وداع با محرم و صفر


بوی فراق می دهد این گریه های من

 ماتم گرفته شال سیاه عزای من

 شرمنده ام كه از غم زینب نمرده ام

 آقا ببخش، درگذر از این خطای من

 با زعفران شهر خراسان نمی شود!؟

 رنگی دهی امام زمان برحنای من

 از بس كه پای طشت طلا گریه كرده ام

 چیزی نمانده مثل شما از صدای من

 با نوحه های این دهه ی آخر صفر

 شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من!

 ای خوش حساب، مزد مرا زودتر بده

 بعد از دو ماه گریه چه شد كربلای من؟

 سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام

 این چشم خیس، چشمه ی آب بقای من

 من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم

 جایی گرفته حضرت زهرا برای من




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجاتی،آخر صفر

 

بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم؟

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

 آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم

یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت

رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم

وقتی به تن کردم لباس مشکیم را

گفتم دگر وقف شهید نینوایم

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم؟

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

هر ساله مُزد نوکریم را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

آقا به حقّ مادر پهلو شکسته

امضا نما امشب برات کربلایم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وفات پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام مجتبی(ع)-وداع با محرم و صفر


گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه

تاریک تر ز عرصهٔ تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین

اشک عزا به دیدهٔ زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر

دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات

آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر

اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی

چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریهٔ زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن....

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

از بهر قبض روح شریف پیامبر

از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب

بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر

با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه

در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر

یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش

محو نگاه آخر خود بود بر پدر

اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی

روی حسین بر روی قلب پیامبر

دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار

بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر

زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن

از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر

هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه

گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه


ادامه این شعر

موضوع: وداع با محرم و صفر،  شهادت رسول اکرم(ص)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر-امام زمان (عج)

 

بوی فراق می دهد این گریه های من

ماتم گرفته شال سیاه عزای من

شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام

آقا ببخش در گذر از این خطای من

با زعفران شهر خراسان نمی شود؟

رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟

از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام

چیزی نمانده مثل شما از صدای من

با نوحه های این دهه ی آخر صفر

شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من

ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده

بعد از دو ماه چه شد کربلای من؟

سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام

این چشم خیس،چشمه ی آب بقای من

من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم

جایی گرفته حضرت زهرا برای من




موضوع: وداع با محرم و صفر،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/11/15 | 08:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


امید ترک گنه، فرصت صعود گذشت

مجال عرض ارادت به آن وجود گذشت

بهار روضه ی غم بود و اشک بود عزا

بهار رفت و عزا رفت و هر چه بود گذشت

دو ماه مستی ما طی شد و ندیدیمت

چقدر جمعه دمید و ولی چه سود گذشت

دو ماه هر شبه مهمان روضه ات بودیم

چه سفره ای، چه طعامی ولی چه زود گذشت

حدیث غربت اربابمان که می آمد

هجوم سنگ به پیشانی اش فرود، گذشت

حکایت قمر هاشمی امید حرم

که می زدند به فرق سرش عمود، گذشت

و داستان غم انگیز شام و زخم زبان

به سمت قافله در موقع ورود، گذشت

عروج دخترکی گوشه ی خرابه ی درد

حدیث سیلی و آن صورت کبود گذشت

برات کرب و بلامان چه شد اباصالح؟

مگو که مجلسمان بی ریا نیود و گذشت

***

از وبلاگ فاخر تیشه های اشک




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/11/15 | 08:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با محرم و صفر


پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام

هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاكران

تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام

بعد از دو ماه كه در مطبت هستم ای طبیب

از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

مرهم برای درد دلم اشك روضه بود

اینگونه بوده اشك دمادم گرفته ام

شبها چقدر گم شده ام بین كوچه ها

وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام

از مادرت بپرس ، نوكریم را قبول كرد ؟

آیا برات كرببلا هم گرفته ام ؟

افسوس می خورم كه زخیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان كم گرفته ام

دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام

***

ای روضه خوان ادامه بده اشك و آه را

شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/11/14 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو