امام رضا(ع)-مناجات


می ایستم دلتنگِ تو در باورم سمت حرم

یکباره می چرخد همه دور و برم سمت حرم

 

مثل کبوتر بچّه ای محض طوافِ گنبدت

یکریز پرپر میزند بال و پرم سمت حرم

 

خود را تصوّر میکنم در کنج سقّاخانه ات

زل میزنم لب تشنه با چشم ترم سمت حرم

 

در ذهن خود محضِ نماز صبح می آیم سحر

در کوچه های مشهدت با مادرم سمت حرم

 

از راهِ خیلی دور خواندم خط به خط اذن دخول

یک چشم سمت جاده، چشم دیگرم سمت حرم

 

یاضامن آهو سلام از راهِ دورم را ببخش

راهی کن آقاجان مرا با همسرم سمت حرم

 

سلطانِ رأفت خواندمت! چون دیده ام پُر میشود

دستی که می آید به امید کرَم سمت حرم

 

روزی اگر از عشق تو آتش بگیرد پیکرم

من مطمئنّم میرود خاکسترم سمت حرم

*

هنگام جان دادن به حال خود مرا بگذار اجل

بگذار باشد تا دمِ آخر سرم سمت حرم! 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم

هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم

پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی

بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری

ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم

 

ما امام رضا داریم

 

از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا

غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

روح و جان حج اینجاست ؛ ثامن‌الحجج اینجاست

با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو

اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم

 

ما امام رضا داریم

 

هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم

ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده

هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم

چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم

 

ما امام رضا داریم

 

رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن

از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم

 

ما امام رضا داریم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


یا ربِ وقت سحر تقرب شب هاست

رو به کریمان زدن عبادت لبهاست

بستر بیمار وعده گاه طبیب است

خیری اگر میدهند برکت تب هاست

نوکر گمنام هم بنام شد اینجا

آنچه مهم نیست پیش یار لقب هاست

سِیر الهیِ اهل عشق همیشه

رحمت ذی القعده هاست لطف رجب هاست

ذکر رضا قند کرده تلخی مارا

شهد نبات است اینکه بین رطب هاست

 

مادرم آمد مرا به دست رضا داد

آبرویم را خرید خانه اش آباد!

 

محضر سلطان می آورند اگر دست

میشکنند عاشقان به شوق نظر دست

دست به دامان حلقه های ضریحم

کودکم و میدهم به دست پدر دست

بین قنوتم افاضه کرد مکرر

خیر کثیر است در زمان سحر دست

عقل چکارست تا گدای تو هستم

فیض به من بیشتر رسانده ز سر... دست

تر شده از دیدن حرم چقدر چشم

پر شده از محضر شما چقدر دست

 

سفره گشا تا رضاست سفره نشینم

ضامن آهو نوشته روی نگینم

 

پشت سر زائران دعاست،دعایت

دلخوشی دعبل است خاک عبایت

سلسله بر گردن روات کشیدی

جان بفدای کلام مثل طلایت

کعبه تویی مسجدالحرام بهانه

قبله تویی قم شدست قبله نمایت

قصر به هم ریخت در مناظره وقتی..

آبروی جاثلیق ریخت به پایت

کن فیکونِ تو فاش شد سر سفره

شیر میاید برون ز پرده برایت

 

روی دو چشم ترم قدم بزن ای ماه

تا که مطهر شود شبیه قدمگاه..

 

آمدم ای شاه با نشان و نشانی

پیش تو باشد دلم به حکم امانی

وقت نماز است صف پر است کمک کن

کاش مرا هم کنار خود بنشانی

هرچه کنی از درت جدا نشوم من

خواه بخوانی مرا و خواه برانی

جاروی خدام را ببخش به زوار

تا که دراین دل کنند خانه تکانی

ابن شبیب آمدست دیدنت آقا

موقع روضه شدست و مرثیه خوانی

 

ناله ان کنتَ باکیاََ بزن آقا

سینه برآن شاه بی کفن بزن آقا

 

یابن الشبیب عمه ام دلش پر غم شد

چادر و پوشیه بین قافله کم شد

جد غریبم ز روی اسب زمین خورد

پیرهنش بر فراز نیزه علم شد

دامنشان گر گرفت صورتشان سوخت

آتش خیمه بلای اهل حرم شد

چرخش شلاق ها به بازویشان خورد

قامت معصومه ها شکسته و خم شد

بعد هزاران هزار زخم جگر سوز

نوبت بازار شام و هلهله هم شد

 

زخم غرورم ز ماجرای حجاب است

گریه ی من بیشتر برای رباب است 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


امواج زائرهات در راهند

در این میانه میرسم من هم

بوی خراسان تو پیچیده

حتی میان راه آهن هم

 

من کو به کو با شوق چشمانت

طی میکنم اوقات دردم را

تا که ضریحت بشکند قلبِ

این چشمهای خشک و سردم را

 

حالا رسیدم صحن گوهرشاد

حالا رسیدم تا طلوع عشق

انگار تازه اولین بار است

من غرقم آقا در شروع عشق

 

بعد از سلام و عرض دلتنگی

تا دست و پا گم‌ میکنم آقا

با بُهت خود گاهی نگاهی بر

حالات مردم میکنم آقا

 

مردی که باران شسته در صحنت

هر تار موهای سفیدش را

همراه خود آورده روی دست

عکسی زِ فرزند شهیدش را

 

در ازدحام صحن فهمیدم

از مهربانی میهمان داری

از بوی شالی میشود فهمید

زواری از مازندران داری

 

مردی عرب هستی ولی بی شک

تنها تویی که شاه ایرانی

این را شنیدم زیر لب میگفت

یک شاعر پیر لرستانی

 

آغوش تو یک آسمان خوبیست

میبینم اینجا پاپری ها را

لطفت کشانده سوی چشمانت

جمعیتی از آذری ها را

 

عشقت شکسته مرزها را هم

حتی نژاد و مذهب و دین را

میبینم اینجا خیل زوارت

از مصر و لبنان و فلسطین را

 

وقتی شما هستید یعنی که

من بی نیاز از مردمم آقا

پیدا نکن من را که خوشبختم

با عشق تو سر در گمم آقا

 

سر در گمم؛ با دل کنم من در

ایوان طلایت با شعف پرواز

دل میکُند هر لحظه از صحنت

تا صحن ایوان نجف پرواز

 

انقدر دل رحمی و پر مهری

که نا امیدی را نمیبینم

هر بار دارم از ضریح تو

گلهای بی اندازه میچینم

 

آقا! خداحافظ که باید رفت

اما دلم پیش تو میماند

هر صبح روحم را ببین وقتی

دارد زیارتنامه میخواند

 

من میروم از این حرم اما

دلتنگی حالا می‌شود آغاز

اوزان شعرم می‌شود گم با

این بیتهای سعدی شیراز :

 

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

من سری دارم و در پای تو خواهم بازید

خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


«هر بار کارم زار شد

  گفتم علی موسی الرضا» *

وقتی گره در کار شد

 گفتم علی موسی الرضا

 

آهویم و در دام تن

وقتی به گرداگرد من

غم حلقه ی پرگار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای بضعه ی مدفون به طوس

ای آسمانت  خاک بوس

نامت امان از نار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

باب حرم اذن دخول

أَ اَدخل یَاابن الرسول

تا فرصت دیدار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

بر زائرانت ای صَنَم

گفتی سه جا سر می زنم

من نیز بختم یار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای شاهد بزم ازل

ای نامت اَحلی مِن عسل

چه لذتی تکرار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

صد رنگ و بو دادی مرا

تو آبرو دادی مرا

یک بار چون اظهار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

دیوارها شد پنجره

با اشک خود بستم گره

چشمم پُر از گفتار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

ای عرش از تو مُنجلی

ای اسم اعظم یا علی

مکشوف این اسرار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

هر بار با یاد غریب

با روضه ی ابن شبیب

این دیده گوهر بار شد

گفتم علی موسی الرضا

 

*محمد جواد غفور زاده(شفق) 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


ادخلوها بسلامٍ آمنین...در باز شد

از میان جمعیت راهی به این سر باز شد

 

در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین

هر زمان که یارضا گفتیم، معبر باز شد

 

اولِ نامش که آمد بر زبانم سوختم

در دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شد

 

از صدای گریه ی زن ها یکی واضح تر است

خوش به حالش بعد عمری بغض مادر باز شد

 

دار قالی...پنجره فولاد... مادر سال ها

بس که روی هم گره زد بخت خواهر باز شد

 

نان حضرت، آب سقاخانه، اشکی پر نمک

سفره یک شعر آیینی دیگر باز شد

 

مادر از باب الرضا رد شد، به من رو کرد و گفت

بچه که بودی زبانت پشت این در باز شد 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بی لطف چشم های تو بر باد می رویم

 این جا خراب آمده، آباد می رویم

 

شاگرد جزء بوده و از محضرت چنان

 ما کسب فیض کرده که استاد می رویم

 

ما را اسیر کن که در این صورت است که

 زنجیر پاره کرده و آزاد می رویم

 

آسان بگیر بر همه، سختش نکن که ما

 بی نسخه ی تو با مرض حاد می رویم

 

ما آهوان بیشه ی عشقیم و از قدیم

 با پای خود به خانه ی صیاد می رویم

 

درها که قفل شد همگی از پی کلید

 با هم کنار پنجره فولاد می رویم

 

درس وفا گرفته دل ما، گمان مبر

 حالا که یار حاجت ما داد می رویم

 

اکنون ببین به یاد تو هستیم پس بیا

 آن موقعی که ما همه از یاد می رویم

 

آقا مسیر بعدی ما کربلا شده

 داریم از رواق گهرشاد می رویم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با مهرِ تو در نُه فلک داراترینم

گرچه سیه رویم ولی زیباترینم

 

از کودکی دارم ارادت بر تو سلطان

شاعر شدم من با شما ..شیواترینم

 

لکنت زبانی داشتم در اوّلِ راه..

با لطفِ تو حالا ولی گویاترینم

 

کوری نصیبم بود روزی روزگاری..

با گوشه ی چشمِ شما بیناترینم

 

کوچک شدم از خاکِ پایِ زائرینت..

عزّت گرفتم که چنین‌ بالاترینم

 

دستم گرفتی و قدم را راست کردی

از بعد این یاری کنون رعناترینم

 

خیلی تشّکر می کنم از تو که آقا

از التفات و رحمتت ..آقا ترینم

 

ای ضامنِ دلهایِ خسته ..یک ضمانت

قلبم شکسته یک نظر دریاترینم

 

دلواپسی تشویش دارم از  گناهان

گر که نپوشانی مرا..رسواترینم

 

"یابن شبیب ات" را شنیدم گریه کردم

در روضه هایِ جدّتان شیداترینم

 

در قبر هم وحشت ندارم یابن زهرا..

با مهرِ تو در نُه فلک ..دارا ترینم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در هجومِ فتنه‌ها حبل‌المتین  ما را بس‌است

بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بس‌است

 

قبل خلقت با خدا گفتیم در روزِ الست

اشهدان امیرالمومنین ما را بس‌است

 

آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد

این طرف دستِ خدا در آستین ما را بس‌است

 

آن طرف از عَمرُوَدها ، عَمروعاصان صف به صف

این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بس‌است

 

هست قرآن از محمد هست فرقان از علی

آن شریعت این طریقت آن و این ما را بس‌است

 

یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا

در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بس‌است

 

اولین و آخرین جمعند در مشهد بگو

دیدن ایوان طلا‌ی هشتمین ما را بس‌است

 

از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانه‌ایم

آنقدر مهمان شدیم  انگار صاحب خانه‌ایم

 

 آنقدر زخمِ دلِ ما پیش‌تان سر باز کرد

پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد

 

ما گرفتارِ کبوترهایِ این بام و دریم

دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد

 

باز نوشیدیم آبِ سردِ سقاخانه را

باز هم دیدم کبوتر بچه‌ای پَر باز کرد

 

در دلم اُفتاد هم قُم می‌روم هم مشهدت

مادرم تا سُفره‌ی موسی بن جعفر باز کرد

 

بسکه نوشیدیم حسرت رو به درهای بهشت

فاطمه این باغ را  یکبارِ دیگر باز کرد

 

زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن...

باز هم جبریلِ جایِ فرشْ شهپر باز کرد

 

خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم

حافظ از شیراز آمد باز دفتر باز کرد

 

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

 لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

 

آنقدر ماهی که حتی نور عاشق می‌شود

 آنقدر نوری که حتی کور عاشق می‌شود

 

حق بده هر روز خورشید آفتابی می‌شود

هر‌که می بیند تو را از دور عاشق می‌شود

 

 سنگ بودم در حرم دیدم که فیروزه شدم

 تازه فهمیدم دلم بدجور عاشق می‌شود

 

دید عیسی با تو بینا هست نابینایی‌اش

دید موسی با تو کوهِ طور عاشق می‌شود

 

عِزِّ سلطانی کجا و مردِ سلمانی کجا 

 از بزرگیِ سلیمان مور عاشق می‌شود

 

عِلمِ ربّانی تویی باید تو را یک عمر جست

زائر از گهواره‌اش تا گور عاشق می‌شود

 

در حرم دیدم کبوتر‌ها حسودی می‌کنند

به کلاغی که دلش از دور عاشق می‌شود

 

ما زمینیم  آسمان بال کبوتر را نبند

هرچه خواهی کن ولی بر روی ما در را نبند

 

ای به قربان شما و ای به  قربان حرم

بازهم شکرِ خدا ، هستیم  مهمان حرم

 

یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی

می‌رویم امشب همه سمتِ خراسان حرم

 

حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو

نام ما را ثبت کن بینِ شهیدان حرم

 

 باز می آییم و می‌بینیم معلولی ضعیف

 راه می‌افتد خودش در زیر ایوان حرم

 

باز می‌بینیم اشک مادری می‌گیرد و...

بچه‌اش را می‌گذارد رویِ دامان حرم

 

مشهدت شد باز اما کربلا را بسته‌اند

کاش آنجا خیس گردم زیرِ باران حرم

 

حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشته‌ام

هم پریشانِ محرم هم پریشانِ حرم

 

 

از نجف تا کربلا آیا زمینی می‌شویم؟

لطف فرما و بگو که اربعینی میشویم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


تو سفره دار عالمی مشگل گشایی

آقای ما سلطان علی موسی الرضایی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غیب صدای رفت و آمد آید

کعبه به طواف شهر مشهد آید

در طوس ، مدینه را زیارت کردیم

از مرقد او بوی محمد آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


نزدیکیِ این کویر، آبادی هست

از عالم غیب، دست امدادی هست

روزی که پزشک ها جوابت کردند

لبخند بزن! پنجره فولادی هست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


زحمتی را که پدر از  کار طفلان می‌کشد..

گرچه باشد سخت!با شوق فراوان میکشد

 

پای لنگان و مسیر سخت و شیطان در کمین..

زحمت کار مرا شاه خراسان میکشد..

 

سرگذشت بی وفایی های من از حد گذشت

شانه ام جای غم تو غصه نان میکشد

 

معدن حکمت! کجا آخر به تو من میرسم؟!

حسرت فیروزه را ریگ بیابان میکشد!

 

زائر پرادعا درآرزویش حبس شد

قصر باز است و گدا جارو به زندان میکشد..

 

خرج ما دور وبری ها را سوا از خود مکن

نازقرآن راهمیشه جلدقرآن میکشد

 

سائلم مرد کریمی راکه درظرف غذا...

آب ونان بنده را با خویش یکسان میکشد..

 

تاج شاهی مال مردم! خاک پایت مال من..

حسرت این پای بوسی را سلیمان میکشد..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


من که با گرد و غبارت هم برابر نیستم

از همه کمتر منم از هیچ کس سر نیستم

 

زائرانت جای خود ... حتی به کفترهای تو ...

غبطه خواهم خورد ، حالا که کبوتر نیستم

 

من اگر یک لحظه هم جز خانه ات جایی روم

مادرم شیرش حرامم باد ... نوکر نیستم

 

من برای استلام کعبه ات در نوبتم

یک نگاهی به تَهِ صف کن ، من آخر نیستم

 

قایق بی بادبانم روی موج زائران

هیچ جایی بهتر از اینجا شناور نیستم

 

از ضریح تو گلاب ناب می جوشد فقط

تا که عطرآگین شوم دنبال قَمصَر نیستم

 

میهمانت هستم آقا جان ..."بفرمایی" بگو

تا ببینی "داخلم" ... دیگر دَمِ در نیستم

 

تا که دیدم یک فلج بر روی پایش ایستاد

غبطه خوردم که چرا من مبتلاتر نیستم

 

هر کسی که دید وضعم را به حالم گریه کرد

فکر می کردم که دیگر گریه آور نیستم

 

پنجره فولادی ام کن که شفا لازم شدم

من مریضم گرچه اصلا بین بستر نیستم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س)-مدح-دهه کرامت


خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر

که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

 

عرض حاجت می‌کنم آن‌جا که صاحب‌خانه‌اش

پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

 

گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم

راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر

 

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم

زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر

 

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

 

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است

با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر

 

قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

 

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است

ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

 

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم

لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

 

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر

 

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر

 

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

 

پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا

این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر

 

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!

چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

 

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

 

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی

جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...

 

بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...    




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام کاظم(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 07:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانه بازگشایی درب های ظاهری حرم امام رضا علیه السلام


پرچمِت بالای گنبد داره دس تکون میده

گنبدِت داره چه جلوه‌ای به آسمون میده

کاشیای حَرمِت آدمُ آروم می‌کنه

چلچراغای رواقِت به آدم جنون میده!

گاهی وقتا با خودم فِک می‌کنم امام‌رضا

یه گوشه به کفترا نِشسته آب و دون میده!

یه نفر توو کاروونمون از اون اصفونیاس

یه ژتون گرفته هِی به این و اون نشون میده!

یا امام‌رضا به خادمِت بگو چرا فقط

شکلاتاشُ به بچه‌های کاروون میده!؟

یا امام رضا فروشگاه کنار حرمِت

جنساشُ تازگیا یه کم داره گرون میده!

خوش به حال اونکه سربند امام‌رضا داره

جون دادن برا امام‌رضا خدایی جون میده

اربعین یه موکبه تووی مسیر کربلا

که چاییش بوی گلاب ناب و زعفرون میده




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/9 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانه بازگشایی درب حرم امام رضا(ع)


رو به زائر باز شد باب الرضا(ع)، شکرِ خدا

باز هم صحنِ حرم شد با صفا، شکرِ خدا

راه دادی بی گلایه! باز هم شد روبراه-

عاشقانه هایِ سلطان و گدا، شکرِ خدا

مادری جانِ جوادت را قسم داد و گرفت

حاجتش را زیرِ ایوان طلا، شکرِ خدا

لالِ مادرزاد پایِ پنجره فولادِ تو

باز هم با گریه میگیرد شفا، شکرِ خدا

با دعای خیر در کنج ضریحت باز هم

میشود از عالَمی رفع بلا، شکرِ خدا

در کنار حالِ خوب زائرانت جان گرفت

صحن گوهرشاد شد از غم رها، شکرِ خدا

لنگ لنگان دست بر سینه شبانه میرود

پیرمردی با براتِ کربلا، شکرِ خدا

شد «امین الله» ذکرِ نابِ بعد از هر نماز

روضه خوان آورده با خود روضه را، شکرِ خدا

*

جان سپردی کنج حجره! پیش ِ چشمانت نسوخت...

دست و پای کودکان و خیمه ها، شکرِ خدا!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/9 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانه بازگشایی درب حرم امام رضا(ع)


یک بار دیگر در دلم اعجاز کردی

فصل نویی از عشق را آغاز کردی

روح مرا آماده ی پرواز کردی؛

تا اینکه درب خانه ات را باز کردی

باب الکرم، باب العطا، مولای خوبم!

آقا اجازه هست این در را بکوبم؟!


خود شاهدی در این دو ماهه با دل زار

با گنبدت از دور بودم گرم دیدار

کوه مصیبت ها به دل می گشت آوار

تا زائرت را پشت در دیدیم هر بار

مشهد بقیع کشور ایران شده بود

قلب کبوترهای تو ویران شده بود


ماندیم پشت درب های بسته با اشک

شب مونس ما اشک بود و روزها اشک

شد روشنایی بخش چشم تار ما اشک

آرامش قلب پر از خون گدا اشک

پشت در بیت الکرم ماندن، عذاب است

دو ماه دور از این حرم ماندن، عذاب است


من هر چه دارم از عطای توست آقا

ره توشه ام جود و سخای توست آقا

بالاترین نعمت ولای توست آقا

درمان هر دردی دوای توست آقا

خوشحالم از اینکه در این خانه وا شد

این سرزمین لبریز از لطف رضا شد


با کوله بار درد، هر باری رسیدیم

جز لطف بی اندازه ات چیزی ندیدیم

تنها نه اینکه از کراماتت شنیدیم

ما معجزات نابی از چشم تو دیدیم

تا پنجره فولاد باشد غم نداریم

جز تو طبیبی در همه عالم نداریم


هر کس دخیل تو شده حاجت گرفته

هر کس شده خاک درت قیمت گرفته

هر کس شده خار شما عزّت گرفته

هر کس که دل داده به تو، جنّت گرفته

ما هر چه داریم از عنایات تو داریم

ما مستمندان جز تو سلطانی نداریم


ای هشتمین خورشیدِ عرش کبریایی

تو مثل جدّ خود غریب الغربایی

زنده نگهدار غم کرب و بلایی

گریه کن شاه شهید سرجدایی

هر روز یاد ناله ی "یابن الشبیبم"

هر دم به یاد روضه ی "شیب الخضیبم"




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/9 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانه بازگشایی درب های ظاهری حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

 

پرچمِت بالای گنبد داره دس تکون میده

گنبدِت داره چه جلوه‌ای به آسمون میده

 

کاشیای حَرمِت آدمُ آروم می‌کنه

چلچراغای رواقِت به آدم جنون میده!

 

گاهی وقتا با خودم فِک می‌کنم امام‌رضا

یه گوشه به کفترا نِشسته آب و دون میده!

 

یه نفر توو کاروونمون از اون اصفونیاس

یه ژتون گرفته هِی به این و اون نشون میده!

 

یا امام‌رضا به خادمِت بگو چرا فقط

شکلاتاشُ به بچه‌های کاروون میده!؟

 

یا امام رضا فروشگاه کنار حرمِت

جنساشُ تازگیا یه کم داره گرون میده!

 

خوش به حال اونکه سربند امام‌رضا داره

جون دادن برا امام‌رضا خدایی جون میده

 

اربعین یه موکبه تووی مسیر کربلا

که چاییش بوی گلاب ناب و زعفرون میده




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/03/7 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


ببیــنم کاشــکی بــال و پــرم را

زیـــارتــنـــامـــۂ دور و بـــرم را

دوباره حس کنم ایکاش با اشک...

به زیر پایِ خود، فرشِ حرم را!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/6 | 10:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به امید بازگشایی حرم مطهر امام رضا(ع)

امام رضا(ع)-مناجات-امام حسن(ع)قبرستان بقیع


یه روزی تو ازدحام حرمت

دنبال یه جا می‌گشتم بشینم

باورم نمیشد اصلا که یه روز

حرمو بدون زائر ببینم

 

دل من چجوری طاقت میاره

بمونه پشت درای حرمت؟

با خودم گندم آوردم آقاجون

پس کجان کبوترای حرمت؟

 

آسمون هرچقدم که با صفاس

با هیاهوی کبوترات خوشه

قوربون صفات برم! امام رضا

شبای حرم با زائرات خوشه

 

آی نسیمی که الان تو حرمی!

یه نفس برای من روضه بخون

حرم مشهدو خلوت می‌بینی

برای امام حسن روضه بخون

 

بخون از غربت اون آقایی که

نه یه زائر، که ضریحم نداره

چلچراغ حرمش ستاره‌هان

آسمون سر روی خاکش می‌ذاره

 

خودمونیم تا حالا دیدی یه بار

زائری از خادما شاکی باشه؟

یا ببینی مثلا فرش حرم

نامرتب باشه یا خاکی باشه؟

 

حالا فکرش رو بکن یه بار بیای

ببینی صحن و حرم ریخته به هم

ببینی سقاخونه خراب شده

گرد و خاکه روی فرشای حرم

 

آی نسیمی که الان تو مشهدی

چه بوی عطری میاری همیشه

اما از بقیع اگه رد شی یه بار

بوی گرد و خاک ازت جاری میشه

 

یا امام رضا خودت یه کاری کن

که حرم پُر بشه باز از زائرات

باز میون جمعیت یکی بگه

برای ظهور مهدی صلوات!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


تا سرم را اول باب الرضایت برده ام بالا

با کبوترها دلم را در هوایت برده ام بالا

 

در خیالاتم دل سر به هوای سرکش خود را

بارها از پله ی گلدسته هایت برده ام بالا

 

بارها در خلوت صحن تو تابوت غریبم را

روی دوش خادمان باصفایت برده ام بالا

 

من تمام آرزوهای خودم را از تو می گیرم

از همین دستی که در پایین پایت برده ام بالا

 

با خودم گفتم چه می خواهم از این دربار شاهانه

جز که شأنم را به عنوان گدایت برده ام بالا؟!

...

دردها گاهی مرا هم بی ادب کرده است می دانم!

بگذر آقا ! گر صدایم را برایت برده ام بالا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/2 | 03:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای دلتنگی های زائران امام رضا(ع)


کار دلمان لنگ شده…همسایه

جنس دلم از سنگ شده…همسایه

کی زائر آن صحن و سرا خواهم شد…؟

همسایه دلش تنگ شده…همسایه




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/01/7 | 10:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تا خاک توست دست به گوهر نمی زنم

تا کوی توست سوی جنان پر نمی زنم

 

من باد نیستم که زنم سر به هر دری

جز بر در سرای شما سر نمی زنم

 

درهای آستان تو یک لحظه بسته نیست

جایی که در گشوده بود در نمی زنم

 

حتّی اگر که بسته شود در به روی من

جایی نمی روم، در دیگر نمی زنم

 

مادر مرا به مهر و ولای تو شیر داد

من پشت پا به فطرت مادر نمی زنم

 

تا از گلاب ذکر، نشویم دهان خویش

بوسه بر این مزار مطهّر نمی زنم

 

گر باز شد به روی تو «میثم» هزار در

برگو دری به جز در حیدر نمی زنم 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/12/28 | 09:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در این حرم چیزی ندیدم غیرِ زیبایی

کم نیست در صحنت نفس های مسیحایی

 

هر کس به دیدار تو آمد کربلایی شد...

اینگونه خواهی کرد از مهمان پذیرایی

 

از کودکی با پنجره فولاد مانوسم

وقت گرفتاری نخواهم رفت هر جایی

 

از آب سقاخانه هر کس خورده ، می فهمد

زمزم ندارد این چنین آب گوارایی

 

وقتی که نام مادرت را می بَرَد زائر

در صحن غوغا می شود آن هم چه غوغایی

 

وقتی برای دستگیری می رسی از راه

صحرای محشر تازه خواهد شد تماشایی

 

حاجات سائل را نگفته می دهی، یعنی

در دست و دلبازی نداری هیچ همتایی

 

چشم انتظارت می نشینم در صف محشر

بی شک به دیدار منِ سرمست می آیی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به بوی مست شب بوها و مریم ها توجه کن

همین که اشک میریزی به شبنم ها توجه کن

 

همین که می رسی از صحن گوهرشاد، شادی کن

به شادی های پنهان گشته در غم ها توجه کن

 

یکی از یاد تو رفته که در یک فرد میبینیش

همینطوری که می آیی به آدم ها توجه کن

 

کنارت هرکسی یک جور و با یک ذکر می آید

به یا زهرا و یا حیدر به این دم ها توجه کن

 

به هر علت دو قطره اشک روی گونه چون آمد

در این وادی زیاد از حد به این کم ها توجه کن

 

همیشه قطره ای گُم باش پیش حضرت دریا

همیشه نزد عالِم ها به عالم ها توجه کن

 

حرم رفتی به شادی ها به زاری ها توجه کن

به نوع نشئگی ها و خماری ها توجه کن

 

حرم انگار مردم را تماماً مهربان کرده

به نوع عشق ورزی ها به یاری ها توجه کن

 

ببین دلواپسی معنا ندارد در ورودی ها

به طرز اغلب چشم انتظاری ها توجه کن

 

یکی هستی و خود را چون که صدها تکه میبینی

به این تکثیر در آیینه کاری ها توجه کن

 

به سیل زائران وقتی که می جوشند و می آیند

به این دلدادن،این بی اختیاری ها توجه کن

 

به اینکه با چه طیفی میروی پابوس دقت کن

به نوع چینش این همجواری ها توجه کن

 

همیشه مضربی از هشت در آمار میبینی

به هشت مُستَتِر در سر شماری ها توجه کن

 

مچاله باش نزد مرقدش تا قیمتی باشی

به این آداب اهدای هزاری ها توجه کن

 

اگر دقت کنی از گوشه اش بالی زده بیرون

به رخت خادمان در کفشداری ها توجه کن

 

توجه کن توجه کن کنار حضرت سلطان

به هر درد و غمی غیر از نداری ها توجه کن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


چه غم گر گنه کار و نامه سیاهم

علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش

کرم کرد و داد از عنایت پناهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت

نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من

رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم

به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت

عطا کرد، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم، اگر پست بودم

رضا داد قدرم، رضا داد جاهم

شدم خاک پای امام رئوفی

که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

اگر چه گنه کار و آلوده هستم

ز صهبای «لاتقنطوا» مست مستم

سزد پا به بال ملائک گذارم

که بر دامن این ضریح است دستم

هم از جان بر این آستان رخ نهادم

هم از دل بر این پنجره رشته بستم

امام غریبان ولی نعمتم شد

که عمری سر سفرۀ او نشستم

به حبّ تو دادار را می ستایم

به مهر تو معبود را می پرستم

به پیمانه ای هستی ام را بسوزان

به رویم میاور که پیمان شکستم

به من در ز رأفت گشودی وگر نه

تو بالای بالا و من پست پستم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی

قرار دل بیقرارش تو باشی

خوشا آن که تنها تو را دوست دارد

چه خوش تر اگر دوستدارش تو باشی

بر آن محتضر می برم رشک هر شب

که شمع شب احتضارش تو باشی

خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری

که هم خانه و هم دیارش تو باشی

خوشا آن گدائی که تنهای تنها

کناری نشنید، کنارش تو باشی

خوشا آن تهی دست بی برگ و باری

که در این چمن برگ و بارش تو باشی

خوشا آن که یک عمر پروانه ات شد

که یک لحظه شمع مزارش تو باشی

شعاری به پیشانی خود نوشتم

خوشا آنکه تنها شعارش تو باشی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

تو آئینهء طلعت کبریائی

جگر پارهء خاتم الانبیائی

تو قرآن، تو توحید، تو دین، تو ایمان

تو زهرای مرضیه، تو مرتضائی

تو بدرالولایه، تو شمس الائمه

تو مولا علی بن موسی الرضائی

تو یاسین، تو طاها، تو کوثر، تو قدری

تو کعبه، تو مروه، تو سعی و صفایی

تو یار غریبانی و خود غریبی

تو تنهائی و با همه آشنائی

زهی جاه و رفعت، زهی لطف و رأفت

که نه از خدا و نه از ما جدائی

چو برخیزم از خاک، در حشر گویم

علی بن موسی، کجائی، کجائی

به جان جوادت پی بازدیدم

سه جائی که خود وعده دادی بیائی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

نبی را به خاک حجاز است و ایران

دو کس پارهء تن، دو تن بهتر از جان

مطاف ملک، فاطمه در مدینه

علی بن موسی الرضا در خراسان

یکی مدفنش بوسه گاه خلایق

یکی خانه اش سوخت از نار سوزان

رواق یکی سر بر افلاک برده

مزار یکی مانده با خاک یکسان

یکی در فراق پسر دل پر از خون

یکی در عزای پدر دیده گریان

یکی روز شد دفن در شهر غربت

یکی شب غریبانه تر از غریبان

الهی زبان مرا وقت مردن

به این بیت ترجیع، گویا بگردان

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


صیدم و با دیدن صیاد گفتم یا رضا

تا گره در کار من افتاد گفتم یا رضا

 

آرزوی دیدن کرب و بلا را داشتم

رفتم و در صحن گوهر شاد گفتم یا رضا

 

همصدا با کل عالم ، از  دم باب الجواد

تا کنار پنجره فولاد گفتم یا رضا

 

گریه و لبخند من از  گریه و لبخند اوست

در شهادت چون شب میلاد گفتم یا رضا

 

عارفی درس جنون می گفت اما آخرش

جای هر چیزی که یادم داد گفتم یا رضا

 

روبه روی پنجره فولاد بودم ، ناگهان

با شفای کور مادر زاد گفتم یا رضا

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 08:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از آن زمان که طرح دلم را خدا کشید

آن را مکان سلطنت عشق آفرید

دل را به نام  رعیت عشق اتنخاب کرد

بر تاج و تخت ملک خودش شاه  برگزید

شاهی که مهربان رئوف است و آشنا

شاهی که از فقیر وگدا ناز می خرید

آنکه در آسمان و زمین تاج و تخت داشت

همپای بالهای زمین خورده می پرید

مانند چشمهای پر از رحمت و صفا

هرگز ندید دیده هرکس که دیده دید

آقا جهان به دور تو  پروانه  می شود...

شاهی شبیه شاه خراسان نمی شود

 

باید کبوترانه برایت غزل نوشت

باید تو را شبیه خدا بی مثل نوشت

وقتی به چشمهای شما میرسد غزل

باید به جای چشم دوکاسه عسل نوشت

آن کس که جود را به تو بخشید ای رئوف

دل را گدای خان شما از ازل نوشت

طرز نگات زلزله انداخت در دلم

آباد خانه اش  که مرا بر گسل نوشت

کار گدای خانه  تو پادشاهی است

باید برای لطف تو ضرب المثل نوشت

ای آنکه گشته ضامن آهو مدد رسان

در زیر صفر مانده تبم  را به صد رسان

 

در محضر تو خاکم و از خاک کمترم

یعنی که از تمام فلک نیز برترم

وقتی به پیش گنبد زرد تو میرسم

گویا بهشت کرده تجلی برابرم

گاهی  شبیه یک نخ سبزم  دخیل تو

گاهی در آسمان سرایت کبوترم

از اولین سفر که به پا بوست آمدم

دیگر نشدکه از حرمت دل بیاورم

جز درب خانه ات در دیگر نمیزنم

حاجت به جز حریم توجایی نمیبرم

دستم بگیر غیر شما راه چاره نیست

در کار خیر  حاجت هیچ استخاره نیست

 

گنبد نگو بگو که نگین جهانیان

گلدسته نه بگو که ستون های آسمان

زائر نگو بگو که ملک های عرش حق

خادم نه  جبرئیل خداوند لا مکان

مرقد  نگو و کعبه بگو بر ضریح او

بوی خدای میرسد از بارگاهشان

هر چیزدر جوار شما پر بها شود

بیهوده نیست قیمت بالای زعفران

هر جا رویم از سر خانت نمیرویم

از بس که سفره کرمت هست بی کران

دنیا به آستان حریمت دخیل شد

کوچکترین گدای شما جبرئیل شد 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/04/23 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


کن نظری ای طبیب ، حال دلم خوب نیست

صبر منِ خسته چون، حضرت ایوب نیست

آهن اسقاط را ، آینهٔ مات را

کی بخرد زرگری ، جنس که مرغوب نیست

گرد توام در طواف ، روی لبم اعتراف

حیف که این دیده چون،دیدهٔ یعقوب نیست

پادشه ملک طوس ، حضرت شمس الشموس

آمده ام پای بوس ، پای مکش، خوب نیست

بار گناهم کم است ، پیش کرامات تو

این دل آلوده از ، آهن و از چوب نیست

در طلبت آمدم ، خط امانی بده

تا که تو باشی پناه ، در دلم آشوب نیست

طالب یک غمزه ات ، خیل ملائک همه

حرف همه قدسیان ،جز تو که مطلوب نیست

سلسله در سلسله ، حب تو شرط خداست

سیدالاحباب ما ، غیر تو محبوب نیست

در شب میلاد تو ، غم به دلم ره مده......

....کن نظری ای طبیب،حال دلم خوب نیست 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 19 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات