حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/03/27

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم

آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم

نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم

دانهء عشق کاشتم، در قفست رها شدم

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه ایست

با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم

ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها

باور من نمی شود، همنفس خدا شدم

سفرهء دل برای من، باز کن آیه ای بخوان

حرف بزن که مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

قطرهء من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد

پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم

پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم

تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم

من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل

مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل

پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


مصطفی ممدوح، مداحش خداست

لیک مداح خدیجه مصطفاست

آنکه دامادش علی مرتضاست

دختر او حضرت خیرالنساست

نسل او نسل حسین و مجتباست

مادر خوب همه آل عباست

مادری پر منقبت پر افتخار

آنکه عزت پیش پایش ریخته

مال و مکنت در سرایش ریخته

عشق را در دل خدایش ریخته

حب احمد را سزایش ریخته

گنج عصمت را بجایش ریخته

کل هستی را بپایش ریخته

هست این بانو کنیز کردگار

نام  ام المؤمنین زیبنده اش

هر کسی شیعه است باشد بنده اش

میسزد عالم شود رزمنده اش

هست زهرا جلوۀ تابنده اش

کرده خُلقش تا ابد پاینده اش

قدِّ عالم خیر در پرونده اش

درس عزت داد و درس اقتدار

مادر اسلام، ام الهانیه است

فخر مریم، ساره، هاجر، آسیه است

دختری دارد که نامش راضیه است

صابره، صدیقه، زهرا، مرضیه است

فاطمه، محبوبه، حورا، انسیه است

مادر حوریه هم خود حوریه است

هیچکس چون او ندارد اعتبار

با تمام اعتبارش ای دریغ

از زنان روزگارش ای دریغ

وز دهان روزه دارش ای دریغ

با همه صبر و  قرارش ای دریغ

در زمان احتضارش ای دریغ

سالها حصر و حصارش ای دریغ

روز  آخر شد بکامش روزگار

جبرئیل آمد، پیامش آنی است

این سلام حضرت سبحانی است

میزبانا  لحظۀ مهمانی است

از بهشتت این کفن ارزانی است

رحلتت آغاز روضه خوانی است

روضه هایت کربلا را بانی است

ای دو چشمت بر حسینت اشکبار

تو کفن داری حسینت بی کفن

خار و خاشاک بیابانش وطن

بی سر و بی لشگر و عریان بدن

طعمۀ صیاد و پاره پاره  تن

عترتش بسته به زنجیر و رسن

خیزران بر لعل و دندان و دهن

کربلا و کوفه و شام و شکار

میشود افشای این اسرار وای

زینب و سنگ و سر بازار وای

عصمت و بی شرمی اغیار وای

چشمهای خیرۀ خمار وای

تیرهای بدتر از مسمار وای

یاد زهرا و در و دیوار وای

مرهم اینهاست تیغ ذوالفقار



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ما سائل لطف فراوان خدیجه

از کودکی خوردیم از نان خدیجه

در راه دین داده همه دار و ندارش

اسلام شد مدیون احسان خدیجه

خرج مسلمانی ما هستی او شد

پس هر چه ما داریم قربان خدیجه

در راه اهل بیت هر کس خرج کرده

فردای محشر هست مهمان خدیجه

جور دگر شد دستگیر ما پیمبر

هر جا قسم خوردیم بر جان خدیجه

شکر خدا هستیم امشب روضه خوانش

شکر خدا هستیم گریان خدیجه

دلشوره دارد یاد فرداهای زهرا

ابر بهاری گشت چشمان خدیجه

انگار دیده آتش و دیوار و در را

غم های زهرا برده سامان خدیجه

ای وای از روزی که با پهلوی زخمی

زهرا شود در عرش مهمان خدیجه

**

نیمه شبی در خانه خولی نامرد

صد پاره می گردد گریبان خدیجه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ای همسر با غیرت طاها خدیجه

ای شان تو بالاتر از بالا خدیجه

روح بلندت اوج اَوْاَدْنا خدیجه

تو دائم الْاِنفاق هستی یا خدیجه

داروندار حضرت زهرا خدیجه

شب تا سحر مشغول تسبیح و دعایی

اول مسلمانِ زنِ دین خدایی

تنها طرفدار حریم مصطفایی

مادر بزرگِ خاندان هَلْ اَتایی

همراه احمد بوده ای هر جا خدیجه

دارایی ات را دادی و دلبر گرفتی

بار اِلَم از دوش پیغمبر گرفتی

سیب بهشتی خوردی و کوثر گرفتی

زهرا که آمد رتبه ی مادر گرفتی

ای که مقام تو بوَد والا خدیجه

پای نبی تا لحظه ی آخر نشستی

با غیرتت بت های یثرب را شکستی

انفاق را هرگز به روی دین نبستی

در تنگنای ظلم، حق را می پرستی

در راه حق کردی فدا جان را خدیجه

از اهل یثرب طعنه و دشنام خوردی

خونِ جگرها در رهِ اسلام خوردی

خونِ دل از زن های نافَرجام خوردی

آن قدْر هم حرف بد از اقوام خوردی

که دل بریدی آخر از دنیا خدیجه

سجاده پای بندگی ات ایستاده

اصلاً مقام توست، مِعْراجُ السَّعاده

دین خدا پیمانه و عشق تو باده

باید به زهرا گفت، ای محراب زاده

جاری نگردد اشکهایت با خدیجه

مادر که باشد، شان دختر پایدار است

این چارچوبِ خانه حتی استوار است

مادر نباشد، روز روشن شام تار است

امشب دل زهرا برایت بی قرار است

بعد تو زهرا می شود تنها خدیجه

بوی جدایی می دهد هرمِ صدایت

دیگر نمی آید صدای ربنایت

این لحظه های آخری باید برایت

روضه بخوانیم از غم کرببلایت

تا چشم های تو شود دریا خدیجه

امشب تمامِ بسترت را، غم گرفته

اِنسیَّةُ الْحورایِ تو، ماتم گرفته

با اینکه قلب حضرت خاتم گرفته

شکر خدا دورِ تو را مَحرَم گرفته

وای از غروب روز عاشورا، خدیجه

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


آنان که التفات به دنیا نکرده اند

با نفس خویش ثانیه ای تا نکرده اند

خود بوده اند از اول و خود نیز مرده اند

در کفشهای هیچ کسی پا نکرده اند

با زور غمزه و رخ زیبا و با دروغ

خود را درون قلب کسی جا نکرده اند

در آینه اگر به رخ خویش زل زدند

غیر از خدای خویش تماشا نکرده اند

چون چشم وا نکرده و خود را ندیده اند

با چشم بسته هم به حقیقت رسیده اند

اما من و تو بسکه در اندیشه ی خودیم

با دست خویش در صدد ریشه ی خودیم

آه ای خدا مدد به شما مبتلا شوم

با راه های آدمیت آشنا شوم

گر با شکست خویش به محبوب می رسیم

کاری بکن که پیش همه برملا شوم

از لحظه های بی هدف زندگی من

من را بگیر تا که کمی با خدا شوم

ده شب گذشت و فاصله فرقی نکرده است

حتی مسیر قافله فرقی نکرده است

یک ماه پیش بی تو و امروز بی خدا

پایان این معامله فرقی نکرده است

این شهر قبل زلزله _ این شانه ی نحیف

با شهر بعد زلزله فرقی نکرده است

ده شب گذشت تا که به تو نزدیک تر شوم

نه اینکه با حضور تو تاریک تر شوم

وقتش رسیده است مرا هم جدا کنند

آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند

آنانکه تا همیشه نظر کرده ی تو اند

آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند

آنانکه در مسیر تو از خود گذشته اند

از مال خویش و هرچه که میشد گدشته اند

اسلام چون که مثل علی و خدیجه داشت

حل شد برای عالم و مهدی نتیجه داشت

آن بانوی عزیز که عشق پیمبر است

آری خدیجه است که امشب به بستر است

یک سوره بیش نیست به قرآن سینه اش

آن سوره با سه آیه ی کوتاه، کوثر است

دنیا بدون فاطمه معنا نمی دهد

بی کوثر این مسیر به ولله ابتر است

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

رنج خدیجه حاصلش این ماه دختر است

هم پیرو پیمبر و هم شیعه ی علی ست

سلمان و حمزه ،یاسر و عمار،ابوذر است

ثابت  شده به کل جهان موقع نیاز

مثل علی، خدیجه خودش چند لشگر است

سرمایه ی محبت زهراست دین او

دینش به این دلیل از اسلام بهتر است

با غصه های شعب ابیطالب آمده

این دور جام فکر کنم دور آخر است

بی وقت می رود به سر ماذنه بلال

توی گلوی ماذنه الله و اکبر است

تا دخترش بزرگ شود مثل مادری

عمری به جای فاطمه حامی حیدر است

بانو چه می کشید ز غم های دخترش

آنجا که حد فاصل دیوار تا در است

بیچاره فاطمه به که گوید ز غصه اش

سنگ صبور دختر غمدیده مادر است

رنگ رخ خدیجه به بستر پریده است

امشب مسیر روضه به کوچه رسیده است



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


آنقدر بخشیدی که دستانت

بخشندگی را هم هوایی کرد

ثروت به پاهای تو افتاد و

از تو غرورش را گدایی کرد

 

من هم کنار آسمان بودم

وقتی نماز نور را خواندی

در روزهای غربت و سختی

مردانه پای عشق خود ماندی

 

بانو کسی دیگر نمی‌گوید

مردانگی در سیرت زن نیست

مردانگی ها را نشان دادی

مردانگی تنها به گفتن نیست

 

فرمود پیغمبر به یارانش

باید شبیه همسرم باشید

از او شنیدم در بهشت حتی

قسمت شده تا مال هم باشید

 

تو همسرش بودی ومی مانی

قدر تو بیش از دیگران باشد

اصلاً برای چون تویی بانو

باید کفن از آسمان باشد

 

باچشم خود دیدم برای او

سال عروجت سال غم ها شد

شکر خدا آن روزهای سخت

زهرای تو ام ابیها شد

 

یادت میاید گفت پیغمبر

خورشید برشب می‌شود غالب؟

بانو منم همرزم دیروزت

یعنی علی ابن ابیطالب

 

امروز اینجا بر مزار تو

آورده‌ام زهرا و زینب را

زینب دوسالش هست و می‌داند

زن می‌تواند بشکند شب را...



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


با خواندنِ هر آیه از کوثر

چون چشمه،می جوشی و می خندی...

غارِ حرای توست این خانه!

زهرا ست آن وحیِ خداوندی!

 

معصوم اگرچه نیستی بانو

در عصمتی هر صبح و شامی را

تو مادر زهرا شدی...یعنی

مادربزرگی هر امامی را!

 

حق داشتی عاشق شوی آنروز!

پیغمبرت سَر بود از یوسف

حتی به عشقش خلق شد افلاک...*

او دلربا تر بود از یوسف!

 

از  دوشِ خود برداشتی آرام

هر هفت خوانِ سکّه هایت را

حالا خودت سیمرغِ سیمرغی!

چشمی بگردان زیرِ پایت را...

 

چشمِ زمین و آسمان روشن!

چون در سخاوت میکنی اعجاز

**تو آیه ی هشت ضحی هستی

ای ثروت اسلام در آغاز

***

*لولاک لما خلقت  الافلاک"در خطاب به پیامبر ص"

**ووجدك عائلا فاغنی:

و تو را فقیر الی الله یافت و سپس بی نیاز كرد سوره ضحی  آیه 8



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مصائب اهل بیت(ع)


زل میزند با چشمهای تر به مادر

هی فاطمه در لحظه ی آخر به مادر

سرمایه اش را داد پای دین خدیجه

پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر

تاریخ می گوید چهل نامرد، در اصل؛

آنجا هجوم آورد یک لشکر به مادر

تقسیم شد درد دو عالم بین این دو

سیلی به حیدر خورد و میخ در به مادر

زهرا هم آخر محسنش را خرج دین کرد

مادر به دختر میرود، دختر به مادر

از غنچه ای بعد از گذشت این همه سال

حالا رسیده یک گل پرپر به مادر

ام ابیها نیز ام المومنین شد

چون می رسد این ارث از مادر به مادر

ام المصائب زینب و مظلوم ارباب

آقا به بابا می رود خواهر به مادر

در کربلا سیراب گشت و با سه صورت

با گریه اش خندید علی اصغر به مادر



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


سنگ صبور قلب طاهایی خدیجه

آرامش پیغمبر مایی خدیجه

کِی می رسد دست کسی بر رتبهء تو؟

از بسکه بالایی و والایی خدیجه

خیر النساها را اگر که برشمارند

قطعاً تو جزء بهترینهایی خدیجه

درک مقامات تو کار هر کسی نیست

چون مادر امّ ابیهایی خدیجه

بر تارُک اسلام نامت می درخشد

اوّل مسلمان، قبل مولایی خدیجه

مثل تو را بانو! خدا کِی آفریده؟

تنها تویی که مثل زهرا پروریده

بانو تو با آسیه و مریم قرینی

ای آسمانی! پس چرا روی زمینی؟

اسلام با دارایی تو قد علم کرد

تو اوّلین حامی این دین مبینی

ما را به مجهول الهُویت ها چه کاری است؟

تنها خودت هستی که امّ المؤمنینی

شعب ابی طالب تو را در خود نگه داشت

تا بر همه ثابت شود تنهاترینی

از حرمت داغ تو عام الحزن فرمود

خیلی عزیزی،رکن ختم المرسلینی

بانو برو بعد از تو خیلی سخت باشد

با حیدر از زهرا خیالت تخت باشد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1395/03/26

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


وقتی كه چشم خلق خدا ناسپاس بود

تنها خدیجه بود كه گوهرشناس بود

تاسر نهد به پای رسول امیـن ز شوق

در بارگاه عشق پُر از التماس بود

این افتخار اوست كه در طول عمر خویش

بابهترین پیمبرحق درتماس بود

گنجینۀ معارف ایمان و منزلت

آئینـه ی تجلی و پّر انعكاس بود

مال و منال را به فقیران مكه داد

كی در كمند نفس و طعام و لباس بود

خوف و رجای او به ره دین حق گذشت

از جاهلان مكه كجا در هراس بود

غفلت نكرد لحظه ای از حق،خدا گواست

تا آخرین نفس به جهان حق شناس بود

روز و داع خویش «وفائی »از این جهان

آزرده دل ،به خاطر آن باغ یاس بود



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/2

به مناسبت سالروز ازدواج رسول گرامی اسلام محمد مصطفی(ص) و حضرت خدیجه(س)‌‌‌‌

تقدیم به ام المؤمنین حضرت خدیجه (سلام الله علیها):


خدا پیداست در آیینه ی چشمان دلبندش

زنی که نیست جز احمد کسی درحد پیوندش

به آن بالانشینی باید ام المومنین گویی

که جز زهرا نباشد در دوعالم مثل و مانندش

چنان با بندگی هایش دل از ذات خدا برده

که قبل از وحی می آید سلامش از خداوندش

مقامش نیست در حد تصور آن بزرگی که

گرفته آبرو معصومیت از بند روبندش

برای شرح اوج او چه گویم بهتر از اینکه

پیمبر همسر او باشد و زهراست فرزندش

کسی که سرگذارد پیش پای مادری چون او

روا باشد اگر گویم بهشت است آرزومندش

ندیده بعد او یک روزخوش احمد در این دنیا

تمام سال می بارد بهار از دود اسفندش



موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت خدیجه (س)-وفات


باید به پای رهبرم هستی بریزم

در راه این پیغمبرم هستی بریزم

هرچه خدا داده به من وقف رسول است

جانم فدای تار گیسوی بتول است

من مادر زهرایم و او مادر من

ام ابیها اوست یعنی دختر من

شِعبِ ابیطالب که در این راه سهل است

هستی فدای مکتب زهراست دربَست

من آرزویی در دلِ خسته ندارم

جز اینکه جان در راه زهرایم گذارم

او حقّ همسر را ادا سازد به کوچه

او با سخاوت جان به حق بازد به کوچه

در زندگی با مصطفی شد اعتقادم

حق با علی باشد علی با حق دمادم

من پای احمد پای حیدر پای زهرا

با جان و مال و هستی ام هستم خدایا

حتی از این دنیا کفن هم بر ندارم

سر از سرِ زانوی خاتم بر ندارم

بگذار من هم بی کفن باشم خدایا

یاد حسین یاد حسن باشم خدایا

بگذار تا ((مادر بزرگِ)) زینبت هم

دورِ سرِ زینب بگردد جان خاتم

من چارده معصوم را هستم فدایی

من پیشمرگم بر شهیدان خدایی

□□□

از این جهت خوانید اُمّ المومنینم

که من فداییِ امیرُ المومنینم

با آروزی روز دیدار حسینم

جان می دهم شاید شوم یار حسینم

ایکاش من نیزه ز دشمن خورده بودم

ایکاش من با تیغ و خنجر مرده بودم

ایکاش قتل صبر می شد قسمت من

یا رب تویی آگه ز قصد قربت من

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
جمعه 1394/04/5

حضرت خدیجه (س)-وفات


والا مقام ! ای مادر زهرا خدیجه

مادربزرگ زینب کبری خدیجه

خرج خدا شد ثروتت یکجا خدیجه

کوری چشم شور بعضی‌ها خدیجه ...

.. انگشتر عشق پیمبر را نگینی

الحق و الانصاف اُمّ المؤمنینی

هم گوهر نابی و هم گوهرشناسی

ای تاجر خوش ذوق ! پبغمبرشناسی

تنها نه در مکّه ، در عالم سرشناسی

از بیعتت پیداست که حیدر شناسی

عطر علی دارد سراپای وجودت

بانو! مِی ‌کوثر گوارای وجودت

بوی نبوّت را که استشمام کردی

بهر رواج دین حق اقدام کردی

اسلام را با همتت اسلام کردی

کفّار را با ثروتت ناکام کردی

بوده اساس دین و آیین پیمبر

اخلاق او ، اموال تو ، شمشیر حیدر

عیسی غلام همسرت تا روز محشر

مریم کنیز دخترت تا روز محشر

عصمت نخی از معجرت تا روز محشر

باقی ست نسل کوثرت تا روز محشر

مِهرت برای آسمان‌ها و زمین بس

داماد تو حیدر شده ، فخرت همین بس

ای طاهره ! بانوی باتقوای مکّه

سنگ صبور و حامی آقای مکّه

بی اعتنا به طعنه ی زن‌های مکّه

ای کاش نیشابور بودی جای مکّه

شعب ابی طالب تو را از پا نینداخت

آزار اهل شرک از تو « شیرزن » ساخت

بانو سلامت می‌کنم از دور و نزدیک

پیش حبیب خود در این شب‌های تاریک

راحت برو راحت بیا " اُمّ الصعالیک "

مکّه ندارد کوچه‌های تنگ و باریک

مکّه مدینه نیست آتش پا بگیرد

میخی درون سینه ی تو جا بگیرد

رفتی ندیدی رکن حیدر را شکستند

الواط های بی حیا در را شکستند

نامردها ، پهلوی کوثر را شکستند

قلب پر از مِهر پیمبر را شکستند

رفتی ندیدی باغ تو بی یاسمن شد

ای باکفن ! آخر حسینت بی کفن شد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
جمعه 1394/04/5

حضرت خدیجه (س)-وفات


یا حضرت خدیجه سلام خدا به تو

بی انتها درود فراوان ما به تو

تو مادر ائمه ای ، ای مادر وجود

دلهای اهل بیت همه مبتلا به تو

اسلام زیر دین فداکاری شماست

کرده پیامبر همه عمرش دعا به تو

از این قضیه قدر تو معلوم می شود

وقتی که دل سپرده چنین مصطفی به تو

در لحظه های سخت در آن روزهای سخت

کرده پیامبر همه اش اتکا به تو

هر جا ز غصه های زمانه دلش گرفت

یا درد دل به حیدر خود گفت یا به تو

مدیون توست ماندن اسلام تا ابد

زنده است در دل همه این نام تا ابد

بغضی است در گلو که پریشان فاطمه است

اشکی است در دو دیده که لرزان فاطمه است

چشم از نگاه مادر خود بر نداشته

مادر یک امشبی است که مهمان فاطمه است

زهرا گرفته دست به دامان مادرش

عالم اگر چه دست به دامان فاطمه است

چشمان فاطمه شده گریان مادر و

چشمان نه فلک همه گریان فاطمه است

دستی که دست دختر خود را فشرده بود

بی جان ولی هنوز به دستان فاطمه است

پروانهء شکسته پر او محمد و

شمع فراق او دل سوزان فاطمه است

شمعی که ذره ذره دلش آب تر شده

لحظه به لحظه فاطمه بی تاب تر شده

در ماتم فراق تو بایست سر شکست

وقتی نبی ز غصهء تو بال و پر شکست

آیینه ها زغصه شکستند یک به یک

در آن میانه فاطمه ات بیشتر شکست

یک سال و داغ هجر ابوطالب و شما

در زیر این دو داغ پیمبر کمر شکست

با رفتن تو تازه مصیبت شروع شد

از آن به بعد فاطمه ات مستمر شکست

روزی رسید پشت در خانهء علی

گل بود پشت در که لگد خورد و در شکست

دیوار و میخ و در همه با هم یکی شدند

در آن میانه سینهء زهرا اگر شکست

بر قلب خانوادهء حیدر شرر زدند

وقتی که ضربه پشت سر هم به در زدند

حق است جان فدای شما بارها شود

وقتی که دوستدار شما مصطفی شود

دارو ندار خویش به پایش که ریختی

میخواستی فقط کفنت یک عبا شود

سهم از عبای یار به هر کس نمی رسد

این افتخار بلکه نصیب شما شود

ای با کفن که شد کفنت افتخار تو

دلها غمین بی کفن کربلا شود

ای وای اگر سری شود از پیکری جدا

ای وای اگر کسی کفنش بوریا شود

ای وای اگر تنی شود عریان به روی خاک

ای وای اگر سری به روی نیزه ها شود

مجلس همیشه مجلس دلبند فاطمه است

پایان روضه روضهء فرزند فاطمه است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت خدیجه (س)-وفات


سلام ای مهربان بانوی دنیا

سلام ای بر تر از حمد و ثنایا

سلام ای عالمی پیش تو دریا

سلام ای مادر ام ابیها

دو عالم عبد درگاه و غلامت

رسیده از خداوندت سلامت

تو هستی همسر احمد خدیجه

نه همسر یاور احمد خدیجه

تمام باور احمد خدیجه

علی دیگر احمد خدیجه

عزیز جان ختم المرسلینی

فقط بانو تو ام المومنینی

نبی را مونس و غمخوار بودی

به احمد دلبر و دلدار بودی

تو بانو مظهر ایثار بودی

به مال خود نبی را یار بودی

به مدحت بس نبی را همسری تو

و زهرا و علی را مادری تو

شب هجران تو بس پر شرر بود

شبی تاریک و عاری از سحر بود

به جان مصطفی خون جگر بود

دو چشمانش ز هجران تو تر بود

برای تو کفن آمد ز بالا

نبودی تا ببینی بی کفن را

به روی نی سر فرزند طاها

تن بی سر به روی خاک صحرا

میان قتلگه آوای زهرا

دو چشم خواهری زین غصه دریا

عزیز فاطمه دور از وطن بود

سرش بر نیزه جسمش بی کفن بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت خدیجه (س)-وفات


ای خو گرفته با نفست عطر احمدی

ای پیشتر ز بعثت احمد محمّدی

ای بارها سلام تو را بر رسول خود

ابلاغ کرده ذات خداوند سرمدی

چون شمع با فروغ نبوّت گداختی

پیش از نزول وحی نبی را شناختی

ای بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران

خاک در تو سجده گه خیل سروران

پیش از پیمبری پیمبر به روی او

چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران

در قلب تو کتاب کمالش نوشته بود

سر خط مادریت به آلش نوشته بود

بی دامن تو خنم رسل کوثری نداشت

نخل بلند آرزوی او بری نداشت

حتی علی که جان عزیز محمّد است

در ملک بی حدود خدا همسری نداشت

ای همدم رسول خدا در نزول وحی

ای دامن تو مرکز نور بتول وحی

تو وصل بر رسول و زهستی جدا شدی

تو آفتاب بیت سراج الهدی شدی

نیزار وحی مثل علی شیر مرد داشت

ای شیر زن تو تالی شیر خدا شدی

دارائی تو هدیه به پروردگار شد

در جنگ اقتصاد نبی ذوالفقار شد

تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند

سادات عالمت پسرانند و دخترند

دارائی تو تیغ علی، خلق مصطفی

در پیشبرد فتح نبّوت برابرند

دامان پاک تو ثمرش یازده ولی است

این رتبه ات بس است یازده ولی است

این رتبه ات بس است که داماد تو علی است

در دور بت پرستی و تاریکی حجاز

بودت رخ نیاز به درگاه بی نیاز

پیش از نزول وحی الهی تو و علی

خواندید با رسول خدا در حرم نماز

چون تو که با رسول خدا همسری کند؟

دُرّ یتیم آمنه را مادری کند

ای تکیه گاه خواجه لولاک شانه ات

ای لحظه لحظه ذکر محمِّد ترانه ات

بر یازده ستاره توحید آسمان

روی منیر فاطمه خورشید خانه ات

در بیت آفتاب مه تام کیست، تو

اوّل زن مجاهد اسلام کیست، تو

پیغمبر خدا به تو عرض ارادتش

زهراست هم کلام تو پیش از ولادتش

گوئی که با تو گرم سخن بود فاطمه

حتی به لحظه های غروب شهادتش

با آنکه سالها زجهان چشم بسته ای

انگار دور بستر زهرا نشسته ای

ای ام پاک نبی، ام مؤمنین

ای مادر بزرگ امامان راستین

روزی که یار هر دو جهان یاوری نداشت

روزی که آن معین بشر بود بی معین

مردانه ایستادی و کردی حمایتش

تا ماند جاودانه چراغ هدایتش

ای قامتت به قائم توحید قائمه

دشمن شدند با تو دغل دوستان همه

از هست خویش دست کشیدی و ذات حق

بخشید گوهری به تو مانند فاطمه

الحق توئی توئی تو که کفو پیمبری

شایسته ای که بهر نبی کوثر آوری

آزرد ای فرشته حق اهرمن تو را

زخم زبان زدند به هر انجمن تو را

از بس که ریخت عطر قداست پیکرت

پیراهن رسول خدا شد کفن تو را

از بس بلند بود مقام و جلال تو

گردید سال حزن نبی ارتحال تو

روح مقدّست چو به پرواز می شود

درهای غم به قلب نبی باز می شود

در فصل خردسالی و آغاز زندگی

بی مادریِّ فاطمه آغاز می شود

اشک نبی برای تو ای جان پاک، ریخت

با دست خویش بر تن پاک تو خاک، ریخت

با رفتن تو یار محمّد زدست رفت

خورشید روزگار محمّد زدست رفت

شد حمله ور به گلبن دین لشکر خزان

تو رفتی و بهار محمّد زدست رفت

زیبد که با هزار زبان در ثنای تو

«میثم» دُرِ قصیده بریزد به پای تو



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
شنبه 1393/10/13

حضرت خدیجه (س)-مدح و مصائب


اى همسر با وفاى احمد

اى همنفس دعاى احمد

اى جان به ره حبیب داده

اى عاشق و مبتلاى احمد

اى زینت خانه ی پیمبر

ممنون ز تو شد خداى احمد

از جان و مقام و مال رَستى

مردانه شدى فداى احمد

اسلام ز تو گرفته رونق

از توست رَسا، صداى احمد

سیلى نه! ولى تو سنگ خوردى

اى سینه سپر براى احمد

سر منشأ کوثرى خدیجه

لیلاى پیمبرى خدیجه

اى فاطمه را تو پروریده

اى رنج و بلا بجان خریده

سادات ز تو مقام دارند

صدّیقه، زکیّه و رشیده

مکّه ز تو افتخار دارد

بر خویش قدوم تو بدیده

کعبه به طواف توست مُحتاج

با خون دلت شدى شهیده

مرغ دل شیعه پر شکسته

بر خاک غریب تو پریده

حتّى کفنى دگر ندارى

جانم بفداى تو  حمیده

با اشک نبى، رُخ تو را شُست

اوّل کفن بهشتى از توست

اى بانوى ذوالکرم خدیجه

اى مادر اهل غم خدیجه

دلداده تو حبیب حق بود

صاحب نفس حرم خدیجه

بر سفره تو نشسته حیدر

پیش همه محترم خدیجه

زود است براى دختر تو

غربت بخورد رقم خدیجه

اى کاش میان کوچه بودى

با فاطمه همقدم خدیجه

از ضربت قنفذ ستمگر

دستش بشود قلم خدیجه

آید ز تو و به نام زهرا

مهدى پىِ انتقام زهرا



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
شنبه 1393/10/13

حضرت خدیجه(س)-مدح


خدیجه زوج رسول است و مادر زهرا

خدیجه گوهر یکتا و درٌ بی همتا

ندیم ختم رسولان و یار پیغمبر

نبود در همه عالم کسی از او بهتر

خدیجه ای که پیمبر بود و را همسر

خدیجه ای که چو زهرا بود و را در بر

خدیجه ای که حسین و حسن نواده اوست

زنی که زینب و کلثوم خانواده اوست

خدیجه مادر سجاد و مادر باقر

کسی که شمس و قمر بهر خدمتش حاضر

خدیجه مادر بحر العلوم صادق بود

جهان به گوهر علمش همیشه شایق بود

خدیجه مادر موسی ابن جعفر ما بود

کسی که طاقت و صبرش بسان دریا بود

همو که جان به لب آورد در غل و زنجیر

به زیر لب همه شب خواند سوره تکویر

خدیجه مام رضا آن شه خراسان بود

همو که حشمت هارون از او هراسان بود

کسی که گفت به لب لااله الا هو

به طوس گشت غریبانه ضامن اهو

تقی نبود جز از او نقی هم از او بود

ببین که ساحت این زن چه خوب و نیکو بود

خدیجه را چه بگویم که ماه منظر بود

خدیجه مادر اختر امام عسکر بود

امام عسکر ما همچو ماه عالم گیر

کسی که رام شد اندر برش پلنگ و شیر

خدیجه مادر مهدی امام حاضر ماست

کسی که چشم بصیرش همیشه ناظر ماست

من از خدیجه چه بگویم بدین بیان قصیر

گنه نباشدی از من زبان کند تقصیر

به روز عشر ز ماه مبارک رمضان

گرفت جسم عزیزش مغاک در دامان

گرت نصیب شد ای جان گذر کن از کویش

که حس کنی به مشامت تو بوی مینویش

کند شفاعت سیمرغ گر به روز جزا

نبا شدش غم دیگر چو جان دهد به قضا



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 

حضرت خدیجه(س)-مدح


بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه

زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه

جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا

چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه

از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت

روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه

اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان

زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه

داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم

بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه

غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی

در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه

گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا

همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه

غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید

همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه

چشم «خسرو» و  روز محشر  هست برلطف وعطایش

چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه



موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، وفات حضرت خدیجه(س)، 
سه شنبه 1393/04/17

حضرت خدیجه (س)-وفات


گذشته از همه و پشت شوهرش مانده

چه مادرانه به پای پیمبرش مانده

درست! سوره نسل خدیجه کوته بود

ولی ادامه آیات کوثرش مانده

نه داستان خدیجه ادامه خواهد داشت

هنوز سوختن خانه و درش مانده

به فرض اینکه شکستند دست زهرا را

هنوز بستن دستان همسرش مانده

نه ماجرا به همین روی سکه ختم نشد

خدیجه روضه بخوان روی دیگرش مانده

حسین لحظه آخر به فکر رفتن بود

ولی هنوز وصایای مادرش مانده

دلیل داشت صدای زنی ز خیمه رسید

رباب خواست بگوید که اصغرش مانده

سه شعبه آمد و در خیمه دختری میگفت

ببین سکینه که چیزی ز حنجرش مانده

گذشت و عمه سادات دید مردی را

که رد پای سری روی خنجرش مانده

رسید کار به جایی که روضه خوان غش کرد

خدیجه روضه بخوان خط آخرش مانده ...

#

هنوز باقی نسل خدیجه در راه است

هنوز منتقم آل حیدرش مانده



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
سه شنبه 1393/04/17

حضرت خدیجه (س)-وفات


نظر وقتی که بر افلاک می کرد

تمام عرش را غمناک می کرد

میان هاله ای از درد و انــدوه

گل خود را پیمبر خاک می کرد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، حمزه سید الشهدا، 
سه شنبه 1393/04/17

حضرت خدیجه (س)-وفات


مهی رفتـه ، دلی پر آه مــانده

شبــانه خاطرات ماه مانده

خدیجه رفته و با چشم گریان

نگـاه فاطمــه بر راه مانده



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
سه شنبه 1393/04/17

حضرت خدیجه (س)-وفات


بانوی صبح هستی و خورشید دیگری

خاتون آب هستی و پاک و مطهری

آری به اتنخاب خدا و گواه او

تنها تویی که لایق عشق پیمبری

در دامن تو مادر عالم سه ساله شد

شایسته از مقام تو شد شان مادری

گرد و غبار راه تو معراج جبرئیل

ای کاش میشد از سر این کوچه بگذری

بانو شنیده ام که وخیم است حال تو

در کنج خانه گشته ای از غصه بستری

گرچه کتاب زندگی ات  رو به آخر است

شان عیادت از تو مقام پیمبر است

وقتش شده که دختر خود را صدا کنی

بر روی نازدانه ات آغوش وا کنی

وقتش شده که شانه به گیسوی او زنی

با یک دو بوسه درد دلش را دواکنی

باید دو گوشواره خود را به او دهی

تا هدیه  عروسی او را  ادا کنی

چیری به عمر خود ز پیمبر  نخواستی

وقتش شده از او طلب یک عبا کنی

ار عرش پنج تا کفن آمد برای تو

خوب است پنجمین کفنش را سوا کنی

رفتی و داغ  تو به دلش کوه غم گذاشت

غصه شروع شد که دگر  مادری نداشت

مادر نداشت حرف دلش را به او زند

حرف از غمی که مانده میان گلو زند

مادر نداشت در شب جشن عروسیش

تا حرف دخترانه خود را به او زند

مادر نداشت  پشت در او را صدا کند

ناچار شد به خادمه خویش رو زند

پیراهنش گرفت به مسمار و پاره شد

مادر نداشت پیرهنش  را رفو زند

مادر نداشت زخم تنش را نشان دهد

با یک نفر دم از غم راز مگو زند

زهرا که رفت نوبت زینب  دگر رسید

او میدوید  و قاتل ارباب می دوید



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


در بین ملائک از تو نام آورده ست

نام از تو شکوه ناتمام آورده ست

هر بار که آمده ست از سوی خدا

جبریل، به محضرت سلام آورده ست

***

دلخسته ز شهر بی‌وفا رفتی، آه

آرام و قرار مصطفی رفتی، آه

حتی کفنی نخواستی از دنیا

از بس که سبکبار و رها رفتی، آه

***

از چشم تر فاطمه طاقت رفته

تا کرب و بلا خروش غربت رفته

آنجا سخن از بی‌کفنی نیست فقط

پیراهن خورشید به غارت رفته



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


گرفته حال دلم در هوای مادر زهرا

دو دیده ام شده باران برای مادر زهرا

هر آنچه دختر پاک و هر آنچه مادر خوب است

فدای مادر زینب فدای مادر زهرا

کریمه ی قم و حتی کریم شهر مدینه

کرم کنند به عالم به جای مادر زهرا

گرفته دست نیازم دخیل روزی امشب

اگر که سر بگذارم به پای مادر زهرا

خدا کند که ببخشد مرا به راه پیمبر

خدا کند که بمانم گدای مادر زهرا

من آمدم که خدیجه دوباره واسطه باشد

میان عبد سیاه و خدای مادر زهرا

اگر غلام حسینم اگر که مست اباالفضل

نوشته اند مرا در دعای مادر زهرا

شبیه طفل یتیمی که غرق گریه ی خویش است

دلم شکسته به بزم عزای مادر زهرا

قسم به چادر خاکی که من پناه ندارم

به جز عبای پیمبر، عبای مادر زهرا

...

اگر سر نوه اش را کنار دجله بریدند

میان دشت بپیچد صدای مادر زهرا



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


حتم دارم که رفتنی هستم

به خدا می سپارمت آقا

خواهشِ مادرانه ای دارم

جانِ تو، جانِ دخترم زهرا

 

حسرتِ دیدنِ عروسی او

به دلم ماند،چاره ای هم نیست

در شبِ خواستگاری دختر

غمِ بی مادری، غمی کم نیست

 

مادرم، حق بده که بی تابم

چشم هایم به اشک ناچار است

نیستم پیش او زمانی که

بین دیوار و در گرفتار است

 

دخترِ پا به ماهِ بی مادر

دردهایی نگفتنی دارد

کاش بودم، شنیده ام با او

در و همسایه دشمنی دارد

 

گریه هایت هنوز یادم هست

وقتی از آن چهل نفر گفتی

جان سپردم ز درد، وقتی از

لگدی بی خبر به در گفتی



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


مومنون آیه‌های قرآنند

گاه مقداد و گاه سلمانند

از عرب تا عجم مسلمانند

همه فرزندهای بارانند

یا نوه یا نتیجه‌اند همه

بچه‌های خدیجه‌اند همه

سایه‌اش مستدام، بر سر ماست

خانه‌اش قبله‌گاه دیگر ماست

نامش آرامش پیمبر ماست

مادر فاطمه است، مادر ماست

مادرم! ای امام مادرها

به فدایت تمام مادرها

گرمی آشیان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

یاد تو در روان پیغمبر

نام تو بر زبان پیغمبر

خاطرات تو گرمی شب اوست

یاد تو آه حسرت لب اوست

زن، ولی مردتر ز هر مردی

جگر کفر را درآوردی

قد علم کرده پیش هر دردی

تو بر اسلام مادری کردی

نه فقط امّ مومنین هستی

امّ اسلام، امّ دین هستی

به تو جبریل احترام کند

پیش پایت نبی قیام کند

به تو باید خدا، سلام کند

و تو را صاحب مقام کند

باید اینگونه منجلی بشوی

مادر همسر علی بشوی

با نبی گرچه همنشین بودی

قبل از اسلام بی‌قرین بودی

بین زن‌ها تو بهترین بودی

در زمین آسمان‌نشین بودی

اشک تو ای خدیجه غرّا

ریخته گریه ملائک را

مثل ابر بهار گریه مکن

انقدر گریه‌دار گریه مکن

از بد روزگار گریه مکن

مادر بی‌قرار! گریه مکن

در سرت فکر کیست می دانم

گریه ات مال چیست می دانم

در عذار گلت چه می بینی

که چنین بی قرار و غمگینی

نگران هجوم گلچینی

یا که رنجور دست سنگینی

آه از دست... آه از آن آزار...

آه از آن کوچه... آه از آن دیوار...



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


نبوت را نگینی یا خدیجه

شفاعت آفرینی یا خدیجه

برایم مادری کن روز محشر

تو اُم المؤمنینی یا خدیجه

***

تو داری آنچنان حق عظیمی

که در ایمان و دین ما سهیمی

نه تنها دخترت! بعد از تو دیدند

مسلمانان همه داغ یتیمی

***

نگاهت از غمی جانکاه می گفت

ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت

که زهرای تو «وا اُماه» می گفت



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


مادر به نو نهالیِ زهرا قسم مرو

مادر تو را به عصمت طاها قسم مرو

بابا غریب تر شود از اینکه دیده ای

رحمی کن و به غربت بابا قسم مرو

یک دستِ مهربان به سرِ دخترت بکش

بر این یتیمِ بی کس و تنها قسم مرو

یک شهر بر علیه پدر نقشه می کِشند

ای بانوی بهشت به عقبا قسم مرو

بر دشمنان فاطمه نفرین کن و بمان

با این دلِ شکسته از اینجا قسم مرو

بر بازویم به گریه چرا بوسه می زنی

ای دست بوسِ فاطمه ، من را قسم مرو

باور نکن که چهرۀ زهرا شود کبود

گریه مکن به صورت حورا قسم مرو

من سعی می کنم نَرَوم پشت در ولی

پیشم بمان به یاریِ مولا قسم مرو

من خود به خود به آتش دل مبتلا شدم

شعله مزن فزونتر از این ها قسم مرو

با این کفن چه اُنس گرفته نگاه تو

جانِ حسینِ بی کفنِ ما قسم مرو

دنیا به تو اگرچه وفایی نداشته

امّا به با وفایی زهرا قسم مرو

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
دوشنبه 1393/04/16

حضرت خدیجه (س)-وفات


تو می روی و تازه غم ها پا بگیرد

بعد از تو تنهاییِ من معنا بگیرد

بانو! فقط نام تو «اُمّ المؤمنین» است

آن زن اگر چه نام زیبا را بگیرد

با رفتن تو گوشه ای از خانه، تنها

زانوی غم را در بغل، زهرا بگیرد

از بس که دلتنگ تو می گردد یتیمم

شب ها کنار قبر تو احیا بگیرد

بهتر که رفتی و ندیدی بین کوچه

رنگ کبودی زیر چشمش جا بگیرد

بانو! تو هم گفتی «حسین» اشکت روان شد؟

با روضه خواندن های تو دل ها بگیرد

آری در عاشورا میان قتلگاهش

دعوا سرِ پیراهنش بالا بگیرد

نامرد! با خنده سرِ از تن جدا را ...

... در پیش روی زینب کبری بگیرد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء