حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


خواهر مجتبی چه مظلوم است

غربتش از عزاش معلوم است

روضه خوان امام معصوم است

فاتح شام و کوفه کلثوم است

همه جا پا به پای زینب رفت

در صفاتش جلال میبینم

حب او را کمال میبینم

چشمه اش را زلال میبینم

رتبه اش بی مثال میبینم

همه جا پا به پای زینب رفت

مثل زینب وقار بابا بود

کوه صبر و حیا و غمها بود

در رشادت شبیه زهرا بود

خطبه اش ذوالفقار مولا بود

همه جا پا به پای زینب رفت

پیش نطقش وقار میریزد

جگر روزگار میریزد

عزت و اقتدار میریزد

رنگ و روی بهار میریزد

همه جا پا به پای زینب رفت

جلوه ی نور پنج تن بوده

گاه زهرا گهی حسن بوده

اسدالله بت شکن بوده

شاهد غارت بدن بوده

همه جا پا به پای زینب رفت

آنقدر گریه کرده پیر شده

بی حسین از زمانه سیر شده

غصه اش غصه ی حصیر شده

با چه وضعیتی اسیر شده

همه جا پا به پای زینب رفت

گرچه با ناقه های عریان رفت

به هواداری سلیمان رفت

جنگ خطبه شد و به میدان رفت

دو سه شب شهر کوفه زندان رفت

همه جا پا به پای زینب رفت

روی نی آفتاب را دیده

دور گردن طناب را دیده

گریه های رباب را دیده

خیرزان و شراب را دیده

همه جا پا به پای زینب رفت

روضه با اشک شور میگوید

از درخت و تنور میگوید

از مسیر عبور میگوید

ماجرا را به زور میگوید

همه جا پا به پای زینب رفت

شامیان سد راه میکردند

دختران را نگاه میکردند

هتک حرمت به شاه میکردند

بین مجلس گناه میکردند

همه جا پای به پای زینب رفت




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/01/28 | 10:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن

دختر دومی حضرت حیدر بودن

صدق الله العلی نام پدر بود و چنین

آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن

شاهد میخ، چهل مرد، لگد، در بودن

شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد

بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

جزو آموختگان وصیت نامه ی او

جزو تشییع کنان تن مادر بودن

پشت تابوت به همراه حسین و زینب

جزو آن چندنفر در شب آخر بودن

درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت

ام کلثوم...بگو زینب دیگر بودن

دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما

عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن

می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط

لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

می کند خم کمرش را به خدا درآنی

روی تل گریه کنان محو برادر بودن

چکمه ای آمد از آن سو واز این سو شد باب

در هیاهوی حرم دست به معجر بودن




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/01/16 | 03:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


جانی به بدن هست ، ولی تاب و توان نیست

در گریه مقامی ست که در آه و فغان نیست

در مدح شما اشک روان کار زبان کرد

چون حرف تمام است نیازی به دهان نیست

ای محو به زینب شده ای زینب ثانی

شان تو عیان بوده به والله نهان نیست

والله که از خطبه تو کوفه تکان خورد

چیزی که عیان است که حاجت به بیان نیست

زینب چو حسین است و تویی مثل ابالفضل

با بودن تو زینب کبری نگران نیست

ای شاعره کرب و بلا جان به فدایت

....




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/01/28 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم (س) در حالى که همراه کاروان کربلا عازم شهر مدینه گردید

می گریست و این اشعار را می خواند:

 

مدینةِ جدِّنا لا تَقبَلینا                     فَبِالحَسَراتِ وَ الاَحزانِ جینا

اى مدینه جد ما! نپذیر ما را، که ما با حسرت و اندوه‏ ها بازگشتیم؛

 

الا فَاخبِر رَسُولَ اللهِ عَنّا                  بِانّا قَد فُجِعنا فی اَبینا

ای مدینه! از جانب ما به رسول خدا(ص) خبر بده، که ما در مصیبت فقدان پدرمان، دردمند و اندوهبار شدیم؛

 

خَرجنا مِنکَ بالاَهلینَ جمعا              رَجعنا لا رِجالَ وَ لا بَنینا

از تو با همه خویشان بیرون رفته، و چون بازگشتیم نه مردان و نه کودکانى با ماست؛

 

و کُنّا فِی الخُروجِ بِجَمعِ شَملٍ          ‏رَجَعنا حاسِرینَ مُسلِبینا

در هنگام خروج جمع ما کامل بود و اکنون در بازگشت برهنه و غارت شده‏ایم؛

 

و کُنّا فى اَمانِ اللهِ جَهرا                  رَجَعنا بِالقَطیعَةِ خائِفینا

در ظاهر در امان خدا بودیم و اکنون که بازگشتیم هنوز بر ستم ظالمان و بریدن پیمانشان بیمناک هستیم؛

 

و مَولانَا الحُسَینُ لَنا اَنیسٌ‏               رَجَعنا و الحُسَینُ بِهِ رَهینا

انیس ما مولایمان حسین بود، و چون آمدیم حسین را در کربلا گرو گذاردیم؛

 

فَنَحنُ الضّائعاتُ بِلا کَفیلٍ                 و نَحنُ النّائِحاتُ عَلى اَخینا

مائیم که سرگردان و بدون کفیل شدیم، مائیم که بر برادر خود نوحه کردیم؛

 

و نَحنُ السّائراتُ عَلَى المَطایا           نَشالُ عَلَى الجَمالِ المُبغِضینا؟

و مائیم که بر شتران حمل شدیم، و ما را بر شتران درشت خوى سوار کردند؛

 

و نَحنُ بَناتُ یس و طه‏                    و نَحنُ الباکیاتُ عَلى اَبینا

ما دختران یاسین و طاهائیم، و مائیم که در سوگ پدر خود گریستیم؛

 

وَ نَحنُ الطّاهِراتُ بِلا خِفاء                 و نَحنُ المُخلِصونَ المُصطَفونا

پاکان بدون خفاء مائیم، و مخلصان و برگزیدگان مائیم؛

 

و نحنُ الصّابراتُ عَلَى البلایا              و نحنُ الصّادقون النّاصِحُونا

ما بردباران بر بلا هستیم، و ما راستگویان ناصحیم؛

 

الا یا جَدِّنا بَلَغتَ عِدانا                     مُناها وَ اشتَفىِ الاعداءُ فینا

اى جد ما! دشمنان ما به آرزویشان رسیدند، و تشفى یافتند به سبب قتل ما؛

 

لَقَد هَتکُوا النّساءَ و حَمَّلُوها             عَلى الاَقتابِ قَهراً اَجمَعِینا

«حرمت زنان را هتک نمودند و تمام آنها را به اجبار بر جحاز بی روپوش شتران حمل کردند» (1).

 

    (1) الدمعة الساکبه، نفس المهموم، سوگنامه آل محمد(ص)




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/02/2 | 06:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و وفات


ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی می گوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

***

ای عالمه ی علوم دین ادرکنی

ای چادر تو حبل متین ادرکنی

یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم

ای دخت امیر مومنین ادرکنی

***

ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی

خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی

میان روضه ی امشب به خاطرم آمد

تو از غریب مدینه غریب تر هستی

***

تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار

سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار

محشر به إذن مادر سادات فاطمی

آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار

***

عزیز فاطمه در معرض خطر بودی

ز بانوان حرم تو گرسنه تر بودی

"سری به نیزه بلند است در برابر" تان

تمام واقعه را تو نظاره گر بودی 




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/02/20 | 10:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


شب قدری و قَدرت نیست معلوم

میان شیعه هم هستی تو مظلوم

فقط نام تو را بردیم گاهی

فدای غربتت یا ام کلثوم

***

کمر بر استقامت بسته زینب

که یک دم هم ز پا ننشسته زینب

اگر زینب پناه کاروان بود

تو هم بودی عصای دست زینب

***

صبوری غرق در تاب و تب تو

وفا زانو زده در مکتب تو

در این شش ماه  یک دم هم نیفتاد

"حسینم وا حسینا" از لب تو




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/19 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟

از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟

پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/19 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

با داغ خود غمی روی دل ها گذاشتی

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

در کربلای خون خدا جا گذاشتی

پشت سر امام زمان غریب خود

تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

وقتی به روی غصه و غم پا گذاشتی

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

پا جای پای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب

حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

باور نمی کنم قدم آن جا گذاشتی

ای همدم رباب تو با اشک و ناله ات

مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به رأس بر روی نیزه برادرم

از چه رقیه را تک و تنها گذاشتی

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

گریان و بی قرار شه سر جدا شدی




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/19 | 04:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)


آن زینب او عزیز مردم شده است

این فاطمه اش ملیکه ی قم شده است

افسوس که نام اُم کلثوم فقط

مانند مزار مادرش گم شده است




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/02/14 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم-مدح و مصیبت


بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

در آسمان حیدر و زهرا پریده ای

مهد کمال بود هوایی که داشتی

با حضرت عقیله شما مو نمی زدی

در خلق و و خو و مهر و صفایی که داشتی

دیدند اهل کوفه که حیدر ظهور کرد

با خطبه ها و صوت رسایی که داشتی

دیدی مصیبتی که دگر کس نمی رسد

به ابتدای صبر و رضایی که داشتی

عباس تا که دید نداری تو هدیه ای

سهم تو شد به کوی منایی که داشتی

قربانی تو نزد خدایت قبول شد

یک عمر ماند رنگ حنایی که داشتی  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/1 | 02:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم-مدح

 

هرکس به جهان تو ثنا کرده بسی

 خشنود دل فاطمه را کرده بسی

 ای دختر با وقار زهرا و علی

 درحق تو تاریخ جفا کرده بسی

  ×××

 بانو همه جا نام شما عقده گشاست

 مسکین تو از قید غم و غصه رهاست

 در خانه سگ پری نیاید هرگز

 تزویج تو با خلیفه از ریشه خطاست

×××

با تشکر از آقای سیدمجتبی شجاع برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/1 | 02:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

21جمادی الثانی سالروز وفات حضرت ام کلثوم(س) تسلیت باد.

حضرت ام کلثوم-مدح و مصیبت

 

در علم و فضیلت و ادب دریایی

در عصمت و صبر و علم بی همتایی

سجاده‌ی تو شمیم کوثر دارد

تو آینه‌ی ‌حقیقی زهرایی

 

ای روح زلال! نور کوثر داری

تو عطر گل یاس پیمبر داری

در حجب و حیا آینه‌ی فاطمه ای

در وقت خطابه شور حیدر داری

 

ای پشت و پناه قافله، چون زینب

همراز نماز نافله، چون زینب

در شام نیفتاده ای از پا، بانو

یک لحظه در این مقابله چون زینب

 

هر چند که بی صبر و قراری بانو

هر چند غریب و داغداری بانو

در کوفه‌ی بی کسی و شام غربت

چون کوه وقار استواری بانو  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/24 | 12:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم-مدح و مصیبت


 ای مقـــامت فـراتـر از مریــــم

ای شکوهـت رسـاتـر از حــــوا

ام کلثــوم ! خواهــر زینب 

عصمت الله دوم زهــــرا  

 

پیش پایـت تــــمام حـــور و ملـــک

در رکـــــوع و سجـــــود افتـــــاده

نســل برتـر ز خانــــواده نـــــور..!

دخت مـولا و فاطمـه  زاده

 

ای حجابت فرشته را چادر

حوریان در طواف معجر تو

آن قدر ناز داری ای بانو..!

بال جبریل فرش معبـر تو

 

از نفسهایت ای نسیم بهشت..!

بــوی عطــر و گــلاب می آیــــد

التمــاس دعـای نیمــه شبـــان

سوی تو مستجـــــاب می آیــد

 

تو کجـــــا و تبـــــار ناپـاکان....!؟

تـو ملیکـه ز عالــم ملکـــــــوت!

تـو بهشتـی چـه نسبتی داری

به کویــر و به دوزخ و برهــوت؟  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/24 | 12:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصیبت

 

اگـر چه حـال و هـوایـم ز اشـک معـلوم است

خدا گواست که شیعه همیشه مظلوم است

بـه صـبـح و شـام بـگـویـیـم یـکـصـد و ده بـار

عـدوی حـضـرت حـیدر به مرگ محکوم است

زدیــم فــالــی و قــرعــه بــه نـام او افــتــاد

دوبــاره کـار دل مـا بـه دسـت خـانـوم است

ثــنــا و حــمـد و سـتـایـش نـثـار بــانــویــی

که در شکوه و بزرگی ست گر چه مغموم است

الا کـه بــنــده نـوازیــت ارثــی از مــولاســت

همیشه عـادت تـو مـرحـمت به محروم است

تـویـی سـتـاره دوم به آســمــان عـلـی  

بـدون مِـهـر تـو هـر دل ز نـور مـحروم است

بـه شـام و کـوفـه تـاریک خطبه خواندن تو

تـمـامـی از جـلـوات امـام مـعـصـوم است

کـسـی کـه نـسـبت پیوند گل به خار دهد

سـزای ایـن عـمـلـش مـیـوه هـای زقّوم است

رواسـت شـیـعـه بـرایـت حـسینیه سازد

فدای نام تو بانو که ام کلثوم است

چه می شود که قبول از ظفر کنی این شعر

صله ز دست کریمان همیشه مرسوم است




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/24 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو