مناسبت های ماه رجب


صفای طیبه دارد صفای ماه رجب

که عالمی شده مست از دعای ماه رجب

ولادت سه امام و رسالت نبوی

فزوده بربرکات و صفای ماه رجب

مقام و منزلتش نیست کمتر از رمضان

بلند باد شکوه نوای ماه رجب

بخوان ترانه یا ذوالجلال و الاکرام

که مشکلت بگشاید خدای ماه رجب

به روز اول این مه ولادت باقر

شدست موجب عز علای ماه رجب

به روز دهم امام جواد آمده است

به پاسداری رحمت سرای ماه رجب

به سیزدهم مه از فروغ روی علی  

جلا گرفته رخ دلگشای ماه رجب

به بیست و هفتم مه بعثت رسول خدا

به حق شده سبب اعتلای ماه رجب

بخوان نماز و مناجات کن به خلوت شب

که بهرمند شوی از عطای ماه رجب

شبی خوش است(کلامی) برات می بخشند

به حرمت صلوات و دعای ماه رجب




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام جواد(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)،  عید مبعث،  ماه رجب، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/02/21 | 03:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


تازه مسلمانم مسلمانِ محمد

عاشق شدم امشب به قرآنِ محمد

معلوم شد سررشته كار دلِ ما

دست ابوذر بود و سلمانِ محمد

محبوب اهل آسمان ها و زمین است

ذكر حسن جان و حسین جانِ محمد

امیّد دارم كه خدا ما را ببخشد

تنها به حقّ این عزیزانِ محمد

جانم به ایمانی كه دارد این پیمبر

عشق علی مخلوط ایمانِ محمد

امشب حبیبم را حبیب الله كردند

قلب مرا اینگونه خاطر خواه كردند

مبعوث گردید آخرین پیغام آور

قربان این پیغمبر اسلام آور

او آمده انسانِ توحیدی بسازد

در این فضای كفری و سرسام آور

از جا دوباره كنده ما را اسم او، چون

اسمش بُود تكبیرة الاحرام آور

نام اباالقاسم چه غوغاها كه كرده

روی لب پیغمبرانِ نام آور

تو آسمانی هستی و روی زمین هست

معراج های تو هنوز ابهام آور

فهمیده ام كه سینۀ زهرا بهشت است

چون بوده خیلی بوسه ات الهام آور

***


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/03/17 | 01:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


به آن خدای كه بخشد به انس و جان، جان را

به آن نبی كه فروغش گرفت امكان را

اگر سعادت دنیا و آخرت خواهید

ز اهل بیت بگیرید حكم قرآن را

كه اهلبیت، خدا را مظاهر حلمند

كه اهلبیت همان راسخون فی العلمند

قسم به جان محمد كه سیّد دو سراست

قسم به سوره كوثر كه سوره زهراست

كه شیعه راست دو میلاد از كرامت حق

یكی به قلب غدیر و یكی به غار حراست

غدیر و غار حرا رمز وحدت شیعه است

خدا گواست كه این دو، دو بعثت شیعه است

غدیر چشمه جوشان فیض لم یزلی ست

غدیر مثل حرا یك حقیقت ازلی ست

غدیر مكتب اسلام ناب اهل ولاست

غدیر كعبه میلاد پیروان علی است

نبوّت نبوی در غدیر كامل شد

تمام نعمت حق در غدیر نازل شد

به آن خدا كه جهان وجود را آراست

به جان امّ ابیها كه حضرت زهراست

تمام هستی شیعه كه متصل به همند

غدیر و غار حرا و حسین و عاشوراست

به این چهار و به ارواح چارده معصوم

كه خط ما ز حرا و غدیر شد معلوم

خدا و احمد و قرآن و عترتند گواه

كه بی ولای علی هر عبادتی است تباه

به قلب شیعه نوشتند از ازل میثم

محمد است رسول و علی ولی‌الله

به حق كه نعمت حق شد تمام بر شیعه

علی است اول و آخر امام بر شیعه




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/03/17 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


نوبت درست لحظه ی آخر به ما رسید

انسان به عاشقانه ترین ماجرا رسید

حوا درنگ کرد زمین سیب سرخ شد

آدم سکوت کرد قیامت فرا رسید

کشتی شکستگان و رسولان نا امید

در انتظار معجزه بودند تا رسید

از دشت ها تلاوت باران شروع شد

از کوه ها به گوش بیابان صدا رسید

تاریخ ایستاد جهان مکث کرد و بعد

فواره ای بلند شد و تا خدا رسید

پیغمبری به رنگ گل سرخ باز شد

عطر تنش به دور ترین روستا رسید




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/03/17 | 11:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


وصف تو را خدا به بیانی رسا نوشت

روز ازل به یمن شما « هَل اَتی » نوشت

زیباترین قصیده ی خلقت کلید خورد

آن جا که استعاره ی چشم تو را نوشت

هفت آسمان خلاصه ی « وَالشّمس » روی توست

دیباچه ی فروغ تو را « والضّحی » نوشت

وقتی که در جهان به تجلّی در آمدی

اسرار « یا» و «سین » تو را در خفا نوشت

منظور خلقتی و خداوند از ابتدا

نام تو را به دفتر خود مبتدا نوشت

آن گاه آیه آیه تو را منتشر نمود

تشریح انبعاث تو را در حرا نوشت

نوری شد و تمام تو را در خودش سرود

در «نَجم » و «دَهر » و «نور » و « دُخان » بر ملا نوشت

آن قدر خوب و پاک و زلالی که دست حق

یک پرده از مقام تورا در «کسا» نوشت

محمودِ آفرینشی، نام تو را خدا

در هر کجا نوشت یقیناً به جا نوشت

شرح تو را خدا به بیانی دگر نوشت

تو خوبِ خوب بودی و او خوب تر نوشت

***

با تشکر از آقای کفشگر برای ارسال این شعر




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/03/17 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


در صف پیغمبران، آیت عظمی توئی

پیک خدا زینت مسجد الاقصی توئی

ماه درخشندۀ، لیلة الاسری توئی

منبع نور رخ حضرت زهرا توئی

کعبه توئی دل توئی کعبۀ دل ها توئی

مهر درخشان بُود ذره ای از روی تو

قبله شود آشکار از خم ابروی تو

جان جهانی بود بسته به یک موی تو

ای به فدای تو و مسیر نیکوی تو

خاتم پیغمبران، حضرت طاها توئی

مات کلیم اله از معجزه قرآن تو

نوح بود بنده ای در خط فرمان تو

عیسی مریم بود طفل دبستان تو

حاتم طائی یکی ریزه خور خوان تو

طوطی شکر دهن لعل شکرخا تویی

علم جهان قطره و علم تو دریا بود

مستمع درس تو صد چو مسیحا بود

رایت حسن تو بر عرش معلی بود

زهره ایوان تو حضرت زهرا بود

در فلک معرفت عقد ثریا توئی

منطق کوبنده ات کلامی از کبریاست

حدیث لبخند تو چکامه ای دلرباست


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/16 | 01:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


اقرأ بخوان! چه گونه؟ نه! امکان پذیر نیست

اقرأ بخوان! که معجزه کُفران پذیر نیست

این آیه ها که خون حیات رسالت اند

جز در رگان قلب تو جریان پذیر نیست

در لامکان زمزمه ات، درک این که نور

از چند سمت آمده امکان پذیر نیست

«بر کوه اگر بخوانی اش از جای، می کَند»

در مکّه قلب کیست، که قرآن پذیر نیست؟

این قوم را همیشه دعا کرده ای ولی

مکه، چنان که پلک تو...باران پذیر نیست

ای نوحِ دین به دست علی داده! لا تخف!

کشتی بدون نور تو سکّان پذیر نیست

بی شک شفیع امت خویشی! که گفته است

دوزخ به دست عشق، گلستان پذیر نیست؟




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/16 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


از بام و در کعبه به گردون رسد آواز

کامشب در رحمت به سماوات شده باز

بت های حرم در حرم افتاده به سجده

ارواح رسل راست هزاران پر پرواز

کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر

مکه شده زیبا دل افروز و سرافراز

جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز

از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز

دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور

در مدح محمد همه گشتند هم آواز

هر ذره ی کوچک شده یک مهر جهان تاب

هر قطره ی ناچیز چو دریا کند اعجاز

جبرئیل سر شاخه ی طوبی چو قناری

در وصف محمد لب خود باز کند باز

جبرئیل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟

جایی که خداوند به قرآن کند آغاز

خوبان دو عالم همه حیران محمد

یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد

این است که برتر بود از وهم کمالش

جز ذات الهی همه مبهوت جلالش

رضوان شده دلداده ی مقداد و ابوذر

فردوس بود سائل درگاه بلالش

والله قسم نیست عجب گر لب دشمن

چون دوست ز هم بشکفد از خلق و خصالش

هرگز به نمازی نخورد مهر قبولی

هرگز، صلوات ار نفرستند به آلش

بی رهبریش خواهد اگر اوج بگیرد

حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش

یوسف ببرد حسن خود از یادگر او را

یک منظره در خاطره افتد ز خیالش

این است همان مهر درخشنده که تا حشر

یک لحظه به دامن نرسد گرد زوالش

گل سبز شود از جگر شعله ی آتش

در وادی دوزخ فتد ار عکس جمالش

چون ذات خدای ازلی لیس کمثله

باید که بخوانیم فراتر زمثالش

ایجاد بود قبضه ای از خاک محمد

افلاک بود بسته به لولاک محمد


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/16 | 12:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


این بار آمدم ز دل و جان بخوانمت

پر شور آمدم که فراوان بخوانمت

از جای جای سوره ی انسان بخوانمت

رخصت بده طراوت باران بخوانمت

یا ایّها الرسول سر و جان فدای تو

این خسته ی غریب بیابان فدای تو

من آمدم شکوه سراسر بخوانمت

این بار آمدم که مکرر بخوانمت

عیبم نکن قیامت دیگر بخوانمت

با حشر و دهر و واقعه، محشر بخوانمت

تا کور گردد آن که نبیند شکوه تو

اسلام این تمامت فتح الفتوح تو

وقتش رسیده آسمان نورانی ات شود

دریا به جوش آید و طوفانی ات شود

افتد حرا به لكنت و حیرانی ات شود

عالم سزاست یكسره ارزانی ات شود

باید برای گفتن نامت وضو گرفت

نام تو برده ایم و دهان عطر «او» گرفت


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/16 | 12:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث پیامبر اعظم(ص)


آسمونیا غزل خوون توی این شبِ همایون

جای ذکرحق ببینید صلواتِ رو لباشون

شدن عاشق نگاهت پراشونه فرش راهت

می خونن نمازُ زیر طاق ابروی سیاهت

عید مبعث دوباره هیئتا چه حالی داره !

عیدی کربلا می گیره هر کسی که کم نذاره

شب جشن حق پرستی شب کف زدن با مستی

دعوت خداست که امشب بین نوکراش نشستی

عید مبعثِ می دونید سرودُ با من بخونید

براتِ مدینه می دن، بگیرید همه می تونید

بارون غزل می باره از لبای هر ستاره

تو دلای شیعیانش غم دیگه جایی نداره

شب عید پس چه بهتر لبی تر کنیم ز ساغر

روی خمره ها نوشته می بزن به عشق حیدر

شب عید مبعث باز شب جام و باده و ساز

ساقی از تموم هیئت عکس دستِ جمعی بنداز

روز محشر ای جماعت پیش چشم اهل بدعت

فاطمه می شه به اذنش همه کاره ی قیامت

رحمتش حساب نداره هوامون رو خیلی داره

بیش تر از همه قیامت به ماها محل می ذاره

قیامت روز نویده دل شیعه پُر امیده

حضرت نبی به حیدر کلید بهشتُ می ده




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/16 | 12:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت

 

پیمبران همه از جای خود قیام کنید

نماز رو بـه سوی مسجدالحـرام کنید

ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید

می طهور به دست خدا به جام کنید

سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید

ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید

شب امید شمـا و شب نویـد شماست

ادب کنید که عید خدا و عید شماست

پیــام فتــح و نویــد ظفــر مبارک باد

دعــای عمــر شمــا را اثــر مبارک باد

خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد

تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد

خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد

به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد

خبر دهید که عید اخوّت آمده است

خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/29 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-عید مبعث


وقتی شکوفا شد گل امید آن روز

گل های عشق و معرفت روئید آن روز

در وسعت هفت آسمان غرق توحید

جبریل بذر نور می پاشید آن روز

گوئی ز چشم آسمان بر چهرۀ خاک

اشک نشاط و شوق می غلطید آن روز

تا گوهر شهوار خود را عرضه سازد

دریای رحمت موج زد جوشید آن روز

در خلوت روحانیش با دوست احمد

از گلشن سبز دعا گل چید آنروز

در جلوه های وحی و توحید و نبّوت

صد جلوه از نور خدا را دید آن روز

آمد صدای «قم فانذر» تا به گوشش

با نغمۀ «اقرأ» به خود لرزید آنروز

با رویش آن گلبُن سبز نبّوت

عطر رسالت در فضا پیچید آن روز

ذراّت هستی زیر لب مبهوت و حیران

گفتند سر زد از حرا خورشید آن روز

از یمن خلق نور او وز بعثت او

گوئی خدا بر خویشتن بالید آن روز

تا خلق را سازد رها از بت پرستی

دادند بر او پرچم توحید آن روز

بخشید چون تاج شرف بر او خداوند

کرد از مقام و قدراو تمجید آن روز

تا خلق را آگاه سازد از مقامش

حق نقد هستی را به او بخشید آن روز

بر ظلمت دل های تیره ای «وفائی»

نور خدا از آسمان تابید آن روز




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/29 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مبعث 

 

امروز قلب عالم و آدم حرای توست

این کوه نور شاهد حرف خدای توست

مکه دگر برای بزرگیت کوچک است

فریاد کن رسول که دنیا برای توست

اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول

قران بخوان امین که همین آشنای توست

لات و هبل برای تو تعظیم کرده اند

وقتی که قلب سنگی عُزی فدای توست

خورشید و ماه بین دو دست تو دل خوشند

یعنی تمام تکیه عالم عصای توست

بعد از هزار سال دگر می شناسمت

وقتی که جای جای دلم رد پای توست

فریادتان تمام زمین را گرفته است

امروز هر چه می شنوم از صدای توست 




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/29 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مبعث 

 

همای نور شده راه مكه را پویید

به آب چشمۀ زمزم، زبان و دل شویید

سپس به زمزمۀ لا اله الا الله

دهید دست به هم لا شریك له گویید

ز خَلق بانگ هو الهو جدا جدا شنوید

درون كعبه ز بت‌ها خدا خدا شنوید

به چشم دل همه جا نقش جای پای خداست

به نی نوای وجودم چو نی، نوای خداست

الا تمام جهان گوش، گوش تا شنوید

زبان، زبان محمد، صدا صدای خداست

ز كوه و سنگ و ز هامون دعای دل شنوید

ندای ختم رسل از حرای دل شنوید

فرشتگان همه در دستشان صحیفۀ نور

جهانیان شده غرق نشاط و مست و سرور

ز قبضه قبضۀ خاك حجاز می‌شنوم

كه ای تمام پری چهره گان زنده به گور

طلوع صبح سفید شما مبارك باد

محمد آمده عید شما مبارك باد  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/29 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-عید مبعث

 

طی می كنیم سمت ملاقات جاده را

شاید كسی سوار كند این پیاده را

وقتش رسیده است كه با گریه ریختن

جبران كنید توبه ی از دست داده را

تكریم دیگری ست همین امتناع ها

پس شكر می كنیم عطای نداده را

ما در ركوعِ نافله با آبروتریم

اصلاً نخواستیم تن ایستاده را

خُدّام آستانْ همیشه جلوترند

یا رب نگیر خدمت این خانواده را

مكه شرافتش به حضور محمد است

پس قصد می كنیم فقط مكه زاده را

گر بی علی بناست كه این راه طی شود

مگذار پس مقابل ما راه جاده را

ما درب خانه ای به جز این در نمی رویم

ما بی علی كنار پیمبر نمی رویم

خوان كریم خالی و بی نان نمی شود

فقر گدا حریف كریمان نمی شود

گویی نمی برد ز عنایت سعادتی

آن كه اسیر زلف پریشان نمی شود

این چه حكایتی ست كه اصلاً برای ما

مبعث بدون شاه خراسان نمی شود

از بركت دعای رسول است هیچ جا

در دوستی فاطمه ایران نمی شود

مبعث نتیجه ای ز كرامات حیدر است

هر آن كه بی ولاست مسلمان نمی شود

یكبار «یا نبی» و دگر بار «یا علی»

«یا مصطفی» بدون «علی جان» نمی شود

چون شرح زندگانی مولاست، خواندنی ست

ورنه كسی كه پیرو قرآن نمی شود

جبریل علی، وحی علی و زبان علی ست

قرآن بخوان رسول، كه قرآن همان علی ست  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-عید مبعث


می رسید از قله های کوه نور

از بلندای تشرف در حضور

فرش استقبال راهش می شدند

هر چه جن و هر چه انس و هر چه حور

کوه ها هم در تشهد آمدند

از تجلایی که شد در کوه نور

او چراغ شرع را آورده بود

بر سر این جاده های سوت و کور

تزکیه می داد روح خاک را

چشمه چشمه با سخن های طهور

مثل دریا رودها را جمع کرد

رودهایی از قبایل های دور

وحی می آرود تا آنجا که عقل

در خودش می کرد احساس شعور

شرح صدرش را کسی تخمین نزد

تا بفهمد کیست این سنگ صبور

و کتابی بود با خط خدا

تا بشر خود را کند با آن مرور

ای کتاب قل هو الله احد

لم یلد یولد و لم کفوا احد

تا شعاع مهرت عالم تاب شد

مهربانی از خجالت آب شد

این زمین دیگر کویر تشنه نیست

زنده شد، آباد شد، شاداب شد

فارغ از نسل و نژاد و رنگ و بو

هر غلامی با تو بود ارباب شد

تو همانی که بلال مسجدت

گل عرق هایش گلاب ناب شد

هر که با تو با علی راضی نشد

وصل بر دریا نشد مرداب شد

از زلال چشمه های وحی تو

تشنه ای همچون علی سیراب شد

این علی که مست پیغمبر شده

با دعای مصطفی حیدر شده


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 06:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-مدح-مبعث


بر سر آشفته ام زلف پریشان ریخته

در دل حیران من آیات حیران ریخته

نیستم ناراحت از این که شهیدم کرده اند

خون من گر ریخته در پای جانان ریخته

سفره ی دل باز کردن پیش مهمان بهتر است

پس دلم هر آن چه دارد پای مهمان ریخته

تا مقام قاب قوسین ابتلا باید کشید

در بیابان طلب خار مغیلان ریخته

گاه باید بیشتر همرنگ شد، مثل اویس

نذر یک دندان جانان، چند دندان ریخته

هر دو عالم، عالمی دارند پیش مقدمت

آن یکی دل ریخته است و این یکی جان ریخته

گر چه آدم، گر چه عیسی، گر چه موسی... باز هم

گمتر از درهای دربار تو دربان ریخته

بس که خاطرخواه داری و عزیزی که خدا

جای گل روی سرت آیات قرآن ریخته

نذر این پیغمبری خوب است ذبحی رد کنی

عید مبعث در ضمیرش عید قربان ریخته

آن قدر ذات خدا در تو تجلی کرده است

زآن همه یک جلوه اش را در خراسان ریخته

با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است

ور نه از این نامسلمان ها فراوان ریخته

شب، شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام

بس که از روی لبت ذکر علی جان ریخته

یا نبی و یا نبی و یا نبی یا مصطفی

یا علی و یا علی و یا علی و یا مرتضی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


ببین که قلب زمین شور دیگری دارد

و در نگاه خودش نور باوری دارد

همین که غار حرا مست لفظ  اقرأ شد

ز اعتبار نبی فکر دلبری دارد

ز های و هوی ملک گوش آسمان پر شد

و کنج سینه ی خود نور سروری دارد

تمام غار حرا مثل عرش اعلاء شد

دل رمیده ی او حال بهتری دارد

صدای حضرت جبریل می رسد بر گوش

هبوط کرده و حکم پیمبری دارد

به تو سلام خداوند یا رسول الله

بخوان به نام خداوند یا رسول الله

نگاه خیره ی دنیا به سمت غار حرا

چه می تپد دل بی تاب مردم بالا

برای یک قدم امشب مجال حرکت نیست

ز ازدحام ملائک به روی خاک خدا

برای اینکه به همراه خویش آوردند

پیام تهنیت منصب نبوت را

و اولین نفری که رسید و اشهد گفت

علی عالی اعلاست پشت غار حرا

در آن میانه ملائک به یک دگر گفتند

چه خالی است خدا جای حضرت زهرا

خوشا به حال خودم هم زبان سلمانم

خوشا به حال خودم شیعه ی مسلمانم  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اعظم(ع)-مبعث


ای دامنه ی وصف تو گسترده به عالم

المنة لله که تویی سید خاتم

ای رحمت رحمان به تو تفویض محمد

ریزد ز سر انگشت تو صد حضرت حاتم

محبوب تر از حضرت تو خلق نگشته

ای دوستی ات تاج سر عالم و آدم

قرآن نه کتابی است به هر سینه بگنجد

ای جان تو ظرف علق و کوثر و مریم

اخلاق تو و حب تو و یوسفی تو

صدها صفت حُسن دگر نزد تو معجم

شد غار حرا نقطه ی عطف هنر عشق

یعنی که تویی مرکز پرگار دو عالم

وقتی که سرازیر شدی از سر آن کوه

عالم همه در زیر قدم های تو شد خم

با خلق عظیمت همه را شیفته کردی

اسلام ز اخلاق تو شد قبله ی عالم

مشی تو به اسلام علی عادتمان داد

این است صراطی که به قرآن شده اقوم

صهبای علی را که به هر سینه نریزند

از میکده ی توست که مستیم دمادم

تاریخ علی دوستی از ناحیه ی توست

تقویم ولایت به تو دادند مسلم

واقف به تولای علی چون تو کسی نیست

ای یار قدیمی علی قائد اعظم

این سابقه پیداست به دیباچه ی هستی

هر جا که رسیدی تو علی بود و خدا هم


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


عید نجـات عـالم خلقـت مبارک است

آوای وحـی و لیلـۀ بعثـت مبارک است

عیـد نـزول سـورۀ اقـرأ بـه عقـل کل

جشن کمال و علم و فضلیت مبارک است

ریحانه‌های زنده نهان گشته زیر خاک

عیـد حیات، عیـد ولادت مبارک است

عیـد نـزول وحـی الهی به احمد است

جان در طبق نهید که عید محمّد است

آوای وحی می‌رسد از شش جهت به گوش

بر قلب‌های مرده دمد روح از این سروش

از سنگ‌هــای غـار حـرا آیـد ایـن نـدا:

فریاد بی‌صدای خـدا تا بـه کی خموش؟

اقرأ! بخوان! بخوان! که خدا گویدت بخوان

اقرأ! و ربک ای همـه سر تا قدم خروش

اقرأ! بخوان! که قلب بشر بی‌قرار توست

فصـل خـزان گذشت؛ طلوع بهار توست

اقرأ! بخوان! که نور نبوت دمیده است

اضرب گذشت؛ نوبت اقرأ رسیده است

اقرأ! بخـوان! بخوان! که خداوندگار تو

بهر نجات خلق، تـو را برگزیـده است

اقرأ! بخوان! که پیش‌تر از خلقت وجود

ذات خـدا پیامبــرت آفریــده اسـت

اقرأ! بخوان! که از همگان دلبری کنی

مــا کبریـایـی و تـو پیــام‌آوری کنی  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-مدح-مبعث


شما زمان شروع من ابتدای منید

مسیر سبز نجاتِ در انتهای منید

اگر چه "اسهد" لحنم مرا بلال نکرد

ولی همیشه شما اشهد صدای منید

به شوق روی شما هست وقف محرابم

شما تهجدمید و شما دعای منید

شما برای خدایید و من برای خودم

نه من برای شما نه شما برای منید

گل اضافیتان بودم و اضافه شدم

به آفرینشتان پس شما خدای منید

شما بهار، شما آسمان، شما برکات

به خاندان شما اهل بیت حق صلوات

بهشت را تو ظهور مصوّرش بودی

خدای آینه ها را تو دلبرش بودی

تو حق محضی و در خلوت خداوندی

کسی نبود فقط تو، تو در برش بودی

برای آن که خدا ناظر خودش باشد

شبیه آیینه ای در برابرش بودی

در آن زمان که درختی نبود و برگی هم

خدای بود و تو هم سیب نوبرش بودی

قرار نیست چهل سال بگذرد از تو

تو قبل از آمدنت هم پیمبرش بودی

مدینه تا که تو را داشت تا محمد داشت

خدا همیشه در آن شهر رفت و آمد داشت


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/27 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


نور جهان گیر نبوّت رسید

عید بزرگ بشریّت رسید

عید خدا عید جهان وجود

عید قیام است و ركوع و سجود

عید رسول دو سرا آمده

منجی عالم ز حرا آمده

سیّد افلاك سلامٌ علیك

خواجه لولاك سلامٌ علیك

ای شده لبریز پیام خدا

بخوان، بخوان، بخوان به نام خدا

بخوان، بخوان ای به دو عالم علم

به نام آن كه آفریده قلم

بخوان كه هستی به تو دارد نیاز

بخوان كه خلقت به تو آرد نماز

بخوان كه آغاز پیام‌آوری است

بخوان كه پایان ستم گستری است

بخوان كه نابودی نا اهل‌هاست

بخوان كه ناكامی بوجهل‌هاست

بخوان كه توحید كشد ناز تو

بخوان كه عدل است سرافراز تو

بخوان و خود را سپر سنگ كن

بخوان و رخساره ز خون رنگ كن

غار حرا نه، همه جا طور تو است

زمین و آسمان پر از نور تو است

نكته به نكته، رو به رو ،مو به مو

آنچه كه بایست بگویی بگو

بگو هو الحیّ و هو الهو، بگو

بگو خدا نیست به جز او، بگو

بگو همه خداپرستی كنید

ترك گناه و جهل و پستی كنید  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/27 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اعظم(ع)-مبعث

 

آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

می رسی مثل مسیحا و به جسم کعبه

با نفس های الهی تو جان می آید

بس که در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می آید

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست

قبله‌ی عزت و ایمان به جهان می آید

با قدوم تو برای همه‌ی اهل زمین

از سماوات خدا برگ امان می آید

نور توحیدی تو در همه جا پیچیده ست

از فراسوی جهان عطر اذان می آید

عرشِ معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالم تابت

خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد

نور توحید به قلب بشر ارزانی شد

خواست حق، جلوه کند روشنی توحیدش

قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد

ذکر لب های تو سرلوحه‌ی تسبیحات است

عرش با نور نگاه تو چراغانی شد

قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند

نورت آئینه‌ی آئین مسلمانی شد

به سراپرده‌ی اعجاز و بقا ره یابد

هر که در مذهب دلدادگی ات فانی شد

خواستم در خور حسن تو کلامی گویم

شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد

ای که مبهوت تو و وصف خطی از حسنت

عقل صد مولوی و حافظ و خاقانی شد

«از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/26 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-بعثت


برقـع گشود و سورۀ نـور آفریـده شد

یک خنده کرد؛ صبح ظهور آفریده شد

بر تخته سنگ غار حـرا عـاری از قلم

خطی کشید و شعر و شعور آفریده شد

صـوت خدا ز حنجره گل کرد بر لبش

داوود پا گـرفت و زبــور آفریــده شـد

یک جمله از مقاومتش بر زبان گذشت

کوهی به نـام سنگ صبـور آفریده شد

موجی به بحر معرفتش زد که بی‌درنگ

دریایـی از شـراب طهـور آفریـده شد

عالم محیط معرفت و شوق و شور شد

ملـک وجـود، محفل فیض حضور شد

شام سیاه جهل بـه پایـان رسیـده بود

باور کنیـد صبـح بصیـرت دمیـده بود

باور کنیـد دولـت قـرآن گــرفت پــا

باور کنیـد رنـگ شیـاطین پریـده بـود

میلاد عـدل و داد و مسـاوات و زندگی

یا کودکی که زنـده به گـور آرمیده بود

یـا جشـن مـادری کـه ز بی‌رحمی پدر

داغ شکفته دسته‌گل خویش دیـده بود

یا جشـن عیـد بـَردۀ شـلاق خورده‌ای

کز عمر، دست شسته دل از جان بریده بود

با آن کـه سینه‌اش همـه کانـون خشم بود

جاری سرشک شادی‌اش از هر دو چشم بود  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/26 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مبعث

 

آن شب سكوتِ خلوتِ غار حرا شكست

 با آن شكست، قامت لات و عُزی شكست

آمد به گوش ختم رسولان ندا بخوان

 مهر سكوت لعل بشر زان ندا شكست

با خواندن نخوانده الفبا طلسم جهل

در سرزمین ركن و مقام عصا شكست

آدم به باغ خُلد، خدا را سپاس گفت

 تا سدّ ظلم و فقر به ام القری شكست

نوح نبى به ساحل رحمت رسید و خورد

 طوفان به پاس حرمت خیرالوری شكست

بر تخت گُل نشست در آتش خلیل حق

 تا ختم الانبیا گل لبخند را شكست

عیسى مسیح مُهر نبوّت به او سپرد

 زیرا كه نیست دین ورا تا جزا شكست

آمد برون ز غار حرا میر كائنات

 آن سان كه جام خنده باد صبا شكست

در خانه رفت و دید خدیجه كه مى دهد

 از بوى خویش مُشك غزال ختا شكست

بر دور خویش كهنه گلیمى گرفت و خفت

 آمد ندا كه داد به خوابش ندا شكست

یا «ایّها المدّثر»ش آمد به گوش و گفت

 باید كه سدّ درد ز هر بى نوا شكست

قانون مرگ زنده به گوران به گور كن

 كز مرگ دختران نرسد بر بقا شكست

آماده بهر گفتن تكبیر كن بلال

چون مى دهد به معركه خصم دغا شكست

اینک به خلق دعوت خود آشكار كن

هرگز نمى خورد به جهان دین ما شكست

برخیز و بت شكن كه على دست یار توست

 كز بُت نمى خورد على مرتضى شكست

طعن ابى لهب نكند رنجه خاطرت

 كو مى خورد ز آیه «تبّت یدا» شكست

«ژولیده» گفت از اثر وحى ذات حق

 آن شب سكوتِ خلوتِ غار حرا شكست




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/26 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-بعثت 

 

تاریک بود شب - شب ظلمت - اما ستاره گفت: محمد

نورش پر از صدای خدا شد وقتی دوباره گفت: محمد

پرسیدم از ستوده‌ی انجیل، راهب رسید و گفت: محمد

بر روی لوح چرمی آهو چشمی کشید و گفت: محمد

بعدش گذاشت گوشه‌ی لب‌ها خالی سیاه و گفت: محمد

بعدش نشست و سیر نظر کرد در قرص ماه و گفت: محمد

آمد صدا، صدای ملَک بود در آسمان سرود: محمد

هستی به وجد آمد و گل کرد بر شاخه‌ی وجود محمد

غار حرا به لرزه درآمد از وسعتی که داشت محمد

حتی میان سنگ ثمر داد آن دانه‌ای که کاشت محمد

در مکه «لا اله» اگر بود انداخت روی خاک محمد

الله را به آیینه آورد با آن دو چشم پاک محمد

زیبایی بهشت و نورش، تعبیر خُلق توست محمد!

اما به نام توست در این شهر صد دین نادرست محمد!




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/25 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-بعثت 

 

عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است

مجنون ترین صحابی دوران نوشته است

این هم ز مشکلات و مکافات عاشقی است

دست مرا برای گریبان نوشته است

از دست اختیار تو راه فرار نیست

این جبر را خدات به پامان نوشته است

مانند تو امیر فقط یک نفر ولی

مانند من اسیر فراوان نوشته است

شکر خدا که نام مرا اعتبار تو

سلمان نوشته است، مسلمان نوشته است

نام تو را به آب طلا دستِ کردگار

بالای تخت و تاج سلیمان نوشته است

کم ناز کن دو آیه از این سوره را بخوان

اصلاً خدا برای تو قرآن نوشته است

امشب قلم زدند پریشانی مرا

با تو رقم زدند مسلمانی مرا

قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده

توحید را نشان زمین و زمان بده

قرآن بخوان و با نفس آسمانی ات

این مرده های روی زمین را تکان بده

قرآن بخوان و بال مرا از قفس بگیر

اندازه شعور پرم آسمان بده

آخر چه قدر قوم پسر دار می شوند

دختر به دست دامن این مادران بده

جز با صدای عشق مسلمان نمی شوم

پس لطف کن خودت در ِگوشم اذان بده

قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس

هر که ادلّه خواست علی را نشان بده

تو آسمان مکه ای و ماه تو علی ست

تنها دلیل روشنیِ راه تو علی ست


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/24 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اعظم(ص)-مبعث

 

دوان دوان ز فراسوی نور می آید

امین ترینِ کلیمان ز طور می آید

ردای سبز رسالت به دوش خود دارد

از آسمان نگاهش ستاره می بارد

شتابِ پای محمد خلیل آسا بود

شب هلاکت بت های لات و عُزّی بود

نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد

به دست همت خود پرچم ظفر دارد

شعاع نور جبینش به کهکشان رفته

به مرزهای سماوات بیکران رفته

سپیده طبل افق را مدام می کوبد

مسیر آمدنش را فرشته می روبد

ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود

تبسمش مِی عرفانی ملائک بود

دریده پرده ی شب را به نور سیمایش

حریم خلوت خورشید چشم گیرایش

طنین هر قدمش شادباش می گوید

به زیر هر قدمش سبزه زار می روید

زمین مُرید طریق مسیح نعلینش

هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش

کران رحمت او وسعت هزاران نیل

به ارتفاع مقامش نمی رسد جبریل

خدا دوباره به عشق نبی تبسّم کرد

بهشت قُرب خودش را به نام مردم کرد

به گوش می رسد از سمت سرزمین خُلود

صدای خواندن چاووش حضرت داوود

بزرگ زاده ی ایل  مبشّران بهشت

امیر قافله سالار کاروان بهشت

مسیحِ مکه شد و روح مرده را جان داد

به مرگ دخترکان عشیره پایان داد

به قوم حق طلبان اذن مِی گساری داد

سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد

مُدبّرانه به قتل خرافه فتوا داد

به دست غنچه ی لب، حکم جلب غم را داد

خدا کند به نگاهی شویم مقدادش

شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش

خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم

کنار گنبد خضرا، کبوترش باشیم

بخند حضرت آقا که یاسرت باشم

بهشت هم بتوانم مُجاورت باشم

من از تبار ارادت ز کوی سلمانم

هزار مرتبه شکر خدا مُسلمانم

به خال حضرتِ معشوق خود گرفتارم

من از قبیله مجنون ز ایل عمّارم

من از پیاله ی دستت شراب می خواهم

برای دار جنونم طناب می خواهم

اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن

سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مبعث در حرم امام رضا (ع)

 

امشب پی عیدی ز شما آمده ام

با قلب شکسته چون گدا آمده ام

حالا که نشد نجف زیارت بروم

بر درگه تو امام رضا آمده ام

این جا که بود مدینه و مکه ی من

محرم شده با سوز دعا آمده ام

ای صاحب این حرم گسترده ببین

در سفره ی تو پی غذا آمده ام

این دست تهی من به تو می گوید

این موقع نیمه شب چرا آمده ام

تا که مرا این شب عیدی بخری

در خانه ی تو با شهدا آمده ام

من هم نفس فداییانت بودم

حالا بنگر که بینوا آمده ام

ای پنجره فولاد تو صاحب اعجاز

بیمارم و دنبال دوا آمده ام

در مسجد ارک منتظر می مانم

امشب پی دعوت از شما آمده ام




موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/22 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اعظم(ع)-بعثت

 

صفای زندگیم آیه های قرآنت

بیا به ما بركت ده به بركت نانت

تویی كه كعبه به دور سر تو می گردد

رسول آینه ها! هستی ام به قربانت

كسی كه عطر گدایت بر مشامش خورد

چنان اُویس قرن می شود پریشانت

تویی كه ماه بود مُهر جانماز شبت

تویی كه حضرت حیدر شده مسلمانت

شبی بیا و مرا زائر حریمت كن

چرا كه عطر خدا می وزد ز ایوانت

اگر كه خاك كف پای توست عرض و سما

بهشت شاخه یاسی است كنج گلدانت

تویی كه در حرم چشم هات معلوم است

كه خاك پای علی بوده است سلمانت

بیا و آتش جان مرا گلستان كن

بیا به حق حسینت مرا مسلمان كن

همیشه سفره لطفت به عالمی وا بود

حرای خانه تو جانماز زهرا بود

تویی كه وقت نماز جماعتت هر شب

همیشه در صف اول یقین مسیحا بود

مرا به خاك درت نوكری ست اربابی

چرا كه خاك درت كوه طور موسی بود

همیشه دور و بر خانه بهشتی تو

یكی دو تا نه، هزاران فرشته پیدا بود

كسی كه از در این خانه رهگذر می شد

ندیده روی تو را بدتر از زلیخا بود

در آن حوالی گرم حجاز هم تنها

دل تو بود كه همواره مثل دریا بود

كسی كه پشت سرت حامی رسالت بود

نوشته اند كه تنها علی اعلا بود

علی كنار تو بود و تو هم كنار علی

و فاطمه همه جا بود ذوالفقار علی  


ادامه این شعر

موضوع: عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو