حضرت زهرا(س)-مناجات


اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم

این است گوهری که به دریا نمی دهم

گر لحظه ای وصال حببم شود نصیب

آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم

عمری بود که گوشه نشیـن محبتم

این گـوشه را به وسعت دنیا نمی دهم

در سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی کشم

دامان او ز دست تمنا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من

من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست

این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا

این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/01/11 | 11:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت-حماسه سیاسی


بگذر ز خود كه طی كنی آن راه دور را

 مؤمن به غیب شو كه بیابی حضور را

شایسته نیست در ره او تكیه بر خرد

 شایسته است مشق جنونش مرور را

تكلیف چیست؟ منتظران ظهور یار

 آماده‌ایم ما همه آیا ظهور را؟!

آن شیعه صادق است كه در محضر امام

 فرمان اگر دهد بپذیرد تنور را!

موسی ‌صفت بخوان ز اولاد فاطمه

 روشن كنند در دلِ تو شمع طور را

یا فاطمه جوانه زده اشك‌های تو

 در كوچه ‌باغ آینه گل‌های نور را

***

بانو از آن‌چه می‌شود و آن‌چه شد بگو

 از راز سر به‌ مُهر كرامات خود بگو

بانو! بگو ز لطف زمین و زمان به تو

 از لحظه‌‌ی توسل رزمندگان به تو

آنان كه قلبشان ز تو رخصت گرفته بود

 سربندشان به نام تو زینت گرفته بود

از لحظه‌ای بگو كه شلمچه غرور داشت

 صدها محبّ فاطمه در آن حضور داشت

ای مادر سپاه دلیران سخن بگو

 ای خالق حماسه‌ی لبنان سخن بگو

از لطف خود بگو به سپاه مقاومت

 ای تا همیشه پشت و پناه مقاومت

الجار ثم دار! دعا كن دعا رواست

 بانو! نجات مردم بحرین با شماست

ما سال‌هاست مفتخر از یاری توایم

 شاگردهای مكتب بیداری توایم

ای روشن از حضور تو چشم و چراغ‌ها

 سرمست عطر و بوی تو گل‌های باغ‌ها

***


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/8 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مصحفی اعجاز دارد که کلامش فاطمه است

آن نمازی قرب دارد که قیامش فاطمه است

آن که من هستم فقیر ابن الفقیر خانه اش

آن که من هستم غلام ابن الغامش، ...فاطمه است

دست بوس فاطمه بودن کمال مصطفاست

در مقامات نبی این بس مقامش فاطمه است

حکم زهرا بر تمام انبیا هم واجب است

شرع ما پیغمبری دارد که نامش فاطمه است

حج زهرا ظاهراً بیت الحرامش مرتضاست

حج مولا باطناً بیت الحرامش فاطمه است

فاطمه امر خداوند است و مأمورش علی ست

پس امام اول عالم امامش فاطمه است

مصطفی؟ یا مرتضی؟ یا فاطمه؟ یا هر سه تا؟

مانده ام از این سه تا اصلاً کدامش فاطمه است

رشته های چادرش بازار گرمی خداست

صبح محشر هم دلیل ازدحامش فاطمه است

عقل ها راهی ندارند و زبان ها الکنند

در مقام اهل بیتی که تمامش فاطمه است




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/8 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


در بین کوچه های مدینه شهید شد

آن مادری که یک شبه مویش سپید شد

در، هم زبان به شکوه گشود و در آن غروب

آتش برای فتح حریمش کلید شد

در گیر و دار جزر و مد تازیانه ها

باران لطف اهل مدینه شدید شد

با آتشی که شعله کشید از در بهشت

آماده ی تسلی پهلو، حدید شد

دستش شکست و دامن حق را رها نکرد

بانوی خسته بانی رازی رشید شد

سیلی دست سنگی دیوار و دست باد

یعنی دو گوشواره ی او ناپدید شد

انداخت سایه دست کبودی به روی ماه

وقتی که آفتاب خدا بی مرید شد

این گونه بود عاقبت غربت امام

یک جامعه تباهِ دو فکر پلید شد

مشرک شدند بعد نبی مردمان شهر

تنها ببین مظاهر بت ها جدید شد

ریشه دواند در دل دین انحراف ها

دستان کینه نیز بر علت مزید شد

تا منبر رسول خدا نیم قرن بعد

جای شراب خواری ده ها یزید شد

آری حسین فاطمه در قتلگاه نه !

در بین کوچه های مدینه شهید شد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/01/5 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان

نمی یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان

فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد

کسی که می برد نام تو را زیر زبان پنهان

رمان آفرینش با علی جذاب شد اما

تو قدرت در تمام جمله های داستان پنهان

زمان جاهلیت هیچ فکرش را نمی کردند

کمال مردها باشد میان دختران پنهان

در اطراف رسول الله آگاهانه می دیدی

چه شیطانی ست پشت چهره های مهربان پنهان

همه دیدند حق تنهاست، پهلوی تو زد فریاد

صدایش ماند اما در سکوتی بی امان پنهان

خزان زودرس وقتی سراغ باغ می آید

که گل خوب است باشد از نگاه باغبان پنهان

تو از قلب علی دلباز تر قبری نمی خواهی

از اول بوده ای در بهترین جای جهان پنهان

تو جان حیدری - یعنی دوتایی یک نفر هستید

پس او خود را درون خاک کرده نیمه جان پنهان

به جز لاهوت هر جا دفن شد کوثر چنان باشد

که دریا را کنی زیر حباب استکان پنهان

قیام تو در اعماق زمین ساکت نمی ماند

که دارد دخترت در حنجره آتشفشان پنهان

و هجده سالگی پایان جریانت نخواهد بود

شدی چون خون به رگ ها، زیر جریان زمان پنهان

به حدی محوم از داغت که پیدایت نمی کردم

اگر می شد تنت در قبر حتی با نشان پنهان...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/01/4 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


شایسته است گر تو سر حرف وا کنی

مثل قدیم، شوهر خود را صدا کنی

این گونه که نمی شود ای باوفا عروس

در خانه ام برای وفاتت دعا کنی

دیشب دوباره زینبت از من سوال کرد

بابا چه می شود که طبیبی صدا کنی؟

من از ضریح زلف تو حاجت گرفته ام

باید دوباره آرزویم را روا کنی

من آرزو نموده ام ای دختر رسول

تو آرزوی خوب شدن از خدا کنی

طرز قیام تو چو رکوع است در نماز

وقت رکوع از چه قدت را دو تا کنی؟

سائل سراغ نان تنور تو را گرفت

وقتش رسیده فکر به حال گدا کنی

از گودی دو چشم تو روزم سیاه شد

زین کاسه ها تو خون به دل مرتضی کنی

آیا شود که از سفر خود حذر کنی؟

آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنی؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/12/15 | 05:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسگری(ع)-ولادت

 

دوباره پای غزل سویتان دوان شده است

حروف واژه عشقم ترانه خوان شده است

ردیف و قافیه هایم فقط به ذوق شماست

که اینچنین همه همرنگ آسمان شده است

زبان رو به سوی قبله مانده طبعم

به جان رسیده و انگار پرتوان شده است

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

بهار هم به قدوم شما جوان شده است

نَمی ز بارش حُسن شما و آل شما

کتاب شعر و غزلهای شاعران شده است

فضای شعر، پر از لطف بی کرانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

چه منتی به سر خلقت خدا داری

اگر به چشم زمین پای خویش بگذاری

سحاب رحمتی و پای آسمان خدا

کنار می کشد آن ساعتی که می باری

فرشتگان همه مبهوت جلوۀ رویت

چه دلربایی... عجب دلبری... چه دلداری...

تو آخرین گل یاسی که نقش هایت را

به کوچه باغ قدیمی شهر می کاری

پس از تو صبح مدینه دگر نخواهد دید

طلوع نسل خدا را زمان بیداری

لبان حضرت هادی پر از ترانه توست

کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام عسکری(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/29 | 05:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت

 

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری

به من معالجه ی در مطب حرام بود

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب

که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود

تو مرد ظرف شناسی و مهِر اولادت

عجم که هست برای عرب حرام بود

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله

بزرگ آل نوشتند یا رسول الله

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند

هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تو را به سمت زمین با نسیم آوردند

تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست

اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا «کُلنا محمّد» بود

تو عین نوری و در رفت و آمدت گفتند

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری

تو را محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات

نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مدح


ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت

لیلهٔ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

وآن همه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

هم چو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/11/7 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امیرالمومنین(ع)-مدح 


نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا کند
قسم به ذات کبریا، ز یُمن مرتضی کند
خدا چو هست رهنمون، مگو دگر چرا و چون
که او کند هر آن چه را که حکمت اقتضا کند
ز قدرت یَدُ اللَّهی، کسی ندارد آگهی
وسیله‌اش بُود علی، خدا هر آن چه را کند
به جنگ بدر و نهروان، علی ست یِکّه قهرمان
نگر که دست حق عیان، قتال اشقیا کند
به روی دوش مصطفی، نهد چو پای مرتضی
نگر به بت شکستنش، که در جهان صدا کند
به رزم خندق و اُحُد، به قتل عَمْرو عَبْدُوُد
خدا به دستِ دست خود، لوای حق به پا کند
چو افضل از عبادتِ خلایق است، ضربتش
علی تواند این عمل، شفیع ما‌سِوی کند
به پیشگاه کردگار، ز بس که دارد اعتبار
دُیون جمله بندگان، تواند او ادا کند
نماز بی ولای او، عبادتی ست بی‌وضو
به منکر علی بگو، نماز خود قضا کند
هر آن که نیست مایلش، جفا نموده با دلش
بگو دل مریض خود، به عشق او شفا کند
علی ست آن که تا سحر، سرشک ریزد از بصر
پیِ سعادت بشر، ز سوز دل دعا کند
علی انیس عاشقان، علی پناه بی‌کسان
علی امیر‌مؤمنان، که مدح او خدا کند
پس از شهادت نبی، که را سِزَد به جز علی
که تا به حشر آدمی، به کارش اقتدا کند
قسیم نار و جنتّش، ترازوی محبّتش
که مؤمنان خویش را، ز کافران جدا کند


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/11/5 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بعد از شهادت حضرت رسول‌ اکرم(ص)-سقیفه

 

مدینـه مـرده و اهـل‌ مدینـه مرده‌تـرند

چگونه مرده که از مرگ خویش بی‌خبرند

ز جـاده مـدنیت بــرون شدنــد همـه

بر آن سرند که تا سر بـه کام فتنه برند

اسیر کفر و ضلالت شدند این امت

ز نـور وارد ظلـمت شدند این امت

****

مدینه متحدالرای و شیر حق، تنهاست

یگانه دوست عالم، اسیر دشمن‌هـاست

چـه روی داده مگــر امـت محمّـد را

که بودشان همه در وادی نبودن‌هاست

گمان نبود که خیل غدیریان کوشند

غدیـر را بـه بهـای سقیفـه بفروشند

****

هنوز خون مدینه به جوش می‌آید

هنوز غیرت حق در خروش می‌آید

هنـوز از در و دیـوار مسجـد نبوی

صدای خطبۀ زهرا به گوش می‌آید

درون سینه، نفس را شرارِ آه کنید

بـه شقشقیۀ مـولا علی، نگاه کنید

****

هنوز خشک نگردیده آبِ غسل رسول

که دیو توطئه در کار فتنه شد مشغول

کشیـده نقشـۀ غصب خـلافت علوی

فشانـده‌ آتش بیداد، بر سرای بتـول

برای غصب خلافت، چه فتنه‌ها کردند

قسم به ذات خدا، جنگ با خدا کردند

****

مگر نه نفـسِ نفیس پیمبـر است علی

مگر نه شخص نبـی را برادر است علی

مگر نه فاتح بدر است و خیبر است علی

مگر نه شوهـر زهرای اطهر است علی

به حیرتم که چگونه غدیر را دیدند؟

حرم گذاشتـه، دور سقیفـه گردیدند

****


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  شهادت رسول اکرم(ص)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/23 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

اگر که ظرف نباشد توقع مِی نیست

شراب ها همه از فیض جام زاده شدند

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

تو امر کردی و تکویناً استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حَسن هم حرام زاده شدند

حسن حسین و یقیناً حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

همین دو تا پسر فاطمه همان اول

امام زاده شدند و امام زاده شدند

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند

چه بهتر است که بنشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/18 | 05:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س) و رقیه(س)-اربعین


اربعینی ز تو جدا مانده

 کاروانی که بی صدا مانده

کاروانی شکسته برگشته

 کشتۀ زیر دست و پا مانده

به رخ تک تکِ یتیمانت

جای سیلیِ بی هوا مانده

نه کمر مانده از زدن هاشان

 نه رمق بین دست و پا مانده

عوض تکه های پیروهنت

 تکّه هایی ز بوریا مانده

از تو شرمنده ام برادر جان

در خرابه رقیه جا مانده

روضه خواندم برای صبرِ خودم

 من نشستم کنار قبرِ خودم

دخترت رفت میهمان باشد

رفت مهمان آسمان باشد

چقدر حسرتِ لبت را خورد

چقدر گفت خیزران باشد

این که انصاف نیست من باشم

سر تو دستِ این و آن باشد

یا که گاهی سر پر از خونت

بر سر نیزه سایبان باشد

بی تو یک اربعین کتک خوردم

در امان تا که کاروان باشد

من شبیه تو پر شکسته شدم

 سربلندم که سرشکسته شدم


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  حضرت رقیه(س)،  اربعین حسینی،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/12 | 06:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

ای سایه بلند سرم ای برادرم!

آیینه ی ترک ترک در برابرم

بالم شکسته است و پرم پر نمی زند

اما هنوز مثل همیشه کبوترم

من قول داده ام که بگیرم سر تو را

از دست نیزه ها و برایت بیاورم

حالا سری برای تو آورده ام ولی

خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم!

بگذار اول سخن و شکوه ام تو را

ای ماه زینب از نگرانی درآورم

هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی

راحت بخواب دست نخورده است معجرم

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اربعین حسینی،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)


گر بر ستم قرون برآشفت حسین

بیداری ما خواست، به خون خفت حسین

آن جا که زبان محرم اسرار نبود

با لهجه ی خون سِرِّ مگو گفت حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مصائب شام-بحر طویل مجلس یزید(لعنة الله علیه)

 بند اول

 دلْ آتش زده، آتشْ زده در مجلس شام است، همانا به لب شیعه دگر خنده حرام است، به رخ اشک مدام است، از این غصه که ناموس خدا، نور دل فاطمه در مجلس عام است، دف و چنگ و رباب است، غم و رنج و عذاب است، روان، اشک رباب است، سر زادۀ پیغامبر و تشت زر و بزم شراب است، زند پور معاویه به لب خندۀ پیروزی و خواند «لَعِبَت هاشمُ بِالملکِ فَلا...» را.

بند دوم

 که به ناگاه ز لب‌های به خون شستۀ آن خون خدا گشت بلند آیۀ قرآن، همه دیدند و شنیدند که این صوت دل‌آرای حسین است و برافروخته سیمای حسین است، همانا سخن وحی به لب‌های حسین است، همه مجلسیان مضطرب و واله و حیران، سر بی‌پیکر و قرآن؟ همه خواندند در آن لحظه خدا را.

بند سوم

پس از این معجزه شد پور معاویه نگون‌بخت، بلرزید به خود سخت، نه جرأت که زند دم و نه طاقت که نشیند به سر تخت، نه آن زهره که خاموش کند زمزمۀ وحی حسین‌بن‌علی را، چه بگویم؟ که به چوب ستم آزرد لبی را که بر آن لب اثر بوسۀ پیغمبر و زهرا و علی بود، لبی را که سر نیزه بر آن ذکر خدا بود، لبی را که ترک خورده ز هرم عطش کرب‌ و بلا بود، چنان زد که شکست از ره کینه درّ دندان امام شهدا را.

 بند چهارم

 چه بگویم که چنین واقعه را آل محمّد همه دیدند، به تن جامه دریدند، ز عمق جگر سوخته فریاد کشیدند، زده لطمه به رخسار، که ای خالق دادار! نبی، احمد مختار، علی، حیدر کرار و یا فاطمه ای دخت نبی عصمت دادار، ببینید که از پور معاویۀ خونخوار چه آمد به سر عترت اطهار، یکی گفت که ای ظالم غدار دمی دست نگهدار که بوسیده نبی این لب و این صورت و این آینۀ غیب‌نما را.

 بند پنجم

 که ناگاه به پا خاست ز جا شیرزن کرب‌ و بلا، دخت علی، شیرخدا، زینب کبرا، شرف دامن زهرا، به همان هیبت حیدر، به همان جرأت مادر، قد و بالاش پیمبر، به خروشی که علی داشت به منبر، که یزید ای به تو نفرین خدا تا صف محشر! نه به زوبین، نه به نیزه، نه به تیر و نه به خنجر، نه به کشتن، نه به بستن، نه شهادت، نه اسارت، نه به این چوب‌زدن بر لب خشک پسر ساقی کوثر، نتوان محو کنی شوکت و قدر و شرف عزت ما را.

 بند ششم

 نتوان از پسر هند جگرخوار جز این داشت توقع که شود پنجه‌اش آلوده به خون شه ابرار، برد عترت و ناموس خدا را به اسارت سر بازار، زند چوب به لب‌های به خون‌شستۀ وجه احد قادر دادار، کند فخر به آباء و به اجداد ستمکار، نداند که بود جای همه در سقر نار، به زودی تو شوی بر همگان ملحق و فریاد برآری ز دلِ آتش دوزخ که چرا چوب زدم بر لب و دندان عزیز دل زهرا و چرا ریختم از تیغ ستم، خون عزیزان خدا را؟

بند هفتم

آن‌ بدن‌های شریفی که تو گفتی ز سم اسب، لگدکوب شود، زائرشان روح رسولان خدایند، همه مشعل انوار هدایند، همه زنده و پاینده در آغوش خدایند، شهیدند ولی چشم و چراغ شهدایند همه قبلۀ ارباب دعایند همه همدم و هم‌بزم رسول دو سرایند و از کار فروبستۀ خوبان جهان عقده‌گشایندبه هر زخم، طبیب‌اند و به هر درد، دوایند، اگر چه تنشان نقش زمین است، گرفتند به زیر پر خود ارض و سما را.

 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در شام،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اسارت شام


زینب بساط کاخ ستم را به هم زده

زینب به روی قله عصمت علم زده

مثل حسینِ فاطمه محبوب قلب هاست

زینب درون سینه عالم علم زده

زینب نگو بگو همهٔ هیبتِ علی

کفار را به خطبه چو تیغِ دو دم زده

زینب به ناز شصت خودش در اسارتش

با دست بسته از ولی الله دم زده

ای بزدلانِ شام که خرما می آورید

زینب به لوح عالمه مهر کرم زده

با یک اشاره کاخ ستم را به باد داد

او بر رقیه نالهٔ برنده یاد داد

گر چه گه ورود به شهر ازدحام بود

او چادرش به لطف خدا با دوام بود

چشمان کور شهر حرامی ندید که

صدها یزید در بر زینب غلام بود

اصلاً یزید، پست تر از این کلام هاست

از بس که دخت فاطمه والا مقام بود

بعد از حسین سیف خدا بود، دست او

تیغش کلام گشته و در بین کام بود

وقتی شروع کرد یزید از غم آب شد

کار یزید و اهل و عیالش تمام بود

بی خود که نیست دختر زهرای اطهر است

بی خود که نیست زینب کبرای حیدر است



ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در شام،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/10/11 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شام و مجلس یزید (لعنة الله علیه)

 

زمان به قدمت تکوینی ات صراحت داشت

زمین به یُمن وجود تو استراحت داشت

عمود خیمه ی هفت آسمان تویی امّا

که دیده بود عمودی که صد جراحت داشت

کدام آیه دهان تو را معطّر کرد؟

که خیزران ز لب خشک تو ملاحت داشت

قسم به آیه ی زخمیِ مانده بر لب تو

به شرح زخم تو زینب فقط فصاحت داشت

تمام جسم تو بود و هزار خنجر و تیغ

کدام دشت به اندازه ات مساحت داشت؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/10/9 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


خبر آمد که ز معشوق خبر می آید

ره گشایید که یارم ز سفر می آید

کاش می شد که ببافند کمی مویم را

آب و آیینه بیارید پدر می آید

نه تو از عهده ی این سوخته بر می آیی

نه دگر موی سرم تا به کمر می آید

جگرت بودم و درد تو گرفتارم کرد

غالباً درد به دنبال جگر می آید

راستی گم شده سنجاق سرم، پیش تو نیست!

سر که آشفته شود حوصله سر می آید

هست پیراهنی از غارت آن شب به تنم

نیم عمامه از آن بهر تو در می آید

به کسی ربط ندارد که تو را می بوسم

غیر من از پس کار تو که برمی آید؟

راستی! هیچ خبردار شدی تب کردم؟

راستی! لاغری من به نظر می آید؟

راستی! هست به یادت دم چادر گفتی

دختر من! به تو چادر چقدر می آید

سرمه ای را که تو از مکه خریدی، بردند

جای آن لخته ی خونم ز بصر می آید




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/10/7 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین

 

آن باده ای كه روز نخستش نه خام بود

یك اربعین گذشت و دوباره به جام بود

شكر خدا كه صبح زیارت دمیده است

هر چند آفتاب حیاتم به بام بود

این خاك زنده می كند آن عصر تشنه را

وقتی كه آسمان رخت سرخ فام بود

بین من و سرت اگر افتاد فاصله

امام هنوز سایه تو مستدام بود

سرها به نیزه بود ولی هجم سنگ ها

معلوم بود حمله كنان بر كدام بود

دشنام و هتك حرمت اسلام میهمان!

این از رسوم تازه تر احترام بود

چوب از لبان تو حجرالأسود آفرید

دست سه ساله بود كه در استلام بود

بین نهیب كوفی و فریاد اهل شام

آن لهجه حجازی تو آشنام بود




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت زینب كبری(س)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/5 | 08:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد

باید که تو را فاطمه مادر شده باشد

جد تو نبی بود نه اینطور بگویم

شک نیست که جد تو پیمبر شده باشد

جز بر در این خانه ندیدیم امامت

تقسیم میان دو برادر شده باشد

خورشید سفالی ست که در سیر جمالی

از بوسه بر این گونه منور شده باشد

بو می کشم ایام تو را باید از اخلاق

یک تکۀ تاریخ معطر شده باشد

ای حوصلۀ محض چه تشبیه سخیفی ست

با حلمت اگر کوه برابر شده باشد

با اینکه قضا دست تو را بست ندیدیم

جز آنچه بخواهی تو مقدر شده باشد

از عمر تو یک روز جمل آیۀ فتح است

با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/1 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دلم خوش است که عمری به پای گل خارم

مباد آن که برون افکنی ز گلزارم

چگونه یار بخوانم تو را که می بینم

تو خوب تر ز گل استی و من کم از خارم

دو قطره اشک خجالت، هزار کوه گناه

کرامتی که همین است جنس بازارم

محبت تو نیاید ز سینه ام بیرون

اگر کُشند به تیغ و کِشند بر دارم

به چشم پادشهان ناز می کند پایم

که خاک راه غلامان حضرت یارم

به حشر هم که برانی مرا ز خویش هنوز

از این که نام تو بردم به تو بدهکارم

پر از توام به تهی دستی ام نگاه مکن

مگو که هیچ ندارم، ببین تو را دارم

تو و رفاقت من حیف، حیف از تو

من و محبت تو، خواب یا که بیدارم

شراره ای بزن از سوز خویش بر جگرم

کز این شراره بسوزد تمام آثارم

به نار عشق تو یک عمر سوختم مگذار

دوباره روز قیامت برند در نارم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/1 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


عاشق درد همان درد بود درمانش

زخم گردد پر پرواز هُمای جانش

نازم آن خانه به دوشی که پس از طیّ طریق

تیغ عشق تو کند در یَم خون، مهمانش

روح عاشق که عروجش گذرد از ملکوت

مرغ عشق است و بود لانۀ تن زندانش

این حسین است، حسین است، حسین است، حسین

که به توحید دهد روح، تن عریانش

سینۀ بحر کشد شعله به یاد عطشش

بر دل آب بُود، داغِ لبِ عطشانش

اوست آن قاری قرآن که پس از بوسۀ وحی

بوسۀ چوب بُود، اجر لب و دندانش

روز محشر که غضب از همه سو موج زند

رحمت واسعه، جاری بُود از دامانش

پای میزان چو کمر بهر شفاعت بندد

نبرد قاتل او هم طمع از احسانش

رحمت و عفو دو قطره بُود از خون گلو

وسعت حشر بُود، گوشه ای از میدانش

آن چنان سینه سپر کرد و مقاوم استاد

که به هم خورد گره، زخم تن از پیکانش

گشت قربانی و هفتاد و دو قربانی داد

جان ما، جان همه خلق جهان، قربانش!

پر ز آیات شد آن مصحف زهرا، "میثم"!

بس که با تیر نوشتند به تن، قرآنش




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/30 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-مدح و شهادت


لبریز شهد عاطفه جام رقیه است

آوای مهر جان ز کلام رقیه است

جان سوز و کفر سوز و روان سوز و ظلم سوز

در گوشه خرابه کلام رقیه است

چون او کسی به عهدِ محبت وفا نکرد

این سکّه تا به حشر به نام رقیه است

با دست های کوچک خود نخل ظلم کند

عالی ترین مرام، مرام رقیه است

یک جمله گفت و کاخ ستم را به باد داد

خونین ترین پیام، پیام رقیه است

آن قصّه ای که خاطره انگیز کربلاست

افسانۀ خرابۀ شام رقیه است

هرگز نَمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

عشق حسین رمز دوام رقیه است

گاهی به کوه و دشت و گهی در خرابه ها

در دست عشق دوست، زمام رقیه است

هر کس دلی به دست حبیبی سپرده است

«پروانه» هم، غلام غلامِ رقیه است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت رقیه(س)،  ولادت حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/25 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-در مسیر کوفه و شام


کربلا را می ‌سرود این بار، روی نیزه‌ ها

با دو صد ایهام معنی‌دار، روی نیزه‌ ها

نینوایی شعر او از نای هفتاد و دو نی

مثل یک ترجیع شد تکرار، روی نیزه‌ ها

چوب خشک نی به هفتاد و دو گل آذین شده ست

لاله‌ها را سر به سر بشمار، روی نیزه‌ ها

زخمی داغند این گل‌های پر پر، ای نسیم!

پای خود آرام‌تر بگذار روی نیزه‌ ها

یا بر این نیزار خون امشب متاب ای ماهتاب

یا قدم آهسته ‌تر بردار روی نیزه‌ ها

قافله در رجعت سرخ است و جاده فتنه جوش

چشم میر کاروان، بیدار روی نیزه‌ ها

زنگیان آیینه می‌بندند بر نی، یا خدا-

پرده بر می‌دارد از رخسار روی نیزه‌ ها؟

صوت قرآن است این؟ یا با خدا در گفت‌وگوست

رو به رو، بی‌پرده، در انظار روی نیزه‌ها

یاد داری آسمان!؟ با اختران، خورشید گفت:

وعده ی دیدارمان: این بار روی نیزه‌ ها؟!

با برادر گفت زینب: راه دین هموار شد

گر چه راه توست ناهموار روی نیزه‌ ها

ای دلیل کاروان! لختی بران از کوچه‌ها

بلکه افتد سایه ی دیوار روی نیزه‌ ها

صحنه ی اوج و عروج است و طلوع روشنی

سیر کن سیر تجلّی زار روی نیزه‌ ها

چشم ما آیینه آسا غرق حیرت شد چو دید

آن همه خورشید اختربار روی نیزه‌ ها




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  در مسیر کوفه و شام،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/21 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه


قدم استوار یا زینب

عزّت و افتخار یا زینب

سمبل اقتدار یا زینب

نوحه ی گریه دار یا زینب

عمّه ی پیر و قد کمان زینب

غصّه ی صاحب الزّمان زینب

از خدا پر، تهی ز من زینب

مرتضایی به شکل زن زینب

هم حسین است و هم حسن زینب

کعبه ی غصّه و محن زینب

با وقارش پیمبری کرده

مثل زهرا چه محشری کرده

دختر اوّل امام علی

داده اش اختیار تام علی

کربلا فاطمه است و شام علی

لب اگر وا کند تمام علی

کوفه را بس که زیر و رو کرده است

مانده ام خانم است یا مرد است

کربلا غیر او مدار نداشت

مثل زینب به غم دچار نداشت

گر چه غیر از دو چشم تار نداشت

به کسی جز حسین کار نداشت

پلک زد دید نور عینش نیست

عشق دیرینه اش حسینش نیست


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در کوفه،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/13 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


تا ابد كوثر توحید ز پیمانه ی اوست

سینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوست

شعله های عطشش در نفسِ خسته ی ما

كوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوست

حرم اوست حریمی كه بُود كعبه ی جان

دل بشكسته بهشتی ست كه ویرانه ی اوست

دل آتش زده ی ما كه جهانی را سوخت

شعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوست

گوهری را كه خدا قیمت آن داند و بس

درّ اشكی ست كه تقدیم به دردانه ی اوست

طرفه بیتی ست از آن شاعر شیرین سخنش

یك جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست

این حسین كیست كه عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی ست كه جان ها همه پروانه ی اوست

هر كجا حكم الهی ست سخن گو، سرِ توست

شاخه و نخل و نی و طشت طلا منبر توست

به قیامت قسم از صبح قیامت تا حشر

همه ایام قیامت همه جا محشر توست

آن چه گفتند و نگفتند به اوصاف بهشت

همه در یك گل لبخند علی اصغر توست

آن چه بخشید به اسلام بقا خون تو بود

آن كه خون تو بقا یافت از او خواهر توست

عضو عضو بدنت نیزه و زخمت آیات

ورق مصحف آغشته به خون پیكر توست

دوست می خواست تو را كشته ببیند ور نه

نیزه فرمان بَرِ تو تیغ ثناگو سر توست

نه محرم نه صفر بلكه همه دوره ی سال

باید این بیت بخوانیم كه یاد آور توست

این حسین كیست كه عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی ست كه جان ها همه پروانه ی اوست


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/12 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان-بصیرت سیاسی


بگذار تا این باده آتشگون بماند

همرنگ با افسانه و افسون بماند

بگذار تا در جبر ذهن كج‌مداران

این كارها بر گردن گردون بماند

رفتند یاران پرخروش و برنگشتند

این داغ تا كی بر دل كارون بماند؟

شهرت ندارد عاشقی بی نام معشوق

لیلی تجلی كرد تا مجنون بماند

آری توان یك عمر از زلفش سخن گفت

اما كجا بی لطف او مضمون بماند؟

یا رب ظهور یار را نزدیك‌تر كن

در پرده تا كی حسن روزافزون بماند؟

وقتی كه خون پیروز بر شمشیر باشد

كی نام عاشق بی نثار خون بماند؟

همراه موسی بودن این‌جا افتخار است

اما برای آن‌كه با هارون بماند

گفتی كه در زقّوم خود صهیون بمیرد

گرم از طراوت شاخه‌ی زیتون بماند

ما در تب غزّه خروشی تازه دیدیم

از انقلاب سرخ تو آوازه دیدیم

غزّه، زمینش، آسمانش، كوچه‌راهش

مردان، زنان و كودكان بی‌پناهش

هیهات مناالذله می‌گویند آری

راه شرف را در تو می‌جویند آری

آن‌جا كه دیدی با سپاهش آمده حر

می‌ریخت از لب‌های تو اندرز چون در

شكر خدا گفتی و مردم را شكایت

خواندی در آن‌جا از پیمبر این روایت:

دیدید اگر مصداق ظلم بی‌حد آمد

دیدید اگر كه جائری بر مسند آمد

فرقی نمی‌داند حلالی از حرامی

اسلام را دیگر نمانده غیر نامی


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اشعار برگزیده حسینیه،  شام غریبان،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا

در اتحاد نیست "تو" از "او" و "من" جدا

این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند

پس باطناً یک اند ولی ظاهراً جدا

جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش

این گونه هیچ کس نشد از خویشتن جدا

می برد با خودش همۀ اهل بیت را

پس داشت می شد از همۀ پنج تن، جدا

حال غریب بهتر از این که نمی شود

این است آخر عاقبت از وطن جدا

از نیزه ها بپرس چرا هر چه می کشید

اصلاً نمی شد از بدنش پیرهن جدا

در غارتش کسی به کسی پا نمی دهد

یا می شود لباس جدا، یا بدن جدا

افتاده است گوشه ی گودال سر جدا

افتاده است گوشه ی گودال تن جدا

این کشته، هم حسین هم انگار زینب است

این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست... خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیرشدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

من خودم یک تنه از کرببلا می برمت

چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو

تو برایم نگرانی چه می آید سر من

من برایت نگرانم چه می آید سر تو

همه را بدرقه کردی و به میدان بردی

می روی، هیچ کسی نیست به دور و بر تو

بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم

نمی ارزد سر این کهنه شده... پیکر تو...

وای از معجر من، معجر من، معجر من

وای از حنجر تو، حنجر تو، حنجر تو

***

سعی ام این است ببینم بدنت را، اما

چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.