حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


وا می کنم سوی تو تا بال و پرم را

حس می کنم شیرینی طعم حرم را

تا که حواسم پرت این و آن نباشد

خالی کن از غیر خودت دوروبرم را

در  دفتر ثبت  نذوراتت  ببین که

نذر تو کردم هم خودم هم همسرم را

یک جلوه کن با پرتو شمس الشموسی

از دامن خود جمع کن خاکسترم را

حالا پر از بغضم که دارم می گذارم

بر شانه ی گلدسته های تو سرم را

آیینه کاری رواقت هم گواه است

پر کردی از زو‌ار خود سرتاسرم را

این چندمین باراست می آیم ولی کاش

یک دفعه هم می شد بیارم مادرم را

ایمان چشمانت مرا از شک در آورد

لبریز  عشقت کن  تمام  باورم را 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات


با روی گشاده آمده تا مشهد

 دل را به تو داده آمده تا مشهد 

آنکس که فلج بود و شفایش دادی...

با پای پیاده آمده تا مشهد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته

درد دل با تو سخنها بر زبانم ریخته

بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم

گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته

جنس من جور است کوهی از گناه آورده ام

آبرویم پای اجناس دکانم ریخته

دوره گردم آبرویم میفروشم میخری

پیش سلطان ترسم از سود و زیانم ریخته

پهن کردم سفره ای از عرش کنج خانه ات

روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته

مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا

دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته

من نمیبینم تو هر دفعه بقل کردی مرا

عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته

صحن گوهرشاد چیزی کم ندارد از بهشت

بوی سیب از هر کجایی می تکانم ریخته

در میان صحنهایت عشق من باب الجواد

صد هزاران بوسه اینجا از دهانم ریخته

هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست

این حکایت در میان دوستانم ریخته

آخر ماهی جواب ناله هایم را بده

جان بابای غریبت کربلایم را بده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


چون کارگر آن جا که کند کار به وقتش

من آمده ام سوی تو این بار به وقتش

در صحن اتاقم غزلی گفتم و دیدم

انگار میسر شده دیدار به وقتش

سهمم بشود گندم گنبد چو کبوتر

گر باز کنم پیش تو منقار به وقتش

هر وقت به مشهد بروی خلق بگویند

در نزد طبیب آمده بیمار به وقتش

تا دیده شود عاقبت و چیده شود گل

دل کنده ز هم صحبتی خار به وقتش

سلطان که رضا شد به گداهاش بگویید

صدبار نه، سویش برو یک بار به وقتش_

_مانند شب سیِّ صفر که لب انگور؛

یک بوسه گرفت از دهن یار به وقتش

چون مادری است این پسرش نیز برایش؛

هی قصه ی کوچه شده تکرار به وقتش

هی رفته به این سو و سپس رفته به آن سو

گشته است سپس دیده ی او تار به وقتش

چون کرب و بلا نه، که پسر سرزده این بار

بر جسم پدر آمده انگار به وقتش

از روضه ی درحجره که گفتیم، بگوییم

از روضه ی باز در و دیوار به وقتش

وقتی که به پهلو همه پهلو زده بودند

دیوار و در و آتش و مسمار به وقتش

مخصوصا اگر شیشه ای و ضربه پذیر است

ای کاش که نازل بشود بار به وقتش

ترتیب ندارد چه بخواهی چه نخواهی

روضه برود برسر بازار به وقتش

بعدش برود کوچه ی لبریز یهودی

از روضه ی بازار به آزار به وقتش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


قطره بودیم و هم مسیر شدیم

با ولای علی کثیر شدیم

دست ما نه... نگاه زهرا بود

پای این عشق اگر اسیر شدیم

یا علی گفت و هو کشیدیم و

راوی خطبه ی غدیر شدیم

ذره بودیم و بی نوا بودیم

دم باب الجواد امیر شدیم

سائل وادی خراسانیم

رعیت زیر دِین سلطانیم

شکر، گاهی به سینه آهی هست

ذوق خشکیده از گناهی هست

آخر کار عشق بازی ما

راه باز است و بارگاهی هست

صوت نقاره خانه می گوید:

بی پناهی؟ بیا پناهی هست

سر این سفره ی کرم حتی

جام کوثر اگر بخواهی هست

از سرم شوق و بیم افتاده

گذرم بر کریم افتاده

با نگاهش دوباره خواند مرا

سوی دارالشفاء کشاند مرا

دید تنها و بی کس افتادم

در رواق حرم نشاند مرا

هر کجا گیرِ دام افتادم

ضامنم شد خودش، رهاند مرا

بیشتر از قدیم ها امسال

حرم کربلا رساند مرا

همه جا در پناه او بودم

نائب روی ماه او بودم

ازدحام صفوف یعنی این

بار عام عطوف یعنی این

بین باب الجواد و گنبد شاه...

....ماندن ما، خسوف یعنی این

بیشتر از خودم به فکرم هست

"یا امامَ الرئوف" یعنی این

دم گرفتم هزار و یک دفعه

عاشقیِ حروف یعنی این

می روم پشت پنجره فولاد

بعد از آن هر چه باد، بادا باد

با رضای دل امام رضا

می رسم محفل امام رضا

موج دل را کشید سوی خودش

جذبه ی ساحل امام رضا

بین آب و گل تمامی ما

ریختند از گل امام رضا

چه مقامی رفیع تر از این؟

شده ام سائل امام رضا

بی بهانه، بهانه می گیرم

روضه ای عاشقانه می گیرم

رنگ، از روی باغ افتاده

گیر دام نفاق افتاده

ترسم از خدعه های مأمون بود

گوییا اتفاق افتاده

از عبایش بخوان که چندین بار

در مسیر رواق افتاده

دست و پا می کشد به روی زمین

گوشه ای از اتاق افتاده

لخته های جگر سرازیر است

اشک های پسر سرازیر است

کربلا عطر جان فزا پیچید

خبری بین خیمه ها پیچید

چقدر یاس خوش بوی لیلا

به خودش زیر دست و پا پیچید

پدرش قطعه های اکبر را

وسط سطح یک عبا پیچید

گریه ها کرد و نسخه ی خود را

با دم "...بَعْدَکَ الْعَفٰا" پیچید

آهِ زینب فقط حیاتش داد

قسم خواهرش نجاتش داد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


هر دلی تا بری از لذت عصیان نشود

منزل آخرتش روضه ی رضوان نشود

به حریم رضوی تا به ابد ره نبرد

آنکه سر گشته چو آهوی خراسان نشود

مدعی را تو بگو هیچ کسی مثل رضا

مالک ملک دل ملت ایران نشود

مهر تآیید ندارد ز رضا روز جزا

مثل رهبر چو کسی خادم قرآن نشود

آن غریب الغربایی که به غربت می گفت

ماه هم همسفر شام غریبان نشود

جز به زهری که به اعماق جگر شعله زند

درد غربت زدگان آه که درمان نشود

با لب تشنه زنم پرپر و جان می بازم

بعد از این محتضری کاش که عطشان نشود



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با اینکه می دانست از اول بی وفایم

با اینکه عبدی رو سیاه و بی نوایم

شاه خراسان باز ذره پروری کرد

آقا اجازه داد در صحنش بیایم

او آبرویم را نبرد و ضامنم شد

هر چند که غرق گناهم...پر خطایم

از دست غیر او که آب و دان نخوردم

من آن کبوتر بچه ی جلد رضایم

عمری نمک خوردم نمکدان را شکستم

اما نکرد از دامن مهرش جدایم

آقا کریم است و از اولاد کرام است

بنده شبیه خاندان خود گدایم

امشب دخیل پنجره فولاد هستم

با این دل بیمار،محتاج دوایم

پیش کریمی مثل او جرأت ندارم...

...چیزی بیارم غیر اشک و گریه هایم

تا از عمو جانش برایش روضه خواندم

دیدم که امضا شد برات کربلایم

**

آبی نمیخواهم فقط جان رقیه

برگرد خیمه اِی عموی با وفایم

رفتی و بعد از تو حرم غارت شد و سوخت

سقا کجایی به اسیری مبتلایم...

***

با تشکر از شاعره گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تو نور كمال فصل بسم‌اللهی

در ظلمت فتنه، شبچراغ ماهی

تو رمزگشای واژه‌ی توحیدی

تو معنیِ لااله‌الا‌اللهی

***

من از تو تبسّم دعا می‌خواهم

یك خلوت ناب با خدا می‌خواهم

بی ‌معرفتم به نور تو آقاجان

من از تو حقیقت تو را می‌خواهم

***

هی با كلمات كَل ‌كَل و آخر هیچ

روی لب من سكوت و در دفتر هیچ

من ماندم و داغ از تو گفتن بر دل

واكن گره از زبان من، دیگر هیچ

***

تهران ـ مشهد، نسیم گُل، بوی جان

لبخند به لب، به سینه شوقی پنهان

بوی خوش ثامن‌الحُجج می‌آید

ای تشنه لبان عشق! اینك باران

***

هر چند در عاشقی مُردّد هستم

در درس خُلوص، دائماً رَد هستم

دلباخته‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

تهران ـ مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شُهود ماه است

تهران ـ مشهد، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی، مسافتی كوتاه است

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت، بی‌نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كُنی، زیارت جور است

***

ای حضرت عشق! با تو بد تا كردیم

ما عشق تو را چه زرد معنا كردیم

گفتیم «رضا» و دل به دنیا دادیم

گفتیم «خدا» و قصد خُرما كردیم!

***

تنها نه امام عصر، غیبت دارد

ای خوب! تو غایبی، حقیقت دارد

ما نام تو را كلید دنیا كردیم

این عشق، چه عشقی‌ست؟ خجالت دارد!

***

از خطّه‌ی توس، سبزتر جایی نیست

فردوس، به این سبزی و زیبایی نیست

هرچند غریب الغُربایی، امّا

توی حَرَم‌ات، فرصت تنهایی نیست!

***

با شوق زیارتت، حَرَم می‌آیم

دلسوخته، پا به ‌پایِ غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ...؟ امّا غم نیست

با خطِ هوایی دلم می‌آیم!

***

تهران ـ مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لبِ دل، تبسّم شیدایی

از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد

مولا، تو به پیشواز من می‌آیی!

***

ای حضرت عشق! خاك ایران بی ‌تو ...؟!

سرسبزی خطه‌ی خراسان بی‌ تو ...؟!

نه، فرضیه‌ی باطل و نافرجامی‌ست

بودن به خدا ندارد امكان، بی‌ تو

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه! از شما چه پنهان، افسوس!

***

عشق است كه با خیال تو بنشینم

بر پنجره‌ی جمال تو بنشینم

لبریز شوم ز لذت دیدارت

در مشهد خط و خال تو بنشینم

***

آیینه ! امام هشتم خوبی‌ها

در چشم زمین، تجسم خوبی‌ها

نام تو غزل‌ترین فراز عشق است

نام تو، غزل ـ تبسم خوبی‌ها

***

در عشق، اشارت تو ما را كافی‌ست

لبخند رضایت تو ما را كافی‌ست

ما مفتخریم خادم خورشیدیم

پاداش، زیارت تو ما را كافی‌ست

***

ماییم و صفای حَرَمت، یا مولا

در سینه، زیارت غمت، یا مولا

ننگ است مدد زغیر تو، مولا جان

ماییم و امید كرمت، یا مولا

***

تو حُجت نور، عصمت خورشیدی

آیینه‌ی عشق، آیه‌ی امیدی

با لهجه‌ی ایجاز تو را می‌گویم

تو روح یقین، حقیقت توحیدی

***

ای حُجت عشق، ای دلیل راهم

ای در شب زندگی، فروغ ماهم

بر من تو بتاب، ای امام خورشید

بی ‌نور تو من ستاره‌ای گمراهم

***

ای حُجت عشق! چشم من روشن كن

یك جلوه بتاب، یك نظر بر من كن

من در شبِ بی‌ تو، ظلمتی دلتنگم

ای خوب! چراغ وصل را روشن كن

***

تاریك ‌ترین شبم، تو خورشیدم باش

بر زخم دلم، نوازش مرهم باش

در ظلمت كفر، بی‌ تو من می‌پوسم

ای قبله‌ی عشق! روح توحیدم باش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به نام قبله ایرانیان به نام حرم

به نام خادم و جاروکش و غلام حرم

به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش

به نام این همه خیر علی الدوام حرم

به نام هر که حسادت کند به اقبالِ

کبوتران بهشتی روی بام حرم

کسی نبود که ما را دهد پناه اما

هزار مرتبه قربان این مرام حرم

فدای میکده ی ما تمام میکده ها

هزار سال گذشت و پر است جام حرم

هزار رنگ عوض کرد روزگار اما

حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا

تو بیمه کرده ای آقا تمام ایران را

خدا نگیرد ازین مملکت خراسان را

به روی هر کس و ناکس در حرم باز است

نشد که بشکنی آقا غرور مهمان را

سلام بر حرمی که میان خود جا داد

میان آن همه مومن ، گناهکاران را

سلام بر تو همیشه گره گشایی کرد

سلام بر تو عوض کرد حال انسان را

به جز هوای حرم که به ما نمی سازد

به عالمی نفروشیم زیر ایوان را

برای عرض ارادت به ما وجود بده

برات مشهد ما را تو زود زود بده

حرم پناه امیر و رعییت است آقا

همیشه دور و بر تو قیامت است آقا

پی علاج به جایی به جز حرم نروم

دوای هر غم و دردی زیارت است آقا

کنار پنجره فولاد تو همه دیدند

رسیدن به محالات ، راحت است آقا

میان آن حرمی که پر از ملائکه هست

نفس کشیدن ما هم عبادت است آقا

خدا کند که بمیرم نبیند این چشمم

که روبروی ضریح تو خلوت است آقا

کسی شبیه تو با من نکرد همراهی

همیشه از حرمت دست پر شدم راهی

منم امام رضایی منم خراب شما

نیازمند دعاهای مستجاب شما

منم همان که شب و روز می خورد غبطه

به سنگ های کف صحن انقلاب شما

خدا کند بشود قسمتم که جان بدهم

شبیه حضرت معصومه در رکاب شما

سلام داده ام آقا به سویتان هر شب

چه کرده ام نشنیدم شبی جواب شما

میان چاه زمانه نشسته ام عمری

خدا کند که به دادم رسد طناب شما

چه غم ازین همه غربت چه غم ز بی یاری

دلم خوش است همیشه تو دوستم داری

ندیده ایم کسی را به مهربانی تو

فدای این همه الطاف آسمانی تو

چشیده آهوی آواره هم مرامت را

بگو به کی نرسیده است نان رسانی تو

بزرگ و کوچک ایران تمامشان دارند

چه خاطرات قشنگی ز میزبانی تو

بگیر تا به ابد دست آن جماعت که

نداده اند به ما یاد ، جز نشانی تو

بیا و قسمت ما کن لیاقت ریُان

شویم محرم اسرار روضه خوانی تو

شکسته ایم و زمین گیر ،بال می خواهیم

دلی محرمی و اشک و حال می خواهیم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


خورشید از وقتی که ریزه خوار گنبد شد

از آسمان سوی زمین الطاف بی حد شد

خورشید هم مدیون شدو هر روز بعد از آن

ناچار از روی خراسان شما رد شد

باید که اسمش باب حاجت میشد آقاجان

از بس که از باب الجوادت رفت و آمد شد

آهوی نفسم وقتی از دام حرم در رفت

ضامن فراموشش شد و نا خواسته بد شد

خاک قدمگاه تو را بوسید لبهایم

بین قدمگاه و ضریح تو مردد شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بس که موج عاشقی اینجا تلاطم می کند

هر کسی می آید اینجا دست و پا گم می کند

تا که با دست کریمت مشکلاتش حل شود

پیرمردی باز دارد نذر گندم میکند

تا که پای زائر تو می رسد باب الرضا

جای خود اول سلام از بانوی قم می کند

تا که می گیرد نگاه زائرت راه ضریح

آسمان دیده اش را غرق انجم می کند

آب سقاخانه داری یا که حوض کوثر است

گوئیا ساقی کوثر باده در خم می کند

جنس خاکت از طلا ، آقا نمازش باطل است

هر که با خاک سرای تو تیمم می کند

دست هر کس آمد و دامان لطفت را گرفت

کی دراز این دست دیگر سوی مردم می کند

بارها دیدم زبان اینجا نمی آید به کار

لال وقتی با زبان دل تکلم می کند

در کنار پنجره فولاد هر کس می رسد

کربلا را در خیال خود تجسم می کند

کربلایی هر که شد از باب شکر لطف تو

کربلا هم یاد تو ای ماه هشتم می کند

کربلا گفتم مرا یاد آمد از ان طفل که

با سه شعبه در گلو دارد تبسم می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


روسیاه آمدم فقیر توام

تشنه ی جامی از غدیر توام

در دو عالم شریف و محترمم

تا زمانی که من حقیر توام

بین این زائران ز فرط گناه

زائر پست و سربه زیر توام

این همه راه آمدم آقا

که بگویم فقط اسیر توام

جامعه خوانده ام میان حرم

تا ببینی که مستجیر توام

مستم و دائم از تو میخوانم

مبتلای توام رضا جانم

سایه ات بر سرم خدا را شکر

شده ام محترم خدا را شکر

من گدای قدیمی حرمم

شده ای سرورم خدا را شکر

همه ی خانواده ام شده اند

نوکر این حرم خدا را شکر

کفتر جلد گنبدت هستم

دور تو می پرم خدا را شکر

مستمندم اسیر خوان توام

سائلم...نوکرم...خدا را شکر

هرچه دارم فقط برای شماست

صدفم دُرّ من ولای شماست

جان به قربان روی جانان است

وطن اصلی ام خراسان است

آمدی روی عرش حک کردند

که رضا پادشاه ایران است

بی شما من کویری و پستم

با شما این دلم گلستان است

گر بد و عاصی ام کنار توام

چون سگی که کنار سلطان است

بر گدایت بیا نگاهی کن

که کرم عادت کریمان است

آمدی آبروی ذی القعده

نان ما دست توست هر وعده

خوش به حالم چه دلبری دارم

در دل خود چه گوهری دارم

نوکرت هستم و به گردن خود

طوق زیبای  نوکری دارم

بنده ی عاصی و بدی داری

چه امامی چه سروری دارم

چشم خیس مرا نگاهی کن

کربلایم نمی بری؟ دارم...

...از فراقش عجیب می سوزم

از غمش دیده ی تری دارم

به جوادت قسم بیا آقا

نوکرت را ببر به کرببلا

***

با تشکر از شاعر گرامی

 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات


قطار می رود و می دود به دنبالش

دلی که سخت پریشان شدست احوالش

چه می شد اینکه برای کبوتری جا داشت

کبوتری که نماندست چیزی از بالش

نشست گوشه ای و سفره ی دلش وا شد

که وا نشد گرۀ باز هم ز اقبالش

قرار بود که فردا به "او" سلام کند

نه اینکه باز دوباره به سوی "تمثالش"

نگاه کرد به ظرفی که توی کیفش بود

به ظرف خالی سهم نبات یک سالش

"به لب رسید مرا جان و بر نیامد کام"

گرفت فالی و این بود حاصل فالش

قطار می رود و باد می وزد هر سو

به باد می دهد انگار باز آمالش

نگاه کرد به پشت سرش، تعجب کرد!

چه بیشمار... ، زمین ماندگان امثالش

قطار می رود و ایستگاه می گرید

قطار می رود و می دوند دنبالش...

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آن لحظه که دل پر زده پرواز قشنگ است

از جان به لب آمده آواز قشنگ است

ای اشک سرازیر شو وُ غوطه ورم کنم

عشقی که رسیده ست به ابراز قشنگ است

وا کن گره از کار من ای شاه خراسان

از جانب دستان تو اعجاز قشنگ است

خورشید برآورد سر از مشرق چشمت

هرچیز از آن نقطه ی آغاز قشنگ است

با هیچ کسی ذره ای از خویش نگفتبم

چون با تو شدن همدم و همراز قشنگ است

بر خوان تو انگار که در خانه ی خویشیم

مهمانیِ در خانه ی دلباز قشنگ است

صدبار اگر زائر درگاه تو باشیم

چون روز نخستین حرمت باز قشنگ است

ما مشتری ثابت درگاه رضاییم

از ضامن آهو بخری ناز قشنگ است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ز بند غصــه و غـــم ســاعتی بشـــو آزاد

ز فرط مستـــی و از عشق سر بده فـریاد

درِ ورودی جنت درست این طـــــرف است

به روی سر در آن حک شده ست باب جواد

همین که از درِ باب الجــــواد رد بشــــوی

همین که چشـم تو بر گنبـد طــلا افتاد ...

تلاقـــی دو سه تا قطـــره اشک ، با گنبـــد

چه حس و حـــال عجیبی به قلب زائــر داد

به شوق پرچم سبزی که روی گنبد هست

کبوتـــری شده ای و رهـــا شــدی در باد

چه رد پای قشنگـــی به جــا گذاشتـه ای

ز قطره قطـره ی اشکـت میان گوهرشــاد

دوباره ولوله ای شــد میان صحن، ببین

شفـــا گرفتـــه دو چشمان کـور مادرزاد

دو پـــای مرد علیلــی دوباره جان بگرفت

دوباره معجــزه کرده ست پنجــــره فولاد

رمیده آهوی قلبـی به شوق صید شــدن

بیا که حضـرت صیاد ، خــــانه ات آبـاد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


غرق عصیانم ولی پای تو گیرم  لااقل

عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل

تا مسیر عاشقی سمت خراسان شماست

من هم از آوارگان این مسیرم لااقل

کاشکی می شد که یک ساعت نشانِ خدمتِ

خادمان افتخاری را بگیرم لااقل

گر نشد توفیق تا من کشتۀ عشقش شوم

دلخوشم از اینکه بر عشقش اسیرم لااقل

ساکن صحن رضا بودن اگر ممکن نشد

کاش می شد در رواق او بمیرم لااقل

من ندارم جز گدایی بر درش سرمایه ای

باز هم شکرانه دارد من فقیرم لااقل

وعده داده در سه جا آید به دیدارم رضا

می شود در روز محشر دستگیرم لااقل

تا ابد این حیدری بودن برای ما بس است

هر که هستم عبد مولای غدیرم لااقل

شد علی نامش که جاویدان شود یاد علی

عمر ما خورده گره با یاد اولاد علی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


السلام ای آنکه دلها زیر پایت ریخته

حق، جنان را زیر پاهای گدایت ریخته

مدح تو ارباب رویائی خوراک شعرهاست

بس که مضمون در کف صحن و سرایت ریخته

با هنرمندی حریمت نورپردازی شده

ریسه ها بر شانۀ گلدسته هایت ریخته

در رواق و صحن ها و بست هایت یک به یک

بوی تو در سینه ها عطر ولایت ریخته

این نخ سبز تبرک را که بر مچ بسته ام

سیدی حس می کنم که از عبایت ریخته

با غذای حضرتی آخر نمک گیرت شدم

حضرت زهرا نمک را در غذایت ریخته

گرچه صدها بار ایوان طلا را دیده ام

باز دل با دیدن ایوان طلایت ریخته

عاشقانت را یقین دارم که می بخشند حشر

طرح این بخشودگی ها را خدایت ریخته

آمدی آرامش قلب عطوف اهل بیت

مهربانتر از همه هستی رئوف اهل بیت

زائران را در نظر جنت تجسم می شود

خسته از راه آمده غرق تبسم می شود

زائری که روزها لحظه شماری کرده است

زود با آقای خود گرم تکلم می شود

بی گمان این روزها آقا دعاگوی همه

زائران خواهرش معصومه در قم می شود

وقت پرواز کبوترها به بالای سرم

آسمان شهر پشت بالشان گم می شود

این کبوترها روی بازار هم دارند اثر

گرم بیرون از حرم بازار گندم می شود

می زند در صحن قدسش جمعیت موج و عجیب

دل به صحن کوثرش غرق تلاطم می شود

رفتن پای ضریحش نیست اینجا نوبتی

ذکر زهرا باعث حق تقدم می شود

آنچه ایرانی جماعت را بهشتی می کند

عشق معصوم دهم ، خورشید هشتم می شود

هر چه دارم می دهم تا که بیایم پای بوس

چشم ما و بارگاه حضرت شمس الشموس

باز هم جا هست حاجت گر بیاری بیشتر

کاش سهم ما شود گرد و غباری بیشتر

دوستداران و محبانش در این صحن و سرا

بیشتر هستند هر چه می شماری بیشتر

صحنه های ناب، اینجا ناتمام است و بدیع

هر چه می گیریم عکس یادگاری بیشتر

بشنو آواز کبوترهای آقا را درست

صوتشان زیباست حتی از قناری بیشتر

در خیالم بین جارو کردن و تحویل کفش

هر دو دلچسب است اما کفشداری بیشتر

نذر کردم سکه ای انداختم در این ضریح

سکه هم کافیست آری گر نداری بیشتر

واقعا زیباست از دنیا بپرس از این حرم

هیچ کس دارد سراغ آئینه کاری بیشتر؟

امتحان کردم که پشت پنجره فولاد او

اشک آدم می شود از دیده جاری بیشتر

این سفرها شد برای ما تمامش خاطره

باز شد از کار ما با لطف او صدها گره

با نوای ذاکران و صوت و لحن قاریان

جا گرفته ذکر تو در سینۀ ایرانیان

در شب میلاد تو ای صاحب ایران زمین

خاکیان هم جشن می گیرند با افلاکیان

هر که مهرت را خریده شک ندارم برده سود

هرکه از تو دور مانده بی گمان کرده زیان

گفته ای دیدار زائر می روی بیهوده نیست

در زیارت آمدن دعواست بین قدسیان

جای جای این حرم سر دارد از جنت ولی

نقطۀ عطفی است ایوان طلا در آن میان

دوست دارم بشنوم هر روز ذکر خاصه ات

با صدای روحبخش زنده یاد انصاریان

من فقیرم تو هم آن حج فقیرانی لذا

هم شدم از مشهدی ها هم شدم از حاجیان

ضامن آهو رضا و ضامن ما هم رضاست

روز محشر خوش به حال جملۀ زهرائیان

هر که آمد پر شد از عطر ولایت شامه اش

خوانده ام من لذتی دارد زیارت نامه اش

با علی موسی الرضا ایران گلستان می شود

حافظ ایران ما شاه خراسان می شود

نام زهرا مادرش با نام فرزندش جواد

هر کحا برده شود صد مشکل آسان می شود

آفتاب صبح می تابد به ایوان طلا

مثل گنبد جلوهء ایوان دو چندان می شود

گاهگاهی آفتاب اینجا طوافی می کند

گاه پشت گنبدش از شرم پنهان می شود

می زنم هر جا قدم این سوی و آن سوی حرم

ناخودآگاه آخرش ختمِ به ایوان می شود

گر کسی غیر مسلمان یک سفر آید به طوس

با نگاه ویژهء سلطان مسلمان می شود

این تمام باور و این اعتقاد شیعه است

با نگاه خاصه اش برکت فراوان می شود

فخر دارد آب سقا خانه اش بر سلسبیل

مست سقا خانه اش لبهای باران می شود

مستی این آب را در خود شرابش هم ندید

این رواق و صحن را جنت به خوابش هم ندید

گر بخواهد با اشاره خاک را دُر می کند

عشق او هر لحظه در قلبم تبلور می کند

او رئوف اهل بیت است و چنان جدش حسین

با نگاهی عالمی را در دمی حر می کند

قسمتم مشهد نگردد گر که سالی چند بار

قلب من در سینه احساس تأثر می کند

هیچ صاحب خانه ای  چون صاحب این خانه نیست

گر گدا کاهل بود خود کاسه را پر می کند

فخر کردن هم خدایی فخر کردنهای ماست

هر که اربابش رضا باشد تفاخر می کند

مادری دیدم که طفلش را رضا داده شفا

پای ایوان دارد از آقا تشکر می کند

مشتری دارد حریمش از جنان هم بیشتر

نان جنت را حریم طوس آجر می کند

هوش از سر می برد از بس که جنات الرضا

جنت الاعلی هم احساس تحیر می کند

مدح ما حتی نمی از آب اقیانوس نیست

هیچ جائی در جهان کرببلا و طوس نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره روی لبم ذکر یا رضا دارم

به سر دوباره هوای بهشت را دارم

گدایی از ازل انگار بوده در خونم

همیشه چشم به دست کریم ها دارم

هر آنچه هست همینجاست در حریم رضا

مقام و سعی و صفا ، مشعر و منا دارم

حرم نگو که شفا خانه است، اما من

مریضِ عشقم و کِی حاجت شفا دارم ؟

هوای پنجره فولاد لازم است اینجا

اگر هوای سفر سمتِ کربلا دارم

نقاره خانه اش آرام می کند دل را

عجیب نیست که عادت به این صدا دارم

رضاست چشمۀ هر فیض و هر چه الطافیست

به این نتیجه رسیدم که او مرا کافیست

اگر چه معتقدم آدم بدی شده ام

چنان کسی که دلش را هدف زدی شده ام

برای عرض ارادت ولو به قدر سلام

به آستان تو فرد مقیدی شده ام

خدا گواست ز فیض دعای خیر شما

حسینی و علویّ و محمدی شده ام

تمام فخر من این است ای امام رئوف

به پیش تو به گدایی زبانزدی شده ام

اگر که نوکر دلخواهتان نبودم من

بگو که حداقل چند درصدی شده ام

در این زمانه که حاجی شدن کمی سخت است

به سنت فقرای تو مشهدی شده ام

علیّ سوم زهراست ضامن آهو

 بر آن جمال علی گونه اش بگو یاهو

به مدح و شعر سرایی علاقه ای دارم

به شعرهای ولایی علاقه ای دارم

کنار درب ورودی دو دست بر سینه

سلام بر تو خدایی علاقه ای دارم

من از قدیم برای ورود در حرمت

 به بست شیخ بهایی علاقه ای دارم

در این حریم که لیوان و آب بسیار است

به کاسه های طلایی علاقه ای دارم

خجالتم نمی آید که اعتراف کنم

در این حرم به گدایی علاقه ای دارم

به واژه واژهء تک بیت شعر معروفی

که حج ما فقرایی علاقه ای دارم

نصیب ما بنما ای که سر به سر نوری

شبی دعای کمیلی به صحن جمهوری

چه حلقه ها که زدم یا رضا تو را بر در

ز روز کودکی ام بودم عاشقت آخر

شفا گرفت مریضی به پشت پنجره ات

نقاره خانه نوایی گرفت و شد محشر

نبود در حرمت جای سوزن انداز و

دل هوائی من هم برای تو زد پر

جلوی پنجره فولاد و پشت جمعیّت

مودبانه به سویت سلام داد پدر

کمی ز پارچۀ سبز رنگی از حرمِ

تو زد به دور مچ دست من گره مادر

برای خاطر تو جایزه معین کرد

اگر که من صلوات تو را کنم از بر

خرید ، مادر ، سوغات ، زعفران و نبات

به حوض و پنجره فولاد و گنبدت صلوات

بیا که چشمۀ جوشان سلسبیل اینجاست

بیا که کوثر و زمزم ، فرات و نیل اینجاست

بیا که آیۀ بردا سلام نازل شد

بیا برای توسل بیا خلیل اینجاست

بیا که جای نزول تمام رحمت ها

بهشت واسعۀ خالق جلیل اینجاست

ز بس حریم قشنگ رضا صفا دارد

شبانه روز، پاتوق جبرئیل اینجاست

بیا که در حرم او کرم فراوان است

که جایگاه ملائک به این دلیل اینجاست

طبیب هست ، اگر عاشقیّ و تب داری

بیا که هرچه مریضی شده دخیل اینجاست

شب تولد او گرم تر ز هر سال است

نقاره خانه اش این روزها چه فعال است

نگاه لطف انیس النفوس ما را بس

بهشت حضرت شمس الشموس ما را بس

گدای قانعی ام من همین که اذن دهی

بیا و خاک حرم را ببوس ما را بس

به روی فرش نشستن به ما نمی آید

به روی خاک حریمت جلوس ما را بس

دعای ماست فقط عاقبت به خیر شدن

دعای خیر تو در این خصوص ما را بس

عروس کشور ایران حریم زیبایت

بهشت ماست حرم ، این عروس ما را بس

به میزبانی و با خرج هیأت آقا

یکی دو شب سفری سمت طوس ما را بس

سخن بس است که تا صبح ، حرف ها داریم

خلاصه شکر خدا که امام رضا داریم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح


مشهد چه شکوه و کبریایی دارد

این کعبه عجب برو بیایی دارد

هر روز در ایوانِ طلا می گویم

ایوانِ نجف عجب صفایی دارد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر می تراود زِ لب ها علی

اگر نعره دارم سراپا علی

ندارد دلم قبله الا علی

که دیدم خدا را فقط با علی

خدا عالی است و مُعَلیٰ علی

بگو بعدِ بسمه تعالیٰ علی

اگر کوچه ی ما چراغانی است

اگر سقفِ این شهر بارانی است

اگر زُلفِ ما در پریشانی است

اگر حالِ ما باز طوفانی است

که ایران تمامش خراسانی است

که ما خاک هستیم بالا علی

اگر روزگاریست حالم بَد است

اگر لحظه هایم پریشان شده است

گره ها سراغم اگر آمده است

اگر غم به امروز ما سر زده است

علاجش فقط دیدن مشهد است

بخوان زیرِ ایوان طلا یا علی

بهشت است و نور است در این فضا

که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا

سراپا پُرم از دَمی جان فزا

چه امشب چه فردا چه روزِ جزا

علی ابن موسی الرضا المرتضیٰ

مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به زحمت رسید

زیارت نخوانده به عزت رسید

سلامی نکرده سلامت رسید

دعایی نگفت و اجابت رسید

عنایت رسید و عنایت رسید

فقیر تو بود و شد آقا علی

حرم پُر شده از کبوتر رضا

ولی ما کلاغیم و بی پَر رضا

به ما حق بده پشتِ این در رضا

نداریم ما جای دیگر رضا

گرفته حرم بوی مادر رضا

نداریم جز تو به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره ها

نشستم کمی پیشِ فواره ها

گره خورده بودم چو آواره ها

اسیرِ قفس ها و دیواره ها

که ناگاه با بانگِ نقاره ها

براتِ مرا کرد امضا علی

چه بی منت اینجا دوا می دهند

نجف را در این صحنها می دهند

بگو کاظمین و... تو را می دهند

مدینه و یا سامرا می دهند

و پایینِ پا کربلا می دهند

امیری حسینٌ و مولا علی

اگر مُرده ام باز جانم دهید

اگر خواب هستم تکانم دهید

مریضم حرم را نشانم دهید

من از آنِ مولایم آنم دهید

کمی در حرم استخوانم دهید

مرا جای دیگر مبادا علی...

چه می چسبد اینجا جوابت دهند

و جا گوشه ی انقلابت دهند

در آن صحن باشی و آبت دهند

سرت رویِ زانو و خوابت دهند

و در خواب هم آفتابت دهند

چه می چسبد آری به رویا علی

اگر چشم اینجا به امید توست

سرِ سالِ ما هم شبِ عیدِ توست

در این سینه ها نورِ توحیدِ توست

فقط روشناییِ خورشید توست

و این روضه ها گیرِ تاییدِ توست

بخوان تا مُحَرم تو ما را علی

منم روبرویت علیک السلام

پُر از آرزویت علیک السلام

من و گفت و گویت علیک السلام

تو و اشک رویت علیک السلام

به یاد عمویت علیک السلام

تو هم داده ای دل به سقا علی    

بخوان روضه ها را به اِبنِ الشَبیب

زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب

زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب

زِ اَمَن یُجیبِ یتیمی غریب

بگو وا حسن وا حسینا علی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح


از تربت تو عسل، شفا می گیرد

با نام تو اوفتاده، پا می گیرد

خورشید، تب آلوده میاید هر صبح

از توس ، برات کربلا می گیرد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با خود اگر آورده بودم چشم گریان را

احساس می کردم کنار صحن باران را

ساکن نمی ماند کسی حتی زمین وقتی

سکنای خود کردی شمال شرق ایران را

اینبار هم با شعر می خوانم تو را اما

دارم به کرمان می برم سوغات کرمان را

در نقشه راهی می شوم هر وقت می بینم

آزادراه اصفهان قم تا خراسان را

قطعا به جای مردم شیراز اگر بودم

یکجا به نامت می زدم دروازه قرآن را

محض حضور خواهرت بوده است در قم ، چون

باید کنار زعفران جا داد سوهان را

باشد ، ضمانت کردی اما در عوض یک عمر

آواره کرد این کارت آهوی بیابان را

آنها که دیدار تو را لب تشنه اند انگار

از سمت سقاخانه می بینند ایوان را

دم می دهی از پنجره فولاد و می دانم

از نو مسیحی می کنی این نو مسلمان را

با خود عصایش را نیاورده است نابینا

حتما یقین دارد که خواهد دید سلطان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


گریه ام در حرم از روی پریشانی نیست

که پریشانی از آداب مسلمانی نیست

در طوافند چنان موج کبوترهایت

که در این سلسله انگار پریشانی نیست

عربی آمده پابوس تو از سمت عراق

همه ی حسرتش این است که ایرانی نیست

دست خالی ست هر آن کس به حرم می آید

در ورودی که نیازی به نگهبانی نیست !

در معطل شدن و دست رساندن به ضریح

لذتی هست که در سجده ی طولانی نیست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


قبل از قدم برداشتن در راه هجرانش

باید رفاقت کرد با خار بیابانش

هجران کشیدن به امید وصل میارزد

گر اولش تلخ ست، شیرین است پایانش

هر کس که عاشق نیست پس اصلا چرا زنده ست

یا چه جوابى میدهد فردا به وجدانش

خاکستر پروانه اى را دیدم و گفتم

هر کس که عاشق میشود این است تاوانش

آن کوچه اى که یار ما از آن گذر کرده ست

عشاق منت میکشند از سنگ طفلانش

منکه چهل سال است روى خاک میخوابم

حیف است نگذارم سرم را روى دامانش

این شمعها که بر تن پروانه میگریند

زنده نمیمانند تا شام غریبانش

اشک جوانى بهترین سرمایه پیرى ست

خوب است باشد آدمى فکر زمستانش

در وقت مردن روبه قبله میشود هر کس

من وقت مرگم میشوم رو به خیابانش

در اصل بنده بودنش را جار خواهد زد

عبدى که سجده میکند اول به ایوانش

باران که آمد بعد از آن خیرات میبارد

خیر کسى را خواستى اول بگریانش

سنگینى زنجیر بر گردن نمیگیرد

از گریه هر که خیس میگردد گریبانش

من سالها در گیسوى تو سیر میکردم

سیرى که خیل عارفان خواندند عرفانش

وقتى دلم را دست چشمان تو میدادم

باور نمیکردم بیندازى به زندانش

یک شب در آغوشت نباشم خشک خواهم شد

پژمرده میگردد گلى که نیست گلدانش

آنکه لبش را از ضریحت برنمیدارد

صدها گره وا میکند از کار، دندانش .

**

گفتم همه هستند شاید جاى من هم هست

منهم یکى از این کبوترهاى مهمانش

شکر خدا اینجا کریمان سلطنت دارند

دنیا به ایران نازد و ایران به سلطانش

سیرش دو چندان و سلوکش هم دو چندان است

هر کس که از قم میرود سمت خراسانش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


شب وصل است و باد می آید

دل غزلخوان و شاد می آید

صوت نقّاره ی شما باز از

سمت باب الجواد می آید

یعنی از آل حضرت زهرا

باز باب المراد می آید

شاعران مدح او نمی گویید؟!

صله دارد زیاد می آید

دعبلت نیستم ولی آقا

شاعری بی سواد می آید

تا بگوید همه کس و کارم

من فقیرم، فقط تو را دارم

ای بزرگ، ای امام آقاجان

شاه عالی مقام آقاجان

فقر من شرط نوکریست، بنام

این گدا را غلام آقاجان

این کبوتر به غیر دام شما

نمی افتد به دام آقاجان

زائرم، دلشکسته ام، زارم

نوکر تو، گدام آقاجان

به سلامٌ علیک من تو بگو

و علیک السّلام آقاجان

ای شه ملک طوس، ادرکنی

یا انیس النُّفوس، ادرکنی

آمدی تو دلم قرار گرفت

محضر شاه عشق بار گرفت

یا امام الرّئوف از کرمت

بنده ی مفلس اعتبار گرفت

زلف نوکر به پنجره فولاد

وصل شد، تا ابد جوار گرفت

مادرت جارویی به دستم داد

در رواقت برام کار گرفت

نوکری توی صحن گوهرشاد

گفت منبر عجب غبار گرفت!

شب تاریک، نور نزدیک است

به گمانم ظهور نزدیک است

آنقدر شأن مدحتان بالاست

که قلم عاجزست، نازیباست

چون منی مدح حضرتت گویم

کار، کار امام صادق هاست:

مصلح امت، عالم و عادل

منجی دادرس به روز جزاست

دور او ایمنند نوع بشر

او امان و پناه خلق خداست

سخنش حکمت و سکوتش علم

این فقط گوشه ای ز مدح رضاست

مایه ی فخر و عزّتست رضا

موجب خیر و برکتست رضا

تا که ما مشهدالرّضا داریم

نجف و شهر کربلا داریم

با خراسان حضرت ارباب

کاظمینیّ و سامرا داریم

در قم اصلاً کنار خواهر او

نزد زهرا همیشه جا داریم

لطف موسی بن جعفر است که ما

این همه یار دلربا داریم

هر چه داریم ازهمین آقاست

هر چه داریم از امام رضاست

ماه ذیقعده ماه پرور شد

شب تاریک با شما سر شد

کوچه های مدینه بار دگر

از گلی فاطمی معطّر شد

همه گفتند حضرت موسا

شده بابا و نجمه مادر شد

با حضورت مدینه آن ایّام

به گمانم پر از کبوتر شد

بعد میلاد روی دست پدر

لب تو از فرات تا تر شد

گفتی ای جد تشنه کام حسین

به لب تشنه ات سلام حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


سائل به سفره خانه ی ارباب تا رسید

نقاره ای زدند که یاران گدا رسید

من آمدم که باز گدایی کنم تو را

اینبار هم به دادِ گدا آشنا رسید

یک بار آمدیم طواف حریمتان

صدها هزار مرتبه خیرش به ما رسید  

دل برده از بهشت، زوایای مرقدت

ازبس که در حریم تو بوی خدا رسید

رحمت در ازدحام حرم موج می زند

وقتی نگاه حضرت موسی الرضا رسید

باب الجواد باب ورود بهشت ماست

باب هدایتی است که از هل اتی رسید



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مناجات


تا حال و هواى دل من بارانیست

آقا بطلب که در دلم طوفانیست

هرکس که نشد زائر کویت آقا

سودى نبرد ، عاقبتش ویرانیست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


پریشان واژه هایم را زگیسوی شما دارم

تمام شعر هایم را من از سوی شما دارم

ولا حول ... برآن چشم و بر آن  ابرو که من وزنِ

رباعی را  فقط از این ترازوی شما دارم

تمام این غزلها را ضمانت میکنی آقا

که  صید  این مضامین را از آهوی شما دارم

قصیده قامتی  و حاجی هر بیت تو هستم

که شرط حق مداری را من از کوی شما دارم

مربع گشت ترکیبم ز هر سو سجده ای واجب

قوافی قبلگاهی شد که از روی شما دارم

درِ عطر غزل افتاد و دل شد قطعه ای از عرش

وَ من این قطعه را از نام خوشبوی شما دارم

به هر مصرع دعا کردم به هر مصرع روا کردی

شبیه مثنوی  حسی فرا روی شما دارم

**

اگرکه کربلا رفتم نجف یا سامرا دیدم

تمام روزی خود را من از سوی شما دارم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آرام نمودی تب و تاب هیجان را

جوشانده ای از شوق خودت هر قلیان را

از پای نشاندی ز تعجب جریان را

از دشمن و از دوست ربودی دلشان را

اینگونه رضا کرده ای از خود دوجهان را

هم رونق کار از می و میخانه گرفتی

هم عقل ز هر عاقل و دیوانه گرفتی

در قلب سماوات و زمین لانه گرفتی

ای عالِم فرزانه چه رندانه گرفتی

در دست خودت نبض زمین را و زمان را

در پاسختان مانده هر استادی و رندی

هر عالم ایرانی و یونانی و هندی

گشته است مسلمان تو نصرانی سندی

قوربان سَنه دانوشماقین اعجاز تکندی

بستی به کمند سخنت دست زبان را

(بستی به صریر سخنت دست لسان را)

اسلام بدون تو درونمایه ندارد

گردن کشی بی خردان پایه ندارد

خورشیدی و دیدند قدت سایه ندارد

همسایه به جز خیر به همسایه ندارد

همسایه قدم رنجه کن و منزلمان را...

لبخند زدی شعر در اوهام من افتاد

زآن روز خرابت شدم ای خانه ات آباد!

با قافیه ی پنجره فولاد و گهرشاد

هی شعر نوشتم من و چشمت صله را داد

دربند کشیدی تو معانی و بیان را

دربان جنان دل به در صحن شما بست

دالان بهشت است همین راهرو این بست

حوض وسط صحن همان کوثر نقد است

ساقی بهشتی شده از آب حرم مست

پابست حرم کرده ای آن آب روان را

جبریل کمر بسته به فراشی صحنت

حور و پریان گرم گهر پاشی صحنت

آن سدره و طوبی گلی از کاشی صحنت

برده است جنان را همه در حاشیه صحنت

بیچاره ی خود کرده حریم تو جنان را

هرکس که تو را داشته اثنی عشری شد

ایام خوش آن بود که با تو سپری شد

در صحن گهرشاد دل از غصه بری شد

تصویر من و صحن تو عکسی هنری شد

در ناب ترین جای اتاقم زدم آن را

هرجای جهان رفتم از آن خیر ندیدم

یک مرتبه "برگرد" از این در نشنیدم

من هرچه کشیدم ز دل خویش کشیدم

ارزان نفروشم که من ارزان نخریدم -

در نوکریت خرج کنم عمر گران را

هر شاه شده خادم دربار توچندی

پر وا کند از بام تو در دام کمندی

از تو طلب رزق کند عایله مندی

از رسم گدایی شما نکته و پندی

آموخته هر پیر خردمند جوان را

نوشاعری آمد به حرم دفترش افتاد

شد خیره به گلدسته کلاه از سرش افتاد

هی خواست بماند سر پا، آخرش افتاد

تاخورد زمین یاد پدر و مادرش افتاد

دستی به دعا برد و تمام پدران را...

ای ضامن دنیای من و آخرت من

ای کاش به درکت برسد معرفت من!

مردن کف صحنت بشود عاقبت من

بهتر ز خودم آگهی از مصلحت من

حکم از تو، دلم دست خودت داده عنان را

با جنس خرابم شده ام وصله ی ناجور

هرشب به سلامی بشوم زائرت از دور

تو شاه خراسانی و من پیر نشابور

خود را برسان پام رسیده است لب گور

ای صاحب جان! می سپرم دست تو جان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مناجات


قبل از آنکه هوای غربت شهر  روی تنهاییم هوار شود

می روم ایستگاه... تا شاید این منِ خسته هم سوار شود

این منِ خسته از معادله ها، این منِ گُر گرفته از گله ها

می رود در هجوم فاصله ها، همدم کوپه ی قطار شود

همدم کوپه ی قطار شدم، چشم من خیس و چشم پنجره خیس

کاش این ابرهای پاییزی، بگذرد... بگذرد... بهار شود

دردها را یکی یکی گفتیم، خسته بودیم و چای میخوردیم

چای، یعنی که گاه با یک قند، تلخ، شیرین و خوش گوار شود

کوپه هم حرفهای تلخی داشت، مثلا اینکه بین این همه درد

آرزوی مسافر قبلی، فقط این بود: مایه دار شود

یا همین جا... همین رئیس قطار، دائما روزنامه می خواند

تا خدای نکرده نرخ بلیط، نکند کمتر از دلار شود

 (گرم صحبت شدیم، یادم رفت گز تعارف کنم؛ بفرمایید...

راستی! اصفهان دلش می خواست، لهجه اش مثل سبزوار شود)

آرزو کرد جای ریل قطار مثل آدم پیاده راه رود

یا شبیه کبوتران باشد؛ فکر کن... کوپه بالدار شود

آرزو کرد و گفت نوبت توست... آه! شاعر مگر چه می خواهد؟!

آرزو می کنم رواق امام، محفل شعر برگزار شود

جمعه بود و اداره ها تعطیل، شنبه باید دوباره برگردیم

کوپه هم مثل من دلش می خواست، امشب از کار برکنار شود

کف دستم نوشت کوپه ی هشت، واگن یک... قطار قم -مشهد

هرگز از خاطرم نخواهد رفت، بهترین یادگار قم - مشهد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء