حضرت رقیه (س)-ولادت


گفتم به خرد که خوش گواهی

میلاد رقیه در چه ماهی است

گفتا که دمیده شد به شعبان

نوری که تجلی اش الهی است




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/16 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


از کودکی اش فاضله و عالمه بود

چون شیرزن قبیله بی واهمه بود

بر بوسه ی عمه بر جمالش سوگند

از بدو تولدش خودش فاطمه بود




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/16 | 03:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه (س)-ولادت


شب پر از خاطره بود – مثل افكار نسیم – و هوا منتظر عطر گل گندم صبح – همه جا رنگ خدا داشت و نور –  از پسِ پرده شب – بار دل می‌آورد –  نَفَسِ شب بوها ساده و سبز – زینت باغچه را می افزود – و خدا – پای اُرجوزه میلاد بهار – گل عرشی می‌كاشت – تا زمین را به دل غنچه زرین بهشت –  پاك و بی واسطه پیوند دهد – در سماعی  پر شور – وسط هلهله آینه ها – خبر رویش ناز    آوردند – از فراسوی بهشت – از بُنِ طرح حقیقت – نم نمك شب میرفت – تا دلش را بدهد دست هوای دم صبح – آن زمانیكه همه پنجره ها سمت سحر باز شدند – خواب از چشم مدینه كه پرید – عطری از حور وزید –  و ملك خواند آواز – روشنی دست محبت    كه كشید – به دل خیسِ تمنای عروج شبنم – در نهانخانه راز – ناگهان پلك دل عشق پرید – ابر رحمت بارید –   و زمین خیس شد  از تازگی صبح امید – آسمان عشوه ای از مستی كرد – شرق چشمان همه زیبا شد – ضربان دل گل بالا رفت – مثل تصنیف نَفَسهای ملائك از عرش – عشق افتاد به خاك – خانه قلب حسین – پر شد از روح سپیده – به به – برق لبخند خدا را به خدا میشد دید – در تجلی نشاط زینب – و اباالفضل چه اشكی میریخت – اشك شوقی شیرین – پای قنداقه عشق –   علی اكبر هم بود – با تمنای رسولانه یك بوسه سبز – از گل گونه یاس ملكوت – راه را باز كنید – حضرت بانی عشق آمده است – رو نما آورده است – همه مهر و محبت ها را – گل اشراقِ بهشت و سحر و شعر و نماز – رمز پیوند بشر را به خدا –   سرّ تفسیر بهار و گل سرخ – روحِ رویش بی آب – نامی از جنس دعا – دل – رقیّه – مادر – همه خوبیها را آورده است – همه را از طرف شخص خدا آورده است – رو نما آورده است –   و خودش – یك دل عاشق و سرشار سرور – و نگاهی پر مهر – تا بتاباندش از عمق وجود – به ضمیری روشن – به همانیكه خداوند نگاهش كرده است – مادری پاك تر از آینه و آب و بهشت – مادری نورانی – روحِ مریم نَفَسِ رویاهاش – مومنه – قدّیسه – مادری –  سبز تر از بركت باران – مادری – دورتر از حدِّ تصوّر در شأن – و مقامش در شعر – كه اگر جز این بود –  میتوانست مگر-  مصدر تابش انوار رقیّه بشود – الغرض غنچه ای از نور دمید – جشن مولودی آلاله عرش است امروز – آنكه دل برده از آقای جوانان بهشت –  راستی كیست مگر این دختر – نقشی از مادر سادات كه دستان خدا – روی بومِ سحر سبز عنایت – با لطف – در دل سیب تجلی طهارت – با نور – چه هنرمندانه – چه صمیمانه و بی نقص كشیده است – خدا – ذوق خود را چه قشنگ – هدیه داده است به عشق – بسكه این گل زیباست – چشم عباس به وجد آمده است – و در آغوش دلش شوق رقیّه خواب است – میشود گفت تمام دلش آكنده از اوست – چه عموی خوبی – پرنیان ملكوت دستش – بالش خواب برادر زاده است – مهربانی پیداست – دلربایی پیداست – پاكی عشق تماماً پیداست – از نگاهی كه اباالفضل به این گل دارد – گل نگو روح بهار – دُرَّةُ التّاجِ حسین – عمه اش زینبِ  زهرا و علی – عمه اش عاشق اوست – دوست دارد بنشیند وَ به او خیره شود – چشمهایش بسكه – مثل چشمان حسینش گیراست – آیت صورت او آینه ایست –  كه برابر شده با سوره كوثر -  انگار – نور زهراست كه تكثیر شده است – چشم در روشنی چارقدش میماند – جذبه شامخ ابروی علی – جلوه غیرت حق است كه زینب دیده است– پای پیوند دو ابروی رقیّه – آری – هركه او را دیده است – از شعف خندیده است –  ولی انگار حسین – با نگاهی كه به چشمان رقیّه دارد- با سرشكی به ذلالی نهاد كوثر – در خیالات سه سال بعد است – یاد آن روز كه باید برود –  بی خداحافضی از این دختر – به سفر سمت خدا – یاد آن روز كه از نیزه ببیند او را – با دو دست بسته – گیسوانی خاكی – بی معجر – یاد وقتیكه به عمه گوید –  من پدر میخواهم – یاد سنگینی زنجیر وَ دستی لاغر – شانه هایی خسته – یاد پاهای پر از آبله اش – شومی شام بلا – خیزران و لب خونین و می و طشت طلا – و دل خون رقیّه – وقتی – لب به روی لب بابا بگذارد – گوید – كی یتیمم كرده – كی بریده است رگ حلق تورا بابا جان – در شبی بی مهتاب – كه پر از خاطره تلخ و كبود است .




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/16 | 03:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه (س)-ولادت


ای دختر امام شهیدان خوش آمدی

دانش پژوه مکتب قرآن خوش آمدی

بنت الحسین ، اخت امام ، عمه امام

دُر عفاف و گوهر ایمان خوش امدی

نامت رقیه ، شهرت مرغی مهاجر است

ای مرغک مهاجر دوران خوش آمدی

روز ولادت آمدی از غیب بر وجود

فرمود بر تو حجت سبحان خوش آمدی

شهزاده است مادر تو حضرت رباب

بابات نیز حجت سبحان خوش آمدی

اکبر تو را برادر و زین العباد نیز

عباس عموی توست کماکان خوش آمدی

شعبان مه معظم و ماه محمد است

ای ماه عشق در مه شعبان خوش آمدی

عمر کمت ، به معرفت عمری دوباره داد

ای موجب سعادت انسان خوش آمدی

ویرانه شرمسار حضورت بود هنوز

گنجینه ی محبت و عرفان خوش آمدی

هرچند از تو کرب وبلا قدردان نشد

فریاد زد دمشق که ای جان خوش آمدی

ویرانه نشینی ات برکت بود چون ز تو

کاخ معاویه شده ویران خوش آمدی




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/03/16 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح


او سفیر نهضت کرب و بلاست

پنجه های کوچکش مشکل گشاست

ناز او را عمه جانش می خرد

خندۀ او از حسین دل می برد

طفل اما بر بزرگی فاطمه ست

پارۀ قلب حسین فاطمه ست

طفل اما مثل زینب شیر بود

گرچه کودک بود اما پیر بود

یک سه ساله دختر اما عالمه

صورتش سیب دو نیم فاطمه

طفل اما نور چشمان حسین

ذکر لالاییش قرآن حسین

طفل اما کوه رنج و درد بود

دختری کوچک ولیکن مرد بود

آسمان مبهوت طنازی اوست

حضرت عباس همبازی اوست

دست زینب شانه بر مویش زده

شاه عالم بوسه بر رویش زده

درد عالم را مداوا می کند

با نگاهش کار عیسی می کند !

ماورای درک و عقل این و آن

عمه ی با غیرت صاحب زمان

من فدای نام دلجویش شوم

کاش روزی زائر کویش شوم...




موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/8 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


پریوشی كه غزل خوان مهربانی هاست

سه ساله دخترك خانواده ی زهراست

شب ولادت او روز مرگ نومیدی

شروع لحظه ی تحویل سال خورشیدی

شكوفه های بهاری مرید خنده ی او

شكفتن گل مریم نوید خنده ی او

چه انعكاس شگرفی نگاه او دارد!

از آسمان نگاهش ستاره می بارد

نماز پنجره ها سمت كعبه ی چشمش

حواس آینه ها پرت جذبه ی چشمش

ستاره ها به رقیه سلام می كردند

برای دیدن او ازدحام می كردند

رجال اهل كهف، خواب ناز امشب را

به پلك منتظر خود حرام می كردند

زنان پاك سرشت قبیله ی مریم

به احترام مقامش؛ قیام می كردند

و شاعران علی دوست تمام جهان

قصیده گفتن خود را تمام می كردند

فرشته ها به قماتش دخیل می بندند

فقیرهای بهشتی چه آبرومندند!


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 05:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


منم و آسمانِ زیبایی

کهکشانی همه تماشایی

منم و روح های روحانی

صاحبان دَم مسیحایی

منم و خانواده ای که خدا

خلقشان کرده است رویایی

من غلام قبیله ای هستم

که غلامیش، باشد آقایی

هرکدامی که نامشان ببری

قبله هستند خود به تنهایی

پسرانِ قبیله مادری اند

دختران قبیله بابایی

دخترانش اگر چه لیلایند

همه مجنونِ عشق زهرایند

همه آب ها که دریا نیست

همه رنگ ها که زیبا نیست

آسمان گر چه هست بالا لیک

هر کجایی که عرش اعلا نیست

گر چه مجنون زیاد هست اما

هر که معشوق شد که لیلا نیست

گر چه از نسل فاطمه اما

هر کسی که شبیه زهرا نیست

ای شکوهِ مثالی زهرا

چون تو کس نیست تالی زهرا

پدرت باز شوق دختر داشت

در سر خود هوای کوثر داشت

سخت دلتنگ روی مادر بود

دلی عاشق چنان کبوتر داشت

در قنوتی تمام بارانی

تا که سر را بر آسمان بر داشت

تو رسیدی و بعد از آن بابا

در کنارش دوباره مادر داشت

از سر شوقِ دیدنت ارباب

یکسره دیده سوی خواهر داشت

که رسیده است مادر سادات

خواهرم نذر مقدمش صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


عجب شبی ست كه یك ماه منظر آوردند

برای هاشمیان باز مادر آوردند

ز بس حسین دلش تنگ روی مادر بود

شبیه مادرش این بار دختر آوردند

مثال عمه خود كه افتخار حیدر بود

به دختران جهان دختری سر آوردند

درست مثل زمان تولد زهرا

سه آیه ای به بلندای كوثر آوردند

برای این كه بگیرند گاهوارش را

هزار مریم و آسیه از در آوردند

عجیب نیست كه عباس ماه هدیه كند

شبی كه حضرت زهرای دیگر آوردند

برای این كه غزل های حق شود كامل

سه بیت از صد و چارده غزل در آوردند

اگر چه حضرت زهرا ز نسل احمد بود

رقیه را ولی از نسل حیدر آوردند

از این به بعد صفا در قبیله رایج شد

رقیه آمد و باب همه حوائج شد

رسید تا كه شفاعت كند جزا ما را

رسید تا ببرد تا كویر دریا را

نشست در بغل عمه زینبش گویا

خدیجه در بغلش داشت باز زهرا را

به یوسفی كه ته چاه بود وحی رسید

بگیر دامن شیرین زبان آقا را

ز بس كه آینۀ فاطمه ست این دختر

رسید با نفسش جان دهد مسیحا را

به خنده های قشنگش كه باغ رضوان است

ربوده است دل عمه ها و بابا را

به پای دل برو پشت در امام حسین

كه بشنوی همه دم نغمه های لالا را

برای این كه به افلاك هم سری بزند

مكان بازی خود كرده دوش سقا را

نگاه كن به خودت كشته مرده اش هستی؟

شب ولادت بی بی ست زین جهت مستی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


دوره ی غربت دلم سر شد

آسمان و زمین منور شد

حال و روز خراب دیروزم

با کرامات عشق بهتر شد

دام و دانه نشان من دادند

خود به خود این دلم کبوتر شد

مثل یک آسمان بارانی

چشمم از شوق مقدمی تر شد

بار دیگر حسین بابا شد

و عروس مدینه مادر شد

دختری را که عمه بوسیده

روی دست حسین خوابیده

آمده دختری که بابایی ست

خنده های پدر تماشایی ست

چقدر کودکانه تا دم صبح

عمه گرم نوای لالایی ست

بین گهواره ی دو دست عمو

چه پریِ قشنگ زیبایی ست

بی جهت دل نبرده از بابا

چقدر خنده هاش رویایی ست

حضرت فاطمه دوباره رسید

قد و بالای او چه زهرایی ست

باید این ناز را عمو بخرد

دخترک آمده که دل ببرد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح


در اوج شکوه و اوج بی همتایی

داری دلی آسمانی و دریایی

کی عمر سه سالهٔ‌ تو را می فهمیم؟

تو آینه دار زینب و زهرایی




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


زنده هستم به عشق دلداری

به امید طلوع دیداری

گاه دنبال زندگی هستم

گاه دنبال چوبه‌ی داری

جرعه‌ای نور، كاسه‌ای خورشید

مرحمت كن به قلب بیماری

با خیال تو دائم‌الذكرم

موقع خواب و وقت بیداری

ما گرفتار عشق مولائیم

ای به قربان این گرفتاری

شعله‌ی عشق خانمان سوز است

عشق در اصل آتش افروز است

مثل صبح بهار بیدارم

دور تو در مدار تكرارم

لب به لب ابر و باد و بارانم

آسمانم ولی نمی‌بارم

در تكاپوی نور سرزده‌ام

تازه‌ام میل عاشقی دارم

از همان اول تولد، نه

قبل از آن كرده‌ای گرفتارم

چه بهشتی چه دوزخی باشم

دست از این عشق برنمی‌دارم

خاك عاشق به گریه گِل شده است 

دل ما با رقیه دل شده است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 04:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه (س)-ولادت


تا که خدا به بال ملک پر درست کرد

در آسمان عشق کبوتر درست کرد

با آیه های سوره ی زیبای قدر خود

قدری گریست، سوره ی کوثر درست کرد

خلقت به حال خویش معلّق نمی شود

بر آن خدای فاطمه محور درست کرد

تا که بهشت پر شود از عطر آشتی

با قلب خویش صورت مادر درست کرد

بابا به یاد مادر خود گریه تا نمود

مادر گرفت آینه... دختر درست کرد

شأن نزول سوره ی کوثر بزرگ شد

دختر تجلّی رُخِ مادربزرگ شد

دختر همیشه دلبر باباست شک نکن

در اوج دلبریش دلارآست شک نکن

این زمزمه شده است سرود ملائکه

این نو رسیده دختر مولاست شک نکن

هنگام خنده هاش وَ هنگام گریه هاش

این فاطمه به فاطمه همتاست شک نکن

خواهر بیا بیا و به دقت نگاه کن

صورت شبیه صورت زهراست شک نکن

حس می کنی تو را به خدا، بعد سال ها

این عطر مادر است که بر پاست شک نکن

او بیشتر از اینکه به من دختری کند

نازل شده است تا که به ما مادری کند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح


نه، که گفته که تو جا در دل دنیا داری

تو سرِ دوش ابالفضل فقط جا داری

شور ذکر تو که شیرین شده از این جهت است

که به نامت نمک حضرت زهرا داری

هر کسی لایق آن نیست شود سینه زنت

این هم از گوشه ی چشمی ست که بر ما داری

دل ارباب سر ذوق می آید وقتی

جا در آغوش علی اکبر لیلا داری

شام تسخیر سپاه اُسرا شد زیرا

تو به دوشت علم زینب کبری داری




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/6 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت


با فقیرانِ زمین باز خدا راه آمد

مژده ای آمده که سوگلی شاه آمد

آمد از راه شبِ ذره نوازی حسین

نمک سفره ی شاهانه ی این ماه آمد

به دل سرد زمین باز امیدی داند

یاس خوش عطر و گلاب حرمَ الله آمد

همه ناخواسته گشتند نمک گیر حسین

پیش از خواهش ما عیدی دلخواه آمد

نیست در هیچ کجایی خبر از تنهایی

قبله ی بی کسی هر دل آگاه آمد

کوری چشم بخیل همه ی عایشه ها

همه جا پر شده که فاطمه از راه آمد

حضرت زُهره ی زهرای حرم آمده است

زینت شانه ی سقای حرم آمده است

رفت خورشید ز رو وقت درخشیدن تو

ماه بیچاره شد از موقع تابیدن تو

کاشف الکرب حسین بعد عموجان هستی

می رود غم ز دلش در عوض دیدن تو

چه قدر در دل دریای عمو جا داری

نشود خسته ابالفضل ز بوسیدن تو

خنده بر صورت زهرایی تو می آید

عمه ات هست فقط عاشق خندیدن تو

علیِ اکبر و عباس و حسین و زینب

آب گردد دلشان موقع رنجیدن تو

مهربان دختر ارباب، گدایی به خدا-

دست خالی نرود موقع بخشیدن تو

کودک و این همه اوصاف و جلال و جبروت

به خدا نیست غلط معجزه نامیدن تو

محشری، معجزه ای، بی بدلی غوغایی

دختری نیست به اندازه ی تو بابایی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/04/5 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و مناجات


ای اختر مدینه و ماه منیر شام

 بر آفتاب روی تو هر روز و شب سلام

تو فاطمه نژادی و نامت رقیه است

نور دل حسینی و پروردۀ کرام

هم خود کریمه هستی و هم زادۀ کریم

 هم خواهر امامی و هم دختر امام

چشم امید ماست به سویت تمام عمر

 روی نیاز ماست به کویت علی الدوام

در رشتۀ اسارت اگر جان سپرده ای

سر رشتۀ امور به دستت بود مدام

ای رفته پا به پای اسیران دشت خون

 تا دیر و تا خرابه و زندان و بزم عام

هم محمل مجاهدۀ دختر علی

 هم سنگر مبارزۀ چارمین امام

پیدا بوَد که واقعۀ دشت کربلا

 با جان نثاری تو به ویرانه شد تمام


ادامه این شعر

موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/28 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


من غنچۀ نشکفته بستان حسینم

من نوگل پرپر به گلستان حسینم

پژمرده گلی ریخته از گلبن زهرا

 من طفل نوآموز دبستان حسینم

من کودک معصومم و مظلوم رقیه

از جسم حسینم من و وز جان حسینم

یک آه جگر سوز ز سوز دل زینب

 یک قطرۀ اشک از بُن مژگان حسینم

من گنج نهان در دل ویرانۀ شامم

من شمع شب افروز شبستان حسینم

آن شب که به دیدار من آمد به خرابه

 وقتی پدرم دید پریشان حسینم

همراه سر خویش مرا پای به پا بود

تا جنّت فردوس به دامان حسینم

جان بر سر سودای غمش دادم و شادم

کامروز حسین از من و من زانِ حسینم

قربانی حق شد پدرم شاه شهیدان

 فخر من از آن ست که قربان حسینم

روشن کن این شام سیاهم که شعاعی

 از روی چو خورشید درخشان حسینم

بر پادشهان فخر از آن کرد «ریاضی»

 کز لطف خدا بندۀ احسان حسینم




موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/28 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح 


من به یزید چیره ام، کو به هنر نظیره ام

جلوه ی صبح روشنم، کوکب شام تیره ام

قبر مطهرم هنوز عطر بقیع می دهد

من گل یاس زینبم، فاطمۀ صغیره ام




موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/27 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


لبریز شهد عاطفه جام رقیه است

آوای مهر جان ز کلام رقیه است

جان سوز و کفر سوز و روان سوز و ظلم سوز

در گوشه خرابه کلام رقیه است

چون او کسی به عهدِ محبت وفا نکرد

این سکّه تا به حشر به نام رقیه است

با دست های کوچک خود نخل ظلم کند

عالی ترین مرام، مرام رقیه است

یک جمله گفت و کاخ ستم را به باد داد

خونین ترین پیام، پیام رقیه است

آن قصّه ای که خاطره انگیز کربلاست

افسانۀ خرابۀ شام رقیه است

هرگز نَمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

عشق حسین رمز دوام رقیه است

گاهی به کوه و دشت و گهی در خرابه ها

در دست عشق دوست، زمام رقیه است

هر کس دلی به دست حبیبی سپرده است

«پروانه» هم، غلام غلامِ رقیه است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/25 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


مـن اختــر پنــج آفتـابم

در بحـر کمــال درّ نــابم

کودک نـه که مرد انقلابم

کرده است حسین، انتخابم

در شام، امید کربلایم

قرآن شهیـد کربلایم

از خـون خدا پیام دارم

یک کرب‌وبلا قیام دارم

بیـن همـه احترام دارم

حکم از طرف امام دارم

ویرانه حراست، من رسـولش

شام است مدینه، من بتولش

ویرانه بهشت و من فرشته

با طینـت فاطمـه سـرشته

جسمم به امیر شام گشته

قرآن به کعب نـی نوشتـه

هر چند که دختر حسینم

یک زینـب دیگـر حسینم

عالـم شـده یـادوارۀ من

هـر روز بـود هـزارۀ من

هر لحظه غم دوبارۀ من

تابـد همه‌جـا ستارۀ من

از خصم اگر جسارتم شد

قبـرم سنـد اسـارتم شد

من باب مـراد عالـم استم

در قدر و جلال، مریم استم

یک فاطمـۀ مجسـم استم

در ماه صفـر محـرم استم

خیزد به دیار غربت من

بوی شهـدا ز تربت من


ادامه این شعر

موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/25 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


حورا شده در گرد تو پروانه ترین ها

تو کعبه ی عشّاقی و جانانه ترین ها

ای لیلی صحرای دل حضرت ارباب

مجنون شده ی عشق تو دیوانه ترین ها !

سوگند که تا روز قیامت همه هستیم

با منکرتان دشمن و بیگانه ترین ها

کوچک حرمت جنّت ما خانه به دوشان

جذّاب تر از قصر ملوکانه ترین ها

گندم بده تا پر بزنم، جلد تو باشم

محتاج تو ما کفتر بی دانه ترین ها

در بندم و دلداده ی عشقم بنویسید

کلبِ درِ بانوی دمشقم بنویسید

تا از حرمت عطر خداوند بیاید

صدها ملکِ عاشقِ در بند بیاید

در مدح صفات تو کمیت کلمه لنگ

یا این که زبان قلمم بند بیاید

ارباب شود میل نگاهش به تو افزون

وقتی به لبانت گل لبخند بیاید

هر جا سخن از نام شکربار شما شد

در زیر زبان ها مزه ی قند بیاید

خان کرمت جمع نگردیده، چو سائل

با دست تهی صد دفعه هر چند بیاید

در حقّ من اتمام نما جود و کرم را

کم کن تو دگر فاصله تا خاک حرم را


ادامه این شعر

موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


با خنده ی خود صفای دل ها می شد

آرامش خاندان طاها می شد

حنانه ترین دختر این كاشانه

در كودكی اش مادر بابا می شد

در جمع برادران خود تا می رفت

لیلی دل عترت لیلا می شد

با لهجۀ شیرین خودش تا می گفت

بابا بابا بابا غوغا می شد

در پیش نگاه عمه و بابایش

هر لحظه شبیه تر به زهرا می شد

وقتی كه به دیدن عمویش می رفت

عباس به احترام او پا می شد

پایش روی خاك قبل از آن كه برسد

زیر قدمش بال ملك وا می شد*1

مأمور نبود ورنه گر می فرمود

تا كوفه تمام دشت دریا می شد*2

صد حیف نشد بماند و رشد كند

می ماند اگر زینب كبری می شد

×××

2و1:‌ علی اكبر لطیفیان




موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رباعیات حضرت رقیه(س)-مدح

 

 خاك قدم رقیه باشی عشق است

 زیر علم رقیه باشی عشق است

 با مهدی صاحب الزمان از ره لطف

 یك شب حرم رقیه باشی عشق است

×××

 هر جا سخن از رقیه جان می آید

 صوت صلوات عرشیان می آید

 در مجلس این سه ساله من معتقدم

 عطر خوش صاحب الزمان می آید

×××

 امشب كرم رقیه را می بینیم

 خیر قدم رقیه را می بینیم

 این حرف تمام عاشقان است حسین

 پس كی حرم رقیه را می بینیم

×××

 در محفل عشقتان ادب آوردم

 غم از دلتان برده طرب آوردم

 یادت نرود یك صلواتی بفرست

 تا نام رقیه رابه لب آوردم

***

با تشکر از شاعر گرامی سید مجتبی شجاع برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/06/20 | 06:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-ولادت

 

دختری آمد از قبیله ی نور

نذر راهش سبد سبد احساس

صورتش مثل قاب نرگس بود

سیرتش روح صد گلستان یاس

 

هر فرشته که می رسید از راه

یا اگر جبرئیل می آمد

به پر روسریِ گلدارش

تا ببندد دخیل می آمد

 

تا که لب را به خنده وا می کرد

دل هر ماه پاره را می برد

هر دلی را به لطف لبخندش

به خدا تا خود خدا می برد

 

ساره آسیّه هاجر و مریم

زائر هر شب نگاه او

وَ شکوه تمام این دنیا

گرد و خاک غبار راه او  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/30 | 07:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

 

هر که از عشق رنگ و بو دارد

هر چه هم باشد آبرو دارد

گر چه از عشق بارها گفتند

باز هم جای گفتگو دارد

بردن نام عشق جایز نیست

جز بر آنکه لبش وضو دارد

کیست این خانم سه ساله ی عشق

که پدر هم هوای او دارد

هر چه کردم مرا دمشق نبرد

دل من نیز آرزو دارد

نه مگر می شود بغل نشود

نه مگر می شود عمو دارد

***

بال جبریل با پرش خوب است

آسمان با کبوترش خوب است

عاشقان مثل ابر بارانند

از همه چشمها ترش خوب است

به گرفتاریم نگاه مکن

جاده ی عشق آخرش خوب است

گر چه طفل پسر نمک دارد

ولی این بار دخترش خوب است

از همه دختران هر آنکس که

رفته باشد به مادرش خوب است

بهر بالا نشینی خانم

شانه های برادرش خوب است

***  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/30 | 07:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شعر میلاد حضرت رقیه (س)

 

زمین دوباره پر از آیه های کوثر بود

تمام شهر پُر از بوی عود و عنبر بود

به ناز مقدم یاسی به عطر دل کش سیب

تمام پهنه ی ارض و سما معطر بود

به گرد ماه وجودش ستاره می گردید

مهی که یک سر و گردن ز ماه هم سر بود

برای آن که قدم روی خاک نگذارد

فرشته ریخته بود و زمین پُر از پَر بود

عجیب نیست که این قدر شاه بوسیدش

به جان فاطمه خیلی شبیه مادر بود

سروده شد غزل عاشقانه ی ارباب

رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

***

دوباره فاطمه ای پای در رکاب زده

کرشمه کرده طعنه به ماهتاب زده

برای آن که مبادا نظر کنند او را

حسین فاطمه بر چهره اش نقاب زده

مسیر آمدنش را زد عمه جان جارو

به اشک شوق عمو، خاک کوچه آب زده

بگو به ماه فلک دیده ی حسودت کور

که بوسه بر روی این ماه آفتاب زده

سه سال آمد و پر زد از آن زمان تا حال

فلک به خاطر رؤیاش سر به خواب زده

سروده شد غزل عاشقانه ی ارباب

رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

***  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/30 | 07:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه (س)-ولادت و مدح

 

داشت آن روز زمین قصه ای از سرمی خواند

قصه ی دیگری از یاس معطر می خواند

رخ مولود چنان با رخ مادر می خواند

که پدر زیر لبی سوره ی کوثر می خواند

خانه غوغا شده، انگار زمان برگشته

نکند حضرت زهرا(س) به جهان برگشته

نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است

عرض تبریک به ارباب برای همه است

زینب(س) آیینه به کف بر لبش این زمزمه است

به خدا خون علی(ع) در رگ این فاطمه(س) است

دختری که نفسش جلوه ی زهرا(س) دارد

پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد

فاطمه(س) پر زده اما برکاتش باقی است

راه باز است ببینید صراطش باقی است

هم خدا هست هم این قوم حیاتش باقی است

حال اگر نیست پیمبر(ص) صلواتش باقی است

کار خورشید به ناخواه درخشندگی است

کار هر لحظه ی این طایفه بخشندگی است

تو که بالای سرت نور امامت داری

جزء این طایفه ای دست کرامت داری

محشری گشته به پا باز قیامت داری

چون که بر دوش ابالفضل(ع) اقامت داری

وقت پرواز تو افلاک به هم می ریزد

تا می آیی به زمین خاک به هم می ریزد  


ادامه مطلب

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/30 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه (س)-مدح

 

بر طاق جنّان حك شده سیمای رقیه

خورشید كمی از رخ زیبای رقیه

مهتاب كه شب ها دل عالم برباید

یك نور ز رخسارِ دل آرای رقیه

دل در حرمش سجده كنان حلقه به گوش است

چون منتظرِ بخشش فردای رقیه

گر هر دو جهان ابر شوند اشك بریزند

یك قطره ز هر آبله ی پای رقیه

من كس نگذارم به دلم پای گذارد

زیرا كه حریم دلِ من جای رقیه

گر سبزترین ارض خدا را كه ببینی

آراسته با سبزیِ دیبایِ رقیه

او راه رود اهلِ حرم مستِ نظاره

این اشكِ حسین از قد و بالای رقیه

هر كرده ی او آیینه ی حضرت زهرا

این وجه شرر بر دلِ بابای رقیه

با این كه غم كرب و بلا سخت گران است

سنگین تر از آن ناله و غم های رقیه

هر انس و ملك تشنه ی یك خنده ز رویش

روح همگان صفحه ی سودای رقیه




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/30 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ترکیب بند ولادت حضرت رقیه (س)

 

این کیست که بهشت شده رو نمای او

قصری هزار آینه شد سرسرای او

آمیخته به عصمت و توحید و معرفت

زرّینه خشت محکم اول بنای او

بانوی ماهتاب دمیده است تا فقط

هنگام خواب قصه بگوید برای او

سمت نگاه مشرقی اش صبح دائم است

خورشید سالهاست نشسته به پای او

عطر هزار باغچه گل در ترنّمش

شهر بهار ساکن سبز هوای او

آئینه تداعی لبخند فاطمه است

انگار روبرو شده با خنده های او

وقتیکه از سپر مدینه طلوع کرد

خورشید زندگانی خود را شروع کرد  


ادامه این مطلب

موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/29 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شعر میلاد حضرت رقیه (س)

 

 دامن شب ستاره باران است

جلوه‌ای از خدا نمایان است

کودکی آمده که گیسویش

شرح والیل و قدر قرآن است

لیلی ایل سبز حورشید است

آیه‌های قدش فراوان است

هرکسی دل نداده بر دستش

روز محشر بدان پشیمان است

برتر از فهم و درک انسان‌هاست

خادم خادمش سلیمان است

خشت اول به نام او نشود

خانه از پایبست ویران است

آمد آیینه‌ی جمال و جلال

دستگیر ای محول ‌الاحوال




موضوع: ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/29 | 12:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو