دفن ابدان مطهر شهدای كربلا


بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت

یوسف‌ترین شهید خدا پیرهن نداشت

او رفت تا که زنده کند رسم عشق را

از خود گذشته بود، غم ما و من نداشت

آنقدر عاشقانه به معراج رفته بود

آنقدر عاشقانه که سر در بدن نداشت

خورشیدِ شعله‌ور شده بر روی نیزه‌ها

کنج تنور رفتن و افروختن نداشت

هر کس شنید غربت او را سؤال کرد

بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت؟!




موضوع: دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 05:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن ابدان مطهر شهدای کربلا


از روی دلسوزی دهاتی های اطراف

تاصبح دور پیکر تو گریه کردند

همراه حیوانات صحرا دور گودال

باگریه های مادر تو گریه کردند

 

از تکه های چادری بر خاک پیداست

بازور خواهر را جدا کردند از تو

تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده

بر جای دست خواهر تو گریه کردند

 

پیرِ قبیله گفت کی؟سر را بریده

در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد

چون گیسوی آشفته گشته وضع رگها

بر حال و روز حنجر تو گریه کردند

 

دربین پیکرها دوتایش فرق دارد

یک پیکری پامال قدری قد کشیده

آن دیگری پیچیده بین یک عبا بود

بر اربا اربا اکبر تو گریه کردند

 

نزدیک نخلستان صدا آمد بیایید

یک پیکر بی دست اینجا بر زمین است

پای فرات و باصدای موج دریا

بر ساقی آب آور تو گریه کردند

 

پرپشت خیمه مشتی از زنها نشستند

بالای قبر کوچکی که زیر و رو شد

ناخواسته جای رباب دست بسته

بهر علی اصغر تو گریه کردند

 

از راه زین العابدین آمد صدا زد

من صاحب اسرار این گودال هستم

بوسه به بوسه پیکرت را شرح می داد

آنها همه دور و بر تو گریه کردند

 

فرمود مردم تکه بوریا بیارید

باید کنار هم بچینم این بدن را

دیدند پیداکرد یک انگشتِ خونین

بر دست بی انگشتر تو گریه کردند




موضوع: دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سجاد(ع)-دفن ابدان مطهر شهدای كربلا


صبری کنید این کشته ها را می شناسم

جاماندگان نینوا را می شناسم

من زادهء  زهرا علی بن الحسینم

هم زخمها را هم شفا را می شناسم

گرچه شناسایی کمی سخت است اما

من دو یتیم مجتبی را می شناسم

این پیکر مُثله که مانده روی خاک و

رفته سرش بر نیزه ها را می شناسم

از عمه جانم مانده اینجا یادگاری

طفلان اویند این دو تا را می شناسم

از علقمه بوی عمو جانم می آید

ای قوم بوی آشنا را می شناسم

من تک تک این تکه تکه ، جسم های

از هم جدا ، از سر جدا را می شناسم

یک پیرهن حتی نماند از یوسف اما

من یوسف کرببلا را می شناسم

دفنش بدون بوریا امکان ندارد

من پیکر خون خدا را می شناسم

بر جسم بابای غریبم یک نشانی است

بر سینۀ او جای پا را می شناسم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/08/6 | 08:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن ابدان مطهر شهدای كربلا


این جا نگـارخانـۀ گل‌هــای پـرپـر است

این جا بهشت سرخ بدن‌های بی‌سر است

حیـران ستـاده‌اید چــرا ای بنـی‌اســد

امـروز روز دفــن عزیــز پیمبــر است

من می‌شنـاسم ایـن شهـدا را یکی ‌یکی

سرهایشان اگر چـه بریـده ز پیکـر است

این پیکـر حبیـب بــوَد، این تـن زهیر

این مسلم‌بن‌عوسجه، این عون و جعفر است

این پیکـری کـه مانده به گودال قتلگاه

قـرآن آیــه‌ آیــۀ زهــرای اطهـر اسـت

این زخم‌ها که مانده بر این نازنین بدن

آثار تیر و نیزه و شمشیر و خنجر است

دارد دو زخم بـر کمـر و بر جگـر نهان

زخمی که هر دو باعث قتل مکرر است

داغ بــرادر آمــده یـک زخـم بـر کمر

زخمی که مانده بر جگرش داغ اکبر است

نتـوان شمـرد زخم تنش را به دید چشم

از بس که جای زخم روی زخم دیگر است

این پیکـر گسیخته از هـم از آن کیست؟

این است آن علـی که شبیـه پیمبر است

چیـزی نمانــده از بـدن پــاره‌پــاره‌اش

زخـم تنش ز پیکـر بـابـا فـزون‌تـر است

ایـن جسـم پـاره‌پـارۀ دامــاد کربـلاست

کو را عروس، نیزه و شمشیر و خنجر است

پیراهـن زفــاف، زره گشتــه بــر بــدن

بـاران تیـر: لاله، حنـا خـون حنجر است

یک کشته دفن گشته همین پشت خیمه‌ها

نامش علی‌ست ذبح عظیم است و اصغر است

بـا هـم کنیـد رو بـه سـوی نهـر علقمـه

آنجـا تـن شـریف علمــدار لشکــر است

دست و سـرش جداست ولی مثـل آفتاب

در موج خون بـه دشت بلا نورگستر است

«میثم!» مزار این شهدا در دل است و بس

زیـرا کـه دل مقـام خداونـد اکبــر است




موضوع: دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/8 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن ابدان مطهر شهدای كربلا

 

مقام قرب خدا یا بهشت اهل ولاست

بهشت اهل ولا یا زمین کرب و بلاست

ورق ورق شده هفتاد و دو کتاب خدا

به هر ورق که زدم تیغ آیه ها پیداست

بنی اسد متحیر اِستاده اند همه

سکوت کرده ولی در سکوتشان غوغاست

نه سر بُوَد به تن کشتگان، نه تن سالم

نه ازغلام، نه مولا، نشان در آن صحراست

زکوفه اشک فشان یک سوار می آید

به نینوای وجودش نوای یا ابتاست

گشوده لب که الا ای موالیان حسین

مرا شناخت بر این لاله های باغ خداست

کنار هم بدن قطعه قطعه ی انصار

حبیب و مسلم و جون و بریر و عابس ماست

کنار علقمه افتاده پیکری بی دست

که چشم تشنه لبان از خجالتش دریاست

به اشک دیده بشویید زخم هایش را

که حافظ حرم و میر لشکر و سقاست

به قلب معرکه خون می دمد زگودالی

که در میانه ی آن جسم یوسف زهراست

به زیر خنجر و شمشیر و تیر و نیزه و سنگ

برهنه پیکر صد چاک سید الشهداست

میان این شهدا گشته قطعه قطعه تنی

که یاس سرخ حسین است و لاله ی لیلاست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/17 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

نوحه دفن شهدا

 

ما برای دفن شاه کربلا آماده‌ایم

رو به سوی قتلگاه و علقمه بنهاده‌ایم

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

یک بدن صد پاره از شمشیر و تیر خنجر است

این گل دامان لیلا یا علی اکبر است

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

یک بدن بی‌دست و سر مانده کنار علقمه

مثل مادر اشک ریز و در عذایش فاطمه

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

سیزده ساله گلی افتاده در دریای خون

از حنای خون شده سر تا به پایش لاله‌گون

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

لاله‌ها پیداست اما غنچه پرپر کجاست

پیکر سرباز ششماهه علی‌اصغر کجاست

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

جسم یاران حسین ابن علی بر روی خاک

از دم شمشیر و خنجر قطعه قطعه چاک

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین

از کنار علقمه آید صدای زمزمه

می‌چکد بر جسم ثارالله اشک فاطمه

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/28 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن شهدا

  

بنی اسد متحیّر، ستاده‌اید همه

چرا به بحر تفکر فتاده‌اید همه

برای دفن شهیدان کربلا، زن و مرد

ز خانه سر به بیابان نهاده‌اید همه

کسی نبود که رو سوی این دیار نهد

خـدا تمـام شما را جـزای خیر دهد  


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  دفن شهدای کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/28 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.