حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مدح


وارد میکده شد میکده را مست گرفت

نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت

بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد

حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت

من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را

با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت

وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و

نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت

دم افتادن من بود ولی دستم را

دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مدح


می نوشم امشب واژه ها را از سبویت

پر میشود جام عطش از آبرویت

سجاده ات پهن است در محراب ، حالا

تر میشود ابیات از آب وضویت

مهر نمازت از کدامین خاک پاک است؟

اینگونه چرخیدست عالم رو به سویت؟

تکبیر میگوید غزل (الله اکبر(

بوی خوش سیب است اینک از گلویت . . .

قد قامتت کرده قیامت عالمی را

در سجده رب العالمین در گفتگویت

تبدار دار هستم در ورقهای صحیفه

مانند وقتی که تو دیدی روبرویت

مردی کمر خم کرد از داغ برادر

چشم انتظاری ماند آنجا که عمویت ...



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مناجات


بیاور با خودت نور خدا را

تجلی‌های مصباح‌الهدی را

به‌پا کن کربلایی در دل ما

تو که تا شام بردی کربلا را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/22

امام زین العابدین(ع)-ولادت


ماییم مست جام تو یا زین العابدین

خانه خراب نام تو یا زین العابدین

هستیم مرغ بام تو یا زین العابدین

مست علی الدوام تو یا زین العابدین

پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است

ذکرم همینکه نام شما میشود بس است

لطف تو دستگیر گدا می شود بس است

وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است

با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟

آب دهان کیست چنین کیمیا گری

آورده ام برات اگر دیده تری

فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری

به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما

سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما

کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما

فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما

با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست

حب الحسین روز قیامت نگین ماست

شهبانوی مجلله شورآفرین ماست

نامش شرافت همه سرزمین ماست

ایران فدای مام تو یا زین العابدین

گرچه اسیر شد امة الله شد فقط

روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط

آواره حسین دراین راه شد فقط

مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط

دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه میگرفت

جبریل از نماز شبت بوسه میگرفت

سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت

آنقدر حسین از دولبت بوسه میگرفت

جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است

بالای ساق عرش عمودت مشخص است

یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است

زهرا در این قیام و قعودت مشخص است

حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات

شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات

نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات

شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات

دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر

آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر

آقای دوستان خدا ای امان شهر

ابری شده است بار دگر آسمان شهر

با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است

ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است

یک اربعین تکیه گاه تو زینب است

وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است

شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای

با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای

ابن زیاد را سرجایش نشانده ای

کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای

احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت

دو گوشوار دختر من نذر مرقدت

فرشی که هست در بر من نذر مرقدت

چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت

قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد

بین مدینه نیز بنایی درست شد

یک گنبد امام رضایی درست شد

آخر ضریح های طلایی درست شد

آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو

از زخم گردن و اثر سلسله بگو

از خار و پا و سوختن و آبله بگو

از طرز خنده های بد حرمله بگو

دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و

دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و

با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و

جسم مرمل بدما ترجمه شد و

با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/22

امام زین العابدین(ع)-ولادت


پر می کنیم از می گلوی باده ها را

تا مست باشیم انتهای جاده ها را

بعد از دو رکعت عشق بازی باز خواندند

در رکعت سوم همان دلداده ها را

امشب به سمت خانه ی سجاد انداخت

دست ارادت های ما سجاده ها را

خاکیم و مشتاقیم تا دامانی امشب

آنی بگیرد دست این افتاده ها را

بعد از پدر حالا پسر می آید از راه

خدمت کنید آقا و آقازاده ها را

این دومین نوریست که تا منجلی شد

او هم علی بن حسین بن علی شد

در آسمانم ماه را می بینم امشب

گمراهم اما راه را می بینم امشب

چشم سرم را بستم و با دیده ی دل

لبخندهای شاه را می بینم امشب

ارباب خوشحال است و من در دست هایم

مال و منال و جاه را می بینم امشب

در چشم های این علی دارم علی را

یا که رسول الله را می بینم امشب

می آید و با هر قدم در زیر پایش

جان های خاطرخواه را می بینم امشب

حالا که آقای دعا دارد میاید

ما را خدا ای کاش قربانش نماید

فخر است امشب آسمان را بر زمینش

می خندد و افلاک حیران طنینش

دست حسین بن علی امشب رکاب و

روی علی بن حسین آمد نگینش

بی تاب شد، لبخند زد، رویش گل انداخت

وقتی که لب های علی شد بوسه چینش

خالی ست جای فاطمه هرچند اما

خوابیده با لالایی ام البنینش

در سوم شعبان رسید از راه، شاه و

در پنجمین روزش رسیده جانشینش

روح دعا، مرد خدا، جان حسین است

او وارث ملک سلیمان حسین است

با تیرهایی که روان از چشم جادوست

صید غزال نرگس او هرچه آهوست

حافظ! بگو باد صبا تا باز آرد

عطر خوشی از نفحه های گیسوی دوست

حالا که سجاد است و زین العابدین است

محراب ما طاق و رواق آن دو ابروست

محصول پیوند عرب ها و عجم هاست

طفلی که کسری زاده است و هاشمی خوست

چون همسری پادشاه کشور عشق

این افتخار مادری شهربانوست

این افتخار مردم این آسمان است

اربابمان داماد ما ایرانیان است

با یک نگاهت سنگ هم اعجاز کرده

در راه اثباتت حجر لب باز کرده

نه دوستانت که ید عقده گشایت

از دشمانت هم گره ها باز کرده

حتی دعاهایت؛ جدا از حرف هایت

در علم حرفی تازه را آغاز کرده

شاگردهایت را هم این اسلوب تدریس

آموزگار آسمان! ممتاز کرده

هر کس فرازی از ابوحمزه شنیده

تا قاب قوسین خدا پرواز کرده

هروقت میخواهم که قلبم را بشویم

باید "الهی لاتودبنی" بگویم

با دست لبریز از دعایی که تو داری

ما را ببر سمت خدایی که تو داری

حرفی بزن تا جام من لبریز گردد

از باده های حرف هایی که تو داری

گرم مناجات است شب های ملائک

با لحن جانسوز صدایی که تو داری

پرواز خواهم کرد با بالی که خاکی ست

یک روز تا صحن و سرایی که تو داری

ما را شبی مهمان خان روضه ات کن

در خانه ات، در کربلایی که تو داری

هر جا که باشی کربلا آنجاست آقا

انگار هر روز تو عاشوراست آقا

آزادی از بند اسارت در اسارت

دست خدا بوده است یارت در اسارت

در مجلس حکام، بر منبر نشستی

بر روی کرسی صدارت در اسارت

بر دشمنت هم باب بخشش باز کردی

یعنی شدی پیک بشارت در اسارت

با دست بسته باز دستی باز داری

وقتی عطا گشته است کارت در اسارت

جسم شهیدان را که کفن و دفن کردی

با اشک می خواندی زیارت در اسارت

ای آسمان، شرمنده از باران چشمت

دست مرا پر می کند احسان چشمت

باران چشمان تو را باران ندارد

ای آسمان! که بارشت پایان ندارد

هر روز، یعقوبی! ز داغ یوسفی که

پیراهنی را هم از او کنعان ندارد

حد اقل آبی بنوش آقا که چشمت

دیگر برای گریه کردن جان ندارد

هنگام قرآن خواندنت هم گریه کردی

بر حرمتی که قاری قرآن ندارد

گفتی مرا ای کاش که مادر نمی زاد

چه دیده ای که بدترش امکان ندارد؟

بعد از بلای شام، شامت را سحر نیست

بعد از عمو در آسمانت یک قمر نیست



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1394/10/6

امام سجاد(ع)-مدح


کار تو مدام ربنّا بود و نماز

در هر نفست عطر دعا بود و نماز

در آینۀ چشم توای روح دعا

تصویر پر از نور خدا بود و نماز



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1394/03/3

امام سجاد(ع)-ولادت


مرغ دل باز هم غزل خوان شد

پنجمین روزِ ماه شعبان شد

دو سه روزی به کربلا رفت و

حال آمد دخیل سلطان شد

اول آمد سراغ خانه ی او...

...هرکسی از ازل مسلمان شد

هر که سجده نکرده بر درِ او

آخر از مسلکش پشیمان شد

پینه بسته است روی پیشانیش

سید الساجدین دوران شد

آنقدَر کیسه روی دوش گرفت

نیمه شب ها گدا فراوان شد

از ابوحمزه های او بوده

نفْس بیمار اگر که درمان شد

امشب آمد گلی به عالم که

مایه ی آبروی ایران شد

کاش بینم بقیع او مثل

بارِگاه شه خراسان شد

کار او بود اگر که چشمانم

چشمه گردید و پر زِ باران شد

اصلا از گریه های هرشب اوست

که به روی لبم حسین جان شد

تا چهل سال آب را دید و

روضه خوان گلوی عطشان شد

تا چهل سال اگر ذبیحی دید

مشکلش آب دادن آن شد

تا که چشمش به شیرخوار افتاد

یاد طفل رباب گریان شد

گریه های محرمم از اوست

شال مشکی و پرچمم از اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


سجاده ایم پهن برای دعا شدیم

نائل به همنشین شدن اولیاء شدیم

تاثیر کرد خصلت خوبان به روی ما

از یمن سجده های سحر باخدا شدیم

از دستباف بودنمان خیر دیده ایم

پاخورده ایم و از شرفش پربها شدیم

هر نخ زما مطهر انفاس دلبر است

با این حساب هم نفس کبریا شدیم

شکرخدا به طالعمان مهر عشق خورد

پاگیر لطف بی حد و حصر شما شدیم

اصلا چه حاجت است به آب و گلاب ها

ما پاک از طهارت این گریه ها شدیم

وابستگی به یار اثراتش مشخص است

فارغ زما چو یار شد از غصه تا شدیم

هرچند دست جمع زمین خورده ایم ما

گفتند عشق و پیش قدمهاش پا شدیم

سجاده ایم قسمت ما شور و شین شد

یعنی که پای بوسی ابن الحسین شد

امشب مدینه حال و هوایش معطر است

از شوق چشم منتظر آسمان تر است

باران گرفت و جان دوباره به خاک داد

ابر نگاه تو چقدر سبزه پرور است

کاسه بدست ها همه از راه میرسند

باب المراد عالم و آدم همین در است

امشب به آفتاب قمر فخر میکند

در خانه ی حسین مهی جلوه گرتر است

گهواره را نگاه کنید عشق آمده

زهراست یا حسین حسن یا که حیدر است

پیغمبری چقدر برازنده اش بود

پیشانی اش تجلی نور پیمبر است

طرز نگاه کردنش آیینه ی علی است

بر قاب صورتش رخ زهرا مصور است

ما از ازل ملازم خاک ره تواییم

مارا نوشته اند گدا چون مقدر است

تا چند کفر؟باده ی ایمانیم بده

یعنی که از صحیفه مسلمانیم بده

هرکس ز عشق تاب و تبش شهره میشود

بیش از همه غم و تعبش شهره میشود

زردی رویش از اثر سجده های روز

یا اینکه سجده های شبش شهره میشود

مادر بزرگ زاده و بابا شه قریش

خیلی بجاست گر نسبش شهره میشود

مسکینک فقیرک یاربش آشناست

دربین خلق ذکر لبش شهره میشود

تا روز حشر کار ابو حمزه اش گرفت

هرکس که گشت منتسبش شهره میشود

شمشیر خطبه اش کمر شام را شکست

اینگونه تا ابد غضبش شهره میشود

نخلی که آبیاری دست کریم شد

در شهر مزه ی رطبش شهره میشود

سر میدهیم پای تو عشق است عشق عشق

عاشق دل بلا طلبش شهره میشود

تطهیر آب وام گرفته ز طهر توست

خورشید آسمان و زمین جای مهر توست

ازبس کلام معجزه دار تو نور داشت

خورشید شد هرآنکه به پایت حضور داشت

وقتی که دست و پای تو از سجده آب شد

در عرش خود خدای تو حس غرور داشت

حاجی ناشناخته ی کاروان حج

در قافله به یمن تو نعمت وفور داشت

نزدیک ها که جای خودش لطف ویژه ای

آقای خوب ما به گدایان دور داشت

جبرئیل میرسید به پابوسی اش مدام

وقتی که در نماز دم یا غفور داشت

تو حضرت کلیمی و ادعیه شاهد است

محراب خانه ی تو شباهت به طور داشت

لطف دعای نیمه شبت بر همه رسید

از برکت صحیفه ی تو دین زبور داشت

زخم زبان و طعنه اگرچه زیاد خورد

ایوب آل فاطمه قلبی صبور داشت

آماده ایم رخصت افروختن بده

پروانه ایم اذن ز غم سوختن بده

اصلا چه شد که روی تو در آفتاب سوخت؟

هروقت خورد بر لب خشک تو آب سوخت

اصلا چه شد که خیمه ات آتش گرفته بود؟

در بین شعله های جهنم کتاب سوخت

پای تورا به ناقه ی رم کرده بست شمر

از کربلا به کوفه تنت زین عذاب سوخت

در گیرو دار ردشدن همسرت ز شام

آتش سراغ معجرش آمد نقاب سوخت

رجاله ها بصورتتان سنگ میزدند

از طعنه های شهر دلت بی حساب سوخت

برروی زخم گردن تو مرهمی نبود

وقتی که از حرارت سرب مذاب سوخت

دید چگونه چوب به لبهای عشق خورد

دیدی چگونه از غم این سر رباب سوخت

یعقوب دل شکسته چهل سال آزگار

چشمت به یاد روضه ی بزم شراب سوخت

گفتم رباب و روز و شبم رنگ غم گرفت

"بس کن رباب"عمه ی سادات دم گرفت



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای خوشا صبحدم و روی نکوی گل سرخ

ای خوشا مستی و صهبای سبوی گل سرخ

ای خوشا اهل دل و اهل مناجات سحر

چشم چون باز نمایید به روی گل سرخ

نیت آن گل شبنم زده را می دانی ؟

درس تطهیر دهد آب وضوی گل سرخ

مدعی لاف زد و هیچ نفهمید چرا

بلبل دلشده مست است ز بوی گل سرخ

چشم دل باز کن و گوشه ی محشر بنگر

نافله خواندن عشاق به سوی گل سرخ

این گل سرخ که دل با غم عشقش شاد است

پسر حضرت عشق است همان سجاد است

او همان غنچه ی عشق و گل دلخواه دعاست

او همان سالک و رهپوی گذرگاه دعاست

پر تلاطم دلش از واقعه ی کرب و بلاست

پر ترنم لبش از زمزمه و آه دعاست

نور او جلوه نما در همه ی ارض و سماست

شمس رخشان ولایت بود و ماه دعاست

اولین درس دبستان صحیفه این است

رستگاری بشر در گذر راه دعاست

پدرش خون خداوند و خودش عشق خداست

پدرش شاه شهید است و خودش شاه دعاست

خیز از جا و بیا عیدی میلاد بگیر

کربلا و نجف از حضرت سجاد بگیر

شب قدر است عجب موی سیاهی دارد !

دل حق برده عجب برق نگاهی دارد !

وه چه دشمن شکن است اشک شبانگاهی او

اشک سرباز وی است ، وه چه سپاهی دارد !

دستگیر دل افتاده به چاه گنه است

چه غمی آنکه چنین پشت و پناهی دارد

هر که شد خادم او اذن دو عالم دارد

هر که شد سائل او منصب شاهی دارد

آنکه شد نوکر سجاد به میزان جزا

چه حساب و چه کتاب و چه گناهی دارد ؟

ما که دیوانه ی عشقیم و ز غم آزادیم

بنده ایم و همه در ذکر هوالسجادیم

بشریت به تو مرهون ، پسر ثارالله

معنویت به تو مدیون ، پسر ثارالله

لیلی کرب و بلایی دل عشاق تویی

همه دلها به تو مجنون ، پسر ثارالله

هر که غافل ز تو و عشق تو شد سود نکرد

شده بی یاد تو مغبون ، پسر ثارالله

هر که در راه زیارت بدهد جان ، زده است

جرعه ای زان لب میگون ، پسر ثارالله

در مصیبات تو و عمه ی تو جا دارد

دل مهدی بشود خون ، پسر ثارالله

ما ز درگاه تو تاثیر دعا می خواهیم

فرج منتقم آل عبا می خواهیم

تو  همانی که خودت اوج دعا را دیدی

زیر شمشیر شیاطین تو خدا را دیدی

چشم تو چشم خدایی است که در اوج عطش

سر نیزه سر پاک شهدا را دیدی

سوخت قلب تو از آن لحظه که در بارش تیر

دست و مشک و علم شاه وفا را دیدی

بین مقتل گل گلزار بقا را دیدی

بین آتش حرم آل عبا را دیدی

در کنار بدن بی سر شاه شهدا

مو پریشانی ام النجبا را دیدی

حق همین بود که جان سوخته ی تب بودی

زائر روی کتک خورده ی زینب بودی



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح


نذر تو کردم دلم را ، مولای من ! بار دیگر

از کوچه باغ دل من ، ای روح آیینه بگذر

امروز ، روز بهشت است ، عطر تو می بارد از عرش

از عطر ناب حضورت ، شد آفرینش معطر

هستی ز نورت جوان شد ، خورشید در آسمان شد

شد فجر صادق شکوفا ، شب شد ز نور تو پرپر

رفت از جهان بوی پاییز ، آمد بهاری دل انگیز

در ذهن خاک سترون ، شد باغ مینو مصور

ما را اجابت کن ای عشق ، ای قبله گاه ملایک !

ما را اجابت کن ای عشق ، سجاد ، نور مطهر

تبریک یاران سحر شد ، خورشید دین جلوه گر شد

نور خدا منتشر شد ، در این جهان بار دیگر

 



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

اهل بیت(علیهم السلام)-اعیاد


امشب حسنات می فرستد زهرا

برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتمن

دارد صلوات می فرستد زهرا



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


تا خداوند میرسم با تو

با خداوند میرسم تا تو

همه در وحدت تو گم شده اند

من تو ما تو شما تو آنها تو

ما مسیر تو را عبور شدیم

راهِ سیر و سلوكی ِما تو

عبدم و لافقیر الا من

ربی و لاكریم الا تو

آنكه از تو سبو گرفته منم

بارها آبرو گرفته منم

چه مقامیست مادر تو شدن

مثل پروانه ی سر تو شدن

بال جبریل ِعرش مال خودش

راضی ام با كبوتر تو شدن

علیِّ اكبر است و آرزوی

چند سالی برادر تو شدن

میشود برتر از سلیمان شد

ظرف یك روز نوكر تو شدن

این غلام سیاه را نفروش

كردم عادت به قنبر تو شدن

به خدای یگانه می ارزد

كشته ی نام اطهر تو شدن

پدرت هم به تو ولی میگفت

بابی أنت یا علی میگفت

آمدی و حسین خندان شد

همه جا جز بقیع چراغان شد

آمدی و به بركت نامت

نام جدت علی فراوان شد

مادرت شد عروس زهرا و

افتخارش نصیب ایران شد

آشنا با صحیفه اش كردی

هركه بر سفره ی تو مهمان شد

رمضان ماهِ سِرِّ شعبان است

رمضان شرح ماه شعبان شد

عده ای كه به پات افتادند

به مناجات راهشان دادند

ابر و خورشید و ماه در كارند

خاكی از زیر پات بردارند

تب تو تب نبود درمان بود

راویان تب تو بیمارند

دوستان قدیمی زهرا

به تو و مادرت بدهكارند

در اسیری مادرت حتی

از مقامات او خبر دارند

هرچه مِهریه اش گران باشد

باز قوم علی خریدارند

به غلامت بگو دعا بكند

این گرفتارها گرفتارند

با مناجات تو ملائكه هم

سر شب تا به صبح بیدارند

تا نگاهی به بالشان بكنی

از كرم خوش به حالشان بكنی

كاش میشد بنا درست كنند

گنبدی از طلا درست كنند

همه جای مدینه را نه، نه

لااقل پنج تا درست كنند

گرد و خاك بقیع را ببرند

تا برایم دوا درست كنند

شیعیان حاضرند با گریه

آستان تو را درست كنند

با النگوی دختران عجم

چند ایوانْ طلا درست كنند

سنگها میخورد بر سر تو

تا كه شاید صدا درست كنند

عمه را زد ولی سر تو شكست

هم سر عمه هم سر تو شكست



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


سوی مجنون برسانید كه لیلایی هست

ما شنیدیم در این شهر كه آقائی هست

دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست

دردمندیم و دلی خوش كه مداوائی هست

شب عید است بیائید حنا بگذاریم

سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم

تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد

پَرِ گهواره­ی تو روحِ مسیحا دارد

و حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد

نوه­ی حضرت زهراست تماشا دارد

جلوه­ی تام علی بر تو مباركبادا

سومین نام علی  بر تو مباركبادا

فطرسی آمده و از تو پری می خواهد

از تو عیسی نفسِ ناب تری می خواهد

یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد

كه غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد

یا كریمیم و سرِ جاده­ی تو شیعه شدیم

ما كنارِ پرِ سجاده­ی تو شیعه شدیم

عشق وقتی به نهایت به نهایت برسد

تازه شاید كه سرش بر كفِ پایت برسد

چشمِ جبریل اگر سوی عبایت برسد

نه محال است مقامش به گدایت برسد

نه فقط پهنه­ی افلاك نمك گیر تواند

تو از این كشور و این خاك نمك گیر تواند

مثلِ پیراهنِ یوسف كه به كنعان آمد

مثلِ ابری كه سرِ خاك بیابان آمد

صاحب خانه­ی خود جانبِ ایران آمد

خانه­ی مادریش شاهِ خراسان آمد

خاكِ ما خانه­ی تو سایه مطلق داری

حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری

عشقِ ایرانیِ ما كارِ بنایت با ماست

حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست

طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایت با ماست

خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست

طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم

و ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم

مصلحت بود اگر شیرِ خدا می گشتی

تو علی هستی و شمشیرِ خدا می گشتی

مست از جلوه­ی تكبیرِ خدا می گشتی

تكسوارِ عرب و شیرِ خدا می گشتی

بازوی هاشمیت تیغ اگر بر می داشت

كربلا زیرِ قدم هات تَرَك بر می داشت

رخصتت بود اگر یك تنه لشكر بودی

میمنه، میسره بودی و مكرّر بودی

ای امام ابنِ امام از همه بهتر بودی

رخصتت بود اگر حضرتِ حیدر بودی

كربلا دید پدر را نفست یاری كرد

وه كه با نامِ تو عباس علمداری كرد

واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد

خطبه ات شورِ علی در دلِ پیكار آورد

چه بلائی به سرِ كاخِ ستمكار آورد

شیعه را با شب و شمشیر و دعا با آورد

با تو در شام عجب معركه بر پا شده است

كه دعا گوی شما زینبِ كبری شده است



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


کعبه شد سر زلفت دل به سجده افتاده

لحظه ای کنارم باش در فضای سجاده

در سحر دو چشمانت باب اشک بگشاده

غربتی غریبانه نیمه شب تو را داده

در مسیر بی دردی ظلمتی فراگیرم

از نم سرشک تو آمدم بقا گیرم

نخل دلکش طوبی از غمت ثمر دارد

با اصالت نامت آه ما ثمر دارد

هر که شد مناجاتی بهره از سحر دارد

بی گمان نگاه تو بر دلش نظر دارد

صاحب دل مایی خالق دعایی تو

منشاء گل مایی سیّد البکائی تو

آزادی تو ممزوج با غم و بلا باشد

دل را که حریم توست بیگانه چرا باشد؟

شاهد مناجاتت چون ارض و سما باشد

باید که دعای تو مقبول خدا باشد

بر بندگی ات تا حشر حیّ ازلی نازد

چون شیعه، خدایش هم بر آل علی نازد 

تو اسوه ی تقوا نه سر منشاء تقوایی

در سجده ثناگوی شهزاده ی لیلایی

با دست علی مامت شد شیعه ی زهرایی

شد مفتخر ایران از همشهریِ والایی

روح توبه هستی تو نفس آیه ی تطهیر

هر رکن نمازت را گفته هر ملک تکبیر

ای قرین لبهایت گوهر دعا سجاد

لحظه لحظه ی عمرت خلق هل اتی سجاد

بستر وفا سجاد معدن سخا سجاد

روح لافتی سجاد یا حبیبنا سجاد

خود فناء فِی اللهی ربّ متقین هستی

در ثنای تو این بس زین العابدین هستی

در خلقت ما نامت مقصود و دلیل آمد

هویِ سحرت ما را عمری است کفیل آمد

بر نم نم اشک تو یعقوب دخیل آمد

تا از تو بها گیرد با ندبه خلیل آمد

انبیا گرفتارت سائلان بازارت

از حق همه می جویند یک فرصت دیدارت

از خطبه ی غرّایت هر تبکده ویران شد

با فیض دعای تو هر دلشده سلمان شد

الشام مگو دیگر دل زار و پریشان شد

تو دیده ای آن مه را کز نیزه نمایان شد

ای نهضت عاشورا مدیون کلام تو

باشد دل زینب هم مرهون مرام تو

آسمان و شبهایش با غمت هماهنگ است

در صحیفه نجوایت لهجه ای خوشاهنگ است

در رثای درد تو صد صحیفه خونرنگ است

میل کربلا دارم سینه ام چو دلتنگ است

عمری است که مجنون لیلای بقیعم من

شادم که پرستوی شیدای بقیعم من

کاروان آل الله سوی کوفه مهمان بود

سجده های خون بود و یک گلوی عطشان بود

پیکری بدون سر در تب بیابان بود

جای بوسه پیدا کن بر تنی که عریان بود

تازیانه با جسم خسته در تلاقی بود

خواهری کبودین در جستجوی ساقی بود

نینوای پر دردی دیده ای تو هر غم را

ناقه ناقه می جوید خواهر محرم را

شانه زن که مب یاشد گیسوان درهم را

ناله ی تو آتش زد گریه ی محرم را

صدق نوکری امشب از کرم عطایم کن

سیّدی تو راهیِ حجّ کربلایم کن



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


نشیب های دل من فراز می خواهد

فراز اشک مرا در نماز می خواهد

مؤید است به روحُ القُدس قلم اما

برای شعر سرودن نیاز می خواهد

اگر چه کرده دل من خیال پردازی

حقیقت است که عاشق مَجاز می خواهد

برای سفره ی بازش نیامدم اینجا

گدای این در، آغوش باز می خواهد

اگر چه این دو شب از جام کربلا مستم

دلم دوباره شراب حجاز می خواهد

پیاله ای بدهیدم که دم زنم حق را

دوباره زنده کنم قصه ی فرزدق را

نسیم پنجم شعبان ز راه آمده است

صدای پای بهاران ز راه آمده است

ببین بدون پیمبر بدون جبرائیل

دوباره آیه ی قرآن ز راه آمده است

میان بیشۀ شیران هاشمی امشب

غزال عرصه ی ایمان ز راه آمده است

فقط نه اینکه ز راه آمده عزیز عرب

عزیز دختر ایران ز راه آمده است

زنی که در رگ او خون آریایی هاست

که از دیار دلیران ز راه آمده است

شب تولد فرزند شاه دختر ماست

زبان مادری او زبان کشور ماست

کسی که شد ششمین نور سوره ی انسان

کسی که خسته شد از سجده های او شیطان

کسی که هست تجلی پنج تن در او

کسی که شد پدر هشت قبله ی ایمان

کسی که با نفس یک غلام ساده ی او

نفس گرفته زمین مدینه از باران

کسی که موقع انفاق بین سائل ها

ملقّب است دل شب به صاحب انبان

به حق او حجر الاسودی شهادت داد

که جز به حق علی وا نکرده است دهان

به حیرت است کنار حَجر دو چشم هشام

ز اهتمام خلایق به احترام امام

بخوان که ضبط کند آسمان صدایت را

صحیفه پخش کند بعد این نوایت را

برای این که بخوانیم «لا تؤدّبنی»

بخوان برای ابوحمزه ها دعایت را

تو با زبان خدا حرف می زنی آخر

چگونه یاد بگیریم ربنایت را

بیا و بعد دعا روضه هم بخوان آقا

بیا و شرح بده داغ کربلایت را

بیا بگو چه کشیدی تو در چهل منزل

بگو که بست به زنجیر دست و پایت را

بیا بگو چه به روز رقیه آوردند

بگو چگونه کشیدند عمه هایت را

کسی که حرف خدا و کتاب می آورد

کنار یک سر تشنه شراب می آورد



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای شکوه فراز های دعا

نغمه ی عرشی و صدای دعا

دست من را بگیر از عَرشَت

بنده بنواز، ای خدای دعا

بنده ای را که دور افتاده

بنما امشب آشنای دعا

من دخیل دعای تو هستم

بنده ی ربّنای تو هستم

دلی امشب به خاک پات افتاد

ششمین دلبر خدا سجاد

یا علیِّ بن سید الشهدا

شد زِ ذکرت دلم حسین آباد

می نویسم اسیر یعنی من

که شدم با تعلّقت آزاد

نوکر خانه زاد نام من است

عبدِ زین العباد نام من است

بارش رحمت خدایی تو

دلخوشی دل گدایی تو

سینه ی تو اگرچه پُر درد است

به جراحات دل دوایی تو

در اسارت اگر که باشی، باز

به کرم کردن آشنایی تو

گنج العرش است زیر پاهایت

رحمت واسعه است بابایت

ما به دستان تو مسلمانیم

از تبار شما و سلمانیم

شهربانوی ماست مادر تو

ما تو را خویشِ خویش می دانیم

بس که ما عاشق "علی" هستیم

میزبان شه خراسانیم

نه فقط قلب ما سرای شماست

کلِّ ایران ما برای شماست

شب میلادت ای سلاله ی نور

مست ذکر علی شدیم، چه جور

نورت ای آفتاب مشرقِ مِی

از دلِ خسته ام چو کرد عبور

یادم آمد فروغِ رویِ تو و

آن تجلّی و آن زمان حضور

گفتم این ماه عالم ذَر بود

که ازل از رخش منوَّر بود

گفتم این ماه آمده تا ما

برسیم از مسیر او به خدا

آمده دومین علی من و

علی خانواده ی زهرا

سفره ی شیعگی چه با نمک است

با علی های سیدالشُّهدا

پسرانش همه علی هستند

اسدُالله منجلی هستند

علی اکبرش چه غوغاییست

چه قَدَر هیبتش تماشاییست

از علی اصغرش چه گویم، چون

او خودش وقت رزم، زهراییست

علی اوسطش سپهر دعاست

کار وی چون خداش یکتاییست

حضرت زین العابدین است او

با غمی جانگداز عجین است او

او ستم دیده و بلا دیده

کوفه و شام و کربلا دیده

دیده بر نی سر حسین و سپس

خنده ی نیزه دار را دیده

سر بازار دور عمّه ی خود

چقدر چشم بی حیا دیده

دور او حرف ناصواب زدند

لب به پیمانه ی شراب زدند

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


نسیم آمد این بار از خوش مسیری

رسانَد به ما مژده ی دلپذیری

خبر خوش خنک کرد کام زمین را

بهاری شد این خطّه ی گرمسیری

به یک خانه ی ساده کنج مدینه

چه زائرسرایی چه مهمانپذیری

به دامان شهبانویی آسمانی

چنین مادر پاک و روشن ضمیری

به ارباب دلها خدا هدیه داده

چه شمس الضّحایی چه ماه منیری

چه ماهی که دلها همه صید چشمش

ز مژگان خود تا رها کرده تیری

اماما تو خود زینت عابدینی

پناه و امید صغیر و کبیری

کریمی، عزیزی، امیری، بزرگی

امامی، رئوفی، صبوری، بصیری

تو خود خانه ی کعبه را مستجاری

به درگاه ایزد اگر مستجیری

تو عطر اقاقی در این خاکدانی

تو گرمای عرفان در این زمهریری

تو بُغض غریب دعای کمیلی

تو روح بلند دعای مجیری

مقام رفیع تو را غبطه خوردند

همه کهکشانهای این راه شیری

تو دریای صبری، تو موج وقاری

تو علم لدنّی، تو خیر کثیری

تو سبزینه ی برگ شاداب عصمت

تو خود میوه ی بوستان غدیری

دعا را تو یاد ابوحمزه دادی

چه می شد که دست مرا هم بگیری

زبور است آری بر آل محمد

کتاب صحیفه به آن بی نظیری

تو سیراب سرچشمه های دعایی

تو از باده ی سرخ سجاده سیری

معلم تویی؛ از تو آموخت شیعه

ولایت مداری ولایت پذیری

به وقت خطابه بسی سربلنی

به گاه عبادت گهی سر به زیری

جسارت نباشد سؤالی بپرسم

چرا در جوانی بدین مایه پیری

چهل سال گریه تو را پیر کرده

چرا چلّه ی اشک باید بگیری

تویی یادگار غم اهل خیمه

تویی دفتر خاطرات اسیری

تو با دست بسته به همراه زینب

رسالات خون خدا را سفیری

تو تب کردی و صبر کردی و گفتی:

حسینٌ امیری و نعم الامیری

نشد تا که در بزم نامردم شام

سر خویش یک لحظه بالا نگیری

به جالوتیان سنگ داود بودی

خوشا این شجاعت، زهی این دلیری

اماما مدد کن به صحرای محشر

ز ما استغاثه ز تو دستگیری

گدای شمایم که تقدیرم این شد

تو را شاهی و نوکران را فقیری



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


ای که خورشید جمالت پرتو افشانی کند

عالمی را جلوه ات زیبا و نورانی کند

تو همان خورشید تقوائی که عرش و فرش را

از فروغ وجلوۀ تو حق چراغانی کند

جای دارد رهگذارت را ز گلهای بهشت

جبرئیل از عالم بالا گل افشانی کند

ای بهشتی رو عجب نبود اگر رضوان خلد

از جنان گرد سرت اسپند گردانی کند

می زند لبخند بر رویت حسین ین علی

تا تماشا در رخت آیات قرآنی کند

امشب از یمن قدوم با شکوه تو حسین

هرکجا سائل بود دعوت به مهمانی کند

زینت عبادی و شایسته باشد تا خدا

نام زین العابدین را برتو ارزانی کند

شب همه شب بردعا و نغمه ات مرغ سحر

گوش جان را می سپارد تا غزلخوانی کند

سر زند ازچشم تو تا عرش  یک رنگین کمان

هر زمانی دیده ات را اشک بارانی کند

هیچ کس را با چنین تقوا ندیدم غیر تو

سجده های خویش را اینقدر طولانی کند

ای شهید زنده جز تو کیست بعد از کربلا

تا از این گلشن به اشک خود نگهبانی  کند

شمع جمع محفل امروز مائی و زما

غیر تو فردا چه کس رفع پریشانی کند

کوثر توفیق می خواهد ز درگاه خدا

تا «وفائی» درمدیح تو ثنا خوانی کند



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح


در سجده های خویش اگر چشم تر کنی

سجاده های هستی را شعله ور کنی

بیشک ستون هفت فلک می شود اگر

دستی از آستین نیایش به در کنی

داود ، طفل مکتب آوای سبز توست

تا در صدای مرثیه خوانش اثر کنی    

برخیز ای پرستشِ توحید ، عبد تو !

باید جهان بی خبری را خبر کنی

آنقدر خطبه خطبه ، دعا در دعا شوی

آنقدر خون بباری و قرآن به سر کنی ،

تا خشت خشتِ ظلم و ستم را هر آینه

در کاخهای معرکه زیر و زبر کنی

سجاده را که پیرهن عصمتت شده

پرچم برای قصه ی این خیر و شر کنی

یعنی به رغم نعره ی مستانه ی ستم

گوش زمانه را  ز  " مناجات "  کر  کنی

. . .

باید که روزگار بترسد ز کفر خویش

او را از آه نیمه شبت بر حذر کنی

ای وای بر زمانه ی " لبیک ناشناس "

"سجاد" اگر تو باشی و نفرین اگر کنی ...



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-ولادت


سرچشمۀ فیض کردگار آمده است

در هودجی از قدر و وقار آمده است

وقتی که شکفت غنچۀ باغ حسین

گفتند به گلها که بهـار آمده است



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


دل فرشته در اطراف آسمان می رفت

به خواب شاه زنان ، سرور زنان می رفت

به خواستگاری والا عروس خود زهرا

سحر به خطه ایران نظر کنان می رفت

خدا ، برای حسین انتخاب کرده عروس

به خواب ناز دلش تا دم اذان می رفت

به گِردِ مادر داماد با سلام و درود

فرشته بود که مانند کاروان می رفت

زمان ، زیاد ز رویای ناز او نگذشت

میان جمع اسیران به بیکران می رفت

نشان فاطمه بود و نگاه های علی

در آن میانه نگاهی دوان دوان می رفت

همین که چشم علی نو عروس خود را یافت

حسین بود و نگاهش که خوش گمان می رفت

چه خواستگاری نابی عجیب جاذبه ای است

عروس در پی داماد ناگهان می رفت

خلاصه پای عروسِ علی به خانه رسید

و نو عروس پی ، مادری جوان می رفت

نبود، بانوی رؤیاییِ شب وصلش

و یادش آمد از آن شب که قد کمان می رفت

کجاست فاطمه بیند که میهمان آمد

چه زود ، شاه زنان سوی میزبان می رفت

خبر رسید که پور حسین در راه است

پسر رسید ولی مادرِ جوان می رفت

چه با صفا پسری آمده ولی مادر

به شوق فاطمه هنگام زایمان می رفت

گزاف نیست ، بگوییم این عبارت را :

ز هیبت پسرش مادر از جهان می رفت

□□□

به دست حکمت گلچین چو باغبان می رفت

ز ره رسید گلستان و گل ستان می رفت

چه بانویی که شده نُه امام را مادر

چه کودکی که از او نور تا جنان می رفت

چه کودکی که جهان شد ز نور او روشن

شعاع روشنی اش تا به کهکشان می رفت

امامِ بعد حسین آمده خدا را شکر

و گرنه کرب و بلا نیز بی گمان می رفت

ارادة ازلی در سرشت او پیداست

شهادتین ز لعلش ، چه خوش بیان می رفت

گرفت عمه در آغوشِ خویش آقا را

چه خوش ز هوش به لالای عمه جان می رفت

تمام عمر دلش با عمو هم آوا بود

دلش به گفتنِ ذکر حسین جان می رفت

□□□

به همنشینیِ هر بینوا عنایت داشت

کنار سفرة سائل چه مهربان می رفت

دعای خیر دریغ از کسی نمی فرمود

به یاری فقرا با همه توان می رفت

به خانه ، دشمن خود را پناه و جا می داد

اگر که خصم به امید یک امان می رفت

گهی به درد غریبان رسیدگی می کرد

گهی به دیدن بیمار بی نشان می رفت

صحیفه اش همه دریایی از معارف اوست

به جنگ دشمن دین با دعا ، عیان می رفت

□□□

حقوق جملة ذرات را بیان فرمود

اگرچه حقِّ خودش دست ساربان می رفت

تمام زندگی و هستی اش به غارت رفت

کسی که یاری هر پیر و هر جوان می رفت

یکی ز سلسلة قتلِ صبر اینجا بود

که در عبور ، ز یک قتلگاه ، جان می رفت

صدای عمه رسد : یا بقیه الماضین

ز آه تو همة جان کاروان می رفت

تحملی که دل خواهر صغیرت سوخت

صبور باش که جانت از این فغان می رفت

به تازیانه و تحقیر ، قافله برخاست

بهار عالَم اسلام چون خزان می رفت

میان سلسله یک کاروان ز عصمت بود

بدون قافله سالار و سایبان می رفت

عفاف بود که آنجا مقاومت می کرد

و زیوری که در آنجا به ارمغان می رفت

به نیزه بود که هجده سر بریده چو ماه

کنار زینب و سجادِ قهرمان می رفت

ز کربلا سوی کوفه ز کوفه تا سوی شام

هزار کرب و بلا بود کز توان می رفت

هزار جا ، جگر زین العابدین خون شد

گهی که نالۀ یا صاحب الزمان می رفت

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


عید است و من شراب زاده

عازم به خُمم به عزم باده

می زاده اگر شراب نوشد

در دیدن خویشِ خویش کوشد

من زاده ی خم و خویش خامم

گه واجبم و گهی حرامم

در سینه ی من بجز طرب نیست

هرگز غم دوست مستحب نیست

من با همه فقرم و نداری

هرگز نکشیده ام خماری

پس نعره ز استخوان بر ارم

پهنای فلک دهان در آرم

ای جوش جهان بر آتش تو

ای دست همه در آتش تو

بنشین که ارادتی بخیزم

از روی سعادتی بخیزم

ای تیغ فصاحت و بلاغت

ای داده به کیمیا سعادت

سجاده ی تو پر از حیات است

اشک تو خود از مطهرات است

ای مست نماز تو ملائک

ای بسته به راز تو ملائک

ای مصحف تو کلام عالم

ای در کف تو زمام عالم

ای کعبه ی ازدحام دیده

ای محتشم هُشام دیده

برخیز و طواف کن حرم را

از کعبه مگیر این کرم را

بگذار که حاجیان حیران

دنبال نگاه تو چو جیران

ای دلبر مکّی و عراقی

معراج سعادت نراقی

سبحانک یا من اسمهُ فیه

ای مجلس فیهِ ما فیه

ای یاد تو شاه نامه ی من

زلف تو سیاه نامه ی من

ای نیم شرر ز تو به ققنوس

ای یک نم حکمت تو قابوس

ای یاد تو کامل بهایی

من ناقصم و تو پر بهایی

خاقان فلک تویی، و لا غیر

سیمرغ، سفیر توست، لا طیر

ای خسرو تخت و تاج و دیهیم

شیرین حرکات هفت اقلیم

دستم نرسد اگر به تختت

تخت تو بلند همچو بختت

نِشتر برسان که رگ رسیده

ای زاده ی پارس، سگ رسیده

ای خاک نشین صاف و ساده

ای حُرّ فلک، اسیر زاده

ای زاده ی مکه و مدینه

ای اصغر و اکبر و سکینه

ای یاد تو کامل الزیارات

ای ذکر تو بهترین تجارات

ایران ز تو دارد این بقا را

ای مادر تو عروس زهرا

تو مصحف پاک و تازه داری

در هر ورقش اجازه داری

تو با دل زینب عفیفه

دیدی که چه رفت بر صحیفه

یعقوب بیا که غم بزرگ است

یوسف جگرش به دست گرگ است

چون پای شه از رکاب افتاد

مابین دو نهر آب افتاد

خون بود خضاب روی ماهش

غم بود بساط رو به آهش

ناگاه به فکر چاره افتاد

برخاست ولی دوباره افتاد

پس تکیه به نیزه زد به گودال

با شمر خطاب کرد آن حال

تا هستم و می کشم نفس را

غارت مکنید این قفس را

من در حرمم غزاله دارم

آهو روشی سه ساله دارم

«معنی» نده طول این سخن را

آشفته مکن تو مرد و زن را



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


مژده ای شیعه که باشد شب میلاد امشب

پا نهاده به جهان حضرت سجاد امشب

شهربانو بکند فخر به نسوان جهان

که خدا طرفه گلی ناز به داد امشب

مرحبا پنجم شعبان شد و روز صلوات

زین بشارت دل عشاق بود شاد امشب

ای گدایان به در حضرت زهرا بروید

عیدیانه دهد آن مادر عباد امشب

که ز غم آل محمد شده آزاد امشب

کاخ ظلم از برکات قدمش ویران امشب

خانه آل امیه شده بر باد امشب

دوش رو بر سجاد ((کلامی)) می گفت

باد ای ساجد حق خانه ات آباد امشب



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1393/03/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


مستم از جام، مستم از باده

سر خوشی کار، دست من داده

نام من عبد ، عبد ثارالله

کنیه ام عاشق جنون زاده

زده ام سوز سینه ام را بر

نفس زائران دلداده

میروم تا به نا کجاهایِ

پیچ و خم دارِ ساکت جاده

رو به قبله نشسته ام بزنم

پرسه ای حول مهر سجاده

سر  مستی ، سر جنون دارم

گر زنندم  هزار قلاده

حوری ام یا نوادهء آدم

آشنایم گدای سجادم

بنگر سینهء خراب مرا

لب به لب جامی از شراب مرا

راهیان غیور میخانه

در لبت دیده اند عذاب مرا

لبتان را به خنده خواهم دید

یا که چشمت دهد جواب مرا

آخرین توبه ترک غیر تو بود

بنویسم اولین  ثواب مرا

هوس روی تو به هم زده است

مستی پلک چشم خواب مرا

کاسه کاسه ملائکه بردند

عطش لحظه های ناب مرا

لب خود را به نی گره دادم

آشنایم گدای سجادم



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

اعیاد شعبانیه


دریای دُر از دلِ صدف می آید

تبریکِ سه نور ، با شعف می آید

خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند

عطرِ صلوات از نجف می آید

***

شعبان مَه با صفای خاتم باشد

میلاد سه آزادۀ عالم باشد

نذر قدم حسین و عباس و علی

ذکر صلواتِ ما دمادم باشد



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 
پنجشنبه 1392/09/7

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


آیه های نور حک گردیده بر پیشانیش

مهر و مه ماتند در آئینۀ حیرانیش

رو به سوی قبله می افتاد چون سجاده ای

آنکه محراب دعا زد بوسه بر پیشانیش

از شرار عشق و شیدائی ز بس آتش گرفت

اشک گل انداخت بر رخسارۀ قرآنیش

می تراوید از وجودش عطر اخلاص و یقین

سید سجاد شد از سجدۀ طولانیش

صف به صف در آسمان قدوسیان صف می زدند

بسکه دیدن داشت اشک و حالت روحانیش

در منای عشق و ایثار و وفا روز ازل

با ذبیح خویش ابراهیم شد قربانیش

مصحف او را زبور آل یاسین خوانده اند

عارفان را فیض بخشد مصحف عرفانیش

مصف پاکش شقایق پوش شد زانفاس او

جلوه کرده در همین گلزار گل افشانیش

شاهد عشق و شهید زندۀ کرببلاست

شاهدانِ غرقِ در خون و شهید ارزانیش

روز عاشورا کنار قتلگاه لاله ها

موج زد تصویر غم در دیدۀ طوفانیش

گرچه در ظاهر عدو بر گردنش زنجیر بست

بود دشمن همچو نفس سرکشی زندانیش

در غروب غم فزای کوفه و در  شام غم

شعله زد بر خرمن بیداد خطبه خوانیش

غنچه های عشق پژمردند از غم تا نسیم

گفت روزی داستان عشق و سرگردانیش

از هوای ابری چشمش دل عالم گرفت

مزرع دین سبز شد از دیدۀ بارانیش

عمر او با یاد روز سخت عاشورا گذشت

جاودان شد کربلا از گریۀ طولانیش

آشکارا شد گه غسل تن رنجور او

بر فقیران نان و خرما بردن پنهانیش

از نسیم آستانش می وزد عطر بهشت

فخر دارد جبرئیل از منصب دربانیش

بهر کسب نور می تابد بر او خورشید و ماه

حاجت نوری ندارد مدفن نورانیش

میزبانی می کند از زائرانش روز و شب

کاش ای دل یک شبی بودیم در مهمانیش

کوثر توفیق در دست «وفائی» داده است

آن که دارد آیه های نور بر پیشانیش



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
پنجشنبه 1392/03/23

امام سجاد(ع)-ولادت

 

از سکوتم صدا درست کنید

ذکر یا ربنا درست کنید

ببرید و بیاورید مرا

بلکه از من گدا درست کنید

در دلم گر بناست خانه کنید

اول این خانه را درست کنید

می شود سنگ دستتان بدهم

می شود که طلا درست کنید

هر چه میل شماست تسلیمیم

یا خرابم و یا درست کنید

فقر ما را کسی درست نکرد

ای کریمان! شما درست کنید

شد اگر شکر، اگر نشد یک وقت

می نشینم تا درست کنید

بعد از آن که مدینه ام بردید

سفر کربلا درست کنید

از لب ما دعا نمی افتد

کربلا، کربلا نمی افتد

این قبیله همه شبیه هم اند

این کرم زاده ها چه با کرم اند

چه نیازی ست تا بزرگ شوند

در همان کودکی مسیح دم اند

زنده ام می کنند مثل مسیح

بر تن مرده ام اگر بدمند

همه آماده ی بلا هستند

جاده های عروج پیچ و خم اند

عاشقان بیشتر پی نامند

عاشقانی که عاشقند کم اند

عاشقان در نگاه آل علی

گر اسیرند باز محترم اند

دختران قبیله های عرب

خادم شهربانوی عجم اند

عجمی کرده اند جانان را

آبرو داده اند ایران را 



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1392/03/23

امام سجاد(ع)-مدح و مصیبت


 

ای دعـا گشتـه دعـا بـا نفـس روح‌ فزایت

وی اجـابت زده هنگـام دعـا بوسه به پایت

چشم اربـاب کـرم از همه ‌سو باز به دستت

دست اربـاب دعـا بستـه بـه دامـان ولایت

عاشق خُلق نکویت همه جا دوست و دشمن

دشمن و دوست کند از دل و جان مدح و ثنایت

کثـرت خلـق الهـی همـه از یمـن وجودت

وسعت مـلک خداونـد بود صحن و سرایت

مصحف تو که زبـور و صحف آل رسول است

وحـی‌ مُنزَل بُـوَد ای روح مناجـات، دعایت

تـو گـل سرسبـد گلشـن کشتـی نجــاتی

رخ گـل انداختــه از بوسـۀ مصباح هدایت

گــره از کـار فـروبستــۀ عالم تـو گشایی

گر چه بسته است به زنجیر، ید عقده‌گشایت

ملک و جن و بشر، ارض و سما گوش، سراپا

تا دل شب شنوند از لب جان‌بخش، صدایت

حلقـۀ سلسله‌ها یکســره در حلقۀ ذکرت

به فلک مـی‌رسد از حلقـۀ زنجیـر، ثنایت

گل لبخند تو بر سنگ لب بام، عجیب است

با وجودی که کند سنگ عدو گریه برایت

تو پیـام‌آور خــون گلـوی خـون خـدایی

بـوده در کرب‌و‌‌بلا مقتل خون غار حرایت



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 
پنجشنبه 1392/03/23

امام سجاد(ع)-ولادت


امشب رواق دیده را آذین ببندید

همراه اشک شوق خود چون گل بخندید

امشب فروغ آسمان ها را ببینید

نور چراغ کهکشان ها را ببینید

امشب سپهر زهد و تقوا ماهتابی ست

چون روز در شب آسمان ها آفتابی ست

امشب که اشک چشم من آئینه بسته

با ذوق، اشک شوق در چشمم نشسته

با اشک، شوق خویش را ابراز کردم

بر آسمان چشم دلم را باز کردم

دیدم تمام عرشیان را در سماوات

دارند بر درگاه لطف حق مناجات

جبریل می گوید که نور نور آمد

شیدائی آمد عشق آمد شور آمد

امشب مریدان شام میلاد مراد است

امشب دل آل رسول الله شاد است

ای دل حسین بن علی فرزند دارد

زین غنچه ی زیبا به لب لبخند دارد

ای اهل عالم زینت عباد آمد

من فاش گویم سید سجاد آمد

سجاده از او رنگ و بویی تازه دارد

اخلاص و تقوا آبرویی تازه دارد

وقت ولادت هم پر از شور نماز است

رخساره ی نورانیش نور نماز است

پیچیده در هفت آسمان راز و نیازش

پُل بسته تا عرش برین روح نمازش

عشق و محبت با دل او همنشین است

او مظهر تقوا و زین العابدین است

در هر دلی بذر ولایش ریشه دارد

آن دل برای حشر خود اندیشه دارد

مهرش کلید باغ فردوس خدا شد

هر کس ز مهرش شد جدا از حق جدا شد

آن کس که گردد ذره ی این مهر پر نور

روز جزا هم با همان نور است محشور

هر کس دلش پر می زند در صحن سینه

پروانه ی پرواز دارد تا مدینه

بر ما «وفائی» می رسد بوی مدینه

ای کاش ما را خواند او سوی مدینه



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء