امام حسن(ع)-مناجات


آیا به گدای شهر جا خواهی داد؟

با دست خودت به ما غذا خواهی داد

بدتر ز جذامیان مریضی داریم

آیا تو به درد ما دوا خواهی داد

هر بار كه در خانه ی تو رو آریم

تو بیشتر از نیاز ما خواهی داد

لطف پسرت قاسم و الطاف شماست

با اوست هر آنچه كه عطا خواهی داد

گویند حساب سینه زن ها با توست

در حشر چه بر اهل ولا خواهی داد

با نام ابوالفضل تو را می خوانیم

با نام ابوالفضل چه ها خواهی داد

گویند نگفته ای كه در كوچه چه شد

آیا خبر از كوچه به ما خواهی داد؟!




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

همرنگ پائیزى ولى فصل بهارى

سبزینه پوش خطه زرین تبارى

جود و كرم بیرون منزل صف گرفتند

در كیسه آیا نان و خرمایى ندارى؟

جبریل پر وا كرده و با گردنى كج

شاید میان كاسه‏اش چیزى گذارى

وقت عبور از كوچه‏هاى سنگى شهر

آقا چرا بر دست خود آئینه دارى؟

در گرم دشت طعنه‏ها دل را نیاور

من كه نمى‏بینم در این جا سایه سارى

از خاطرات سرد و یخبندان دیروز

امروز مانده جسم داغ و تب مدارى

بر زخم هایى كه درون سینه توست

هر شب سحر با اشك مرهم مى‏گذارى

یك كربلا روضه به روى شانه خود

توى گلو هم خیمه‏اى از بغض دارى

تشتى كه پاى منبر تو سینه زن بود

حالا چه راه انداخته داد و هوارى

دستم دخیل آن ضریح خاكى تو

شاید خبر از گمشده مرقد بیارى

وقت زیارت شد چرا باران گرفته

خیس است چشم آسمان انگار، آرى

من نذر كردم بعد از آنى كه بمیرم

مخفى شود قبرم به رسم یادگارى




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت

 

امشب به لبم ذکر حسن جان دارم

در کنج دلم کلبه ی احزان دارم

از روضه ی «لا یوم کیومِ» آقا

تا آخر عمر آه سوزان دارم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 06:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


جانشین غریب مولا بود

 پسر مهربان زهرا بود

 یل بی های و هوی صفین و

 شیر بی ادعای دنیا بود

 گاه طوفانی و گهی ساکت

 گاه مجنون و گاه لیلا بود

 کرمش بر سگ محله رسید

 چه قدر مهربان و آقا بود

 ....خانه اش شهر کوفه ای شده بود

 بی سپاه و غریب و تنها بود

 گشت مسموم کینه های جمل

 تیر باران فتنه های جمل

 ربنای نماز او مادر

 حاجت او نیاز او مادر

 چاره ساز تمام دنیا اوست

 در عوض چاره ساز او مادر

 پاره ای از وجود فاطمه است

 همه فخر و ناز او مادر

 در میان تمام این دنیا

 شده محرم به راز او مادر

 وسط کوچه ها مگر چه شده

 که شده روضه ساز او مادر

 دفتر خاطرات این آقا

شد کتاب مصیبت زهرا

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای رحیمیان برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 06:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت

 

تشنه ام تشنه ز پا تا سر من می سوزد

کار زهر است که بال و پر من می سوزد

بس که در سینه ی خود شعله ی ماتم دارم

از دم و بازدمم بستر من می سوزد

باز هم روی لبم قصه ی مادر گل کرد

باز هم در نظرم مادر من می سوزد

بر لبم روضه ی «لایوم کیوم العاشور»

عالم از زمزمه ی آخر من می سوزد

چشم وا کردم و دیدم که به صحرای غمی

خیمه هایی است که دور و بر من می سوزد

دختری می دود و روی لبش این آواست:

عمه دریاب مرا معجر من می سوزد

حجله ای زیر سم اسب بنا شد دیدم

با تن له شده نیلوفر من می سوزد

در سراشیبی گودال در آغوش حسین

تن بی دست گل پرپر من می سوزد

آخرین زمزمه از تشنه ی گودال آمد:

قطره ای آب -خدا- حنجر من می سوزد

آن طرف غارت پیراهن و خُود و نعلین

این طرف لطمه زنان خواهر من می سوزد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 02:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


یاسی به رنگ سبز ز گلخانه می رود

 یا رب خدای درد ز کاشانه می رود

 پیچیده بین چــادر خاکی مادرش

 بر دست ها، غریبه ای از خانه میرود

 اینجا هـــــزار تیـــر به تشییع آمده

 تا کـَس نگوید از چه غریبانه می رود

 خون می چکد به دوش اباالفضل از کفن

 گویی دوباره فاطمه بر شانه می رود

 فریاد خواهری پی تابوت می رسد

 مادر ندارد این که غریبانه می رود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

ابری شدم به نیت باران شدن فقط

مور آمدم برای سلیمان شدن فقط

باید ز گوشه چشم تو کاری بزرگ خواست

چیزی شبیه حضرت سلمان شدن فقط

باید به شیعه بودن خود افتخار کرد

راضی نمی شوم به مسلمان شدن فقط

دنیای دیگری ست اسیری و بردگی

آن هم به دام زلف کریمان شدن فقط

لا یمکن الفرار ز تیر نگاه تو

چاره رسیدن است و قربان شدن فقط

در خانه ی کریم کفایت نمی کند

یک لقمه نان گرفتن و مهمان شدن فقط

این لطف فاطمه است و عشق است تا ابد

سرمست از نوای حسن جان شدن فقط

فکری برای پر زدن بال من کنید

من را اسیر زلف امام حسن کنید

آقا شنیده ام جگرت شعله ور شده

بی کس شدی و ناله ی تو بی اثر شده

پیش حسین سرفه نکن آه کم بکش

خون لخته های روی لبت بیشتر شده

یک چشم خواهرت به تو یک چشم به تشت

تشت مقابلت پر خون جگر شده

ای وای از مصیبت تابوت و دفن تو

وای از هجوم تیر و تن و چشم تر شده

می گفت با حسین اباالفضل وقت دفن

این تیرها برای تنش دردسر شده

موی سپید و کوچه و تابوت و زهر و تیر

دوران غربت حسن این گونه سر شده

یک کوچه بود موی حسن را سپید کرد

یک اتفاق بود که او را شهید کرد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 08:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

چکید اشک دو چشمم به روی عکس بقیع

دوباره حال و هوای زیارتی دارم

به این گدای شکسته هنوز امیدی هست

دلم خوش است شه با کرامتی دارم

 

فرشته های خدا نوحه خوان این غربت

به گوش می رسد امشب صدای مادر تو

برای حُسن ختام دو ماه سینه زنی

نشسته حضرت جبریل پای بستر تو

 

برای عرض عیادت رسیده ام آقا

سلام حضرت آقای با کرامت ها

تو از تصور من هم شکسته تر هستی

چه ساده می شکند در مدینه حُرمت ها

 

سلام لنگر هفت آسمان٬ امام خدا

پس از علی تو بر این شهر سرد تابیدی

چهل بهار پس از کوچه زندگی کردی

تو داغ مادر قامت خمیده را دیدی

 

تو طفل بودی و حتی گمان نمی کردی

میان کوچه کسی هتک حرمتی بکند

به مادری که خداوند کوثرش خوانده

کسی لگد بزند یا جسارتی بکند

 

به قصد خانه از این کوچه ها گذر کردید

ولی چه حیف که مادر به مقصدت نرسید

چو دست های بزرگش به قصد سیلی رفت

"پریدی از سر جایت ولی قدت نرسید"

 

ز روی پوشیه زد تازه این چنین شده است

چه خوب شد که تو آن جا مراقبش بودی

چو برق از سر مادر پرید و می افتاد

چه خوب مثل عصایی مراقبش بودی

   

هنوز لحظه ی رفتن میان کوچه ی تنگ

تو با تمام تصاویر دردسر داری

نگاه کردم و دیدم نوشته یا زهرا

به روی لخته ی خونی که از جگر داری

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای مخلص آبادی برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

حرف ناگفته چشمان ترش بسیار است

اشک او راوی یک عمر غم و آزار است

روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است

قلب او زخمی از ضرب در و دیوار است

داغ هایی که کشیده است همه معروف است

پس ببخشید اگر روضه من مکشوف است

 

در نماز شب و هنگام دعا می گرید

صبح با گریه او باد صبا می گرید

یاد آن کوچه و بی چون و چرا می گرید

بعد چل سال به یادش همه جا می گرید

قصد این بار من از شعر که آقا بوده

قسمت انگار کمی روضه زهرا بوده

 

زهر در تن، نه که از غم جگرش می سوزد

یاد مادر که بیفتد به سرش می سوزد

غرق آتش در و پروانه پرش می سوزد

از همان روز حسن با پدرش می سوزد

کودکی بود ولی رنج پدر پیرش کرد

غم مادر دگر از زندگی اش سیرش کرد

 

نه فقط زخم زبان از همه مردم بوده

زهر در بین غم و غربت او کم بوده

قاتلش آتش و آن خانه و هیزم بوده

دست سنگین همان کافر دوم بوده

ابتدا چادر مشکی حرم سوخته بود

بعد هم تیر کفن را به بدن دوخته بود

 

داشت آن روز به لب روضه ای از سر می خواند

قصهٔ درد و غم و غربت حیدر می خواند

داشت از سوز جگر روضهٔ مادر می خواند

بعد هم روضهٔ جانسوز برادر می خواند

چشمش افتاد به چشمان برادر، با آه

گفت لا یوم کیومک به ابا عبدالله

 

«دل من دست خودش نیست اگر می شکند»

قصه کرببلای تو کمر می شکند

دل زینب هم از آن رنج سفر می شکند

بر سر دیدن تو شام چه سر می شکند

صوت قرآن تو در شام شنیدن دارد

چوب دست از لب و دندانت اگر بردارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

خدا نوشته مرا تا که سینه زن بشوم

همیشه مست گل یاس و یاسمن بشوم

خدا نوشته مرا موقع گرفتاری

همیشه دست به دامان پنج تن بشوم

خدا نوشته میان کتاب حاجاتم

که زائر حرم شاه بی کفن بشوم

خدا نوشته مرا جای جنت الاعلی

در این حسینیه مشغول مِی زدن بشوم

خدا نوشته از اول به روی سر بندم

فدای راه امام غریب، من بشوم

تمام هستی خود را به دوست دادم که

گدای هر شبه ی سفره حسن بشوم

برای غربت او نیتم فقط این است

به گریه هر شبه مشغول سوختن بشوم

غریبیِ حسن از آن مزار معلوم است

ز باغ تشت ببین لاله زار معلوم است

کسی که ثانیه هایش به سوی غم می رفت

به سمت پیری سختی به هر قدم می رفت

برای این که نبیند فضای آن کوچه

به چشم بسته از این خانه تا حرم می رفت

اگر چه کوچه میان بُر به سمت مسجد بود

ولی ز کوچه ی دیگر به قد خم می رفت

زره چرا به تنش در مسیر مسجد بود

کسی که از سر و دستش فقط کرم می رفت

شبی که نیت عزم سفر به جنت کرد

صفا ز خانه اهل مدینه هم می رفت

هزار کرب و بلا غصه و بلا دیده

کسی که مادر خود زیر دست و پا دیده


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 07:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مناجات(بحر طویل)

 

الا قبله عالم

تمام کس و کارم

الا نور دل حضرت خاتم

الا توبه ی آدم

الا سید نوح و نبی و عیسی و مریم

الا ای صفرت موجب سُکنای محرم

الا حضرت دلبر که دلم را تو ربودی

الا حضرت ساقی که مرا مست نمودی

جهان خیمه لطفست و تو بر خیمه عمودی

تو آن حضرت لطف و کَرَم و رافت و جودی

که بر خیل گدایان درت راه گشودی

از آن روز

از آن حالت مرموز

که با آن دل پر سوز

که تنها

میان غم دنیا

دل خسته ی من بود و تو بودی

به روی دلم آغوش گشودی

شد از فیض تو غوغا

ز چشمان تو دیدم

فتحاً لک فتحاً و مبینا

به نام تو گشودم لب و دیدم که چه ها شد

چه شوری به دل زار به پا شد

نوایی

صدایی

ز حلقوم خدایی

مرا سوی خودش خواند

دلم ماند

تپش دار

شده مست ز شوق نگه یار

چه حالیست ورا لحظه ی دیدار 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 07:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح و مرثیه


خدا به طالع تان مُهر پادشاهی زد

به سینه ی احدی دست رد نخواهی زد

در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی

تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی

گدا ز كوی تو هرگز نرفته ناراضی

عزیز فاطمه! از بس كه دست و دل بازی

مدینه شاهد حرفم: فقیر سرگشته

همیشه دست پر از محضر تو برگشته

به لطف خنده تان شام غم سحر گردد

نشد كه سائل تان نا امید برگردد

خدا به شهد لبت مزه ی رطب داده

كریم آل محمد تو را لقب داده

تبسم نمكینت چقدر شیرین است

دوای درد یتیم و فقیر و مسكین است

خوشا به حال گدایی كه چون شما دارد

در این حرم چقدر او برو بیا دارد

به هر مسافر بی سر پناه جا دادی

به دست عاطفه حتی به سگ غذا دادی

گره گشایی ات از كار خَلق، ارث علی است

مقام اولی جود و بخششت ازلی است

به حج خانه ی دلبر چه ساده می رفتی

همه سواره ولی تو، پیاده می رفتی

شما ز بس كه كریم و گره گشا بودی

دل كویر به فكر پیاده ها بودی  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


داغی نهفته است در این قلب پاره ام

همچون حباب منتظر یک اشاره ام

عمریست لحظۀ گذر از کوچه هایِ تنگ

آن صحنه غرور شکن در نظاره ام

گفتم به زهر: خوب اثر کن بر این جگر

در دست های توست فقط راه چاره ام

در ظلمت همیشۀ شب های کوچه ها

در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام

چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا

امّا به سینه است تمامِ شراره ام

اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی

راویِ این حقیقت پر استعاره ام

یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم

بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم

×××

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

دیری ست زمین به سوی دیگر رفته ست

از دایره ی مدار خود در رفته ست

با دیدن قبر خاکی اش فهمیدم

مظلومیت حسن به مادر رفته ست

×××

همسایه صبرِ خواهرش بود حسن

دنباله ی زخمِ مادرش بود حسن

یک کوزه پر از سم... دم افطار... خدا 

لب تشنه تر از برادرش بود حسن

****

محدوده ی غم های تو نامعلوم است

ما هر چه سروده ایم نامفهوم است

یک قافیه تنها به دلم می چسبد

آن قافیه هم مثل خودت مظلوم است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

یا امام حسن (ع)-شهادت

 

عطایت قبل از اظهار نیاز است

گدایی از تو بی حد و اجازه است

غریبی، بی کسی، بیچارگی، درد

همه در بارگاهت امتیاز است

دری را بسته اند این خوش خیالان

نمی بینند سقفی را که باز است

نگاهم را بخوان، بی واژه، بی حرف

بقیه کار شاعر نیست، راز است

...

چرا این ها کمان و تیر دارند؟

به من گفتند تشییع جنازه است...




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت (دو دمه)

 

کار ما گریه کنان روز جزا با حسن است

صاحب ما حسن است

رجز ما به صف حشر فقط یا حسن است

صاحب ما حسن است

ما حسینی شده از روح قیام حسنیم

ما غلام حسنیم

ما مسلمان شده دست امام حسنیم

ما غلام حسنیم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

گل کرده در زمین، کرم آسمانی ات

آغوش باز می رسد از مهربانی ات

حالا بیا و سفره مینداز سفره دار

حالت خراب می شود و ناتوانی ات

دارد مرا شبیه خودت پیر می کند

جان برده از تمام تنم نیمه جانی ات

یوسف ترین سلاله ی تنهاتر از همه

سبزی رسیده تا به لب ارغوانی ات

این گرد پیری از اثر خاک کوچه است

بر موی تو نشسته ز فصل جوانی ات

باید که گفت هیئت سیّار مادری

خرج عزا شدی و خدای تو بانی ات

زهر از حرارت جگرت آب می شود

می گرید از شرار غم ناگهانی ات

زینب به پای تشت تو از دست می رود

رو می شود جراحت زخم نهانی ات

آقای زهر خورده چرا تیر می خوری؟

چیزی نمانده از بدن استخوانی ات




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

همدم یار شدن دیده تر می خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت

بشنود هر که ز معشوق خبر می خواهد

هر که عاشق شده خاکستر او بر باد است

عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش

پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد

در ره عشق طلا کردن هر خاک سیاه

فقط از گوشه چشم تو نظر می خواهد

ظرف آلودهٔ ما در خور صهبای تو نیست

این ترک خورده سبو رنگ دگر می خواهد

زدن سکه سلطانی عالم تنها

یک سحر از سر کوی تو گذر می خواهد

تا زمانی که خدایی خدا پا بر جاست

پرچم حُسن حَسن در همه عالم بالاست

در کرم خانه حق سفره به نام حسن است

عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه مادری است

ور نه در زاویهٔ عرش مقام حسن است

بس که آقاست به دنبال گدا می گردد

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

دست ما نیست اگر سینه زن اربابیم

این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هر که خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید

غربت از روز ازل باده جام حسن است

حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین

هر حسینیه که بر پاست خیام حسن است

او چهل سال بلا دید بماند اسلام

صبر شیرازهٔ اصلی قیام حسن است

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم

هر چه داریم ز تو یار قدیمی داریم  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مناجات

 

دل را هماره حال و هوای بقیع توست

انگار پشت پنجره‌های بقیع توست

دور بقیع تو ز چه دیوار می‌کشند

ملک وجود، صحن و سرای بقیع توست

شیعه نفس که می‌کشد از عمق جان خود

گویی نسیم روح‌فزای بقیع توست

بر پادشاهی دو جهان ناز می‌کند

آن دل‌شکسته‌ای که گدای بقیع توست

غم نیست گر بنای مزارت خراب شد

در هر دل شکسته بنای بقیع توست

در مروه و صفا همه گفتیم یا حسن

ما را اگر صفاست صفای بقیع توست

ما کیستیم تا به حریم تو رو نهیم

جبریل، سرشکستۀ پای بقیع توست

یک خشت از مزار تو را هم نمی‌دهیم

صد باغ خلد کم به جزای بقیع توست

اذن دخول تربت تو نام فاطمه است

آوای یا حسین، دعای بقیع توست

بردار سر ز خاک و بگو قبر فاطمه

ای خفته در بقیع، کجای بقیع توست؟

هر شب کبوتر دل ما زائر شماست

هر جا رویم حال و هوای بقیع توست

گردون کتاب صبر تو را بوسه می‌زند

«میثم» ز دور قبر تو را بوسه می‌زند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

ای که چون چشمت، ستاره چشم گریانی نداشت

باغ چون تو غنچۀ سر در گریبانی نداشت

آسمان چشم تو از ابر غم لبریز بود

غیر اشک و خون دل، این ابر بارانی نداشت

سینۀ تو، میزبان داغ و درد و رنج بود

این مصیب خانه کم دیدم که مهمانی نداشت

تو همان سردار تنهائی که در قحط  وفا

غم به غیر از سینۀ تو بیت الحزانی نداشت

نی، ز تو آموخت پنهان کردن غم را به دل

گر نمی آموخت از تو، نی نیستانی نداشت

صبر تو شد چلچراغ نهضت سرخ حسین

هیچ کس مانند تو عمر درخشانی نداشت

بعد چندین سال رنج و خوردن خون جگر

زهر پایان داد بر آن غم که پایانی نداشت

تیرهای کینه وقتی بر تن پاکت نشست

چون حسینت هیچ کس حال پریشانی نداشت

روی بال قدسیان تا گلشن فردوس رفت

عاقبت سامان گرفت آن دل که سامانی نداشت 

لاله ها همچون «وفائی» گریه کردند از غمت

غنچه ای در باغ هستی لعل خندانی نداشت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

هر نگاهت شکیب می بارد

چشم هایت خلاصه‌ی صبر است

همه‌ی عمر پر تلاطم تو

لحظه لحظه حماسه‌ی صبر است

 

نقش انگشترت حکایت داشت*

عزّتت را کسی نمی فهمد

چه غمی جانگدازتر از این

ساحتت را کسی نمی فهمد

 

چشم بارانی ات پریشان از

ظلمت سرد این کویر شده

چقدر این قبیله بی دردند

چشم هایت چقدر پیر شده

 

باز از آسمان روشن عشق

ماجرای هبوط معنا شد

صلح و ... تنهائی ات رقم می خورد

غربت این سکوت معنا شد

 

نور حق را چه زود می پوشاند

سایه های کبود بد عهدی

که به چشمان روشنت آقا

می رود باز دود بد عهدی

   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 09:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت

 

خوابید جمل تا تب طوفان تو آمد

تا رخشش شمشیر سر افشان تو آمد

خیبر شکنی در رگ و در خون شماهاست

بی باکی حیدر همه در جان تو آمد

آن قدر به زیر ضرباتت سر و تن ریخت

تا فتنهٔ خون دست به دامان تو آمد

شمشیر بزن تا که بدانند ابالفضل

از جذر و مد آتش میدان تو آمد

ما لب به لب از کفر کویری شده بودیم

تا این که نظر کردی و باران تو آمد

معنای مسلمان شدنم طرز نگاهت

توحید من از کوثر چشمان تو آمد

بر پای کریم چه کسی سر بگذاریم

ما غیر نگاه تو پناهی که نداریم

آباد شد آن جا که شما پا بگذاری

صد پنجرهٔ رو به خدا جا بگذاری

در شهر ری چشم من از نسل کریمت

یک سید عالی نسبی را بگذاری

تا مملکت از آبرویش امن بماند

در ساحلش آرامش دریا بگذاری

در کام پسر بچه خود جام عسل را

تا روز دهم روز مبادا بگذاری

لا یوم کیومک همه ی درد تو بوده

تو سر به حسینیه غم ها بگذاری

انگار تویی در دل گودال که بازو

در تاب و تب و تیغ در آن جا بگذاری

محبوب ترین داغ نصیب تو حسین است

غم نامه ی چشمان غریب تو حسین است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 08:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

پر زد نشست کفتر شعرم به بام تو

وقتی رسید قافیه هایم به نام تو

جا خورده است شعر و غزل از مقام تو

 ارباب دومی و دو عالم غلام تو

اول امام زاده ی عالم حسن سلام

راه نجات عالم و آدم حسن سلام

ابن السحاب و زاده ی دریا چه گوهری!

خورشید هستی و کرمت ذره پروری

از درک شعر و مرثیه ها هم فراتری!

ارباب اگر تویی چه کنم غیر نوکری؟

بی دفتر و حساب، کریمانه می دهی

ساده، بدون قصر و کرمخانه می دهی

دستان بخشش و کرمت سبز یا حسن

 صاحب لوایی و علمت سبز یا حسن

زهرا نژادی و قدمت سبز یا حسن

یک روز  می شود حرمت سبز یا حسن ...

روزی که منتقم برسد از دعای تو

یک گنبد قشنگ بسازد برای تو

تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم

این هم جزای آن همه آقایی و کرم

وقتی به بال دل به بقیع تو می پرم

دنیا خراب می شود انگار بر سرم ...

«حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند»

منسوب بر تواند و چنین محترم شدند!


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)- مدح و شهادت


شجر وحی را ثمر حسن است

به نبی دومین پسر حسن است

 میوۀ قلب حضرت زهرا

 جانِ جان پیامبر حسن است

 پای‌ تا سر محمد است و علی

 هستی مادر و پدر حسن است

 کوچه‌های مدینه می‌گویند

 از برادر غریب‌تر حسن است

 آن که در سن کودکی او را

 پاره در کوچه شد جگر حسن است

 آن چه در بین کوچه دید و گریست

 چشم پاک حسین هم نگریست

جز خداوند حی دادگرش

 کس نداند چه آمده به سرش

 بسکه زخم زبان زدند او را

 زهر ناخورده بود خون جگرش

 آن ستمگر که مادرش را زد

 باز دشنام داد بر پدرش

 سال‌ها از جفای دشمن و دوست

 خون روان بود از دو چشمِ ترش

 از شب دفن مادرش زهرا

 همه دیدند ریخت بال و پرش

 قاتـل آن ولـیّ سبحــانی

 قنفذ است و مغیره و ثانی


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)- شهادت

 

حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند

رد دو دست ابالفضل روی آب بماند

حسن شدی که سوال غریب کیست در عالم

میان کوچه و گودال بی جواب بماند

حسین نیز غریب است اگر شبیه برادر

ولی بناست بقیع حسن خراب بماند

کمی ز غصه ی تو رخنه کرده است به بیرون

تفاوت زن چون "جعده" و "رباب" بماند

به احترام حسینِ سه روز مانده به گودال

بناست زائر تو زیر آفتاب بماند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

پسر فاطمه ام غصه بود بنیادم

سند غربت من این حرم آبادم

خاک فرش حرم و گنبد من تکهٔ سنگ

صحن من پر شده از غربت مادر زادم

عزت عالمیان بسته به یک موی من است

کی مذلِّ عربم؟ کشته این بیدادم

شاه بی لشگرم و غربت من تا به کجاست...

زهر با سوز تمام آمده بر امدادم

هر چه خوردم ز خودی خوردم و از زخم زبان

تا که جدم ز جنان کرد ز غم آزادم*

هر زمین خورده مرا یاری خود می خواند

چون که در یاری افتاده ز پا استادم

هر دم از کوچه گذشتم بدنم درد گرفت

سجده بر خاک به مظلومه سلامی دادم

گر چه شد حائل ضربه سه حجاب صورت

خون دیوار در آورده چنان فریادم

یک تنه جمع نمودم بدنش از کوچه

صحنه بردن مادر نرود از یادم

عایشه تیر به تابوت زد و خنده کنان

گفت از داغ دل فاطمه دیگر شادم

×××

*اشاره به ماجرای جابر که وقتی به امام حسن(ع) شکوه کرد، حضرت پا به زمین کوبیدند و از آسمان پیامبر مکرم اسلام و امیر المومنین (ع)پایین آمده و فرمودند : جابر تو نیز بر حسن زخم زبان می زنی و به کار امام خویش ایراد می گیری!




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

با نیت نگاه تو آغاز می کنم

احساس خویش را به تو ابراز می کنم

شوقی درون سینه من جا گرفته است

حسی غریب در دل من پا گرفته است

حسی میان غربت و شادی و شوق و غم

حسی که گاه می چکد از چشم در حرم

ماه مبارک رمضان روی ماه توست

باید سرود شعر که مضمون نگاه توست

من زائر نگاه توام از دیار دور

آن ذره ام که آمده تا پیشگاه نور

در نام تو چه حس غریبی نهفته است

در نام تو چه خاطره ها می شود مرور

آقا غریب هستی و وقت سرودنت

حسی غریب در دل من می کند ظهور

من هم غریب مثل تو یا ایها الغریب

من کی صبور مثل تو یا ایها الصبور

با تو چقدر ماهیتم فرق می کند

مانند ایستادن شب در حضور نور  


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت


این که از زهر جفا جای به بستر دارد

طشتی از خون دل خویش برابر دارد

چشم هایش به در و منتظر آمدنی ست

زیر لب زمزمهٔ مادر مادر دارد

جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست

داغ ارثی ست که در سینه مکرر دارد

زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر

یادگاری ست که از کینه همسر درد

پیش چشمش که توانسته به روی منبر

 رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟!

لحظه های سفرش در بغلش می گیرد

چادری را که بوی یاس معطر دارد

آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ

مادرش روی زمین لاله پرپر دارد

گفت با گریه حسین جان... تو دگر گریه مکن

که حسن می رود و سایهٔ خواهر دارد

آه... لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟

جسم صد چاک تو از روی زمین بر دارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح و شهادت

 

ای علوی ذات و خدائی صفات

صدرنشین همه کائنات

سید سالار شباب بهشت           

دست قضا و قلم سرنوشت

زادهٔ طوبی و بهشت برین

نور خدا در ظلمات زمین

نور دل و دیدهٔ ختمی مأب

 سایهٔ از پرتو نور خدا

علت غائی همهٔ ممکنات

عمر ابد داد به آب حیات

پاک ترین گوهر نسل بشر

از همه خوبان جهان خوبتر

جد تو پیغمبر نوع بشر

جن و ملک بر قدمش سوده سر

آینهٔ پاک که نور خدا

تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سر سلسله اولیاست

چشم پر از نور خدا مرتضی است

مادر تو دخت پیمبر بود

آیه ای از سوره کوثر بود


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وفات پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام مجتبی(ع)-وداع با محرم و صفر


گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه

تاریک تر ز عرصهٔ تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین

اشک عزا به دیدهٔ زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر

دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات

آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر

اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی

چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریهٔ زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن....

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

از بهر قبض روح شریف پیامبر

از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب

بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر

با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه

در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر

یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش

محو نگاه آخر خود بود بر پدر

اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی

روی حسین بر روی قلب پیامبر

دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار

بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر

زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن

از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر

هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه

گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه


ادامه این شعر

موضوع: وداع با محرم و صفر،  شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 9 ::      ...   4   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو