمن بشکافد

تکبیر حق از جبهۀ هیجای فلسطین

اندر پی احقاق هدف خلق دلیرش

پرچم زده بر سینۀ سینای فلسطین

یارب مددی در حرم قدس مقدس

تشکیل شود مجلس شورای فلسطین




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 روز قدس


میچکد قطره قطره در پایت

دانه های تکیده ی زیتون

میپَرد دانه دانه از دستت

قطره های به هم تنیده ی خون

 

ای که آزاد کرده ای ما را

از شبیخونِ خودپرستی ها

کاش جبران کنیم و پر بزنی

از حصارِ مثلث صهیون

 

نچشیده ست طعمِ شیرین را!

چقَدَر سینه ات پُر از لیلاست

چقدَر تیشه خورده این فرهاد

چقدَر سنگ خورده این مجنون

 

در صدایت که پُر شد از باران

در سکوتت که سبز شد در باد

*عطرِ یحیی رسید تا دریا

روحِ عیسی شکفت در هامون

 

آه قدس! ای سرای آزادی

در نفسهای توست آبادی

دور باد از تو هرچه جز شادی

لحنِ داوودی ات چرا محزون؟!

 

*قدس،محل تولد حضرت عیسی و محل بشارت حضرت یحیی به زکریا بوده است.




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت روز قدس


گرچه آرامیم ، گاهی هم هیاهو لازم است

ما اگر طوفان شدیم آن وقت هوهو لازم است

باد ، قایق را نکوباند ! نِمی راند به پیش

تا سلامت بگذریم از موج ، پارو لازم است

شب به تاریکی فرو رفته است و موسی منتظر

در بیابان نور می خواهیم ، سوسو لازم است

از حِبال انداختن ما را نترسان مدّعی!

ما عصا داریم اگر فرعون جادو لازم است

خِیل قالو ربُّنَااللهیم در آغوش نیل

تا عبور از رود یک ثمَّ استقامو لازم است

بت فراوان است و ابراهیم از آن سوی شهر

با تبر می آید، از این سو تکاپو لازم است

می رسد از راه امّا اینکه سیصد بت شکن

در رکابش گام بردارند با او ، لازم است

پای پیمان ایستادن زخم خوردن نیز هست

گیرم از ما بشکند هربار پهلو ، لازم است

شهر ، خاک آلودِ اسرائیلیات است ای دریغ

تا غبار از قدس برداریم ، جارو لازم است

کعبه این سو قدس آنسو راه معراج است و ما

بال بگشا رفتن از این سو به آنسو لازم است

در میان نقشه ی ما جای اسرائیل نیست

طرح آماده است تنها یک قلم مو لازم است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


گیرم که سپاه فیل ، سجّیل که هست

انگیزه ی انتقام هابیل که هست

ایران من آی قبله ی شیر دلان

از ابرهه ها نترس ابابیل که هست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/31 | 02:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


ما روحیه ی جهاد، بی شک داریم

در پاسخ هر ترقه ، موشک داریم

امروز به گاو منطقه ثابت شد

اندازه ی وسعتش کلاهک داریم 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/31 | 02:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


ای داعشیان قدرت ما را دیدید؟

از ضربه ی ما هیبت ما را دیدید؟

ما  مرد  نبردیم  نه  اهل  ذلت

ای بی خردان  دقت ما را دیدید؟




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/31 | 02:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.