تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب فرهنگی، اجتماعی و سیاسی

محکومیت عملیات های تروریستی داعش


بر کوردلان وقت عذاب آمده است

شب کوره به جنگ آفتاب آمده است

سردار بیا گردن شان را بشکن

خفاش به لانه عقاب آمده است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت عملیات های تروریستی داعش


داده به که هشدار کنون ،رهبرِ ما؟!

این محضِ تلنگر است ،آمد سرِ ما!!!

با خونِ مدافعان ...نه با سازش و ترس!

شد سایه ی جنگ ، دور از کشورِ ما

***

تا اسم خطر آمده...در میدان ها

برخاسته اند در دفاع از جان ها

تند آمده اند...زین سبب "تند رو" اند!

گمنام و غریبند بلاگردان ها




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت عملیات های تروریستی داعش


ما را نترسانید از طوفان

ما گردباد آسمان گردیم

در برف ریز ظلمت و بیداد

زخم تبر خوردیم و گل کردیم

 

با خون خود هر لاله زد فریاد

تا پای جان بر عهد و پیمانیم

یعنی که صلح با خزان هرگز

ما خار چشمان زمستانیم

 

از هشت فصل داغ می آییم

از سالهای آب و آیینه

از فصل های لاله باران ها

از روز های بغض در سینه

 

از پیله ی تحریم ها رستیم

در پیله ها پروانه تر گشتیم

ما در مصاف صخره های سخت

چون موج ها کوبنده برگشتیم

 

داغ شهیدان زمان هرگز

در سینه ها پرپر نمی ماند

از کاخ ظلمت خیر استکبار

جز مشت خاکستر نمیماند

 

با خون خود هر لاله زد فریاد

تا پای جان بر عهد و پیمانیم

یعنی که صلح با خزان هرگز

ما خار چشمان زمستانیم ...




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت عملیات های تروریستی داعش


نادیده گرفت حُرمت و ارزش را

بُرد از سرمان سایهٔ آرامش را

تدبیر و امید را بگو برخیزد؛

پرداخت کند هزینهٔ سازش را!




موضوع: محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت عملیات های تروریستی داعش


از اقدام شما بیزار هستیم

در این عرصه همه بیدار هستیم

همانطوری که با هم مهربانیم

"أشِدَّاءُ عَلَی الْكُفَّارِ" هستیم...




موضوع: محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 محکومیت عملیات های تروریستی داعش


امروز وطن معنی غم را فهمید

با سایه ی جنگ ، متّهم را فهمید

از خواب پرید کشورِ من امّا

معنای مدافع حرم را فهمید




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/17 | 06:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

راه خمینی ادامه دارد...


با غریبان ای دلا دمساز شو

لحظه ای با عاشقان همراز شو

ایکه راه سرخ از یاد تو رفت

دین سرخ و اصل و بنیاد تو رفت

ای دل امشب جان مولا مرد باش

با قلوب اهل دین همدرد باش

خیز و حزب الله را یاری نما

با ولایت بهر دین کاری نما

طالب ذکر و سلام بَرد باش

چون خمینی آشنا با درد باش

اهل دین درد آشنای حیدرند

آشنا با رنگ و درد کوثرند

حرف ما همدرد بودن با ولی است

درد تنهایی زهرا و علی است

درد ما از درد پهلو می رسد

و ز کبود زخم بازو می رسد

درد ما درد فراق مهدی است

شیعیان این لحظۀ هم عهدی است

کو کسی تا که بداند درد ما؟

درد ما خواند ز روی زرد ما

ما به دنبال هدایت می رویم

با علمدار ولایت می رویم

او چو روح الله فرمان می دهد

پیروان را درس قرآن می دهد

شد هزاران غم نهان در سینه اش

دوست نه از دشمن دیرینه اش

دشمنانی که کنارش می نهند

با تعارف جام زهرش می دهند

ای تبهکاران گناهش چیست چیست؟

جرم او آیا خمینی دوستی است

در مسیر چند ساله یک نفس

راه او راه خمینی بود و بس

راه او راه شهید کربلاست

هم نوایی با حسین سر جداست

هم نوایی با فغان زینب است

درد غربت خودنشان زینب است

دل اگر دم از خمینی می زنی

دم زغمهای حسینی می زنی




موضوع: امام خمینی(ره)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/13 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت انقلابی


کُفر اَمون نامه فرستاده باز

کرببلایی شو و حساس باش

شمر همین دور و بر خیمه هاس

شب شبِ آخِر شده عباس باش

 

کفر، اَمون نامه رو تغییر داد

پشت دره ، تو نخِ تغییرته

قبضه ی شمشیرت و محکم بچسب

تو نخِ افتادن شمشیرته

 

دیره اگه خواب به چشمت بیاد

خیمه گرفتار حرومی شده

درهم و دینار فرستاده و

بند امون نامه نجومی شده

 

دشمن امروز همون قبلیه

کرببلامون و رصد می کنه

آی مسلمون! اگه محکم باشی

گندم ری حالِت و بد می کنه

 

چشمات و وا کن که بازم عمروعاص

حیله ی صفّینش و تَکرار کرد

خسته نشو ، هر کی تو این مِیدونه

مالک اشتر شد اگه کار کرد

 

کار و کرامت شرف و غیرته

حرف و عمل خصلت ایرانیه

رهبرم و عشقه اگه چشم من

باز پیِ یار خراسانیه




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 05:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت انفلابی


در فصل حماسه گرچه عالمتابیم

خون شد دل رهبرى و ما در خوابیم

امروز وطن ،شبیه "خرمشهر" است

باید كه امام خویش را دریابیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/4 | 01:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 بصیرت در انتخابات


کو دولتی که یاری مستضعفین کند

فکری برای مردم این سرزمین کند

کو دولتی که با تبر حق ستیز خود

دزدان مست قافله را خوشه چین کند

کو دولتی که حق فقیران خسته را

با صاحبان واقعیِ حق قرین کند

کو دولتی که با غم تولید و اشتغال

فکری برای شرمِ به روی جبین کند

کو دولتی که نان خور بیگانه نیست و

بر ابتکارِ نسل جوانش یقین کند

کو دولتی که راه علی را بیان کند

اول خودش بیاید و احیای دین کند

کو دولتی که وقت رسیدن به شمرها

قدری حیا ز ناله ی "هل من معین" کند

کو دولتی که سر بدهد پای رهبری

خود را سپر برای ولی اینچنین کند

کو دولتی که نام علی برکتش شود

روی رکاب دولتش آن را نگین کند

کو دولتی که با همه ی همت خودش

ترویج راه قافله ی اربعین کند

کو دولتی که مرضی صاحب زمان شود

مرکب، به عشقِ حضرت دلدار زین کند

چیزی نمانده تا که هوای گرفته را

عطر کرامت رضوی دلنشین کند




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/02/21 | 12:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حادثه دیدگان آذرباییجان


بینِ بهاران، آذَرَم! جنگِ زمانم

درماندهِ وُ مغلوبِ بغضِ آسمانم

از صبح با لحنِ سلیمت روضه خوانم

دارد نشان از لهجه اش آه و فغانم

بر منبرم در محضرت شیرین بیانم

از بختِ شوم افتاده بر لکنت، زبانم

سیلِ غمت سیلی زده بر روح و جانم

از خطّه یِ مجروحِ آذربایِجانم...

ای عشقِ کهنه یارِ مغروقم دوباره

بر دردمندیِ رقیبان خوش گمانم!

امید دارم مرهمِ زخمِ تو باشد

این نامه که مامِ وطن بی تو نمانم!




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/2 | 06:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای حادثه دیدگان آذرباییجان


قلب ایران می طپد در جان آذربایجان

چشم ما ایرانیان گریان آذربایجان

پاره ای ازقلب ایران شد گرفتار بلا

ماعزاداریم از طوفان آذربایجان

قلبمان آتش کشیده صحنه های دلخراش

گوشه گوشه خانهء ویران آذربایجان

خون سرداران این خطه شهادت میدهد

خون ایرانیست در شریان آذربایجان

پرورش داده چه گوهر هایی ازعلم و ادب

باشمیم عاشقی؛دامان آذربایجان

درتمام عرصه هاخورشید پرور بوده است

رهبر‌ ما گوهر تابان آذربایجان

آنکه حرف تفرقه حرف جدائی میزند

بی خبر بوده است از ایمان آذربایجان

پاره ای ازقلب ایران؛سرزمین غیرت است

جان فدای  پرچم ایران آذربایجان




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/2 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی-سیاسی-بصیرت


ای چشمه ای که نبض هر دریا و رودی

از دامن خورشید ما تهمت زدودی

یعنی که گفتند ابتر است اما نچنین نیست

انگشتر پیغمبر ما بی نگین نیست

اکنون خدا را شکر بی کوثر نماندیم

این انقلاب ماست ما ابتر نماندیم

امروز در بیروت نسلی تازه داریم

در غزه از روح جهاد آوازه داریم

تا بیست سال دیگر از الطاف زهرا(س)

نامی نمی ماند ز اسرائیل برجا

لب تر کنی در معرکه جان می سپارند

ای هاجر! اسماعیل هایت بیقرارند

همراه با اهل یمن خصم یهودند

ویرانگر برنامه آل سعودند

با عزم خود روح خدا را شاد کریم

وقتی که خرمشهر را آزاد ردیم

فکه ، شلمچه با هزاران گنج از ماست

هنگامه های کربلای پنج از ماست

همت ، صلابت، شوق وشور ، آقایی از ماست

چمران ، مفتح ، باکری ، بابایی از ماست

امروز در میدان هزار لشگرستیم

هنگامه ساز فتح بدر و خیبرستیم

امروز آن دوران غم غالب گذشته

آن سختی شعب ابیطالب گذشنه

با این همه برخی ز دشمن بیم دارند

در مشکلات خود سر تعظیم دارند

تا آنکه گفتا رهبر محبوب ایران

مردم گله مندند از ضعف  مدیران

هر کس که دلبسته است بر لبخند دشمن

غافل شده از حیله و ترفند دشمن

حتما به ذلت عاقببت جان می سپارد

با گرگ ها هر کس تفاهم نامه دارد

ما را به شرق و غرب عالم اعتنا نیست

وقتی خدا با ماست دیگر کد خدا کیست؟

همزاد ما شمشیر تیز ماست آری

صد ها گزینه روز میز ماست آری

عمری است با دشمن سر پیکار داریم

در دل اشداء علی الکفار داریم

یا فاطمه عالم سپاه دختر توست

جان ها فدای بارگاه دختر توست

این گنبد و گلدسته بی پرچم نگردد

یک آجر از دیوار صحنش کم نگردد

گر نه دفاعیم از حرم با صد رشادت

در جان ما هرگز نمی میرد شهادت




موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  آزاد سازی خرمشهر، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/01/10 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 محکومیت حقوق های نا مشروع نجومی


توی برجی که اون بالای شهره

حقوقای نجومی رو شمردن

اسیر خنده ی شیطونن و باز

توُ خواب قصه های برد بردن!




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/12/28 | 12:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-مقاومت


دلداده ی حیدریم چون قنبرها

داریم به عشق او سری در سرها

بر عشق نظر دوخته ایم از عالم

بگشوده دراین عرصه فقط شهپرها

جز یاری دین به کس نمی اندیشیم

بر تیغ نهاده ایم اگر حنجرها

در خط شهیدان ولایت باشیم

ماییم و مسیر سرخ این گوهرها

در پیروی از حسین زهرا بودند

دادند اگر جوان خود مادرها

رهبر که کنون نقش پدر را دارد

ماییم برای او علی اکبرها

از هیبت مردان به ایمان پابند

افتاده شکاف در صف کافرها

با بارش لطف حق تعالا یاران

از آتش فتنه مانده خاکسترها

ما جمله مدافع حرم می گردیم

بی هیچ هراس و بیم از خنجرها

خالی نکنیم "یاسر" این میدان را

گر بار دگر به خون فتد پیکرها




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 02:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


داده ست نام فاطمه ، داور به زهرا

داده لقب صدیقه ى اطهر به زهرا

جنت همان توصیف اجمالى زهراست

جنت به کوثر وصف شد کوثر به زهرا

ام ابیهایی اش ام الانبیایى ست

باید بگویند انبیا مادر به زهرا

او سربلند امتحان هاى خدا بود

اینگونه شد بخشید تاج سر به زهرا

صبرش زبانزد بود حتى قبل خلقت

صبرى که داده جلوه اى دیگر به زهرا

به رشته هاى چادرش امید دارند

آنانکه محتاجند در محشر به زهرا

ماندم بگویم رفته زهرا به پیمبر

یا که بگویم رفته پیغمبر به زهرا؟!

در سیر معراجى خود در آخر راه

زهرا به حیدر میرسد حیدر به زهرا

خدمت به مولا هم همان خدمت به زهراست

در اصل خدمت میکند قنبر به زهرا

یعنى همه محتاج زهراى بتولیم

وقتى توسل میکند رهبر به زهرا

زهرا براى ما همیشه مادرى کرد

خیلى بدهکار است این کشور به زهرا

تا فیض از دامان معراجش بچیند

سر میزند هر صبح پیغمبر به زهرا

وقتى پیمبر بود در شهر مدینه

عرض ادب میکرد حتى در ، به زهرا

تازه رسول الله را از دست داده

اما چو کوهى روى پایش ایستاده 

زهرا ستاره ، ماه ، زهرا آفتاب است

یک مصطفاى دیگرى زیر نقاب است

جبریل نازل میشود با وحى بر او

او نیست پیغمبر ولى صاحب کتاب است

مهریه اش آب است آب زندگانى

دنیاى لب تشنه فقط دنبال آب است

زهرا حکیمانه ست جنس اعتراضش

زهراى مرضیه سوالش هم جواب است

زهرا به ما آموخته پاى ولایت

از آبروى خود گذشتیم آن حساب است

چه آبرویى!!! گر به کار دین نیاید؟!

این آبروها بیشتر نوعى حجاب است

خانه به خانه در زدم پاسخ ندادند

بیگانه بیدار است اما دوست خواب است

در راه قرآن کندرو بودن چه حاصل

به نص قرآن راه قرآن با شتاب است

نه حرف من ، نه حرف تو ، نه حرف مردم

در دین ما حرف "على" فصل الخطاب است

تضعیف حزب الله جائز نیست , زیرا

هر جا که حزب الله باشد فتح باب است

در سینه اطفال ما عکس خمینى ست

این رویش نسل جدید انقلاب است

ایران ، یمن ، لبنان، فلسطین... در همه جا

پرچم به دست بچه هاى بوتراب است

ما را دعا کن باز با دست شکسته

ما را دعا کن که دعایت مستجاب است

هر که در این خیمه نشسته کار دارد

با مادر پهلو شکسته کار دارد

باید طریقت  هم ابوذر وار باشد

هم بینش مقداد یک مقدار باشد

ما این طرف یا آن طرف در دین نداریم

باید فقط "معیارِ حق" معیار باشد

باید به روى ماذنه حق را بیان کرد

باید بلال شهر هم عمار باشد

فرقى ندارد نخل یا منبر، على دوست

باید زبان میثم تمار باشد

دم میزند هر لحظه از حق و حقیقت

حتى اگر منصور روى دار باشد

انصار بودن یا نبودن اسم و رسم است

آنکس ز انصار است که بیدار باشد

دنیاطلب دین را به دنیا میفروشد

اى واى اگر دیندار دنیادار باشد

گنجش به فردى میرسد رنجش به جمعى

هر وقت اشرافى گرى در کار باشد

دیگر نمیخوابد گرسنه طفل مردم

گر سلک ما " الجار ثم الدار " باشد

از حرف حق خسته نخواهد گشت زهرا

حتى اگر بین در و دیوار باشد

کتمان نخواهد کرد حق مرتضى را

هر چند بین سینه اش مسمار باشد

مردم ! همیشه گل گل است و خار خار است

گیرم دوروزى گل کنار خار باشد

این قافله ترسى ز گمراهى ندارد

وقتى ولایت قافله سالار باشد

مرد و زن ما یک به یک سردار جنگند

دشمن غلط کرده پى سردار باشد

از یاوه گویى هاى دشمن بیم !! هرگز

وقتى شهادت هست پس تسلیم!! هرگز 

مردى یگانه بود و بانویى یگانه

آهسته میرفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو ، پا به پا ، شانه به شانه

سر میزدند انصار را کوچه به کوچه

در میزدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

واى از زمانه ،واى از دست زمانه

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

وقتى عزادار رسول الله بودند

از درب خانه میکشید آتش زبانه

آتش زدند این لانه را حتى نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

در باز شد وقتى که زهرا پشت در بود

دخت نبى افتاد بین آستانه

دستى ورم کرده ست و دستى هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتى نگاهى هم به پهلویش نینداخت

محو على بود عاشقانه ، عارفانه

دامان در میسوخت ، اما داشت میسوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب هاى جمعه فاطمه بالاى گودال

با ناله ، آنهم ناله هاى مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد اى داد بیداد

نور دو عینم کشته شد اى داد بیداد




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/21 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سیاسی-اجتماعی-برجام نافرجام


ما بر در شاه لافتی دل بستیم

یعنی به علی مرتضی دل بستیم

تسلیم شدن برای ما بی معنی ست

وقتی به شهید کربلا دل بستیم

هرکس دل خود را به کسی بسته و ما

تنها به امام و شهدا دل بستیم

گاهی به قم و گاه دگر هم مشهد

در اصل به این برو بیا دل بستیم

یک عده اگر به 'کدخدا' دل بستند

ما در عوضش به 'ناخدا' دل بستیم

یعنی که بجای خنده با دشمن دین

به گریه میان روضه ها دل بستیم

ما جای دروغ و تهمت و فسق و ریا

به عشق به این صدق و صفا دل بستیم

 (( بر،جام))تهی ز ساغر شیطان نه

(( بر،جام)) پر از می خدا دل بستیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/10/12 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سیاسی-اجتماعی-برجام نافرجام


نقطه ام ، زندان خود دیدم خط پرگار را

از محیط خویش برمی دارم این دیوار را

درد بی نانی مرا از پا اگر انداخته است

در حصار باد دیدم رقص گندمزار را

ساقیان برجام دست و شیخ ما بر جام مست

باده شد تحریم جام مردم هشیار را

قفلهای بسته وا می شد به ترفندی ، اگر

شیخ باور داشت تاثیرات استغفار را

تا زلیخا در نگاه کور مردم دیدنی است

قیمت یوسف فروشی پر کند بازار را

بنده ی کبریم و ابلیس درون را پیرویم

سجده بی معناست دلخواهان استکبار را

محتسب شبها نجوم از آسمان دزدید و روز

جار زد بر بام شهر الجّار ثمّ الدار را

تا غبار از جاده بنشاند ! دعایی لازم است

یا رب از دریا بیاور ابر گوهربار را




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/10/12 | 03:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا –سیاسی-اجتماعی


گفتم به شهید ما سراپا دردیم

با دشمن دیرینه توافق کردیم

لبخند زد و گفت اگر ما رفتیم

در موقع فتنه باز بر میگردیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/10/9 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دعوت به وحدت اسلامی--بصیرت


تبرا متونش به ما یاد داد

به دشمن شناسی توجه کنیم

اگر پیرو سیره ی حیدریم

به بُعد سیاسی تو جه کنیم

 

تبرا همان فرصتی هست که

همه به تفکر تعلق دهیم

بیاییم و آن شمر دیروز را

در امروزی آن تطابق دهیم

 

تبرا همان گنج جاوید ماست

که در سینه ما نهفته شده

همان خط نابی که در مکتبِ

امامان معصوم‌گفته شده

 

به نام برائت بر این پیکره

بیفتد خراشی پسندیده نیست

نخواندی مگر در روایاتمان

که دشمن تراشی پسندیده نیست

 

ببین کی از این تفرقه سود برد!!!

از این گونه نسخه نویسی بترس

ببین این برائت به کی ضربه زد

از این خدعه ی انگلیسی بترس!!!

 

تطابق بده اولی را ببین

یهودی صفت ها شبیه هم اند

همین صهیونیست و همان دومی

همه در عمل زیر یک‌پرچم اند

 

به جای اهانت کمی فکر کن

خرد را اسیر تعصب نکن

اگر از تبرای تو انگلیس

شود شادمان تر ، تعجب نکن

 

معاویه را باز تحلیل کن

ببین در کلام چه جریانی است

برائت بجویید از سازشی

که عمامه اش انگلستانی است

 

علی را مبادا که تنها کنی

در این فتنه ها مثل عمار باش

کمی فکر‌وحدت کمی فکر دین

کمی مالک اشتر یار باش

 

به نهج البلاغه سفر کن بخوان

دفاع از ولایت کلام ولی است

حقوق نجومی و اشرافیت

به والله که حق خوری از علی است

 

برائت بجویید از آن کسی

که‌وقت بیانیه ساکن نشست

و از نسل آینده خواهی شنید

سر میز برجام خائن نشست




موضوع: تولا و تبرا،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/09/17 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 تقدیم به شهدای مظلوم حادثه تروریستی حله عراق، که سیدالشهدا (علیه السلام) را زیارت کردند...


باز در بین راه کرب و بلا

نغمه ی ارجعی به گوش رسید

خون مولا ز خاک جوشید و

به دل عاشقان خروش رسید

 

 

هرکه سرخ است بال پروازش

قاب قوسین آسمانش شد

شاهد مدعای عاشقی اش

دادن خون و بذل جانش شد

 

هرکه شد کشته ی مسیر حسین

روی لب داشت عاقبت لبخند

میزبانش ملائک اند و به شوق

نور در پیش پاش می پاشند

 

ای که در راه عشق جان دادی

گرچه در خاک و خون تنت گم شد

چشم تو روشن! این خطاب به توست

که "سلام بما صبرتم"*شد

 

 

چشم وا کن! ببین برای تو

سبز شد تا ابد تمام فصول

خود او آمده به دیدارت

کربلایی! زیارت تو قبول

 

*"سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار" ؛ سوره رعد، آیه ۲۴




موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/09/7 | 11:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بصیرت-وحدت


سلمان کیستید مسلمان کیستید؟

با این نگاه شیعه ی چشمان کیستید؟

با این نگاه شعله ور از برق افتراق

با این نگاه خط زده بر خطبه ی وفاق

با این نگاه پر شده از خط فاصله

دور از ملاحظات روایات واصله

با کیست این نگاه؟ پی چیست این نگاه؟

آیینه ی نگاه علی نیست این نگاه

چشم علی که محو افق های دور بود

از درد و داغ شعله ور اما صبور بود

چشمی که حرف حرف سکوتش شنیدنی ست

چشمی که ربنای قنوتش شنیدنی است

آن حرف ها چه ژرف چه ژرفند خوانده اید؟

آن حرف ها شگفت و شگرفند خوانده اید؟

از درد بی امان چه بگویم شنیده اید

از خار و استخوان چه بگویم شنیده اید

مولا رسیده بود به سوزان ترین مصاف

اما نبرد دست به شمشیر اختلاف

تیغی که در مصاف به فریاد دین رسید

این بار در غلاف به فریاد دین رسید

چون لیلة المبیت علی از خودش گذشت

آتش به سینه داشت ولی از خودش گذشت

آتش به سینه داری اگر، شعله ور مباش

هیزم بیار سوختن خشک و تر مباش

دامن مزن به آتش این قیل و قال ها

از حق بگو، چنانکه علی گفت سال ها

از حق بگو ولی نه به توهین و افترا

با منطق علی، نه به توهین و افترا

القصه سیره ی علوی این چنین نبود

تاریخ را بخوان اخوی این چنین نبود

بادا که تا همیشه بمانیم با علی

سلمان شویم و مسلم این راه یا علی




موضوع: اخلاقی و اندرز،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/06/29 | 12:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مدافعان حرم-بیداری اسلامی


دوری از چهرۀ مهتاب فقط کابوس است

خوش به حال دل هرکس که به تو مانوس است

باید این خوابِ پر از واهمه تعبیر شود

کاش مهدی تو بیایی ! نکند دیر شود

دست ابلیس کشیده ست جهان را سر جنگ

زده با حقد سر پیر و جوان را سر جنگ

زخم بر صورت اسلام فراگیر نشست

جای تکبیر روی ماذنه تکفیر نشست

وحدت از دست رود سقف و ستون می ریزد

در عراق و یمن و سوریه خون می ریزد

دست با پنجه ی ابلیس یقینا هرگز

با همه صلح ولی تفرقه افکن هرگز

با جهان گاه اگر گفت و شنودی داریم

گله ها از عربستان یهودی داریم

کاش کنده شود از روی زمین ریشه ی شان

یعنی از بین رود نحوه ی اندیشه ی شان

راه احرام اگر بسته شود باز چه باک

قلب مومن حرم او بُوَد این بوده ملاک

با نبی و علی و آل علی لج کردند

فتنه ها بود که حین سفر حج کردند

به جزایی علنی ، سخت و خشن محکومند

شیعیان مثل علی گر چه قوی مظلومند

من دم از حیدر کرّار زدم با نیّت

لعن الله بر اندیشه ی وهابیّت

شیعه و دست کشیدن ز ولایت هیهات

سر سپردن به سر خنجر ذلّت هیهات

گوئیا آمده یک بار دگر عام الفیل

فتنه ها زیر سر کیست به جز اسرائیل ؟

دشمن کودک در خواب پر آرامش شد

نمی از خصلت حیوانی او داعش شد

هر چه کردند نشد مانع افلاکی ها

پر شد این خاک از آوازه ی زکزاکی ها

شیعه راسخ ، سخنی محکم و قاطع دارد

هر کجا خانه ی زهراست مدافع دارد

نه فقط ساحت این مقبره ها محترم است

هر کجا عشق حسین است خودش یک حرم است

باید این جمله به پیشانیمان نصب شود

ما نمردیم ، بخواهند ، حرم غصب شود

من از این قوم بلاخیز برائت دارم

من از اندیشه ی این طایفه نفرت دارم

کل ایران همگی مرد دفاعیم دفاع

پیرو حضرت عباس حسینیم ، شجاع

مومن و اشک ببین ، به ، چه سلاحی دارد

بِنِگر حضرت زینب چه سپاهی دارد !

پایشان کرب و بلا سمت حرم باز شود

لحظه ی ساخت صحن حسن آغاز شود

کاش این شب بشود صبح به نورت مهدی!

شده دشمن سبب خیر ظهورت مهدی !

بهتر از نغمه ی نعلین تو آهنگی نیست

کاش روزی بنویسیم دگر جنگی نیست




موضوع: مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/5 | 11:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


به نام خدای بزرگ و رحیم

سلام خدا بر تو سید کریم

حریمت بُود قطعه ای از بهشت

شمیم جنان می دهد این شمیم

به لطف زیارت در این آستان

همه زائر کربلا می شویم

دری سوی جنت بُود این حریم

سلام علی شاه عبدالعظیم

رسیدیم از این حرم تا خدا

اجابت شد اینجا دعا بارها

کشیدند یک جاده سمت بهشت

ز معصومه تا تو ز تو تا رضا

حرم آمدم با پدر مادرم

من از کودکی باتوام آشنا

ارادت به تو داشتیم از قدیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

چه دلها که دست توسل زدند

به دیوان عشقت تفال زدند

چه چشمان خیسی که با التماس

به دست کریم شما زُل زدند

خدا داند و بس که از این حریم

ملائک به عرش خدا پل زدند

ملائک به درگاه لطفت مقیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

نگاهت ز نوع کریمانه است

حرم نیست اینجا شفاخانه است

گدا دست خالی نرفت از درت

که مهمان نوازیت شاهانه است

هزاران فرشته در این بارگاه

به دور تو در حکم پروانه است

سلام خدای علیم وحکیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

به میخانه کی وقت مِی می شود ؟!

که هر لحظه ام با تو طی می شود

همه آرزوی من این است و بس

بیایم به پابوس ،کی می شود؟

کَمَن زارَ کرببلا زائرت

بهشت اینچنین شهر ری می شود

ز کرببلا می وزد این نسیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

به درگاه جانان خدا را سپاس

به بزم کریمان خدا را سپاس

به شکرانۀ سه بهشت خدا

ری و قم ، خراسان ، خدا را سپاس

خدایی به لطف حضور شما

صفا دارد ایران خدارا سپاس

که زهرائی وحیدری مذهبیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/29 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


آه ای بغض فروخورده كمی فریاد باش

حبس را بشكن، رها شو، پر بكش، آزاد باش

گاه گاهی با زبان تیغ حرفت را بزن

با توام آیینه، با سنگین دلان فولاد باش

داد مظلومان كشمیر است این، كاری بكن

هم وطن! با شیعیان مرتضی همزاد باش

خون بعضی‌ها مگر از دیگران رنگین‌تر است؟

آه، با وجدان! ز قید رنگ‌ها آزاد باش!

با سكوتت هم صدای بی‌تفاوت‌ها نشو

داد كن با داد خود ویران‌گر بیداد باش

دست روی دست مگذار و تماشاچی نباش

یا كه مشتی آهنین، یا دست استمداد باش

آری ای كمشیر... خونت آیۀ پیروزی است

لابلای زخم‌ها و اشك‌هایت شاد باش




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/29 | 04:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


غمی در چشمهایِ خسته ی کشمیر می بینم

غمی همراه با آهی گریبان گیر می بینم

خدا رحمی کند بر حالِ امروز غزالانش

در این دشت بلا، کفتارهای پیر می بینم

بدان آتش فقط از گورِ هندو بر نمی خیزد

جنایت پیشه را هم دست با تکفیر می بینم

علی فرموده: مِهرم، کوه را از هم فرو پاشد

به خط سرخِ کشمیری از آن تفسیر می بینم

سرِ سجاده سرگرمند خیلِ عافیت خواهان

به دستِ مالک اشتر فقط شمشیر می بینم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/29 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


حق می شود انکار و من انگار نه انگار

منصور سرِ دار و من انگار نه انگار

در چنگ هوس های خیابانی اشباح

عشق است گرفتار و من انگار نه انگار

در قدس و هرات و حلب و موصل و کشمیر

اردو زده تاتار و من انگار نه انگار

کشتند و دریدند شکم های زنان را

سگ های میانمار و من انگار نه انگار

فریاد از این عصر تماشا گری مرگ

خورشید سرِ دار و من انگار نه انگار




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/29 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


غمگین مباش ای هم‌نفس که همدمی نیست

عشق علی در سینه‌ات جرم کمی نیست

بر پیکر ما باز زخم تازه‌ای هست

زخمی که بر آن تا قیامت مرهمی نیست

وقتی که همراز تو سرالله باشد

دیگر چه باک از این که دل را محرمی نیست

با «اَنتم الاَعلون»* غربت را به سر کن

کو آن که می‌گوید دلیل محکمی نیست

سرمشق ما همواره ذکر یا حسین است

تا هم‌رکاب ماست عشق او غمی نیست

هم‌صحبت دریا اگر باشد چه حاصل

چشمی که از اندوه تو بر آن نَمی نیست

***

* «و لا تَهِنوا و لا تَحزنوا و اَنتم الاَعلون اِن کنتم مومنین»

سوره آل عمران آیه ۱۳۹




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/28 | 05:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


بی تو ای یوسف زهرا زهمه سیر شدم

از غم هجر تو یک عمر زمینگیر شدم

یمن و سوریه و شام و عراق از یکسو

حال ماتم زدۀ شیعۀ کشمیر شدم




موضوع: محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/28 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


دارد به جرم گفتن تکبیر تاوان می دهد

مظلوم حین جنگ با تزویر تاوان می دهد

امروز باید تیغ را بیرون در آورد از نیام

فردا وگرنه تیغۀ شمشیر تاوان می دهد

قومی که مولا دوست است ام ابیها دوست است

دارد به جرم عشق در زنجیر تاوان می دهد

تکلیف یاری کردن مستضعفین عالم است

این مصلحت اندیشی تدبیر تاوان می دهد

هیهات منا الذله را گفتیم پس سر می دهیم

هر کس که با ظالم شود درگیر تاوان می دهد

خوردند سیلی در حلب گشتند مغلوب یمن

تحقیر استکبار را کشمیر تاوان می دهد

خون های شیعه ریخته شد آه ، عَجّل منتقم

شیعه میان غربتی دلگیر تاوان می دهد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/28 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.