حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


نشد اونروز توو اون کوچه

برای تو سپر باشم

گرفتن محسنو از من

نشد بازم پدر باشم

 

یه حرفی توو دلم هست که

در و دیوار میفهمه

چقد آتیش نامرده

چقد مسمار بی رحمه

 

چی میشد بچه مون محسن

یه لبخندی به ما می زد

گلم ای کاش می موندو

منو بابا صدا می زد

 

آخه چی شد توو اون کوچه

که اینجوری زمینگیری

آخه چی شد که انقد زود

داری از دست من میری



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_بستر شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


روزگاریست که جان بر لبِ خونبار رسید

آه ای مرگ بیا نوبتِ دیدار رسید

زحمت خانه شدم بسکه زمین گیر شدم

وقتِ شرمندگی از دخترکی زار رسید

باز هم پیرهن تازه ی من خونین شد

باز با پیرهن تازه پرستار رسید

ولی از بسکه نخوابید زِ بی خوابیِ من

جانب بستر من دست به دیوار رسید

گرچه دلتنگِ تماشای حسینم اما

چشمِ زخمیِ مرا نیمه شبی تار رسید

لابه لای نفسم لخته ی خون می بینم

از همان روز که بر سینه ام آزار رسید

از همان روز که آتش به سراغم آمد

از همان روز که در بود و ستمکار رسید

شعله ای حلقه زد و چادر من را سوزاند

ناله ای تا که زدم خنده ی انظار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم شاید

نرسد زخم به محسن ولی انگار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم اما

در به من خورد و به او ضربه ی مسمار رسید



موضوع : شهادت محسن بن علی، وصیت و بستر شهادت، 

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


ای محسن شش ماهه ی دیده نگشوده

رفتی و نهان ماند غمت تا به قیامت

ای قبله ی حاجات ، دو دنیاست دخیلت

ای سر نهان گشته ، عیان است مقامت

مدح تو همین بس که تویی زاده ی زهرا

مدح تو همین بس که تویی نور امامت

ای نور دل فاطمه گر جلوه نکردی ....

... نادیده هویداست علی بین جمالت

ای غنچه ی نشکفته ی گلزار پیمبر

بی شک نبوی گونه بُوَد جمع خصالت

شش ماه شدی فاطمه را مونس و همدم

شش ماه ربودی ز دل فاطمه طاقت

در خاطر زهرا و علی بود همیشه

تا این که بیایی و شوی خوش قد و قامت

ای روضه ی سربسته اولاد پیمبر

ای روضه ی ناگفتنی آل ولایت

آقا چه بگویم که تو را بغض علی کشت

آقا چه بگویم من از آن شرح جسارت

تو بودی و زهرا و در و تیزی مسمار

بشکست در آن معرکه ی خون پر و بالت

بگذار دگر هیچ نگویم ز غم تو

باید که کند فاطمه داغ تو روایت

***

با تشکر از شاعران گرامی



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
جمعه 1394/09/27

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


شش ماهه ای که دل ما در عزای اوست

خون خدا بود که خدا خون بهای اوست

شش ماهه ای که چون گل نشکفته پرپر است

گل های باغ دل همه پرپر به پای اوست

شش ماهه ای که ضربه ی در قاتلش شده

مسمار در به گریه ی خونین برای اوست

شش ماهه ای که نور خدایی به چهره داشت

حور و ملک به ضجه و اشک و نوای اوست

شش ماهه ای که گشته فدایی مادرش

نامش چه بود ، محسن و مادر فدای اوست

شش ماهه ای که قبله ی اهل سما شده

بال و پر ملک همگی در هوای اوست

شش ماهه ای که بوده شهید ره علی

گلواژه ی ولایت هر دل ولای اوست

شش ماهه ای که گریه بر او گریه بر علی است

گریه برای فاطمه و بر عزای اوست

شش ماهه ای که رنگ خدایی زده به دل

پور علی و معدن عشق و صفای اوست

شش ماهه ای که داغ غمش بی نهایت است

تا روز محشر این دل ما مبتلای اوست

شش ماهه ای که شعله به دل می زند غمش

ایام فاطمیه پر از روضه های اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
پنجشنبه 1394/09/26

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


در به هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد

ضربه را فاطمه این مرتبه با شدت خورد

پسرش...نه، سپرش خورد زمین و زهرا

ضربه ها را پس از آن از دو سه تا قسمت خورد

معنی بیست و سه سال آهِ تو مولا این است:

که زمان حق تو را آه،سرفرصت خورد

نه فقط حق علی را که چو ظرف آبی

غاصبی حق من و حق تو را راحت خورد

... فروشی  سرکار آمد و با قیمت روز

خورد نانی اگر از جهل همین امت خورد

جالب این است که در ذهن همه نام علی؛

صدر نام همگان بود ولیکن خط خورد

محسن و کوچه و سیلی به فحول شیعه؛

هرچه برخورد تمامش به رگ غیرت خورد

کشته ی راه ولایت شده محسن یعنی؛

اگر آیینه لگد خورد به این قیمت خورد



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
چهارشنبه 1394/09/25

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


گرچه به ظاهر از امامت یک پسر کشتند

یک سوم سادات را در پشت در کشتند

هم که پدر را پیش چشمان پسر بردند

هم که پسر را پیش چشمان پدر کشتند

هم عاطفی هم منطقی با کشتن یک طفل

کشتند اگر که شیعه را از هر نظر کشتند

گفتند آخر پایشان وا شد به بیت وحی

عمری فحول شیعه را با این خبر کشتند

بی فهم ها، بی رحم ها درخانه محسن را...

یعنی که در گلدان گلی را با تبر کشتند

یعنی سرِ شب که نه شمعی بود و نه گل...نه؛

نامردها پروانه را وقت سحر کشتند

در پشت در امروز اگر، یعنی علی را هم

از روبرو...نه، عاقبت از پشت سر کشتند



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
دوشنبه 1393/12/25

حضرت محسن(ع)-شهادت


بر فاطمه نورعین دیگر محسن

معصوم در عالمین دیگر محسن

هم صبر و سکوت کرد و هم خون بخشید

یعنى حسن و حسین دیگر محسن

***

در،سوخته از دسته هیزم می شد

در، ریخته از هجوم مردم می شد

این طفل بزرگ که شهیدش کردند

می ماند اگر امام چهارم می شد

***

از سایت روضه



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
دوشنبه 1393/10/8

حضرت محسن(ع)-شهادت


اگرچه نام تو تسبیح ذکر عام نباشد

نمی شود که تو باشی و از تو نام نباشد

تو جرم واضحشانی، چه قدْر ازتو نگفتند

که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد

دلیل اینکه چرا کوچه نیست بعد تو این است

محل قتل تو در دیده ی عوام نباشد

هزار سال گذشته ست و ترسشان فقط این است

که ازمن و تو درآن کوچه ازدحام نباشد

تو محسنی، حسنی که حسین هستی، ازاین رو؛

نمی شود که نبود ِ تو را پیام نباشد

مگر ملاک تشیُّع به سنّ وسال ولی است

که گفته ماه نشد ماه تا تمام نباشد؟!

چنان حسین و حسن، محسن آه نیز نمی شد؛

که طفل فاطمه باشد ولی امام نباشد

گذشت ِ عمر حلالش، کسی که آمد و فهمید

که حُرمت تو کم ازمسجد الحرام نباشد

خدا اراده اش این بود در نیامدن ِتو

که جز خودش احدی با تو همکلام نباشد



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
شنبه 1393/10/6

حضرت زهرا(س)-بعد از پدر


اگر چه پیر اگرچه خمیده ام بابا

دوباره بر سر خاکت رسیده ام بابا

رسیده ام که بگویم چه آمده به سرم

رسیده ام که بگویم چه دیده ام بابا

ببین که پیرتر از روز قبل آمده ام

نفس نفس ز فراغت چکیده ام بابا

بخوان ز چشم کبودم که چند روزی هست

که روی دختر خود را ندیده ام بابا

از آن زمان که به دنبال مرتضی در خون

میان مردم شهرت دویده ام بابا

ببین که زخم جسارت نشسته بر رویم

ببین که طعم حرارت چشیده ام بابا

دلم هوای تو و یاد محسنم کرده

مرا ببر به کنارت بریده ام بابا



موضوع : شهادت محسن بن علی، ناله در فراق پیامبر(ص)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


مرغ بهشت وحیم و سوخته آشیانه ام

دانه سرشک دیده و ناله شده ترانه ام

منکه دمد ز حجره ام نور به چشم قدسیان

دود به آسمان رود از در آستانه ام

اجر رسالت نبی ثبت شده به صورتم

محفل غربت علی گشته محیط خانه ام

زنده ترین شهود من این بدن کبود من

من به محبّت علی عاشق تازیانه ام

منکه بهشت احمد و باغ و بهار حیدرم

مانده ز سیلی خزان بر گل رو نشانه ام

سر و ز پا نشسته ام طایر پر شکسته ام

قاتل سنگدل مرا کشته کنار لانه ام

من و حمایت از ولی گواه باش یا علی

شهید اوّل تو شد محسن ناز دانه ام

هر چه عدو زند مرا رها نمی کنم تو را

گر چه ز کار اوفتد بازو و دست و شانه ام

درد، مرا کشد ولی نیست به غیر یا علی

زمزمۀ شبانه و گریۀ عاشقانه ام

منم همیشه همدمت تا که بگریم از غمت

گاه به تربت پدر گه به اُحد روانه ام

«میثم» ما ز سوز دل ساز کند غم مرا

سر زده از درون او شعلۀ جاودانه ام



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 

حضرت زهرا(س)-بعد از پدر-حضرت محسن(ع)


مدینه صحنه ی غوغای روز محشر بود

مدینه زخمی یک داغ درد پرور بود

مدینه بر سر هر بام، گرد غربت داشت

مدینه اشگ فشان در غم پیمبر بود

مدینه حادثه ی دور جاهلیت داشت

مدینه مرکز یک جنگ نابرابر بود

الا که حمله به بیداد خصم شوم برید

به کافران مسلمان نما هجوم برید

به گلبن نبوی زاغ ها هزار شدند

زپرده، توطئه ها باز آشکار شدند

منادیان الهی به خانه بنشستند

حرامیان قدیمی زمامدار شدند

غدیریان مدینه سقیفه ای گشتند

مجاهدین بهشتی اسیر نار شدند

تمام شهر به یک خانه حمله ور گشتند

دو روزه از ره عمر رفته برگشتند

چه سخت حقّ علی برده، راحت آسودند

تو گویی آنکه ز آغاز در کمین بودند

دری که ختم رسل بود زائرش بستند

رهی که بود سراسر نفاق بگشودند

دو ماه و نیم هنوز از غدیر نگذشته

به خون محسن ششماهه دامن آلودند

مگو که خصم به ضرب لگد تنی را کشت

بگو تمامی سادات محسنی را کشت

قسم به صاحب قرآن و خصلت و خویش

به آن علی که بود ذات حق ثنا گویش

به خون محسن و خون شهیده مادر او

که در دفاع علی ضربه دید بازویش

به یاسِ نیلی احمد که نام او زهراست

به آن نشان کبودی که مانده بر رویش

که قتل محسن و حمله به خانه ی حیدر

شروع کشتن آل علی  است تا محشر

نچیده میوه ی باغ امید، محسن بود

زآل فاطمه س اوّل شهید، محسن بود

اگر چه پشت در خانه داشت قاتل ها

کسی که قاتل خود را ندید، محسن بود

شکوفه ای که نگردید باز و پرپر شد

جوانه ای که نهالش خمید، محسن بود

شد از شهادت پیش از ولادتش معلوم

که تا چه حد علی  و فاطمه  بود مظلوم

سقیفه حادثه ی سخت غربت مولاست

سقیفه خاطره ی تلخ کشتن زهراست

سقیفه آتش صفّین و نهروان و جمل

سقیفه قتل حسن قتل سیّد الشّهداست

سقیفه زاد گه شمرهاست تا صف حشر

سقیفه روز اسیریّ زینب کبراست

سقیفه مرکز خشم خدای لم یزلی است

سقیفه حامله ی کلّ دشمنان علی  است

سقیفه ریشه ی زقّوم و هیزم نار است

سقیفه قاتل حُجر و رشید و وعمّار است

زهی به شیعه کز اوّل ره امیر گرفت

سقیفه ای نشد و دامن غدیر گرفت

غدیر خاطره ای متّصل به غار حرا ست

غدیر مرکز تبلیغ خواجه ی دو سراست

غدیر بعثت شیعه است در کنار علی

غدیر صفحه ی تدوین والِ من والاست

غدیر دایره ی یأس دشمنان علی

غدیر واسطه ی فیض دوستان خداست

شناسنامه ی شیعه به حکم حیّ قدیر

به دست خواجه ی لولاک خورده مُهر غدیر

محمّد است و علی چون دو مشعل روشن

دو مشعلند زیک نور خالق ذوالمن

دو جان هم که جدایی میان آنان نیست

به نصّ اَنفُسنا از خدای حیّ زمن

فراز منبر پیغمبر  است جای علی

اگر چه جای سه تن مستقر شود سی تن

کجا بود حرم یار جای بیگانه

به غصب خانه کسی نیست صاحب خانه

به جرم پیروی از خطّ چارده معصوم

علیّ  و عترت و شیعه است تا ابد مظلوم

قسم به جان پیمبر کسی نشد چو علی

میان دوست  و دشمن زحقّ خود محروم

سلاله های علی  یک به یک شدند بسی

به تیغ قهر شهید و به زهرکین مسموم

هماره باش پی یاری علی  میثم

بگو، بخوان به طرفداری علی  «میثم»



موضوع : شهادت محسن بن علی، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-حضرت محسن(ع)-شهادت


فغان کرد آسیای دستی او

 که: دشمن زد شرر بر هستی او!

دل ستان می‏نالید چون رود

 که دست او همیشه بر سرم بود!

به مژگاه، فضّه‏اش یاقوت می‏سفت

 به دل آهسته می‏نالید و می‏گفت:

چسان در بر رخ دشمن توان بست؟

 که در بر سینه‏ی او میخکوب ست!

چه کرد ای اهل دل! مسمار با او؟!

 فشار آن در و دیوار با او؟!

که: روزش رنگ شام تار بگرفت

 کمک در رفتن از دیوار بگرفت!

ز رفتن بسکه حالش زار می‏شد

 عصای دست او، دیوار می‏شد!

چو زهرا دست بر دیوار می‏برد

 قرار از حیدر کرار می‏برد!

دل دختر چو مادر بس غمین بود

 زبان حال زینب این چنین بود

***

که: مادر! چشم از مسمار بردار!

 خدا را دست از دیوار بردار!

به اشک از محسن خود یاد می‏کرد

 به جان می‏آمد و فریاد می‏کرد

از آن دامان زهرا پر ستاره‏ست

 که چشم او به سوی گاهواره‏ست!

چو آن گل یاد از آن گلبرگ می‏کرد

 دما دم آرزوی مرگ می‏کرد!

علی می‏کرد شرم از روی زهرا

 ز روی و پهلو و بازوی زهرا

ز دشمن بسکه زهرا تنگدل بود

 به جای دشمنش، مولا خجل بود! 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 

حضرت محسن(ع)-شهادت-هجوم به بیت ولایت


غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود

پشت در جان علی مرتضی افتاده بود

دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته

آیه‌ای از سورۀ کوثر جدا افتاده بود

گوش ناموس خدا شد پاره همچون برگ گل

گوشواره من نمی‌دانم کجا افتاده بود

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست

پای دشمن باز شد زهرا ز پا افتاده بود

مجتبی در آن میانه رنگ خود را باخته

لرزه بر جان شهید کربلا افتاده بود

فاتح خیبر برای حفظ قرآن در سکوت

کل قرآن در میان کوچه‌ها افتاده بود

کاش ای آتش بسوزی در شرار قهر حق

هرم تو بر صورت زهرا چرا افتاده بود

مادر مظلومه می‌پیچید پشت در به خود

دختر معصومه زیر دست و پا افتاده بود

غیر زهرا غیر محسن غیر آتش غیر در

کس نمی‌داند که پشت در چه‌ها افتاده بود

فاطمه نقش زمین گردید میثم آه آه

فاطمه نه بلکه ختم‌الانبیا افتاده بود 



موضوع : شهادت محسن بن علی، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-بعد از پدر


در این شب ها ز بس چشم انتظارى مى برد زهرا

پناه از شدّت غم ها، به زارى مى برد زهرا!

ز چشم اشكبار خود، نه تنها از منِ بى دل

كه صبر و طاقت از ابر بهارى مى برد زهرا

اگر پشت فلك خم شد چه غم؟! بار امانت را

به هجده سالگى با بردبارى مى برد زهرا

زیارت مى كند قبر پیمبر را به تنهایى

بر آن تربت گلاب از اشكِ جارى مى برد زهرا

همه روزش اگر با رنج و غم طى مى شود، امّا

همه شب لذّت از شب زنده دارى مى برد زهرا

نهال آرزویش را شكستند و، یقین دارم

به زیر گِل، هزار امّیدوارى مى برد زهرا

اگرچه پهلویش بشكسته، در هر حال زینب را

به دانشگاه صبر و پایدارى مى برد زهرا

شنید از غنچه نشكفته اش فریاد یا محسن!

جنایت كرده گلچین، شرمسارى مى برد زهرا

به باغ خاطرش چون یاد محسن زنده مى گردد

قرار از قلب من با بى قرارى مى برد زهرا

به هر صورت كه از من رخ بپوشد، باز مى دانم

كه از این خانه با خود یادگارى مى برد زهرا



موضوع : شهادت محسن بن علی، ناله در فراق پیامبر(ص)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه

جان وجود، بسته به یک موی فاطمه

با آنکــه نیست از حـرم مخفی‌اش نشان

شهر مدینه گم شده در کوی فاطمه

بـوی بـهشت اگـر چـه محمّد از او شنید

بالله قسـم بهشت دهـد بـوی فاطمه

ختم رسل گرفت به پهلو دو دست خویش

از آن لگد که خورد به پهلوی فاطمه

طوبی دمید و سدره فتاد و شجر شکست

وقتـی خمیـد قامـت دلجوی فاطمه

چـون بـاب وحـی سوخت پر و بال جبرییل

نزدیک شد چو شعله به گیسوی فاطمه

انگــار رفـت طاقـت دســت خـدا ز دست

زآن ضربتی که خورد به بازوی فاطمه

آیـات نــور و پــردۀ ظلمـت؟! خدای من!

دسـت پلیــد دیــو کجـا روی فاطمه

از یک طرف خجل شده از فاطمه، علی!

از یک طرف نگاه حسن، سوی فاطمه

«میثـم» اگـر چـه فاطمه رازش نگفته ماند

محسن همیشه هست سخن‌گوی فاطمه



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت پدر


رفت پیغمبر ولی زهرای خود را جا گذاشت

جان به روی آیه نص ذوی القربی گذشت

آتشی افروخت دشمن کز شرارش داغ گل

در دل شوریده حال بلبل شیدا گذاشت

شاخه را بشکست و گل را با لگد از شاخه چید

داغ خون با میخ در بر سینه زهرا گذاشت

محسن شش ماهه را کشت و کتاب عشق را

از برای اصغر شش ماهه بی امضا گذاشت

تازیانه خورد زهرا و ز خود این ارث را

یادگاری از برای زینب کبری گذاشت

در میان کوچه سیلی خورد و از خود این نشان

از برای آن سه ساله بعد عاشورا گذاشت

بار غم برداشت مرگ از دوش زهرا در عوض

چوبه تابوت او بر شانه مولا گذاشت

آنقدر گویم من ژولیده داغ فاطمه

آتشی از خود به جا در خانه دلها گذاشت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 

حضرت زهرا(س)-شهادت حضرت محسن(ع)


اگر کشند در این بیت وحی صدبارم

من از امام خودم دست بر نمی‌دارم

من از برای دفاع علی سپر شده‌ام

بگو که چهره بسوزد ز شعلۀ نارم

هزار شکر که من مادر شهید شدم

چهار کودک دیگر به یاری‌اش دارم

نه بر پسر نه به پهلو نه سینه نه بازو

علی، برای تو اشک از دو دیده می‌بارم

به تازیانه اگر چه مرا کنار زدند

تو را میانۀ دشمن چگونه بگذارم

به قبر گمشده‌ام این حدیث بنویسید

که من به سن جوانی شهیدۀ یارم

دو مه ز قصۀ دیوار و در نرفته هنوز

نفس‌نفس زده شب تا به صبح بیدارم

به دردهای علی گریه می‌کنم بسیار

اگر چه باشد از آن ضربه درد بسیارم

برای آنکه کنم ظلم خصم را ثابت

به حشر محسن خود را به روی دست آرم

شرار آه شما خیزد از دل میثم

خدا کند که شود جاودانه آثارم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
یکشنبه 1392/10/15

حضرت محسن(ع)-شهادت


بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد

آنقدر زد آنقدر زد آخر در افتاد

ای کاش می چرخید از لولا در، اما

در وا نشد افتاد، روی مادر افتاد

می خواست تا در پیش نامحرم نیفتد

می خواست… اما هرچه کرد او آخر افتاد

با یاعلی پا شد ولی مولا زمین خورد

با یا رسول الله او پیغمبر افتاد

فهمیده بود این باغ بار شیشه دارد

آنقدر زد از شاخه سیب نوبر افتاد

یک آیه با میخ در و یک آیه با زهر

یک آیه هم در قتلگاه از کوثر افتاد

در گوشه ی گودال مادر بود وقتی

چشمان تیز خنجری بر حنجر افتاد

از آستین دست شقاوت تا در آمد

چشم طمع بر حلقه ی انگشتر افتاد

یک تیر با هجده هدف یعنی که زینب

یک سنگ خورد از نیزه ها هجده سر افتاد

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
یکشنبه 1392/01/11

حضرت زهرا(س)-شهادت-حضرت محسن(ع)


از غدیر چو پایان یافت هفتاد و دو روز

گشت از داغ نبی یثرب سراپا شور و سوز

بعد مرگ خواجه ی لولاک خصم کینه توز

داد کفر و شرک و خُبث طینت خود را بروز

کرد حقّ شیر حقِّ را از ره بیداد غصب

فاش می گویم صنم جای صمد گردید نصب

از سقیفه آتشی برخواست عالم را گرفت

دود آن تا حشر، چشم نسل آدم را گرفت

شعله هایش دامن آیات محکم را گرفت

دامن زهرا و بیت الله اعظم را گرفت

مرکز وحی و نبوّت طعمه ی آن نار شد

قتلگاه محسن و زهرا، در و دیوار شد

از هجوم دشمنان بیت خدا را در شکست

پهلوی زهرا مگو پهلوی پیغمبر شکست

رکن قرآن قلب احمد سینه ی حیدر شکست

فاش گویم هر دو رکن فاتح خیبر شکست

ظاهراً با یک لگد محسن در آن جا کشته شد

باطناً یک سوّم اولاد زهرا کشته شد

غنچه ی نشکفته ی گردیده پرپر محسن است

کشته ی راه پدر در بطن مادر محسن است

اوّلین قربانی ساقیّ کوثر محسن است

مُهر مظلومیّت آل پیمبر محسن است

محسن زهرا که جان در مکتب ایثار داد

جان به یاریّ پدر بین در و دیوار داد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
شنبه 1391/10/30

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


قرار بود که مثل حسن پسر باشی

عصای دست من و پیری پدر باشی

تو دیدی و حسنم دید رنج مادر را

خدا کند ز برادر صبورتر باشی

ببخش مادر خود را که با خود آوردت

بنا نبود که آن روز پشت در باشی

هنوز زیر کِسا جای خالیت پیداست

قرار بود و نشد آخرین نفر باشی

قرار بود بمانی شتاب جایز نیست

بنا نبود مسافر که رهگذر باشی

نشد بیایی و مثل برادران خودت

گهی به نیزه و گهگاه خون جگر باشی

تمام هستی من می رود اگر بروی

ولی اگر تو بمانی ولی اگر باشی...

و یا تمامی این ها فقط مقدّمه ایست

که اتفاق غزل های شعله ور باشی

و اولین بشوی قبل از آن که عاشورا

شهید کوچک و شش ماهۀ پدر باشی

نخورده شیرِ مرا! شیرها حلالت باد

که میخ حادثه را خواستی سپر باشی



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
چهارشنبه 1391/09/1

حضرت علی اصغر(ع)-حضرت محسن(ع)-شهادت

برداشتی از گفتگوی دو دردانه هستی حضرات محسن و علی اصغر علیهما السلام در بهشت


کوچه‌ها تیره دشت‌ها خون شد
آب‌ها رنگ بی نهایت شد
آسمان و زمین به هم پیچید
ناگهان موسم قیامت شد

 

چشم‌ها حیرتی مضاعف داشت
آخرین لحظه های دیگر بود
اضطراب از نگاه‌ها می‌ریخت
روز ترس آفرین محشر بود

 

ناگهان در کشاکش محشر
بانگ آمد که ایهاالانسان
چشم های غریب کور شوند
می‌رسد مادر زمین و زمان

 

بوی عطری به عرش می‌پیچد
عطر گل‌های ناب و پر احساس
می وزد بر کرانۀ محشر
بوی یک چادری پر از گل یاس

 

با شکوه تمام می‌آید
کاروانی که سبز پوشیدند
می‌شود از نگاهشان فهمید
جامی از درد و داغ نوشیدند

 

روی دستان حضرت عباس
غنچه‌هایی شکفته بود آنجا
غنچه‌ها...سبز...سرخ نیلی رنگ...
غنچه‌هایی چو یاسمن زیبا

 

کودک از روی دست‌های عمو
گفت من غنچه‌ام ولی پرپر
پدرم آفتاب نیزه نشین
مادرم می‌زند صدا: اصغر

 

غنچۀ دیگری به ناز شکفت
مثل یک ژاله بود چشم ترش
کیست این کودکی که می‌بینم
مثل پروانه سوخته است پرش؟



موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، شهادت محسن بن علی، 

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت

 

گلی که فصل خزان بر دمید، محسن بود!

 گلی که رنگ چمن را ندید، محسن بود!

گل همیشه بهار علی، که از بیداد

 چو غنچه جامه به پیکر درید، محسن بود!

کنار خانه‏ی زهرا، یگانه سربازی

 که شد به راه ولایت شهید، محسن بود!

یگانه‏ طفل شهیدی که چشم مادر هم 

 شد از نظاره‏ی او نا امید، محسن بود!

یگانه طفل شهیدی که کس نمی‏داند

 ز بعد قتل، کجا آرمید، محسن بود!

یگانه ره سپر راه عشق کز منزل 

 جدا نگشته به منزل رسیده، محسن بود!

یگانه مرغ پر و بال بسته‏ای کآخر 

 ز آشیانه‏ی سوزان پرید، محسن بود!

تو خون ز دیده (موید)! بریز و بازگوی:

 گلی که رنگ چمن را ندید، محسن بود



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
پنجشنبه 1390/11/6

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


معصوم ترین صبح سپیدی محسن

آن روز کبود را ندیدی محسن

در راه علی حق بزرگی داری

الحق که تو اولین شهیدی محسن

*

با ضرب در سوخته ماهم را کشت

در آتش و خون نور نگاهم را کشت

فریاد بزن «بأیّ ذنبٍ قُتل»

ای وای که طفل بی گناهم را کشت

*

در کوچه به پا کرد دوباره ‌محشر

با مادر دلسوخته، یاس پرپر

آن روز اگر ‌مجال صحبت می‌داشت

می گفت چنان فاطمه: حیدر حیدر

*

ای مونس داغ های من محسن جان

ای یاور با وفای من ‌محسن جان

با سرخی خون من و تو حق برپاست

قربانی کربلای من ‌محسن جان

×××

امام صادق علیه السلام در باره آیه «وَ إِذَا المَوؤُدَةُ سُئِلَت بِأَی ذَنبٍ قُتِلَت‏؛ روز قیامت از كسى كه بخاك سپرده شده سؤال می شود به چه جرمى كشته شده است؟» فرمود: اى مفضل به خدا قسم این «موؤده» و به خاك سپرده شده، محسن فرزند حضرت فاطمه علیها السلام است.

مهدى موعود، ترجمه جلد 13 بحار، ص: 1175

×××

از وبلاگ فاخر کاروان دل 



موضوع : شهادت محسن بن علی، 

حضرت زهرا(س) و محسن بن علی(ع)- شهادت

 

دستی به دست محسن و یک دست بر کمر

با سینه ای از آتش مسمار شعله ور

افتـد ز حـزن ، لــرزه  بـر  انـدام  عرشـیان

این گونه گر ز صحنه محشر کنی گذر

***

احقاق حق خویش چو پیش خدا کنی

با قامت خمیده، قیامت به پا کنی

با بازوی سیه شده در پیش گاه عدل

مظلومی علی ـ زخفا ـ بر ملا کنی

***

گویی:گناه محسن شش ماهه ام چه بود؟!

گلچین، گلم ز شاخه هستی چرا رُبود؟!

جز گـریه در فـراق پدر، جـرم من چه بود؟!

بـر داغم از چه داغ ، دشمنم فزود ؟!

***

شاهد به مدعای تو، دیوار و در شوند

مظلومی ترا، سندی معتبر شود

آنجا میان  محکمه، مسمار غرق خون

 حـاضـر بـرای داوری دادگـر شـود

***

در سینه ام نهان بود این سوز و سازها

تا آن زمان که پرده برافتد ز رازها

ای قبـر مخفی تو ، مـراد دل ( فراز )

بـاب الحوائجی تو ، بـر آور نیـازها



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
پنجشنبه 1389/11/21

حضرت زهرا(س)-محسن بن علی(ع)

 

چو می اُفتد به چشمم گاهواره

نفس می گردد از غم پُر شماره

الهی كاش محسن در برم بود

نمی شد قلبم از كین پاره پاره



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1389/11/21

حضرت زهرا(س)-محسن بن علی(ع)

 

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت

میان شعله ها آیینه ام سوخت

چنان مسمار در قلبم فرو رفت

که محسن گفت مادر سینه ام سوخت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
پنجشنبه 1389/11/21

محسن بن علیّ علیهماالسّلام


محسن ای غنچه نشکفته من

از ستم صید به خـون خفته من

تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم

پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم

دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی

هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی

چون که رفـتی تو به نزد پـدرم

فاش بر گـو تو به آن تاج سرم

بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد

سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند

سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی

از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی

گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر

از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر

ای پدر جان ز جهان سیر شدم

در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم

***

منبع شعر: کتاب زمزمه های مرحوم حاج احمد دلجو، ص33.



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1389/11/21

حضرت زهرا(س) و محسن بن علی(ع)-شهادت

 

دود بود و دود بود و دود بود

گل میان آتش نمرود بود

شعله می پیچید بر گرد بهار

خون دل می خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر

یک طرف دیوار بود و میخ در

میخ یاد صحبت جبریل بود

شاهد هر رخصت جبریل بود

قلب آهن را محبت نرم کرد

میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

میخ کم کم از خجالت سرخ شد

گفت با در رحم کن سویش مرو

غنچه دارد، سوی پهلویش مرو

حمله طوفان سوی دود شمع کرد

هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد

روز، رنگ تیره ی شب را گرفت

مجتبی چشمان زینب را گرفت

پای لیلی چشم مجنون می گریست

میخ بر سر می زد و خون می گریست

جوی خون نه تا به مسجد رود بود

دود بود ودود بود و دود بود

***

از وبلاگ تیشه های اشک



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
پنجشنبه 1389/11/21

حضرت زهرا(س)-محسن بن علی(ع)

 

دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم

تنها تو به پشت در ای کاش نمی دیدم

وقتی که درخانه با ضرب لگد وا شد

تو بودی و یک لشگر ای کاش نمی دیدم

دیدم که در آن غوغا در پشت در خانه

شد محسن تو پرپر ای کاش نمی دیدم

وقتی که زد آن ملعون سیلی به رخت دیدم

خون می چکد از معجر ای کاش نمی دیدم

ای وای چه بی رحمند آنان كه به هم بستند

دستان یل خیبر ای کاش نمی دیدم

آن لحظه که زد قنفذ بر بازوی تو دیدم

فریاد زدی حیدر ای کاش نمی دیدم

آن شب که تو را شستند تا جسم تو بابا دید

می زد به فغان بر سر ای کاش نمی دیدم

ای وای خودم دیدم از چوبه ی تابوتت

جاری شده خون تر ای کاش نمی دیدم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت محسن بن علی، 
سه شنبه 1389/11/19

 حضرت محسن(ع)- شهادت

 

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد :

دوش می آمد و رخساره... نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده، قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء