امام حسن عسکری(ع)-شهادت


به لبِ خشکِ تو انگار که باران میخورد

آب میخوردی و هِی ظرف به دندان میخورد

 

پسرِ کوچکِ تو مانده چه سازد با تو

زهر وقتی که بر این سینه‌ی سوزان میخورد

 

آه میسوخت از این آه دوتا گونه‌ی او

نفَست تا که بر آن چهره‌ی گریان میخورد

 

فقط از کنده و زنجیر و فلک خالی بود

ورنه این حجره‌ی پُر درد به زندان میخورد

 

بارها شد که تو پیچیدی و اُفتاد سرت

بارها خاک بر این زُلفِ پریشان میخورد

 

پسرت اینطرف و مادرت آنسو مُردند

دستهاشان به سر از وای حسن‌جان میخورد

 

دیدی از بسترِ خود شام و سَر و آتش را

آنهمه زخم که از بام به طفلان میخورد

 

یک به یک با سرِ خود رویِ زمین میخوردند

ضربِ شلاق که بر پشت و گریبان میخورد

 

خیره بر چشمِ پدر بود نفهمید که سوخت

آتشی را که بر آن دخترِ بی جان میخورد

 

دخترک زد به لبش گفت که دندانش کو

آنقدر سنگ که بر آن لب و دندان میخورد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام حسن عسکری(ع)


به آسمان نرسم تا هوایی‌ام نکنی

کجا روم من اگر سامرایی‌ام نکنی

 

بگو میانِ گدایانِ خویش جایی هست

نگاه بر من و بی دست و پایی‌ام نکنی

 

بقیع پنجره فولاد کُنجِ شش گوشه

خوشم به این دو سه جا هرکجایی‌ام نکنی

 

سرم به چوبه‌ی سرداب میزنم به سرم

اسیرِ این شبِ سردِ جدایی‌ام نکنی

 

هنوز از سفرِ اربعین مریضِ توام

دوا ندارم اگر    کربلایی‌ام نکنی

  

نگاه کن به بزرگیِ خود ولی نظری

به طرزِ نابلدیِ گدایی‌ام نکنی

  

غریبِ شهر  مرا کُشت آتشِ جگرت

مرا بِبَر که بمیرم به خانه‌ی پدرت




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


آتش  زهر  تمام جگرت را سوزاند

نا نداری و عطش چشم ترت را سوزاند

 

کاسه ی آب ز دستت به زمین می افتد

تشنگی شعله شد و بال و پرت را سوزاند

 

بدنت بی رمق و هی به خودت می پیچی

آه آهت همه ی دور وبرت را سوزاند

 

میکشی پا به زمین و بدنت سرد شده

سرفه هایت بدن مختصرت را سوزاند

 

دیدن حال بد و جان‌ به لب آمده ات

به خدا قلب یگانه پسرت را سوزاند

 

سر تو بر روی دامان پسر... جان‌دادی!

مطمئنم که خودت یاد حسین افتادی




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


از ابتدای گدا بودنم گدای توام

غلامزاده ام و نوکر سرای توام

 

ز کودکی فقط از کوچه تو رد شده ام

غریبگی نکن اینقدر! آشنای توام

 

مرا بزرگ نکن!کوچکت شدم کافیست

طلا برای چه وقتی که خاک پای توام؟!

 

 به آفتاب قیامت چکار دارم من؟!

هزارشکر که در سایه ی عبای توام

 

دخیلمو به ضریح جدید بسته شدم.

برای هیچکسی نیستم برای توام

 

پرم شکسته پر دیگری تفضل کن

هوایی سحر گنبد طلای توام

 

به کربلا و مدینه به کاظمین قسم

گدای دربه در شهر سامرای توام

 

چقدر خوب که پای شماست نوکریم

خوشم که سفره نشین امام عسکریم

 

به آب خشکی لبهای تو شرر زده است

تمام حرف دلت را دو چشم تر زده است

 

شبیه فاطمه دستار بر سرت بستی

چه زهر بود که آتش به فرق سر زده است؟!

 

تمام صورت و دشداشه تو خاکی شد

زمانه بر رخت از کربلا اثر زده است

 

تمام حجره برایت گریز سوختن است

غمی به روی دلت سقف و فرش و در زده است

 

کسی به پیش نگاهت زن تو را که نزد؟!

درِ سرای تورا کِی چهل نفر زده است؟

 

نه چشمهای‌ نوامیس تو به مردم خورد

نه هیچکس به نوامیس تو نظر زده است

 

نه تازیانه بدست‌ کسی ست در کوچه

نه دختران تورا موقع گذر زده است

 

نه هیچکس به گلوی تو خنجری انداخت

نه هیچکس به سر دخترت سپر زده است

 

اگرچه شهر غریبی ولی کفن داری

نرفته ای ته‌ گودال پیرهن داری




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام حسن عسکری(ع)


از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم

نوشت تا که فقط عاشق شما باشم

 

نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم

نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم

 

خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟

همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم

 

امام عصر، امام زمان، مباد دمی

دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم

 

تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم

در این زمانه که او نیست، من چرا باشم

 

میان خانه ات امشب عزا به پا کردی

چه می شود که در آن مجلس عزا باشم

 

برای آنکه کمی در غمت شریک شوم

اجازه می دهی امشب که سامرا باشم؟

 

قسم به اشک روانت برای من بنویس

که باز یک سحر جمعه کربلا باشم




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


از زهر تمام پیکرش می لرزید

پیوسته ز پا تا به سرش می لرزید

افتاد حسن یاد حسن وقتی که

در کوچه به یاد مادرش می لرزید 




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


از قوم و خویش حضرت باریتعالی هم

یعنی که داری خانه ای در آسمان ها هم

 

بی اذن تو سنگی به روی پا نمی شد بند

بی اذن تو چشمی نخورده آب حتی هم

 

از ساکنان کوچه دست قنوت تو

لوح و قلم، کرسی و اهل عرش بالا هم

 

دارایی و اموال ما خمس نگاه تو

سر را ببین تا که ببینی زیر پا را هم

 

برخورد گرم دست تو با سائلان این شد

ما را کشانده از عدم تا درب دنیا هم

 

وقتی در دارالکرم تا نیمه شب باز است

محتاج تر از هرکسی دست من و ما هم

 

تاریک مانده بی شما صحن بهشت حق

با لخته خون های لب خورشید زهرا هم

 

از صبح می لرزی و می افتی زمین گاهی

تا شب هزاران روضه را کردی صدا با هم

 

فریاد وا امای تو آتش زده دل را

در شعله می بینی پر بانوی منزل را

 

دیوار چشمان تو را نمدار می بینم

سقف عزا را بر سرت آوار می بینم

 

وقتی چراغ عمر تو از روی بام افتاد

راه عبور خانه ها را تار می بینم

 

ای روضه وا کن راه را می ترسم از دست

سیلی که در پشت گلو انبار می بینم

 

این میله ها دور تو مشغول طواف هستند

زنجیر را با دست تو همکار می بینم

 

زندان و شلاق کسی جسم تو را آزرد

بر سینه ات ارثیه از مسمار می بینم

 

هربار می آیند پشت خانه ات گویا

اهل تو را بین در و دیوار می بینم

 

با لرزش دستان تو عرش خدا لرزید

لب های خشکت را شهید نار می بینم

 

گفتم جوانمرگ است از آزار سامرا

خون دلت را بر لبت هر بار می بینم

 

پیشانی خیست که می بارد دم آخر

مهدی سرت را در بغل دارد دم آخر




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مناجات و شهادت


پر می زند دوباره دلم در هوای تو

دارم هوای بوسه به صحن و سرای تو

 

اذن دخول خوانده دلم تا کنی نظر

زائر شوم دوباره سوی سامرای تو

 

ای دومین حسن چو حسن ذره پروری

پر می شود دو دست گدا از عطای تو

 

بر روی فرش ، عرش خدا جلوه می کند

تا می خورد تکان ز نسیمی عبای تو

 

صدها هزار بار جهان و هر آنچه هست

آقا غلام کوی تو ، آقا فدای تو

 

هم تو غریب هستی و هم مرقدت غریب

اما غریب نیست دمی آشنای تو

 

دشمن تو را نهاد به زندان و بی خبر

از آنکه هست عالم امکان برای تو

 

مانند مادرت به جوانی شکسته ای

زهر جفا گرفت رمق از صدای تو

 

گفتی به آه آب برایت بیاورند

ذکر حسین بود و عطش هر نوای تو

 

شکر خدا که لحظه ی آخر پسر گرفت

در بین سینه ماه رخ دلربای تو

 

آه از سری که رفت به بالای نیزه ها

آه از تنی که ماند به صحرای کربلا




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


به شوق از تو سرودن حروف جان بدهند

اگر اجازه مدحت به این زبان بدهند

 

تمام ثانیه ها گریه برغمت کردند

که تسلیت به دل صاحب الزمان بدهند

 

تنت میان تب است و دو دست لرزانت

ستون عرش خداوند را تکان بدهند

 

سوال کرده ام از نام قاتلت اما

مقاتل حسنی کوچه را نشان بدهند

 

هجوم برجگرت برده زهر بامسمار

خداکند به جگر گوشه ات امان بدهند

 

چقدر کاسه خودش را روی لبت زد تا

عنان مرثیه ات را به خیزران بدهند

 

تقاص جان‌تورا زهر میدهد ؟هرگز

تقاص جان تورا خولی و سنان بدهند

 

به سمت روضه ی سر می دوند مصرع ها

اگر اجازه ی روضه به روضه خوان بدهند

 

دوید خواهر اوتا سر ازتنش نبرند

سربریده ی اورا به این و آن بدهند

 

عبا و پیرهنش را که گرگ‌ها بردند

عقیق سرخ‌ یمن‌ را به ساربان بدهند...




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مناجات


بر روی گدایان بگشا بال و پرت را

ما ملتمسانیم دعای سحرت را

 

با روی سیاه آمده ام مرقدت آقا

تغییر دهم بلکه دوباره نظرت را

 

ای گوشه ای از چشم ترت صاحب اعجاز

چرخی بده بر خیل محبان بصرت را

 

با دست شما بت کده ی دل شده مسجد

من سابقاً آورده ام ایمان هنرت را

 

گفتند بقیع بسته و این شد که گرفتیم

قدر دو حسن در حرمت دور و برت را

 

آقای من این جمعه فرج با تو , که عمریست

ما منتظرانیــــــــــم ظهور پسرت را ... 




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)،  ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


اَلا شیعیانم، اَلا عاشقان

مرا درد دلهاست با دوستان

 

غمم روی غم بسکه انباشته

جوانی،مرا پیر اِنگاشته

 

همه عمرِ من بود، خونِ جگر

من از نوجوانی شدم دربدر

 

همانان که ما را اَمان خوانده اند

مرا بیست سال از حرم رانده اند

 

ز فرعونیانِ زمان، آه آه

و از مکرِ مأمونیان، آه آه

 

بمن دشمنانم چها کرده اند

مرا دوستان هم، رها کرده اند

 

پس از قتلِ بابای مظلوم من

نشد رحم، بر قلبِ مهموم من

 

هنوز آب غسل پدر بر تنَش

و نگذشته یکماه، از کُشتنَش

 

عدویم ز خود، ساخت یک ماجرا

به حیله مرا خواند، تا سامرا

 

مدینه بهم ریخت از این خبر

که از شهرِ جدم شدم دربدر

 

یتیمی، گِران بود و غم شد مَزید

که نوبت به روزِ اسیری رسید

 

اگر چه، چو من کس اسارت ندید

کسی مثل عمه جسارت ندید

 

ندیدم روی نیزه هرگز سری

ندیدم بدستِ عدو معجری

 

تمام منازل که در راه بود

فقط کار من ناله و آه بود

 

بیاد شهیدان دشت بلا

بیاد اسیران کرب و بلا

 

بیاد یتیمان ناقه سوار

بیاد غریبان دور از دیار

 

مرا نوجوانی،چو پیری گذشت

به هر درد و داغی، اسیری گذشت

 

سواره، پیاده، عیان و نهان

مرا بُرد دشمن، به یک پادگان

 

دگر خانه ام، کُنجِ تبعید شد

و در کاخِ ظلم و ستم عید شد

 

چو دشمن سرِ دوشِ ما، بار ماند

امامت، به هجران گرفتار ماند

 

در این بیست سالی که زندانی ام

شده مونسم، چشمِ بارانی ام

 

مرا گاه با تهمت آزرده اند

گهی بِرکۀ شیرها بُرده اند

 

به تَفتیش، گاهی که دامن زدند

چه بَرچسبهایی که بر من زدند

 

ز کوهِ بلا قامتم خم نشد

ز جور و جفا تاقتم کم نشد

 

همه درد و غمهای من یکطرف

دعاهای شبهای من یکطرف

 

ز دیدارِ مهدی، رها مانده ام

به تبعید، از او جدا مانده ام

 

شب و روزِ من گریه بر غیبتش

دعایم شده یاریِ حضرتش

 

دعا در نهان و عیان میکنم

دعا بر شما شیعیان میکنم

 

نه پرهیز کردم ز مسکینِ خود

نه غافل شدم از محبینِ خود

 

به درگاه نورانیِ فاطمه

رسانم سلامِ شما را همه

 

به زهر جفا عمرِ من شد تمام

شما را رسانم یکایک سلام

 

در این لحظه های پُر از شور و شین

نسازم فراموش، ذکرِ حسین

 

کنون غربتم را نشان میدهم

در این لحظه، لب تشنه جان میدهم

 

خدا را به هم عهدی ام جان دهم

سرِ زانوی مهدی ام جان دهم

 

خداحافظ ای یوسف فاطمه

خداحافظ ای انتظار همه

 

خداحافظ ای انتقام حسین

خداحافظ ای صبح و شام حسین




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


پا از گلیم بیشتر انداخته گدا

وقتی به خاک پات سرانداخته گدا

اطراف صحن بال و پر انداخته گدا

گر سوی گنبدت نظر انداخته گدا

دارد شبیه کرببلا عشق میکند

با گنبد جدید شما عشق میکند

 

در پیشگاه لطف تو عنوان مهم نبود

انسان رسیده یا که نه حیوان!مهم نبود

سائل مسیحی است و مسلمان مهم نبود

اینچیزها برای کریمان مهم نبود

بر پای سفره ی تو نشستیم یا حسن

ما اهل سامرای تو هستیم یا حسن

 

هرچند ابری است هوای زیارتت

دل ها به حسرت است برای زیارتت

لب ها گرفته اند دعای زیارتت

یادی کنیم از شهدای زیارتت

قربان زائران تو که در سفر خوشند

راه تو پرخطر شده و با خطر خوشند

 

ای کاش نیمه جان نشود مثل تو کسی

از دیده ها نهان نشود مثل تو کسی

راهی پادگان نشود مثل تو کسی

بیمار و ناتوان نشود مثل تو کسی

اطراف خانه ی تو چه شبها به خط شدند

سربازها مزاحم آرامشت شدند

 

خشک است کام تو ولی از قحط آب نیست

هستی اسیر گرچه!بدستت طناب نیست

از خون سر محاسنت آقا خضاب نیست

بر پیکر شما اثر آفتاب نیست

با نیزه بند بند تنت که جدا نشد

جسمت سه روز بین بیابان رها نشد

 

سنگین که شد سرت به روی نیزه ها نرفت

آوای استغاثه تو هرکجا نرفت

دیگر سنان میان دهان شما نرفت

ناموستان به کوفه و شام بلا نرفت

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد

اصلا عصا به این بدن نیمه جان نخورد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت حسن عسکری(ع)


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد

غم از نگاه تو یكدم جدا نخواهد شد

 

محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز

دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

 

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت

دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

 

به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم

هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد

 

دخیل دست من از سامرا جداست ولی

دخیلِ بسته ی قلبم جدا نخواهد شد

 

غم حسین و غم توست در دل و، دستم

از این دو رشته ی محكم جدا نخواهد شد

 

شهید شد پدر تو ولی از انگشتش

به زورِ خنجر، خاتم جدا نخواهد شد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حدیث گریه شده  جام زهر خوردن تو

به عمر گل نرسد  قصه ی فسردن تو

 

همیشه آب نخوردن دلیل مرثیه نیست

تمام روضه ی ما گشته آب خوردن تو

 

هزار بار ، دلت را به ظلم سوزاندند

هزار بار ، بمیرم  برای مردن تو

 

نبرده است مدینه  ز خاطر ، ای یوسف

به سامرا ، نه  به زندان غصه بردن تو

 

چه سخت بود سپردی یتیم خود به "قدر"

چه سخت بود به دست "قضا" سپردن تو




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ساقیا ما همه از برکت جامت مستیم

یازده مرتبه از بردن نامت مستیم

آنچه از دست تو جاری ست شرابی ست طهور

شکر در سایه ی الطاف "امامت" مستیم

محو در روشنی گنبد زردت مثل

یاکریمان نشسته سر بامت مستیم

" نَحنُ کَهفُ لِمَنِ التَجَاَ اِلَینا "گفتی

عمری از لذت فحوای کلامت مستیم

به همان کرببلایی شدن مان سوگند

هم چنان با یکی از پنج علامت مستیم

می نخورده همه اصحاب تو اقا مست اند

می نخورده همه چون "ابن هشامت" مستیم

وَ تَصَدَّق... همه هستیم "ابوهاشم" تو

سال ها با کرم و لطف مدامت مستیم

نان تو باده ی ما کاسه ی تو ساغر ماست

تا سحر با نمک سفره ی شامت مستیم

ساقیا مرحمتی پشت در میکده ایم

به امیدی به در خانه ی تو آمده ایم

 

شیعه از پرچم تو حوله ی احرام گرفت

حرم الله حریم حرمت نام گرفت

قبله ی قبله تویی کعبه به تو رو زده است

حجرالاسود از ایوان طلا وام گرفت

خضر اولاد علی ! آب حیاتش دادی

هر که از دست کریمانه ی تو جام گرفت

فقه را با نفست بار دگر جان دادی

احتجاجات تو گرد از رخ اسلام گرفت

جاثلیق از سر اعجاز تو مشتش رو شد

و دعای تو فقط بود به هنگام گرفت

بی گمان زیر سر معجزه ی چشم تو بود

شیر درنده اگر در قفس ارام گرفت

اسم و رسمش وسط صحن تو از یادش رفت

عاشقی که لقب زایر گمنام گرفت

غافل از هم و غم شیعه نشد مهدی تو

از سجایای پسندیده ات الهام گرفت

وای از آن دم که نگهبان تو گستاخی کرد

وای از آن لحظه که تصمیم به دشنام گرفت

وارث سینه ی آزرده ی زهرا نفست

موقع گفتن تکبیره الاحرام گرفت

در مناجات شب اخر خود افتادی

پیش چشمان تر همسر خود افتادی

 

گریه ی چشم ملک از قبل مهدی بود

چقدر خوب سرت در بغل مهدی بود

ناله کردی همه با مهر جوابت دادند

تشنه بودی و سپس جرعه ای آبت دادند

اهل خانه کفنی بر تن پاکت کردند

بعد تشییع بلافاصله خاکت کردند

پیکرت تابش سوزنده ی خورشید ندید

بوریا جای کفن دور خودش دید ؟ ندید

سامرا با سپر و سنگ و سنانت نزدند

پیرمردان که عصایی به دهانت نزدند

سامرا صحبتی از گودی گودال نشد

سینه ات زیر سم اسب که پامال نشد

سر انگشترت انگشت به غارت که نرفت

آه... ناموس تو آقا به اسارت که نرفت




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


وقت بیماری و غم ذکر حسن می گیرم

وسط روضه و دم ذکر حسن می گیرم

همه جا زیر علم ذکر حسن می گیرم

به خدا بین حرم ذکر حسن می گیرم

سامرا، ذکر حسن، بین حرم می چسبد

جمعِ نامِ تو شدن، زیر علم می چسبد

 

ما نشستیم سر سفره ی شاهانه ی تو

به فدای تو و آن لطف کریمانه ی تو

عرشیان صف زده پشت در کاشانه ی تو

خیر دیدیم چقدر از در این خانه ی تو

پاسبان حرمت خیل ملائک هستند

جیره خوار کرمت خیل ملائک هستند

 

خلق حیران تو و روی ملیحت آقا

به فدای تو و آن لحن فصیحت آقا

ماجرایی است عجب، دست مسیحت آقا

دست ما را برسان تا به ضریحت آقا

به فدای تو و آن گنبد و گلدسته ی تو

کس نخورده است در عالم، به در بسته ی تو

 

شور رویای شب ماست فقط خواب حرم

دل ما هست همان گوشه ی سرداب حرم

قسمت ما بشود کاش دم ناب حرم

تا بنوشیم فقط جرعه ای از آب حرم

هر چه می خواهد از این باب، گدا می گیرد

لطف بی حد شما، دست مرا می گیرد

 

می رود سمت جنان گریه کنت با زهرا

می شود چشم ترم در غم تو چون دریا

اثر زهر شده در رخت آقا پیدا

اولین روضه ی تو عمر کمت بود اما

لااقل خم نشدی، چشم شما تار نشد

قسمت سینه ی تو تیزی مسمار نشد

 

دست و پا می زنی و بال و پرت می آید

مهدی فاطمه بالای سرت می آید

اثر زهر جفا بر جگرت می آید

روضه ی ظهر دهم در نظرت می آید

همه سیراب ولی تشنه، عزیز زهراست

زیر کندیِ سر دشنه، عزیز زهراست

 

روی این خاک بگو، آه... تنت می ماند؟

زیر مرکب مگر آقا بدنت می ماند؟

غصه ای نیست... به تن پیرهنت می ماند

بین انگشت، عقیق یمنت می ماند

پسر فاطمه بالای سرش غوغا بود

سر عمامه ی آقای همه دعوا بود




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانش داشت

که مانند علی(ع) داغی در عمقِ استخوانش داشت

 

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

چه بغضی خفته در هر لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

 

به خود از درد می پیچید و لبها به کبودی رفت

به جای آب؛ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

 

دلِ سرداب شد آشوب؛ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد... آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

 

عرق می ریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

 

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دم ِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومکْ» بر زبانش داشت

 

به یاد ظهر عاشورا، به یاد جدّ مظلومش

دم آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

 

پدر پیش پسر در سامرا...در کربلا امّا؛

پسر پیش ِ پدر جان داد! سر بر زانوانش داشت!




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد

غم از نگاه تو یكدم جدا نخواهد شد

محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز

دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت

دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم

هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد

دخیل دست من از سامرا جداست ولی

دخیلِ بسته ی قلبم جدا نخواهد شد

غم حسین و غم توست در دل و، دستم

از این دو رشته ی محكم جدا نخواهد شد

شهید شد پدر تو ولی از انگشتش

به زورِ خنجر، خاتم جدا نخواهد شد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 12:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


حسِّ نابی شبیهِ باران داشت

به نگاهش بهار، ایمان داشت

به شُکوه و ابهّتِ این مرد

دشمن و دوستدار اذعان داشت

احتمالِ وقوعِ ناممکن

با وجودش همیشه امکان داشت

روزگاری همین امامِ همام

گنبد و بارگاهِ ویران داشت

عالَمی در اسارتش... اما

گذرِ عمر کنجِ زندان داشت

آسمان در رثای او می‌سوخت

هرچه بارید باز باران داشت




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 12:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند

دوتا کریم در عالم برای ما باشند

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

دلیل خوشه ی انگور عسکری این است

که تاک ها ننشینند روی پا باشند

حسن شدی که میان مُضیف چشمانت

تمام  شهر به عشق شما گدا باشند

حسن  شدی که به هنگام بردن نامت

بقیع آمده ها یاد مجتبی باشند

حسن شدی که شبیه بقیع ،خُدامت؛

به دور قبر تو ذراتِ در هوا باشند

حسن شدی که غریبی غریب تر باشد

که زائران تو در بین کوچه ها باشند

حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد

که خادمان تو در شهر کربلا باشند




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانَش داشت

که مانند علی(ع) خنجر میانِ استخوانش داشت

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

بلا و خونِ دل٬ در لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

به خود از درد می پیچید و لب رو به کبودی رفت

به جای آب٬ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

سیاهی رفت چشمانش! چه محکم بر زمین خورد و

به یاد کوچه٬ «وا أُماه» بر آهِ دهانش داشت

دلِ سرداب شد آشوب٬ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد...آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

عرق میریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

به مهدی(عج) خیره شد با اشک٬ در بین نفس هایش

فشاری دردمندانه به رویِ بازوانش داشت

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دمِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومَ...» بر زبانش داشت

به یاد ظهر عاشورا٬ به یاد شام و ویرانه

دمِ آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

پسر پیش پدر در کربلا...اما به سامرّا٬

پدر پیش پسر جان داد! سر بر زانوانش داشت!




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


در این دنیا ندیدم جز در و دیوار زندان را

که تاریکی شده مونس ؛ من زار پریشان را

نشسته گرد غم بر خانه از وقتی به جای دوست

چنین دشمن کمین کرده ،گرفته جای مهمان را

به دادم می رسد این زهر جانفرسا، یقین دارم

که تقدیم اجل کردم پس از عمری بلا، جان را

به دستم آب میگرید که در ذهن خودم دارم

مجسم میکنم لب های خشک شاه عطشان را

دلم اندازه ی یک عمر غیبت تنگ میگردد

بیا مهدی ببینم ،آن رخ زیبای تابان را




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 11:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


کام بهار طعمه جام خزان شده

زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه اش

زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی تاب لرزش بدنش دیده زمین

گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسه آبی رمق نداشت

دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی اش

حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لب های تشنه اش

زخمی دست بی ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او

پایین نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشت های او

مقصود دست غارت یک ساربان شده




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


کم گفتن از مقام کریمان درست نیست

غافل شدن زحرمت  آنان درست نیست

وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند

ماندن به زیر بارش باران درست نیست

سختی کشیدن اول سیر و سلوک ماست

سیرو سلوک راحت و آسان درست نیست

وقتی که دست یار گره باز میکند

وا کردنش به زور و به دندان درست نیست

اصلا که گفته راه به مورش نمیدهد؟!

این حرفهای پشت سلیمان درست نیست

 

با یازده هزار گناه آمدیم ما

از شوق، زنگ یازدهم را زدیم ما

 

تو آمدی و درد دوا شد به راحتی

جبرائیل هم برای تو پا شد به راحتی

سرمایه دار کرده ای اهل مدینه را

خاکی که داشتند طلا شد به راحتی

از برکت تو بود که روزی ما رسید

حاجات ما نگفته روا شد به راحتی

ابن الرضای سومی و از قبال تو

هرنوکری گدای رضا شد به راحتی

سجاده پهن کردی و گرم دعا شدی

قبله برای قبله بناشد به راحتی

 

ای حج نرفته سعی و صفا و حرم تویی

بیت الحرام خانه ی تو کعبه هم تویی

 

وقتی برای ما زدن در همیشگی است

پس گوشه چشم شاه به نوکر همیشگی است

ای حیدری ترین حسن خاندان عشق

در توظهور هیبت حیدر همیشگی است

بک درهمی که نذر تو کردم هزار شد

لطفت به ما هزار برابر!همیشگی است

ما زیر سایه تو و سید محمدیم

برما محبت دوبرادر همیشگی است

رد هم کنی به خانه دیگر نمیرویم

این ارتباط ما به تو آخر همیشگی است

 

مشغول پای بوسی آقاست هرچه هست

لطف امام عسکری ماست هرچه هست

 

ساعات قلب عاشق و ساعات سامرا

ماخیر دیده ایم ز خیرات سامرا

در هیچ جای دیگر دنیا ندیده ایم

آن لذتی که هست در اوقات سامرا

خاکی شدیم در حرم و پاکتر شدیم

اینگونه است نوع  کرامات سامرا

مارا همین گدا شدن ما بزرگ کرد

آقا شدیم تحت عنایات سامرا

دیدیم آن زمان که حرم شد بدون سر

از کربلا درست شده ذات سامرا

 

آقای من به عالم امکان نگین تویی

انگیزه زیارت هر اربعین تویی

 

هرچند مثل چشم تو چشم تری نبود

در پادگان برای شما یاوری نبود

هرچند نیزه دار دم خانه ی تو بود

با نیزه برروی تن تو لشکری نبود

لحظه به لحظه بود حکیمه کنار تو

مثل رضا غم تو غم خواهری نبود

هرچند بغض حنجره ات را گرفته بود

دیگر بروی حنجر تو خنجری نبود

دزدی سراغ پیکر پاک شما نرفت

دشداشه ی شما به تن دیگری نبود

اهل و عیال تو همه در پشت پرده اند

دلشوره تو گم شدن معجری نبود

 

فرقی زیاد بین حسین است با حسن

تو نیزه ای نخورده ای از پشت یا حسن




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 11:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم

همچو اشك از غم یك خاطره برخاسته ایم

با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم

به هواى حرم سامره برخاسته ایم

 

روضه غربت تو حال عجیبى دارد

هركه نامش حسن است ارث غریبى دارد

 

جان به قربان دلت جان به فداى سر او

فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او

كه تفاوت بكند ، همسرتو ... همسر او

طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او

 

حسن سامره صحن حرمت محترم است

حسنى بین بقیع است كه او بى حرم است

 

یاحسن،  آه تو پرداختنى میخواهد

یاحسن ، داغ تو بر سرزدنى میخواهد

یاحسن، نام تو دور از وطنى میخواهد

یاحسن ، روضه تو سوختنى میخواهد

 

دل تو تنگ مدینه است كه دلگیر شدى

مادرى هستى عزیزم تو اگر پیر شدى

 

خانه ی كوچك تو هیچ كم از زندان نیست

خالى از آمدن و رفتن زندانبان نیست

بین یك مشت نگهبان كه بوى ایمان نیست

زندگى با زن و بچه بخدا آسان نیست

 

خانه ات امنیت از دست نگهبانان داشت؟

واقعا ایمنى از حمله نااهلان داشت؟

 

اصلا این غصه به پیمانه ی تو ریخته اند؟

 اصلا آقا سر پروانه ی تو ریخته اند؟

شعله بر دامن كاشانه ی تو ریخته اند؟

چل نفر در وسط خانه ی تو ریخته اند ؟

 

راه ناموس تو را بسته كسى در كوچه؟

همسرت را زده پیوسته كسى در كوچه؟

 

كوچه اى بود مدینه ، كه زنى خورد زمین...

ناگهان مادرتان با زدنى خورد زمین ...

فاطمه با لگد بد دهنى خورد زمین ...

حسن عسكرى ، آنجا حسنى خورد زمین ...

 

قسمت این بود كه او دردو محن جمع كند...

گوشوار از وسط كوچه حسن جمع كند

 

قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند

به تو هم موى سپیدى و قدى خم دادند

در جوانى پسر فاطمه را سَم دادند

به لب خشك تو از جام محرم دادند

 

عطش پیكر مسموم تو میگفت حسین...

نفس تشنه ی حلقوم تو میگفت حسین ...

 

پسرى داشتى و آب به لبهاى تو ریخت

لحظه تشنگى ات گریه به غمهاى تو ریخت

اشك بالاى سر پیكر تنهاى تو ریخت

خاكها بر سرش از ماتم عظماى تو ریخت

 

روى زانوى پسر بودى و عطشان نشدى

حسن فاطمه صد شكر كه عریان نشدى

 

پسرى داشتى و زود كفن كرد تو را

كفن فاخر و شایسته به تن كرد تو را

درخور شان تو تشییع بدن كرد تو را

تیرباران چه كسى مثل حسن كرد تو را؟

 

نیتم بود حسین و ز كفن میگفتم

ناخودآگاه همش یاد حسن می افتم ...

 

خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده

احترام دل بى طاقت او حفظ شده

بعد تو روسرىِ عصمت او حفظ شده

دست بسته نشده عزت او حفظ شده

 

خواهرت بزم شراب و سر بازار نرفت

به اسیرى وسط مجلس اغیار نرفت

 

 




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/08/24 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و مناجات


تو آینه ی خدا نمایی آقا

سوّم پسر از نسل رضایی آقا

حق دارم اگر کریمتان می خوانم

دوم حسن آل عبایی آقا

***

این درد که مانده بی دوا را چه کنم

این حالت تحبس الدعا را چه کنم

این ها به کنار یک نفر می گوید؟

این دوری راه سامرا را چه کنم




موضوع: ولادت امام عسکری(ع)،  شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/10/17 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


من آن مسافرم که دو چشمم بهاری است

بارانِ غربتم به روی گونه جاری است

من آن مسافرم که ز اجداد اطهرم

غربت برای زندگی ام یادگاری است

سهم من از تمامیِ دنیاست جام زهر

سهم دو دیدهء پسرم بی قراری است

پهلو شکسته مادرم آمد به سامرا

ایام ماتم و محن و سوگواری است

دردی عجیب پیکر من را فرا گرفت

ضعفی نشسته در تنم این زهر ، کاری است

من می روم به دیدهء خونبار ، سامرا

گردیده کربلای من انگار ، سامرا

زهری که خورده ام به تنم التهاب ریخت

رنگم پرید و بر رخ من ماهتاب ریخت

سوزاند زهر معتمد از پای تا سرم

زهرش شراره بر جگرم بی حساب ریخت

تا اینکه دست و پا بزنم هم رمق نماند

از بس  توان ز پیکر من با شتاب ریخت

این غم عذاب داد مرا تا در آن میان

دیدم به چهرهء پسرم اضطراب ریخت

می خواستم که آب بنوشم ز تشنگی

از دستهای بی رمقم ظرف آب ریخت

من که ز دست مهدیِ خود آب خورده ام

یاد حسین کردم و صد بار مرده ام

ساعات آخر است ، من انگار می روم

با دیدهء تر و تنِ تبدار می روم

دنیا به یادِ کوچه برایم جهنم است

با یاد مادر و در و دیوار می روم

ببیهوده نیست فصل جوانی خزانی ام

قامت خمیده از غم مسمار می روم

در سامرا به یاد مدینه نفس زدم

با داغ روضه های شرربار می روم

نام دو جا همیشه ز غم می کشد مرا

هر بار که به " کوچه"  و  " بازار "  می روم

ما اهل بیت حامل فریاد زینبیم

لحظه به لحظه و همه جا یاد زینبیم

در بسترم من و به سرم مادرِ حسین

گردید خاک کرببلا بستر حسین

من سر به دامن پسر خود گذاشتم

ای وای بر حسین و علی اکبر حسین

فرزند من کنار من است و دلم شکست

بر حالت حسین و علی اصغر حسین

اینجا جسارتی به من و پیکرم نشد

در زیر دست و پاست ولی پیکر حسین

والله قلب عمۀ ما تکه تکه شد

هر دفعه ای که دید به نیزه سر حسین

پامال شد به روی زمین جسم جدِّ من

اشکش چکید هر که شنید اسم جدِّ من

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/09/17 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


باید که دنیا فصل در فصلش خزان باشد

وقتی که با تو اینچنین نامهربان باشد

ای کاش که من نیز امشب زائرت بودم

جایی که فرزندت در آنجا روضه خوان باشد

دریایی از درد و غریبی موج خواهد زد

پای حسن هرگاه جایی درمیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

وضعت میان خانه چون زندانیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

خون دلت از کنج لب هایت روان باشد

آری حسن بودی ولی هرگز ندیدی که

گلبرگ روی مادرت چون ارغوان باشد

سخت است تشنه باشی و لب های لرزانت

حتی برای آب خوردن ناتوان باشد

هنگام برخورد لبت با کاسه ی آب است

وقت گریز روضه های خیزران باشد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/09/17 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام عسکری(ع)


سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا

قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود

با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

سهم دوری را دل دیوانه بر هم می زند

با سلامی بر امامان صبور سامرا

با وجود این کریمان هرچه تحریمش کنند

جای حیرت نیست می چرخد امور سامرا

پست را آقا و کوچک را عزیزش می کنند

پادشاهی را ببین در چشم مور سامرا

شکر حق که دور تا دور حرم ساکن شدند

شیعیان عاشق و جِیْشِ غیور سامرا

تا خود بحر النجف هم می رسد این بوی خوش

عطر لیموی حرم از راه دور سامرا

لالم از توصیف این لذت، چشیدن لازم است

خواندن یک جامعه دورِ قبور سامرا

غالبا هر کس حرم رفته روایت کرده از

نیمه شب های غریب و سوت و کور سامرا

با وجود این ضریح سبز چوبی می رسد

بوی مادر از حریم جمع و جور سامرا

عاقبت این شهر را مهدی گلستان می کند

می رسد یک روز هم روز سرور سامرا




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/09/17 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسگری(ع)-مناجات و شهادت


سامرا ، باز با صفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرببلا

زائر و دسته ی عزا، داری

 

باز هم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام معصوم است

 

معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام مدافعانِ حرم

 

تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایۀ شهداست

 

همه دلخوشیِ ما این است

لااقل یک حَسن حرم دارد

صبح و ظهر و غروب سفره بپاست

بسکه صاحب حرم ، کرم دارد

 

اهلِ بیت رسول این ایام

به غم و غصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند

 

چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب او را رویِ لبش آورد

 

زیر لب گفت : الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست

 

بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد

 

عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد

 

محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند

 

تشنه قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد

 

عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام

 

آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/09/17 | 01:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو