تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام حسن(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و غربت


من تو را در حُسنِ روزافزون، سرآمد میکشم

آیتی از آیه های ذاتِ سرمد میکشم

تا جمالت را به زیبایی ببینم ـ بارها

در ضمیرم نقش سیمای «محمد» میکشم

از حریم پاک تو، تا «قُبّه الخَضرا»ی عشق

با نگاهِ عاشق خود، خطِّ  ممتد میکشم

خسرو خوبان عالم! ای کریم اهل بیت

شرمساری پیش تو، از کرده ی بد میکشم

گرچه از ذوق عبادت، سال ها بی بهره ام

با بلور اشک خود، تصویر معبد میکشم

آه، ای سردار مظلومی، که تنها مانده ای!

خجلت از رخسار آن نفسِ مجرّد میکشم

چون شنیدم از دهانت، سوده ی الماس ریخت

دامن از یاقوت و مرجان و زِبَرجد میکشم

آب شد سنگ صبور، از آن همه صبر و شکیب

وسعت صبر تو را، بی مرز و بی حد میکشم

روضه ات با خاک، یکسان است، ای روح نماز

من به نام نامی ات، طرح مجددّ میکشم

تا نسوزد، تربت پاکت ز هُرم آفتاب

در خیالم، سایبانی، مثل گنبد میکشم

تا ببوسم گلشن ات را مثل یاس و اطلسی

پشت «دیوار بقیع»ات، بارها قد میکشم

تا بشویم، گردِ غربت را، از آن تربت به اشک

منّت از مژگان خود، هر قدر باید، میکشم

میروم از این حرم، اما دلم پیش شماست

گاهِ رفتن، نیّت خود را مرددّ میکشم

میروم با بی قراری، باز می گردم به شوق

جلوه ی عشق  تو را، در رفت و آمد میکشم

من به یادِ این کبوترها، که مهمان تواند

بعد از این نازِ  کبوترهای «مشهد» میکشم

تا زیارتگاه دل ها، لاله زار  مجتبی ست

سرمه ی چشم «شفق»، خاکِ  مزار مجتبی ست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


صحبت از خوان کریم است و تهی دستی ما

دستها گرم قنوتند، زحاجت لبریز

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده است

قبل گفتن شده کاسه ز اجابت لبریز

 

دستهایم دم صبحی به ضریحش نرسید

مثل شمعی به تمنای حرم آب شدم

بیشتر حرف حسن بود میان سخنم

اربعین نزد حسینش که شرفیاب شدم

 

خاک گر نام حسن داشت به لب، دُر میشد

نام او را به روی سنگ یمن بنویسند

بی کفن بود حسین، ورنه وصیت می کرد

تا به روی کفنش نام حسن بنویسند

 

گرچه لایوم کیومک به روی لب دارد

گرچه او در غم غارت شدن خلخال است

تن غارت زده شاه شهادت بدهد

روز هجر حسنش سخت تر از گودال است

 

طشت تنها شده از خون دل او آگاه

آه که محرم غمهای حسن چاه نبود

آی کوفی که حسن را به مذلت خواندی

نقش انگشتر او عزتُ لله نبود؟؟؟

 

جگر سنگ شود آب اگر گریه کند

شرح وقتی بدهد او جگر سوخته را

روضه اش کوچه تنگی است نمیداند که

میخ را گریه کند یا که در سوخته را

 

بیت الاحزان نگاهش شده راوی غم

قصه رد شدن آینه و کینه ی سنگ

با کنایه بنویسید که آیینه شکست

دست سنگین و فدکنامه و یک کوچۀ تنگ



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/08/26

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


روضه خوان خسته نباشی مادر

روضه خواندی ز شه بی کفنم

شصت روز است حسین می گویی

امشبی روضه بخوان از حسنم

 

روضه خوان روضه غربت سخت است

هیچکس با حسنم یار نبود

خانه هم امن نبوده بر او

همسرش یار وفادار نبود

 

جعده زهری به حسن خورانده

که از آن فتنه و شر می ریزد

روی تشتی که برایش بردند

لخته خون، پاره جگر می ریزد

 

روضه خوان روضه بخوان از حسنم

جگرش گرچه به زهر آغشته

پسرم غیرتی و مادری است

داغ کوچه حسنم را کشته

 

صورت من که از آن کوچه تنگ

تا دم مرگ فقط نیلی ماند

توی ذهن حسن مظلومم

تا ابد خاطرۀ سیلی ماند

 

حسنم هیچ نرفت از یادش

آتش و دود چه غوغا می کرد

در که افتاد روی پهلوی ام

محسنم داشت تقلّا می کرد



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت-روضه کوچه بنی هاشم


خیلی سخته اسیر بلا بشی

زیر بار درد و غصه تا بشی

از کوچه تا خونه راهی نباشه

اما واسه مادرت عصا بشی

 

وقتی آهت توی سینه سد میشه

برای دل تو خیلی بد میشه

چادر  مادرتو  لگد  کنن

به خدا غرورتم لگد میشه

 

به خدا دلی که نا امید میشه

خوشیاش یه دفعه ناپدید میشه

یکی دس رو مادرت بلند کنه

یه روزه همه موهات سفید میشه

 

حرفایی هس تو گلو گیر میکنه

آدمو از زندگی سیر میکنه

 مادر جوون اگه خمیده شه

معلومه که بچه شو پیر میکنه

 

مادرم غماشو با ما نمیگفت

بعضی حرفاشم به بابا نمیگفت

میدونستیم که همش درد میکشه

شب تاصبح بیداره -امّا نمیگفت

 

برا رفتنش خدا خدا می کرد

دلامونو به غم آشنا می کرد

با همون دست شکستش تو نماز

شبا همسایه ها رو دعا میکرد

...

حالا هر اتفّاقی که بود گذشت

منم و یک جگر سوخته و طشت

جیگرم تو کوچه سوخت اونروزی که

مادرم با دست دنبالم می گشت

 

میذارم رو دوش گریه سرمو

می زنم ناله های آخر مو

بخدا میمیرم و زنده میشم

می بینم  تا  قاتل  مادرمو

 

حق بده بشینم و زاری کنم

سیل گریه از چشام جاری کنم

اومد و تو کوچه راهمونو بست

به خدا نشد که من کاری کنم

 

حق دارم اگه پرم درد میکنه

هم دلم هم جیگرم درد میکنه

سر مادرم تو کوچه داد کشید

از همون موقع سرم درد میکنه



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، كوچه بنی هاشم، 
جمعه 1396/08/26

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


چشم های نجیب یعنی تو

غرق در عطر سیب یعنی تو

السلام ای کریم آل الله

به غمِ دل طبیب یعنی تو

و لسان شکور یعنی تو

و نگاه منیب یعنی تو

ای فدای مزار ویرانت

در مدینه غریب یعنی تو

نیمه شب چشم های بارانی

کودک غم نصیب یعنی تو

و زمان گذشتن از کوچه

گریه های عجیب یعنی تو

بانی روضه ها سلام آقا

شور ابن شبیب یعنی تو

خون دل بر محاسنت جاریست

شاه شیب الخضیب یعنی تو

روضه خوان غریب عاشورا

معنی آیه های اعطینا

تو نگار مدینه ای آقا

سفره دار مدینه ای آقا

وجناتت محمدی، نبوی

سکنات تو فاطمی، علوی

ضرب شمشیر تو شبیه علی

یکه تازی، تو فاتح جملی

وقت دیدار با خدا حالت

می شود باز تا خدا بالت

یوسف اهل بیت پیغمبر

ای امام و امیر بی یاور

ای غریب مدینه، بر تو حسن

تهمت کفر می زند دشمن

خون دل خوردی از زمانه زیاد

می کنی یاد تازیانه زیاد

یاد آن روزهای کودکی ات

روزهای عزای کودکی ات

کوچه ای تنگ و کوچه ای باریک

سینه ای سنگ و سینه ای تاریک

صحنه هایش هنوز یادت هست

راه را بی حیایِ بی دین بست

کوچه را بست، ماجرا بد شد

دست نامرد از سرت رد شد

مادر افتاد، گوشوار افتاد

مادری با دو چشم تار افتاد

جای پایی روی پرش مانده

رد خون روی معجرش مانده

لاله ی مصطفی خزانی شد

بین آن کوچه قد کمانی شد

گرد ماتم نشست بر رویت

در جوانی سپید شد مویت



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


پر کشیدم در هوای با صفای مجتبی

که رها می گردم امشب در هوای مجتبی

جای معنای کرم نام حسن باید نوشت

حاتم طایی گدای دست های مجتبی

پابه پای فاطمیه باید ای اهل بکاء

بیشتر گریه کنم پای عزای مجتبی

در قیامت مستحق لطف زهرا و علیست

عاشقی که دل سپرده بر ولای مجتبی

روبه راهم می کند در گوشه ی "باب الجواد"

فکر "باب القاسم"صحن و سرای مجتبی

خاطرات کوچه ای باریک... داغ فاطمه س

مانده روی خاک کوچه ردّپای مجتبی

زهر مثل خنجری از حنجرش خون می مکید

گوشه ی حجره به پا شد کربلای مجتبی

یاکریمم بر فراز قبر آقایی کریم

التماس دست های خالی مایی کریم



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/08/26

امام حسن مجتبی(ع)-غربت


باران گرفت و دلهره آمد سراغ من

خاکی ترین مزار؛ گِل آلود میشود

آخر به ناله های دل مادر حسن

آل سعود یک شبه نابود میشود



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


آمده حاتم طائی پی کاشانه ی تو

مثل هر روز شلوغ ست در خانه ی تو

آسمان مثل كبوتر به خودش میبالد

مست از اینکه عبایی شده بر شانه ی تو

این حسینی که جهان واله و دیوانه ی اوست

نوکرانش همه خوردند ز پیمانه ی تو

تو مگر کعبه شدی دور سرت میچرخند

شمع هستی همه عالم شده پروانه ی تو

میزبان کرم اینقدر عطا لازم نیست

من درویش کجا سفره ی شاهانه ی تو

بار اکرام تو را کوه سخاوت نکشد

رو گرفتی که گدای تو خجالت نکشد

ساقی از عرش اگر آمده کوثر هم هست

هر کجا هست حسن قصه ی مادر هم هست

پرچم عرشه ی کشتی حسینی حسن ست

پرچمی که به دل حادثه لنگر هم هست

در جمل حیدر و در صبر خود فاطمه بود

در کرامت همه دیدند پیمبر هم هست

علت اصلی مرگش که فقط زهر نبود

صحبت از آتش و از کوچه و از در هم هست

یاد بعد از خودش افتاد حسن وقتی که

دید بالای سرش گریۀ خواهر هم هست

گفت زینب که شب گریه ی تو امشب نیست

صبر کن کرببلا ظهرِ برادر هم هست

یاد حرف حسن افتاد کنار گودال

دید زینب که از این فاجعه بدتر هم هست

شمر تا دید غنیمت نرسیده به همه

گفت در خیمۀ او زیور و معجر هم هست

نیزه های به سر آذین شده را دید رباب

با خودش گفت خدایا :سر اصغر هم هست ؟

بعد از این خاطره ها بود که زینب فهمید

هر کجا طشت که باشد جگر و سر هم هست...



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/08/26

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


السلام ای آفتاب عالم بالا حسن

السلام ای ماه بی همتای این دنیا حسن

یا صبور الصابرین یا کعبة للسائلین

یا کریم و یا رحیم و یا عطوف و یا حسن

یا جلیس الذاکرین یا رغبة للراغبین

اشتیاق بی مثال هر دل شیدا حسن

یا انیس المومنین یا شافعاً للمذنبین

ای امید شیعیان در محشر کبری حسن

یا سرور" فی القبور و یا شفاء"للصدور

ای دمت احیاگر صدها هزار عیسی حسن

ای مناجات علی باب ملاقات علی

صاحب سِرِّ علیِ عالی اعلا حسن

ای صدای فاطمه ای مجتبی فاطمه

ای شریک غصه های حضرت زهرا حسن

اسوة" للعالمین یا مقتداء" للحسین

نام تو بر پرچم خونین عاشورا حسن

در همان روز ازل در وقت تقسیم مقام

ثبت شد در لوح حق نوکر همه،آقا حسن

کار دنیا راه ما را از حریمت دور کرد

کار غفلت بود اگر هستیم کم پیدا حسن

گر چه آلوده شدیم اما شما آسوده باش

در دل ما هیچ کس جز تو ندارد جا حسن

هم میان خانه هم در خیمه ات بی یاوری

ای گرفتار بلای بی وفائی ها حسن

ای نماز با زره ،ای خورده با غربت گره

من نمیدانم چرا ماندی چنین تنها حسن

گریه کن هایت کم است و غصه های تو زیاد

ای که می سوزد برایت ماهی دریا حسن

روی مرکب بودی و پای شریفت زخم شد

با عصای جهل آن نامرد نابینا حسن

دشمنانش جای خود این دوستانش پس چرا...

...در مدینه با همه خوبند الا با حسن



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


در کوچه ها برای خودت گریه می کنی

یک عمر پا به پای خودت گریه می کنی

سی سال می شود که تو در هیات دلت

با ذکر روضه های خودت گریه می کنی

تنها خودت برای خودت سینه می زنی

در محضر خدای خودت گریه می کنی

سیلی چرا؟ هجوم چرا؟ ناسزا چرا؟

با این چرا چرای خودت گریه می کنی

با تو فقط نه شهر، که این خانه خائن است

از بخت بی وفای خودت گریه می کنی

این روضه های لخته شده داغ مادر است

با تشت در بلای خودت گریه می کنی

تشت و حسین و زینب و ... ذهنت کجا پرید؟!

با یااخا اخای خودت گریه می کنی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


عمری مرا خون جگر، قوت و غذا بود

شیرین ترین قوتم همین زهر جفا بود

با کس نگفتم لحظه ای، اسرار خود را

اسرار من در کربلای کوچه ها بود

من جای سیلی را به روی ماه دیدم

این جای پنجه مخفی از بابای ما بود

یک ضربه سنگین تر ز تیغ ابن ملجم

این ضربه کاری بود، چونکه بی هوا بود

آندم که پاره گوشوار مادرم شد

عرش خدا شرمنده از خیرالنسا بود

دیدم که سرو قامت حوریه خم شد

پس شانه لرزان من او را عصا بود

ام المصائب هم ندید این صحنه ها را

حتی نهان این غصه از خون خدا بود

از درد راه خانه را گم کرد مادر

نقش زمین در کوچه جان کبریا بود

در کوچه ها پایان نشد این ماجرا ها

این تازه، ای مردم شروع ماجرا بود

بین در و دیوار دیدم مادرم را

در دود و آتش وای، زیر دست و پا بود

گاهی به یاری فضه را میخواند و گاهی

در ناله اش یا مصطفی یامرتضا بود

یک عده بی غیرت به خانه حمله کردند

هر رهگذر میدید اما بیصدا بود

با ریسمان،جمعی علی را میکشیدند

مولای ما مأمور بر صبر و رضا بود

مادر به امداد پدر خود را کشانید

با اینکه رنجور از فشار دنده ها بود

بازوی زهرا ناگهان از کار افتاد

دامان مولا شد رها،غوغا به پا بود

با حرف بد ما را به یکسو پرت کردند

قنفذ دمادم با مغیره همنوا بود

ما زیر دست و پا و مادر باز برخواست

این ماجرا، خود کربلا در کربلا بود

این بار اول بود، خونین شد حسینم

زینب اسیر خشم و غیظ اشقیا بود

خون میچکید از چادر زهرای اطهر

دستش به معجر زینب از هول بلا بود

زهر جفا اینجا به کامم ریخت دشمن

روزیکه روز غربت آل عبا بود

آری از اینجا مجتبی پاره جگر شد

گریان بما روح لطیف مصطفا بود

خونخواه آل فاطمه،مهدی زهراست

او خود از اول شاهد یوم العزا بود



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


خون دل خوردن شده هر روز ،کار مجتبی

هم غریب هم آشنا برده قرار مجتبی

قصه مظلومی مولا رسیده بر حسن

آه شد با بی کسی طی روزگار مجتبی

روضه مکشوفه یعنی خاطرات کودکیش

بین کوچه شد زمستانی بهار مجتبی

قتلگاهش خانه او نیست ، بین کوچه هاست

گشت نقش بر زمین مادر کنار مجتبی

هیچ کس سنگ صبورش نیست حتی همسرش

وای ازین غم زهر کینه گشت یار مجتبی

وای ازین غم کینه توزان جمل نگذاشتند

تا که باشد پیش پیغمبر مزار مجتبی

تیرها از هر طرف می خورد بر تابوت او

حضرت عباس گشته شرمسار مجتبی

با حسینی که تمام هستی اش غارت شده

در کنار پیکر قاسم قرار مجتبی

مثل بابا می شود تنها میان دشمنان

می دهد جان در غریبی یادگار مجتبی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


خوشم که از ازل شدم به درگهت گدا حسن

همیشه می زنم صدا ز سوز دل تو را حسن

عنایتی دلم شود ز دام غم رها حسن

مرا مخواه بیش از این به غصه مبتلا حسن

خدا اجازه می دهد چنین دعا کنم حسن

که یا من اسمه دوا و ذکره شفا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

ز دست می روم اگر ز سر مرا تو واکنی

ز جمع عاشقانِ با صفای خود جدا کنی

خوشم اگر به یک نظر دلم پر از صفا کنی

مرا برای نوکریِ خانه ات صدا کنی

به پای سفره ی کریم لطف خویش جا کنی

به دست خویش لقمه ای دهی به این گدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

دوباره نوبت عزا، دوباره زمزمه، نوا

دوباره غم، دوباره دم، دوباره ذکر مجتبی

دوباره بزم خواندن از یل رشید مرتضی

دوباره یاد فاطمه دوباره داغ کوچه ها

خدا کند که جان دهم به پای روضه ی شما

بخواه حاجت مرا ز درگه خدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو آخر عنایتی، من اول گدایی ام

تو عشق بی نهایتی و دلبر خدایی ام

اسیر دار هیچ کس نشد سر هوایی ام

اگرچه دل شکسته ی حسین و کربلایی ام

نوشته روی قلب من که مُلک مجتبایی ام

تمام فکر و ذکر من تویی همیشه یا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

و فهم بی کسی تو ز فهم من فراتر است

کمی ز غصه های تو به عالمی برابر است

به گرد قبر خاکی تو آه من کبوتر است

مرید مجتبی شدن عنایتی ز حیدر است

غلام مجتبی به روز حشر از همه سر است

زبان بده بخوانمت به زیر دست و پا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

صفا، وفا، عطا، سخا، ولیّ هر کرم حسن

دعای من، دوای من، نوا و شور و دم حسن

چه می شود که در بقیع تو زنم قدم حسن؟

مدد نما به لطف حق، امیر بی حرم... حسن!

کنیم پرچم تو را به عالمی علم حسن

بنا شود به مرقد تو گنبد طلا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو حافظ شریعت و تو ناجی امامتی

اگرچه خسته ای ولی امیر استقامتی

وجودِ جود از تو و تو جوهر کرامتی

چه رفعتی، چه رأفتی، چه هیبتی، چه قامتی

امید بی کسیِ من به عرصه ی قیامتی

ببین صدات می زنم چقدر بی ریا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

مگر تو قدرت و توان حیدری نداشتی؟

چرا به کوچه فرصت دلاوری نداشتی؟

ز کودکی به غیر دیده ی تری نداشتی

شنیده ام به معرکه... که یاوری نداشتی

بمیرم ای امیر خسته، لشگری نداشتی

شکسته شد دلت ز سنگ دست آشنا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


اینجا همه چیز می شود آماده

هر کس پی حل مشکلم افتاده

اینجا همه منتظر که لب باز کنم

تا هر چه نیاز دارم ابراز کنم

خادم به کنار من شب و روز زیاد

دور و بر من عاشق دلسوز زیاد

در وقت عطش به آب سیراب شوم

نگذاشت برادرم که بی تاب شوم

هر چند که خون جگرم بر لب هست

خوب است که بالای سرم زینب هست

بر زانوی خسته اش سرم را دارد

عباس هوای دخترم را دارد

اینجا همه پیشانی من می بوسند

دست و سر نورانی من می بوسند

من سوخته جانم از بلا اما آه

لایوم کیومک ابا عبدالله

اینجا همه دور و بر من گریانند

فردا همه دور قتلگه خندانند

اینجا همه هستیم و به دلها غم نیست

فردا به کنار خواهرم محرم نیست

فردا همهء نیت دشمن سر توست

فردا همه چشمها به انگشتر توست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


ای ز ازل قالب روحانی ات

لطف و عطا و کرم مستزاد

تا  ابدُالدَّهر،کرمخانه ات...

ای پسر فاطمه آباد باد

 

پای مرا بسته خداوند به

سلسله ی موی چلیپای تو

خواهشم این است فراوان شود

در دل من شور تو... غوغای تو

 

کار ندارم به خدا با کسی

دست به دامان توأم دائماً

عشرت من سوختن از عشق توست

بی سر و سامان توأم دائماً

 

طنطنه ی صبح و شب من تویی

در سر من شور ثنا خوانی ات

باز به پرواز درآور مرا

با نفس قدسی و رحمانی ات

 

ای پسر بی حرم فاطمه...!

رحمتِ رحمانِ رحیمِ کریم

کاش که یک بار شوم زائرت

راهیِ کوی تو شوم با نسیم

 

سید ابرار! که تنها شدی

آمده ام گریه کنان بر درت

آمده ام تا که بگیرم دمی

رخصت سینه زدن از مادرت

 

آمده ام زار زنم بهر تو

سوخته ی زخم زبان یا حسن!

مرثیه خوانت نشدم بی دلیل

مادر تو گفت: بخوان یا حسن

 

آمده ام تا که بگویم کمی

از جگر پاره ی غم پرورت

از ستم شعله، فدک، کوچه، آه

از نفس سوخته ی مادرت

 

آمده ام گریه کنم در غمت

اشک بده ای پسر بوتراب

سوز صدایم بده تا دم زنم

از تو و از بی کسیِ بی حساب

 

آه بمیرم دهنت پر شد از

لخته ی خونِ جگرت وای وای

سوختی و خاطره ای زنده شد

در نظر شعله ورت وای وای

 

آه بمیرم تن بی جان تو

شد هدف تیر جفا وای وای

آه بمیرم کفنت سرخ شد

پیش امام شهدا وای وای

 

آه ولی کرببلا یک نفر

شاهد یک صحنه ی جانسوز بود

در دل گودال، کسی تشنه لب...

اوج مصیبات همان روز بود

 

حمله نمودند بر آن خسته جان

نیزه به دستان همه با هروله

پیش نگاه ترِ زینب، خدا

زد به زمین زانوی خود حرمله

 

شاه به گودال بلا مانده بود

ذکر خدا داشت به لب یا کریم

یک نفر آمد که ببُرّد سر از...

پیکر آیینه ی ربِّ رحیم

 

نبض زمان از نفس افتاده بود

تیره شد از دود ستم آسمان

در وسط چرخش شمشیرها

در دل آن شور و فغان ناگهان

 

دید کریمی ز حرم سر رسید

داشت به لب ذکر حسن با خروش

آه از آن لحظه که در قتلگاه

خون حسین و حسن آمد به جوش

 

کودک تو در بغل شاه بود

حرمله خندید و کمان را گرفت

تیر به پرواز درآمد ولی

زیر گلوی پسرت جا گرفت

 

آه چه گویم ز کمان دارها؟

شد بدن کوفته آماج تیر

تو کفنت غرقه به خون شد ولی

کرببلا شد کفن او حصیر



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


از شهر من تا شهر تو راهی دراز است

اما تو را می‌بیند آن چشمی که باز است

در عکس‌ها دیدم مزارت را و عمری‌ست

شمعی به یادت در دلم در سوز و ساز است

از هر غریب و آشنا پرسیدم از تو

گفتند بیش از هر کسی مهمان‌نواز است

مردی که زانو زد جمل با ضرب تیغش

می‌لرزد آن وقتی که هنگام نماز است

در باد، بیرق‌های خونین محرم

در امتداد پرچمت در اهتزاز است

تنهایی‌ات، تنهایی‌ات، تنهایی‌ات، مرد!

بیش از تمام دردهایت جانگداز است...



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت

ابر کرمش بر سر هر بام علم داشت

بخشید سه نوبت  همۀ ثروت خود را

ارباب کرم بود که بر خلق کرم داشت

تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود

هرچند که مانند علی تیغ دودم داشت

زهر آمد و زد برجگر و زود برون زد

از بس دل او ماتم و اندوه و الم داشت

وقتی جگرش ریخت میان دل آن طشت

گفتند که این حجت حق اینهمه غم داشت؟

با دیدن اشک دو برادر همه دیدند

"دلهای غریبان جهان راه به هم داشت"*

حتی به تنش فتنه گران رحم نکردند

بر پیکر خود زخمه ای از تیر ستم داشت

بنویس «وفایی»که پس از این همه غُربت

ایکاش که این حجت معبود حرم داشت

 

*وامی از زهرا بشری موحد



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


آبروی دعا امام حسن

همه ی هست ما امام حسن

سر یک سفره بوده ای عمری

با فقیر و گدا امام حسن

ای کرم خانه های فاطمی ات

تا قیامت به پا امام حسن

جلوه ی اقتدار تو این بود:

صلحِ صبر و رضا امام حسن

صلح تو یک قیام مردانه است

بانی کربلا امام حسن

از همان ابتدا به ما گفتی

آخر روضه را امام حسن

***

ای کرامت گدای درگاهت

حُسن یوسف جمال چون ماهت

کوچه در کوچه لیلی و مجنون

صف کشیده است بر سر راهت

کاش روزی بیفتد از توفیق

چشم ما بر جمال دلخواهت

دم به دم می شود خدا را دید

در نفس های قلب آگاهت

غربت مرتضی علی جاری است

بین غم گریه های جانکاهت

بسکه زخم زبان زدند تو را

جگرت لحظه ای نشد راحت

***

زن نامهربان شما را کشت

جور اهل زمان شما را کشت

خون دل خوردی ای عزیز خدا

طعنه های گران شما را کشت

خنده ی تلخ قنفذ نامرد

زخم های زبان شما را کشت

زهر پیش غمت کم آورد و

غم قدّی کمان شما را کشت

بین گودالِ کوچه ای باریک

ضربه ای بی امان شما را کشت

مثل زهرا جوان شهید شدی

کوچه خیلی جوان شما را کشت

***

کوچه گفتم، قرار دل ها رفت

دیده ها تا عروج دریا رفت

مادر آمد کنار دیواری

مردک پست سمت زهرا رفت

رنگ از روی آسمان افتاد

دست نامرد تا که بالا رفت

خورد مادر زمین چنانی که

قوّت از زانوان مولا رفت

ماجرای کبودی صورت

تا شب غسل، چون معما رفت ...



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


باید بنویسیم تو را ماه تر از ماه

زیباتر و تابنده تر از ماه، سر از ماه

مهتاب دلش خواست که چون روی تو باشد

پس آمده بردارد اگر شد اثر از ماه

هرکس به هوای خبری آمده، باید

در صورت ماه تو بگیرد خبر از ماه

گفتند که در روز جمل فاصله افتاد

مابین پلنگان همان دور و بر از ماه

مابین همان تیره دلانی که شکستند

در کوچۀ خورشید زمانی کمر از ماه

آب آمد و با سم زده ها کرد تبانی

تا در وسط تشت بریزد جگر از ماه

از کوزه به رود آمد و تا کرببلا رفت

آنجا که بریدند لب آب سر از ماه

در روضه ، حسن مثل حسین است مهم نیست

شاعر بنویسد اگر از آب اگر از ماه 



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


باید دوباره خیمه ی غم دست و پا کنیم

پرچم، کُتل، کتیبه، علم دست و پا کنیم

بعد از دو ماه گریه به ارباب بی کفن

اشکی برای شاه کرم دست و پا کنیم

بوی (حسن) وزیده ز اشعار محتشم

وقتش رسیده لوح و قلم دست و پا کنیم

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

یعنی نوای (واحسنم) دست و پا کنیم

باید مقدمات سفر تا مدینه را

حتی شده به رنج و الم دست و پا کنیم

آنجا بساط روضه ی مردی کریم را

در کوچه ها قدم به قدم دست و پا کنیم

طرح ضریح فرشچیان باشد و سپس

یک نقشه هم برای حرم دست و پا کنیم

وقتی که سفره دار، کریم است بهتر است

کیسه برای سیم و دِرم دست و پا کنیم

امشب خدا برای حسن سینه می زند

باید زمینه، نوحه، دو دم دست و پا کنیم

طشتی برای شاه غریبی که ناله زد:

«می سوزد از ستم جگرم» دست و پا کنیم 



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


به لطف حق شده ام گریه کن برای حسن

دمی فدای حسینم، دمی فدای حسن

یقین کنید که روزی به چشم خواهم دید

پیاده می روم آخر به کربلای حسن



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد

کریم آل طاها چند تا باب الکرم دارد

تصور کن که مثل شهر مشهد باغ رضوانی

و یا مانند شهر قم خیابان ارم دارد

نه تنها صحن زیبایی به زیبایی گوهرشاد

علاوه بر دو تا گلدسته سقاخانه هم دارد

تصور کن که در گوشه کنار بارگاه خود

همیشه خادمانی مهربان و محترم دارد

تصور کن که دیگر در حرم گرد و غباری نیست

تصور کن که بعد از این مزارش خاک کم دارد

تصور کن گلاب قمصر کاشان رسید از راه

و با شور و شعف قصد زیارت دم به دم دارد

ببین با چشم دل مهمانسرایی و تصور کن

که دیگر سفره دار فاطمه دارالنعم دارد

تصور کن شب شعری کنار مرقدش برپاست

تصور کن برای خود حسن هم محتشم دارد

یکی از این هزارانی که گفتم را ندارد ، حیف

غمش این آرزو را بر دل من میگذارد حیف

شب و روزم عزا شد اهل بیتم را صدا کردم

به لطف مادرش در خانه بزمی دست و پا کردم

به پاس لطف بسیاری که آقا کرد در حقم

منم دارایی ام را نذر خرج روضه ها کردم

نشد که  سرمه ی چشمم کنم خاک مزارش را

ولیکن دیده را با خاک پرچم آشنا کردم

رمضان تا محرم از محرم تا صفر هرشب

نشستم روی سجاده حسن جان را صدا کردم

خودش با دست خود من را نشانده بر سر سفره

اگر کم از سر این سفره بردارم جفا کردم

به هر ماتمسرایی سر زدم دیدم حسینیه ست

حسینی ام ولی در دل حسنیه بنا کردم

اگرچه بر سر و سینه زدم با روضه های او

ولی با خویش میگویم خطا کردم خطا کردم

نفهمیدم که آقایم به هرچه کوچه حساس است

از او شرمنده ام امشب اگرکه کوچه وا کردم

از انجایی که حتی خواهرش لطمه به صورت زد...

میان روضه ها من هم به زینب اقتدا کردم

مدینه دید آن شب مویه های نجم ثاقب را

صدا زد تا صدای خسته اش ام المصایب را

همه دیدند بی اندازه میلرزید سر در تشت

به جای زهرها میریخت هر تکه جگر در تشت

پسر گاهی به سینه میزد و گاهی به سر میزد

و میبارید چشمان پر از اشک پدر در تشت

اگرچه میگرفت از صورتش خونابه را زینب

ولیکن می نشست از لخته خون ها بیشتر در تشت

کبوتر ...نامه ای در دست... در ذهنش تداعی شد

دوباره نقش بست از زخم روی بال و پر در تشت

دم "لایوم…" را وقتی که جاری کرد بر لبها

در آمد به صدا گویا دگر زنگ خطر در تشت

نگاهی گاه بر زینب و گاهی بر حسین اش داشت

چه ها میدید آقای غریب مان مگر در تشت !؟

صدا زد خواهرم این گریه را خرج حسین ات کن

شبی که میروی آزرده به دیدار سر در تشت

خدا را شکر اینجا خیزران در کار نیست اما

چه خواهی کرد در شام بلا با چوب تر در تشت

اگرچه زانوی غم در بغل داری و میباری

خدا را شکر اینجا چادری بر روی سر داری



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


تو سرو بودی و حالا خمیده ای تنها

به دوش ، بار مصیبت کشیده ای تنها

اگر که پیر شدی ، علتش ز کودکی است

چها گذشت به کوچه ! چه دیده ای تنها ؟

کسی ندیده به جز مادرت که دنبالش

پی مسیر پر از خون دویده ای تنها

کسی ندیده بجز خواهرت که هر شب را

به های های ز خوابت پریده ای تنها

نکشت زهر تو را خاطرات مادر کشت

کنون به بستر مرگ آرمیده ای تنها

چه زخم های زبانی که خورده ای در جمع

چه طعنه ها که به جانت خریده ای تنها

میان شهر اگر ناسزا نثارت شد

میان خانه ی خود هم شنیده ای ، تنها

ز دست همسر خود جای آب و شیر و غذا

دو کاسه زهر هلاهل چشیده ای تنها

به هر نفس زدنت پاره ی جگر ریزد

درون طشت بلایی که چیده ای تنها

دل تو رفت از این طشت خون به طشت شراب

کجای قصه ی سر را تو دیده ای تنها

دل تو رفت به گودال کشته ای مظلوم

کنار پیکر در خون تپیده ای تنها

دل تو رفت در آن خیمه های شعله نشین

که سوخت دامن زینب ، رشیده ای تنها

دل تو رفت به شهری که می زدند ز بام

هماره سنگ به راس بریده ای تنها



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


تو دست شسته ای ای عشق، از ملال خودت

حسین، دغدغه ات بود و بی خیال خودت

حسین، حُرّی اگر داشت، من تو را حُرّم!

ببند زخم سرم را به دستمال خودت

هرآنچه هست در این سینه، از تفضل توست

به غیر مال خودت هرچه هست مال خودت

کسی ز عهده ی این روضه، برنمی آید

خودت به روضه بیا گریه کن به حال خودت

عجیب نیست به یاد رباب می افتم

ز بسکه طعنه شنیدی تو از عیال خودت



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


تیری که شد خطیر، حسن بوده

هم پیر هم مسیر، حسن بوده

بی آنکه دست باز کند سائل

همواره دست گیر حسن بوده

از سفره داری اش،نه که از سفره

آنکه نگشته سیر حسن بوده

تا هست شیر رزم علی هست و؛

تابوده بچه شیر حسن بوده

بی شک حسین،امیر اگرهم شد

قبلش فقط امیر حسن بوده

برجنگ اگر حسین تعمّد داشت

برصلح ناگزیر حسن بوده

هم وارث اهانتِ درکوچه

هم وارث غدیر حسن بوده

آن سربلند دهر که روزی شد؛

درتشت سربه زیر حسن بوده

دوری که رفت زود حسینش بود

زودی که گشت دیر حسن بوده



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


اخم شیطان باز می گردد تبسم می شود

جعده بعد از زهر درگیر توهم می شود

آتش سَم است اما پشت درب خانه نه

پشت درب سینه ات لبریز هیزم می شود

آرد خواهد شد تمام استخوان هایش ولی

باز دستاس است که لبریز گندم می شود

زهر در واقع برایش جرعه ای از کوثر است

آن که لحظه لحظه پیر از حرف مردم می شود

باز اول می شوی بر دیدن مادر ولی

خواهرت مثل گذشته باز دوم می شود

گل فرستادم به تابوتت ولیکن گل که هیچ

تیر بین تیرهای آمده گم می شود

از حسن تا کربلا آن کوچه خواهد گشت دشت

بر تن قاسم بدین ترتیب سَم٬ سُم می شود



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


دارم به خاطر حَرَمَت گریه می کنم

از شوق  سفره یِ کرمت گریه می کنم

در روضه هایِ مُحترمت گریه می کنم

وقتی برای درد و غمت گریه می کنم

حتی علی و فاطمه خوشحال میشوند

در خانواده ات همه خوشحال میشوند

دنیا ندید وسعتِ بالاتر از تو را

سائل ندید جز خودت آقاتر از تو را

دستی ندید دستِ بفرماتر از تو را

یثرب ندید حضرتِ تنهاتر از تو را

تنها میانِ خانه و تنها میانِ شهر

زخم زبانِ همسر و زخم زبانِ شهر

پایِ غریبی  تو به پا برنخواستند

یا دشمنت شدند و یا برنخواستند

مُشتی حرامزاده ز جا برنخواستند

وارد شدی به پایِ شما برنخواستند

اهل مدینه ناز شما را کشیده اند

یک عده جانماز شما را کشیده اند

با خنده زخم بر جگرت میگذاشتند

اهل مدینه سر به سرت میگذاشتند

گاهی عصا به رویِ پرت میگذاشتند

یک کوزه سَمّ کنار سرت میگذاشتند

تنها ، غریب ، بی کس و آرام میروی

از کوچه هایِ طعنه و دشنام میروی

در کوچه میروی ، غم مادر نشسته است

قنفذ در این مسیر مُکَرَر نشسته است

در پیش  تو مُغیره به منبر نشسته است

درخانه پایِ قتل تو همسر نشسته است

این زهر و دردِ سوختنت فرق میکند

تو طرز  دست و پا زدنت فرق میکند

زانو بغل مکن چقَدَر آه میکشی

تو در جوابِ اهل گذر آه میکشی

با راز خویش تا به سحر آه میکشی

داری به جای چند نفر آه میکشی

در آه آهِ خویش تو مویت سفید شد

در کوچه ای امیدِ دلت نا امید شد

تقصیر تو نبود که مادر پرش شکست

تقصیر تو نبود اگر زیورش شکست

تقصیر تو نبود دلِ اطهرش شکست

تقصیر تو نبود زدند و سرش شکست

گیرم که دست تو سپر مادرت نشد

تقصیر تو نبود قدت یاورت نشد

بیرون بریز این جگر پاره پاره را

بیرون بریز غُصه یِ این گوشواره را

زینب رسیده است بگو راهِ چاره را

خونابه هایِ دور لبِ پُر شراره را

با مقنعه دهان تو را پاک میکند

این خاکِ گیسوانِ تو را پاک میکند

خون لخته رویِ پیرُهنت ریخته شده

آلاله وقت آمدنت ریخته شده

هفتاد تیر در بدنت ریخته شده

هم خونِ تازه از کفنت ریخته شده

دارد حسین پیش تو از حال میرود

او از کنار تو تهِ گودال میرود

شکر خدا که پیرُهنت در نیامده

با زور خاتم  یمنت در نیامده

دیگر لباسهایِ تنت در نیامده

یا چوبِ نیزه از دهنت در نیامده

شکر خدا که پیکرِ پاکِ تو پا نخورد

سرنیزه ای میانِ گلویِ تو جا نخورد

اما حسین صورتِ از خون خضاب داشت

در دل برایِ خواهرِ خود اضطراب داشت

یک کوه غُصه داشت ولیکن رباب داشت

جا در میانِ مجلس و بزمِ شراب داشت

با چوبدست رویِ لبش مینواختند

یک عده مست رویِ لبش مینواختند



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


دلی كه عاشقه مِحَــن داره

تو كشوره غصّه وطن داره

عاشق اونه كه تو دلش هر شب

روضه برا امام حسن داره

 

میگــن خدای كرمه آقـام

صاحبه سفره ی غمه آقام

با اون همه مهربونی،حالا

بگید چرا بی حرمه آقام ؟

 

برای چی نباشه بارونی

چشمای من با این پریشونی

كه قبر خاكیشم شده پُشته

پنجره های بقیع زندونی

 

با بی وفاها هم وفا می كرد

دردای مردم و دوا می كرد

باید بپرسیم ما از اون شامی

با دشمناش چجوری تا می كرد

 

چِل ساله از یه عدّه دلگیره

چِل ساله كه دلش یه جا گیره

هرموقع یاده كوچه می اُفته

صد دفعه زنده میشه میمیره

 

چهل ساله زخم زبون خورده

خیلی شده خاطرش آزُرده

هر باری كه مغیره رو دیده

چند روزی خنده رو لباش مُرده

 

مدینه غرق گریه زاری شد

خزون زندگیش بهاری شد

راحت شد از اون همه غم وقتی

زهر جفای جعده كاری شد

 

تابوتشو رو شونه ها بُردن

به سمت بی كرونه ها بُردن

از كوچه ای كه مادرش رو دید

به زیر تازیونه ها بُردن

 

چشمای قاسم خیس بارونه

حال ابالفضلم دگرگونه

تیرا یه كاری با حسن كردن

پهلوی تابوتش پر از خونه

 

ای كاش بی نشونه میرفتش

آروم و مخفیونه میرفتش

بعد حسن این حرف زینب بود

كاش داداشم شبونه میرفتش

 

"جانم حسن جانم حسن جانم"



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


زخم جگر تو بس که کاری شده است

چشمان من از غصه بهاری شده است

خونی که ز داغ کوچه بر دل کردی!

از گوشه ی لبهای تو جاری شده است ...



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/09/8

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


شود به اذن تو دریا ، سراب هم حتی

شود به نام تو موجی ، حباب هم حتی

کریم نیست کسی پیش سفره ات هرچند

به نام او بدهند آب و تاب هم حتی

نشسته ام سر راهت مگر که یک لحظه

تو را نگاه کنم با نقاب هم حتی

همین که از تو بخواهیم باز شیرین است

اگر دعا نشود مستجاب هم حتی

تمامِ خلق رهین شکوه عزت توست

اگر شوی تو به ذلت خطاب هم حتی

به بغض تو شده کافر ، اگرچه او به رسول

به زور داده شود انتساب هم حتی

فقط به پای مزار تو بوده که آمیخت

به اشک غم ، نفس اضطراب هم حتی

**

خدا کند پسری مادرش زمین نخورد

خدا کند که نبیند به خواب هم حتی

 



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء