حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر شب که ماه دیدۀ خود باز می کند

از حُسن نور تو سخن آغاز می کند

دیگر کسی به غیر تو شمس الشموس نیست

غیر از تو ذره را که فلک تاز می کند

عطر بهشت می وزد از او به لاله ها

هربلبلی که نام تو آواز می کند

در باغ عشق می شکفد غنچه های نور

وقتی صبا سخن ز تو آغاز می کند

در گلشن بهشتی تو ای بهار حُسن

«جبریل بال میزند و ناز می کند»

بر گنبد طلائی تو چون کبوتران

در هر طرف ملائکه پرواز می کند

دیگر چه حاجت است مرا بر در مسیح

تا پرتو نگاه تو اعجاز می کند

روزی که سروها همه چون بید می شوند

ما را محبت تو سرافراز می کند

این عاشق فسرده «وفائی» هنوزهم

تنها به توست درد خود ابراز می کند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از سر پیچ جاده راه افتاد

با صفا صاف و ساده راه افتاد

پا برهنه پیاده راه افتاد

پدر خانواده راه افتاد

از اهالی ده به رسم وفا

باخودش داشت التماس دعا

راه دور و پر از مشقت بود

كوله بارش پراز ارادت بود

گرچه هر گام او عبادت بود

آرزویش فقط زیارت بود

چقدر قطره رو به دریایند

همگی پا برهنه می آیند

راه بسیار رفته كم مانده

گریه شوق جای غم مانده

روی دوشش فقط علم مانده

دوقدم تا دم حرم مانده

فلكه آب روبروی حرم

بر مشامش رسید بوی حرم

ناگهان ایستاد، می گردد

چشم او مثل باد می گردد

با همه اعتقاد می گردد

پی باب الجواد می گردد

عشق شان نزول آن در بود

اشك اذن دخول آن در بود

دم در گفت یا امام رضا

من مریضم شفا امام رضا

سرطان مرا... امام رضا

نه فقط كربلا امام رضا

دم در بود كه مسافر شد

ساك خود وا نكرده زائر شد

چند شب بعدِ پنجره فولاد

كربلا خسته از مسیر زیاد

كفش خود را به كفشداری داد

پای شش گوشه تا رسید... افتاد

گرد و خاك حرم كه پاكش كرد

خادمی كنج صحن خاكش كرد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


آسمان بر آن شده تا با زمین ساغر زند

مهر خندد بر مه و مه خنده بر اختر زند

عرشیان را مرغ دل سوی مدینه پر زند

حضرت روح الامین بیت الولا را در زند

بوسه بر خاک سرای موسی جعفر زند

دم ز وصف بضعۀ زهرا و پیغمبر زند

در کنار نجمه ماه مرتضی پیدا شده

یا به طور موسی کاظم رضا پیدا شده

آفرینش را به تن روح مجرّد آمده

مژده در ذیقعده از عیدی موءّید آمده

عالم خلقت به از خلد مخلّد آمده

جلوه گر حسن خدای حیّ سرمد آمده

شیر حق در کعبه یا در مکّه احمد آمده

اهل عالَم عالِم آل محمّد  آمده

کیست این استاد دانشگاه کل حق را ولی است

قبلۀ هفتم امام هشتم و سوّم علی است

این پسر مرآت حسن بی مثال داور است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه هم حیدر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

این پسر در هفت دریای ولایت گوهر است

این رئوف اهلبیت این بضعۀ پیغمبر است

نجمه الحق یک جهان جان در جهان آورده ای

خلق عالم را امام مهربان آورده ای

ماه آمد در زمین شد آسمان پروانه اش

اختران دلداده خورشید فلک دیوانه اش

مرغ دلم در بند دام و در هوای دانه اش

ملک دین از مقدمش آباد و دل ویرانه اش

خضر در بزم ولایت تشنۀ پیمانه اش

بحر رحمت جرعه ای از جام سقّاخانه اش

غیر از این مولا که عالم ملتجی بر او شود

کس ندیده شهریاری ضامن آهو شود

آتش از بهر مُحبّ او گلستان می شود

دوزخ از فیض نگاهش باغ رضوان می شود

اشک با یاد غمش دریای غفران می شود

درد با خاک رهش بی نسخه درمان می شود

سنگ در صحنین او لعل بدخشان می شود

ریگ در دست گدایش دُرّ و مرجان می شود

گر بخواهد از دل آتش عبیر آید برون

ور دهد فرمان ز نقش پرده شیر آید برون

مهر گیرد وام از مهر رخ تابان او

مه کم از خشت طلا در گوشه ی ایوان او

آسمانها قطعه ای از سفره ی احسان او

آسمانی ها، زمینی ها، همه مهمان او

بوالحسن کنیه، علی نام و رضا عنوان او

شهریاران جهان خاک در دربان او

دوست در کویش نه تها سرفرازی می کند

دشمن ار آید از او مهمان نوازی می کند

ای جمال حضرتت آیینه ربّ جلیل

ای زبانت با خدا در گفتگو بی جبرئیل

زائر قبرت هزاران نوح و موسی و خلیل

ماه رویت مشعل انّا هدیناه السّبیل

مصطفی را بضعه و موسی ابن جعفر را سلیل

خاک کویت عطر جنّت آب جویت سلسبیل

ای تو را در آستین دست عطوفت اهلبیت

هم رضای اهلبیتی هم رئوف اهلبیت

من اگر خوارم به گلزار ولا خار توام

گر چه سربار شمایم عبد دربار توام

مستمندی دردمندی سر به دیوار توام

هم گرفتار دل استم هم گرفتار توام

یا بده جانی دگر یا جان من از تن بگیر

من تو را میخواهم از تو، تو مرا از من بگیر

کیستم من سائلی امیّدوارم یا رضا

تو گُل گلهائی و من خار خارم یا رضا

این امیدم این گناه بی شمارم یا رضا

این دل خون این دو چشم اشکبارم یا رضا

جز گنه بر درگهت چیزی ندارم یا رضا

شرمسارم شرمسارم شرمسارم یا رضا

هر چه بودم هر که هستم تو پناهم داده ای

کی جوابم می کنی اکنون که راهم داده ای

من ز دور کودکی دور شما گردیده ام

با شما از خردسالی آشنا گردیده ام

بر سر کوی تو ای مولا گدا گردیده ام

سائلی بودم که گرد این سرا گردیده ام

گر چه خم از بار سنگین خطا گردیده ام

شرمگین از اینهمه لطف و عطا گردیده ام

با شما بگذشته از آغاز شادیّ و غمم

هر که هستم خاک زوّار حریمت «میثمم»



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


شکر صد بار خدا را که سعادت دارم

فرصت آمدن و عرض ارادت دارم

باز در کسوت یک عبد گدا آمده ام

من از این جامه به تن خلعت شهرت دارم

دست من نیست اگر بی سر و پا آمده ام

دست من نیست اگر شوق زیارت دارم

قصّه ی پنجره فولاد و مرا می دانی

من به بوسیدن این پنجره عادت دارم

در این میکده خیمه زده ام شاهد باش

دست امید به دامان اجابت دارم

این دل مرده ی من زندگی اش دست شماست

من خودم خوب به این نکته عنایت دارم

معجزه از تو عجیب است مگر من حتّی

به گدایان تو هم چشم کرامت دارم

حاجتم را ندهی پیش خودم خواهم گفت

او مرا خواسته پیداست که قیمت دارم

" داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم "

این سلامی است که تا صبح قیامت دارم

پدرم گفت تو هم خادم این آقا باش

خادمی کردم و عمریست که عزّت دارم

خوشتر از طعم عسل طعم دعای سحر است

با همین زمزمه ها راه به رحمت دارم

شرط آن سلسله ی زرد تو را یادم هست

هر چه دارم من از آن شرط ولایت دارم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هرچندكه درشهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود... خریدار زیاد است

من در به درِ پنجره فولادم و دیریست

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

آنقدر كریمی كه بدهكار تو كم نیست

آنقدر كریمی كه طلبكار زیاد است!

پاییز رسیدم به حرم با همه گفتم:

اینجا چقدر چادر گلدار زیاد است

با بار گناه آمده ام مثل همیشه

با بار گناه آمدم این بار زیاد است!

گندم به كبوتر بدهم ؟ شعر بگویم؟

آخر چه کنم در حرمت؟! كار زیاد است!

نوروز به نوروز... محرم به محرم...

سرمست زیاد است، عزادار زیاد است

هر گوشه ی ایران حرم توست كه با تو

همسایه ی دیوار به دیوار زیاد است

از دور سلامی و تو از دور جوابی

این فاصله انگار نه انگار زیاد است

یک شب که به رؤیای من افتاد مسیرَت

دیدم چقَدر لذت دیدار زیاد است...

درخواب... سرِ سفره ی اطعام... تو گفتی:

هر قدر كه میخواهی... بردار ، زیاد است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مناجات


اگر که روی بر این بارگاه آوردم

دوباره برحرم تو پناه آوردم

تهی است گرچه دودستم ،ولی به همراهم

دو کاسه اشک و دلی غرق آه آوردم

نفس کشیدن در این حریم تسبیح است

ز فیض لطف تو رو بر اله آوردم

نبسته ای تو به رویم درِ حرم ،امّا

مرا ببخش که بار گناه آوردم

چگونه شرم نریزد ز چشم خونبارم

ز من تو گل طلبیدی، گیاه آوردم

دخیل گریه به خاک حریم تو بستم

به بی پناهی خود من گواه آوردم

طبیب دل نگه تو شفای حال من است

اگر حضور تو حال تباه آوردم

سیاه نامۀ ما را سفید کن از لطف

که نامۀ عملم را سیاه آوردم

رهی دراز و بسی سخت پیش رو دارم

ولا و مهر تو را زاد راه آوردم

بپاس اینکه شفاعت کنی «وفائی» را

ببین که ملتمسانه نگاه آوردم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


باز مگذار این ستاره، کهکشان را گم کند

مشهدت، این قبله ی هفت آسمان را گم کند

همچنان بالای گنبد باد پرچم دار توست

تا مبادا این کبوتر آشیان را گم کند

باز هم ناقوس دارد نامنظم می زند

ساعت صحن تو حق دارد زمان را گم کند

عقل را و عشق را گم کرده ام در صحن ها

در شلوغی گاه مادر کودکان را گم کند

روی دوش جمع با قصد زیارت آمده

خوش به حال آنکه در صحن تو جان را گم کند

هرکه پیدا کرد در هنگامه ی عالم تو را

تا تو را دارد چه غم گر دیگران را گم کند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مریض آمده اما شفا نمی خواهد

قسم به جان شما جز شما نمی خواهد

برای پیش تو بودن بهانه ای کافیست

بهشت لطف کریمان بها نمی خواهد

دلیل ناله ی من یک نگاه محبوب است

وگرنه درد غلامان دوا نمی خواهد

فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:

مگر که شاه خراسان گدا نمی خواهد؟

دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت

نماز در حَرَمت «إهدِنا» نمی خواهد

همین قدر که غباری بر آستان باشد

رواست حاجت عاشق، دعا نمی خواهد

تو آشنای خدایی، کدام رهگذری

در این جهان غریب آشنا نمی خواهد؟

ببین به گوشه ی صحنت پناه آوردم

مگر کبوتر آواره جا نمی خواهد؟

به حکم آنکه “عَلیکَ الرَّفیق ثُمَّ طَریق”

دلم بدون رضا کربلا نمی خواهد

خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده ست

طواف کعبه بخواهم، خدا نمی خواهد

نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا

نگفته است، نه اینکه عبا نمی خواهد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد

ماجرایم قیل و قال کوچه و بازار شد

هر کسی عمان نخواهد شد مگر در خانه ات

در حرم بودم دلم گنجینه ی اسرار شد

از گداها شهر ما یکباره خالی تر شد و

در حرم کم کم گداهای شما بسیار شد

چون دلش می خواست راه گفتگویش وا شود

زائرت از عمد پای پنجره بیمار شد

پیش تو فرقی ندارد حال دارا با فقیر

هرکسی بار دعا آورد بارش بار شد

یک ضمانت کردی و صیاد آهو را رهاند

چاقوی صیاد از آن تاریخ ضامن دار شد...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آمدم گرد غم از سینه بگیرم آقا

هی بگویم که برای تو بمیرم آقا

گوشه صحن نشستم که پناهم بدهی

که حیات از نفسِ عشق بگیرم آقا

جای شلاق ببین، روحِ نحیفم زخمی ست

من به دستِ هوسِ خویش اسیرم آقا

آمدم خسته ز مرداب که جاری بشوم

دل به دریا زده ام گرچه کویرم آقا

آمدم باز که مهمان نگاهم بکنی

با تو در امنیتم، روحِ حریرم آقا

باز با لحنِ غزل خوانی حافظ با تو

درد دل می کنم آقا، بپذیرم آقا...

دفتر گمشدگانِ حرم آغوش تو است

من همان گمشده ام، طفلِ صغیرم آقا...

مادرم جانِ مرا نذرِ جوادِ تو نوشت

کاش از داغِ جوانِ تو بمیرم آقا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مناجات


نامه ام را می گذارم باز بر دوش نسیم

راه دشوار است بسم الله الرحمن الرحیم

حال تو الحمد لله است مانند بهشت

حال ما – العفو - مثل خار و خس های جحیم

خانه تو زادگاه ابرهای بی قرار

خانه تو زادگاه آفتاب است از قدیم

حرف های ما پر از پروانگی هستند، باز

در طواف نور تو پرواز کم می آوریم

چیست تکلیف کسی که در خودش زندانی است

او که دور افتاده از فیض صراط المستقیم

از رمیدن های آهو ترس و تک افتادگی

بغض هایم را بخوان از چشم های یاکریم

خسته ام،زن های طالع بین مشهد گفته اند:

پیله کرده غصه در چشمانم،اما بگذریم

حال من با فال " انعمت علیهم" می شود

بهتر از  حال کبوترهای در صحنت مقیم

هرچه می خواهد دل تنگت بگو، من راضی ام

درجواب نامه ام باران بیاید یا نسیم 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


قلم را ، دفترم را دوست دارم

واین طبع ترم را دوست دارم

چقدر اینکه برایت ، در زیارت

غزل می آورم را دوست دارم

یکی از این سحرها شاعرم کرد

سحرهای حرم را دوست دارم

سحرها در شبستان گوهرشاد

نماز مادرم را دوست دارم

نگینش را همین مشهد خریدم

اگر انگشترم را دوست دارم

میان زائران دل شکسته

غمِ دور و برم را دوست دارم

کنیز خواهرت هستم که گفتی

کنیز خواهرم را دوست دارم

به لطف  آن سه باری که می آیی

جهان دیگرم را دوست دارم

شفا می خواستم اما کنارت

همین که بهترم را دوست دارم

وداعی نیست در رسم کریمان

سلام آخرم را دوست دارم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مناجات


حال و هوای پر زدنم مشهدالرضاست

شوق تمام آمدنم مشهدالرضاست

آنجا مدینه دل ما کربلای ماست

یعنی حسین و هم حسنم مشهدالرضاست

مبعث غدیر موسم حج باز زائرم

وقتی تمام پنج تنم مشهدالرضاست

هرجاسوال شدکه دلت درکجاخوش است

بی اختیار بر دهنم مشهدالرضاست

من مانده‌ام نماز شکسته برای چیست

وقتی حقیقتا وطنم مشهدالرضاست

ان کنت باکیا سخن شاه مشهد است

داغ امام بی کفنم مشهدالرضاست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


خلق عالم نه یکسان تو را می شناسند

مؤمنان قدر ایمان تو را می شناسند

عاشقانت فراوان تو را می شناسند

"چشمه های خروشان تو را می شناسند

موج های پریشان تو را می شناسند"

ای که تاریکی خانه را آفتابی

کوچه را هم دعایی و هم مستجابی

شهر خشکیده را بارش بی حسابی

"پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ های بیابان تو را می شناسند"

مثل آیات قرآن به وقت تلاوت

مثل ابر بهاران پُر و با سخاوت

بسکه لبریز شیرینی است و حلاوت

"نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می شناسند"

عاقلان را و عشّاق را می شناسی

هم رسولان ابلاغ را می شناسی

نسل آلاله ای، داغ را می شناسی

"هم تو گل های این باغ را می شناسی

هم تمام شهیدان تو را می شناسند"

ناخدایی به کشتی ز دریا گذشتی

لا إلهی زدی و بر الا گذشتی

ما به دنبال محمل؛ از اینجا گذشتی

"از نشابور بر موجی از لا گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می شناسند"

ای که پیراهن انبیا بر تن توست

چشم یعقوب و یوسف به پیراهن توست

مأمن قُل هو اللهیان دامن توست

"بوی توحید مشروط بر بودن توست

ای که آیات قرآن تو را می شناسند"

نام تو بردم و یارم از در درآمد

شب فرو رفت و خورشید رخشان برآمد

حرف اول در این مصرع آخر آمد

"اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد

چون تمام غریبان تو را می شناسند"

کاش فصل حضور تو را دیده بودم

یا که جام طهور تو را دیده بودم

در نشابور شور تو را دیده بودم

"کاش من هم عبور تو را دیده بودم

کوچه های خراسان تو را می شناسند"



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ضریح، اشک، دخیل، آه یک گدا یعنی

نگاه، عشق، تمنای کربلا، یعنی

دو چشم خیس، دو دست، این دل، این دعا، یعنی

شتاب نور، صدا، حضرت رضا، یعنی

دوباره آمده تا محض خاطر دوری

دل شکسته من را ز صحن جمهوری

سوار بال ملائک به کربلا ببرد

و بی مقدمه از سعی تا صفا ببرد

کنار علقمه نزدیک شط مرا ببرد

و اوج گیرد و تا گنبدی طلا ببرد

میان گریه افلاک در حوالی صحن

درست در جلوی سنگ فرش خالی صحن

به زیر پرچم سرخی فرود می آیم

شبیه کرنش امواج رود می آیم

و لحظه ای که برای ورود می آیم

اگر اجازه دهد با سجود می آیم

و قبل از آنکه به دور حرم طواف کنم

در آن دقیقه حساس اعتراف کنم

پر فرشته شده فرش زائران اینجا

نگاه می شود انداخت بر جنان اینجا

حرم که داده به زُوار خود امان اینجا

بناست کعبه بچرخد به دور آن اینجا

به واقعیت این امر معترف شد دل

سپس مقابل شش گوشه معتکف شد دل

کمی گذشت صدای فرشته ها آمد

صدای یک دل خسته میان جزر و مد

صدای پر زدن کفتران یک گنبد

و بعد حضرت سلطان، نگاه من، مشهد

 پس از زیارت دل، مثل کفتران حرم

دوباره پنجره فولاد، عشق، اشک، قدم

دوباره صحنه یک صحن و یک گدا، یعنی

دوباره معنی یک بام و دو هوا، یعنی

دلی شکسته، قسم، عشق، کربلا، یعنی

سخاوت و کرم حضرت رضا، یعنی

 کسی که عاشق دیدار صحن کرب و بلاست

خوش آمدست، جواز مسافرت با ماست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


قرار اینجاست یار اینجاست کار اینجاست بار اینجا

کرم اینجاست لطف اینجاست فضل اینجاست جود اینجا

نیاز اینجاست نذر اینجاست عُذر اینجاست اِذن اینجا

دکان اینجاست دخل اینجاست نقد اینجاست سود اینجا

چنان جانهای پاک انبیا صف بسته بر این در

که آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا

مسیح اینجا کلیم اینجا خلیل اینجاست نوح اینجا

شعیب اینجاست شیث اینجاست لوط اینجاست هود اینجا

سلیمان را از این دریا مگر پیدا شد انگشتر

لب داود را داده‌ست مرغانِ سرود اینجا

منم مور و سلیمانم به لطفش کرده مهمانم

وگرنه من که می‌دانم که جای من نبود اینجا

مگر شمعی شوم در گوشه‌ای از این حرم، گریان

که جز با اشکِ عجز، آیینه‌ای نتْوان فزود اینجا 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


 صبح از خاطرم گذر می کرد

باز یک ماجرای تکراری

شک ندارم که بارها آن را

دیده ام بین خواب و بیداری

 

تلفن نیمه شب پرید از خواب

مثل اینکه مرا صدا می زد

باز دعوت شدم به قصر امیر

حلقه ی شاعران درباری

 

چشم بستم دوباره غوغا شد

توشه ام خودبه خود مهیا شد

من و چشمی که باز دریا شد

من و یک جسم در زمان جاری

 

چشم وا کردم از میان اتاق

پای من باز شد به فرش رواق

شاه طوس آمدست و شاه چراغ

پهلویش فاطمه ست انگاری

  

دفترم بوسه زد به دست ولی

واژه هایم شدند مست ولی

شعر دارم...دلم شکسته ولی

از همه شعر های تکراری

 

دوست دارم کنار بگذارم

زعفران و زرشک و آهو را

باید از تو به سبک مردم گفت

ادبیات کوچه بازاری:

 

بغض تلخ مدینه دارم باز

غم غربت به سینه دارم باز

از بقیع آمدم امام غریب

چه شکوهی چه مرقدی داری

 

در دلم جز تو تکیه گاهی نیست

دل اسیر شب است و ماهی نیست

تا خراسان زیاد راهی نیست

...

چشم بر روی هم که بگذاری...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-شفا


دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!

پس از خدا بخواه که  طاقت بیاوری

بابا نگاه کرد به بالا و خیس شد

مادر سپرد بغض خودش را به روسری

گفتند: " نا امید نشو! ما نمرده ایم

اینبار می بریم تو را جای بهتری"

حالم خرابتر شد و بغضم شکاف خورد

چرخید چشم خسته ی من سمت دیگری:

دیوار، قاب عکس... نسیمی وزید و بعد

افتاد روی گونه ی من ناگهان پری

خود را کنار عکس کشیدم کشان کشان

وا کردم از خیال خودم سویتان دری:

من بودم و سکوت و حرم- صحن انقلاب-

تو بودی و نبود به جز من کبوتری

لکنت گرفت قامت من بعد دیدنت

از هر طرف رسید شمیم معطری

ازمن عبور کردی و دردم زیاد شد

گفتم عزیز فاطمه من را نمی بری؟

گفتی بلند شو به تماشای هر چه هست...

دیدم کنار صحن نشسته ست مادری

فرمود: "در حریم منی یا علی بگو

برخیز تا به گوشه ی افلاک بنگری"

برخاستم ...دو پای خودم بود...در مطب-

گرم قدم زدن شدم و سوی دیگری-

تکرار سجده ی پدری بود و آنطرف

تکرار "یا امام رضا" های مادری

دکتر نشست و دست به پاهای من گذاشت

دکتر به عکس خیره شده و گفت: محشری!

برخاستم درون مطب روی پای خود

فریاد و مادر و پدرم کرد محشری

فریاد یا امام رضا جان مادری



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1393/06/11

امام رضا(ع)-مناجات


دلخون و دلشکسته فقط آه می کشم

با حال و روز خسته فقط آه می کشم

آتش گرفته جان من از جور روزگار

با این دلِ شکسته فقط آه می کشم

حرف دل است ساده تر از اشک جاری ام

با اشک دسته دسته فقط آه می کشم

این روزها به غربت خود خو گرفته ام

دل از همه گسسته فقط آه می کشم

دنیا به غیر غربت و رنج و بلا نداشت

چشم از زمانه بسته فقط آه می کشم

از عالمی بریدم و اینجا رسیده ام

کنج حرم نشسته فقط آه می کشم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1393/06/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در دل غصه ام امان دادند

برکاتی از آسمان دادند

رفته بودم ز دست اما باز

به تن مرده روح و جان دادند

تا که اسم بهشت را بردم

حرم ات را به من نشان دادند

من گدا بودم از ازل که مرا

سر این سفره آب و نان دادند

چه شد اصلا خودم نمی دانم

سهم ما را به آهوان دادند؟!

کرم ات را هزار مرتبه شکر

که مرا پیش ات آشیان دادند

حرم ات واقعا شلوغ شده

چقدر پیش پات جان دادند

کاسه ام پر شد از گدایی تو

دیگران واقعا زیان دادند

.....

این کرامات با شما زیباست

گیرم آن را به دیگران دادند

...

یک مسیحی گرفت و با خود برد

بسته ای را که خادمان دادند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1393/06/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


... وگدا آمده این بار شفاعت خواهی

تا رهایش نکنی در خطر گمراهی

هرچه می خواستمت مرحمتم کردی، حیف

شرمگینم نشدم آنچه که تو می خواهی

وندانم به چه دردی است ، گرفتار شدم !؟

ای طبیبا ! گره بگشای که تو آگاهی

***

 هر کسی خاک نشین تو شود محترم است

ندهم گرد حرم را به طلای شاهی

دل پیمانه‌ی خون در وسط سینه‌ی من

نقش خورشید گرفته است ، جمال ماهی

سر گلدسته به عشق تو اذان می گویند

اشهد انک الحق که رئوف اللهی

***

 آستان بوس حرم باش که این قله نور

از تو تا حضرت الله ندارد راهی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1393/06/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دلی از بند غم آزاد دارم

ز عمق سینه ام فریاد دارم

فتاده در سرم شور زیارت

هوای پنجره فولاد دارم

اگر آهوی حیرانم رضا جان

خوشم مانند تو صیاد دارم

خدا داند كه من چه خاطراتی

میان صحن گوهر شاد دارم

خراسان را همیشه خاك بوسم

غلام حضرت شمس الشموسم

چو زائر می شوم در مشهد تو

نظر تا می كنم بر مرقد تو

كبوتر می شوم پر می گشایم

كه بنشینم به روی گنبد تو

برایم دانه می ریزی و من هم

شوم مدیون لطف بی حد تو

ندیدم تا به حالا سائلی را

كه گوید دیده ام دست رد تو

دوباره بر گدایت رأفتی كن

مرا مهمان خان حضرتی كن

دل زائر اگر بشكست اینجا

به قدر و قیمتش پیوست اینجا

اگر مهمان تازه وارد آید

برایش سفره ای پهن است اینجا

خبرها حاكی از این است جبریل

میان زائران بنشست اینجا

مدینه رفته ها گویند عطری

ز شهر یاس سرشارست اینجا

ضریحت می دهد بوی مدینه

دلم را می كشد سوی مدینه

منم كه عاشق كوی رضایم

خراب و مست از جوی رضایم

به زلف او گره خورده دل من

اسیر بوی گیسوی رضایم

دخیل ضامن آهو بمانم

من آن آواره آهوی رضایم

میان زائرانش رو سیاهم

كه من شرمنده ی روی رضایم

اگر آقا كند بر ما دعایی

شوم با لطف او كرب و بلایی

به دور از تربت مخفی مادر

دمادم غصه خوردی ای رضا جان

برای دیدن روی جوادت

تو ساعت ها شمردی ای رضا جان

همه زخم زبان هایی كه خوردی

میان سینه ات بردی رضا جان

خدا را شكر كه تیری نخوردی

به گودالی تو شمشیری نخوردی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/06/10

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دم نمی‌فهمد دمی هم بازدم را هیچ‌وقت

مردم بی‌غم نمی‌فهمند غم را هیچ‌وقت

چشم واکردیم محو گنبدت بودیم باز

ما نفهمیدیم این نوع از کرم را هیچ‌وقت

حال که برداشتم سمتت قدم ای کاش که

جز به راه طوس نگذارم قدم را هیچ‌وقت

تا نصیبت گل شود یک عمر مثل شاخه‌ها

در گدایی‌ها نزن حرف رقم را هیچ‌وقت

من گیاه ماه گردانم که بین صحن‌ها

برنگردانم از این گنبد سرم را هیچ‌وقت

مثل عاشق که نمی‌داند مقام وصل را

ما ندانستیم قدر این حرم را هیچ‌وقت

یا جواد آمد به ذهن... اما به جان مادرت

پیش روی تو نخوردم این قسم را هیچ‌وقت

جان دستان عمو عباس خود کاری بکن

جز برای تو نچرخانم قلم را هیچ‌وقت



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1392/12/4

امام حسین(ع)-مناجات


در كنار تو وجودم به خدا نزدیك است

هركه نزدیك خدا شد به شما نزدیك است

تو خودت حافظ من باش به یغما نروم

دام ابلیس به من در همه جا نزدیك است

اعتقاد دلم این است كه در هئیت ها

دست احسان كریمان به گدا نزدیك است

شكوه اى نیست اگر غرق مصیبت شده ام

طالب وصل همیشه به بلا نزدیك است

تا همین جا به خدا قافیه را باخته ام

مرگ این غم زده، بى چون و چرا نزدیك است

دل بى تاب مرا روى گسل ساخته اند

غافل از یار شوم زلزله ها نزدیك است

هركه دارد هوس كرببلا گریه كند

گریه كن ها سفر كرببلا نزدیك است

گرچه دور از حرم كرببلاییم ولى

بازهم شكر، خراسان رضا نزدیك است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات


جبریل شدم بال و پرم را بدهم

خرجیِ مسیر سفرم را بدهم

با پایِ پیاده ام به راه افتادم

تا حق دلِ در به درم را بدهم

امروز اگر طی شد و عاشق نشدم

فردا چه جواب پدرم را بدهم

ای عشق بیا به پای من نیز بپیچ

فرصت نده اصلاً نظرم را بدهم

گیسوی پریشان مرا بافته اند

سهمیۀ جاروی حرم را بدهم

نقاره بزن گریه بگیری از من

بگذار زکات جگرم را بدهم

صیدم کن و بی ملاحظه ذبحم کن

آهو شدم این بار سرم را بدهم

***

از پایگاه روضه



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات


تو جلوۀ ربّی، حرمت هم طورت

تا طور رسیدیم همه با نورت

معراجِ خدا باغچه ای در باغت

جبریل مقرب شده یک غور¬ت

ما لب نزدیم باده¬ی هر کس را

آن باده حلال است که با انگورت

من عبد توأم بیشتر از مقدورم

تو ربّ منی بیشتر از مقدورت

آهو که زیاد است، مرا کلب کنید

ای جان به فدای تو و جنس جورت!

ما یاد گرفتیم که خرجت نکنیم

از برکتِ سلمانیِ نیشابورت

می میرم و زنده می شوم صد دفعه

نقاره که می زنند یعنی «صور»ت

پیش تو بزرگان همه کوچک هستند

آن گونه که می شود سلیمان مورت

***

از پایگاه روضه



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1392/10/12

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


ای رضا را سجده بر خاک درت

بضعه ی احمد چو زهرا مادرت

زاده ی موسی که موسای کلیم

با عصا گردیده در طورت مقیم

آسمانِ خفته در دامان طوس

ماه بزم اختران شمس الشّموس

ما حقیر و تو عطوف اهل بیت

ما فقیر و تو رؤف اهل بیت

آفتاب حی سرمد کیست؟ تو

عالم آل محمّد کیست؟ تو

حکمرانی بر قضایت یا رضا

صبر، تسلیم رضایت یا رضا

آستان قدس تو دارالسّلام

مُحرم کویت بود بیت الحرام

ضامن آهوی صحرا از کرم

آهوی صحرات آهوی حرم

مهر تو در سینه های پاک تو

طور ایمن از قدومت خاک ما

آب سقّا خانه ی تو سلسبیل

سائل مهمان سرایت جبرئیل

آفتابت خوشتر از ظلِّ بهشت

بردن نام بهشت اینجاست زشت

دیدن روی تو دیدار خداست

زائرت در طوس زوّار خداست

چار صحنت چار رکن عالم است

هشت جنّت بهر زوّارت کم است

خادمت بر شهریاران شهریار

زائرت را بازدید آبی سه بار

خضر کوثر خورده از پیمانه ات

تشنه کام جام سقّا خانه ات

مهر تو ما را کمال بندگی است

خاک تو خوشتر زآب زندگی است

طوف قبرت کار روح انبیا

ای تولاّی تو نوح انبیا

رحمتت چون رحمت حقّ متّصل

در زیارتگاه تو دل روی دل

سایه ی گلدسته هایت بر سپهر

دورشان گردیده دائم ماه و مهر

این کبوترها که در کوی تواند

هو کشان گرم هیاهوی تواند

من ندانم کیستم یا چیستم

هر که هستم با ولایت زیستم



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات


روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی

 حَجَةٌ الاغنیاءِ و الفقرا، انت فی قلبنا امام رضا

بنویسید عاشقش بوده، در خیالش ضریح می دیده

 صحن ها را مرور می کرده، هر شب از شوقِ وصل تا فردا

صورتم را به سمت قبله ولی، متمایل به چپ...فقط لطفا

 بگذارید روی سینه ی من، تربتِ اصل مشهدُ الاعلی

من که مشهد نرفته ام یعنی، رفته ام دل به دوست نسپردم

 بعد مرگم برای تشییعم، ببریدم زیارتِ آقا

رفته روح از تنم ولی حالا، من هم اذنِ دخول میخوانم

 متعجب نباش عطر حرم مرده را زنده میکند حتی

پای این شعر زار زار گریست،مادرم در هوای مرقد تو

 پدرم بغض کرده کافی نیست؟ بطلب جان مادرت ما را

قدرِ یک بوسه روی گنبد او، دوست دارم کبوترش باشم

 کاش روحم به خانه اش بپرد، قدر یک لحظه در حریم رضا...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات


دیگر کبوتران همه می دانند احوال این کلاغ سیه رو را

من گرگ قصه های کسی هستم با من چه کار ضامن آهو را

 ای حلقه غلامی تان در گوش، تو معدن طلای خراسانی

 با این وجود نذر تو خواهد کرد مادربزرگ چند النگو را

 عاشق دلش خوش ست به لبخندی، زائر دلش به پنجره فولاد

 آن قدر گریه کرد که فهمیدند این خیل بی شمار، غم او را

 چشمان من دخیل خراسان ست آن قدر گریه می کنم آن گونه ...

 آن گونه که نگاه کنند امشب انبوه زائران تو این سو را

 مشهد گلی ست سرسبد گل ها دیگر به رشت بازنخواهم گشت

 آدم که می رسد به گل نرگس از یاد می برد گل شب بو را 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1392/10/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان

معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان

هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی

رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان

تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است

مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان

چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو

که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان

روضه‌های سحر کوی تو دارد چه صفایی

صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان

قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت

کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان

پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است

چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان

تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی

گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان

بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت

بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان

زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم

شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 16 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء