تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام هادی(ع)

امام هادی النقی(ع)-شهادت


به روى خاک غربت سر نهادم یا رسول الله

ز دست دشمنان از پا فتادم یا رسول الله

ز آه آتشین و آب چشم و نالۀ جانسوز

بساط ظلم را بر باد دادم یا رسول الله

به زندان از غم موسى ابن جعفر جدّ مظلومم

برآمد آه سوزان از نهادم یا رسول الله

على را نور عینم من، گل باغ حسینم من

ببین فرزند دلبند جوادم یا رسول الله

فراز قلّه ی کوهى مرا برد از پى تهدید

همان کو داشت اندر دل عنادم یا رسول الله

ز سوز زهر خصم دون شدم مسموم در غربت

ز کف جان در ره جانانه دادم یا رسول الله

نگردد محو در تاریخ، شعر «حافظى» هرگز

چو با سوز درونش کرده یادم یا رسول الله




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/23 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


تنها امام سامره تنها چه می كنی؟

در كاروان سرای گداها چه می كنی؟

دارم برای رنگِ تنت گریه می كنم

پایِ نفس نفس زدنت گریه می كنم

باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟

یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

باور كنیم شأن تو را رَد نكرده است؟

این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند

روی سرِ تو از در و دیوار ریختند

مردِ خدا كجا و این همه تحقیر وایِ من

بزم شراب و آیه ی تطهیر وایِ من

هرچند بین ره بدنت را كشید و بُرد

دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد

باران نیزه، نیزه نصیب تنت نشد

دست كسی مزاحم پیراهنت نشد

این سینه ات مكان نشست كسی نشد

دیگر سر تو دست به دست كسی نشد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


چون یا کریمِ خسته و بی بال و پر شده

در حجره ای که بسته درش محتضر شده

برگـشته رنگ و روش تنش تیر می کشد

وقتــی كه زهــر بر بــدنــش كــارگر شده

بـا چشم تـار تا به زمین خورد لـب فشرد

این ضـعف چـیره بر بـدنش دردسـر شده

یك دست زد به پهلو یك دست روی خاك

یـعنی كـه ارث مــادری اش بیـشـتر شده

دارد به روی مـــادر خـود فــكر مـی كند

خورشید عشق هر نفسش شـعله ور شده

دریــا میان چشم تـَرَش جــا گرفـته است

آری دوباره روضه ی زهرا گرفته است




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


بالاتر از این هاست لوایی که تو داری

 خورشید دمیده ز عبایی که تو داری

 از بنده نوازی و عطایی که تو داری

 آقای جهان است گدایی که تو داری

 ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی

 محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند

 مهر تو به دل های مصفا بنشیند

 هر کس به دلش مهر تو آقا بنشیند

 مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

 لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم

 آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار

 در وصف تو ماندند...چه گفتار و چه اشعار

 حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار

 بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

 در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد

«با آل علی هر که در افتاد ور افتاد»

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست

 ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست

 چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست

 در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

 "العبدُ و ما فی یده کان لمولاه"

 از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است

 اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است

 تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است

 جای ولی الله کجا بزم شراب است؟!

 یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد

 یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت

 از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت

 لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت

 خون از لب شه، روح ز جان اُسرا رفت

 شد مجلس اغیار همان بزم خرابه

 وقتی که سر افتاد به دامان ربابه

×××

با تشکر از آقای رکن الدین  برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


نور تو، روح مرا منزل به منزل می برد

کشتی افتاده در گِل را به ساحل می برد

مرد صحرایی و با تو شوق باران هم سفر

بوی بارانت مرا منزل به منزل می برد

عاقل و دیوانه محکومند، آری چشم تو

هم ز مجنون می برد دل، هم زِ عاقل می برد

«اهل بیت نور» هستید، «آسمان وحی»، ها....!

«جامعه» ما را به شرح این فضائل می برد

ای حبیب غربت تو حضرت عبدالعظیم

شهر ری با اذن تو از کربلا دل می برد

مجلسی که یاد شام انداخت اندوه تو را

گاه سوی طشت و گاهی سوی محمل می برد

کربلا، ظهر عطش، گودال سرخ قتلگاه

اشک هایت عشق را تا آن مراحل می برد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


آن دشمنی كه بر جگرم نقش غم كشید

جان از تنم به حربۀ زهرِ ستم كشید

ابنُ الرضایم و ز رضا ارث برده ام

زهر جفا مرا به همان پیچ و خم كشید

در احتضارم و بدنم درد می كند

این سَمّ جان شكار ، توان از دلم كشید

وقتی كه دید، تشنگی ام قاتل من است

جان را اَجل ز سینۀ من لاجَرم كشید

عمرم شبیه مادر پهلو شكسته شد

نخل جوانی ام ثمر از عمرِ كم كشید

جز زهر كینه مایۀ آرامشم نشد

دریا ز موج خسته شد و چشمه نَم كشید

طاغوت، با سلالۀ زهرا چه ها نكرد

ما را برون ز خانه چو یك متّهم كشید

بالا گرفت كار جسارت به اهل بیت

كارم به سوی بزم شراب و ستم كشید

من وارث بلای خرابه نشینی ام

سوز دلم دوباره به درد و اَلَم كشید

ای كربلا! چو شاهدِ ویرانی ات شدم

گویی كه ابن سعد سنان بر تنم كشید

بهتر كه قبر مادر ما مخفیانه ماند

ورنه كدام حرمله دست از حرم كشید

این ظلم ها هدایت ما را عوض نكرد

شكر خدا، ولایت ما تا عجم كشید

نام علی و فاطمه جاوید مانده است

دشمن خیال كرد بر آنان قلم كشید

ما روی دوش، پرچم عصمت كشیده ایم

دردا، عدو علیه عدالت علَم كشید

دنیا كه خود به خود، قفسِ جانِ خسته بود

تبعید هم به گوشه ای از مَردمَم كشید

از آفتاب زندگی ام بهره كم گرفت

شرمنده ام كه سختی از آن اُمتّم كشید

افطار كردم و جگرم پاره پاره شد

جدّم رسید و وقت سحر در برم كشید

در آخرین نفس، پسرم چون بغل گشود

بُغضش گرفت و پارچه ای بر سرم كشید




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


باید اول معرفی بکنم

ریشه و اصل و اعتبارم را

که بفهمند مردم تاریخ

از تو دارم هر آن چه دارم را

 

بی شک اجداد من غلامان

حلقه به گوش آستان توأند

در همین خطه تا نفس دارند

میزبان نوادگان توأند

 

توی این کشور علی مذهب

که همه مردمش مسلمان اند

اولین مردمی که شیعه شدند

مردم سربلند گیلان اند

 

همه هستند در ولایت ما

مست مولا علی و اولادش

زندگی تمام ماست که در...

...دست مولا علی و اولادش

 

ما مگر مرده ایم که بعضی

به شما احترام نگذارند

بنویسند نام تان را و

بعد علیه السلام نگذارند

 

به تو روزی اگر جسارت شد

بی شک آن روز، روز مردن ماست

تا قیامت از این جسارت ها

لکه ی ننگ روی دامن ماست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  جنبش فدائیان امام هادی النقی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات و شهادت-رباعیات


یک عمـــر برای دین منادی بودی

 آیینــــه ی صبری متمادی بودی

 این قوم همیشه با تو بد تا کردند

 با اینکه برای همه "هادی" بودی

***

یک عمر دلت به حال مردم می سوخت

 روشنگری تو درس دین می آموخت

 تو مرد شکنجــه دیده ای بودی که

 با صبـر دهـان دشمنانش را دوخت

***

 با کفــر اگر حکومـتی پا برجاست

 با ظلم و ستم هر آینه رو به فناست

 هرجا که ستم شود اَبَر مردی هست

 هر جا متوکلیست "هادی" آنجاست

***

افشاگری ات ضامن دینداری شد

 در چشم تمام دشمنان خاری شد

 این نهضت حق به یمن روشنگری ات

 بیــدارتــرین نهضـت بیـــداری شد

***

" ماییم و نوای بی نوایی " آقا

 در پیش خدا شفیع مایی آقا

 این ورد زبان الکن شاعر هاست:

 خورشید غریب سامرایی آقا

***

 در بستر دین چه بی قراری کردی

 از مذهب شیعه پاسداری کردی

 در اوج شکنجه ها و بیداد ستم

 تو سی و سه سال بردباری کردی

***

 از حلم و حیا و دین سرودی یک عمر

 جز عشق کسی را نستودی یک عمر

 از این همه بگذریم در زندگی ات

 مثل پدرت"جواد" بودی یک عمر

***

 در چشم همه مرد نجیبی بودی

 هم مرهم درد و هم طبیبی بودی

 تا روز قیامت دل ما یاد شماست

 آقا تو عجب مرد عجیبی بودی

***

 ماهی و به قصد قربتت می آیم

 اصلا به هوای تربتت می آیم

 آقا چه ضریح با صفایی داری

 رخصت بدهی به خدمتت می آیم

×××

با تشکر از آقای سعیدنژاد برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات و شهادت


مثل امواج خروشان كه به ساحل برسند

وقت آن است كه عشاق به منزل برسند

هادی راه تو هستی و یقیناً بی تو

ناگزیرند از آغاز به مشكل برسند

رهروان از تو و از جامعه تا بی خبرند

كی به درك قلم و قاف و مزمل برسند

واجب دین خدا بودی و تركت كردند

در شتابند به انجام نوافل برسند

در جهان حاكم جبار فراوان دیدیم

كه بعید است به پای متوكل برسند

سامرای تو مدینه ست مبادا یك روز

صحن های تو به ویرانی كامل برسند

با هم از غربت و داغ تو سخن می گویند

شاعرانی كه به درك متقابل برسند

واژه ها كاش كه از سوی تو الهام شوند

تا به این شاعر آشفته ی بیدل برسند




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


قلم به سمت شکوهت قدم قدم آمد

 به سمت دفتر شعرم خود قلم آمد

 دوباره حس سرودن گرفته ام آقا

 و با اجازه ی دستت بگو... دلم آمد

 هنوز مرقد تو سامرای عشاق است

 بدون عشق مگر می شود حرم آمد؟

 میان مسجد اعظم، گدای سامری ام

 و جامعه، شب جمعه، چه با کرم آمد

 حریم حرمت تو قابل شکستن نیست

 و شأن نام تو در این زبان الکن نیست

 همیشه چهره ی تو رنگی از تبسم داشت

 بگو که سنگ ابوهاشمت تکلم داشت

 چهار روز عزیزی که روزه مستحب است

 جواب پیش تو بود و دلم تلاطم داشت

 هر آن که چهره ی نورانی تو را می دید

 درون چشمه ی قلبش غدیری از خم داشت

 چقدر خواست تو را سرزنش کند امّا

 همیشه این متوکل سرِ توهّم داشت

 اسیر سلسله ی توست بغض زندان ها

 به خاک پای تو مستند کلّ حیوان ها

شهادت تو "دوشنبه" است...ای دهم دلبر

 دوشنبه قصه ی آتش، وفات پیغمبر

×××

با تشکر از آقای علی پورزمان برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


گرفته گنبد ویرانه چشم زائر را

و غرق غربت غم کرده هر مجاور را

نشست از حرمت خاک سرد بر سر شهر

گرفت خاک عزا چهره‌ی معابر را

چه قدر کفتر بی خانمان برایت ماند...

قفس شده‌ست زمین، دسته‌ی مهاجر را

دوباره مرثیه شد غصه‌های سنگینت

شکست حرف غمت قامت منابر را

زبان شعر به لکنت رسید در این بیت

غمت گرفت گلوگاه شعر شاعر را

اگر چه حال من و شعر رو به ویرانی‌ست

ولی تحمل کن این دو بیت آخر را

شکستِ قافیه‌هایم فدای گنبد تو

شکسته است غبارِ نبودنش دل را!

و شاعری که تهی دست از مضامین است

نوشته از تو که باشد گدای سامرّا




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


شعر می خواست عُقده بگشاید، به دِلَم لُکنتِ زبان دادند

کوچه های غریبِ سامرا، خانه ی دوست را نشان دادند

روی دست نسیم می رفتی، دشت عطر تو را به خود پیچید

و زنانِ قبیله دنبالت، دامنِ باد را تکان دادند

یعنی از چشم تو جدا ماندند، یعنی از بالهات جا ماندند

خواست تا باز هم ببیند چشم، مگر این اشک ها امان دادند؟

من شنیدم که ابرها آن شب، در فراقت سیاه پوشیدند

لحظه ها با اشاره ی تقویم، عکس خورشید را نشان دادند

بد به حالِ سیاه ها که شبی، راه را بر دل تو سر کردند

خوش به حال ستاره ها که سحر، پیش تو عاشقانه جان دادند

اوج، بالِ تو را تکان می داد، راه پرواز را نشان می داد

تلخ شد کام لحظه ها وقتی، خبرت را به شیعیان دادند

چشم های فرشته ها تر شد، تسلیت گوی قلبِ عسگر شد

ماه در قلب برکه ها خشکید، تا تو را دستِ آسمان دادند

عقده هایی که بعد وا نشدند، دردها از زمین جدا نشدند

تا شبی که فرشته ها به زمین، وعده ی صاحب الزمان دادند

×××

با تشکر از خانم باختر  برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


از ذات ذوالجلال و خلایق به صبح و شام

ای تـا ابـد چـراغ هدایت تو را سـلام

ابن‌الرضــای دوم زهـرا! دهـم امـام!

حـق را تمـام مظهـری و مظهر تمام

فرزنـد نـُه ولی، پدر پاک دو ولی

در چارده جمال ازل چارمین علی

ای گنج بی‌حدود خـدا در خزانه‌ات

بـاغ بهشت، عـکسِ درِ آستـانه‌ات

بار غـم تمامـی امـت بـه شانه‌ات

صحن تو سامرا و دل خلق، خانه‌ات

بیت‌الحرام اهل سجود است کوی تو

روشنگر تمـام وجـود است روی تو

روح مسیـح می‌دمـد از سامـرای تو

کعبه سلام داده به صحن و سرای تو

موسی به رود نیل زده با عصای تو

وحی خداست در نفس جان‌فزای تو

کهف تُقی، حقیقت تقوا، گـل تقی

جان جهان فدای تو یا هادی النقی

تعریف ما و وصف شما هست نابجا

توصیف ما کجا و مقـام شما کجا؟!

از تو همه عنایت و از مـا همـه رجا

حتـی درنـدگان بـه تـو آرنـد التجا

آنچه به وصف قدر و جلالت شنیده‌ایم

در داستـان زینـب کذابـه دیده‌ایـم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


طلوع صبح می پرد دو پلک من برای تو

دلم عجیب می کند هوای تو، هوای تو ...

و بعد از آن دو چشم من پر از خیال می شود

و چکه چکه می کند به راه آشنای تو

اگر چه تا به حال من ندیده ام رخ تو را

ولی چه ساده می رسد به گوش من صدای تو

فضای خانه ی دلم پر از گلاب می شود

همین که گریه می کنم دوباره پا به پای تو

چه شاعرانه می شود اگر شبی دو چشم من

نگاه خود بیفکند به چشم دلربای تو

سوال بی جواب من پر از نیاز و خواهش است

شود که بوسه ای زنم به خاک سامرای تو؟!

عجیب غصه ای شده نبودنت میان ما

عجیب قصه ای شده دوباره ماجرای تو




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


دریاست ولایت و تو کمتر ز کفی

شیطان صفتی و بی حیا و شرفی

حیف نجف معظم مولا نیست؟!!

شاهین حرامزاده ای، نه نجفی




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  جنبش فدائیان امام هادی النقی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت 


ای جگرگوشه امام رضا

آفتاب غریب سامرا

دوستانت اهالی بالا

دشمنانت قبیله های زنا

جبرئیل خداست سربازت

چه کسی گفته بر شما تنها؟

اسم من خادم النّقی گشته

کوری چشم دشمنت آقا

ای چهارم علیّ این دنیا

دهمین بال آسمانی ما

خاک پای تو هم نمی گردند

یوسف و نوح و آدم و عیسی

به قدومت بهشت بوسه زده

در نگاهت خدا بود پیدا

حرمت شعبهٔ بقیعِ حسن

رفته است غربت تو بر زهرا

علی بن محمد بن علی!

تو کجا و شعور مطرب ها؟

جای تو مجلس شراب نبود

الامان از حکایت دنیا

در میان حرامیان بودی

روضه خوان غریب کرببلا

در دل آن همه جسارت و رنج

بود کارت مرور این غم ها:

زینب و اضطراب و نامحرم

خیزران و حسین و تشت طلا

×××

با تشکر از آقای رحیمیان برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت و محکومیت توهین ها 

 

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحۀ غار حراست

خط به خط جامعه آیینۀ قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسۀ ظرفیت من پر شده است

همۀ عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانیِ دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو  


ادامه این شعر

موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


خون می چکد زدیدۀ در خون شناورم

در بهت چشم های گهربار مادرم

 سوز عطـش به ریشۀ من تیشه می زنــد

خشکیده شاخه های بلند صنوبرم

در انتـهای مـغرب رنگ کبود رفت

خـورشیــد پـر فـــروغ جمـال مـنورم

از هرم زهر و معجزۀ لخته های خون

یــاقــوت سرخ گـشته لبــان مــطهـــرم

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد

تفتیده کوره ای شده گــرمای بســترم

بــا هــر نفس تمــام تنم تیـر می کــشد 

چــشم انتــظار قطــع نفــس های آخــرم

در لحظه های  آخـر عمــرم هــوایـیم

افتـــاده شــور کرببــلا بــاز در ســرم

این آرزوی لحظۀ جان دادن من است

با ذکـر «یا حسین» رود جــان ز پیــکرم




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت و محکومیت توهین ها

 

آقای سامرا که سلامم به محضرش

آتش زبانه می چکد از دیده ی ترش

یک عدّه ناجیب که توهین نموده اند

بر ساحت مقدّس و نام مطهّرش...

...آزار داده اند دل اهل بیت را

طوری که آه می چکد از قلب مادرش

در گوشه ای نشسته فقط گریه می کند

یعنی که نیست جز غم و اندوه، یاورش

از معجزات زهر بُوَد این که دم به دم

خونابه می چکد ز نفس های آخرش

پای پیاده ... نیمه ی شب ... کوچه ... آه آه

با این حساب خورده زمین جسم لاغرش

او را اگر چه نیمه شب از خانه برده اند

امّا دگر خمیده نشد قدّ همسرش

تا این که دید در وسط بزم عیش و نوش

جام شراب چیده شده در برابرش

در ذهن خویش خاطره ای را عبور داد

افتاد یاد لعل لب جدّ اطهرش

بزم شراب ... تشت طلا ... چوب خیزران

می زد یزید بر لب او پیش دخترش

نزدیک بود تا که کنیز کسی شود

رنگش پرید و زد گره ای زیر معجرش




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


رحمت محض در نگاه او

بر زبانش فقط بیان خدا

راه گم کرده ایم و می جوییم

از رد پای او نشان خدا

  

آخرین نقطه ی کمال است و

صاحب جامع زیارات است

این که افتاده روی خاک این جا

اصل قبله ست، باب حاجات است

 

این که در پلک روی هم زدنی

می رود تا به عالم بالا

که بیارد دلیل بر حرفش

طایر جنتی به زیر عبا

 

این که تنهاست گوشۀ زندان

آیۀ نور و مرد توحید است

دل او در مدینه جا مانده

بیست سالی اگر چه تبعید است

 

روی پاهاش جای زنجیر و

اشک با دیده هاش مانوس است

و تپش های قلب او مثل

سوسوی شعله های فانوس است  


ادامه این شعر

موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و محکومیت توهین ها

 

دوباره مرغ دلم پر زده به سوی شما

 غزل فتاده دوباره در آرزوی شما

 سلام حضرت هادی! سلام زادۀ نور!

 سلام ما به حریم و به خاک کوی شما

 شما امیر هدایت گری فقط کافی است

 کمی نگاه کند گمرهی به روی شما

 گدایی از در لطف شما شرف دارد

 به پادشاهی عالم، قسم به موی شما

 کجاست حضرت مهدی که هتک حرمت شد

 به ساحت و به مقام و به خلق و خوی شما

 دوباره می وزد از سمت سامرا مولا

 نسیم حامل خاکی ز رنگ و بوی شما

 حرم برای شما ساختم میان دلم

 چقدر فاصله نزدیک شد به کوی شما

 به پای گنبد مخروبه ات دلم خون است

 دوباره مرغ دلم پر زده بسوی شما

×××

با تشکر از آقای اطاعتی برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و محکومیت توهین ها

 

نشسته مرغ دل من به بام حضرت هادی

 به عشق حضرت هادی، به نام حضرت هادی

 شکسته شد دل زارم از این اهانت عظمی

 نوشته ام ز سر شب کلام حضرت هادی

 ذلیل و خوار دو عالم کسی که بر تو بخندد

 نمی رسد به وجودش پیام حضرت هادی

 قسم به دیدۀ گریان، قسم به سینۀ سوزان

 نمی توان بنویسم مقام حضرت هادی

 همیشه مست تو هستم همیشه بوده و هستم

 بریز می به سبویم، ز جام حضرت هادی

 غریب و بی کس و تنها، شبیه حضرت زهرا

 هزار مرتبه گویم، سلام  حضرت هادی

×××

با تشکر از آقای ظفر  برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


هر کس که دشمنت شده بد نام می شود

آسوده باش خصم تو ناکام می شود

آن کس که احترام تو را زیر پا گذاشت

با دست های مهدی ات اعدام می شود




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 05:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت-گریز کربلا


بهر تو کفن بود ولی وای حسین!

 غم سایه فکن بود ولی وای حسین!

 هر چند شدی کشته تو از زهر ولی

 سر روی بدن بود ولی وای حسین!

×××

رفتی تو ولی پسر، عزاداری کرد

 تنها نه پسر، بشر عزاداری کرد

 مظلوم و غریب گر چه شهیدت کردند

 بهر تو ولی خواهر عزاداری کرد

×××

با تشکر از آقای مجتبی شجاع  برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 01:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


ای برده سما رشک بر آن شوکت تو

 ای قبلۀ جان شیعیان تربت تو

 شرمنده ام آقا که نشستم دیدم

 بعد از حَرَمت شکسته شد حُرمت تو

×××

با تشکر از آقای حسینی پور  برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادی آل فاطمه یا أیها النقی

دارم "ولی" شناسی خود را ز نور تو

مولای من ولیِ خدا أیها النقی

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرت صاحب زمان گریست

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

آن ناخن شکسته و آن کاروان سرا

توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

بارانی ست از غم تو چشم سامرا

با دیدن تو اشک ملک بی اراده بود

وقتی که آسمان ز غمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل، شکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود

چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

×××

از وبلاگ کاروان دل




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت 

 

هر که یک جور قسمتی دارد

سامرای تو غربتی دارد

خوش به حال کسی که نوکر توست

واقعا چه سعادتی دارد!

راستی شهر سامرای شما

چند تا بچه هیئتی دارد؟

یا که دور و بر حریم شما

مردمان ولایتی دارد؟

دل من دور صحن و ایوانت

باز میل زیارتی دارد

اعتقاد من است با آن حال

حرم تو چه هیبتی دارد

با وجودی که خاکی است اما

این زیارت چه لذتی دارد

دشمن تو اگر که می دانست

با تو بودن چه عزتی دارد...

تا ابد مبتلای تو می شد

خادم سامرای تو می شد  


ادامه این شعر

موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 10:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات شب شهادت


غربت شهر سامرا، غصۀ هر شب منه

عكس خرابی حرم، آتیش به جونم می زنه

گرد و غبار مرقدت، سرمۀ چشم نوكرات

خیلی غریبی آقاجون! بگو چی شد كبوترات؟

شب شهادت آقا، می خوام یه آرزو كنم

كاشكی می شد با مژه هام، مرقدتُ جارو كنم

آقا بذاركه جونمُ، با هروله فدات كنم

آقا بذار كه رُوم بشه، تو قیامت صدات كنم

سینه زدن با عاشقات، نماز مستیِ منه

این سینۀ خسته باید، یه روز براتُ بشكنه

تو حلقۀ سینه زنی، وقتی برات شور می گیرم

پاك میشه زنگار دلم، آینه می شم- نور می گیرم

این گریه ها روز حساب، توشۀ كوله بارمه

این سینۀ كبود شده، مدال افتخارمه

بندگی رو یادم دادی، با راه و رسم نوكریت

معنی عشقُ فهمیدم، با اون نگاه دلبریت

معجزه كردی آقاجون، كه عاشق خدا شدم

یه تیكه مس بودم كه با، نگاه تو طلا شدم




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-شهادت


آیا که شود باز ببینم وطنم را

آرام کنم سینۀ پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم

با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم

آخر چه کنم؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی

سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشۀ ویرانه نشستم

لرزاند، غم عمۀ سادات تنم را

من کشتۀ بی حرمتیِ بزم شرابم

با آن که نبسته لب چوبی دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی...

سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا، خیره سری، چشم حرامی

سربسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم

زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد

غارت ننموده است کسی پیرهنم را




موضوع: شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


بغض دل خویش را هویدا کردند

خون بر جگر شیعۀ زهرا کردند

یک عده حرام زادۀ بی سر و پا

توهین به امام هادی ما کردند




موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/4 | 05:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.