تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب فرهنگی، اجتماعی و سیاسی

محکومیت حقوق های نجومی


دل به دریا می زنم در ماجرایِ فیش ها

ماجرایِ فیش هایِ مصلحت اندیش ها

می خورم سوگند جانِ بازجویان اوین

اتفاقی قافیه شد! فیش ها با ریش ها

ما فقط فیش و دکل را با خبر گشتیم،شکر!

خورده اند و بُرده اند این قوم،ازاین بیش ها

دختر ... نباشد، دختر صفدر که هست!

مُهره ها را چیده استعمارگر از پیش ها

انتخابت چیست از بینِ بد و بدتر؟ بگو!

در جناح گرگهایی یا جناح میش ها؟

تا همین جا که زدم دل را به دریا کافیست

نان نمی گردد برایم ماجرایِ فیش ها




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/27 | 07:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت حقوق های نجومی


نان ما آجر آجرت نان‌ست

لقمه‌ات قدر پور دستان‌ست

پول اگر شیر و تو اگر کودک

در و دیوار شهر پستان‌ست

فیش لورفت و ناگهان گفتی:

"این‌چه کذب‌ست و این‌چه بهتان‌ست؟!

این حقوقی که در حساب من‌ست

نصف آن در حساب بهمان‌ست"

سرتان در میان یک آخور

دست‌تان در میان یک خوان‌ست

ای حقوقت مساوی دیه‌ام

کارمزدت به قیمت جان‌ست

لقمه‌ی ما پنیر با سنگک

لقمه‌ی تو کباب و ریحان‌ست

بانک‌ها هرچه تک زدند از خلق

سهمت از سود آن دوچندان‌ست

خونت از خون ماست رنگین‌تر

خون ما در رگت به جریان‌ست

خوب دانم که پینه‌ی سر تو

اثر سجده سوی شیطان‌ست

خانه‌ی خود کلکسیون داری

چندتا قیچی‌است و روبان‌ست

توی حمام ماست کاسه و تشت

در سونای تو دوش با وان‌ست

کفر نعمت گر از کفت ببرد

شکر نعمت شبیه کفران‌ست

اشتباهی مرو به کانادا

راه لندن ز ارمنستان‌ست

پیردزدی که گفته‌اند این‌ست

نان به مزدی که گفته‌اند آن‌ست

پدری پول ملتی را خورد

دختری فکر بند تنبان‌ست

سر این رشته گرمساری بود

ته این رشته هم پریشان‌ست

گبر و کافر چه آتشی دارند؟

دود از کنده‌ی مسلمان‌ست

شیعه‌ی مرتضی علی؟ هیهات!

شیعه‌ی واقعیش سلمان‌ست

شیعه‌ی او مدافع حرم‌ست

بی‌سر و بی‌قرار و سامان‌ست

شیعه‌ی مرتضی‌ست مرد خدا

اهل حلّیّت‌ست و حرمان‌ست

شیعه‌ی او قطیفی و یمنی‌ست

شیعه‌ی او جنوب لبنان‌ست

تف به آن کیسه‌ای که دینارش

از طلاجات آل سفیان‌ست

آی چوپان! بهوش باش و بدان

سگ این گله، تیزدندان‌ست




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/27 | 07:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت حقوق های نجومی


از کیسه ی نام این و آن میخوردید

از خالی دست دیگران میخوردید

یک عده پی نان شب خود بودند

روزی که به نرخ روز، نان میخوردید!




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/22 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر-بصیرت-انقلاب


یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کرده‌ایم

دل را به اشتیاق تو آباد کرده‌ایم

یک ماه دست‌های دعا بوده‌ایم ما

یک ماه میهمان خدا بوده‌ایم ما

یک ماه، ماه دیده و خورشید دیده‌ایم

یک ماه از تو گفته و از تو شنیده‌ایم

ماهی که رفت ماه شگفت جهادهاست

آری، نبرد، روزه و افطار، فتح ماست

از تابش نماز علی ماه روشن است

در نور خطبه‌های ولی راه روشن است

با دشمنان بگو، هوس خام کرده‌اند

بیهوده رو به لشکر اسلام کرده‌اند

حاشا که بیم حمله احزابمان بَرَد

حاشا که پشت سنگر خود خوابمان بَرَد

ما وارثان سلسله‌های رشادتیم

ما راهیان قافله‌های شهادتیم

با ما فقط حساب تفنگ و خشاب نیست

با ماست آنچه قدرت آن در حساب نیست

بنگر که خون روان شده از کربلا به شام

آخر تمام می‌شود این کار ناتمام

گیریم دشمن است چو عمرو بن عبدود

این نسل حیدر است که از راه می‌رسد

بوی ظهور می‌رسد، ایمان، وطن شده‌ست

این لشکر علی‌ست که خیبرشکن شده‌ست

هر چند شعب از دم احمد بهشت ماست

این بار فتح خیبر نو، سرنوشت ماست

بدر است ماه و حضرت خورشید می‌رسد

بدر است ماه و عاقبت آن عید می‌رسد

بدر است ماه و می‌رسد آن عیدِ عیدها

بدر است ماه‌ها همه با این شهیدها

تحریم و بیم کی به دل ما اثر کند؟

کی وسوسه ز کوی دل ما گذر کند؟

ای در صف نبرد نشسته دو دل مباش

دریا ببین و بسته‌ی این آب و گل مباش

ای در صف نبرد نشسته به پا بایست

چون مردهای مرد در این کربلا بایست

ای در صف نبرد! به میدان شتاب کن

قدری به جای گفتن یا لیتنا بایست

دنیا و اهل آن همه گر مانعت شوند

چون حر غیور باش و برای خدا بایست

وای تو گر امید ببندی به شرق و غرب

با قبله باش و بر سر این مدعا بایست

با دشمنان صریح چو شمشیر دم بزن

هرکس اسیر فتنه شد او را قلم بزن

پایت اسیر دست عصای کسان مباد

دستت به پای خواهش از این و از آن مباد

جز آفتاب پابه‌رکاب کسی مباش

هم‌آسمان پر زدن کرکسی مباش

بر خان خائنان به جُوِی نان رضا مده

این نان بهانه‌ای‌ست به اینان بها مده

برخی چه لقمه‌ها که گلوگیر می‌خورند

خوبان ولی به شام بلا تیر می‌خورند

اهل رفاه و بزم که در ناز و نعمتند

کی غمگسار ملت و کی اهل خدمتند؟

دیروز خرده کاسب تحریم بوده‌اند

امروز نیز کاسب تسلیم و ذلتند

سرمست از حقوق نجومی خویشتن

آخر چگونه در طلب حق ملتند؟

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

مردم هنوز چشم به راه عدالتند

این مردم صبور که در پای انقلاب

خون داده‌اند و اهل جهاد و رشادتند

این مردم صبور که تحریم دشمنان

از ره نبردشان و هنوز اهل غیرتند

آسان به کف نیامده این عشق و اعتماد

بر ریشه‌های باورشان تیشه‌ای مباد

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

اینک شما و عهد عظیمی که بسته‌اید

ناگفته ماند حرف بلندی که روشن است

ایمان مدافع است که این خاک، ایمن است

این آتش فتاده به دنیا گواه ماست

جان مدافعان حرم جان‌پناه ماست

بنگر به شور و شوق جوانان به شهرها

جام شهادتی زده بر جام زهرها

با برق تیغ، هیبت شب را شکسته‌ایم

حاشا که بشنود کسی از پا نشسته‌ایم

ما را سر قمار به دین و وطن مباد

ما را سر معامله با اهرمن مباد

چشم طمع به چشمۀ خورشید بسته‌اند

دیگر بس است هرچه که پیمان شکسته‌اند..

این خیرگی به کوریشان ختم می‌شود

این تیرگی به صبح امان ختم می‌شود

این دست دوستی که دراز است سویمان

دست دسیسه است از این قوم بی‌گمان

در راه عشق تکیه به خود کی کنیم ما؟

تکرار زخم‌های اُحُد کی کنیم ما؟

شمشیر از نیام، چو رهبر کشیده‌ایم

فریاد فتح، از دل سنگر کشیده‌ایم

"عید است و آخر گل و یاران در انتظار"

عید است و عید نیست مرا غیر روی یار

"دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار"

عید است، عید ماه خدا، ماه رحمت است

عید است و عید در نظر ما شهادت است

روی شهید، معنی عید است شک مکن

این عید مادران شهید است شک نکن

عید است، عید زنده شدن، عید انتخاب

این عید همسران صبوری‌ست چون رباب

عید است چشم روشنی عاشقان ببر

خوبان زکات فطریه جان می‌دهند و سر

عید است و کاش طاعت ما هم شود قبول

ما تشنه حسین شماییم یا رسول

ما را دوباره رخصت کرببلا دهید

این عید هم برات زیارت به ما دهید




موضوع: عید سعید فطر،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/22 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت حقوق های نجومی


این یک، مشغول خوردن و بردن شد

آن، مسئول شکم در آوردن شد!

در عهد بخور بخور نخوردن جرم است

تکلیف من و تو خون دل خوردن شد

***

این بسته کمر یکسره در خدمت ما

آن خسته جگر در طلب راحت ما

از «عدل» هزار قصه گفتند ولی

جز «قسط» نشد آخر سر قسمت ما!

***

کی موسم پژمردنشان می آید؟

پایان دل آزردنشان می آید؟

دیدیم زمین خواری شان را یا رب!

کی روز زمین خوردنشان می آید؟




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/21 | 11:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت حقوق های نجومی


این یک، مشغول خوردن و بردن شد

آن، مسئول شکم در آوردن شد!

در عهد بخور بخور نخوردن جرم است

تکلیف من و تو خون دل خوردن شد

***

این بسته کمر یکسره در خدمت ما

آن خسته جگر در طلب راحت ما

از «عدل» هزار قصه گفتند ولی

جز «قسط» نشد آخر سر قسمت ما!

***

کی موسم پژمردنشان می آید؟

پایان دل آزردنشان می آید؟

دیدیم زمین خواری شان را یا رب!

کی روز زمین خوردنشان می آید؟




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/15 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


زیر پا ریخته اینبار کف صابون را

کفر، انگار نخوانده است شب قارون را

شیخ عیسی! وطنت سینه‌ی ما ،گیرم کُفر

بزند رگ رگ ما جمله حواریّون را

تکّه‌ای از بدن سوخته‌ی ایرانی

خون محال است مُدارا نکند هم‌خون را

نفست گرم‌تر ای شیخ! مبادا طاغوت

بِبُرد مثل فلسطین نفس زیتون را

اصلاً امروز زمان دست تو باید می‌داد

کارِ از ریشه برانداختن طاعون را

تیغ بردار که یکبار دگر آل سعود

روی منبر نبرد سلسله‌ی میمون را

بُت اگر آل خلیفه‌ست، تبردار تویی

پاره کن زودتر این وصله‌ی ناهمگون را




موضوع: محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/04/2 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


اگر چه لشگر کفر است در برابر شیخ

سپاه امت اسلام هست سنگر شیخ

خلیفه! شیخِ محاسن سفید تنها نیست

نگاه کن که جوان ها شدند لشگر شیخ

صدای شیخ، صدای تمام بحرین است

نشسته بغض همه در میان حنجر شیخ

خلیفه گرچه پراکنده کرد مردم را

شلوغ میشود از این به بعد منبر شیخ

اگرچه ملیت شیخ را خلیفه گرفت

قلوب شیعه و سنی شده است کشور شیخ

قیام رهبر بحرین میشود پیروز

چراکه "سیدنا القائد" است رهبر شیخ

خلیفه را وسط شهر تکه تکه کنیم

اگر خراش بیفتد به روی پیکر شیخ

رژیم آل خلیفه سقوط خواهد کرد

اگر که کم بشود تار مویی از سر شیخ




موضوع: محکومیت هتک حرمت مقدسات،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/04/2 | 03:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در پی موضع گیری مقتدرانه امام خامنه ای در دیدار با مداحان:


دیدیم دوباره نور عزت تابید

فرزند علی نترسد از هرتهدید

با فن بیان و قدرت استدلال

آقا به دهان یاوه گویان کوبید




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  امام خامنه ای(حفظه الله)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/01/14 | 09:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت


وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم

زیرا که مداح امیر المومنینم

دعوت به اهل البیت ذکر الذاکرین است

من هم در عالم ذاکر حبل المتینم

هرگاه از مظلوم شعری می سُرایم

انگار در حرب است تیغ آتشینم

من ذاکر پیغمبر و آل رسولم

در اصل مأمور امام المتقینم

اسماء حسنی از ازل ورد زبانم

زهرای اطهر را ثناگو اینچنینم

گه از فضایل دم زنم گه از مصائب

با مدح و با مرثیه در تبلیغ دینم

مجنون زهرا می کنم کلّ فلک را

دیوانۀ زهرایم و لطفش معینم

مداحم و مداح خار چشم دشمن

یعنی چو تیری در کمان مؤمنینم

مداح را امروز دنیا می شناسند

ما را به نام حبّ زهرا می شناسند

مائیم عبد آل طاها تا قیامت

دم می زنیم از حبّ زهرا تا قیامت

راهی که ما داریم سازش ناپذیر است

دارد ادامه نهضت ما تا قیامت

با مادر خود روز اوّل عهد بستیم

لبّیک یا ام ابیها تا قیامت

سر بند یا زهرا شده تاجِ سرِ ما

یعنی تشیّع هست آقا تا قیامت

آنان که فهمیدند سلطان جهانیم

ما را صدا کردند مولا تا قیامت

دیروز خرمشهر خطّ اولِ ما

امروز کعبه مکۀ بطحا تا قیامت

در دین ما ارضِ فدک طولِ فدک چیست؟

از آسیا تا کلّ دنیا تا قیامت

از مرزِ ایران انقلاب ما گذشته

پس غربت اسلامِ ناب ما گذشته

امروز عهد ما همان پیوند زهراست

ما عبد زهرائیم و دل در بند زهراست

یا فاطمه بر سینۀ ما نقش بسته

دعوای دشمن با همین سر بند زهراست

فریاد ما از نالۀ زهرا بلند است

یعنی که نهضتها همه پیوند زهراست

لبخند دشمن ذرّه ای ارزش ندارد

زیرا رضای دوست در لبخند زهراست

تا فاطمه دارد دعا بر رهبر ما

شمشیر تیز خطبه اش مانند زهراست

از کوچه تا کرب و بلا  یک راه سرخ است

یعنی شهید نینوا دلبند زهراست

با نام زهرا نام زینب همتراز است

چون زینب کبری همان پسوند زهراست

روزی که می سازیم گلزار حسن را

راضی ز دست ما دل خرسند زهراست

امروز صحن حضرت زهرا بسازیم

فردا بقیع آل طاها را بسازیم

زهرا که بر مولای بی همتاست همتا

در بارگاه حضرت یکتاست یکتا

در عالم خلقت ز هر کس بی نیاز است

او از تمام عالم بالاست بالا

قبل از به دنیا آمدن ذکرش فراگیر

قرآن به وصف حضرتش گویاست گویا

کوثر بنام اوست او خیر کثیر است

در پیشگاه حضرتِ والاست والا

با اوست که حجت به حجتها تمام است

او کیست ؟ بر هر سیزده مولاست مولا

ام ابیها در جهان ثانی ندارد

آن مادری که مادر باباست بابا

زهرای اطهر کیست هستی بخش عالم

یعنی که فیض حضرتش عظماست عظما

گسترده تر از سفرۀ او در فلک نیست

زیباترین نام زنان زهراست زهرا

او مقتدای یازده نسل امامت

او از ازل اِشراف دارد تا قیامت

هستی به دنیا داده زهرا با قیامش

عزت بما بخشید مادر با کلامش

آن اسوه ای که در دو عالم بی نمونه است

خود را سپر فرمود در راه امامش

کوته ترین آیات را دارد ولیکن

والاترین القاب را کرده بنامش

زهراست آن بانو که با آن قدر پنهان

داند امیرالمومنین قدر تمامش

زهراست آن بانو که با بوسه به دستش

پیغمبر اکرم کند درک مقامش

زهراست آن بانو که روزی چند نوبت

جبریل می آورد از بالا سلامش

هستیِ خود را پای مولا ریخت امّا

با این همه،دنیا نشد یکدم به کامش

آن خطبه های آتشینِ کربلایی

آن عمرِ عالم تاب ، آن حُسن ختامش

زهرا بما آموخت زهرایی شدن را

با جان و هستی راه مولایی شدن را

***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/01/10 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-بیداری اسلامی-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


منبر توحید ذاتا وامدار فاطمه است

حامل وحی است و وحی از آبشار فاطمه است

هم نبوت هم امامت در مدار فاطمه است

بهترین اوصاف رب در انحصار فاطمه است

لافتی تصدیق الا ذوالفقار فاطمه است

تا نوشتیم از خدا آیات كوثر جلوه كرد

نام زهـــرا آمد و الله اکبــر جلـوه کرد

عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد

گاه دختر جلوه کرد و گاه مادر جلوه کرد

نور خاتم جلوه ای از شاهکار فاطمه است

شهپر جبریل با رخصت از این در ، شد بلند

خاکبوسی کرد فضه ، عاقبت  زر ، شد بلند

تا به پای حضرت صدیقه با سر شد بلند ...

رتبۀ ایمان سلمان صد برابر شد بلند

این مقام ویژۀ خدمتگذار فاطمه است

هست  زهرا "قاب قوسینِ " مصلای علی

جانماز فاطمه است عرش معلای علی

این علیِ فاطمه است و اوست ، زهرای علی

روی گردنبند زهرا نام زیبای علی

... روی سربند علی نقش و نگار فاطمه است

دین ، بدون فاطمه نوعی لطیفه سازی است

از تن سرزندۀ اسلام "جیفه سازی " است

ننگ بر فکری که دنبال خلیفه سازی است

رهبری با شیوۀ شورا سقیفه سازی است

رهبر زهرایی ما افتخار فاطمه است

درد ما این است دین بازیچه تزویر شد

واژۀ تکلیف ، ذبحِ واژۀ تدبیر شد

دیدی آخر غفلت بسیار دامن گیر شد

آی حزب الله برخیزید ، آقا پیر شد

تحت فرمان ولی بودن شعار فاطمه است

خسته ایم از زُهد تو خالیِ دنیا دوست ها

خسته ایم از طرز اسلام اروپا دوست ها

وای از لبخند استکبار دون ، با دوست ها

از خطاب تندرو گفتن ، به آقا دوست ها

این میانه رو  شدن ها انکسار فاطمه است

لشکر اسلام در خیبر ، توکُـل بایدت

سوریه ، لبنان ، یمن ، دست توسُل بایدت

اربعینی در ریاضت ها تکامُل  بایدت

تا چهل ساله شدن قدری تحمـُل بایدت

اربعین انقلاب ما بهار فاطمه است

رفت زهرا پشت در ، در با شتاب آتش گرفت

در هجوم تیرگی ها آفتاب آتش گرفت

شعله ها بالا که میرفتند آب آتش گرفت

فاطمه می سوخت اما بوتراب آتش گرفت

این وسط مسمار خونی اشکبار فاطمه است

آتش افروزان پر پروانه را انداختند

عده ای با پا در کاشانه را انداختند

پیش دختر مادری ریحانه را انداختند

پیش مادر نیز مرد خانه را انداختند

مرتضی با دست بسته بی قرار فاطمه است

عاقبت تابوت تشییع بدن آماده شد

فاطمه کم کم برای پر زدن آماده شد

زینبش با دیدن آن سه کفن آماده شد

عاقبت هرطور بود این پیرهن آماده شد

کربلا دعوا سر این یادگار فاطمه است

می رسد بالای گودال و زمان می ایستد

مادرش می آید و نبض جهان می ایستد

خواهرش بالای تل سینه زنان می استد

شمر بر روى جسمی نیمه جان می ایستد

ناله ای می آید آه غصه دار فاطمه است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  امام خامنه ای(حفظه الله)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/21 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بصیرت زهرایی


از اولین فرمانده هشیار این میدان

تا آخرین سربازمان که رد شد از قرآن

از سبزها و چشمه های جاری گیلان

تا سرخ خرمشهر و خرماهای نخلستان

در قلبمان آرامگاه فاطمه داریم

یک بارگاه از جنس یاس و لاله و ریحان

زهرا به ایرانی همیشه مرحمت دارد

گهواره جنبان حسینش می شود سلمان

با "فاطمه یا فاطمه" خو کرده این کشور

باید مراقب شد نیافتاد دست نااهلان

باید که خمس حب زهرا را بپردازیم

هر روز میمیریم زیر نعمت باران

باید که بگذاریم اسم کشورمان را

جمهوری اسلامی زهرایی ایران




موضوع: طلیعه فاطمیه،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/12/13 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

محکومیت دخالت دشمنان در امور کشور


سر بر قدم رسول ها باید زد

حرف از شهدا - قبول ها - باید زد

هم راى به اتحادمان باید داد

هم بر دهن فضول ها باید زد


مقام معظم رهبری: انگلیسی‌ها دلشان برای دخالت کردن در ایران تنگ شده است.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی‌28/11/1394

 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/12/5 | 10:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مدافعان حرم- بیداری اسلامی


گرفته درد ز چشمم دوباره خواب گران را

مرور می‌کنم امشب غم تمام جهان را

غم عراق و یمن را که شعله‌شعله در آتش

غم دمشق پریشان و غزّه‌ی نگران را

دلارهای یهودی، ریال‌های سعودی

ببین که برده به غارت چگونه امن و امان را

چه کودکان یتیمی که مانده بی‌سر و سامان

چه مادران غریبی که برگ‌ریزِ خزان را...

صدای ناله و شیون زِ هر کرانه بلند است

چگونه خواب ربوده‌ست چشم آدمیان را؟

جهان اگر چه کویر سکوت و بهت و تماشاست

در این دیار ببین رودهای در جریان را

ببین شکوه و شهامت چگونه ریشه دوانده

ببین قیامت قد هزار سرو روان را

ببین که عشق حسینی و آرمان خمینی

چگونه باز به میدان کشانده پیر و جوان را

درود بر شرف و عزت جوانِ دلیری

که در هوای حرم نذر می‌کند سر و جان را

چگونه دم بزنم از مدافع حرم عشق

چگونه وصف کنم آن حماسه‌های عیان را

سلام ما به خلیلی و صابری و علی‌دوست

به غیرت همدانی که خیره کرده جهان را

سلام ما به عزیزی و باغبانی و عطری

چه عاشقانه برانگیختند رشک جنان را

درود بر تقوی، شاطری و فاطمی‌اطهر

که خوانده‌اند «أ وَفَیتُ»* به‌لب امام زمان را

سلام بر سر اسکندری که بر سر نیزه

گرفت از دل هر بی‌قرار تاب و توان را

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب"

خدا کند که نبیند رقیه زخم سِنان را

سری که بر سر نیزه رهاست عطر صدایش

وَ غرق نور خدا می‌کند کران به کران را

و «أی منقلبٍ» می‌رسد به گوش دوباره

دمی نمی‌برم از یاد شمرهای زمان را...

***

* روز عاشورا عمرو بن قرظة الانصارى از امام حسین(ع) رخصت جهاد گرفت و پس از این‌که امام(ع) اجازه فرمود، جنگى چون جنگ مشتاقان به پاداش کرد و جمع زیادی از سپاه ابن زیاد را به هلاکت رساند. او دلاورانه در محافظت از امام(ع) ایستادگی کرد تا این‌که بر اثر کثرت جراحات به خاک افتاد. آن‌گاه رو به امام حسین(ع) عرض کرد: «یَا ابْنَ رَسُولِ الله أَ وَفَیْتُ؛ یا بن رسول الله آیا به عهدم وفا کردم؟» امام(ع) در پاسخ فرمودند: «نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِی فِی الْجَنَّةِ فَاقْرَأْ رَسُولَ الله عَنِّی السَّلَامَ وَ أَعْلِمْهُ أَنِّی فِی الْأَثَرِ؛ آرى تو پیشاپیش من در بهشتى، به رسول الله (ص) از من سلام برسان و عرضه دار که من در پى هستم [و به شما ملحق می‌شوم]» (اللهوف، ابن طاوس، ص108).




موضوع: مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/21 | 10:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

انقلاب اسلامی- بصیرت


گر تیغ به گردن مذلت زده ایم

تاجی به سرخویش ز عزت زده ایم

با رهبری امام خود خامنه ای

ما در همه جا دم از بصیرت زده ایم

***

با عشق و امید گر که الفت داریم

در عرصۀ عشق شور و غیرت داریم

از سایۀ تردید برون می آییم

هرجا که چراغی از بصیرت داریم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/21 | 10:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


نسل رودیم ، زاده دریا

موج خیزیم و صاحب ژرفا

همچو شمعیم پاک و روشن دل

مثل پروانه‌ایم بی‌پروا

ما چو کوهیم ، با وقار ، آرام

اهل صبریم اهل صبر امّا

گر بخواند به رزممان رهبر

گر که ما را به صف کند مولا

می‌زنیم آنچنان به گُرده خصم

که نماند تنی ازو برجا

هست همت نصیب ما امروز

هست نصرت از آن ما فردا

می‌رسد صبح مرگ اسرائیل

می‌رسد شام دفن امریکا

روزی آخر نماز می‌خوانیم

در شبستان مسجد الاقصی

این همان وعده است، وعده او

وحده لا اله الا هو

جاده آورد عطر رحمت را

دشت سرشار شد نجابت را

آی باران دوباره جاری کن

در زمین چشمه ی کرامت را

با حضور تو دل به یاد آورد

خاطرات امام امت را

آن امامی که یاد ازو دارند

سروها ، کوه‌ها ، صلابت را

آن امامی که خوب باور داشت

که جدا نیست دین سیاست را

یادمان داد پایداری را

یادمان داد استقامت را

گاه از انقلابمان می‌گفت

تا بدانیم قدر نعمت را

آن امامی که مرد ایمان بود

پیر رزمندگان لبنان بود

البشاره که صبح ایمان است

روشن از پرتو اش دل و جان است

مستم از آفتاب ساعت هشت

آفتابی که از خراسان است

نغمه ای باز میرسد بر گوش

نغمه ای که بسی خروشان است

از دل فکه پاوه اندیمشک

از طلائیه فاو بستان است

شور صحرا به یمن مجنون است

شور دهلاویه به چمران است

باز عطر دوکوهه می آید

حاج احمد مگر سخنران است ؟

باکری کاوه باقری همت

چقدر بزم ما چراغان است

ای جوانان ز یادمان نرود

هرچه داریم از شهیدان است

آن دلیران معرکه که هنوز

دشمن از نامشان هراسان است

ای جوانان ز راه برگشتن

نقض عهد است نقض پیمان است

عهد بستیم یادمان نرود

خیز تا آنکه کاروان نرود

چه قدر مانده تا سحر برسد؟

از فضا بوی مشک تر برسد

دشمن ما هنوز منتظر است

عمر این انقلاب سر برسد

جاده‌ها اسب شوق زین کردند

تا ز هنگامه‌ها خبر برسد

باش تا صبح دولتت بدمد

باش تا مژده ظفر برسد

جمعه‌ها بی‌قرار می‌گویند:

روزی آن یار از سفر برسد

روزی آن یار می‌رسد، آری

دشت‌ها می‌شوند گلکاری

یا رب آن عطر ناب را برسان

حضرت آفتاب را برسان

آن سوار دلیر را بفرست

عزمِ پا در رکاب را برسان

خیمه عمرمان عطش دارد

یا ابالفضل آب را برسان

انقلاب از دعای او باقی است

صاحب انقلاب را برسان

گره از کار عاشقان واکن

و جهان را دوباره شیدا کن




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/20 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


خدا می خواست از سر رد کند این قوم طوفان را

به دستِ مرد دریایِ حوادث داد سکان را

نجات کشتی از گردابها، زحمت فراوان داشت

خدا خیرش دهد آن مرد را، پیر جماران را

نگاهش فجر صادق بود، فجرِ انقلاب نور

به پایان بُرد بعد سالها شام غریبان را

به امر او فرشته دیو را از شهر بیرون کرد

گواهی می دهد تاریخ رسوایی شیطان را

ازاین اعجاز بالاتر !؟ بهار آورد در بهمن

گرفت از چشمِ گندم زارها خوابِ زمستان را

صدایِ انفجار نور او لرزاند یکباره

قَطیف و قدس را، حتی بلندی های جولان را

هزاران شاه دید این مُلک، اما سیزده قرن ست

به رویِ چشم خود بگذاشته شاه خراسان را




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/18 | 08:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

انقلاب و رهبری


از عشق بیا که صحبتی تازه کنیم

در حرکت خویش دقتی تازه کنیم

با رهبر و انقلاب و با خون شهید

با یک صلوات بیعتی تازه کنیم




موضوع: امام خامنه ای(حفظه الله)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/14 | 12:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


عید بهار سرخ فجر انقلاب است

گلهای پرپر گشته را فصل گلاب است

خورشید پیغام آورد با خنده نور

چشم همه روشن که عید آفتاب است

عید رهایی عید عزت عید ایمان

عید حیا عید شرف عید حجاب است

عید همه مستضعفان عید تو و من

عید امام و عید امت عید بهمن

بهمن که در سردی بسی گرمی به ما داد

بهمن که چون نور روز گیتی را صفا داد

بهمن که داغ سینه سوز باغبان را

با عطر انفاس مسیحایی شفا داد

بهمن که با بگسستن بند اسارت

سر خط آزادی به دست ما خدا داد

بهمن بهار لاله گون خنده و اشگ

بهمن که فروردین به دامانش برد رشک

دست خدا با خون به خاک ما نوشته

بگریخت دیو، اینک بهشت، اینک فرشته

اهریمن طاغوت با ضعف و زبونی

چون عنکبوت افتاده در تاری که رشته

از کربلای کشور ایران بچیند

محصول بذری را که ثارالله کشته

اینک خدا امام را به عالم برتری داد

بر کودک ما هم مقام رهبری داد

دیگر از آن شب های ظلمانی خبر نیست

دیگر بجز خورشید اینجا جلوه گر نیستم

هان ای شهیدان به خون آغشته خیزید

که امروز در ما از شما کس زنده تر نیست

در باغ سر سبزی که از خون آب دادید

نخلی به غیر از نخل قرآن بارور نیست

چون لاله بر هر دل هزاران داغ دیدیم

تا میوه آزادی از این باغ چیدیم

اینک شده بهمن بهاران در بهاران

گردیده دامان زمستان لاله باران

در پرتو خورشید قرآن گشت روشن

فکر جوانان چون دل پیر جماران

با اشگ شادی از سر مژگان فرو ریخت

آن خارهای سالها در چشم یاران

در هر قدم چندین چراغ راه داریم

قرآن و ثارالله و روح الله داریم

دشمن به نابودی ما بگرفت تصمیم

با حربه های کهنه تهدید و تحریم

آن حربه ها افتاد از کار و نیفتاد

یک لحظه پای عزم مادر دام تسلیم

سر دادن بر حکم ظالم تن ندادن

ما را محمّد  داده از آغاز تعلیم

لا گفته و بر هر بلا گردن نهادیم

در شعب بوطالب مقاوم ایستادیم

باید شمردن عید بهمن را گرامی

باید گرفتن جشن آن با شادکامی

باید به موسای زمان تبریک گفتن

کاری وادی ایمن تهی شد از حرامی

باید بر این ارض مقدس سجده بردن

هرگز مباد این خاک را بی احترامی

زین سرزمین بر چشم عالم نور دادیم

شور آفرینان جهان را شور دادیم

نتوان گرفتن ره صدور نور ما را

خواندند مظلومان همه منشور ما را

آن روزگار تلخ تر از زهر بگذشت

شیرین گرفته ملک عالم شور ما را

زندانی گور سیاه خویش گردید

خصمی که کند از روز اول گو رما را

در لاله زار خون یاران تا قیامت

ماییم سرو جاودانه راست قامت

ما از می قالو بلا مستیم مستیم

عهدی کز اول با خدا بستیم بستیم

در خط جندالله تا بودیم بودیم

سرباز روح الله تا بودیم هستیم

الله را الله را خواندیم خواندیم

ابلیس را ابلیس را راندیم راندیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/13 | 03:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


نهضت ما شعر عشق و شور بود

داستان راهیان طور بود

رویداد بهمن پنجاه و هفت

معجزی همچون نشور و شور بود

آفتاب عشق تابید از افق

چشم خفاش از تماشا کور بود

آمد آن یاری که با سوز جگر

چارده سال از دیارش دور بود

پرچمی افراشت اندر ملک عشق

آنکه بر احقاق حق مامور بود

جلوه کرد از پشت ابر تیرگی

کوکبی که طلعتش مستور بود

آمد و اصنام باطل را شکست

کاو به نام بت شکن مشهور بود

شد ذلیل آن حاکمی که در جهان

منطقش ظلم و مرامش زور بود

یاد آن ایّام پیروزی به خیر

کامّت مغموم ما مسرور بود

انقلاب ما به تعبیر امام

ای «کلامی» انفجار نور بود




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/13 | 09:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

انقلاب و رهبری


سرخیم که اهل استقامت هستیم

سبزیم همیشه با طراوت هستیم

پیـوستـه در انقـلاب ثابت کردیم

ما پیــرو رهبــر و ولایت هستیم




موضوع: امام خامنه ای(حفظه الله)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/11/13 | 03:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت دهه فجر


در سکوت سرد شب فریاد مردی شد بلند

خیزش و خشم و خروش اهل دردی شد بلند

خواب شب آشفته شد از تندر توفنده‌ای

آذرخشی، آتش گردون‌نوردی، شد بلند

گردبادی شد نمایان در دل هامون ز دور

شهسواری تاخت در صحرا و گردی شد بلند

پیش‌تر آرامش مهتاب در مرداب بود

ناگهان موج خروشان نبردی شد بلند

کرد گلگون سرخی خون چهره‌های زرد را

شعله‌های آتشینِ سرخ و زردی شد بلند

نغمه آزادی از هر گوشه‌ای آمد به گوش

آتش از خاکستر خاموش و سردی شد بلند

بار دیگر کاوه آهنگری از ره رسید

پرچم آزادگی با دست مردی شد بلند




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/11/12 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

انقلاب، امام و رهبری


این انقلاب از برکت پیر خمین است

در امتداد نهضت پاک حسین است

شرط حیات طیبه حب ولی است

مولای ما خورشیدی از نسل علی است

روشن شده چشمان ما از نور ایمان

با لطف حق با جانفشانی شهیدان

بال عروج ماست اخلاص و بصیرت

در امتداد لحظه سرخ شهادت

شور شهادت تا همیشه در سر ماست

این جان ناقابل فدای رهبر ماست

اینجا دیار شیر مردانی غیور است

در سرزمین ما دو چشم فتنه کور است

این روزها حال و هوایش جمکرانی است

دلهای عاشورائیان صاحب زمانی است

ما وارثان نهضت کرب و بلائیم

چشم انتظار رجعت خون خدائیم

می آید از سمت سپیده آفتابی

با ذوالفقار حیدری اش بوترابی




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/11/12 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مقاومت اسلامی


آن قطره که شد وصل به دریا مائیم

دلباختۀ علی و زهرا مائیم

با لطف امام عصر تا روز ظهور

پیروز ترین ملت دنیا مائیم




موضوع: امام خامنه ای(حفظه الله)،  شهدا و دفاع مقدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/11/12 | 01:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

انقلاب اسلامی


برخاست شمیم جانفزا با صلوات

پُرگشت تمامی فضا با صلوات

این پرچم انقلاب باید برسد

بردست امام عصر ما با صلوات




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/11 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حکومیت جنایات آل سعود


یکروز همه قدم قدم می آییم

تا صحن بقیع با علم می آییم

فعلا سرمان به فتنه سازان گرم است

وقتش برسد " ریاض " هم می آییم

***

وزیر خارجه عربستان:

"جهان اسلام (!!!!) هرگز چنین اقداماتى را از سوى ایران نمیپذیرد ، و اگر تهران به رفتار خود ادامه دهد ، ما و دیگر کشورهاى اسلامى هیچ گزینه اى جز اتخاذ اقداماتى علیه ایران نخواهیم داشت" .




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/4 | 12:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غزل اخلاقی-بصیرت


ما درد عشق دوست به درمان نمی‌دهیم

سوز سحر به صبح گلستان نمی‌دهیم

جان بر کفیم و دار به دوشی مرام ماست

تا اذن حضرتش نرسد ، جان نمی‌دهیم

ما پشت پا به عشق و محبت نمی‌زنیم

این شهد را به تلخی عصیان نمی‌دهیم

عمری بود ز سینه‌زنان ولایتیم

این دست را به بیعت شیطان نمی‌دهیم

از آبروی اشک ، بصیرت گرفته‌ایم

این قطره را به زمزم جوشان نمی‌دهیم

تا ذوالفقار ذکر ائمه به دست ماست

هرگز امان به منکر قرآن نمی‌دهیم

اهل ولایتیم و پریشان دلبریم

ما گوش جان به حرف پریشان نمی‌دهیم

ما را فقیر کوی حسین آفریده‌اند

این فقر را به ملک سلیمان نمی‌دهیم

جز کربلا بهشت دگر را نخواستیم

این خاک را به روضه ی رضوان نمی‌دهیم

عشق حسین و مهدی او ارث مادر است

این گنج ، پربها بُوَد ، ارزان نمی‌دهیم




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  اخلاقی و اندرز، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/10/23 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر


یک بار دگر سرخ نوشتیم خبر را

غمنامهٔ این شرح پر از خون جگر را

ای ابر بیا بر دل ما نوحه گری کن

برخیز! بخوان مرثیهٔ شیخ ‌نمر را

ای لات و هبل سخت بلرزید که این مرد

هر چند که سر داده نیفکنده تبر را

شد آینه در آینه در آینه تکثیر

مبهوت خودش کرد چنین اهل نظر را

تابید در آفاق و نشان داد شهادت

آورده به سجادهٔ خورشید سحر را

خون می چکد ار پنجهٔ شیطان یهودی

یارب برسان منجی ابناء بشر را




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بیداری اسلامی


گاهی کنار نوح در کشتی نشستم

همراه ابراهیم گفتم حق پرستم

موسی که آمد رود طغیان کرد اما

وقتی عصا زد ، از فراز نیل  جستم

عیسی حواری خواست ، یوحنّا تر از قبل

پای صلیب وهم را در هم شکستم

گاه از یمن برخاستم تاریخ را و

نادیده با پیغمبر خود عهد بستم

***

راز من از بین قوافی برملا شد

وقتی که دیدم نفس احمد مرتضی شد

تاریخ من اینبار با غربت ورق خورد

فریاد من در چاه پیچید و رها شد

عمار بودم، غصه ها مالک ترم کرد

زخمی که از صفین خوردم باز وا شد

همراه میثم بارها بر دار رفتم

همپای قاسم ها نصیبم کربلا شد

***

درد مرا تاریخ در خود منحصر کرد

دفتر به دفتر غربتم را منتشر کرد

فریاد کردم ، ناله هایم را گرفت و

بغض مرا در سینه ی خود منفجر کرد

خون مرا از رگ رگ فریاد جوشاند

در من حضور کربلا را مستمر کرد

من زنده ام من زنده می مانم که تاریخ

زکزاکی دیروز خود  را  اَلنِّمر کرد




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 03:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر


در ره دیدار لیلی درد بی پایان خوش است

عاشقی با جان سپردن در ره جانان خوش است

همچو یاران شهید کربلا گلگون بدن

بر زمین افتاده در مرداب خون غلطان خوش است

از نمر غیر از شهادت در تصورها نبود

شیعه را مرگی چنین مستانه و حیران خوش است

خون او کاخ ستم را ریشه کن خواهد نمود

مرگ این اهریمنان، این فرقه ی شیطان خوش است

خوش سرود این شعر را حافظ که در بازار عشق

"شیوه ی رندی و خوش باشی عیاران خوش است"

در فراق یار جان عالمی آید به لب

"ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است"

از زبان دوست روزی که می آید از سفر

گوش جان دادن به آواز خوش قرآن خوش است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/10/17 | 06:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.