امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


تا مرا قدرت حق در ازل ایجادم

خاکی از عشق در آمیخت و آبادم کرد

 

تا که بر خواستم و روی به مردم کردم

با زبانی که خدا داد تکلم کردم

 

از همان لحظه به توحید شهادت دادم

دست بیعت به نبوّت به ولایت دادم

 

میل کافر شدن از سینه که برداشت خدا

مهر زهرا و علی را به دلم کاشت خدا

 

بعد از آن روح مرا پیش دو دلبر بردند

از همان روز دلم را دو برادر بردند

 

دو برادر نه دوتا سورهء انسان خدا

دو غزل مثنویِ ناب به دیوان خدا

 

دو برادر دو عزیز دل و فرزند بتول

یا دو خورشید به زیبایی لبخند بتول

 

دو برادر نه دوتا سروِ گلستان علی

دو برادر نه دوتا لؤلؤ و مرجان علی

 

دو برادر نه دوتا چشمهء فیض جاری

هر دوتا آینهء لطف فراوان علی

 

هر دو سردارِ دلاور به سپاه حیدر

دو برادر نه دوتا جلوهء طوفان علی

 

با حسینش همه دیدیم نجف را امّا...

بی حسن راه نداریم به ایوان علی

 

این دوتا سورهء نورند و چراغ راه اند

حُجَجُ الله عَلَی الخلق ولی الله اند

 

این دو تا ابر خطاپوش و امان الناس اند

این دو تا زمزمه و ذکر لب عباس اند

 

مهبط الوحی خدایند و اصول الکرم اند

در جوانمردی و ایثار به عالم علم اند

 

منتهای ادب و معرفت و جود و حلم

معدن رحمت حقند، وَ خُزّان العلم

 

عشقشان روز ازل حک شده در قلب من است

نام زیبای دو دلدار حسین و حسن است

 

این دوتا نور دوصد فرق اساسی دارند

هر دوتا روضهء جانسوز و حماسی دارند

 

اولین فرق میان دو برادر یار است

یار دلگرمی یک لشکر و یک سردار است

 

نالهء واعطشا گر چه به لب داشت حسین

شیرمردانِ یلی مثل وهب داشت حسین

 

مسلم عوسجه و جون و بریری دارد

قاسم و اکبر و عباس و زهیری دارد

 

چشم بسته به رهش سینه و سر می دادند

تن خود را به دَمِ تیر سه پر می دادند

 

چه بگویم که حسن یار وفادار نداشت

خار در دور و برش بود ولی یار نداشت

 

در سپاهی که ندارد تک و تنها مانده

آه و فریاد دریغ از دو سه تا فرمانده

 

او پی کار همه رفت گره وا می کرد

دردها داشت ولی درد مداوا می کرد

 

نکند فکر کنی طعنهء اغیار شنید

طعنه و زخم زبان از طرف یار شنید

 

بین ما هم که غر یب است از او دم نزدیم

وسط روضه او سینه محکم نزدیم

 

فرق دیگر که میان دو برادر بوده

مهربانی و وفاداری همسر بوده

 

همسری داشت حسین بن علی مثل رباب

همه جا بود به همراهیِّ او پا به رکاب

 

به روی حرف حسینش ابدا حرف نزد

پاره شد حنجر طفلش به خدا حرف نزد

 

چه بگویم که حسن جان جهان قربانش

همسری داشت ولی بود بلای جانش

 

مجتبی با زن بی عاطفه ای همدم بود

بود محرم ولی انگار که نامحرم بود

 

بی حیا بود فقط طعنهء بی حد می زد

حرف می زد به حسن آنچه نباید می زد

 

روزی افطار برای پسر فاطمه برد

با لب تشنه حسن جرعه ای از آب که خورد

 

ناگهان دید که دارد جگرش می سوزد

آنچنان زهر اثر کرده سرش می سوزد

 

زهر در جان حسن داشت تلاطم میکرد

و نفس راه خودش را به گلو گم می کرد

 

سرخ شد طشت صدا زد جگرم را ببرید

به در خانه زینب خبرم را ببرید

 

چشم بر هم زد و بالای سرش زینب بود

بیشتر آنکه شده خون جگرش زینب بود

 

کس نفهمید که عمرش به چه منوال گذشت

سوخت زینب ز غمش سوخت و ده سال گذشت

 

کربلا هم به سر پیکر بی سر آمد

نالهء "أنت أخی" از جگرش درآمد

 

وای بر کوفه در این دشت تو مهمان بودی

جگرم سوخت تو رفتی ولی عطشان بودی

 

در دلم مثل حسن غصه و غم ریخته ای

چه شده با تن تو از چه به هم ریخته ای؟

 




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


ای طشت یاریم‌ بده دیگر بریده ام

این زهر  را به قصد شفایم چشیده ام

 

کم سن و سال بودم و پیری به من رسید

مانند شمع قطره به قطره چکیده ام

 

راضی به مردنم که نبینم‌ مغیره را!

من‌ ناز مرگ‌ را به دل و جان خریده ام

 

عمری ز کوچه رد شدم و سوخت صورتم!

کوچه‌ نرفته ای‌ که‌ بدانی چه دیده ام

 

نامحرمی به مادر من حرف تند زد

جایی نگفته ام که چه حرفی شنیده ام!

 

سنگین‌ شدست گوش حسن مثل مادرم

آزرده از صدای بلند کشیده ام!

 

ناموس مرتضی به کمک احتیاج داشت

فریاد زد حسن! کمکم‌ کن خمیده ام!

 

این تنگی نفس اثر زهر کینه نیست

از کوچه تا به خانه فراوان دویده ام




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


خنده بر این لب آزرده کجا می آید

نفس از سینه اگر رفت چرا می آید؟

 

زرهم کو که بپوشم بروم تا مسجد؟!

دارد از ماذنه انگار صدا می آید

 

دوستانم به دوتا کیسه درهم رفتند

ناله غربت من تا به خدا می آید

 

آتش جان مرا چاره به جز آتش نیست

زهر پیش نظرم مثل دوا می آید

 

لخته خون ها همگی از دهنم میریزد

وسط طشت بلا پشت بلا می آید

 

اول کودکی ام زار  شدم پیر شدم

گر به دستم همه ی عمر عصا می آید

 

پیر آن کوچه ی باریک که راهش سد شد

جلوی چشم ترم خاطره ها می آید

 

باز انگار که یک سایه به چشمم خورده

باز انگار غریبه سوی ما می آید

 

باز انگار که حوریه میوفتد به زمین

بروی چادر پاکش رد پا می آید

 

با چه وضعی به عقب میرود و می افتد

دو قدم مادر زارم جلو تا می آید




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت-روضه حضرت زهرا(س)


تنها میان كوچه ها من دیده بودم

مادر زمین افتاد و من ترسیده بودم

 

ترسیده بودم مادرم درجا بمیرد

چون غنچه از طوفان به خود لرزیده بودم

 

از بس كه سنگین خورد سیلی ، روی یاسش

من جای او چون گل زهم پاشیده بودم

 

ضربه به جان خویش قطعاً می خریدم

گر زودتر از مادرم جنبیده بودم

 

یادش بخیر آندم كه بازوی كبودش

مخفی ز بابا نیمه شب بوسیده بودم

 

شد تلخ تر از گریة صد ساله بَهرم

آندم كه ناچار از پدر خندیده بودم

 

با كس نگفتم راز این غم را كه تا حال …

از مادرم این ناله ها نشنیده بودم

 

مثل عصا خود را نمودم تكیه گاهش

اطراف چادر را بر او پیچیده بودم

 

شد انتقام فتح خیبر درب و دیوار

سنگینیِ آن درب را سنجیده بودم

 

گر رازهایم زین جگر افشا نمی شد

روشن نمی شد تا چه حد رنجیده بودم

 

گر كه نمی بردی تو ای تشت آبرویم

تا زیر خاك این رازها پوشیده بودم




موضوع: كوچه بنی هاشم،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


رنگ سپید رنگ حنای سرت شده است

لب بسته ای و خون دلت ساغرت شده است

 

خطبه بخوان به رقص درآور کلام را

نهج البلاغه مشتری منبرت شده است

 

سرچشمه ی کرامت و لطف کریم ها!

کوثر دخیل گوشه ی چشم ترت شده است

 

از نسل دختر تو امامت ادامه یافت

پیغمبری و فاطمه ات کوثرت شده است

 

من برگ زردی از شجره نامه ی توام

خار و خسی که آمده و نوکرت شده است

 

چشمی که گریه کرده، تو را، یا حسین را

لبریز لطف و مرحمت مادرت شده است

 

قلب حسین پیش تو جامانده در بقیع

قلب حسین مقبره ی اطهرت شده است

 

غیر از ضریح کهنه، ضریح نو حسین

مشتاق پایبوسی خاک درت شده است

 

خون حسین نام تو را دم گرفته است

گودال هم برای تو ماتم گرفته است

 

دردت زیاد بود و برایت دوا نبود

زخمی عمیق تر ز غم کوچه ها نبود

 

دیوار کوچه نیز به تو طعنه میزند

سنگ صبور گفتن آن ماجرا نبود

 

عرش خدا تحمل آن داغ را نداشت

گر شانه ی خمیده ات آنجا عصا نبود

 

اما شهادتین لبت اینچنین سرود

داغی بزرگتر ز غم کربلا نبود

 

روزی شبیه روز حسینت نمیشود

جسمت کبود بود ولی زیر پا نبود

 

رنگ سپید گر چه به موی تو چنگ زد

زلفت به دست باد نبود و رها نبود

 

آخر به دامن پسرت سر گذاشتی

دیگر سخن ز نیزه و طشت طلا نبود

 

غارت زده است چون حسنش را ز دست داد

انگشتری و پیرهنش را ز دست داد 




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


زان لحظه که بر نام حسن جان نظر افتاد

از چهره ی فرسوده ی من پرده بر افتاد

 

از بس که درخشان بُوَد این نام در افلاک

انگار که در عرش معلّی قمر افتاد

 

زیباییِ محض است جمال عَلَوییَش

از شهد دو لب هاش بهای شکر افتاد

 

اولاد علی تک تک شان باب مرادند

اما گذر من به حسن بیشتر افتاد

 

وقتی که حسن هست نیازی به کسی نیست

افسار نبردی به دو دستش اگر افتاد...

.

..چون جنگ جمل محشر کبری بدهد رخ

از ضربه ی تیغش شتر حیله گر افتاد

...

او مرجع درد است مقاتل همه گفتند

از مادر او پیش نگاهش ثمر افتاد

 

از ضرب لگد بود حسن دید که ناگاه

روی تن مادر وسط شعله در افتاد

 

تنهاش گذارید به غمهاش بسوزد

این زهر دگر چیست به جان جگر افتاد؟

 

این قوم لعین رحم نکردند به نعشش

روی بدنش تیر به جای سپر افتاد

...

در کرببلا قصّه ولی طور دگر شد

بر سینه ی عریان برادر تبر افتاد...

.




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


ای مظهر جمال جمیل خدا حسن

وی "طلعت تو آینهء کبریا" حسن

 

روح نبی، روان علی، قلب فاطمه

گیرد به یک اشارۀ چشمت صفا حسن

 

گویی که از لب تو عسل خورده مصطفی

از بس که داده بوسه دهان تو را حسن

 

وقتی که جای دست خدا می‌شوی سوار

حیف است پا نهی به سر چشم ما حسن

 

از کائنات نغمۀ آمین شود بلند

دست تو تا بلند شود بر دعا حسن 

 

باید رسول و حیدر و زهرا شوند گوش

تا ذات حق برای تو گوید ثنا حسن

 

آل نبی تمام کریمند و تو شدی

مشهور در کرامت و لطف و عطا حسن

 

خلقند میهمان و تویی میزبان خلق

ملک وجود آمده مهمان سرا حسن

 

روزی که نیست روز تو باشد کدام روز؟

جایی که نیست خاک تو باشد کجا؟ حسن

 

صلح تو کرد روز معاویّه را سیاه

صبر تو داد دین خدا را بقا حسن

 

صبر و ثبات و صلح تو گردید از ازل

بنیانگذار نهضت کرببلا حسن

 

یک جلوه از فروغ تو ماه است و آفتاب

یک صحنه از بقیع تو ارض و سما حسن

 

گرد حریم تو که درش بسته روز و شب

صف بسته اند سلسلهء انبیا حسن

 

وهابیان به زائر تو راه بسته‌اند

سد می‌کشند دور مزار تو، یا حسن

 

بیچاره‌های کوردل پست، غافلند

دارالزیارۀ تو بوَد قلب ما حسن

 

از ماهیان بحر الی ساکنان عرش

گریند در غم تو به صبح و مسا حسن

 

ای چشم غیر بر کرمت! با کدام جرم

دشنامها شنیده ای از آشنا حسن

 

آن خواست دست بسته برد سوی دشمنت

این یک فشرد بر روی پایت عصا حسن

 

این غم کجا برم که به منبر خطیب پست

دشنام داد بر پدرت مرتضی حسن

 

این غم کجا برم که ترا یار آشنا

گردید مار و کشت به زهر جفا حسن

 

از فرط تیر تا تن و تابوت شد یکی

قد حسین مثل کمان شد دوتا حسن

 

دست بریدۀ پسر کوچکت بس است

بر دستگیری از همهء ماسوا، حسن

 

گر قاسمت به عرصۀ محشر قدم نهد

بهر نجات خلق کند اکتفا حسن

 

هر گوشه روز حشر، دراز است سوی تو

دست هزار «میثم» بی دست و پا حسن




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


نه بوی مُشک نه چون بوی نافه ی خُتن است

نه بوی یاسمن است این نه بوی یاس من است

 

نه بوی چادر خاکی نه عطر آن گودال

بقیع روضه ی مکشوف کوچه و زدن است

 

برای گریه بر این صحنه یا که دیدارش

میان هر مژه با چشم جنگ تن به تن است

 

به جز بقیع که در اشک نیز می سوزیم

همیشه گرمی آتش دلیل سوختن است

 

کسی که دست به سینه است توی کرب و بلا

چگونه است که پیش تو دست بر دهن است؟!

 

غریب کیست کسی که هنوز بی حرم است؟

و یا کسی که به هنگام مرگ بی کفن است؟!

 

غمش ز جنس حسین است هرکه مظلوم است

حسن تر است کسی که غریب در وطن است

 

خراب هم که نباشد به اعتقاد من

تمام غربت اینجا به خاطر حسن است!




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/13 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


بعد از دو ماه اشک و عزا فابک للحسن

خواهی رضای فاطمه را فابک للحسن

این روضه وا کند گره ی کور را ، اگر

دردت شده بدون دوا ، فابک للحسن

بازین چه شورش است ؛ تو ای سینه زن بیا

همراه سید الشهدا ، فابک للحسن

نه گنبدی ، نه صحن و سرایی ، نه زائری

ای زائران کرببلا فابک للحسن

او گرچه مادری است ؛ ولی بی کسیش هست

خیلی شبیه شیر خدا فابک للحسن

آید به گوش نالۀ زهرا که می زند

در کوچۀ مدینه صدا فابک للحسن

جز او برای مادر قامت کمان که بود ؟

در کوچۀ مدینه عصا فابک للحسن

مرد حماسه ساز جمل ، مانده بی سپاه

در خانه و محله چرا ؟ فابک للحسن

باران تیر و مجلس تشییع یک امام

هرگز نبود شرط وفا فابک للحسن

... 

در مجلس یزید گمانم سر حسین

زد ناله بین طشت طلا فابک للحسن




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/08/15 | 01:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


عشقی که به دل کاشته بودی ثمر آورد

هم آه شب آورد هم اشک سحر آورد

آنقدر کریمی که گدا از سر کویت

از آنچه دلش خواسته هم بیشتر آورد

شرمنده اگر دیده ی پر اشک ندارم

نوکر به عزای تو همین مختصر آورد

غم پیش دل ریش تو ای مرد، کم آورد

صبر تو دگر حوصله ی صبر سر آورد

گیسوی سپیدت خبر از داغ جگر داد

غم هرچه که آورد به روی جگر آورد

سر بسته بگو پاسخ این پرسش ما را

تا خانه چرا مادر خود را پسر آورد؟

دستی به روی جام غرورت ترک انداخت

آن دست که پشت در خانه شرر آورد

سم تا جگرت دید، خجالت زده تا تشت

از کوچه و آن صورت نیلی خبر آورد 

در لحظه تشییع تو از کینه، سپاهی

با تیر و کمان پیرزنِ فتنه گر آورد 

"یافاطمه" می گفت حسین بن علی با

هر تیر که از سینه و پهلوت در آورد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/08/15 | 01:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


در حریمی که روضه ممنوع است

روضه خوان شما خودِ قبر است

پیش جهل مدبران بقیع

چاره ی بغضِ در گلو صبر است

 

در مسیر کبوتران حرم

آب و دانه سحر نمی ریزند

در هوای تو لطمه زن ها هم

خاک غربت به سر نمی ریزند

 

سنگ قبر تو شش جهت دارد

پس ضریح تو نیز شش گوش است

هرکه از باب قاسم آمده است

بعد عمری هنوز مدهوش است

 

گنبدت را ندیده اند مگر

تپه خاکی که پشت مرقد توست

در حقیقت قلوب انسان ها

بارگاهی برای مسند توست

 

از مفاتیح ندبه جایز نیست

«گریه» از غربت تو محروم است

هرکه فرزند فاطمه باشد

بین مردم همیشه مظلوم است

 

سوت وکور است هر شبه جمعه

چون شب دفن مادرت زهرا

سوت و کور است مثل آن کوچه

که نکردید خانه را پیدا

 

آتش درب خانه می باشد

علت قلب داغ دار بقیع

سپر اهل خانه محسن شد

مثل آن نرده ها کنار بقیع

 

خاک های بقیع می گفتند

چادر مادر تو خاکی نیست

در مصافی که ظلمت و نور است

نور را از پلید باکی نیست




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و غربت


من تو را در حُسنِ روزافزون، سرآمد میکشم

آیتی از آیه های ذاتِ سرمد میکشم

تا جمالت را به زیبایی ببینم ـ بارها

در ضمیرم نقش سیمای «محمد» میکشم

از حریم پاک تو، تا «قُبّه الخَضرا»ی عشق

با نگاهِ عاشق خود، خطِّ  ممتد میکشم

خسرو خوبان عالم! ای کریم اهل بیت

شرمساری پیش تو، از کرده ی بد میکشم

گرچه از ذوق عبادت، سال ها بی بهره ام

با بلور اشک خود، تصویر معبد میکشم

آه، ای سردار مظلومی، که تنها مانده ای!

خجلت از رخسار آن نفسِ مجرّد میکشم

چون شنیدم از دهانت، سوده ی الماس ریخت

دامن از یاقوت و مرجان و زِبَرجد میکشم

آب شد سنگ صبور، از آن همه صبر و شکیب

وسعت صبر تو را، بی مرز و بی حد میکشم

روضه ات با خاک، یکسان است، ای روح نماز

من به نام نامی ات، طرح مجددّ میکشم

تا نسوزد، تربت پاکت ز هُرم آفتاب

در خیالم، سایبانی، مثل گنبد میکشم

تا ببوسم گلشن ات را مثل یاس و اطلسی

پشت «دیوار بقیع»ات، بارها قد میکشم

تا بشویم، گردِ غربت را، از آن تربت به اشک

منّت از مژگان خود، هر قدر باید، میکشم

میروم از این حرم، اما دلم پیش شماست

گاهِ رفتن، نیّت خود را مرددّ میکشم

میروم با بی قراری، باز می گردم به شوق

جلوه ی عشق  تو را، در رفت و آمد میکشم

من به یادِ این کبوترها، که مهمان تواند

بعد از این نازِ  کبوترهای «مشهد» میکشم

تا زیارتگاه دل ها، لاله زار  مجتبی ست

سرمه ی چشم «شفق»، خاکِ  مزار مجتبی ست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


صحبت از خوان کریم است و تهی دستی ما

دستها گرم قنوتند، زحاجت لبریز

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده است

قبل گفتن شده کاسه ز اجابت لبریز

 

دستهایم دم صبحی به ضریحش نرسید

مثل شمعی به تمنای حرم آب شدم

بیشتر حرف حسن بود میان سخنم

اربعین نزد حسینش که شرفیاب شدم

 

خاک گر نام حسن داشت به لب، دُر میشد

نام او را به روی سنگ یمن بنویسند

بی کفن بود حسین، ورنه وصیت می کرد

تا به روی کفنش نام حسن بنویسند

 

گرچه لایوم کیومک به روی لب دارد

گرچه او در غم غارت شدن خلخال است

تن غارت زده شاه شهادت بدهد

روز هجر حسنش سخت تر از گودال است

 

طشت تنها شده از خون دل او آگاه

آه که محرم غمهای حسن چاه نبود

آی کوفی که حسن را به مذلت خواندی

نقش انگشتر او عزتُ لله نبود؟؟؟

 

جگر سنگ شود آب اگر گریه کند

شرح وقتی بدهد او جگر سوخته را

روضه اش کوچه تنگی است نمیداند که

میخ را گریه کند یا که در سوخته را

 

بیت الاحزان نگاهش شده راوی غم

قصه رد شدن آینه و کینه ی سنگ

با کنایه بنویسید که آیینه شکست

دست سنگین و فدکنامه و یک کوچۀ تنگ




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


روضه خوان خسته نباشی مادر

روضه خواندی ز شه بی کفنم

شصت روز است حسین می گویی

امشبی روضه بخوان از حسنم

 

روضه خوان روضه غربت سخت است

هیچکس با حسنم یار نبود

خانه هم امن نبوده بر او

همسرش یار وفادار نبود

 

جعده زهری به حسن خورانده

که از آن فتنه و شر می ریزد

روی تشتی که برایش بردند

لخته خون، پاره جگر می ریزد

 

روضه خوان روضه بخوان از حسنم

جگرش گرچه به زهر آغشته

پسرم غیرتی و مادری است

داغ کوچه حسنم را کشته

 

صورت من که از آن کوچه تنگ

تا دم مرگ فقط نیلی ماند

توی ذهن حسن مظلومم

تا ابد خاطرۀ سیلی ماند

 

حسنم هیچ نرفت از یادش

آتش و دود چه غوغا می کرد

در که افتاد روی پهلوی ام

محسنم داشت تقلّا می کرد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت-روضه کوچه بنی هاشم


خیلی سخته اسیر بلا بشی

زیر بار درد و غصه تا بشی

از کوچه تا خونه راهی نباشه

اما واسه مادرت عصا بشی

 

وقتی آهت توی سینه سد میشه

برای دل تو خیلی بد میشه

چادر  مادرتو  لگد  کنن

به خدا غرورتم لگد میشه

 

به خدا دلی که نا امید میشه

خوشیاش یه دفعه ناپدید میشه

یکی دس رو مادرت بلند کنه

یه روزه همه موهات سفید میشه

 

حرفایی هس تو گلو گیر میکنه

آدمو از زندگی سیر میکنه

 مادر جوون اگه خمیده شه

معلومه که بچه شو پیر میکنه

 

مادرم غماشو با ما نمیگفت

بعضی حرفاشم به بابا نمیگفت

میدونستیم که همش درد میکشه

شب تاصبح بیداره -امّا نمیگفت

 

برا رفتنش خدا خدا می کرد

دلامونو به غم آشنا می کرد

با همون دست شکستش تو نماز

شبا همسایه ها رو دعا میکرد

...

حالا هر اتفّاقی که بود گذشت

منم و یک جگر سوخته و طشت

جیگرم تو کوچه سوخت اونروزی که

مادرم با دست دنبالم می گشت

 

میذارم رو دوش گریه سرمو

می زنم ناله های آخر مو

بخدا میمیرم و زنده میشم

می بینم  تا  قاتل  مادرمو

 

حق بده بشینم و زاری کنم

سیل گریه از چشام جاری کنم

اومد و تو کوچه راهمونو بست

به خدا نشد که من کاری کنم

 

حق دارم اگه پرم درد میکنه

هم دلم هم جیگرم درد میکنه

سر مادرم تو کوچه داد کشید

از همون موقع سرم درد میکنه




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


چشم های نجیب یعنی تو

غرق در عطر سیب یعنی تو

السلام ای کریم آل الله

به غمِ دل طبیب یعنی تو

و لسان شکور یعنی تو

و نگاه منیب یعنی تو

ای فدای مزار ویرانت

در مدینه غریب یعنی تو

نیمه شب چشم های بارانی

کودک غم نصیب یعنی تو

و زمان گذشتن از کوچه

گریه های عجیب یعنی تو

بانی روضه ها سلام آقا

شور ابن شبیب یعنی تو

خون دل بر محاسنت جاریست

شاه شیب الخضیب یعنی تو

روضه خوان غریب عاشورا

معنی آیه های اعطینا

تو نگار مدینه ای آقا

سفره دار مدینه ای آقا

وجناتت محمدی، نبوی

سکنات تو فاطمی، علوی

ضرب شمشیر تو شبیه علی

یکه تازی، تو فاتح جملی

وقت دیدار با خدا حالت

می شود باز تا خدا بالت

یوسف اهل بیت پیغمبر

ای امام و امیر بی یاور

ای غریب مدینه، بر تو حسن

تهمت کفر می زند دشمن

خون دل خوردی از زمانه زیاد

می کنی یاد تازیانه زیاد

یاد آن روزهای کودکی ات

روزهای عزای کودکی ات

کوچه ای تنگ و کوچه ای باریک

سینه ای سنگ و سینه ای تاریک

صحنه هایش هنوز یادت هست

راه را بی حیایِ بی دین بست

کوچه را بست، ماجرا بد شد

دست نامرد از سرت رد شد

مادر افتاد، گوشوار افتاد

مادری با دو چشم تار افتاد

جای پایی روی پرش مانده

رد خون روی معجرش مانده

لاله ی مصطفی خزانی شد

بین آن کوچه قد کمانی شد

گرد ماتم نشست بر رویت

در جوانی سپید شد مویت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


پر کشیدم در هوای با صفای مجتبی

که رها می گردم امشب در هوای مجتبی

جای معنای کرم نام حسن باید نوشت

حاتم طایی گدای دست های مجتبی

پابه پای فاطمیه باید ای اهل بکاء

بیشتر گریه کنم پای عزای مجتبی

در قیامت مستحق لطف زهرا و علیست

عاشقی که دل سپرده بر ولای مجتبی

روبه راهم می کند در گوشه ی "باب الجواد"

فکر "باب القاسم"صحن و سرای مجتبی

خاطرات کوچه ای باریک... داغ فاطمه س

مانده روی خاک کوچه ردّپای مجتبی

زهر مثل خنجری از حنجرش خون می مکید

گوشه ی حجره به پا شد کربلای مجتبی

یاکریمم بر فراز قبر آقایی کریم

التماس دست های خالی مایی کریم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-غربت


باران گرفت و دلهره آمد سراغ من

خاکی ترین مزار؛ گِل آلود میشود

آخر به ناله های دل مادر حسن

آل سعود یک شبه نابود میشود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


آمده حاتم طائی پی کاشانه ی تو

مثل هر روز شلوغ ست در خانه ی تو

آسمان مثل كبوتر به خودش میبالد

مست از اینکه عبایی شده بر شانه ی تو

این حسینی که جهان واله و دیوانه ی اوست

نوکرانش همه خوردند ز پیمانه ی تو

تو مگر کعبه شدی دور سرت میچرخند

شمع هستی همه عالم شده پروانه ی تو

میزبان کرم اینقدر عطا لازم نیست

من درویش کجا سفره ی شاهانه ی تو

بار اکرام تو را کوه سخاوت نکشد

رو گرفتی که گدای تو خجالت نکشد

ساقی از عرش اگر آمده کوثر هم هست

هر کجا هست حسن قصه ی مادر هم هست

پرچم عرشه ی کشتی حسینی حسن ست

پرچمی که به دل حادثه لنگر هم هست

در جمل حیدر و در صبر خود فاطمه بود

در کرامت همه دیدند پیمبر هم هست

علت اصلی مرگش که فقط زهر نبود

صحبت از آتش و از کوچه و از در هم هست

یاد بعد از خودش افتاد حسن وقتی که

دید بالای سرش گریۀ خواهر هم هست

گفت زینب که شب گریه ی تو امشب نیست

صبر کن کرببلا ظهرِ برادر هم هست

یاد حرف حسن افتاد کنار گودال

دید زینب که از این فاجعه بدتر هم هست

شمر تا دید غنیمت نرسیده به همه

گفت در خیمۀ او زیور و معجر هم هست

نیزه های به سر آذین شده را دید رباب

با خودش گفت خدایا :سر اصغر هم هست ؟

بعد از این خاطره ها بود که زینب فهمید

هر کجا طشت که باشد جگر و سر هم هست...




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


السلام ای آفتاب عالم بالا حسن

السلام ای ماه بی همتای این دنیا حسن

یا صبور الصابرین یا کعبة للسائلین

یا کریم و یا رحیم و یا عطوف و یا حسن

یا جلیس الذاکرین یا رغبة للراغبین

اشتیاق بی مثال هر دل شیدا حسن

یا انیس المومنین یا شافعاً للمذنبین

ای امید شیعیان در محشر کبری حسن

یا سرور" فی القبور و یا شفاء"للصدور

ای دمت احیاگر صدها هزار عیسی حسن

ای مناجات علی باب ملاقات علی

صاحب سِرِّ علیِ عالی اعلا حسن

ای صدای فاطمه ای مجتبی فاطمه

ای شریک غصه های حضرت زهرا حسن

اسوة" للعالمین یا مقتداء" للحسین

نام تو بر پرچم خونین عاشورا حسن

در همان روز ازل در وقت تقسیم مقام

ثبت شد در لوح حق نوکر همه،آقا حسن

کار دنیا راه ما را از حریمت دور کرد

کار غفلت بود اگر هستیم کم پیدا حسن

گر چه آلوده شدیم اما شما آسوده باش

در دل ما هیچ کس جز تو ندارد جا حسن

هم میان خانه هم در خیمه ات بی یاوری

ای گرفتار بلای بی وفائی ها حسن

ای نماز با زره ،ای خورده با غربت گره

من نمیدانم چرا ماندی چنین تنها حسن

گریه کن هایت کم است و غصه های تو زیاد

ای که می سوزد برایت ماهی دریا حسن

روی مرکب بودی و پای شریفت زخم شد

با عصای جهل آن نامرد نابینا حسن

دشمنانش جای خود این دوستانش پس چرا...

...در مدینه با همه خوبند الا با حسن




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


در کوچه ها برای خودت گریه می کنی

یک عمر پا به پای خودت گریه می کنی

سی سال می شود که تو در هیات دلت

با ذکر روضه های خودت گریه می کنی

تنها خودت برای خودت سینه می زنی

در محضر خدای خودت گریه می کنی

سیلی چرا؟ هجوم چرا؟ ناسزا چرا؟

با این چرا چرای خودت گریه می کنی

با تو فقط نه شهر، که این خانه خائن است

از بخت بی وفای خودت گریه می کنی

این روضه های لخته شده داغ مادر است

با تشت در بلای خودت گریه می کنی

تشت و حسین و زینب و ... ذهنت کجا پرید؟!

با یااخا اخای خودت گریه می کنی

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


عمری مرا خون جگر، قوت و غذا بود

شیرین ترین قوتم همین زهر جفا بود

با کس نگفتم لحظه ای، اسرار خود را

اسرار من در کربلای کوچه ها بود

من جای سیلی را به روی ماه دیدم

این جای پنجه مخفی از بابای ما بود

یک ضربه سنگین تر ز تیغ ابن ملجم

این ضربه کاری بود، چونکه بی هوا بود

آندم که پاره گوشوار مادرم شد

عرش خدا شرمنده از خیرالنسا بود

دیدم که سرو قامت حوریه خم شد

پس شانه لرزان من او را عصا بود

ام المصائب هم ندید این صحنه ها را

حتی نهان این غصه از خون خدا بود

از درد راه خانه را گم کرد مادر

نقش زمین در کوچه جان کبریا بود

در کوچه ها پایان نشد این ماجرا ها

این تازه، ای مردم شروع ماجرا بود

بین در و دیوار دیدم مادرم را

در دود و آتش وای، زیر دست و پا بود

گاهی به یاری فضه را میخواند و گاهی

در ناله اش یا مصطفی یامرتضا بود

یک عده بی غیرت به خانه حمله کردند

هر رهگذر میدید اما بیصدا بود

با ریسمان،جمعی علی را میکشیدند

مولای ما مأمور بر صبر و رضا بود

مادر به امداد پدر خود را کشانید

با اینکه رنجور از فشار دنده ها بود

بازوی زهرا ناگهان از کار افتاد

دامان مولا شد رها،غوغا به پا بود

با حرف بد ما را به یکسو پرت کردند

قنفذ دمادم با مغیره همنوا بود

ما زیر دست و پا و مادر باز برخواست

این ماجرا، خود کربلا در کربلا بود

این بار اول بود، خونین شد حسینم

زینب اسیر خشم و غیظ اشقیا بود

خون میچکید از چادر زهرای اطهر

دستش به معجر زینب از هول بلا بود

زهر جفا اینجا به کامم ریخت دشمن

روزیکه روز غربت آل عبا بود

آری از اینجا مجتبی پاره جگر شد

گریان بما روح لطیف مصطفا بود

خونخواه آل فاطمه،مهدی زهراست

او خود از اول شاهد یوم العزا بود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


خون دل خوردن شده هر روز ،کار مجتبی

هم غریب هم آشنا برده قرار مجتبی

قصه مظلومی مولا رسیده بر حسن

آه شد با بی کسی طی روزگار مجتبی

روضه مکشوفه یعنی خاطرات کودکیش

بین کوچه شد زمستانی بهار مجتبی

قتلگاهش خانه او نیست ، بین کوچه هاست

گشت نقش بر زمین مادر کنار مجتبی

هیچ کس سنگ صبورش نیست حتی همسرش

وای ازین غم زهر کینه گشت یار مجتبی

وای ازین غم کینه توزان جمل نگذاشتند

تا که باشد پیش پیغمبر مزار مجتبی

تیرها از هر طرف می خورد بر تابوت او

حضرت عباس گشته شرمسار مجتبی

با حسینی که تمام هستی اش غارت شده

در کنار پیکر قاسم قرار مجتبی

مثل بابا می شود تنها میان دشمنان

می دهد جان در غریبی یادگار مجتبی

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


خوشم که از ازل شدم به درگهت گدا حسن

همیشه می زنم صدا ز سوز دل تو را حسن

عنایتی دلم شود ز دام غم رها حسن

مرا مخواه بیش از این به غصه مبتلا حسن

خدا اجازه می دهد چنین دعا کنم حسن

که یا من اسمه دوا و ذکره شفا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

ز دست می روم اگر ز سر مرا تو واکنی

ز جمع عاشقانِ با صفای خود جدا کنی

خوشم اگر به یک نظر دلم پر از صفا کنی

مرا برای نوکریِ خانه ات صدا کنی

به پای سفره ی کریم لطف خویش جا کنی

به دست خویش لقمه ای دهی به این گدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

دوباره نوبت عزا، دوباره زمزمه، نوا

دوباره غم، دوباره دم، دوباره ذکر مجتبی

دوباره بزم خواندن از یل رشید مرتضی

دوباره یاد فاطمه دوباره داغ کوچه ها

خدا کند که جان دهم به پای روضه ی شما

بخواه حاجت مرا ز درگه خدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو آخر عنایتی، من اول گدایی ام

تو عشق بی نهایتی و دلبر خدایی ام

اسیر دار هیچ کس نشد سر هوایی ام

اگرچه دل شکسته ی حسین و کربلایی ام

نوشته روی قلب من که مُلک مجتبایی ام

تمام فکر و ذکر من تویی همیشه یا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

و فهم بی کسی تو ز فهم من فراتر است

کمی ز غصه های تو به عالمی برابر است

به گرد قبر خاکی تو آه من کبوتر است

مرید مجتبی شدن عنایتی ز حیدر است

غلام مجتبی به روز حشر از همه سر است

زبان بده بخوانمت به زیر دست و پا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

صفا، وفا، عطا، سخا، ولیّ هر کرم حسن

دعای من، دوای من، نوا و شور و دم حسن

چه می شود که در بقیع تو زنم قدم حسن؟

مدد نما به لطف حق، امیر بی حرم... حسن!

کنیم پرچم تو را به عالمی علم حسن

بنا شود به مرقد تو گنبد طلا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو حافظ شریعت و تو ناجی امامتی

اگرچه خسته ای ولی امیر استقامتی

وجودِ جود از تو و تو جوهر کرامتی

چه رفعتی، چه رأفتی، چه هیبتی، چه قامتی

امید بی کسیِ من به عرصه ی قیامتی

ببین صدات می زنم چقدر بی ریا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

مگر تو قدرت و توان حیدری نداشتی؟

چرا به کوچه فرصت دلاوری نداشتی؟

ز کودکی به غیر دیده ی تری نداشتی

شنیده ام به معرکه... که یاوری نداشتی

بمیرم ای امیر خسته، لشگری نداشتی

شکسته شد دلت ز سنگ دست آشنا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


اینجا همه چیز می شود آماده

هر کس پی حل مشکلم افتاده

اینجا همه منتظر که لب باز کنم

تا هر چه نیاز دارم ابراز کنم

خادم به کنار من شب و روز زیاد

دور و بر من عاشق دلسوز زیاد

در وقت عطش به آب سیراب شوم

نگذاشت برادرم که بی تاب شوم

هر چند که خون جگرم بر لب هست

خوب است که بالای سرم زینب هست

بر زانوی خسته اش سرم را دارد

عباس هوای دخترم را دارد

اینجا همه پیشانی من می بوسند

دست و سر نورانی من می بوسند

من سوخته جانم از بلا اما آه

لایوم کیومک ابا عبدالله

اینجا همه دور و بر من گریانند

فردا همه دور قتلگه خندانند

اینجا همه هستیم و به دلها غم نیست

فردا به کنار خواهرم محرم نیست

فردا همهء نیت دشمن سر توست

فردا همه چشمها به انگشتر توست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


ای ز ازل قالب روحانی ات

لطف و عطا و کرم مستزاد

تا  ابدُالدَّهر،کرمخانه ات...

ای پسر فاطمه آباد باد

 

پای مرا بسته خداوند به

سلسله ی موی چلیپای تو

خواهشم این است فراوان شود

در دل من شور تو... غوغای تو

 

کار ندارم به خدا با کسی

دست به دامان توأم دائماً

عشرت من سوختن از عشق توست

بی سر و سامان توأم دائماً

 

طنطنه ی صبح و شب من تویی

در سر من شور ثنا خوانی ات

باز به پرواز درآور مرا

با نفس قدسی و رحمانی ات

 

ای پسر بی حرم فاطمه...!

رحمتِ رحمانِ رحیمِ کریم

کاش که یک بار شوم زائرت

راهیِ کوی تو شوم با نسیم

 

سید ابرار! که تنها شدی

آمده ام گریه کنان بر درت

آمده ام تا که بگیرم دمی

رخصت سینه زدن از مادرت

 

آمده ام زار زنم بهر تو

سوخته ی زخم زبان یا حسن!

مرثیه خوانت نشدم بی دلیل

مادر تو گفت: بخوان یا حسن

 

آمده ام تا که بگویم کمی

از جگر پاره ی غم پرورت

از ستم شعله، فدک، کوچه، آه

از نفس سوخته ی مادرت

 

آمده ام گریه کنم در غمت

اشک بده ای پسر بوتراب

سوز صدایم بده تا دم زنم

از تو و از بی کسیِ بی حساب

 

آه بمیرم دهنت پر شد از

لخته ی خونِ جگرت وای وای

سوختی و خاطره ای زنده شد

در نظر شعله ورت وای وای

 

آه بمیرم تن بی جان تو

شد هدف تیر جفا وای وای

آه بمیرم کفنت سرخ شد

پیش امام شهدا وای وای

 

آه ولی کرببلا یک نفر

شاهد یک صحنه ی جانسوز بود

در دل گودال، کسی تشنه لب...

اوج مصیبات همان روز بود

 

حمله نمودند بر آن خسته جان

نیزه به دستان همه با هروله

پیش نگاه ترِ زینب، خدا

زد به زمین زانوی خود حرمله

 

شاه به گودال بلا مانده بود

ذکر خدا داشت به لب یا کریم

یک نفر آمد که ببُرّد سر از...

پیکر آیینه ی ربِّ رحیم

 

نبض زمان از نفس افتاده بود

تیره شد از دود ستم آسمان

در وسط چرخش شمشیرها

در دل آن شور و فغان ناگهان

 

دید کریمی ز حرم سر رسید

داشت به لب ذکر حسن با خروش

آه از آن لحظه که در قتلگاه

خون حسین و حسن آمد به جوش

 

کودک تو در بغل شاه بود

حرمله خندید و کمان را گرفت

تیر به پرواز درآمد ولی

زیر گلوی پسرت جا گرفت

 

آه چه گویم ز کمان دارها؟

شد بدن کوفته آماج تیر

تو کفنت غرقه به خون شد ولی

کرببلا شد کفن او حصیر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


از شهر من تا شهر تو راهی دراز است

اما تو را می‌بیند آن چشمی که باز است

در عکس‌ها دیدم مزارت را و عمری‌ست

شمعی به یادت در دلم در سوز و ساز است

از هر غریب و آشنا پرسیدم از تو

گفتند بیش از هر کسی مهمان‌نواز است

مردی که زانو زد جمل با ضرب تیغش

می‌لرزد آن وقتی که هنگام نماز است

در باد، بیرق‌های خونین محرم

در امتداد پرچمت در اهتزاز است

تنهایی‌ات، تنهایی‌ات، تنهایی‌ات، مرد!

بیش از تمام دردهایت جانگداز است...




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت

ابر کرمش بر سر هر بام علم داشت

بخشید سه نوبت  همۀ ثروت خود را

ارباب کرم بود که بر خلق کرم داشت

تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود

هرچند که مانند علی تیغ دودم داشت

زهر آمد و زد برجگر و زود برون زد

از بس دل او ماتم و اندوه و الم داشت

وقتی جگرش ریخت میان دل آن طشت

گفتند که این حجت حق اینهمه غم داشت؟

با دیدن اشک دو برادر همه دیدند

"دلهای غریبان جهان راه به هم داشت"*

حتی به تنش فتنه گران رحم نکردند

بر پیکر خود زخمه ای از تیر ستم داشت

بنویس «وفایی»که پس از این همه غُربت

ایکاش که این حجت معبود حرم داشت

 

*وامی از زهرا بشری موحد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


آبروی دعا امام حسن

همه ی هست ما امام حسن

سر یک سفره بوده ای عمری

با فقیر و گدا امام حسن

ای کرم خانه های فاطمی ات

تا قیامت به پا امام حسن

جلوه ی اقتدار تو این بود:

صلحِ صبر و رضا امام حسن

صلح تو یک قیام مردانه است

بانی کربلا امام حسن

از همان ابتدا به ما گفتی

آخر روضه را امام حسن

***

ای کرامت گدای درگاهت

حُسن یوسف جمال چون ماهت

کوچه در کوچه لیلی و مجنون

صف کشیده است بر سر راهت

کاش روزی بیفتد از توفیق

چشم ما بر جمال دلخواهت

دم به دم می شود خدا را دید

در نفس های قلب آگاهت

غربت مرتضی علی جاری است

بین غم گریه های جانکاهت

بسکه زخم زبان زدند تو را

جگرت لحظه ای نشد راحت

***

زن نامهربان شما را کشت

جور اهل زمان شما را کشت

خون دل خوردی ای عزیز خدا

طعنه های گران شما را کشت

خنده ی تلخ قنفذ نامرد

زخم های زبان شما را کشت

زهر پیش غمت کم آورد و

غم قدّی کمان شما را کشت

بین گودالِ کوچه ای باریک

ضربه ای بی امان شما را کشت

مثل زهرا جوان شهید شدی

کوچه خیلی جوان شما را کشت

***

کوچه گفتم، قرار دل ها رفت

دیده ها تا عروج دریا رفت

مادر آمد کنار دیواری

مردک پست سمت زهرا رفت

رنگ از روی آسمان افتاد

دست نامرد تا که بالا رفت

خورد مادر زمین چنانی که

قوّت از زانوان مولا رفت

ماجرای کبودی صورت

تا شب غسل، چون معما رفت ...




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


باید بنویسیم تو را ماه تر از ماه

زیباتر و تابنده تر از ماه، سر از ماه

مهتاب دلش خواست که چون روی تو باشد

پس آمده بردارد اگر شد اثر از ماه

هرکس به هوای خبری آمده، باید

در صورت ماه تو بگیرد خبر از ماه

گفتند که در روز جمل فاصله افتاد

مابین پلنگان همان دور و بر از ماه

مابین همان تیره دلانی که شکستند

در کوچۀ خورشید زمانی کمر از ماه

آب آمد و با سم زده ها کرد تبانی

تا در وسط تشت بریزد جگر از ماه

از کوزه به رود آمد و تا کرببلا رفت

آنجا که بریدند لب آب سر از ماه

در روضه ، حسن مثل حسین است مهم نیست

شاعر بنویسد اگر از آب اگر از ماه 




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.