پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد

دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد

دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد

دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد

دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان

دو بحر رحمت  و غفران دو دست قادر منان

دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم

دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد

دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد

دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد

دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد

دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی

یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی

یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم

دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور جانها

دو باب الله احسانها ، دو بسم الله عنوانها

دو سرو باغ و بستانها ، دو باغ روح و ریحانها

دو واجب جاه امکانها ، دو مشعل دار کیهان ها

دو خالق را نماینده ، دو قرآن را سراینده

دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده

یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم

بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد

گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد

نرفته ماه از بزم فلک مهر منیر آمد

بشیران را بشیر آمد نذیران را نذیر آمد

جهان گردیده آسوده ، ملک رخ بر زمین سوده

فلک بر زیور افزوده  ، محمد  چهره بگشوده

ز مکه تافته خورشید نورش بر همه عالم

فلک امشب زمین مکه را از دور می بوسد

ملک مهد محمد   را بموج نور می بوسد

بفرمان خدا خاک درش را حور می بوسد

مسیح از عالم بالا کلیم از طور می بوسد

حرم پیموده ره سویش طواف آورده بر کویش

صفا چون گل کند بویش صفاها گیرداز رویش

به یاد لعل لب هایش کند رفع عطش زمزم

چو آمد آمنه کم کم بهم چشم خدا جویش

دو لب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش

بنا گه تافت خورشید جهان آرا ز پهلویش

منور ساخت شرق و غرب را از پرتو رویش

سما در نور او گم شد زمین دریای انجم شد

لبش گرم تبسم شد  وجودش در تلاطم شد

که ناگه چشم حق بینش دوباره باز شد ازهم

ندا از عمق جان بشنید هان ای مهربان مادر

خدایت را خدایت را بخوان مادر بخوان مادر

سلامت می دهد امشب زمین و آسمان مادر

که هستی آفرین هستیتب بخشد رایگان مادر

ببین لطف موید ، را بخوان دادار سرمد را

بدنیا آر ، احمد را ، محمد   را محمد   را

بذکر حق کن استقبال ، از پیغمبر اکرم  

دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او

نه عبدالله زنده نه زنان آشنا با او

دعا می خواند و بودی آفرینش همصدا با او

سخن می گفت  فرزندش محمد   در خفا با او

امیدش بود و معبودش ، وجودش بود و مولودش

محمد بود مقصودش ، زهی از بخت مسعودش

گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم

زیک سو رو به قبله مادرش حوا دعا گویش

ز یک سو آسیه گل بوسه گیرد از گل رویش

ز یک سو مام اسماعیل همچون گل کند بویش

ز یک سو دست های مریم عذرا به پهلویش

که کم کم درد او کم شد رها از درد و از غم شد

جمال حق مجسم شد محمد   ماه عالم شد

به استقبال او خیزید از جا ای بنی آدم

در آن شب بارگاه آمنه خلد مخلد شد

در آن شب جلوه گر مرآت حسن حی سرمد شد

در آن شب آفرینش محو و مات روی احمد شد

در آن شب بوسه زن مادر به رخسار محمد   شد

چه عبدی در سجود آمد چه نوری در وجود آمد

چه غیبی در شهود آمد ، خدا را هر چه بود آمد

که او با هر دمش ، بر آفرینش ، جان دهد هر دم

چو آن تابنده اختر زاد آن نور مجسم را

نه آن نور مجسم بلکه وجه الله اعظم را

فروغی تافت از نورش که روشن کرد عالم را

ندا آمد که زادی بهترین فرزند آدم را

مبارکباد لبخندت ، گرامی باد فرزندت

بهین عبد خداوندت محمد   طفل دلبندت

که می خوانند مدحش را ، خدا و انبیا با هم

تو امشب آدم و نوح و و خلیل دیگر زادی

ذبیح و خضر و داود و کلیم برتری زادی

مسیحا ، نه ، مسیحای مسیحا پروردی زادی

تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی

رسل در تحت فرمانش ، کتب یک جمله در شانش

هزاران خضر عطشانش ، صدا اسماعیل قربانش

مبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم  

زمین مکه دیشب غرق در نور محمد   بود

چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود

جهان آفرینش بهتر از خلد مخلد بود

تجلای خدا در چهره عبدی موید بود

موید باد قرآنش ، گرامی باد فرقانش

معطر باد بستانش ، جهان در تحت فرمانش

بنای اوست در سیل حوادث کوه مستحکم

محمد   ای چراغ روشنی بخش جهان آرا

بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را

بلرزان با نهیب آسمانی کاخ کسری را

ندای تفلحوا از عمق جان برکش بخوان ما را

تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی

تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی

لوای تو است با دست خدا بر دوش نه طارم

هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد

همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد

ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد

فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور

ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر

که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم

الا ای ام فروه آفتاب داور آوردی

محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی

تعالی الله که مثل آمنه پیغمبر آوردی

تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی

به عصمت مادرش زهرا بصورت چون حَسَن زیبا

حسینی خو علی  سیما امام باقرش بابا

که با عید محمد عید میلادش بود توام

کتاب من کتاب الله و دین مصطفی دینم

تولای امیر المومنین عهد نخستینم

مرام جعفری و مهر الله آئینم

نه کاری بوده با آنم نه حرفی مانده با اینم

محب آل اطهارم ، علی را دوست میدارم

ز خصمش نیز بیزارم ، به یارش تا ابد یارم

نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب "میثم"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 09:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت


دوباره مطلع شعرم شده سلام شما

بلال طبع لطیفم شده غلام شما

دوباره رد شده اى از کنار و گوشه شهر

دوباره گم شده ام بین ازدحام شما

به هرطرف که نسیم عبایتان بوزد

بلند مى شوم آقا به احترام شما

چقدر جاذبه دارى به روى منبر نور

چقدر بوى خدا می دهدکلام شما

نمى شود به خدابینتان نظر بدهم

تویى امام على و على امام شما:

مرا براى اویس قرن شدن بخرید

 براى نذر حسین و حسن شدن بخرید...

بزن به شانه سلمان بگو که یار من است

کنار دست شما بودن افتخار من است

براى علم ثریا به آسمان رفتن

همیشه پیشه این مردم دیار من است

 نبى امى مکتب نرفته ام همه جا

 سخن ز معجزه هاى تو و نگار من است

فداى رحمت چشمان آسمانیتان

 که یک نگاه شما مایه قرار من است

همیشه دادن اذن مدینه کار شماست

همیشه گریه براى مدینه کار من است

 منم اسیر نگاه پیمبری شده ام

بروى گنبدخضرا کبوترى شده ام...

تویى که اسم تو با هر زبان ستوده شده

 میان عالم هفت آسمان ستوده شده

 جلوتر از همه ى عرش و فرش و لوح و قلم

جلوتراز همه ى انس و جان ستوده شده

زمان حضرت آدم زمان حضرت نوح

 خلاصه عشق تو در هر زمان ستوده شده

 نبى خاتم من اى رسول رحمت من

همیشه عشق تو در قلبمان ستوده شده

فداى اسم محمد که در کتاب زبور

 براى تک تک پیغمبران ستوده شده

 به روى کاشى فیروزه اى عرش خدا

نوشته اسم تو و اسم حیدر و زهرا...

ز شرم روى تو یوسف خجالتى شده است

مسیح کوچه گداى محبتى شده است

میان کنگره هاى تمام کسراها

به پیش پاى تو امشب قیامتى شده است

 چه کرده اى تو مگر بین نامسلمانها

 تمام رابطه هاشان رفاقتى شده است

بدون یاد تو اصلا زمان نمى گذرد

برایم این صلواتت عبادتى شده است

ببین به برکت قرآن و اهل بیت شما

میان شیعه وسنى چه وحدتى شده است

 خدا به امت مرحومه ات نظر دارد

 دعاى خاتم پیغمبران اثر دارد...

فداى روح مسیحایى رسول خدا

صفاى لیلة الاسرایى رسول خدا

فداى جامه سبزش بزیر نور کسا

فداى چهره زهرایى رسول خدا

فداى خلق عظیمش به زیر بارش سنگ

فداى آن دل دریایى رسول خدا

فداى عشق خدیجه که بوده در همه دم

انیس و مونس تنهایى رسول خدا

عروس خانه حیدر شده بدون جهاز

تمام هستى و دارایى رسول خدا:

اگرچه اجر رسالت ادا نشد هرگز

على ز فاطمه تو جدا نشد هرگز...

امام صادق ما شیعیان دعاگر ماست

همیشه سایه علمش به روى این سر ماست 

فداى آنهمه ایثار و غربتش بشوم 

که دردغربت او هم شبیه مادر ماست

همیشه کرده براى همه روایت عشق

حدیث سینه او افتخار منبر ماست

خوشا به حال مُفَضَّل که درس توحیدش

 ز یمن و برکت استادى مفسر ماست

گمان کنم که مرامت به مصطفى رفته

 گمان کنم که نگاهت شبیه حیدر ماست

تویى که شیخ الائمه ملقبت کردند

 رئیس مذهب و استاد مکتبت کردند...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/10/18 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


امشب وجود را شرف دیگر آمده

در جلوه آن جمال خدا منظر آمده

در شام تیره مهر جهان گستر آمده

دوران تیره گیّ و ستم بر سر آمده

بر جنّ و انس و حور و ملک رهبر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

عالم محیط جلوۀ دادار سرمد است

ملک وجود یکسره خلد مخلّد است

هر سو که رو نهید عیان حسن احمد است

در جلوه آفتاب جمال محمّد است

از آفتاب بر همه روشنتر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

امشب رسل رسول خدا را صدا زنند

هر یک دم از ثنای محمّد جدا زنند

دست دعا به دامن آن مقتدا زنند

بت ها به کعبه دم ز رسول خدا زنند

گویند بت شکن ر سوی داور آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای بت گران ترانۀ توحید سر دهید

این مژده بر تمامی نسل بشر دهید

از لحظۀ شکستن بت ها خبر دهید

پیغام از ولادت پیغامبر دهید

ظلمت رها کنید که روشنگر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آفتاب جلوه نمایی مبارک است

ای حسن غیب پرده گشایی مبارک است

ای بزم شب فروغ خدایی مبارک است

ای بردگان طلوع رهایی مبارک است

دوران زورگویی و طغیان سر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

خوبان روزگار حقیر محمّدند

خورشید و ماه هر دو اسیر محمّدند

پیغمبران تمام بشیر محمّدند

یک جلوه از جمال منیر محمّدند

او آفتاب و خیل رسل اختر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آمنه تو خود صدف درّ سرمدی

زین رتبه بر زنان دو عالم سرآمدی

بنت وهب نه، مام گر امّی احمدی

اینک به خود ببال که امّ المحمّدی

هستی محیط نور از این گوهر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

این است آنکه بتکده زیر و زبر کند

زانگشت خویش معجز شق القمر کند

خود را تمام عمر چراغ بشر کند

شام سیاه عالمیان را سحر کند

در دامن تو مهرِ جهان پرور آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای مکّه بر تو نور محمّد خجسته باد

بتهایِ شرک با تبر او شکسته باد

پیوند کفر با نفسِ او گسسته باد

دستِ ستمگران جهانخوار بسته باد

دستی که دادِ عدل ستاند بر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

پیدایش دو آیت سرمد مبارک است

یک صبح را دو عید مؤّید مبارک است

در تیرگی تجلّی احمد مبارک است

میلاد ابن محمّد مبارک است

درّی الهی از صدف دیگر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

در چشم علم مشعل روشنگر است این

استاد کل ولّی خدا جعفر است این

آئینۀ حقیقتِ پیغمبر است این

معصومِ هشتم است و ششم رهبر است این

آری خدای را ششمین مظهر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ما را بود هماره ره و رسمِ جعفری

مشی و مرام جعفری و عشق حیدری

داریم بر تمام ملل مجد و سروری

با چارده چراغ نمودیم رهبری

"میثم" در این مسیر ثنا گستر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/10/18 | 04:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند

آثاری از طلوع محبت گذاشتند

باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق

منّت سر اهالی خلقت گذاشتند

تو آمدی که ما همگی متحد شویم

نام تو را منادی وحدت گذاشتند

باران لطف تو همه جا را فراگرفت

در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند

اشفع لنای هرشب بارانی مرا

در نزد تو برای اجابت گذاشتند

روز ازل به پیش همه ... ایها النبی

روی سر تو تاج نبوت گذاشتند

از بارش کرامت بی حد نوشته ام

بر روی سینه نام محمد نوشته ام

یاایها الرسول دلم را جلا بده

ای با صفا صفا به دل بی صفا بده

با دست خالی آمده ایم ایها الکریم

چیزی به ما تو محض رضای خدا بده

اینجا نشسته ام که بگویم طبیب عشق

نسخه برای درد دل بی دوا بده

چشم تو خاک را به نظر کیمیا کند

رنگی به تیرگی دل سنگ ما بده

از سائلان هرشب ایرانی توام

رزق مرا توسط موسی الرضا بده

حتی اگر مدینه بیایم شبانه روز

می خواهم از تو تذکره ی کربلا بده

وقتش رسیده نور ولی را نشان دهی

راه علی و آل علی را نشان دهی

ما شیعه ایم شیعه ی سرمست حیدریم

لب تشنگان بادۀ ساقی کوثریم

محشر میان جمع محبان فاطمه

سایه نشین چادر خاکی مادریم

یک عمر ما فقط به علی رو زدیم و بس

حاجت به پیش هرکس و ناکس نمی بریم

نام علی که بر لبمان سبز می شود

در بین مجلسیم ولی جای دیگریم

در صحن با صفای نجف سیر می کنیم

گوشه نشین مرقد سلطان محشریم

شیخ الائمه چشمه ی جاری مرتضاست

ما پیروان مکتب پربار جعفریم

نام مرا خدا همه جا مبتلا نوشت

از شیعیان صادق آل عبا نوشت




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/10/17 | 11:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت


سپاس آن خدا را که ما را توان داد

پی شکر نعمت به انسان زبان داد

سپاس آن خدا را که با قدرت خود

به این شیء ناچیز نطق و بیان داد

سپاس آن خدا را که بخشید ما را

جمالی که در آن خودش را نشان داد

جمالی که وصفش علی است و عالی

جمالی که پرتو به هر آشیان داد

به دست رحیمش به لطف کریمش

ز حُسن قدیمش به هر خسته ، جان داد

بشر با خدا شد ز بتها رها شد

نبی رهنما شدجهان را تکان داد

از آن جاهلیت به این خاتمیت

که تا مهدویت به ما ارمغان داد

ز انسان کُشی ها ز حیوان وَشی ها

ز حَسرت کِشی ها بشر را امان داد

از آن بردگی ها به این بندگی ها

خوشا زندگی ها که در هر زمان داد

به درگاه ایزد سِزد شکر بی حد

محمد محمد محمد محمد 

چه خُلق عظیمی چه روح عظامی

چه دست کریمی چه وجه کِرامی

رسول رسالت عدیل عدالت

وَ اَصل اصالت شَه خاص و عامی

تو سلطان دینی تو نور یقینی

امانی ، امینی رسولی امامی

ازل را سرشتی ابد را بهشتی

جنان را تو هِشتی جهان را سلامی

تویی روح کعبه تویی جان  مکه

تو ماه مدینه چه حسن ختامی

چراغ هدایت امین ولایت

کثیر العنایت رئیس الأنامی

تو طاها تو یاسین تو اعلی تو وَالتّین

تویی دین و آئین تو دین را دوامی

جمیل و جمالی جلیل و جلالی

دلیلِ کمالی به رحمت تمامی

چه آب حیاتی چه آتُ الزکاتی

اَقیموالصلاتی رسول گرامی!

چه آب بقایی از این چشمه سر زد

محمد   محمد    محمد    محمد 

تو در جان فطرت مثال خدایی

تو در آل عترت مَنار و التُّقایی

تو موسی و عیسی تو یعقوب و یحیی

تو در اصل یک جا همه انبیایی

به زهرا تو بابا به مولا تو مولا

تو دنیا تو عقبا تو شمس و ضحایی

حسن زینت تو حسین عزت تو

تو هم مرتضایی و هم مصطفایی

تو آن راز داری که اعجاز داری

ز بس ناز داری تو دلدار مایی

پس از تاق کسری شکستند بُتها

نشستند از پا ملوکِ خطایی

ز دریای ساوه ز بَحر سَماوه

چو پرسند  گویند دریا شُمایی

به دشمن ستیزی چو از جا بخیزی

سپاهی بریزی زمین ، با صَلایی

صفا را کتابی جفا را عِتابی

تو فصل الخطابی تو کهف الورایی

برائت ز خصمت نسازد مردّد

محمد   محمد    محمد   محمد

به درگاه ایزد سزد شکر بی حد

ز پرده در آمد دو نور مؤیّد

دو دریای رحمت دو آقای خلقت

دو معنای عزت دو جعفر دو احمد

دو سروِ صنوبر دو سَرور دو رهبر

دو حق را پیمبر دو نور مجدد

دو تا ماه پاره دو عالم ستاره

دو درمان و چاره به غمهای بی حد

دو نور درخشان دو خورشید رخشان

دو لعل بَدَخشان دو زلف مُجَعّد

دو قرآن ناطق دو قائم دو صادق

دو کشف الحقایق دو روح مجرد

یکی جد اطهر یکی سبط حیدر

یکی خیر کوثر یکی خیر ممتد

به تبریکِ مهدی ببندیم عهدی

که او راست شهدی حسینی ز ایزد

ز شیعه اطاعت ز مولا عنایت

ز شیعه مقلِّد ز مولا مقلَّد

براه ولایت شکوهی است امجد

محمد   محمد    محمد    محمد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/10/17 | 10:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای دو صد یوسف صدّیق به صدق تو گواه

ای علوم همه با کوه کمالت پر کاه

دو جهان زنده ی چشم تو به یک نیم نگاه

تا زمان هست تو از گردش چرخی آگاه

شهریاران سر کوی تو گدای سر راه

شیخ والای ائمّه ولی امر الّه

صدق تابنده چراغی بود از مکتب تو

علم تا علم شود بوسه زند بر لب تو

عرشیان دسته ای از خاک نشینان تواند

فرشیان از همه سو دست به دامان تواند

علم ها گوهری از لعل دُر افشان تواند

حلم ها ذکر خوشی بر لب خندان تواند

بحرها تشنه ی یک قطره ی باران تواند

سرو قدّان جهان سر به گریبان تواند

علم از روز ازل سائل دیرینه ی تو است

آنچه در سینه خلق است در آیینه ی تو است

لاله ای نیست که از دامن بستان تو نیست

طایری نیست که در باغ ثنا خوان تو نیست

آیه ای نیست که محتاج به برهان تو نیست

گوهری نیست که از بحر خروشان تو نیست

ذرّه ای نیست که از مهر درخشان تو نیست

پدر شیمی جز جابر حیّان تو نیست

علم تو مشعل و خلق و دو جهان انجمنی

آیة الکرسی از کرسی درست سخنی

سرّ سروّ علن از تو است امام صادق

فیض هر انجمنی از تو است امام صادق

حسن خلق حسن از تو است امام صادق

سبزی این چمن از تو است امام صادق

سیر چرخ کهن از تو است امام صادق

همگان را سخن از تو است امام صادق

تا که این چار ام و هفت اب و نه طاق است

مؤمن طاق تو در عالم هستی طاق است

دهر دانشگه و استاد سخن دانش تو

کلّ قرآن سخن داور و برهانش تو

حق به دور تو کند گردش و میزانش تو

مؤمن پاک بود پایه ی ایمانش تو

درد جان نیز طبیبش تو درمانش تو

علم نور است ولی مشعل تابانش تو

تا زمان است و به هر مرحله می تازد علم

از تو می گوید و دائم بتو می نازد علم

پشرو تر بسی از دور زمان مکتب تو است

ثمر خون حسین ابن علی بر لب تو است

راه حق مذهب تو مذهب تو مذهب تو است

آسمان شیفته ی زمزمه های شب تو است

نفس سوختگان شعله ی تاب و تب تو است

نور قرآن ز درخشنده گی کوکب تو است

اهل توحید که این قدر مجلّل دارند

هر چه دارند ز توحید مفضّل دارند

باغبانی و بود ملک جهان گلزارت

گرم تا دامنه ی حشر بود بازارت

گوهر وحی فرو ریخته از گفتارت

بوسه ی علم بود بر لب گوهر بارت

دیدن روی خداوند بود دیدارت

ای طبیبانِ همه خلقِ جهان بیمارت

ای خوش آن یار که تو یار و طبیبش باشی

خوشتر آن درد که تنها تو طبیبش باشی

ای که خوانده است خداوند به قرآن نورت

نوری و سینه خوبان دو عالم طورت

ملک جان خانه ی دلها همگان معمورت

انس و جنّ و ملک و حور و پری مأمورت

چه جفاها که رسید از ستم منصورت

کرد از خانه و از شهر پیمبر دورت

بود آگاه عدو از محن جانکاهت

برد با فرق برهنه سوی قربانگاهت

کثرت سنّ تو و این همه آزار ای وای

آفتاب حق و بیداد شب تار ای وای

برق شمشیر و رخ حجّت دادار ای وای

دوست در سلسه ی دشمن غدّار ای وای

خانه ی حجّت حقّ و شرر نار ای وای

صدمۀ خار ستم بر گل بی خار ای وای

پاسخ آنهمه خوبی شرر آذر بود

بیت آتش زده ارثیّه ای از مادر بود

آخر از زهر جفا رفت وجودت در تاب

جگر خونجگر پاره ی زهرا شد آب

ریخت از دیده ی یاران به عزای تو گلاب

جگر موسی جعفر شد از این داغ کباب

بعد از آن غریب و مظلومیت و رنج و عذاب

بوتراب دگری باز نهان شد به تراب

در عزای تو جهان صحنه ی محشر گردید

تازه در ماتم تو داغ پیمبر گردید

ای سلام همه بر تربت بی زوّارت

غم بسیار محبّان ز غم بسیارت

به چه تقصیر عدو این همه داد آزارت

وامصیبت که چه کردند به قلب زارت

برد سر بر فلک از خانه شرار نارت

ریخت اعجاز خلیل از لب گوهر بارت

شد خموش آتش و بهر تو دل عالم سوخت

بیشتر از همه زین غم جگر «میثم» سوخت




موضوع: ولادت امام صادق(ع)،  شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/05/30 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


ما تشنه ایم و راهی دریا شدن خوش است

سلمانمان كنید كه منا شدن خوش است

یا حضرت رسول فدای ملاحتت

با نام دلربای تو شیدا شدن خوش است

از بركت تو سفرۀ ما بركتی گرفت

پس ریزه خوار سفرۀ آقاشدن خوش است

ما گم شدیم در دل دنیای بی كسی

پشت در حرای تو پیدا شدن خوش است

خوب است پیش دشمن تو قد علم كنیم

اما مقابل قد تو تا شدن خوش است

خاك در تو از دُر و زر قیمتی تر است

پس خاك پای حضرت زهرا شدن خوش است

ای اعتبار عالم و آدم خوش آمدی

تو مصطفایی احمدی آقا محمدی

با خلقت وجود تو خلقت شروع شد

با جلوۀ جمال تو عصمت شروع شد

سجاده پهن شد كه تو باشی و ذات حق

از آن به بعد بود رفاقت شروع شد

عالم برای بوسه به دست تو آمدند

یك واژه ای بنام ارادت شروع شد

دست تو را كه داد به دستان سعدیه

در آن قبیله بارش رحمت شروع شد

با بودنت حلیمۀ سعدیه دید كه

لحظه به لحظه بركت و نعمت شروع شد

دستی نبود تا كه نگیرد دعای آن

با مقدم تو سیل اجابت شروع شد

پیغمبرانه بود حضوری كه داشتی

آقا نمك به سفرۀ آنها گذاشتی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


مه ربیع نخستین مه سرور خداست

مه تبرّی و ماه نشاط اهل ولاست

مه مبارک میلاد خواجه ی لولاک

مه ولادت پنجم سلاله ی زهراست

شکفته در ارم باقر العلوم گلی

که عالم از نفسش رشک جنّة الاعلاست

به امّ فَروه بگویید اختری زادی

که در تجلاّی و آفتاب، ناپیداست

دمید هفده ماه ربیع، خورشیدی

که چون ولادت احمد وجود را، آراست

هزار یوسف صدّیق را به صدق امام

هزار دیده ی یعقوب را فروغ و ضیاست

هزار موسی عمران به طور او مدهوش

هزار عیسی مریم به فیض او احیاست

علوم مشرق و مغرب به پیش دانش او

چو قطره ایست که پنهان به وسعت دریاست

به پای کرسی درسش هزارها عالم

که همچنان علمند و مقامشان والاست

علوم کلۀ زلب جان فزایشان جاری

یکی به لحن حدیث و یکی به ذکر دعاست

یکی چو جابر جُعفی یکی ابوحمزه

یکی زُراره که کوه کمال سرتا پاست

هنوز مؤمن طاقش به هفت طاق یکی است

هنوز جابر حیّان زعلم چهره گشاست

هنوز مانده اروپا به علم او محتاج

هنوز شیفته اش آسیا و افریقاست

به وصف او گهر نظم و نثر قابل نیست

که نارساست به مدحش کلام هر چه رساست

رخش چراغ جمال و جمال آیت حق

دمش حیات کلام و کلام آب بقاست

حدیث صدق و صفا و کمال دانش اوست

هر آنچه در نفس روح بخش باد صباست

برای یافتن یک حدیث او همه خلق

اگر که سیر، تمام جهان کنند رواست

پیام سینه فروزش چراغ محفلِ دل

کلام روح فزایش به درد روح دواست

مه سپهر کمال، آفتاب غیب و شهود

امام جنّ و بشر شهریار ارض و سماست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


تا آسمان ز ظهـر ظهور تــــــو مژده داد

چشم زمان ز بارش نور تـــــو مژده داد

جان زمین ز لمس حضور تـــو زنده شد

وقتی كه كــــاروان ز عبور تـو مژده داد

ظلمت پرید از لب بام جهان ، عجــــــول

آیینه تــــا ز صبح صبور تــــو مژده داد

پشت تمــــام كنگــــــره‌های ستم شكست

وقتی زمـــــان ز تیغ جسور تو مژده داد

باران نوشت نام تـو را بـــــــر دل زمین

وقتــــی كـه آسمان ز سطور تو مژده داد

آمد فـــــــرود بر دلِ مـــــا جبرییل عشق

از سوره ی فصیح حضور تـــو مژده داد

می‌ مُردم از فرود فراقت، قسم به عشق !

شُكـــر خدا ، خدا ز ظهور تــــو مژده داد




موضوع: ولادت امام صادق(ع)،  ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


شب تجلی عشق و عقیده است امشب

شب ظهور هزاران سپیده است امشب

گلی به گلشن یاسین شکفته شد که فلک

نظیر چهرۀ او را ندیده است امشب

دمید صادق آل رسول همچون ماه

مهی که آینه دار سپیده است امشب

سپهر علم و فضیلت دوباره نورانی است

ستارۀ سحر ما دمیده است امشب

حضور حضرت باقر فرشتۀ رحمت

برای عرض تهیت رسیده است امشب

به "ام فروه" بیا تهنیت بگو که گلش

به مهد مهر و وفا آرمیده است امشب

به پاس مقدم این گل نثار کن صلوات

که درخور صلواتی حمیده است امشب

همان گلی که خدا را ستود و مرغ سحر

صدای زمزمه اش را شنیده است امشب

خوشا کسی که خداوند عاشقانش را

برای خدمت او برگزیده است امشب

ز باغ دانش او سوی تشنگان علوم

نسیم رحمت و دانش وزیده است امشب

همیشه پیرو  این مکتب پر از نور است

کسی که جام ولایت چشیده است امشب

چو یاد اوست عبادت به یاد حضرت او

دلم به سوی خدا پر کشیده است امشب

بیا و سر به حریم مقدسش بگذار

که مرغ دل به مدینه پریده است امشب

بگو به خلق «وفائی» چراغ دانش را

خدا ز جلوۀ او آفریده است امشب




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


وقتی که رئیس مذهب ما آمد

همراه رسول مکتب ما آمد

عطر گل و باغبان بهم چون آمیخت

ذکر صلوات بر لب ما آمد




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


همه مجذوب یك خبر بودند

بی قرار پیامبر بودند

همه در انتظار لحظۀ ناب

جذب اخبار معتبر بودند

دور تا دور بیت عبدالله

دشمن و دوست در گذر بودند

مكّه انگار نور باران بود

همه حیران آن سحر بودند

دلربایی ترین شب عالم

همه آفاق مفتخر بودند

نوریان و موحدان مسرور

ناریان سخت ، بد نظر بودند

نوریان جمعی از بنی هاشم

ناریان پیروان شر بودند

پاسی از شب گذشته بود امّا

همه مبهوت یكدگر بودند

خبر آمد كه آمده احمد

همه مشتاق این پسر بودند

كه تواند كه وصف او گوید

مادحانی كه خود قمر بودند

عَجَز الواصفونَ عن صفتك

ما عرفناكَ حق معرفتك

آمد از امر حق رسول مبین

تا نمایان شود حقیقت دین

همه ادیان وحی اِسلامند

همۀ انبیا رسولِ امین

همگی آمدند تا گویند

جز ولای علی نباشد دین

همه دارند این ولایت را

هر نبی قدرِ فقرِ خود مسكین

در اولوالعزم ها مقرّبتر

هر چقدر از علی كند تمكین

خاتم الانبیا شد از این رو

كه فزونتر ولایتش تضمین

مردِ معراج و لیلة الاسرا

اوست والشمس و الضحی و التین

برگزیدش خدا به اوج مقام

مصطفی شد در آسمان و زمین

و خَلَقناهُ اَحسنُ التقویم

فَجَعلناهُ فی قرارِ مكین

عجَزَ الواصفون عن صفتك

ما عرفناك حق معرفتك


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


میل باران، تب رطب داریم

صد و ده کوزه می به لب داریم

از گریبان پاره مان پیداست

از همه بیشتر طرب داریم

ما پیاله به دست مشهوریم

همه از میکده نسب داریم

از کرامات چشم های کسی است

اگر ایمان به نام رب داریم

آنچنان والِهیم در خورشید

پنج وعده نماز شب داریم

ما عجم زاده ها به برکت عشق

رتبه بالاتر از عرب داریم

اگر از واجبات می پرسی

مست حب؛ فیض مستحب داریم

ما همه بنده و تو باب نجات

السلام ای حقیقت صلوات

زیر پایت بهار ریخته است

دانه دانه انار ریخته است

پای مژگان چشم مشکینت

شصت و سه آبشار ریخته است

بهر قربانی قدمهایت

چند ایل و تبار ریخته است

طاق کسری که ریخته پای

طاق ابروی یار ریخته است

پای اسم غلام های شما

چقدر اعتبار ریخته است

آمدی و به پای آمدنت

سالها انتظار ریخته است

حضرت مصطفی سلام آقا

خاتم الانبیا سلام آقا

روح دنبال تن، بلند شده

جگر سرخ من بلند شده

در تکاپوی دیدن رویت

صد اویس قَرَن بلند شده

آتش عشقت آمد و زرتشت

ز آتش افروختن بلند شده

کعبه دور سر تو می چرخد

آخرین بت شکن بلند شده

منجیِ دختران زنده به گور

حامی شأن زن بلند شده

نه فقط فاطمه که از صُلبِ

تو حسین و حسن بلند شده

ای سراسر ظهور ذات الله

أشهدُ أنَّکَ رسول الله


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


شهر بركات است ربیع المولود

پر از حسنات است ربیع المولود

میلاد پیمبر و امام صادق

ماه صلوات است ربیع المولود

٭٭٭

كشتی نجات است ربیع المولود

خود آب حیات است ربیع المولود

گویند كه ازدواج زهرا و علی است

ماه صلوات است ربیع المولود




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)،  ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


گاهِ سُرور است و گاهِ شادىِ بى حد

دولت عیش و سرور باد مخلَّد

مى رسد آنَك صلا كه تا كى و تا چند

پاى دلِ اهلِ دل به بند، مقیّد؟

تا به سرانگشتِ طبع نادره مضمون

زلف عروس سخن كنیم مجعَّد

مژده كه آمد خبر ز خلوتىِ راز

پرده ز رخ برگشود شاهدِ سرمد

آینه ذات، در تجلّى و اشراق

نورِ اَحَد جلوه گر ز طلعت احمد

خاتم خیل رسل، رسول خداوند

احمد و محمود و مصطفى و محمّد

روح لطیفى كه در دو كون نگنجد

بهر تماشا كنون شده ست مُجَسَّد

آن كه تنِ خاكى اش لطیف تر آمد

در نظرِ اهلِ دل ز روحِ مجرّد

آن كه نهد پیش بارگاه جلالش

از سر تعظیم، جبرئیل امین، خَدْ

گشته دوچندان شكوه و شوكت امروز

از فرِ میلاد جعفر بن محمّد

آن كه قوام جهان ازوست مسلّم

وان كه اساس مكان ازوست مشیَّد

آن كه بود مستنیر مهرِ منیرش

روز و شبان، ماه و مهر و زُهرِه و فَرقَد

سیره احمد ازوست سارى و جارى

دین خدا را از و جلالت و سَودَدْ

پیرو او ناجى ست و صالح و مؤمن

منكر او، طاغى ست و طالح و مرتد

پیش رخش مهر چرخ، ذرّه ناچیز

نزد دو گیسوش، شب بیاض مُسوَّد

مى برم اینك سخن به نقطه پایان

تا نكشد دوست بر چكامه خطِ رد

حجّت ثانى عشر! به گاه نیایش

مسألت ما بود ز درگه ایزد

كزتو جدا، شیعه راه خویش مَپویاد!

بى تو محال است ره بریم به مقصد

شوكت اسلام باد بیشتر از پیش

عمر تو اى خضر راه! باد "مؤیّد"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


ربیع است و دل بر جمال تو شایق

نه بر لاله و ارغوان و شقایق

ربودی تحمل زمن گل ز بلبل

چو لیلی ز مجنون و عَذرا ز وامق

به بوی خوش گل شود مست بلبل

به بوی تو دیوانه بیچاره عاشق

نه چون خط نیکویت اندر ریاحین

نه چون سنبل مویت اندر حدایق

نه زیباست با قامتت شاخ طوبی

نه لایق به سرو قدت  نخل باسق

تویی دوحه بوستان معارف

تویی گلبن  گل  ستان حقایق

تویی عقل اقدم تویی روح عالم

محیط دوایر مدار مناطق

تویی منطق حق و فرمان مطلق

إلی الحقِ داعٍ و بالحق ناطق

إمام الهدی صالح بعد صلح

دلیل الوری  صادق بعد صادق

حلیفُ التُّقی جعفر بن محمد

کثیر الفواضل  عظیم السوابق

دلیل حقیقت لسان شریعت

امام طریقت بکل الطرائق

ز منصور مخذول چندان بلا دید

لقد کان  تنهدُّ منه الشواهق

سر اهل ایمان سرو پای عریان

بسی رفت در محفل آن منافق

نگویم ز گفت شنودش که بودش

کَسَمُ الأفاعی و حد البوارق

چنان تلخ شد کامش از جور اعدا

که شد سم قاتل بر او شهد فایق




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/10/26 | 06:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را

لطف تو گرفت از من بیچاره امان را

شد دشمن تو معترف انگار خداوند

در گوش تو گفته همه اسرار جهان را

با رایحۀ خطۀ سرسبز عبایت

کوتاه کن از باغ دلم دست خزان را

با امر تو هر چند در آتش ندویدم

هر چند فدای تو نکردم سر و جان را

هر چند مرید تو شدن  شأن زراره است

ای کاش که این عاشق بی نام و نشان را

بگذار که تا ظل بنی ساعده یکبار

من جای تو بر دوش کشم کیسۀ نان را

ماندم که در خانه ات آن روز چرا سوخت

آتش که نسوزاند تن خادمتان را

با لحن حجازی شبی از حضرت موعود

خواهیم شنید از حرمت صوت اذان را




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


ای كوی تو، كعبه ی خلایق‏

 طالع ز رخ تو، صبح صادق

ای پایه منبرت فراتر

 از کرسی هفت چرخ اختر

تا نام ز ماه و مهر بوده است

 خاک در تو ، سپهر بوده است

گفته‏ است خرد، بس آفرینت

 صد ها چو «هشام» ، خوشه چینت

گردش، ز فلك، اشاره از تو

 استاد خرد، «زراره» از تو

چون «مومن طاق» از تو آموخت‏

 لب بر لب هر چه مدعی دوخت

اندیشه هر آنچه بود مجمل‏

 بشنید مفصل از «مفضل»

گر طالع «بختری» خجسته‏ است‏

 در حلقه‏ ی درس تو نشسته ا‏ست‏

كی مكتب تو، نظیر دارد؟

 صدها چو «ابوبصیر» دارد

تا مشعل علم، «جابر» افروخت‏

 بس نكته، خرد كه از وی آموخت‏

شد شهره به دهر، مذهب تو

«حمران» و «ابان»  و مكتب تو

فانی نه،  كه جاودانه‏ ای تو

 دریایی و بیكرانه‏ ای تو

 ...

 ای مذهب تو شهید پرور

 ای مکتب تو «مفید» پرور




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


ای كوی تو، كعبه ی خلایق‏

طالع ز رخ تو، صبح صادق

‏ای پایه منبرت فراتر

از کرسی هفت چرخ اختر

تا نام ز ماه و مهر بوده است

خاک در تو ، سپهر بوده است

گفته‏ است خرد، بس آفرینت

صد ها چو «هشام»، خوشه چینت

‏گردش، ز فلك، اشاره از تو

استاد خرد، «زراره» از تو

چون «مومن طاق» از تو آموخت‏

لب بر لب هر چه مدعی دوخت

‏اندیشه هر آن چه بود مجمل‏

بشنید مفصل از «مُفضّل»

گر طالع «بُختری» خجسته‏ است‏

در حلقه‏ ی درس تو نشسته ا‏ست‏

كی مكتب تو، نظیر دارد؟

صدها چو «ابوبصیر» دارد

تا مشعل علم، «جابر» افروخت‏

بس نكته، خرد كه از وی آموخت‏

شد شهره به دهر، مذهب تو

«حمران» و «ابان»  و مكتب تو

فانی نه،  كه جاودانه‏ ای تو

دریایی و بیكرانه‏ ای تو

...

ای مذهب تو شهید پرور

ای مکتب تو «مفید» پرور




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 08:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


باز دنیا پیاله باران شد

تا خدا پرکشیدن آسان شد

آمد از ره پدر بزرگ رضا

دل ما راهی خراسان شد

کوری چشم دشمنان علی

پسری حیدری نمایان شد

آمد عالیجناب فقه و اصول

روضه ها صاحب سخنران شد

مکتب آسمانیش روزی

بانی انقلاب ایران شد

مو سفید و خمیده قامت شد

تا دل گبر ما مسلمان شد

سخنان فصیح و روشن او

باعث اعتبار انسان شد

هر کجا حرف علم او آمد

دشمن شیعه رفت و پنهان شد

قطره ای از فرات نوشید و

کربلایی شد و پریشان شد

پدرش تا که آب زد به لبش

یاد شش ماهه کرد و گریان شد

حسرت این خبر به دل مانده

صحن تاریک او چراغان شد

در وطن هم غریب و مظلوم است

شهر او پایگاه شیطان شد




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دُردی کِش بلای توام یا محمّدا

دیوانه ی ولای توام یا محمّدا

گویند هر که را تو بخواهی بلا دهی

مستانه ی بلای توام یا محمّدا

بیمارم و نگاه تو اعجاز می کند

مبهوت چشم های توام  یا محمّدا

من از ازل در عافیتم زآن که تا ابد

در سایه ی لوای توام یا محمّدا

مولاست بنده ی تو و من بنده ی علی

من، بنده ی خدای توام  یا محمّدا

ای اسم اعظم اسم تو یا احمدا مدد

وی قلب ها طلسمِ تو یا احمدا مدد

ای مکّه از فروغ تو پاینده احمدا

مِهر و قمر ز روی تو رَخشنده احمدا

ای کِسوت خِتام رسالت به راستی

بر قامت رسای تو زیبنده احمدا

کو دایه ای که کامِ تو را مایه ای دهد

بر دایه ات، تو دایه ی بخشنده احمدا

ساطِع شود چو نور ز پیشانی ات، شود…

خورشید از جمال تو شرمنده احمدا

رضوان و حوریان و همه خازِنانِ آن

حیرانِ آن تبسُّمِ تابنده احمدا

گویا نمک ز خنده ی تو آفریده شد

دریا به وجد رفت و نمک زار دیده شد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)-ولادت


شدم به صحبت شب های ارغوانی خوش

چنان که چای شد از رنگ زعفرانی خوش

بلای جان منی و خریدمت یک جا

رقیب تا شود از این بلای جانی خوش

ز خویش رفت ز شوق تکلم دلبر

کلیم بس که شد از ذوق «لن ترانی» خوش

دمد ز پیرهن تو هزار یوسف مصر

اگر گسیل کنی یک دو کاروانی خوش

چو پیر شد دو لبش آستان میکده است

کسی که بوده به پیمانه در جوانی خوش

خوشی کجاست به جز عشق بازی ازلی

نگه به صورت احمد فقط به عشق علی

اسیر صادقم و مستمند پیغمبر

به دست جعفرم و پای بند پیغمبر

بریده اند به جسمم قبای غم ها را

نوشته اند دلم را نژند پیغمبر

ز بند بند وجودم فقط علی خیزد

چنان که می رسد از بند بند پیغمبر

ز پای جعفر، دستم نمی شود کوتاه

قسم به قامت و قدّ بلند پیغمبر

شراب فقه ششم را به میل می نوشم

برای بوسه ز لب های قند پیغمبر

مرا به دشت معاصی کسی شکار نکرد

ولی گرفت دلم را کمند پیغمبر

ز مرتضی به نبی و ز مصطفی به علی

پناه می برم امشب به حکم لم یزلی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


با آمدنت قرار دل ها آمد

محبوبترین نگار دل ها آمد

این نور محمد است و فجر صادق

با عطر دو گل بهار دل ها آمد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ص)-مدح


پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود

در اعتلای نهضت جدّش سهیم بود

مسند نشین کرسی تدریس علم ها

شایسته ی صفات حکیم و علیم بود

نوح و خلیل جمله مریدان مکتبش

استاد درس حکمت و پند کلیم بود

بر مردمان تب زده ی شهر شرجی اش

عطر مبارک نفسش چون نسیم بود

زحمت کشید و باغ تشیّع شکوفه داد

مسئول باغبانی باغی عظیم بود

قلبش شبیه شیشه ی تُنگ بلور بود

عمری به فکر نان شب هر یتیم بود

از ابتدای کودکی اش تا دم وفات

نزدیکی محله ی زهرا مقیم بود

منّت نهاد و آمد و ما پیروش شدیم

امروز اگر نبود، شرایط وخیم بود

تازه سروده ام غزل مدحتش ولی

یادش میان قافیه ها از قدیم بود




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


ای صداقت تا قیامت بنده ای از بندگانت

ای کرامت سائلی از سائلان آستانت

ای علوم انبیا و اولیا زیر زبانت

ای اساتید جهان پیوسته مرهون بیانت

ای سلام حق به آباء تو و بر خاندانت

جان جان عالمی جان ها فدای جسم و جانت

کیستی تو کیستی تو، وجه رب العالمینی

نور داور، روی قرآن، روح ایمان، رکن دینی

چشم حق در کل عالم دست حق در آستینی

صادق آل نبی فرزند ختم المرسلینی

هم زعیم راستانی هم امام راستینی

راستی خیزد فروغ راستی از داستانت

علم و دانش با بیان جان فزایت جان گرفته

صدق از نام امام صادقت عنوان گرفته

جن و انست در توسل دست بر دامان گرفته

هر که گیرد دامنت را دامن قرآن گرفته

پیش تر از بودن تو حق ز ما پیمان گرفته

تا بگیرم از تو فرمان، ای به فرمان انس و جانت

ای کمال دین که دین کامل شده در مکتب تو

با خدا هر روز تو، هر لحظه ی تو، هر شب تو

مهر، زانوی ادب بنهاده نزد کوکب تو

عیسی مریم زند گل بوسه بر لعل لب تو

موسی عمران اسیر ذکر یارب یارب تو

انبیاء و اولیا دل داده ی نطق و بیانت

داشتی در سایه ی کرسیّ درست بی شماره

هم مفضّل، هم اَبان، هم ابن نُعمان، هم زُراره

نام تو پاینده تر گردیده بعد از یک هزاره

کلّ دانش از چراغ تابناکت یک شراره

آسمانی ها مطیع حضرتت با یک اشاره

چون زمینی ها گدای صبح و شام آستانت

کیستی تو ای هزاران حاتم طایی فقیرت

روی هر شیخ کبیری جانب طفل صغیرت

مرغ روح روهروان علم تا محشر اسیرت

سربلندان خاکسار و سرفرازان سر به زیرت

اهل دل را می دهد چشم بصیرت، بو بصیرت

ابن حیّان ها مفضّل ها گلی از بوستانت


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


ای شیعه شب نشاط و شور است

لبخند بزن گه سرور است

یک بار دگر مدینۀ عشق

غرق طرب و نشاط و شور است

زین آینه ی شعور و دانش

آئینه ی روشنی ز نور است

از جلوۀ نور علم و تقوا

یثرب به خدا که رشک طور است

گر آمده فصل شور و شادی

گر غم ز دل همه به دور است

احیــاگــر دیــن و مکتب آمد

ای شیعه رئیس مذهب آمد

آمد به همه سرور بخشد

شیدائی و شوق و شور بخشد

یا قامت بردباری و علم

یک جان و دلی صبور بخشد

با پرچم دانش و فضیلت

بر خلق جهان شعور بخشد

تاریکی و غم ز دل زداید

تا آینه ای ز نور بخشد

تا بر همه تشنگان دانش

یک جرعه می طهور بخشد

احیــاگــر دیــن و مکتب آمد

ای شیعه رئیس مذهب آمد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 04:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت-رباعیات


امشب که شب خجستۀ دلبری است

دل ها ز غم و غصه و ماتم بری است

شاد است دل آل محمد، زیرا

میلاد رئیس مذهب جعفری است

×××

امشب که سرود عشق زیب لب ماست

میلاد رئیس مکتب و مذهب ماست

در این شب و روز غرق نور امید

ذکر صلوات ذکر روز و شب ماست




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت

 

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری

به من معالجه ی در مطب حرام بود

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب

که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود

تو مرد ظرف شناسی و مهِر اولادت

عجم که هست برای عرب حرام بود

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله

بزرگ آل نوشتند یا رسول الله

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند

هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تو را به سمت زمین با نسیم آوردند

تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست

اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا «کُلنا محمّد» بود

تو عین نوری و در رفت و آمدت گفتند

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری

تو را محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات

نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-ولادت


جشن خدا بـه وسعت دنیا مبـارک است

تکرار عیـد دیگـر «طاهـا» مبـارک است

در لیلـــۀ ولادت پیغمبــــر عظیــــم

میـلاد علـم و دانش و تقوا مبارک است

بـر «باقـرالعلـوم» کـه آیینـۀ خـداست

دیــدار روی حـیِّ تعالـی مبـارک است

عیــدِ ولادتِ ششمیـن حجّــت خــدا

بر احمد و به حیدر و زهرا مبارک است

آییـن مـاست جعفـری از لطـف کبـریا

این عید عید ماست که بر ما مبارک است

ما در پناه عترت و قرآن و احمدیم

زیـر لـوای صــادق آل محمّـدیم

یا باقـرالعلـوم! الهــی امــام علـم

تابید روی دست تو امشب تمام علم

بر این پسر که صادق آل محمّد است

تـا بامـداد روز قیـامت، سـلامِ علم

وقتـی زبان او به سخن باز می‌شود

پر می‌کشد به اوج سماوات، نام علم

بـر سینـ، مقـدس نــورانیَش درود

آن سینه‌ای که آمده بیت‌الحرامِ علم

می‌جوشد از عقیق لبش گوهر کمال

در می‌شود به درج دهانش کلام علم

توحیــد زنــده از سخــن دلربـای او

قــرآن، نیـازمند لــب جــان‌فـزای او


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ص)-ولادت


چون از افق برآید انوار صبح صادق

در پاى سبزه بنشین با همدمى موافق

شد موسم بهاران پر لاله كوهساران

بستان پر از ریاحین صحرا پر از شقایق

بلبل كه در غمِ گل مى كرد بى قرارى

شكر خدا كه معشوق آمد به كام عاشق

یك سو نشسته خسرو در بزمگاه شیرین

یك سو نهاده عذرا سر در كنار وامق

ابر بهار گسترد دیباى سبز در باغ

باد از شكوفه افكند بر روى آب قایق

بر آستان معشوق تسلیم شو كه آن جا

صاحب دلان نهادند پا بر سر علایق

زد بلبل سحرخیز فریاد شور انگیز

كاى مست خواب غفلت و اى بندۀ منافق

شد وقت آن كه خوانند حمد و ثناى معبود

شد گاه آن كه نالند در پیشگاه خالق

از بوستان احمد بگذر كه بلبل آن جا

بر شاخ گل سراید وصف جمال صادق

نور جمال صادق چون از افق برآمد

شد صبح عالم آراش بر شام تیره فایق


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/11/7 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.