حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1394/10/1

امام زمان(عج)-مناجات


باز هم، صحبت فرداست قرارِ ما ها

باز هم، خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده ی تو پیر شدند

جگر "مادر ها" موی سر "بابا ها "

سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود

پس چه شد آمدنِ آن نفرِ فردا ها

سیزده قرن، نفس هایِ زمین پر شده از...

"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آن جایی و ما این جائیم

چه کنم راه به آن جا ببرند این جاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست

دیدن یک نفر از... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد

باز هم سرد گذشتند، شب یلداها



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، اشعار برگزیده حسینیه، 

امیرالمؤمنین(ع)- مدح


غیر از این در، خواهش احسان نمی‌آید به کار
التماس از دست این‌ و آن نمی‌آید به کار

اهل تعارف نیستم جان قابل تعارف نبود
محضر معشوق حتی جان نمی‌آید به کار

یا که کشکول گدایی یا وبال گردن است
گر نباشد دست بر دامان نمی‌آید به کار

بی‌ سر و سامان شدن سیر و سلوک عاشق است
طالب دل را  سر و سامان نمی‌آید به کار

خلوت یک کنج یوسف را عزیز مصر کرد
بی‌گناهان را چرا زندان نمی‌آید به کار

کار؛کار پنجه مشگل‌ گشای مرتضاست
این گره طوری ست که دندان نمی‌آید به کار

کوفه هم ویرانه بود اول؛ علی ‌آباد کرد
چه کسی گفته دل ویران نمی‌آید به کار

دوستانت خاک را این‌قدر ارزش داده‌اند
ورنه بی کنعانیان کنعان نمی‌آید به کار


لطف کن قلاده‌ام را گوشه صحنت ببند
در نجف غیر از سگ دربان نمی‌آید به کار
***

در میان بی‌قراری‌ها قرار آمد به دست
روزى راز و نیاز از حال زار آمد به دست

روز هجران می‌کشیم و شب تقاضا می‌شویم
از خروش عاشقان لیل و نهار آمد به دست

نیستم گرچه کلیم‌الله اما در نجف
فرصت گفتار با پروردگار آمد به دست

هرچه را بخشید می‌ریزم به‌پای فاطمه
خرج یارش می‌کنم هر چه ز یار آمد به دست

خار را با مهر تو چیدیم گل برداشت شد
گل بدون مهر تو چیدیم خار آمد به دست

گفت خالق بعدازاین تو خلق کن گفتی به چشم
چشم‌ باز و بسته کردی روزگار آمد به دست

ابرویت مثل کمان خم شد ولی شمشیر شد
بعدازآن لا سیف الا ذوالفقار آمد به دست

کعبه شد شأن نزولت پس تو رب الکعبه­ای
این‌چنین  شد که طواف هفت بار آمد به دست
***

گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را در خدا دیدم خدا را در علی

روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه‌ی دیگر علی

این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی

می‌نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی
می‌نویسم تا ابد اول علی آخر علی

ظاهرش این بود در معراج، الله و رسول
بود اما باطناً، الله، پیغمبر، علی

او خودش جای خودش نامش چنان مشکل‌گشاست
که شفاعت می‌کند فردای محشر هر علی

یا ابا آدم! ابا شبر! ابا زینب! علی!
همسر زهرا على، داماد پیغمبر علی

شهریار و شهسوار و بنده پروردگار
حضرت دُلدُل­سوار و خواجه قنبر علی

انبیا دست توسل بر عبایش داشتند
انبیا هرچند بالایند بالاتر علی
***

گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف

سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف

دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف

آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف

نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف

به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ­جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف

ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف

رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آب کربلا نان نجف

نیمه ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف

***

از سایت روضه 



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه


 در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت

وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت

فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش

هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت

از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا

مادر تمام خویش را در دخترش ریخت

او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست

پس از مقامش بود اگر که زیورش ریخت

وقتی دهان وا کرد، دیدند انبیا هم

نهج البلاغه بود که از منبرش ریخت

وقتی دهان وا کرد، از بس که غیورند

مولا صدای خویش را در حنجرش ریخت

در کوفه حتی سایه اش را هم ندیدند

فرمود: غُضّوا... چشم ها در محضرش ریخت

زن بود اما با ابهّت حرف می زد

مردی نبود آن جا مگر کرک و پرش ریخت

وقتی که وا شد معجرش، بال فرشته

پوشیه های عرش را روی سرش ریخت

به مرقدش، تازه نگاه چپ نکرده!

صد لشگر تازه نفس دور و برش ریخت

یک گوشه از خشمش اباالفضل آفرین است

گفتیم زینب، صد ابوالفضل از برش ریخت

هجده سر بالای نیزه لشگرش بود

تا شهر کوفه چند باری لشگرش ریخت

وقتی هجوم سنگ ها پایان گرفتند

خواهر دلش ریخت، برادر هم سرش ریخت

با نیزه می کردند بازی نیزه داران

آن قدر خون از نیزه ها بر معجرش ریخت...

آن قدر بالا رفت و بالاتر که حتی

در سیر او جبریل هم بال و پرش ریخت



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
دوشنبه 1392/09/18

امام موسی بن جعفر(ع)-ولادت و شهادت


هر شاعری ست در تب تضمین چشم تو

از بس سرودنی ست مضامین چشم تو

چشم جهان به مقدمت ای عشق روشن است

از اولین دقایق تکوین چشم تو

ما را اسیر صبح نگاه تو کرده است

آقا کرشمه های نخستین چشم تو

از ابتدای خلقت عالم از آن ازل

شیعه شدم به شیوۀ آئین چشم تو

می شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد

از پشت پلکت از پس پرچین چشم تو

امشب شکوه خلد برین دیدنی شده

وقتی شده ست منظر و آئینه چشم تو

گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب

امشب به لطف لهجۀ شیرین چشم تو

چشم تو آسمان سخا و کرامت است

آقا خوشا به حال مساکین چشم تو

حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است

در انتظار لحظۀ آمین چشم تو

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند» 

چه عالمی ست عالم باب الحوائجی

با توست نورِ اعظم باب الحوائجی

مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق

داری به دست خاتم باب الحوائجی

در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی

بر دوش توست پرچم باب الحوائجی

در آستانۀ تو کسی نا امید نیست

آقا برای ما همه باب الحوائجی

بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو

در رستخیز واهمه باب الحوائجی

دیوانۀ سخای ابا الفضلی توام

مانند ماه علقمه باب الحوائجی

صحن و سرات غرق گل یاس می شود

وقتی که میهمان تو عباس می شود  



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، ولادت امام کاظم(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
سه شنبه 1392/07/16

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)


آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند

حوریان کِل می کشند و خاکیان کف می زنند

شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟

تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟

آسمانی بی کرانی، عاشق دریا شدی

آمدی آیینه ی انسیه ی حورا شدی

امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا!

شب، شبِ عشق است، ای داماد پیغمبر بیا!

بیش از این ها با دل محبوب ما بازی نکن

پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن

مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی

در دلش طوفان به پا کردی، مدارا کن علی!

«لیلة القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است

او «سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر» تو است

از ازل در پرده بود آیینه دارش می شوی

در عبور از کوچه باغ عشق، یارش می شوی

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست



موضوع : ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

امام صادق(ع)-شهادت

 

باز گرفته دلم برای مدینه

باز نشسته دلم به پای مدینه

شکر خدا عاشق دیار حبیبم

شکر خدا که شدم گدای مدینه

بال فرشته است، سایبان قبورش

بال فرشته است،خاک پای مدینه

در کفنم تربت بقیع گذارید

صحن بقیع است، کربلای مدینه

کرب و بلا می شود دوباره مجسم

تا که به یاد آورم عزای مدینه

دست من و لطف دست با کرم تو

جان به فدای بقیع بی حرم تو

سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟

یا که خداوند آفریده خمیده؟

منحنی قدّت از کهولت سن نیست

شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده

بس که غریبی تو ای سپیده محاسن

شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده

نیست توان پیاده رفتنت ای مرد

پس به کجا می روی خمیده، خمیده

هر که صدای تو را میان محله

وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده

در وسط کوچه ها صدای تو این بود

مادر من، مادر شهیده، خمیده

کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟

در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
چهارشنبه 1392/05/16

مناجات با خدا-وداع با ماه رمضان

 

همه رفتند، گدا باز گدا مانده هنوز

شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز

دهه آخر ماه اول راه سحر است

بعد از این زود نخوابیم، دعا مانده هنوز

عیب چشم است اگر اشک ندارد، ور نه

سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز

کار ما نیست به معراج تقرّب برسیم

یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز

گوئیا سفره ی او دست نخورده مانده است

او عطا کرد، ولی باز عطا مانده هنوز

گریه ام صرف تهی بودن این اشکم نیست

دستم از دامن محبوب جدا مانده هنوز

وای بر من که ببینم همه فرصت ها رفت

باز در نامه ی من جرم و خطا مانده هنوز

یک نفر بار زمین مانده ی ما را ببرد

کس نپرسید که این خسته چرا مانده هنوز

هر قد این فتنه گری رنگ عوض کرد ولی

دل ما مست علی، شکر خدا مانده هنوز

تا که در خوف و رجائیم توسل باقی است

رفت امروز ولی روز جزا مانده هنوز

هر چه را خواسته بودیم، به احسان علی

همه را داد، ولی کرب و بلا مانده هنوز



موضوع : مناجات با خـدا، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1392/03/23

امام سجاد(ع)-ولادت

 

از سکوتم صدا درست کنید

ذکر یا ربنا درست کنید

ببرید و بیاورید مرا

بلکه از من گدا درست کنید

در دلم گر بناست خانه کنید

اول این خانه را درست کنید

می شود سنگ دستتان بدهم

می شود که طلا درست کنید

هر چه میل شماست تسلیمیم

یا خرابم و یا درست کنید

فقر ما را کسی درست نکرد

ای کریمان! شما درست کنید

شد اگر شکر، اگر نشد یک وقت

می نشینم تا درست کنید

بعد از آن که مدینه ام بردید

سفر کربلا درست کنید

از لب ما دعا نمی افتد

کربلا، کربلا نمی افتد

این قبیله همه شبیه هم اند

این کرم زاده ها چه با کرم اند

چه نیازی ست تا بزرگ شوند

در همان کودکی مسیح دم اند

زنده ام می کنند مثل مسیح

بر تن مرده ام اگر بدمند

همه آماده ی بلا هستند

جاده های عروج پیچ و خم اند

عاشقان بیشتر پی نامند

عاشقانی که عاشقند کم اند

عاشقان در نگاه آل علی

گر اسیرند باز محترم اند

دختران قبیله های عرب

خادم شهربانوی عجم اند

عجمی کرده اند جانان را

آبرو داده اند ایران را 



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
سه شنبه 1392/03/21

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت(حماسی)

 

چشم ها قبله گاه دریا شد

صف مژگان دوست تا وا شد

همه دیدند خیل مژگان را

چشم خیمه پر از تماشا شد

تا كه بالا روند از دوشش

بین طفلان دوباره دعوا شد

دشمن از دور هم نظر می كرد

بس كه حیرانِ قدّ و بالا شد

دست بر دامن كرامت او

همه ی آب های دنیا شد

صاحب جود و تیغ و مشك و علم

آبروی تمام اهل حرم

تیغ تا در مصاف بر دارد

آسمان هم شكاف بردارد

نیست ممكن كه در برابر خصم

ذرّه ای انعطاف بر دارد

بدن او زره نمی خواهد

تیغ را بی غلاف بر دارد

چه مهیب است نعره اش كه ترك

سینه ی كوه قاف بر دارد

بوسه از خاك پای او جبریل

لحظه های طواف بردارد

تك یل كربلا اباالفضل است

باب حاجات ما اباالفضل است



موضوع : حضرت عباس (ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
چهارشنبه 1392/03/1

امام علی(ع)-مدح  


باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه ی دریا به تلاطم کشید

آمد و طوفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب!

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلاجوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه ی ظاهر شده ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می رسد

تا که به ایوان نجف می رسد



موضوع : ولادت امام علی(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 

امام جواد(ع)‌ و علی اصغر(ع)-ولادت

 

روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

×××

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

×××



موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، ولادت امام جواد(ع)، ولادت حضرت علی اصغر(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1392/02/12

امام حسین(ع)-مناجات


لطف حسین ما را تنها نمی‌گذارد

گر خلق وا گذارد، او وا نمی‌گذارد

او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم

مولا به کام غرقاب ما را نمی‌گذارد

هَل مِن مُعین او را باید جواب دادن

شیعه امام خود را تنها نمی‌گذارد

زهرا به دوستانش قول بهشت داده است

بر روی گفتۀ خویش او پا نمی‌گذارد

ما و فسرده حالی مولا نمی‌پسندد

مسکین و دست خالی مولا نمی‌گذارد

از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم

باید که سوخت ما را زهرا نمی‌گذارد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
سه شنبه 1392/02/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


بین محراب ازل گرم سجودی بانو

اولین فاطمه ی صبح وجودی بانو

سرّ «لولاک» که تکلیف مرا روشن کرد

علت خلقت افلاک تو بودی بانو

کس ندانست که جبریلِ نگاهت یک عمر

با خدا داشت عجب گفت و شنودی بانو

هر سحرگاه تو معراج دمادم داری

بال پرواز تو نشناخت فرودی بانو

باز از جنت الاعلای تو سمت ملکوت

هر ملک آمده با کشف و شهودی بانو

پلک بر هم زدی و عشق به جریان افتاد

صد و ده پنجره اعجاز گشودی بانو

آمدی آینه ی نور الهی باشی

حسن مطلق شوی و لا یتناهی باشی

عصمت حضرت حق شد متجلی در تو

می‌فرستد خود الله تحیت بر تو

روی لب زمزمه ی نابِ تبسم داری

با خدایت چه کلیمانه تکلم داری

آسمان با تو و تسبیح لبت مأنوس است

روشنی بخش دل و جان تو «یا قدّوس» است



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
دوشنبه 1392/02/2

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته

التفاتی کرده مولامان و با این التفات

بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته

بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی

فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته

نام این بانو کنار نام زهرا می برند

بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته

صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود

سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته

مهربانی بین که او با بچه های فاطمه

بیشتر از بچه های خود محبّت داشته

تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند

از همین هم نام بردن هم خجالت داشته

رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش

بس که با غم های مولایش رفاقت داشته

مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند

خون او در اصل عاشورا شراکت داشته

از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که

هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته

یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین

دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته 



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
جمعه 1392/01/30

امام زمان(عج)-مناجات


مولای جمعه های معطر بیا بیا

خورشید نسل های مطهر بیا بیا

ما دل به جذبه های نگاه تو بسته ایم

تکرار عشق های مکرر بیا بیا

ای وارث تمام مواریث انبیا

سوگند بر عبای پیمبر بیا بیا

قرآن پاره پاره ی ما روی خاک هاست

آقا به دست بسته ی حیدر بیا بیا

باران بیار...آب بیاور خودت بریز

بر شعله های سرکش این در...بیا بیا

تا که بیاوری کمی از خاک کربلا

مرهم برای پهلوی مادر بیا بیا

شاید که تشت پر شده از لخته های درد

برداری از مقابل خواهر بیا بیا

تا پس زنی به دست خود این خون داغ را

از روی حلق تشنه ی اصغر بیا بیا

تا شستشو دهی مگر ای اشک مهربان

خونِ سر شکسته ی اکبر بیا بیا

آقا! عمو که مشک ندارد شما مگر

مشکی بیاری از شط کوثر بیا بیا

آقای من بلند کن از خاک عمه را

تا کم ببوسد این تن بی سر بیا بیا

آقا چقدر منتظرت صبح و ظهر و شب

آقا چقدر دیده ی ما تر؟...بیا بیا

آقا فدای چشم پر از غربت شما

هر چه شکست بال کبوتر بیا بیا

آقا فدای شما هر چه داده ایم

دریا دلان تشنه ی پرپر بیا بیا



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/01/25

حضرت زهرا(س)-تغسیل و تشییع


بُـرد در شـب، تا نبینــد بی نقـــــــاب

مــاهِ نـورانـی تر از خـود، آفتـــــــاب

برد در شـب، پیکـری همرنگ شــب

بعد از آن شب، نام شب شد ننگ شب

شسته دست از جان، تن جانانه شست

شمــع شـد، خــاکستــر پـروانـه شست

روشنــانــش را فـلــک خــاموش کرد

ابــرها را پنبـــه هــای گـــوش کــــرد

تــا نـبـیـنـد چشــم گـردون پیکـــــرش

نـشـنـود تـا ضجّــه هـای همســــــرش

هـم مـدیـنــه سینـه ای بی غــــم نداشت

هم دلی بی اشک و خـون، عالم نداشت

نیسـت در کـس طـاقــــت بشنیـــــــدنش

با علـــی یـا ربّ، چه شــد با دیــــدنش؟

درد آن جـان جـهــان، از تــــن شـنـیـــد

راز غـســل از زیـــر پـیـراهــن شـنـیــد

دسـتِ دسـتِ حــق، چـو بـر بــازو رسید

آن چـنـان خـم شـد کـه تـا زانــــو رسیــد

دسـت و بــازو گـفــت و گــــــوها داشتند

بـهـر هــم، بــاز آرزوهــــــا داشـتـنــــــد

دسـت از بـــازوی بشــکستــــه خــجـــل

بـــازو، از دسـتــی کـه شـد بسته، خجـل

بــا زبــان زخـــم، بــازو راز گــفــــــت

دسـت حــق، شد گوش و آن نجوا شنفت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/01/25

حضرت زهرا(س)-تشییع


شكسته بال و پری ز آشیانه می بردند

تنی ضعیف، غریبان به شانه می بردند

جنازه ای كه همه انبیاء به قربانش

چه شد؟ كه هفت نفر مخفیانه می بردند

مدینه! فاطمه را روز روشن آزردند

چرا جنازۀ او را شبانه می بردند؟

ز غربت علی و قصه‏ی در و دیوار

به دادگاه پیمبر، نشانه می‏بردند

به جای گل که گذارند روی قبر رسول

برای او، اثر تازیانه می‏بردند!

سزای آن همه احسان مصطفی، این بود!

هنوز هم کفن آن شهیده خونین بود!



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


سایۀ سوختن خیمه به دیوار افتاد

گذر زینب از این کوچه به بازار افتاد

تا که با نعره ی یک سنگ دل آینه ریخت

شیشه ای خرد شد و از سر دیوار افتاد

پای آتش به در خانه ی گل ها وا شد

غنچه ای سوخت، به پهلوی گلی خار افتاد

کینه و بغض و حسد دست که دادند به هم

دست زهرا وسط معرکه از کار افتاد

تا که یک بار نیفتد پدری روی زمین

مادری پیش نگاه همه صد بار افتاد

شهر با ناله ی "یا فضه خذینی" می گفت

نفس شیر خدا از نفس انگار افتاد

عمر گهواره به بوسیدن محسن نرسید

قرعه ی چوب به تابوت تن یار افتاد

میخ شمشیر شد و نیزه شد و خنجر شد

میخ تیری شد و در چشم علمدار افتاد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
سه شنبه 1392/01/20

حضرت زهرا(س)-شهادت


قصه‌ی عشق آخری دارد

عاشقی روی دیگری دارد

گاه آن روی عشق پنهان است

گاه راه از میان توفان است

گاه فرمان دهد زمین بخوری

سیلی از دست بدترین بخوری

سر هجده بهار پیر شوی

بین دیوار و در اسیر شوی

یا که در شعله‌‌‌ی پریشانی

مثل پروانه پر بسوزانی

عشق گاهی سر جنون دارد

داستانی به رنگ خون دارد

ریشۀ عشق اگر چه افلاکی ست

گاه در بند چادری خاکی ست

عشق بازوی با ورم دارد

عشق بانوی بی حرم دارد

گاه چشم تر از تو می‌خواهد

زخمِ میخ در از تو می‌خواهد

گاه شیرین ترین محدّثه‌ای

گاه زخمیِ سختِ حادثه‌ای



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
دوشنبه 1392/01/19

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


والشّمس را با نور بر رویش نوشتند

والّیل را با مشکیِ مویش نوشتند

ترکیبی از توحید و قدر و آیه ی نور

در قوسیِ محراب ابرویش نوشتند

او نسخه ی مخصوصی از خطّ خدا بود

پیغمبران بسیار از رویش نوشتند

دریا، قلم، کاغذ، مرکّب هم کم آمد

وقتی ثواب چند یا هویش نوشتند

تسبیح ها صد بار دورش چرخ خوردند

سجّاده ها از درد زانویش نوشتند

همسایه ها قدرش ندانستند، هر چند

هجده بهار از خُلق، از خویش نوشتند

شلاق ها از این حسادت، گُر گرفته

خطّ کبودی روی بازویش نوشتند

عاشق که شد اسم علی را درب و دیوار

با خطّ میخی روی پهلویش نوشتند

در بستر زخمی کبود افتاد از پا

تنها و تنها گریه دارویش نوشتند

روز سیاهی بود، حتّی دشمنان هم

مرگ علی را مرگ بانویش نوشتند



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت  


زنی که مثل تو قبری نداشت مریم هم

نبود، چون که به تو نیست، خاک، محرم هم 

نشسته اند سر دست پخت سفره ی تو

به غیر ذات، همه، بلکه اسم اعظم هم 

همه به سمت تو یا راکعند یا ساجد

اگر غلط نکنم قبله ی دو عالم هم 

گلوی قافیه ها را نواختم تک تک

همه به وصف شما الکن اند این " هم" هم 

و جای قبر تو را هیچ کس نمی داند

مسیح و حضرت ادریس، شیث و آدم هم 

فدک تمامی دنیاست، این زیاد نبود

دریغ می شود از تو ولی همین کم هم 

قبول کن به علی سخت سخت می گذرد

که نیست بر لب تو حال یک "عزیزم" هم 

نه سیلی متشابه، نه محکمات فدک

نه خاک پوشیه ی گیسوان درهم هم 

تمام حرف دلم نیست، حرف من این است

زنی که مثل تو قبری نداشت مریم هم...



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/01/18

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


خبری می رسد از راه خبر نزدیک است

آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است

طبق آیات و روایات رسیده ای قوم!

جمعۀ آمدن او به نظر نزدیک است

عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی

باز هم گل دهد این باغ ثمر نزدیک است

قطره چون رود شود راه به جایی ببرد

به دعای فرج جمع اثر نزدیک است

با ظهورش حرم فاطمه را می سازیم

بار بر بند برادر که سفر نزدیک است

راه دور دل ما تا به در خیمۀ او

از در خانۀ زهرا چقدر نزدیک است

آه گفتم که در خانه و یادم آمد

غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است

گر چه از آتش در سوخته جانم اما

بیشتر روضۀ کوچه به جگر نزدیک است

باز کابوس سراغ پسری آمده است

باز می لرزد و انگار که شر نزدیک است

مادرت را ببر از رهگذر نامردان

کوچه بند آمده از کینه خطر نزدیک است

تا که افتاد زمین زلزله در عرش افتاد

هاتفی گفت: قیامت به نظر نزدیک است

دو قدم رفته نرفته نفسش بند آمد

پسرش گفت بیا، خانه دگر نزدیک است

***

داغ مادر به جگر می رسد اما انگار

اثر داغ برادر به کمر نزدیک است 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1392/01/15

حضرت زهرا(س)-مدح


فاطمه آئینۀ زلالِ علی بود

عکس جمالیّۀ جلال علی بود

فاطمه نُه سالِ اول نفسش هم

مالِ پیمبر نبود مالِ علی بود

هیچ نیازی به قُربِ عرش ندارد

فاطمه دیدن خودش کمال علی بود

مثل پیمبر یکی دو مرتبه، نَه! نَه!

بوسه به دستش زدن روال علی بود

نیست عجب ذوالفقار را بفروشد

فاطمه شمشیری از جلال علی بود

شیر خدا دست نزد به پختن غیری

سفره یِ زهرا فقط حلال علی بود

تار شد و کم نشد تلألوءِ نورش

فاطمه خورشید لم یزال علی بود

خورد زمین و بلند کرد علی را

با پرو بال شکسته بال علی بود

گفت که بارم امانت است نیفتد

بس که به فکر علی و آل علی بود



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

به دعا دست خود که بر می ‏داشت

بذر آمین در آسمان می ‏کاشت

به تماشا، ملک نمازش را

نردبانی ز نور می ‏پنداشت

چه نمازی؟ که تا به قبه‏ ی عرش

برد او را و نردبان برداشت

پرچم دین ز بام کعبه گرفت

برد و بر بام آسمان افراشت

بس که کاهیده بود، شب او را

شبحی ناشناس می ‏انگاشت

خصم بیدادگر ز جور و ستم

هیچ در حق او فرو نگذاشت

تا نینداختش به بستر مرگ

دست از جان او مگر برداشت؟!

قصه را تازیانه می ‏داند

در و دیوار خانه می ‏داند

دشمن از حد فزون جفا پیشه است

چه کند بعد از این؟ در اندیشه است

نسل در نسل او حرامی بود

خصم بدخواه تو پدر پیشه است!

ریشه ‏اش را ز بیخ می‏ کندم

چه کنم؟ دشمن تو بی ریشه است!

به گمانش که جنگل مولاست

غافل از این که شیر در بیشه است

یک طرف نور و یک طرف ظلمت

یک طرف سنگ و یک طرف شیشه است

دل گل خون ز دست گلچین است

وان چه بر ریشه می‏ خورد، تیشه است!

قصه را تازیانه می ‏داند

در و دیوار خانه می ‏داند



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

گل خزان شد، صفای او مانده‏ ست

رنگ و بوی وفای او مانده‏ ست

رفت زهرا، ولی به گوش علی

ناله‏ ی ای خدای او مانده‏ ست!

در دل او که بیت الاحزان ست

ناله ‏ی وای وای او مانده‏ ست

یا علی گفت و گفت تا جان داد

این خدایی ندای او مانده ست

بر لب او که خاتم وحی‏ ست

نقش یا مرتضای او مانده‏ ست

زیر این نه رواق گنبد چرخ

ناله‏ ی او، صدای او، مانده ‏ست

رفت و، زیر زبان لیل و نهار

مزه‏ های دعای او مانده ست

گر چه دستش ز دست رفته ولی

کف مشکل گشای او مانده‏ ست

دل خبر می ‏دهد به ناله از او

گر چه در مبتدای او مانده‏ ست!

در دل ما که کربلای غم‏ ست

نینوایی نوای او مانده ‏ست

که قدم می‏ نهد به خانه‏ ی دل

در دلم جای پای او مانده‏ ست!

نیمه جانی علی به لب دارد

چه کند؟ این برای او مانده‏ ست!

قصه را تازیانه می‏ داند

در و دیوار خانه می‏ داند



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/01/11

حضرت زهرا(س)-مناجات


اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم

این است گوهری که به دریا نمی دهم

گر لحظه ای وصال حببم شود نصیب

آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم

عمری بود که گوشه نشیـن محبتم

این گـوشه را به وسعت دنیا نمی دهم

در سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی کشم

دامان او ز دست تمنا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من

من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست

این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا

این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت-حماسه سیاسی


بگذر ز خود كه طی كنی آن راه دور را

 مؤمن به غیب شو كه بیابی حضور را

شایسته نیست در ره او تكیه بر خرد

 شایسته است مشق جنونش مرور را

تكلیف چیست؟ منتظران ظهور یار

 آماده‌ایم ما همه آیا ظهور را؟!

آن شیعه صادق است كه در محضر امام

 فرمان اگر دهد بپذیرد تنور را!

موسی ‌صفت بخوان ز اولاد فاطمه

 روشن كنند در دلِ تو شمع طور را

یا فاطمه جوانه زده اشك‌های تو

 در كوچه ‌باغ آینه گل‌های نور را

***

بانو از آن‌چه می‌شود و آن‌چه شد بگو

 از راز سر به‌ مُهر كرامات خود بگو

بانو! بگو ز لطف زمین و زمان به تو

 از لحظه‌‌ی توسل رزمندگان به تو

آنان كه قلبشان ز تو رخصت گرفته بود

 سربندشان به نام تو زینت گرفته بود

از لحظه‌ای بگو كه شلمچه غرور داشت

 صدها محبّ فاطمه در آن حضور داشت

ای مادر سپاه دلیران سخن بگو

 ای خالق حماسه‌ی لبنان سخن بگو

از لطف خود بگو به سپاه مقاومت

 ای تا همیشه پشت و پناه مقاومت

الجار ثم دار! دعا كن دعا رواست

 بانو! نجات مردم بحرین با شماست

ما سال‌هاست مفتخر از یاری توایم

 شاگردهای مكتب بیداری توایم

ای روشن از حضور تو چشم و چراغ‌ها

 سرمست عطر و بوی تو گل‌های باغ‌ها

***



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت زهرا(س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1392/01/8

حضرت زهرا(س)-مدح


مصحفی اعجاز دارد که کلامش فاطمه است

آن نمازی قرب دارد که قیامش فاطمه است

آن که من هستم فقیر ابن الفقیر خانه اش

آن که من هستم غلام ابن الغامش، ...فاطمه است

دست بوس فاطمه بودن کمال مصطفاست

در مقامات نبی این بس مقامش فاطمه است

حکم زهرا بر تمام انبیا هم واجب است

شرع ما پیغمبری دارد که نامش فاطمه است

حج زهرا ظاهراً بیت الحرامش مرتضاست

حج مولا باطناً بیت الحرامش فاطمه است

فاطمه امر خداوند است و مأمورش علی ست

پس امام اول عالم امامش فاطمه است

مصطفی؟ یا مرتضی؟ یا فاطمه؟ یا هر سه تا؟

مانده ام از این سه تا اصلاً کدامش فاطمه است

رشته های چادرش بازار گرمی خداست

صبح محشر هم دلیل ازدحامش فاطمه است

عقل ها راهی ندارند و زبان ها الکنند

در مقام اهل بیتی که تمامش فاطمه است



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
دوشنبه 1392/01/5

حضرت زهرا(س)-شهادت


در بین کوچه های مدینه شهید شد

آن مادری که یک شبه مویش سپید شد

در، هم زبان به شکوه گشود و در آن غروب

آتش برای فتح حریمش کلید شد

در گیر و دار جزر و مد تازیانه ها

باران لطف اهل مدینه شدید شد

با آتشی که شعله کشید از در بهشت

آماده ی تسلی پهلو، حدید شد

دستش شکست و دامن حق را رها نکرد

بانوی خسته بانی رازی رشید شد

سیلی دست سنگی دیوار و دست باد

یعنی دو گوشواره ی او ناپدید شد

انداخت سایه دست کبودی به روی ماه

وقتی که آفتاب خدا بی مرید شد

این گونه بود عاقبت غربت امام

یک جامعه تباهِ دو فکر پلید شد

مشرک شدند بعد نبی مردمان شهر

تنها ببین مظاهر بت ها جدید شد

ریشه دواند در دل دین انحراف ها

دستان کینه نیز بر علت مزید شد

تا منبر رسول خدا نیم قرن بعد

جای شراب خواری ده ها یزید شد

آری حسین فاطمه در قتلگاه نه !

در بین کوچه های مدینه شهید شد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/01/4

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان

نمی یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان

فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد

کسی که می برد نام تو را زیر زبان پنهان

رمان آفرینش با علی جذاب شد اما

تو قدرت در تمام جمله های داستان پنهان

زمان جاهلیت هیچ فکرش را نمی کردند

کمال مردها باشد میان دختران پنهان

در اطراف رسول الله آگاهانه می دیدی

چه شیطانی ست پشت چهره های مهربان پنهان

همه دیدند حق تنهاست، پهلوی تو زد فریاد

صدایش ماند اما در سکوتی بی امان پنهان

خزان زودرس وقتی سراغ باغ می آید

که گل خوب است باشد از نگاه باغبان پنهان

تو از قلب علی دلباز تر قبری نمی خواهی

از اول بوده ای در بهترین جای جهان پنهان

تو جان حیدری - یعنی دوتایی یک نفر هستید

پس او خود را درون خاک کرده نیمه جان پنهان

به جز لاهوت هر جا دفن شد کوثر چنان باشد

که دریا را کنی زیر حباب استکان پنهان

قیام تو در اعماق زمین ساکت نمی ماند

که دارد دخترت در حنجره آتشفشان پنهان

و هجده سالگی پایان جریانت نخواهد بود

شدی چون خون به رگ ها، زیر جریان زمان پنهان

به حدی محوم از داغت که پیدایت نمی کردم

اگر می شد تنت در قبر حتی با نشان پنهان...



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 


( کل صحن های حسینیه : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء