امام هادی النقی(ع)-شهادت


می چکد آب عطش از جامه ی تبدار تو

رو به زهرکج مدار افتاده کار و بار تو

مانده دریا سائل نهرلب خشکیده ات

صد بیابان گریه دارد صورت گلنار تو

یوسفانه بین چاهی و نمی داند کسی

سکه جز غربت ندارد گرمی بازار تو

قطره ای مرداب لغوی رو به اقیانوس گفت

او نفهمیده که باران هست جانبدار تو

صفحه ی آیینه ات ازصورت نیلی پراست

روضه می خواند کسی پشت نگاه تار تو

شأن نعلین شما مخروبه ی دنیا نبود

خم شده زیر مصیبت شانه ی دیوار تو

آیه ی تطهیر را اصلا چه کاری با شراب

گرچه تعارف برنمی دارد به جز آزار تو

تو امامت می کنی حتی برای شیرها

نقش های مرده هم گفتند ما هم یار تو

آسمانی و کفن ها روی دوشت می برند

گریه می ریزد زمین پشت سر دستار تو

بعد تو خورشید هم چاک گریبان پاره کرد

ذرّه ها ماندند ماتم خوان روزگار تو




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


روضه ات را چه بخوانیم چه نه غم داریم

پشت هر واژه و هر قافیه ماتم داریم

شاعر سوگ علی بن محمد چه کم است

مثل مداح که در مجلس تو کم داریم

همه ی شهر به داغ تو علم بر دوش است

شکر لله که هنوز این همه پرچم داریم

زخم شمشیر عمیق است نه آنقدر که ما

این همه زخم عمیق از ستم سم داریم

آه شش گوشه نشین ! مثل حسینی چقدر

بی جهت نیست که احساس محرم داریم

به اَبی اَنت و اُمی .. بخدا کافی نیست

به موالاتکم ای عشق ! که جان هم داریم

نفس جامعه ات بود که در مجلس اشک

دم به ما داد غمت را و دمادم داریم

  وسط هروله آهنگ سفر می گیریم

  سامرا منتظر ماست که پر می گیریم




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


زهر ،  با جانِ تو آمیخت ، توانت را کاست

دودِ آه از جگر حضرت زهرا برخاست

بی سبب نیست که حال دلتان طوفانیست

ابرِ چشمِ پدر و مادرتان باران زاست

حرمت چون حرم کرببلا غم دارد

سامرا کرببلا ، کرببلا سامرّاست

رنگ رخسار تو با خود خبری آورده

شوقِ پرواز تو در چهرهء زردت پیداست

مثل اجداد خودت زهر به جانت افتاد

رسمِ مسموم شدن بین شما پابرجاست

در اهانت به شما دشمنتان بی باک است

در جسارت به شما دشمنتان بی پرواست

می کشیدند و تو را مثل علی می بردند

چقَدَر داغت از این حیث شبیهِ باباست

پیش چشمان ترت قبر تو را می کندند

تا قیامت به تو و چشم ترت گریه رواست

ساکنِ " خانِ صعالیک "  شدی روز ورود  *

شرحِ این واقعه یادآوریِ شام بلاست

یاد سادات به ویرانۀ شام افتادی

خاک ویرانه مگر درخورِ ناموس خداست

دختر شاه کجا گوشۀ ویرانه کجا؟

فاطمه گریه کُنِ تک تکِ این مرثیه هاست

 

*خان صعالیک نام محلۀ فقیر نشین سامراست که هنگام ورود ، امام را با نیت آزار و تحقیر  در این منطقه ساکن کردند




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


در آسمان سامرا پیچیده بوی من

یادِ مدینه مانده بُغضی در گلوی من

هرشب بیادِ مادرِخود جامعه خواندم

شرحِ صفاتِ مادرم شد گفتگوی من

با دستِ بسته از مدینه راه افتادم

در هرنمازم اشک شد آبِ وضوی من

با بی ادب های عرب تبعید مشگل شد

رویِ سپاهی واشده دیگر به روی من

منزل به منزل رفته ام با پیکیری سالم

بر هم نخورده با تکانِ نیزه موی من

طعمِ شبِ سردِ خرابه را چشیدم من

بازی شده در چند جا با آبروی من

شکرِ خدا ناموسِ من در پرده پنهان بود

آن شب میانِ خانه وقتِ جستجوی من

چون عمه در بزم شرابی گیر افتادم

شد مرگ آن لحظه تمام آرزوی من

بی تربیت ظرفِ شرابش را تعارف کرد

چشمان یک جمعیتی خیره به سوی من

بر خورد  بر شخصیتم با آنکه مَردَم من

تصویر ِ زنها زنده شد در روبروی من

قرآن نه، شعری خواندم ومجلس عوض گردید

اصلا نخورده دست بر ترکیب روی من

شکر خدا بازی نکرده با لبم چوبی

باخیزران ضربه نخورده بر سبوی من

بر خیزران و طشت و هرچه مست لعنت

بر آنکه دندان حسین بشکست لعنت




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


علی الدوام‌ نمک گیر دست خوبانم

چه سرّی است در این رابطه نمیدانم

سوار کشتی شان‌ میکنند سگ راهم

کنار نوح‌ که هستم چه غم ز طوفانم

فقط به دامن آل علی دخیل شدم

اگر چه تر شده با هرگناه دامانم

عزا گرفته‌ ام‌ امشب! نه عید اول سال..

که قبل ملیّتم شیعه ام‌! مسلمانم!

همه به خانه هم میروند مهمانی

منم که گوشه ای از سامرات مهمانم

سلام حضرت هادی! سلام اربابم!

بگیر دست مرا خسته ام پریشانم

به زیر دست شما تربیت شدم یک‌ عمر

همیشه نان تو بوده به زیر دندانم

بیا که‌ پوزه بمالم به پات آقا جان

مرا تو شیر حسابم‌ بکن نه انسانم

دلم‌ گرفته برایت غریب جان دادی

برای مادرتان باز روضه میخوانم

عزا عزا جگر فاطمه شرر دارد

علی شدن چقدر رنج و دردسر دارد

 

 

مصیبت است که از دوستان جدا باشی

اسیر هر شبه ی نانجیب ها باشی

دلت برای مدینه همیشه پر بزند

ولی همیشه‌ گرفتار سامرا باشی

دعای اهل و عیالت  به پادگان این است

که از جسارت سربازها رها باشی

عزیزکرده ی زهرا!نبینم آقا جان

بروی خاک بیوفتی و بی عصا باشی

تو خورده به زمین گونه ات‌ چرا خاکیست؟!

برای آنکه عزادار کربلا باشی..

دلت‌شکسته ولی بازهم سرت نشکست

قرار نیست که با سنگ آشنا باشی

قرار نیست تنت را به نیزه ها ببرند

قرار نیست که بر روی بوریا باشی

میان ناله ی تو کف نمیزند احدی

خدا نخواست که بین سرو صدا باشی

تمام اهل حرم خانه اند پشت حجاب

بفکر غارت پوشیه ها چرا باشی؟!

چه روضه ها که نهان مانده است با زینب

بزن به سینه ی خود دم بگیر یا زینب..




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


نوبت عشق است و کار و بار حرام است

هرچه بجز گفتن از نگار حرام است

جبر تو گر هست اختیار حرام است

محضر خورشید سایه سار حرام است

 

گم شده در جاده ایم راهنما باش

حضرت هادی بفکر این فقرا باش

 

وقت گذر نور باش رهگذران را

باز بدستت بگیر نبض زمان را

جان بده با یک حدیث پیر و جوان را

پرکن از ایمان دوباره گوش اذان را

 

ای همه ی آفتاب ها لب بامت

مومن و کافر همه فدای مرامت

 

دست تو حاتم ز هر فقیر و گدا ساخت

حرکت نعلین تو زخاک طلا ساخت

پیچش عمامه ات ز عرش نما ساخت

برد هرانکس که قبله سمت شما ساخت

 

ذکرتو بر دردها دواست همیشه

کعبه حجاج سامراست همیشه

 

ما سروسامان نداشتیم تو دادی

مرهم و درمان نداشتیم تو دادی

شوق کریمان نداشتیم تو دادی

میل بقرآن نداشتیم تو دادی

 

پربه هوای تو میزنیم چه بهتر

پوزه بپای تو میزنیم چه بهتر

 

از قبل جامعه قرار گرفتیم

خط به خطش حس افتخار گرفتیم

شیعه آقا شدیم عیار گرفتیم

راه بسوی همین دیار گرفتیم

 

درحرمت مثل کعبه شور و صفا هست

گنبد و گلدسته هات دردل ما هست

 

درشب تاریک نور ماه مرا کشت

دیدن این صحن و بارگاه مرا کشت

خلوتی "سر من راه" مرا کشت

گریه زوار زا به راه مرا کشت

 

موشک و خمپاره سمت و سوی حرم خورد

حضرت حجت چقدر پای تو غم خورد

 

تابه ابد در دلت عزای حسین است

گریه هرروزه ات برای حسین است

چشم ترت وقف روضه های حسین است

مرهم درد تو کربلای حسین است

 

شکر،خدا پاسخ دعای تورا داد

قبه ارباب ما شفای تو را داد

 

جد غریبت به زیر تیغ و سنان بود

برجگرش داغ مرگ تازه جوان بود

هم بدنش در حصار نیزه زنان بود

هم که نگاهش سوی خیام زنان بود

 

از دهنش گرچه یاغیاث شنیدند

زنده جاوید را به نیزه کشیدند




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


من گدای آستانبوس امام هادیم

منصب شاهانه دارم چون غلام هادیم

نام نیکویش نقیّ و کنیه ی او بوالحسن

روح کوثر او بود من مست جام هادیم

نوگل باغ سمانه در زمانه نامدار

واله اجلال و مفتون مقام هادیم

عشق می ورزند بر او شیعیان اهلبیت

من فدای عاشقان حق مرام هادیم

اوست باب عسکری پور تقی سبط رضا

خاکسار درگه ذوالاحترام هادیم

از چهل بیش است و از پنجاه کم او را حیات

خونجگر از حسرت و آه مدام هادیم

مولدش شهر حجاز و مدفنش در سامره

دست ما کوتاه و محروم از سلام هادیم

کرد مسمومش عدو در سوّم ماه رجب

داغدار از دل چو لعل نیلفام هادیم

ای «کلامی» بشنو از دلبند او صاحب زمان

با فغان گوید به فکر انتقام هادیم




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


هزار شُکر که بُردیم نامِ هادی را

هزار شُکر که داریم امامِ هادی را

سلامِ ما برسانید ای کبوترها

که بشنویم علیک السلامِ هادی را

چقدر جلوه به جبریل میرسد وقتی

خطاب می کند: آقا ، غلامِ هادی را

بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست

نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست

 

بر آستان تو مژگانِ ما که عادت کرد

به خاک بوسی ما آسمان حسادت کرد

کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت

کسی که رفت به این روضه‌ها عبادت کرد

همینکه زائرت از جامعه زیارت خواند

سبوی خویش پُر از چشمه‌ی سعادت کرد

برای عمه سادات  در قفس رفتی

و شیر عرض اردت به این سیادت کرد*

پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند

روا بود که گریبان امام پاره کند**

 

تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند

تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی

که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و

رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط

که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند

شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند

به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

 

*اشاره به روایت داخل قفس شیرها رفتن امام‌هادی(علیه‌السلام)

**اشاره به گریبان چاک زدن امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام)در فراق پدر




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


بی هوا درب خانه ات وا شد

عده ای نانجیب آمده اند

بین سجده، بدون عمامه

پیِ تو ای غریب آمده اند

 

می کِشد با دو دستِ بسته تو را

دل به تقدیر داده بودی تو

دشمنانت سوار بر مرکب

پشت مرکب پیاده بودی تو

 

جان فدایت که روضه خوان بودی

یادِ نور دو عین افتادی

عقب قافله زمین خوردی

یادِ بنتُ الحسین افتادی

 

تا رسیدی به کاخ آن ملعون

پر و بالت تمام خاکی شد

ذره ای از بها نمی افتد

گیرم اصلا امام خاکی شد

 

متوکل شراب آورد و...‌

بعد از آن هم کمی به تو خندید

طعنه زد لااقل بخوان شعری

شعر خواندی...وجودِ او لرزید

 

دل زهراییت شکست آن جا

یادت افتاده بود بزم شراب

یاد دندان و خیزران بودی

یادت افتاده بود اشک رباب

 

یادت آمد شراب را می ریخت

به روی زخم دیده ی جدت

چشم عباس خیره شد ناگه

سوی رأس بریده ی جدت

 

می چکید اشکش از نوک نیزه

همه ی های و هویم این جا بود

دختری زیر لب فقط می گفت:

کاش الآن عمویم این جا بود




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


بهار آمد به سر عطر حرم خورد

به پیشانى جان، مُهر كرم خورد

بنازم روزى امسال دل را

به نام حضرتِ هادى رقم خورد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


با تو معنا می‌شود هم غصه‌ها؛ هم شادی‌ام

من پُر از دلدادگی‌های امامِ هادی‌ام

ای امامِ "جامعه"؛ ای "ذکرکم فی‌الذاکرین":

کاش یک جرعه از آن جامِ ولا می‌دادی‌ام

 بی‌تو این دل... دل که نه، ویران‌سرای من شده

با نگاهت این خرابی می‌شود آبادی‌ام

عشقِ من عشقی‌ست ناب و ساده و با سابقه

منشأ این عشق هم دل بستنِ اجدادی‌ام

روز و شب در وادیِ جرم و خطا غوطه‌ورم

پس خودت تضمین کن از شَرِّ گنه، آزادی‌ام

با نگاهت واژه‌ها در شعر، تابان می‌شوند

ورنه من یک شاعرِ بی‌ادعای عادی‌ام




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


دلم گرفته که مرغ هوایتان باشم

هوایی نفس ربنایتان باشم

اگر چه عید رسیده ولی ادب این است

دوباره همدم شال عزایتان باشم

تمام جامعه را خواندم و نفهمیدم

بیا و حق بده محو دعایتان باشم

خدا کند که تو دست مرا بگیری باز

خدا کند که فقط من گدایتان باشم

چه می شود که به رسم "مدافعان حرم"

فدای غربت صحن و سرایتان باشم

دعا کنید لیاقت خدا به ما بدهد

شب شهادتتان سامرایتان باشم

کبوتر دل من جلد بامتان باشد

شروع سال جدیدم به نامتان باشد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


 یا مقلّب ! که قلب من خونه

یا محوّل ! که حالم آشوبه

یا مدبّر ! که روز و شب تو دلم

غم هیأت به سینه می کوبه

 

سال ما توی هیئتا طی شد

حتی تحویل سالمون روضه س

عید نوروزمون عزاداره

تو زمین و تو آسمون روضه س

 

سفره ی هفت سینمون پهنه

آخه گفتن زمان شادی شد

دل ما موقعِ دعا دمِ عید

روضه خون امام هادی شد

 

سال نو خیلیا سفر میرن

هرکی جا مونده داره می ناله

سامرا قسمت ما باشه یه شب

حالِ دلهامون أحسنِ الحاله

 

خوش به حال کسی که تو حرمه

اون که هرسال کربلا می‌ره

اون که بعدِ زیارتِ نجفش

کاظمین می ره ، سامرا می‌ره

 

وقت تحویلِ عیدِ امسالم

سر سفره بلند میشم از جا

دستم و روی سینه میزارم

یه سلام می کنم به کرببلا 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


چه کسی گفته که آغاز بهار

در دلم نیّت شادی دارم

من عزادار گل زهرایم

ماتم حضرت هادی ع دارم

 

سامرا گفتم و قلبم لرزید

ناگهان پرده ی چشمم تر گشت

داغ تصویر حریمی ویران

تلخی خاطره هایم برگشت

 

من از احوال حریمت آقا...

شدت فاجعه را می خوانم...

با دل خسته مفاتیح به دست...

خط به خط جامعه را می خوانم...

 

عادت دست شما احسان است...

من به دنبال کرم آمده ام...

از گدایان قدیمی توٱم...

بازهم سمت حرم آمده ام...

 

اینقدر آه نکش می سوزم...

از دلم زمزمه بر می خیزد...

تا که بر روی زمین می افتی...

ناله ی فاطمه بر می خیزد...

 

سرّ مظلومیت نام علی ع

غربت شهر چه کرده با تو؟؟

سخت می افتی و برمی خیزی

اثر زهر چه کرده با تو؟؟

 

چشم خونین تو امشب آقا...

راوی واقعه ی عاشوراست...

یاد غم های حسین افتادی...

سامراء شعبه ای از کرببلاست...

 

تشنه بودی و پریشان احوال

وسط بزم شراب افتادی

در همان حین که گریان بودی

یاد احوال رباب افتادی

 

زیر لب نوحه کنان می گفتی

جای هر تکه کلامی...ای وای

زینب و مجلس رقص و شادی

عمه و چشم حرامی ای وای

 

آن که بر ساحت قدسی شما

غرق در کینه اهانت کرده

چند وقتی است به دلدار حسین

به ابالفضل جسارت کرده

 

برسد کاش ببینیم همه

حال او عبرت بین المللی ست

شک ندارم...به خدا می دانم

پاسخش با خود عباس علی ست

 

ما کجا...درک ابالفضل کجا؟!!

عقل کو تا که تورا فهم کند

وای از آن دم که غضبناک شوی

باید اینبار خدا رحم کند

 

همه را گفتم و دیدم قطعاً

جمعه ای نور سحر می آید

انتقام علوی در راه است

عشق با تیغ دو سر می آید 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


شکسته روضه ات دل مقلب القلوب را

گرفته رنگ چهره ی تو حالت غروب را

شکوه غربتت،شراره زد به قلب کائنات

گریست دجله وفرات،گریست اهدنا الصراط

عزا گرفته اند پای روضه ی تو سال ها

برای سر سلامتی به جد تو غزال ها

فرازهای جامعه کبیره سوگوار تو

فراز سجیة الکرم شده است بی قرارتو

گمان کنم که فاطمه کنارتو نشسته است

زبان گرفته مادری که پهلویش شکسته است

فدای روی زرد تو،وجود غرق درد تو

چقدر آه میکشد،کنار جسم سردتو

زمان رنج وغصه ی تو خاتمه گرفته است

چقدر روضه ی تو بوی فاطمه گرفته است

دوشنبه بود لحظه ی هجوم زهر برجگر

دوشنبه بود وکوچه ها،دوشنبه بود ومیخ در

دوشنبه قاتلت شده،دوشنبه بود خانه سوخت

مغیره که نداشت شرم،قلاف وتازیانه سوخت

مصیبتت دم مرا به سمت آه میبرد

به پشت مرکبی تورا پیاده راه میبرد

تورا چگونه دست بسته باطناب میبرند؟؟

توکوثری تورا به مجلس شراب میبرند؟؟

چقدر زخم خورده ای،شبیه جُبّه ی حسین

کشانده ای مرا دوباره زیر قبه ی حسین

 هزار شکر پیکرت به زیر آفتاب نیست

میان مقتلت سخن زکودک رباب نیست

هنوز جای شکر مانده سنگ بر جبین نخورد

هزار شکر یمسک السماء بر زمین نخورد

کنار پیکر توگریه بودوهلهله نبود

میان مقتل تو نام شمروحرمله نبود

به صحن سینه ی تو چکمه ی سنان نمیرسد

به پای بوسی لب تو خیزران نمیرسد...




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


سین مثل "سحر" و "سردی عفوی نایاب"

سین "سجاده ی زوار" میانِ "سرداب"

سین "سائل" شدن حاتم و لطف ارباب

"سامرا"، "سینه زدن" تحت شعاع مهتاب

 

برکت سال نو امسال امام هادی است

بانی گردش احوال امام هادی است

 

باز هم آیه بخوان راه به ما یاد بده

راه نزدیک به درگاه به ما یاد بده

عشق بازیِ سحرگاه به ما یاد بده

وَ بِکُم عَلَّمَنَا الله به ما یاد بده

 

بهترین نسخه ی هر غصه و هر دردی تو

جامعه خواندی و ما را علوی کردی تو

 

کاش نوری سوی قلبم برسد، محتاجم

اول سال، گره باز شود... محتاجم

نظری کن به منِ خسته که بد محتاجم

من به الطاف شما تا به ابد محتاجم

 

تا که چرخید زبانم همه اش مدح تو شد

خواستم روضه بخوانم همه اش مدح تو شد

  

راه این روضه ی غمناک، مسیری سخت است

دور از خانه غریبانه اسیری سخت است

این همه جام بلا را بپذیری سخت است

یادِ تخریب حرم روضه بگیری سخت است

 

آب بستند به صحن و حرم جدت آه

سال ها سوختی از داغ اباعبدالله

 

رتبه ی فاطمی ات قابل تشکیک نبود

این همه اذیت معصوم خدا، نیک نبود

حق تو دیدن ویرانه ی تاریک نبود

جایگاهت به خدا "خان صعالیک" نبود

 

کنج ویرانه دلت سوخت و در تب بودی

مطمئنم که به یاد دل زینب بودی

 

حمله بر حصن حصین؟! بر متوکل لعنت

طعنه بر هادی دین؟! بر متوکل لعنت

خوردی آقا به زمین؟! بر متوکل لعنت

آه از کوچه، همین... بر متوکل لعنت

 

این زنا زاده چرا حمله به یوسف کرده؟!

به چه رویی به شما باده تعارف کرده؟!

 

خوب شد پاره، گریبان کسی این جا نیست

خوب شد دختر حیران کسی این جا نیست

خوب شد چوب به دستان کسی این جا نیست

خواهری بی سر و سامان کسی این جا نیست

 

تا ز حلقوم حسین آیه به لب هاش نشست

خیزران زود به دندان ثنایاش نشست




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


نیمۀ شب امام را بردند

خانه و خانواده مضطرب است

نگرانِ امامِ هادی شد

سامرا بی قرار و ملتهب است

 

من بمیرم که پیش چشمانش

سَبِّ جدِّ گرامی اش کردند

دل هفت آسمان به درد آمد

بس که بی احترامی اش کردند

 

می بَرَندش بدونِ عمامه

غربت از چشمهاش معلوم است

خوب که ،  در رُخش نگاه کنی

مثل جدّش علیست مظلوم است

 

جان به قربان آن امامی که

دستهایش به غصه زنجیر است

علتِ بردنش به بزم شراب

به گمانم به قصد تحقیر است

 

متوکل مقابل حضار

اندکی آمد و توقف کرد

بی حیا از شرابِ در دستش

به امام دهم تعارف کرد

 

خواست تا که امام هادی را

نحوهء دیگری عذاب دهد

گفت با او که شعر میخوانی

منتظر ماند تا جواب دهد

 

حضرتش قصد شعر خواندن کرد

کرد آغاز معجزاتِ کلام

سخنش مثل تیغ حیدر بود

محشری شد به پا زِ شعر امام

 

بر سرِ دشمنش خراب ، آقا

گویی آن خانۀ مجلل کرد

شعرها در مَذَمّتِ دنیا

عیش او را به غم مبدل کرد

 

متوکل که منقلب گردید

در خود احساس روسیاهی کرد

لااقل در میان آن مجلس

از امام آمد عذرخواهی کرد

 

دشمنی هم سراغ دارم که

پرچم ظلمِ بی امان برداشت

در قبال سری که قرآن خواند

بی حیا چوب خیزران برداشت

 

پیش زنها و بچه ها ، ملعون

پستی اش را به خلق ثابت کرد

ضربه را بر لب و دهانش زد

صوت قرآن به چوب ساکت کرد

 

گریه کردیم بر حسین ، ولی

حال زینب کجا و ما ؟ هیهات

ما شنیدیم و خواهرش دیده

وای بر حال عمۀ سادات 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


ماییم و عطای تو امام هادی

محتاج دعای تو امام هادی

آغاز شود سال جدید شیعه

با گریه برای تو امام هادی




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-سال جدید


شده امسال سفره ی عیدم

متبرک به نام سامرا

هفت سینش سیاه پوشیده

در عزای امام سامرا

 

نام‌ زیبای حضرت هادی

شده است اعتبار این سفره

جای ماهی کبوتر دل را

می نشانم کنار این سفره

 

بیش از عطر بخور هندی، من

مستم‌از عطر و بوی سامرا

سفره ی عید را به رسم‌ ادب

پهن کردم به سوی سامرا

 

ای دل امسال بعد "حول حال"

و پس از خواندن کمی قرآن

دل‌به دریای معرفت بزن و

یک‌دو خط جامعه کبیره بخوان

 

شود امسالمان عجب سالی

که شروعش به نام این آقاست

"السلام علیک یا هادی"

یک علیک السلام عیدی ماست

 

گفتن از شأن تو چه دشوار است

 "اهل بیت نبوتی" آقا

 "مهبط الوحی" و "معدن الرحمه"

 تو تمام کرامتی آقا

 

 عادت و خلق و خویتان احسان

 "أمرُکُم رشد" و حرفتان نور است

 من چه گویم که" شأنکم حقٌ "

 ذهن من از مقامتان دور است

 

 خط به خط جامعه کبیره تویی

 چه نیازی به وصف من داری؟

 صلب تو نور و نسل تو نور است

 فوق نوری فراتری، آری

 

 تو ز قوم و قبیله ی آبی

 و مبرّا زِ عیب و ایرادی

 نامت آیینه را زِ رو برده

 یا علی النقی و یا هادی

 

 آمدی تیرگی فراری شد

 قمرانه به شهر می تابی

 و سیاهی تو را نمی فهمد

 خارج از فهم کرم شب تابی

 

 دشمنت هرچه گفت باکی نیست

 تو نقی، پاک، مثل بارانی

 چشم "شاهین" و جغد و کرکس کور

 تا همیشه همای یزدانی

 

 "متوکل" امام این قوم است

 همشان مثل "معتز" و "واثِق"

 با دهان قصد نورتان دارند!

 نورکم حق و کلُّهم زاهِق




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/18 | 12:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


نفس نفس نفست عطر ربنا دارد

قنوت نیمه شبت ذکر آتنا دارد

به عمق معرفت واژه های جامعه ات

هجا هجا کلماتت دَم از خدا دارد

کریم، ابن کریمی و عالمی آقا

به دامن کرمت دست التجا دارد

کبوترانه پریده در آسمان شما

دلی که حسرت سرداب سامرا دارد

من از هوای گدایی درگهت مستم

گدای سامری ات میشوم ... صفا دارد

فدای نام تو یا ایها النقی، جانم

چقدر لشکر تو یار و جانفدا دارد

اگر چه دست تو را خصم بی بصیرت بست

هنوز اهل تو در بیت خویش جا دارد

هنوز غصه بزم شراب را داری

هنوز دست تو جای طناب را دارد ...

 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 06:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


غمی محاصره کرده حیات انسان را

بر آن سر است بگیرد از آدمی جان را

دروغ سرخ حسد روی جامه ی یوسف

گرفته سوی دو تا چشم پیر کنعان را

امام جامعه ی وحی، حضرت هادی

چگونه تاب بیارد هوای زندان را

قفس نشین شده اما شنیده اند همه

نوای روح فزای هزار دستان را

مرام منکر زهرا و مرتضا این است

به تیغ و زهر جفا می کشد امامان را

چه زهر دشنه تباری که در وجود امام

دریده عمق جگر را، بریده شریان را

جگر که تفته شود تشنه می شود انسان

به جرعه ای بچشان آن لبان عطشان را

حسین فاطمه مهمان کوفه بود ولی

نگه نداشته اند احترام مهمان  را

به جای آب،  به لبهاش سنگ می زد خصم

و عمه جان شما دید سنگ باران را




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 06:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد

در شهرسامرا نشان دیگری دارد

رفته علیِّ دیگری در خیبری دیگر

تاریخ در نقلش بیان دیگری دارد

یعنی پس از «نهج البلاغه» پشت این صورت

با «جامعه» شیعه، دهان دیگری دارد

بر دشمنان آمد علی تا چاربار از نو

این زلزله هردم تکان دیگری دارد

وقت غضب گاهی شبیه زلزله اما

در رحمتش هردم جهان دیگری دارد

در خاک سامرا علیِّ چارمین آمد

این جسم دیگرگونه جان دیگری دارد

هم دوستانی مثل سلمان و ابوذر نه؛

هم اینکه قطعا دشمنان دیگری دارد

با تیغ زهرآلود،نه با زهر چونان تیغ

جان دادنش هم داستان دیگری دارد

با زهر سر می بُرّد ازلب تشنه ای، این بار؛

گودال سامرّا سنان دیگری دارد

مثل علی از جنس اصغر گونه اش اما

این قصه گویا قهرمان دیگری دارد

آن جا که غیر از اکبرش ارباب ما تازه؛

با ذبح اصغر امتحان دیگری دارد

دنیا گمان دارد که اصغر می شود سیراب

تیر سه پر اما گمان دیگری دارد

غیر از کمانش حرمله بر زجرکُش کردن

من مطمئن هستم کمان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر می بینم علی اصغر؛

انگار بر حنجر دهان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر خوردن حس شد این کودک؛

درپشت گردن استخوان دیگری دارد

درگوشه ی گودال هم غیر از سنان ارباب

با چکمه هایش میهمان دیگری دارد

پشت سر هم می زند گویا یزید اصلا

در دست هایش خیزران دیگری دارد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


عمر تو مثل علی با بی کسی سر می شود

خط به خطِ شرحِ حالت گریه آور می شود

می برد دشمن تو را در بدترین جاهای شهر

سامرا شرمنده از روی پیمبر می شود

حمله بر بیت ولایت ، بی کسی ، بزم شراب

دشمنت لحظه به لحظه بی حیاتر می شود

زنده بودی بی حیا قبر تو را در خانه کند

چشم ها از ماجرای غربتت ، تر می شود

می روی از سامرا ، "روز دوشنبه" باز هم

سرشکسته پیش زهرا ، پیش حیدر می شود

می روی از سامرا روز دوشنبه باز هم

زنده یادِ کوچه و دیوار و آن در می شود

مثل جد خود حسینی ، کشته ی دور از وطن

با غمت تازه غم آقای بی سر می شود

کشته ی دور از وطن هستی ولی شکر خدا

یک کفن روزی این جسم مطهر می شود

"تو" غریبی یا "حسین" ؟ آیا پس از تو خواهرت

هم سفر با حرمله یا شمر کافر می شود؟




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


با کلامش شهر را اهل ولایت می‌کند

مردم گمراه را "هادی" هدایت می‌کند

هرکه وصفش را شنید از عشق او بیمار شد

عشقش از راه شنیدن هم سرایت می‌کند

شیخ عباس قمی در "منتهیُ الآمال" خود

معجزات بی شمار از او روایت می‌کند

با وجود او بهشتی بودن اصلا سخت نیست

حبِّ او را هرکسی دارد کفایت می‌کند

کاملا رد کرد اسلام بنی عباس را

"هادی" از اسلام پیغمبر حمایت می‌کند

هرچه هم دشمن اذیت کرد، او نفرین نکرد

دشمنش از صبر بسیارش شکایت می‌کند

هر بلایی هم که میبیند "علی ابن رضا"

شکر حق میگوید، احساس رضایت می‌کند

دشمنش بی احترامی کرد، آنجایی که دید

شیر دارد احترامش را رعایت می‌کند

قاتلش جان خواست از او، جان خود را نیز داد

هرکسی هرچه بخواهد او عنایت می‌کند

رفت در بزم شراب و غصه خورد و گریه کرد

اشک هایش از دل زینب حکایت می‌کند




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد

با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خوردو جگرش سوخت لبش را سوزاند

چکند از دل اگر ناله ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما

کاش می شد به کنار پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نفست می گیرد

نیست امید که کارش به تقلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش

چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرف آبی به لبش دید فقط گفت حسین

نفسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسیدو به زمین اما ریخت

خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید

لحظه ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه ها اینهمه بر صورت آقا نزنید

هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما

می دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می شود آتش اگر اینقدر دَوَد

عمه ای کاش که این شعله به بالا نکشد

می برد هرچه دلش خواست حرامی باشد

کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که

حال این خواهر تنها به تماشا نکشد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


غریب گونه ترینی برای من مولا

ای آفتاب دهم! ای هماره! ای تنها!

چه با شکوه غریبی چه کوه مظلومی

درست مثل علی مثل مادرت زهرا

غریب بودن از این بیشتر که گمنامی

که شاعری و نگفتند از تو شاعرها

که شاعرانِ پس از تو تمام یا خوابند

و یا به گفته ی قرآن همانکه «اَلشُّعَرا...»

زمین شده ست سراسر به شکل مجلس بزم

وَ گرم کرده اند اینها به شعر مجلس را

به اینهمه متوکل کسی نمی گوید

که پشت پا بزند بر خلافت دنیا

تو ای امام غریبم اگر چه تا امشب

غریب بوده ای در ذهن من ولی حالا؛

عجیب حال و هوایم بدون تو ابریست

چنانکه بعد تو حال و هوای سامرّا...




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


مرغ آمینم به هنگام دعا

پرکشد از دل رود تا سامرا

جامعه پر از کلام هادی است

افضل الاذکار نام هادی است

میشود عشق شما مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

ای امام غربت و غم السلام

من به درگاه شما هستم غلام

"مرغ دل یک بام دارد ،دو هوا"

گه رود تا سامرا گه کربلا

همچو شمعی از غمت دل گشته آب

میدهد مظلومیت دل را عذاب

آسمان روی سرم گشته خراب

بازهم مهمانی و بزم شراب

وای از بی حرمتی های عدو

میکند تعارف به او جام سبو

مرغ غم آماده ی پرواز شد

روضه های شام اینجا باز شد

وای از سنگ و نگاه روی بام

ماجرای خنده و بازار شام




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


من آن صیدم كه بین دام این بیگانه افتادم

من آن شمعم كه دراین بزم بى پروانه افتادم

من آن مرغ گرفتارم بیا مادر تماشا كن

به كنج این قفس پربسته و بى دانه افتادم

دلِ شب از پِىِ مركب پیاده میدویدم من

به یاد عمّه ى جان داده در ویرانه افتادم

مرا بزم شراب آورده اى؟ شرمى كُن از زهرا

بیادِ عمّه ها در مجلس بیگانه افتادم

چو دیدم اینهمه زیور به روىِ تاج و تختِ تو

به یادِ گوشِ مجروحِ گُلِ دُردانه افتادم

به من در حالتِ مستی جِسارت میكنى یادِ

لبِ بى آب و چوبِ زاده ى مرجانه افتادم

اِمامه از سرم انداختى مویم پریشان شد

بیاد گیسوانِ درهَم و بى شانه افتادم




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


هر چند روزی ام بجز این ابر غم نشد

شکر خدا که سایه ی این ابر، کم نشد

جان میدهم به گوشه ی چشمی که ابرویش

جز ذوالفقار با احدی هم قسم نشد

گفتم که غم به یاد تو بیرون کنم ولی

غم با مرور خاطره، شد بیش و کم نشد

این قبله خانه ای که نه، بتخانه بود و بس

جز با ولایت تو حرم محترم نشد

باید بریزد از عرق شرم بر زمین

این آسمان که در غم تو زیر و بم نشد

بغض خیال راه گلوی مرا گرفت

می رفت تا که مرگ کند فارغم، نشد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


هرچند نامِ شهر شما، " سُرَّ من رَای"ست

"ا ُمُّ المَصائب"است  دلِ هرکه سامرا ست

نشناختیم قدرِ تو را آنچنان که هست

این غربت از سکوتِ همین شیعه ی شماست

"ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم..."

نامت حقیقتِ تو و همنام با خداست

نامِ شما،"علی" شده و نامِ ما "یتیم"

"بابا"! حسابِ عشقِ شما کاملا جداست

ما وُ "دعای جامعه"و دستِ التماس

آقا! شما و "جامعه"ی ما که مبتلاست

یا "هادیَ القلوبِ" همه رو سیاه ها

امشب، "هدایتِ" دلِ ما، آرزوی ماست




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/11 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.