امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در این حرم چیزی ندیدم غیرِ زیبایی

کم نیست در صحنت نفس های مسیحایی

 

هر کس به دیدار تو آمد کربلایی شد...

اینگونه خواهی کرد از مهمان پذیرایی

 

از کودکی با پنجره فولاد مانوسم

وقت گرفتاری نخواهم رفت هر جایی

 

از آب سقاخانه هر کس خورده ، می فهمد

زمزم ندارد این چنین آب گوارایی

 

وقتی که نام مادرت را می بَرَد زائر

در صحن غوغا می شود آن هم چه غوغایی

 

وقتی برای دستگیری می رسی از راه

صحرای محشر تازه خواهد شد تماشایی

 

حاجات سائل را نگفته می دهی، یعنی

در دست و دلبازی نداری هیچ همتایی

 

چشم انتظارت می نشینم در صف محشر

بی شک به دیدار منِ سرمست می آیی




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به بوی مست شب بوها و مریم ها توجه کن

همین که اشک میریزی به شبنم ها توجه کن

 

همین که می رسی از صحن گوهرشاد، شادی کن

به شادی های پنهان گشته در غم ها توجه کن

 

یکی از یاد تو رفته که در یک فرد میبینیش

همینطوری که می آیی به آدم ها توجه کن

 

کنارت هرکسی یک جور و با یک ذکر می آید

به یا زهرا و یا حیدر به این دم ها توجه کن

 

به هر علت دو قطره اشک روی گونه چون آمد

در این وادی زیاد از حد به این کم ها توجه کن

 

همیشه قطره ای گُم باش پیش حضرت دریا

همیشه نزد عالِم ها به عالم ها توجه کن

 

حرم رفتی به شادی ها به زاری ها توجه کن

به نوع نشئگی ها و خماری ها توجه کن

 

حرم انگار مردم را تماماً مهربان کرده

به نوع عشق ورزی ها به یاری ها توجه کن

 

ببین دلواپسی معنا ندارد در ورودی ها

به طرز اغلب چشم انتظاری ها توجه کن

 

یکی هستی و خود را چون که صدها تکه میبینی

به این تکثیر در آیینه کاری ها توجه کن

 

به سیل زائران وقتی که می جوشند و می آیند

به این دلدادن،این بی اختیاری ها توجه کن

 

به اینکه با چه طیفی میروی پابوس دقت کن

به نوع چینش این همجواری ها توجه کن

 

همیشه مضربی از هشت در آمار میبینی

به هشت مُستَتِر در سر شماری ها توجه کن

 

مچاله باش نزد مرقدش تا قیمتی باشی

به این آداب اهدای هزاری ها توجه کن

 

اگر دقت کنی از گوشه اش بالی زده بیرون

به رخت خادمان در کفشداری ها توجه کن

 

توجه کن توجه کن کنار حضرت سلطان

به هر درد و غمی غیر از نداری ها توجه کن




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


چه غم گر گنه کار و نامه سیاهم

علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش

کرم کرد و داد از عنایت پناهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت

نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من

رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم

به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت

عطا کرد، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم، اگر پست بودم

رضا داد قدرم، رضا داد جاهم

شدم خاک پای امام رئوفی

که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

اگر چه گنه کار و آلوده هستم

ز صهبای «لاتقنطوا» مست مستم

سزد پا به بال ملائک گذارم

که بر دامن این ضریح است دستم

هم از جان بر این آستان رخ نهادم

هم از دل بر این پنجره رشته بستم

امام غریبان ولی نعمتم شد

که عمری سر سفرۀ او نشستم

به حبّ تو دادار را می ستایم

به مهر تو معبود را می پرستم

به پیمانه ای هستی ام را بسوزان

به رویم میاور که پیمان شکستم

به من در ز رأفت گشودی وگر نه

تو بالای بالا و من پست پستم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی

قرار دل بیقرارش تو باشی

خوشا آن که تنها تو را دوست دارد

چه خوش تر اگر دوستدارش تو باشی

بر آن محتضر می برم رشک هر شب

که شمع شب احتضارش تو باشی

خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری

که هم خانه و هم دیارش تو باشی

خوشا آن گدائی که تنهای تنها

کناری نشنید، کنارش تو باشی

خوشا آن تهی دست بی برگ و باری

که در این چمن برگ و بارش تو باشی

خوشا آن که یک عمر پروانه ات شد

که یک لحظه شمع مزارش تو باشی

شعاری به پیشانی خود نوشتم

خوشا آنکه تنها شعارش تو باشی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

تو آئینهء طلعت کبریائی

جگر پارهء خاتم الانبیائی

تو قرآن، تو توحید، تو دین، تو ایمان

تو زهرای مرضیه، تو مرتضائی

تو بدرالولایه، تو شمس الائمه

تو مولا علی بن موسی الرضائی

تو یاسین، تو طاها، تو کوثر، تو قدری

تو کعبه، تو مروه، تو سعی و صفایی

تو یار غریبانی و خود غریبی

تو تنهائی و با همه آشنائی

زهی جاه و رفعت، زهی لطف و رأفت

که نه از خدا و نه از ما جدائی

چو برخیزم از خاک، در حشر گویم

علی بن موسی، کجائی، کجائی

به جان جوادت پی بازدیدم

سه جائی که خود وعده دادی بیائی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

نبی را به خاک حجاز است و ایران

دو کس پارهء تن، دو تن بهتر از جان

مطاف ملک، فاطمه در مدینه

علی بن موسی الرضا در خراسان

یکی مدفنش بوسه گاه خلایق

یکی خانه اش سوخت از نار سوزان

رواق یکی سر بر افلاک برده

مزار یکی مانده با خاک یکسان

یکی در فراق پسر دل پر از خون

یکی در عزای پدر دیده گریان

یکی روز شد دفن در شهر غربت

یکی شب غریبانه تر از غریبان

الهی زبان مرا وقت مردن

به این بیت ترجیع، گویا بگردان

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


صیدم و با دیدن صیاد گفتم یا رضا

تا گره در کار من افتاد گفتم یا رضا

 

آرزوی دیدن کرب و بلا را داشتم

رفتم و در صحن گوهر شاد گفتم یا رضا

 

همصدا با کل عالم ، از  دم باب الجواد

تا کنار پنجره فولاد گفتم یا رضا

 

گریه و لبخند من از  گریه و لبخند اوست

در شهادت چون شب میلاد گفتم یا رضا

 

عارفی درس جنون می گفت اما آخرش

جای هر چیزی که یادم داد گفتم یا رضا

 

روبه روی پنجره فولاد بودم ، ناگهان

با شفای کور مادر زاد گفتم یا رضا

 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 08:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از آن زمان که طرح دلم را خدا کشید

آن را مکان سلطنت عشق آفرید

دل را به نام  رعیت عشق اتنخاب کرد

بر تاج و تخت ملک خودش شاه  برگزید

شاهی که مهربان رئوف است و آشنا

شاهی که از فقیر وگدا ناز می خرید

آنکه در آسمان و زمین تاج و تخت داشت

همپای بالهای زمین خورده می پرید

مانند چشمهای پر از رحمت و صفا

هرگز ندید دیده هرکس که دیده دید

آقا جهان به دور تو  پروانه  می شود...

شاهی شبیه شاه خراسان نمی شود

 

باید کبوترانه برایت غزل نوشت

باید تو را شبیه خدا بی مثل نوشت

وقتی به چشمهای شما میرسد غزل

باید به جای چشم دوکاسه عسل نوشت

آن کس که جود را به تو بخشید ای رئوف

دل را گدای خان شما از ازل نوشت

طرز نگات زلزله انداخت در دلم

آباد خانه اش  که مرا بر گسل نوشت

کار گدای خانه  تو پادشاهی است

باید برای لطف تو ضرب المثل نوشت

ای آنکه گشته ضامن آهو مدد رسان

در زیر صفر مانده تبم  را به صد رسان

 

در محضر تو خاکم و از خاک کمترم

یعنی که از تمام فلک نیز برترم

وقتی به پیش گنبد زرد تو میرسم

گویا بهشت کرده تجلی برابرم

گاهی  شبیه یک نخ سبزم  دخیل تو

گاهی در آسمان سرایت کبوترم

از اولین سفر که به پا بوست آمدم

دیگر نشدکه از حرمت دل بیاورم

جز درب خانه ات در دیگر نمیزنم

حاجت به جز حریم توجایی نمیبرم

دستم بگیر غیر شما راه چاره نیست

در کار خیر  حاجت هیچ استخاره نیست

 

گنبد نگو بگو که نگین جهانیان

گلدسته نه بگو که ستون های آسمان

زائر نگو بگو که ملک های عرش حق

خادم نه  جبرئیل خداوند لا مکان

مرقد  نگو و کعبه بگو بر ضریح او

بوی خدای میرسد از بارگاهشان

هر چیزدر جوار شما پر بها شود

بیهوده نیست قیمت بالای زعفران

هر جا رویم از سر خانت نمیرویم

از بس که سفره کرمت هست بی کران

دنیا به آستان حریمت دخیل شد

کوچکترین گدای شما جبرئیل شد 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/04/23 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


کن نظری ای طبیب ، حال دلم خوب نیست

صبر منِ خسته چون، حضرت ایوب نیست

آهن اسقاط را ، آینهٔ مات را

کی بخرد زرگری ، جنس که مرغوب نیست

گرد توام در طواف ، روی لبم اعتراف

حیف که این دیده چون،دیدهٔ یعقوب نیست

پادشه ملک طوس ، حضرت شمس الشموس

آمده ام پای بوس ، پای مکش، خوب نیست

بار گناهم کم است ، پیش کرامات تو

این دل آلوده از ، آهن و از چوب نیست

در طلبت آمدم ، خط امانی بده

تا که تو باشی پناه ، در دلم آشوب نیست

طالب یک غمزه ات ، خیل ملائک همه

حرف همه قدسیان ،جز تو که مطلوب نیست

سلسله در سلسله ، حب تو شرط خداست

سیدالاحباب ما ، غیر تو محبوب نیست

در شب میلاد تو ، غم به دلم ره مده......

....کن نظری ای طبیب،حال دلم خوب نیست 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


عمری دلم زائرسرای این حرم بوده

اصلاً حیات من برای این حرم بوده

هر مستجاب الدعوه ای را دیده ام،روزی

نه؛بلکه عمری را گدای این حرم بوده

احساس من می گویداین خورشید هم انگار

در حسرت گنبدطلای این حرم بوده

با"یاحسین بن علی"واردشو،ذکری که

ذکر علی موسی الرضای این حرم بوده

اینجا دوباره می شود درد دلم آغاز

بااینکه در دارالشفای این حرم بوده

این گریه هایی هم که دارم می کنم شاید

تاثیر صحن باصفای این حرم بوده

یا اصلاً این دریای مواج دلم شاید

از گریه های های هایِ این حرم بوده

هرکس زیارت کرده سالار شهیدان را

از روضه های کربلای این حرم بوده

جامانده قلبم در یکی از صحن ها اما

یادم نمی آید کجای این حرم بوده

درصحن گوهرشاد یادر صحن جمهوری

اصلا گمانم جای جای این حرم بوده

دارم امید اینکه روز محشر کبری

گویند او هم مبتلای این حرم بوده

با اینکه استحقاق دوزخ دارد این بنده

اما وجودش آشنای این حرم بوده

دستم بگیر ای"پیشوای مهربانی ها"

دستی که بر دیوارهای این حرم بوده...




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 07:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام رضا(ع)-مدح (از زبان مبارک امام رضا علیه السلام)


ای مزار من چراغ قلب ایران شما

آسمانی ها زمین بوس خراسان شما

سایهء گلدسته هایم سجده گاه آفتاب

گنبد زرّین من خورشید تابان شما

ای مرا همسایه، یاران خراسانیِّ من!

با شمایم جان زوّار من و جان شما

بضعهء پاک نبی در شهرتان مدفون شده

عطر زهرا می دمد از باغ و بستان شما

وادی ایمن بود ایران، خراسان است طور

زاده ی موسی بود موسی بن عمران شما

گر شما باشید با ما در خط فرمان ما

آورم فرمانروایان را به فرمان شما

شعله های فتنه سر برداشتند از چار سو

در پی سوزاندن بنیاد و بنیان شما

مهر من "برداً سلاما" بوده در این سرزمین

با ولای من شده آتش گلستان شما

مهر مقبولیّ تهلیل شما مهر من است

دوستیِّ ما بود امضای ایمان شما

تا رضا دارید در میدان ایثار و شرف

هیچ نامردی نگردد مرد میدان شما

هر کجا رفتید برگردید سوی این حرم

جز سر کوی رضا دنیاست زندان شما

پرچم سبزی که باشد بر فراز قبّه ام

تا قیامت آبرو بخشد به ایران شما

گر ولای ما در ایران شما حاکم نبود

در گل و لای عدم گُم بود تهران شما

نیست بیم از فتنهء اهریمنان کور دل

تا امام هشتم است اینجا سلیمان شما

من خراسان را برای خویش کردم انتخاب

خواهرم معصومه در قم گشت مهمان شما

نیستم تنها در این دنیا شما را همجوار

با شمایم در صراط و حشر و میزان شما

پرچم توحیدتان با مهر من در احتزاز

زنده و جاوید باد اسلام و قرآن شما

آیهء "نصر من الله" است نقش پرچمم

در پناه ماست حزب الله لبنان شما

امتحان کردم، اگر صد بار در هم بشکنید

نشکند یک بار با ما عهد و پیمان شما

با وضو باشید ای اهل خراسان تا که هست

جای پای زائر من در خیابان شما

می شود دریای رحمت در کنار صحن من

قطرهء اشکی که می ریزد ز چشمان شما

بیم تان از خشم طوفان ها نباشد، تا رضاست

ناخدا و کشتی و دریا و سکان شما

خون ما می جوشد اینجا در تن پیر و جوان

مهر ما آموخته طفل دبستان شما

بر همه آزادگان در سایهء ما نور داد

نهضت اسلامی پیر جماران شما

چشم صد یعقوب در این آستان بینا شود

یوسف زهراست اینجا ماه کنعان شما

با خدا هم صحبتید و با رضا همسایه اید

اهل مشهد! جان «میثم» باد قربان شما




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل سربازی که هستی اش به لشکر بسته است

آبروی من به زوار تو آخر بسته است

خط خطی هستم ولی بین جماعت مخفی ام

مثل برگی که وجود او به دفتر بسته است

من خُمی سرباز هستم مست انگور نجف

درد دل هایم ولی در مشهدش سربسته است

توی قم در مشهدش هستم شبیه جّدِ خود

این برادر هم دل خود را به خواهر بسته است

ای بنازم من به سلطانی که برعکس همه

جای سگ در بارگاه خود کبوتر بسته است

کمترین اعجاز او این است که زائر به طوس

چشم خود را خشک وا کرده ولی تر بسته است

بعد نوشیدن همیشه یاد زهرا کرده ام

آب سقاخانه ات قطعا به کوثر بسته است

من که نشنیدم گدایی از حرم برگردد و

با رفیقانش بگوید دوستان در بسته است

من دخیلم را به صحن و گنبدت بستم ولی

آن که بر باب الجوادت بسته بهتر بسته است




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


مثل عشاقی که هر‌ ساعت دم از "او" می‌زنند

در حرم آیینه ها بانگ هوالهو می‌زنند

روی یوسف ها کجا و روی سلطان رئوف

از قضا این بار با هم دلبران مو می‌زنند

بعد یک ساعت نشستن با تو دانای عرب

رومیان لبخند بر علم ارسطو می‌زنند

در صف میزان، کبوترهای مشهد می‌رسند

سنگ عفوت را به شاهین ترازو می‌زنند

فرشبافان در پی کسب ضمانت نامه ات

نقشه‌ی قالیچه ها را طرح آهو می‌زنند

وه چه تصویری‌ست هر شب آبشاران بهشت

روبروی حوض گوهرشاد زانو می‌زنند

هر سحر کوه گناهان را که می‌ریزد زمین

خادمانت از حیاط صحن جارو می‌زنند

خسته از درهای بسته دستهای نا امید

عاقبت بر پنجره فولاد تو رو می‌زنند




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


المنت لله که شدم شیعه ایران

تنها کس و کارم شده آقای خراسان

فخرم شده همسایگی ِ حضرت سلطان

یک عمر نشستم سَر ِ این سفره ی احسان

من آخر خط بودم و او داد پناهم

روی سیهم دید ، ولی کرد نگاهم

 

در مدح تو محکوم ، به حیرانی ام آقا

پابوسی تو برد پریشانی ام آقا

ای چاره ی هر بی سر و سامانی ام آقا

آخر کُنَد عشق تو خراسانی ام آقا

دیوانه مشهد شدم و حال و هوایش

داده است به من جان ، حرم و خاطره هایش

 

هر چند به جز آه به پیمانه نداریم

سرمایه به جز این دل دیوانه نداریم

در خانه اگر سفره ی شاهانه نداریم

جز صحن گوهرشاد تو میخانه نداریم

میخانه ی ما مست کننده است خیالش

هر کس که در آن مست نشد وای به حالش

 

ای سایه ی بالاسرم ای راه نجاتم

ای قبله و قرآن من و صوم و صلاتم

ای آب حیاط حرمت ، آب حیاتم

جز تو که به دادم برسد وقت وفاتم

عمرم شده با نوکری خوب کسی سر

فریاد رسم گر تویی از مرگ چه بهتر ؟

 

 

افسوس خورم تا ابد از بی سر و پایی

نه فرشچیان گشتم و نه شیخ بهایی

نه دعبلم و روی لبم شعر رسایی

نه خوب غلامی بلدم من نه گدایی

اما تو نگفتی که نیا در حرم آقا

مثل پدری دست کشیدی سرم آقا

 

ای در حرمت ناشدنی ها ، شدنی ها

از عشق تو هستیم اویس قرنی ها

مدیون تو این روضه و این سینه زنی ها

ای صحن رویای بقیع حسنی ها

در صحن تو هر کس که به لب داشت حسن جان

حس کرد که در قلب بهشت است به قرآن

 

ای صاحب بی چون و چرای وطن ما

ای جان جهان ، خسرو شیرین دهن ما

مدیون ِکرم خانه ی تو مرد و زن ما

کار که به جز توست حسینی شدن ما ؟

لطف نظر توست فقط قبله عالم !

این قصه وابستگی ما به مُحرّم

 

ما قوم عجم بی سر و سامان حسینیم

از لطف دعای تو پریشان حسینیم

چی بهتر از این است که گریان حسینیم

دیوانه داغ لب عطشان حسینیم

از مرد و زن شیعه گرفته سر و سامان

گودال ِ پر از نیزه شکسته ، لب عطشان 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


کاری برای این بدِ بی آبرو کنید

با صحن انقلاب مرا روبرو کنید

قلب مرا گرفته و در گوشۂ حرم

با تکّه های آینه لطفا رفو کنید

بعدش کمی به دست بگیرید و باز هم

آمرزش گناه مرا آرزو کنید

قلب شفا گرفتۂ من خانۂ شماست

در آن مباد عشق دگر جستجو کنید

اذن دخول خواندم و اشکم روانه شد

در این دقیقه کاش که قصد وضو کنید

با من شبیه دعبل و ریّان پس از نماز

در حدّ یک سلام شده گفتگو کنید

لبخند را به روی لبانم بیاورید

بغض مرا گرفته جدا از گلو کنید

امشب در ازدحام کنار ضریح تان

شاخه گل سفیدِ مرا نیز بو کنید!

 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


حرفِ دل من حرف دلای بی کَسه

یه امام رضا دارم واسم بَسه

میدونم صدام به آقام میرسه

یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت

لونه حتی رویِ شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمی داد

مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدام

بچه ی محله ی امام رضام

دنیا بی صحن و رواقش قفسه

یه امام رضا دارم برام بسه

حرف دل من حرف دلای بی کسه

یه امام رضا دارم برام بسه




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


نام مارا نوشته اند "غلام" ، نام فامیلمان "امام رضا"

به دل ماست روح "امام حسین" ، به تن ماست جان "امام‌ رضا"

مادرم جای شعر لالایی ، همه شب از کرامتش میگفت

پدرم زیر گوش من خوانده ، لابه لای اذان امام رضا

کودکی های من کنار تو بود ، بین این صحن ها بزرگ شدم

سالها با کبوتران حرم ، خورده ام آب و نان امام رضا

کودکی ام چقدر زود گذشت، دل من تنگ شد برای خودم

من حسابی عوض شدم اما ، تو همانی همان امام رضا

حرم تو همیشه غوغا بود ، آخرین خانه ی امید همه

هفتمین قبله گاه زائرها ، هشتمین آسمان امام رضا

بین آغوش صحن ها بودند ، زائرانی که گریه میکردند 

دختری لال ، ناله زد بینِ ، اشک و لکنت زبان امام رضا

مادرش بین صحن ها افتاد ، پدرش گریه کرد و داد کشید

یا امام رئوف ممنونم ، حضرت مهربان امام رضا

پیرمردی که اهل باران بود ، چشمه ای داشت بین چشمانش

با نوای کریمخانی خواند ، خادم روضه خوان امام رضا

من که روی سیاه آوردم، کوله بار گناه آوردم

به تو آقا پناه آوردم ، بده برگ امان امام رضا 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ماییم هم جوار تو یا حضرت رضا

پروانه ی مزار تو یا حضرت رضا

چون ذره بر مدار تو یا حضرت رضا

هر لحظه بی قرار تو یا حضرت رضا

داریم زیر سایه ات ارامش بهشت

بی معنی است در حرمت خواهش بهشت

 

آقای من سلام غریب غریب ها

درمانده ایم و دل زده ایم از طبیب ها

زخمی مشت واشده ی نا حبیب ها

لبخند توست پاسخ امن یجیب ها

ای قبله ی همیشه ی دستِ توسلم

با تکیه بر نگاه تو مستِ توکلم

 

در شهر با دعای تو باران گرفته است

مهر تو سایه بر سر ایران گرفته است

هر دل شکسته راه خراسان گرفته است

دلمرده بود زائرتان جان گرفته است

اینجا گدای ساده پر آوازه می شود

با هر زیارتی نفسش تازه می شود

 

اینجا شکسته بالی زائر سعادت است

هر قطره اشک واسطه ی استجابت است

عاشق تر آنكه خواهش جانش شفاعت است

سرمایه ی قیامت ما این زیارت است

با اینکه شهر از نفس افتاده در گناه

در زیر آسمان تو داریم سر پناه

 

یادش به خیر حال خوش بی گناهی ام

حالا که روسیاه جهان تباهی ام

از تو جدا نکرده مرا روسیاهی ام

یادت رفیق دوره ی بی تکیه گاهی ام

اذن ورود،اشک زلال است در حرم

رؤیای ناامید، محال است در حرم

 

با هر بهانه سمت حرم می کشانی ام

از لطف هم جواری تان آسمانی ام

مهرت چه نقش ها زده بر زندگانی ام

طی گشته پای آینه هایت جوانی ام

این اشک های داغ که فریاد بی صداست

با گونه های پنجره فولادت اشناست

 

زائر شدم دوباره جلال امام را

از من گرفته اشک مجال کلام را

آقا ببخش سادگی این سلام را

می خواهم از تو وعده ی حسن ختام را

عمریست از هوای هیاهو بریده ایم

از هر که غیر ضامن اهو بریده ایم 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


شاید عیار دل به خلوص قدیم نیست

عقلم برای درک مقامت فهیم نیست

ریزه خور مرام تو هستیم گرچه دل

لایق برای نوکری این حریم نیست

راهم بده که توبه کنان باز آمدم

نزد کریم، هیچ خطایی عظیم نیست!

افسوس می خورد دل بی تاب ِ من، چرا

در خادمی صحن و سرایت سهیم نیست؟

افسوس می خورد که چرا چون کبوتران

در سایه سارِ گنبد زردت مقیم نیست؟ 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


گرد شمع روی تو پروانه ها

ملجا درمانده ها بی لانه ها

پر کن از جام خود این پیمانه ها

ای امام کل سقاخانه ها

آسمان هشتم ایران تویی

قبلگاه مردم ایران تویی

 

گم شدم آقای من کو خانه ات

تا کنم من آب و جارو خانه ات

ده شفایم را ز دارو خانه ات

دارم آیا جا در آهو خانه ات

رد نکن من را پریشان میشوم

گوشه ی صحنت نگهبان میشوم

 

 

تو رضا جانی و جان مشهدی

آفتاب آسمان مشهدی

ای گل زهرا جنان مشهدی

من بگویم با زبان مشهدی

تو نگی که یک وخ  از اینجا بوروم

مو بدم اما توره دوست دروم

 

ای غلام جد تو اجداد من

گوهر زیبای گوهر شاد من

خاطرات پنجره فولاد من

بغض های در گلو فریاد من

ای انیس لحظه های بی کسی

ای رئوف لحظه ی دلواپسی

 

شعبه ای از حوض کوثر باز کرد

در نکوبیده رضا  در باز کرد

صد گره از کار نوکر باز کرد

عشق او من را کبوتر باز کرد

ذکر تو آقا، اذانم؛ اشهدم

خاک پای زآئران مشهدم

 

ای غریب بن غریب بن غریب

ای حبیب بن حبیب بن حبیب

ای طبیب بن طبیب بن طبیب

ای گریز روضه ی ابن شبیب

شمس تابان و امیر مشرقین

حرف تو بوده ست ابکی للحسین

 

 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به آهوی دل من گفت وقت صیادی است

بیا که منزل ما ظاهرا همین وادی است

فقط نه اینکه پدر گفته عاشقت باشم

غم تو در دل ما ارث آب و اجدادی است

ثواب گریه در صحن تو دوچندان است

چرا که علت این اشک از روی شادی است

پسند خاطر طبع شما شدن شرط است

وگرنه موهبت شاعری خدادادی است

دوای مرغ اسیری که مثل من تنهاست

دو دور پر زدنِ توی صحن آزادی است

قسم به خاطره شب‌نشینی صحنت

هنوز این دل ما آن دل گهرشادی است




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غم نه فرار می تواند بکند

نه اینکه هوار می تواند بکند

جز اینکه بیاید حرمت گریه کند...

"درمانده" چکار می تواند بکند

 

***

 

بر درد دل خسته دوا… تنها تو

در هر دو جهان گره گشا…تنها تو

خاک کف پای زائرت…تنها من 

سلطان سریر ارتضا…تنها تو

 

***

 

کس درد دوا نمی کند الا تو

لطفی به گدا نمی کند الا تو

افتاده گره به کارم و می دانم...

کس این گره وا نمی کند الا تو




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/17 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از گنبدش نورِ کرامت ها سرازیر است

خورشیدِ مشهد بر دِلِ عشّاق اکسیر است

وقتی که از یک عکس،شیری او پدید آورد

بالقوه آهو ی ضمانت کرده اش شیر است

در قلب، صحن انقلابش «انقلاب»انداخت

صحنی که خود یک شعبه ی تغییر تقدیر است

هر کس که صحنش را کند جارو یقین دارد

هر جای عالم غیر از این دربار دلگیر است

خود را عوام الناس آنجا با نخی بستند

دیوانگان را هم دخیل از جنس زنجیر است

فرمود زائر را سه جا یاری کُنم از لطف

پا بوسیش هر قدر هم زود آمدی دیر است

عاشق به شهر خویش از مشهد رسید اما

ذهنش کنار پنجره فولاد  درگیر است

در خواب دیدم : آب سقا خانه می نوشم

گفتند مشهد، یک سفر ،شاهانه تعبیر است...




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 01:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


رخصت گرفت باد‌صبا از امام ما

تا که به محضرش برساند سلام ما

سائل سلام داد و کریمی علیک گفت

سلطان اشاره کرد نوشتند نام ما

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما»

ما بی نگاه حضرتش آدم نمی‌شویم

ناپخته است بی کرمش خشت خام ما

زائر شدیم و زائرمان‌ جبرییل شد

در بارگاه اوست چنین بار‌ِ‌عام ما

میخانه است بارگه ثامن‌الحجج

در هر رواق پر شده از نور، جام ما

رو به ضریح پیش‌ خودم فکر می کنم

دست که ریخت شهد محبت به کام ما

نقاره... باز پنجره فولاد شد شلوغ

طفلی گرفته است شفا از امام ما

آقا سه جا به زائر خود لطف می کند

ختم کلام، می شود آتش حرام ما




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


میان صحن های تو ز فکر این و آن فارغ

شبیه کودکی هستم ز غوغای جهان فارغ

تمام حرف هایم را فقط با اشک میگویم

اشارات نظر داریم و هستم از زبان فارغ

کلاغ رو سیاهی پر زده بین کبوتر ها

کنار پنجره فولاد تو از آشیان فارغ

کبوتر زائرت باشد ز گنبد بر نمی‌خیزد

که تا خورشید بالا رفت و شد از آسمان فارغ

مرا با عیب راهم دادی و با اشک می خندم

شبیه بنده ای که میشود از امتحان فارغ

زمینم؟ آسمانم؟ مشهدم؟ عرشم؟ کجا هستم؟

دخیلت هستم و میگردم از کون و مکان فارغ

اذان صبح ، نقاره دلم را زیر و رو کرده

چنان پر شور و سرمستم که هستم از اذان فارغ

شفا میخواهم و از آب سقاخانه می‌نوشم

منم از لطف هر که غیر تو ، ای مهربان فارغ

میان دست ها حاجت نمانده چون کریمی تو

ز حاجت سینه ی مرد و زن و پیر و جوان فارغ

چگونه صید کردی قلب صیاد خراسان را؟

که صیاد خراسان از شکار آهوان فارغ

 (کمان را زه بریده ، تیر را پیکان و پر کنده

سپر افکنده ، خود را کرده از تیر و کمان فارغ) *

 

*وحشی بافقی

 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر چه گشته ام نوبت به نوبت خاک ایران را

نخواهم برد از یادم سفرهای خراسان را

پیمبر نیستم اما یقین دارم که در مشهد

نشانم می دهد گاهی خدا معراج انسان را

مسیرم دور اما زود رفتم ساده برگشتم

خدا از ما نگیرد رفت و آمدهای آسان را

همین که در حرم هرگز زمان را حس نمی کردم

به من آموخت آداب پذیرایی ز مهمان را

جهنم بود هر جا بی تو رفتم سوختم آنجا

مرا پایین پا آوردی و دیدم گلستان را

شنیدم می بری با خنده ات دل از همه عالم

نشانم می دهی یک لحظه آن لبهای خندان را؟

شکایت دارم از این خشکسالی های چشمانم

تو ای دریا به رویم باز کن درهای طوفان را

چرا از زعفران، سوهان، برایت شعر می سازد؟!

مگر شاعر نخورده ذره ای از نان سلطان را؟!

میان موج های آبی کاذب چرا رفتی؟

بیا صحن عتیق اینجا ببین موج خروشان را

بیا در موج رحمت غرق شو تا زنده تر گردی

بیا تا حس کنی در زندگی الطاف باران را

گدا بودم ،گرسنه ، لقمهء نان تو سیرم کرد

مبادا از دهانم پس بگیری لقمه نان را

شبیه مرد سلمانی به غیر از تو نمی خواهم

ملاقاتم بیا آسان بفرما دادن جان را




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود

شاعر دربار تو دارد فراوان میشود

گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است

شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود

ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم

باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود

در شب میلاد تو همواره باید شاد بود

هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود

هر که باشد ریزه خوار سفره ات در عمر خویش

مور هم باشد اگر روزی سلیمان میشود

نه فقط حصن حصینی اصل دین داری تویی

هرکسی با شرط عشق تو مسلمان میشود 

بسکه هر بی سرپناهی را ضمانت کرده ای

هرکه می آید حرم آهوی حیران میشود

باغ جنت بعد از این چنگی نخواهد زد به دل

وعده گاه عاشقانت "باغ رضوان " میشود

میدرخشد مرقدت در نقشه ی این مرز و بوم

گنبدت خورشید عالم تاب ایران میشود

بعد از این شعر ترم دنبال بار معنوی ست

یا به قول شاعرانت کار کار مثنوی ست

روشنی بخش دل هر عاشق آگاه تو

بعد زهرا پاره ی قلب رسول الله تو

تو همانی که علی گونه امامت میکنی

با عدالت بر همه عالم حکومت میکنی

حضرت جبرییل از روز ازل مأنوس توست

عالم آل محمد تا ابد مخصوص توست

تو همانی که به روح مرده ام جان میدهی

با دعایت مژده ی یک فصل باران میدهی

تو همانی که دو عالم را به نامت کرده اند

یک جهان شیخ بهایی را غلامت کرده اند

هر نگاه نافذت چندین ولی میپرورد

خاک کویت یاعلی ! "سیدعلی" میپرورد

تشنه گان را قطره ای از آب دریا کافی است

مجتهدی های دربار تو ما را کافی است

با دم گرم تو هر دردی مداوا میشود

کور می آید به پابوسی ت بینا میشود

تو امید آخرم بین اطبایی رضا

تو مسیح هفتمی از نسل زهرایی رضا

دور تا دور مزارت بی گمان بیت الهدی ست

این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست

نه فقط سنگ صبور هر پریشان میشوی

تا ابد ای مهربان حج فقیران میشوی

هرکسی شد زائر کویت خدایی میشود

بی برو برگرد روزی کربلایی میشود

صحن جامع...جامعه...با"ذِکرُکُم" قلبم شکست

نه فقط قلبم که در این بین قالب هم شکست

دوباره شوق مستی در دل دیوانه افتاده

خراب ساغر و باده میان راه این جاده

بقول حضرت استاد علامه حسن زاده

به سوی قله های نور سینه خیز باید رفت

و با قلبی ز عشق و معرفت لبریز باید رفت  




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به رویِ سیم‌هایِ برق است و

در نگاهش عجیب غم دارد

خوب پیداست این کلاغِ سیاه

چقدر حسرتِ حرم دارد

 

خیره مانده به گنبد و میگفت

کاش مادر زِ باغ می‌آمد

چه قشنگ است این حرم ای کاش

با هزاران کلاغ می‌آمد

 

فکر می‌کرد اگر حرم بِرسد

دورِ خود چند آشنا بیند

هِی از آن دور خیره شد شاید

لااقل یک کلاغ را بیند

 

 گفته بودند موقعِ رفتن

مَرو جایی که حسرتش با ماست

تو سیاهی غریبه‌ای زشتی

نه ! حرم لانه‌یِ کبوترهاست

 

گرچه گفتند که نرو او گفت

رنگِ بالاتر از سیاهی نیست

دستِ من نیست می‌بَرد آقا

میروم تا امام راهی نیست

 

راه دور و به زحمت آمده بود

تا رسانَد سلامِ مادر را

چقدر سخت بود بردارد

او زِ گنبد نگاهِ آخر را...

 

تا به اینجا رسید اما حیف

در تَنَش قُوَّت پریدن نیست

عزم کرده به باغ برگردد

در دلش طاقتِ بُریدن نیست

 

دید مُشتی کبوترند آنجا

رویِ گنبد طلایِ آقایش

خواست از راهِ خویش برگردد

آمد اما صدای آقایش

 

خسته‌ای تشنه‌ای گرسنه‌ای اما

چشم بر راهِ دیدنت بودم

چند روزی است بین راهی و

به امید رسیدنت بودم

 

هرکجا که نشسته‌ای در راه

تو نشستی به رویِ دامانم

بال و پرهایِ خاکیِ خود را

بتکان رویِ فرشِ ایوانم

 

چشم بر راه مانده بودم تا

بِرسی ...آب و دانه‌ات با من

هرکجا از حرم که می‌خواهی

بنشین آشیانه‌ات با من

 

هرچه اینجا سیاه‌تر بهتر

زودتر رو سپید برگردد

نه محال است زائرم یکبار

از حرم نااُمید برگردد

 

جز درِ خانه‌ام کجا داری

بهتر از گنبدم کجا بروی

دوست دارم کبوترم باشی

دوست داری به کربلا بروی؟

 

چند روز میهمان آقا بود

او کبوتر شد و رها می‌رفت

لطفِ این خانه شامل‌اش شده بود

داشت او هم به کربلا می‌رفت....

 

 ***

 

جُون آمد کنارِ اربابش

رخصتش را گرفت اما نه

التماسش نمود او فرمود

زحمتت داده‌ایم حالا نه...

 

گفت خارم و خار می‌دانم

پیش گُل رنگ و روی بد دارد

دست رد را مزن به سینه‌ی این

روسیاهی که بویِ بد دارد

 

حرفهای غلام  آتش بود

از جگر بود بر جگر میزد

بوسه بر دست نه به خاکش داد

داشت از شوق بال و پر میزد

 

اندکی بعد بر زمین اُفتاد

رویِ شن سر گذاشت چشمش بست

فکرِ دامان نمی‌کند اصلا

انتظاری نداشت چشمش بست

 

ناگهان بویِ سیب را فهمید

گرمی ناب را حِس می‌کرد

باورش نیست روی گونه‌ی خود

روی ارباب را حِس می‌کرد

 

سر او روی دامن است اما

زخم‌های دلش نمک خورده

بوسه‌ای زد به چهره‌اش ارباب

بوسه‌ای با لبی تَرَک خورده...




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


خرسند خدا ز خلق و خوی نبویست

خشنود ز ابلاغ ولای علویست

این مکتب فاطمی که مهدی دارد

مشروط به امضای ولای رضویست




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به هنگام گرفتاری توکل بر خدا عشق است

گره ها را سپردن دست یار آشنا عشق است

بیا تسلیم حق باشیم و راضی بر رضای او

که در سیر اِلیَ اللّهی توسل بر رضا عشق است

تفال زد برایم پیر راهی از کتاب عشق

در آمد ایهاالعالم علی موسی الرضا عشق است

زیارت می کنم قبر شریفش را که این آقا

برای دیدن زائر بیاید در "سه جا" عشق است

بیاید وقت میزان و صراط و نامه ی اعمال

بگیرد پیش چشم منکران دست مرا عشق است

گدایی از کسی جز حق خجالت آور است اما

اگر سلطان رضا شد تا ابد باشم گدا عشق است

برای من که بی درد و ضعیف و بی کس و کارم

رضا هم درد باشد هم به درد من دوا عشق است

گرفتارم، گرفتارم، گره روی گره دارم

سراسر حاجتم از او شوم حاجت روا عشق است

گره هایی به دست پنجره فولاد او وا شد

بگیرم امشب از دستش جواز کربلا عشق است




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح-روضه سیدالشهدا(ع)


وقتی به جان شاخه ی طوبی خزان افتاد

اشک خدا باران شد و از آسمان افتاد

خون دلت ریشه دوانده بین خاک طوس

خون لبت بعدش به جان زعفران افتاد

در سینه قلب پنجره فولاد هم شد آب

بر خاک حجره پیکرت تا نیمه جان افتاد

اشک کبوتر در مراثی تو کافی نیست

این قرعه بر چشم سیاه آهوان افتاد

ازچشمهای خشک ، سقاخانه میسازد

از تو دو خط روضه که دست روضه خوان افتاد

آهو نبوده کربلا پس کار جد تو

از گرگ ها بدتر ، به خولی و سنان افتاد

مثل تنوری در دلت آتش نهان داری

آری سر جدت به دست این و آن افتاد

با خون ، لبت مثل عقیقت سرخ شد ، اما

هرگز به دست ساربان یا خیزران افتاد ؟؟؟




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/25 | 01:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

این گَنج به این طایفه، ارزان نرسیده

بی رَنج به دستان دلیران نرسیده

در هیچ زمان اینهمه انواع غنیمت

بی دغدغه و جَنگ به ایران نرسیده

از نام رضا مملکت ما شده آباد

با اینهمه یوسف که به کنعان نرسیده

اینجا حَرمی هست که بر دور ضریحش

در اصل کسی تازه به دوران نرسیده

راهی شدم از دور به سمت حرم تو

فرمان بده تا دست به فرمان نرسیده

جا داشت که درجاده ی مشهد، وسط قم

از شوق بمیریم به تهران نرسیده

قصد حرم حضرت معصومه که کردیم

مُردیم از این عشق، به شیخان نرسیده

انگار رضا باز نکرده به معارف

لبهای کسی را که به سوهان نرسیده

مشهد که شود کعبه، چه خوب است که زائر

مُحرِم بشود باز به سمنان نرسیده

باید بِکَنَد کفش چو موسی پی دیدار

در راه به استان خراسان نرسیده

دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه آب

ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده

ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو

مُردیم به پایان خیابان نرسیده

ای وای دلم در حرم از شوق زیادی

راهی نجف گشت به ایوان نرسیده

جایی که در اینجا به اباصَلت رسیده

دیدیم که در رتبه به سلمان نرسیده

این اوج کریمی ست که بیماری من را

دادید شفا دست به دامان نرسیده

ای کاش دوباره تو بخواهی و بیایم

در موقع برگشت به تهران نرسیده




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/25 | 01:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


عاشقان دور حرم عشق و صفا را دیدند

عارفان چله گرفتند و خدا را دیدند

ای فقیری که به طوس آمده ای دقت کن

اغنیاء مکه که رفتند رضا را دیدند




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/25 | 01:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 17 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو