تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مدح و مناجات با امام رضا(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از گنبدش نورِ کرامت ها سرازیر است

خورشیدِ مشهد بر دِلِ عشّاق اکسیر است

وقتی که از یک عکس،شیری او پدید آورد

بالقوه آهو ی ضمانت کرده اش شیر است

در قلب، صحن انقلابش «انقلاب»انداخت

صحنی که خود یک شعبه ی تغییر تقدیر است

هر کس که صحنش را کند جارو یقین دارد

هر جای عالم غیر از این دربار دلگیر است

خود را عوام الناس آنجا با نخی بستند

دیوانگان را هم دخیل از جنس زنجیر است

فرمود زائر را سه جا یاری کُنم از لطف

پا بوسیش هر قدر هم زود آمدی دیر است

عاشق به شهر خویش از مشهد رسید اما

ذهنش کنار پنجره فولاد  درگیر است

در خواب دیدم : آب سقا خانه می نوشم

گفتند مشهد، یک سفر ،شاهانه تعبیر است...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


رخصت گرفت باد‌صبا از امام ما

تا که به محضرش برساند سلام ما

سائل سلام داد و کریمی علیک گفت

سلطان اشاره کرد نوشتند نام ما

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما»

ما بی نگاه حضرتش آدم نمی‌شویم

ناپخته است بی کرمش خشت خام ما

زائر شدیم و زائرمان‌ جبرییل شد

در بارگاه اوست چنین بار‌ِ‌عام ما

میخانه است بارگه ثامن‌الحجج

در هر رواق پر شده از نور، جام ما

رو به ضریح پیش‌ خودم فکر می کنم

دست که ریخت شهد محبت به کام ما

نقاره... باز پنجره فولاد شد شلوغ

طفلی گرفته است شفا از امام ما

آقا سه جا به زائر خود لطف می کند

ختم کلام، می شود آتش حرام ما



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


میان صحن های تو ز فکر این و آن فارغ

شبیه کودکی هستم ز غوغای جهان فارغ

تمام حرف هایم را فقط با اشک میگویم

اشارات نظر داریم و هستم از زبان فارغ

کلاغ رو سیاهی پر زده بین کبوتر ها

کنار پنجره فولاد تو از آشیان فارغ

کبوتر زائرت باشد ز گنبد بر نمی‌خیزد

که تا خورشید بالا رفت و شد از آسمان فارغ

مرا با عیب راهم دادی و با اشک می خندم

شبیه بنده ای که میشود از امتحان فارغ

زمینم؟ آسمانم؟ مشهدم؟ عرشم؟ کجا هستم؟

دخیلت هستم و میگردم از کون و مکان فارغ

اذان صبح ، نقاره دلم را زیر و رو کرده

چنان پر شور و سرمستم که هستم از اذان فارغ

شفا میخواهم و از آب سقاخانه می‌نوشم

منم از لطف هر که غیر تو ، ای مهربان فارغ

میان دست ها حاجت نمانده چون کریمی تو

ز حاجت سینه ی مرد و زن و پیر و جوان فارغ

چگونه صید کردی قلب صیاد خراسان را؟

که صیاد خراسان از شکار آهوان فارغ

 (کمان را زه بریده ، تیر را پیکان و پر کنده

سپر افکنده ، خود را کرده از تیر و کمان فارغ) *

 

*وحشی بافقی

 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر چه گشته ام نوبت به نوبت خاک ایران را

نخواهم برد از یادم سفرهای خراسان را

پیمبر نیستم اما یقین دارم که در مشهد

نشانم می دهد گاهی خدا معراج انسان را

مسیرم دور اما زود رفتم ساده برگشتم

خدا از ما نگیرد رفت و آمدهای آسان را

همین که در حرم هرگز زمان را حس نمی کردم

به من آموخت آداب پذیرایی ز مهمان را

جهنم بود هر جا بی تو رفتم سوختم آنجا

مرا پایین پا آوردی و دیدم گلستان را

شنیدم می بری با خنده ات دل از همه عالم

نشانم می دهی یک لحظه آن لبهای خندان را؟

شکایت دارم از این خشکسالی های چشمانم

تو ای دریا به رویم باز کن درهای طوفان را

چرا از زعفران، سوهان، برایت شعر می سازد؟!

مگر شاعر نخورده ذره ای از نان سلطان را؟!

میان موج های آبی کاذب چرا رفتی؟

بیا صحن عتیق اینجا ببین موج خروشان را

بیا در موج رحمت غرق شو تا زنده تر گردی

بیا تا حس کنی در زندگی الطاف باران را

گدا بودم ،گرسنه ، لقمهء نان تو سیرم کرد

مبادا از دهانم پس بگیری لقمه نان را

شبیه مرد سلمانی به غیر از تو نمی خواهم

ملاقاتم بیا آسان بفرما دادن جان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود

شاعر دربار تو دارد فراوان میشود

گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است

شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود

ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم

باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود

در شب میلاد تو همواره باید شاد بود

هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود

هر که باشد ریزه خوار سفره ات در عمر خویش

مور هم باشد اگر روزی سلیمان میشود

نه فقط حصن حصینی اصل دین داری تویی

هرکسی با شرط عشق تو مسلمان میشود 

بسکه هر بی سرپناهی را ضمانت کرده ای

هرکه می آید حرم آهوی حیران میشود

باغ جنت بعد از این چنگی نخواهد زد به دل

وعده گاه عاشقانت "باغ رضوان " میشود

میدرخشد مرقدت در نقشه ی این مرز و بوم

گنبدت خورشید عالم تاب ایران میشود

بعد از این شعر ترم دنبال بار معنوی ست

یا به قول شاعرانت کار کار مثنوی ست

روشنی بخش دل هر عاشق آگاه تو

بعد زهرا پاره ی قلب رسول الله تو

تو همانی که علی گونه امامت میکنی

با عدالت بر همه عالم حکومت میکنی

حضرت جبرییل از روز ازل مأنوس توست

عالم آل محمد تا ابد مخصوص توست

تو همانی که به روح مرده ام جان میدهی

با دعایت مژده ی یک فصل باران میدهی

تو همانی که دو عالم را به نامت کرده اند

یک جهان شیخ بهایی را غلامت کرده اند

هر نگاه نافذت چندین ولی میپرورد

خاک کویت یاعلی ! "سیدعلی" میپرورد

تشنه گان را قطره ای از آب دریا کافی است

مجتهدی های دربار تو ما را کافی است

با دم گرم تو هر دردی مداوا میشود

کور می آید به پابوسی ت بینا میشود

تو امید آخرم بین اطبایی رضا

تو مسیح هفتمی از نسل زهرایی رضا

دور تا دور مزارت بی گمان بیت الهدی ست

این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست

نه فقط سنگ صبور هر پریشان میشوی

تا ابد ای مهربان حج فقیران میشوی

هرکسی شد زائر کویت خدایی میشود

بی برو برگرد روزی کربلایی میشود

صحن جامع...جامعه...با"ذِکرُکُم" قلبم شکست

نه فقط قلبم که در این بین قالب هم شکست

دوباره شوق مستی در دل دیوانه افتاده

خراب ساغر و باده میان راه این جاده

بقول حضرت استاد علامه حسن زاده

به سوی قله های نور سینه خیز باید رفت

و با قلبی ز عشق و معرفت لبریز باید رفت  



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به رویِ سیم‌هایِ برق است و

در نگاهش عجیب غم دارد

خوب پیداست این کلاغِ سیاه

چقدر حسرتِ حرم دارد

 

خیره مانده به گنبد و میگفت

کاش مادر زِ باغ می‌آمد

چه قشنگ است این حرم ای کاش

با هزاران کلاغ می‌آمد

 

فکر می‌کرد اگر حرم بِرسد

دورِ خود چند آشنا بیند

هِی از آن دور خیره شد شاید

لااقل یک کلاغ را بیند

 

 گفته بودند موقعِ رفتن

مَرو جایی که حسرتش با ماست

تو سیاهی غریبه‌ای زشتی

نه ! حرم لانه‌یِ کبوترهاست

 

گرچه گفتند که نرو او گفت

رنگِ بالاتر از سیاهی نیست

دستِ من نیست می‌بَرد آقا

میروم تا امام راهی نیست

 

راه دور و به زحمت آمده بود

تا رسانَد سلامِ مادر را

چقدر سخت بود بردارد

او زِ گنبد نگاهِ آخر را...

 

تا به اینجا رسید اما حیف

در تَنَش قُوَّت پریدن نیست

عزم کرده به باغ برگردد

در دلش طاقتِ بُریدن نیست

 

دید مُشتی کبوترند آنجا

رویِ گنبد طلایِ آقایش

خواست از راهِ خویش برگردد

آمد اما صدای آقایش

 

خسته‌ای تشنه‌ای گرسنه‌ای اما

چشم بر راهِ دیدنت بودم

چند روزی است بین راهی و

به امید رسیدنت بودم

 

هرکجا که نشسته‌ای در راه

تو نشستی به رویِ دامانم

بال و پرهایِ خاکیِ خود را

بتکان رویِ فرشِ ایوانم

 

چشم بر راه مانده بودم تا

بِرسی ...آب و دانه‌ات با من

هرکجا از حرم که می‌خواهی

بنشین آشیانه‌ات با من

 

هرچه اینجا سیاه‌تر بهتر

زودتر رو سپید برگردد

نه محال است زائرم یکبار

از حرم نااُمید برگردد

 

جز درِ خانه‌ام کجا داری

بهتر از گنبدم کجا بروی

دوست دارم کبوترم باشی

دوست داری به کربلا بروی؟

 

چند روز میهمان آقا بود

او کبوتر شد و رها می‌رفت

لطفِ این خانه شامل‌اش شده بود

داشت او هم به کربلا می‌رفت....

 

 ***

 

جُون آمد کنارِ اربابش

رخصتش را گرفت اما نه

التماسش نمود او فرمود

زحمتت داده‌ایم حالا نه...

 

گفت خارم و خار می‌دانم

پیش گُل رنگ و روی بد دارد

دست رد را مزن به سینه‌ی این

روسیاهی که بویِ بد دارد

 

حرفهای غلام  آتش بود

از جگر بود بر جگر میزد

بوسه بر دست نه به خاکش داد

داشت از شوق بال و پر میزد

 

اندکی بعد بر زمین اُفتاد

رویِ شن سر گذاشت چشمش بست

فکرِ دامان نمی‌کند اصلا

انتظاری نداشت چشمش بست

 

ناگهان بویِ سیب را فهمید

گرمی ناب را حِس می‌کرد

باورش نیست روی گونه‌ی خود

روی ارباب را حِس می‌کرد

 

سر او روی دامن است اما

زخم‌های دلش نمک خورده

بوسه‌ای زد به چهره‌اش ارباب

بوسه‌ای با لبی تَرَک خورده...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح


خرسند خدا ز خلق و خوی نبویست

خشنود ز ابلاغ ولای علویست

این مکتب فاطمی که مهدی دارد

مشروط به امضای ولای رضویست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1396/08/27

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به هنگام گرفتاری توکل بر خدا عشق است

گره ها را سپردن دست یار آشنا عشق است

بیا تسلیم حق باشیم و راضی بر رضای او

که در سیر اِلیَ اللّهی توسل بر رضا عشق است

تفال زد برایم پیر راهی از کتاب عشق

در آمد ایهاالعالم علی موسی الرضا عشق است

زیارت می کنم قبر شریفش را که این آقا

برای دیدن زائر بیاید در "سه جا" عشق است

بیاید وقت میزان و صراط و نامه ی اعمال

بگیرد پیش چشم منکران دست مرا عشق است

گدایی از کسی جز حق خجالت آور است اما

اگر سلطان رضا شد تا ابد باشم گدا عشق است

برای من که بی درد و ضعیف و بی کس و کارم

رضا هم درد باشد هم به درد من دوا عشق است

گرفتارم، گرفتارم، گره روی گره دارم

سراسر حاجتم از او شوم حاجت روا عشق است

گره هایی به دست پنجره فولاد او وا شد

بگیرم امشب از دستش جواز کربلا عشق است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح-روضه سیدالشهدا(ع)


وقتی به جان شاخه ی طوبی خزان افتاد

اشک خدا باران شد و از آسمان افتاد

خون دلت ریشه دوانده بین خاک طوس

خون لبت بعدش به جان زعفران افتاد

در سینه قلب پنجره فولاد هم شد آب

بر خاک حجره پیکرت تا نیمه جان افتاد

اشک کبوتر در مراثی تو کافی نیست

این قرعه بر چشم سیاه آهوان افتاد

ازچشمهای خشک ، سقاخانه میسازد

از تو دو خط روضه که دست روضه خوان افتاد

آهو نبوده کربلا پس کار جد تو

از گرگ ها بدتر ، به خولی و سنان افتاد

مثل تنوری در دلت آتش نهان داری

آری سر جدت به دست این و آن افتاد

با خون ، لبت مثل عقیقت سرخ شد ، اما

هرگز به دست ساربان یا خیزران افتاد ؟؟؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

این گَنج به این طایفه، ارزان نرسیده

بی رَنج به دستان دلیران نرسیده

در هیچ زمان اینهمه انواع غنیمت

بی دغدغه و جَنگ به ایران نرسیده

از نام رضا مملکت ما شده آباد

با اینهمه یوسف که به کنعان نرسیده

اینجا حَرمی هست که بر دور ضریحش

در اصل کسی تازه به دوران نرسیده

راهی شدم از دور به سمت حرم تو

فرمان بده تا دست به فرمان نرسیده

جا داشت که درجاده ی مشهد، وسط قم

از شوق بمیریم به تهران نرسیده

قصد حرم حضرت معصومه که کردیم

مُردیم از این عشق، به شیخان نرسیده

انگار رضا باز نکرده به معارف

لبهای کسی را که به سوهان نرسیده

مشهد که شود کعبه، چه خوب است که زائر

مُحرِم بشود باز به سمنان نرسیده

باید بِکَنَد کفش چو موسی پی دیدار

در راه به استان خراسان نرسیده

دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه آب

ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده

ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو

مُردیم به پایان خیابان نرسیده

ای وای دلم در حرم از شوق زیادی

راهی نجف گشت به ایوان نرسیده

جایی که در اینجا به اباصَلت رسیده

دیدیم که در رتبه به سلمان نرسیده

این اوج کریمی ست که بیماری من را

دادید شفا دست به دامان نرسیده

ای کاش دوباره تو بخواهی و بیایم

در موقع برگشت به تهران نرسیده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


عاشقان دور حرم عشق و صفا را دیدند

عارفان چله گرفتند و خدا را دیدند

ای فقیری که به طوس آمده ای دقت کن

اغنیاء مکه که رفتند رضا را دیدند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


روسیاهم بی پناهم آه اینجا رو زدم

نام زیبای تو را من جار از هر سو زدم

ساعت ه هشت این دلم در ساحت سبز حرم

...پرسه می زد که میان صحن تو زانو زدم

عطر زیبای حرم تا بر مشام من رسید

طعنه بر عطر گلاب و عنبر و شب بو زدم

صاحب عالم ولیّ نعمت مایی رضا ع

خوب می دانی چرا من ناله ی "اشکوا.."زدم

هوهوی نقاره خانه از حرم دل می برد

تاشنیدم مست گشتم نغمه ی "یاهو" زدم

تا برادر دست ما گیرد به حق خواهرش

حرف از لطف "کریمه" حرف از "بانو"زدم

خواب دیدم مثل خدّام حرم در بین صحن

"آمدم ای شاه"را هِی خواندم و جارو زدم

حاجت من هم ضمانت شد همین که لحظه ای

رو به سلطان خراسان "ضامن آهو"زدم

می رسد لطف تو آقاجان به این زائر زیااااد

تا که وارد می شود از گوشه ی "باب الجواد"



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


یا غریب الغربا ما همه انصار توایم

تو شه عالم و ما سائل دربار توایم

سفره ی جود تو گسترده و ما محتاجیم

لطفی ای یوسف زهرا که خریدار توایم

دردمندان جهان بر در تو محتاجند

چاره ای ساز طبیبانه، که بیمار توایم

پرچم گنبد تو عزت ملک عجم است

ای عجب غافل از الطاف سزاوار توایم

ای شه عقده گشا عقده ی دل را وا کن

جلوه در جان بنما عاشق دیدار توایم

فخر در روز قیامت به ملائک بکنیم

که به کویت رَهِمان دادی و زوّار توایم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هرچند که در شهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود، خریدار زیاد است

من دربه‌در پنجره‌ فولادم و دیری‌ست

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

آن‌قدر کریمی که بدهکار تو کم نیست

آن‌قدر کریمی که طلبکار زیاد است

پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم

این‌جا چقدر چادر گل‌ دار زیاد است

با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه

با بار گناه آمدم این بار زیاد است

گندم به کبوتر بدهم، شعر بگویم

آخر چه کنم در حرمت؟ کار زیاد است

نوروز به نوروز، محرم به محرم

سرمست زیاد است، عزادار زیاد است

هر گوشه ایران حرم توست که با تو

همسایه دیوار به دیوار زیاد است

از دور سلامی تو و از دور جوابی

این فاصله انگار نه انگار زیاد است

آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت

دیدم چقدر لذت دیدار زیاد است

در خواب، سر سفره اطعام تو گفتی

هر قدر که می‌خواهی بردار، زیاد است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ماییم و انس و الفت تو یا اباالجواد

در جان ماست محنت تو یا اباالجواد

با اذن فاطمه به دل ما رسیده است

سرمایه محبت تو یا اباالجواد

این قلبهای ما که بنام تو می تبد

جامی است از ولایت تو یا اباالجواد

ای نیت تو یاری زوار خسته ات

قربان قصد قربت تو یا اباالجواد

بیمار لاعلاج نداری در این مطب

محشر کند طبابت تو یا اباالجواد

هر شاخه گل ز گلشن بالای مرقدت

داروی درد امت تو یا اباالجواد

صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما

دارالشفاست تربت تو یا اباالجواد

باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست

کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد

آنچه ز وصف جنت اعلا شنیده ایم

بالاتر است جنت تو یا اباالجواد

ما دل بریده ایم ز دولت مدارها

ماییم و صبح دولت تو  یا اباالجواد

هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت

از دست داده فرصت تو یا اباالجواد

با اینهمه هنوز غریبی امام من

ای جان فدای غربت تو  یا اباالجواد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-زیارت مخصوصه


گم کرده بودم کل اعضای خودم را

چشم و سر و ابرو و لب های خودم را

هر زائری با عضوی از من بود، دیدم

بی آینه در صحن سیمای خودم را

من پخش بودم بین زوّار تو درصحن

پایین پا دیدم دوتاپای خودم را

پس اینچنین هی تنگ می کردم به شدت

در صحن ها انگار که جای خودم را

برخاستم یک صحن روی پاش برخاست

در حوض دیدم قد رعنای خودم را

مِنهای خود گشتم ولی با یا رضایی

من جمع کردم با تو مَنهای خودم را

پس با زبان دیگران این بار خواندم

وقت زیارت نامه آقای خودم را

می خواند مردی در کنارم غصه اش را

آخرشنیدم صوت زیبای خودم را

در موی پیری تکیه بر دیوار دیدم

با حسرت امروز فردای خودم را

سی سال بعد از گم شدن حس کردم اینجا

بر روی دوشم دست بابای خودم را

مخصوص شد وقتی زیارت با اجازه

دادم به خوبان جهان جای خودم را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-برای جاماندگان زیارت مخصوصه


فعلا که تو سرگرم عزیزان جدیدی

فعلا که به پابوس نداریم امیدی

معلوم تر از پیش شده روی سیاهم

درچشم همه شهر تو از بس که سپیدی

ایام زیارت شده مخصوص که در طوس

زوّار بگیرند دو دفعه ز تو عیدی

با اینکه خودش قفل شده بر حرم تو

شد پنجره فولاد عجب شاه کلیدی!

لطفی کن و یک بار سوالات مرا هم؛

پاسخ بده هرگونه و هروقت رسیدی

گفتند رئوفی تو و هر خواسته ای را

من قبل تر از اینکه بگویم تو شنیدی

پس خواسته ای نیست به جز عرضِ ارادت

باشد گله وقتی که مرا هم طلبیدی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


جمع كردند و پس انداز... همه!

ما ولی خرجِ زیارت كردیم

چه نیازیست به دریا؟! وقتی

كه به چشمانِ تو عادت كردیم

 

مشهدِ خونم اگر كم شده است

دستِ من نیست...حیاتم با توست!

چنته ام خالیِ خالیست...ولی

مطمانّم كه نجاتم با توست... .

 

ما ، نَه  آهو شده ایم از "همّت"

نَه  كبوتر  شده ایم از "پاكی"

كاش  آهوترِ صحنت باشیم

با تو، هم خاكی و هم افلاكی!

 

شورِ آن "جامعه خواندن" در صحن

غمِ این  جامعه را  بُرد از ما

وعده ی "مَن دَخلَ فی حِصنی... "

میرساند به تو آخر ما را

 

بگُذارند برای اهلش

هرچه را جز حرَمت در دنیاست

جانِ جانت... به جوادت سوگند

كربلا حاجت ما زائرهاست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و روضه سیدالشهدا(ع)


تا خداوندان شمایید و گدایانیم ما

در مسیر طوس آهوی بیابانیم ما

پشت سقاخانه ات دنبال درمانیم ما

سربلندیم و سرافرازیم و بارانیم ما

زیر دین گنبد شاه خراسانیم ما

دست ما خالی که باشد زود بالا می رود

پای مجنون بشکند هم سوی لیلا می رود

غالبا "لن" که بیاید صحبت از "لا" می رود

لا اله ما اگر دنبال الا میرود

علتش این است که باتو مسلمانیم ما

نیست مارا پیش دریا منت جو هیچوقت

با طبیبان نیست مارا میل دارو هیچ وقت

غیر مشهد دست ما جایی نزد رو هیچوقت

گر میسر نیست مارا قرب آهو هیچوقت

تا دم محشر همان کلب نگهبانیم ما

دلخوشی ماست لانه کنج ایوان داشتن

نوکری در گوشه میخانه تا جان داشتن

وقت حاجت داشتن شاه خراسان داشتن

از کریمان خواستن یعنی دوچندان داشتن

شکرلله رعیت دربار سلطانیم ما

ما کبوترها دم گنبد مقرب می شویم

بال ما دور تو که پر زد مقرب میشویم

هرکجا نام تو می آید مقرب میشویم

در زیارت های قم مشهد مقرب میشویم

با همین آواره بودن عبد جانانیم ما

خاک پایت معجزات کبریایی درس داد

به دو صد زرگر فنون کیمیایی درس داد

سوزن خیاط زر شد پارسایی درس داد

پیر پالان دوز به شیخ بهایی درس داد

کیمیا این بارگاه است و نمی دانیم ما

می نوازد گاه گاهی هم سلیمان مور را

وا مکن از خانه ات این وصله ناجور را

شاد کن سلمانی بی تاب نیشابور را

قول دادی پر کنی تنهاییم در گور را

زیر خاک آقا بدون تو پریشانیم ما

سجده هایم یا رضا و ربنایم یارضا

می زنم هرشب صدایت کن صدایم یارضا

می شود آمین دعایت با دعایم یارضا

دیر شد آقا چه شد پس کربلایم یارضا

ناخوش خوش احوالیم آقا دیده گریانیم ما

سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته ناله مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر نزدیکی و دارم زیارتنامه را از دور می خوانم

دلی دارم،لبی شاعرتر و چشمی که با آن نور می خوانم

"الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها" پیاپی می

بچرخان ساغرت را، می بنوشان ،دارم از انگور می خوانم

تو در یاری خراسانی، رواقی دیدی از آیینه ها اما

من از فیروزه های ریخته بر خاک نیشابور می خوانم

حباب نور از گلدسته تا گلدسته هر سو در چراغانی است

و من بر دارهای روشن از بسیاری منصور می خوانم

"و واعدنا" بخوان موسی، شبی سر کن کنار صحن گوهرشاد

در اتممنای این وادی است از ناگفته های طور می خوانم

مسیحا! دم بگیر از بازدم های میان پنجره فولاد

که اینجا محیی الاموات را در نفخه های صور می خوانم

بخوان داوود با من ،صبح در نقاره خوانی ها سرودت را

زبوری را که فریاد از گلو کردی از این شیپور می خوانم

کسی از خانه اش با دست خالی برنمی گردد بنابراین

برایش شعرهایم را نه بی علت نه بی منظور می خوانم

طمع دارم ،سه بار از او برای هر زیارت دیدنش را، پس

زیارتنامه را تا لحظه ی راهی شدن در گور می خوانم..

 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-برای جا ماندگان زیارت مخصوصه


یا لایق زیارت تان این غلام نیست

یا گم شده ارادت من در میان لیست

در ایستگاه آرزویم ایستاده ام

دست دعا گرفته ام اما بلیط نیست

این بار هم قطار زیارت بدون من

رفت و دلم دوباره پی اش بی صدا گریست

ما را ببر به دامنۀ گنبد طلا

آنجا كه كوهپایه آن اوج عاشقیست

این كوه ها به عشق شما هشت می شوند

هشت مقدسی كه بود آرزوی بیست

ای هشتمین مسیر رسیدن به آسمان

ما را به خاكبوسی آن آستان بخوان



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بر هر کسی اذنِ دُخُولِ مَرقَدش داد

پر داد و پروازی به گِردِ گُـنبدش داد

هر زائری شد خاک ره یا خاکبوسش

از خاک بر افلاک بُردو مَسندَش داد

از دور هم بر او سلامی داد هر کس

هم پاسُخِ او را رضا، هم احمدش داد

رِندی طلب میکرد روزی ،روزی از او

او روزیّ تا روز محشر مُمتدش داد

برهرکه شرحی از قیامت خواست کافیست

یا شرحی از چشمِ رضا، یا از قدش داد

برآنکه مشمول دعای مادرش شد

اِذنِ بدونِ اِذن، رفت و آمدش داد

سوغاتی از او خواستم شیرین تر از عشق

سوهانِ قُم با زعفرانِ مشهدش داد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-زیارت مخصوصه


ویرانه ترین خرابه ی آبادم

از معتکفان پنجره فولادم

از نام و نشان من بپرسی؟گویم

از سینه زنان صحن گوهرشادم

***

تو آمدی و ز خود جدایم کردی

عالی نسبم کرده، گدایم کردی

در حسرت یک بلیط مشهد بودم!

خود زایر مشهد الرضایم کردی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1396/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


پادشاه سخا امام رضا

اول و انتها امام رضا

دوره گردم که ذکر روز و شبم

یاحسن بوده یا امام رضا

پدرم زیر لب میان قنوت

نیمه شب گفت یا امام رضا

تا ابد شاکر توام یارب

چون که دادی به ما امام رضا

هر کسی خسته شد ز بدحالی

گفته ام که بیا امام رضا

از همان روز اولش بوده

راه ما تا خدا امام رضا

علت آفرینش باران

خلقت ما سوا امام رضا

بین کشتی و در دل طوفان

نوح را ناخدا امام رضا

لب دریای نیل هم بوده

ذکر صاحب عصا امام رضا

شرط حج استطاعت است اما

حج شاه و گدا امام رضا

هر شب جمعه زیر لب گفتم

یا سریع الرضا امام رضا

مطمئنم که روزی سفرِ

کربلا هست با امام رضا

زائر او رسید در یک جا

می رسد در سه جا امام رضا

جان دردانه اش امام جواد

ربنا آتنا امام رضا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1396/05/24

امام رضا(ع)-مناجات زیارت مخصوصه


دوباره مرغ این سینه به فکر سِیر در طوس است

خدا را شکر می گویم که این دل با تو مأنوس است

رجب...ذی القعده... می چسبد زیارت کردنت آقا

زیاراتی که منصوص و زیاراتی که مخصوصه است

چنان که قبل ذی الحجه رسیده ماه ذی القعده

بدون طوف در مشهد طواف کعبه منحوس است

‌"برو" یعنی "بمان پیشم"، "نمی خواهی نمی آیم"

تکلم کردن عاشق پر از افعال معکوس است

میان زندگیِ تک تک ما را که می گردی

عطایای تو ملموس و کرامات تو محسوس است

سگ ولگرد در مشهد، نگاهش خورد بر گنبد

به یمن این نظر کردن، مقرّب تر ز طاووس است

عَسیٰ أنْ تَکْرَهوا شیئًا...هُوَ خیرٌ لَکم... باشد...

...شده روزی من خیری، که در دوری و افسوس است

مرا بیست و سه ی ذی القعده دعوت کن دلم تنگ است

تمام حاجتم این روزها یک اذن پابوس است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


نه می توان به همین سادگی مسافر شد

نه می توان به یکی پر زدن مهاجر شد

بسا کسی که بسوی تو کاروان ها بست

ولی نیامده کارش گرفت و تاجر شد!

بسا کسی که به پابوسی تو هم آمد

ولی به راه تو مؤمن نگشت و کافر شد

خوشا به حال کلاغی که کنج لانه ی خود

کبوتران تو را دوست داشت، زائر شد

خوشا به حالت چشمان بچه آهویی

که عاشقانه ترین بیت هرچه شاعر شد

قسم به عشق که شرط و شروط لازم نیست

فقط بناست که غایب نبود و حاضر شد

چگونه می شود از سد روزگار گذشت

که لحظه ای بتوان با شما معاصر شد

ببند بار سفر را، پرنده آمد و گفت

که می توان به همین راحتی مسافر شد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به رویِ سیم‌هایِ برق است و

در نگاهش عجیب غم دارد

خوب پیداست این کلاغِ سیاه

چقدر حسرتِ حرم دارد

 

خیره مانده به گنبد و میگفت

کاش مادر زِ باغ می‌آمد

چه قشنگ است این حرم ای کاش

با هزاران کلاغ می‌آمد

 

فکر می‌کرد اگر حرم بِرسد

دورِ خود چند آشنا بیند

هِی از آن دور خیره شد شاید

لااقل یک کلاغ را بیند

 

 گفته بودند موقعِ رفتن

مرو جایی که حسرتش با ماست

تو سیاهی غریبه‌ای زشتی

نه ! حرم لانه‌یِ کبوترهاست

 

نَرو از پیش‌ِمان بمان او گفت

رنگ بالاتر از سیاهی نیست

دستِ من نیست می‌کشد آقا

میروم تا امام راهی نیست

 

راه دور و به زحمت آمده بود

تا رسانَد سلامِ مادر را

چقدر سخت بود بردارد

او زِ گنبد نگاهِ آخر را...

 

تا به اینجا رسید اما حیف

در تَنَش قُوَّت پریدن نیست

عزم کرده به باغ برگردد

در دلش طاقتِ بریدن نیست

 

دید مُشتی کبوترند آنجا

رویِ گنبد طلایِ آقایش

خواست از راهِ خویش برگردد

آمد اما صدای آقایش

 

خسته‌ای تشنه‌ای گرسنه‌ای اما

چشم بر راهِ دیدنت بودم

چند روزی است بین راهی و

به امید رسیدنت بودم

 

بال و پرهایِ خاکیِ خود را

بتکان رویِ فرشِ ایوانم

نه  روی شاخه‌هایی نه

که نشستی به رویِ دامانم

 

چشم بر راه مانده بودم تا

بِرسی ...آب و دانه‌ات با من

هرکجا از حرم که می‌خواهی

بنشین آشیانه‌ات با من

 

هرچه اینجا سیاه‌تر بهتر

زودتر رو سپید برگردد

نه محال است زائرم یکبار

از حرم نااُمید برگردد

 

جز درِ خانه‌ام کجا داری

بهتر از گنبدم کجا بروی

دوست دارم کبوترم باشی

دوست داری به کربلا بروی؟

 

چند روز میهمان آقا بود

او کبوتر شد و رها می‌رفت

لطفِ این خانه شامل‌اش شده بود

داشت او هم به کربلا می‌رفت....

 

 ***

جُون آمد کنارِ اربابش

رخصتش را گرفت اما نه

التماسش نمود او فرمود

زحمتت داده‌ایم حالا نه...

 

گفت خارم که خار می‌دانم

پیش گُل رنگ و روی بد دارد

دست رد را مزن به سینه‌ی این

روسیاهی که بویِ بد دارد

 

حرفهای غلام  آتش بود

از جگر بود بر جگر میزد

بوسه بر دست نه به خاکش داد

سر به زیری که بال و پر میزد

 

اندکی بعد بر زمین اُفتاد

رویِ شن سر گذاشت چشمش بست

فکرِ دامان نمی‌کند اصلا

انتظاری نداشت چشمش بست

 

ناگهان بویِ سیب را فهمید

گرمی ناب را حِس می‌کرد

باورش نیست روی گونه‌ی خود

روی ارباب را حِس می‌کرد

 

سر به دامان گرفت و او از شرم

زخم‌های دلش نمک خورده

بوسه‌ای زد به چهره‌اش ارباب

بوسه‌ای با لبی تَرَک خورده......



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


سال ها دیده ی دل جانب رضوان داریم

این چنین میل تماشای تو جانان داریم

چون که دوریم ز تو حال پریشان داریم

رور و شب قبله ی جان سوی خراسان داریم

کعبه خود دیده به اشراقِ نگاهت دارد

انعکاسی است که از چشم سیاهت دارد

ما نه تسلیمِ تو در اوج رضاییم همه

لطف تو بود که در دین خداییم همه

ما که با اسم تو در ذکر و نواییم همه

به تولای تو در مهر و صفاییم همه

هر کجاییم به کوی حرمت مهمانیم

به خدا تا به ابد در حرمت می مانیم

مرکز نور سماوات و زمین مرقد توست

وسط باغ جنان ، خُلد برین مرقد توست

حلقه ی هر دو جهان را چو نگین مرقد توست

آن که غم می بَرَد از قلب غمین مرقد توست

بی شمارند ملائک به طواف حرمت

سجده ی اهل سماوات به خاک قدمت

آستان تو همان عرش خدای ازلی است

مهر و حب تو همان معنی خیر العملی است

تویی آن که به جهان سرور و مولا و ولی است

لقبت گر چه رضا ، نام قشنگ تو علی است

بر همه عالم و آدم تو ولایت داری

بس که دل برده ای و جام محبت داری

خُرَّم آن دل  که به عشاق رهت پیوسته

جان بگیرد ز تو هر جان، به لب دلخسته

سائلی آمده که دل به عطایت بسته

رحم کن حضرت سلطان به دل بشکسته

ردِّ سائل ننمایی که مرامت نبوَد

بخششِ کم نه، که در شأن و مقامت نبوَد

عرش حق سقف وَزینی است که بر پایه ی توست

هستی عالمی از جان گرانمایه ی توست

شرح گل ذره ی بی قدر ز آرایه ی توست

جمع آیات الهی همگی آیه ی توست

جلوه ی طور ز یک سایه ی تو منجلی اَست

برترین معجز موسایی و نامت علی است

آشنایی من و تو ز قدیم است قدیم

دل من کنج حریم تو مقیم است مقیم

به خدا جنتم این کوی و حریم است حریم

یار من سرور و آقا و کریم است کریم

مرز ایمان به تو ، مرز است به خوبی و بدی

زائر قبر تو چون زائر عرش ابدی

مشهدت باغ بهشت است و تماشا دارد

در میانش حرم و گنبد زیبا دارد

پاره ی جان و تن حضرت طاها دارد

مرقدت بوی گل یوسف زهرا دارد

لحظه لحظه دل ما در حرمت مهمان است

به برت هدیه ی ناقابل ما این جان است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-ولادت


غافل نشو شاید نظری شد امشب

شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که به خاطر امام هشتم...

از یوسف زهرا خبری شد امشب



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بس که پر کرده فضای صحن را فریاد ها

نیست پیدا در حریمت های و هوی باد ها

کوربیناشد، فلج پا شد،گداروزی گرفت

پشت هم رخ می دهد اینجا  از این رخداد ها

جمله ای تکرار شد ، هرصحن را پرکرده است

(کار من با گوشه ی چشم تو راه افتاد) ها

می شود حس کرد از فیروزه کاری های صحن

حسرت دیوار ها را بر دل شمشاد ها

از شفای درد پشت پنجره فهمیده أم

نرم شد از اشک زائرها دل فولاد ها

دختری آمدبه گوهرشاد ، گوهرشاد شد

یاعلی موسی الرضا گفتند گوهرشاد ها

ضامن آهوشدی ، صیاد آهو را رهاند

شک نمی کردند در خوش قولی أت صیّاد ها

شاعری پرسیدمن هم سهم دارم در حرم؟

پاسخش را داد آقا با حسن خوشزاد ها

هرکسی دعبل نخواهد شد ولی این شعر هم

می تواند حک کند نام مرا در یاد ها

پایتخت کشور دلهاست شهر مشهد و

مانده حسرت در دل تهران و عشق آباد ها



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء