حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1395/09/15

حضرت سکینه(س)-مدح و مصائب


نیست یارای زبان تا که کند مدح تو را

ای که آرامش هر روز و شب مولایی

ای که مستغرق فی الله تو را خوانده حسین

مدح تو بس که تو بانو نوه ی زهرایی

 

ای سراپای تو یاد آور زهرای بتول

اثر نطق تو بر کون و مکان غالب بود

همچو زینب ز لبت نطق علی می ریزد

نطق تو تیغ علی بن ابیطالب بود

 

آنچه زینب همه دم کرد تماشا دیدی

همره زینب خود کوچه به کوچه رفتی

بر روی ناقه ی عریان به کنار اسرا

تا دل شام بلا تا دل کوفه رفتی

 

لیک ای راحت جان و تن ارباب حسین

بفدای دل پر غصه و احساسی تو

روضه هایت همه از علقمه دارد صحبت

عالمی دیده دل و دیده ی عباسی تو

 

از در خیمه ی طفلان حرم تا به فرات

رفت آن ماه ولی تا به حرم بازنگشت

آری آری که علمدار حرم رفت که رفت

از بر علقمه سقا به حرم باز نگشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت سکینه، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت سکینه(س)-مدح و مرثیه


بار دیگر عزای عاشوراست

از غمی بی قرینه باید گفت

دو سه خط سوگواره ی غربت

در عزای سکینه باید گفت

 

قطره از وصف بحر درمانده

من کجا، مدح دختر ارباب

ای که بوده حسین مداحت

السلام ای سکینه بنت رباب

 

در کرامات حضرتش کافیست

شیر او را رباب داده، همین

در غریبی او فقط بنویس

به عمو مشک آب داده، همین

 

کربلا بود دشتی از روضه

او بلاهای خویش را دیده

در عبایی پر از علی اکبر

روح بابای خویش را دیده

 

روضه می خواند دور دارالحرب

نعش ها را یکی یکی که شمرد

دید بابا علیِ اصغر را

به امیدی گرفت و با خود برد

 

پدر آمد ولی چه آمدنی!

غرق خون کرد چشم قافله را

دید دور جنازه ی اصغر

همه گفتند لعن حرمله را

 

از وداع سکینه و ارباب

جگر کائنات خون شده بود

آه از آن دم که دید این دختر

زین باباش واژگون شده بود

 

با تنی خون گرفته از گودال

آمدی ذوالجناح بی بابا

کاش می شد رها نمی کردی

وسط تیر و نیزه ها او را

 

پدرم را غریب بین دو نهر

نحر کردند با لب عطشان

السلام علیک ای بی سر

السلام علیک ای عریان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت سکینه، 

به مناسبت پنجم ربیع الاول، سالروز وفات حضرت سکینه بنت الحسین(سلام الله علیهما)

حضرت سکینه بنت الحسین(ع)-مصائب


امشبم را سحر نمی آید

خواب، در چشمِ تر نمی آید

مدحش از من که بر نمی آید

چون سکینه دگر نمی آید

دختر شاه...گوهر نایاب

بی قرینه... درست مثل رباب

روضه می خواند، روضه با احساس

روضه اش داشت عطر و بوی یاس

شرم یک مرد... روضه ای حساس

وای از مشک پاره ی عباس

روضه ی دست و چشم و مشک عمو

روضه قطره قطره اشک عمو

روضه خوان چشم های خود را بست

مادرش دست می زند بر دست

رأس اصغر به روی نیزه نشست

پای نیزه قد سکینه شکست

خواهر اصغر است حق دارد

به خدا خواهر است حق دارد

به روی ناقه خواند نافله را

دور ناقه شنید هلهله را

چه کند خنده های حرمله را

چشم دشمن به سوی قافله را

مثل یک مرد... مثل عمه ی خود

صبر می کرد... مثل عمه ی خود

قلبش از غصه ها کباب شده

بعد سقا فقط عذاب شده

مثل او از خجالت آب شده

وارد مجلس شراب شده

خیزرانِ یزید پیرش کرد

حرف مردی پلید پیرش کرد

دختر بی قرینه ی پدرش

روضه خوان مدینه ی پدرش

همه جا شد سکینه ی پدرش

یادش افتاده سینه ی پدرش...

...زیر پای سوارها افتاد

روی گل، ردِ خارها افتاد

یادش افتاد آه آهِ حسین

غرق در خون همه سپاه حسین

بود یک نیزه تکیه گاه حسین

داد می زد که قتلگاهِ حسین...

...پر شد از خونِ زخم های تنش

پر شد از تیر و نیزه ها بدنش

وسط حجره ی محقر خود

چشم گریان... میان بستر خود

باز در لحظه های آخر خود

یادش افتاد داغِ خواهر خود

کنج ویرانه خواهرش جان داد

سر بابا برابرش... جان داد

***

با تشکر از شاعران گرامی



موضوع : حضرت سکینه، 
پنجشنبه 1394/01/13

حضرت سکینه(س)-محکومیت تخریب حرم مطهر


پیراهن سیاه براین غم ادامه داد

در ختم فاطمیه به ماتم ادامه داد

پیراهن سیاه، سیاه ِ سکینه شد

در فاطمیه هم به محرم ادامه داد

درکنج چشم، اشک به جوش و خروش خود

امشب به شکل چشمه ی زمزم ادامه داد

ما با گمان مُحبِّ تو بودیم و در عوض؛

دشمن به دشمنی تو محکم ادامه داد

تخریب شد حرم، تو ولی جاودانه ای

دم را همیشه بازدم از دم ادامه داد

درمجلسش یزید دوباره به هتک لب؛

هم خیزران به دست شد و هم ادامه داد

زینب شروع روضه و ختمش سکینه شد

وقتی لهوف سوخت، مُقَرَّم ادامه داد



موضوع : حضرت سکینه، 
یکشنبه 1393/10/7

حضرت سکینه(س)-مصیبت


بعد روز دهم به هر مجلس

راوی و روضه خوان شدی بانو

من چه گویم؟ که در کلام حسین

"بهترینِ زنان" شدی بانو

 

عمه ی تو عقیله ی هاشم

و به اهل قریش عقیله تویی

"کرم الوافری" و " عقل التّام"

صاحب "سیرة الجمیلة" تویی

 

پدرت که حسین، جای خودش

تو و اصغر چه مادری دارید!

غصه ی هر دوتان رباب شده

حسِّ خواهر برادری دارید

 

از همان لحظه ی تولد، تو

خوش نشستی به سینه ی بابا

محض روی پدر تبسم کن

راحت جان! سکینه ی بابا!

 

پاشو از پیش پای این مرکب

پدرت را نکش، کنار بایست

غم ناموس قاتل مرد است

اشک دختر عذاب هر پدریست

 

عصر روز دهم به بعد خودت

جای اصغر بمان کنار رباب

مادرت را ببر ازین صحرا

بعد اصغر تویی قرار رباب



موضوع : حضرت سکینه، 
یکشنبه 1393/10/7

حضرت سکینه(س)-مصائب


گوشه ای با دردهای خویش خلوت می کند

چشم هایش را انیس اشک غربت می کند

در خلال هق هق بی انتهای هر شبش

شرحه شرحه از غم دوری حکایت می کند

بانوی غم ها سکینه...یادگار کربلا

یک به یک ما را به بزم روضه دعوت می کند

درد دل هایی که در سینه برایش مانده را

باتمام عاشقان اشک قسمت می کند

عالم و آدم به هم می ریزد از فرط عزا

تا که خاتون حرم شرح مصیبت می کند

کودک شش ماهه ای در پیش چشمش جان سپرد

از سه شعبه زیر لب دائم شکایت می کند

مشک خالی...دست بی جان...از عمو دم می زند

از عموجانی که احساس خجالت می کند

بعد عباس بن حیدر...دشمنی ها جان گرفت

خیمه ها می مانَدو...دستی که غارت می کند

راوی روضه گریز روضه های خویش را

سمت گودال عطش کم کم هدایت می کند

بانویی با خشکی لب های خود دارد هنوز

"شیعتی مهما شربتم"را روایت می کند

اشک می ریزی به یاد کربلا بنت الحسین

جان من قربان غم های تو یا بنت الحسین



موضوع : حضرت سکینه، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-شهادت-حضرت سکینه(س)


وقتی سکینه مادح عباس می شود

هر ذاکری منادیِ احساس می شود

با روضه های داغ عمو آشناتر است

آن دختری که حرمت او پاس می شود

شرمِ نگاه سرخِ عمو می کشد مرا

هرجا که عمّه مسخرۀ ناس می شود

عمه شبیه مادرمان رخ کبود شد

آری بنفشه آینۀ یاس می شود

اشکِ سرِ بریدۀ عباس دیده شد

حالا زمان خندۀ خناس می شود

با آن که یک سپاه ز آقا هراس داشت

دیدم سر بریدۀ او پاس می شود

شخصیتِ یتیم که زیر سؤال رفت

مثلِ کنیز دیده به انفاس می شود

□□□

آرامش و وقار سکینه حسینی است

آه از دمی که تهمتش احساس می شود

وقتی سرِ بریده تلاوت کند شروع

چوب یزید حربۀ وسواس می شود

با خیزران که بر لب قاری نمی زنند

وای از دمی که قافله حسّاس می شود

حالا دل سه ساله به درد آمده دگر

بر برگ یاس دانۀ الماس می شود

کاخ ستم ز نالة او زیر و رو شود

وقتی طبق شبیه به اَجناس می شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت سکینه، 
پنجشنبه 1391/10/28

حضرت سکینه(س)-مدح و مصائب


ای کرامت را تو مجلای تمام

حضرتت باب الکرم بنت الکرام

با کلام الله ناطق هم کلام

ای سکینه بر کراماتت سلام

مشعل روشن ز مصباح الهدی

در عبادت غرق و مجذوب خدا

گوهر دردانۀ ناز حسین

دختر هم راز و دم ساز حسین

جده ات انسیة الحورا تو حور

چشمۀ خورشید را یک لمعه نور

زینت استی گوشوار عرش را

سرور استی بانوان فرش را

ای سکینه مسکنت دامان عشق

سوره والنجم در قرآن عشق

قلب مادر از تو تسکین دیده است

زان سکینه مادرت نامیده است

معرفت برده است در کیوان تو را

خوانده مولا خیرة النّسوان تو را

برترین زن های عصر خویشتن

یادگار ماندگار پنج تن

در دل کوثر طهارت کرده ای

پنج حجت را زیارت کرده ای

در زنان هاشمی صاحب وقار

خاندان فاطمی را افتخار

آفتابی خود که عمری در حجاب

بوده ای در سایه سار آفتاب

ای وقار از دامنت آویخته

هر نگاهت با عفاف آمیخته

چشمت از زمزم دهان از کوثر است

نامت از طوبی نشان از کوثر است

مهر و ماه معرفت را کوکبی

در جلالت هم قِران زینبی

هم نشینی با امامت با امام

دیده ای ماه ولایت را تمام

ای فصاحت بی نوایت بی نوا

صد نوا از نای تو در نینوا



موضوع : حضرت سکینه، 
پنجشنبه 1391/10/28

حضرت سکینه(س)-مدح و مصائب


ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود

بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود

پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه

آیینۀ تمام نمای رباب بود

نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند

کآرام بخش جان و دل مام و باب بود

پیوند بست عشق حسین و رباب را

یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود

این دختر حسین به میدان کربلا

با دختر بزرگ علی هم رکاب بود

در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت

گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود

او را اگر حسین به همراه برده است

نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود

در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق

آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود

لب های خشک و تشنۀ او را به هر سوال

یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود

می کرد ناله اش جگر سنگ را کباب

از بس دلش ز آتش غم ها کباب بود



موضوع : حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

(به بهانه ۵ ربیع الاول، روز وفات حضرت سکینه بنت الحسین علیهما السلام)

حضرت سکینه(س)-وفات


دلش را داد دست آسمان ها

که نامش زنده مانده در زمان ها

بده یک جرعه از صبر سکینه

خداوندا به ما در امتحان ها



موضوع : حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

حضرت سکینه(س)-مدح و وفات

 

ای چشم حسین بر جمالت

وی مظهـر فاطمـه، جلالت

تعظیم کمـال بــر کمـالت

تحسین رسول بر خصالت

بر قلب پدر سکینه‌ای تو

در بیـت ولا امینـه‌ای تو 

تـو سـوره نـور اهل‌بیتی

تو شادی و شور اهل‌بیتی

در سینه سـرور اهل‌بیتی

تو نخلـه طور اهل‌بیتی

تو دختر مــاه و آفتابی

آیینــه زینـب و ربابی 

گل بر تو، گلاب بر تو نازد

عطشانـی آب بـر تـو نازد

آیـات حجـاب بر تو نازد

تنهـا نـه رباب بر تو نازد

حقـا کـه تو فخر عالمینی

ممدوحـه زینب و حسینی  



موضوع : حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

حضرت سکینه(س)-مدح و وفات

 

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای

آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای

باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت

چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای

در آسمان صبر فروزنده کوکبی

بین تمامی اُسرا رکن زینبی 

دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است

فریاد کربلای حسینی به سینه است

در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا

ایثار و استقامت و ایمان گزینه است

هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای

تو خصم را به بند حقارت کشیده ای  



موضوع : حضرت سکینه، 

امام حسین(ع)-مصیبت


 شِیعَتِی یا كِرَامْ ......... یا عِظَامَ المَقَام

ای شیعیانم، ای اهل كرم و ای والا مرتبگان

 

فانْدبُوا یا حُسَیْنْ .......... بِفُؤادٍ حَزِیْنْ

نوای "یا حسین " را با دلی اندوهگین سر دهید

«1» 

شِیعَتِی إنّی غَرِیْبٌ بَیْنَ أَقْوَامٍ بُغاةِ

ای شیعیانم، همانا غریبی هستم كه توسط قومی گمراه و ستمگر احاطه شده‌ام

 

وأنّا الظّامِی وأُسْقَى مِنْ كُؤوسِ النّائباتِ

من تشنه‌ای هستم كه از جام‌های مصیبت سیراب می‌شوم

 

قَطعوا رأسیَ ظُلماً بسیوفٍ مُرْهَفاتِ

گردنم را به ناحق با شمشیرهای تیز بریدند

 

رفعوهُ بَعْدَ قتلی فوقَ أطرافِ القناةِ

و سرم را بعد از بریدن در كنار آب بالا بردند

 

ذاكَ رأسی مُشالْ ......... فی رماحٍ طوالْ

و سرم با نیزه‌های طولانی بالا برده شد

 

و قطیعُ الوتینْ ................. بفؤادٍ حزینْ

همانم كه شاهرگ‌ من با دلی غمگین بریده شده

   



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

حضرت سکینه بنت الحسین(ع)-مصائب


نشست مرد و به دامن گرفت دختر را

چشید طعم نفس های گرم مادر را

چگونه لب به وصیت گشاید او این دم

چگونه بار ببندد وداع آخر را

به چشم خسته ی او خیره می شود لختی

که بغض کرده گلو پاره های اصغر را

کشید دست به لب های خشک و لرزانش

و پاک کرد رَدِ اشک های پرپر را:

-اگرچه مایه ی آرامش پدر بودی

بیا و تجربه کن حس و حال دیگر را

رباب را به تو من می سپارم از امروز

غزل کن آتش آن خاطر مکدّر را

عمو نداشت، برادر نداشت، دشمن داشت

پدر، چگونه رها کرده بود دختر را؟



موضوع : حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

زبان حال حضرت سکینه(س)

 

هر کسی گوشش به حرفای منه

دیگه از تشنگی فریاد نزنه‏

هر چی مرد تو ماها بود، فدا شده

بچه‏ها بابا دیگه تنها شده‏

بابای ما دیگه سقا نداره

بره آب برای ماها بیاره‏

من از این گوشه‏ی خیمه می‏دیدم

حرفاشو با قوم کافر شنیدم‏

بچه‏ها دست بابا خونی شده

گمونم شش ماه قربونی شده‏

عبا رو طوری رو اصغر کشیده

معلومه خیلی خجالت کشیده‏

به خون فرق داداش اکبرمون

به تمام گل‏های پرپرمون‏

دیگه از خیمه‏ها بیرون نریزید

جلوی چشم بابا اشک نریزید

نذارید بابا خجالت بکشه

هر چه از دشمن کشیده بسشه‏



موضوع : حضرت سکینه، 
چهارشنبه 1391/10/27

امام حسین(ع)-حضرت سکینه(س)-وداع


چرا بی یاری و بهرت دگر یاور نمی آید
به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی آید
ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم
که هر کس می رَود در خیمه ها دیگر نمی آید
علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟
هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی آید
به جان کی قسم دادی که عمّه در حرم برگشت
به دنبال برادر از چه آن خواهر نمی آید
تو روی دختر مسلم ببوسیدی و، من دیدم
مرو دختر نبوسیده مرا باور نمی آید
ز ضعف و تشنگی حرفی به لب دارم، ولی افسوس
لبانم می خورد بر هم، صدایم در نمی آمد



موضوع : وداع امام حسین(ع)، حضرت سکینه، 

اربعین-زبان حال حضرت سکینه(س)

 

بی گل رویت پدر از زندگی دل برگرفتم

دست شستم از دو عالم چون ترا در بر گرفتم

یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت

خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم

هر چه کردم جستجو انگشت و انگشتر ندیدم

پس سراغ حضرتت از عمّه مضطر گرفتم

در مقام قرب بودم مات جسم چاک چاکت

تا برای شیعیان پیغام زان حنجر گرفتم

سوختم آتش گرفتم چون شنیدم ناله تو

ز اولین پیغام تو دستور تا آخر گرفتم

داشتم می مردم از غم در کنار کشته تو

لب بر آن حنجر نهادم زندگی از سر گرفتم

بر تن آزردهٔ من بوسه می زد تازیانه

من برای توشهٔ ره بوسه زان پیکر گرفتم

بس که سیلی زد عدو در راه وصلت بر رخ من

صورتم نیلی شده سنّت ز نیلوفر گرفتم

خواهر کوچک ترم چون دید رأست در خرابه

داد جان در پیش رویم من غمی دیگر گرفتم

خوش به حال او که جان را کرد قربان سر تو

من گران جانم که ماندم قبر تو در بر گرفتم

این من و این جان ناقابل فدای خاک کویت

تا نپنداری که جز تو مونس دیگر گرفتم

مجلس نامحرمان دیدی مرا بازوی بسته

آستین را پیش رویم همچنان معجر گرفتم

خوب می خواندی تو قرآن ای فدای اشک چشمت

تا میان طشت زر بودی تو، من آذر گرفتم

ای پدر بعد از تو من دیگر نخواهم زندگی را

مرگ را زین زندگانی ای پدر خوشتر گرفتم



موضوع : اربعین حسینی، حضرت سکینه، 

اربعین-زبان حال حضرت سکینه(س)

 

هجران بهانه ای ست برای وصال ها

بهتر شده ست از بركات تو حال ها

از یاد رفته است جراحات بال ها

با عمه راحت است تمام خیال ها

عمه نگو كه فاطمه ی كربلا بگو

عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو

بابا سلام عمه رسیده بلند شو

از احترامِ قدِّ خمیده بلند شو

با گردن بریده بریده بلند شو

عمه اگر شكسته شده قد كمان شده

چون میهمان مجلس نامحرمان شده

دائم پیِ گذشتنِ از جان خویش بود

مأمور حفظ جان امامان خویش بود

زینب ولیك حیدر میدان خویش بود

گرم طواف قاری قرآن خویش بود

صد كربلا پس از تو بلا دیده ایم ما

صد فاجعه به شام بلا دیده ایم ما



موضوع : حضرت سکینه، اربعین حسینی، 
یکشنبه 1391/09/5

امام حسین(ع)-حضرت سکینه(س)-وداع


ای رویِ تو روز و مویِ تو چون شب من

بر سوز دلت سوخت دلِ مركب من

از بابِ جگر سوخته ات بوسه مخواه

ترسم كه بسوزد رُخ تو از لبِ من



موضوع : وداع امام حسین(ع)، حضرت سکینه، 
یکشنبه 1390/11/9

حضرت سکینه(س)-وفات


در جمع ملائک مقرب هستی

از روز ازل فاطمه مذهب هستی

شد محو جمال کبریایی جانت

محبوب دل حسین و زینب هستی

×××

ای دختر بی قرینه‌ی ثارالله

آرام و قرار سینه‌ی ثارالله

در صبر و شکوه و استقامت، یکتا

آئینه‌ی حق! سکینه‌ی ثارالله

×××

با ناله‌ی یا حسین بی تاب شدی

از داغ لب تشنه او آب شدی

با زمزمه های «... أو سَمِعتُم بِغَریب ...»

یک عمر تو روضه خوان ارباب شدی

×××

*. حضرت سکینه سلام الله علیها می فرماید:

(روز عاشورا) وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم،

از حلقوم بریده اش این ندا را شنیدم که می فرمود:

شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی

او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی

شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید

و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید!

(مصباح، کفعمی، ص 376)



موضوع : حضرت سکینه، 





درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء