حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


نفس نفس نفست عطر ربنا دارد

قنوت نیمه شبت ذکر آتنا دارد

به عمق معرفت واژه های جامعه ات

هجا هجا کلماتت دَم از خدا دارد

کریم، ابن کریمی و عالمی آقا

به دامن کرمت دست التجا دارد

کبوترانه پریده در آسمان شما

دلی که حسرت سرداب سامرا دارد

من از هوای گدایی درگهت مستم

گدای سامری ات میشوم ... صفا دارد

فدای نام تو یا ایها النقی، جانم

چقدر لشکر تو یار و جانفدا دارد

اگر چه دست تو را خصم بی بصیرت بست

هنوز اهل تو در بیت خویش جا دارد

هنوز غصه بزم شراب را داری

هنوز دست تو جای طناب را دارد ...

 



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-شهادت


غمی محاصره کرده حیات انسان را

بر آن سر است بگیرد از آدمی جان را

دروغ سرخ حسد روی جامه ی یوسف

گرفته سوی دو تا چشم پیر کنعان را

امام جامعه ی وحی، حضرت هادی

چگونه تاب بیارد هوای زندان را

قفس نشین شده اما شنیده اند همه

نوای روح فزای هزار دستان را

مرام منکر زهرا و مرتضا این است

به تیغ و زهر جفا می کشد امامان را

چه زهر دشنه تباری که در وجود امام

دریده عمق جگر را، بریده شریان را

جگر که تفته شود تشنه می شود انسان

به جرعه ای بچشان آن لبان عطشان را

حسین فاطمه مهمان کوفه بود ولی

نگه نداشته اند احترام مهمان  را

به جای آب،  به لبهاش سنگ می زد خصم

و عمه جان شما دید سنگ باران را



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-شهادت


در نقشه ها کوفه مکان دیگری دارد

در شهرسامرا نشان دیگری دارد

رفته علیِّ دیگری در خیبری دیگر

تاریخ در نقلش بیان دیگری دارد

یعنی پس از «نهج البلاغه» پشت این صورت

با «جامعه» شیعه، دهان دیگری دارد

بر دشمنان آمد علی تا چاربار از نو

این زلزله هردم تکان دیگری دارد

وقت غضب گاهی شبیه زلزله اما

در رحمتش هردم جهان دیگری دارد

در خاک سامرا علیِّ چارمین آمد

این جسم دیگرگونه جان دیگری دارد

هم دوستانی مثل سلمان و ابوذر نه؛

هم اینکه قطعا دشمنان دیگری دارد

با تیغ زهرآلود،نه با زهر چونان تیغ

جان دادنش هم داستان دیگری دارد

با زهر سر می بُرّد ازلب تشنه ای، این بار؛

گودال سامرّا سنان دیگری دارد

مثل علی از جنس اصغر گونه اش اما

این قصه گویا قهرمان دیگری دارد

آن جا که غیر از اکبرش ارباب ما تازه؛

با ذبح اصغر امتحان دیگری دارد

دنیا گمان دارد که اصغر می شود سیراب

تیر سه پر اما گمان دیگری دارد

غیر از کمانش حرمله بر زجرکُش کردن

من مطمئن هستم کمان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر می بینم علی اصغر؛

انگار بر حنجر دهان دیگری دارد

آن جا که بعد از تیر خوردن حس شد این کودک؛

درپشت گردن استخوان دیگری دارد

درگوشه ی گودال هم غیر از سنان ارباب

با چکمه هایش میهمان دیگری دارد

پشت سر هم می زند گویا یزید اصلا

در دست هایش خیزران دیگری دارد



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 

امام هادی النقی(ع)-شهادت


عمر تو مثل علی با بی کسی سر می شود

خط به خطِ شرحِ حالت گریه آور می شود

می برد دشمن تو را در بدترین جاهای شهر

سامرا شرمنده از روی پیمبر می شود

حمله بر بیت ولایت ، بی کسی ، بزم شراب

دشمنت لحظه به لحظه بی حیاتر می شود

زنده بودی بی حیا قبر تو را در خانه کند

چشم ها از ماجرای غربتت ، تر می شود

می روی از سامرا ، "روز دوشنبه" باز هم

سرشکسته پیش زهرا ، پیش حیدر می شود

می روی از سامرا روز دوشنبه باز هم

زنده یادِ کوچه و دیوار و آن در می شود

مثل جد خود حسینی ، کشته ی دور از وطن

با غمت تازه غم آقای بی سر می شود

کشته ی دور از وطن هستی ولی شکر خدا

یک کفن روزی این جسم مطهر می شود

"تو" غریبی یا "حسین" ؟ آیا پس از تو خواهرت

هم سفر با حرمله یا شمر کافر می شود؟



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


با کلامش شهر را اهل ولایت می‌کند

مردم گمراه را "هادی" هدایت می‌کند

هرکه وصفش را شنید از عشق او بیمار شد

عشقش از راه شنیدن هم سرایت می‌کند

شیخ عباس قمی در "منتهیُ الآمال" خود

معجزات بی شمار از او روایت می‌کند

با وجود او بهشتی بودن اصلا سخت نیست

حبِّ او را هرکسی دارد کفایت می‌کند

کاملا رد کرد اسلام بنی عباس را

"هادی" از اسلام پیغمبر حمایت می‌کند

هرچه هم دشمن اذیت کرد، او نفرین نکرد

دشمنش از صبر بسیارش شکایت می‌کند

هر بلایی هم که میبیند "علی ابن رضا"

شکر حق میگوید، احساس رضایت می‌کند

دشمنش بی احترامی کرد، آنجایی که دید

شیر دارد احترامش را رعایت می‌کند

قاتلش جان خواست از او، جان خود را نیز داد

هرکسی هرچه بخواهد او عنایت می‌کند

رفت در بزم شراب و غصه خورد و گریه کرد

اشک هایش از دل زینب حکایت می‌کند



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد

با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خوردو جگرش سوخت لبش را سوزاند

چکند از دل اگر ناله ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما

کاش می شد به کنار پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نفست می گیرد

نیست امید که کارش به تقلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش

چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرف آبی به لبش دید فقط گفت حسین

نفسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسیدو به زمین اما ریخت

خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید

لحظه ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه ها اینهمه بر صورت آقا نزنید

هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما

می دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می شود آتش اگر اینقدر دَوَد

عمه ای کاش که این شعله به بالا نکشد

می برد هرچه دلش خواست حرامی باشد

کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که

حال این خواهر تنها به تماشا نکشد



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-مناجات


غریب گونه ترینی برای من مولا

ای آفتاب دهم! ای هماره! ای تنها!

چه با شکوه غریبی چه کوه مظلومی

درست مثل علی مثل مادرت زهرا

غریب بودن از این بیشتر که گمنامی

که شاعری و نگفتند از تو شاعرها

که شاعرانِ پس از تو تمام یا خوابند

و یا به گفته ی قرآن همانکه «اَلشُّعَرا...»

زمین شده ست سراسر به شکل مجلس بزم

وَ گرم کرده اند اینها به شعر مجلس را

به اینهمه متوکل کسی نمی گوید

که پشت پا بزند بر خلافت دنیا

تو ای امام غریبم اگر چه تا امشب

غریب بوده ای در ذهن من ولی حالا؛

عجیب حال و هوایم بدون تو ابریست

چنانکه بعد تو حال و هوای سامرّا...



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


مرغ آمینم به هنگام دعا

پرکشد از دل رود تا سامرا

جامعه پر از کلام هادی است

افضل الاذکار نام هادی است

میشود عشق شما مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

ای امام غربت و غم السلام

من به درگاه شما هستم غلام

"مرغ دل یک بام دارد ،دو هوا"

گه رود تا سامرا گه کربلا

همچو شمعی از غمت دل گشته آب

میدهد مظلومیت دل را عذاب

آسمان روی سرم گشته خراب

بازهم مهمانی و بزم شراب

وای از بی حرمتی های عدو

میکند تعارف به او جام سبو

مرغ غم آماده ی پرواز شد

روضه های شام اینجا باز شد

وای از سنگ و نگاه روی بام

ماجرای خنده و بازار شام



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-شهادت


من آن صیدم كه بین دام این بیگانه افتادم

من آن شمعم كه دراین بزم بى پروانه افتادم

من آن مرغ گرفتارم بیا مادر تماشا كن

به كنج این قفس پربسته و بى دانه افتادم

دلِ شب از پِىِ مركب پیاده میدویدم من

به یاد عمّه ى جان داده در ویرانه افتادم

مرا بزم شراب آورده اى؟ شرمى كُن از زهرا

بیادِ عمّه ها در مجلس بیگانه افتادم

چو دیدم اینهمه زیور به روىِ تاج و تختِ تو

به یادِ گوشِ مجروحِ گُلِ دُردانه افتادم

به من در حالتِ مستی جِسارت میكنى یادِ

لبِ بى آب و چوبِ زاده ى مرجانه افتادم

اِمامه از سرم انداختى مویم پریشان شد

بیاد گیسوانِ درهَم و بى شانه افتادم



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-مناجات


هر چند روزی ام بجز این ابر غم نشد

شکر خدا که سایه ی این ابر، کم نشد

جان میدهم به گوشه ی چشمی که ابرویش

جز ذوالفقار با احدی هم قسم نشد

گفتم که غم به یاد تو بیرون کنم ولی

غم با مرور خاطره، شد بیش و کم نشد

این قبله خانه ای که نه، بتخانه بود و بس

جز با ولایت تو حرم محترم نشد

باید بریزد از عرق شرم بر زمین

این آسمان که در غم تو زیر و بم نشد

بغض خیال راه گلوی مرا گرفت

می رفت تا که مرگ کند فارغم، نشد



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1396/01/11

امام هادی النقی(ع)-مناجات


هرچند نامِ شهر شما، " سُرَّ من رَای"ست

"ا ُمُّ المَصائب"است  دلِ هرکه سامرا ست

نشناختیم قدرِ تو را آنچنان که هست

این غربت از سکوتِ همین شیعه ی شماست

"ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم..."

نامت حقیقتِ تو و همنام با خداست

نامِ شما،"علی" شده و نامِ ما "یتیم"

"بابا"! حسابِ عشقِ شما کاملا جداست

ما وُ "دعای جامعه"و دستِ التماس

آقا! شما و "جامعه"ی ما که مبتلاست

یا "هادیَ القلوبِ" همه رو سیاه ها

امشب، "هدایتِ" دلِ ما، آرزوی ماست



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 

امام هادی النقی(ع)-شهادت


ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر

غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته

بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت

با جام میِ خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد

بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده

همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند

قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی

کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام عسکری(ع)


سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا

قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود

با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

سهم دوری را دل دیوانه بر هم می زند

با سلامی بر امامان صبور سامرا

با وجود این کریمان هرچه تحریمش کنند

جای حیرت نیست می چرخد امور سامرا

پست را آقا و کوچک را عزیزش می کنند

پادشاهی را ببین در چشم مور سامرا

شکر حق که دور تا دور حرم ساکن شدند

شیعیان عاشق و جِیْشِ غیور سامرا

تا خود بحر النجف هم می رسد این بوی خوش

عطر لیموی حرم از راه دور سامرا

لالم از توصیف این لذت، چشیدن لازم است

خواندن یک جامعه دورِ قبور سامرا

غالبا هر کس حرم رفته روایت کرده از

نیمه شب های غریب و سوت و کور سامرا

با وجود این ضریح سبز چوبی می رسد

بوی مادر از حریم جمع و جور سامرا

عاقبت این شهر را مهدی گلستان می کند

می رسد یک روز هم روز سرور سامرا



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، شهادت امام هادی(ع)، 
جمعه 1395/06/26

امام هادی النقی(ع)-مناجات


شُکر کبوترِ هوایِ تو ایم

نفس نفس زیرِ لوای تو ایم

مدافعانِ حرمِ زینبیم

فدائیانِ سامرایِ تو ایم 



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 

امام هادی النقی(ع)-شهادت


علت روی زمین ریختنم معلوم است

اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می ‌وزد   

لخته‌های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم

از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتنِ در خان صعالیک نبود*

در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه‌ی من ریخته‌اند

رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دست بسته

روضه‌ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده‌ام

شرم در چهره‌ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده

خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است

دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه‌ی جسمی عریان

من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی‌کفن است

غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه‌شدن و پا زدنش افتادم

تشنه‌ام علت پرپر زدنم معلوم است

 

* طبق دستور «متوکل لعنة الله علیه» روز ورود به سامراء به بهانه اینکه هنوز محل اقامت امام آمده نیست! حضرت را در محل پستى که به «خان الصعالیک» (کاروانسراى گدایان و مستمندان) معروف بود، وارد کردند و حضرت آن روز را در آنجا به سر برد. البته هدف از این کار تحقیر موذیانه و دیپلمات مآبانه حضرت بود.



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
یکشنبه 1395/01/22

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


امامی که از انوارش قیامت می شود معنا

اگر هادی ست از اسمش هدایت می شود معنا

صبوری جلوه می گیرد اگر یک گوشه بنشیند

اگر برخیزد از جایش شجاعت می شود معنا

عرق از روی پیشانیش اگر بر روی آب افتد

از آن یک قطره دریای طهارت می شود معنا

کسی که حلقه ی وصل محمد با محمد شد

علی هم گر شود با او رسالت می شود معنا

علیِّ چارمین وقتی که خود جد محمد شد

برای شیعه اش قطعا ولایت می شود معنا

علیِّ آخرین یعنی که بعد از حیدر کرّار

امامت در امامت در امامت می شود معنا

نه اینکه کور بینا گردد و از جا به پا خیزد

فقط با بردن نامش شفاعت می شود معنا

برای جامعه از یک فراز«جامعه» بی شک؛

دیانت می شود پیدا، سیاست می شود معنا

علیِّ دیگری هم برده شد در بزم«مِی»این بار؛

به سامرّا به جای شام غربت می شود معنا

گریز روضه دارد می رود در بزم«مِی» وقتی؛

میان تشت، خورشید قیامت می شود معنا

حسابش را بکن مستی بگیرد چوب در دستی

دراین حالت برای ضربه سرعت می شود معنا

دوچندان می شود در حالت مستی توان فرد

بدین ترتیب دربرخورد شدت می شود معنا

وَ دربرخوردها یک روز هم آیینه بر در خورد

شکستن بعد از آن برخورد راحت می شود معنا

یکی ازدست،آن یک از در و آن دیگر از دیوار

فقط سیلی براین صورت سه صورت می شود معنا



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
یکشنبه 1395/01/22

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


دلم امشب گدای سامراست

از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی

حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو

کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»

دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید

قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است

که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا

شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»

راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ

امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین

نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه

آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو

به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است

سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت

عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما

تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای

روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است

هرکه بیچاره ی تو شد آقاست



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 
یکشنبه 1395/01/22

امام هادی النقی(ع)-مناجات


گفت:« سُرّ من رَای»، ترجمان «سامرا»ست

من ولی دلم گرفت...این حرم چه آشناست

چون نجف، شکوهمند چون مدینه، رازدار

داستان آن ولی داستان کربلاست...

ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!

ذکر ما علی الدّوام ، گریه های بی صداست

آنچه بر زبان ماست ، نام مهربان توست

آنچه بر زبان توست ، اسم اعظم خداست

از زمان کودکی، در پی ات دویده ایم

از همه شنیده ایم، گرد راه تو شفاست

باغ هایی از بهشت ، گوشه ی عبای توست

این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست

مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست

چشم تو هنوز هم ، مستی مدام ماست

ما شهید می شویم، روسفید می شویم

روزگار، بی وفا ... عاشق تو باوفاست

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!

مضطریم و منتظر ، یادگار تو کجاست؟

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


اینجا به گنبد و به مناره چه حاجت است

اصلا بهشت را چه نیازی به زینت است

وقتی ضریح نیست به نفع فقیرهاست

زائر بدون واسطه گرم زیارت است

زائر سرا چرا؟به روی خاک خوشتریم

زیبایی وصال همین رنج و زحمت است

پای همه به صحن شما وا نمیشود

در سامرا ملاک زیارت لیاقت است

هر صبح و شام ساعت ده گریه میکنیم

باتو قرار گریه ما رأس ساعت است

وقتش رسیده حق غمت را ادا کنیم

تا در رجب محرم دیگر بپا کنیم

تبعید میبرند تو را خون جگر شوی

در خانه حبس باشی و بی بال و پر شوی

سنگین شده سر تو اثر کرده است زهر

چیزی نمانده غش کنی و محتضر شوی

بنشین!قدم نزن که نیفتی به روی خاک

تا کم دچار تشنگی و دردسر شوی

از آب آب تو جگر اهل خانه سوخت

قسمت براین شده ز عطش شعله ور شوی

رد طناب دست تو ما را به شام برد

گویا بناست تا که تو هم نوحه گر شوی

از عمه ای بگو که به بازار رفته است

از کربلا به کوفه به اجبار رفته است



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
یکشنبه 1395/01/22

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


اهل دردم غم هادی دارم

سامرایی است دل بی تابم

زنده ی فیض مدام یارم

مرده ی یك نفس سردابم

 

امشب از خویش برون می آیم

تا به چشمان پر آبش گریم

تا که بر آهِ دلِ شعله ورش...

بر تن پر تب و تابش گریم

 

كینه ی اهرمن تیره سرشت

با مدار طبق نور چه كرد؟!

فتنه ی قوم پلید ابلیس

با جمال پسر حور چه كرد؟

 

دست تزویر دوباره بی رحم

آتش كینه ی خود را افروخت

در پس پرده ی تنهایی خود

مردی از نسل صلابت میسوخت

 

رفته رفته اثری سخت نمود

زهر در جان شریف آقا

در تب و تاب شد و سوسو زد

شمع چشمان شریف آقا

 

خاك  بر فرق من از این جمله

همچو بسمل به قفس پرپر زد

پسرش پاره گریبان گریان

در عزاداری او بر سر زد

 

جگر زهر چشیده یعنی

آب گردیدن گُل در آتش

هر كه از نسل علی شد مسموم...

ناله زد فاطمه؛ مادر؛ آتش

 

نا نمانده به تن و دیده پر آب

سینه سوزان و لبش خشك ولی

زمزمه كرد و به سینه كوبید

كه فدای تو حسین ابن علی

 

بر سر پای پسر سر بنهاد

لحظه ی آخر جان دادن بود

از لبش ذكر نمی افتاد و

یاد آن صحنه ی افتادن بود

 

یاد میكرد از آن ساعت كه

از فراز فرس آقا افتاد

تشنه لب با بدن غرق به خون

گوشه ای در دل صحرا افتاد

 

یاد آن یوسف افتاده به چاه

گرگ ها دور و برش زوزه كشان

گرگ وحشی تری از راه رسید

چنگ زد... بُرد... سرش زوزه كشان

 

گوش كن مابقی قِصّه ز من

گر چه این روضه دهد آزارت

سر بریدند و دویدند... حرم

این بود معنی قتل و غارت



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
پنجشنبه 1394/02/3

محکومیت توهین های هتاکین


یارب بپذیر این همه نفرین را

از حد گذرانده بی حیا توهین را

از دست علمدار فقط كار آید

جز شیر كه باید بزند شاهین را

***

هرگونه جسارت به شما محكوم است

نابودیِ دشمن علی محتوم است

در چهره ی آن كس كه كند هتاكی

آثارِ حرام زادگی معلوم است

***

گیرم كه قلم به كافر افتاد مخور غم

یك لكه به روی دفتر افتاد مخور غم

تاریخ نشان داده كه با پنجه ی عباس

هر كس كه در افتاد ور افتاد مخور غم



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت عباس (ع)، شهادت امام هادی(ع)، 
چهارشنبه 1394/02/2

امام هادی النقی(ع)-شهادت


من از احوال حریمت آقا...

شدت فاجعه را می خوانم...

با دل خسته مفاتیح به دست...

خط به خط جامعه را می خوانم...

 

عادت دست شما احسان است...

من به دنبال کرم آمده ام...

از گدایان قدیمی توٱم...

بازهم سمت حرم آمده ام...

 

اینقدر آه نکش می سوزم...

از دلم زمزمه بر می خیزد...

تا که بر روی زمین می افتی...

ناله ی فاطمه بر می خیزد...

 

چشم خونین تو امشب آقا...

راوی واقعه ی عاشوراست...

یاد غم های حسین افتادی...

سامراء شعبه ای از کرببلاست...

 

تشنه بودی و پریشان احوال

وسط بزم شراب افتادی

در همان حین که گریان بودی

یاد احوال رباب افتادی

 

زیر لب نوحه کنان می گفتی

جای هر تکه کلامی...ای وای

زینب و مجلس رقص و شادی

عمه و چشم حرامی ای وای

 

آن که بر ساحت قدسی شما

غرق در کینه اهانت کرده

چند روزی است به دلدار حسین

به ابالفضل جسارت کرده

 

برسد کاش ببینیم همه

حال او عبرت بین المللی ست

شک ندارم...به خدا می دانم

پاسخش با خود عباس علی ست

 

ما کجا...درک ابالفضل کجا؟!!

عقل کو تا که تورا فهم کند

وای از آن دم که غضبناک شوی

باید اینبار خدا رحم کند



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


خورشید در کرامت بی انتهای توست

جنس ستاره وصله ی رو عبای توست

یا ایهاالنقی غم عشقت برای من

یا ایهاالنقی سر و جانم برای توست

قلبم که بین سینه به عشق تو می تپد

از عاشقان کنیه ی ابن الرضای توست

غصه نخور برای کبوتر نداشتن

جبرییل خود کبوتر صحن و سرای توست

مثل پیمبری ولی از جنس مرتضا

سرداب خانه ی تو همانا حرای توست

چشمان ما به درک حریمت نمی رسد

بر بام عرش سایه ی گلدسته های توست

آقا به رتبه ات فقها غبطه می خورند

نه نه پیمبران خدا غبطه می خورند

قبل تو سامرا سر بامش علم نداشت

دستی شبیه دست تو جود و کرم نداشت

موسی کجا و معجزه ی دست تو کجا؟

حتی مسیح نیز شبیه تو دم نداشت

تفسیر آیه های خدا درس جامعه ست

قرآن بدون ذکر تو نون و قلم نداشت

تقصیر ماست اینکه تو در اوج غربتی

تنها تر از تو عمر زمین از عدم نداشت

آقای من فدای سرت گنبد خراب

تو مادرت کسی ست که عمری حرم نداشت

تو بی کسی قبول ، ولی مثل او که نه..

سیلی نخورده ای تو و رویت ورم نداشت

از غربت تو ارض و سما گریه میکنند

هرشب فرشته های خدا گریه می کنند

شرمنده گی ست دیده ز خون تر نداشتن

روز شهادت تو علم بر نداشتن..

اوج سعادت است برای کسی چو من

پای رکاب مقدمتان سر نداشتن...

سخت که امام دهم باشی و علی

اما کسی شبیه به قنبر نداشتن

سخت بین شهر پر از ظلم و بی کسی

هی بار غم کشیدن و لشگر نداشتن

سهم تو شد زمان هجوم هزار غم

دردی شبیه غصه ی مادر نداشتن

آن لحظه ای که زخم به قلبت هجوم برد

سهم تو بود مالک اشتر نداشتن

در کربلا حسین به عباس تکیه کرد

تو بودی و غریبی و یاور نداشتن

تنها میان لشگر اعدا چه میکنی؟؟

در کاروان سرای گداها چه میکنی؟؟

آقا اگرچه سینه ات از غم کباب بود

اما همیشه مشک شما پر ز آب بود

بردند اهل سامره فیض از دعای تو

اما همیشه خوبی تو بی جواب بود

حیف از دعای جامعه ات که غریب ماند

هر خط آن برابر با صد کتاب بود

آن لحظه ای که پای برهنه دواندنت

آقا گمان کنم که به دستت طناب بود

پای برهنه بردن تو جای خود ولی...

...سنگین ترین غمت می و بزم شراب بود

بزم شراب رفتن تو طشت زر نداشت

با این وجود حال تو خیلی خراب بود

در مجلسی که راس امام و شراب بود

در اوج غصه لحظه ی مرگ رباب بود

دنیای غم به خانه ی قلب رباب ریخت

آنجا یزید بر سر آقا شراب ریخت



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


همراه با زیارت زیبای جامعه

در هر فراز نام تو را ذکر میکنم

"یا إهدنا الصراط"ِ نماز مقربین

در هر نماز نام تو را ذکر میکنم

 

حتی مسیحیان به دمت معتقد شدند

وقتی مسیح نذر تو کرد و شفا گرفت

دیشب مریض خانه ی ما با وساطتت

شد رو به راه ، تذکره ی کربلا گرفت

 

پیچیده سوز ناله ی تو بین قرن ها

آهت اثر نمود و جهان پر شراره شد

با پاره پاره ی جگرت این غزل گریست

با خون دل نوشته شد و چارپاره شد

 

بالا سر تو ضامن آهو کشید آه

بر جمع سوگوار تو آهو اضافه شد

از روی درد ناله زدی: وای مادرم

کم شد ز سینه درد و به پهلو اضافه شد

 

روز دوشنبه زهر و مغیره یکی شده *

با تازیانه بر جگرت حمله ور شدند

روز دوشنبه داغ دلت باز تازه شد

یادآور مصیبت دیوار و در شدند

 

گر چه به روی سینه ی تو زهر پا گذاشت

دور و بر تو خولی و شمر و سنان نبود

گر چه به تو تعارف جام شراب شد

دیگر خبر ز طشت و لب و خیزران نبود

 

از قتلگاه کرببلا سر در آورد

هر کس که کرد مرثیه خوانیِ قتل تو

یک تا دوازده... همه را شمر کشته است

آن ضربه ی دهم شده بانی قتل تو

 

* بنا بر بعضی روایات امام هادی(ع) در روز دوشنبه به شهادت رسیدند.

 وقتی پیکر مطهر آن حضرت را حرکت می دادند، شنیدند کنیزی میگوید: 

(ما ذا لقینا فی یوم الاثنین قدیماً و حدیثاً(

یعنی ما چه کشیدیم از نحوست روز دوشنبه از قدیم الایام تا این زمان

 و با این جمله به روز شهادت پیغمبر (ص) و آتش زدن در خانه ی

 حضرت صدیقه (س) اشاره کرد.

منتهی الآمال،شیخ عباس قمی ص ۱۲۹۰

***

از سایت بی پلاک



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم

سالها دشمن من داد ز غم آزارم

دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم

دشمنان نیز خجالت زده از کردارم

نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد

متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد

معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد

ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد

من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد

گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد

روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم

بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم

غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم

خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم

خواست تحقیر کند دید که والا هستم

جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم

آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد

تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند

دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند

گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند

گاه در مجلس اغیار مرا آوردند

بارها در نظرم کرب و بلا آوردند

کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد

مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا

عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا

بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا

وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا

بزم مشروب کجا و حرم آل کسا

جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین

تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود

صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود

چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود

غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود

زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود

عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند

و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد

بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد

بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد

این رباب است که بوسه به سر از جان می زد

باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد

داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه

نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت

یك سوره رحمت بخوانم، از مصحف روی ماهت

می ‌خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت

احرام عرفان ببندم، با زائران نگاهت

می ‌خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم

ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت

پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت

چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت

ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد

آیینه‌ها را سرودی، این است تنها گناهت

لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو

ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت

ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !

منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت

«هل من...» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم

مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟

من عاشقی بی ‌پناهم ، شبگرد گم كرده راهم

مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟

با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم

مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


کسی کـه بندۀ خاص خدای یکتا بود

وجـود اطهر او در هجوم غـم ها بـود

هماره ذکر خداوند بـر لبش گل کـرد

همیشه گلشن محـراب از او مصفا بـود

ز دشمنان که بر او عرصه تنگ میکردند

ولی اعظم حق را چـه بیم و پروا بـود

قدم به برکه شیران اگرچه او بگذاشت

وحوش را سر بوسه به خاک آن پا بـود

اگرچو جّد غریبش علی به خانه نشست

بـه یاد غُربت درد آشنای بابا بـود

اگرچه ریخت شبانه به خانه اش دشمن

نداشت بیم ز خصم و به یاد زهرا بـود

ز زهر دشمن ظالم، ز پا فتاد کسی

که پاره های دل او پُر از خدایا بـود

دریغ ودردکه گلچین زکینه پرپرکرد

گلی که زینت گلزار سبز طاها بود

امام عسکری از ماتمش سیه پوشید

غبار غم ز سرا پای او هویدا بود

شبی که شمع وجودش خموش شد ،دیدند

فضای سامره تاریک و غرق غوغا بـود

زخاک سامره اش نور بر فلک تابد

که او تجّلی آئینه های تقوا بـود

ز ماتمش نه همین سینۀ «وفائی» سوخت

که داغ او به دل لاله های صحرا بود



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح


سیرتش نه در حقیقت صورت دنیایی اش

ماه را شرمندهء خود می کند زیبایی اش



می چکد نهج البلاغه از لب پایینی اش

می چکد آیات قرآن از لب بالایی اش



لحظه لحظه خیر او حتماً به مردم می رسد

آن کسی که«جامعه»بوده دم لالایی اش



«جامعه»«عجِّل فرج» به به چه تلفیقی شده ست

نسبت فرزندی اش با نسبت بابایی اش



سیزده دیگر برای هیچ کاری نحس نیست

یازده در ذکر بالا می رود کارایی اش



نوکر اربابم و یک بخش از آقایی ام

ریشه دارد بی برو برگرد در آقایی اش



طعم توحید و امامت را به هم آمیخته

نیمه ی مکّی او با نیم سامرّایی اش



هرقَدَر که خسته باشی بعد از آن دیوارها

روبراهت می کند یک استکان از چایی اش



ازحرم برگشته می داند که وقت بازگشت

چایی دوم دوچندان می شود گیرایی اش

 

چونکه تنها می روی هرگز به  سامرّا نرو

چون خجالت می کشد تنهایی از تنهایی اش



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، ولادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


دهمین نــــور آسمان خدا

نظمِ منظومِ کهکشان خدا

دوستدار تو دوستدار خداست

مشـــــــتری یاب آستان خدا

لحن تو مثل لحن قرآن است

ای قدیمی تــــرین لسان خدا

تـــو خدایی خدا نکرده مگر...

"جامعه"چیست جز بیان خدا؟

بی تو بودن مسیر گمراهی است

دهمــــــین اصــل امتحان خــــدا

دوستت دارم ای امــام غریب

عاشقم...عاشقت...به جان خدا

سامــرا رفته را بهشت نبر

به هزار و یکی بهانه خدا!

تا بماند به زیر دندانش

تـا ابد طعم آسـتان خدا

میروم روضه خوان شوم حالا

با اجــــازه غریب ســـــامرا !

زهر خوردی،پرت نخورد دگر

ضربه ای بر سرت نخورد دگر

حرمتت را شکسته اند ولی

لگدی خواهرت نخورد دگر

خوب شد کوفه دور بود از تو...

سنگ بــر پیکرت نخورد دگر

حجم گـــودال پر نبود از تیر

نیزه دور و برت نخورد دگر

دخترت آمـــد و تو را بوسید

کعب نی دخترت نخورد دگر

بگذریم از گریز های دگر...

تیــر، آب آورت نخورد دگر

**

پیش از ابراز ما عطا کردی

سائلی بـــر درت نخورد دگر



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


در دل نگذار این همه داغ علنی را

پنهان نکن از ما، غم دور از وطنی را

این داغ مرا کشت ، چه باید بنویسم

خورشیدِ شب مکه و ماه مدنی را

از بغض لبالب شدم از هتک حریمت

صبرتو به هم ریخته دنیای دنی را

ای ماه دهم ، پیش تو آورده ام امشب

در هاله ای از بهت دلی سوختنی را

آن ها که جگر سوخته ی  سامره هستند

باید بشناسند گدایان غنی را

آنقدر دل سوخته ی پشت حصارت

خون کرد دل عبدالعظیم حسنی را

آنقدر که آتش شدو ری سوخت برایت

آنقدر که خون کرد عقیق یمنی را

دشمن به خیال غلط خویش کشیده است

دور و بر خورشید ، شبی اهرمنی را

اما خبرش نیست خدا داده به دستت

مانند علی بازوی لشکر شکنی را

ای عطر دلارای نماز شبت از دور  !

تا سامره آورده اویس قرنی را

واکن لب نورانی خود را و بیاموز

با جامعه در جامعه شیرین سخنی را*   

بگذار سهیم غم پنهان تو باشیم

نگذار به دل این همه داغ علنی را

 

*جامعه ی اول دراین مصراع زیارت جامعه ی کبیره است که امام هادی علیه صلوات الله الملک المبین آن را به موسی بن عبدالله نخعی تعلیم فرمودند



موضوع : شهادت امام هادی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء