حضرت زهرا(س)امام حسن(ع)-کوچه بنی هاشم


تا خانه به جز راه کم و مختصری نیست

 آهسته برو صبر کن این جا خطری نیست

بعد از پر و بالی که زدم دور و برم را

 گشتی که ببینی اثر از بال و پری نیست؟

رفتیم به خانه نکند گریه کنی خُب!

 قربان تو که خوبتر از تو پسری نیست

وقتی که رسیدیم تنت باز نلرزد

 یک طور نشان می دهی اصلاً خبری نیست

حالا به رخم خیره شو تا خوب ببینی

 از ضربه ی آن حادثه دیگر اثری نیست؟

از روسری و گوش من این منظره پیداست

 بر شاخۀ خونی شده دیگر ثمری نیست




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/12/14 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت


ای مادری ترین پسر فاطمه، حسن!

ای مجتبی ترین ثمر فاطمه، حسن!

آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد

با این که هست تاج سر فاطمه، حسن!

وقتی که در مدینه غریبش گذاشتند

یعنی شکست بال و پر فاطمه، حسن!

حتی صدای تو به سپاهت نمی رسید

یعنی شکسته شد کمر فاطمه، حسن!

روزی که مادر تو به کوچه ز پا فتاد

چشم تو دید درد سر فاطمه، حسن!

در ناله ها و نافله های شبش کسی

چون تو ندید چشم تر فاطمه، حسن!

در بین اهل بیت، خدایی خودت بگو

مثل تو کیست خونجگر فاطمه، حسن!

چون تو کسی که چادر خاکی ندیده است

ای قامتت عصا به بر فاطمه، حسن!

سیلی به پیش چشم تو بر مادرت زدند

دیوار بود و زخم سر فاطمه، حسن!

زهرا اگر که شد سپر مرتضی علی

آری تویی، تویی سپرِ فاطمه، حسن!

الحق که از حسین تو هستی غریب تر

این غربت است، در نظر فاطمه، حسن!

یک یار هم کنار تو روز وفا نماند

در غربتی تو هم اثر فاطمه، حسن!

یک عمر خونِ دل ز گلویت به تشت ریخت

ای پاره پارۀ جگر فاطمه، حسن!




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/23 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


صبح روزی كه عزم سفر از دل و دین مردم داشت خبر داشت

از دل زهر پر كینه ای كه تشنه بود و لبی شعله ور داشت

او نه اینكه غریب است یا كه آسمان است و لشگر ندارد

بال خود را اگر باز می كرد لشگری از ملك زیر پر داشت

راه می رفت و خیل ملائك خاك از پای او می گرفتند

خاك سرخ و كبودی كه مثل  تربت كربلایش اثر داشت

در حیاط غریبش نشست و چشم در چشم این مردم انداخت

مثل خورشید در كنج خانه غصه هایی شبیه پدر داشت

رفت بالای منبر كه مردم یاد پیغمبر خود بیفتند

كه حسن از من است و من از او كه رسول خدا هم پسر داشت

آی مردم كسی هست این جا، ناسزا از دهانش بیفتد؟

لااقل كاش این ناسزاها شرمی از پاره های جگر داشت

راه افتاد اما به ناگاه باز هم بین كوچه زمین خورد

آه مادر در آن روز ای كاش طفل تو تیغ و تیر و سپر داشت

آه مادر در آن روز ای كاش پشت در در كنار تو بودم

دیده بودم  گل سرخت آن جا غنچه ای بین دیوار و در داشت

زهر هم طاقتش را ندارد، زود باشید طشتی بیارید

زود باشید، این زهر كینه از دلش هی جگر كند و برداشت

كربلایی به پا شد بیائید خواهرش طشت و خون دیده این جا

كند بال و پرش را بگیرید، وای زینب چه شوری به سر داشت  ....

باید از این مدینه سفر كرد كربلا رفت و خاكی به سر كرد

کربلایی که یک طشت بود و خواهری كه به یك سر نظر داشت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/22 | 08:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت(زبان حال امام حسین(ع) در کنار برادر)


غارت زده منم که کنارت نشسته ام

غارت زده منم که ز داغت شکسته ام

غارت زده منم که تو را خاک می کنم

تابوت را ز خون تنت پاک می کنم

غارت زده منم که ز کف داده صبر را

با دست خویش کنده برای تو قبر را

غارت زده منم چه کنم با جنازه ات

ای وای ریخته به زمین خون تازه ات

غارت زده منم که ز داغ برادرم

می ریزم از کنار تنت خاک بر سرم

غارت زده منم که ز آغوش بسته ات

می گیرم آه چادر خاکیّ مادرم

من را به داغ  قتل تو غارت نموده اند

نه کربلا نه کوفه نه در شام دلبرم

داغی که رفتن تو روی سینه ام گذاشت

والله بود سخت تر از غارت حرم

×

«تشییع روز با من و تو سازگار نیست

تا شب تو را به جانب قبرت نمی برم»1

1.بیت از علی اکبر لطیفیان

×××

با تشکر از آقای بیابانی برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


آن آب که بر جان حسن شعله برافروخت

با زهر در آمیخته بود و جگرش سوخت

آن پاره دل ها که فرو ریخت به دامن

خون جگری بود که یک عمر بیاندوخت

در سوختن و ساختنش عمر سر آمد

مظلومیت از مادر و صبر از پدر آموخت

اسماء لعین بر پسر هند جگرخوار

جان پسر فاطمه را خسته و بفروخت

در کرب و بلا بر سه هدف کارگر افتد

آن تیر که تابوت حسن را به کفن دوخت

شاید که "مؤید" به صف حشر نسوزند

آن را که دل از داغِ جگرسوزِ حسن سوخت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

 اشک هایش به مادرش رفته

 سینه ی پر شراره ای دارد

 نه! به یک طشت اکتفا نکنید

 جگر پاره پاره ای دارد

 

 از علی هم شکسته تر شده است!

 علتش کینه ها، حسادت هاست

 غربت چشم های مظلومش

 سند محکم خیانت هاست

 

 خواهرش را کسی خبر نکند

 مادرش خوب شد که این جا نیست

 لخته خون ها سرِ لج افتادند

 هیچ طشتی حریف آن ها نیست

 

 از غرور شکسته اش پیداست

 صبر هم صحبتِ دلِ آقاست

 نه! من از چشم سم نمی بینم

 کوچه ای شوم قاتل آقاست

 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


زهر در تن نه که از غم جگرش می سوزد

یاد مادر که بیفتد به سرش می سوزد

غرق آتش در و پروانه پرش می سوزد

از همان روز حسن با پدرش می سوزد

کودکی بود ولی رنج پدر پیرش کرد

غم مادر دگر از زندگی اش سیرش کرد

نه فقط زخم زبان از همه مردم بوده

زهر در بین غم و غربت او کم بوده

قاتلش آتش و آن خانه و هیزم بوده

دست سنگین همان کافر مردم بوده

ابتدا چادر مشکی حرم سوخته بود

بعد هم تیر کفن را به بدن دوخته بود

داشت آن روز به لب روضه ای از سر می خواند

قصه درد و غم و غربت حیدر می خواند

داشت از سوز جگر روضه مادر می خواند

بعد هم روضه جان سوز برادر می خواند

چشمش افتاد به چشمان برادر، با آه

گفت لا یوم کیومک به ابا عبدالله  

 دل من دست خودش نیست اگر می شکند

قصه کرببلای تو کمر می شکند

دل زینب هم از آن رنج سفر می شکند

بر سر دیدن تو شام چه سر می شکند

صوت قرآن تو در شام شنیدن دارد

چوب دست از لب و دندانت اگر بردارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-رباعیات شهادت


هر دل که به داغ مصطفی می سوزد

در سوز عزای مجتبی می سوزد

با سوز حسن، دل که حسینی گردید

آنگه به مصیبت رضا می سوزد

×××

وقتی که به یاد مجتبی می گریم

ناگاه به یاد کوچه ها می گریم

با نام حسن به یاد زهرا، امّا

با صلح حسن به کربلا می گریم

×××

از روز ازل خلق شدم چون حسنینی

قلب حسنی دارم و احساس حسینی

از کرب و بلا تا به بقیع هروله دارم

زهرا به دلم ساخته بین الحرمینی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


غمِ غم می خورم و غم شده مهمان دارم

غیر غم کس نبود تا که شود غم خوارم

گر چه از زهر هلاهل جگرم می سوزد

می دهد خاطره کوچه فقط آزارم

خانه امن مرا همسرِ من ویران کرد

محرمی نیست که گردد ز محبت یارم

هر چه می خواست به او هدیه نمودم اما

پاسخی نیست به جز سینه آتش بارم

روزه بودم طلبیدم چو از او جرعه آب

خون دل شد ز جفا قُوت من و افطارم

می زند زخم زبان لیک نگوید گنهم

خود نداند ز چه برخاسته بر پیکارم

من همان زاده عشقم که به طفلی محزون

شاهد مادر خود بین در و دیوارم

هرگز از خاطره ام محو نشد کودکیم

پاره پاره جگر از میخ در و مسمارم

تیر باران شده از کینه تن و تابوتم

تحفه از همسر بی مهر و وفایم دارم

قبر ویران شده از خاک بقیع می گوید

بهر مظلومی من این سند و آثارم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

میان سینه ی مجروح، زخم طوفان داشت

هوای ابری چشمش همیشه باران داشت

دلی به پای دل بیقرار او نشکست

هزار خاطره ی بد از این و از آن داشت

رفیق بی کسی او صدای سیلی بود

همیشه بود به گوشش، همیشه تا جان داشت

رسید زهر و خودش را به کام آقا ریخت

به بی کسیِ دلش زهرِ کفر ایمان داشت

رسید و بوسه به لب های نازنینش زد

که پاره های جگر را به سینه پنهان داشت

×××

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

غربت برای تو به وطن گریه می کند

هر مرد در غم تو چو زن گریه می کند

خونابه ی نگاه تو وقتی تمام شد

بر غصه ی دل تو دهن گریه می کند

باران گرفت و لاله ی عباسی ات شکفت

عباس بر تو سرو چمن گریه می کند

رفتی که حرف دل بزنی رخ خضاب شد

این جا حنا به طرز سخن گریه می کند

تو روح زینبی، سر جدّت نگاه کن

بر روح زخم خورده، بدن گریه می کند

از شاهکار صلح تو طرحش بلند شد

هفتاد و دو سری که به تن گریه می کند

هفتاد روزن از کفن تو گشوده شد

در ماتم تن تو کفن گریه می کند

در هر کسی برای حسن اشک چشم نیست

معنی، حسین بهر حسن گریه می کند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-رباعی های شهادت


روزی که شرار ظلم افروخته شد

یک بار دگر حاصل دین سوخته شد

از بعد شهادتش حسن را از تیر

تابوت و تن و کفن به هم دوخته شد

×××

آن لاله که عشق و خون بهارش بودند

مرغان بهشت بی قرارش بودند

آن روز که جای مجتبی خالی بود

در کرب و بلا دو یادگارش بودند

×××

ای اهل مدینه فتنه بنیان مکنید

بر آل علی این همه عصیان مکنید

گر لاله نریزید به تابوت حسن

شرمی ز رسول، تیر باران نکنید




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع) و حضرت زهرا(س)-شهادت

 

چه بگویم از آن گل پرپر

چه بگویم ز داغ نیلوفر

چه بگویم سیاه شد روزم

اول كودكی شدم مضطر

حرف من خاطرات یك لحظه است

لحظه ای كه نبود از آن بدتر

ایستادم به پنجه پایم

تا كنم روبروش سینه سپر

مثل طوفانی از سرم رد شد

دست او بود و صورت مادر

ناگهان دیدمش زمین خورد و

كاری از دست من نیامد بر

بعد از آن قصه بود و خون جگر

دیدن روی قاتل مادر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-زمزمه شهادت


آخر نشد برای تو حرم بسازیم

به گنبد و گلدستۀ سبزت بنازیم

یه سال نشد برای تو دهه بگیریم

تُو روضه آخرِ دهه برات بمیریم

هر چی برات گریه کنیم بازم غریبی

تُو خونَتَم آقای من تو بی حبیبی

از بس که مادری بودی حبیب مادر!

عاقبت اِسمتو گذاشت غریب مادر

کسی حدیث غُربَتُو اَزَت نپرسید

یه گوشه از مصیبتو اَزَت نپرسید

غریب اونه که بِشنَوه صدای مادر

قدش تو کوچه ها بشه عصای مادر

غریب اونه که چادر خاکی رو دیده

با گریه دست و پای مادر رو بوسیده

غریب اونه که دست باباشو ببندن

به گریه هاش پیش همه به اون بخندن

غریب اونه که از گلوش جیگر می ریزه

از دو لبش نغمۀ وای مادر می ریزه

غریب اونه که از درون یه عمر می جوشه

عاقبتش زهر هَلاهلو می نوشه

غریب اونه که تَشییعِش به شب بیفته

خواهرشم براش به تاب و تب بیفته

غریب اونه که نعششو هدف بگیرن

کف بزنن اونایی که خیلی حقیرن

غریب اونه که هنوزم حرم نداره

آقام هنوز که هنوزه بی کس و یاره

این دل مجتبایی مون یار بقیعه

همسایۀ دیوار به دیوار بقیعه




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


مرد غریب شهر، کبود است پیکرت

آهسته تر شده ست نفس های آخرت

آقای من در آن وطن مادری تو

یک مرد هم نبود شود یار و یاورت؟

تنها تویی که خانه شده قتلگاه تو

تنها تویی که قاتل تو بوده همسرت

چون تکه پاره ی جگرت را به طشت دید

آهی کشید از دل و می گفت خواهرت:

ای بعد مادر و پدرم سر پناه من

آورده زهر کینه ی دشمن چه بر سرت؟

گفتی: زمان مرگ تو در بین کوچه بود

روزی که بود دست تو در دست مادرت

روزی که پیش چشم تو آیینه ی رسول

افتاد روی خاک مدینه برابرت

خون می چکد ز گوشه ی لب های تو ولی

تصویر کربلاست در آن دیده ی ترت

معلوم شد فراق تو داغی عظیم بود

با سوگنامه ای که سروده برادرت

**

عباس با حسین چگونه کشیده اند

بیرون هزار تیر ستم را ز پیکرت

***

حالا تویی و آن کرم بی نهایت ات

حالا منم گدای قدیمی این درت

یک لقمه نان دهی ندهی شکر می کنیم

ما را نوشته اند بمانیم نوکرت

یک روز اگر که گنبد زردت بنا شود

می خواهم از خدا که شوم من کبوترت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/20 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


حرف هایی نگفتنی دارد

لحظه لحظه غروب چشمانت

روای زخم های کهنه ی توست

اشک های بدون پایانت

 

شدت غم چه بی‌کران کرده

آسمان دل وسیعت را

غیر زینب کسی نمی فهمد

راز شب گریه ی بقیعت را

 

بین این مردمان بی غیرت

سهم آئینه ی دلت آه است

دم به دم روی منبر خورشید

صبّ مولا چقدر جانکاه است

 

سالیانی است آتش حسرت

در نگاهی کبود شعله ور است

زخم هایت هنوز هم تازه‌ست

دل تنگت هنوز پشت در است

 

دلت آخر چگونه تاب آورد

طعنه های مغیره را یک عمر

چه به روز دل تو آوردند

در و دیوار و کوچه ها یک عمر


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت


شب های بی ستاره ترینت سحر نداشت

غم نوحه های سینه ی تنگت اثر نداشت

یوسف ترین غریبِ خدا! ماهِ آسمان!

از حالِ تو سراغ به جز چشمِ تر نداشت

ای حضرتِ صبور ترین! ای امام صلح!

ایوبِ صبر، طاقتِ صبر این قدر نداشت

شهرِ مدینه بعدِ علی خود گواه بود

هرگز زمانه ای ز تو مظلوم تر نداشت

رد می شدند از رویِ خاكسترِ دلت

اصلاً كسی از آتشِ قلبت خبر نداشت

گفتند واجب است حسن سرزنش شود

از اجرِ این فریضه مدینه حذر نداشت

بازم غریبه ها، به خدا دوستی نبود

در كوچه های طعنه تو را نیشتر نداشت

بر منبرِ رسولِ خدا صبِّ مرتضی

بر لب خطیب تكه كلامی دگر نداشت

یك عمر خاطراتِ دلت را ورق زدم

جز اشك و آه و غصه و خونِ جگر نداشت

از خاطراتِ آتش و از میخِ در بگیر

تا گوشواره ای كه دگر گوش بر نداشت

از سینه ای كه آینه ی سنگ خورده بود

تا گیسوئی كه رنگِ حنایش اثر نداشت

از چادری كه وصله دگر چاره اش نبود

از كوچه ای كه راهِ گریزی دگر نداشت

یك شب دو شب نه بلكه چهل سالِ آزگار

كابوسِ كوچه از سرِ تو دست بر نداشت

روزی نشد كه آینه ی دقِ تو به عمد

با تازیانه از برِ چَشمت گذر نداشت

صد پاره كرده ای جگرت را كریمِ دل 

وقتی كه درد جائی از این خوب تر نداشت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناسبت های آخر ماه صفر

 

آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است

دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!

خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی  

رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند

چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:

 آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی»        

آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع

داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»

لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت

میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس

شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول

زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»

کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا

«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما

سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!

باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود

غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


 این جا که حیف قدرشناسی ز نور نیست

از عشق جز مزار گُمی در ظهور نیست

این جا مدینه، شهر ستم های بی حد است

آن قدر بی شمار، مجال مرور نیست

این شهر شهرِ کوزه ی زهر است، ای جگر!

راحت بنوش آب اگر چشمه شور نیست

در خانه یار می کشد و طعنه می زند

با ماندن حسن فلک انگار جور نیست

تشییع غربت است اگر چه در ازدحام

آن قدر تیر آمده جای عبور نیست

این دردها که پاره جگر بود و تیر خورد

حتی کمی ز درد غریب صبور نیست

دردی که طشت هم ز غمش گریه کرد خون

از کوچه بود، کوچه ی تنگی که دور نیست

حالا که طفل دید زمین خورده مادرش

زخمی عمیق تر ز شکست غرور نیست




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


 زهر آتش شد و بر زخم دلی مضطر خورد

جگری سوخته را تا نفس آخر خورد

زهر سوزاند ولی بر جگرم هیچ نبود

آه از آن زخم که بر سینه ی پیغمبر خورد

زهر سوزاند ولی قاتلم عمری ست حسین

پنجه ای بود که بر برگ گل پرپر خورد

او مرا پشت سر چادر خود پنهان کرد

تا نبینم چه بر آن چهره ی نیلوفر خورد

ایستادم به روی پنجه ی پایم امّا

دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

مادرم خورد زمین گرد و غباری برخاست

دست من بود که با ناله ی او بر سر خورد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/18 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-رباعی شهادت

 

ای اهل مدینه فتنه بنیان مکنید

بر آل علی این همه عصیان مکنید

گر لاله نریزید به تابوت حسن

شرمی ز رسول، تیر باران نکنید

×××

روزی که شرار ظلم افروخته شد

یک بار دگر حاصل دین سوخته شد

از بعد شهادتش حسن را از تیر

تابوت و تن و کفن به هم دوخته شد

×××

آن لاله که عشق و خون بهارش بودند

مرغان بهشت بی قرارش بودند

آن روز که جای مجتبی خالی بود

در کرب و بلا دو یادگارش بودند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/18 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مرثیه


صبوری به پای تو سر می گذارد

 غمت داغ ها بر جگر می گذارد

کمی خواستم از غریبی بگویم

 نه؛ این بغض سنگین مگر می گذارد؟

 و من نیستم بدتر از مرد شامی

 نگاه تو در من اثر می گذارد

 کریمی که از کودکی می شناسم

 قدم روی چشم ترم می گذارد

 دلم باز با یاد غم هایت آقا

 غریبانه سر روی در می گذارد

....

 نمک ریخت یک شهر بر زخم مردی

 که دندان به روی جگر می گذارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/17 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


آیا شده بال و پرت آتش بگیرد*

هر چیز در دور و برت آتش بگیرد

آیا شده بیمار باشی و نگاهت

از نیش خند همسرت آتش بگیرد

آیا شده یک روز گرم و وقت افطار

آبی بنوشی... جگرت آتش بگیرد

آیا شده تصویری از مادر ببینی

تا عمر داری پیکرت آتش بگیرد

....

می گریم از روزی که می بینم برادر

در کوفه موی دخترت آتش بگیرد

می گریم از روزی که می بینم برادر

از هرم خاکستر سرت آتش بگیرد

آه ... از خنک های گلویت بوسه ای ده

تا قبل از اینکه حنجرت آتش بگیرد

....

آقا بس است دیگر مگو از شعله هایت

ترسم که جان خواهرت آتش بگیرد

×××

* وامی از علی اکبر لطیفیان




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/16 | 08:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


وامی گذارم تا سحر چشم ترم را

 شاید ببینم بار دیگر مادرم را

 این کوچه می داند که من تنهاترینم

 این خانه می فهمد تمام باورم را

 ای اشک ها ای ناله ها کارم تمام است

 امشب اجل می گستراند بسترم را

باید به یاد روز عاشورا گذارم

 بر خاک ها هنگام جان دادن سرم را

 با یاد زهرا درد زهر از یاد من رفت

 بر باد داده داغ او خاکسترم را

 صفرای رنج مجتبی را وا گذارید

 قاسم شکوفا می کند باغ و برم را

 شیرین تر از جان ست این زهری که خوردم

 خاموش کرد آتشفشان حنجرم را

 ای زهر ممنون از تو بر زهرا رسیدم

 پر کن دوباره از شراره ساغرم را

 خواهر منال از غربتم، بارانی از تیر

 تشییع خواهد کرد امشب پیکرم را

***

با تشکر از آقای نیسی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/1 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات و شهادت


چشمان تو غرق خون و لب ها پر آه

آتش به دلت شراره می‌زد ناگاه

هر قطره ی خون روی لب تو می‌گفت:

«لا یوم کیومک أباعبدالله»

***

از آن همه بی‌کسی سخن می‌گویند

از شعله ی آه و سوختن می‌گویند

بالای سرت زینب و عباس و حسین

بر سینه زنان حسن حسن می‌گویند

***

ای عشق! دلیل ها نمی‌فهمندت

ای رود! قلیل ها نمی‌فهمندت

والله معزّ الاولیائی آقا

هر چند ذلیل ها نمی‌فهمندت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/30 | 01:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


در خانه نیست مثل تو بی تکیه گاه تر

هرگز ندیده ایم ز تو بی پناه تر

امشب پُر از هوای غم انگیز گریه ام

اما بقیع هست ز من رو به راه تر

تو وارث شجاعت بازوی حیدری

فرمانده ای نبود ز تو کم سپاه تر

در پرتو درخشش الماس، تشت خون

ترسیم کرده روی تو را هر چه ماه تر

حتی به جسم پرپر تو تیر می زنند

از دشمن تو نیست کسی روسیاه تر

در بین مردمی که تو را می شناختند

از تیرها نبود کسی سر به راه تر

مظلوم کوچه های غریب مدینه ای

از کوفه نیست شهر تو کم اشتباه تر

دیگر غزل به ماتم تو ره نمی برد

زیرا شده است پنجره های نگاه، تر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/30 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


من خواب دیدم خواب زهرا را دوباره

 بوییدم از نو یاس بابا را دوباره

 بغضم چو نیلوفر به پای او گره خورد

 گفتم نرو، بنشین، ببین ما را دوباره

 سهم من از ارث پدر دریای درد است

 دریاب این مظلومِ تنها را دوباره

 چاهی برایم نیست تا در آن بگریم

 ماننده بابا کل شب ها را دوباره

 مادر چو می خوابم همه امیدم این است

 باشد نبینم صبح فردا را دوباره

 با یاد سیلی خوردنت با گریه گویم

 شرمنده کن ای اشک دریا را دوباره

 حرفی بزن، چیزی بگو، ای دختر وحی

 حل کن برایم این معما را دوباره

 مثل علی بهر سلامم پاسخی نیست

 بشکن سکوت شام یلدا را دوباره

 می گفتم و می گفت تا (نیسی) بخواند

 بهر حسن این شعر زیبا را دوباره

***

با تشکر از آقای نیسی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/30 | 12:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع) و بقیع-شهادت

 

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر برات یه گند طلا می سازیم

شبیه گنبد امام رضا می سازیم

سر مزارت ضریح طلا می سازیم

مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم

سقا خونه بنا کنیم با شور واحساس

سر قبر ام البنین مادر عباس

دخیل می بندیم و می گیم بر تو اسیریم

حسن حسن می گیم و از عشقت می میریم

به کوری عایشه و دشمن حیدر

بقیع تو آباد می شه گل پیمبر

آقا می یاد و می گیره تقاص زهرا

بقیع تو آباد می شه به جان مولا




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع


دیشب برای دفتر من همّ و غم شدی

بی حرف پیشِ مطلعِ حرفِ قلم شدی

باور نکرد نیست سرانجام در زمین

مهمانِ رسمی شب شعر خودم شدی

تو از زمان آدم و حوا، وَ قبل از آن

بر روی دست های مشیّت علم شدی

بی مرحمت که روز شما شب نمی شود

اصلاً تو  آفریده برای کرم شدی

هشتاد سال  و خرده ای انگار می شود

از جمع  اهل بیتِ حرم دار کم شدی

با اتفاق هشتم شؤال آن زمان

تنها گریزِ روضهٔ من در حرم شدی

ماندم چرا زمین و زمان زیر و رو نشد

آن موقعی که  وارد بازی سم  شدی

آن بار هفتمی که لبت رنگ سبز شد

آن بار  هفتمی چه قَدَر پر  ورم  شدی

وقتی که شعله چادر مادر گرفته بود

زخمیِ دست هیزم و چوبِ ستم شدی

حالا بماند این که  چه شد بین کوچه ها

حالا بماند این که برای چه خم شدی

«عارف» نگو  دگر، نکند فکر می کنی!

مثل مؤید و شفق  و محتشم شدی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


زیر بار غم تو شانه كم آورد حسن

بی تو جانم شده لبریز غم و درد حسن

پیش چشمان ترم لجّه خون شد جگرت

بین فراقت به دل خسته چها كرد حسن

اسوهٔ صبر و صفا رفتی و بی صبر شدم

چهره از هجر جگرسوز تو شد زرد حسن

نای طفلان حزینت شده هم صحبت غم

تاب این سوز گران مایه نیاورد حسن

ای صفا بخش دل زار و تن خستة من

میچكد بی تو به رخساره نم سردحسن

در دل خانه غریبانه شدی كشتة زهر

آه ازآن سینة بی همدم و همدرد حسن

صبر تو ضامن آیین محمّد شده است

درصبوری تك و بی مثل و همآورد حسن

مایة فخر نبی شاه وفا پیشة صبر

خون به دلها شده از فرقه نامرد حسن

سوی آن دوره جهلی كه نبی داده به باد

گوئیا باز جهان كرده عقب گرد حسن

ای كریم حرم آل عبا، مظهر مهر

«سروری» را منِما از در خود طرد حسن

×××

با تشکر از آقای سروری برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 9 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.