تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب وفات حضرت خدیجه(س)

حضرت خدیجه (س)-وفات


دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته

قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته

دادی تمام ثروت خود را به راه دین

دین خدا شبیه تو یاور نداشته

وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه

یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته

بی بی خوشا به حال تو، چون هیچ مادری

داماد، مثل ساقی کوثر نداشته

چشمش همیشه دوخته بر دست ها بُود

هر کس ز خاک خانۀ تو بر نداشته

سلطانی اش ز خادم دربار کمتر است

آن کس که منصب خود از این در نداشته

جن و ملک به خاک درت غبطه می خورند

بر ذکر و سجدۀ سحرت غبطه می خورند

تو در میان خیل زنان بهترین شدی

ام الائمه، لایق صد آفرین شدی

تو در گذشت عمر خودت با رسول ما

بالاتر از همه، به خدا یار دین شدی

بسیار با دعای تو مؤمن شدند و بعد

تو مادرانه مادر این مؤمنین شدی

حُسن جهان به بودن عرش برین اوست

بی بی تویی که زینت عرش برین شدی

از جان و مال و هستی و عمرت گذشتی و

با حضرت رسول امین همنشین شدی

بی بی چه شد که خسته شدی از زنان شهر

بی بی چه شد که با غم و غصه عجین شدی

بی بی چه شد که درد و اَلَم کم نداشتی

هنگام مرگ خود کفنی هم نداشتی


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد

حق مسلمانی ما با تو ادا شد

دستت کلید قفل های بسته بوده

پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد

اسلام بی تو بی گمان در شعب می مرد

دین خدا با همتت دین خدا شد

تو اجر زحمت های احمد بودی اما

مزد تو بانو! حضرت خیرالنسا شد

مادر بزرگی مثل تو دارد،جز این نیست

زینب اگر آیینۀ زهرا نما شد

ای داغ تو بر سینۀ خاتم نشسته

بی تو درون قلب زهرا غم نشسته

در عفتت مریم کنیز صبح و شامت

آسیه خدمت می کند، هاجر سلامت

مال و منال و هستی ات شد خرج اسلام

احمد به حیرت مانده در نوع مرامت

زهرا فقط در دامن تو رشد کرده

ای مادر زهرا همین بس در مقامت

طرز جهاد تو زبان زد مانده بانو

خلق خدا ماندند در نوع قیامت

حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم

دین خدا یکجا سند خورده به نامت

با این که بر عرش خدایت پا نهادی

رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو

برای بی كسیِ فاطمه بمان بانو

به جان دختر مظلومه ات مرو از دست

مَساز اشك یتیمانه را روان بانو

بمان و فاطمه را خود عروس كن آری

که دختران همه محتاج مادران بانو

برای غربت من جان به لب شدی امّا

بدان كه غربت زهراست بعد از آن بانو

به باغ یاسِ تو سیلی زدند، باور كن

بمان كه یاس نمیرد جوان جوان بانو

میان این در و دیوار فضه را طَلَبد

مرو كه مشكل او را كنی نهان بانو

بیا و یاریِ خود را تمام كن بر من

اگر چه هیچ نمانده تو را توان بانو

بمان برای همیشه، همیشه یارم باش

مرا هنوز غریب وطن بدان بانو

برای دین خدا هر چه داشتی دادی

جهادِ كامله كردی به مال و جان بانو

تو در محاصره درس مقاومت دادی

نداد كار تو تحریم را اَمان بانو

نمانده هیچ برایت كه یك كفن بخری

عبای ختم رُسُل بر تو ارمغان بانو

فقط به بی كفنِ كربلا گریزی نیست

حسینِ بی كفنم را تویی نشان بانو

حسن غریب شود، ز حسین سَر بِبُرند

بمان و روضۀ سبطین را بخوان بانو

تو كه به شِعبِ ابی طالب امتحان شده ای

مقاومت كن و تا كربلا بمان بانو

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


شکر خدا که عبد خدای خدیجه ایم

ما بنده ایم و زیر لوای خدیجه ایم

ما عاقبت به خیرِ دعای خدیجه ایم

سینه کبودهای عزای خدیجه ایم

از لطف فاطمه است که ما مادری شدیم

با یک دعای نیمه شبش کوثری شدیم

وقتی خدیجه مادر ما شیعه ها بُوَد

دیگر چه غم که جای من و تو کجا بُوَد

با یک دعاش، حاجت ما هم روا بُوَد

از چه پی عبای رسول خدا بُوَد؟!

وقف خدا شده همه مال و منال او

پیغمبر خدا شده محو خصال او

او اوّلین زنی ست که غم پرور نبی ست

کوری چشم عایشه ... او همسر نبی ست

هم همسر نبی ست وَ هم یاور نبی ست

یعنی که بعد شیر خدا لشکر نبی ست ...

... آثار رنج در وجناتش عیان شده

مانند محتضر شده و نیمه جان شده


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


بالاتر از بالایی و بالانشینی

هر چند با ما خاکیان روی زمینی

شایستۀ وصف زبان کردگاری

نه درخور توصیف های این چنینی

ده روز آغاز مرا حسن ختامی

یعنی دعای هر شبم را آمینی

حسن تو محض با پیمبر بودنت نیست

قبل از مسلمان بودنت هم بهترینی

انگشتر پیروزی دین خدا را

تو با بهای جان و اموالت نگینی

طرد تو از سمت قریشی های مکه

باعث نشد یک لحظه هم از پا بشینی

نام تو از لب های پیغمبر نیفتاد

در هر کجا همراه ختم المرسلینی

مثل فدک نام تو را هم غصب کردند

تو بهترین مصداق ام المومنینی1

حالا ببین نسل تو دنیا را گرفته

با این حساب اول شما ام البنینی2

* * *


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


تو كیستی كه سینه ی ما بی قرار توست

چشم زمین و چشم زمان سوگوار توست

كم نیست این كه مادر زهرای اطهری

 سوگند می خورم كه همین افتخار توست

در هر كجا همیشه كنار پیمبر و

 در هر كجا همیشه پیمبر كنار توست

مادر بزرگ محترم خانواده ای

 داماد خانواده علی بی قرار توست

دنیای تو همیشه هوایش بهاری است

 در بین خانه ات نوه هایت بهار توست

خیل كثیر خانه ی پیغمبر از تو بود

 زهرای خانه ی نبوی یادگار توست

بی خود نبی به پای كسی پا نمی شود

 هر مادری كه مادر زهرا نمی شود

دنباله دار عشق و اویس قرن شدی

در شب دلیل گریه ی چشمان من شدی

جایت اگر چه زیر كسای نبی نبود

 مادر شدی خلاصه ی آن پنج تن شدی

در هر نماز نافله پشت پیمبرت

محو عروج هر شبی خویشتن شدی

دخت علی ز چهره ی تو ارث برده است

 ای مادری كه مادر ام الحسن شدی

چندین كفن اگر چه محیای تو شده

 مادر بزرگ یك نوه ی بی كفن شدی

گریان روضه های رسول خدا شدی

 گریان داغ غربت یك پاره تن شدی

جبریل گفت روضه ی زخمی دوباره را

 در روی خاك یك بدن پاره پاره را




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح


خدیجه کوه محبّت! خدیجه عاشق بود

برای بودن با تو خدیجه لایق بود

نخست مؤمنه ای که نبی خطابت کرد

زنی که با تو به هر شیوه ای موافق بود

تو خود طبیب جهان بودی و برای تو

خدیجه، مادر زهرا طبیب حاذق بود

اگر چه زود مسافر شد و وداع ات گفت

شریک خوب تو تا آخرین دقایق بود

زنی به خاطر چشم ات گذشت از همه چیز

زنی که دغدغه اش گفتن حقایق بود

زنی که قلب صبورش به رنج عادت داشت

زنی که دشت نگاهش پر از شقایق بود

خدیجه پاک و مطهّر... خدیجه مادرِ نور

خدیجه کوه محبّت... خدیجه عاشق بود




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


همچنان موجی که بر یک صخره خود را بشکند

جای دارد از هجوم غم دل ما بشکند

باز طوفان غمی آمد که با غوغای خود

کشتی دل را میان موج دریا بشکند

کعبه با پیغمبر رحمت سیه پوشیده است

بیم آن دارم که طاق عرش اعلا بشکند

زلزله افتاد بر بطحا از این داغ عظیم

شیشه های مکه جا دارد که یکجا بشکند

در عزای بانوی ایثار و ایمان و خلوص

هر دلی نشکست در امروز فردا بشکند

گر دل خلق جهانی بشکند زین غم رواست

ای خدا مگذار امشب قلب زهرا بشکند

نکهت غم آسمان را چون زمین پر می کند

شاخۀ این گل اگر از باد غم ها بشکند

رحمت این غم برای تو درستی آورد

ای «وفائی» گر دل تو بی محابا بشکند




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


اسلام جز به مهر تو جانی به تن نداشت

عصمت به غیر نام خدیجه سخن نداشت

آن سال های سخت اگر با نبی نبود

گویی سپاه دین علی بت شکن نداشت

جز دامن بهشتی آن مادر شریف

گیتی توان مادر کوثر شدن نداشت

غار حراست چله نشین طعام او

جز او رسول مَحرم سِر و علن نداشت

سرمایه دار اول شهر حجاز بود

اما زمان رحلتش حتی کفن نداشت

زخم زبان شهر به جانش خرید و باز

باکی ز جان فشانیش آن شیر زن نداشت

چشم رسول در غم او بارها گریست

گویا به غیر لاله گلی این چمن نداشت




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


ای بانویی که زنده شد عصمت ز نام تو

پیک خداست حامل عرض سلام تو

ای  آفتاب لم یزلی  همنشین تان

ای کوثر بهشت نبی هم کلام تو

بیت الحرام معتکف مسجد شماست

غار حراست چله نشین طعام تو

پیراهن رسول کفن شد که گل کند

تا روز حشر عطر نبی در مشام تو

ای سید زنان بهشتی که می گریست

چشمان سید الشهدا در مقام تو

سال عزاست چون تو به پرواز می رسی

ای مطلع غم همه حسن ختام تو

 " تا بر فراز ماذنه ها نام مصطفی است"

"ثبت است بر جریده عالم دوام تو"




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


تو آن زنی که فلک آستان تو بوسید

حجاب و عصمت و تقوی به دور تو گردید

تو آن زنی که خداوند انتخابت کرد

فروغ مهر پیمبر به خانه ات تابید

تو آن زنی که ز پاکی میان اهل قریش

طلوع  زهره ی زهرا  ز دامن تو دمید

تو آن زنی که مسلمان شدی نخستین روز

سلام بر تو ز خالق ز جبرییل رسید

تمام هستی تو هدیه گشت بر اسلام

خدا تمامی اسلام را به تو بخشید

نمانده است به جز آه در بساطت اگر

کفن برای تو گردید جامه ی خورشید

قسم به اشک پیمبر قسم به عام الحزن

که چشم ابر همیشه ز داغ تو بارید




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


لحظاتی كه نشستی بغل بستر من

این قَدَر گریه نكن فاطمه جان در بر من

دیدن اشك تو والله برایم سخت است

پس عذابم نده در این نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر

بعد من باش كنار پدرت دختر من

صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم

وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده

جان من نیز فدای سر پیغمبر من

از همه ثروت من كه به هوای دین رفت

یك كفن نیست بپیچند بر این پیكر من

این همه سال غمی در دل من راه نیافت

ولی امشب غم فردای تو آمد سر من

می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است

كه نبینم چه می‌آید به سر كوثر من

می‌روم تا كه نبینم كه به ضرب سیلی

چه می‌آرند به روز گل نیلوفر من

پدرت گفته كه پهلوی تو را می‌شكنند

وای از صدمه‌ی مسمار و گل پرپر من

وسط هجمه‌ی مردم تو صدا خواهی زد

محسنم كشته شد ای وای بیا مادر من




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/04/27 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


چشمم به غیر خون دلی مبتلا نداشت

این خانه بعد رفتن تو آشنا نداشت

زهرا یتیم شد غم بی مادری رسید

بی تو دل شکسته ی من هم نوا نداشت

خاک عزا به روی سرم ریختم ولی

خون گریه های دخترکت هم صدا نداشت

رفتی و در مزار تو دیدم که پیکرت

بر پای تا سرش کفنی جز عبا نداشت

بابا گرفته روضه و من گریه می کنم

در خانه ای که بعد نگاهت صفا نداشت

می گوید از من و تو و از پارۀ تنم

از تشنه ای که روی لبش جز دعا نداشت

شد رسم بعد تو که عبا را کفن کنند

اما برای قامت او کربلا نداشت

از بس که تیغ و نیزه تنش را گشوده است

گودال قتلگاه به جز بوریا نداشت




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


 چطوری دلت میاد  بدون ما بری سفر

حالا که داری میری، پس ما دو تا رو هم ببر

نه قرارمون نبود، رفیق نیمه راه باشی

گفتی پا به پام می مونی ،تا یه تکیه گاه باشی

به دلم آتیش نزن، گریه ی بی صدا نکن

واسه زنده موندنم، زیر لبت دعا نکن

خیلی زود داری میری!، دخترمون سه ساله شه

نذا باغِ زندگیش، رنگِ گلای لاله شه

وقت کوچت ای پرستو، نمِ پاییزی می خوای!؟

بعد عمری زندگی، تازه ازم  چیزی می خوای!؟

نگو دریای غمِ خدیجه ساحل نداره !

همه زندگیم فدات، عبام که قابل نداره !

کفنت رو قراره ازآسمونا بیارن

قراره فرشته ها حلوا و خرما بیارن

به جونم آتیش زده؛ حرفِ کفن-اسمِ عبا

یادتِ گفته بودم براتُ از کرببلا

یادتِ گفته بودم، ازیه غریبِ بی کفن

گفته بودم نوه مُ ؛ کرببلا سر می بُرن

سی هزارتا نامسلمون، نینوا می کشنش

با لبِ تشنه تو گودال بلا می کشنش

توی کربلا سرِ همین عبا بلوا میشه

سر غارتِ یه تیکه پیرهن دعوا میشه




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

ای دوش تا دوش پیمبر تا همیشه

دین خدا را یار و یاور تا همیشه

ای همسر شایستۀ پیغمبر وحی

ای مادر زهرای اطهر تا همیشه

با بودنت زهرا به عالم فخر می کرد

از این که دارد چون تو مادر تا همیشه

اسلام ما با یاری تو پا گرفته

ای اولین اسلام آور تا همیشه

با بودن تو مصطفی دل گرم می شد

ای بر سر دین سایه گستر تا همیشه

از بی پسر بودن نریز ای با وفا اشک

زهرای تو نسلی ست برتر تا همیشه

تا فاطمه داری تو دیگر غم نداری

طوبای زهرا می دهد بر تا همیشه

با مرتضی شمشیر، پیغمبر اگر داشت

با بودن تو لحظه لحظه او سپر داشت  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


می سوزم و چو شمع سحر آب می شوم

از غصه ی فراق تو بی تاب می شوم

دارم به پای پیکر تو گریه می کنم

بر لحظه های آخر تو گریه می کنم

اکنون که زخم رفتن تو بر جگر نشست

این کوه درد بر سر دوش پدر نشست

با دخترت تو این دم آخر سخن بگو

مادر بیا و حرف دلت را به من بگو

بابای من ز هجر تو دلگیر می شود

قلب جوان او ز غمت پیر می شود

مادر بیا به خاط زهرا بمان مرو

حتی گرفته است دل آسمان مرو

مادر بمان ز بیت نبوت صفا مبر

آرامش و قرار دل مصطفی مبر

مادر بمان و از دل این خانه پا مکش

بر صورت شکسته ی خود این عبا مکش  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

مادر میان بستر خود روضه می خواند

 با اشک های کوثر خود روضه می خواند

نیّت نمود و شانه زد بر موی زهرا

 با مویه های آخر خود روضه می خواند

او چند مدت رنگ نیلی خواب می دید

 بر شاخۀ نیلوفر خود روضه می خواند

خیره به در می شد و یا این که به دیوار

 یا که به روی دختر خود؛ روضه می خواند

با روضه های کوچه، او از حال می رفت

 با یاد یاس پرپر خود روضه می خواند

وقتی گریز روضه هایش کربلا بود

 با نالۀ بغض آور خود روضه می خواند

مادر بزرگِ ماه های روی نیزه

 بر کشته های بی سر خود روضه می خواند

بر پارۀ قلبش که زیر دست و پا ماند

 بر پاره های پیکر خود روضه می خواند

اصلاً در عاشورا به عالم کرد رجعت

 بر روی تل، بر منبر خود روضه می خواند

از غارت و آتش درون خیمه می گفت

 می سوخت، با خاکستر خود روضه می خواند

زینب شبیه اوست، نه اصلاً خود اوست

 یعنی برای معجر خود روضه می خواند




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح و وفات

 

سرلوحۀ ایمان و امان است خدیجه

سرمشق ره حق طلبان است خدیجه

بانوی حرم خانۀ وحی نبوی اوست

در چشم نبی گوهر جان است خدیجه

گنجینه پُر گوهر تقوا و شرافت

آئینۀ توحید نشان است خدیجه

سرچشمۀ فضل و كرم و بخشش و احسان

بر جملۀ ایثارگران است خدیجه

سرسبزترین سرو سرافراز فضیلت

در فصل بهاران و خزان است خدیجه

در گلشن ارزندۀ توحید پرستی

چون كوثر جوشنده روان است خدیجه

گر فاطمه اش بانوی زن های بهشتی ست

نور دل گل های جنان است خدیجه

پیداست شب آخر عمرش، ز نگاهش

بر فاطمۀ خود نگران است خدیجه

در حسرت بی مادریِ فاطمۀ خویش

آزرده دل و اشك فشان است خدیجه

آمد كفن از سوی خداوند برایش

محبوب خداوند جهان است خدیجه

قدرش به خدا هیچ نیاید ز«وفائی»

زیرا كه فراتر ز بیان است خدیجه




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/9 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات

 

امشب فرشتگان خدا سوگوار تو

پر می کشند گریه کنان تا دیار تو

هم ناله با دل همهٔ‌ آسمانیان

جبریل روضه خوان شده بانو کنار تو

تنها نه لاله های دل داغدار ما

گل های اشک چشم ملائک نثار تو

تا صبح ماند مثل تمام ستاره ها

چادر نماز سبز تو چشم انتظار تو

دلخسته ام به وسعت دلتنگی و فراق

زانو بغل گرفته ام امشب کنار تو

می سوزد از فراق تو با قلب دخترت

تا صبح مات و غمزده شمع مزار تو

یادم نمی رود شب آخر شب سفر

باران اشک فاطمهٔ‌ بی قرار تو

گفتی به فاطمه غم خود را خدیجه جان

آتش زدی به پهنهٔ‌ دریا و آسمان


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/8 | 06:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه و حضرت ابوطالب(علیهماالسلام)-وفات


هنوز چهرۀ مکه غبار ماتم داشت

هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود

به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود

کسی که حُسن کمال چهار مریم داشت

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود

که نامۀ عملش مُهر مِهر خاتم داشت

یگانه بانوی مردی که از عدالت خود

تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

سخای حاتم طایی کجا و این سفره

که درب خانۀ جودش هزار حاتم داشت

برای حضرت ام الائمه این یک بس

که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

خدیجه مادر ما اولین مسلمانی ست

که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

در آخرین نفسش با اشاره می فرمود

همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب

به روی گونه چو گلبرگ، یاس شبنم داشت

به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند

به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

کسی به صورت او لطمه بعد من نزند

شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر

خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

در آن دمی که کفن از بهشت آوردند

هوای رحلت او روضۀ محرم داشت




موضوع: وفات حضرت ابوطالب(ع)،  وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/8 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات

 

می سوزم از شرار نفس های آخرت

از لحن جان گداز وصایای آخرت

دستم به دست بی رمقت می شود دخیل

در پیش دیدگان گهربار جبرئیل

دستم شبیه دست تو تب دار می شود

دیوار غصه بر سرم آوار می شود

رحمی نما به حال پریشان دخترت

مادر مکش عبای پدر را تو بر سرت

دلواپس غروب توام، آفتاب من

بر روزهای روشن من، رنگ شب مزن

در جام لحظه های خوشم شوکران مریز

مادر نمک به زخم جگرهایمان مریز

محزون رنج های پدر می شوم مرو

من شاهد عزای پدر می شوم مرو

مادر بمان کنار گل یاس باغ خود

آتش مزن به حاصل خود با فراق خود

فصل بهار خانه مان را خزان مکن

مادر بمان و نیت ترک جهان نکن

مادر حلال کن که دعایم اثر نکرد

شرمنده ام قنوت عشایم اثر نکرد

اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست

سنگ فراق، شیشۀ قلب مرا شکست

امن یجیب خواندن من بی نتیجه ماند

زهرا یتیم گشت و پدر بی خدیجه ماند




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/8 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


دارد برای همسر خود گریه می کند

با گریه های کوثر خود گریه می کند

همسر فقط نبود خدیجه برای او

او در فراق یاور خود گریه می کند

دیروز بر عمویش و حالا به همسرش

فردا برای دختر خود گریه می کند

روزی که شعله می شود اجر رسالتش

آن جا به یاس پرپر خود گریه می کند

روزی که با جراحت پهلوی خود کسی...

بر حال و روز شوهر خود گریه می کند

طفلی در امتداد مصیبات کوچه بر...

آثار درد مادر خود گریه می کند

یک روز می رسد که زنی بین قتلگاه

بر کشته های بی سر خود گریه می کند

وقت نزول آیۀ سنگین کعب نی

بر پیکر برادر خود گریه می کند

یا ایها الرسول! ببین رأس روی نی

دارد به حال خواهر خود گریه می کند

عباس را بگو که دل زخم دختری

دارد برای معجر خود گریه می کند




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/8 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


همسنگر بی مثل و مانندم خدیجه

بر عشق تو یک عمر پابندم خدیجه

ای در تمام عرصه ها سنگ صبورم

ای یاور دیرینه ام کوه غرورم

ای تکیه گاه شانۀ زخمی احمد

ای هر قدم تصدیق تو یار محمد

شد پشت گرمی ام همیشه همت تو

ترویج دین آغاز شد با ثروت تو

سرمایۀ اصلیِ آئین پیمبر

مال حلالت بوده و شمشیر حیدر

تو اولین زن در دیار مسلمینی

منصوب حق بر نام ام المومنینی

تو پا به پایم درد و محنت می کشیدی

بار رسالت را به دوشت می کشیدی

تو آبروی سرزمین های حجازی

هم سفره ی من بوده ای در عشق بازی

تو حامی زحمت کش دین خدائی

تنها پرستار مناجات حرائی

در مهربانی و وفا غوغا تو هستی

الگوی همسرداری زهرا تو هستی  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/7 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات


مادری پر غصه و درد آشنا دلواپس است

عزم رفتن کرده تا سمت خدا دلواپس است

مادری افتاده در بستر به حال احتضار

دختری کوچک، شده غرق دعا، دلواپس است

بر لبش امن یجیب و دیده هایش غرق اشک

ترس دارد که نگیرد او شفا، دلواپس است

دخترش خورده زمین امروز، تعبیرش بد است

از عبور نیلی اش در کوچه ها دلواپس است

شور افتاده دلش چون خواب دیده نیمه شب

گوهرش افتاده زیر دست و پا، دلواپس است

او که در شعب ابیطالب همیشه تشنه بود

تشنه، یاد تشنۀ کرببلا دلواپس است

او که مرهم روی زخم سنگ ها بگذاشته

خوب می فهمد هجوم سنگ را، دلواپس است

من یقین دارم که او بین کفن ها گریه کرد

بر شهید بی کفن، بر بوریا دلواپس است




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/7 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


شب گذشته کمی خوب شد سخن می گفت

برایم از خودش از حال خویشتن می گفت

از اینکه سنگ گرفته به معجرش به سرش

و یک به یک همه اش را برای من می گفت

به اهل بیت پیمبر چقدر ایمان داشت

کنار ما سه تن از پنج تن می گفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن، می گفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد

فقط حسین حسین و حسن حسن می گفت

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

برایم از پسرم " شاه بی کفن" می گفت

بباف دختر من پیرهن برای غریب

به فاطمه ز حسین و ز پیرهن می گفت




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/6 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


سـلام عالـم خلـقت! سـلام داور مـن!

به روح پاک بنـات و بنین و شوهـر من

منـم صحیفـۀ تاریـخ عمـر ختـم رسل

که غرق بوسـۀ پیغمبر است کوثـر مـن

وجـود مـن ز ازل تشنـۀ محمّـد بــود

که شد شراب وصالش نصیب ساغر من

امیــن وحـــی الهــی ســلام آورده

به سـوی مـن ز خداوندگـار اکبـر من

سلام من به محمّد سلام من به علی

سلام هر دو به جـان و تـن مطهـر من

به وصف منزلتم نـزد مصطفی این بس

که روح بین دو پهلوی اوست دختر من

زهی به بخت بلندم که عقل کل فرمود

خدیجه مونس من بود و یار و یاور من

درسـت «امّ‌ابیهــا» اگـر شـود تفسیـر

یقین کنید که این دختر است مادر من

بـرای یـاری منجـی خلـق عالـم بـود

هماره کوچه و صحرا و دشت، سنگر من

ز چـارسو سپـر جـان مصطفـی گشتم

چه غم اگر شکند سنگ دشمنان سر من

به گـرد روی محمّد چـو گرد گردیـدم

که شد غبار ره او بـه چهـره زیـور من

همیـن نـه جامـۀ پیغمبرم کفن گردید

به دست رحمت او دفن گشت پیکر من

از این مقام چه برتر؟ علی است دامادم

علی که هست زعیم و امام و رهبر من  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)،  ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/6 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح

 

بیچاره دستی که در این شب ها فقیرت نیست

یعنی دخیل دست های دستگیرت نیست

 باید برایت خاکساری را تمنا کرد

بیچاره بال جبریلی که حصیرت نیست

هرگر نمی خواهم ببینم آن شبی را که

در سفره ی افطار ما نان و پنیرت نیست

قربانی نامت شدن عین حیات ماست

مرده تر از مرده است هر کس که بمیرت نیست

تو منت دین خدا بر گردنم هستی

آری تو امّ المؤمنینی و نظیرت نیست

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

ای همسر شایسته ی پیغمبر مکه

ای جده ی شهر مدینه؛ مادر مکه

ای که برایت حاجیان احرام می بندند

قبر شریفت قبله گاه دیگر مکه

تو مادری ات نیز بوی نوکری می داد

می خواستی باشی کنیز دختر مکه

تو زینب پیغمبری و سال های سال

سینه سپر کردی برای رهبر مکه

هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه ها می رفت

تو یک تنه بودی برایش لشگر مکه

مکه مدینه نیست در آتش نمی افتی

کاری ندارد با تو دیوار و در مکه

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)،  ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/14 | 07:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح

 

حراء چشم تو هر روز قامتش می دید

خراب و خسته ی این راه های نا هموار

به دوش عاطفه اش سفره ای ز نان و رطب

میان کام عطش ناک او سرود بهار

 

حراء چشم تو هر روز می پرستیدش

میان آن همه احساس ناب یک رنگی

دمی که آبله پا، بی قرار می پوئید

هزار باره رهِ پر تلاطم سنگی

 

حراء چشم تو امیدوار می دیدش

که باز قصد تماشای آسمان دارد

نشد که یک سحر از خستگی اش، بی لبخند

قدم به خلوت ماه منیر بگذارد  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)،  ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح و وفات

 

ای خریدار جان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد

نام تو از زبان پیغمبر

ای چراغ همیشه تاریخ

در صف دودمان پیغمبر

به وجود تو افتخار کنند

همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی

در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت

کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

اولین زن توئی که قامت بست

به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود

یک سر موی از سر او کم

شوهرت کیست؟ بهتر از عیسی

دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای زهره الزهرا

که بود نور نیر اعظم

عاشق بردباریت همه جا

شاهد جان فشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او

یافت از دست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا

اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 11:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات

 

سلام بر تو که خیر النسا به ما دادی

سلام بر تو که درس وفا به ما دادی

سلام بر تو که با جان، بها به ما دادی

سلام بر تو که روح عطا به ما دادی

چه گویم و چه نویسم ز مدحتان بانو

شما که شمس و قمر پیشتان زده زانو

فرشته ای که خدا هدیه کرده بر احمد

ملیکه ای که نگاهش طراوت انگیزد

زنی که که غیر رسول و خدا نمی بیند

کسی که طاقت و صبرش بود فزون از حد

زنی نبوده به جز همسر رسول خدا

که در تمامی عمرش ز او نبوده جدا

شریک زندگیِ مصطفی شما هستی

به دل ملیکهٔ مهر و وفا شما هستی

انیس درد و غم مرتضی شما هستی

به غصه ها که بود مبتلا شما هستی

پناه جمع خلایق به روز واهمه ای

خدیجه همسر پیغمبر، اُمّ فاطمه ای

درود بر تو که اول زن مسلمانی

عزیز حضرت طاها عزیز یزدانی

برای ختم رسولان تو جان جانانی

خدا گواهست که فخر تمام نسوانی

روا بود که بگویم بقای اسلامی

به صدق و نیتِ پاکت صفای اسلامی

خدیجه ای و خدا بر شما نظر دارد

که با وجود شما مصطفی سپر دارد

دلم همیشه هوای تو را به سر دارد

خوشا کسی که برایت دو دیده تردارد

اگر اجازه دهی در عزایتان بانو

ز دیده اشک ببارم برایتان بانو




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 10:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.