امام زمان(عج)-مناجات


تمام نامه ی عمرم سیاه گردیده

که شغل روز و شب من گناه گردیده

برای اینکه بیایم به توبه ای سویت

دو چشم ناز و قشنگت به راه گردیده

امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی

دو چشم تو، به گناهم گواه گردیده

هر آنچه خرج نمودی ک بنده ات گردم

ز بی لیاقتیِ من تباه گردیده

بیا و مشکل من را تو با اجل حل کن

که این گدای حرم بی پناه گردیده

من از نگاه کبودی، دلم پریشان است

عذاب من ز شرار نگاه گردیده

بیا به پای دل من بزن تو زنجیری

بگو که دست مرا عاقبت تو می گیری




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/9 | 10:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


مشکل گشا بیا همه محتاج چاره اند

تو  آفتاب  و  کلّ عوالــم  ستاره اند

یابن الحسن حُسین زمان باغبان دین

بی تو گـــل و بــــهار دچار شراره اند

وقتی تو حاکمی همه محکوم حیریتیم

وقتی تو ناظری همه محو نـــــظاره اند

آنانکه خفته اند به خاک از فراق تو

یومِ ظهور طالبِ عمر دوبـــــاره اند

مولا تویی امیر تویی حکمران تویی

فرمانروا تویی دگران هیچ کاره انــد

قربان ذوالفقارِ کجت راست قامتــا

انصارِعشق منتظر یک اشاره انــــد

تاریخ پیر گشته ولی جای شکوه نیست

یـــــــــاران شیرخوار تو در گاهواره اند




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/9 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


روز و شب ، اشک های من جاریست

عشق، در روح و جان و تن جاریست

دل به دل راه دارد آقا! ...عشق،

در شما هم مُسَلمّاً جاریست




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/9 | 10:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دلم گرفته شبیه هوای بارانی

قنوت اشک دلم ربنای بارانی

نشانده است فراغت مرا به خاک سیاه

به گِل نشانده مرا جمعه های بارانی

به حرمت لب خشک حسین رحمی کن

به چشمهای ترِ این گدای بارانی

بساط گریه فراهم شده میان دعا

دو قطره اشک حقارت دعای بارانی

دل سیاه مرا نیز می برد معراج

نوای روضه و این های های بارانی

چه داغ ها که به قلب رباب زد باران

به خیمه ها چو نشد باز پای بارانی

دعا نکرد مگر؟ پس چرا نباریدی!؟

گرفت داخل خیمه عزای بارانی..

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/9 | 10:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


فانی ام... آغاز و پایانی ندارم جز خودت

غیر مقدورم که امکانی ندارم جز خودت

سال ها محتاج نانم از تنور خانه ات

از کسی در سفره ام نانی ندارم جز خودت

باز هم دارم غزل ها را بهانه می کنم

قصدی از شعر و غزل خوانی ندارم جز خودت

هر کسی که دل به او بستم دلم را زد شکست

با دل ویرانه خواهانی ندارم جز خودت

یک زمانی هم اگر حرفی ز آبادی شود

در خراب آبادِ دل، بانی ندارم جز خودت

چاره ای کن، غفلتم از تو جدایم کرده است

چاره ای هنگام حیرانی ندارم جز خودت

تا به کی باید باید تو را این قوم انکارت کنند؟

مثل یعقوبم که برهانی ندارم جز خودت

پاره کردم این گریبان را بدانی عاشقم

بهرِ کس پاره گریبانی ندارم جز خودت

از گناهانم پشیمانم، نگاهم کن کریم

 مقصدی از این پشیمانی ندارم جز خودت

بین خلوتگاه قبرم شک ندارم آخرش

فاتحه خوانی و مهمانی ندارم جز خودت

در قیامت هم بهشت من تویی یابن الحسن

خوب می دانی که رضوانی ندارم جز خودت

آرزویم کربلا رفتن به همراه شما است

همسفر در کوی جانانی ندارم جز خودت

مادرت در پشت در فرمود مهدی جان بیا...

...منتقم بر زخم پنهانی ندارم جز خودت

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/9 | 01:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت ورود کاروان شهدای گمنام و شهدای مدافع حرم به میهن اسلامی

امام زمان(عج)-مناجات


هر لاله ی پرپر به وطن بر می گشت

انگار که جان من به تن بر می گشت

یعقوب شده دو چشم اشک افشانم

ای کاش دگر یوسف من بر می گشت




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهدا و دفاع مقدس،  مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را؟!

چه علتی بیاورم ندیدن مدام را؟!

شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی

ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

منم که از تو دورم و صدای تو نمی رسد

وگرنه که تو می‌دهی جواب هر سلام را

نشانه‌های آخرالزمان رسیده پشت هم

وکرده است جابجا حلال را، حرام را

کم از جهاد نیست انتظار تو در این زمان

نه ساده نیست، هر کسی ندارد این مقام را

به این یقین رسیده‌ام که دیدنت ملاک نیست

جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟!

تو روزی عدل و داد را اقامه می‌کنی و من

ز نام قائمت فقط بلد شدم قیام را

بعید نیست عاقبت فقط بخاطر حسین

تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را

بیا بخواه خون آن ذبیح را که ذبح او

به کربلا تمام کرد حج ناتمام را




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  روز عرفه،  خروج از مکه به کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف...

صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

نظرت آمد و دیدیم گنه‌کاری رفت

نظرت رفت، وَ دیدیم گنهکار شدیم

ذرّه ای شانه‌ی ما بار غمت را نکشید

گرچه یک عمر فقط نوکر سربار شدیم

حیف از عمر گرانمایه که خرج تو نشد

شرمسار تو از این جمعه‌ی بسیار شدیم

ز علاج دگران درد بُوَد خوش ما را

نظر لطف تو دیدیم که بیمار شدیم

واقعاً جای سؤال است که از بهر ظهور

ما چه کردیم که اینگونه طلبکار شدیم؟!

لحظه لحظه به خدا جای شهیدان خالی است

حیف جامانده از آن قافله‌ی یار شدیم

آرزو هست ببینیم همین زودی ها...

زائر نیمه شب صحن علمدار شدیم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 01:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


نزدیک شده وقت رسیدن به حضورش

رؤیای زمین پر شده از بارش نورش

ابروی کمانش به کسی رحم ندارد

زنده نرسیده کسی از وادی طورش

یادش مگر آغوش بهار است که هربار

گل کرده خیالی که نموده ست مرورش

سجاده ی گل رنگ دعا های سحرگاه

گل می دهد از عطر دل انگیز عبورش

عمر غم او بیشتر از نوح شد اما

جز خیر ندیدیم بجوشد ز تنورش..




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ندبه خوان با دو چشم تر جمعه

رفت مادر به سمت در جمعه

كوچه را شست،آب و جارو كرد

مثل هرهفته مثل هر جمعه

سر كوچه نشست تا خود ظهر

تا بیایى تو از سفر جمعه

چهل و چند سال منتظر است

آه!بس نیست اینقدر جمعه؟

تشنه ام اى همیشه رود بیا

مادرم تا نرفته زود بیا

چشم در راه شنبه تا جمعه

مى كشد آه شنبه تا جمعه

مادرم سفرۀ اباالفضلش

هست در ماه شنبه تا جمعه

بعضى اوقات روضه مى خواند

ناخوداگاه شنبه تا جمعه

عوضش من نمى كنم یادى

از شما گاه شنبه تا جمعه

زودتر آخرین قدم برگرد

دارم از دست مى روم برگرد

خیلى از اهل دردها رفتند

مردهاى نبردها رفتند

چه جوان ها كه بى تو پیر شدند

چقَدَر پیرمردها رفتند

درهمین چندسال خیلى از

جمع مهدیه گردها رفتند

عده اى خوب رو سفید شدند

به امید شما شهید شدند

ما ولى خوب دربه در نشدیم

گریه كردیم خونجگر نشدیم

شرم دارد كه بعد این همه سال

سیصد و سیزده نفر نشدیم

تو خبردار بودى از ماها

ما ولى از تو باخبر نشدیم

زودتر جان مادرت برگرد

تا ازاین روسیاه تر نشدیم

كى شود تا كه با شما باشیم

یك شب جمعه كربلا باشیم

مى شود بشنوى صداى مرا

السلام علیك هاى مرا

ال یاسین جمعه شب هایم

اثرى مى دهى دعاى مرا؟

مى دهى دست پنجره فولاد

رزق و روزى كربلاى مرا

به حساب فرج ذخیره كنید

این همه یا رضا رضاى مرا

بین روضه مرا نبر از یاد

نیمه شب پشت پنجره فولاد




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 01:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


غربت کشیده آشنایش فرق دارد

آهش... صدایش... گریه هایش فرق دارد

فهمیده هر کس ذره ای دوری چشیده

هجران زده حال و هوایش فرق دارد

گیرم که مجنون در مسیر عشق لیلا

طعنه شنید اصلا برایش فرق دارد؟!

بالش بسوزد، سر برای شمع دارد

پروانه وادیِ فنایش فرق دارد

با من نگویید این قَدَر از طب و مرهم

بیماریِ هجران دوایش فرق دارد

پایان دلتنگیِ یعقوب است یوسف

اما دل من ماجرایش فرق دارد

قلبی که خون شد از فراق حضرت دوست

"یابن الحسن آقا بیا" یش فرق دارد

لطف و کرم بر اغنیا فرقی ندارد

اما گدا خیلی برایش فرق دارد

چیزی ندارم غیرِ اشک و مهر زهرا

عشقِ نگار است و بهایش فرق دارد

بارِ محبت هر کسی برداشت، دینش...

...از ابتدا تا انتهایش فرق دارد

پرواز ما بسته به وتر اهل بیت است

پربسته، رفتن تا خدایش فرق دارد

گمراه کن من را به زلف تابدارش

عاشق شدن هم إهْدنایش فرق دارد

سردابِ سامرا... سحر... با سینه زن ها

سرگشته سرتاسر صفایش فرق دارد

زائر اگر یک بار نه یک لحظه حتی...

...با یار باشد، کربلایش فرق دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 02:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


همچو گیسوی کمند خویش بر بادم بده

یا مرا خاموش کن یا اذن فریادم بده

یا همین گونه قبولم کن که گردم عاشقت

یا بیا و راه و رسمِ عاشقی یادم بده

یا جنونی بیشتر از حالِ مجنونم بده

یا که شوقی بیشتر از حال فرهادم بده

یا دلی در بند عشق خود اسیر و مبتلا

یا دلی فارغ ز هستی ، روح آزادم بده

یا مده اذن سلوک این سالک جا مانده را

یا برای طیّ این ره توشه و زادم بده

یا پر و بال دلم را باز کن تا پر زنم

یا به دست خود به زیر تیغ صیّادم بده

یا مکن تایید عشقم تا که تکفیرت شوم

یا به سیر عشق بازی، حکم ارشادم بده

یا مرا در غصّه ی هجران به خاک و خون بکش

یا به دیدارت تسلّی قلب ناشادم بده

سوختم ، آموختم ، افروختم ، دلدادگی

حالیا خاکسترم در عشق ، بر بادم بده




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/11/2 | 12:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ﻫﺮ  قطره دریا می شود وقتی بیایی

صحرا شکوفا می شود وقتی بیایی

آئینه در آئینه در آئینه لبخند

دنیا چه زیبا می شود وقتی بیایی

چیزی شبیه آنچه در باور نگنجد

مانند رؤیا می شود وقتی بیایی

رمز تمام قفلهای بسته ی ما

یک لحظه پیدا می شود وقتی بیایی

یوسف که در مصر ملاحت پادشاه است

محو تماشا می شود وقتی بیایی

در باور ما ریشه دارد وعده ی وحی

" ﻓﺘﺤﺎ ﻣﺒﯿﻨﺎ "  می شود وقتی بیایی

تلخ است صبر و انتظار اما به کامم

شهد گوارا می شود وقتی بیایی

ﺁﻥ ﭘﺮﭼﻤﯽ ﮐﻪ ﻋﺼﺮ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩ

ﺩﺭ ﮐﻌﺒﻪ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ

ﺑﺮ ﻧﯿﺰﻩ ﺁﯾﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺛﺎﺭﺍﻟﻠﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ

ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻭ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ

ﯾﺎﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻦ  ! ﻋﻘﺪﻩ ﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺎ

ﺑﺎ ﻟﻄﻒ ﺗﻮ ﻭﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ بیایی




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


کاش می شد بنده ی خوبت شوم

ذاکر دلخواه و محبوبت شوم

کاش من هم فانی عشقت شوم

جذبه ای بنما که مجذوبت شوم

دست خطی سوی این عاشق فرست

ای فدای خط مکتوبت شوم

هر که بر تو منتسب شد بُرد کرد

دِه اجازه تا که منسوبت شوم

سالها آوارگی بهرت کم است

وای اگر یک لحظه مغضوبت شوم

کی بدی از جان من بیرون شود ؟

کی غلام خوب و مطلوبت شوم

کیمیا کن این مس جان مرا

تا که با یاد تو زرکوبت شوم

هر بلا آید به جانم باک نیست

پیشه سازم صبر ، ایّوبت شوم

نیست خالص تر ز اشکت در جهان

ای فدای اشک مرغوبت شوم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 12:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


قسمتم نیست ببوسم قدمت را انگار

بر سر دوش بگیرم علمت را انگار

هر زمان غرق شدم در دل دریای گناه

دیدم از دور می آید کرمت را انگار

***

از داغ یار در سفرم اشک می رود

تا آستانه ی جگرم اشک می رود

باران گرفت و حال دو چشمم خراب شد

از ناودان پلک ترم اشک می رود




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 12:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ای کاش که آه دلم این بار بگیرد

من منتظرم دست مرا یار بگیرد

تا قلب مرا از همه اغیار بگیرد

درد از تن این خسته ی بیمار بگیرد

در هجر رخش سیل ز چشمم شده جاری

عاشق شده ام عاشق و مجنون نگاری

قلبم به خدا خون شده از دست زمانه

دل بهر وصال تو گرفته است بهانه

دنبال تو گشتم همه جا خانه به خانه

در ارض و سما هست ز روی تو نشانه

یک گوشه ی چشمی به من بی سروپا کن

از بار گنه نوکر خود را تو رها کن

بستند دلم را به سر طره ی مویت

هر چند دویدم نرسیدم سر کویت

ولله منم تشنه ی یک جرعه سبویت

با بار گنه دور شدم از مه رویت

من منتظرم تا ز رخت پرده بر افتد

دیوانه شوم گر به رخت یک نظر افتد

سرمایه ز کف دادم و عشق تو خریدم

   افسوس که روی تو به این دیده ندیدم

هرچند دویدم به وصالت نرسیدم

تنها صفت وصف تو ای یار شنیدم

تا زنده ام ای دوست به من هم نظری کن

مُردم اگر از سوی مزارم گذری کن




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


زیاد خون به دلت کرده ام حلالم کن

تو خوب بوده ای و من بدم حلالم کن

چقدر قدر تو مخفی است بین ما مردم

در آسمان و زمین محترم ، حلالم کن

نه مقبلم نه کمیتم نه محتشم اما

به سوز شاعری محتشم حلالم کن

همه امید من این چشم های دریایی است

میان گریه شبی باز هم حلالم کن

تو از سلاله ی زهرای مهربان هستی

به حق فاطمه ی بی حرم حلالم کن

مرا به خیل گناهم نگیر آقا جان

تو را به چادر زهرا قسم حلالم کن

به مشک پاره ی عباس و چشم پر خونش

تو را به حق دو دست قلم حلالم کن




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/18 | 05:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


این گدا بر سر راهت چه قَدَر بنشیند

تا به کی شب به تمنای سحر بنشیند

رفته بینایی یعقوب دو چشمم٬ یوسف!

تو بیا تا که غباری به بصر بنشیند

نظری کن تو طبیبانه بر این غمزده تا

شعله ی آتش این زخم جگر بنشیند

من چه می خواهم از این عمر اگر یک روزی

قدمت بر سر این دیده ی تر بنشیند

کاش من روز طلوع تو به دنیا باشم

آن زمانی که به پای تو قمر بنشیند

تاج شاهی نپذیرم به سرم بگذارند

بر سرم دست پر از مهرت اگر بنشیند

آن قدر منتظر آمدنت خواهم ماند

کز مزارم گل نرگس به ثمر بنشیند




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/11 | 02:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


صاحبا یک نظری کن به گدا عیبی نیست

رحم بر اشک دو چشم فقرا عیبی نیست

دل ویرانه ی ما و نظر لطف شما

نظرت گر برسد بر دل ما عیبی نیست

کوری من اثر بردگی شیطان است

چشم بیمار بگیرد چو شفا عیبی نیست

"روزها فکر من این است و همه شب سخنم"

من ندیدم رخ محبوب... چرا عیبی نیست؟!

حال افتاده ام از پا...به تو رو آوردم

تو بگیری ز کرم، دستِ مرا عیبی نیست

بارها اشک تو از فعل بدم جاری شد

گر بمیرم ز غم اشک شما عیبی نیست

درکثافات عمل غرق شدم کاری کن

دست خود را تو بگیری به دعا عیبی نیست

ما که مردیم و ندیدیم جمالت آقا

ما شنیدیم فقط وصف تو را یا مولا




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/11 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب جمعه


ز بوی زلف تو یک عمر مست و مدهوشم

ز چشم خویش ز داغت همیشه می جوشم

اگر چه نیست نصیب دو دیده ام رویت

ولی خیال جمال تو می برد هوشم

منی که سوخته این سینه ام ز سوز فراق

بیا و لحظه ی آخر مکن فراموشم

نبین که غرق سکوتم در این دو روزه ی عمر

پر از نوا و فغانم اگر که خاموشم

بیا و بر سر بازار و این گدا بنواز

که نقد جان به هوای نگات بفروشم

به شوق روز وصال تو یوسف زهرا

به نام نامی – یابن الحسن – به چاووشم

بیا و این شب جمعه ببر حرم جانا

که در هوای طواف حریم شش گوشم

چو نی نوای غم نینوا به سینه توست

شبیهتان ز غم جدتان سیه پوشم

خدا گواست که آبی اگر که بردارم

بدون یاد لبش قطره ای نمی نوشم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/10/10 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها

می زنم بوسه به دست و پایت آقا بارها

خواستم تا مهزیارت باشم امّا روز و شب

سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها

با چنین وضع وخیم و رو به قبله بودنم

حال و روزم را شدی هر روز جویا بارها

ای طبیبی که به دنبال مریضت می روی

با وجودی که مرا کردی مداوا بارها ...

... کور بودم که تو را نشناختم ، عیب از من است

شد حجاب دیدگانم حب دنیا بارها

این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش

من ولیکن کرده ام امروز و فردا بارها

چشم پوشی از گناهان معنی اش این است که

با تغافل می کنی با من مدارا بارها

کشتی اُنس مرا طوفان شهوت غرق کرد

ریخته بار مرا در قعر دریا بارها

جنس نامرغوب بیخ ریش صاحب می شود

آه آقا روی دستم مانده حالا «بارها»

بارهایم را خریدی ای خریدار کریم

مادرت بس که سفارش کرد من را بارها




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/4 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


آقا بگو به درد تو آیا نمی خوریم؟

اصلاً بگو به کار تو آقا نمی خوریم؟

آیا دروغ بود که با تو هزار بار

ما گفته ایم جز غم مولا نمی خوریم؟

سنخیّتی کجاست میان مرام ما

آیا هنوز هم به شما ما نمی خوریم؟

تا کی هنوز منتظر وعده های خویش

تا کی به خُلق و خوی تَوَلّا نمی خوریم؟

حتی ز نفسِ خویش برائت نجسته ایم

با این حساب ما به تبرّا نمی خوریم؟

روزی که تو می آیی و اعلام می کنی:

ما با تو نیستیم ، همه ، جا نمی خوریم؟

انگار بسکه دل نگرانِ خودیم و بس

غصه برای دین خدا را نمی خوریم؟

وقتی بدون خمس ، ز هر لقمه می خوریم

دیگر مگو که لقمۀ بیجا نمی خوریم؟

حال و هوای نیمه شب و گریه می رود

وقتی که حرصِ توشۀ عقبا نمی خوریم؟

آیا ولای فاطمه ما را نداده اند

گاهی چه می شود ، غم زهرا نمی خوریم؟

غافل شدیم و حرمت خیمه شکسته شد

ما ها به درد خیمۀ صحرا نمی خوریم؟

اینجا نشسته ایم و تمنّا کنیم که :

آقا بیا ، ولی به تمنا ، نمی خوریم؟

از کشته های شیعه عدو پشته ساخته

از چه به درد مردم دنیا نمی خوریم؟

این غصه نیست ؟ اینکه بگوییم دمبدم

ما غم به غیر ماتم عظما نمی خوریم؟

هرجا که هست نالۀ مظلوم ، همرهیم

جان بر کفیم و غصۀ تنها نمی خوریم؟

سوگند می دهیم به غمهای کربلا

آقا برس به داد تمنای کربلا




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/10/4 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


باز هم، صحبت فرداست قرارِ ما ها

باز هم، خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده ی تو پیر شدند

جگر "مادر ها" موی سر "بابا ها "

سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود

پس چه شد آمدنِ آن نفرِ فردا ها

سیزده قرن، نفس هایِ زمین پر شده از...

"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آن جایی و ما این جائیم

چه کنم راه به آن جا ببرند این جاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست

دیدن یک نفر از... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد

باز هم سرد گذشتند، شب یلداها




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/10/1 | 12:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


حسرت روز و شبم روی شما را دیدن

چند دوری به مدارِ سرتان چرخیدن

وسط گریه ی این وصل کمی خندیدن

پوزه را بر سر خاک قدمت مالیدن

چه شود اینکه گدا هم به نوایی برسد؟!

به روی صورت ما زلف رهایی برسد

اینکه یک عمر نبینم رخ یارم سخت است

بی خبر بودنِ از حال نگارم سخت است

سر روی زانوی غربت بگذارم سخت است

جز تو مردم بنشینند کنارم سخت است

یا که می میرم و جسم و کفنم میپوسد

یا که روزی لب من پای تو را میبوسد

آشنای دل ویرانه ی من تنها تو

پس مصفی شدن کلبه ی این دل با تو

دل نبستم به کسی جان خودم الا تو

سائلم...بی سرو پایم به خدا اما تو

شهریاری و فقط "عادتکم احسان" است

شرح این جمله خودش چند سری دیوان است

ای که دریای کرم، معدن حکمت هستی

صاحب تیغ دوسر صاحب شوکت هستی

دو جهان واسطه ی بارش رحمت هستی

در سیاهی زمان راه سعادت هستی

راه گم کرده ام ای شاه بیا کاری کن

من پناهنده شدم... باز مرا یاری کن

به رسولی که شد از غصه لبالب سوگند

به نواهای علی در دل هرشب سوگند

به قد فاطمه که گشت مورّب سوگند

به پریشانی و حیرانی زینب سوگند

منجی آخر هر بی سر و سامان برگرد

یوسف فاطمه بر مردم کنعان برگرد

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/09/20 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام  زمان(عج)-مناجات شب آخر صفر


ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ

ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ،ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ “ﺣﺮﻡ” ﺗﺎ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻧﺖ” ﺑﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﭘﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ “ﻗﻢ” ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ”

ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ

ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ

ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ “ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ” ﻣﯽ ﺷﻮﺩ




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/09/20 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


هر چند گناه رو سیاهم کرده است

در زندگی و عمر تباهم کرده است

بگذار همانگونه که خواهی بشوم

گویم که امام من نگاهم کره است




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


باز در گوشه ی غربت نفسم می گیرد

سینه تنگ است برایت نفسم می گیرد

بی جواب است سوالم ... به شهیدان برسم ؟

باز از هق هق حسرت نفسم می گیرد

چه شد اینسان به بدی دست رفاقت دادم ؟

نالم از شدت حیرت نفسم می گیرد

دیشب از حنجره ی خسته ی من خون می ریخت

بسکه کردم ز تو صحبت نفسم می گیرد

نیست در حلقه ی ذکر تو مرا تاب حضور

چونکه از ذکر مصیبت نفسم می گیرد

عاقبت یاد غمت قاتل این جان گردد

گاه یادت ، ز حرارت نفسم می گیرد

بی تو در حیطه ی این شهر نفس آلوده

یاس خوشبوی ولایت نفسم می گیرد




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 12:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ای کاش تب حوصله را کم می کرد

یا پیچ و خم قافله را کم می کرد

خورشید من ای کاش خدا یک ذره

بین من و تو فاصله را کم می کرد




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 12:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


هر کس که بر سرش زده با عشق سر کند

باید هواى داشتن دردسر کند

باید هر آنکسى که پى وصل میرود

تا مرز سوختن بتواند خطر کند

از دست این فراق مجال فرار نیست

سوگند خورده است مرا خونجگر کند

شب آمده است و باز زلیخا نشسته است

شاید دوباره یوسف از اینجا گذر کند

باشد به التماس دل ما محل نده

پس لااقل بگو که چه خاکى به سر کند

اصلا چگونه شمع در این گوشه اتاق

شب را بدون صحبت پروانه سرکند

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را

چندان امان نداد که شب را سحر کند

افتاده اند در بغل هم دو سوخته

دیگر کسى نمانده کسى را خبر کند

وقتى فقیر فقر ندارد فقیر نیست

کارى کنید فقر مرا بیشتر کند

هر آنچه داده ام دوبرابر گرفته ام

آنکس ضرر نکرد که اینجا ضرر کند

با آنکه ذره را به نظر آفتاب کرد

باد صبا بگو که به ما هم نظر کند




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 12:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


از بس یقین کنم که مرا دوست داری ام

باور نمی کنم که به خود واگذاری ام

هرکس رسید حال دلم را گرفت و رفت

آیا تو هم بدست بلا می سپاری ام

تکذیب می کنند غلامِ تو را ولی

تأیید می کنی و ز غم باز داری ام

هرگز مباد من ز ولایت جدا شوم

تدبیر توست سِیرِ ولایت مداری ام

من مانده ام چگونه تشکر کنم ز تو

کردی قبولِ مرحمتت دستِ یاری ام

شاید مرا بخاطر جدّت خریده ای

مرثیه خوانِ داغ تو با اشک جاری ام

من زیر بار منّت دونان نمی روم

عمری غلام حلقه بگوش ، افتخاری ام

رو می زنم بدست کریمت شبانه روز

تا دم به دم ز اَبرِ کرامت بباری ام

یک لحظه از نگاه تو غافل نمی شوم

تا با دو چشم خویش کنی سر شماری ام

من وامدار اَبروی پیوستة توأم

ترکم مکن که زنده به این وامداری ام

ای اعتبار من به جز این در کجا رَوَم

هرجا روم ملازم بی اعتباری ام

تا با توأم نوای حسین است بر لبم

بی کربلای دوست محبّ شعاری ام

با این همه عطای تو احساس می کنم

من ماندم و خطای من و شرمساری ام




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 31 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو