حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات

 

ای عزیز جان پیغمبر سلام

ای که بر زهرا تویی مادر سلام

سرور زنهای اهل جنتی

ای که تو مسند نشین عزتی

مات و مفتون شما عقل بشر

تا قیامت حرفتان نقل بشر

مدحتان گفتن نباشد کار ما

نام تو بالاتر از افکار ما

شد زبان الکن زنام اطهرت

کی رسد زن در مقام اطهرت

مادر زهرایی و فخر زنان

دیگر همچون تو زنی بیند زمان؟

ای که دین با بخششت جاوید شد

ناامیدی ها همه امید شد

سختی دوران تحمل کرده ای

تلخ ها را همچنان مل کرده ای

سنگر مستحکم پیغمبری

در وقایع هم رکاب حیدری

تو زنی اما به معنا شیر نر

بر پیمبر در حوادث چون سپر

تو وجودت مصطفی را ایمن است

دشمنی با هر که او را دشمن است

مونس درد و غم احمد تویی

در مصیبت همدم احمد تویی

روز محشر دستگیری می کنی

تو زنی اما امیری می کنی

این نفسها بی امان تقدیم تو

صدهزاران بارجان تقدیم تو

دل به پای مهرتو دادن خوش است

در ره عشق شما مردن خوش است

کن نگاهی تا ز شوقش جان دهم

هر چه می خواهی بگو تا آن دهم

یک نظر انداز بر احوال ما

جان بده بر این شکسته بال ما

در غمت سوز و گدازم را ببین

روی صورت غنچه اشکم بچین

حضرت زهرا عزادار شماست

صاحب ختم عزایت مصطفاست

در عزایت فاطمه بی تاب گشت

چشمه های اشک او پرآب گشت

مجلس روضه بپا شد وای وای

دل به یادت کربلا شد وای وای




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات


سر لوحه ایمان و امان است خدیجه

سرمشق ره حق طلبان است خدیجه

بانوی حرم خانه وحی نبوی اوست

در چشم نبی گوهر جان است خدیجه

گنجینه پُر گوهر تقوا و شرافت

آئینه توحید نشان است خدیجه

سرچشمه فضل و كرم و بخشش و احسان

بر جمله ایثارگران است خدیجه

سرسبزترین سرو سرافراز فضیلت

در فصل بهاران و خزان است خدیجه

در گلشن ارزنده توحید پرستی

چون كوثر جوشنده روان است خدیجه

گر فاطمه اش بانوی زن های بهشتی است

نور دل گل های جنان است خدیجه

پیداست شبِ آخرِ عمرش، ز نگاهش

بر فاطمهٔ خود نگران است خدیجه

در حسرت بی مادری فاطمه خویش

آزرده دل و اشك فشان است خدیجه

آمد كفن از سوی خداوند برایش

محبوب خداوند جهان است خدیجه

قدرش به خدا هیچ نیاید ز «وفائی»

زیرا كه فراتر ز بیان است خدیجه




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 10:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)- وفات

 

وقتی خدیجه رفت پیمبر عزا گرفت 

  آمد زمان پیری و دستی عصا گرفت

شکر خدا   به لرزه نیافتاد زانویش 

  دست رسول را چو دو دست خدا گرفت

مرهم گذارِ زخمِ تنِ مصطفی که رفت 

 زخم تنش دوباره سراغ دوا گرفت

اشکی چکید و ابر غم از پشت پلک ها 

 بارانِ درد بود که بی منتها گرفت

طوفان وزید و شعله غم در زبانه شد

  قلب حزین دخترکی بی هوا گرفت

بابا نبینمت که چنین گریه می کنی 

 بابا اگر چه مادر ما را خدا گرفت

من خانه دار کوچک این خانه می شوم 

  این خانه ای که در دل او غصه جا گرفت

تنها نه مام باب که ام الائمه شد

 با نقد جان ز معرکه خونِ بلا گرفت

تا قتل گاهِ پشتِ درِ خانه علی 

 آن جا که خصم  غنچه نشکفته را گرفت

با میخ در نوشت به دیوار خانه اش

 گودی قتل گاه  از این خانه پا گرفت 

روزی به قامت خم و با اشک و آه آه 

با زین العابدین دو سر بوریا گرفت  




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/05/20 | 10:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

شد بی کفن بودن در این عالم نشان تو

وقت سفر نام حسین ورد زبان تو

ای بی کفن صاحب کفن از آسمان گشتی

پوشیده شد در نور حق قد کمان تو

آمد کفن هایی که قد پنج تن باشد

شد اولینش مادر زهرا از آن تو

گوید حسین از عالم معنا که ای مادر

سهم من عریان و خونین نوش جان تو

جسم مرا در بوریایی جمع می سازند

این بی کفن بودن شد ارث خاندان تو

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/05/19 | 03:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

من کنیز آسمانی اله العالمینم

بانویی یکتا پرستم همدل اهل یقینم

خلقتم از صلب های پاک یک یک منتقل شد

تاج دارم در سیادت پاکدامان و متینم

بانویی هستم که جبریلش سلام آرد ز بالا

من مخاطب از خدا با خطبه ی روح الامینم

اولین درد آشنای آستان هل اتایم

اولین بانوی اسلامم سعادت را نگینم

محرم اسرار بعثت راز دار بیت وحی ام

همسر آزاده ی درگاه ختم المرسلینم

هستی ام نذر نبوت، ثروتم وقف رسالت

یاور پیغمبر اعظم امین مؤمنینم

کیستم من، در مقام سختی و رنج و مشقت

آن که در شعب ابی طالب حماسه آفرینم

درس دادم بانوان را درس از زهرا گرفتم

مادرم، اما به شاگردی دختر بی قرینم

گوهر عصمت ز اعماق صدف باید برآید

من همان دریای نورم چشمه سار یاسمینم

مادر زهرا که داند کیست غیر از خالق او

آفرین بر آفریننده که زهرا آفرینم

در مقامم بس، که ام الفاطمه هستم به عالم

ام زهرا، جده ی آن یازده نور مبینم

همسر من حامل وحی الهی بود اما

حامل عصمت منم در بطن پاک و عنبرینم

بانویی هستم که چون ایمان خود اظهار کردم

دیدم از هر سو قرین موج طعن مشرکینم

چون ولایت را پذیرفتم کمالم بیشتر شد

مفتخر از شان بیعت با امیرالمؤمنینم

شاد بودم در جوار رحمت نور پیمبر

لیک اوج درد و رنجم شد به شام واپسینم

از پیمبر چون شنیدم قصه ی سیلی و کوچه

خود به خود پژمردم و مردم به پای نازنینم

پیش مرگ دخترم هستم که می افتد به بستر

صید داغ سهمگینم کشته ی سقط جنینم

از بهشت آمد برایم این کفن اما خدایا

بی کفن ماند حسینم، از حسینم شرمگینم




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/05/19 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

مادر سلام حال غریبت چگونه است

مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است

حالی غریب داری و در فکر رفتنی

دردی به سینه داری و حرفی نمیزنی

داری برای رفتن خود چانه میزنی

موی مرا به گریه چرا شانه میزنی؟

با دانه های اشک تو افطار میکنم

همسایه را ز داغ تو بیدار میکنم

همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند

داری تو میروی و به تو سر نمی زنند

مادر بگو که مکه چه آورده بر سرت

که قدخمیده میروی از پیش دخترت

مادر , پدر غروب  تو را گریه میکند

و خاطرات خوب تو را گریه میکند

بخشیده ای تمام خودت را به آفتاب

و زنده شد به مهر تو مادر ابوتراب

چیزی نمانده است که دیگر فدا کنی

باید برای رفتن زهرا دعا کنی

حالا که پرکشیدن تو گشته باورم

آیا کفن برای تو مانده است مادرم

هی تشنه می شوی و مرا میزنی صدا

و هی سلام میدهی امشب به کربلا

گریه گرفت و مکه دوباره در آب رفت

مادر وضو گرفت و دوباره به  خواب رفت

مادر ,پدر تشهد خود را تمام کرد

و جبرییل آمد و بر تو سلام کرد

مادر جواب فاطمه را لااقل بده

یا لااقل به دختر خود هم اجل بده

چشم و چراغ خانه خورشید الامان

رنگین کمان بیت نبوت نرو بمان

اینجا که مکه است مدینه چگونه است

جریان میخ آن در و سینه چگونه است

اینجا بهانه نیست مدینه بهانه است

آنجا جواب گریه من تازیانه است

مکه اگر چه طعنه و زخم زبان زدند

اینجا به دستهای علی ریسمان زدند

مکه اگرچه در به روی خویش بسته اند

اما مدینه پهلوی من را شکسته اند




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/05/19 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


در سوگ تو آتشین دلم مادرِ یاس

 هجران تو گشته قاتلم مادرِ یاس

 زهرا به کنارِ قبر تو می‌گرید

 از ناله‌ی او منفعلم مادرِ یاس

 هر دیده‌ی احمد آسمانی ابریست

 از آه نبی مشتعلم مادرِ یاس

 در خلوت دل رسول با خود گوید

 ای چاره‌ی حلِ مشکلم مادرِ یاس

 در بزمِ عزای تو سرشکم جاریست

 امشب شده غصه حاصلم مادر یاس

 در ماه خدا اگر عزادار توأم

 الطاف تو گشته شاملم مادرِ یاس

 با جلب شفاعت رسول اکرم

 کن در دو جهان تو قابلم مادرِ یاس




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/05/19 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات

 

ای ز صد هاجرت درود و سلام

كرده مریم به محضر تو قیام

همسر مصطفی درود، درود

مادر فاطمه سلام، سلام

همتت وقف مكتب توحید

ثروتت پشتوانة اسلام

هم سلام تو را رسانده خدا

هم به تو فخر كرده خیر الانام

پانهادی فراتر از مریم

در جلال و كمال و قدر و مقام

از سر عالمی كشیدی دست

با رسول خدا شدی همگام

دخترت كوثر رسول خدا

پسرانت به جن و انس امام

با ادب باید از تو گفتن مدح

با وضو باید از تو بردن نام

چشم دین بر جمال تو روشن

دل احمد به وصل تو آرام

مؤمنین را یگانه مامی تو

مادر یازده امامی تو  


ادامه مطلب

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/05/19 | 03:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح و وفات

 

شکر خدا که تحت لوای خدیجه ایم

بعد از هزار سال گدای خدیجه ایم

مهرش نتیجه ی دهه اول من است

ما یک دهه تمام برای خدیجه ایم

ده شب فقط به خاطر او گریه می کنیم

ما پیش واز روز عزای خدیجه ایم

اصلاً به ما چه مردم دنیا پیِ چه اند؟

ماها که در پی نوه های خدیجه ایم

بی مهر او عبادت عالم قبول نیست

ما با خدیجه، عبد خدای خدیجه ایم

مهر خدیجه را به سر شانه می برم

شکر خدا که مادر زهراست، مادرم

در لحظه ی شکسته شدن پا شدن خوش است

در خشک سال، عاشق دریا شدن خوش است

دلداده ها معامله با یار می کنند

بهر رسول این همه تنها شدن خوش است

قبل از غدیر گفت: علی رهبر من است

قبل از غدیر شیعه مولا شدن خوش است

دنبال مال نیست اسیر نگارها

بانوی ما به مادر زهرا شدن خوش است

سختی بکش محله محله که عاقبت

مادر بزرگ طایفه ی ما شدن خوش است

بد نیست سنگ کوچه به پیشانی ات خورد

گاهی شبیه زینب کبری شدن خوش است

آن قدر سنگ خوردی و بال و پرت شکست

ای مادرم ،سرم به فدایت، سرت شکست




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/18 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وفات حضرت خدیجه (س)

 

 شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب

شکسته قلب رسول و ندارد امشب خواب

کنار بستر مرگ یگانه امّیدش

گرفته زمزمه، یا رب خدیجه را دریاب!

*

همان که هستی خود را به هستیَم بخشید

همان که سوخت به پای منادی توحید

همان که گرمی پشت رسالت من بود

و می تپید برای نبوت خورشید

*

در آن زمان که شب سرد کفر جولان داشت

زبان زخم عدو، تیغ تیز و بران داشت

خدیجه مرهم دلگرمی رهَم می شد

به آفتاب وجودم همیشه ایمان داشت

*

همان که درک مقامش مقام می آرد

و جبرئیل برایش سلام می آرد

همان سرشت زلال و مطهری که خدا

ز نسل پاک و شریفش امام می آرد

*  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/18 | 10:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

ایثار تو عصاره ی ایثار هل اتی

بوده است جان و مال شما نذر مصطفی

دین با جهاد مالیِ تو بیمه گشته است

تو حق مادری به همه کرده ای ادا

مزد همه رشادت بی وقفه شما

آمد کفن برای تو از عرش کبریا

جسمت کفن شد و نوه ات بی کس و غریب

عریان بدن شود به روی خاک کربلا

رحمی به کهنه پیرهنش هم نمی کنند

تا که کشید آخر کارش به بوریا

چیدند یک به یک همه اعضای اطهرش

وای از دل عقیله ی سادات، خواهرش




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/18 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-مدح و وفات

 

اى پیشتر ز بعثت احمد مُحمّدى‏

 اى بارها سلام ترا بر رسول خود

 ابلاغ كرده ذات خداوند سرمدى‏

 چون شمع در فروغ نبوّت گداختى

 پیش از نزول وحى نبى را شناختى

 

اى بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران‏

 خاك در تو سجده گه خیل سروران‏

 پیش از پیمبرى پیمبر به روى او

 چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران‏

 در قلب تو كتاب كمالش نوشته شد

سر خط مادریت به آلش نوشته شد

 

 بى دامن توختم رسل كوثرى نداشت‏

 نخل بلند آرزوى او برى نداشت‏

 حتى على كه جان عزیز پیمبر است‏

 در ملك بى حدود خدا همسرى نداشت‏

 اى همدم رسول خدا در نزول وحى

 اى دامن تو مركز نور بتول وحى

 

 تو وصل بر رسول و ز هستى جدا شدى‏

 تو آفتاب بیت سراج الهدی شدى‏

 نیزار وحى مثل على شیر مرد داشت‏

 اى شیر زن تو تالى شیر خدا شدى‏

 دانایى تو هدیه به پروردگار شد

 در جنگ اقتصاد نبى ذوالفقار شد


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/18 | 10:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وفات حضرت خدیجه (س)

 

 از ماتم تو فاطمه جان گریه می کنم

بی صبر می شوم و چنان گریه می کنم

یا اینکه در مصیبتت از دست می روم

یا اینکه با تمام توان گریه می کنم

زهرا به یاد غربت تو زار می زنم

با قلب خسته و نگران گریه می کنم

در التهاب نالة تو آب می شوم

مانند شمع از دل و جان گریه می کنم

در پشت در به رنگ گل لاله می شوی

پهلو شکسته ! ناله زنان گریه می کنم

با روضه های پهلو و بازو و چهره ات

با روضة بلال و اذان گریه می کنم

اصلاً ببین که با همة روضه های تو

اندازة زمین و زمان گریه می کنم

بانوی بی حرم به خدا من به یاد آن

قبر بدون نام و نشان گریه می کنم

*

آه ای خدیجه مادر غم ! نه فقط شما

من هم به یاد مادرمان گریه می کنم

کی می شود شبی بدهم جان برایتان

عالم فدای غربت بی انتهایتان




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/17 | 10:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-مدح و وفات

 

سلام ما به تو ای مادر بهشت رسول

که پرورش به روی دامن تو یافت بتول

ملائک‌اند به مدحت در آسمان مشغول

امین وحی حقت کرده بر سلام نزول

سـلام ذات خـداوند و چارده معصوم

به تو که بوده مقامت همیشه نامعلوم

****

درود باد به روح و سلام بر تن تو

حجاب نور و دعای رسول، جوشن تو

بهشت وحی خداوندگار، گلشن تو

محیط پرورش فاطمه است دامن تو

به جز تو در غم و اندوه، یار احمد کیست؟

به غیـر تـو صـدف گوهـر محمّد کیست؟

****

خدای را به خدا لایق درودی تو

به یاری نبی آغوش خود گشودی تو

دل از رسول خدا همچنان ربودی تو

تمام لشکر ختم رسل تو بودی تو

تو سینه را سپر سنگ دشمنان کردی

به حفظ جـان محمّد نثار جان کردی

****  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)،  ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/17 | 09:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه(س)-وفات

 

خبر پیک اجل مادر کوثر شده بود

 صحبت از رفتن غم خوار پیمبر شده بود

 مالک الموت برایش پر و بال آورده

 مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود

 وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن

 عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود

 اصلاً از برکت او هست اگر اسلام است

 این چنین بود که او از همه برتر شده بود

 تا چه حد است مقامش که کنار زهرا

 نام او وارد ادعیه ی دفتر شده بود؟

 بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا

 نوبت ام ابیهایی دختر شده بود

 **

 دختری ماند از او ، دختری هم چون خود او

 دختری که سپر و حامی همسر شده بود

 چه قدر غصه ی کج راهی مردم را خورد

 چقدر آه شد و دیده ی او تر شده بود

 علت بوی خوش شهر مدینه از اوست

 عود آتش زده اند – شهر معطر شده بود !

 ***

 دختری ماند از او دختری هم چون خود او

 زینبی که همه عمر وقف برادر شده بود

 عزت و هیبت او هیمنه ی دشمن ریخت

 خطبه خواند، کوفه و می دید که حیدر شده بود

 یک تنه خود یه سپاه است، بترسد دشمن

 چه کسی گفت که او لحظه ای مضطر شده بود

 مضطر هم دیده اگر شد به خدا علت داشت

 در پی پوشیه و چادر و معجر شده بود

 به کجا ختم شد این شعر چرا این گونه؟

 قافیه ها همگی مادر و دختر شده بود !




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/17 | 09:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت خدیجه (س)-وفات


بوی سحر نمی وزد از شام تار من

کم گریه کن کنار من ابر بهار من

باران به پای ساقۀ خشکم دگر مریز

از برگ و بر فتاده دگر شاخسار من

بر درب خانه چشم کبودت سپید شد

دلواپس غریبی من، غمگسار من

اندازۀ کفن به کفم نیست در همی

بین از کجا کشیده کجا ختم کار من

جای کفن عبای پیمبر مرا بس است

بوی بهشت می وزد از رخت یار من

خیلی دلم گرفته عروست نکرده ام

ای یاس چار سالۀ من خانه دار من

باشد دو گوشوارۀ من هدیه ام به تو

وقت عروس گشتن تو یادگار من

بابا کفن برای من آورده فاطمه

بس کن که محتضرشدی از احتضار من

خواهم وصیتی بکنم پیرهن بباف

بر بی کفن ترین پسر از تبار من




موضوع: وفات حضرت خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/04/28 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو