پیامبر اعظم(ص)-شهادت-مدح امیرالمومنین(ع)


مدینــه آبستـن بیــداد بـود

نقطــۀ انفجــار فریــاد بـود

در شـرر فتنـه فـلک سوخته

بـال و پـر خیل ملک سوخته

فتنه عظیم است و بلا بس عجیب

قرآن، تنهـا شده، عترت غریب

گشته ز همگامـی اهـل ضلال

آیــۀ «اکمَـلْتُ لکم» پایمـال

رفته فقط دو ماه و نیم از غدیر

دین شده در چشم حقیران حقیر

باز بـه شیطان شده آغوششان

قـول نبـی گشتـه فراموششان

کفــر شــده زیــور آیینشان

دیـن شده پیراهن چرکینشان

غدیـر تعطیل شد ای وای من!

سقیفه تشکیل شـده ای وای من!

دشمن مأیـوس شـده از غدیر

کز نفس ختم رسل خورده تیر

امیـر مسلمیـنِ عالـم شــده

آه که قـرآن کمرش خـم شده

سینه پر از ناله و دل پر ز درد

آی محمّـد بـه جهان بـاز گرد

علی که حق بود و به حق نصب شد

ببین چگونه حق او غصب شد

حـق شـده پایمـال پیکارهـا

بـاز شـده مـشت ستمکارهـا

آن که نهان داشت به دل کینه‌ها

فـاش زنـد سنگ بـه آیینه‌ها

تیـر رهـا کرده بـه سوی علی

تیغ کشیده است به روی علی

خون زده در سینه توحید جوش

بولهبـی آمده هیزم بـه دوش


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-شهادت

 

مدینه، چه کردی رسول خدا را

گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را

چه بیدادگر بود، این چرخ گردون

که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

دریغا! که روح دعا، رفت در خاک

گرفتند از ما روان دعا را

به سوگ محمّد، بگریید، یاران

که زهرا ببیند، سرشک شما را

بیارید گل بر در بیت زهرا

که هم‌درد باشید، خیرالنسا را

الهی الهی که اهل مدینه

نبینند، تنهایی مرتضا را

الهی نبینم که زهرا به صحرا

دهد آب با اشک خود نخل‌ها را

مبادا که در بیت وحی الهی

بدون طهارت، گذارید پا را

ببوسید، روی حسین و حسن را

تسلّا دهید این دو صاحبْ عزا را

خدا را چه شد، آن طبیب دو عالم

که آورد، بر زخم‌ جان‌‌ها، دوا را

نه لب بر گلوی حسینش نهاده

نه بوسیده لعل لب مجتبا را


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مصائب حضرت زهرا(س)


چرا چشمت پر اشک و سینه ات پر آه می باشد

مخور غصه پس از من عمر تو کوتاه می باشد

مسوزان قلب بابا را چنین ناله مزن زهرا

که شاد از ناله ی تو دشمن گمراه می باشد

علی را کرده ام مأمور صبر و تو کنارش باش

پس از من روزهای بی کسی در راه می باشد

سپر بهر علی شو وقت آتش سوزی خانه

بدان که قتلگاه تو همین درگاه می باشد

همین که می زند زخم زبان بر من به پیش تو

تو را بعد پدر در کوچه سدّ راه می باشد

بلرزاند مرا در قبر تا بر تو زند سیلی

که از مهری که من دارم به تو آگاه می باشد




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-شهادت-مصائب حضرت زهرا(س)


امشب آغازِ مصیبت می شود

فتح باب درد و غربت می شود

ناله ی زهرا شود امشب بلند

ناله دارد از وجودی دردمند

در غریبی رحمةٌ للعالمین

جان سپارد از شرار زهر کین

قاتل او خانگی و آشناست

خائن و پست و لعین و بی حیاست

لحظه های آخر خیر البشر

اشک می بارد علی خون جگر

فاطمه دور سرش پر می زند

دیده تر، بر سینه و سر می زند

ای پدر زود است از پیشم مرو

می کنی محزون و دل ریشم مرو

ای که هستی مقتدای عالمین

تو مرو جان حسن جان حسین

لحظه ای تا دیده اش را باز کرد

با محبّت دخترش را ناز کرد

دخترم با گریه آزارم مده

دیگر امشب وقت رفتن آمده

غم مخور ای نور چشمان همه

زود می آیی کنارم فاطمه

بعد من ای روح و ریحان پدر

عمر تو کوتاه می گردد دگر

بعد من کار تو مشکل می شود

درد و غربت بر تو حاصل می شود

ای که هستی مصطفای منجلی

بعد من جان تو و جان علی

مرتضی بر من که نور دیده است

بارها دور سرم گردیده است

بارها گشته بلا گردان من

آمده تا جان کند قربان من

کن تلافی، مرتضی را یار باش

یار او بین در و دیوار باش

باش آگه دختر دلخسته ام

دست او را با صبوری بسته ام


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مصائب حضرت زهرا(س)

 

بس که از آه، دل شعله ورت می سوزد

با تماشای تو قلب پدرت می سوزد

ای جگرگوشه ی من شعله مزن بر جگرم

جگرم سوخت ز بس که جگرت می سوزد

زودتر از همه پیش پدرت می آیی

زودتر از همه شمع سحرت می سوزد

زیر پرهای تو آرام گرفتم بابا

حیف از آن روز که تو بال و پرت می سوزد

بعد من هر چه بلا هست سرت می آید

بعد من وای که پا تا به سرت می سوزد

گاه در کوچه ای از درد زمین می افتی

گاه از دست کسی چشم ترت می سوزد

گاه در پشت در خانه ی خود می نالی

چشم وا می کنی و دور و برت می سوزد

یک طرف دست تو در پای علی می شکند

یک طرف دخترکت پشت سرت می سوزد

از صدای تو در آن شعله علی می فهمد

که اگر فضّه نیاید پسرت می سوزد




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رسول اعظم(ص)-مصائب پنج تن-بحر طویل

 

لحظه لحظه همهٔ  امشب من وقف رسول‌الله است

دلم از عشق رخ بی‌مثلش آگاه است

آه بر کش ز دل و روی به سویش بنما

امشب از دل به حریمش به خدا فاصله تنها آه است

هر که دیوانه نگردید ز شوق نظرش گمراه است

او همان است که همواره به دنبال نجات بشریت ز درون چاه است

آنقدر درد کشیده، ز پی خلق دویده

که خدائی خداوند شود در دلشان اصل و عقیده

چقدر حرف بد و تهمت و دشنام شنیده

کمرش زیر غم شیعهٔ بیچاره خمیده

ولی صد حیف کسی نیست بگوید چه بلائی به سرش آمده

و در ره ارشاد خلائق، چه جفاها که ندیده

وسط حلقهٔ کفّار سنگ می‌خورد

غریبانه و بی‌یار ولی باز تحمل می‌کرد

زیر شلاق نگاهِ مشتی، عرب بی‌سر و پا

دشمنان توحید، کفر ورزان پلید

اهل تحقیرِ محبّان خدا

اهل شرک و تردید

قوم پستی که برای ز رَه راست برون کردن او

بر جفا و ستم و مسخره و تهمت و توهین

و جگر سوختن و ظلم توسل می‌کرد

او ولی باز پر از مهر و عطوفت هر روز

در جواب ستم و روی تُرُش کردن و تحقیر و جفا

خنده بر روی لبش گل می‌کرد

تو چه دانی که چه اخلاقی داشت

سنگ می‌خورد ولی باز تحمّل می‌کرد

هر سحر چون گل خورشید شکوفا می‌شد

یک بغل خنده در آغوش لبش جا می‌شد

باز با این که لبش پاره و دلخسته و پایش زخمی

کاشف غصه و غم ها می‌شد

گریه می‌کرد کنار حرم امن خدا


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناسبت های آخر ماه صفر

 

آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است

دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!

خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی  

رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند

چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:

 آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی»        

آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع

داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»

لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت

میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس

شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول

زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»

کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا

«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما

سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!

باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود

غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-شهادت


دیگر طبیب بر سر بالین نیاورید

بالینِ من حسین و حسن را بیاورید

این شرحِ صدر، مرهمِ جان کَندَنِ من است

از سینه ام حسینِ مرا از چه می برید؟

ای نور دیدگانِ من این گونه بی قرار

امروز بر رسول گریبان چه می درید؟

روزی رسد که هر دو جگر پاره می شوید

با این که در بهشت شما هر دو سرورید

بوسه اگر به روی لبان شما زنم

روزی ز تشتِ خون، جگر، سر بر آورید

 زهرای من! تو اِذنِ دخولِ اَجَل بده

زیرا خدا به غیر تو کوثر نیافرید

او که دری به غیرِ درِ خانه اَت نزد

داند خدا مرا به ولای تو پَروَرید

تا می شود، حبیبۀ من پشت در نرو!

زود است، استغاثه کنان پشت این درید

ای دشمنان فاطمه از من حیا کنید!

بعد از پدر چه بر سر این دختر آورید

دور مرا کسا،  بگیرید دخترم!

آخر شما تمامِ امید پیمبرید

بنشین علی! که خوب به رویت نظر کنم

آری خدا جمال تو از خویش آفرید

نعش مرا شبانه چو غسل و کفن کنی

مخفی ز بی کفن کَفَنم را بیاورید

حالا که من وصیّت یک عمر می کنم

کاغذ قَلم برای نوشتن بیاورید




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/18 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-شهادت


 گرفته بوی شهادت شب وفاتش را

بیا مرور کن ای اشک خاطراتش را

مورخان بنوشتند با سرشک یتیم

هجوم درد به سر تا سر حیاتش را

سه سال شعب ابیطالب و شکنجه و ظلم

چقدر مرگ خدیجه فسرد ذاتش را

چه سنگ ها که بر آیینهُ وجودش خورد

چه طعنه ها که ابوجهل زد صفاتش را

برای غارت جانش قریش خنجر بست

ولی خدای علی خواسته نجاتش را

دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما

ندید سبزی یِ باران معجزاتش را

حرا شروع رسالت غدیرخم پایان

ادا نمود تمامی یِ واجباتش را

...و بعد غیر علی هر که رفت در محراب

شنید نعرهٔ لا تقربوا الصلاتش را




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/17 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

خاتم‌الانبیا رسول خدا

که جهانش هزار بار فدا

کـرد اعـلام بـر سر منبر

به خلایق ز اصـغر و اکبر

که من ای مسلمینِ نیک خصال

دیدم آزارها به بیست و سه سال

کرده‌ام روز و شب حمایتتان

سنگ خوردم پی هدایتتان

ساحرم خوانده‌اید و جادوگر

بـر سـرم ریختیـد خاکستر

گـاه کـردید سنـگ بـارانم

گـه شکستید دُرِّ دنـدانم

مثل مـن از منافق و کفار

هیـچ پیغمبری نـدید آزار

حال چون می‌روم از این دنیا

اجر و مزدی نخواستم ز شما

جـز کـه بـا عتـرتم مودّتتان

حرمت و طاعـت و محبتتان

دو امـانت مـراست بین شما

طاعت از این دو هست، دین شما  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص)-شهادت


تو را ملول و پریشان و خسته می بینم

کنار بستر خود دل شکسته می بینم

به دوش توست پس از من رسالتی سنگین

چرا وجود تو را سخت خسته می بینم

تو نور چشم منی، دخترم! تو را چون ماه

میان هاله ای از غم، نشسته می بینم

بهار باغ من! ای عمر تو چو گل کوتاه

کتاب عمر تو را زود بسته می بینم

اگر چه غرق غمی، چون غمت غم دین است

تمام عمر کمت را خجسته می بینم

هر آن چه را که پس از این وداع خواهی دید

ز پشت دیدۀ در خون نشسته می بینم

میان دود و شرار و هجوم اهل ستم

تو را صنوبر پهلو شکسته می بینم

تمام جان «وفائی» ز ناله پُر شده است

که بند بند دلش را گسسته می بینم




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت


داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم

 یا ایّها الرّسول بدون دعای تو

از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

یا این که گوشه چشم اباالفضل تو نبود

ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم

بی حب خاندان تو در خانه ی کرم

جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم

ما امت توایم و علی هم کنار توست

آیینه ات نبود نمایان نمی شدیم

ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم

ور نه شبیه نم نم باران نمی شدیم

هم ناله های امشب مولای امتیم

ما سوگوار رحلت بابای امتیم

در جان مسلمین چو آذر گذاشتند

بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند

آه از نهاد اهل ولایت بلند شد

بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند

آقای من بزرگ قبیله ز داغ تو

بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند

هستی گریست تا نوه هایت رسیده و

با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند

تو باغبان امتی و جای اجر تو

یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند

با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد

داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند

در کوچه ها غرور علی را کسی شکست

در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

از سوزِ تب توانی به پیکر نداشتی

فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی

یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی

یعنی که تاب دوریِ همسر نداشتی

بعد از غدیر و توطئه هایِ منافقین

دلشوره جز غریبی حیدر نداشتی

می خواستی سفارش حقِ علی کنی

امّا چه فایده که تو یاور نداشتی

عمری برای این که هدایت شوند خلق

در سینه غیر یک دلِ مضطر نداشتی

وقتی صدایِ فاطمه آمد که سوختم

در عرش می شنیدی و باور نداشتی

رفتی از این دیار وَ اِلّا به یک نفس

تابِ صدایِ نالۀ دختر نداشتی

مسمار داغ بود و لب از سینه بر نداشت

آنجا مگر بهشت مُعطّر نداشتی

پنجاه سالِ بعد مشخص شود چرا

از روی سینه جسمِ حسین بر نداشتی

وقتی عدو محاسن او را گرفته بود

ز ره رسیدی عمّامه بر سر نداشتی

زینب نیابتاً ز تو بوسید آن گلو

زیرا که تابِ بوسۀ حنجر نداشتی




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت


ای امت رسول، قیامت به پا کنید

لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید

در ماتم پیمبر و تنهایی علی

باید برای حضرت زهرا دعا کنید

داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم

حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

×××

ختم رسل به سوی جنان می‌کند سفر

جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر

ریزید خون ز دیده که در آخر صفر

کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر

دریای اشک، ملک خداوند سرمد است

بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است

×××

جان جهان ز پیکر هستی جدا شده

خاموش، شمع محفل نورالهدی شده

ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب

واویلتا عزای رسول خدا شده

عالم ز دود فتنه سیه‌پوش می‌شود

حقّ علـی و آل، فـراموش می‌شود

×××  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وفات پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام مجتبی(ع)-وداع با محرم و صفر


گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه

تاریک تر ز عرصهٔ تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین

اشک عزا به دیدهٔ زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر

دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات

آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر

اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی

چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریهٔ زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن....

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

از بهر قبض روح شریف پیامبر

از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب

بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر

با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه

در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر

یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش

محو نگاه آخر خود بود بر پدر

اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی

روی حسین بر روی قلب پیامبر

دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار

بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر

زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن

از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر

هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه

گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه


ادامه این شعر

موضوع: وداع با محرم و صفر،  شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-مدح و شهادت

 

ای محمد (ص) ای رسول بهترین کردارها

حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها

در بیانت بند می آید زبان ناطقان

قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها

بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم

قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها

طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است

استوار مکتب ایثار تو عمارها

تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک

دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها

پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین

گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها

کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل

کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها

داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک تواییم

لاله کی روییده در آغوش شوره زارها

گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند

شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها

وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار

رو به تو آرند وقت خستگی کرارها

ای که با خون دلت پرورده ایی اسلام را

چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها

سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید

کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها

با عیادت از کسی که بارها آزرده ات

روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها

خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال

بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها

رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست

جان به لب شد از غمت ، شهرت مدینه ، بارها

تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق

رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها

آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست

ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها

***

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 07:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ختم المرسلین (ص)-شهادت

 

 آمدی با تجلیّ توحید

به زمین آوری شرافت را

ببری از میان این مردم

غفلت و کفر  و جاهلیت را

 

ولی افسوس عده ای بودند

غرق در ظلمت و تباهی ها

در حضور زلال تو حتی

پِیِ مال و مقام خواهی ها

 

سال ها در کنار تو اما

دلشان از تب تو عاری بود

چیزی از نور تو نفهمیدند

کار آن ها سیاهکاری بود 


ادامه مطلب

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 11:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص) و مدینه

 

شهر مدینه، شهر رسول مکرم است

آنجا اگر که سر بسپارد ملک، کم است

شهر مدینه، آینه دار پیمبری است

کز خیل انبیا به فضیلت مقدم است

شهر مدینه، مهبط  وحی و نبوت است

چشم و چراغ عالم و مسجود آدم است

شهر مدینه، منظره هایی که دیده است

بعد از هزار سال حدیث مجسم است

شهر مدینه، سنگ صبور است در حجاز

هم ترجمان زمرمه، هم روح زمزم است

شهر مدینه، شاهد راز شب علی است

با چاه های کوفه،هم آواز و همدم است

شهر مدینه سوخنه از داغ مجتبی

برگ و برش ملال و گلش حسرت و غم است

شهر مدینه، انس گرفته است با حسین

بعد از حسین آینه گردان ماتم است

شهر مدینه،گریه سجاد را که دید

چشم انتظار ریزش باران نم نم است

شهر مدینه، شاهد برگشت زینب است

گویا هنوز برلب او، خیر مقدم است

شهر مدینه،هدیه فرستد به قدسیان

از تربت بقیع، که اکسیر اعظم است

شهر مدینه، رنگ شفق یافت از ملال

گیسوی نخل هاش پریشان و در هم است

شهر مدینه، شاهد غم های فاطمه است

این خاک پاک جای قدم های فاطمه است




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص)و مدینه

 

ماتم گرفت حال و هوای مدینه را

پوشید کعبه رخت عزای مدینه را

خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت

وز پا فکند نخل رسای مدینه را

رکن علی شکست ز فقدان مصطفی

در برگرفت خاک، صفای مدینه را

زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است

ابر عزا گرفت فضای مدینه را

ای دل بیا چو(شاخه حنانه) ناله کن

بنگر به ناله ارض و سمای مدینه را

آدم گریست تا که ملائک به روی دست

بردند سوی سدره همای مدینه را

جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان

سایه فکند کرب و بلای مدینه را

بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر

از دود درب خانه لوای مدینه را

دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست

آیینه رسول نمای مدینه را

دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه

بستند دست عقده گشای مدینه را

تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا

بسرود(رستگار) عزای مدینه را




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رسول اکرم(ص)-شهادت

 

یا رب چرا خلق جهان را سینه چاک است

    گویا تن پاک پیمبر زیر خاک است

از حضرت روح الامین شهپر شکسته

    گرد یتیمی بر رخ زهرا نشسته

چون مرغ شب سبطین احمد در فغانند

    دریا صفت از دیده گوهر می فشانند

روز جهان از این مصیبت گشته شب

    عرش علا لرزان بود چون قلب زینب

رنگ شفق از این مصیبت نیلگون شد

    خورشید و مه را دیدگان دریای خون شد

اندر فلک افلاکیان را بال و پر سوخت

    از هجر و غم زهرای اطهر را جگر سوخت

سیفی چه گوید در غم و سوگ و عزایش

    واحسرتا صاحب عزا باشد خدایش




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-شهادت

 

ملکوت نگاه بارانیت

راوی یک مدینه اندوه است

سالیانی است از غم غربت

خاطر خسته‌ی تو مجروح است

این اهالی ظلمت دنیا

مردمان قبیله‌ی وهمند

در سلوک هدایت و رحمت

اشتیاق تو را نمی فهمند

ماتم این شکنجه های کبود

غصه ها بی مجال پیرت کرد

سینه‌ی غرق نور و سنگ ستم

داغ چندین بلال پیرت کرد

بی کسی خو گرفته بود آقا

با اهالی شعب دلتنگی

می شکستی چنان غریبانه

در حوالی شعب دلتنگی

دیده هر دم غروب عام الحزن

چشم بارانی و پُر ابرت را

تو چه کردی در این غریبستان

که خدا می ستود صبرت را  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص)-شهادت

 

در ماتم فراق پدر گریه می کنم

همراه شمس و نجم و قمر گریه می کنم

شب ها و روزها ز غمش مویه می کنم

تا آخرین توان بصر گریه می کنم

خواب شبانه از سر زهرا پریده است

مانند شمع تا به سحر گریه می کنم

داغی عظیم دیده ام ای مردمان شهر

با لحن جانگدازی اگر گریه می کنم

پیغمبر طوایف اهل بکاء شدم

قدر تمام اشک بشر گریه می کنم

خشکد اگر که چشمه ی اشکم دوباره من

با دیده های سرخ جگر گریه می کنم




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/11/10 | 11:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص)-شهادت

 

کم گریه کن که گریه امانت بریده است

گویا که وقت رفتن بابا رسیده است

حق داری از غمش به سر و سینه می زنی

چون مثل او کسی به دو عالم ندیده است

در روز آخرش چه شده این چنین نبی

جز اهل بیت تو ز همه دل بریده است

بر روی سینه اش حسنین ناله می زنند

اشکش برای هر دو ز غم ها چکیده است

برگو که مرتضی چه شنیده کنار او

رنگش چنین ز طرح مسائل پریده است

این جا همه برای شما گریه می کنند

چون از سقیفه بوی جسارت وزیده است

این روزها به پشت در خانه ات مرو

گویا عدو که نقشه ی قتلت کشیده است

جان حسین و جان حسن جان مرتضی

کم گریه کن که گریه امانت بریده است




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/11/10 | 11:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت

برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت

نخواست اجر رسالت ولی دو گوهر پاک

میان ما دو امانت به یادگار گذاشت

دو گوهری که عزیزند چون نبوت او

یکی کتاب خدا و یکی است عترت او

از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود

همه هدایت او نیز در ولایت بود

مودتی که زما خواست بر ذوی القربی

از او به ما کرم و عزت و عنایت بود

خطاب کرد که این دو، اعتبارِ همند

هماره تا ابد الدهر در کنار همند

به حق که این دو همانند نور و خورشیدند

که از نخست به قلب بشر درخشیدند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/11/10 | 11:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست

آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب

شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم

گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم

زیرا عزای قافله سالار انبیاست

خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود

عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا به هوش که با رحلت نبی

شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع

یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/11/10 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

بند اول

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه

تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین

اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر

دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات

آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر

اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی

چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریة زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1389/11/9 | 09:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-شهادت

 

ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم

وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم

صبـر کـن سیر ببینم رخ بابایم را

چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم

قسمت این بود که بالای سرش بنشینم

چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم

وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است

دو مـه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم

ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود

من پس از رفتن تو جان علی را سپرم

با تن خسته و بازوی کبود از مسجد

قول دادم که علی را به سوی خانه برم

دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه

گر بریزند همه اهل مدینه بـه سرم

قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا

تا که با دادن جان، جان علی را بخرم

به فدای سر یک موی علی باد پدر

گـر میـان در و دیـوار دهد جان، پسرم

جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم»

اجـر ایـن سـوختنت بـا احـدِ دادگرم




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1389/11/9 | 09:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.