حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل عشاقی که هر‌ ساعت دم از "او" می‌زنند

در حرم آیینه ها بانگ هوالهو می‌زنند

روی یوسف ها کجا و روی سلطان رئوف

از قضا این بار با هم دلبران مو می‌زنند

بعد یک ساعت نشستن با تو دانای عرب

رومیان لبخند بر علم ارسطو می‌زنند

در صف میزان، کبوترهای مشهد می‌رسند

سنگ عفوت را به شاهین ترازو می‌زنند

فرشبافان در پی کسب ضمانت نامه ات

نقشه‌ی قالیچه ها را طرح آهو می‌زنند

وه چه تصویری‌ست هر شب آبشاران بهشت

روبروی حوض گوهرشاد زانو می‌زنند

هر سحر کوه گناهان را که می‌ریزد زمین

خادمانت مثل کاه از صحن جارو می‌زنند

خسته از درهای بسته دستهای نا امید

عاقبت بر پنجره فولاد تو رو می‌زنند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بی گمان نیست گذر از دل دریا ممکن

غرقه ی عشق تو را نیست تقلّا ممکن

امر کن مُرده تحرّک بپذیرد ورنه

نشود معجزه با حرف مسیحا ممکن

هرچه ممکن نشود با هنر و سعی طبیب

پلک بر هم زدنی می شود اینجا ممکن

علم مردان عجم از تو بود این یعنی

با تو گردد سفر ما به ثریا ممکن

سالها معجزه دیدیم ولی باز نشد

لحظه ای درک عنایات تو حتی ممکن

من به تو می رسم آخر، شده روز محشر...

هیچ چیزی نشد از روز ازل ناممکن



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


غافل نشو شاید نظری شد امشب

شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که به خاطر امام هشتم...

از یوسف زهرا خبری شد امشب



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


نشان راه، به سمت خدایمان دادند

که در حریم خراسان رضایمان دادند

خوشم که باده ی عشقش به جام جان دارم

کنار ساقی  میخانه جایمان دادند

به عشق دیدن رویش زیارتش رفتیم

برای ذکر مدیحش نوایمان دادند

به مادرش قسمش داده ایم،بالاسر

که سوز فاطمه را در صدایمان دادند

گرفته ایم جواز بهشت اعلی را

به دست با کرمش کربلایمان دادند

ادیب شهر سرود این کلام دلجو را

مسیم و در حرم او طلایمان دادند

جلال و جلوه ی او را به چشم خود دیدیم

کنار مضجع پاکش جلایمان دادند

غنی نیم که صفا مروه قسمتم گردد

ولی به حج فقیران صفایمان دادند

دودل شدم که بگویم ز درد خود یا نه

که در حرم به نباتی شفایمان دادند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


حمدُ لله که مائیم گرفتار رضا

عاشق صحن گهر شادِ گهربارِ رضا

آرزو داشتم از کودکی ام تا حالا

که پناهنده شوم بلکه به دربار رضا

زائرش زائر عرش است به نقل از معصوم

نظری کرده خداوند به زوار رضا

خود من با پسرم با پدرم با پدرش

نسل در نسل ، تمامیم بدهکار رضا

هر چه گفتیم بلافاصله مضمون جوشید

برکتی داده خداوند به اشعار رضا

عطر مخصوص حرم عطر بهشت است بهشت

دوست دارم بخرم  عطر ز بازار رضا

تو کشاندی دل ما را وسط صحن غدیر

یا امیر ابن امیر ابن امیر ابن امیر

تو بگو دست به دامان که جز او بزنم

رو به در گاه که جز ضامن آهو بزنم

باز کردی گرهء کور مرا صد دفعه

شرم دارم به کسی غیر شما رو بزنم

آرزو داشتم از کودکی ام مثل پدر

جلوی پنجره فولاد تو زانو بزنم

من دو تا آرزو از مادر خود بردم ارث

ادب این است ، دَم از ارثیۀ او بزنم

اول از زائر تو کفش بگیرم تحویل

دوم اینکه حرمت با مژه جارو بزنم

بطلب تا شب جمعه دمِ ایوان شما

یاد ایوان نجف باشم و یاهو بزنم

بهترین نوع سفر سمت امامِ هشت است

عشق زوار بلیطیست که بی برگشت است

هوس رفتن حجِ فقرایی کردم

هوس پنجره فولاد و گدایی کردم

هوس اذن دخول از سوی بست طوسی

و خروج از طرف شیخ بهایی کردم

هوس خوردن آبِ یخِ سقاخانه

داخل کاسۀ برّاقِ طلایی کردم

عکسهای حرم از هر جهتی زیبا بود

هوس دیدنِ تصویر هوایی کردم

پیرمردی به حرم خواند دو خطی روضه

بعد روضه هوس خوردن چایی کردم

هر که پرسید ز من آدرس صحن عتیق

طرف قلب خودم راهنمایی کردم

آخر از بس که دلم را به تو آقا دادم

صحن های حرمت را به دلم جا دادم

تو که بر نوکر خود رحمت وافر داری

شک ندارم که مرا خوب به خاطر داری

نمی افتد ز قلم نام کسی با اینکه

بی حساب عاشق و دیوانه و زائر داری

حرمت امن ترین مأمنِ موجودات است

بی سبب نیست اگر این همه طائر داری

جلوی پنجره فولاد تو فهمیدم من

که فراوانیِ خواننده و ذاکر داری

بس که دارای مضامین وسیعی هستی

بی حد و حصر ، نویسنده و شاعر داری

به وفور از ادبیاتِ زمان دعبل

شعر تا حوزهء اشعار معاصر داری

عاشقان سجده به درگاه تو جایز گفتند

شعر دربارهء تو سعدی و حافظ گفتند

زائرانِ تو زیادند که هر جا صف بود

موقع بازرسی پشت سر ما صف بود

وقت بوسیدن درهای حرم صحن به صحن

دست بر سینه سوی گنبد آقا صف بود

انبیا هم همه بودند حرم ، پشتِ سرِ

خضر و نوحِ نبی و یوسف و عیسی صف بود

تا کمی آب بنوشند ز سقاخانه

تشنه هم بلکه نبودند ، وََ  اما صف بود

دستمان مثل همیشه به ضریحش نرسید

بس که در دور و برِ مضجع مولا صف بود

بسته های متبرک به حرم را خادم

پخش می کرد و عجب بین گداها صف بود

نمک و پارچۀ سبز و نخود بود و نبات

هدیه بر گنبد و ایوان طلایش صلوات

نامش و جلوه اش و چهره اش انگار علیست

بهترین نام در این گنبد دوار علیست

نوهء علم و کمال و پدر جود و جواد

پسر فاطمه و حیدر کرار علیست

علمش از جعفر و خُلقش حَسن و خَلق حسین

صورتش فاطمه و سیرت و کردار علیست

چارده نور به سیمای رضا منعکس است

چارده نور که یک قسمت از آن چار علیست

جان عالم به فدای پدر شمس شموس

که قیامت که شود شاخص و معیار علیست

باید از شاه نجف شاه خراسان آید

هست سِرّی به خدا مخزن اسرار علیست

هشتمین نور امامت دهمین معصوم است

مهربان بودن او از نسبش معلوم است

به جهانی ندهم این دل طوفانی را

دل دیوانه که می دانم و می دانی را

شوم افسرده اَقلّاً دو سه ماهی یکبار

گر نبینم حرم شمس خراسانی را

نور باران شده طوری که نبینید شما

هیچ جای دگر این سبک چراغانی را

جاذبه دارد و این جاذبه اش سبک علیست

کرده دیوانۀ خود این همه ایرانی را

با نگاه کرمش در گذر از نیشابور

به طلا کرد بدل قیچیِ سلمانی را

دوست دارم شده یکبار حرم تا به حرم

من پیاده روم این جادهء  طولانی را

نوکری در حرمت علتِ بالیدنِ من

قول دادی که بیایی تو سه جا دیدن من



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


کلامش نور ، فعلش خیر ، نامش دلنشین باشد

دلیل عالم ایجاد باید اینچنین باشد

یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست

علی سوم و دست خدا در آستین باشد

هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن

رضا آئینه ی فضل امیرالمومنین باشد

"رضی الله عنهم و رضوا عنه است" شأن او

به قرآن بهترین مصداق آیات مبین باشد

حدیث سلسله پای دلم را قرص و محکم کرد

ولای حضرتش تنها مرا حصن حصین باشد

شبیه تک تک اجداد خود باب نجاتم شد

نخی از ریشه ی سجاده اش حبل المتین باشد

به جز او چه کسی با حسن رفتار و صمیمیت

سر هر سفره با جمع غلامان همنشین باشد ؟؟

کجا رد میکند از محضر خود سائلانش را

کسی که دامنش باب الحوائج آفرین باشد

ادب شرط قدم برداشتن در نزد آقایی ست

که دربان حریمش حضرت روح الامین باشد

شکوه بارگاهش را که دیدم با خودم گفتم

بهشتی هم اگر روی زمین باشد همین باشد

از اینجا دل به سوی آسمانها راه پیدا کرد

حریمش مهبط الوحی و به نوعی مهد دین باشد

تلاقی میکند اینجا نگاه سائل و سلطان

چرا که آستان اش نقطه ی عطف زمین باشد

گره وا میشود از کارها با یک "امین الله"

به قدر یک سر سوزن اگر در دل یقین باشد

اگر مولا سراغم را نگیرد روز وانفسا

بدون شک حسابم با کرام الکاتبین باشد

منِ بد را ضمانت میکند جای تعجب نیست

تعجب میکنم روزی اگر که غیر از این باشد

همیشه وقت پابوسی تمام ترسم از این است

مبادا این زیارت...این سلام آخرین باشد

کسی از عهده ی مدح و ثنایش بر نمی آید

همیشه سهم بیت آخر من نقطه چین باشد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به فکر کربلا بودم در اوردم سر از مشهد

بخوانم هرنفس باشوق بار دیگر از مشهد

اگر که میل حج دارم چه جایی بهتر از اینجا

اگر قصد سفر کردم چه جایی بهتر از مشهد

امیدی به من و این طبع خشکیده نبود اما

به لطفش برده ام با خود غزل های تر از مشهد

گره روی گره زد تا که بخت خواهرم وا شد

سحر شد هر شبم با خاطرات مادر از مشهد

"پدیده" این نمایشگاه الطاف خداوندی ست

ندیدم شهر زیبایی تماشایی تر از مشهد

برادر صبح و ظهر و شب به سوی قم نظر دارد

چرا که چشم خود را برندارد خواهر از مشهد

"به جان مادرت زهرا قسم" رد خور ندارد که

نرفتم دست خالی با نگاهی مضطر از مشهد

**

اگر روزی شود تنها بلیط رفت میگیرم

چرا که قصد برگشتن ندارم دیگر از مشهد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


نیمه شب ها تا سحر ذکر رضا باید گرفت

اینچنین حـاجات خود را از خدا بایدگرفت

در جوار مرقدش هرگز به کم قـانع مشو

چونکه از مشهد برات کربلا باید گرفت

دست خالی آمدم امشب به درگاه شما

هرچه میخواهد دل از راه دعا باید گرفت

چشم در راه دعای خیرتان هستم، فقط

یک ضمانت از تو در روز جزا باید گرفت

می شود حالا دل مـن عازم باب الجواد

اجر و مزد نوکری را پس کجا باید گرفت؟

من که هستم ریزه خوار سفره ی احسانتان

تکّه نانی امشب از دست شما باید گرفت



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-زائرانه


پیرمرد از تمام خاطره هاش

چند تا را هنوز از بر بود

مثلا اینکه صحن گوهرشاد

آسمانش پر از کبوتر بود

 

خیره میشد به عکسهایی که

از جوانیش بیش و کم مانده

از عیال خدابیامرزش

چقَدَر عکس با حرم مانده ...

 

خیره میشد به مهر و تسبیح و

جا نمازی که عکس گنبد داشت

در سجودش همیشه زائر بود ...

مهر و تسبیح عطر مشهد داشت

 

رو به ساعت نگاه غمگینش

دست بر سینه منتظر مانده

بیسواد است , بر روی ساعت

یک حرم جای هشت چسبانده

 

دانه دانه به کفترانش با

اشک شرمندگی غذا داده

کفتران حیات را چندیست

وعده ی مشهد الرضا داده

 

خانه اش خانه ای قدیمی بود

خانه ای گرم و با صفا ... آری

از همان ها که غرق دنیا نیست

از همان ها که دوستش داری

 

غرق لبخند بود و شاید نه ...

سینه اش بود غرق غم انگار

رو به تصویر بود و در واقع

اشک میریخت در حرم , انگار

 

اشک ها زنده کرد تصویرِ

قطره های زلال باران را

کفش های گِلی پس از باران

سیل لبخند کفشداران را

 

صحن ها را یکی یکی رد شد

داشت بوی وصال می آمد

بوی عطر همیشگی حتی

وسط این خیال می آمد

 

زیر لب یک سلام و بعد از آن

دست بر سینه سوی عکس حرم

اندکی خم شد و سپس جان داد

عقربه ماند روی عکس حرم 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باز هم از گوشه ی ایوان نگاهی کن به من

میشوم در مرقدت مهمان نگاهی کن به من

گریه کردم باغمت حالا که می آید کمی

در کویر صورتم باران،نگاهی کن به من

آفتابی که طلوع صبح گاهت  دیدنی ست

از شمال شرقی ایران نگاهی کن به من

گرچه سخت است این قسم،دستم به جایی بند نیست

آه جان مادر پنهان نگاهی کن به من

تا نگاهم میکنی مادر تبسم میکند

این دل بیچاره ی من دست وپا گم میکند

موقع پابوس صحن یار فوق العاده بود

گریه های لحظه ی دیدار فوق العاده بود

بین صحن آینه قلبم هزاران تکه شد

بی نهایت ایده ی معمار فوق العاده بود

بین سجده عکس من در سنگ مرمر نقش بست

صورتم در چادر گلدار فوق العاده بود

گم شدم در موج،دستم خورد بر کنج ضریح

بی نهایت حرکت زوار فوق العاده بود

من دلم کنج حرم خوابید،دنبالش نگرد

محو شد در تابش خورشید،دنبالش نگرد...

آسمان چرخیده والله قسم دور سرت

پر زده صدها کبوتر دم به دم دور سرت

من یقین دارم که با دست خودش عمامه را

صبح میپیچد فقط صاحب علم دور سرت

شعر من مال خودم چرخانده حتما جبرئیل

 شعرهایی مثل شعر محتشم دور سرت

روز وشب با شوق میگردند اطراف حرم

عده ای دور وبرت،قوم عجم دور سرت...

جاده ی شعر پر احساس من از مشهد گذشت

باز هم لطف امام هشتمم از حد گذشت

باقدوم تو زمین و آسمان  روشن شده

.چشم غمگین تمام شیعیان روشن شده

عاشق این لحظه ای هستم که میبینم همه

ریسه ها،فواره ها وقت اذان روشن شده...

از سر ذوق است که در کوه چشمم اینچنین

در شب میلاد تو آتشفشان روشن شده

نور دارد آنقدر چشمان تو که بی گمان

از نگاه تو چراغ جمکران روشن شده

تا بیاید. ..با تمام عشق منت میکشم

گر چه از روی تو و مهدی خجالت میکشم..



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

  شعری به لهجه مشهدی


كوچه پس كوچه مشد بوی امام رضا مِدِه

دیدن گلدسته هاش دلِ آدمِ جلا مِدِه

هر كی كه غصه دِرَه یا گِرِهِی تو كارشَ

مِرَه تُو صحنِ آقا حال و هواش صفا مده

بعضیا بالایِ سر، سر رویِ سنگا مزارن

اشكاشان كه میچیكَه هر چی مِخَن آقا مده

صبح زود سر كوچه ها هر كی كه از خانه میَه

دس به سینش مِزرَه سلامی به آقا مده

خیلیا مِگَن شما كمتر حرم سر مِزِنِن

آقامان مهربونه سهم ما ره سیوا مده

بعضی ها كه نِمِتِـنَن بی یَن به پابوس آقا

التماس دعا مِگَن دردشانِ شفا مده

ما كه از بچّیگی مان هَمَش میامَدِم حرم

وقت مردن مِدِنِم جوابیِم به ما مده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ما و کرم تو یا امام هشتم

محتاج دم تو یا امام هشتم

 بیچاره  و درمانده کجا را دارد

غیر از حرم تو یا امام هشتم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


درد و درمان ما امام رضاست

راحت جان ما امام رضاست

ما غلامان حضرتش هستیم

شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم

عشق و ایمان ما امام رضاست

جان نوکر چه قابلی دارد

جان و جانان ما امام رضاست

آیه آیه کلام او نور است

تلو قرآن ما امام رضاست

جان ایران ماست معصومه

قلب ایران ما امام رضاست

قول داده به داد ما برسد

مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد

وقت مردن به داد ما برسد

بندگی بی بلا نمی چسبد

عاشقی بی خدا نمی چسبد

نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز

نیمه شب بی بکا نمی چسبد

به همان مهربانی اش، به خدا

زندگی بی رضا نمی چسبد

این شلوغی خودش صفا دارد

حرمش بی گدا نمی چسبد

یاد داده خودش به ابن شبیب

گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را

با رضا تا خدا رسیدن را

تو کریمِ کریم ها هستی

شاه ما از قدیم ها هستی

نه به فکر کبوتران تنها

یاد این یا کریم ها هستی

تو امام الرئوف دنیایی

تو امام رحیم ها هستی

راه دادی به راه گم کرده

تو به فکر رجیم ها هستی

ما یتیمان آل طاهائیم

تو که یار یتیم ها هستی

دست ما را بگیر آقا جان

تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه

بارها داده ای تو بر ما راه

در جوار شما چه غم داریم

دین و دنیا کنار هم داریم

ما کنار تو دلخوشیم آقا

با تو ای مهربان چه کم داریم؟

لذتی از بهشت بالاتر

حس و حالی که در حرم داریم

سر این سفره میهمان توایم

بابی از برکت و کرم داریم

سمت باب الجواد می آییم

قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما

ای امامم، سرم فدای شما

می رسد دائما عطا از تو

ابتلا از من و دوا از تو

شب میلاد در حرم دیدیم

دم به دم می رسد شفا از تو

یک سلام از حریم قم با من

سفر مشهد الرضا از تو

هر چه برکت رسیده بر دل ما

یا که از قم رسیده یا از تو

و دو رکعت نماز بالا سر

از من و، رحمت و رضا از تو

ای کرامت نمی ز بارانت

می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی

عیدی ام را تو کربلا بدهی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بیمارها دارالشفا را می شناسند

اینجا تمام دردها را می شناسند

اینجا غریب و آشنا فرقی ندارد

اینجا غریب و آشنا را می شناسند

از هر دری در ماند هرکس آمد اینجا

درمانده ها باب الرضا را می شناسند

در این حرم حتی خدا نشناس ها هم ...

گاهی می آیند و خدا را می شناسند

ما چند سالی هست که مشهد می آییم

دیگر تمام شهر ما را می شناسند

بس که همیشه بودم اینجا دست و پاگیر

دیگر من بی دست و پا را می شناسند

ساده بگویم گنبدت را دوست دارم

بی چیزها تنها طلا را می شناسند

چه احتیاج است احتیاجم را بگویم ؟

اهل کرم فقر گدا را می شناسند

هرکس که رفته کربلا از این حرم رفت

با نام مشهد کربلا را می شناسند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر آنجا که خبر باشد خدایا-

گدایش بیشتر باشد خدایا

به جز در این حرم هرگز روا نیست

(گدایی) معتبر باشد خدایا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در میکده ی طوس، دل آرام گرفته است

از دست معین الضعفا جام گرفته است

خورشید به خاک قدمش بوسه نشانداست

آن ذره  که از مهر رضا وام  گرفته است

اقبال در آغوش کشیداست کسی را

که خادم درگاه رضا نام گرفته است

دعبل نه فقط هرکه به مدح تو سروداست

از دست کریمانه ات انعام گرفته است

ازگنبد و گلدسته و ایوان تو ای شاه

درویش در اشعار خود الهام گرفته است

حاجات مهمی که دلش داشته گفته است

حاجات مهمی که سرانجام گرفته است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-زائرانه


در حرم هستی کنار یار ، فکرش را بکن

حس خوبی هست ، یک مقدار ، فکرش را بکن

گوشه ی باب الجوادی ، پس بگیر اذن دخول

یک گدا و یک درِ دربار ، فکرش را بکن

چشم خود را باز کن گنبد تماشایی شده

اشک های لحظه ی دیدار ، فکرش را بکن

دست بر سینه ادب کردی به سمت گنبدش

ایستادی پیش شاه انگار ، فکرش را بکن

یک زیارت نامه هم در دست داری پس بخوان

در کنارش ذکر استغفار ، فکرش را بکن

بوی عطر مریمش پیچیده در کل فضا

در حرم یک چادر گلدار ، فکرش را بکن

دانه می ریزند ، مردم زیر پای کفتران

یک حرم در بین گندم زار ، فکرش را بکن

در کنار پنجره فولاد ، غوغایی شده

خوب شد انگار یک بیمار ، فکرش را بکن

رفته ای داخل ... تویی و یک ضریح و یک امام

پس تصور کن فقط یک بار ، فکرش را بکن

با همین هایی که گفتم یک زیارت رفته ای

شک نکن هرگز نکن انکار ، فکرش را بکن



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


نگاهم کن! دلم یک خلوتِ جانانه می خواهد

کبوتر وار آمد روی گنبد!‌ دانه می خواهد

عطش دارم! تو در جریانی و دیریست میدانی

دلم یک جرعه از دریای سقاخانه می خواهد

ضمانت کردی و از دست های مهربان تو

برای بستنِ پیمان؛ دلم پیمانه می خواهد

فدای آن گلایل هایِ بالایِ ضریحت که-

ملائک پرور است و دورِ خود پروانه می خواهد

گدا آدابِ درباری نمیداند فقط از تو

سلامی مهربان و کاملا شاهانه می خواهد

سر از دیوارِ گوهرشاد عمری برنمی دارم

که غم هایِ وسیع و بیشمارم شانه می خواهد

به گنبد عادتم دادی کنار صحنِ آزادی

کبوتر بچه ات را رد نکن که لانه می خواهد

به دعوتنامه محتاجم نگاهم خیره مانده ست و

براتِ کربلا از دستِ صاحب خانه می خواهد!



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-بحر طویل


سلام ای ماه خوبی ها!

سلام ای هشتمین سکوی معراج بشر تا عالم بالا. امام مهربان آقا، علی، موسی الرضای ما.

دلم تنگ است آقاجان! وجودم شیشه ای نازک، گناهانم چنان سنگ است آقاجان!

تو می دانی گرفتارم، گره روی گره دارم و این دنیای کژ رفتار پر آزار بی مقدار، والله مرا برده سر دارم. سر دارم، عزیزا با نگاهی التماس آمیز، سوی گنبدت فریاد می آرم:

الا ای ضامن آهوی صحراها! الا ای کشتی امید دریاها، الا ای سید و سرور، رضا، آقای آقاها! نجاتم ده، براتم ده، به جان جد عطشانت -حسین بن علی- آب حیاتم ده!

بشر بیمار شد مولا، شفایی نیست. به جز مهر تو در عالم دوایی نیست. به درب خانه ات دیگر گدایی ام، گدایی نیست.برای من و آن کودک که زیر سایبان بمب خوابیده، کنار بارگاهت، آن سرای امن، جایی نیست؟!

یکی انگار در من با خودم قهر است. به کامم زندگی بی بودنت زهر است. فراموشی بدخیمی بلای مردم شهر است، گویی یادشان رفته "رضا" دارند. کنار تو، کنار چارده معصوم جا دارند.

برایت نامه باید سرگشاده باشد ای سلطان. قلم در راه تو باید ابوذرزاده باشد نیز باید نامه بر مانند باد صبحگاهان امتحان پس داده باشد تا بگویم: حضرت "حق" دوستت دارم!

رضا ای عشق مطلق دوستت دارم...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


وا می کنم سوی تو تا بال و پرم را

حس می کنم شیرینی طعم حرم را

تا که حواسم پرت این و آن نباشد

خالی کن از غیر خودت دوروبرم را

در  دفتر ثبت  نذوراتت  ببین که

نذر تو کردم هم خودم هم همسرم را

یک جلوه کن با پرتو شمس الشموسی

از دامن خود جمع کن خاکسترم را

حالا پر از بغضم که دارم می گذارم

بر شانه ی گلدسته های تو سرم را

آیینه کاری رواقت هم گواه است

پر کردی از زو‌ار خود سرتاسرم را

این چندمین باراست می آیم ولی کاش

یک دفعه هم می شد بیارم مادرم را

ایمان چشمانت مرا از شک در آورد

لبریز  عشقت کن  تمام  باورم را 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات


با روی گشاده آمده تا مشهد

 دل را به تو داده آمده تا مشهد 

آنکس که فلج بود و شفایش دادی...

با پای پیاده آمده تا مشهد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته

درد دل با تو سخنها بر زبانم ریخته

بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم

گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته

جنس من جور است کوهی از گناه آورده ام

آبرویم پای اجناس دکانم ریخته

دوره گردم آبرویم میفروشم میخری

پیش سلطان ترسم از سود و زیانم ریخته

پهن کردم سفره ای از عرش کنج خانه ات

روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته

مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا

دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته

من نمیبینم تو هر دفعه بقل کردی مرا

عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته

صحن گوهرشاد چیزی کم ندارد از بهشت

بوی سیب از هر کجایی می تکانم ریخته

در میان صحنهایت عشق من باب الجواد

صد هزاران بوسه اینجا از دهانم ریخته

هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست

این حکایت در میان دوستانم ریخته

آخر ماهی جواب ناله هایم را بده

جان بابای غریبت کربلایم را بده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


چون کارگر آن جا که کند کار به وقتش

من آمده ام سوی تو این بار به وقتش

در صحن اتاقم غزلی گفتم و دیدم

انگار میسر شده دیدار به وقتش

سهمم بشود گندم گنبد چو کبوتر

گر باز کنم پیش تو منقار به وقتش

هر وقت به مشهد بروی خلق بگویند

در نزد طبیب آمده بیمار به وقتش

تا دیده شود عاقبت و چیده شود گل

دل کنده ز هم صحبتی خار به وقتش

سلطان که رضا شد به گداهاش بگویید

صدبار نه، سویش برو یک بار به وقتش_

_مانند شب سیِّ صفر که لب انگور؛

یک بوسه گرفت از دهن یار به وقتش

چون مادری است این پسرش نیز برایش؛

هی قصه ی کوچه شده تکرار به وقتش

هی رفته به این سو و سپس رفته به آن سو

گشته است سپس دیده ی او تار به وقتش

چون کرب و بلا نه، که پسر سرزده این بار

بر جسم پدر آمده انگار به وقتش

از روضه ی درحجره که گفتیم، بگوییم

از روضه ی باز در و دیوار به وقتش

وقتی که به پهلو همه پهلو زده بودند

دیوار و در و آتش و مسمار به وقتش

مخصوصا اگر شیشه ای و ضربه پذیر است

ای کاش که نازل بشود بار به وقتش

ترتیب ندارد چه بخواهی چه نخواهی

روضه برود برسر بازار به وقتش

بعدش برود کوچه ی لبریز یهودی

از روضه ی بازار به آزار به وقتش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


قطره بودیم و هم مسیر شدیم

با ولای علی کثیر شدیم

دست ما نه... نگاه زهرا بود

پای این عشق اگر اسیر شدیم

یا علی گفت و هو کشیدیم و

راوی خطبه ی غدیر شدیم

ذره بودیم و بی نوا بودیم

دم باب الجواد امیر شدیم

سائل وادی خراسانیم

رعیت زیر دِین سلطانیم

شکر، گاهی به سینه آهی هست

ذوق خشکیده از گناهی هست

آخر کار عشق بازی ما

راه باز است و بارگاهی هست

صوت نقاره خانه می گوید:

بی پناهی؟ بیا پناهی هست

سر این سفره ی کرم حتی

جام کوثر اگر بخواهی هست

از سرم شوق و بیم افتاده

گذرم بر کریم افتاده

با نگاهش دوباره خواند مرا

سوی دارالشفاء کشاند مرا

دید تنها و بی کس افتادم

در رواق حرم نشاند مرا

هر کجا گیرِ دام افتادم

ضامنم شد خودش، رهاند مرا

بیشتر از قدیم ها امسال

حرم کربلا رساند مرا

همه جا در پناه او بودم

نائب روی ماه او بودم

ازدحام صفوف یعنی این

بار عام عطوف یعنی این

بین باب الجواد و گنبد شاه...

....ماندن ما، خسوف یعنی این

بیشتر از خودم به فکرم هست

"یا امامَ الرئوف" یعنی این

دم گرفتم هزار و یک دفعه

عاشقیِ حروف یعنی این

می روم پشت پنجره فولاد

بعد از آن هر چه باد، بادا باد

با رضای دل امام رضا

می رسم محفل امام رضا

موج دل را کشید سوی خودش

جذبه ی ساحل امام رضا

بین آب و گل تمامی ما

ریختند از گل امام رضا

چه مقامی رفیع تر از این؟

شده ام سائل امام رضا

بی بهانه، بهانه می گیرم

روضه ای عاشقانه می گیرم

رنگ، از روی باغ افتاده

گیر دام نفاق افتاده

ترسم از خدعه های مأمون بود

گوییا اتفاق افتاده

از عبایش بخوان که چندین بار

در مسیر رواق افتاده

دست و پا می کشد به روی زمین

گوشه ای از اتاق افتاده

لخته های جگر سرازیر است

اشک های پسر سرازیر است

کربلا عطر جان فزا پیچید

خبری بین خیمه ها پیچید

چقدر یاس خوش بوی لیلا

به خودش زیر دست و پا پیچید

پدرش قطعه های اکبر را

وسط سطح یک عبا پیچید

گریه ها کرد و نسخه ی خود را

با دم "...بَعْدَکَ الْعَفٰا" پیچید

آهِ زینب فقط حیاتش داد

قسم خواهرش نجاتش داد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


هر دلی تا بری از لذت عصیان نشود

منزل آخرتش روضه ی رضوان نشود

به حریم رضوی تا به ابد ره نبرد

آنکه سر گشته چو آهوی خراسان نشود

مدعی را تو بگو هیچ کسی مثل رضا

مالک ملک دل ملت ایران نشود

مهر تآیید ندارد ز رضا روز جزا

مثل رهبر چو کسی خادم قرآن نشود

آن غریب الغربایی که به غربت می گفت

ماه هم همسفر شام غریبان نشود

جز به زهری که به اعماق جگر شعله زند

درد غربت زدگان آه که درمان نشود

با لب تشنه زنم پرپر و جان می بازم

بعد از این محتضری کاش که عطشان نشود



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با اینکه می دانست از اول بی وفایم

با اینکه عبدی رو سیاه و بی نوایم

شاه خراسان باز ذره پروری کرد

آقا اجازه داد در صحنش بیایم

او آبرویم را نبرد و ضامنم شد

هر چند که غرق گناهم...پر خطایم

از دست غیر او که آب و دان نخوردم

من آن کبوتر بچه ی جلد رضایم

عمری نمک خوردم نمکدان را شکستم

اما نکرد از دامن مهرش جدایم

آقا کریم است و از اولاد کرام است

بنده شبیه خاندان خود گدایم

امشب دخیل پنجره فولاد هستم

با این دل بیمار،محتاج دوایم

پیش کریمی مثل او جرأت ندارم...

...چیزی بیارم غیر اشک و گریه هایم

تا از عمو جانش برایش روضه خواندم

دیدم که امضا شد برات کربلایم

**

آبی نمیخواهم فقط جان رقیه

برگرد خیمه اِی عموی با وفایم

رفتی و بعد از تو حرم غارت شد و سوخت

سقا کجایی به اسیری مبتلایم...

***

با تشکر از شاعره گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تو نور كمال فصل بسم‌اللهی

در ظلمت فتنه، شبچراغ ماهی

تو رمزگشای واژه‌ی توحیدی

تو معنیِ لااله‌الا‌اللهی

***

من از تو تبسّم دعا می‌خواهم

یك خلوت ناب با خدا می‌خواهم

بی ‌معرفتم به نور تو آقاجان

من از تو حقیقت تو را می‌خواهم

***

هی با كلمات كَل ‌كَل و آخر هیچ

روی لب من سكوت و در دفتر هیچ

من ماندم و داغ از تو گفتن بر دل

واكن گره از زبان من، دیگر هیچ

***

تهران ـ مشهد، نسیم گُل، بوی جان

لبخند به لب، به سینه شوقی پنهان

بوی خوش ثامن‌الحُجج می‌آید

ای تشنه لبان عشق! اینك باران

***

هر چند در عاشقی مُردّد هستم

در درس خُلوص، دائماً رَد هستم

دلباخته‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

تهران ـ مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شُهود ماه است

تهران ـ مشهد، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی، مسافتی كوتاه است

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت، بی‌نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كُنی، زیارت جور است

***

ای حضرت عشق! با تو بد تا كردیم

ما عشق تو را چه زرد معنا كردیم

گفتیم «رضا» و دل به دنیا دادیم

گفتیم «خدا» و قصد خُرما كردیم!

***

تنها نه امام عصر، غیبت دارد

ای خوب! تو غایبی، حقیقت دارد

ما نام تو را كلید دنیا كردیم

این عشق، چه عشقی‌ست؟ خجالت دارد!

***

از خطّه‌ی توس، سبزتر جایی نیست

فردوس، به این سبزی و زیبایی نیست

هرچند غریب الغُربایی، امّا

توی حَرَم‌ات، فرصت تنهایی نیست!

***

با شوق زیارتت، حَرَم می‌آیم

دلسوخته، پا به ‌پایِ غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ...؟ امّا غم نیست

با خطِ هوایی دلم می‌آیم!

***

تهران ـ مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لبِ دل، تبسّم شیدایی

از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد

مولا، تو به پیشواز من می‌آیی!

***

ای حضرت عشق! خاك ایران بی ‌تو ...؟!

سرسبزی خطه‌ی خراسان بی‌ تو ...؟!

نه، فرضیه‌ی باطل و نافرجامی‌ست

بودن به خدا ندارد امكان، بی‌ تو

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه! از شما چه پنهان، افسوس!

***

عشق است كه با خیال تو بنشینم

بر پنجره‌ی جمال تو بنشینم

لبریز شوم ز لذت دیدارت

در مشهد خط و خال تو بنشینم

***

آیینه ! امام هشتم خوبی‌ها

در چشم زمین، تجسم خوبی‌ها

نام تو غزل‌ترین فراز عشق است

نام تو، غزل ـ تبسم خوبی‌ها

***

در عشق، اشارت تو ما را كافی‌ست

لبخند رضایت تو ما را كافی‌ست

ما مفتخریم خادم خورشیدیم

پاداش، زیارت تو ما را كافی‌ست

***

ماییم و صفای حَرَمت، یا مولا

در سینه، زیارت غمت، یا مولا

ننگ است مدد زغیر تو، مولا جان

ماییم و امید كرمت، یا مولا

***

تو حُجت نور، عصمت خورشیدی

آیینه‌ی عشق، آیه‌ی امیدی

با لهجه‌ی ایجاز تو را می‌گویم

تو روح یقین، حقیقت توحیدی

***

ای حُجت عشق، ای دلیل راهم

ای در شب زندگی، فروغ ماهم

بر من تو بتاب، ای امام خورشید

بی ‌نور تو من ستاره‌ای گمراهم

***

ای حُجت عشق! چشم من روشن كن

یك جلوه بتاب، یك نظر بر من كن

من در شبِ بی‌ تو، ظلمتی دلتنگم

ای خوب! چراغ وصل را روشن كن

***

تاریك ‌ترین شبم، تو خورشیدم باش

بر زخم دلم، نوازش مرهم باش

در ظلمت كفر، بی‌ تو من می‌پوسم

ای قبله‌ی عشق! روح توحیدم باش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به نام قبله ایرانیان به نام حرم

به نام خادم و جاروکش و غلام حرم

به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش

به نام این همه خیر علی الدوام حرم

به نام هر که حسادت کند به اقبالِ

کبوتران بهشتی روی بام حرم

کسی نبود که ما را دهد پناه اما

هزار مرتبه قربان این مرام حرم

فدای میکده ی ما تمام میکده ها

هزار سال گذشت و پر است جام حرم

هزار رنگ عوض کرد روزگار اما

حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا

تو بیمه کرده ای آقا تمام ایران را

خدا نگیرد ازین مملکت خراسان را

به روی هر کس و ناکس در حرم باز است

نشد که بشکنی آقا غرور مهمان را

سلام بر حرمی که میان خود جا داد

میان آن همه مومن ، گناهکاران را

سلام بر تو همیشه گره گشایی کرد

سلام بر تو عوض کرد حال انسان را

به جز هوای حرم که به ما نمی سازد

به عالمی نفروشیم زیر ایوان را

برای عرض ارادت به ما وجود بده

برات مشهد ما را تو زود زود بده

حرم پناه امیر و رعییت است آقا

همیشه دور و بر تو قیامت است آقا

پی علاج به جایی به جز حرم نروم

دوای هر غم و دردی زیارت است آقا

کنار پنجره فولاد تو همه دیدند

رسیدن به محالات ، راحت است آقا

میان آن حرمی که پر از ملائکه هست

نفس کشیدن ما هم عبادت است آقا

خدا کند که بمیرم نبیند این چشمم

که روبروی ضریح تو خلوت است آقا

کسی شبیه تو با من نکرد همراهی

همیشه از حرمت دست پر شدم راهی

منم امام رضایی منم خراب شما

نیازمند دعاهای مستجاب شما

منم همان که شب و روز می خورد غبطه

به سنگ های کف صحن انقلاب شما

خدا کند بشود قسمتم که جان بدهم

شبیه حضرت معصومه در رکاب شما

سلام داده ام آقا به سویتان هر شب

چه کرده ام نشنیدم شبی جواب شما

میان چاه زمانه نشسته ام عمری

خدا کند که به دادم رسد طناب شما

چه غم ازین همه غربت چه غم ز بی یاری

دلم خوش است همیشه تو دوستم داری

ندیده ایم کسی را به مهربانی تو

فدای این همه الطاف آسمانی تو

چشیده آهوی آواره هم مرامت را

بگو به کی نرسیده است نان رسانی تو

بزرگ و کوچک ایران تمامشان دارند

چه خاطرات قشنگی ز میزبانی تو

بگیر تا به ابد دست آن جماعت که

نداده اند به ما یاد ، جز نشانی تو

بیا و قسمت ما کن لیاقت ریُان

شویم محرم اسرار روضه خوانی تو

شکسته ایم و زمین گیر ،بال می خواهیم

دلی محرمی و اشک و حال می خواهیم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


خورشید از وقتی که ریزه خوار گنبد شد

از آسمان سوی زمین الطاف بی حد شد

خورشید هم مدیون شدو هر روز بعد از آن

ناچار از روی خراسان شما رد شد

باید که اسمش باب حاجت میشد آقاجان

از بس که از باب الجوادت رفت و آمد شد

آهوی نفسم وقتی از دام حرم در رفت

ضامن فراموشش شد و نا خواسته بد شد

خاک قدمگاه تو را بوسید لبهایم

بین قدمگاه و ضریح تو مردد شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بس که موج عاشقی اینجا تلاطم می کند

هر کسی می آید اینجا دست و پا گم می کند

تا که با دست کریمت مشکلاتش حل شود

پیرمردی باز دارد نذر گندم میکند

تا که پای زائر تو می رسد باب الرضا

جای خود اول سلام از بانوی قم می کند

تا که می گیرد نگاه زائرت راه ضریح

آسمان دیده اش را غرق انجم می کند

آب سقاخانه داری یا که حوض کوثر است

گوئیا ساقی کوثر باده در خم می کند

جنس خاکت از طلا ، آقا نمازش باطل است

هر که با خاک سرای تو تیمم می کند

دست هر کس آمد و دامان لطفت را گرفت

کی دراز این دست دیگر سوی مردم می کند

بارها دیدم زبان اینجا نمی آید به کار

لال وقتی با زبان دل تکلم می کند

در کنار پنجره فولاد هر کس می رسد

کربلا را در خیال خود تجسم می کند

کربلایی هر که شد از باب شکر لطف تو

کربلا هم یاد تو ای ماه هشتم می کند

کربلا گفتم مرا یاد آمد از ان طفل که

با سه شعبه در گلو دارد تبسم می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء