حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1395/10/20

حضرت معصومه(س)-شهادت


هم غمِ اشک دو خواهر ، دو برادر راکشت

هم فراق دو برادر که دوخواهر را کشت

هر دو تا داغِ  بزرگیست برای زهرا

وای از غصّۀ اولاد که مادر را کشت

خواهری در قُم و از هجرِ برادر جان داد

کوفه و شام هم آن خواهرِ دیگر را کشت

آه ای حضرت معصومه بمیرم بی بی

غربت تو به خدا شیعۀ حیدر را کشت

پیش چشمت به رضای تو جسارت شد ؟ ... نه

دید زینب که عدو سبط پیمبر را کشت

کرد خورشیدِ سرش بر افقِ نیزه طلوع

گیسوی درهمِ او خواهرِ مضطر را کشت

جان گرفت و به لبش آیۀ قرآن گل کرد

خیزران صوت رسای لب و حنجر را کشت

دلِ شب داخلِ ویران ، سر خونینِ حسین

در طبق آمد و این منظره دختر را کشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1395/10/20

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


چشم هایش نشر دین ، تبلیغ آیین میکند

عطر او فیضیه ها را عطرآگین میکند

نامسلمان را مسلمان میکند با هرنفس

برکتش همواره کافر را خدابین میکند

دختر معصوم یعنی حضرت معصومه که

دست اعجازش کتاب الله تدوین میکند

زائر کعبه طواف مرقدش را هفت بار

موسم حج دور بیت الله تمرین میکند

میدرخشد از دل چادر نمازش آفتاب

نور عالم را خدا اینگونه تامین میکند

آبرو و اعتباری میدهد پابوسی اش

"مرعشی" را خاک کویش عالم دین میکند

آب شور این حرم با رحمت خاتون شهر

زندگی تلخ را شیرین شیرین میکند

از کریمه جز کرم چیزی ندیده سائلش

هرچه را در خانه دارد نذر مسکین میکند

صورت و سیرت اگر زیباست کار چشم هاست

صورتم را گریه ی در روضه تزئین میکند

مطمئن هستم که آقای خراسان تک تکِ

گریه کن ها را برای روضه گلچین میکند

محض دیدار برادر از مدینه خواهری

مرکبش را با دو دست خسته اش زین میکند

حاجتش تنها زیارت کردن روی رضاست

هرشب از شوق اجابت ختم یاسین میکند 

باز هم عشق و علاقه به حسین دیگری

زینبی را از فراق یار غمگین میکند

روضه اش یعنی گریزی سوی دشت کربلا

پس مسیر روضه را اینگونه تعیین میکند

جای شکرش باقی است این خواهر محزون ندید

سینه ی آزرده ای را چکمه سنگین میکند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1395/10/20

حضرت معصومه(س)-شهادت


خیمه گاه این بار در قم بود، مقتل طوس بود

جاده ی مشهد به قم لبریز از فانوس بود

نامه با خط برادر داشت در دستان خود

خواهری از دور می آمد ولی مایوس بود

بر لب خشکیده ی قم ذکر یا معصومه و

بر لب معصومه خانم ذکر یا قدوس بود

بس که چشمش را به راهت دوخته،از راه قم

خاک مشهد بیشتر در حسرت پابوس بود

رود غم های پدر،دریای دوری رضا

بر فراز ناقه ای انگار اقیانوس بود

زینب این بار آمده قبل از برادر جان دهد

این خودش متن زیارتنامه ی مخصوص بود

روضه ی دشت برادرهای از هم ریخته

داغ سنگین بود،روضه روضه ی ناموس بود

در فراق هشتمین طاووس جنت جان سپرد

آنکه در دستان خدّامش پر طاووس بود



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/10/19

حضرت معصومه(س)-مناجات و شهادت

 

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرامریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام

خدا کند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر که پاسخ این «اشفعی لنا» بدهی

تو آمدی و مقام رضا مشخص شد

تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده

مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو

اگر اشاره کنی، رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم

هزار مرتبه هم در عزات می میریم



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/10/19

حضرت معصومه(س)-شهادت


ای رئوفه که در تمام سفر

در امام رئوف گُم بودی

هیجده روز بیشتر نشده

میهمان دیار قم بودی

 

آری حق داشتی مریضه شوی

یا شهیده شوی به زهر ستم

معجر اما ندیده ای، غارت

نشدی تو اسیر شهر ستم

 

داغ دیدی به روی داغ اما

یاد زینب ز خاطر تو نرفت

هیجده کشته دادی اما باز

سرِ نیزه برادر تو نرفت

 

در مدینه اگر چه، ای بانو

همه جا با برادرت بودی

همسفر تا به قتلگاه آیا

شاهد قتل سَرورت بودی

 

قسمتت تل زینبیه نشد

و ندیدی هجوم نامردان

زیر شمشیرها امامت را

که ندیدی تو پاره پاره دهان

 

تو ندیدی سه شعبه بر قلبش

لحظۀ آخرِ برادر را

تو ندیدی، بریده ، ای خواهر

از قفایش سر برادر را

 

تو ندیدی میان گودالی

که رضا زیر سم اسب رود

تو ندیدی امام معصومت

طعمۀ گرگهای کوفه شود

 

تو اسیری نرفته ای بانو

تو نرفتی خرابه با حرَمت

تازه موسی بن خزرج آمد و گفت:

همۀ خانه های ما حرمت

 

در قم آیا در آستان ورود

هیچ جا سنگ بر سرت بارید

از سرِ بامهایشان آیا

شعله بر روی چادرت بارید

 

هیچ آیا شبیه کوفه و شام

نان و خرما به تو تعارف شد

بُردنَت مجلس شراب اصلاً

سیلی آیا به تو تعارف شد

 

وای از درد غربت زینب

اینهمه غربتِ تماشایی

همه را دید و عاقبت هم گفت:

من ندیدم به غیر زیبایی



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/10/19

حضرت معصومه(س)-شهادت


گرچه از دوریِ برادر خود

ذره ذره مریض تر می شد

عوضش میهمان مردم قم

لحظه لحظه عزیزتر می شد

 

تا بیایی تبرکی ببرند

همه درهای خانه ها وا بود

در میان اهالی این شهر

سر مهمانی تو دعوا بود

 

خوب شد پرده های محمل تو

هر کجا رفته ای حجابت شد

خوب شد با محارمت بودی

زانویی خم شد و رکابت شد

 

آب پاشیده اند و خاک مسیر

ذره ای روی چادرت ننشست

رد نشد ناقه ی تو از بازار

محمل چوبی ات سرت نشکست

 

کوچه ها ازدحام داشت اما

سرِ این شهر رو به پایین است

می روی کوچه کوچه می گویی

ضربِ شامی عجب سنگین است

 

می رسی و حواس مردم هست

آب در دلت تکان نخورد

از کنارِ خرابه رد نشوی

یا نگاهت به خیزران نخورد

 

دختری بود با شما یا نه؟

که اگر بود غصه ای کم داشت

جای زنجیر و خار و نامحرم

گرد خود چند چشم محرم داشت

 

معجرت احترام خود دارد

چه خیالی اگر برادر نیست

روی سرهایشان طبق آمد

ولی اینبار روی آن سر نیست

 

آه بیماری و همه بیمار

شهر قم شد مریضِ روضه ی تو

حرف دختر شد و دلت لرزید

شده وقت گریز روضه ی تو

 

عمه اش گفت خوب شد خوابید

چند شب بود تا سحر بیدار

کمکم کن رباب جای زمین

سر او را به دامنت بگذار

 

آمد از بین بازوان سر را

تا که بردارد عمه اش ای داد

یک طرف دخترک سرش خم شد

یک طرف سر به روی خاک افتاد



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/10/19

حضرت معصومه(س)-شهادت


ﺗﺎ ﮐﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺳﻼ‌ﻣﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ

جان بی تو به لب آمده، ﺍﯼ ﭘﺎﺭۀ ﺟﺎﻧﻢ

دلگیرم ازین شهر و روا ، نیست بمانم

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﯾﻌﻘﻮﺏ  ﺍﮔﺮﺟﺎﻣﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ

ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺭﺿﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ...

 ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﺒﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﭘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺳﻔﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﻗﻢ ﻫﻢ ﻧﻈﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﻤﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻢ

ﯾﮏ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻣﺤﺮﻡ ﺑه ﺨﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﺳﭙﺎﻫﻢ!

ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺩّﻩ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﺳﺖ

ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﺮﺳﺪ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺗﺎ ﻃﻮﺱ، ﻏﻢ ﻣﺎﺳﺖ

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﻋﺮﺍﻕ ﻋﺠﻢ ﻣﺎﺳﺖ

ﺣﺎﻻ‌ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﭘﺪﺭﻡ، ﻗﻢ ﺣﺮﻡ ﻣﺎﺳﺖ...

حاشا ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ ﺩﻟﺒﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺣﺮﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﻡ

ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺮﺳﻢ ﯾﺎﮐﻪ ﺑﻤﯿﺮﻡ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﻢ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻭ ﺍﺳﯿﺮﻡ

ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺠﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﺿﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻏﻢ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ

ﺑﺮ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﯼ ﺑﺮﮒ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ...

 ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﻗﻢ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﺩﺭﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﻤﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﻣﻌﺼﻮﻣۀ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ

نامحرم اگر هست در این کوچه غمی نیست

اینجا زدن فاطمه ها حرف کمی نیست

ﺑﯿﻦ ﻧﻈﺮ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ

ﺑﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻭ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ

ﺑﯿﻦ ﺍﺛﺮ ﻫﻠﻬﻠﻪ ﺑﺎ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ

ﻣﺎﺑﯿﻦ ﻏﻢ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ

از مردم نامرد در اینجا اثری نیست

در شهر قم از ضربۀ سیلی خبری نیست



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-شهادت


معصومه دور از حرم و خانه جان سپرد

اندر  دیار  قم  چه  غریبانه  جان  سپرد

بی اقربا  به  وادی   غربت  فسرده   حال

همچون رقیّه یی که به ویرانه جان سپرد



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/10/19

حضرت معصومه(س)-مناجات


امشب رهم فتاده چو سایل در این حرم

عبد سرای دختر موسی بن جعفرم

از راه طوس آمده ام قم ، به چشم تر

نامه رسان حضرت سلطان به خواهرم



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت و شهادت

قسمت اول:

شجر نور، نوبر آورده

بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت

بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش

صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام

یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی

بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله

زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد

که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام

عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده

آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش

بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر

صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را

با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور

که به معصومه آمده مشهور

عصمت داور است این دختر

گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب

بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او

بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟

از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف

تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر

سورۀ کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا

موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران

در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن

شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد

بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارۀ تن احمد

بضعۀ حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا

بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام

نقش گلبوسه دارد از سه امام

عصمت کبریاست معصومه

قبلۀ اولیاست معصوم

بضعۀ پاک موسی‌جعفر

جسم و جان رضاست معصومه

پای تا سر چو عمه‌اش زینب

دخت زهرانماست معصومه

همه خلقند زیر سایۀ او

آفتاب خداست معصومه

درّ تقوی و گوهر عصمت

یم حلم و حیاست معصومه

زخم دل را ز مرحمت مرهم

درد جان را دواست معصومه

بوی عطر بهشت در نفسش

همچو خیر النساست معصومه

این ندا سر دهند، قمّیون

روز محشر، کجاست معصومه

اهل قم خلق را پناه دهید

که پناه شماست معصومه

روضه‌اش جان فزاتر از کعبه

قبلۀ جان ماست معصومه

بین صحن طلا و آینه‌اش

جای سعی و صفاست معصومه

پایتخت حکومتش در قم

به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش

پدر و مادرم به قربانش

دخت موسی که طور دل حرمش

جان کند زندگی ز فیض دمش

چشم ما و غبار زائر او

دست ما و عنایت و کرمش

از صفّائیه‌اش، صفا خیزد

ارم ماست شارع ارمش

در خیابان آستانۀ او

لرزه افتد فرشته بر قدمش

جنب صحنین او بود رودی

که به هر قطره هست فیض یمش

سالها، روز و شب به فیضیّه

نور دانش دمیده از حرمش

من و مدح کریمۀ عترت؟

به خدا مدح عالم است کمش

هر که در قم زیارتش نکند

بوده بر جان خویشتن ستمش

همه چون اهل قم گدای وی‌اند

از عرب بر گرفته تا عجمش

هر که خاک او نکرد سجود

هست یکسان وجود با عدمش

نه عجب گر فرشتگان آیند

در پی خاکبوسی خدمش

تا بگیری مراد خویش ز وی

به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند

آنچه خواهی فزونترت بخشند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 

قسمت دوم:


عرض حاجت به دخت موسی کن

هر چه خواهی از او تمنّا کن

دست خود زن گره به غرفۀ او

گره از کار عالمی وا کن

از نسیم درش ببر فیضی

بعد از آن معجز مسیحا کن

خیز برگِرد این مزار بگرد

کعبۀ روح را تماشا کن

تربت بی‌نشان فاطمه را

در دل این مزار زهرا کن

چون نگاهت به قبر او افتاد

گفتگو با مزار زهرا کن

با چراغ کریمۀ عترت

خویش را غرق در تجلّی کن

به مزارش بگیر دست دعا

در حریمش نماز برپا کن

عقدۀ دل به مهر او بگشا

دیده از اشک شوق دریا کن

حجّت بن الحسن در این حرم است

سیر ماه جمال مولا کن

ذرّه شو پیش آفتاب رخش

ناز بر مهر عالم آرا کن

دیدۀ دل در این حرم بگشا

سیر دیدار حقتعالی کن

بضعۀ پاک مرتضی اینجاست

خواهر حضرت رضا اینجاست

ای قم از مقدمت بهشت برین

حرمت رشک باغ علیّین

دختر دین و خواهر قرآن

جان طاها، سلالۀ یاسین

قهر تو نار و مهر تو جنت

بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین

بندۀ آسمان تو غلمان

خادم درگه تو حورالعین

خاکبوس تو فوج فوج ملک

پرده دار تو جبرئیل امین

دانه چین تو طایران سما

سائلان تو ساکنان زمین

خلعت عصمتت برازنده

نام معصومه حق توست یقین

با ولایت سبک روم ز صراط

گرچه بارم بسی بود سنگین

تو و زهرا و عمه‌ات زینب

آفتاب و مه و ستارۀ دین

نه عجب گر به احترام، پدر

بوسدت همچنان کتاب مبین

گاه رفتم سزد جواد و رضات

آن بود در یسار و این به یمین

حبّ من، بغض من، برای شماست

دین همین است نیست نیست جز این

دین من حبّ دوستان شماست

مذهبم بغض دشمنان شماست

ای تو در دل، مزار تو در قم

وی حریم تو قبلۀ مردم

قرص نانی ز مطبخت خورشید

دانه‌های کبوترت انجم

باغ خلقت ز عطر تو خرم

ملک هستی به بحر جودت گم

تا تو از نسل او ظهور کنی

میل حوّا کشید بر گندم

هم تو آباء سبعه را بانو

هم تو بر امّهات اربعه، امّ

گریه و عجز و ناله، عادتنا

عفو و جود کرم، سجّیتکم

از حریم تو می‌رسد شب و روز

نور بر هشت خلد و نه طارم

نه عجب گر کند به مدح تو صدق

هل اتی، قدر، یذهب عنکم

میوۀ قلب موسی جعفر

مونس جان حجت هشتم

ای مه رخت از مدینه بربستی

اینکه از ساوه آمدی در قم

بود آیینۀ دلت را نقش

از کلام خوش امام ششم

که تجلّی گه قیام، قم است

حرم یازده امام، قم است

ای تجلّی گه خدا دل تو

گل توحید رُسته از گل تو

نخل طوبای موسی جعفر

علم و فضل و کمال حاصل تو

همه اسرار این جهان وجود

مثل آیینه در مقابل تو 

نه همین اهل قم گدای تواَند

که همه عالمند سائل تو

بوده از کودکی عیان به همه

علم تو، فقه تو، مسائل تو

وحی منزل نزول یافت به قم

شد چو آن خاک پاک منزل تو

علمای بزرگ فقه و اصول

همه زانو زده به محفل تو

اهل قم سر بر آسمان بردند

به عنایات و لطف کامل تو

شهر قم کوچه کوچه از در و بام

غرق گل شد به خاطر دل تو

گل چه باشد قسم به حق خدا

جان ما هم نبود قابل تو

سر و پای برهنه، جان بر کف

اشعریّون به گرد محمل تو

دوستان را چراغ دل روشن

کور شد چشم خصم غافل تو

با ورود تو در مدینۀ قم

تافت نور خدا به سینۀ قم



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح


آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد

خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه

قم مدینه شد و او فاطمه دوم شد

یازده  کعبه به همسایگی اش آمده اند

یازده  مرتبه اینجا حرم مردم شد

جمع بودند در اینجا همگی تا اینکه

جمکران آمد و همسایه این خانم شد



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و مصائب شام


سلام ای صاحب شأن و مدارج

سلام ای دختر باب الحوائج

تو روح عصمتی معصومه هستی

تو از روز ازل در دل نشستی

بهشت مطلق شهر قمی تو

دلآرام امام هشتمی تو

خلایق گرد رویت در طوافند

ملائک بر درت در اعتکافند

ز تو خورشید کسب نور کرده

ز شرمت ماه ، رخ ، مستور کرده

به سویت هر چه حاجت دار، راهیست

گدایی بر درت چون پادشاهیست

حریمت مرکز عشق دو عالم

به این گلزار دعوت کن مرا هم

دل پاک ائمه بی قرارت

مزار حضرت زهرا مزارت

ببین زوار قبر انورت را

که میجویند اینجا مادرت را

عزادارت زمین و آسمانند

غم و درد دل تو بی کرانند

دلت در طوس و پا در ره نهادی

برادرهای خود از دست دادی

تو درد و رنج بسیاری کشیدی

ولی روی برادر را ندیدی

چو دیدی بی کس و بی یار ماندی

غمین خود را به شهر قم رساندی

تمام شیعیان با قلب مسرور

به استقبال تو با شادی شور

به خاک مقدمت بوسه نشاندند

ز بام خانه ها گل می فشاندند

ندیدی تو یقین در آن میانه

اثر از کعب نی یا تازیانه

تو دیگر سیلی کافر ندیدی

به روی نی سر دلبر ندیدی

ندیدی سنگ بر پیشانی اش را

به روی نیزه قرآن خوانی اش را

ندیدی گریه های دختران را

ندیدی سنگ بازی با سران را

ندیدی همنوا با آه و ناله

به زیر دست و پا طفل سه ساله

اگر چه غصه و غم کم ندیدی

نگاه تلخ نا محرم ندیدی

الا ای چهره ات ماه منیرم

برای عمه ات زینب بمیرم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مصائب شام


دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم

محتضر ،خسته ،از این بی کسی ایامم

ازهمان کودکی ام روزی من هجران شد

چهارده سال هم از وصل پدر ناکامم

از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟

شده تسکین به همین نامه کمی آلامم

چقَدَر خوب شد اینجا سروکارم افتاد

میهمانِ قم و این سلسله ی خوش نامم

چشم ناپاک نیفتاده سوی محمل من

فکر آوارگی زینبو شهرِ شامم

جز سلام ،  از همه یک بی ادبی نشنیدم

سرِبازار ندادست کسی دشنامم

داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم

دست بسته سرِ هر کوچه تماشا نشدم

عزتم را نشکستند خیالت راحت

غیرتم را نشکستند خیالت راحت

پَرِ خاکی ننشسته است روی چادر من

حرمتم را نشکستند خیالت راحت

مثلِ کوفه وسط خطبه ی من کف نزدند

صحبتم را نشکستند خیالت راحت

دست بر سینه مودب همه ره وا کردند

شوکتم را نشکستند خیالت راحت

با لگد باز نکردند درِ بیت النور

خلوتم را نشکستند خیالت راحت

قم کجا شام کجا غربت سادات کجا

سرِ بر نیزه و دروازه ی ساعات کجا

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم

شود این حادثه تکرار خدارحم کند

یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها

بر اسیران گرفتار خدا رحم کند

یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای

یک سر و این همه آزار خدا رحم کند

نیزه داران همه مَستند نیفتی پایین

حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند

گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد

بر من و زلفِ خم یار خدا رحم کند

ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت

شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند

دست انداخت یکی پرده محمل را کَند

جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند

راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد

این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند

زنی از بام صدا زد که کدام است حسین

نوبت من شده این بار خدارحم کند

یک نفر گفت اگر بغض علی را داری

سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و روضه


تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

آه چون از دل برآید کار آتش می کند

بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل

حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند

هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده

هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند

با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد

کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند

نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم

ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند

لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا

خون زینب در رگان تو تلاطم می کند

کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش

جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند

با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود

بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


باز هم میشوم كبوترتان

زیر این گنبد منورتان

من نمك گیر سفره ات شده ام

دست خالی نرفتم از درتان

مادر من كنیزتان بوده

پدرم نیز بوده نوكرتان

جای كرب و بلا و طوس و نجف

شده ام خاك بوس محضرتان

ما عجم ها چقدر خوشبختیم

شده ایران مسیر آخرتان

اشك هایم دخیل میبندند

به ضریح فرشته پرورتان

از ضریح تو یاس میریزد

مثل چادر نماز مادرتان

چقدر از مدینه دور شدی

پای دلتنگی برادرتان

خسته از راه دور آمده ای

خسته ای از فراق دلبرتان

مثل مادر خمیده ای اما

نگرفته به میخ در پرتان

محملت پرده داشت شكر خدا

سایبان بوده بر روی سرتان

گرچه شد حمله بر عشیره ی تو

شكر، غارت نگشت زیورتان

در میان هجوم دست نخورد

دست نا محرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نو بهار شما

كم نشد لحظه ای از وقار شما

غُصه ی از همه بریدن تو

غم روی رضا ندیدن تو

گرچه آواره گشته ای خانم

گرچه غم دارم از خمیدن تو

ناقه ات بین ازدحام نرفت

بی خطر بود این پریدن تو

چادرت زیر چكمه گیر نكرد

لحظه ی تلخ پر كشیدن تو

بی برادر میان كوچه ندید

پشت مركب كسی دویدن تو

ثبت شد در جریده ی تاریخ

قصه های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد

پیش  پایت زمین گل افشان شد

شهر قم بر تو احترام گذاشت

پیش رویت فقط سلام گذاشت

پیر قم با بزرگ مردم قم

سر به پای تو چون غلام گذاشت

بهر تو قم گذاشت سنگ تمام

كِی دگر سنگ روی بام گذاشت

كی به قم دختر ولی خدا

پای در مجلس عوام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود

كِی میان خرابه جایت بود



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


از دل بی تاب قم بعد از تو غم بیرون نرفت

از تنت تا بعد هفده روز ،سَم بیرون نرفت

خانه ی «موسی»* بدون طور،کوه نور شد

نور در واقع ز بیت النور هم بیرون نرفت

بعد شادی_آن رفیق نیمه راه_از سینه‌ام؛

هرچه گفتم غم برو ، غم از دلم بیرون نرفت

از همان روزی که با ذکر تو دم در سینه رفت

چونکه یا معصومه گفتم بازدم بیرون نرفت

چون دلم راهی مشهد گشت بر گرد ضریح

هم از این مجموعه بیرون رفت هم بیرون نرفت

درحقیقت این خودش اوج کریمه بودن است

مجرم از صحن تو حتی متهم بیرون نرفت

ای دل اندر صحن هایش از پریشانی منال

مُحْرِم از حد حریمش یک قدم بیرون نرفت

دست پُر گرچه نیامد هیچ کس اینجا،ولی

دست خالی هم کسی از این حرم بیرون نرفت

از حرم که هیچ، حتی شک ندارم زائرت؛

دست خالی از خیابان اِرَم بیرون نرفت

 

*اشاره به موسی بن خزرج است که در طول هفده روز اقامت حضرت معصومه سلام الله علیها عبادتگاهش منزل حضرت گشت و به بیت النور شهرت یافت



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
سه شنبه 1394/10/15

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم


تا شهر صبح می رود امشب، غریب قم

نور خدایی اش شده مركب، غریب قم

بر پیشوازش آمده كرّوبیان قدس

غرق ست در شكوفه ی كوكب، غریب قم

صد كهكشان ستاره كنون پیش پای اوست

معصومه، آفتاب مقرّب، غریب قم

با غربت برادر خود خو نكرده بود

از غربت همیشه لبالب، غریب قم

آكنده از طراوت باغ سپیده بود

دلسوز و مهربان و مؤدب، غریب قم

در خطبه هاش چشمه ی خورشید می شكفت

آیینه دار مذهب زینب، غریب قم

گم بود در عمیق نگاهش شهود و غیب

بودش مرام آینه مكتب، غریب قم

از دوری امام غریبان خود بقا!

می سوخت روز و شب به دل تب، غریب قم



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
سه شنبه 1394/10/15

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم


ای دختر و خواهرت ولایت

آیینۀ مادر ولایت

بر ارض و سما ملیکه در قم

آرام دل امام هفتم

معصومه به کینه و به عصمت

افتاده به خاکِ پات عفّت

در کوی تو زنده، جان مرده

بر خاک تو عرش سجده برده

گفتند و شنیده‌اند ز آغاز

کز قم به جنان دری شود باز

حاجت نبود مرا بر آن در

قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبلۀ خازن بهشت است

اینجا سخن از بهشت، زشت است

قم شهر مقدّس قیام است

قم خانۀ یازده امام است

قم شهر مدینه تو بتولش

صحنین تو مسجد الرسولش

قم تربت پاک پیکر توست

اینجا حرم مطهّر توست

گر فاطمه دفن شد شبانه

نبود ز حریم او نشانه

کی گفته نهان ز ماست آن قبر

من یافته‌ام کجاست آن قبر

آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینۀ قم

مریم به برت اگر نشیند

این منظره را مسیح بیند

سازد به سلام سرو و قد خم

اوّل به تو بعد از آن به مریم

روزی که به قم قدم نهادی

قم را شرف مدینه دادی

آن روز قرار از ملک رفت

ذکر صلوات بر فلک رفت

تابید چو موکبت ز صحرا

شهر از تو شنید بوی زهرا

در خاک رهت ز عجز و ناله

می‌ریخت سرشک همچو لاله

با گریۀ شوق و شاخۀ گل

برد اند به ناقه‌ات توسّل

دل بود که بود محفل تو

غم گشت به دور محمل تو

آن پیر که سیّد زمان بود

رویش همه را چراغ جان بود

گردید به گرد کاروانت

شد، پای برهنه ساربانت

بردند تو را به گریه هودج

تا خانۀ موسی ابن خزرج

از شوق تو ای بتول دوّم

قم داد ندا به مردم قم

کای مردم قم به پای خیزید

از هر در و بام گل بریزید

آذین به بهشت قم ببندید

ناموس خدا مرا پسندید

قم شام نبود تا که در آن

دشنام دهد کسی به میهمان

قم شام نبود تا که از سنگ

گردد رخ میهمان ز خون رنگ

قم کوفه نبود تا که خواهر

بیند سر نی سر برادر

حاشا که قم این جفا پذیرد

مهمان به خرابه‌ جای گیرد

بستند به گرد میهمان صف

قم با صلوات و شام با کف

قم مهمان را عزیز خواند

کی دخت ورا کنیز خواند؟

"میثم" همه عمر آنچه را گفت

در مدح و مصیبت شما گفت



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
سه شنبه 1394/10/15

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به قم


تب باران گرفته چشمانم

مست باران ترانه می خوانم

بنویسید عبد معصومه

بنویسید غرق بارانم

بنویسید شیعه ی مولا

نوکری از تبار سلمانم

گاه پای ضریح معصومه

گاه پای ضریح سلطانم

و به لطف کرامت بی بی

سر این سفره باز مهمانم

من اگر بی قرار می چرخم

مست طعم لذید سوهانم

شب لبخند آسمانی هاست

شب بانوی مهربانی هاست

شده ام بار، بار معصومه

میثم روی دار معصومه

بی صدا حرف می زند امشب

نوکری از تبار معصومه

شوق بالای سر به سر دارم

شده ام بی قرار معصومه

در سرم فکر و ذکر دیگر نیست

تا که هستم کنار معصومه

و به قم اعتبار بخشیده

به خدا اعتبار معصومه

ماند حسرت به دل، به سر نرسید

عاقبت انتظار معصومه

به سرم هست شور معصومه

غرق نورم به نور معصومه

*ربنا بعد ربنا* آمد

نور، توحید، اهدنا آمد

همنشین فرشته های خدا

سفره دار ستاره ها آمد

با قدم های او بهشت آمد

با نفس های او خدا آمد

آسمان غرق نور سلطان شد

خواهر حضرت رضا آمد

هر کسی رفت سمت بیت النور

از در خانه مبتلا آمد

مفتخر شد به منصب شاهی

در این خانه هر گدا آمد

در این خانه نوکری خوب است

با فقیران برابری خوب است

سحر آورده، کوثر آورده

نفحاتی معطر آورده

به میان رواق آینه ها

چلچراغی منور آورده

از حوالی کوچه های خدا

بوی موسی بن جعفر آورده

نذر دیدار با امام رضا

چند تایی کبوتر آورده

شده از ریشه های چادر او

حاجت هر کسی بر آورده

و خدا هم به قم، نه معصومه

بلکه زهرای دیگر آورده

به نفس های قم کرم دادند

و به زهرای آن حرم دادند

هست بال و پر ولی الله

اول و آخر ولی الله

هست هم عمه ی ولی الله

هست هم خواهر ولی الله

هست زهرای دیگر این قوم

هست او دختر ولی الله

تاج روی سر پدر، دختر

هست تاج سر ولی الله

مادری کرده او برای رضا

بوده پس مادر ولی الله

همه ی عمر غرق برکت را

بوده در محضر ولی الله

درس خوانده به پای این منبر

پدر او فدای این دختر



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-شهادت


هرشب میان بستر خود گریه می کنی

با حال گریه آور خود گریه می کنی

اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند

تا بانگاه مضطر خود گریه می کنی

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی

هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی

از دوری برادر خود گریه می کنی

کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است

در لحظه های آخر خود گریه می کنی

وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی

داری به یاد مادر خود گریه می کنی

آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت

در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم

عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم

نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند

خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم

سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم

فاطمه کرده نظر، شیعه ایران هستیم

عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر

حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم

کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما

زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما

ما گدایان تو هستیم سعادت داریم

از کرامات تو بانوست که قیمت داریم

کرمت کاسه ی ما را نگذارد خالی

بده در راه خدا باز ، که حاجت داریم

ما گنه کار ،گنه کار ،گنه کار، اما

روز محشر ز تو امّید شفاعت داریم

بین این طایفه ی آینه ها بعد حسین

جور دیگر به رضای تو ارادت داریم

هر که دارد به جهان عادتی و اخلاقی

ما به بوسیدن درگاه تو عادت داریم

دل ِ وابسته به تو خانه امّید شود

هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود

آمدی شد همه قم یاور تو ، شکر خدا

خاکی و پاره نشد معجر تو ، شکر خدا

آمد اشک تو ز دوری برادر اما

کس نخندید به چشم تر تو ،شکر خدا

مردم قم همه خوبند نریزند ز بام

آتش و سنگ به روی سر تو ، شکر خدا

به سری نیست درین شهر ولایی فکر ِ

غارت زیور و انگشتر تو ، شکر خدا

آمدی و کسی از مرد و زن شهر نداشت

قصد توهین به تو و دلبر تو ، شکر خدا

غصه ی زینب کبری و چهل روز عذاب

بین این شهر نیامد سر تو ، شکر خدا

زینب و کوفه و اشرار امان از این غم

زینب و تشت و سر یار امان از این غم



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، شهادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


قدمت روی چشم بی بی جان

چه صفایی به خاک ما دادی

به گدایان وادی سلمان

با حضور خودت بها دادی

 

چند روز است در تکاپویم

تا که از جانب ات خبر برسد

لحظه ها را شمرده ایم همه

تا زمان وصال سر برسد

 

سر ما خاک راه ناقه ی تو

می شود میهمان ما بشوی

یک شبی را ز لطف ، مهمانِ

سفره ی آب و نان ما بشوی

 

گرچه ما بی بضاعتیم ولی

سینه چاکان حیدریم همه

از گدایان و از کنیزانیم

مست موسی بن جعفریم همه

 

هرکسی مشک با خود آورده

تا که سیراب آبتان بکند

آری لال گردد اگر کسی اینجا

غیر بی بی خطابتان بکند

 

گرچه دور تو ازدحام شده

چه جوان و چه پیر آمده اند

چشم ها لحظه ای نخورد به تو

مردها سر به زیر آمده اند

 

خبری نیست از دف و از ساز

حال این شهر حال جنگ که نیست

پشت بامی اگر شلوغ شده

خبری از هجوم سنگ که نیست

 

بهترین جای شهر منزل توست

دور تا دور خانه سادات اند

نه به ویرانه می برند تو را

و نه همسایه هات الوات اند

 

تو به شهر غریبه آمدی و

گل نثار تو شد ولی زینب...

غیرت مردهای این وادی

پاسدار تو شد ولی زینب...

 

صورتش را به دست میپوشاند

تا از این داغ با خبر نشوند

این حرامی که آمده اند اینجا

خیره هستند ، خیره تر نشوند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
جمعه 1393/11/10

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


مائیم گدای حضرت معصومه

محتاج عطای حضرت معصومه

همراه رضا ز دیده خون می ریزیم

در روز عزای حضرت معصومه

***

آمد ز مدینه تا که در قم باشد

در مملکت امام هشتم باشد

یعنی که خدا نخواست تا مرقد او

مانند مزار فاطمه گم باشد

***

در سَر هوس دیدن دلبر دارد

بر سینۀ خود داغ برادر دارد

افسوس که تا دیار ساوه آمد

دیگر نتوانست قدم بردارد

***

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت

از داغ برادرش مرتب می سوخت

هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد

می گفت: امان از دل زینب... می سوخت

***

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد

تا سِیر کند دور و برش را، وا کرد

نومید ز دیدن برادر بود و

با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

***

صد آه اگر بر جگرش افتاده

هر چند جدا ز دلبرش افتاده

کی بر بدن برادرش رقصیدند؟

کی دست کسی به معجرش افتاده

***

او خواهر یک امام بود و زینب....!

او شاهد احترام بود و زینب....!

کی راهی شهر شام بود؟ و زینب

در مجلسی از حرام بود؟ و زینب



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-شهادت


بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند

از من تمام روزگارم را گرفتند

از این جدایی جان من بر لب رسیده

هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره

در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم

خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

حالم بد است اما خدا را شکر در قم

با مهربانی حال زارم را گرفتند

با احترام و عزت و شوکت کمی از

این بار غم هایی که دارم را گرفتند

حتی زمان پر زدن از این قبیله

مردم همه دور مزارم را گرفتند

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت:

یارب ببین دار و ندارم را گرفتند

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است

وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

نیمی ز معجر سوخت...نیمی را کشیدند

اصلا تمام اعتبارم را گرفتند

در گوش من مانده صدای ذوالجناحش

میگفت: با نیزه سوارم را گرفتند

یک "یادگاری" بود... اما در خرابه

"بنت الحسین" آن یادگارم را گرفتند



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
جمعه 1393/11/10

حضرت معصومه(س)-شهادت


من که اینگونه عزادار غم جانانم

ز غم یار شرر بار شدم حیرانم

در فراقی که پریشانم و سرگردانم

دلشکسته شده، بیمار شدم میدانم

روبرو با تن هفده گل پرپر سخت است

دیدن جسم پر از نیزه و خنجر سخت است

من و زینب به جگر آه، مکرر داریم

هر دو هفده بدن بی سر و پرپر داریم

به روی سینه خود داغ برادر داریم

و از این داغ دلی خسته و مضطر داریم

ولی از ماتم زینب دل من محزون است

آه، در روضه او دیده من پر خون است

گر چه از زهر جفا سوخت برادر جگرش

ارغوانی شد و افتاد روی بال و پرش

و اگر تار شد آن لحظه دو چشمان ترش

نه لگد بر سر او خورد، نه سنگی به سرش

به خدا دلبر من راهی گودال نشد

سینه اش زیر سم اسب لگد مال نشد



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


باز هم می‌شوم کبوترتان

دور این گنبد منوّرتان

من نمک‌گیر سفره‌ات شده‌ام

دست خالی نرفتم از درتان

مادر من کنیزتان بوده

پدرم نیز بوده نوکرتان

جای کرب‌وبلا و طوس و نجف

شده‌ام خاکبوس محضرتان

ما عجم‌ها چقدر خوشبختیم

شده ایران مسیر آخرتان

اشک‌هایم دخیل می‌بندند

به ضریح فرشته‌پرورتان

از ضریح تو یاس می‌ریزد

مثل چادر نماز مادرتان

خسته از راه دور آمده‌ای

خسته‌ای از فراق دلبرتان

چقدر از مدینه دور شدی

پای دلتنگی برادرتان

مثل مادر خمیده‌ای اما

نگرفته به میخ در پرتان

محملت پرده داشت؛ شکر خدا

سایه‌بان داشتی روی سرتان

گرچه شد حمله بر عشیره‌ی تو

شکر؛ غارت نگشته زیورتان

در میان هجوم درد نخورد

دست نامحرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نوبهار شما

کم نشد لحظه‌ای وقار شما

غصّه‌ی از همه بریدن تو

غمِ روی رضا ندیدن تو

گرچه آواره گشته‌ای خانم

گرچه غم دارم از خمیدن تو

ناقه‌ات بین ازدحام نرفت

بی‌خطر بود این پریدن تو

زیر پا چادر تو گیر نکرد

لحظه‌ی تلخ پر کشیدن تو

بی برادر میان کوچه ندید

پشت مرکب کسی دویدن تو

ثبت شد بر جریده‌ی تاریخ

قصه‌های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد

پیش پایت زمین گل‌افشان شد

شهر قم بر تو احترام گذاشت

پیش رویت فقط سلام گذاشت

پیر قوم و بزرگ مردم قم

سر به پای تو چون غلام گذاشت

با گل‌افشانی قدومت قم

لعن و نفرین برای شام گذاشت

بهر تو قم گذاشت سنگ تمام

کی دگر سنگ روی بام گذاشت؟

کِی به قم دختر ولیّ خدا

پای در مجلس عوام گذاشت

قم کجا رأس یک برادر را

پیش خواهر میان جام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود

کِی میان خرابه جایت بود؟

غم طفلی عزیز یادت هست؟

روضه‌ی پر گریز یادت هست؟

دختری با سر پدر می‌گفت

آن همه چشم هیز یادت هست؟

بر سر غارت خیام حرم

بین دشمن ستیز یادت هست؟

وسط شعله‌ها مرا دیدی؟

پابرهنه گریز یادت هست؟

ماجرای شراب یادم هست

ماجرای کنیز یادت هست؟

بدنم درد میکند بابا

دهنم درد میکند بابا

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
جمعه 1393/11/10

حضرت معصومه(س)-شهادت


بـاز هم جـام دیـده ها خـون شـد

سینـه همـچـون مدینه محزون شـد

از مـدینـه به سینه آه افتـاد

شـهر تا شـهر؛ نالـه راه افتـاد

کاروانـی دوبـاره از یثـرب

راه مشـرق گرفـت از مغـرب

بـاز هم نیمه شب؛ قیـام غـریب

در پیِ یـاریِ امـام غـریـب

خـواهـری از تبـار کوثـرها

بود در حـلقـه ی بـرادرهـا

در فـراق امـام خـود بانـو

مثـل زینب سفیر شد هر سـو

تـا پیـام غـریـب را بِبرد

بار صـبر و شکـیب را بِبرد

ناگهان بیـن راه غوغا شد

کربلایی دگر مهیّا شد

پیش چشمان خواهری رنجور

هجمه شد بر برادران غیور

داغ زهرا دوباره تازه شده

مقتل خون پر از جنازه شده

مقتل هیجده برادر وای

همه اینها به پیش خواهر وای

گرچه غمها کشید معصومه

شام کوفه ندید معصومه

روسری ها به نیزه ها نشدند

شعله ها خصم خیمه ها نشدند

خواهر اینجا سپاه شام ندید

بدن بی سر امام ندید

داغ معصومه مثل زینب نیست

شاهد خیلِ سُمِّ مرکب نیست

کی خرابه نشین شد این بانو

کی به زندان شده غمین بانو

قسمتش کی شده به روی کبود

ازدحام نگاه های یهود

بسکه در شام و کوفه غوغا کرد

جان خود را فدای مولا کرد

تا دم آخرش حسینی ماند

همه ی لشگرش حسینی ماند

دیده طشت طلا و سر؟ هرگز

دیده بر چهره اش اثر؟ هرگز

هیجده سر به نیزه دیده؟ نه

آستین بر سرش کشیده؟ نه

سیلی آیا چشیده رخسارش؟

تازیانه نموده دیدارش؟

سنگ کین کی نشست روی سرش

معجرش کی کشید در خطرش

ای امان - آه از دل زینب

تا کجا رفت محمل زینب

پیش چشم حرامیان پلید

تهمت خارجی ز خصم شنید

ای بنازم به سبک زندگی اش

به مرامش به طرز بندگی اش

هرچه داغ و بلا ز اعدا دید

همه را گفت خوب و زیبا دید

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
جمعه 1393/11/10

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


هر جا که خواهریست ، برادر همیشه هست

دنبال هر برادر ، خواهر همیشه هست

این جذبه های عشق تمامی نداشته

دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست

تا مرو از مدینه ، مسیر محبت است

این جاده های نور معطر همیشه هست

معصومه زینب است و رضا جز حسین نیست

ترکیب های عشق برابر همیشه هست

با بودن شفیعه ، قیامت به کام ماست

گرچه هراس عرصه ی محشر همیشه هست

پیداست در حریم تو اجلال فاطمه

جاری به صحن های تو کوثر همیشه هست

باید که تو مراقبت از پهلویت کنی

دیوارهای کوچه و آن در همیشه هست

در ذهن پرنیانی اولاد فاطمه

آن خاطرات زخمی مادر همیشه هست

از وقتی آمدی تو به قم با قبیله ات

اطراف تو ولایی و یاور همیشه هست

تا که نسیم هست ، بوی زلف می رسد

بالاتر از سر همه یک سر همیشه هست

بازار داشت قم ، تو که آنجا نرفته ای ...

در روضه ات اشاره به معجر همیشه هست ...

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1392/11/21

حضرت معصومه(س)-شهادت


رسیده ام به نفس های آخرم دیگر

که دست های خزان کرده پرپرم دیگر

میان سینه ی خود قلب پرپری دارم

نه سایه ی پدری نه برادری دارم

دو چشمِ من به در اما کسی نمی آید

برای دیدنم آیا کسی نمی آید

نشد که حرف دلم را به آشنا گویم

به روی بستر مرگم رضا رضا گویم

اگر چه داغ برادر شکست خواهر را

ولی به نیزه ندیدم سر برادر را

تمام زمزمه ام زینب است در دمِ مرگ

که دوخت سوی عزیزش نگاه آخر را

دوباره روضه به پا کرده ام در این خانه

دوباره می شنوم گریه های مادر را

سر پدر به نی و عمه در هجوم سنگ

کسی نبود بگیرد دو چشم دختر را

میان بزم شراب و کنار نامحرم

چو دید چشم ستمگر لبان پرپر را

به پیش چشم یتیمان شرر به جان می زد

بر آن لبان ترک خورده خیزران می زد



موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه نوحه در آپارات

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء