تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام حسن(ع)

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

الا ای آب، مهر مادر من

چرا افروختی پا تا سر من

اگر رفع عطش از من نکردی

چرا آتش زدی بر پیکر من

الا ای آب، آب زهرآلود

که بگرفت از تو پایان دفتر من

منم آن باغبان و خون دل ها

بود باغ گل نیلوفر من

من و طشتی پر از خون جگر کاش

نبیند حال من را خواهر من

زبان شکوه نگشایم که این امر

بود تقدیر من از داور من

اگر بستی کتاب عمر من باز

زدی چتر شهادت بر سر من

تو را ای آب با آتش در آمیخت

شرار کینه های همسر من

الا ای آب از دستی چکیدی

که سیلی زد به روی مادر من

اگر گریم از این گریم که سوزد

ز داغم قاسم آن یاس تَر من

حسینم ای کمال آرزویم

حسینم ای تمام باور من

برادر ای که در گفت و شنود است

نگاهت با نگاه آخر من

به دستت می سپارم قاسمم را

که باشد منظر او منظر من

برای کربلایت کن حفاظت

به جان اکبرت از اکبر من

"مؤید" را مقدر کن که باشد

گهی در پیش تو گه در بر من




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/26 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

آتشی شعله ور ز آه من است

كه شرارش به جان مرد و زن است

چشم، سوی مدینه، دل به بقیع

با حسن لحظه لحظه هم سخن است

تربت بی چراغ او هر شب

شمع جان و چراغ قلب من است

شعله با ناله ، شمع محفل دل

گوهر اشك ، نُقل انجمن است

صفر است و دم حسینیون

همه جا ناله ی حسن حسن است

گریه ی ماهیان دریایی

در عزایش بود تماشایی

دلم امشب بهانه می گیرد

شعله از آن زبانه می گیرد

تیر آه از كمان ناله مدام

جگرم را نشانه می گیرد

گویی امشب كبوتری ز بقیع

در دلم آشیانه می گیرد

گل زخم دل امام حسن

در وجودم جوانه می گیرد

غصّه قصد دل مرا كرده

غم به كف تازیانه می گیرد

امشب از سوز سینه می گریم

بر غریب مدینه می گریم  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/26 | 11:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

پنجاه و هشت روز فقط صبر کرده ام

تا بهترین می علوی گردد این عنب

پنجاه و هشت روز به نخل وجود خود

آب از سرشک دادم و بر داد یک رطب

پنجاه و هشت روز فقط گفته ام حسین

تا  امشب از دلم حسن آید به روی لب

پنجاه و هشت روز به یا زینبم  گذشت

یک شب به یاحسن شده مثل هزار شب

پنجاه و هشت روز دلم صحن کربلا

امشب میان خاک بقیعم به تاب و تب

پنجاه و هشت روز بلای حسین و دل

حبّ حسن بلا و دلم غرق  مستحب

صلح حسن قیامت صد کربلا کند

زهرا برای گریه کنانش دعا کند

×××

از وبلاگ فریاد العطش




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/25 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

خدا کند که دروغی بزرگ باشد این

من اعتماد ندارم به حرف طالع بین

نشسته اند کمان های بیوه آماده

گرفته اند کمین تیرهای چله نشین

دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء

دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین

و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد

و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین

و این هم از برکات حضور یک زن بود

زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین

جنازه نیست، نمرده است، زنده است، چرا؟

برای این که امام است و بس، برای همین

برای این که نفس می کشد بدون هوا

برای این که قدم می زند بدون زمین

چقدر جای رطب ها و جای او خالی ست؟

کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین

به عزت و شرف لا اله الا الله

به خیر ختم نشد این مراسم تدفین

عزیز کرده ی یعقوب، غارت گرگ است

قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/25 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت

 

ای تو با قلبم صمیمی یا حسن

تو کریم بن کریمی یا حسن

 داری از زهرا نشان یا مجتبی

 مهربانی دل رحیمی یا حسن

 

 صاحب رزقی و جودت بی کران

 ریزه خوار سفره ات هر انس و جان

 آن قدر بخشنده ای محبوب من

 بر سر خوان تو حاتم میهمان

 

 از می کوثر چو آبم می دهی

 بر خم زلفت چو تابم می دهی

 آن قدر خوبی که هر چه بد کنم

 با کریمی تو جوابم می دهی

 

 تا خدا پرداخت جسم و جان و تن

 پر نمودم از غم و رنج و محن

 روی قلبم از ازل حک کرد او

 هست این مخلوق مجنون الحسن

 

 بی کس شهر پیمبر یا حسن

 غربت تو هم چو حیدر یا حسن

 من چه گویم شرح دردت ای غریب

 ای عصای دست مادر یا حسن

 

 گریه کردن کار هر روز و شبت

 آمده از گریه ها جان بر لبت

 من نمی گویم که در کوچه چه شد

 آن قدر گویم کمان شد زینبت

 

 در میان کوچه دشمن راه بست

 حرمت صدیقه زهرا شکست

 آن قدر بر جسم و جانش لطمه زد

 بی تأمل مادرت از پا نشست

 

 خیره مانده چشم هایت سوی در

 داغ آن کوچه هنوزت بر جگر

 تا زمانی که به دنیا زیستی

دیگر از آن کوچه ننمودی گذر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)- امام حسن(ع)- فدك

 

 طفلی حسن كه شاهد رازی مگو شده

 رازی كه باعث غم و بغض گلو شده

 زانو بغل گرفته و خون گریه می كند

 از بعد ماجرای فدك زیرو رو  شده

 در خانه می نشیند و بیرون نمی رود

 در كوچه با چه حادثه ای روبرو شده؟

 آتشفشان غیرت او شعله می كشد

 شاید كسی مزاحم ناموس او شده؟

 حس می كنم كه باز زمین خورده مادرم

 دیدم كه چادرش دو سه جایش رفو شده




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/02/17 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

زینب بیاور آخرین رخت کفن را

تا که کفن پوشم تن سبز حسن را

خالى است جاى مادرم تا که ببوسد

لبهاى سرخ یوسف گل پیرهن را

حیدر بیا فتنه دوباره پا گرفته

بیرون کن از شهر مدینه بیوه زن را

قبل از سفر تا کربلا غارت نمودند

با تیرهاى پر ز کینه هستِ من را

عباس را گویید تا بیرون بیارد

آن تیرها که دوخته تابوت و تن را

بیرون کشیدم تیر از پهلویش اى واى

کردم زیارت گوییا امّ الحسن را

پیراهن خود را ز خون او بشویید

حرفى از این تشییع با زینب نگویید




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

بیچاره دستى که گداى مجتبى نیست

یا آن سرى که خاک پاى مجتبى نیست

بر گریه‏ى زهرا قسم مدیون زهراست

چشمى که گریان عزاى مجتبى نیست

وقتى سکوتش این همه محشر به پا کرد

دیگر نیازى به صداى مجتبى نیست

در کربلا هر چند با دقت بگردى

چیزى بجز عشق  و صفاى مجتبى نیست

کرب و بلا با آن همه داغ مصیبت

همپایه درد و بلاى مجتبی نیست

طورى تمام هستى‏اش وقف حسین شد

انگار قاسم هم براى مجتبى نیست

او جاى خود دارد در این دنیا مجالِ

رزم آورى بچه‏هاى مجتبى نیست

یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم

ما خاک پای خاک پایِ مجتبائیم 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 01:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

یک طرف با ناسزا گفتن خطابم می کنند

با ملامت یک طرف یاران عذابم می کنند

یک طرف نادوستان زخم زبانم می زنند

دشمنان با نیش خند خود کبابم می کنند

یک طرف قوم خوارج با کلامی همچو شمع

این چنین در کوچه و بازار آبم می کنند

جای اینکه یا معز المؤمنین نامم دهند

یا مذل المؤمنین دائم خطابم می کنند

صلح شد جرمم ببین جایی رسیده کارشان

مشرکی از مشرکان دین حسابم می کنند

در مساجد سالها این واعظان خود فروش

هدیه می گیرند و بد گویی ز بابم می کنند

صاحب بیت النبیم ای مسلمانان چه سود

می روم داخل شوم اما جوابم می کنند          




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 11:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-حضرت زهرا(س)-شهادت

 

نمی خواهم بگویم آنچه بین کوچه ها دیدم

مکن اصرار ای زینب بدانی آنچه را دیدم

به بند غم گرفتار و اسیرم تا دم مرگم

که بند ریسمان بر گردن شیر خدا دیدم

خدا داند که آن سیلی شروع دردهایم شد

به یک لحظه در آن کوچه دو صد کرب و بلا دیدم

از آن خنجر که بر پایم نشست هرگز نمی نالم

که من مسمار را در سینه خیر النساء دیدم

شرار طعنه و زخم زبان از زهر بد تر بود

چه گویم من چه از دوستان بی وفا دیدم

در این غربت شبیه جد خود خیر البشر هستم

که از ملعونه ای همسر نما جور و جفا دیدم    




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 11:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

من جگر پاره زهرایم و پاره جگرم

همه را یارم و خود از همه مظلوم‌ترم

خانـه‌ام قتلگـه و یـار ستمگر قاتل

سوخته از شرر زهر، ز پا تا به سرم

عمر من بود محرّم، همه روز و همه شب

قاتل از زهر جفا کشت به ماه صفرم

لب فرو بستم و دیدم که اهانت می‌کرد

قاتـل مـادر مظلومه مـن بـر پدرم

با وجودی که خزان کُشت بهارانم را

طشت شد باغ گل و لاله ز خون جگرم

من که طاووس بهشتم به چه جرم و گنهی

سوختـه از شـرر دوزخیان بال و پرم؟

قسمتم بود به مسجد که ز طفلی هر روز

قاتـل مـادر خـود را سـر منبـر نگـرم

تا در آن کوچه رخ یاس نبی گشت کبود

تیره شد صورت خورشید به پیش نظرم

مضطرب بـودم و لرزیدم و حیـران بودم

که چسان مادر خود را به سوی خانه برم

در همان لحظه که شد مادر من نقش زمین

مـن نگـه کـردم و او گفت خدایـا پسرم

«میثم» از آه تو گر سوخت جهان، نیست عجب

از شـرار جگـر و سـوز دلـت بـا خبـرم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت

 

وقتی سکوت سبز تو تفسیر می شود

چون عطر عشق نام تو تکثیر می شود

در انعکاس ساده آن فصل التهاب

تنهایی ات هر آینه تفسیر می شود

طاقت گداز تر ز تب جنگ روبروست

صلحی که زیر سایه شمشیر می شود

تو مرد جنگ بودی و می دانم ای عزیز

سردار بی سپاه زمین گیر می شود !

صبر تو انتظار عطش سوز کربلاست

صبری که صبح حادثه تعبیر می شود

مسموم دست کینه شدی -وه- چه جانگداز

زینب زداغ آن دل خون پیر می شود

تو نور چشم فاطمه بودی برادرم

یک شهر در فراق تو دلگیر می شود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت


مهرت به کائنات برابر نمی شود

داغی ز ماتم تو فزون تر نمی شود

از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود

سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود

ظلمی که بر تو رفت ز بیداد اهل ظلم

بر صفحه خیال مصور نمی شود

تنها جنازه تو شد آماج تیر کین

یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

بی بهره از فروغ ولای تو یا حسن

مشمول این حدیث پیمبر نمی شود

فرمود دیده ای که کند گریه بر حسن

آن دیده کور وارد محشر نمی شود

دارم امید بوسه قبر تو در بقیع

اما چه می توان که میسر نمی شود

با این ستم که بر تو بر مدفنت رسید

ویران چرا بنای ستمگر نمی شود

آن را چه دوستی است مؤید که دیده اش

از خون دل ز داغ حسن تر نمی شود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

  

قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان

گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان

از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم شد

مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان

مادر که زمین خورد تن پاک تو لرزید

تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان

از طعنه و از زخم زبان های پیاپی

هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان

شد قلب تو مجروح تر از جسم برادر

کز او جگرت سوخته تر بود حسن جان

گر ماهِ حسین بن علی بود محرم

ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان

هر کس به تنش زخم رسد از دم شمشیر

زخم تو به تن نه به جگر بود حسن جان

در کوچه و در مسجد در خانه مغیره

پیوسته تو را پیش نظر بود حسن جان

در راه حسین بن علی چار فداییت

در کرب و بلا چار پسر بود حسن جان

میثم که سخن از دل سوزان تو می گفت

شعرش به دل شیعه شرر بود حسن جان




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی (ع)-شهادت

 

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین

علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین

تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم

می زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین

بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق

آبروی چشم ها، یا حسن و یا حسین

قبلة حاجات ما، اوج عبادات ما

روح مناجات ما، یا حسن و یا حسین

یکی بدون حرم، یکی بدون کفن

سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین

هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر

کشتة یک ماجرا، یا حسن و یا حسین

حسن امام حسین، حسین اسیر حسن

هردو به هم مبتلا، یا حسن و یا حسین

تاب و قرار زینب، ذکر فرار زینب

در وسط شعله ها، یا حسن و یا حسین




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع) و حضرت زهرا(س)- شهادت

 

چشم مهتاب به حال من بیدار گریست

باز از گریه ی من چشم شب تار گریست

باز از سینه ی خود آه كشیدم آرام

دل سنگ آب شد و آب شرربار گریست

پاره پاره جگرم از لب سرخم تا ریخت

جگر طشت بر این روضه ی دشوار گریست

قاتلم خنده به لب دارد و انداخت مرا

یاد روزی كه طبیب از غم بیمار گریست

یاد آن روز كه آتش نفسم بند آورد

یاد آن روز كه دل در غم دلدار گریست

یاد آن روز كه جای همه ی مردم شهر

یك یهودی به غریبی پدر زار گریست

چقدر سخت گذشته است به مردی كه بخاك

پیش چشم همه در خنده ی انظار گریست

دید آتش كه كسی نیست بگرید بر ما

شعله زد بر در و در سوخت و تبدار گریست

در آتش زده بود و گل یاس و مادر

آن چنان خورد به دیوار كه دیوار گریست

آه از آن روز كه دیدم كه به پای مادر

میخ بر سر زد و خون ریخت و خونبار گریست




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع) و امام حسین(ع)- شهادت

 

تشنه ام تشنه ز پا تا سر من می سوزد

كار زهر است كه بال و پر من می سوزد

بس كه در سینه ی خود شعله ی ماتم دارم

از دم و بازدمم بستر من می سوزد

باز هم روی لبم قصه ی مادر گل كرد

باز هم در نظرم مادر من می سوزد

بر لبم روضه ی «لایوم كیوم العاشور»

عالم از زمزمه ی آخر من می سوزد

چشم وا كردم و دیدم كه به صحرای غمی

خیمه هایی است كه دور و بر من می سوزد

دختری می دود و روی لبش این آواست:

عمه دریاب مرا معجر من می سوزد

حجله ای زیر سم اسب بنا شد دیدم

با تن له شده نیلوفر من می سوزد

در سراشیبی گودال در آغوش حسین

تن بی دست گل پرپر من می سوزد

آخرین زمزمه از تشنه ی گودال آمد:

قطره ای آب -خدا- حنجر من می سوزد

آن طرف غارت پیراهن و خُود و نعلین

این طرف لطمه زنان خواهر من می سوزد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 07:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)- شهادت

 

ای سراپا حَسَن امام حسن

ماه هر انجمن، امام حسن

هم به خانه قتیل همسر خویش

هم غریب وطن امام حسن

ملک هستی به یاد غربت تو

همه بیت‌الحزن امام حسن

گرید از بهر تو، چو ابر بهار

دیده ی مرد و زن امام حسن

جگر پاره‌پاره‌ات گوید

در عزایت سخن، امام حسن


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/13 | 07:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)- شهادت


قصه از ابتدای مدینه شروع شد

در بین كوچه های مدینه شروع شد

داغی دوباره بر جگر درد و غم زدند

آری دوباره حادثه ای را رقم زدند

غربت كه در حوالی یثرب مقیم بود

این بار نیز قسمت مردی كریم بود

مردی كه از اهالی شهر فریب ها

از آشنا ، غریبه و از نانجیب ها

انبوه درد و داغ و مصیبت به سینه داشت

یك عمر آه و ناله ز اهل مدینه داشت

گاهی شرر به بال و پر قاصدك زدند

گاهی میان كوچه به زخمش نمك زدند

هم سنگ دین ِ آینه بر سینه می زدند

هم سنگ كین به ساحت آئینه می زدند

نه داشتند طاقت اسلام ناب را

نه چشم دیدن پسر آفتاب را

خورشید را به ظلمت دنیا فروختند

حق را به چند سكه خدایا فروختند؟

بر احترام نان و نمك پا گذاشتند

مرد غریب را همه تنها گذاشتند 


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 11:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن (ع)-شهادت

 

شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من

آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من

این نه اشک است که بسته ره دیدار به من

دل من سوخته و ریزد ز دو چشم تر من

شیون ناله بلند است به غم خانه ما

یا حسن گوید بر سر بزند خواهر من

یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند

یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من

جگرم در دل تشت است و همه می بینند

که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من

کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید

بست در کوچه غم راه من و مادر من

مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک

از همان لحظه شکسته همه بال و پر من




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

سکوت، زهر شد و در گلوی مجنون ریخت

دل شکسته لیلا از این مصیبت سوخت

به یاد خاطره های کریم آل عبا

تمام خاطره هایم در اوج غربت سوخت

سکوت گفتم و یادم سکوت او آمد

و زهر گفتم و یادم زهر خوردن او

و تیر آه به قلبم نشست و کردم یاد

ز تیرهای کفن دوز بسته برتن او

وراثتی است بلا شک غریب ماندن ما

چرا که غربت شیعه ز غربت زهراست

و بر غریب مدینه سزاست گرییدن

که پای ثابت این روضه حضرت زهراست

همان کسی که غریبانه باز مسموم است

به دست همسر خود در میان خانه خویش

پرستویی است مهاجر ولی شکسته پر است

و زخم خورده فتاده کنار لانه خویش

کسی که سبزترین جامه را به تن دارد

نگفت علت سبزی پیکرش از چیست

و طشت داد شهادت غریب مطلق اوست

چرا که پاره جگر تر از او درعالم نیست

همان کسی که شنید به وقت کودکی اش

صدای یا ابتاه و شکستن در را

میان کوچه باریک بی شک این کودک

همان کسی است که برده به خانه مادر را

رسید دشمن بی شرم و سد راه نمود

و ابرهای سیه روی ماه پاره نشست

و با دو دست بزرگ و ضُمُخت و سنگینش

چنان به صورت او زد که گوشواره شکست

شکست آینه اش در هجوم سنگ ستم

خمید قامتش اما عبای مادر شد

و خورد خون دل و با کسی نگفت چه دید

آه جان به لب شد و آخر فدای مادر شد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی (ع)-شهادت

 

سایه ی دستی میان قاب چشمان ترش

چادر خاکی زهرا بالش زیر سرش

رنگ خون پاشیده بر آیینه ی احساس او

لکه های سرخ روی گوشوار مادرش

این دم آخر به یاد میخ در افتاده است

خانه را آتش زند با روضه ی پشت درش

لخته ها را پاک می کرد از لب خشکیده اش

زینب خونین جگر با گوشه های معجرش

برخلاف رسم سرخ کشتگان راه عشق

رفته رفته سبز تر می شد تمام پیکرش

با نظر بر اشک قاسم گفت:وای از کربلا

نامه ای را داد  با گریه به دست همسرش

روضه ی لایوم می خواند غریب اهلبیت

کربلایی ها چه گریانند  در دور و برش؟!

چشم امیدش به قد و قامت عباس بود

ایستاده با ادب ساقی کنار بسترش




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


زینب چو حال سخت حسن را نظاره کرد

دامان ز اشک و خون جگر پر ستاره کرد

آمد حسین و کرد چو از حال او سوال

آن جا که کوزه بود به آن سو اشاره کرد

گفتند درد خود ز چه درمان نمی کنی

فرمود مرگ را به چه بایست چاره کرد

می خواست روزه وا کند از آب کوزه لیک

یا رب چه آب بود که کار شراره کرد

پیدا بود که با جگر او چه کرده است

زهری که رخنه در جگر سنگ خاره کرد

دل رشحه رشحه داشت ز زخم زبان ولی

تزویر همسرش جگرش پاره پاره کرد

جعده به پاس مرحمت بی حساب او

در حق حضرتش ستم بی شماره کرد

باران تیر بر تن و تابوت او بریخت

تا آن زن سواره به مرکب اشاره کرد

در روضه ی بقیع چو شد دفن پیکرش

آن خاک پاک را همه دار الزیاره کرد

یا مجتبی به حال موید نگاه کن

کز چشم دل به قبر غریبت نظاره کرد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

دلشوره ی زهرا شده چشم تر کوچه

تو دیده ای آغاز و تا آخر کوچه

گفتند در این شهر که از سنگ کشیدند

نقاشی دیواری سر تا سر کوچه

دست تو به چادر ،نفسی که پر درد است

طوفان شد و بر هم زده بال و پر کوچه

افتاد زمین آینه ی شرم و نجابت

بر شانه ی تو زخم شد آن مادر کوچه

ای بغض گلوگیر نرو حوصله ای کن

بردار تو این زینتی و گوهر کوچه

باید که مزار تو غریبانه بماند

ای خاک نشین گل غم پرور کوچه

ای بی حرم شهر مدد بر تو بگریم

تا فاطمه خوشحال شود بر تو بگریم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح

 

در بندگی خدا امیر است حسن

در غربت خویش بی نظیر است حسن

تنهاست میان لشگر خود یعنی

در دست منافقین اسیر است حسن




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت


چون زهر کین شراره به جان حسن گرفت

زهرا به خلد گوشه بیت الحزن گرفت

زهری که بهر قتل سلیمان ملک دین

آن اهرمن ز خسرو ملک ختن گرفت

بر کام آن عزیز خدا از جفا بریخت

آتش به جان آن خلف بوالحسن گرفت

زان آب آتشین که دل مجتبی بسوخت

سیل سرشگ دیده هر مرد و زن گرفت

لعلی که بود هم چو عقیق یمانیش

از سوز زهر رنگ گل یاسمن گرفت

آوخ که زینبش به دو صد آه دردناک

طشتی برابر حسنش از محن گرفت

آمد حسین بر سر بالین آن جناب

بر دامن از وفا سر آن ممتحن گرفت

اشگ غم از دو دیده ببارید بر عذار

در حالتی که خون دلش از لبن گرفت

آمد خروش و احسنا هر زمان ز عرش

پیک عزا به کون و مکان انجمن گرفت

وا حسرتا که گرد یتیمی ز جور خصم

چهر منیر قاسم گل پیرهن گرفت

آن طایر بهشتی از این خاکدان گذشت

اندر فراز شاخه طوبی وطن گرفت

آه از دمی که از ستم قوم بد شعار

تیر از کمان گذشته و جا بر کفن گرفت

آن صورتی که شمس و قمر منفعل نمود

خاکش ببر کشیده و بر خویشتن گرفت

زین ماتمی که قلب حسین شد جریح دار

 کلک صفا شکست و عنان سخن گرفت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

دلم گدای حسن مجتباست

که آشنای حسن مجتباست

گدایی از بارگه این کریم

امر خدای حسن مجتباست

مقیم بیت فاطمه شد کسی

که خاک پای حسن مجتباست

آنچه گرفته وسعتش کل شی

لطف و دعای حسن مجتباست

گرمی آرامش بیت علی

ناز صدای حسن مجتباست

سگ به سر سفره او رزق داشت

این ز وفای حسن مجتباست

هر که شده سینه زن کربلا

حُسن دعای حسن مجتباست

جایزه ی گریه برای حسین

گریه برای حسن مجتباست

ز فاطمیه گفتن و فاطمه

رسم عزای حسن مجتباست

کوچه تنگ و ماجرای فدک

کرب و بلای حسن مجتباست

زخم زبان و طعنه ی دوستان

کجا سزای حسن مجتباست

قتلگهش خانه و قاتل زنش

زهر شفای حسن مجتباست

حسین غارت زده داغ اوست

که مبتلای حسن مجتباست




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 07:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت

خود را تهی زخون دل چند ساله کرد

نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام

عمریش روزگار همین در پیاله کرد

نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش

ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد

زینب درید معجر و آه از جگر کشید

کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون

هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت

 آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

***

میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم،ریحان،تعلیق،و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد(ص)و آل او می شود.

شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم(ص) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی، اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.

 

صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:

 

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

       آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد 

نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد: 

خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت

دل را تهی زخون دل چند ساله کرد

زینب کشید معجر و آه از جگر کشید

کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

** منبع: گوشه‏ای از كرامات و مناظرات امام حسن مجتبی علیه السلام ، حسینی، جواد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/11/11 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت

 

چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود

شایسته شفاعت حیدر نمی شود

چشم همیشه ابریتان یک دلیل داشت

هر ماتمی که ماتم مادر نمی شود

مرهم به زخمهای دل پر شراره ات

جز خاک چادر و پر معجر نمی شود

یک عمر خون دل بخورد هم کسی دگر

والله از تو پاره جگر تر نمی شود

یک طشت لخته های جگر  پاره های دل

از این که حال و روز تو بهتر نمی شود

یک چیز خواستی تو از این قوم پر فریب

گفتند نه کنار پیمبر نمی شود

گل کرد بر جنازة تو زخم سرخ تیر

هرگز گلی شبیه تو پرپر نمی شود

پر شد مدینه از تب داغ غمت ولی

با کربلا و کوفه برابر نمی شود

زینب کنار نیزه کشید آه سرد و گفت

سالار من که یک تن بی سر نمی شود

دیگر تمام قامت زینب خمیده بود

از بس که روی نیزه سر لاله دیده بود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/11/11 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-شهادت

 

تنهایی و غربت همه جا یار دلت بود

یک عمر فقط درد، کس و کار دلت بود

سنگینی دستی که تو را اشک نشین کرد

چل سال غم و غصه سربار دلت بود

چون موی زمستانی ات از بین نمی رفت

آن لکه خونی که به دیوار دلت بود

پس خوب شد آن زهر به داد دلت آمد

ورنه که به جز زهر مددکار دلت بود؟

با اینکه خودت هر نفست مقتل دردیست

لایوم . . . ولی روضه خونبار دلت بود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/11/11 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 9 ::      ...   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.