حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر تویی سحر پشت این سیاهی ها

سزاست غبطه جا مانده ها به راهی ها

بجز سلام به تو ، آن هم اکثرا از دور

چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها؟

به پیشگاه شما سر به زیر می آیم

به سربلندترین شکل عذرخواهی ها

دو لنگه درب حرم ٬ باز ، مثل آغوشت

همیشه هست پذیرای بی پناهی ها

ازین به بعد ندارند تاب دریا را

که خواب حوض تو را دیده اند ماهی ها

که سنگفرش تو از جنس چشم آهوهاست

و خاک پای تو اکسیر خوش نگاهی ها

دوباره باید ازینجا به جاده زل بزنم

همان حکایت جامانده ها و راهی ها...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دست خودم که نیست، شده تنگِ مرقدش

"ای دل نگفتمت نرو..."* این هم پیامدش

حالا تمامِ روز و شبم را گرفته است

فکر وصال صحن گوهرشاد مشهدش

هر کس که گفت راهِیَم امشب دلم شکست

با احتمال اینکه مراهم... به درصدش...

من سر به زیر بودم و سر به هوا شدم

از آن شبی که خورد نگاهم به گنبدش

فرزند، باب جود و پدر، باب حاجت است

بیهوده نیست این کرم و لطف بی حدش

یادش بخیر فصل زمستان میان صحن

اشکم چکید و ماند روی برف ها ردش

وقت سحر، نسیمِ خنک، صوت ربنا

آن پنجره طلایی و صحن زبان زدش

ما بنده ایم بنده ی شاهی که زنده شد

صدها مسیح در اثر رفت و آمدش

هر کاسبی که زائر او احترام کرد

رونق گرفت کسب حلال و درآمدش

عمری گدای شاهم و کاری نداشتم

با هر کسی که سمت رضا نیست مقصدش

این هشتمین دری که به جنت خدا گذاشت

تنها به زائران رضا می گشایدش

ساعت دوباره هشت شده وقت عاشقی است

با یک سلام و عرض ادب سمت مرقدش

مُردم هزار و یک سحر از این جدایی اش

هر طور باز شاه خراسان بخواهدش

 

*ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


این جا که می رسم دل من بی اراده است

همچون غبار درحرمت اوفتاده است

من کیستم که آمدم این جا،در این حریم

موسی برای عرض ادب ایستاده است

تنها به پاس و حُرمت مهر شما بود

هرگنج معرفت که مرا دوست داده است

گاهی نشسته است به دارالضیافه ات

گاهی مقیم گوشۀ دارالسیاده است

جز جادۀ ولایت و عشق و مرامتان

تا کعبۀ امید مگر راه و جاده است؟

گر بسته شد تمامی درها، چه غم مرا

باب کرامت تو به رویم گشاده است

خواندم ز روی آینه ها، درحریم تو

پُر ارزش است هرکه دلش صاف و ساده است

سیراب کن مرا ز کوثر عشق و محبّتت

کاین تشنه ،تشنۀ یک جرعه باده است

تایک نظرکنی به «وفائی» ز مرحمت

چون اشک سر به خاک حریمت نهاده است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دلم اسیر و مبتلاست

عاشق گنبد طلاست

هرجایی که پر میکشم

بازم دلم پیش شماست

 

وقتی که دل تنگ برات

برای اون صحن و سرات

پرمیگیره عاشقونه

میرسه ایوون طلات

 

اگر هوایی شده ام

یا که خدایی شده ام

تو حرم و صحن و سرات

کرببلایی شده ام

 

حریم تو عرش خداست

عرش خدا باب الرضاست

تو صحن گوهرشاد تو

بهشت چیه بهشت کجاست

 

هرکی تو رو دوست نداره

عقبا و دنیا نداره

خدا میدونه که براش

جهنمم جا نداره

 

حالا وداع آخره

دارم میرم، امام رضا

انشالله که بهم دادی

شما برات کربلا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هربار میبخشى مرا، من نصف جان میشم

ازبس خجالت میکشم، آب روان میشم

صد سال پیش از کوچۀ ما رد شدى اما

هر وقت میبوسم زمین را آسمان میشم

یک عمر گریه قیمت ما را مشخص کرد

این روزها دارم چقدر ارزان، گران میشم

عاشق شدیم و تجربه کردیم پیرى را

من در بهار زندگى دارم خزان میشم

پروانه اى را دیدم و گفتم شبى منهم

مانند این پروانه رسواى جهان میشم

یک استخوان انداختن مال تو چیزى نیست

اما نباشد من که پوست و استخوان میشم

پیش تو که هستم زبانم بند میاید

اما کنار عکس تو بلبل زبان میشم

فرقى ندارد مال من اصلا کجا باشم

آهو نشد باشد سگ این کاروان میشم

من با گدایان سر کویت ولو با من

نامهربان باشند،باشد مهربان میشم

نان آور این خانۀ ما هم شما هستید

بیهوده من دارم اسیر لقمه نان میشم

من وقت میوه چیدنم فصل زمستان است

یعنى به لطف گریه در پیرى جوان میشم

چون داستان مرد سلمانى بین راه

یکروز میاید که من هم داستان میشم... .



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات


آرام ترم همیشه در كنج حرم

ایوان طلا مقابل چشم ترم

در ساحل أمن صحن قدس رضوی

این قطره كجا و موج دریای كرم؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تهران ـ مشهد، نسیم گُل ، بوی جان

لبخند به لب ، به سینه شوقی پنهان

بوی خوش ثامن‌الحُجج می‌آید

ای تشنه لبان عشق ! اینك باران

***

تهران ـ مشهد ، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شُهود ماه است

تهران ـ مشهد ، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی ، مسافتی كوتاه است

***

تهران ـ مشهد ، قطار ، من ، تنهایی

روی لبِ دل ، تبسّم شیدایی

از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد

مولا ، تو به پیشواز من می‌آیی ! 

***

من تهران و تو در خراسان ، افسوس

دارد چشمم هوای باران ، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه ! از شما چه پنهان ، افسوس !

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت ، بی‌نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كُنی ، زیارت جور است

***



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


راهی شدم اگرچه که دعوت نداشتم

غرق سوال بودم و طاقت نداشتم

شک داشتم به هرچه که آوازه ی تو بود

اصلا به زائر تو شباهت نداشتم

با یک "نیاز از همه جا مانده" توی دست

اینبار هم امید اجابت نداشتم

در لحظه ورود در آن ازدحام شوق

درد دلی شدم که نهایت نداشتم:

راهم نداد خادم تو، خاک بر دلم

می سوختم، زبان شکایت نداشتم

نام مسیح روی لبم آب می شد و

در سینه تاب آن همه حسرت نداشتم

گفتم که ساعتی بنشینم در انتظار

پشت درت نشستم و ساعت نداشتم...

خیلی گذشت تا که به قلبم خطور کرد

راهی به غیر باب جوادت نداشتم

پایم دوید پشت دلم ...رد شدیم و هیچ-

حرفی به جز سکوت رضایت نداشتم

دیدم تو را بلند تر از هر چه گفتنیست

گفتی سلام، قدرت صحبت نداشتم

مومن شدم، به چشم تو دینم خلاصه شد

غیر از نگاه لطف توحاجت نداشتم

**

بار نخست بود که در طول زندگیم

احساس بی قراری و غربت نداشتم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آن ذره ام که در پی خورشید آمدم

عبدم به آشیانۀ توحید آمدم

یا ایها الرئوف که گفتم ، دلم شکست

وقتی که خوب سینه درخشید آمدم

وقتی هزار حج ، به همین یک زیارت است

چندین هزار حج ، به همین دید آمدم

با دل زیارت حرم یار می کنم

در این سفر بدون روادید آمدم

این نوکری به تاج سلیمان نمی دهم

با خضر راه ، این ره جاوید آمدم

هان گندم بهشت کجا ، گندم حرم

تا با توأم که گفته به تبعید آمدم

من آستانه بوس سناباد مشهدم

چونکه مرا به قافله خواندید آمدم

با هر بهانه زائر گنبد طلا شدم

من آن کبوترم که به امّید آمدم

اصلاً نگفت بار گناهت زیاد شد

هرچه شدم رفوزه تجدید آمدم

عبدالحسین بودنِ من هم از این سراست

من کربلا نرفته به تمجید آمدم

آقا مرا کنار خودت تا خداببر

حالا که آمدم تو مرا کربلا ببر

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح


با دیدن تو چه محشری خواهد شد

آغاز حیات دیگری خواهد شد

وقتی که به صحن آسمانت برسم

آهوی دلم کبوتری خواهد شد

***

قصدم سفری برای گلگشت نبود

برگشت از آرامش این دشت نبود

در فال خطوط کف دستانم کاش

تقدیر بلیط رفت و برگشت نبود



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ای خراسان تو رشک روضه رضوان ما

سایه گلدسته هایت بر سر ایران ما

خاک کویت در تمام درد ها درمان ما

جان گرفته از نسیم بارگاهت جان ما

تربت تو هم نجف هم تربت پیغمبر است

زائرت از زائر کل امامان برتر است

گنبد زرین تو تا حشر مصباح الهداست

پرچم سبز تو را امنیت ملک خداست

خشت خشت بارگاهت را به عالم این نداست

شهریار عالم است آن کس که بر این در گداست

ای فتاده بر سر خلق دو عالم سایه ات

عالمی در سایه ات ایراننیان همسایه ات

دل که شد از آن تو بیت الحرامش می کنی

هرکه گردد زائرت اول سلامش می کنی

روز محشر صاحب قدر و مقامش می کنی

هرکه باشد هشت جنت را به نامش می کنی

دست زوار شما در حشر دردست شماست

بلکه باشد نامه اعمال او در دست راست

درد جان خلق را درمان تویی دارو تویی

کبریا مظهر علی آیین محمد خوتویی

هشتمین آیینه دار حسن ذات هو تویی

هم جمال غیب هو هم ضامن آهو تویی

زائر قبر تو نزدتو عزیز از ابتداست

احترامش می کنی زیرا که زوار خداست

آسمان ها سفره رنگین احسان تو اند

آسمانی ها سر این سفره مهمان تو اند

قدسیان دنبال آهوی بیابان تو اند

عرشیان پیوسته زوار خراسان تو اند

هم ادب درآستانت شخص موسی می کند

هم نسیم بارگاهت کار عیسی می کند

نار اگر نام از خراسانت برد نورش کنند

نور اگر دور از نگاهت اوفتد کورش کنند

گر به شیطان چشم رحمت واکنی حورش کنند

وای برآن کس که فردا از شما دورش کنند

زائرت را وقت جان دادن چو آیی برسرش

این عجب نبود که از رافت بگیری در برش

ای همه در های صحنت خلق را باب الجواد

وی همه عالم مرید و کوی تو باب المراد

تاقیامت از گدا آید عنایاتت زیاد

زائر تو با تو محشور است دررروز معاد

خوش به حال آنکه روز حشر کارش بارضاست

نقش پیشانی زوار حریمت یا رضاست

کاش قلبم برکبوتر های صحنت دانه بود

کاش جانم گرد شمع زائرت پروانه بود

کارم از اول گدایی بردر این خانه بود

هرکه شد دیوانه کوی شما فرزانه بود

خادم در بار تو فخریه بر شاهان کند

کفش دار آستانت ناز بر رضوان کند

ای سرم خاک ره جاروکشان صحن تو

صورت خورشید فرش آستان صحن تو

پرچم نصر الهی سایه بان صحن تو

بال جبراییل چتر آسمان صحن تو

بس که آقاو رؤفی و شفیقی یارضا

باگدایان در خود هم رفیقی یارضا

آمدم تا در شرار مهر خود تابم دهی

آمدم تا هرچه می خواهی از این بابم دهی

آمدم ازخاک کویت گوهر نابم دهی

آمدم کز جام سقاخانه ات آبم دهی

ناله و سوزو درون و گریه و آهم بده

فرض کن یک اشترم درصحن خود راهم بده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مناجات


دوست دارم فقط "رضا" را من

دائما گفتم از تو هرجا من

شب و روزم فقط به یاد توام

بس که هر روز و هر شبی با من

 روح موسی دمیده در جسمت

که شدم از دمت مسیحا من

اینقدر لطف می کنی ، ماندم

تو به من دل سپرده ای یا من...؟

من به تو پشت کردم اما تو...

تو به من لطف کردی اما من...

 مشهدت قبله گاه عشاق است

قبله پس کعبه نیست الزامن

کام شیرینم از نبات شماست

عطرم از "زعفران بهرامن"

یا رضا دست من به دامن تو

چشم دارم به لطف این دامن

تو سه جا قول آمدن دادی

انتظار از تو دارم آقا من



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


این گنج به این طایفه ارزان نرسیده

بی رنج به دستان دلیران نرسیده

در هیچ زمان اینهمه انواع غنیمت

بی دغدغه و جنگ به ایران نرسیده

از نام رضا مملکت ما شده آباد

با اینهمه یوسف که به کنعان نرسیده

اینجاحرمی هست که بردور ضریحش

در اصل کسی تازه به دوران نرسیده

راهی شدم از دور به سمت حرم تو

فرمان بده تا دست به فرمان نرسیده

جاداشت که درجاده ی مشهد وسط قم

از شوق بمیریم به تهران نرسیده

قصد حرم حضرت معصومه که کردیم

مُردیم از این عشق به شیخان نرسیده

انگار رضا باز نکرده به معارف

لبهای کسی را که به سوهان نرسیده

مشهد که شود کعبه چه خوب است که زائر

محرم بشود باز به سمنان نرسیده

باید بکند کفش چو موسی پی دیدار

در راه به استان خراسان نرسیده

دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه اّب

ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده

ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو

مُردیم به پایان خیابان نرسیده

ای وای دلم در حرم از شوق زیادی

راهی نجف گشت به ایوان نرسیده

جایی که در اینجا به اباصلت رسیده

دیدیم که در رتبه به سلمان نرسیده

این اوج کریمی ست که بیماری من را

دادید شفا دست به دامان نرسیده

ای کاش دوباره تو بخواهی و بیایم

در موقع برگشت به تهران نرسیده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/01/2

امام رضا(ع)-نوروز


اوّلِ سال، فقط شمسِ رضا را عشقست

در همه حال، فقط شمس رضا را عشقست

اینکه خورشید شده، مبدا تقویمِ عجم

گو به اجمال، فقط شمسِ رضا را عشقست

نورِ خورشید ،تجلّیِ خَمِ زُلفِ رضاست

بی خط و خالِ فقط شمس رضا را عشقست

صد چو یوسف به ترازوی ثمن جمع شوند

دمِ مکیال، فقط شمس، رضا را عشقست

ملکِ وحی به همراه ملائک گفت و

زد پر وبال: فقط شمس رضا را عشقست

کُلُّهم نور ، ولی بینِ شموس و بینِ

نبی وآل فقط شمسِ رضا را عشقست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه‌بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده‌ایم از راه دور

نیّت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی‌بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره‌ی ما صفر شد از بیست؛ اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه‌ی ما تشنه‌ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سرآمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من‌یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه ناامیدان؛ مأمن مأیوس‌ها

ایستگاه آخرِ ای کاش‌ها، افسوس‌ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته‌هاست

زائر دلخسته و بی‌خواب از کابوس‌ها

نور گیرد ماه، تا شب‌های جمعه در حرم

می‌طراود نغمۀ یا نور و یا قدّوس‌ها

می‌رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه‌پر طاووس‌ها

در ازای قطره‌هایی اشک با خود می‌برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس‌ها

هرکه صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گِلِ ایرانیان خاکی به غیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته‌ی صیّاد باشم بهتر است

زاده‌ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالیِ رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده‌ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده‌ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست‌های بسته‌ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می‌شوم

یا شهید جاده‌ی مشهد به تهران می‌شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می‌شوم

در زیارت‌ها سرم پایین‌تر از قبل است و من

پشت ابر گریه‌ها از شرم پنهان می‌شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می‌دهی

و من از کم آمدن‌هایم پشیمان می‌شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می‌کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می‌شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم با تو آن هم کربلاست

اشک در چشمت به شوق آشنایت جمع شد

بغض دیدار جوادت در صدایت جمع شد

از فشار زهر گاهی غلط خوردی بر زمین

گاه مانند جنینی دست و پایت جمع شد

روی خاک افتاده‌ای اما نه با اصرار خود

دست و پا از بس زدی فرش سرایت جمع شد

با لبان تشنه زیر لب صدا کردی حسین

در گلویت بغض‌های کربلایت جمع شد

روضه می‌خواندی که یا جدّاه! بعد از کشتنت

در حصیری پیکر از هم جدایت جمع شد

آه... یا جدّاه! ناموست پس از تو زار شد

وای از آن روزی که زینب راهی بازار شد

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/10/1

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


مستحقم بده در راه خدا آقاجان

آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام

رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما

حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است

داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد

مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم

بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما

چه کنم با هوس کرببلا آقاجان

...

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت

مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم

قربون کفترای صحن رضا...آقاجان



موضوع : وداع با محرم و صفر، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/06/31

امام جواد(ع)-شهادت


مرید بال زدم تا مراد گریه کنم

به شوق بام تو تا بامداد گریه کنم

و در خیال خودم رفته ام امام رضا

نشسته ام دم باب الجواد گریه کنم

به (التماس دعاهای) کوله بار خودم

به رسم معرفت و رسم یاد گریه کنم

مرور می کنم عمرم چقدر زود گذشت

زیاد وقت ندارم زیاد گریه کنم!!

چه خوب اگر بدهد کربلا به من، من هم

چه داد گریه کنم چه نداد گریه کنم!!

نشسته ام که به یاد یتیم این آقا...

و کارِ یک زنِ رقاصِ شاد گریه کنم!!

ابالجواد، جوادت چه بد تنش افتاد

به، جان پاک جگر گوشه ات زنش افتاد!!

به خاک تیره چرا آفتاب افتاده

نگاه بی رمقش فکر خواب افتاده

جوان تشنه لبی مثل شمع آب شده

لبش به زمزمۀ (آب آب) افتاده!!

به زحمتی طرف درب بسته آمد و حیف...

صدای محتضرش بی جواب افتاده!!

کنیز ها همه با طشت هلهله کردند

تنش به مرحلۀ پیچ و تاب افتاده!!

به دست و پا زدنش بین حجره خندیدند

که احترام امام از حساب افتاده!!

در آخرین نفسش زائر کبودی شد

ز روی صورت مادر نقاب افتاده!!

رسید فاطمه زد شانه گیسوانش را

نشان نداد ولی زخم استخوانش را

شکسته بال و پرش را به آسمان دادند

کنیزها بدنش را تکان تکان دادند

قرار شد که تنش را کشان کشان بکشند

به هم ، مسافتِ تا بام را نشان دادند!!

برای اینکه برایش نما درست کنند

به تیزی لبۀ پله ها زمان دادند!!

همین که شکل لبش فرق کرده یعنی که:

به اشک ما خبر چوب خیزران دادند!!

و اینکه نیز سرش ضربه خورده یعنی که:

دوباره تا دل گودال راهمان دادند!!

هزار شکر که دیگر تنش نمی سوزد

کبوتران که رسیدند و سایبان دادند!!

چقدر خوب همینکه تنی برایش ماند

چقدر خوب که پیراهنی برایش ماند...

***

با تشکر از شاعر و مداح گرامی جناب حاج حبیب نیازی برای ارسال این شعر



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، شهادت امام جواد(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/27

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


باز هم زائر دل خسته فراخوان شده است

ماه ذیعقده دو بار است كه مهمان شده است

قرعه نیك به نام دل عاشق افتاد

مقصد این سفر عشق خراسان شده است

حضرت نور به ذرّات عنایت دارد

میزبان سفرم حضرت سلطان شده است

آنقدر خوب هوای دل ما را دارد

هفتمین قبله ،ولی نعمت ایران شده است

مشكلی نیست كه آسان نشود"در حرمش"

درد بسیار ولی لحظه درمان شده است

قفل دل هرچه كه باشد ،همه را می داند

بی سبب نیست دلم دست به دامان شده است

آكْرٓمٓ آنْفُسٓكُمْ ،نام شما شیرین است

در حرم ذكر لبم، باز رضا جان شده است

آخرین حاجت قلبیّ گدا وقت وداع

عرفه،كرب و بلا بود كه احسان شده است

وعده حجّت حق، وعده صادق باشد

در دم مرگ ،رضا ضامن إنسان شده است

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تا خدا و دم خدایی توست

معجزات امام رضایی توست

عشق،سلطان واجب التعظیم

شغل ایرانیان گدایی توست

تیغ ابروت کشته می طلبد

سر ما را بزن هوایی توست

ازدحامی که این حرم دارد

از وفور گره گشایی توست

دادن برگه ی امان النّار

شمه ای از هنرنمایی توست

آنچه ما را کبوترت کرده

هنر گنبد طلایی توست

گرچه دعبل نمی شوم اما

افتخارم غزلسرایی توست

سائلی پشت این درم عشق است

گوشه ی دنج این حرم عشق است

به بد و خوب عنایتی داری

بین دستت چه رحمتی داری

همه جا صحبت تو پیچیده

که رئوفی چه رأفتی داری

چقدر مثل مادرت هستی

به فقیران عنایتی داری

بنِشین، از خجالت آب شدم

سر پایی، چه عادتی داری!

آنقدر محشری به دور ضریح

بنگر چه قیامتی داری

هرکه با لهجه ای تو را دارد

از همه فرقه رعیتی داری

به همه گفته ام امام رضا

چه دل با محبتی داری

سرخوش از لطف بی حدت هستم

حاجی حجّ مشهدت هستم

می خری هر دل پریشان را

بنده ی عاصی پشیمان را

تو و معصومه خواهرت همه جا

عزّتی داده اید ایران را

هیچ شیرینی ندارد این

مزه ی زعفران و سوهان را

عطر و بوی غذای حضرتی ات

بین صف می کشد سلیمان را

هر ملک غبطه می خورد وقت

هم غذائیت با غلامان را

تحت امر ولایتت شرط است

تا بگویم به خود مسلمان را

رخصتی ده که زائرت باشم

عرفه یا که عید قربان را

با شما رحمت خدایی هست

کربلا هم نشد رضایی هست

می نویسم رضا به جای حسین

می نویسم رضا، رضای حسین

آنقدر حاجت مرا داده

تا بببارم فقط برای حسین

پا زده بین خاک ایران تا

همه باشیم خاک پای حسین

هر غریبی که آشنایش شد

بیشتر گشته آشنای حسین

رسم ناب دعای بارانش

یادگاری است از دعای حسین

شاعری هم نخواست تا باشد

دعبلش وقف بچه های حسین

کوله باری پر از سلامش داشت

هرکسی رفت کربلای حسین

کاش می شد حبیب او باشم

مثل ابن الشبیب او باشم

غصه اش خواست بر ملا بشود

پای گریه به شعر وا بشود

این تعجب نداشت یاد دلش

روضه ی کربلا به پا بشود

گفت: ابن الشبیب تا حالا

دیده ای سر ز تن جدا بشود؟!

یا که سر از تنی جدا هم شد

از روی سینه از قفا بشود

وسط رفت و آمد نیزه

بکشندش و جا به جا بشود

پیرهن جای خود، ز کثرت گرگ

تن یوسف ز هم سوا بشود

زجه ای زد ز عمق دل نگران

گفت: یابن الشبیب عمّۀ مان...!!

***

با تشکر از شاعر و مداح گرامی جناب حاج حبیب نیازی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم

کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند

که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت

شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود

که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید

که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است

مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز

خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد

معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند

که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد

که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست

مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(عج)-مدح و مناجات


خوشا آنکه دل در هوای تو بسته‏

که چشم و دل از ما سوای تو بسته‏

شفاعت بدون تو معنی ندارد

رضای خدا بر رضای تو بسته‏

رضائی و زنجیره نظم هستی‏

به درگاه دارالولای تو بسته‏

کرم چهره بر آستان تو سوده‏

شفاء دل به دارالشفای تو بسته‏

سر رشته‏ی رحمت آسمانی‏

به گلدسته‏های طلای تو بسته‏

دری هست درگاه رحمت که گردد

به رأی تو باز و به رأی تو بسته‏

بشر نه که جبریل دامان خدمت‏

به ایوان و صحن و سرای تو بسته‏

قدمگاه شد چشمه نوش رحمت‏

ز نقشی که از خاک پای تو بسته‏

گدایت کجا و کجا پادشاهی‏

که این افتراء بر گدای تو بسته؟!

برای فرج هم دعا کن چو زهرا

که امر فرج بر دعای تو بسته‏

به خون حسینی که چون جان و پیکر

که تا کی بود کربلای تو بسته؟!

رسان عرض حال «مؤید» بسویش‏

که تا کی بود کربلای تو بسته؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با تو هوای عالم امکان عوض شده

وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزارسال خراسان خرابه بود

با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده

وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت:

پرونده سیاه گناهان عوض شده

ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود

با این ضریح شیوه درمان عوض شده

هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت

احساس میکنم که سلیمان عوض شده

اینجا گدا برای همیشه غنی شود

در این حریم معنی احسان عوض شده

‏...

گنبد طلای تو به دلم نور می دهد

بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده

من زائرت شدم که ملک خادمم شده

آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده

نقاره میزنند کسی خنده می کند

حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده

آقا حریم مرقدتان کل کشور است

فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-بحر طویل-زیارت


گره ای سخت زد و بغچه ی خود را برداشت

دلش اینبار هوای حرمی دیگر داشت

روستاییی فقیریست ولی باور داشت

شوق دیدار غریبالغربا بر سر داشت

 

چوب دستی به کف دست و قدم بر سر صحرا زده وپشت سر او کاسه ی آبی به زمین ریخت زنی پیر و به او گفت که مادر برسان از من افتاده سلامم به امامم و بگو قوت پا نیست.بیایم به حضورت به شفا خانه ی نورت برو فرزند گره زن پرِ این پارچه را کنج ضریحش به امیدی که شاید گشاید گره ها را دل ما را

 

راه طولانی و پر خار و خس اما می رفت

در هوای حرم حضرت آقا می رفت

زخمی و خسته و با تاول پاها می رفت

تا خراسان نه بگو خانه ی زهرا می رفت

 

غرق در خویش قدم می زد و گاهی به لب آهی و گهی سوز جانکاهی و اشکی و لبش خشک چو می شد کف آبی و همان حال سلامی به فدای لب عطشانِ حسین گفته و می رفت به صحرا

 

گرچه رنج سفر و راه بیابان را دید

عاقبت تشنه ای آرامش باران را دید

چشمش از فاصله ای قبله ی ایران را دید

برق گلدسته ی سلطان خراسان را دید

 

گرچه شب بود ولی با قدم عشق دوید و به در معبد گم کرده رسید و سر خود را به سر خاک نهاد آه که با حال غریبانه و با سجده ی شکرانه چه ها گفت سنگ فرش از مژه اش خیس کسی نیست پس از اذن دخول آمد و در پای ضریح آب شد و سفره ی دل باز شد و گفت ببین پای من از آبله سوزان و تنم خسته و رنجور بیابان و نه جانی و توانی و رسیدم به امیدم که سلامی برسانم به تو از مادر پیرم به خدا هیچ نداریم ولی عشق تو داریم و فقط عشق تو مولا

 

ساده حرف از خود و از مادر و از کویش زد

حرف ها با حرم ضامن آهویش زد

ناگهان زخم کسی بر دل دلجویش زد

خادمی آمد و با پای به پهلویش زد

گفت بر خیز و برو که مژه هایم خسته اند

نیمه شب آمد و در های حرم را بستند

 

سخت آزرده ز جا خواست و نالید که این است پذیرایی تو خوان تماشایی تو مانده و مبهوت شدم اینکه چسان پیش تو آزرده کند خادم تو قلب گدا را رفت بیرون حرم دل پر غم خادم از آنجا سر بالین خودش آمد و تا رفت به خواب آه که انوار خدا دید

 

دید خادم که حرم نغمه ی هوهو دارد

ازدحامی است و هر گوشه هیاهو دارد

و رضا آمده و چشم به این سو دارد

ولی ای وای چرا دست به پهلو دارد

 

گفت خاکم به سر آقا چه شده ای نفس حضرت زهرا چه شده حضرت مولاش اتابش زد و فرمودکه امشب زده ای ضربه به پهلوی من آزردیم،از نفس انداختیم آه که امشب نه به مهمان رضا زائر دلخسته ی ما بلکه به من عرض جسارت کردی.خیز مهمان را پیش من آور و بگویش که رضا قبل سفر کردن تو پیش تر از نیت تو منتظرت بود به هر لحظه به هر اشک و قدم همسفرت بوده بیا وقت کَرَمهاست نه این مرقد من خانه ی زهراست بیا ای دل تنها

 

مستجاب است دعا قبل دعا،نشنیده

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده

ما هم امشب سر خود پیش شما آوردیم

و دل خویش به ایوان طلا آوردیم

یک کبوتر به شبستان رضا آوردیم

رو مکن پیش خدا نام تو را آوردیم

 

همه ی سر خوشی ماست همه ی دلخوشی ماست که در پیش شما در دل خویش بگوییم و بجوییم دل گمشده ی خویش هم اهل خرابات شمائیم دهاتی شمائیم خوشا آنکه چنین ساده به گلدسته تان،گنبدتان خیره نظر می کند هر مژه تر می کند و نام تو را می برد آقا.

 

آخ که یادش می ره هرکی تو دلش غم داره

که نگاه تو هوای دلِ مارم داره

آقا جون راه درازی اومدم تا بگم

دل آواره ی ما یه کربلا کم داره

خوش بحال اونیکه کار و بارش دستِ توِ

خوشی و زندگیش و اعتبارش دست توِ

 

آقا جون تو سرمه وقتی که رسیدم پائین پای شما وقت تموشای شما روضه بخونم براتون تا که کمی کم کنم از غصه هاتون روضه وقتی که نفس می زدی و چشم به راه پسرت بودی و از تشنگی آقا نفست چشم ترت بال و پرت سوخت ولی یاد لب غنچه ی شش ماهه ی جدت جگرت سوخت واز یاد رباب و دل ارباب دل محتضرت سوخت

 

دیدنت از همه ی راه مهیا شده است

تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است

باز هم حرمله سرگرم تماشا شده است

 

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد

باورم نیست که در حنجره ات جا شده است

نیزه داری که تو را می برد این را می گفت

باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد

در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل‌است آب ناب سقاخانه بر جنت

یعنی شفا این‌جا به کوثر بستگی دارد

از مرکز ایران به پایین، دادن حاجت

حتما به تأیید برادر بستگی دارد

از بین هر باری که می‌آیی حرم با اشک

گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد

از سر به زیری سربلندت می‌کند، تنها

آقایی عالم به یک سر بستگی دارد

هر کس که تو... هرجا که تو... هرجور میخواهی...

هرگونه تغییری به این هر بستگی دارد

دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی

به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد

وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها

تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد...

***

دل کندن دریا به ساحل بستگی دارد

به ماه نیمه،‌ ماه کامل بستگی دارد

دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن

کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد

کار جهان را دل مشخص کند هرچند

دل هم خودش در اصل به گل بستگی دارد

آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است

حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد

میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است

شرط قبولی به معدل بستگی دارد

از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار

درمان به داروی مکمل بستگی دارد

اذن دخولت را بخوان در شهر خود،‌ حاجت

به خواستن از درب منزل بستگی دارد

پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند

که درس خارج هم به داخل بستگی دارد...

این که زیارت از نمازت هم مهم تر شد

به درک توضیح المسائل بستگی دارد

گاهی سلام از دور گاهی توی آغوشش

نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح


شبیه ذره ام و مثل آفتاب رضاست

به رافت آنکه دلم را کند مذاب رضاست

سپرده ام دل خود را به دست آقایم

که صاحب دل بیچاره و خراب رضاست

کسی که زائر خود را سه جا پس از مرگش

نجات می دهد از پنجه ی عذاب رضاست

امام ثامن ضامن که روز محشر هست

کنار ما همه جا تا دم حساب رضاست

اگر چه درد خودم را نگفته ام با او

کسی که زود به من می دهد جواب رضاست

به سرزمین قیامت که حیرت محض است

مرا کسی که کند خادمش خطاب رضاست

حدیث ابن شبیبش دل مرا خون کرد

همیشه بانی این روضه های ناب رضاست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آیینه ! امام هشتم خوبی ها

در چشم زمین ، تجسم خوبی ها

نام تو غزل ترین فراز عشق است

نـــام تو غزل - تبسم خوبی ها

***

هر چند در عاشقی مُردد هستم

در درس خلوص ، دائماً رد هستم

دل باختـــــــه‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت ، بی نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كنی ، زیارت جور است

***

تهران – مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شهود ماه است

تهران – مشهد ، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی ، مسافتی كوتاه است

***

از خطۀ ی توس ، سبزتر جایی نیست

فردوس ، به این سبزی و زیبایی نیست

هـــر چند غریب الغـــــــــربایی ، امّا

توی حرم‌ات ، فرصت تنهایی نیست

 ***

با شوق زیارتت ، حَــــــرَم می‌آیم

دلسوخته ، پا به پای غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ... ؟ امّا غم نیست

با خط هوایــــــــــی دلم می‌آیم !

***

تهران – مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لب دل ، تبسم شیدایی

از دور شكوه گنبدت پیدا شد

مولا ! تو به پیشواز من می‌آیی

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه ! از شما چه پنهان، افسوس



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 16 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء