حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


در انجمنی چرا نشد صحبت تو؟

در روضه کسی نگفته از غربت تو

شرمنده اگر که تازه ما فهمیدیم

این هفته مصادف است با رحلت تو

 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


اگر‌ که از جلواتش نقاب بر می داشت

از آن حقیقت نوری حجاب بر می داشت

بدون شک همگان را پیمبری می‌کرد

اگر‌ زمان هبوطش کتاب بر می داشت

غبار از سر سجاده اش که بر میخواست

ستاره از قدمش آفتاب بر می داشت

حسین بود سراپا، حسن ز پا تا سر

حسینی و حسنی بین قاب بر می داشت

بنا به حلم خدایی بنای گریه نداشت

که کوفه را ز همان گریه آب بر می داشت

نخست زینب و بعداً حسین مکتوم است

شرافت علویه است؛ ام کلثوم است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


تربیت را تو به دامان پیمبر دیدی

عفت و پاکی زهرای مطهر دیدی

زینب دوم بیت علی وفاطمه ای

که غم فاطمه و غصه ی حیدر دیدی

پیش چشمان تو آتش به در خانه زدند

چه بگویم که چها در پس آن در دیدی

مات و مبهوت در آن کوچه نظر میکردی

طفل بودی که کتک خوردن مادر دیدی

ام کلثوم!دعا کن که نبیند چشمی

صحنه هایی که تو با چشم ز خون تر دیدی

نه فقط شاهد غارت شدن پیرهنی

که تو در کرب و بلا غارت معجر دیدی

آسمان تیره شد آندم که به پشت خیمه

دست یک مشت حرامی سر اصغر دیدی

ام کلثوم!به شائق بگو از سوز جگر

که در آن دشت چها با دل مضطر دیدی



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصایب


دست من و دامان تو یا ام کلثوم

جان و تنم قربان تو یا ام کلثوم

درد من و درمان تو یا ام کلثوم

چشم من و احسان تو یا ام کلثوم

 

تو جلوه ی زهرا و نور مرتضایی

تو نور قلب فاطمه نور خدایی

 

هم جان زهرایی و هم جانان حیدر

هم روح زهرایی و هم ریحان حیدر

شد جان احمد مرتضا تو جان حیدر

ای جان به قربان تو و قربان حیدر

 

تو دلبر ارباب های عالمینی

جان علی جان حسن جان حسینی

 

تو ام کلثومی نشد قدر تو پیدا

قدر تو پیدا می شود در صبح فردا

ای زینب دیگر به اهل بیت طاها

مدح تو بس نور علی هستی و زهرا

 

وصف تو را باید بهشتی ها بگویند

باید نبی و حیدر و زهرا بگویند

 

از کودکی با درد و غصه آشنایی

مثل حسن تو غصه دار کوچه هایی

از غصه ی مادر همیشه در نوایی

تو شاهد اشک روان مجتبایی

 

تو بودی و آهی که مانده کنج سینه

تو بودی و زخم غم یاس مدینه

 

گویند در را دیده ای و میخ در را

در پشت در یک مادر کشته پسر را

با دست بسته حیدر خونین جگر را

در بین آن کوچه چهل بی پا و سر را

 

دیدی به مسجد مرتضا را می کشیدند

کفتارها شیر خدا را می کشیدند

 

تو محو الطاف خدا بودی همیشه

با سینه ای غرق بلا بودی همیشه

غرق غم و صبر و رضا بودی همیشه

تو روضه خوان کربلا بودی همیشه

 

دیدی به دشت کربلا راس بریده

دیدی ز غصه قامت زینب خمیده



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


زینب صُغراست او؟ یا مادر کلثوم بوده

یا خطوط درهم تاریخ نامفهوم بوده؟

کی به دنیا آمده؟ کی رفته؟ کی همسر گزیده؟

در کدامین خاک مدفون است؟ نامعلوم بوده

"مجلسی" فرموده: در بازار کوفه خطبه خوانده

"شیخ طوسی" گفته: پیش از کربلا مرحوم بوده

"مامَقانی" چیزهایی گفته، "شهرآشوب" چیزی

در کتاب "طبرِسی" چیزی دگر مرقوم بوده

از چه دورانی سخن می گویی ای تاریخ، وقتی

جعل و تحریف و سند سوزی در آن مرسوم بوده

از چه دورانی سخن می گویی ای تاریخ، وقتی

کاسۀ آبش به دست همسران مسموم بوده

از چه دورانی سخن می گویی ای تاریخ، وقتی

تالی قرآن او شمشیر بر حلقوم بوده

از چه دورانی سخن می گویی ای تاریخ، وقتی

هر کجایش را که می بینی علی مظلوم بوده

شیون هیهات منّا الذلّه می آید به گوشم

سرنوشت سرخ عاشوراییان محتوم بوده

خواهر خون خدا هرجا که باشد کربلایی است

دختر خیر النسا هرکس که شد معصوم بوده

پس ملالی نیست هرکس هرچه می خواهد بگوید

ما رأیت الا جمیلا قصه ای منظوم بوده

پس ملالی نیست زیرا آنکه می داند، می آید

آنکه سرّ خاندانش سال ها مکتوم بوده

پس ملالی نیست؛ برمی خیزد از جا قائم ما

آنکه تیغش مظهر یا حیُّ یا قیّوم بوده

امّ کلثوم تو کلثومی نزاییده است زهرا!

هر زن دلخسته نامش مادر کلثوم بوده



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


قسمت این بود از همان اول

عاشقان پایِ هم کنند ایثار

یک نفر صاحبِ حرم باشد

یک نفر بی نشان، بدون مزار

 

یک نفر شد خدیجه خانوم و

قبر او مانده خاکی و تنها

همه هستیِ خودش را ریخت

پایِ مدفونِ گنبدِ خضرا

 

یک نفر نیمه هایِ شب رفت و

مانده چون گوهری میانِ صدف

یک نفر قبلگاهِ عالم شد

صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف

 

یک نفر سیّدِ بنی الزّهرا

در بقیع و بدون صحن و سراست

همه عزت و شکوه ِ او

همگی نذر شاهِ کرببلاست

 

در میانِ دو دخترِ زهرا

یک نفر پایِ ماه، کوکب شد

امِّ کلثوم با تمامِ وجود

هستی اش نذر نامِ زینب شد

 

در مدینه دو داغِ سنگین دید

او عزادارِ جد و مادر بود

آن دوشنبه که مادرش افتاد

شاهدِ بی حیائیِ  در  بود

 

دید مادر نفس نفس میزد

دید مسمارِ نانجیب چه کرد

دید سنگینیِ لگدها با

شاخه باردارِ سیب چه کرد

 

دید یک زن چگونه دوره شده

دید زیرِ قلاف بازو را

دید چادر چگونه خاکی شد

کتکِ یک شکسته پهلو را

 

دید وقت هجوم نامَحرم

دردسرهایِ زن چه چیزی شد

عاقبت هم رسید جایی که

پیش او صحبت کنیزی شد

 

پا به پایِ عقیله هر منزل

بارِ ماتم کشیده این بانو

دیده بر رویِ نیزه هجده تا

یوسفِ سربریده این بانو

 

با تمامِ مخدراتِ حرم

سرِ بازارِ شام گیر افتاد

پایِ راسِ بریده عباس

وسط ازدحام گیر افتاد

 

دید سنگی ز راه ِ دور آمد

سرِ بر نیزه را تکانی داد

بارها پیشِ چشم خواهرها

همه سرها ز نیزه ها افتاد

 

میشنید از کنارِ راسِ حسین

هرقدم ناله هایِ زهرا را

نالة یا بُنَی می آمد

هر چهل منزل از دل صحرا

 

مادری قد کمان صدا میزد

تشنه لب جان سپُردی ای پسرم

بین گودال من خودم دیدم

چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم

 

دست انداخت بر محاسن تو

جایِ حنجر زیرِ گلویت ماند

چون گلو از جلو بریده نشد

پیش چشمان من تو را چرخاند



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1397/12/15

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


قطره به قطره راهی دریا شدن کم نیست

نوکر شدن ، سلمان شدن ، منّا شدن کم نیست

اصلا گدایی همین بانو بزرگم کرد

با دست خالی اینقدر آقا شدن کم نیست

محض گل رویش خدا خلق عوالم کرد

تنها دلیل خلقت دنیا شدن کم نیست

علم لدن را یادگار از جد خود دارد

عالم به علم عالم معنا شدن کم نیست

اصلا از آنجایی که او زِینِ أَبِ ثانی ست

باید بگویم زینت بابا شدن کم نیست

در جان دختر حُسن مادر میکند جلوه

حانیه و حنانه و حسنا شدن کم نیست

باید که کوثرزاده را کوثر صدایش کرد

آیینه ی صدیقه ی کبری شدن کم نیست

مادر به اولادش دلش گرم است ، بی تردید

چشم و چراغ خانه ی زهرا شدن کم نیست

حوریه ای از حوریان دامن زهراست

إنسیه ی إنسیة الحورا شدن کم نیست

از برکت زانو زدن در محضرش یک عمر

ساره شدن، هاجر شدن ،حوا شدن کم نیست

مریم به هرجایی رسید از خادمی اوست

قطعا کنیز دختر مولا شدن کم نیست

در باطن او نور عصمت میشود پیدا

الگوی زهد و پاکی و تقوا شدن کم نیست

بی شک پناه حجت حق زینب کبری ست

با این مراتب زینب صغری شدن کم نیست

با یک نظر بر چهره ی ماه بنی هاشم

پی میبری تاج سر سقا شدن کم نیست

حبل المتین ام ریشه های چادر بی بی ست

مصداق ناب "عروة الوثقی"شدن کم نیست

زهرا و اولادش شفیع المذنبین هستند

از شافعان محشر فردا شدن کم نیست

مرثیه اش اشک ملائک را در آورده

مرثیه خوان عصر عاشورا شدن کم نیست

با لشگر آمد کربلا بی لشگرش کردند

یک نصف روز و این همه تنها شدن کم نیست

خارمغیلان ، ظلمت شب، سایه ی دشمن

شب تا سحر آواره ی صحرا شدن کم نیست

شش ماه بعد از واقعه روی پر و بالش

از زخم های کعب نی پیدا شدن کم نیست

موی سپید و چشم تار و زانویی خسته

در زیر بار درد و غصه تا شدن کم نیست

با یاد عصر روز عاشورا زمین خوردن

یا با عصا از بستر خود پا شدن کم نیست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


ای آینه دار پنج معصوم

در بحر عفاف در مکتوم

پرورده ی  دامن  ولایت

مظلومه ی خاندان مظلوم

قدر تو به ممکنات مجهول

مهر تو به کائنات  معلوم

شیرازه ی شرع از تو محکم

منظومه ی عشق ازتو منظوم

تو  زینب  دومی  علی  را

نامند  تو را به ''ام کلثوم''

آئینه ی آفتاب و ماهی

یا سیدتی به  ما نگاهی

آن وقت که چارساله بودی

بر صورت ماه  هاله بودی

در خانه ی شیر حق به خوبی

معصوم تر  از  غزاله  بودی

دیری  نگذشت  کز ستم ها

سرگرم به اشک و ناله بودی

از آن چه به خانه ی شمارفت

از  داغ  جگر  چو لاله  بودی

از قول  و غزل  فراتری تو

کی  حد تو این مقاله بودی؟

آئینه ی آفتاب و ماهی

یا سیدتی به ما نگاهی

تو محنت بی شماره دیدی

غم، بیشتر از ستاره دیدی

مه پاره ی دشت کربلا را

در خاک، هزار پاره دیدی

هم بردل پاره پاره اززهر

هم پیکر  پاره پاره  دیدی

پامال  تن عزیز  خود را

ازمرکب ده سواره دیدی

بردست حسین غرق درخون

قنداقه ی شیرخواره دیدی

آئینه ی آفتاب و ماهی

یا سیدتی به ما نگاهی

تو راز عجیب کربلایی

بانوی شکیبب کربلایی

هم راز شهید نینوایی

دم ساز غریب کربلایی

برخرمن هستی ستم کار

سوزنده  لهیب  کربلایی

درآتش غم اگر بسوزی

باصبر، طبیب کربلایی

آن جا که خطابه کارسازاست

توفنده خطیب کربلایی

آئینه ی آفتاب و ماهی

یا سیدتی به ما نگاهی



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


ای پله های منبر تو آسمان ها

پامنبری روضه هایت، روضه خوان ها

مثل امیرالمؤمنینی، خطبه هایت

پیچیده در گوش زمان ها و مکان ها

ای سایه بان عصمت تو ماه و خورشید

ای در پناه غیرت تو ارغوان ها

هر تازیانه خطی از غمنامه ات بود

ای شانه هایت شرح حال نیمه جان ها

همراه زینب بین گودال تفحص

گشتی به دنبال نشان از بی نشان ها

همراه زینب در هجوم سنگ و آتش

بودی پناه بی‌پناه الامان ها

همراه زینب روضه های باز دیدی

بازارها، رقاصه ها، آوازخوان ها



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


ای زینب دوم محمد

زهرای دگر به بیت احمد

چون خواهرخویش هست زهرا

قرآن علی به دست زهرا

مظلومه و دختر دو مظلوم

مشهور به نام ام کلثوم

ریحانه مادر ولایت

همسنگر خواهر ولایت

توحید ز منطق تو پیروز

هفتادو دو داغ دیده یک روز

عصمت ز تو اعتبار دارد

زینب به تو افتخار دارد

در دُرج حیا دُرِّ حسینی

حَقّا که تَفاخُر حسینی

تو مادر عرش در زمینی

تو دخت امیر مومنینی

آتش به دل عدو فشاندی

در کوفه و شام خطبه خواندی

ای پاره ی آیه های تطهیر

ای در نفست صدای تکبیر

سر تا قدمت همه فروغ است

حوریه و دیو این دروغ است

تو دختر دختر رسولی

سر تا به قدم همه همه بتولی

حیدر که بود ولی ذوالمن

هرگز ندهد تو را به دشمن

ای اختر آسمان عصمت

ای بانوی قهرمان عصمت

یک خاطره از تو یاد دارم

وصفش همه هست افتخارم

دروازه شام بود و محشر

سرها سر نیزه بود یکسر

جمعیت و رقص و چنگ و دف بود

گه زخم زبان و گاه کف بود



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


باید که تو را به برج دین کوکب گفت

باید که تو را حافظ این مکتب گفت

در قدر و جلال  و عزت و فضل و شرف

باید که تو را شریکة الزینب گفت



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی

تمام عمر زیر سایه ی تاج سرت باشی

صدف باشی و بی اندازه فکر گوهرت باشی

خودت میخواستی تحت الشعاع خواهرت باشی

نوشتی در کتاب فاطمیون خط به خط زینب

قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب

مدینه ازحسن هم یک نفر مظلوم تر دارد

همان خواهر که از حال دل خواهر خبر دارد

فدای ام کلثومی که فرمان از پدر دارد

که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد

برای یاری زهرا،  دو دم را مرتضی آورد

علی میخواست تا زینب دوتا باشد، تو را آورد

قسم بر غربت تاریخ ؛ این ترفند ممکن نیست

دروغ محضشان کافیست ؛ این پیوند ممکن نیست

علی باشد به این وصلت رضایتمند؟ ممکن نیست

به تیغ خشمگین مرتضی سوگند ؛ ممکن نیست

فلانی را بگو شهر نبی دروازه ای دارد

نمیداند مگر که هرکسی اندازه ای دارد

دراین مکتب که حفظ شان کعبه می شود لازم

تویی کعبه ، که گرد تو جوانان بنی هاشم

برادرزاده هایت از ادب پیش تو چون خادم

حجابت قامت اکبر ، رکابت زانوی قاسم

چنان عباس ، جانت از وفاداری لبالب بود

که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود

شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سر ها

سوار ناقه خواهرها ، سوار نی برادر ها

چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادر ها

چهل منزل کشیدی خار از پای کبوتر ها

گَمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را

که بستی باسکینه زخم پیشانی زینب را

بمیرم ، در شلوغی های شام آنچه نباید ، شد

خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد

همینجا بود که حال عروس مادرت بد شد

نه....از دروازه ی ساعات باید زودتر رد شد

رباب آنجا که دایم آه حسرت می کشد اینجاست

و جایی که ابوفاضل خجالت می کشد اینجاست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


صدایِ گریه‌ی او شهر را تکان می‌داد

و پای روضه‌ی او هر که بود جان می‌داد

میان قوم عرب یک نسب‌شناس کجاست

که لحن خطبه، علی را فقط نشان می‌داد

نگاه کرد به تسبیح خواهرش زینب

که این حماسه به او قدرت بیان می‌داد

کلامِ دخترِ نهج البلاغه نافذ بود

و درسِ مردی و غیرت به کوفیان می‌داد

خطاب کرد: «شما تا ابد دو رو بودید

اگر خدا به شما عمر جاودان می‌داد

به پاس این همه مدت که دم تکان دادید

خلیفه کاش همان قدر استخوان می‌داد

در این معامله کوفه سفیه بود سفیه

که دین خویش نفهمیده رایگان می‌داد

نشسته‌اید سر سفره‌ی حرام آن‌قدر

که نامه‌های شما نیز بوی نان می‌داد

و رودهای روان را بر آن کسی بستید

که اذن ریزش باران به آسمان می‌داد

به بی‌پناهی اهل خیام در صحرا

فقط حرارت خورشید سایبان می‌داد

شما به نام محمد چقدر می‌کشتید

خدا اگر به علی همچنان جوان می‌داد»

و کاش خطبه او تا همیشه جاری بود

و کاش گریه کمی بیشتر امان می‌داد

نوشته‌اند که شورش به راه می‌افتاد

اگر زمانه کمی بیشتر زمان می‌داد

 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


 عاشقان را غمِ سر نیست که سر ناچیزست

داغ این رنگ به سیمای جگر ناچیزست

تیر این راه بر آیینه نشستن دارد

سینه تا هست و دلی هست سپر ناچیزست

ذرّه را جذبه‌ی خورشید قمر خواهد کرد

در بقا، نیستی ذره مگر ناچیزست؟

سر خورشید به نیزه‌ست بزرگ است خبر

راه بستند ولی پیش خبر ناچیزست

بادیه بادیه آواره شدن چیزی نیست

تا برادر همه جا هست، سفر ناچیزست

راوی قصّه‌ی دردست سخن کوتاه است

بار این داغ گران، کفّه اگر ناچیزست

او چه کرده‌ست که از سنگ عرق می‌ریزد

پیش اکسیر دمش قیمت زر ناچیزست

رد شدن از دل این شام بسی طولانی‌ست

گرچه با بودن خورشید و قمر ناچیزست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


کمتر کسی است در غم من، انجمن کند

از من سخن بیاورد، از من سخن کند

«دل‌های جمع را کند آشفته یاد من

راضی نمی‌شوم که کسی یاد من کند»

یاد آورم ز قاسم و عباس و اکبرم

چشمم نظر چو بر گل و سرو و سمن کند

غوغای کربلا، غم کوفه، حدیث شام

جان بر لبم رسانَد و خون، قلب من کند

ما را خرابه جای شد و هیچ‌کس نگفت

باید که لاله جای به صحن چمن کند

از بازگشتمان به مدینه، کنایتی‌ست

هر کاروان خسته که رو در وطن کند

بار مرا اگر چه اجل بسته است و باز

خوش روبه‌رو مرا به حسین و حسن کند،

شرمنده‌ی محبت زینب شوم که آه!

باید دوباره جامه‌ی ماتم به تن کند

وقتی کفن برای من آماده می‌شود

او باز گریه بر بدن بی‌کفن کند



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


از حسن هرچه که در مرثیه کمتر سخن است

ام کلثوم غریب است چنانکه حسن است

غمش آنقدر بزرگ است که یک روضه ی آن

مثنوی گر بشود دفتر هفتاد من است

شیر دل می شود آن مرد که فرزند علی است

دختر فاطمه هر کس بشود شیر زن است

زینب دیگری از کرببلا رفت به شام

دختر دیگر زهراست که دور از وطن است

کربلا دید زنی را که قد افراشت و شد

مرثیه خوان حسینی که بدون کفن است

خیمه می سوزد و زن حال عجیبی دارد

شاهد آتش در، باخبر از سوختن است

شام بازار بدی دارد و گرز سخنش

هرکجا حرف کنیز آمده دندان شکن است

روضه خوان همه ی مرثیه ها شد مثلاً

روضه ی چوب میان آمده ، حرف از دهن است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


بیان وصف تو در واژه ها نمیگنجد

چرا که خواهر صبری و دختر نوری

شبیه شان تو، نامت غریب و پنهان است

تو مثل سوره قدری، تو سِر مستوری

 

تو خواستی که فقط، ذکر خواهرت باشد

میان مرثیه ها از تو گر نشانی نیست

اگر چه عالمه ای خود، ولی نشان دادی

به وقت تابش شمس، از قمر نشانی نیست

 

تویی مفسر خون «حسین» و اصحابش

که روضه خوان شده عالم ز فیض تفسیرت

«علی ز سفره افطار تو نمک برداشت»

که تا ابد همه عالم شود نمکگیرت

 

عقیله در ره روشنگری قدم برداشت

در این مسیر تو بودی هماره همگامش

اگر چه خون «حسین» آیه بصیرت شد

تو و عقیله رساندید بر سرانجامش

 

چگونه است که اولاد حضرت «زهرا»

گهی چو  «زینب» و مثل «حسین» مظلوم اند

و گاه در اثر بی وفایی مردم

غریب مثل «حسن»، مثل «ام کلثوم» اند

 

تو در مدینه جدت چه روضه ای خواندی؟

که شعله بر دل و جان جهانیان زده است

مدینه قافله عشق را به خود مپذیر

چرا که جانب تو بی «حسین» آمده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1396/01/7

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


امشب برایت محتشم ها دم گرفتند

با مرثیه ها مجلس ماتم گرفتند

ای خواهریوسف ! برای سوی چشمم

از خاک زیر پای تو مرهم گرفتند

پلکی زدی حوا و هاجر آفریدند

از آستین ات ساره و مریم گرفتند

از معجر تو پرده ی کعبه در آمد

از چشم هایت چشمه ی زمزم گرفتند

نور تو را ای بضعة الزهرا یقینا

از سینه ی پیغمبر اکرم گرفتند

محتاج تو هستند فردای قیامت

لطف تو را آنها که دست کم گرفتند

رویش سیاه آن کس که رویت را زمین زد

پوشیه ها از غربت تو غم گرفتند

در شام و کوفه این رباب و فضه بودند

زیر بغل های تو را باهم گرفتند

***

تزویج تو با گرگ یثرب حرف مفت است

ناموس داران آنچه را گفتم ، گرفتند



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


می نویسم به اذن ثارالله

از زنی با وقار همچون ماه

راوی صادق بنی هاشم

از علوم خفی حق آگاه

مهد علم و مفسر قرآن

کوه عصمت، مقرب درگاه

چون حسین و حسن سخاوتمند

مثل زینب صبور آل الله

مثل زینب بلا چشیدن را

ام کلثوم بوده خاطرخواه

با صلابت مبارزه می کرد

با سلاح دعا و اشک و آه

خطبه مانند مرتضی می خواند

خطبه هایی پر از غم جانکاه

مدح او را بس است چون بوده

دختر فاطمه، سخن کوتاه

دختر دوم ولی خدا

ام کلثومِ حضرت زهرا

آن قدر داغ و دردسر دیده

قد کمان و نحیف گردیده

بعد داغ غم رسول الله

یاس را در دل شرر دیده

وسط کوچه ی بنی هاشم

یک نفر به چهل نفر دیده

خاک غم روی چادرش مانده

چون شکاف سر پدر دیده

جگرش پاره شد کنار حسن

طشت لبریز از جگر دیده

چادر خواهر بزرگش را

وسط خیمه شعله ور دیده

لب گودال بر زمین خورده

غارت جسم محتضر دیده

کوفه و شام پر بلا رفته

بر سر نیزه ها قمر دیده

نیزه ها را ببر از این جا شمر

دور کن چشم بی‌حیا را شمر

با دلی پر شراره و گریان

لقمه ها را گرفت از طفلان

خطبه اش شام و کوفه را لرزاند

دشمنش شد از این بیان حیران

داغ بازار شام را حس کرد

وسط چشم های بی ایمان

با دو چشم خودش تماشا کرد

خیزران خورد بر لب و دندان

رفت ویرانه ای که شامش بود

سرد و روزش جهنمی سوزان

گریه می کرد پا به پای رباب

تا دهد بر دلش سر و سامان

چه فراقی کشید این خواهر

اربعین بود آخر هجران

درد، این است قدر این بانو

مانده حتی میان ما پنهان

ما بدهکار ام کلثومیم

عبد دربار ام کلثومیم



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


ای خبره ی در روضه ! خیلی زود رفتی

پر باز کردی لحظه ی موعود رفتی

ای بانویی که شأن تو "برداًّ سلاما" ست

با خاطرات آتش نمرود رفتی

شش ماه بودی داغدار خیمه سوزان

با خستگی و چشم اشک آلودرفتی

بی عاطفه ها یوسفت را سر بریدند

دنیای زیبایت که شد نابود رفتی

با حالتی که جای سیلی رد شلاق

بر گونه ات بر شانه هایت بود رفتی

دلتنگ دیدار برادر زاده بودی

باخاطری غمگین ولی خشنود رفتی

"أشکوا الیک…" روی لب أُّختُّ المصائب!

تا پیشگاه احمد محمود رفتی

دریا برایت عاقبت آغوش وا کرد

از غم خروشیدی شبیه رود رفتی

ای بی پلاک کربلا و کوفه و شام

با قد خم تا محضر معبود رفتی

ای یادگار ماندگار کربلایی

ای خبره ی در روضه خیلی زود رفتی 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


نگاه آسیه ها محو درقداست اوست

حیا،ادب شده ی مکتب نجابت اوست

به شأن و رتبه ی او غبطه میخورد مریم

دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست

غریب تر ز حسن نام ام کلثوم است

که خاک خوردن نامش نشان غربت اوست

نوشته اند فلک غرق ذکرتسبیح است

حسین گفتن با آه هم عبادت اوست*

لهوف مختصری از مصائب بانوست

لهوف گریه کن روضه ی اسارت اوست

فقط مقابل او نام شام را نبرید...

اگرچه شام اسیر شکوه وهیبت اوست

دوباره مرثیه ی قتل صبر میخواند

از آن شلوغی گودال این غنیمت اوست**

شهیده ی غم گودال باید او راخواند

حسین ذکر مدام دم شهادت اوست

 

*اشاره به آیه (کل فی فلک یسبحون) و روایت (نفس المهموم لظلمنا تسبیح) دارد

**اشاره به مرثیه حضرت درکوفه دارد (قتلتم اخی صبرا فویلا لامکم)

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
پنجشنبه 1395/01/19

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


وقتی که عالم با وجودت آبرو داشت

باید برای بردن نامت وضو داشت

بیت علی یک عمر با تو رنگ و بو داشت

زهرا دمادم دیدنت را آرزو داشت

عصمت ز سیمای تو معلوم است معلوم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

روح دعا ،أخت الوفا، بنت الوقاری

روح ادب زهرا نسب حیدر تباری

مثل علمداری ، شکوهی ، اقتداری

مانند زینب خواهرت همتا نداری

پروردهء دست عطوف چند معصوم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

نقش تو در کرببلا انکار، هرگز

چون خواهرت تسلیم استکبار ، هرگز

در راه کوفه تو بگو یکبار ، هرگز

زینب نشد بی یاور و غمخوار، هرگز

ای خواهر کوچکترِ ارباب مظلوم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

بر ناقه، اطفال برادر را نشاندی

یک لحظه از احوالشان غافل نماندی

خاک از لباس و چادر خواهر تکاندی

مانند زینب جایِ جایش خطبه خواندی

کاخ بنی شیطان به ذلت گشت محکوم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

ای همسفر مانند زینب با سرِ یار

ای همقدم با خواهرت در کوچه بازار

ای مثل خواهر سنگ کوفی خورده بسیار

ای ساقی لب تشنگان بعد از علمدار

یک عمر با این روضه گریانیّ و مغموم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

یادت نرفته کربلا رنجی که دیدی

از خیمه ها با  زینبت بیرون دویدی

بی بی نمی دانم به تلّ ، آیا رسیدی؟

دیدی خودت یا اینکه از زینب شنیدی

با چکمه زد بر سینه اش آن دشمن شوم

ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
پنجشنبه 1395/01/19

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مرثیه


از گُل یاس یاد باید کرد

یاد کوثر زیاد باید کرد

یاد کن اَختران مولا را

روضۀ دختران زهرا را

یاد اُخت الحسین یاد حسین

مونس زینب ، امتداد حسین

بانوی بانوان هر دو جهان

ام کلثوم ، تاجدارِ جنان

همه جا مثل سایه با زینب

بر لبش صبح و شام یا زینب

کیست این سایه ، شاخۀ طوبا

اولین روضه خوان عاشورا

یا حسینش همیشه بر لب بود

اولین نوحه خوان زینب بود

داشت بر لب میان اهل حرم

درد دل با پیمبر اکرم

ما که مهمان کربلا بودیم

ما گرفتار هر بلا بودیم

خون ز دلها چکید یا جدّا

جان به لبها رسید یا جدّا

ظلم و جورِ حرامیان دیدیم

سنگ باران ز کوفیان دیدیم

وای از کوفه و پذیرایی

دخترانت همه تماشایی

دید چشمان ما جنایت را

معجر زخم آل عصمت را

روز پَرده نشینی از ما رفت

آبرویی ز آل طاها رفت

ناقه ها بی جهاز و ما خسته

دستهامان به ریسمان بسته

بود چشمان مَردمان بر ما

پوستها سوخته شد از گرما

بهتر ای مادرا نبودی تو

وسط ماجرا نبودی تو

حَرمی را که هیچ مَحرم نیست

غیر نامَحرمش مجسّم نیست

بعد ظلم حرامیِ ملعون

همه غارت زده همه محزون

بود بی سایۀ برادرها

گریه ها گریه های دخترها

شاهد ظلم بی حساب شدیم

وارد مجلس شراب شدیم

لب و دندان ز چوب کینه شکست

مادرا حرمت سکینه شکست

نام او را چه زشت می بردند

پیش زینب شراب می خوردند

روز ما سخت روزگاری شد

که حسینت به طشت قاری شد

چشم تو در عزای او گرید

تا قیامت برای او گرید

دخترانت بلند می گِریند

نوحه سر می دهند می گریند

نام ما تا ابد به شام آید

منتقم روز انتقام آید



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
پنجشنبه 1395/01/19

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


رندیم و بدرد عشق محکوم شدیم

چشمیم و ب طرح کربلا زوم شدیم

هر چند غزل مرثیه ی زهرائیم

تک بیتی ناب ام کلثوم شدیم



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
پنجشنبه 1395/01/19

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

سعی دارند جلوه کم بکنند

خویش را وقف نام هم بکنند

فاطمیّات یارهای هم‌اند

هر کدام افتخارهای هم‌اند

همه آئینه‌دارهای هم‌اند

دفن بین مزارهای هم‌اند

گاه زینب؛ گه ام کلثومند

هم‌طراز امام معصومند

این قبیله عجیب با ادبند

پیش هم ایستاده در عقبند

همگی غرق ذات، منقلبند

در ظهور صفات، هم نسبند

همگی در الست زاده شدند

همه پرچم به دست زاده شدند

می‌نویسم من از شما خانم

می‌بری تا خدا مرا خانم

تو بزرگی و ما گدا خانم

السّلامُ علیکِ یا خانم

ما گرفتار  بام‌های توایم

از ولادت غلام‌های توایم

عصمت کامله تو را خوانند

عابده، فاضله تو را خوانند

عالمه، عامله تو را خوانند

حیدر قافله تو را خوانند

کوه توحید منجلی هستی

زینب دوم علی هستی

متشرع به دین و باور خود

متواضع کنار خواهر خود

تا شدی همره برادر خود

متوسّل شدی به مادر خود

اقتدار حرم به دست تو بود

بعد عباس علم به دست تو بود

گریه بین شرار می‌کردی

شعله‌ها را مهار می‌کردی

پابرهنه فرار می‌کردی

دختران را سوار می کردی

همه‌جا کشتی نجات شدی

سر پناه مخدَّرات شدی

نان خود را به دختران دادی

سهم خود را به دیگران دادی

تو تسلّی به مادران دادی

معجرت را به خواهران دادی

گیسوی سوخته نقابت شد

گوشه‌ی آستین حجابت شد

به کجا کارها کشیده شده

سر بازارها کشیده شده

به پَرت خارها کشیده شده

معجرت بارها کشیده شده

خواهرت دیر کرد و افتادی

چادرت گیر کرد و افتادی

تا ز گودال سر در آوردی

خویش را نزد خواهر آوردی

سوی او دیده‌ی تر آوردی

رو به سوی برادر آوردی

خواهرانه به هم کمک کردید

نیزه را از گلو در آوردید



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
چهارشنبه 1395/01/18

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


تا بوسه ی خنجری به حلقوم نشست

بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ های حسین

آن نیز ، به قلب امّ كلثوم نشست

***

چه رازی از دل پاکت شنیدند؟

درون روح بی تابت چه دیدند؟

که زیر سایه ی ا مّ المصائب

تو را اخت المصائب آفریدند

***

آن زینب او، عزیز مردم شده است

این فاطمه اش، ملیکه ی قم شده است

افسوس ! كه نام « امّ كلثوم » فقط

مانند مزار مادرش، گم شده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
سه شنبه 1395/01/17

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر

بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود

بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت

دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام

چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

ام کلثوم است یا زینب نمی دانم کدام!

دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

بارها این شرم بی اندازه او را می کشد

اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار

اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1395/01/16

حضرت ام کلثوم )س(-مصائب


خواهر مجتبی چه مظلوم است

غربتش از عزاش معلوم است

روضه خوان امام معصوم است

فاتح شام و کوفه کلثوم است

همه جا پا به پای زینب رفت

در صفاتش جلال میبینم

حب او را کمال میبینم

چشمه اش را زلال میبینم

رتبه اش بی مثال میبینم

همه جا پا به پای زینب رفت

مثل زینب وقار بابا بود

کوه صبر و حیا و غمها بود

در رشادت شبیه زهرا بود

خطبه اش ذوالفقار مولا بود

همه جا پا به پای زینب رفت

پیش نطقش وقار میریزد

جگر روزگار میریزد

عزت و اقتدار میریزد

رنگ و روی بهار میریزد

همه جا پا به پای زینب رفت

جلوه ی نور پنج تن بوده

گاه زهرا گهی حسن بوده

اسدالله بت شکن بوده

شاهد غارت بدن بوده

همه جا پا به پای زینب رفت

آنقدر گریه کرده پیر شده

بی حسین از زمانه سیر شده

غصه اش غصه ی حصیر شده

با چه وضعیتی اسیر شده

همه جا پا به پای زینب رفت

گرچه با ناقه های عریان رفت

به هواداری سلیمان رفت

جنگ خطبه شد و به میدان رفت

دو سه شب شهر کوفه زندان رفت

همه جا پا به پای زینب رفت

روی نی آفتاب را دیده

دور گردن طناب را دیده

گریه های رباب را دیده

خیرران و شراب را دیده

همه جا پا به پای زینب رفت

روضه با اشک شور میگوید

از درخت و تنور میگوید

از مسیر عبور میگوید

ماجرا را به زور میگوید

همه جا پا به پای زینب رفت

شامیان سد راه میکردند

دختران را نگاه میکردند

هتک حرمت به شاه میکردند

بین مجلس گناه میکردند

همه جا پای به پای زینب رفت 



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

به مناسبت 29 جمادی الثانی وفات حضرت ام کلثوم(س)

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


الگوی فرشتگانِ معصوم است او

بر واژه ی صبر و عشق مفهوم است او

از خطبه ی آتشین او پیدا شد

بانوی قیام، ام کلثوم است او



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
دوشنبه 1395/01/16

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند

اینهمه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند

گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای

احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر

سیر اوصاف تو در قدرت عمان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو

گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد

مثل تو هیچکسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست

احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد

مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است

حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه؟ هیهات

نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو

لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

میشود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت؟

مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد

چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت

خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

نازپرورده ی دستان پر از مهر علی

شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دورتادور تو با هلهله جمعیت بود

بزم می، طشت طلا، جای پریشان ها نیست

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد

مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء