پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


اوج پروازم آستانه ی توست

مقصد بالم آشیانه ی توست

 

سبک زیبای زندگانی من

به لبم بازهم ترانه ی توست

 

آمدی و محبّت آوردی

مهربانی فقط نشانه ی توست

 

ای وَرای تصور دنیا

از زمین تا خدا کرانه ی توست

 

 آمدی طبع شاعرم گل کرد

غزلی را که عاشقانه ی توست

 

آرزوی همه پیمبرهاست

شال سبزی که روی شانه ی توست

 

معجزات رسیدنت گویاست

که بگویی زمان زمانه ی توست

 

روشنی بخش ظلمت دنیا

نخل اسلام از جوانه ی توست

 

 

با تو نام زبانزدی داریم

دین ناب محمدی داریم

 

 

ای رسول خدا امین خدا

رحمت الله مسلمین خدا

 

ای نثارت درود جبرائیل

ای به معراج همنشین خدا

 

ای رسیده به گوش تو در عرش

صوت زیبا و دلنشین خدا

 

ای اصولت کرامت و خوبی

ای مرامت دوام دین خدا

 

مثل ماه شب چهارده بود

دست تو بین آستین خدا

 

لحظه ی خلقتت یقین دارم

به تو بوده است آفرین خدا

 

مکه از مقدمت تبرّک شد

باتو شد مکه سرزمین خدا

 

معدن خیر و رحمت و برکات

به قدوم مبارکت  "صلوات"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


ای مدح تو در سوره و آیات مکرر

وی وصف تو در جمع روایات مکرر

 

قرآن همه در مدح تو گویی شده نازل

جبریل به تشریح سَجایات مکرر

 

فرموده خدا بر تو مباهات فراوان

کرده است خدا غرق عطایات مکرر

 

هر معجزه ات لطف و عطای دگری شد

اَبناء بشر دید هدایات مکرر

 

عالم همه در سایۀ لطفت متنعّم

کز رحمت تو آمده آیات مکرر

 

با اینکه سِزَد سایۀ تو بر همه آفاق

شد اُمّت تو غرق عنایات مکرر

 

آن طایفه که حقِ تو نشناخت ،، پس از تو

شد سلطنتش غرق جنایات مکرر

 

خناس ندارند اَمان از غضب تو

ثبت است از این دست حکایات مکرر

 

از بدر و اُحد آمده تا خیبر و خندق

وصف تو و حیدر به کنایات مکرر

 

دور و بر تو حیدر کرار همه عمر

می ساخت علی دفعِ بلایات مکرر

 

باید چو علی جان به تو تسلیم نمائیم

هنگام خطرها و رازیات مکرر

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

آری سخن از خلق نکوی تو چه زیباست

زیباتر از آن طاعت کوی تو چه زیباست

 

حیف است سخن از رخ زیبات نگوئیم

امّا طلب سیره و خوی تو چه زیباست

 

از یوسفِ یعقوب ، تو هستی نمکین تر

در مَسلَخِ جان دیدن روی تو چه زیباست

 

در آینۀ روی علی روی تو پیدا

سیمای تو در جلوۀ هوی تو زیباست

 

از هیبت تو ارث بَرَد ام ابیها

با فاطمه اسرار مگوی تو چه زیباست

 

ارثِ تو پس از فاطمه نزد حسنین است

از گلشن تو نَشئۀ بوی تو چه زیباست

 

عطر حسن و بوی حسین است بهاران

باران همه از آب وضوی چه زیباست

 

بر لعل لبت ، مُهر صفت ، بوسه نوشتند

گفتی به حسین ، خطّ گلوی تو چه زیباست

 

انگشت تو سرشارتر از سینۀ مادر

مَستیِ گوارای سَبوی تو چه زیباست

 

می خواند خداوند ترا ، اشرف مخلوق

می گفت ملک پیچشِ موی تو چه زیباست

 

ما را به صف حشر جدا کن ز حریفان

رسوایی آنروزِ عدوی تو چه زیباست

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

توفیق اگر گوشۀ چشمت برساند

ما را به سراپردۀ عصمت برساند

 

حُبَّت اگر از سینه به اخلاص بجوشد

شک نیست به والاییِ نیّت برساند

 

بیهوده ز مِهر و غم تو دم نتوان زد

دل را غمِ دلدار به طاعت برساند

 

جَشنی که برای تو همه سال بگیریم

بایست که ما را به حقیقت برساند

 

مومن به جز احکام ، که مومن شدنی نیست

پس راه شریعت به طریقت برساند

 

این ذِلّتِ عصیان نگذارد بخود آییم

لطف تو مگر باز به عزّت برساند

 

آندم به تَوَلّای تو داریم صداقت

کز دشمن دینت به برائت برساند

 

با ظلم کنار آمدن و جَهد نکردن

هیهات ، که ما را به سعادت برساند

 

بیداری اسلام اگر اوج گرفته

ما را نفس توست به شوکت برساند

 

از منحرفان دور شدن کارِ دلِ ماست

ایکاش کسی  حرف به دولت برساند

 

خشنودیِ یک عمر ، که دانست چه روزیست؟

آن روز که ما را به شهادت برساند

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق

ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق

گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق

یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

باور کنیم عشق سلامِ محمد است

"باور کنیم سکه به نامِ محمد است"

 

با اولین ظهور ،ظهورِ خدایی‌اش

ای دل رسید نوبتِ کشور گشایی‌اش

جایی که هست چشمِ خدا هم هوایی‌اش

با آمنه چه می‌کند این دلربایی‌اش

سوگند بر علی که قرینِ محمد است

عالم تمام  مستّ طنینِ محمد است

 

لبخند زد که هستیِ دنیا طلوع کند

لبخند زد ستاره شعرا طلوع کند

لبخند زد بهشت همینجا طلوع کند

لبخند زد که حضرتِ زهرا طلوع کند

از بس که گفت اُمِ‌ابیهاست فاطمه است

گفتیم آمنه خودِ زهراست- فاطمه است

 

ای کوثرِ کثیر که تکثیر تو علی است

ای معنیِ غدیر که تقدیر تو علی است

ای وحیِ دلپذیر که تفسیر تو علی است

معراج بی نظیر که تعبیر تو علی است

نیمی زِ توست فاطمه نیمِ دگر علیست

احمد نگو بگو که علی ضربدر علیست

 

تو آمدی و هیبتِ کسری شکسته شد

تو آمدی طلسمِ یهودا شکسته شد

تا رونق رواق کلیسا شکسته شد

تو آمدی و لات و هُبل تا شکسته شد

تو آمدی که رحمت یکسر بیاوری

در امتدادّ خویش دو حیدر بیاوری

 

تکثیر شد جمال یکی تا چهارده

حیران این یکیم ، که یک یا چهارده؟

یعنی که جلوه کرد خدا تا چهاره

باید شمرد جمع شما را چهارده

فرمود این چهارده از نور احمد است

اول محمد است و سر آخر محمد است

 

دلداده‌ایم گرچه به ختم نبوتش

ما شیعه‌ایم شیعه‌ی ختم ولایتش

تا زنده‌ایم زنده‌ی انفاس عترتش

شُکرِ خدا شبیه خودش از عنایتش

ما را همیشه یک دل عاشق نوشته است

ما را اسیرِ حضرت صادق نوشته است

 

آنکه قعود آنکه قیامش حسین بود

از ابتدای بحث ، کلامش حسین بود

در انتهای درس ، سلامش حسین بود

حُسنِ شروع و حُسنِ ختامش حسین بود

با چشم‌های خون شده  بارش چقدر کرد

تا کربلا رویم   سفارش چقدر کرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیامبر اکرم(ص)

ای حبیب خدای بی همتا

عشق قلب شكسته ی زهرا

سائل یك نگاه تو یوسف

كشته ی عشق روی تو لیلا

ذكر توحید من تویی هر شب

دلربا، نازدانه ی یكتا

تا سرسفره ی تو مهمانم

غم ندارد به سینه ی من جا

رمز معراج تو چه بوده به جز...

یا علی یا علی  علی... مولا

در دلم شور دیگری دارم

شوق دیدار دلبری دارم

 

ای نوازشگركریم من

دلستان دلبركریم من

خیر مقدم ز عمق جان گویم

بر تو پیغمبركریم من

تو همیشه به من عطا كردی

مهربان رهبر كریم من

از سرم كم نمی شود یك دم

سایه ات سرور كریم من

از لبت بوی یاس می آید

یا ابالكوثر كریم من

بس كه قلبت اسیر زهرا بود

راه تو از مسیر زهرا بود

 

دلبرخوش قدم امیرعشق

ساقی بزم دلپذیرعشق

قبله ی قلب بینوای من

این منم بنده ات  فقیر عشق

ای كه تنها تو این لقب داری...

بامحبت ترین سفیر عشق

با نگاه فسونگر و مستت

خوش مرا كرده ای اسیر عشق

سوی دل از كمان ابرویت

تا رها كرده ای دو تیر عشق

دل آواره شد پریشانت

من فدای تو و عزیزانت

 

نور چشم ترم رسول الله

با وفا دلبرم رسول الله

عاشقانه ترانه می سازم

شور تو در سرم رسول الله

غرق در شور و مستی و نازم

نام تو می برم رسول الله

بهترین اعتقاد من این است...

بنده ی حیدرم رسول الله

آشنای حسین زهرایم

سائل این درم رسول الله

من كیم بنده ات ابا الزّهرا

سائل خنده ات ابا الزّهرا

 

امام صادق (ع)

 

مستم و  باز باده می خواهم

باده از دست ساقی ماهم

عاشق دلبری لطیفم من

گر چه آلوده ای سرِ راهم

تو خداگونه ای و بالایی

من گرفتار این ته چاهم

یوسف فاطمه به بازارت

كلّ سرمایه ام بود آهم

جرات خواهش مرا بنگر

بوسه از دستهات می خواهم

دست مهرت کجاست بی تابم

با نگاهی دوباره دریابم

 

آمدی یار ناز و عرفانی

دلبر مه جبین و نورانی

بهره مندم بساز از فیضت...

فقر من را که خوب می دانی

یابن زهرا مرا... سحرگاهی...!

به بقیع مدینه می خوانی؟

كن دعا با دل پریشانت

تا بمانم در این پریشانی

عشق امروز من نه امروزی است

از ازل در دلم تو مهمانی

مكتبت ماندنی ترین مكتب

دل به لطف تو شد... علی مذهب

 

ای به دوش توپرچمِ زهرا

دلبر عیسوی دمِ زهرا

گر نگاهی به من بیاندازی

میشوم چون تو محرم زهرا

روضه خوانها همه مرید تواند

صاحب هیأت غم زهرا

تو بخوان یابن فاطمه امشب

بهر ما از قدِ خم زهرا

ناله و گریه می نمودی آه...

بهر احوال درهم زهرا

دیده پرآب فاطمه صادق

مهر و مهتاب فاطمه صادق




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز

افکند پرده روی سر مردم حجاز

نور حقیقت ازطرف عرش سرزد و

لرزید روی فرش تن هرچه که مجاز

شیطان دوباره رانده تر ازقبل خویش شد

بتها به سجده آمده با نیت نماز

آری محمد؛ آنکه رسولان قبل ازو

محض نیاز آمده تا او رسد به ناز

او میرسد که بیرق عشقی عمیق را

بر بام روزگار درآرد به اهتزاز

او میرسد که باز خدا منجلی شود

او آمده منادی عشق علی شود

 

ای آخرین طلوع نبیها پیامها

وی اولین شروع وصیها امامها

دریا رسیده ای به مصاف سرابها

دریا رسیده ای به لب تشنه کامها

افتاده پای معجزه آسمانیت

تیغ بیان صاحب علم و کلامها

باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت

تا آن زمانکه هست زبانی به کامها

سلمان محمدی شده چون عاشق علیست

مولاست کیل سنجش تو در مقامها

نابرده رنج، گنج، میسر نمیشود

هر ثروتی محبت حیدر نمیشود

 

آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را

با خود نسیم مهر خدای رحیم را

آورده ای برای همه سائلان دهر

پشت سر خود ایل و تباری کریم را

آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی

زیر پرت امان بده مشتی یتیم را

پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه

در حائرت مکان بده این یاکریم را

برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست

گم می کنیم گاه ره مستقیم را

زخم مرا رهین مداوای خویش کن

من را گدای خانه ی زهرای خویش کن

 

آرام از کنار پیمبر قدم بزن

شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن

حالا برای حضرت صادق غزل بگو

اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن

آن قبرهای خاکی غمبار را ببین

این وضع را درون خیالت به هم بزن

بر روی هر مزار، ضریحی درست کن

بر آن ضریح های خیالی حرم بزن

خود را کنار پنجره فولاد فرض کن

و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن

قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو

بر آن مزارهای خیالی دخیل شو

 

شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری

به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری

مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش

معروف می شوند پس از این به جعفری

جان ای امام عشق! که می روید از لبت

گل های تازه با نفحات پیمبری

صدها چون ابن حیان یا چون زراره را

باید که پای مکتب علمت بپروری

یا قال باقر است و یا قال صادق است

هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری

سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن

من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن

 

حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم

سرمست بزم عشق تو و این دقایقم

مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان

محتاج حرف های تو و قال صادقم

بین حدیث های تو تا حرف کربلاست

من جزو بیقرارترین خلایقم

حرف از حسین می زنی و گریه می کنم

کافی ست که نگاه کنی به سوابقم

باری مرا را روانه کن امشب به کربلا

در حائری که زائر آنجاست خالقم

مارا بیا و مثل خودت روضه دار کن

در کشتی سعادت جدت سوار کن




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


معادلات نگاه مرا به هم‌زده ای

از آن‌زمان که دراین کوچه ها قدم زده ای!

 

کشیده ایم به سلمان و سینه چاک توایم

چه پرچمی به دل امت عجم زده ای!

 

تبسمی کن‌ و‌ کفار را مسلمان کن

بخند! ای که امید گدای غمزده ای!

 

کسی نبودم و حالا موذنت شده ام!

مرا ز قافله بی کسان قلم‌ زده ای

 

علی امام‌ من است و منم غلام علی!

تو سرنوشت مرا در نجف رقم‌ زده ای

 

 

من از مدینه تو سمت کوفه آمده ام

به امر توست در خانه ی علی زده ام

 

نسیم صبح پریشان گیسوانت شد

ز راه آمدی و عید عاشقانت‌ شد

 

بساط بت کده ها را به هم‌زدی دیگر

شکاف کنگره ها تا ابد نشانت شد

 

 شنید آمنه ذکر علی علی تو را

شنید و عاشق ذکر خوش زبانت شد

 

حلیمه از چه برای تو حرز می آورد؟

که جبرئیل ز اول نگاهبانت شد

 

تو بهتر از همه از عرش سردراوردی

و زیر چادر صدیقه آسمانت شد

 

بگو پیمبری ات از کرامت زهراست

جواز رفتن معراج دعوت زهراست

 

نبوتی که تو داری عجب ولایتی است!

رسول اکرم ما بر علی چه غیرتی است!

 

بدون غسل زیارت نرو به دیدارش!

شب نگاه به زهرا شب زیارتی است

 

سلام کن به در خانه اش چنان هرروز

به چوبه چوبه این در یقین کرامتی است

 

نماز و روزه و حج و زکات دین خوب است

ولی‌ ولایت حیدر چقدر قیمتی است!

 

علی و فاطمه و بچه ها کنار تواند

دوباره زیر عبایت عجب قیامتی است

 

سخن‌ بگو که حدیث کسای ما بشود

ز برکتش همه حاجات ما روا بشود

 

 

ازین به بعد کنار علی قرار بگیر

کنار قامت طوباش سایه سار بگیر

 

هزارلشگر جنگی به پای حیدر هیچ

علی یکی ست تو او را ولی هزار بگیر

 

همان زمان که صحابه فراری از جنگند

مدد ز هوهوی شمشیر ذولفقار بگیر

 

اگر که قلعه درش وا نشد فدای سرت!

بیا و حضرت کرار را بکار بگیر!

 

علی علی کن‌ و راحت برو به او ادنی

به قصد قربِ خودت ذکر بی شمار بگیر

 

اطاله سود ندارد مرا!سخن  کوتاه

بگو به آن سه حرامی علی ولی الله!

 

سلام حضرت صادق به ما کرامت کن

برای ما ز مقامات گریه صحبت کن

 

من‌ آمدم بروم در تنورتان رخصت

شرار آتش آن را بیا و جنت کن

 

بگو که گریه کن جد تو برادر توست

کمی‌ برای همه شرح‌ این روایت کن

 

خبر رسیده به ما خانه ات حسینیه ست

محبتی کن و مارا به روضه دعوت کن

 

کنون که آمده مکفوف دستبوسی تان

به گریه بر شه لب تشنگان عبادت کن

 

به سینه ات بزن و یاد سم مرکب باش

به یاد چادر خاکی عمه زینب باش




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر

دو تا تاک پر از انگور و سر در خمره، خم پرور

یکی شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر

اگر مستم، اگر هوشیار

آگر خوابم، اگر بیدار

اسیرم در کمند جعفر صادق

کمند احمد مختار

 

دو تا خورشید عالم تاب می آیند از بالا

دو درّ نادر و نایاب می آیند از بالا

دو تا آقا، دو تا ارباب می آیند از بالا

دو تا کوثر، دو تا زمزم

دو تا دارو دو تا مرهم

دو تا ایمان مستحکم

یکی صادق، یکی هم حضرت خاتم

 

ندایی آمد از لاهوتِ ربّ العزه در ناسوت

به هم پیچیده شد طومار کفر جبت و الطّاغوت

فلک خرم، ملک در شادی و جن و بشر مبهوت

فروغی در شب آمد ایّهاالعالَم

رئیس مکتب آمد ایّهاالعالَم

الا ای شیعیان کف دارد این مژده

رئیس مذهب آمد ایّهاالعالَم

 

ببین آتشکده خاموش شد از شعله های شرک

کسی آمد که لرزانده است نور او بنای شرک

هراسان شد از این مولود مکه ناخدای شرک

محمد هدیه ای از عالم بالا

مقامش قاب قوسین است و او ادنی

اگر چه خاتم پیغمبرانش خوانده اند اما

بخوانیدش اَباالاُمّه، اخی الحیدر، اباالزهرا

 

محمد می رسد، از خوبی اخلاق می خواند

امین مکه از پابندی میثاق می خواند

سروش وحی را در گوشه ی عشاق می خواند

ز قرآن خواندنش قرآن شده واله

دل یاسین و الرّحمان شده واله

حرا واله، خدا واله، علی مرتضی واله

ابوذر مست گشته، از دمش سلمان شده واله

 

کنار گنبد خضرای او ما روسیاهانیم

در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم

پناهمان بده! همشهری شاه خراسانیم

شفیع المذنبین الغوث

شه دنیا و دین الغوث

الا ای که وصی ات شد

امیرالمومنین الغوث

 

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر

علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر

علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر

علی حُبّه جُنّه

قسیم النّار والجَنَّه

وصیّ المصطفی حقّا

امام الانس والجِنّه




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


سحر مکه صفای دگری پیدا کرد

ناله سوخته دل‌ها، اثری پیدا کرد

کعبه می‌خواست که دل را ز بتان پاک کند

دید فرزند خلیل و جگری پیدا کرد

به تمنای لبان پسر اسماعیل

زمزم از شوق، عجب چشم تری پیدا کرد

نور توحید پس از غیبت طولانی خویش

در حرم فرصت هر جلوه‌گری پیدا کرد

سالیانی خبر از حضرت جبریل نبود

مصطفی آمد و او بال و پری پیدا کرد

از قدوم پسر آمنه و عبدالله

امّت پاک سرشتان، پدری پیدا کرد

خاتم از راه رسید و شجر هر چه رسل

تازه بر بار نشست و ثمری پیدا کرد

ما هدایت شدۀ نور رسول اللهیم

ریزه خوار کرم زادۀ عبداللهیم

 

بی وجود تو بشر بی سر و سامان می‌شد

همه جا نور خدا مخفی و پنهان می‌شد

بی وجود تو کجا در همۀ امت‌ها

نام این قوم مزین به مسلمان می‌شد

تا که از قوم دگر حرف میان می‌آید

تکیۀ بازوی تو شانۀ سلمان می‌شد

تو دعا کردی و ما شیعۀ مولا گشتیم

از همان روز، دلت گرم به ایران می‌شد

رخصتی می‌دهی ای سرور زیبا رویان

گویم از چه رخ تو قاتل هر جان می‌شد

با تبسم به لب غنچه تو گل می‌کرد

گیسوی حور، به یکباره پریشان می‌شد

علت این بود که در روی ملیحانۀ تو

قدری دندان ثنایات نمایان می‌شد

ذکر تسبیح تو آهنگ بیان ملک است

شکل ترکیب رخ تو نمک اندر نمک است

 

بی دم قدسی تو مرده‌ای احیا نشود

پسر مریم قدّیسه، مسیحا نشود

 پشت موسی به تو و حضرت مولا گرم است

ورنه بی اذن شما وارد دریا نشود

گر زلیخا رخ زیبای تو بیند در خواب

پای دلداگی یوسفی رسوا نشود

همه از رحمت تو حرف میان آوردند

از چه رو علت هر خشم تو افشا نشود

غضبت رمز «اشدّاء علی الکفّار» است

لشگر کفر حریف تو به هیجا نشود

با دعای تو علی صاحب تیغ دو سر است

بی رضایت گره از ابروی او وا نشود

جز به پیش غضب چشم تو در وقت نبرد

کمر تیغ علمدار احد، تا نشود

تو ز نور احدی، اشرف مخلوقاتی

پدر فاطمه‌ای، تاج سر ساداتی

 

تو کریمی و کریمان همه از نسل تواند

سائلان بین، گذر یار بلافصل تواند

هر که ابتر به تو گفته رحمش ناپاک است

همۀ خلق خدا ریزه‌خور نسل تواند

آن کسانی که ندارند به دل حب علی

در عمل امت ملعون شده و رذل تواند

زدن فاطمه بر اهل یقین ثابت کرد

این اراذل پی آتش زدن اصل تواند

چون تمسّک به علی شرط شفاعت باشد

شیعیان در صف محشر همگی وصل تواند

چه کسی گفته اباالفضل ز اولاد تو نیست؟

ثلث سادات ز اولاد اباالفضل تواند

بعد محسن که دل فاطمه حساس شده

پسر سوم زهرای تو، عبّاس شده

 

مکتب قدسی تو نور حقایق دارد

چارده مصحف تابنده و ناطق دارد

دشمن کور دل تو ز کجا می‌دانست

راه تابندۀ تو حضرت صادق دارد

ظاهراً خاک حریمش شده با خاک یکی

باطناً او حرمی در دل عاشق دارد

روزی بندگی ما همه دست آقاست

در عمل او صفت کامل رازق دارد

سال‌ها می‌گذرد، سرخی خاک یثرب

اثر خون تن زخم شقایق دارد

گر که گوش دل ما باز شود این ایام

صحبت از توطئۀ چند منافق دارد

زود شهر نبی از مادر ما خسته شده

باورم نیست که دستان علی بسته شده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود

نور شما به عرش خدا در طواف بود

ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک

یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود

هریک برآمده ز تجلای دیگری

یک نور واحدی که شعاعش مضاف بود

از نورتان تجلی خلقت شروع شد

آن خلقتی که خالص و بی انحراف بود

ما را هم از وجود شما منَتی رسید

رخسارتان برای دل ما مطاف بود

قالوا بلای ما همه در عرصه الست

در اصل بر ولایت تان اعتراف بود

ای نامتان مرادف ذکر خدایتان

صلِ علیَ النَبیِ و آله، ثنایتان

 

کی میتوان به وصفِ تو دلبر زبان گشود

کی میتوان فراخورِ شأنت، غزل سرود

کی میتوان به کُنهِ مقامات تو رسید

کی میتوان به مدح تو آقا هنر نمود

نور تو از علی شد و نور علی ز تو

آری سزاست نورٌ علی نور را سجود

آدم چشید غمزۀ تو، شد اَبوالبشر

عالَم هم از کرشمۀ تو یافت این وجود

مجموعِ انبیا به شما امتحان شدند

وَرنه بدونِ اذن تو پیغمبری نبود

ذکر مُسبَحاتِ تو مشق فرشته شد

طرزِ قیام و شیوۀ تسبیح، تا قعود

باید نوشت سر درِ دل، با خطِ جلی

یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

 

ای فخرِ کائنات که نامت محمد است

مدح و ثنای حضرت تو کار سرمد است

با فکر و ذکر تست که دلها خدایی اَند

بی یاد نام حضرت تو، حالِ ما بد است

قرآن دم از مکارم اخلاق، چون زند

خُلقِ کریم تست که مقصودِ ایزد است

هر قطره از وضوی تو دریای رحمتی ست

باران، رسولِ فضل و کراماتِ احمد است

تنها نه در کنار تو بودن شد افتخار

هر کس نماند بعدِ تو تسلیم، مرتد است

هر کس محبِ تست، علی دوست میشود

هر کس که بی علیست ز آیینِ ما رد است

دین خدا به دامن تو چنگ میزند

دشمن علیهِ تست، دم از جنگ میزند

 

شک نیست نصرتِ تو همان نصرت خداست

یعنی اطاعت تو همان طاعت خداست

تنها نه از غدیر، ز بَدوِ تولدت

فرمان بیعت تو همان بیعت خداست

تا تو رسول رئفت و مهر و عطوفتی

باران رحمت تو همان رحمت خداست

با دشمنان به شدت و سختی عمل کنی

در اصل، قدرت تو همان قدرت خداست

تَرکِ زیارت تو جفا بر حریم تست

یعنی که حُرمت تو همان حرمت خداست

آل حسین، آل علی، آل فاطمه

الحق که عترت تو همان عترت خداست

وقتی تو را خدای تو فخر همه نوشت

ذکر تو را به عرش اباالفاطمه نوشت

 

روز ولادت تو که دفعِ بلیه شد

روز شهادت تو چه شد محسنیه شد

عالم به وقت آمدنت غرق نور بود

با رفتنَت ز آتش کین، فاطمیه شد

در سال شصت و یک، سرِ نیزه، سرِ حسین

با زینب تو همرهت از قاضریه شد

امروز هم بصیرت زینب چراغ راه

بنگر که خط اول ما زینبیه شد

روح تو بود، روح خدا را بما دمید

یک شعبه از ولای علی نیجریه شد

شکر خدا که مذهب ما هست جعفری

ایام عمرِ شیعه، همه صادقیه شد

ما جان نثار احمدِ محمود مانده ایم

در انتظار مهدی موعود مانده ایم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


لیلیِ لیلای دلها دلنوازی میکند

با دل مجنونِ هر دلداده، بازی میکند

عقل را سرمستِ آهنگ حجازی میکند

این دل دیوانه امشب سرفرازی میکند

شب شب پیدایشِ تمثال محمودِ خداست

یا محمد، عالمی خاطر پریشان شماست

 

کیستی احمد، که عالم را مُسخّر کرده ای

دشمن توحید را از خود مکدّر کرده ای

تخت و تاج پادشاهان را نگونسر کرده ای

ابروان خویش را شمشیر حیدر کرده ای

کیستی احمد که ازمِهرت فلک مدهوش گشت

با طلوع مقدمت آتشکده خاموش گشت

 

آمدی بتخانه ها ویرانسرا شد، ای نگار

آمدی کاخ ستم لرزید از این اقتدار

آمدی معراج شد در انتظارت، بیقرار

آمدی خلدبرین شد بر نگاهت وامدار

هستی از نور تو هستی یافت، ای نور خدا

میم و حاء و میم و دال! ای سِرّ مستور خدا

 

چارده نوری و هر نورت یک احمد میشود

چارده معصوم، تکرار از محمد میشود

چارده أرواح، یک روح مجرّد میشود

چارده توحید، هم مصداق سرمد میشود

مصطفایی، مرتضایی، مجتبایی، احمدا

یک تنه تو چارده عبد خدایی، احمدا

 

کیستی تو، مرتضی عبد عبیدت میشود

کیستی تو، حضرت زهرا مُریدت میشود

کیستی تو، مجتبی حبلُ الوریدت میشود

کیستی تو، سیدِ جنّت شهیدت میشود

آن یتیمی تو که سلطان جهان باید شوی

آری آری خاتم پیغمبران باید شوی

 

ایکه از آب وضوی تو چکد صدها ملَک

ایکه از خاکِ ره تو آبرو گیرد فلک

ایکه از لبخند تو شد خَلق، دریای نمک

ایکه از خُلق عظیمت میشود دلها خنک

ابرهای رحمتِ حق دست بر دامان تو

جود حق، احسان حق، از ریزشِ دستان تو

 

هر که شد عبد خدا مدیونِ درگاه نبی است

از عبادت تا اطاعت راه ما، راه نبی است

آنکه شد یار علی، سلمانِ دلخواه نبی است

قبلۀ اهل تولّا چهرۀ ماه نبی است

یارسول الله، یاران کُشتۀ پیغمبرند

ٱمّتَت امروز از هر روز آماده ترند

 

شیعۀتو پاکباز صادق آل عباست

پرچمت در اهتزاز صادق آل عباست

جلوۀ تو سَروِ ناز صادق آل عباست

این همان راز و نیاز صادق آل عباست

مکتب صادق همان آمال دیروزیِ تو

میرسد هر روز، اخباری ز پیروزی تو

 

از عراق و سوریه داری ز ما بهتر خبر

از نجف تا کربلا با توست سی میلیون نفر

بسته راه کعبه یا احمد، رسان صبح ظفر

عالمی در انتظار آن امام منتظَر

دستِ بوسفیان ببند و دست ما را باز کن

یا محمد آخرین برنامه را آغاز کن

 

نسل های جان به کف آمادۀ جانبازی اند

از حلب تا موصل اینک صحنۀ جانبازی اند

سربداران تشنۀ  جام میِ جانبازی اند

دیر شد یارانِ تو شرمندۀ جانبازی اند

گفت پیر ما ز جان، بهر خدا باید گذشت

داد مژده، راه قدس از کربلا خواهد گذشت

 

رهبرم سیدعلی فرمود با آل سعود

خشمِ سنگین از سوی ایران ببارد دیر و زود

مژده، آمد سالهای آخرِ قوم یهود

میرود دوران ظلم و جور از ما، هر چه بود

میرسد از راه، اینک روز سخت انتقام

میشود پیروز اسلامِ محمد والسلام 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


هرکس گرفته غیر تو ماوای دیگر

خیری ندیده از گداییهای دیگر

من روزی ام را از تو بی منت گرفتم

منت فراوان است درهرجای دیگر

یک پای من رفته ست امشب سمت مکه

سمت نجف رفته است اما پای دیگر

تو با علی یعنی دوتن در بین یک روح

شیعه ندارد جز شما بابای دیگر

وقت ولادت نیست هنگام ظهور است

دنیا می آیی تو ز یک دنیای دیگر

حالا که رفتم تا علی و تا محمد

باید بگویم یاعلی و یا محمد

 

نور تو خیلی قبل از آدم معتبر بود

از تو چه در انجیل و چه تورات اثر بود

دنبال تو بودند احبار بهودی

قلب کشیشان از ظهورت باخبر بود

هرروز عبدالله را تهدید کردند

هرروز عبدالمطلب تحت نظر بود

تو آمدی ایوان کسری هم ترک خورد

آثار ربانیت هرجا جلوه گر بود

آتشکده یکباره اصلا ریخت برهم

خاموش شد هر مشعلی که شعله ور بود

شب کافی است ای مکه دیگر ماه آمد

الله اکبر که رسول الله آمد

 

امی شدی ام القرا شد زادگاهت

پیغمبران را زنده کرده روی ماهت

خیلی دعا کردی برایش جای نفرین

حتی همانکه خار میریزد به راهت

این امت تو تا قیامت روسفید است

از برکت صوت اذان گوی سیاهت

بوی علی را میدهی آقای مکه

وقتی شده دیگر ابوطالب پناهت

دلخوش به اصحابت نشو که در خطرها

تنها علی میماند آقا درسپاهت

لعنت بر آنکه با جسارت حرف میزد

هرکس ز کفر والدینت حرف میزد

 

شکوه نکن ازغربتت لشگر که داری

در غزوه هایت ضربه آخر که داری

اصلا بیاید چندتا مرحب به میدان

فرقی ندارد فاتح خیبر که داری

گیرم که اصلا عبدود رد شد ز خندق

آسوده باش آقای من حیدر که داری

به طعنه های این و آن بی اعتنا باش

بگذر ازین بدبخت ها! کوثر که داری

آنکس که خیر و برکت دنیاست زهرا

سر وجود این جهان زهراست زهراست

 

ای صادق ال علی در بیکرانها

یادی بکن قدری هم از ما ناتوان ها

بار سفر برداشتی از دوش مردم

ای ناشناس مهربان کاروان ها

جارو کشت اعجاز ابراهیم دارد

در دستهای توست این کون و مکانها

درک مقامت کار امثال زراره ست

کی راه دارد در حریمت این گمان ها

پرچم سیاه روضه بر دیوار داری

تو روضه خوانی بر تمام روضه خوانها

روضه بخوان از آفتاب بین گودال

از حجت اللهی که افتادست بی حال




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


نصیبِ رزقِ خودم را وسیع می‌خواهم

مدینه، هفدهِ ماه ربیع می‌خواهم

 

برای این دو سه روزه فقط نمی‌خواهم

برای روزِ قیامت شفیع می‌خواهم

 

درست در شبِ میلادِ آفتابِ ششم

دلم گرفته خدایا بقیع می‌خواهم

 

کریم تا که تویی و فقیر تا که منم

هرآن‌چه خواسته‌ام را سریع می‌خواهم

 

به پای پرچمِ اسلام تا دمِ آخر

دلی سمیع و بصیر و مطیع می‌خواهم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


ای مشعل دانش از تو روشن

وی باغ صداقت از تو گلشن

 

دریای معارف و معانی

استاد کتاب آسمانی

 

ای در نفس تو جان قرآن

وی در دهنت زبان قرآن

 

با نطق تو زنده تا قیامت

توحید و نبوت و امامت

 

بر هر سخنت ارادت علم

در هر نفست ولادت علم

 

میلاد تو ای ولی سرمد

شد روز ولادت محمد (ص)

 

در هفدهم ربیع الاول

شد نور تو بر زمین محول

 

با هر سخنت کلیم خیزد

از هر نفست مسیح ریزد

 

قرآن که دُر کلام سفته

با نطق تو حرف خویش گفته

 

هر آیه که جبریل آرد

بی نطق شما زبان ندارد

 

او راه و شما چراغ راهید

ناگفته و گفته را گواهید

 

نطق تو به علم ارتقا داد

بر نهضت کربلا بقا داد

 

تو بر تن پاک علم جانی

استاد "مفضل" و "ابانی"

 

عرفان و طریقت و بصیرت

دلباختهء " ابو بصیرت"

 

غیر از تو که پرورد به دوران؟

شاگرد چو "جابر ابن حیان"

 

حاکم به زمان اشاره تو

استاد جهان "زراره" تو

 

در محفل بحث "مؤمن الطاق"

شد طاقت هر منافقی طاق

 

هارون تو در تنور آتش

گل سبز کند ز نور آتش

 

تو نور به هر کلام داری

شمشیر چنان "هشام" داری

 

پروردهء تو دوصد معلم

مانند "محمد بن مسلم"

 

دارند ز مکتب تو عرفان

"حمران و فضیل و فضل و صفوان"... 




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


به زمستان دلم فصل بهار آمده باز

به پریشانی من روحِ قرار آمده باز

به هوای نفسم نفحه ی یار آمده باز

به سرِ دادن جان دار و ندار آمده باز

به شب غمزدگان باز سحر می آید

روشنی بخش دل اهل نظر می آید

 

کیست این دلشده ای کز همگان دل بِبَرَد

کشتی خسته ی دل را سوی ساحل بِبَرَد

کیست این کعبه ی منظور که حاصل بِبَرَد

او که رونق ز دو صد دلبر کامل بِبَرَد

او خود حضرت عشق است و ز خالق آید

فجر روشنگر حق حضرت صادق آید

 

او که طاها برسد بر سر استقبالش

او که گردیده خدایی همه ی احوالش

او که عشق است همیشه همه جا دنبالش

او که شد محورِ توحیدِ خلایق خالش

جلوه ی کاملی از صدق و صفا آمده است

مظهرتام خدا جانب ما آمده است

 

باز کن دیده ی دل پنجره ها را بگشا

نام او نغمه کن و حنجره ها را بگشا

ساقیا جام میِ خاطره ها را بگشا

مِی بزن صفحه ای از منظره ها را بگشا

تا ببینی که خدای ازلی جلوه گر است

همه ی هیبت زهرا و علی جلوه گر است

 

یک مدینه دلِ سرمست به سویش آیند

یک جهان دیده ی دربست به کویش آیند

هر چه میخانه پیِ جام و سبویش آیند

قدسیان هم ز پی آب وضویش آیند

در نمازش خم محراب به پایش خم شد

مست ذکر دو لبش اهل همه عالم شد

 

کیست که دلشده ی این مه جانانه نشد

کیست که جان به رهش بر سر شکرانه نشد

کیست که از سخنش یکسره مستانه نشد

از حدیث لب او عاشق و دیوانه نشد

عاشقی جرعه ای از چشمه ی شیدایی اوست

همه ذرات جهان واله ی زیبایی اوست

 

تو همانی که خدا عشق تو را واجب کرد

دین ما مِهر علی بن ابیطالب کرد

مهر رخسار تو را بر همگان غالب کرد

قلب ما را ز پی وصل رخت طالب کرد

به لبم نغمه ی دلداری دلبر دارم

مهر تو مذهب عشقی است که باور دارم

 

هستی ام را به سر عشق رخت بگذارم

از همه غیر تو ای وجه خدا بیزارم

نه من از خاک ره تو سر خود بر دارم

نه تو یک لحظه رهایم کنی ای دلدارم

تو که دست همه را وقت عطا می گیری

عاقبت روز جزا دست مرا می گیری

 

سائل کوی توام میل زیارت دارم

بر سر سینه ببین دست ارادت دارم

از غریبی تو ای دوست چه محنت دارم

به دلم داغ دل از این همه غربت دارم

از غریبیِ مزارت به خدا دلگیرم

آخر از غربت دیوار بقیع می میرم 




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


عرش را با ریسه های نور آذین بسته اند

گوشۂ هر کهکشان یک ماهِ زرّین بسته اند

سردرِ شهر مدینه ذکر آمین بسته اند

دورِ کعبه آیه آیه حمد و یاسین بسته اند

میزبانیِ ملائک کاملا سنجیده است

مکه مهمان دارد و کلّی تدارک دیده است

 

انبیا با اولیا...داوود و عیسی آمدند

نوح و ابراهیم با اسحاق یکجا آمدند

یوسف و یعقوب و آدم قبلِ حوّا آمدند

حضرت الیاس و اسماعیل و موسی آمدند

با ارادت با ادب، تعظیم کرده با یقین

محض بیعت با رسول الله(ص)؛ ختم المرسلین

 

آمد آنکه عطرِ او جاریست در بویِ گلاب

محض ویران کردن بتخانه ها شد انتخاب

آتش ِ آتشکده خاموش شد، شد غرق خواب

طاق کسری، کلّ ایوان مداین شد خراب

دور گهواره چه غوغایی شده، محشر شده

گل بریز و کِل بکش چون آمنه مادر شده

 

رحمةٌ للعالمین است و محمد(ص) آمده

حُسن خلق آورده با خود، حُسنِ بی حد آمده

پیش از پنجاه و هشتاد و نود، صد آمده

«لم یلِد» می خوانَد و تفسیر «یولَد» آمده

لاإلهَ جز خدا... تا گفت ذات حق یکیست

محضرِ توحید او لات و هُبل شد سربه نیست

 

مثل اقیانوس در لطف و کرم بی انتهاست

دستهایش مستجابُ الدعوه؛ اهلِ ربّناست

سیرتش قران پسند و صورتش چون سوره هاست

دشمنانش را بخوان «أبتر» که این امر خداست

شد أباالکوثر! به کوریِ همان چشمانِ شور

جاهلیت شد به جایِ دختران زنده به گور

 

قاب عالم را پر از زیباترین تصویر کرد

دست در دستش سپرد و عشق را درگیر کرد

در غدیرِ خم اذان را، قبله را تفسیر کرد

بعثتش را با ولایت خالص و تطهیر کرد

خواند «أکملتُ لکُم» را، گفت با صوتِ جلی:

تا قیامت «لا أمیرالمؤمنین إلّا علی(ع)»

 

نسل در نسلش همه از نور، از عصیان به دور

یک به یک قرانِ ناطق، اصلِ انجیل و زبور

میشود بی حُبّ آنها راهِ حق صعب العبور

موسم دلدادگی شد، کلّ عالم در سرور

در مدینه جشن دارد فاطمه(س) امشب شبی

هم پیمبر(ص) آمده هم صادقِ آلِ نبی(ع)

 

در نگاهش جنّتُ الاعلی تماشایی شده

پای درس او شلوغ است و چه غوغایی

بسکه لحنش مهربان و گرم و زهرایی(س) شده

حال من خوب و دلم مست چه آقایی شده

«قل هوالله احد» شد دینم و ذکر لبم

شد امام ِ جعفرِ صادق(ع) رئیس ِ مذهبم

 

هست یابن الباقر(ع) و در علم، بی مثل و بدل

زهد از گفتار او پیدا؛ نمایان در عمل

راستگویی و کرَم خورده به نامش از ازل

پس به عشقش خوانده ام «حیّ علی خیرالعمل»

با نمازِ اول وقتم خریدم مغفرت

از شفاعت بهره مندم میکند در آخرت!




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


وقتی بیانجامد به وصل یار مقصد دیدنی ست

در محضر محبوب دیدار مجدد دیدنی ست

هر شب تمام عرشیان او را زیارت می کنند

هفت آسمان حور و ملک در رفت و آمد دیدنی ست

در جسم و جان او خدا بهتر مجسم میشود

در او تجلی صفات حی سرمد دیدنی ست

با حسن روی یوسفی از یوسفان فاطمه

خال سیاه ابروی خم زلف مجعد دیدنی ست

با مطلع الفجر رخش جبرییل حیرت میکند

بسکه ظهور صادق ال محمد دیدنی ست

هر کس که از ذریه ی زهراست اقای من است

تنها به زیر پای این اولاد مسند دیدنی ست

با چشم دل باید مزار ساده اش را بنگریم

قطعا بقیع خاکی اش مانند مشهد دیدنی ست

فردا که ایوان و شبستان و رواقی ساختیم

طوف کبوترهای عاشق دور گنبد دیدنی ست

قصد زیارت می کنیم از دور قطعا زائریم

از عاشقان بی قرار صادق بن باقریم

 

خورشید دارد ارتزاق از فیض نور خانه اش

موسا اقامت کرده در وادی طور خانه اش

پیر و مراد انبیاست سرچشمه ی آب بقاست

خضر نبی نوشیده از جام طهور خانه اش

اهل زمین شایسته ی خدمت به او هم نیستند

بر عهده ی کروبیان باشد امور خانه اش

از برکت اعجازش ابراهیم بیرون می زند

با شوق هر کس پا گذارد در تنور خانه اش

جای غرور افتادگی جای تجمل سادگی

شب تا سحر میبارد از سقف نمور خانه اش

طیّ طریقم بی گمان اغاز معراج من است

نزدیک عرشم میبرد این راه دور خانه اش

بار سرم را میکشد بر روی شانه شب به شب

خیلی بدهکارم به دیوار صبور خانه اش

موسی بن جعفر نه دمش عیسی بن جعفر پرور است

دستم به دامان مسیح نوظهور خانه اش

در مشهد و در کاظمین از عمق جان سر میدهم

اولاد من قربان اولاد ذکور خانه اش

آئینه دار پنج تن بر خلق عالم حاکم است

جانم فدایش پنجمین جد امام قائم است

 

عرض ارادت میکنم اما به شکل دیگری

تقدیم حضرت میکنم با جان و دل شعر تری

جمع نبوت با امامت میشود کنه امام

آئین او پیغمبری سیر و سلوکش حیدری

در ما رایت افقه من جعفر نعمان ببین

حتی ندارد دشمنش از او فقیه بهتری

کار کسی جز او نباشد ابن حیان ساختن

از غیر آقا بر نمی آید زُراره پروری

از برکت انفاس او کرسی درس خاص او

پیچیده ست آوازه ی فقه و کلام جعفری

بر صدق گفتارم شهادت میدهد اِبنِ حَکَم

در گفتگوهایش  نمایان است فتح خیبری

ممنون قال الباقر و مدیون قال الصادق اند

از مرجع و از سینه زن تا روضه خوان و منبری

دیدند با چشمان خود هم شافعی هم مالکی

شیعه ندارد جز امام صادق خود رهبری

باید بگردد هر که در دنیاست کاهل بر نماز

در محشر فردا به دنبال شفیع دیگری

شکر خدا دم میزنم از صاحب خود دم به دم

شکر خدا دارم به تن رخت شریف نوکری

من با ارادت گفته ام قدر بضاعت گفته ام

ابیات گنگ من کجا اشعار ناب حمیری ؟

مولا قدمگاهش همیشه قبله گاه اولیاست

فرزند او باب الحوائج مغز بادامش رضاست

 

در فطرت ما ریشه دارد مهر پنهانی ما

اسباب خدمت میشود افکار عرفانی ما

از لَن تَنالوُ البِرّ حَتّی تُنفِقوا دریافتیم

باید که الگومان شود احکام قرآنی ما

در قحطی انسان و انسان دوستی ای کاش که

چون ریزعلی باشیم و باشد فصل دهقانی ما

دل روی دل باید نهاد و شهر را آباد کرد

ویرانی هم میهنان ماست ویرانی ما

دفتر به پایان آمده اما حکایت باقی است

مضمون سرازیر است در ابیات پایانی ما

از پا در اورده ست داعش را نه تنها تیر و تیغ

او را زمین زد عاقبت نیروی ایمانی ما

ریز و درشت دشمن شیعه به خاک افتاده از

سیلی سنگین برادرهای افغانی ما

جایی برای عرض اندام سنان و شمر نیست

وقتی قیامت میکند کیسان ایرانی ما

بی شک شکار بعدی اش باشد فقط آل سعود

فتح مدینه میکند قاسم سلیمانی ما

خاکسترش بر باد داد بر دشمنانش یاد داد

شوخی ندارد باکسی تصمیم طوفانی ما

او خار چشم دشمن است فرمانده ای فیل افکن است

پایان گرفت از همتش شبهای بحرانی ما

چشمش به فرمان ولی دلواپس سید علی

چشم امید حضرت یار خراسانی ما

جای شهیدان دفاع از زینبیه خالی است

در هیئت رزمندگان در مرثیه خوانی ما

سادات مجلس معذرت آقا به خاک افتاده است

در کوچه مثل مادرش زهرا به خاک افتاده است




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


شکر خدا که دست به دامان صادقیم

یعنی همیشه بی سر و سامان صادقیم

بی راهه نیست اینکه بگویم تمام ما

سلمان حیدریم و مسلمان صادقیم

از تشنگیِّ روز قیامت هراس نیست

تا لحظه ای که تشنه ی باران صادقیم

با دیدن صلابتِ ایوانِ کربلا

فکر درست کردن ایوان صادقیم

مثلِ فرشته های به دُور مزار او

در حسرت مزارِ چراغان صادقیم 




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/04/7 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


در مکتب ما هرآنکه لایق باشد

دلشیفته ی حضرت صادق باشد

بر تربت بی شمع و چراغش به بقیع

گوید صلوات هرکه عاشق باشد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


گر چه جز ظلم بر تو دیده نشد

گل یاست به تیغ چیده نشد

بین شعله دوید ناموست

گیسوی دخترت کشیده نشد

میخ بر سینه ای نزَد آسیب

ناله ی همسرت شنیده نشد

سر برهنه به کوچه ات بردند

ولی از تن سرت بریده نشد

پشت مرکب تو را کشاند عدو

پهلویت ازسنان دریده نشد

تیغ بر قتل تو کشید ولی

خون ز لبهای تو چکیده نشد

شکر حق خواهر عزادارت

بین نامحرمان خمیده نشد




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


از قضا ما را خدا از اهل ایمان می‌نویسد

 ما أطیعوالله می‌دانیم، قرآن می‌نویسد

قُل تَعالَو نَدعُ می‌خوانیم، ثابت می‌کند ما

 مومنِ عشقیم، آری آلِ عمران می‌نویسد

در مسلمانی قدم برداشتیم آنجا که حیدر

 ما مسلمانِ علی هستیم، سلمان می‌نویسد

سختی از دین نیست -لا اِکراهَ فِی الدّین- شیعه هستیم

 مذهبِ ما را امامِ صادق آسان می‌نویسد 

صادقُ الوَعدیم، ما را عشق این سان می‌پسندد

 صادقُ القَولیم اگر از راستگویان می‌نویسد 

حرف از ابراهیم از آتش می‌شود، کو یارِ صادق؟

 از تنورِ خانه می‌پرسم، گلستان می‌نویسد

سرّ تبیاناً لِکلِّ شیء یعنی او که حتی

 طفلِ مکتب خانه‌اش تفسیر تبیان می‌نویسد

آفرینش در نگاهش شرحِ توحیدِ مُفضَّل

 علم یعنی قالَ صادق ، اِبنِ حیّان می‌نویسد




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)امام صادق(ع)-مدح و ولادت-صلوات


سنگ حَجر نشانه ی خال او

باغ بهشت است به دنبال او

زمزمه ام هفده ماه ربیع

سلام بر "محمد و آل"  او

***

از عرش  پیام سرمدی آوردند

به به  چه  مَه زبانزدی آوردند

در روز ولادت  "امام صادق "

یک دسته گل محمدی آوردند




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


به کودکان و زنان احترام می فرمود

به احترام فقیران قیام می فرمود

سلام نام همه انبیاست؛ او می گفت

سپس اشاره به دارالسلام می فرمود

کسی که در پی خورشید نیست از ما نیست

سحر می آمد و این را مدام می فرمود

کجا حرام خدا را حلال می دانست

کجا حلال خدا را حرام می فرمود

اگر که دست به پهلو گرفته ای می دید

به اشک و آه و دعا التیام می فرمود

"خوشا به حال کسانی که راستگویانند"

امام صادق علیه السلام می فرمود




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/04/28 | 12:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


دین ما احمدی و مکتب ما حیدری است

گو دلا حیدریم مذهب من جعفری است

حضرت صادقم استاد بُود در همه عمر

شهریاری که به دستش عَلَم سروری است

مکتب سرخ حسین بن علی را نازم

که عروج نُه امام از دم آن رهبری است

تربیت یافته ی مکتب عاشورایند

اولیایی که به در حاجبشان صد پری است

همه از سلب حسینند اگرچه نه امام

لیک صادق همه جا شهرهء دانشوری است

عِلم صادق عَلم کرب وبلا را بگشود

گفت اعوان حسین دشمن طغیانگری است

کنیه اش عین حسین است، اباعبدالله

او حسین دگری در حرم دلبری است

همه را خواند به زیر عَلم عاشورا

گفت باکی حسینی ز جهنم بری است

ای که در موکب شاه شهدا سینه زنی

دم بزن حضرت صادق به دمت مشتری است

عهد خود با پسر فاطمه تجدید نما

گوهر عشق نگهدار دلت گوهری است

سربلندی چو رَوی زیر علم های حسین

چون علمدار ولایت پسر عسکری است

مادر آموخت (کلامی) به تو ذکر مولا

این ولایت اثر تربیت مادری است




موضوع: ولادت امام صادق(ع)،  شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/04/28 | 12:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و مناجات-بصیرت


رئیس مذهب شیعه! جهان از آنِ شماست

ندای حق طلبی ،تشنهٔ جهانِ شماست

به گوشه گوشهٔ عالم به هر کجا نگیریم

به هر دیارِ غریبه، پُر از نشان شماست

نَه یار، بهر تو هِفده نفر، که بی إغراق

هزار لشگرِ آماده در میان شماست

که گفته سیصد و چندین نفر ندارد یار

بگو امام زمان را، زمان زمان شماست

بگو به عیسیِ مریم که شیخ عیسی را

دعا کند، که یکی از فدائیان شماست

ز شیخِ نیجریه تا به شیخِ بَحرِینَت

مطیعِ محضِ تو با لشگری، عیان شماست

اگر قطیف،نِمر را به ظلم از کف داد

مدینه تا به مدائن پُر از جوان شماست

و از عراق و یمن تا به سوریه، لبنان

سپاهِ حزب خدا، از مدافعان شماست

ز روستای صَراری گرفته تا به ٱحد

هنوز مُثلِه شدن، سهم شیعیان شماست

به رغم دشمنِ تکفیری اَت، به کوری خصم

هنوز نام علی شاهد أذان شماست

و ایستاده میان غبار احمد ها

هزار مَرد، چو احمد که در نهان شماست

قسم به روح خدا و قسم به سید علی

بیا به کشور ایران که آشیان شماست

به مُلک ری،به خراسان، به قم، بیا آقا

هزار دیده چو بَهجت به راه، جان شماست

به کعبه و به بقیع و چهار مظلومش

که کربلای حسینِ تو در أمان شماست

ضریحِ مرقدِ شش گوشه شاهدَت به یقین

که اربعین، حرمِ یار، میزبان شماست 




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/04/28 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ولادت پیامبر)ص) و امام صادق (ع)-ولادت


خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد

ناگهان کُنگره یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد

خبرت هست ستون های یهودا اُفتاد

خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد

خبر این است زمین پُر شده از آب حیات

آی بر احمد و بر آل محمد صلوات

یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد

پرده از منظره ی باغ جنان بردارد

تا که از گردۀ ما یوق گران بردارد

از کران تا به کران بانگ اذان بردارد

آخر از سمتِ خدا آنکه نیامد آمد

چهارده تن همه با نام محمد آمد

شب شکست و به زمین بارشِ مهتاب آمد

عشق برقی زد و بر هر دل بی تاب آمد

جبروت و ملکوتیست که در قاب آمد

فالِ حافظ زدم و این غزل ناب آمد

"گل عُزاری زِ گلستان جهان ما را بس

زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس"

حق بده دیدن این معجزه حیرت دارد

فقط این ابر به باریدنش عادت دارد

نفسش گرم خدایا چه حرارت دارد

سایه اش نیست و در سایه قیامت دارد

انبیا را بنویسید پیمبر این است

قبله ی روز و شبِ حضرت حیدر این است

کیستی ای نفست پاک تر از پاکی ها

غرقِ تسبیح بزرگی تو افلاکی ها

اشهد ان که حیران تو بی باکی ها

نوری و نور پراکنده بر این خاکی ها

ای نفس های علی ای همه هست زهرا

عالمی دست تو بوسید و تو دست زهرا

تو درخشیدی و انوار حیات آوردی

سیزده رشته غنات از عرفات آوردی

سیزده چشمه ی جوشان نجات آوردی

سیزده مرتبه بانگ صلوات آوردی

آخرین باده ات از این همه خُم می آید

با دعایت عَلَم چهاردهم می آید

ششمین آینه ات آمد و پروانه شدیم

سر زلفیم که با مرحمتش شانه شدیم

مرد این راه نبودیم که مردانه شدیم

شیعه جعفری خادم این خانه شدیم

آسمان را کلماتش سخنش پر کرده

و خداوند بر این جلوه تفاخر کرده

گرچه از عطر تو این دشت شقایق دارد

چقدر دور و برت شهر منافق دارد

چه غریبی که فقط چند تن عاشق دارد

دلِ زهرایی تو صحبت صادق دارد

تو بشیری و به شور ازلی می آیی

سر هر صبح به دیدارِ علی می آیی

باز پیچیده در این شهر پیامت آقا

پشت یک خانه تو هستی و قیامت آقا

عادت صبح تو شد عرض سلامت آقا

و سلام است فقط تکه کلامت آقا

از تو داریم سلامی پر عطر و برکات

باز بر احمد و بر آل محمد صلوات




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/10/7 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح و ولادت


آن را که به جز قرب خدا هیچ ندارد

هنگام بلا غیر دعا هیچ ندارد

پروانه پرش سوخت و من یاد گرفتم

عاشق شدنم غیر بلا هیچ ندارد

از لکنتم ایراد نگیرید؛ بِلالم

دل مایه‌ی قرب است، صدا هیچ ندارد

باید به مقامات نظر داشت؛ نه اسباب

موسی همه کاره‌ست، عصا هیچ ندارد

از جانب گیسوی نگار است که خوشبوست

از ناحیه‌ی خویش صبا هیچ ندارد

اموال کریمان همه‌اش مال فقیر است

اصلاً چه کسی گفته گدا هیچ ندارد

هرکس که تو را دارد و در سینه ندارد...

مهر علی و فاطمه را... هیچ ندارد

***

بگذار که از فاطمه بهتر بنویسم

او را عوض فاطمه مادر بنویسم

بگذار که اول صلواتی بفرستم

تا نام تو را خوب معطّر بنویسم

تو پا بِگُذاری و منم سر بِگُذارم

تو پا بنویسی و منم سر بنویسم

در فکر بقیعم من اگر میل ندارم

بر گنبد خضرات کبوتر بنویسم

بگذار در این مرحله که جمله فقیرند

جبریل تو را فطرس دیگر بنویسم

تو گاه علی هستی و گه‌گاه محمّد

ماندم که علی یا که پیمبر بنویسم!

یکبار تو را خواندم و دوبار علی را

از ذات تو باید دوبرابر بنویسم

***

سرها همه خاک کف پایت؛ سر ما هم

پرها همه دنبال هوایت؛ پر ما هم

در قرب تو جبریل، پرِ سوخته دارد

زیر قدمت ریخته خاکستر ما هم

عیسی که نفس داشت و موسی که عصا داشت

خوب است ببیند که پیغمبر ما هم...

بر خاتم ما حک شده: «یا حضرت خاتم»

پس معجزه هم میکند انگشتر ما هم

گر آخر این زنده‌به‌گوری قدم توست

پس زنده‌به‌گور قدمت دختر ما هم

به فاطمه گفتی «بأبی أنت و امّی»

صد بار فدایش پدر و مادر ما هم

از لطف تو نام علی و فاطمه حالا

در مأذنه‌ها پر شده، در منبر ما هم

***

راضی شده بودیم به املای محمّد

اما نرسیدیم به معنای محمّد

هرآنچه که دارند رسولان، همه دارند

از معجزه‌ی خاک قدم‌های محمّد

مولاست همان رحمت امروز پیمبر

زهراست همان رحمت فردای محمّد

تفسیر کمالات جلالیِ علی بود

«لا حول و لا قُوّةَ الا»ی محمّد

این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست

خوابید اگر «شیر خدا» جای محمّد

اسلام محمّد به جز اسلام علی نیست

منهای علی یعنی منهای محمّد

در آینه‌ی فاطمه دیده‌ست خودش را

بنشسته محمّد به تماشای محمّد

***

با جعفر صادق به روایات رسیدیم

با لطف روایات به آیات رسیدیم

عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم

دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم

با واسطه ما پیش خداوند نشستیم

از راه توسّل به مناجات رسیدیم

در اصل تو «اللّه» مجسّم‌شده هستی

به ذات خداوند از این ذات رسیدیم

از ردّ قدم‌های تو تا خانه‌ی زهرا

یک‌دفعه، دو دفعه، نه به کَرّات رسیدیم

از گریه‌ی تو در وسط شعله‌ی خانه

به سوختن مادر سادات رسیدیم

ما خاک‌نشینان حرم، عرش‌نشینیم

از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/10/7 | 01:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح


ملاک چیست؟ نبی؟یا ولی ست؟ یاهردو؟

اگرچه ما به خدا می رسیم با هردو

رئیس مذهب ماورئیس مکتب ما

رسیده‌اند به هم پس از ابتدا هردو

پر از صفات جمالی یکی یکی هریک

پر ازصفات جلالی دوتا دوتا هردو

چه قدر سعی نمودند سمتتان باشند

به وقت سعی همین مروه و صفا هردو

دوتا نبیِّ ولی و دوتا ولیِّ نبی

به حق که ناظر وحی اند در حرا هردو

به غیر خویش و به جز آل خویش،محترمند

فقط به خاطر زهرا برای ما هردو

ز نامهای خدا بیشتر علی گفتند

همینکه ذکر گرفتند بارها هردو

رسیده‌اند به سرمایه ی رضایت حق

فقط به خاطر ذکر رضا رضا هردو

اگرچه هردویشان بوده‌اند زهرایی

هزار شکر ندیدند کوچه را هردو

وَ در ارادت ما و شما همین بس که؛

گریستید به صحرای کربلا هردو




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/10/7 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


شمس رویت همیشه تابنده است

ابرویت ذوالفقارِ برنده است

دلت از مهر و عشق آکنده است

نام احمد تو را برازنده است

یا محمد که هر دو زیبنده است

مست جامت شدم خدا را شکر

صید دامت شدم خدا را شکر

بعد، رامت شدم خدا را شکر

من بنامت شدم خدا را شکر

هر اسیری به تو پناهنده است

خانواده به خانه محتاج است

مو پریشان به شانه محتاج است

مرغ، بر آب و دانه محتاج است

نوکرت بی بهانه محتاج است

دستِ لطفت زِ بس که بخشنده است

زینت دوش تو حسین و حسن

عطر تو برده عطر و بوی وطن

شاهد حرف من اویسِ قرن

بتکان باز هم عبا، دلِ من...

... بر همین عطر دلنشین بند است

خطبه های فصیح تو دریاست

خنده های ملیح تو غوغاست

سینه ی ما... ضریح تو اینجاست

رحمتی و شبیه تو زهراست

نامتان هم مرا خوشایند است

چشم تو کرده بر دلم اثبات

من کجا خواندن از شما... هیهات

پس نوشتم به جای این ابیات

بر محمد و آل او صلوات

این دعا ضامنِ فرستنده است

راه سخت است، راهِ حل داری

میل برچیدن هُبَل داری

صحبت از رب لم یزل داری

فاطمه را که در بغل داری

دشمن ابترت سرافکنده است

سوره خواندی و از ولی خواندی

هر کجا بی معطلی خواندی

سنگ هم خوردی و ولی خواندی

آیه آیه "علی علی" خواندی

شاهد حرف من خداوند است

بستر تو که جای هرکس نیست

منبر تو که جای کرکس نیست

پس خلافت برای ناکس نیست

لایق مسند شما پس نیست...

...غیر خیبر شکن که رزمنده است

حشر، حق است... پس اجل حق است

راه توحید از ازل حق است

الحق این حرف چون عسل حق است

حق علی و علی معَ الْحَق است

حق علی را به قلب ما کنده است

میوه داده است اشک و آه علی

دو جهان، شیعه شد سپاه علی

مذهب صادق است، راه علی

مثل موجی به تکیه گاه علی...

...مکتب جعفری خروشنده است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/10/7 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


امروز نوشتند کبوتر شدنم را

پروازکنان راهى دلبر شدنم را

چشمان من از شوق، مهیاى شراب است

مدیون توأم لذت ساغر شدنم را

آنقدر نرفتم ز در خانه گرفتم

تا روز ابد سائل این در شدنم را

گفتند برو نوکر صاحب کرمى باش

دادم به شما نامه ى قنبر شدنم را

یک عمر به دور سر تو گرد طوافم

امضا بزن از اهل جهان سر شدنم را

باید که بگوش همه حالا برسانم

فوراً خبر مست پیمبر شدنم را

خوب است بدانید به دربار رسیدم

تا پشت در احمد مختار رسیدم

روزى که تو از راه رسیدى دل ما ریخت

خیر قدمت وِلوله در أرض و سما ریخت

کفار هم از بودن تو بهره گرفتند

باران کرامات تو آقا همه جا ریخت

مکه ز نفس هاى تو توحید سرا شد

از بس که به هر جا گذرت عطر خدا ریخت

دیدند به ایوان مدائن ترک افتاد

از هیبت سبحانى تو بت کده ها ریخت

پیچید در عالم خبر آمدن تو

تا صبح در خانه ى تو خیل گدا ریخت

گر اهل مناجات شدیم علتش این بود

الطاف تو در کاسه ى ما شوق دعا ریخت

با امر شما ساعت خورشید عوض شد

حتى جهت حرکت خورشید عوض شد

تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً

بر دامن تو دست گداهاست یقیناً

در کشور ما اسم تو در صدر اسامى است

چون نام محمد شرف ماست یقیناً

یک عمر پناه غم تو چادر زهراست

پس دختر تو ام ابیهاست یقیناً

فهمیده ام از بوسه ى هر روزه به دستش

آرامش تو حضرت زهراست یقیناً

وقتى همه جا ورد زبان تو على بود

یعنى که وصى ، حضرت مولاست یقیناً

هربار که در جنگ به کار تو گره خورد

شمشیر على حل معماست یقیناً

با تیغ کج آورده به حیرت همگان را

خم کرده قد و قامت شمشاد قدان را

ما تا به ابد دست به دامان شماییم

خاریم ولى جزو گلستان شماییم

خشکیم، کویریم ولى شکر گذاریم

صد شکر که لب تشنه ى باران شماییم

از رى به امیدى در این خانه رسیدیم

راهى بده آقا همه مهمان شماییم

اى کاش که ما را به غلامى بپذیرد

تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم

ما شیعه شدیم از کرم حضرت صادق

مؤمن به تعالیم و مسلمان شماییم

ارث از تو گرفتیم که بى تاب حسینیم

دل سوخته ى دیده ى گریان شماییم

از یُمن روایات شما روضه نشینیم

در بَندِ حسینیم و گرفتار ترینیم




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)،  ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 11:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


آمد خبر که روز بشر بعد انبیا شب بود

عالم بدون پرتو انوار مصطفا شب بود

با آمنه تمامیِ خلقت در انتظار صبح

مهتاب تا سحر همه دم همنوای با شب بود

جبریل بود و بال گرفتن به بیت عبدالله

بیتی که میزبان هبوط فرشته ها شب بود

می رفت مادر و پسر از راه دور می آمد

خورشید پشت پردۀ پنهانی خدا شب بود

تایید شد ، مشاهده شد ، نور لیلة الاسری

احمد رسید ، ورنه هنوز آسمان ما شب بود

صبح آمد و خوش آمد و احمد به حمد سرمد شد

در سجده رفت و ذکر گرفت ، علی محمد شد

شکر خدا که رفت شب و روزگار ما شد صبح

معنا گرفت فصل ربیع و بهار ما شد صبح

آری "نگار ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت"

یک غمزه کرد و شب ز نگاه  نگار ما شد صبح

خاتم رسید و خاتمۀ جاهلیّت امضا شد

با دوستان آل محمد قرار ما شد صبح

مکه نه ، بلکه عالم امکان ز نور او روشن

در سایه سار طلعت رویش ، مدار ما شد صبح

در پرتو محمد و صادق طلوع فجر آمد

یعنی به یمن آل علی انتظار ما شد صبح

باید ستود از دل و جان این دو جلوۀ رب را

بنیانگذار مکتب و بنیانگذار مذهب را

باید سرود:نقطۀ پرگار معرفت احمد

باید نوشت:دیدۀ بیدار معرفت احمد

باید سرود: ناشر آیات کبریا صادق

باید نوشت: بحر گهربار معرفت احمد

باید سرود: فاطمه را علت بقا صادق

باید نوشت: محور و معیار معرفت احمد

باید سرود: جلوۀ خیبر گشای ما صادق

باید نوشت: حیدر کرار معرفت احمد

باید سرود: بانی تکرار کربلا صادق

باید نوشت: مظهر آثار معرفت احمد

هر چارده جمال خدا را در این دو باید دید

هر چارده جلال خدا را در این دو باید دید

کسری شکست و معجزه ها یک به یک فراوان شد

بتها فرو نشست و تبِ بندگی نمایان شد

آتشکده خموش و حرارت به سینه ها روشن

خشکید رود ساوه و دریای عشق جوشان شد

از تخت سلطنت همه شاهان بزیر افتادند

لال از مهابتِ خبرِ حق ، زبان آنان شد

اصحاب فیل صیدِ اَبابیل شد در این ایام

قومی که زیر بارش سجّیل[1] ، سنگ باران شد

شد سحرِ ساحران همه با علم کاهنان باطل

باطل گریخت از ره و حق ، آشنای انسان شد

اینهاست گوشه ای از جلالات احمد مختار

اینهاست شمه ای از کرامات حیدر کرار

ما را برای یاری دین رسول جان دادند

با صد هزار معجزه ، حق را بما نشان دادند

دیگر کسی بهانه ندارد که من نفهمیدم

زیرا برای فهم مسائل اماممان دادند

در فتنه های جنگی و در فتنه های فرهنگی

ما را امام و رهبر و هم تیغ و هم بیان دادند

باید قدم نهاد به راه بصیرت دینی

اهل بصیرتند که بر دین خود امان دادند

هرکس به عمر خویش زمانی به کربلا آید

در کربلای خویش خوشا عاشقان که جان دادند

تا کربلای چند بجوئیم این سعادت را

تنها ولایت است که بخشد مِی شهادت را

***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 11:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو