حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

اخلاقی و اندرز


برخیز که راه رفته را برگردیم

با عشق به آغوش خدا برگردیم

در عرش صدای «اِرجعی» پیچیده است

یا «ایتها النفس» بیا برگردیم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
پنجشنبه 1396/03/11

اخلاقی و اندرز-سوالات شب اول قبر


در شب اولین خانه ی قبر

که تو را ، بنده ، نام می پرسند

امتحانی عظیم در پیش است

شرح حالت مدام می پرسند

از خدایی که می پرستیدی

از نبی ، از امام می پرسند

به حسابِ زیاد و کم برسند

از حلال و حرام می پرسند

ثانیه ثانیه چه می کردی ؟

در طی صبح و شام می پرسند

از بزرگیِ آرزوهایت

از خیالات خام می پرسند

از ریاکاری عباداتت

از صلات و صیام می پرسند

نیت و سجده و رکوع و قنوت

از قعود و قیام می پرسند

همه اعضا ، زبان در آورده

و زبان در لجام می پرسند

از زبانی که فتنه ها می کرد

از بدی کلام می پرسند

همرهت باز ناسزا داری ؟

یا که ذکر و سلام ؟ می پرسند

از جوانی و عمر رفته به باد

از غرور و مقام می پرسند

وز دلی که شکسته توبه ی خود

دانه بردش به دام می پرسند

دل به مولای خود سپُر که ز تو

زآن امام همام می پرسند

قبل از آن از ارادتت به حسین

آن شهِ تشنه کام می پرسند

گر حسینی شوی ز امر خدا

زائری ، می روی به کرب و بلا 



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
پنجشنبه 1396/03/11

اخلاقی و اندرز


خود را به خواب می زنی ای بنده تا به کی؟

هی توبه پشتِ توبه سرافکنده تا به کی؟

دنیا وفا نکرده، وفا هم نمی کند

با زرق و برقش از غمِ دل، کم نمی کند

از حوض نور کی به رُخت آب می زنی؟

کی دستِ رد به سینه این خواب می زنی؟

غیر از خدا برای کسی بنده گی نکن

بیراه است راه تو، یک دنده گی نکن

بنده در اوجِ فاجعه زانو نمی زند

غیراز خدایِ خود به کسی رو نمی زند

عقلت مگر به شاید و باید نمی رسد؟

این بارِ کج رفیق، به مقصد نمی رسد

بیهوده کیسه بابت این نقشه دوختی

باغِ بهشت را به جوِ ری فروختی؟

ای ورشکسته، بیش تر از این ضرر نده

لحظه به لحظه عمر خودت را هدر نده

مانند سوزِ صبحِ مه آلود می رسد

وقتی نمانده است، اجل زود می رسد

باید بری! به فکرِ حساب و کتاب باش

فکرِ فشار قبر و سئوال و جواب باش

شبهای قبر، تیره تر از کرده های توست

مهتاب روشنش، سفرِ کربلای توست

بی نور عشق، قبر تو دلگیر می شود

حتماً بگیر تذکره را، دیر می شود

ای تشنه لب، ز دستِ سبو آب را بگیر

با گریه زود، دامن ارباب را بگیر



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
چهارشنبه 1396/03/10

اخلاقی و اندرز


با این شتاب، می روی از خود کجا عزیز ؟!

غافل ز خویش درسفر لحظه ها، عزیز !

افتاده بـــاز هم تب دنیا به جان تو

آری شدی به بوی بلا، مبتلا عزیز !

می بینمت که بار دگر پرسه می زنی

در کوچه های غفلت دنیا ! چرا عزیز؟

تقویم روزهای دلت پر ز خالی است

خط می کشی به زندگی لحظه ها، عزیز !

روز و شبت مرور دو حرف است: آب و نان !

کی می شوی ز غصه ی بودن رها، عزیز !

دنیا تمام وقت دلت را گرفته است

دنیا گرفته از تو تمام تو را، عزیز !

آبی نمی دهی به دلت از زلال عشق

قلبت ترک ترک شده و بینوا، عزیز !

خیلی بد است حال دلت در غیاب عشق

عاشق نمی شوی که بگیری شفا، عزیز !

ای بی خیال ! حال دلت را بیا بپرس

دستی بکش تو بر سر قلبت، بیا عزیز !

یک شب تو دل شکسته بیا در حضور دوست

یک شب تو دلشکسته بگو «ربنا»، عزیز !

اُدعُونی اَستَجِب لکُم ، آری، بگو "بَلی"

امشب بیا به خلوت سبز خدا، عزیز !

بوی تب «اِذا وَقَعَت...» می وزد به خاک

آماده شو  برای شب ابتلا، عزیز !

«مَاالقارِعه...»، نوای «اِذا زُلزِلَت...» شنو

عبرت بچین ز زلزله ی این صدا، عزیز !

مویت سپید گشت و دلت از گنه ، سیاه

از سیب سرخ توبه نخوردی چرا، عزیز؟!

روزی بلند می شوی از خواب و ناگهان

زُل می زند کسی به نگاه شما، عزیز !

لطفا شما...؟! منم، ملک الموت، پیک مرگ

دنیا تمام گشته قسم بر خدا، عزیز !

پرونده ی تو بسته شد و فرصتت تمام

لطفا بدون عذر و بهانه، بیا عزیز !

اما... ولی... به روی زمین مانده کار من

دیگر نمانده فرصت چون و چرا، عزیز !

فردا که می رود همه ی پرده ها کنار

شیطان و یا فرشته...کدامی شما، عزیز ؟!



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1396/01/21

اخلاقی و اندرز


دلا بکوش مطهر بمان و محرم باش

دخیل چادر دخت رسول اعظم باش

به تزکیه سپری کن دو روز دنیا را

بدین طریق به چشم خدا مکرم باش

عبودیت به صفات ربوبیت برسد

بیا و عبد خداوند باش ، رب هم باش

تو جمع عالم دنیا و آخرت هستی

مباش فکر دو عالم ، خودت دو عالم باش

اگر چه عبد به غیر از " نمیتوانم" نیست

ولی معیت رب هست " میتوانم " باش

مباش چاه سر راه یوسفان خدا

به فکر تشنه لبان باش و چاه زمزم باش

مسافریم و از اینجا خلاصه باید رفت

به فکر رفتن از این نشئه نیز کم کم باش

ز راه میرسد آن دم که صور را بدمند

از این به بعد دمادم به یاد آن دم باش

به سفره خانه ی حاتم مبر نیاز ، اما

اگر به خانه ی تو آمدند حاتم باش

اگر درست نکردی ، خودت درست بمان

کسی به دست تو آدم نشد ، تو آدم باش

غمی به غصه همسایه هات اضافه نکن

ولی به غصه همسایه هات مرهم باش

بگو به زن که زنی فاطمه نخواهد شد

بگو که لااقل آسیه باش ، مریم باش

شب زفاف دو رکعت نماز قبر بخوان

شب زفاف که شد فکر قبر خود هم باش

چراغ خانه به مسجد رواست نی خانه

به فکر مسجد و محراب و ابروی خم باش

گر ایستاده بمیری شهید میمیری

درست مثل شهیدان چو کوه ، محکم باش

کلید قفل شهادت بدست این اشک است

امیدوار به این اشکهای نم نم باش

خروش پیر جماران شده چه دریایی

نو نیز حداقل قطره ای ازین یم باش

آهای امت اسلام ! بهر پیروزی

دخیل چادر دخت رسول اکرم باش



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
پنجشنبه 1396/01/10

اخلاقی و اندرز


بگذر زجسم و حرمت جان را نگاه دار

دست از جهان بشوی و جهان را نگاه دار

یک حرف کفر خرمن دین را دهد به باد

کمتر سخن بگوی و زبان را نگاه دار

ای تاخته به جانب دوزخ تمام عمر

یک دم به خود بیاو و عنان را نگاه دار

دین را اساس و پایه به جز حب و بغض نیست

در سینه این دو گنج نهان را نگاه دار

گنجی به پای گنج قناعت نمی رسد

تا بی نیاز سازدت آن را نگاه دار

تا پی بری به قدر گل و باغ و باغبان

فصل بهار یاد خزان را نگاه دار

تو از تبار دیو نه ای از فرشته ای

از اصل خویش نام و نشان را نگاه دار

خواهی که از تو پیر و جوان گیرد احترام

خود احترام پیر و جوان را نگاه دار

وقت گنه امام زمان بر تو ناظر است

پس حرمت امام زمان را نگاه دار

«میثم» به یاد سودو زیان حساب حشر

اینجا حساب سود و زیان را نگاه دار



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

اخلاقی- اندرز  سال جدید

 

چشمم به در است بلکه عیدم برسد

دل خوش که خبر ز "سررسیدم" برسد

مرگ است که میدود به سویم شاید

او زودتر از سال جدیدم برسد

 



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
یکشنبه 1395/12/8

حضرت زهرا(س)-فاطمیه-اخلاقی


فقط از شعله و مسمار گفتیم

از آشوب در و دیوار گفتیم

میان این همه شعله بگو ما

چقدر الجار ثمّ الدار گفتیم



موضوع : طلیعه فاطمیه، اخلاقی و اندرز، 

اخلاقی و اندرز-روضه اهل بیت(علیهم السلام)


نذر کردیم که در پشت سرش، کوچه کوچه سر ما را ببرند

اگر از کوچه ما این دفعه محمل دلبر ما را ببرند

مرغ باغ ملکوتیم ولی یک به یک کنج قفس میمیریم

قصد دارند تعلق هامان آبروی پر ما را ببرند

باید آنقدر بسوزیم و بمیریم تا وقت سحر محضر دوست

بادها یا سر ما را ببرند یا که خاکستر ما را ببرند

حرف پشت سر دیوانه زدن مایه آبروی دیوانه است

پس از این خانه به آن خانه بگو حرف پشت سر ما را ببرند

مثل غارت زده ها زانو را وسط کوچه بغل میگیریم

گر که سرمایه ما را یعنی اشک چشم تر ما را ببرند

دوستی با فقرا از دلها میبرد دوستی دنیا را

میتوانند فقیرانت هم میل سیم و زر ما را ببرند

هر چه داریم در این خانه همه از دولت مادر داریم

این شب جمعه بگو با زهرا تا حرم مادر ما را ببرند

پای شمع ز نفس افتاده تا نفس هست نفس باید زد

کاش با ناله مادر مادر نفس آخر ما را ببرند

کاش میشد وسط یک کوچه، کاش میشد وسط یک بازار

معجر دختر ما را بکشند، معجر دختر ما را ببرند



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
چهارشنبه 1395/10/29

اخلاقی و اندرز


از خنده ی دلدار خودم می ترسم

 از گرمی بازار خودم می ترسم

 ترسیدنم از سختی جان کندن نیست

 از عاقبت کار خودم می ترسم

***

بی یار و سپاه بودی یادت نرود

 محتاج نگاه بودی یادت نرود

امروز اگر عزیز مصری . یوسف

 دیروز به چاه بودی  یادت نرود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

امیرالمومنین(ع)-بصیرت-وحدت


سلمان کیستید مسلمان کیستید؟

با این نگاه شیعه ی چشمان کیستید؟

با این نگاه شعله ور از برق افتراق

با این نگاه خط زده بر خطبه ی وفاق

با این نگاه پر شده از خط فاصله

دور از ملاحظات روایات واصله

با کیست این نگاه؟ پی چیست این نگاه؟

آیینه ی نگاه علی نیست این نگاه

چشم علی که محو افق های دور بود

از درد و داغ شعله ور اما صبور بود

چشمی که حرف حرف سکوتش شنیدنی ست

چشمی که ربنای قنوتش شنیدنی است

آن حرف ها چه ژرف چه ژرفند خوانده اید؟

آن حرف ها شگفت و شگرفند خوانده اید؟

از درد بی امان چه بگویم شنیده اید

از خار و استخوان چه بگویم شنیده اید

مولا رسیده بود به سوزان ترین مصاف

اما نبرد دست به شمشیر اختلاف

تیغی که در مصاف به فریاد دین رسید

این بار در غلاف به فریاد دین رسید

چون لیلة المبیت علی از خودش گذشت

آتش به سینه داشت ولی از خودش گذشت

آتش به سینه داری اگر، شعله ور مباش

هیزم بیار سوختن خشک و تر مباش

دامن مزن به آتش این قیل و قال ها

از حق بگو، چنانکه علی گفت سال ها

از حق بگو ولی نه به توهین و افترا

با منطق علی، نه به توهین و افترا

القصه سیره ی علوی این چنین نبود

تاریخ را بخوان اخوی این چنین نبود

بادا که تا همیشه بمانیم با علی

سلمان شویم و مسلم این راه یا علی



موضوع : اخلاقی و اندرز، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

به مناسبت روز جهانی مسجد


مسجد محلّ سجده و جای عبادت است

مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است

این خانهٔ خداست تمیزش نگاهدار

در دین ما نشانهٔ ایمان نظافت است

چون کعبه احترام مساجد فریضه است

پرهیز کن ز تفرقه هنگام وحدت است

نازم به اتّحاد مُصلّین با خلوص

تحکیم معرفت به نماز جماعت است

همراه با امام جماعت جهاد کن

پاداش این مجاهدت ای دوست جنّت است

هر جمع را امام جماعت بود مدیر

آنکه مدبّر است معین ولایت است

از دست خادمین مساجد "کلامیا"

تقبیل کن که حرمتشان بی نهایت است



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

مناجات با خدا-حدیث نفس


ما آیه‌های عصر خسرانیم

معجونی از تردید و ایمانیم

عهد الست از یادمان رفته‌ست

ما اهل نسیانیم، انسانیم

تبعیدمان کرده‌ست اقیانوس

امواج سرگردان طغیانیم

عالم همه آیات توحید است

با این‌همه، ما بندۀ نانیم

هم هم‌چنان دلتنگ فردوسیم

هم در صف گندم، فراوانیم

ما آتشیم و عمر ما هیزم

از خاطرات خود گریزانیم

ای آه! اگر سوی خدا رفتی

با او بگو که ما پشیمانیم



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 

اخلاقی و اندرز-شب قدر


بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 
سه شنبه 1395/04/1

اخلاقی و اندرز


گاهی برای عرض ادب یک وضو خوش است

گاهی به پیشگاه خدا گفتگو خوش است

هر چند عشق اهل مناجات دائمیست

گاهی مرور سوره و آیات او خوش است

گاهی نماز و روزه گهی خمس ، گه زکات

گه در جهاد ، هدیه خونِ گلو خوش است

هر سال حج واجب و هر سال مفرده!؟

گاهی به خانه فقرا جستجو خوش است

گاهی طنین امر به معروف ، واجب است

گاهی سخن ز نهی ز منکر بگو ، خوش است

زیباست روز و شب ز ولایت سخن کنیم

اما برائت از ستم  فتنه جو خوش است

گفتی فروع دین خدا را ولی بگو

در راه دین نثار همه آبرو خوش است

گاهی خواص هم سر غواص میبرند

گاهی شکایت و گله از ما و او خوش است

یاد حرم خوش است ولی یاری اش چه خوب

ذکر مدافعان حرم کو به کو خوش است

باید خودی نشان بدهی در ره دمشق

گاهی به کربلای خودت جستجو خوش است

مردان فکه سینه زنان حقیقی اند

سینه سپر مقابل دشتی عدو خوش است

کانال خون و حنظله ها و کمیل ها

هان تشنه لب گرفتن جام و سبو خوش است

روزی که با امام زمان روبرو شویم

تأیید مدعای من از روبرو خوش است

ای وای اگر که نامه من آبرو برد

وقتی حسین میخردم آبرو خوش است



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

مناجات با خدا-اعتکاف


دنیا دوباره دنیا، دنیا و مشغله

سر می رود دوباره در این شهر حوصله

این اعتکاف هم به سر آمد، تمام شد

پا می نهم به دشت هیاهو، به ولوله

فردا دوباره معصیت آغاز می شود

می گیرد این دل از نفسِ عشق، فاصله

فردا دوباره دغدغه، آشوب، اضطراب

گم می شویم در هیجان مجادله

سهم من از خدا فقط این چند روزه بود

گنجانده ایم آن همه را در مخیّله

این پنج وعده هم که برات بهشت نیست

مقدار آن کم است برای معامله!

من را به خویش وامگذار ای خدای خوب!

می ترسم از تباهی فردای فاصله!



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
چهارشنبه 1394/10/23

غزل اخلاقی-بصیرت


ما درد عشق دوست به درمان نمی‌دهیم

سوز سحر به صبح گلستان نمی‌دهیم

جان بر کفیم و دار به دوشی مرام ماست

تا اذن حضرتش نرسد ، جان نمی‌دهیم

ما پشت پا به عشق و محبت نمی‌زنیم

این شهد را به تلخی عصیان نمی‌دهیم

عمری بود ز سینه‌زنان ولایتیم

این دست را به بیعت شیطان نمی‌دهیم

از آبروی اشک ، بصیرت گرفته‌ایم

این قطره را به زمزم جوشان نمی‌دهیم

تا ذوالفقار ذکر ائمه به دست ماست

هرگز امان به منکر قرآن نمی‌دهیم

اهل ولایتیم و پریشان دلبریم

ما گوش جان به حرف پریشان نمی‌دهیم

ما را فقیر کوی حسین آفریده‌اند

این فقر را به ملک سلیمان نمی‌دهیم

جز کربلا بهشت دگر را نخواستیم

این خاک را به روضه ی رضوان نمی‌دهیم

عشق حسین و مهدی او ارث مادر است

این گنج ، پربها بُوَد ، ارزان نمی‌دهیم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، اخلاقی و اندرز، 

شعر اخلاقی-اندرز-یتیم

 

ای روز تو حدیث شب تار ای یتیم

ای مبتلای غصه بسیار ای یتیم

رفتی ز یاد مردم بی درد جامعه

درد تو را نموده دل انکار ای یتیم

خون دل است رزق سحرگاهت آه آه

غربت توراست سفره ی افطار ای یتیم

شرم لباس کهنه ی تو می کشد تو را

پنهان شدی ز دیده ی انظار ای یتیم

در آرزوی مهر کریمانه ی پدر

هر شب نشسته چشم تو بیدار ای یتیم

در پیشگاه عشق ، گلی نازدانه ای

در پیشگاه خلق ، شدی خار ای یتیم

شکوه مکن ز مردم خودبین روزگار

دیدی اگر جفای دل آزار ای یتیم

عالم اسیر درد یتیمی است تا ظهور

تا لحظه ای که جلوه کند یار ای یتیم

از بی کسی چه باک اگر با صفا شوی

مهدی توراست یار و نگهدار ای یتیم

در این کویر عاطفه در این خزان مهر

جز او مجوی ، مومن و غمخوار ای یتیم

برخیز و با محبت ارباب بی کفن

دل را به دست فاطمه بسپار ای یتیم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
شنبه 1394/04/20

غزل اخلاقی


دل من! در هوای مولا باش

یار بی‌ادعای مولا باش

گر نشد یاورش شوی همه عمر

گاه گاهی برای مولا باش

به گدایی تو هر کجا رفتی

یک سحر هم گدای مولا باش

دست من! دست‌گیر مردم باش

پینه‌ی دست‌های مولا باش

پهن کن سفره‌ای برای یتیم

مستمند دعای مولا باش

پا به پایش اگر نشد بروی

لاأقل ردپای مولا باش

جان من! تا که در بدن هستی

باش اما فدای مولا باش

بندگی کن به راه و رسم علی

عبد! عبد خدای مولا باش

ای نَفَس! می‌روی به سینه برو

چون برآیی صدای مولا باش

از یمن، از دمشق و غزه بگو

شیعه‌ی زخم‌های مولا باش

خار در چشم‌های مولا بود

چشم من! در عزای مولا باش...



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1393/11/6

بیداری اسلامی-شهادت


رتبه والای انسان را شهادت لازم است

رونق بازار ایمان را شهادت لازم است

خون یاران باغ دین را آبیاری میکند

کربلا آباد هر جان را شهادت لازم است

پیش پای یار باید فرشی از جان پهن کرد

مقدم زیبای جانان را شهادت لازم است

یوسف ما گرچه روزی بازگردد در وطن!

رؤیت سالار کنعان را شهادت لازم است

با امام و با شهیدان عهد باید بست باز

این وفا بر عهد خوبان را شهادت لازم است

برترین راه دفاع از پیمبر وحدت است

یاری ختم رسولان را شهادت لازم است

قدرت خون شهید از هر سلاحی برتر است

پاسخ تهدید عدوان را شهادت لازم است

استقامت راهکار فاطمیون است و بس

نیروی بازوی سلطان را شهادت لازم است

از عراق و اردن و بحرینتا مصر و یمن

جبهه ایران و لبنان را شهادت لازم است

شیعه و سنی ندارد نیل تا رود فرات

تا فلسطین مسلمان را شهادت لازم است

فاتح قدس شریف و کعبه ، راه کربلاست

اربعین سربداران را شهادت لازم است

امت اسلام را بیداری دیگر رسید

لیک این سیل خروشان را شهادت لازم است

موج وحدت کاخ استکبار را ویران کند

قدرت امواج طوفان را شهادت لازم است

دین به کشورهای زیر سلطه تا صادر شود

بازتاب دین و قرآن را شهادت لازم است

پرچم نصر من الله است در دست علی

یاری یار خراسان را شهادت لازم است

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شهدا و دفاع مقدس، اخلاقی و اندرز، 
چهارشنبه 1393/04/18

مناجات با خدا


ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو

با این حباب در پی کسب شرف مرو

چشم کریم مانده به راهت که در زنی

بیهوده پس به این طرف و آن طرف مرو

هرجا که بنگری سخن از روی یار ماست

قبله یکیست هر طرفی  بی هدف  مرو

دنیا محل خوف و رجای قیامت است

بی غصه هیچ جا پی شور و شعف مرو

کنجینه میان جهان عشق حیدر است

بی عشق مرتضی پی صید صدف مرو

ایل تو سائل علی و  راهشان علی است

درسائلی خلف شو ولی نا خلف مرو

**

گر طالبی به چشم ببینی بهشت را

جایی به غیر مرقد شاه نجف مرو



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 

غزل اخلاقی


آفتی در گلِ گلدانِ من و توست مواظب باشیم

آتشِ وسوسه در جانِ من و توست مواظب باشیم

یادمان کاش که هرگز نرود قصه‌ی "برصیصا" را

کفر، زاویه‌ی پنهانِ من و توست مواظب باشیم

دینِ ما ارثیه‌ی ناب و گرانقدرِ پیمبر باشد

آتشی در کفِ دستانِ من و توست مواظب باشیم

شعله را مشت کن از دست نینداز، حواست باشد

سوختن معنیِ پیمانِ من و توست مواظب باشیم

شُبهه و بحث، به قرآنِ سرِ نیزه قسم بازیچه‌ست

هدف اصلی‌اش ایمانِ من و توست مواظب باشیم

دورِ خود پیله نبافید که: "شاید زد و پروانه شدیم"

تارها میله‌ی زندانِ من و توست مواظب باشیم

عصرِ سرنیزه و شمشیر گذشته ست، کجایی شاعر؟

غزل و قافیه میدانِ من و توست مواظب باشیم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
شنبه 1393/03/17

اخلاقی

 

باید از آفــــــــاق و انفس بگذرى تا جـــان شوى

و آنگه از جان بگذرى تا در خور جـــانان  شوى

طُـــــــرّه گیســـــــــوى او، در كف نیاید رایـــگان

باید اندر این طریقت، پاى و سر چوگان شوى

كـــــى توانــــــى خواند در محراب ابرویش نماز؟

قـــــرنها باید در این اندیشه، سرگردان شوى

در ره خــــــال لبش، لبـــــــریز بــــــاید جــام درد

رنج را افـــزون كنى، نى در پى درمان، شوى

در هواى چشم مستش، در صف مستان شهر

پاى كوبى، دست افشانى و هم‏پیمان شوى

این ره عشق است و اندر نیستى حاصل شود

بایدت از شـــــوق، پروانه شوى؛ بریان شوى



موضوع : امام خمینی(ره)، اخلاقی و اندرز، 
سه شنبه 1393/02/30

غزل اخلاقی


درد عشق از تندرستی خوشترست

ملک درویشی ز هستی خوشترست

عقل بهتر می‌نهد از کاینات

عارفان گویند مستی خوشترست

خود پرستی خییزد از دنیا و جاه

نیستی و حق‌پرستی خوشترست

چون گرانباران به سختی می‌روند

هم سبکباری و چستی خوشترست

سعدیا چون دولت و فرماندهی

می‌نماند، تنگدستی خوشترست



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
شنبه 1393/02/27

غزل اخلاقی


ما خنده را به مردم بی غم گذاشتیم

گل را به شوخ چشمی شبنم گذاشتیم

قانع به تلخ و شور شدیم از جهان خاک

چون کعبه دل به چشمه زمزم گذاشتیم

مردم به یادگار اثرها گذاشتند

ما دست رد به سینه ی عالم گذاشتیم

چیزی به روی هم ننهادیم در جهان

جز دست اختیار که بر هم گذاشتیم

دادند اگر عنان دو عالم به دست ما

از بیخودی ز دست همان دم گذاشتیم

الماس، بی نمک شده بود از موافقت

تدبیر زخم و داغ به مرهم گذاشتیم

بی حاصلی نگرکه حضور بهشت را

از بهر یک دو دانه چو آدم گذاشتیم

صائب! فضای چرخ، مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقه ی ماتم گذاشتیم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

حضرت زهرا(س)-پندیات،شهادت


فدائیان ولایت شعارشان این است

" که  : مرگ سرخ ، به از زندگی ننگین است "

نماز و روزه و حج و زکات جای خودش

مرا مودت یاران حضرتش دین است

به فقر خویش بنازد ، گدای دولت دوست

که رزق فقر به از سفره های رنگین است

عنان بندگی ازکف مده به خود خواهی

که پیروی ز هوا شیوه ی سلاطین است

مس وجود به کین و حسد چه آلودن ؟

دلی که وقف امامش نگشته مسکین است

شکایتی مکن از جور این زمانه ی تلخ

دلا به پای ولی ، جام زهر شیرین است

ز آشنا و غریبه ، نصیب ما درد است

شمیم یاد تو بر سوز سینه تسکین است

بترس ، خدعه گر ، از آه سینه ی مظلوم

امام منتظران ، راحم المساکین است

لباس نور به تن کن ، به خیمه اش رو کن

حریم پاک ، چه جای وجود چرکین است ؟

دل عزیز خدا را شکسته کردن چیست ؟

مرید نفس شدن ! این چه رسم و آئین است ؟

قدم نهد به دل عاشقان مخلص خود

اقامتش به حریم قلوب حق بین است

**

دوباره قصه ی قهر از علی و شعله ی در

دوباره یاس ولایت اسیر گلچین است

دوباره کوثر طاها و شعله ای جانسوز

دوباره خون به دل یادگار یاسین است

بدان که فاطمه بر درد سینه گریه نکرد

ولی ز غربت مولای خویش غمگین است

گلی که بوسه به دستان او نبی می زد

چه شد که مستحق ضربه های سنگین است ؟



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1392/12/12

اخلاقی و اندرز-در آستانه نوروز


ای دل ! چه غافلـــــــی تو ز حال شکستگان

از روزگار تنگ به توفـــــــــــــان نشستگان

غافل ز سفـــره‌هــــــــــــــای تهیدستِ منتظر

غافل ز وصله‌هــــــــــــــای دلِ دلشکستگان

غافل ز نالـــــــه هــــــــــای شب زائران فقر

غافل ز حـــــــــال سوته دلان، حال خستگان

ای‌ دل ! کریم باش و بــــــه دست صفا بپاش

عطـــــــر اجابتــــــــی بـــــــه تمنای بستگان

بر پا ستاده‌ای، تـــــــــو بچین غنچه‌ای سپاس

بنشان سخاوتــــــــــــــی تو به باغ شکستگان

آمد بهار  زنده‌دلان  ، خوش بــــه حال عشق

هم خوش به حال جمله ی از خویش رستگان



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

 اخلاقی-اندرز


تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد

من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه

ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم

او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا به کجا بود مگر دست که بود

که در این بزم بگردید و دل شیدا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه ز من نام و نشان یک جا برد

خودت آموختیم مهر و خودت سوختیم

با بر افروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

خم ابروت مرا دید و ز من یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت

همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1392/07/8

اخلاقی و اندرز


از خندۀ دلدار خودم می ترسم

از گرمی بازار خودم می ترسم

ترسیدنم از سختی جان کندن نیست

از عاقبت کار خودم می ترسم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1392/07/1

اخلاقی-عرفانی

 

به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا

جُز تو ای جان جهان، دادرسی نیست مرا

عاشق روی توام، ای گل بی مثل و مثال

به خدا، غیر تو هرگز هوسی نیست مرا

با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولی

چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا

پرده از روی بینداز، به جان تو قسم

غیر دیدار رخت ملتمسی نیست مرا

گر نباشی برم، ای پردگی هر جایی

ارزش قدس چو بال مگسی نیست مرا

مده از جنت و از حور و قصورم خبری

جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا



موضوع : امام خمینی(ره)، اخلاقی و اندرز، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء