حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم

عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم

نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند

خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم

سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم

فاطمه کرده نظر، شیعه ایران هستیم

عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر

حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم

کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما

زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما

ما گدایان تو هستیم سعادت داریم

از کرامات تو بانوست که قیمت داریم

کرمت کاسه ی ما را نگذارد خالی

بده در راه خدا باز ، که حاجت داریم

ما گنه کار ،گنه کار ،گنه کار، اما

روز محشر ز تو امّید شفاعت داریم

بین این طایفه ی آینه ها بعد حسین

جور دیگر به رضای تو ارادت داریم

هر که دارد به جهان عادتی و اخلاقی

ما به بوسیدن درگاه تو عادت داریم

دل ِ وابسته به تو خانه امّید شود

هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود

آمدی شد همه قم یاور تو ، شکر خدا

خاکی و پاره نشد معجر تو ، شکر خدا

آمد اشک تو ز دوری برادر اما

کس نخندید به چشم تر تو ،شکر خدا

مردم قم همه خوبند نریزند ز بام

آتش و سنگ به روی سر تو ، شکر خدا

به سری نیست درین شهر ولایی فکر ِ

غارت زیور و انگشتر تو ، شکر خدا

آمدی و کسی از مرد و زن شهر نداشت

قصد توهین به تو و دلبر تو ، شکر خدا

غصه ی زینب کبری و چهل روز عذاب

بین این شهر نیامد سر تو ، شکر خدا

زینب و کوفه و اشرار امان از این غم

زینب و تشت و سر یار امان از این غم




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)،  شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


قدمت روی چشم بی بی جان

چه صفایی به خاک ما دادی

به گدایان وادی سلمان

با حضور خودت بها دادی

 

چند روز است در تکاپویم

تا که از جانب ات خبر برسد

لحظه ها را شمرده ایم همه

تا زمان وصال سر برسد

 

سر ما خاک راه ناقه ی تو

می شود میهمان ما بشوی

یک شبی را ز لطف ، مهمانِ

سفره ی آب و نان ما بشوی

 

گرچه ما بی بضاعتیم ولی

سینه چاکان حیدریم همه

از گدایان و از کنیزانیم

مست موسی بن جعفریم همه

 

هرکسی مشک با خود آورده

تا که سیراب آبتان بکند

آری لال گردد اگر کسی اینجا

غیر بی بی خطابتان بکند

 

گرچه دور تو ازدحام شده

چه جوان و چه پیر آمده اند

چشم ها لحظه ای نخورد به تو

مردها سر به زیر آمده اند

 

خبری نیست از دف و از ساز

حال این شهر حال جنگ که نیست

پشت بامی اگر شلوغ شده

خبری از هجوم سنگ که نیست

 

بهترین جای شهر منزل توست

دور تا دور خانه سادات اند

نه به ویرانه می برند تو را

و نه همسایه هات الوات اند

 

تو به شهر غریبه آمدی و

گل نثار تو شد ولی زینب...

غیرت مردهای این وادی

پاسدار تو شد ولی زینب...

 

صورتش را به دست میپوشاند

تا از این داغ با خبر نشوند

این حرامی که آمده اند اینجا

خیره هستند ، خیره تر نشوند




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


مائیم گدای حضرت معصومه

محتاج عطای حضرت معصومه

همراه رضا ز دیده خون می ریزیم

در روز عزای حضرت معصومه

***

آمد ز مدینه تا که در قم باشد

در مملکت امام هشتم باشد

یعنی که خدا نخواست تا مرقد او

مانند مزار فاطمه گم باشد

***

در سَر هوس دیدن دلبر دارد

بر سینۀ خود داغ برادر دارد

افسوس که تا دیار ساوه آمد

دیگر نتوانست قدم بردارد

***

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت

از داغ برادرش مرتب می سوخت

هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد

می گفت: امان از دل زینب... می سوخت

***

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد

تا سِیر کند دور و برش را، وا کرد

نومید ز دیدن برادر بود و

با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

***

صد آه اگر بر جگرش افتاده

هر چند جدا ز دلبرش افتاده

کی بر بدن برادرش رقصیدند؟

کی دست کسی به معجرش افتاده

***

او خواهر یک امام بود و زینب....!

او شاهد احترام بود و زینب....!

کی راهی شهر شام بود؟ و زینب

در مجلسی از حرام بود؟ و زینب




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند

از من تمام روزگارم را گرفتند

از این جدایی جان من بر لب رسیده

هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره

در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم

خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

حالم بد است اما خدا را شکر در قم

با مهربانی حال زارم را گرفتند

با احترام و عزت و شوکت کمی از

این بار غم هایی که دارم را گرفتند

حتی زمان پر زدن از این قبیله

مردم همه دور مزارم را گرفتند

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت:

یارب ببین دار و ندارم را گرفتند

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است

وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

نیمی ز معجر سوخت...نیمی را کشیدند

اصلا تمام اعتبارم را گرفتند

در گوش من مانده صدای ذوالجناحش

میگفت: با نیزه سوارم را گرفتند

یک "یادگاری" بود... اما در خرابه

"بنت الحسین" آن یادگارم را گرفتند




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


من که اینگونه عزادار غم جانانم

ز غم یار شرر بار شدم حیرانم

در فراقی که پریشانم و سرگردانم

دلشکسته شده، بیمار شدم میدانم

روبرو با تن هفده گل پرپر سخت است

دیدن جسم پر از نیزه و خنجر سخت است

من و زینب به جگر آه، مکرر داریم

هر دو هفده بدن بی سر و پرپر داریم

به روی سینه خود داغ برادر داریم

و از این داغ دلی خسته و مضطر داریم

ولی از ماتم زینب دل من محزون است

آه، در روضه او دیده من پر خون است

گر چه از زهر جفا سوخت برادر جگرش

ارغوانی شد و افتاد روی بال و پرش

و اگر تار شد آن لحظه دو چشمان ترش

نه لگد بر سر او خورد، نه سنگی به سرش

به خدا دلبر من راهی گودال نشد

سینه اش زیر سم اسب لگد مال نشد




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


باز هم می‌شوم کبوترتان

دور این گنبد منوّرتان

من نمک‌گیر سفره‌ات شده‌ام

دست خالی نرفتم از درتان

مادر من کنیزتان بوده

پدرم نیز بوده نوکرتان

جای کرب‌وبلا و طوس و نجف

شده‌ام خاکبوس محضرتان

ما عجم‌ها چقدر خوشبختیم

شده ایران مسیر آخرتان

اشک‌هایم دخیل می‌بندند

به ضریح فرشته‌پرورتان

از ضریح تو یاس می‌ریزد

مثل چادر نماز مادرتان

خسته از راه دور آمده‌ای

خسته‌ای از فراق دلبرتان

چقدر از مدینه دور شدی

پای دلتنگی برادرتان

مثل مادر خمیده‌ای اما

نگرفته به میخ در پرتان

محملت پرده داشت؛ شکر خدا

سایه‌بان داشتی روی سرتان

گرچه شد حمله بر عشیره‌ی تو

شکر؛ غارت نگشته زیورتان

در میان هجوم درد نخورد

دست نامحرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نوبهار شما

کم نشد لحظه‌ای وقار شما

غصّه‌ی از همه بریدن تو

غمِ روی رضا ندیدن تو

گرچه آواره گشته‌ای خانم

گرچه غم دارم از خمیدن تو

ناقه‌ات بین ازدحام نرفت

بی‌خطر بود این پریدن تو

زیر پا چادر تو گیر نکرد

لحظه‌ی تلخ پر کشیدن تو

بی برادر میان کوچه ندید

پشت مرکب کسی دویدن تو

ثبت شد بر جریده‌ی تاریخ

قصه‌های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد

پیش پایت زمین گل‌افشان شد

شهر قم بر تو احترام گذاشت

پیش رویت فقط سلام گذاشت

پیر قوم و بزرگ مردم قم

سر به پای تو چون غلام گذاشت

با گل‌افشانی قدومت قم

لعن و نفرین برای شام گذاشت

بهر تو قم گذاشت سنگ تمام

کی دگر سنگ روی بام گذاشت؟

کِی به قم دختر ولیّ خدا

پای در مجلس عوام گذاشت

قم کجا رأس یک برادر را

پیش خواهر میان جام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود

کِی میان خرابه جایت بود؟

غم طفلی عزیز یادت هست؟

روضه‌ی پر گریز یادت هست؟

دختری با سر پدر می‌گفت

آن همه چشم هیز یادت هست؟

بر سر غارت خیام حرم

بین دشمن ستیز یادت هست؟

وسط شعله‌ها مرا دیدی؟

پابرهنه گریز یادت هست؟

ماجرای شراب یادم هست

ماجرای کنیز یادت هست؟

بدنم درد میکند بابا

دهنم درد میکند بابا

***

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


بـاز هم جـام دیـده ها خـون شـد

سینـه همـچـون مدینه محزون شـد

از مـدینـه به سینه آه افتـاد

شـهر تا شـهر؛ نالـه راه افتـاد

کاروانـی دوبـاره از یثـرب

راه مشـرق گرفـت از مغـرب

بـاز هم نیمه شب؛ قیـام غـریب

در پیِ یـاریِ امـام غـریـب

خـواهـری از تبـار کوثـرها

بود در حـلقـه ی بـرادرهـا

در فـراق امـام خـود بانـو

مثـل زینب سفیر شد هر سـو

تـا پیـام غـریـب را بِبرد

بار صـبر و شکـیب را بِبرد

ناگهان بیـن راه غوغا شد

کربلایی دگر مهیّا شد

پیش چشمان خواهری رنجور

هجمه شد بر برادران غیور

داغ زهرا دوباره تازه شده

مقتل خون پر از جنازه شده

مقتل هیجده برادر وای

همه اینها به پیش خواهر وای

گرچه غمها کشید معصومه

شام کوفه ندید معصومه

روسری ها به نیزه ها نشدند

شعله ها خصم خیمه ها نشدند

خواهر اینجا سپاه شام ندید

بدن بی سر امام ندید

داغ معصومه مثل زینب نیست

شاهد خیلِ سُمِّ مرکب نیست

کی خرابه نشین شد این بانو

کی به زندان شده غمین بانو

قسمتش کی شده به روی کبود

ازدحام نگاه های یهود

بسکه در شام و کوفه غوغا کرد

جان خود را فدای مولا کرد

تا دم آخرش حسینی ماند

همه ی لشگرش حسینی ماند

دیده طشت طلا و سر؟ هرگز

دیده بر چهره اش اثر؟ هرگز

هیجده سر به نیزه دیده؟ نه

آستین بر سرش کشیده؟ نه

سیلی آیا چشیده رخسارش؟

تازیانه نموده دیدارش؟

سنگ کین کی نشست روی سرش

معجرش کی کشید در خطرش

ای امان - آه از دل زینب

تا کجا رفت محمل زینب

پیش چشم حرامیان پلید

تهمت خارجی ز خصم شنید

ای بنازم به سبک زندگی اش

به مرامش به طرز بندگی اش

هرچه داغ و بلا ز اعدا دید

همه را گفت خوب و زیبا دید

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


هر جا که خواهریست ، برادر همیشه هست

دنبال هر برادر ، خواهر همیشه هست

این جذبه های عشق تمامی نداشته

دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست

تا مرو از مدینه ، مسیر محبت است

این جاده های نور معطر همیشه هست

معصومه زینب است و رضا جز حسین نیست

ترکیب های عشق برابر همیشه هست

با بودن شفیعه ، قیامت به کام ماست

گرچه هراس عرصه ی محشر همیشه هست

پیداست در حریم تو اجلال فاطمه

جاری به صحن های تو کوثر همیشه هست

باید که تو مراقبت از پهلویت کنی

دیوارهای کوچه و آن در همیشه هست

در ذهن پرنیانی اولاد فاطمه

آن خاطرات زخمی مادر همیشه هست

از وقتی آمدی تو به قم با قبیله ات

اطراف تو ولایی و یاور همیشه هست

تا که نسیم هست ، بوی زلف می رسد

بالاتر از سر همه یک سر همیشه هست

بازار داشت قم ، تو که آنجا نرفته ای ...

در روضه ات اشاره به معجر همیشه هست ...

***

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


رسیده ام به نفس های آخرم دیگر

که دست های خزان کرده پرپرم دیگر

میان سینه ی خود قلب پرپری دارم

نه سایه ی پدری نه برادری دارم

دو چشمِ من به در اما کسی نمی آید

برای دیدنم آیا کسی نمی آید

نشد که حرف دلم را به آشنا گویم

به روی بستر مرگم رضا رضا گویم

اگر چه داغ برادر شکست خواهر را

ولی به نیزه ندیدم سر برادر را

تمام زمزمه ام زینب است در دمِ مرگ

که دوخت سوی عزیزش نگاه آخر را

دوباره روضه به پا کرده ام در این خانه

دوباره می شنوم گریه های مادر را

سر پدر به نی و عمه در هجوم سنگ

کسی نبود بگیرد دو چشم دختر را

میان بزم شراب و کنار نامحرم

چو دید چشم ستمگر لبان پرپر را

به پیش چشم یتیمان شرر به جان می زد

بر آن لبان ترک خورده خیزران می زد




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/11/21 | 02:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


ای کوثرِ کوثر محمّد

ای دخترِ دختر محمّد

معصومه ی دودمان عصمت

روح ادب و روان عصمت

سر تا قدمت همه معانی

مانند کتاب آسمانی

پاکی زتو اعتبار دارد

عصمت به تو افتخار دارد

قم مکّه تو مسجدالحرامش

خورشید، ستاره ای به بامش

مهر تو به حشر دست آویز

فیضیه، ز فیض توست لبریز

ای مصحف دامن ائمّه

ای پاره ای از تن ائمّه

یک نخله ز هفت قلّه ی طور

یک فاطمه از دو فاطمه نور

صحن تو پناه خلق عالم

ایوان طلات قلب مریم

مهر تو به سینه داغ خورشید

شمع حرمت چراغ خورشید

روی تو گُل بهارِ زهراست

قبر تو همان مزار زهراست

مهر تو چو جان درون سینه است

زوّار تو زائر مدینه ست

جود و کرم ائمّه داری

جا در حرم ائمّه داری

ای زینب دوّم ولایت

ثاراللّهیان همه فدایت

ای آل رسول را کریمه

معصومه، محدثه، علیمه

ایران حرم مطهّر توست

مرهون تو و برادر توست

چون باب تو بود طفل نوزاد

صادق ز ولادتت خبر داد

پیش از شب دل فروز میلاد

از آمدنت به قم خبر داد

بر زائرت ای فرشته حاجب

در حشر بود بهشت واجب

ذکر تو چراغ محفل ماست

قبر تو مدینه ی دل ماست

یک کعبه بود به دیده ی ما

قبر تو و زینبین و زهرا

قم شد حرم محمّد و آل

کردی تو در آن نزول اجلال

بر دوش خود آن فقیه کامل

می برد تو را زمام محمل

در نزد تو ای بزرگ بانو

پیران خرد زدند زانو


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


ای سایه ی بالا سرِ خواهر برادر

ای جانِ از جانِ خودم بهتر برادر

خواهر همان احساس مادر بر برادر

دارم برایت می شوم مادر برادر

ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز

یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز

یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز

بر خواهرانش سایه دارد هر برادر

چیزی به غیر از چشم تر دارم ندارم

از گوشه ی زندان خبر دارم ندارم

اصلاً نمی دانم پدر دارم ندارم

دیدم كمالاتِ پدر را در برادر

از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟

با التماس من دعایی می فرستی؟

دارالشِفای من دوایی می فرستی؟

افتاده ام در گوشه ی بستر برادر!

اینجا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است

وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است

حالا كه احوالِ رضا  خوب است خوب است

از بس فنا گردیده ام من در برادر

در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند

وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند

این معجری را كه سرم دارم نبردند

اینجا چه شأنی دارد این معجر برادر

ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند

جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند

هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند

افتاده روی تلِ خاكستر برادر

نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت

نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت

نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت

پس ما دو تا قربانِ آن خواهر برادر

با نیزه ای تا شاه را از حال بردند

یك یك تماماً رو سوی اموال بردند

هر آنچه را كه بود در گودال بردند

تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر برادر




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 04:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


تا کی به تو از دور سلامی برسانم

از تو خبری نیست برادر نگرانم

در می زند اینبار کسی...از  هیجانم...

شاید که تو برگشته ای ، ای پاره جانم

یک روز به یعقوب اگر جامه رسیده

حالا به من از سوی رضا  نامه رسیده...

ای کاش که از تو خبری داشته باشم

در آتش عشق تو پری داشته باشم

باید به خراسان سفری داشته باشم

در راه به قم هم نظری داشته باشم

با خاطر آسوده بمان چشم به راهم

یک قافله محرم به خدا هست سپاهم!

این جادّه ها چشم به راه قدم ماست

این که نرسد قافله تا طوس، غم ماست

انگار که این خاک عراق عجم ماست

حالا که به قول پدرم، قم حرم ماست...

شاید که فراموش کنم دلبر خود را

باید که بسازم حرم مادر خود را

باید نرسیدن به رضا را بپذیرم

حالا به شهادت برسم یا که بمیرم

وقتی که پریشانم و بیمار و اسیرم

خوب است که در حجره ی خود روضه بگیرم

با یاد غم فاطمه هق هق بنویسم

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسم...

با گریه ی من هیچ کسی کار ندارد

قم کار به مهمان عزادار ندارد

در کوچه دری هست که مسمار ندارد

معصومه ی تو دست به دیوار ندارد

اینجا به عیادت همگی آمده باشند

آنجا به شکایت همه زخمی زده باشند

بین نظر آن همه با این همه فرق است

بین همه در پشت در و همهمه فرق است

بین اثر هلهله با زمزمه فرق است

مابین غم فاطمه با فاطمه فرق است

نامحرم اگر هست در این کوچه غمی نیست

اینجا زدن فاطمه ها حرف کمی نیست...




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 03:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


سلام بر تو که اسطوره ی حجاب شدی

جواب های سؤالات بی جواب شدی

سلام بر تو که در آسمان علم و ادب

شعاع نور شدی مثل یک شهاب شدی

به خاک کشور ایران دو نور تابان شد

رضا چو شمس شموس و تو آفتاب شدی

برای یاری دین و امام عصر خودت

شبیه عمه ی خود پای در رکاب شدی

ز بس که دست کریمت گره گشایی کرد

برای نام کریمه تو انتخاب شدی

برای شأن تو این واژه تا ابد کافی ست

رضا حسین شد و زینبش حساب شدی

خدا کند بنویسی مرا به نوکری ات

تو دختری ولی عالم فدای مادری ات

نگاه مرحمتی کن به این گدا بی بی

بده به حق رضا حاجت مرا بی بی

میان صحن تو جارو به دست میگیرد

برای خادمی ات صاحب عصا بی بی

قسم به جان خودم جبرئیل می میرد

اگر که پر نزند دور این سرا بی بی

پی زیارت زهرا به قم سفر نکنم

بگو کجا بروم من بگو کجا بی بی

مراجع و علما حلقه دور تو بستند

برای اینکه تویی باب علم ها بی بی

غمی نمانده برای اهالی ایران

دمشق ما توئی و کربلا رضا بی بی

غمی که سوخت دلت را شرار زهر نبود

تو از دیار خود افتاده ای جدا بی بی

تو آمدی که انیس دل رضا بشوی

تو آمدی که در ایران بزرگ ما بشوی

مرا خدات نوشته برای نوکری ات

برای بال زدن در هوای زائری ات

از آن زمان که به موسی بن جعفرت دادند

رضا همیشه بنازد به مهر خواهری ات

تو آمدی که سپاه برادرت باشی

رواست اینکه بنازد به این دلاوری ات

زبس مقام تو بالاست آفریننده ت

نیافت هیچ کسی را برای همسری ات

گل همیشه بهار امام هفتم ما

دلم شکسته برای خزان پرپری ات

اگرچه درد فراق آتش است و میسوزد

ولی نسوخت تمام دل کبوتری ات

مرا ببخش ولیکن در این مسیر خطیر

نرفت دست پلیدی به سمت روسری ات

ولی امان ز دل کوثر امام حسین

ز پنجه ها و سر دختر امام حسین




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 02:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


مهربانی ، کریمه ای خانم

بانوی بی بدیل ؛ معصومه

التماس قنوت گریه ی من

الدخیل الدخیل معصومه

 

شرف الشمس شهر قم هستی

از تبار و ذراری خورشید

پای دَرست ملائکه حاضر

ای پناه مراجع تقلید

 

صحن بالا سر تو منزل نور

مهبط جبرئیل این صحن است

بال جمله ملائک عرشی

زیر پاهای زائرت پهن است

 

حرم اهل بیت صحن شماست

حرم خانواده ی زهرا

کربلا و مدینه و مشهد

نجف و کاظمین و سامرّا

 

وقت تجدید عهد با زهرا

شهر یثرب اگر نشد قم هست

گره هایم نگفته واشده است

تا قسم به امام هشتم هست

 

گرچه چنگ خزان به جان تو و

جان ایل و تبارت افتاده

پاره پاره ولی نشد هرگز

نامه ای که رضا فرستاده

 

بین این کوچه ها خدا را شکر

محترم مانده گوشواره ی تو

لاأقل هلهله نشد بر پای

چشم گریان و پر ستاره ی تو

 

گرچه خم شد قدت ز فاصله ها

ذبح اطفال را ندیدی تو

حضرت زینب امام رضا

تلّ و گودال را ندیدی تو

 

تشنه ای را که زیر یک دشنه

دست و پا میزند که جان بدهد

حق او نیست شمر با پایش

جسم زخمیش را تکان بدهد

***

 از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 02:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


گرچه دیدار برادر نرسیدی بانو !

بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو !

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا

سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری

درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند

رأس او را سر بازار ندیدی بانو

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر

تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول

چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد

به غریبانه ترین وجه ، شهیدی بانو

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است

با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی

دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو

نهضت روح خدا را تو به بار آوردی

نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی

مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است

همچو خورشید از این شهر دمیدی بانو

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت

حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش

زیر این بار گران گرچه خمیدی بانو!




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ورودیه به شهر قم


در پی دیدن مسافر خود

گام در جاده‌ی خطر بگذاشت

هر قدم با نوای یا محبوب

در دل جاده‌ها اثر بگذاشت

 

شمع جانش در آتش هجران

همچنان قطره‌قطره می‌شد آب

آری از شرم روی پر نورش

بود خورشید در میان حجاب

 

تا قدم روی چشم قم بگذاشت

اشک‌ها زیر پاش لغزیدند

دسته گل‌ها به پای قافله‌اش

مست و خنیاگرانه رقصیدند

 

اشك و شور و سلام و عود و گلاب

چشم‌ها خیره بر كجاوه‌ی او

می‌وزید از نگاه بیمارش

عطر جانبخش ضامن آهو

 

نور او با نگاه مردم شهر

نقل آیینه و تبسم بود

بین گل‌ها و شور و هلهله‌ها

هودج آسمانی‌اش گم بود

 

مثل زهرا قدش خمیده شد و

عزمی از كوه پر توان‌تر داشت

از نفس‌هاش سوز جاری بود

عمرش آهنگ رو به آخر داشت

 

این مكان قم؟ مدینه؟ آه كجاست؟

بانویی اینچنین شده بی‌تاب

ناله‌هایی ز جنس شوق سفر

بانویی خسته گوشه‌ی محراب


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/11/7 | 02:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ورودیه به شهر قم و شام بلا


محملت با وقار می آمد

سبزتر از بهار می آمد

وه! عجب خوش خرام می آمد

با شکوه تمام می آمد

محملت بود و... خیلِ استقبال

کم محلی نشد ! زبانم لال!

دم قم گرم! سربلند شدیم

ازدعایِ تو بهره مند شدیم

دم قم گرم ! احترام گذاشت

هرچه گل داشت،رویِ بام گذاشت

قم نگاهش لبالب از شرم است

شام ویران که نیست! خونگرم است

پاکی و حُجب، باورِ چشمش

قدم میهمان سرِ چشمش

چادرت ذره ای غبار ندید!

آفتابی به نی سوار ندید!

با مَحارم به قم رسیدی ،شکر

سر دروازه ای ندیدی، شکر

دستِ بیعت به طبل جنگ نخورد

به غرورت کلوخ و سنگ نخورد

قم کجا!؟ کوفه ی خراب کجا!؟

تو کجا !؟ زینب و رباب کجا!؟

گوشه ی معجرت نمور نبود

خبر داغی از تنور نبود

ساربان محملت عجول نراند

چادرت زیر پایِ شمر نماند

هرچه شد،شد! رسیده جان بر لب

ای امان از غریبیِ زینب!

عمه ات اشکِ ارغوان را دید

خنده ی نحسِ خیزران را دید

ته گودالِ پُر بلا را دید

تنِ پامالِ چکمه ها را دید

کوفه را بی عصایِ پیری رفت

خاک عالم سرم، اسیری رفت




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/6 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت

 

بانو سلام، دختر موسای طورها

هر جا قدم زدی شده کوهی ز نورها

من عاشقِ قدیمیِ این خانواده ام

 راهی شدم به محضرت از راه دورها

پیش شما هوای بهشت از سرم پرید

 این جا پر است بهجت و شور و سرورها

آن قدر هیبت و عظمت دارد این حریم

 جایی نمانده است برای غرورها

وقتی که آشیانه ی آل علی قم است

 فرش حریم آن شده گیسوی حورها

من چشم بسته ام به عطای کریم ها

راضی نیم به تکه نان مثل مورها

در قم همه ز بودن تو فیض می برند

 تنها نه زنده ها، که گرفتار گورها

هم چون عقیله عالمه ی بی معلمی

 طعنه زده کلام شما بر زبورها

گفتم عقیله و دل من رفت کربلا

 آخر به سمت قتلگه افتد عبورها

در پیش صبر زینب ما صبر هم شکست

 حرفی نمانده بود برای صبورها

شکر خدا برادر تو نیزه ای نخورد

 شکر خدا نرفته سرش در تنورها

بر روی پیکرش همه گل هدیه کرده اند

 جسمش نماند زیر هجوم ستورها




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)،  شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/2 | 09:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


گر چه دیدار برادر نرسیدی بانو!

بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو!

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا

سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو!

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری

درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو!

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند

رأس او را سر بازار ندیدی بانو!

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر

تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو!

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول!

چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو!

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد

به غریبانه ترین وجه، شهیدی بانو!

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است

با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو!

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی

دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو!

نهضت روح خدا را تو ببار آوردی

نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو!

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی

مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو!

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است

هم چو خورشید از این شهر دمیدی بانو!

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت

حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو!

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش

یر این بار گران گر چه خمیدی بانو!




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/3 | 09:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت 


در مجلس عزای شما گریه می كنم

امشب فقط برای شما گریه می كنم

عطر گلاب مرقدتان بر مشام خورد

در گوشه ی سرای شما گریه می كنم

چون اشك بین روضه به هر درد مرهم است

با نیت شفای شما گریه می كنم

با بال های بی رمق اشك دیده ام

در مشرق هوای شما گریه می كنم

من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست

دنبال رد پای شما گریه می كنم

خواندم چگونه پیر شدی در جوانی ات

دارم ز غصه های شما گریه می كنم

عمری برای هجر پدر گریه كرده ای

امشب منم به جای شما گریه می كنم




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/3 | 08:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


این دل شده بی قرار تو معصومه
پر زد به سوی دیار تو معصومه
دیدم همه جا عطر رضا پیچیده
در لحظه احتضار تو معصومه
×××
بر سینه خود داغ برادر دارد
در سر هوس دیدن دلبر دارد
افسوس که تا حوالی قم آمد
دیگر نتوانست قدم بردارد
×××
زخمی به جگر داشت وَ در تب می سوخت
از دوری دلبرش مرتب می سوخت
هر جا که سرِ درد دلش وا می شد
می گفت: امان از دل زینب، می سوخت
×××

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد
تا سِـیر کند دور و برش را، وا کرد
نومید ز دیدن برادر گشت و
با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد
×××

آمد ز مدینه تا که در قم باشد
در مملکت امام هشتم باشد
شاید که خدا نخواست تا مرقد او
مانند مزار فاطمه گُم باشد

 ×××

با تشکر از آقای مربوبی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/3 | 08:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


ای ز نسل پاک کوثر فاطمه

زینب موسی بن جعفر فاطمه

از تبار عصمتی معصومه ای

یادگار بی بی مظلومه ای

مثل زینب عالمه در علم دین

قلب تو دریایی از علم الیقین

از مدینه چونکه دل بر داشتی

شوق دیدار برادر داشتی

قم شد از فیض قدومت رشک طور

روی تو آئینه ی الله و نور

آمدی قم غرق استقبال شد

کوچه کوچه شوق و شور و حال شد

جسم تو در اوج غم بیمار بود

روحت اما از خدا سرشار بود

هیجده روز از تو قم اکرام کرد

احترام تو ز خاص و عام کرد

دیگر اما طاقت تو طاق شد

روح تو بر پر زدن مشتاق شد

در لهیب غصه ها بگداختی

دور از روی رضا جان باختی

ابن خزرج چون غمت را جار زد

شهر قم در ماتم تو زار زد

رفتی و قم نینوای ناله شد

سینه ها دولتسرای ناله شد

پیکرت بر دوش اشک و ناله رفت

در بر زهرای هجده ساله رفت

تربتت میعادگاه اهل دل

قبر تو معراج آه اهل دل


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/3 | 08:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت 


در سرد سیر شهر دل، روح بهاری

در  شوره زار سینه ی من چشمه ساری

می خواهی امشب بر کویر دیده گانم

با روضه هایت باغی از شبنم بکاری

سهم تو از ارث پدر، خون جگر بود

از کودکی در ماتم او سوگواری

منزل به منزل در پی دلدار رفتی

در دشت های عاشقی محمل سواری

داغ عزیزانت بلای جانتان شد

تو زخمی تیغ جفای روزگاری

تا مقصدت مشهد، دگر راهی نمانده

ای کاش می شد اندکی طاقت بیاری

می سوختی از آتش تب، بین بستر

دل خسته راضی به رضای کردگاری

باید بیاید دلبرت، باید بیاید

در آخرین ساعات هم امیدواری

چشمان اشک آلوده ات را تا دم مرگ

یک لحظه هم از درب حجره بر نداری

نام رضا از روی لب هایت نیفتد

با این که رو به قبله و در احتضاری

تو یادگار دلبرت را مثل زینب

با گریه روی سینه ی خود می فشاری

دیگر مخور غم، چون سرت را ای کریمه!

بر دامن زهرای اطهر می گذاری




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/2 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


بی هوایش پری نمی ماند

چشم های تری نمی ماند

واژه ی عاشقی وسط باشد

واژه ی بهتری نمی ماند

تا که قم هست و هست معصومه

بی حرم مادری نمی ماند

بانوی ما اگر اشاره کنی

به تن ما سری نمی ماند

با ورود تو و امام رضا

عرصه ی محشری نمی ماند

یا بدون مقام خواهریت

عزت خواهری نمی ماند

ای کریمه! همه فدای توأییم

گریه کن های غصه های توأییم

با غم و غصه آشنا بودی

مثل یک بغض بی صدا بودی

از همان کودکی همان اول

غرق دریای غصه ها بودی

زخم زنجیر و ساق پای پدر

به غم و درد مبتلا بودی

راهی ات کرد بغض دلتنگی

راهی دیدن رضا بودی

تو رسیدی به کشور ما و

مورد احترام ما بودی

همه گل ریختن روی سرت

گر چه از دلبرت جدا بودی

یادت آمد دلی که سوزان شد

خواهری را که سنگ باران شد


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/2 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت

رنگ و بوی مدینه داری تو دلم آرام نه پریشان است
قدمت روی چشم"بیت النور" واژه ها یک به یک غزلخوان است
خسته از راه آمدی تا قم قم به پا خواست پیش تو خانم
ناقه ات بین جمعیت شد گم همه گفتند تازه مهمان است
افتخاری بده به چشمانم عاشقی از تبار سلمانم
پس می افتم به پای چادرتان عشق عشقی که بهتر از جان است
فاطمه...فاطمه...که هفده روز فاطمه...فاطمه...که هجده سال
فاطمه...زینبی که در گودال روضه ی تو گریز پایان است
گرد و خاکی به چشم می آید دو سواره...گمان کنم...شاید
حرم اهل بیت شد اینجا کاظمین است یا خراسان است
...

صبح من با تو می شود آغاز باز چشمم به گنبدت شد باز
السلام علیک یا بانو صحن آیینه غرق باران است 




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/12/2 | 08:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و مصیبت


برای بار غمت سوگوار باید شد

تمام عمر از این غصه زار باید شد

برای خضرشدن در کنار صحن تو با

غلام و نوکر تو همجوار باید شد

نوشته اند برای زیارت زهرا

به سوی مرقد تو رهسپار باید شد

برای مثل سلیمان شدن فقط بی بی

به روی فرش حریمت سوار باید شد

برای اینکه امام رضا مرا بخرد

ز داغ روضه ات ابر بهار باید شد

ندیدی آخر کاری برادر خود را

از این مصیبت تو غصه دار باید شد

نوشته اند: کریمه، به مصحف نامت

به شوق دانه رسیدم دوباره بربامت

تو آمدی و همه آمدند دیدن تو

بهار شد همه جا با تب رسیدن تو

شبیه خیمه و گودال کربلا که نبود

کریمه، پشت امام رضا دویدن تو

اگرچه از نفس افتادی و شدی پرپر

ولی نبود چو زینب نفس بریدن تو

تو آمدی و در این شهر دلسپرده کسی

به تازیانه نیامد برای چیدن تو

تو را نبرد کسی بر دهانۀ بازار

فقط فراق شده علت خمیدن تو

عنان ناقه ی تو دست محرمان بود و

نیامدند برای اسیر دیدن تو

ولی ز سینه ی زینب زبانه بالا رفت

به هرکجا که رسید تازیانه بالا رفت


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/30 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به بهانۀ هفده روز اقامت حضرت معصومه(س) در بیت النور قم

حضرت معصومه(س)-ورودیه به قم


...و به همراه همان ابر که باران آورد

مهربانی خدا در زد و مهمان آورد

باد یک نامۀ بی واژه به کنعان آورد

بوی پیراهنی از سوی خراسان آورد

به سر شعر هوای غزلی زیبا زد

دختر حضرت موسی به دل دریا زد

چادرش دست نوازش به سر دشت کشید

دشت هم از نفس چادر او گل می چید

چه بگویم که بیابان به بیابان چه کشید

من به وصف سفرش هیچ به ذهنم نرسید

باور این سفر از درک من و ما دور است

شاعرانه غزلی راهی "بیت النور" است

آمد اینگونه ولی هر چه که آمد نرسید

عشق همواره به مقصود به مقصد نرسید

که اویس قرنی هم به محمد نرسید

عاقبت حضرت معصومه به مشهد نرسید

ماند تا آینۀ مادر دنیا باشد

حرم او حرم حضرت زهرا باشد

صبح شب می شد و شب نیز سحر هفده روز

چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز

بین سجاده، ولی چشم به در هفده روز

چشم در راه برادر شد اگر هفده روز

روز و شب  پلک ترش روضه مرتب می خواند

شک ندارم که فقط روضۀ زینب می خواند




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)،  شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/11/25 | 05:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)- وفات

 

زده آتش زمین آباد ما را

غروب چشم هایت ای مسافر

شدی دنبال یک نامه ز دلبر

میان کوچه های خسته عابر

 

پرستوهای بالت را شکسته

میان راه، سنگ بی وفایی

نیفتی ناگهان از پا که بانو

عمود خیمۀ عمر رضایی

 

عزادار دل زخم شما بود

زمین و آسمانِ شهر مردم

به پای چشمتان خرج خدا شد

حیای خاک و بوم و غیرت قم

 

ضریح مهر تو در سینه دارد

هوای قبر مخفیِ بهاره

عزای تو میان عرش بالا

عزای حضرت زهرا دوباره

 

گرفته از نگاهت زهر بی دین

شعاع نور و موج ناله ات را

شفای درد تو ذکر رضا بود

ولی از داغ او افتادی از پا

 

مگر تو زینب موسی نبودی؟

حسین آمد به بالینت به پا خیز

خدا را این که تا کوفه نرفتی

بهار تو نشد همرنگ پاییز




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/12/13 | 11:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت فاطمه معصومه(س)-مدح و وفات


ای غبار آستانت، آبروی اهل قم

داده زینت خاک زوارت بـه روی اهل قم

وصف تو محفل به محفل، گفتگوی اهل قم

روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم

آفتاب و ماه، تا در چـرخِ گیتی‌ پرور است

سایه ی‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

*****

دخت موسایی و صد موسی مقیمِ طور توست

وسعت ملک خــدا، غـرق شعـاع نور توست

عصمت و تقوی و پاکی و شرف، منشور توست

قم اگر گردیده مشهور جهان، مشهور توست

نه فقط «موسی‌بن‌جعفر» را سرورِ سینه‌ای

چـارده معصـوم را سـر تـا قدم آیینه‌ ای

*****

نخل موسـای ولایت، بـر نـدارد مثل تو

بعـد زینب فاطمـه، کوثـر ندارد مثل تو

هفتمین بحر شرف، گوهر ندارد مثل تو

حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثل تو

چارده خورشیدِ خورشید آفرین را کوکبی

بر سـر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

*****

ای به جان و پیکر پاکت، سلام فاطمه

بضعـه ی پیغمبـر اکـرم، تمــام فاطمه

از دهـانت ریختــه دُرِّ کـلامِ فاطمه

بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه

گفتگویت یاد از «امّ ابیهـا» می‌کند

تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

*****

خاک قم بالد که دارد نقشِ جای پای تو

وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو

می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو

تـا صـف محشـر ســلام‌ ا... بـر آبای تو

گـر جهان بـار دگـر «موسی‌ بن‌ جعفر» آورد

می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

*****


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/12/13 | 10:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و وفات

 

مى‏خواستم كه جانب میخانه رو كنم

دستِ نیاز حلقه جام و سبو كنم

در ساحل نیاز نشینم امیدوار

دل را به شطّ باده دَمادم فرو كنم

وقتى كه هست شوق تیمم ز خاك یار

دیگر چرا ز چشمه زمزم وضو كنم

با من حدیث طعنه نا مردمان مگو

من آبروىِ مِى طلب آبرو كنم

تیغ زبان به كار نمى‏آیدم دگر

باشد به چشم خون شده‏ام گفتگو كنم

از دست رفته دل به تمناى دلبرم

ساقى كمى تحمل من كن كه مضطرم

دست خمار جز به سوى خم نمى‏رود

كشتى ز بحر جز به تلاطم نمى‏رود

گر گُل اسیر پنجه باد خزان شود

از بلبل انتظار ترنم نمى‏رود

یك خوشه عشق آل على گر ثمر دهد

آدم سراغ دانه گندم نمى‏رود

حاتم بخیل نیست، اگر درهمى نداشت

لبهاش جز به مهر و تبسم نمى‏رود

تا گفت آشیانه ما آن دیار هست

آواره مى‏شود دل و از قم نمى‏رود

چشمم فرات و باز دلم مات مى‏شود

محوِ جلالِ عمه سادات مى‏شود  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/12/12 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.