امام سجاد(ع)-مدح


از عنایاتِ خدا دریایِ احسان می شود

آنکه مانند علی،آقایِ دوران می شود

نامِ زیبایش علی فخریّه ی سجّاده ها

از مناجاتش خدا در دل نمایان می‌شود

آنقدر آقاست این چارم ولّیِ شیعیان

در اسارت هم مددجویِ فقیران می شود

هر گدایی که زند چنگِ توسّل دامنش

بی برو برگرد یک روزی سلیمان می شود

کافرِ مُلحد نشیند گر به پایِ صحبتش

با دمِ عیسایی اش در دم مسلمان می شود

چه مقام و مدحتی بالاتر از این گفته ها

این علی نائب به سالارِ شهیدان می شود

در کنارِ عمّه اش زینب به شاماتِ بلا

می زند بر کاخِ ظلم و مثلِ طوفان می شود

صحبت از آب و‌عطش در محضرش هرگز نکن

چونکه چشمانِ قشنگش مثلِ باران می شود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


رهبر آزادگان آقا سلامت میکنیم

سیدِ سجاد درکِ این پیامت میکنیم

ما تأسّی بر تو و راه امامت میکنیم

تا قیامت اقتدا بر این قیامت میکنیم

 

درسهایی که گرفتیم از صحیفه یک کلام

شیعه یعنی گاه شمشیرش به کف، گه در نیام

 

شیعه یعنی ذوالفقار آخته در انقلاب

شیعه یعنی عاشق دلباخته بر بوتراب

شیعه یعنی سوی میدان تاخته تا فتحِ ناب

شیعه یعنی روحِ خود را ساخته پای رکاب

 

شیعه قرآن را قرائت با ولایت میکند

کِی ز اوراقِ سرِ نیزه حمایت می‌کند

 

ای سِلاح مُحکمت، حال بکای حضرتت

شیعه باید درس گیرد از دعای حضرتت

شد شکستِ دشمنان با گریه های حضرتت

میکند این اشک ما را آشنای حضرتت

 

انقلاب اشک را رهبر علی بن الحسین

تا ابد اسلام را یاور علی بن الحسین

 

ای زبور آل احمد لاله های دست تو

ای دعاهای گرفتاران عالم مست تو

ای تمام هشت دلبندِ حسین پیوست تو

وی تمام دین و آئینِ بشر پا بست تو

 

عرشِ رحمان ایستاده با دعایت روی پا

آسمان هم ایستاده با ولایت روی پا

 

کیستی ای آفرینش عاشق تکریم تو

کیستی ای شرع و قانونِ خدا تسلیم تو

کیستی ای کعبه، صبح و شام در تعظیم تو

کیستی ای جانِ جمله أنبیا تقدیم تو

 

بی تو خِلقت روی پای خویش کِی می ایستد

بی تو عالم از برای خویش کِی می ایستد

 

ما که ابعادِ سجایای ترا نشناختیم

گنج های زیر پاهای ترا نشناختیم

ما که أسرار مصلای ترا نشناختیم

پاسخ حلِ معمای ترا نشناختیم

 

گر نبودی تو، قیامِ کربلا باقی نبود

روضه های کشته های نینوا باقی نبود

 

آری آری این تو هستی آشنای کربلا

یادگار اهلبیت و خیمه های کربلا

با تو بر پا ماند اصلا ماجرای کربلا

روز و شب ماندی حزین و مبتلای کربلا

 

تا قیامت بسته بود این راه اگر راهت نبود

کربلا در کربلا میماند اگر آهت نبود

 

آه از درد و بلایت یا امام الساجدین

اشکها إهدا برایت یا امام الساجدین

سر نهاده پیش پایت یا امام الساجدین

جان دهیم از غصه هایت یا امام الساجدین

 

کربلا تا شام را، تا پای جان پیموده ای

راه را در زیر زنجیرِ گِران پیموده ای

 

عمه ها را دیده ای در زیر زنجیر گِران

کشته ها را دیده ای عریان و بی سر ناگهان

رأسها را دیده ای بر روی نیزه خون چکان

کودکان را دیده ای با گریه سرگردان، دَوان

 

با اسیران گه به رندان، گه به ویران رفته ای

گه میان مجلسِ دشمن پریشان رفته ای

 

مجلس نامحرمان کار شما دشوار بود

با وجود اینکه احوال شما بیمار بود

خطبه های آتشینت، تیر بر کفار بود

دیدۀ رأس بریده ناظرِ أغیار بود

 

وای از آندم که دیدی درد و غم بسیار شد

با کنیزک خواندنِ خواهر، نگاهت تار شد

 

در دعاهای صحیفه، لابلای گریه ها

گفته ای از ماجرای دردناکِ خنده ها

گفته ای از روضه ها و گفته ای از نوحه ها

گفته ای از آستین پارۀ این عمه ها

 

وای از بی حرمتی، ای وای از بی معجری

وای از خیره سرانِ لشگری و کشوری

 

وای از بزم شراب و وای از چشم پرآب

وای از رأس بریده، وای از قلب کباب

وای از چوب و لب و دندان و احوالِ خراب

وای از حال رقیه، وای از حال رباب

 

از نواهای رقیه، ریخت آن مجلس بهم

از تقلّای ربابه، ریخت آن مجلس بهم




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


ای پسر بی بدل آفتاب

دیده تو وصف زلالی آب

پلک تو باشد ورقی از کتاب

پلک بزن سوره نوری بتاب

 

مصحف رویت بخدا خواندنی است

قاری ان غیر خداوند نیست

 

سوره حمد است ثنا گوی تو

واقعه ساطع شده از بوی تو

سوره والشمس ضحی روی تو

سجده واجب به دو بروی تو

 

والقمر آن طره بر شانه ات

ارض و سما دور تو پروانه ات

 

جلوه حق بین دو دنیا علی

هرپسر خانه زهرا علی

معنی هم نامی تو با علی

لعن علی عدوک یا علی

 

عشق علی در پدرت منجلی

ای علی بن العلی بن العلی

 

هر کسی از لطف وعنایات گفت

چشم  تورا قبله حاجات گفت

ذره به خورشید مباهات گفت

از نفس گرم کرامات گفت

 

 ذات شما ذات کریم خداست

ذات غلام تو فقیرشماست

 

 

ان حرم قدس تو افلاکی است

جلوه جنات از آن حاکی است

چیست ضریحی که به این پاکی است

چادر زهرا است اگر خاکی است

 

پهن شده بر حرمت چادرش

گشته به عالم علمت چادرش

 

چون علی اکبر توعلی اکبری

اینه حیدر و  پیغمبری

گرچه نشد تیغ به کار آوری

تیغ کلام تو کند حیدری

 

کرببلا را تو نگه داشتی

دین خدا را تو نگه داشتی

 

بعد پدر کرببلا کار تو

این همه درداست و دل زار تو

غم نخوری عمه غمخوار تو

بعد ابالفضل علمدار تو

 

 تک یل این قافله آقا تویی

مثل حسن شاهد غمها تویی

 

تو همه دلخوشی خواهری

غم نخوری کم نشده معجری

کم نشده از پدرت جز سری

پیرهنی رفته و انگشتری

 

آب بخور گریه نکن اینقدر

روضه نخوان از لب خشک پدر

 

خصم گمان کرد که صبرت گسست

 دست تورا با غل زنجیر بست

صبر ولی پای تو از پا نشست

کی بتوان پشت علی را شکست

 

گرچه که صبرت نشدآقا تمام

زخم تو کاری شده در شهر شام

 

سخت ترین جای سفرشام بود

سنگ به دست همه بر بام بود

تلخ ترین باده در جام بود

زخم زبان ،طعنه و دشنام بود

 

دور تو و قافله ات صف زدند

برغم و بر گریه تو کف زدند

 

وای ازان دم که گرفتار رفت

قافله ات بی کس بی یار رفت

اشک از آن دیده خونبار رفت

بنت علی  بر سر بازار رفت

 

تا که ابالفضل نفس می کشید

سایه اورا به خدا کس ندید

 

از سر هر بام تورا میزنند

سنگ بر این آیینه ها میزنند

وجه خدا را به خدا میزنند

دست تو بسته است چرا می زنند

 

بام چه داغی  به دل ما نهاد

بر سر عمامه ات آتش فتاد




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای اختر تابان قمرت باد مبارک

ای مادر ایران پسرت باد مبارک

ریحانۀ خیر البشرت باد مبارک

از خوب‌تران خوب‌ترت باد مبارک

-فرزند تو بر پنج قمر نور دو عین است

-با نـام علی آینـه روی حسین است

 

ای پیش رویت آینه شمس ولایت

ای همسر و ای مادر دو رکن هدایت

امروز خدا کرده علی بر تو  عنایت

رویش کند از آینه غیب حکایت

-گل بوسه بزن بر روی این گل پسر امشب

-این جان حسین است که داری به بر امشب

 

این خوب‌ترین گل زگلستان خلیل است

این آینه حسن خداوند جلیل است

این بر ملک و جن و بشر پیر و دلیل است

بی‌مثل بدیل است، جمیل است، جمیل است

-طوبای بهشت علوی این ثمر توست

-تبریک که میلاد یگانه پسـر توست

 

زیبا پسر تو پدر هشت امام است

در پنجم ماه آمده و ماه تمام است

این بر شهدا حامل خون است و پیام است

این حجّ و زکات است و صلات است و صیام است

-بـا هـر نفسش نغمـۀ تکبیر مبارک

-بر خال و خطش آیۀ تطهیر مبارک

 

ای نخل وجودت، ثمر یوسف زهرا

ای روی تو قرصِ قمرِ یوسف زهرا 

ای پاره قلب و جگر یوسف زهرا

ای یوسف زهرا، پسر یوسف زهرا

-گلبوسه شیـرین دعـا بـر دهن تو

-آیات خـدا مـوج زده در سخن تو

 

ای با سخنت زنده شده جان ولایت

ای روح کتاب الله و ریحان ولایت

پیغامبر خون شهیدان ولایت

از اشک شبت سبز گلستان ولایت

-تو خون خدا در بدن خون خدایی

-فریـاد خروشـان تمــام شهـدایی

 

ای مرغ سحر مست مناجات شب تو

پیوسته دعا بوسه نهاده به لب تو

بال و پَرِ پرواز دعا تاب و تب تو

ای وحی خدا بال زده در طلب تو

-وصف تو شده زینت آیات شریفه

-از متن مناجات تو داریم صحیفه

 

ای وجه تو بر وجه خدا منظر دیگر

سجاده خاکت دل شب سنگر دیگر

مارا نبود غیر شما یاور دیگر

برما نگشودند جز این در، درِ دیگر

-ما در دو جهان بنده فرمان شماییم

-در موج بلا دست به دامان شماییم

 

ما راست گدایی و شما راست کرامت

داریم همه عمر به کوی تو اقامت

ای بر همه ملک الهیت امامت

یک حرف ز قد قامت کرده قیامت

-جن و بشر و حور و ملایک همگان گوش

-با صوت مناجات تو دادند زکف هوش

 

رخسار تو هنگام دعا سوره نور است

سروِ قدِ تو سبزتر از نخلۀ طور است

ما را همه جا با نفست فیض حضور است

بی روی گلزار جنان خانه گور است

-در دیده آن بنده که پاکیزه سرشت است

-دامان بقیع تو بهشت است، بهشت است

 

ای بر تو درود از نبی و از علی و آل

ای سرو قدت وقت مناجات شده دال

ای روح عبادت زده بر دور سرت بال

کی مثل تو با بودن در بند کُند حال

-کی مثل تو در حال چهل روز اسیری

-در سلسله بر سلسله ها کرده امیری

 

تو حج و زکاتی و صلاتی و صیامی

تو یک تنه در شام بلا فاتح شامی

در گوشۀ ویرانه سرا عرش مقامی

آری تو امامی، تو امامی، تو امامی

-هر چنـد که در ابـر، رخِ مـاه بگیرد

-مـه چهره‌گشایـی کند و ابـر بمیرد

 

ای جان دو عالم، همه عالم به فدایت

ای جن و بشر یک‌سره محتاج دعایت

ما دست گشودیم به دامان ولایت

«میثم» متحیّر که چه گوید به ثنایت

-ما را چه رسـد نزد شمـا مدح سرایی

-بهتر که گشاییم سویت دست گدایی 




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


خدایِ عالیِ اعلی ندارد از تو عالی‌تر

ندارد در بساطِ خود از این عالی تعالی‌تر

علیُّ حُبُه جُنَّه قسیم النار والجَنَّه

به حمدِالله وَالمِنَّه ولی‌الله ست والی‌تر

اگر پا بر زمین کوبد علی افلاک می‌روبد

نباشد در کفِ دستش از این عالم سفالی‌تر

اگر فرش نجف گردیم حقّا محترم گردیم

که از قالیچه‌ی تبریز می‌گردیم قالی‌تر

علی باید ؛ فقط ؛ حتماً ؛ امیرالمومنین باشد

علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

 

اگر جایی دهد زلفش دلِ دیوانه‌‌ی ما را

"به بوی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را"*۱

در آغوشِ حسین است و به رویِ دامن زینب

ببین بابا چه می‌بخشد گداها را گداها را

لبِ گهواره‌اش پروانه‌ای بی تاب اگر دیدید

بدان جبریل آورده است مبارک بادِ زهرا را

اگر بابابزرگ این است حتماً این نوه غوغاست

اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را

علی باید چنان باشد علی باید چنین باشد

علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

 

خدا را شُکر ما دیدیم شاهِ شهریاران را

خدا را شُکر ما دیدیم ماهِ ماه شعبان را

خدا این نکته را فرمود وقتی فاطمه خندید

فرشته این سخن را گفت و بُرد از آسمان جان را:

که زهرا طورِ دیگر طور دیگر دوست می‌دارد

میانِ این عروسانش عروسِ خاک ایران را

ببین که می‌بَرد امشب تبسمهای زیبایش

دلِ مادربزرگش را  دلِ اولادِ سلمان را

علی از ماست از داماد ما زین سرزمین باشد

علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

 

بنا این بود بنشینی وگرنه میرِ میدانی

بنا باشد که برخیزی امیرِ تیغ دارانی

برایت لافتی الا علی می‌آید از بالا

اگر سربند یازهرا ببندی رویِ پیشانی

هزار ، الله‌اکبر را به بازویِ تو می‌خوانند

که با شمشیر می‌گردی علیِ اکبرِ ثانی

علیِ اکبرِ ثانی نه تو بالاتر از آنی

تو عباسی نه اینهم نه ، که طوفان‌تر زِ طوفانی

علی در چارده تصویر آمد دلنشین باشد

علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

 

تو صبح و شام می‌گِریی زِ سوزِ استخوان آقا

به زخمِ کهنه‌ی زنجیر و بر زخمِ زبان آقا

زِ چشمانت که پرسیدند آقا سخت یعنی چه؟

سه دفعه شام گفتی و سه دفعه خیزران آقا

قنوتت را که می‌دیدند خواهرها... می‌گفتند

امان از دزدِ انگشتر امان از ساربان آقا

تو سی‌سال است می‌گریی چرا پیراهنش بردند؟

تو سی‌سال است می‌سوزی زِ لبخندِ سنان آقا

علی آمد که عاشورا همیشه آتشین باشد

علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

 

۱. دوست داشتم بگویم: *من از مال علی بخشم ...




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


به دفتر قلم شعر تر می گذارد

سپس قافیه را شکر می گذارد

تو روح تهجد شدی پس خداوند

طلوع تو را در سحر می گذارد

بیا امشبی را سر از سجده بردار

که سجاده پای تو سر می گذارد

علی هستی و قبل هرگونه خصلت

خدا در وجودت جگر می گذارد

تو که جای خود داری آقا نگاه

ابوحمزه ات هم اثر می گذارد

نیفتد ز پا در دو عالم کسی که

به بزم تو پا بیشتر می گذارد

نمیخواستم سجده ات کرده باشم

ولی هیبت تو مگر می گذارد؟

علی هستی ، الحق که حیدر نمایی

سلامٌ عَلی حضرت کربلایی

 

 

تویی ساقی چهارم خانواده

منم تشنه ی جام لبریز باده

منم تا همیشه خمار نگاهت

تویی علت مستی فوق العاده

از ان ساعتی که زبان باز کردم

تو جاری شدی بر لبم بی اراده

از انجا که شاه دل ما حسین است

بخوانیمت "ای حضرت شاهزاده"

نه  که قوم و خویش تو هستیم آقا

خدا رزق مان را به دست تو داده

نشستی به جانم ادب حکم میکرد

که بنویسم از تو ولی ایستاده

غزل با تکلف سرودن هنر نیست

قلم میزنم بعد از این صاف و ساده

مدد کن که از کربلای معلی

بیایم بقیع تو پای پیاده

عزیز حسینی عزیز خدایی

سلامٌ علی حضرت کربلایی

 

 

تو دریا و سرچشمه ی هر چه رودی

زلالی طهوری به رنگ شهودی

سرشت تو از نور ذات الهی ست

زمین و زمانی نبود و تو بودی

بخوانند زین العبادت ملائک

که سجاد و همواره گرم سجودی

همگی به همراه "سید علی" مان

می آییم سوی مدینه  به زودی

بنا میکنیم از سر نو حریمی

به کوری چشمان هر چه یهودی

به امید روزی که دیگر نماند

نشانی ز قوم کثیف سعودی

به پایان برم شعر خود را در آخر

به الهامی از شعر مرحوم "جودی"

پیام اور عشق و مهر و رهایی!

سلامٌ علی حضرت کربلایی




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


دوباره وحی، دوباره نگاه پیغمبر

زبور آل محمد، به ماه پیغمبر

دوباره رویشِ نهج البلاغه ای دیگر

و تا قیام قیامت گواه پیغمبر

صحیفه ای که ملَقّب به اُخت قرآن است

چراغ روشن عشاقِ راه پیغمبر

چه خوب؛ ختم رسالت، رسالتش باقیست

امام، حلِّ معمای راه پیغمبر

و هر که یافت مقام اطاعت سجاد

به روز حشر شفیعش، پناه پیغمبر

همان مقام، همان منزلت، همان مَسند

برای حضرتشان، شأن و جاه پیغمبر

امامِ بعد حسین و حسن همین آقاست

طلایه دارِ بزرگ سپاه پیغمبر

برای کرب و بلا، باز نور عین آمد

علیِ اوسط و شهزاده حسین آمد

 

برای کرب و بلا التماس باید کرد

چو عطر سیب، تأسّی به یاس باید کرد

اگر هزار پسر هم به شیعیان بدهند

فقط ز اسم علی اقتباس باید کرد

چقدر نام علی بر امام، می آید

به این دلیل ز سلطان، سپاس باید کرد

شبیهِ شِبه پیمبر، برادرِ او را

فقط به شاهِ ولایت قیاس باید کرد

در امتدادِ مناجاتِ‌ کشتۀ گودال

به قامت پسرش، این لباس باید کرد

خدا بدون دعا، اعتنا به کس نکند(۱)

و بی سلاحِ دعایش، هَراس باید کرد

دلم به نالۀ اهل سحر گرفتار است

میان همهمه، ترک تماس باید کرد

امام را نشناسیم، بی سحرهایش

که ارزشِ دلِ دریاست از گوهرهایش

 

در آسمانِ ولایت، مَهی نمایان شد

ستارۀ سحرِ کربلا درخشان شد

مجاهدی که نهان شد مجاهدت هایش

مبارزی که به تیغ دعا به میدان شد

میانِ شعلۀ سوزان، شبیه ابراهیم

تمام بستر و سجاده اش گلستان شد

اجازه خواست که تا در رکاب مولایش

کند جهاد، ولی سَرورِ اسیران شد

خدا نخواست قیامش بخون بیانجامد

امامِ قافله، آموزگار قرآن شد

برای آنکه حقایق شود بسی روشن

به ابتکارِ بیان، پیشتازِ تِبیان شد(۲)

در اولین اثرش،خطبه خطبه گریه گرفت

قیام اشک بپا در تمام دوران شد

سپاه روضه و مرثیه را که راه انداخت

چراغ راه، فرا روی اهل ایمان شد

هزار لشگرِ هیئت، برایش آماده

یکی از آنهمه لشگر سپاهِ ایران شد

و ریخت خانۀ ظلم بنی اُمیه فرو

اگر چه گاه به ویران و گاه زندان شد

امامِ مُفترَضُ الطاعه را کجا بردند

میان بزم شراب و قمار مهمان شد

صدای ناله اش آید هنوز: وای از شام

فقط براه خدا این مصائب آسان شد

من از دریچۀ خیمه، غریب را دیدم

و دست و پا زدنش را، چه سخت بی جان شد

و عمه های خودم را ز خیمه تا مقتل

و تا حجاب بماند، عجیب طوفان شد

فرشته های حرم بی قرار در گودال

سرِ حسین سرِ نیزه ای نمایان شد

خدا نخواست مرا کُشته در حرم بیند

فقط به درد دلم عمه بود، درمان شد

صدا به ناله که زد: یابقیةَ الماضین!

خدا به صوت عقیله کفیلِ این جان شد

به مجلسی که ستم بود و خیزران و شراب

سر بریدۀ بابا شکسته دندان شد

ز رازِ سینه چگویم که روضه ناموسی است

به دخت فاطمه توهین ز سوی عدوان شد

فقط اشارۀ سربسته میکنم، آری

یتیم فاطمه تنها کنیز‍ِ سبحان شد(۳)

میان ما و شما، وعده، روز هم عهدیست

دوای درد اهانت به فاطمه مهدیست

 

۱-قل ما یَعبَعؤا بِکُم ربّی لَولا دُعاؤکُم

اگر دعایتان نباشد خدا به شما اعتنایی نخواهد کرد

(فرقان-۷۷)

۲- روشنگریِ صریح

۳-اَمَةُ الله




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


خواندند او را آن چنان و این چنینش

اما خدا خوانده ست زین العابدینش

دیشب اباالفضل آمد ‌و امشب ابالکوه

از بین زُهاد جهان زاهد ترینش

سالار و ساقی٬ ساغر و سنگ و سر و سیب

سجاد آمد عید این هم هفت سینش

انگشتر خود را خدا با نام سجاد

در پنج شعبان بی گمان کرده نگینش

غمگین گمراهان عالم بود٬ این را؛

فهمیده ام از مــدّ روی ضالینش

خون خواه آقا شد به تیغ ذکر بر لب

مرکب برایش باد شد سجاده زینش

خود پرچم سرخ قیام خویشتن شد

با یالثارات الحسین بر جبینش

با خاطرات خویش می جنگید سجاد

با خاطرات ظهر روز واپسینش

آن جا که ارباب آمده بر روی دستش

شش ماهه ای گشته دلیل آخرینش

غیر از سه شعبه دید صد تا تیر دیگر

هستند در ذهن کمان ها در کمینش

در ذهن او هی حرمله تکرار می شد

مخصوصا آن تیر بلند اولینش

بر حلق اصغر مثل پیشانی بابا

دارد اضافه می شود چینی به چینش




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/01/21 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اعیاد شعبانیه مبارک باد


نزول رحمت شعبان و موسم میلاد

سه غنچه ی صلواتم یکی یکی گل داد

در آسمان ولایت سه نور پیدا شد

حسین  آمد و عباس  آمد و سجّاد 




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


سجاده ی اشک تو ، به هر جا باز است

صد جاده به سمت آسمانها باز است

چشمان تو هر روز ، پر از عاشوراست

چون پنجره ای که رو به دریا باز است




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


تا از رخ ماه ما نقاب افتاده است

از چشم ملایك آفتاب افتاده است

ای تمانده به گرداب گناهان برخیز

كشتی نجات ما به آب افتاده است

***

از سوره "والشمس"دلم شد آگاه

كه از پی خورشید ز راه آید ماه

یك روز پس از حسین عباس آمد

لا حول ولا قوه الا بالله

***

معبود علی بن حسین بن علی

مسجود علی بن حسین بن علی

گفتم به خدا زینت عُباد تو كیست

فرمود علی بن حسین بن علی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/9 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


ببینید گیسوی پر تاب ما را

ببینید جوش می ناب ما را

ببینید ماه جهانتاب ما را

ببینید لبخند ارباب ما را

ندارد ظهورش در عالم نظیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

جنون چاک کرده گریبان ما را

قیامت ندیده است طوفان ما را

چه می خواهد از جان ما،جان ما را

ببینید این عید قربان ما را

سر آورده ام تا سرم را بگیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

پُرم کرده ای با سبوی دو چشمم

که شش گوشه شد آرزوی دو چشمم

به سوی شما می رود سوی دو چشمم

تو و جانِ من ای به روی دو چشمم

کنارت ندارم بجز سر به زیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

(حضرت عباس علیه السلام)

 

خدا با تو وا کرده درهای خود را

به گِردت دوانده قمرهای خود را

علی دیده جمع پسرهای خود را

خدا رو نموده هنرهای خود را

چه نور عظیمی چه شاه و وزیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

زمانی که میدان نفس گیر می شد

زمانی که لشگر سرازیر می شد

زمانی که دشمن کمی شیر می شد

فقط ضربه های تو تکثیر می شد

تو سلطان میدان درآن زمهریری

امیری حسینُ و نعم الامیری

به میدان رسیدی و عالم به پا شد

که با تو خدایِ مجسم به پا شد

به پیش تو محشر دمادم به پا شد

که با ذوالفقارت جهنم به پا شد

تو مانند مولایی و در غدیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

اگر بار دیگر قدم را بکوبی

بهم دستگاه ستم را بکوبی

سر کافران کاخ غم را بکوبی

اگر زینبیه عَلَم را بکوبی

الا نور عینی و بدرالمنیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

 (امام سجاد علیه السلام )

 

خدا آرزویِ علی را بر آورد

حسن بوسه زد از لبت شکر آورد

حسین امشب از خنده ات  پَر در آورد

علی را برای علی اکبر آورد

تو حُسن قدیمی و خیر کثیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر ما به یادت اگر یادِ مایی

تو آرامش حیدرآباد مایی

توو شهربانو تو سجاد مایی

تو همشهریِ ما تو دامادِ مایی

تو ایرانی و قبله ی این مسیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

کشیدم برای تو کرببلایی

شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی

ضریحِ بلندی و دارالشفایی

رواقی و طاقی و جمع گدایی

کشیدم خودم را فقیر فقیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر عمه ات تکیه گاهت نمی شد

اگر بین آتش پناهت نمی شد

اگر مانع خون نگاهت نمی شد

اگر مرحم آه آهت نمی شد

تو جان داده بودی زمان اسیری

امیری حسین و نعم الامیری




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/9 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


وارد میکده شد میکده را مست گرفت

نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت

بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد

حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت

من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را

با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت

وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و

نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت

دم افتادن من بود ولی دستم را

دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


می نوشم امشب واژه ها را از سبویت

پر میشود جام عطش از آبرویت

سجاده ات پهن است در محراب ، حالا

تر میشود ابیات از آب وضویت

مهر نمازت از کدامین خاک پاک است؟

اینگونه چرخیدست عالم رو به سویت؟

تکبیر میگوید غزل (الله اکبر(

بوی خوش سیب است اینک از گلویت . . .

قد قامتت کرده قیامت عالمی را

در سجده رب العالمین در گفتگویت

تبدار دار هستم در ورقهای صحیفه

مانند وقتی که تو دیدی روبرویت

مردی کمر خم کرد از داغ برادر

چشم انتظاری ماند آنجا که عمویت ...




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مناجات


بیاور با خودت نور خدا را

تجلی‌های مصباح‌الهدی را

به‌پا کن کربلایی در دل ما

تو که تا شام بردی کربلا را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زین العابدین(ع)-ولادت


ماییم مست جام تو یا زین العابدین

خانه خراب نام تو یا زین العابدین

هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین

مست علی الدوام تو یا زین العابدین

پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است

ذکرم همینکه نام شما میشود بس است

لطف تو دستگیر گدا می شود بس است

وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است

با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟

آب دهان کیست چنین کیمیا گری

آورده ام برات اگر دیده تری

فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری

به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما

سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما

کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما

فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما

با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست

حب الحسین روز قیامت نگین ماست

شهبانوی مجلله شورآفرین ماست

نامش شرافت همه سرزمین ماست

ایران فدای مام تو یا زین العابدین

گرچه اسیر شد امة الله شد فقط

روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط

آواره حسین دراین راه شد فقط

مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط

دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه میگرفت

جبریل از نماز شبت بوسه میگرفت

سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت

آنقدر حسین از دولبت بوسه میگرفت

جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است

بالای ساق عرش عمودت مشخص است

یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است

زهرا در این قیام و قعودت مشخص است

حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات

شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات

نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات

شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات

دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر

آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر

آقای دوستان خدا ای امان شهر

ابری شده است بار دگر آسمان شهر

با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است

ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است

یک اربعین تکیه گاه تو زینب است

وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است

شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای

با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای

ابن زیاد را سرجایش نشانده ای

کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای

احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت

دو گوشوار دختر من نذر مرقدت

فرشی که هست در بر من نذر مرقدت

چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت

قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد

بین مدینه نیز بنایی درست شد

یک گنبد امام رضایی درست شد

آخر ضریح های طلایی درست شد

آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو

از زخم گردن و اثر سلسله بگو

از خار و پا و سوختن و آبله بگو

از طرز خنده های بد حرمله بگو

دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و

دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و

با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و

جسم مرمل بدما ترجمه شد و

با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/02/22 | 08:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زین العابدین(ع)-ولادت


پر می کنیم از می گلوی باده ها را

تا مست باشیم انتهای جاده ها را

بعد از دو رکعت عشق بازی باز خواندند

در رکعت سوم همان دلداده ها را

امشب به سمت خانه ی سجاد انداخت

دست ارادت های ما سجاده ها را

خاکیم و مشتاقیم تا دامانی امشب

آنی بگیرد دست این افتاده ها را

بعد از پدر حالا پسر می آید از راه

خدمت کنید آقا و آقازاده ها را

این دومین نوریست که تا منجلی شد

او هم علی بن حسین بن علی شد

در آسمانم ماه را می بینم امشب

گمراهم اما راه را می بینم امشب

چشم سرم را بستم و با دیده ی دل

لبخندهای شاه را می بینم امشب

ارباب خوشحال است و من در دست هایم

مال و منال و جاه را می بینم امشب

در چشم های این علی دارم علی را

یا که رسول الله را می بینم امشب

می آید و با هر قدم در زیر پایش

جان های خاطرخواه را می بینم امشب

حالا که آقای دعا دارد میاید

ما را خدا ای کاش قربانش نماید

فخر است امشب آسمان را بر زمینش

می خندد و افلاک حیران طنینش

دست حسین بن علی امشب رکاب و

روی علی بن حسین آمد نگینش

بی تاب شد، لبخند زد، رویش گل انداخت

وقتی که لب های علی شد بوسه چینش

خالی ست جای فاطمه هرچند اما

خوابیده با لالایی ام البنینش

در سوم شعبان رسید از راه، شاه و

در پنجمین روزش رسیده جانشینش

روح دعا، مرد خدا، جان حسین است

او وارث ملک سلیمان حسین است

با تیرهایی که روان از چشم جادوست

صید غزال نرگس او هرچه آهوست

حافظ! بگو باد صبا تا باز آرد

عطر خوشی از نفحه های گیسوی دوست

حالا که سجاد است و زین العابدین است

محراب ما طاق و رواق آن دو ابروست

محصول پیوند عرب ها و عجم هاست

طفلی که کسری زاده است و هاشمی خوست

چون همسری پادشاه کشور عشق

این افتخار مادری شهربانوست

این افتخار مردم این آسمان است

اربابمان داماد ما ایرانیان است

با یک نگاهت سنگ هم اعجاز کرده

در راه اثباتت حجر لب باز کرده

نه دوستانت که ید عقده گشایت

از دشمانت هم گره ها باز کرده

حتی دعاهایت؛ جدا از حرف هایت

در علم حرفی تازه را آغاز کرده

شاگردهایت را هم این اسلوب تدریس

آموزگار آسمان! ممتاز کرده

هر کس فرازی از ابوحمزه شنیده

تا قاب قوسین خدا پرواز کرده

هروقت میخواهم که قلبم را بشویم

باید "الهی لاتودبنی" بگویم

با دست لبریز از دعایی که تو داری

ما را ببر سمت خدایی که تو داری

حرفی بزن تا جام من لبریز گردد

از باده های حرف هایی که تو داری

گرم مناجات است شب های ملائک

با لحن جانسوز صدایی که تو داری

پرواز خواهم کرد با بالی که خاکی ست

یک روز تا صحن و سرایی که تو داری

ما را شبی مهمان خان روضه ات کن

در خانه ات، در کربلایی که تو داری

هر جا که باشی کربلا آنجاست آقا

انگار هر روز تو عاشوراست آقا

آزادی از بند اسارت در اسارت

دست خدا بوده است یارت در اسارت

در مجلس حکام، بر منبر نشستی

بر روی کرسی صدارت در اسارت

بر دشمنت هم باب بخشش باز کردی

یعنی شدی پیک بشارت در اسارت

با دست بسته باز دستی باز داری

وقتی عطا گشته است کارت در اسارت

جسم شهیدان را که کفن و دفن کردی

با اشک می خواندی زیارت در اسارت

ای آسمان، شرمنده از باران چشمت

دست مرا پر می کند احسان چشمت

باران چشمان تو را باران ندارد

ای آسمان! که بارشت پایان ندارد

هر روز، یعقوبی! ز داغ یوسفی که

پیراهنی را هم از او کنعان ندارد

حد اقل آبی بنوش آقا که چشمت

دیگر برای گریه کردن جان ندارد

هنگام قرآن خواندنت هم گریه کردی

بر حرمتی که قاری قرآن ندارد

گفتی مرا ای کاش که مادر نمی زاد

چه دیده ای که بدترش امکان ندارد؟

بعد از بلای شام، شامت را سحر نیست

بعد از عمو در آسمانت یک قمر نیست




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/02/22 | 08:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


کار تو مدام ربنّا بود و نماز

در هر نفست عطر دعا بود و نماز

در آینۀ چشم توای روح دعا

تصویر پر از نور خدا بود و نماز




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/16 | 10:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-ولادت


مرغ دل باز هم غزل خوان شد

پنجمین روزِ ماه شعبان شد

دو سه روزی به کربلا رفت و

حال آمد دخیل سلطان شد

اول آمد سراغ خانه ی او...

...هرکسی از ازل مسلمان شد

هر که سجده نکرده بر درِ او

آخر از مسلکش پشیمان شد

پینه بسته است روی پیشانیش

سید الساجدین دوران شد

آنقدَر کیسه روی دوش گرفت

نیمه شب ها گدا فراوان شد

از ابوحمزه های او بوده

نفْس بیمار اگر که درمان شد

امشب آمد گلی به عالم که

مایه ی آبروی ایران شد

کاش بینم بقیع او مثل

بارِگاه شه خراسان شد

کار او بود اگر که چشمانم

چشمه گردید و پر زِ باران شد

اصلا از گریه های هرشب اوست

که به روی لبم حسین جان شد

تا چهل سال آب را دید و

روضه خوان گلوی عطشان شد

تا چهل سال اگر ذبیحی دید

مشکلش آب دادن آن شد

تا که چشمش به شیرخوار افتاد

یاد طفل رباب گریان شد

گریه های محرمم از اوست

شال مشکی و پرچمم از اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/03/3 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


سجاده ایم پهن برای دعا شدیم

نائل به همنشین شدن اولیاء شدیم

تاثیر کرد خصلت خوبان به روی ما

از یمن سجده های سحر باخدا شدیم

از دستباف بودنمان خیر دیده ایم

پاخورده ایم و از شرفش پربها شدیم

هر نخ زما مطهر انفاس دلبر است

با این حساب هم نفس کبریا شدیم

شکرخدا به طالعمان مهر عشق خورد

پاگیر لطف بی حد و حصر شما شدیم

اصلا چه حاجت است به آب و گلاب ها

ما پاک از طهارت این گریه ها شدیم

وابستگی به یار اثراتش مشخص است

فارغ زما چو یار شد از غصه تا شدیم

هرچند دست جمع زمین خورده ایم ما

گفتند عشق و پیش قدمهاش پا شدیم

سجاده ایم قسمت ما شور و شین شد

یعنی که پای بوسی ابن الحسین شد

امشب مدینه حال و هوایش معطر است

از شوق چشم منتظر آسمان تر است

باران گرفت و جان دوباره به خاک داد

ابر نگاه تو چقدر سبزه پرور است

کاسه بدست ها همه از راه میرسند

باب المراد عالم و آدم همین در است

امشب به آفتاب قمر فخر میکند

در خانه ی حسین مهی جلوه گرتر است

گهواره را نگاه کنید عشق آمده

زهراست یا حسین حسن یا که حیدر است

پیغمبری چقدر برازنده اش بود

پیشانی اش تجلی نور پیمبر است

طرز نگاه کردنش آیینه ی علی است

بر قاب صورتش رخ زهرا مصور است

ما از ازل ملازم خاک ره تواییم

مارا نوشته اند گدا چون مقدر است

تا چند کفر؟باده ی ایمانیم بده

یعنی که از صحیفه مسلمانیم بده

هرکس ز عشق تاب و تبش شهره میشود

بیش از همه غم و تعبش شهره میشود

زردی رویش از اثر سجده های روز

یا اینکه سجده های شبش شهره میشود

مادر بزرگ زاده و بابا شه قریش

خیلی بجاست گر نسبش شهره میشود

مسکینک فقیرک یاربش آشناست

دربین خلق ذکر لبش شهره میشود

تا روز حشر کار ابو حمزه اش گرفت

هرکس که گشت منتسبش شهره میشود

شمشیر خطبه اش کمر شام را شکست

اینگونه تا ابد غضبش شهره میشود

نخلی که آبیاری دست کریم شد

در شهر مزه ی رطبش شهره میشود

سر میدهیم پای تو عشق است عشق عشق

عاشق دل بلا طلبش شهره میشود

تطهیر آب وام گرفته ز طهر توست

خورشید آسمان و زمین جای مهر توست

ازبس کلام معجزه دار تو نور داشت

خورشید شد هرآنکه به پایت حضور داشت

وقتی که دست و پای تو از سجده آب شد

در عرش خود خدای تو حس غرور داشت

حاجی ناشناخته ی کاروان حج

در قافله به یمن تو نعمت وفور داشت

نزدیک ها که جای خودش لطف ویژه ای

آقای خوب ما به گدایان دور داشت

جبرئیل میرسید به پابوسی اش مدام

وقتی که در نماز دم یا غفور داشت

تو حضرت کلیمی و ادعیه شاهد است

محراب خانه ی تو شباهت به طور داشت

لطف دعای نیمه شبت بر همه رسید

از برکت صحیفه ی تو دین زبور داشت

زخم زبان و طعنه اگرچه زیاد خورد

ایوب آل فاطمه قلبی صبور داشت

آماده ایم رخصت افروختن بده

پروانه ایم اذن ز غم سوختن بده

اصلا چه شد که روی تو در آفتاب سوخت؟

هروقت خورد بر لب خشک تو آب سوخت

اصلا چه شد که خیمه ات آتش گرفته بود؟

در بین شعله های جهنم کتاب سوخت

پای تورا به ناقه ی رم کرده بست شمر

از کربلا به کوفه تنت زین عذاب سوخت

در گیرو دار ردشدن همسرت ز شام

آتش سراغ معجرش آمد نقاب سوخت

رجاله ها بصورتتان سنگ میزدند

از طعنه های شهر دلت بی حساب سوخت

برروی زخم گردن تو مرهمی نبود

وقتی که از حرارت سرب مذاب سوخت

دید چگونه چوب به لبهای عشق خورد

دیدی چگونه از غم این سر رباب سوخت

یعقوب دل شکسته چهل سال آزگار

چشمت به یاد روضه ی بزم شراب سوخت

گفتم رباب و روز و شبم رنگ غم گرفت

"بس کن رباب"عمه ی سادات دم گرفت




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/2 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای خوشا صبحدم و روی نکوی گل سرخ

ای خوشا مستی و صهبای سبوی گل سرخ

ای خوشا اهل دل و اهل مناجات سحر

چشم چون باز نمایید به روی گل سرخ

نیت آن گل شبنم زده را می دانی ؟

درس تطهیر دهد آب وضوی گل سرخ

مدعی لاف زد و هیچ نفهمید چرا

بلبل دلشده مست است ز بوی گل سرخ

چشم دل باز کن و گوشه ی محشر بنگر

نافله خواندن عشاق به سوی گل سرخ

این گل سرخ که دل با غم عشقش شاد است

پسر حضرت عشق است همان سجاد است

او همان غنچه ی عشق و گل دلخواه دعاست

او همان سالک و رهپوی گذرگاه دعاست

پر تلاطم دلش از واقعه ی کرب و بلاست

پر ترنم لبش از زمزمه و آه دعاست

نور او جلوه نما در همه ی ارض و سماست

شمس رخشان ولایت بود و ماه دعاست

اولین درس دبستان صحیفه این است

رستگاری بشر در گذر راه دعاست

پدرش خون خداوند و خودش عشق خداست

پدرش شاه شهید است و خودش شاه دعاست

خیز از جا و بیا عیدی میلاد بگیر

کربلا و نجف از حضرت سجاد بگیر

شب قدر است عجب موی سیاهی دارد !

دل حق برده عجب برق نگاهی دارد !

وه چه دشمن شکن است اشک شبانگاهی او

اشک سرباز وی است ، وه چه سپاهی دارد !

دستگیر دل افتاده به چاه گنه است

چه غمی آنکه چنین پشت و پناهی دارد

هر که شد خادم او اذن دو عالم دارد

هر که شد سائل او منصب شاهی دارد

آنکه شد نوکر سجاد به میزان جزا

چه حساب و چه کتاب و چه گناهی دارد ؟

ما که دیوانه ی عشقیم و ز غم آزادیم

بنده ایم و همه در ذکر هوالسجادیم

بشریت به تو مرهون ، پسر ثارالله

معنویت به تو مدیون ، پسر ثارالله

لیلی کرب و بلایی دل عشاق تویی

همه دلها به تو مجنون ، پسر ثارالله

هر که غافل ز تو و عشق تو شد سود نکرد

شده بی یاد تو مغبون ، پسر ثارالله

هر که در راه زیارت بدهد جان ، زده است

جرعه ای زان لب میگون ، پسر ثارالله

در مصیبات تو و عمه ی تو جا دارد

دل مهدی بشود خون ، پسر ثارالله

ما ز درگاه تو تاثیر دعا می خواهیم

فرج منتقم آل عبا می خواهیم

تو  همانی که خودت اوج دعا را دیدی

زیر شمشیر شیاطین تو خدا را دیدی

چشم تو چشم خدایی است که در اوج عطش

سر نیزه سر پاک شهدا را دیدی

سوخت قلب تو از آن لحظه که در بارش تیر

دست و مشک و علم شاه وفا را دیدی

بین مقتل گل گلزار بقا را دیدی

بین آتش حرم آل عبا را دیدی

در کنار بدن بی سر شاه شهدا

مو پریشانی ام النجبا را دیدی

حق همین بود که جان سوخته ی تب بودی

زائر روی کتک خورده ی زینب بودی




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/2 | 10:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


نذر تو کردم دلم را ، مولای من ! بار دیگر

از کوچه باغ دل من ، ای روح آیینه بگذر

امروز ، روز بهشت است ، عطر تو می بارد از عرش

از عطر ناب حضورت ، شد آفرینش معطر

هستی ز نورت جوان شد ، خورشید در آسمان شد

شد فجر صادق شکوفا ، شب شد ز نور تو پرپر

رفت از جهان بوی پاییز ، آمد بهاری دل انگیز

در ذهن خاک سترون ، شد باغ مینو مصور

ما را اجابت کن ای عشق ، ای قبله گاه ملایک !

ما را اجابت کن ای عشق ، سجاد ، نور مطهر

تبریک یاران سحر شد ، خورشید دین جلوه گر شد

نور خدا منتشر شد ، در این جهان بار دیگر

 




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/2 | 12:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(علیهم السلام)-اعیاد


امشب حسنات می فرستد زهرا

برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتمن

دارد صلوات می فرستد زهرا




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/03/1 | 12:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


تا خداوند میرسم با تو

با خداوند میرسم تا تو

همه در وحدت تو گم شده اند

من تو ما تو شما تو آنها تو

ما مسیر تو را عبور شدیم

راهِ سیر و سلوكی ِما تو

عبدم و لافقیر الا من

ربی و لاكریم الا تو

آنكه از تو سبو گرفته منم

بارها آبرو گرفته منم

چه مقامیست مادر تو شدن

مثل پروانه ی سر تو شدن

بال جبریل ِعرش مال خودش

راضی ام با كبوتر تو شدن

علیِّ اكبر است و آرزوی

چند سالی برادر تو شدن

میشود برتر از سلیمان شد

ظرف یك روز نوكر تو شدن

این غلام سیاه را نفروش

كردم عادت به قنبر تو شدن

به خدای یگانه می ارزد

كشته ی نام اطهر تو شدن

پدرت هم به تو ولی میگفت

بابی أنت یا علی میگفت

آمدی و حسین خندان شد

همه جا جز بقیع چراغان شد

آمدی و به بركت نامت

نام جدت علی فراوان شد

مادرت شد عروس زهرا و

افتخارش نصیب ایران شد

آشنا با صحیفه اش كردی

هركه بر سفره ی تو مهمان شد

رمضان ماهِ سِرِّ شعبان است

رمضان شرح ماه شعبان شد

عده ای كه به پات افتادند

به مناجات راهشان دادند

ابر و خورشید و ماه در كارند

خاكی از زیر پات بردارند

تب تو تب نبود درمان بود

راویان تب تو بیمارند

دوستان قدیمی زهرا

به تو و مادرت بدهكارند

در اسیری مادرت حتی

از مقامات او خبر دارند

هرچه مِهریه اش گران باشد

باز قوم علی خریدارند

به غلامت بگو دعا بكند

این گرفتارها گرفتارند

با مناجات تو ملائكه هم

سر شب تا به صبح بیدارند

تا نگاهی به بالشان بكنی

از كرم خوش به حالشان بكنی

كاش میشد بنا درست كنند

گنبدی از طلا درست كنند

همه جای مدینه را نه، نه

لااقل پنج تا درست كنند

گرد و خاك بقیع را ببرند

تا برایم دوا درست كنند

شیعیان حاضرند با گریه

آستان تو را درست كنند

با النگوی دختران عجم

چند ایوانْ طلا درست كنند

سنگها میخورد بر سر تو

تا كه شاید صدا درست كنند

عمه را زد ولی سر تو شكست

هم سر عمه هم سر تو شكست




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


سوی مجنون برسانید كه لیلایی هست

ما شنیدیم در این شهر كه آقائی هست

دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست

دردمندیم و دلی خوش كه مداوائی هست

شب عید است بیائید حنا بگذاریم

سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم

تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد

پَرِ گهواره­ی تو روحِ مسیحا دارد

و حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد

نوه­ی حضرت زهراست تماشا دارد

جلوه­ی تام علی بر تو مباركبادا

سومین نام علی  بر تو مباركبادا

فطرسی آمده و از تو پری می خواهد

از تو عیسی نفسِ ناب تری می خواهد

یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد

كه غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد

یا كریمیم و سرِ جاده­ی تو شیعه شدیم

ما كنارِ پرِ سجاده­ی تو شیعه شدیم

عشق وقتی به نهایت به نهایت برسد

تازه شاید كه سرش بر كفِ پایت برسد

چشمِ جبریل اگر سوی عبایت برسد

نه محال است مقامش به گدایت برسد

نه فقط پهنه­ی افلاك نمك گیر تواند

تو از این كشور و این خاك نمك گیر تواند

مثلِ پیراهنِ یوسف كه به كنعان آمد

مثلِ ابری كه سرِ خاك بیابان آمد

صاحب خانه­ی خود جانبِ ایران آمد

خانه­ی مادریش شاهِ خراسان آمد

خاكِ ما خانه­ی تو سایه مطلق داری

حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری

عشقِ ایرانیِ ما كارِ بنایت با ماست

حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست

طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایت با ماست

خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست

طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم

و ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم

مصلحت بود اگر شیرِ خدا می گشتی

تو علی هستی و شمشیرِ خدا می گشتی

مست از جلوه­ی تكبیرِ خدا می گشتی

تكسوارِ عرب و شیرِ خدا می گشتی

بازوی هاشمیت تیغ اگر بر می داشت

كربلا زیرِ قدم هات تَرَك بر می داشت

رخصتت بود اگر یك تنه لشكر بودی

میمنه، میسره بودی و مكرّر بودی

ای امام ابنِ امام از همه بهتر بودی

رخصتت بود اگر حضرتِ حیدر بودی

كربلا دید پدر را نفست یاری كرد

وه كه با نامِ تو عباس علمداری كرد

واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد

خطبه ات شورِ علی در دلِ پیكار آورد

چه بلائی به سرِ كاخِ ستمكار آورد

شیعه را با شب و شمشیر و دعا با آورد

با تو در شام عجب معركه بر پا شده است

كه دعا گوی شما زینبِ كبری شده است




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده

لحظه ای کنارم باش در فضای سجاده

در سحر دو چشمانت باب اشک بگشاده

غربتی غریبانه نیمه شب تو را داده

در مسیر بی دردی ظلمتی فراگیرم

از نم سرشک تو آمدم بقا گیرم

نخل دلکش طوبی از غمت ثمر دارد

با اصالت نامت آه ما ثمر دارد

هر که شد مناجاتی بهره از سحر دارد

بی گمان نگاه تو بر دلش نظر دارد

صاحب دل مایی خالق دعایی تو

منشاء گل مایی سیّد البکائی تو

آزادی تو ممزوج با غم و بلا باشد

دل را که حریم توست بیگانه چرا باشد؟

شاهد مناجاتت چون ارض و سما باشد

باید که دعای تو مقبول خدا باشد

بر بندگی ات تا حشر حیّ ازلی نازد

چون شیعه، خدایش هم بر آل علی نازد 

تو اسوه ی تقوا نه سر منشاء تقوایی

در سجده ثناگوی شهزاده ی لیلایی

با دست علی مامت شد شیعه ی زهرایی

شد مفتخر ایران از همشهریِ والایی

روح توبه هستی تو نفس آیه ی تطهیر

هر رکن نمازت را گفته هر ملک تکبیر

ای قرین لبهایت گوهر دعا سجاد

لحظه لحظه ی عمرت خلق هل اتی سجاد

بستر وفا سجاد معدن سخا سجاد

روح لافتی سجاد یا حبیبنا سجاد

خود فناء فِی اللهی ربّ متقین هستی

در ثنای تو این بس زین العابدین هستی

در خلقت ما نامت مقصود و دلیل آمد

هویِ سحرت ما را عمری است کفیل آمد

بر نم نم اشک تو یعقوب دخیل آمد

تا از تو بها گیرد با ندبه خلیل آمد

انبیا گرفتارت سائلان بازارت

از حق همه می جویند یک فرصت دیدارت

از خطبه ی غرّایت هر تبکده ویران شد

با فیض دعای تو هر دلشده سلمان شد

الشام مگو دیگر دل زار و پریشان شد

تو دیده ای آن مه را کز نیزه نمایان شد

ای نهضت عاشورا مدیون کلام تو

باشد دل زینب هم مرهون مرام تو

آسمان و شبهایش با غمت هماهنگ است

در صحیفه نجوایت لهجه ای خوشاهنگ است

در رثای درد تو صد صحیفه خونرنگ است

میل کربلا دارم سینه ام چو دلتنگ است

عمری است که مجنون لیلای بقیعم من

شادم که پرستوی شیدای بقیعم من

کاروان آل الله سوی کوفه مهمان بود

سجده های خون بود و یک گلوی عطشان بود

پیکری بدون سر در تب بیابان بود

جای بوسه پیدا کن بر تنی که عریان بود

تازیانه با جسم خسته در تلاقی بود

خواهری کبودین در جستجوی ساقی بود

نینوای پر دردی دیده ای تو هر غم را

ناقه ناقه می جوید خواهر محرم را

شانه زن که مب یاشد گیسوان درهم را

ناله ی تو آتش زد گریه ی محرم را

صدق نوکری امشب از کرم عطایم کن

سیّدی تو راهیِ حجّ کربلایم کن




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


نشیب های دل من فراز می خواهد

فراز اشک مرا در نماز می خواهد

مؤید است به روحُ القُدس قلم اما

برای شعر سرودن نیاز می خواهد

اگر چه کرده دل من خیال پردازی

حقیقت است که عاشق مَجاز می خواهد

برای سفره ی بازش نیامدم اینجا

گدای این در، آغوش باز می خواهد

اگر چه این دو شب از جام کربلا مستم

دلم دوباره شراب حجاز می خواهد

پیاله ای بدهیدم که دم زنم حق را

دوباره زنده کنم قصه ی فرزدق را

نسیم پنجم شعبان ز راه آمده است

صدای پای بهاران ز راه آمده است

ببین بدون پیمبر بدون جبرائیل

دوباره آیه ی قرآن ز راه آمده است

میان بیشۀ شیران هاشمی امشب

غزال عرصه ی ایمان ز راه آمده است

فقط نه اینکه ز راه آمده عزیز عرب

عزیز دختر ایران ز راه آمده است

زنی که در رگ او خون آریایی هاست

که از دیار دلیران ز راه آمده است

شب تولد فرزند شاه دختر ماست

زبان مادری او زبان کشور ماست

کسی که شد ششمین نور سوره ی انسان

کسی که خسته شد از سجده های او شیطان

کسی که هست تجلی پنج تن در او

کسی که شد پدر هشت قبله ی ایمان

کسی که با نفس یک غلام ساده ی او

نفس گرفته زمین مدینه از باران

کسی که موقع انفاق بین سائل ها

ملقّب است دل شب به صاحب انبان

به حق او حجر الاسودی شهادت داد

که جز به حق علی وا نکرده است دهان

به حیرت است کنار حَجر دو چشم هشام

ز اهتمام خلایق به احترام امام

بخوان که ضبط کند آسمان صدایت را

صحیفه پخش کند بعد این نوایت را

برای این که بخوانیم «لا تؤدّبنی»

بخوان برای ابوحمزه ها دعایت را

تو با زبان خدا حرف می زنی آخر

چگونه یاد بگیریم ربنایت را

بیا و بعد دعا روضه هم بخوان آقا

بیا و شرح بده داغ کربلایت را

بیا بگو چه کشیدی تو در چهل منزل

بگو که بست به زنجیر دست و پایت را

بیا بگو چه به روز رقیه آوردند

بگو چگونه کشیدند عمه هایت را

کسی که حرف خدا و کتاب می آورد

کنار یک سر تشنه شراب می آورد




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای شکوه فراز های دعا

نغمه ی عرشی و صدای دعا

دست من را بگیر از عَرشَت

بنده بنواز، ای خدای دعا

بنده ای را که دور افتاده

بنما امشب آشنای دعا

من دخیل دعای تو هستم

بنده ی ربّنای تو هستم

دلی امشب به خاک پات افتاد

ششمین دلبر خدا سجاد

یا علیِّ بن سید الشهدا

شد زِ ذکرت دلم حسین آباد

می نویسم اسیر یعنی من

که شدم با تعلّقت آزاد

نوکر خانه زاد نام من است

عبدِ زین العباد نام من است

بارش رحمت خدایی تو

دلخوشی دل گدایی تو

سینه ی تو اگرچه پُر درد است

به جراحات دل دوایی تو

در اسارت اگر که باشی، باز

به کرم کردن آشنایی تو

گنج العرش است زیر پاهایت

رحمت واسعه است بابایت

ما به دستان تو مسلمانیم

از تبار شما و سلمانیم

شهربانوی ماست مادر تو

ما تو را خویشِ خویش می دانیم

بس که ما عاشق "علی" هستیم

میزبان شه خراسانیم

نه فقط قلب ما سرای شماست

کلِّ ایران ما برای شماست

شب میلادت ای سلاله ی نور

مست ذکر علی شدیم، چه جور

نورت ای آفتاب مشرقِ مِی

از دلِ خسته ام چو کرد عبور

یادم آمد فروغِ رویِ تو و

آن تجلّی و آن زمان حضور

گفتم این ماه عالم ذَر بود

که ازل از رخش منوَّر بود

گفتم این ماه آمده تا ما

برسیم از مسیر او به خدا

آمده دومین علی من و

علی خانواده ی زهرا

سفره ی شیعگی چه با نمک است

با علی های سیدالشُّهدا

پسرانش همه علی هستند

اسدُالله منجلی هستند

علی اکبرش چه غوغاییست

چه قَدَر هیبتش تماشاییست

از علی اصغرش چه گویم، چون

او خودش وقت رزم، زهراییست

علی اوسطش سپهر دعاست

کار وی چون خداش یکتاییست

حضرت زین العابدین است او

با غمی جانگداز عجین است او

او ستم دیده و بلا دیده

کوفه و شام و کربلا دیده

دیده بر نی سر حسین و سپس

خنده ی نیزه دار را دیده

سر بازار دور عمّه ی خود

چقدر چشم بی حیا دیده

دور او حرف ناصواب زدند

لب به پیمانه ی شراب زدند

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


نسیم آمد این بار از خوش مسیری

رسانَد به ما مژده ی دلپذیری

خبر خوش خنک کرد کام زمین را

بهاری شد این خطّه ی گرمسیری

به یک خانه ی ساده کنج مدینه

چه زائرسرایی چه مهمانپذیری

به دامان شهبانویی آسمانی

چنین مادر پاک و روشن ضمیری

به ارباب دلها خدا هدیه داده

چه شمس الضّحایی چه ماه منیری

چه ماهی که دلها همه صید چشمش

ز مژگان خود تا رها کرده تیری

اماما تو خود زینت عابدینی

پناه و امید صغیر و کبیری

کریمی، عزیزی، امیری، بزرگی

امامی، رئوفی، صبوری، بصیری

تو خود خانه ی کعبه را مستجاری

به درگاه ایزد اگر مستجیری

تو عطر اقاقی در این خاکدانی

تو گرمای عرفان در این زمهریری

تو بُغض غریب دعای کمیلی

تو روح بلند دعای مجیری

مقام رفیع تو را غبطه خوردند

همه کهکشانهای این راه شیری

تو دریای صبری، تو موج وقاری

تو علم لدنّی، تو خیر کثیری

تو سبزینه ی برگ شاداب عصمت

تو خود میوه ی بوستان غدیری

دعا را تو یاد ابوحمزه دادی

چه می شد که دست مرا هم بگیری

زبور است آری بر آل محمد

کتاب صحیفه به آن بی نظیری

تو سیراب سرچشمه های دعایی

تو از باده ی سرخ سجاده سیری

معلم تویی؛ از تو آموخت شیعه

ولایت مداری ولایت پذیری

به وقت خطابه بسی سربلنی

به گاه عبادت گهی سر به زیری

جسارت نباشد سؤالی بپرسم

چرا در جوانی بدین مایه پیری

چهل سال گریه تو را پیر کرده

چرا چلّه ی اشک باید بگیری

تویی یادگار غم اهل خیمه

تویی دفتر خاطرات اسیری

تو با دست بسته به همراه زینب

رسالات خون خدا را سفیری

تو تب کردی و صبر کردی و گفتی:

حسینٌ امیری و نعم الامیری

نشد تا که در بزم نامردم شام

سر خویش یک لحظه بالا نگیری

به جالوتیان سنگ داود بودی

خوشا این شجاعت، زهی این دلیری

اماما مدد کن به صحرای محشر

ز ما استغاثه ز تو دستگیری

گدای شمایم که تقدیرم این شد

تو را شاهی و نوکران را فقیری




موضوع: ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/03/12 | 12:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.