حضرت خدیجه(س)-مدح


خدیجه زوج رسول است و مادر زهرا

خدیجه گوهر یکتا و درٌ بی همتا

ندیم ختم رسولان و یار پیغمبر

نبود در همه عالم کسی از او بهتر

خدیجه ای که پیمبر بود و را همسر

خدیجه ای که چو زهرا بود و را در بر

خدیجه ای که حسین و حسن نواده اوست

زنی که زینب و کلثوم خانواده اوست

خدیجه مادر سجاد و مادر باقر

کسی که شمس و قمر بهر خدمتش حاضر

خدیجه مادر بحر العلوم صادق بود

جهان به گوهر علمش همیشه شایق بود

خدیجه مادر موسی ابن جعفر ما بود

کسی که طاقت و صبرش بسان دریا بود

همو که جان به لب آورد در غل و زنجیر

به زیر لب همه شب خواند سوره تکویر

خدیجه مام رضا آن شه خراسان بود

همو که حشمت هارون از او هراسان بود

کسی که گفت به لب لااله الا هو

به طوس گشت غریبانه ضامن اهو

تقی نبود جز از او نقی هم از او بود

ببین که ساحت این زن چه خوب و نیکو بود

خدیجه را چه بگویم که ماه منظر بود

خدیجه مادر اختر امام عسکر بود

امام عسکر ما همچو ماه عالم گیر

کسی که رام شد اندر برش پلنگ و شیر

خدیجه مادر مهدی امام حاضر ماست

کسی که چشم بصیرش همیشه ناظر ماست

من از خدیجه چه بگویم بدین بیان قصیر

گنه نباشدی از من زبان کند تقصیر

به روز عشر ز ماه مبارک رمضان

گرفت جسم عزیزش مغاک در دامان

گرت نصیب شد ای جان گذر کن از کویش

که حس کنی به مشامت تو بوی مینویش

کند شفاعت سیمرغ گر به روز جزا

نبا شدش غم دیگر چو جان دهد به قضا




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/13 | 06:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح


بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه

زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه

جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا

چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه

از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت

روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه

اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان

زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه

داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم

بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه

غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی

در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه

گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا

همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه

غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید

همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه

چشم «خسرو» و  روز محشر  هست برلطف وعطایش

چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه




✔️ موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/10/13 | 07:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


گذشته از همه و پشت شوهرش مانده

چه مادرانه به پای پیمبرش مانده

درست! سوره نسل خدیجه کوته بود

ولی ادامه آیات کوثرش مانده

نه داستان خدیجه ادامه خواهد داشت

هنوز سوختن خانه و درش مانده

به فرض اینکه شکستند دست زهرا را

هنوز بستن دستان همسرش مانده

نه ماجرا به همین روی سکه ختم نشد

خدیجه روضه بخوان روی دیگرش مانده

حسین لحظه آخر به فکر رفتن بود

ولی هنوز وصایای مادرش مانده

دلیل داشت صدای زنی ز خیمه رسید

رباب خواست بگوید که اصغرش مانده

سه شعبه آمد و در خیمه دختری میگفت

ببین سکینه که چیزی ز حنجرش مانده

گذشت و عمه سادات دید مردی را

که رد پای سری روی خنجرش مانده

رسید کار به جایی که روضه خوان غش کرد

خدیجه روضه بخوان خط آخرش مانده ...

#

هنوز باقی نسل خدیجه در راه است

هنوز منتقم آل حیدرش مانده




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/04/17 | 03:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


نظر وقتی که بر افلاک می کرد

تمام عرش را غمناک می کرد

میان هاله ای از درد و انــدوه

گل خود را پیمبر خاک می کرد




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، حمزه سید الشهدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/04/17 | 03:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


مهی رفتـه ، دلی پر آه مــانده

شبــانه خاطرات ماه مانده

خدیجه رفته و با چشم گریان

نگـاه فاطمــه بر راه مانده




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/04/17 | 03:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


بانوی صبح هستی و خورشید دیگری

خاتون آب هستی و پاک و مطهری

آری به اتنخاب خدا و گواه او

تنها تویی که لایق عشق پیمبری

در دامن تو مادر عالم سه ساله شد

شایسته از مقام تو شد شان مادری

گرد و غبار راه تو معراج جبرئیل

ای کاش میشد از سر این کوچه بگذری

بانو شنیده ام که وخیم است حال تو

در کنج خانه گشته ای از غصه بستری

گرچه کتاب زندگی ات  رو به آخر است

شان عیادت از تو مقام پیمبر است

وقتش شده که دختر خود را صدا کنی

بر روی نازدانه ات آغوش وا کنی

وقتش شده که شانه به گیسوی او زنی

با یک دو بوسه درد دلش را دواکنی

باید دو گوشواره خود را به او دهی

تا هدیه  عروسی او را  ادا کنی

چیری به عمر خود ز پیمبر  نخواستی

وقتش شده از او طلب یک عبا کنی

ار عرش پنج تا کفن آمد برای تو

خوب است پنجمین کفنش را سوا کنی

رفتی و داغ  تو به دلش کوه غم گذاشت

غصه شروع شد که دگر  مادری نداشت

مادر نداشت حرف دلش را به او زند

حرف از غمی که مانده میان گلو زند

مادر نداشت در شب جشن عروسیش

تا حرف دخترانه خود را به او زند

مادر نداشت  پشت در او را صدا کند

ناچار شد به خادمه خویش رو زند

پیراهنش گرفت به مسمار و پاره شد

مادر نداشت پیرهنش  را رفو زند

مادر نداشت زخم تنش را نشان دهد

با یک نفر دم از غم راز مگو زند

زهرا که رفت نوبت زینب  دگر رسید

او میدوید  و قاتل ارباب می دوید




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/04/17 | 03:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


در بین ملائک از تو نام آورده ست

نام از تو شکوه ناتمام آورده ست

هر بار که آمده ست از سوی خدا

جبریل، به محضرت سلام آورده ست

***

دلخسته ز شهر بی‌وفا رفتی، آه

آرام و قرار مصطفی رفتی، آه

حتی کفنی نخواستی از دنیا

از بس که سبکبار و رها رفتی، آه

***

از چشم تر فاطمه طاقت رفته

تا کرب و بلا خروش غربت رفته

آنجا سخن از بی‌کفنی نیست فقط

پیراهن خورشید به غارت رفته




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


گرفته حال دلم در هوای مادر زهرا

دو دیده ام شده باران برای مادر زهرا

هر آنچه دختر پاک و هر آنچه مادر خوب است

فدای مادر زینب فدای مادر زهرا

کریمه ی قم و حتی کریم شهر مدینه

کرم کنند به عالم به جای مادر زهرا

گرفته دست نیازم دخیل روزی امشب

اگر که سر بگذارم به پای مادر زهرا

خدا کند که ببخشد مرا به راه پیمبر

خدا کند که بمانم گدای مادر زهرا

من آمدم که خدیجه دوباره واسطه باشد

میان عبد سیاه و خدای مادر زهرا

اگر غلام حسینم اگر که مست اباالفضل

نوشته اند مرا در دعای مادر زهرا

شبیه طفل یتیمی که غرق گریه ی خویش است

دلم شکسته به بزم عزای مادر زهرا

قسم به چادر خاکی که من پناه ندارم

به جز عبای پیمبر، عبای مادر زهرا

...

اگر سر نوه اش را کنار دجله بریدند

میان دشت بپیچد صدای مادر زهرا




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 03:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


حتم دارم که رفتنی هستم

به خدا می سپارمت آقا

خواهشِ مادرانه ای دارم

جانِ تو، جانِ دخترم زهرا

 

حسرتِ دیدنِ عروسی او

به دلم ماند،چاره ای هم نیست

در شبِ خواستگاری دختر

غمِ بی مادری، غمی کم نیست

 

مادرم، حق بده که بی تابم

چشم هایم به اشک ناچار است

نیستم پیش او زمانی که

بین دیوار و در گرفتار است

 

دخترِ پا به ماهِ بی مادر

دردهایی نگفتنی دارد

کاش بودم، شنیده ام با او

در و همسایه دشمنی دارد

 

گریه هایت هنوز یادم هست

وقتی از آن چهل نفر گفتی

جان سپردم ز درد، وقتی از

لگدی بی خبر به در گفتی




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


مومنون آیه‌های قرآنند

گاه مقداد و گاه سلمانند

از عرب تا عجم مسلمانند

همه فرزندهای بارانند

یا نوه یا نتیجه‌اند همه

بچه‌های خدیجه‌اند همه

سایه‌اش مستدام، بر سر ماست

خانه‌اش قبله‌گاه دیگر ماست

نامش آرامش پیمبر ماست

مادر فاطمه است، مادر ماست

مادرم! ای امام مادرها

به فدایت تمام مادرها

گرمی آشیان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

یاد تو در روان پیغمبر

نام تو بر زبان پیغمبر

خاطرات تو گرمی شب اوست

یاد تو آه حسرت لب اوست

زن، ولی مردتر ز هر مردی

جگر کفر را درآوردی

قد علم کرده پیش هر دردی

تو بر اسلام مادری کردی

نه فقط امّ مومنین هستی

امّ اسلام، امّ دین هستی

به تو جبریل احترام کند

پیش پایت نبی قیام کند

به تو باید خدا، سلام کند

و تو را صاحب مقام کند

باید اینگونه منجلی بشوی

مادر همسر علی بشوی

با نبی گرچه همنشین بودی

قبل از اسلام بی‌قرین بودی

بین زن‌ها تو بهترین بودی

در زمین آسمان‌نشین بودی

اشک تو ای خدیجه غرّا

ریخته گریه ملائک را

مثل ابر بهار گریه مکن

انقدر گریه‌دار گریه مکن

از بد روزگار گریه مکن

مادر بی‌قرار! گریه مکن

در سرت فکر کیست می دانم

گریه ات مال چیست می دانم

در عذار گلت چه می بینی

که چنین بی قرار و غمگینی

نگران هجوم گلچینی

یا که رنجور دست سنگینی

آه از دست... آه از آن آزار...

آه از آن کوچه... آه از آن دیوار...




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


نبوت را نگینی یا خدیجه

شفاعت آفرینی یا خدیجه

برایم مادری کن روز محشر

تو اُم المؤمنینی یا خدیجه

***

تو داری آنچنان حق عظیمی

که در ایمان و دین ما سهیمی

نه تنها دخترت! بعد از تو دیدند

مسلمانان همه داغ یتیمی

***

نگاهت از غمی جانکاه می گفت

ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت

که زهرای تو «وا اُماه» می گفت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


مادر به نو نهالیِ زهرا قسم مرو

مادر تو را به عصمت طاها قسم مرو

بابا غریب تر شود از اینکه دیده ای

رحمی کن و به غربت بابا قسم مرو

یک دستِ مهربان به سرِ دخترت بکش

بر این یتیمِ بی کس و تنها قسم مرو

یک شهر بر علیه پدر نقشه می کِشند

ای بانوی بهشت به عقبا قسم مرو

بر دشمنان فاطمه نفرین کن و بمان

با این دلِ شکسته از اینجا قسم مرو

بر بازویم به گریه چرا بوسه می زنی

ای دست بوسِ فاطمه ، من را قسم مرو

باور نکن که چهرۀ زهرا شود کبود

گریه مکن به صورت حورا قسم مرو

من سعی می کنم نَرَوم پشت در ولی

پیشم بمان به یاریِ مولا قسم مرو

من خود به خود به آتش دل مبتلا شدم

شعله مزن فزونتر از این ها قسم مرو

با این کفن چه اُنس گرفته نگاه تو

جانِ حسینِ بی کفنِ ما قسم مرو

دنیا به تو اگرچه وفایی نداشته

امّا به با وفایی زهرا قسم مرو

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


تو می روی و تازه غم ها پا بگیرد

بعد از تو تنهاییِ من معنا بگیرد

بانو! فقط نام تو «اُمّ المؤمنین» است

آن زن اگر چه نام زیبا را بگیرد

با رفتن تو گوشه ای از خانه، تنها

زانوی غم را در بغل، زهرا بگیرد

از بس که دلتنگ تو می گردد یتیمم

شب ها کنار قبر تو احیا بگیرد

بهتر که رفتی و ندیدی بین کوچه

رنگ کبودی زیر چشمش جا بگیرد

بانو! تو هم گفتی «حسین» اشکت روان شد؟

با روضه خواندن های تو دل ها بگیرد

آری در عاشورا میان قتلگاهش

دعوا سرِ پیراهنش بالا بگیرد

نامرد! با خنده سرِ از تن جدا را ...

... در پیش روی زینب کبری بگیرد




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


مادر سلام بر تو و زهرای اطهرت

بر امتداد نور جمالِ پیمبرت

مادر سلام بر تو و بر غربت نبی

بر غربت و غریبیِ ریحانَهُ النَبی

ای مادری كه فاطمه را نورِ دیده ای

رنج و بلا به خاطر احمد كشیده ای

از طعنه ها به شام و سحر سیر گشته ای

از غُربت نبیِّ خدا پیر گشته ای

مادر چه سخت روزِ شما می رسد به شب

مادر چه سخت جانِ شما آمده به لب

اشكت تو را میانِ غمت غرق می كند

این آخرین شبت چه قَدَر فرق می كند

از سینه شكسته خود آه می كِشی

همراهِ درد، ناله جانكاه می كِشی

درد تو دردِ بی كسیِ فاطمه شده

در كوچه ها نماندنِ تو زمزمه شده

درد تو درد كوچه و دیوار و در شده

درد تو درد فاطمه و میخِ در شده

ای مادرِ بزرگِ شهیدان كربلا

مادربزرگِ بی كفن شاه كربلا

در راه مصطفی همه هستت فروختی

یك پیروهن به جای كفن هم ندوختی

گیرم زِ طعنه های زنان بی وطن شدی

كی گفته همچو گل پسرت بی كفن شدی

دیدند قدسیان كه عبایت كفن شوَد

گفتند باید این تنِ بی جان كفن شود

مادر، خلاصه هر چه كه دور از وطن شدی

بوی بهشت آمد و آخر كفن شدی

امّا میان كرببلا یك عبا نبود

بهر عزیز فاطمه جز بوریا نبود

مادر بیا به كرببلا یك نظاره كن

قدری نظاره بر بدنِ پاره پاره كن

شمشیر و نیزه های شكسته كنار زن

اینجا تنی فتاده غریبانه بی كفن

این جسمِ قطعه قطعه شده نورِ عین توست

 (این پیكر فتاده به هامون حسین توست)




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


از درد غربت داشت كوثر گریه می كرد

زهرا به روی قبر مادر گریه میكرد

خاك مزار مادرش را میگرفت و

با دست خود میریخت بر سر گریه میكرد

یاد گذشته یاد آینده برای

این مادر و دختر، پیمبر گریه میكرد

گرم تماشای عزاداری آنها

یك گوشه ای آرام حیدر گریه میكرد

تكرار شد این قِصه اما در دل شب

این بار زینب زار و مضطر گریه میكرد

بر روی قبر مخفی مادر به یاد

آن شعله ها و یاس پرپر گریه میكرد

وقتی كه خون تازه از مسمار میریخت

انگار بر حال علی در گریه میكرد

دست خدا را دست بسته میكشیدند

زهرا به مظلومی شوهر گریه میكرد

صیادها با تازیانه حمله كردند

كوچه قفس بود و كبوتر گریه میكرد

یك روز هم زینب به زیر تازیانه

در قتلگه پیش برادر گریه میكرد

وقتی كه طفلان بین آتش میدویدند

بر نیزه چشم آب آور گریه میكرد




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


ایثار تا حدِّ گذشت از خویشتن بود

 دریاتر از دریا دل یک شیرزن بود

گرچه نبی از مکه بیرون شد غمی نیست  

هرجا خدیجه بود بهتر از وطن بود

 دلگرمی پیغمبران بودن ثواب است  

پاداش خیرش"مادر زهراشدن"بود  

آنقدر از دارایی اش خرج خدا شد

حتی دم مرگش دریغ از یک کفن بود  

با فاطمه چشمان پیرش درد دل کرد  

در اشکهایش حسرت یک پیرهن بود  

گویا خدا میخواست که روضه بخواند  

وقتی کفن آمد برای پنج تن بود  

آری،کفن تقسیم شد اما کم آمد  

حرف از غریبی بود که بعد ازحسن بود  

جبریل با گریه گریز کربلا زد

حرف از تنی زخم و چهل شمشیرزن بود

 حرف از زنی،که دید برتن سر نمانده

سرهیچ، جای بوسه ای دیگر نمانده




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


زیر باران رحمتم امشب

گرم عرض ارادتم امشب

مثل هر شب منم نمک گیرت

باز مهمان هیئتم امشب

روضه خوانت شدم خدا را شکر

داده ای تو لیاقتم امشب

شأن تو نیست نوکرت گردم

فاطمه کرده دعوتم امشب

می شوم خادم عزادارت

با تمامی قدرتم امشب

کم برایت گذاشتم عمری

سخت غرق خجالتم امشب

مادر مهربان حلالم کن

جان صاحب زمان حلالم کن

ای همه افتخار پیغمبر

اولین بی قرار پیغمبر

می رسد ریشه اش به تو بانو

جود ایل و تبار پیغمبر

تو چه کردی که این چنین شده ای

همه دار و ندار پیغمبر

چه کسی مثل تو در این عالم

هستی اش شد نثار پیغمبر

به خدا مایه ی مباهاتید

تو و حیدر کنار پیغمبر

عضوی از خانواده ات شده است

هر کسی گشته یار پیغمبر

شاعر تو شده رسول خدا

این مثلک,خدیجه الکبری

بی تو از چشم ها حیا افتاد

بی تو پیغمبرت ز پا افتاد

علی و فاطمه غریب شدند

بی محلی به کعبه جا افتاد

خوب شد رفتی و ندیدی تو

خانه ای بین شعله ها افتاد

وسط کوچه ها میان طناب

دست های گره گشا افتاد

یادگارت نفس نفس می زد

لرزه بر جان مرتضی افتاد

کودکی پیر مرد شد مادر

فاطمه روی خاک تا افتاد

کاش می شد حسن زند فریاد

گوشواره روی زمین افتاد




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 02:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


شهر حجاز در دل خود غم گرفته است

قلب رئوف حضرت خاتم گرفته است

از گریه های دلشکن یاس مصطفی

در داغ مادرش، دل عالم گرفته است

چشمان جبرئیل و ملائک، تمامشان

بوی خوش دو چشمه زمزم گرفته است

چشمان خیسِ حضرت احمد، چو فاطمه

آب و هوای شرجی و نم نم گرفته است

با دست خسته اش ز دو چشمان دخترش

آهسته اشک غربت و شبنم گرفته است

زهرا برای مادر خود گریه می کند

در حجره ای نشسته و ماتم گرفته است

از داغ اینکه یک کفنی هم نمانده بود

بالای جسم مادر خود دم گرفته است

حجره، برای اینکه زنی بی کفن شده

حال و هوای ماه مُحرَم گرفته است




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 12:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته

قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته

دادی تمام ثروت خود را به راه دین

دین خدا شبیه تو یاور نداشته

وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه

یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته

بی بی خوشا به حال تو، چون هیچ مادری

داماد، مثل ساقی کوثر نداشته

چشمش همیشه دوخته بر دست ها بُود

هر کس ز خاک خانۀ تو بر نداشته

سلطانی اش ز خادم دربار کمتر است

آن کس که منصب خود از این در نداشته

جن و ملک به خاک درت غبطه می خورند

بر ذکر و سجدۀ سحرت غبطه می خورند

تو در میان خیل زنان بهترین شدی

ام الائمه، لایق صد آفرین شدی

تو در گذشت عمر خودت با رسول ما

بالاتر از همه، به خدا یار دین شدی

بسیار با دعای تو مؤمن شدند و بعد

تو مادرانه مادر این مؤمنین شدی

حُسن جهان به بودن عرش برین اوست

بی بی تویی که زینت عرش برین شدی

از جان و مال و هستی و عمرت گذشتی و

با حضرت رسول امین همنشین شدی

بی بی چه شد که خسته شدی از زنان شهر

بی بی چه شد که با غم و غصه عجین شدی

بی بی چه شد که درد و اَلَم کم نداشتی

هنگام مرگ خود کفنی هم نداشتی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد

حق مسلمانی ما با تو ادا شد

دستت کلید قفل های بسته بوده

پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد

اسلام بی تو بی گمان در شعب می مرد

دین خدا با همتت دین خدا شد

تو اجر زحمت های احمد بودی اما

مزد تو بانو! حضرت خیرالنسا شد

مادر بزرگی مثل تو دارد،جز این نیست

زینب اگر آیینۀ زهرا نما شد

ای داغ تو بر سینۀ خاتم نشسته

بی تو درون قلب زهرا غم نشسته

در عفتت مریم کنیز صبح و شامت

آسیه خدمت می کند، هاجر سلامت

مال و منال و هستی ات شد خرج اسلام

احمد به حیرت مانده در نوع مرامت

زهرا فقط در دامن تو رشد کرده

ای مادر زهرا همین بس در مقامت

طرز جهاد تو زبان زد مانده بانو

خلق خدا ماندند در نوع قیامت

حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم

دین خدا یکجا سند خورده به نامت

با این که بر عرش خدایت پا نهادی

رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو

برای بی كسیِ فاطمه بمان بانو

به جان دختر مظلومه ات مرو از دست

مَساز اشك یتیمانه را روان بانو

بمان و فاطمه را خود عروس كن آری

که دختران همه محتاج مادران بانو

برای غربت من جان به لب شدی امّا

بدان كه غربت زهراست بعد از آن بانو

به باغ یاسِ تو سیلی زدند، باور كن

بمان كه یاس نمیرد جوان جوان بانو

میان این در و دیوار فضه را طَلَبد

مرو كه مشكل او را كنی نهان بانو

بیا و یاریِ خود را تمام كن بر من

اگر چه هیچ نمانده تو را توان بانو

بمان برای همیشه، همیشه یارم باش

مرا هنوز غریب وطن بدان بانو

برای دین خدا هر چه داشتی دادی

جهادِ كامله كردی به مال و جان بانو

تو در محاصره درس مقاومت دادی

نداد كار تو تحریم را اَمان بانو

نمانده هیچ برایت كه یك كفن بخری

عبای ختم رُسُل بر تو ارمغان بانو

فقط به بی كفنِ كربلا گریزی نیست

حسینِ بی كفنم را تویی نشان بانو

حسن غریب شود، ز حسین سَر بِبُرند

بمان و روضۀ سبطین را بخوان بانو

تو كه به شِعبِ ابی طالب امتحان شده ای

مقاومت كن و تا كربلا بمان بانو

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


شکر خدا که عبد خدای خدیجه ایم

ما بنده ایم و زیر لوای خدیجه ایم

ما عاقبت به خیرِ دعای خدیجه ایم

سینه کبودهای عزای خدیجه ایم

از لطف فاطمه است که ما مادری شدیم

با یک دعای نیمه شبش کوثری شدیم

وقتی خدیجه مادر ما شیعه ها بُوَد

دیگر چه غم که جای من و تو کجا بُوَد

با یک دعاش، حاجت ما هم روا بُوَد

از چه پی عبای رسول خدا بُوَد؟!

وقف خدا شده همه مال و منال او

پیغمبر خدا شده محو خصال او

او اوّلین زنی ست که غم پرور نبی ست

کوری چشم عایشه ... او همسر نبی ست

هم همسر نبی ست وَ هم یاور نبی ست

یعنی که بعد شیر خدا لشکر نبی ست ...

... آثار رنج در وجناتش عیان شده

مانند محتضر شده و نیمه جان شده


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


بالاتر از بالایی و بالانشینی

هر چند با ما خاکیان روی زمینی

شایستۀ وصف زبان کردگاری

نه درخور توصیف های این چنینی

ده روز آغاز مرا حسن ختامی

یعنی دعای هر شبم را آمینی

حسن تو محض با پیمبر بودنت نیست

قبل از مسلمان بودنت هم بهترینی

انگشتر پیروزی دین خدا را

تو با بهای جان و اموالت نگینی

طرد تو از سمت قریشی های مکه

باعث نشد یک لحظه هم از پا بشینی

نام تو از لب های پیغمبر نیفتاد

در هر کجا همراه ختم المرسلینی

مثل فدک نام تو را هم غصب کردند

تو بهترین مصداق ام المومنینی1

حالا ببین نسل تو دنیا را گرفته

با این حساب اول شما ام البنینی2

* * *


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


تو كیستی كه سینه ی ما بی قرار توست

چشم زمین و چشم زمان سوگوار توست

كم نیست این كه مادر زهرای اطهری

 سوگند می خورم كه همین افتخار توست

در هر كجا همیشه كنار پیمبر و

 در هر كجا همیشه پیمبر كنار توست

مادر بزرگ محترم خانواده ای

 داماد خانواده علی بی قرار توست

دنیای تو همیشه هوایش بهاری است

 در بین خانه ات نوه هایت بهار توست

خیل كثیر خانه ی پیغمبر از تو بود

 زهرای خانه ی نبوی یادگار توست

بی خود نبی به پای كسی پا نمی شود

 هر مادری كه مادر زهرا نمی شود

دنباله دار عشق و اویس قرن شدی

در شب دلیل گریه ی چشمان من شدی

جایت اگر چه زیر كسای نبی نبود

 مادر شدی خلاصه ی آن پنج تن شدی

در هر نماز نافله پشت پیمبرت

محو عروج هر شبی خویشتن شدی

دخت علی ز چهره ی تو ارث برده است

 ای مادری كه مادر ام الحسن شدی

چندین كفن اگر چه محیای تو شده

 مادر بزرگ یك نوه ی بی كفن شدی

گریان روضه های رسول خدا شدی

 گریان داغ غربت یك پاره تن شدی

جبریل گفت روضه ی زخمی دوباره را

 در روی خاك یك بدن پاره پاره را




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح


خدیجه کوه محبّت! خدیجه عاشق بود

برای بودن با تو خدیجه لایق بود

نخست مؤمنه ای که نبی خطابت کرد

زنی که با تو به هر شیوه ای موافق بود

تو خود طبیب جهان بودی و برای تو

خدیجه، مادر زهرا طبیب حاذق بود

اگر چه زود مسافر شد و وداع ات گفت

شریک خوب تو تا آخرین دقایق بود

زنی به خاطر چشم ات گذشت از همه چیز

زنی که دغدغه اش گفتن حقایق بود

زنی که قلب صبورش به رنج عادت داشت

زنی که دشت نگاهش پر از شقایق بود

خدیجه پاک و مطهّر... خدیجه مادرِ نور

خدیجه کوه محبّت... خدیجه عاشق بود




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


همچنان موجی که بر یک صخره خود را بشکند

جای دارد از هجوم غم دل ما بشکند

باز طوفان غمی آمد که با غوغای خود

کشتی دل را میان موج دریا بشکند

کعبه با پیغمبر رحمت سیه پوشیده است

بیم آن دارم که طاق عرش اعلا بشکند

زلزله افتاد بر بطحا از این داغ عظیم

شیشه های مکه جا دارد که یکجا بشکند

در عزای بانوی ایثار و ایمان و خلوص

هر دلی نشکست در امروز فردا بشکند

گر دل خلق جهانی بشکند زین غم رواست

ای خدا مگذار امشب قلب زهرا بشکند

نکهت غم آسمان را چون زمین پر می کند

شاخۀ این گل اگر از باد غم ها بشکند

رحمت این غم برای تو درستی آورد

ای «وفائی» گر دل تو بی محابا بشکند




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


اسلام جز به مهر تو جانی به تن نداشت

عصمت به غیر نام خدیجه سخن نداشت

آن سال های سخت اگر با نبی نبود

گویی سپاه دین علی بت شکن نداشت

جز دامن بهشتی آن مادر شریف

گیتی توان مادر کوثر شدن نداشت

غار حراست چله نشین طعام او

جز او رسول مَحرم سِر و علن نداشت

سرمایه دار اول شهر حجاز بود

اما زمان رحلتش حتی کفن نداشت

زخم زبان شهر به جانش خرید و باز

باکی ز جان فشانیش آن شیر زن نداشت

چشم رسول در غم او بارها گریست

گویا به غیر لاله گلی این چمن نداشت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


ای بانویی که زنده شد عصمت ز نام تو

پیک خداست حامل عرض سلام تو

ای  آفتاب لم یزلی  همنشین تان

ای کوثر بهشت نبی هم کلام تو

بیت الحرام معتکف مسجد شماست

غار حراست چله نشین طعام تو

پیراهن رسول کفن شد که گل کند

تا روز حشر عطر نبی در مشام تو

ای سید زنان بهشتی که می گریست

چشمان سید الشهدا در مقام تو

سال عزاست چون تو به پرواز می رسی

ای مطلع غم همه حسن ختام تو

 " تا بر فراز ماذنه ها نام مصطفی است"

"ثبت است بر جریده عالم دوام تو"




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


تو آن زنی که فلک آستان تو بوسید

حجاب و عصمت و تقوی به دور تو گردید

تو آن زنی که خداوند انتخابت کرد

فروغ مهر پیمبر به خانه ات تابید

تو آن زنی که ز پاکی میان اهل قریش

طلوع  زهره ی زهرا  ز دامن تو دمید

تو آن زنی که مسلمان شدی نخستین روز

سلام بر تو ز خالق ز جبرییل رسید

تمام هستی تو هدیه گشت بر اسلام

خدا تمامی اسلام را به تو بخشید

نمانده است به جز آه در بساطت اگر

کفن برای تو گردید جامه ی خورشید

قسم به اشک پیمبر قسم به عام الحزن

که چشم ابر همیشه ز داغ تو بارید




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


لحظاتی كه نشستی بغل بستر من

این قَدَر گریه نكن فاطمه جان در بر من

دیدن اشك تو والله برایم سخت است

پس عذابم نده در این نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر

بعد من باش كنار پدرت دختر من

صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم

وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده

جان من نیز فدای سر پیغمبر من

از همه ثروت من كه به هوای دین رفت

یك كفن نیست بپیچند بر این پیكر من

این همه سال غمی در دل من راه نیافت

ولی امشب غم فردای تو آمد سر من

می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است

كه نبینم چه می‌آید به سر كوثر من

می‌روم تا كه نبینم كه به ضرب سیلی

چه می‌آرند به روز گل نیلوفر من

پدرت گفته كه پهلوی تو را می‌شكنند

وای از صدمه‌ی مسمار و گل پرپر من

وسط هجمه‌ی مردم تو صدا خواهی زد

محسنم كشته شد ای وای بیا مادر من




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات