پایان ماه صفر


بخر ای یار گریه های مرا

بشنو امشب خدا خدای مرا

 

آنقدر آمدم کرم بکنی

بنویس این برو بیای مرا

 

ربّنا اتنا لقای علی

مستجابش بکن دعای مرا

 

از زمینگیریم کلافه شدم

معصیت بسته دست و پای مرا

 

من به این ناله ها دلم گرم است

تو نگیری سرو صدای مرا

 

امدم آشتی کنم با تو

رد نکن دست بی نوای مرا

 

به ازای دوماه سینه زدن

بده ویزای کربلای مرا

.....

محسن از ضرب میخ سقط شده!

ماتمش ساخته عزای مرا




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه صفر


خاطرم را با دعایش جمع کرد

دور هم ما را خدایش جمع کرد

سفره ای که این دوماهه فیض داد

پهن کرد زهرا رضایش جمع کرد




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات پایان ماه صفر


خسته خسته ام ای یار چه باید بکنم

رفتم از یاد تو انگار! چه باید بکنم

 

این دوماه از کف من رفت و‌ نکردم کاری

وای از غفلت بسیار!  چه باید بکنم

 

اهل دل با تو شب خویش سحر میکردند

منِ محروم ز دیدار چه باید بکنم

 

با همه خوب شدم با تو ولی بد بودم

چشم‌ من بود به اغیار چه باید بکنم

 

هرچه گفتی تو به من‌ گوش ندادم! العفو!

شدم امروز گنهکار چه باید بکنم

 

مثل هربار زدم زیر قرارم با تو

تو بگو تا که من اینبار چه باید بکنم

 

نروم کرببلا خاک به سر خواهم شد

تا روم محضر دلدار چه باید بکنم؟!




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه صفر


معراج من یعنی که غمخوار تو باشم

آواره ی کوی علمدار تو ‌باشم

 

گفتم سگ کوی تو هستم تا کمی هم

در زندگانی ام وفادار تو باشم

 

در این دو ماهه زیر و رو کردی دلم را

آوردی ام در روضه تا یار تو باشم

 

آقا اگر سربار تو بودم ببخشید

می خواستم من هم عزادار تو باشم

 

من را چه کار اصلا به مزدِ این دو ماهه

کاری نکردم که طلبکار تو باشم

 

یک خواهشی دارم فقط، جان رقیه

بگذار تا آخر گرفتار تو باشم




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه محرم


ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم

در چَشم ها دو چِشمه ی زمزم گذاشتیم

 

قطعاً دعای فاطمه پشت و پناه ماست

وقتی دم حسینیه پرچم گذاشتیم

 

ما ارث گریه از پدر خویش برده ایم

پا جای پای حضرت آدم گذاشتیم

 

این اشک ها برای تو باشد ، حسین جان

شاید به روی زخم تو مرهم گذاشتیم

 

تفسیر روضه هاست ، حروف مقطعه

جان را میان سوره ی مریم گذاشتیم

 

خیلی حسین زحمت مارا کشیده ای

خیلی برای روضه ی تو کم گذاشتیم

 

یک عمر دم حسن شده و بازدم حسین

این عشق را به سینه دمادم گذاشتیم

 

یک اربعین زیارت مارا ردیف کن

ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 06:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-اربعین


نام تو زینتِ هر زمزمه یابنَ الزهرا

میدهیمَت قسمِ فاطمه یابنَ الزهرا

 

یابنَ مظلوم! قسم بر غمِ زهرا برگرد

شرمساریم ز روی تو ، ز صحرا برگرد

 

یک مُحرم ز غمت خانه تکانی کردیم

گریه بر جدِّ غریبت همگانی کردیم

 

کارِ ما، نالهٔ یابن الحسنِ تنها نیست

آنکه یک عمر شعاریست، یقین از ما نیست

 

ما که از کشتهٔ بی غسل و کفن میگوئیم

با مخاطب ز دلِ روضه سخن میگوئیم

 

ما اگر نامه نوشتیم بیا، با خون بود

همچو زهرا ز فدک، صورتمان گلگون بود

 

ما گرفتار حسینیم، خدا شاهدِ ماست

تا ابد یارِ حسینیم، خدا شاهدِ ماست

 

کِی دگر مسلمِ دوران سرِ بازار شود

«نگذاریم دگر واقعه تکرار شود»

 

مَردِ میدان عمل، پای ولی می‌ماند

در رکابِ سپهِ سید علی می‌ماند

 

پشت بر راه امام و شهدا باشد، ننگ

نهَراسیم ز تهدید و ز تحریم و ز جنگ

 

ما سخن را ز لسان شهدا میگوئیم

«نَـه» به هر لایحهٔ بی سر و پا میگوئیم

 

با شما دوست و با دشمن تان در حربیم

آگه از بَد دلی و توطئه های غربیم

 

مُزدِ ما را سفر کرب و بلا خواهد داد

اربعین پاسخِ هر توطئه را خواهد داد

 

تا که در راهِ حرم، با قدَمت همراهیم

کِی چنان کور دلان از رَهتان گمراهیم

 

ما ز تو ، غیر تو را هیچ نخواهیم بیا

جز توَلای شما هیچ نخواهیم بیا 




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  اربعین حسینی،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 06:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-وداع با ماه محرم


ببر از سینه جهان غم را

شاد کن با ظهور، عالم را

 

خوب و بد میهمان بزم توایم

بخر این جنس های درهم را

 

دوست داریم با تو گریه کنیم

چون محرم پس از محرم را

 

مثل چشمان خویش جوشان کن

جوی این اشک های نم نم را

 

در حدیث است می کند خاموش

اشک ما آتش جهنم را

 

طالب خون کربلا برگرد

و برافراز بیرق غم را

 

روی کعبه به احتزاز درآر

با دم یاحسین، پرچم را

 

نذرتان کرده بودم این یک ماه

در توان خود آنچه دارم را

 

دارم امید تا قبول کنی

به زیادی لطفت این کم را

 

درد من کربلاست؛ میدانی

اربعین لطف کن دوایم را




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه محرم


وقتش رسیده با شما معنا بگیریم

با عشق تو در هر محرّم پا بگیریم

کوچک ترین ها با شما خیلی بزرگ است

قطره شدیم اندازه ی دریا بگیریم

تنها دلیل زندگی حبّ الحسین است

خوب است بین مجلس تو جا بگیریم

لیلا تو باشی عالمی اهل جنون است

باید که ماهم راه صحرا را بگیریم

دیوانگی از عشق تو تحکیم عقل است

ما حکم خود از عالم بالا بگیریم

دستان ما خالی ست پیش ماه بی دست

تا خرجی یک سال از سقا بگیریم

سی روز ماه روضه دیگر وقت آن است

ما مزد خود از حضرت زهرا بگیریم

باشد تمام آرزویم صاف و ساده

این اربعین تا کربلا پای پیاده




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 12:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه محرم


پلکی به هم زدیم و محرم تمام شد

صد زخم دارد این دل و مرحم تمام شد

بر کوچه ها سیاهی معصیت آمد و ...

در کوچه ها سیاهی پرچم تمام شد

نذر و نیاز و خدمت و عرض ارادتم

آقا اگر زیاد و اگر کم تمام شد

باور نمیکنم که محرم به سر رسید

من که هنوز گریه نکردم , تمام شد

از روضه های مقتل زینب شروع کن

گیرم که روضه های "مُقَرَّم" تمام شد

از هرچه بگذرم سخن یار خوش تر است

یک بیت عرض روضه و عرضم تمام شد

دستت کجاست تا بشود سایه بان حسین

زینب کجا و مجلس نامحرمان حسین ...




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 12:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه محرم


ای دل مگر نه خاتم ماه محرم است؟

بازاین چه شورش است که در خلق عالم است

گر ماجرای کوفه و کرب و بلا گذشت

بازاین چه نوحه و عزا و ماتم است

گویا طلوع کرده به شام آفتاب عشق

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

صبح ورود شام چنان تیره بُد کز آن

کار جهان و خلق جهان جمله بر هم است

سرهای کشتگان همه بر دوش نیزه ها

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

آن محشری که کرد به پا چوب خیزران

بی نفخ صور خاسته تا عرش عرش اعظم است

رشک ملک خرابه نشین شد که محتشم

گفتا عزای اشرف اولاد آدم است

**

ویرانه و دل شب و دردانه و پدر

آری بساط عشق به خوبی فراهم است

فردا سپیده چشم در آن بزم تا گشود

بر گرد شمع دید که پروانه ای کم است




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 12:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات آخر صفر


دستی بگشایید به امداد گداتان

رحمی بنمایید به این بی سر و پاتان

اشکی بفشانید بر این مرده ی احساس

تا زنده شود از اثر فیض دعاتان

دیگر رمقی نیست در این پای شکسته

مانده دل من منتظر دست عطاتان

لطفی، کرمی، گوشه ی چشمی بنمایید

بر گوشه نشینانِ قدیمی سراتان

یک بار بیایید به دیدار کسی که...

یک عمر غریبانه نموده ست صداتان

هر چند شبیه شهدا نیست لیاقت!

تا اینکه دل و دیده نماییم فداتان...

امّا بگذارید که از روی تفضّل

ما را بنشانند کنار رفقاتان

شرمنده! ببخشید که در بازی دنیا

افتاد شبی از لب ما سوزِ نواتان

با سینه زنان حسنی سخت نگیرید

نادیده بگیرید خطای فقراتان

« ما خانه به دوشان، غم سیلاب نداریم»

تا تکیه نمودیم به دستان وفاتان

« ما تجربه کردیم در این دیر کهنسال»

روشنگر دل هاست سیاهی عزاتان

ما روضه گرفتیم به امید عبوری...

یک جلوه نمایید به قربان صفاتان

ما را برسانید شبی مشهد دلدار

داریم به دل عشق غریب الغرباتان

ای کاش که محشور شوم در صف محشر

با سینه زن خالصِ بی رنگ و ریاتان

منّت بگذارید که گردد به نگاهی

دل های خراباتی ما کرببلاتان




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  وداع با محرم و صفر،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/09/9 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


گرچه چشمان مرا اشک غمت پر می کند

تا قیامت بر غمت چشمم تفاخر می کند

می رسد آن روز که نان شب هجر تو را

رونق بازارت ای خورشید! آجر می کند

درد هجران تو و داغ فراق این دو ماه

قلبمان را بیشتر غرق تاثر می کند

چند روزی هست بی تابم چه چیزی بعد از این

جای خالی دو ماهه روضه را پر می کند

آنچه دردم را تسلا می دهد این است که

مادرت از این عزاداران تشکر می کند

در روایت دیده ام روز قیامت فاطمه

اشک های روضه را می گیرد و در می کند

باز آقای خراسان است که پایان ماه

از عزاداران پذیرایی درخور می کند




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/09/9 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید

نشسته اید دودل اینچنین چرا؟ بخرید

سه روز نه ! همه عمر معتکف شده ام

نمیروم ز در روضه خانه تا بخرید

گره به زندگی ام میخورد همیشه ولی

نمیخورم به در بسته گر مرا بخرید

دل شکسته من را کسی نگاه نکرد

به روی دست گرفتم مگر شما بخرید

خدا کند همۀ شهر باخبر بشوند

خدا کند که مرا با سر و صدا بخرید

غریبه چند شبی بیشتر نمیماند

 اگر به فکر خریدید آشنا بخرید

هرآنچه هم بشود دست من به سوی شماست

ردم کنید  از این آستان و یا بخرید

کرم کنید فقط دیده را ندیده کنید

 و آبروی مرا محضر رضا بخرید

شما که صبح و مسا داغ کربلا دارید

 چه خوبتر ز غلامان کربلا بخرید




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/09/9 | 12:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان محرم و صفر


ماه صفر تمام شد اما عزا بپاست

این هفته هفته ی غم اولاد مصطفاست

جایِ غدیر را سخن دشمنان گرفت

این بدعتی که شد خودش آغاز ماجراست

راه سخیفِ اهل سقیفه شروع شد

پایانِ کار، خانه نشینیِ مرتضاست

با مهرِ حیدر است که عالم بنا شده

دنیای بی ولای علی پوچ و بی بهاست

بیعت نکرد بیتِ علی با خلیفه ای

راه غدیر و راه سقیفه ز هم جداست

دشمن سه بار حمله بر این خانه کرده است

بیتی که داغدار غم ختم الانبیاست

یا صاحب الزمان نظری کن به پشت در

این مادر شماست که در بین شعله هاست

محسن به پشت در به چه جرمی شهید شد؟!

قلب امام عصر  بر این غصه مبتلاست

ای وای از غلاف... مرا می کشد همین...

...ردی که روی بازوی ریحانه ی خداست

کوچه مقدّم است به گودال قتلگاه

زیرا مدینه نقطه ی آغاز کربلا است

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/09/23 | 03:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان محرم و صفر


اگــر چـه مـن تمـام عــمر خـود را

نشســتم در عــزایت گــریه کـردم

تمام حسرتم در محشر این است

چــرا کمـتر بـرایـت گــریه کـردم؟




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/09/22 | 09:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان محرم و صفر


یك به یك از نوكران اینجا تشكر می كنند

حیدر و پیغمبر و زهرا تشكر می كنند

جفت و جور كارها اینجا به دست فاطمه است

كار را او می كند... از ما تشكر می كنند!!!




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/09/22 | 09:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات پایان محرم و صفر


یک ماه می شود که ز جان گریه کرده ام

با روضه های مرثیه خوان گریه کرده ام

یک ماه می شود که مرا ریختی به هم

هر روز با شنیدنتان گریه کرده ام

یک ماه می شود که به لب های تشنه ات

نزدیک آبهای روان گریه کرده ام

یک ماه می شود که ز غم های خواهرت

همناله با امام زمان گریه کرده ام

گاهی در اول سلام زیارت ، دم غروب

در حسرت زیارتتان گریه کرده ام

گاهی بیاد خیمه آتش گرفته ات

گاهی برای دخترتان گریه کرده ام

گاهی میان واحد و سنگین و شور و دم

دست خودم نبوده، سینه زنان گریه کرده ام

اشکی نماند ، از غم بر نیزه رفتن ات

بر ماجرای تیر و کمان گریه کرده ام

آقا ببخش ، حرف مرا روضه ای نخوان...

خیلی برای خواهرتان گریه کرده ام

اصلا عجیب بود حال و هوای محرم ام

کلی برای غربتتان گریه کرده ام

**

آمد نشست ، دست به روی سرش گذاشت

هر تکه را که دید روی پیکرش گذاشت

از یک طرف کمی گل ریحانه جمع کرد

از یک طرف کمی پر پروانه جمع کرد

سر، که نبود ، بوسه زد آن جسم خسته را

با نعل تازه پیکر در هم شکسته را

یک ، نه ، دو ، نه ..چقدر شبش پر ستاره بود

یک جسم خسته بود ولی پاره پاره بود

خون می جهید و تاب و توانش نمانده بود

جان در تن امام زمانش نمانده بود

**

اصلا چقدر کم شده ای کو بقیه ات؟

با تیغ ها قلم شده ای کو بقیه ات؟

انگشترت کجاست بمیرم برای تو

آب آورت کجاست بمیرم برای تو

وقت اذان شده است بگو اکبرم کجاست؟

پیراهن سفارشی مادرم کجاست؟




موضوع: وداع با محرم و صفر،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/22 | 12:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات پایان محرم


هر وقت پایان محرم میشود پیدا

این دل بهم میریزد و غم میشود پیدا

من گشته ام، در هیچ جا پیدا نخواهد شد

حال خوشى که زیر پرچم میشود پیدا

اصلا به سیصد سال توبه احتیاجى نیست

آدم ! در اینجا قرب آدم میشود پیدا

باید براى گریه دل را گردگیرى کرد

در گردگیرى گریه کم کم میشود پیدا

از روضه آب فراتى که نخوردى تو

در صورت هر کس دو زمزم میشود پیدا

چیزى نمیفهمم فقط اینقدر میفهمم

در کربلا حتى خدا هم میشود پیدا

چه عاشقانى داشتى، از پیش ما رفتند

دیگر از آن دیوانه ها کم میشود پیدا

**

دیروز که نامحرمان کوفه را دیدم

یعنى خدا در شام محرم میشود پیدا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/22 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-تشکر بعد از دهه محرم


گرچه از دست خودم یه خرده دلخور اومدم

راستش و بخواى برا عرض تشكر اومدم

نه گداىِ خوبیَم نه عاشقى خوب بلدم

اومدم ده شب عزاداریمو تحویلت بدم

یه دهه سینه زنى و گریه هرچى بود گذشت

شب هفتمى كه چشم به راش بودم چه زود گذشت

به صدام تو روضه جون تازه دادى مهربون

برا نوكرى بهم اجازه دادى مهربون

قسمتم شد كه باگریه خیمه رو علم كنم

واسه سینه زناى جد تو چایی دم كنم

راه دادى تاخودمو پا این علم دٌرٌس كنم

شعر بگم نوحه بخونم و دو دم دٌرٌس كنم

واسه مزد نیومدم، گفتى ولی به هرجهت

نمك سفرتونم از خودمون بخواین فقط

جواب حرفاى توى دلمو خودت بده

من گداى خودتونم صلمو خودت بده

حرفاى دلم باید كه هر گوشش بیتى بشه

اولش مى خواستم این ترانه هش(ت) بیتى بشه

ولى این یادم اومد روبروى باب الجواد

روزى كن از این به بعد تنها بیام حرم زیاد




موضوع: ورود به ماه محرم،  وداع با محرم و صفر،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/08/5 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-وداع با محرم و صفر


عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است

شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است

به چشم‌هم‌زدنی این دو ماه هم رفت و

بهار گریه هم امروز رو به پایان است

از این لباس جدا گشتن آنقدر سخت است

که در برابر این هجر، مرگ آسان است

مرا حلال کن آقا که باز زنده‌ام و

هنوز در تن من بین روضه‌ها جان است

محرم و صفر ما تمام می‌شود و

همیشه ابر نگاه تو غرق باران است

تو فاطمیه‌ات این روزها شروع شده

دلت شبیه دل مادرت پریشان است

 **

همیشه کرب و بلاییم ما ولی امشب

کبوتر دلمان مقصدش خراسان است

***

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: وداع با محرم و صفر،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/10/1 | 03:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


مستحقم بده در راه خدا آقاجان

آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام

رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما

حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است

داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد

مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم

بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما

چه کنم با هوس کرببلا آقاجان

...

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت

مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم

قربون کفترای صحن رضا...آقاجان




موضوع: وداع با محرم و صفر،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/10/1 | 03:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجاتی-آخر صفر


بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم ؟

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم

یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت

رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم

وقتی به تن کردم لباس مشکیم را

گفتم دگر وقف شهید نینوایم

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم ؟

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

هرساله مُزد نوکریم را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

آقا به حقّ مادر پهلو شکسته

امضا نما امشب برات کربلایم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/09/30 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان محرم و صفر-مناجاتی


تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت

عمر گرانم پای این و پای آن رفت

گفتم که توبه میکنم این ماه اما

توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت

پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت

اعمال من پای گناهان زبان رفت

دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست

باید برای تو فقط تا پای جان رفت

دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و

سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت

فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم

غافل شدیم و روزها از دستمان رفت

باهر گناهم چشم آقا تار ترشد

آه دل پرناله اش تا آسمان رفت

پیر علی اکبر شدم در روضه هایش

عمرم به پای زخمهای این جوان رفت..

یوسف شد و پیراهنش را پاره کردند

لبهای بابا گفتنش را پاره کردند..




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/09/30 | 12:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه صفر


تقدیم به امام عصر (عج)

از من بپذیر نوکری هایم را

کوتاهی چشم و سینه و پایم را

آقا شب آخر صفر خالی کن

در صحن امام رضا خودت جایم را

***

تقدیم به علی بن موسی الرضا (ع(

ما را ز مسیر کربلا آوردند

با گریه ز شهر غصه ها آوردند

دیشب دلمان مدینه بود و امشب

ما را سر سفرۀ شما آوردند




موضوع: وداع با محرم و صفر،  شهادت امام رضا(ع)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/11 | 11:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم

دوباره سر شود آتش از آتش جگرم

غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا

دو غصه می شود و بیشتر زند شررم

نمی توانم باور کنم، خدا! دارد

تمام می شود امشب محرم و صفرم

بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر

که جان سالم از روضه ها به در نبرم

کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم

از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!

تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم

تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم

مرا جدا نکن از جامه عزا آقا

اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم

مقیم روز و شب کوی روضه بودم من

بدون روضه درین روزگار در به درم

خدا کند زمان زودتر گذر کند و

برای فاطمیه جامه عزا بخرم

بیا و امشب از مشهد الرضا آقا

به کربلا برسانم مرا ببر به حرم

×××

با تشکر از آقای بیابانی برای ارسال این شعر




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/23 | 07:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان

مرا ببخش نمردم پس از محرمتان

لباس مشکی من یادگاری زهراست

چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غم تان؟

بگیر امانتی ات را خودت نگه دارش

که چند وقت دگر می شویم محرمتان

برای سال دگر نه برای فاطمیه

برای روضه مادر برای ماتمتان

دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی

به لطف فاطمه بر ریشه های پرچم تان

هزار شکر که از لطف پنجره فولاد

میان حلقه ماتم شدیم هم دمتان

بیا دوباره بخوان روضه های یابن شبیب

که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان

چه شام ها که زدی سر به گریه ام اما

مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان ...




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/21 | 07:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر

 

من با لباس مشکی تان خو گرفته ام

از طینت پلید خودم رو گرفته ام

با قایق شکسته ی اشک دو دیده ام

بر ساحل عزای تو پهلو گرفته ام

بهر غبار روبی فرش عزایتان

در این دو ماه از مژه جارو گرفته ام

از صحن روضه های پر از عطر سیب تان

شکر خدا حسین کمی بو گرفته ام

هر سال مزد نوکریم آخر صفر

از دست های ضامن آهو گرفته ام




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


فصل عزا و اشک دمادم تمام شد

باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد

پیراهن سیاه دلم گریه می کند

من زنده ام به گریه بر او، غم تمام شد

در این دو ماه چشم من از باده خیس بود

فصل عزای عالم و آدم تمام شد

امسال هم بهار دل ما دو ماه بود

دیگر بهار بیرق و پرچم تمام شد

دیشب دلم گرفت، غرورم شکسته شد

پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد

یادش بخیر روز دهم ناله ها زدیم

دیشب به بعد خاطره هایم تمام شد

یادم نمی رود دل خون سه ساله را

سیلی که خورد گفت: سه سالم تمام شد

وقتی کتیبه های دلم جمع می شوند

یعنی زمان عفو گناهم تمام شد

در پستوی دلم همه راجمع می کنم

مشکی در آورید صفر هم تمام شد




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


با دست خالی آمدم با دست خالی می روم

من به امید تو یا مولی الموالی می روم

روز اول کامدم تربت به کامم ریختند

با چه حالی آمدم من با چه حالی می روم

من که در دنیا ندیدم چهره ارباب را

سوی قبر خویش با شوق وصالی می روم

تا که من خدمتگذار روضه های زینبینم

در صراط حق من از سیر کمالی می روم

من که جا ماندم ز پرواز رفیقان شهید

سوی روضه تا بگیرم پرّ و بالی می روم

محضر ارباب را بهر تعالی طالبم

تا بگویم «اَفرَطَ بی سوءُ حالی» می روم




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/4 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


اندازه دو ماه عزا غم گرفته ام

چشمم گواه این دل ماتم گرفته ام

پیراهن سیاه تنم را شب فراق

بر سینه ام نهاده و محکم گرفته ام

صاحب عزا بیا که سراغ تو را دو ماه

با قطره های جاری اشکم گرفته ام

یک روز مثل چشم تو خون گریه می کند

این دیده های ابری شبنم گرفته ام

هر روز پا به پای تو در بین روضه ها

با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام

تا فاطمیه دست دلم را رها مکن

من با غم تو انس دمادم گرفته ام

امشب بیا و کرب و بلای مرا بده

دست دخیل بر نخ پرچم گرفته ام

این عطر کربلاست که از مشهد الرضاست

امشب دوباره شور محرم گرفته ام




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/3 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.