حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد

غم از نگاه تو یكدم جدا نخواهد شد

محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز

دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت

دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم

هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد

دخیل دست من از سامرا جداست ولی

دخیلِ بسته ی قلبم جدا نخواهد شد

غم حسین و غم توست در دل و، دستم

از این دو رشته ی محكم جدا نخواهد شد

شهید شد پدر تو ولی از انگشتش

به زورِ خنجر، خاتم جدا نخواهد شد



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


حسِّ نابی شبیهِ باران داشت

به نگاهش بهار، ایمان داشت

به شُکوه و ابهّتِ این مرد

دشمن و دوستدار اذعان داشت

احتمالِ وقوعِ ناممکن

با وجودش همیشه امکان داشت

روزگاری همین امامِ همام

گنبد و بارگاهِ ویران داشت

عالَمی در اسارتش... اما

گذرِ عمر کنجِ زندان داشت

آسمان در رثای او می‌سوخت

هرچه بارید باز باران داشت



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند

دوتا کریم در عالم برای ما باشند

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

دلیل خوشه ی انگور عسکری این است

که تاک ها ننشینند روی پا باشند

حسن شدی که میان مُضیف چشمانت

تمام  شهر به عشق شما گدا باشند

حسن  شدی که به هنگام بردن نامت

بقیع آمده ها یاد مجتبی باشند

حسن شدی که شبیه بقیع ،خُدامت؛

به دور قبر تو ذراتِ در هوا باشند

حسن شدی که غریبی غریب تر باشد

که زائران تو در بین کوچه ها باشند

حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد

که خادمان تو در شهر کربلا باشند



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانَش داشت

که مانند علی(ع) خنجر میانِ استخوانش داشت

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

بلا و خونِ دل٬ در لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

به خود از درد می پیچید و لب رو به کبودی رفت

به جای آب٬ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

سیاهی رفت چشمانش! چه محکم بر زمین خورد و

به یاد کوچه٬ «وا أُماه» بر آهِ دهانش داشت

دلِ سرداب شد آشوب٬ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد...آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

عرق میریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

به مهدی(عج) خیره شد با اشک٬ در بین نفس هایش

فشاری دردمندانه به رویِ بازوانش داشت

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دمِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومَ...» بر زبانش داشت

به یاد ظهر عاشورا٬ به یاد شام و ویرانه

دمِ آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

پسر پیش پدر در کربلا...اما به سامرّا٬

پدر پیش پسر جان داد! سر بر زانوانش داشت!



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


در این دنیا ندیدم جز در و دیوار زندان را

که تاریکی شده مونس ؛ من زار پریشان را

نشسته گرد غم بر خانه از وقتی به جای دوست

چنین دشمن کمین کرده ،گرفته جای مهمان را

به دادم می رسد این زهر جانفرسا، یقین دارم

که تقدیم اجل کردم پس از عمری بلا، جان را

به دستم آب میگرید که در ذهن خودم دارم

مجسم میکنم لب های خشک شاه عطشان را

دلم اندازه ی یک عمر غیبت تنگ میگردد

بیا مهدی ببینم ،آن رخ زیبای تابان را



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


کام بهار طعمه جام خزان شده

زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه اش

زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی تاب لرزش بدنش دیده زمین

گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسه آبی رمق نداشت

دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی اش

حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لب های تشنه اش

زخمی دست بی ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او

پایین نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشت های او

مقصود دست غارت یک ساربان شده



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


کم گفتن از مقام کریمان درست نیست

غافل شدن زحرمت  آنان درست نیست

وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند

ماندن به زیر بارش باران درست نیست

سختی کشیدن اول سیر و سلوک ماست

سیرو سلوک راحت و آسان درست نیست

وقتی که دست یار گره باز میکند

وا کردنش به زور و به دندان درست نیست

اصلا که گفته راه به مورش نمیدهد؟!

این حرفهای پشت سلیمان درست نیست

 

با یازده هزار گناه آمدیم ما

از شوق، زنگ یازدهم را زدیم ما

 

تو آمدی و درد دوا شد به راحتی

جبرائیل هم برای تو پا شد به راحتی

سرمایه دار کرده ای اهل مدینه را

خاکی که داشتند طلا شد به راحتی

از برکت تو بود که روزی ما رسید

حاجات ما نگفته روا شد به راحتی

ابن الرضای سومی و از قبال تو

هرنوکری گدای رضا شد به راحتی

سجاده پهن کردی و گرم دعا شدی

قبله برای قبله بناشد به راحتی

 

ای حج نرفته سعی و صفا و حرم تویی

بیت الحرام خانه ی تو کعبه هم تویی

 

وقتی برای ما زدن در همیشگی است

پس گوشه چشم شاه به نوکر همیشگی است

ای حیدری ترین حسن خاندان عشق

در توظهور هیبت حیدر همیشگی است

بک درهمی که نذر تو کردم هزار شد

لطفت به ما هزار برابر!همیشگی است

ما زیر سایه تو و سید محمدیم

برما محبت دوبرادر همیشگی است

رد هم کنی به خانه دیگر نمیرویم

این ارتباط ما به تو آخر همیشگی است

 

مشغول پای بوسی آقاست هرچه هست

لطف امام عسکری ماست هرچه هست

 

ساعات قلب عاشق و ساعات سامرا

ماخیر دیده ایم ز خیرات سامرا

در هیچ جای دیگر دنیا ندیده ایم

آن لذتی که هست در اوقات سامرا

خاکی شدیم در حرم و پاکتر شدیم

اینگونه است نوع  کرامات سامرا

مارا همین گدا شدن ما بزرگ کرد

آقا شدیم تحت عنایات سامرا

دیدیم آن زمان که حرم شد بدون سر

از کربلا درست شده ذات سامرا

 

آقای من به عالم امکان نگین تویی

انگیزه زیارت هر اربعین تویی

 

هرچند مثل چشم تو چشم تری نبود

در پادگان برای شما یاوری نبود

هرچند نیزه دار دم خانه ی تو بود

با نیزه برروی تن تو لشکری نبود

لحظه به لحظه بود حکیمه کنار تو

مثل رضا غم تو غم خواهری نبود

هرچند بغض حنجره ات را گرفته بود

دیگر بروی حنجر تو خنجری نبود

دزدی سراغ پیکر پاک شما نرفت

دشداشه ی شما به تن دیگری نبود

اهل و عیال تو همه در پشت پرده اند

دلشوره تو گم شدن معجری نبود

 

فرقی زیاد بین حسین است با حسن

تو نیزه ای نخورده ای از پشت یا حسن



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم

همچو اشك از غم یك خاطره برخاسته ایم

با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم

به هواى حرم سامره برخاسته ایم

 

روضه غربت تو حال عجیبى دارد

هركه نامش حسن است ارث غریبى دارد

 

جان به قربان دلت جان به فداى سر او

فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او

كه تفاوت بكند ، همسرتو ... همسر او

طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او

 

حسن سامره صحن حرمت محترم است

حسنى بین بقیع است كه او بى حرم است

 

یاحسن،  آه تو پرداختنى میخواهد

یاحسن ، داغ تو بر سرزدنى میخواهد

یاحسن، نام تو دور از وطنى میخواهد

یاحسن ، روضه تو سوختنى میخواهد

 

دل تو تنگ مدینه است كه دلگیر شدى

مادرى هستى عزیزم تو اگر پیر شدى

 

خانه ی كوچك تو هیچ كم از زندان نیست

خالى از آمدن و رفتن زندانبان نیست

بین یك مشت نگهبان كه بوى ایمان نیست

زندگى با زن و بچه بخدا آسان نیست

 

خانه ات امنیت از دست نگهبانان داشت؟

واقعا ایمنى از حمله نااهلان داشت؟

 

اصلا این غصه به پیمانه ی تو ریخته اند؟

 اصلا آقا سر پروانه ی تو ریخته اند؟

شعله بر دامن كاشانه ی تو ریخته اند؟

چل نفر در وسط خانه ی تو ریخته اند ؟

 

راه ناموس تو را بسته كسى در كوچه؟

همسرت را زده پیوسته كسى در كوچه؟

 

كوچه اى بود مدینه ، كه زنى خورد زمین...

ناگهان مادرتان با زدنى خورد زمین ...

فاطمه با لگد بد دهنى خورد زمین ...

حسن عسكرى ، آنجا حسنى خورد زمین ...

 

قسمت این بود كه او دردو محن جمع كند...

گوشوار از وسط كوچه حسن جمع كند

 

قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند

به تو هم موى سپیدى و قدى خم دادند

در جوانى پسر فاطمه را سَم دادند

به لب خشك تو از جام محرم دادند

 

عطش پیكر مسموم تو میگفت حسین...

نفس تشنه ی حلقوم تو میگفت حسین ...

 

پسرى داشتى و آب به لبهاى تو ریخت

لحظه تشنگى ات گریه به غمهاى تو ریخت

اشك بالاى سر پیكر تنهاى تو ریخت

خاكها بر سرش از ماتم عظماى تو ریخت

 

روى زانوى پسر بودى و عطشان نشدى

حسن فاطمه صد شكر كه عریان نشدى

 

پسرى داشتى و زود كفن كرد تو را

كفن فاخر و شایسته به تن كرد تو را

درخور شان تو تشییع بدن كرد تو را

تیرباران چه كسى مثل حسن كرد تو را؟

 

نیتم بود حسین و ز كفن میگفتم

ناخودآگاه همش یاد حسن می افتم ...

 

خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده

احترام دل بى طاقت او حفظ شده

بعد تو روسرىِ عصمت او حفظ شده

دست بسته نشده عزت او حفظ شده

 

خواهرت بزم شراب و سر بازار نرفت

به اسیرى وسط مجلس اغیار نرفت

 

 



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
جمعه 1395/10/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و مناجات


تو آینه ی خدا نمایی آقا

سوّم پسر از نسل رضایی آقا

حق دارم اگر کریمتان می خوانم

دوم حسن آل عبایی آقا

***

این درد که مانده بی دوا را چه کنم

این حالت تحبس الدعا را چه کنم

این ها به کنار یک نفر می گوید؟

این دوری راه سامرا را چه کنم



موضوع : ولادت امام عسکری(ع)، شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


من آن مسافرم که دو چشمم بهاری است

بارانِ غربتم به روی گونه جاری است

من آن مسافرم که ز اجداد اطهرم

غربت برای زندگی ام یادگاری است

سهم من از تمامیِ دنیاست جام زهر

سهم دو دیدهء پسرم بی قراری است

پهلو شکسته مادرم آمد به سامرا

ایام ماتم و محن و سوگواری است

دردی عجیب پیکر من را فرا گرفت

ضعفی نشسته در تنم این زهر ، کاری است

من می روم به دیدهء خونبار ، سامرا

گردیده کربلای من انگار ، سامرا

زهری که خورده ام به تنم التهاب ریخت

رنگم پرید و بر رخ من ماهتاب ریخت

سوزاند زهر معتمد از پای تا سرم

زهرش شراره بر جگرم بی حساب ریخت

تا اینکه دست و پا بزنم هم رمق نماند

از بس  توان ز پیکر من با شتاب ریخت

این غم عذاب داد مرا تا در آن میان

دیدم به چهرهء پسرم اضطراب ریخت

می خواستم که آب بنوشم ز تشنگی

از دستهای بی رمقم ظرف آب ریخت

من که ز دست مهدیِ خود آب خورده ام

یاد حسین کردم و صد بار مرده ام

ساعات آخر است ، من انگار می روم

با دیدهء تر و تنِ تبدار می روم

دنیا به یادِ کوچه برایم جهنم است

با یاد مادر و در و دیوار می روم

ببیهوده نیست فصل جوانی خزانی ام

قامت خمیده از غم مسمار می روم

در سامرا به یاد مدینه نفس زدم

با داغ روضه های شرربار می روم

نام دو جا همیشه ز غم می کشد مرا

هر بار که به " کوچه"  و  " بازار "  می روم

ما اهل بیت حامل فریاد زینبیم

لحظه به لحظه و همه جا یاد زینبیم

در بسترم من و به سرم مادرِ حسین

گردید خاک کرببلا بستر حسین

من سر به دامن پسر خود گذاشتم

ای وای بر حسین و علی اکبر حسین

فرزند من کنار من است و دلم شکست

بر حالت حسین و علی اصغر حسین

اینجا جسارتی به من و پیکرم نشد

در زیر دست و پاست ولی پیکر حسین

والله قلب عمۀ ما تکه تکه شد

هر دفعه ای که دید به نیزه سر حسین

پامال شد به روی زمین جسم جدِّ من

اشکش چکید هر که شنید اسم جدِّ من

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


باید که دنیا فصل در فصلش خزان باشد

وقتی که با تو اینچنین نامهربان باشد

ای کاش که من نیز امشب زائرت بودم

جایی که فرزندت در آنجا روضه خوان باشد

دریایی از درد و غریبی موج خواهد زد

پای حسن هرگاه جایی درمیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

وضعت میان خانه چون زندانیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

خون دلت از کنج لب هایت روان باشد

آری حسن بودی ولی هرگز ندیدی که

گلبرگ روی مادرت چون ارغوان باشد

سخت است تشنه باشی و لب های لرزانت

حتی برای آب خوردن ناتوان باشد

هنگام برخورد لبت با کاسه ی آب است

وقت گریز روضه های خیزران باشد



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام عسکری(ع)


سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا

قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود

با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

سهم دوری را دل دیوانه بر هم می زند

با سلامی بر امامان صبور سامرا

با وجود این کریمان هرچه تحریمش کنند

جای حیرت نیست می چرخد امور سامرا

پست را آقا و کوچک را عزیزش می کنند

پادشاهی را ببین در چشم مور سامرا

شکر حق که دور تا دور حرم ساکن شدند

شیعیان عاشق و جِیْشِ غیور سامرا

تا خود بحر النجف هم می رسد این بوی خوش

عطر لیموی حرم از راه دور سامرا

لالم از توصیف این لذت، چشیدن لازم است

خواندن یک جامعه دورِ قبور سامرا

غالبا هر کس حرم رفته روایت کرده از

نیمه شب های غریب و سوت و کور سامرا

با وجود این ضریح سبز چوبی می رسد

بوی مادر از حریم جمع و جور سامرا

عاقبت این شهر را مهدی گلستان می کند

می رسد یک روز هم روز سرور سامرا



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، شهادت امام هادی(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مناجات و شهادت


سامرا ، باز با صفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرببلا

زائر و دسته ی عزا، داری

 

باز هم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام معصوم است

 

معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام مدافعانِ حرم

 

تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایۀ شهداست

 

همه دلخوشیِ ما این است

لااقل یک حَسن حرم دارد

صبح و ظهر و غروب سفره بپاست

بسکه صاحب حرم ، کرم دارد

 

اهلِ بیت رسول این ایام

به غم و غصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند

 

چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب او را رویِ لبش آورد

 

زیر لب گفت : الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست

 

بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد

 

عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد

 

محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند

 

تشنه قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد

 

عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام

 

آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز

چشم «نرگس» به جمالت، نگران است هنوز

دل شهزاده‌ی روم، آینه‌ی دلبری‌ت

تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری‌ت

پسر حضرت هادی! به فدایت پدرم

پدر حضرت مهدی! به فدایت پسرم

حج نرفتی تو، ولی قبله‌ی حاجات شدی

تو خودت، عین صفا، مشعر و میقات شدی

کعبه، یک چاردهم، بی تو صفا کم دارد

بی تو، یک چاردهم، عطر خدا کم دارد

ماه زیبا ! حسنِ دوم زهرا ! برخیز

مهدی‌ت دل نگرانت شده، بابا ! برخیز

باز هم جانِ جهان را، تو در آغوش بگیر

صاحب عصر و زمان را، تو در آغوش بگیر

روی زانو بنشان آینه‌ی طاها را

تو ببوس از طرف ما، پسر زهرا را

غم پرپر شدنِ چون تو کریمی، سخت است

به رقیه قسم! آقا ! که یتیمی سخت است



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


در بسترش نشسته فقط آه می کشد

   با چشم خیس نالۀ جانکاه می کشد

در بسترش نشسته سرش درد می کند

می سوزد از درون جگرش درد می کند

یک عمر می شود که غمی بین سینه داشت      

در سر هوای رفتن شهر مدینه داشت

این عمر کم به غربت و تبعید سر شده

 با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده

عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است

یعنی میان غربت و زندان گذشته است

هر چند بی توان شد و بی حال و خسته بود

لبهای خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود

فرمود لحظه ای پسرم را بیاورید

مهدی کجاست تاج سرم را بیاورید

شب می رسد دوباره بیار آفتاب را

در پای بسترم برسان عشق ناب را

ناگاه مخفیانه و دور از نگاه ها     

سر زد در آسمان حسن ماه ماه ها

آمد کنار بستر بابا نشست و بعد...

بغضش به حال غربت بابا شکست و بعد

دارد وصیت پدر آغاز می شود     

دارد زمان گفتن صد راز می شود

با احتضار و حال و هوای غروبی اش

دستی کشید بر روی صندوق چوبی اش

می خواست تا عبای پیمبر در آورد

عمامه و قبای پیمبر درآورد

می دید در رخ پسرش اقتدار را    

می داد دست مهدی خود ذوالفقار را

ناگاه علت غمِ دائم شد آشکار  

اسرار داغ و ماتمِ دائم شد آشکار

اینجا غمی به وسعت تاریخ جلوه کرد

  در آن نگاه غمزده یک میخ جلوه کرد

بر یادگار عصمت و پاکی نگاه کرد   

بر لاله های چادر خاکی نگاه کرد

خون در جوار چادر زهرا چه می کند؟

  هیزم کنار چادر زهرا چه می کند؟

فرمود از غم دل ما زار گریه کن       

از غصه های حیدر کرار گریه کن

بر مادری که پشت در افتاد بر زمین  

بر جرأت و جسارت مسمار گریه کن

هنگام روزه داری ات ای میوۀ دلم    

با یاد مجتبی دم افطار گریه کن

بر آن کسی که در وطنش هم غریب بود  

بر آن امیر بی کس و بی یار گریه کن

بر پیکر فتاده به دریای علقمه

بر حسرت نگاه علمدار گریه کن

آخر پدر به سمت لباسی اشاره کرد

شرح مصیبت بدنی پاره پاره کرد

برکشتۀ فتاده به گودال گریه کن

بر آن تن شکسته و پامال گریه کن

بر خواهری که آمده گودال قتلگاه 

رفته کنار پیکرش از حال گریه کن

بر چشم خونفشان علمدار کربلا    

بر زخم دست ساقی اطفال گریه کن

ناله بزن به پیکرِ زیر و زبر شده

فرمود گریه کن به تن مختصر شده

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئنا که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده

آنکه بر "سُرَّ مَن رَا ...نرسد

چشم برخاکِ آن اگر بکشیم

آسمان هم به گرد ما نرسد

سامرا رفته ها به من گفتند

هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان

تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدای دوتا حسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت

از گدایان این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید

بعدِ نام حسن کریم نوشت

تا که پیش تو درد دل کردیم

نام ما را خدا کلیم نوشت

دل ما را اسیر کرد آنکه

بال جبریل را گلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا

باز هم روزی عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا

نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است

آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست

آن طرف بی چراغ بی علم است

این طرف احترام می بینی

آن طرف ناسزا که دم به دم است

سامرا شد خراب فهمیدم

چقدر روضه ها شبیه هم است

مادری اند هر دوتا آقا

موسپید است هر که غرق غم است

پیش هر دو به گریه می شنوی

روضه ی پهلویی که محترم است

باحسینیم با حسن هستیم

ما گدای دوتا حسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد

به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرف آبی به دستهایش تا

پدر آبی نفس زنان بخورد

می خورد ظرف هی به دندانت

چه کند آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت

ضربه از چوب خیزران بخورد

روی پیشانی ات فقط چین است

آه اگر سنگ بی امان بخورد

**

عمه مانده است زیر هر ضربه

که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه اند و با خنده

لقمه ی خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدایِ دو یا حسن هستیم



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مدح


در ماتم توست دل اسیر غم توست

از عشق برافراشته‌تر پرچم توست

حیران حماسه‌ات مسیحا نفسان

این شور و شکوه «اربعین» از دم توست

***

وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ عَلَیْهِمَاالسَّلَامُأَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ إِحْدَى وَ خَمْسِینَ، وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ، وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ، وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ، وَ الْجَهْرُ بِـ«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ».

امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند:

«نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز)؛زیارت اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ انگشتر در دست راست نمودن؛ پیشانی بر خاک گذاردن و بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم (در نمازهای جهریّه صبح، مغرب و عشاء)».

بحار الأنوار، المجلسی، ج‏98، ص329؛ المزار الکبیر، محمد بن المشهدی، ص353 (رواه المفید فی مزاره: 61، و ابن قولویه فی الکامل: 325، و الشّیخ فی مصباح المتهجّد: 730، التّهذیب 6: 52، ذکره السّیّد ابن طاووس فی الإقبال 3: 100، مصباح الزّائر: 347، و الکفعمیّ فی مصباحه: 489)

 



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، ولادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مناجات


قصد،قصد زیارت است اما مانده اول دلم کجا برود

حال و روز مرا هرآنکس دید گفت باید به کربلا برود

-نجف و کربلا-دلم لرزید، -مشهد و کاظمین، خوب آمد

یازده بار استخاره زد دل من تا بفهمد به سامرا برود

ابتدای مسیر،الله است انتهایش بقیه الله است

سامرا وعده گاه آخر ماست جاده باید به انتها برود

همه یک روح و یک بدن هستید پس تمام شما حسن هستید

دل من با تو سامرایی شد تا به دیدار مجتبی برود

تو بقیع پر از مخاطره ای،کربلایی و در محاصره ای

یا که باید جگر به زهر دهی، یا سرت روی نیزه ها برود

دل به غم هرچه مبتلا می شد، پیش تو سر من رءا می شد

بعد تو بار غم گرفته به دوش، دل که تا ساء من رءا برود...



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز

جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

نفست تنگ شده کنج قفس افتادی

باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز

پسرت آمده بالای سرت آقا جان

مرهمی بر جگر پر شررت هست هنوز

اثر وضعی سم خشکی لبهاست، ولی

خوب شد کاسه ی آبی به برت هست هنوز

لب تو خشک و دو چشمان تو تر آقا جان

گوییا ظهر عطش در نظرت هست هنوز



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


امشب دو دیده ام ز غمت پُر ستاره است

آن را که نیست چاره بجز این، چه چاره است

در سامرا اگر چه نشد زائرت شوم

دل را به یاد مقتلت از جان کناره است

با تو چه کرد معتمد دون، که این چنین

از سوز داغ زهر به جانت شراره است

مهدی ز ره رسید و سرت را به برگرفت

افلاکیان و اهل سما را نظاره است

در بند دشمن ارچه سرت روی خاک بود

حالا به روی دامن یک ماهپاره است

گفتی تو إسْقِنیٖ و شدی از عطش رها

این روضه را به کربُبَلا یک اشاره است

هر چه ز لشگری طلبید آب، جدّتان

پاسخ نداد کس به حسین شهیدتان



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای به فلک کرده ملک پروری

زهره و شمس و قمرت مشتری

یازدهم اختر برج هدی

یوسف زهرا حسن العسکری

هم به سر دست، زمام فلک

هم به کف پات سر سروری

خوانده رسولت حسن اهل بیت

داده خدایت به همه برتری

عسکر تو در همه ارض و سما

جنّ و ملک آدم و حور و پری

هم به رضا حجّت هشتم، پسر

هم پدر حجّت ثانی عشر

کعبه ی اهل نظری یا حسن

آینه ی دادگری یا حسن

نخل امید رضوی را ثمر

یا که جواد دگری یا حسن

یک حسنی و سه محمّد جمال

چار علی را پسری یا حسن

با همه کس مونسی و همدمی

از همه گان خوب تری یا حسن

هم ثمرِ ده شجر طیّیه

هم صدف یک گهری یا حسن

نام حسن گشته برازنده ات

شاهدم این حسن فروزنده ات

ذکر تو تسبیح و مناجات ما

سامره ات قبله ی حاجات ما

چشم خدا! گر تو اشارت کنی

باز شود قفل مهمّاتِ ما

مِهر تو در سینه ی افروخته

مُهر تو در نامه ی طاعات ما

کوری دشمن به دو دنیا بود

دوستی ات فخر و مباهات ما

بی تو بهشت است جحیم همه

با تو قبول است عبادات ما

آینه ی دل زتو شد منجلی

ابا محمّد حسن بن علی

ای دو جهان جان و تنت را فدا

نطق و بیان و سخن ات را فدا

ریخته از لعل لبت دُرّ وحی

گوهر درج دهنت را فدا

آینه در آینه در آینه

روی حسن در حسنت را فدا

معجز گفتار و نفوذ کلام

منطق دشمن شکن ات را فدا

حسن تو چون باغ گُل یاسمن

باغ گل یاسمن ات را فدا

یوسف تبعیدی تحت نظر

ماه جمالت همه جا جلوه گر

مدح تو جان بخش ترین زمزمه

مهر تو روشنگر قلب همه

یا حسن ابن علی ابن الجواد

جان رضا نور دل فاطمه

رفتارت رفتار انبیاء

گفتارت آیات محکمه

اجدات ارکان نُه سپهر

فرزندت گردون تو را قائمه

طوبی عمه ی تو را پای بوس

حورا نرجس تو را خادمه

در حرم قدس تو افلاکیان

گشته ثنا خوان تو با خاکیان

ای دل هر شیعه محیط غمت

دست عنایت به سر عالمت

شاهد غمهای فراوان تو

قبر غریب تو و عمر کمت

زخم زبان همه عباسیان

بر جگر سوخته مرهمت

از چه جوانمرگ شدی ای که بود

زنده دو صد جان مسیح از دمت

مهدی موعود تو در کودکی

اشک عزا ریخته در ماتمت

کوه و در و دشت عزاخانه اش

مانده به رخ اشک غریبانه اش

مهدی تو داشت بسی آرزو

تا که تو گلبوسه بگیری از او

اشک غریبش روان از دو چشم

بغض یتیمش نهان در گلو

ناله کشید از جگر سوخته

ریخت به رخسار تو آب وضو

اشک فشان گریه کنان نا امید

داد گل روی تو را شستشو

بعد تو ای حجّت پروردگار

مهدی تو با که کند گفتگو

روح تو از تن چو به پرواز شد

غربت مهدی تو آغاز شد

ای شرر داغ تو بس جانگداز

چشم خدا بین بنما باز، باز

عمر تو کوتاه چو یک برگ گل

غصه ی غم های فزونت دراز

کودک شش ساله ی تو آمده

تا به تن پاک تو خواند نماز

خیز و بکش ناز از آن نازنین

کز غم تو خم شده آن سروناز

یوسف دور از وطن فاطمه

لاله ی تبعیدی باغ حجاز

لرزه بر اندام تو افتاده بود

خصم چه زهریت مگر داده بود

ای شده روزت زغم و غصه شام

ریخته اشک از غم بابا مدام

حجّت معبود سلامٌ علیک

مهدی موعود علیک السلام

سوخت شرارغمت آخر جگر

ریخت فلک زهر فراغت به جام

گاه کنی به جدت حسین

گه زغم مادر والا مقام

اشک فشان تو بود فاطمه

چشم به راه تو بود هر امام

منتظران تو همه عالمند

سوخته با زمزمه ی "میثمند"



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای سراپا حسن حیّ ذوالمن

سوّمین ابن الرّضا دوّم حسن

ای هزاران آفتاب مشتری

یا اباالمهدی امام عسکری

اسوه ی تقوی خدایی بنده ای

همچو جان در جسم ایمان زنده ای

دُرّ ده دریا و بحر یک گهر

آن گهر خود حجّت ثانی عشر

با همه درد و غم و عمر کمت

تا ابد مرهون احسان عالمت

از نماز و از دعای متصل

بردی از دشمن کنار حبس دل

با خدا پیوسته در راز و نیاز

روزها را روزه، شب ها در نماز

رنج هایت در ره توحید بود

سال ها یا حبس یا تبعید بود

روزگارت شعله ها بر جان فکند

دشمن ات در برکه ی شیران فکند

ایستادی بین شیران در نماز

شیرها را جانبت روی نماز

الله الله گرد تو درّندگان

سر فرو بردند همچون بنده گان

نور علمت از درون حبس ها

کرد از ظلمت جهانی را رها

ای دمت جان داده بر روح الامین

آسمان خفته در خاک زمین

رهنمای آفرینش کیست تو

شهریار ملک بینش کیست تو

چشم بد از ماه رخسار تو دور

یک جمال و چارده خورشید نور

گشت دشمن در جوانی قاتلت

کشت در ماه ربیع الاوّلت

کفر خود را عاقبت معلوم کرد

همچو اجدات تو را مسموم کرد

سامره شد صحنه ی روز جزا

گشت تنها مهدیت صاحب عزا

ای به قربان تو و عمر کمت

قلب مهدی داغدار ماتمت

بی تو مهدی بی کس و یاور شده

طفل تنهای تو تنهاتر شده

آه از آن ساعت که سوز و گداز

خواند مهدی بر تن پاکت نماز

کرد تا جسم ضعیفت را نظر

بر کشید آهی جهان سوز از جگر

آسمان دیده اش انجم گریست

بین مردم مخفی از مردم گریست

گر چه بودی اشگ دامن دامنت

بود کی زنجیر و غل بر گردنت

جسم تو زخم از دم خنجر نداشت

پیکر جدّ غریبت سر نداشت

آه از آن ساعت که زین العابدین

پیشوای عابدین و ساجدین

دید در گودال خون بر روی خاک

پیکر پاک پدر را چاک چاک

یوسف زهرا و زخم تیر و سنگ

گرگها کردند جسمش چنگ چنگ

گشت از چشمش روان دریای خون

خواست جانش از بدن آید برون

همدم او جز شرار تب نبود

جان زکف می داد اگر زینب نبود

میثم از این قصّه کن صرف نظر

چشم ها چشمه ی خون جگر



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای متجلـی از رخت جلـوۀ حسن داوری

غیـر نبـی بـه انبیـا داده خـدات برتـری

هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری

خلقت و طینتت همه فاطمی است و حیدری

حسن نکـویت از همـه کـرده ندیـده دلبری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

محیط علم و معرفت یگانه گوهرش تویی

سپهـر نـور اگـر دهـد مـه منورش تویی

ملک اگر ملک شده، امام و رهبرش تویی

سلام ما به سامره که سایه‌گسترش تویی

مـزار تـو در آن زمین، نمـوده نورگستری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

در آسمان معرفت شمس تویی، قمر تویی

تمـام نخل علم را ریشه تویـی، ثمر تویی

بحار نور را همه صدف تویـی، گهر تویی

شب سیاه هجر را صبح تویی، سحر تویی

به ده امام و یک ولی پدر تویی، پسر تویی

ز وصف ما، ز مدح ما، تو بهتری، تو برتری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

تو چشمـۀ علـوم حـق ز دَه یـمِ ولایتی

تو حسن کردگـار را جمـال بـی نهایتی

تو برتر از حدیثی و تو فرق هر روایتـی

تو مظهـر حقیقتـی، تـو مشعـل هـدایتی

تو آن ستوده حضرتی تو آن بزرگ آیتی

که مـی‌کند جمـال تـو ز خالق تو دلبری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

اگر چه در زمین دمد فروغ جاودانی‌ات

کنند سجده قدسیان به حسن آسمانی‌ات

هزار حیف، شـد بدن چو لالۀ خزانی‌ات

نوشته شد به خون دل، کتاب زندگانی‌ات

بسان شمع سوختـه نماند از تو پیکری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

سـلام روح و اولیــا بــه پیکــر مطهرت

چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت

نشـان مـرگ شـد عیـان به عارض منورت

به وقت مرگ مهدی‌ات چو جان گرفت در برت

دگـر نـگشت تشنـه لـب بریده از قفا، سرت

دگر به نیزه بر سرت، نشد جفـا ز هـر سری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

نمـاز خوانـد مهدی‌ات بـه پیکرِ مطهرت

به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت

دگـر میـان شهرهـا نشـد اسیـر، خواهرت

نخورد چوب بر لب و نرفت نوک نی سرت

نـگشت توتیـا دگـر ز سـم اسب، پیکـرت

نشد تن تو غرقِ خون ز تیر و تیغ و خنجری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

همـاره پـر زند دلم بـه محفل عزای تو

شراره بر دلم فکن که سوزم از برای تو

چه می‌شود سفـر کنم به شهر سامرای تو

سلام من، درود من، به صحنِ با صفای تو

وجود و بذلِ دست تو،«میثم» و خاک پای تو

نمی‌زنـم نمی‌زنـم جـز درِ ایـن حرم، دری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
شنبه 1394/09/28

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان

لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر آب گوارا برسان

که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قدح آب همینکه به لبم شد نزدیک

غم لب های حسین زد شررم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد

کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود

وقعه ی کرب وبلا در نظرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب

خون قلبم چکد از چشم ترم مهدی جان

میدرخشد رخ ماه تو بیاد آوردم

سر نورانی هجده قمرم مهدی جان



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
شنبه 1394/09/28

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


مهدى بیا كه رفتنیَم، راهِ چاره نیست

 جُز تو، به آسمان ولایت ستاره نیست

آبى به كامِ خُشكِ منِ تشنه لب رسان

 در كارِ خِیر، حاجتِ هیچ اِستخاره نیست

 بِنشین كنارِ بسترم اى میوه ى دِلَم

 فُرصت به قَدرِ دیدنِ رویت دوباره نیست

 آه از دَمى كه حضرتِ حیدر به خانه دید

 در گوشِ مادرم اثر از گوشواره نیست

 مهدى  بِدان كه بِینِ مُصیباتِ كربلا

 جانسوزتر زِ حَلقِ پاره ى آن شیرخواره نیست

 جَدّ غَریبِ من، بَدَنَش پاره پاره شُد

 امّا بِه گِردِ من خَبَرى از سَواره نیست



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
شنبه 1394/09/28

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


این داستان زهر و جگر مستمر شده

چشم پسر برای پدر باز ، تر شده

تغییر کرده رنگ رخت یابن فاطمه

کز سوز سینه ات پسرت با خبر شده

آثار زهر، صورتتان را کبود کرد

معلوم شد که هر چه شده با جگر شده

این تب که سوخت جسم تو تاثیر زهر بود ؟

یا شعلۀ در است ز تو شعله ور شده

این تازگی نداشت که با یاد مادری

در کوچه ، قاتل پسری میخ در شده

آه ای امام  یازدهم ارث فاطمه است

این گونه گر که عمر شما مختصر شده

آقا دل شما نکند سمت کربلاست؟

که لحظه لحظه داغ دلت بیشتر شده

خنجر نمی برید گلوی حسین را

اما به روی گردن او کارگر شده

خواهر که ان یکاد برای تو خوانده بود !

دیگر چرا جمال منیرت نظر شده؟

ای بی ادب بلند شو از روی سینه اش

سنگینی ات مصیبت این محتضر شده

اوج مصیبت تو همین است خواهرت

با کاروان شمر و سنان همسفر شده

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
شنبه 1394/09/28

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


ماه صفر رفت و دوباره محشری شد

هنگامۀ شور و عزای دیگری شد

اسلام، گریان امام عسکری شد

در خانه، مظلوم دو عالم بستری شد

مسموم شد مولا خبر در شهر پیچید

آقا به خود از شدت این زهر پیچید

آقا عزادارت زمین و آسمانند

با ما تمام قدسیان هم نوحه خوانند

بر چشمهامان اشکهای ما روانند

در زیر بار ماتمت قدها کمانند

امشب دل زهرا و حیدر غم گرفته

مهدی کنار بسترت ماتم گرفته

تو خود غریبی سامرایت هم غریب است

این روزها حال و هوایت هم غریب است

فرزندِ دور از دیده هایت هم غریب است

حس می کنم حتی عزایت هم غریب است

صاحب زمان بر پای تو صورت نهاده است

غربت همیشه عضوی از این خانواده است

هر بار یاد کوچه افتادی فِسُردی

با یاد زهرا مادرت صد بار مردی

راحت شدی دیگر تو با زهری که خوردی

کمتر کسی برده چنان رنجی که بردی

پیداست مولا از غروب دیدگانت

کار خودش را کرده زهر دشمنانت

سخت است فرزندت بگیرد دامنت را

بعدش ببیند لحظۀ جان دادنت را

خاموش بیند چشمهای روشنت را

پیشت بماند تا ببیند رفتنت را

ما هم به همراه ائمه روضه خوانیم

گریان آلامِ دل صاحب زمانیم

ابر غم تو کرده سایه ، سامرا را

در غم فرو برده تمام سینه ها را

ویرانه کرده کوچه های قلب ما را

کرده تداعی روضه های کربلا را

غمهای دیگر را غم تو برده از یاد

آقا بمیرم ظرف آب از دستت افتاد

تا ظرف آب از دستهایت بر زمین خورد

یاد آمدت ساقی عمود آهنین خورد

تا تیر بر مشک یل ام البنین خورد

افتاد مشک و ضربه ها از آن و این خورد

بر ساقی و بر اشکهایش گریه کردید

با حضرت مهدی برایش گریه کردید

اصلا همه بر دستهایش گریه کردند

بر دستِ از پیکر جدایش گریه کردند

پیغمبر و زهرا برایش گریه کردند

بر ماجرای کربلایش گریه کردند

این روضه هم مثل تمام روضه ها شد

از هر جهت رفتیم آخر کربلا شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
شنبه 1394/09/28

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


تنها نه اینکه بر تن تو جامه ی عزاست

حتی سیاه پوش غمت سرّ من رئاست

"غم"، واژه ای که بیشتر از هر کس دگر

با چشم های دائم الاشک تو آشناست

تنها، غریب، گوشه ی سرداب خانه ات

بر گونه هایت اشک عزای پدر رهاست

این روزها اگر که ندارید زائری

ما را به سامرا ببر، اینجا پر از گداست

انگار ماتم تو تمامی ندارد و

هر روز، سینه ی تو به یک داغ مبتلاست

تو سوگوار خانه ی آتش گرفته ای

اما شکستن تو در این داغ، بی صداست

مثل همیشه آخر شعرم رسید و باز

دستم به دامن تو و امضای کربلاست



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 

امام زمان(عج)-شهادت امام عسگری(ع)


یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت

خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت

داغی نشسته بر جگر داغدار تو

در خون نشسته است دل درد پرورت

قربان آن امام، که در آخرین نفس

سیراب گشته است به دست مطهرت

ای سرو سرفراز جهان، سرو سربلند

از ماتم پدر چه رسیده ست بر سرت

بهر تسلی دل درد آشنای تو

صف بسته اند خیل ملائک برابرت

ما را شریک درد و غم خود حساب کن

ما دل شکسته ایم ز احوال مضطرت

دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم

ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت

رفتی به پشت پردۀ غیبت ولی شده است

صدها هزار عاشق و عارف کبوترت

چشم انتظار مانده زمین تا کدام روز

روشن شود جهان ز حضور منورت

با کثرت گناه «وفایی» شب فراق

دارد سلام و عرض ارادت به محضرت



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
جمعه 1394/09/27

امام حسن عسگری(ع)-مدح و شهادت


ای آفتاب، سایه نشین جمال تو

ای عمر خضر، بسته به آب زلال تو

ای نیستی خلق دو عالم، زوال تو

ای هست و بودِ خلقت و هستی، وبال تو

ماییم در حریم تو، داریم چشم لطف

از دامن کریم تو داریم چشم لطف

اینجا مقربان، صُلحا صف کشیده اند

پیغمبران حق، شهدا، صف کشیده اند

آقا ببین چقدر گدا صف کشیده اند

در «سُرّ مَن رأیِ» شما صف کشیده اند

تا که شوند جزو گدایان حضرتت

روزی خورند از نمک و نان حضرتت

ای سامرات، گلشن زیبای اهل بیت

گلدسته ات، بهشت دِلارای اهل بیت

دور ضریح، در حرمت، جای اهل بیت

از نسل توست «مهدیُ مِنّایِ» اهل بیت

امشب که ما به روضه ی تو مشتری شدیم

مشغول ذکر یاحسن العسگری شدیم

کعبه در این دیار به دورت طواف کرد

پای همین مزار به دورت طواف کرد

روزی هزار بار به دورت طواف کرد

با قلب داغدار به دورت طواف کرد

ای قبله گاه یار، به دور خودت بچرخ

حج را بجا بیار، به دور خودت بچرخ

ای آنکه چشم دهر برایت گریسته

در آسمان دو نهر برایت گریسته

جبرییل بحر بحر برایت گریسته

مسموم زهر، زهر برایت گریسته

آقای من، نلرز، به دور خودت نپیچ

بر خویشتن نلرز، به دور خودت نپیچ

آقا تو هم ز سمِ جفا تشنه لب شدی

آزرده زهر قلب تو را، تشنه لب شدی

رفته دلت به کرببلا، تشنه لب شدی

در ظلّ آفتاب لبش تشنه مانده بود

بین دو نهر آب، لبش تشنه مانده بود

آقا بنوش آب گوارا، بگو حسین

بگذار سر به دامن مولا، بگو حسین

آسوده سیر کن به ثریّا، بگو حسین

مهدی کنار توست، همین جا، بگو حسین

او آمده است رخت عزا را به تن کند

آماده است تا به تن تو کفن کند

کرببلا، حسین، دریغا کفن نداشت

اصلاً کفن که جای خودش، پیرهن نداشت

جز زخم و زخم و نیزه شکسته، به تن نداشت

"هذا قلیل"، پس به گمانم بدن نداشت

جسمی که پایمال سم اسب ها شود

باید که سهم خاک شود، بوریا شود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء