مناجات با خدا


تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمّار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه  


ادامه این شعر

موضوع: مناجات با خـدا،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/21 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اخلاقی و اندرز-ماه رمضان


سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار

صبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار

گریه‌ای از سر مستی به تهیدستی خویش

چون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار

ابر چون پنبهٔ افشرده شد از گریه و ما

مژه‌ای پاک نکردیم درین فصل بهار

جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگ دلان

دیده نمناک نکردیم درین فصل بهار

لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ما

عرقی پاک نکردیم درین فصل بهار

غنچه از پوست برون آمد و ما بی دردان

جامه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار

با دو صد خرمن امید، ز غفلت صائب

تخم در خاک نکردیم درین فصل بهار




موضوع: اخلاقی و اندرز،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/21 | 03:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت زینب(س)-شهادت


خواند تا آخر تمام قصه های صبر را

 تا شنید از حلق پیغمبر صدای صبر را

 دخترک می دید آتش، درد پهلو، میخ در

 بغض بابا، دست بسته، انتهای صبر را

 مرد تنها، استخوان در گلو، زخم زبان

 چاه نخلستان شنیده ناله های صبر را

 آسمان شهر کوفه چشم هایت را ببند

 تا نبینی فرقِ از کینه دو تای صبر را

 خون جگر شد از جفای همرهان، مردی غریب

 تا که بیرون ریخت آخر، پاره های صبر را

 رازدار این همه رنج و مصیبت خواهری ست

 کاین چنین تفسیر کرده هل اتای صبر را

 یک زن و صد داغ پی در پی، چه کردی کز ادب

 بارها بر خود خریدی مرحبای صبر را

 آخرین برگ از کتاب داستان درد تو

 فصل هایی تازه دارد ماجرای صبر را

 کاروان می برد سوی مسلخ پروانه ها

 با تو صدها بلبل درد آشنای صبر را

 یاسمن از تشنگی پژمرد در باغ حرم

 العطش بی تاب کرده، کربلای صبر را

 از کنار نهر علقم، بین صحرای عطش

 می شنیدی ناله ی ادرک اخای صبر را

 "پیکر خورشید در سیلاب خون افتاده بود"

 روی نی دیدی سر از تن جدای صبر را

 بر جراحات شقایق مرحمی پیدا کنید

 شعله ها سوزانده گیسوی رهای صبر را

 ای پناه گریه های کودکان بی قرار

 ارغوانی کرده ای سر تا به پای صبر را

 از نفس هایت شمیم سوز زهرا می رسد

 آهِ تو پر کرده در عالم هوای صبر را

 آفتابی بر سر نیزه تماشا می کند

 پشت سکان هدایت، ناخدای صبر را

 پایه های ظلم عالم ریخت بر هم تا شنید

 از گلوی خسته فریاد رسای صبر را

 چشم های بی قرارت غیر زیبایی ندید

 چون خدا پرداخت کرده خون بهای صبر را

 می شناسد از ازل در عالم بالا تو را

 تا ابد مدیون خود کردی بقای صبر را




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/20 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدای امیرالمومنین(ع)


ندا به حق علی و دعا به حق علی

دوا به حق علی و شفا به حق علی

چه سرفرازم و آقا شدم برای خودم

بلند می شود افتاده پا به حق علی

گدای کوچه ی زهرا شدم عزیز شدم

بزرگ می شود این جا گدا به حق علی

عجیب نیست اگر باز هم دری وا شد

نجات داده مرا بارها به حق علی

مگر نه این که همیشه خجالتم دادی

مگر نه این که تو گفتی بیا به حق علی

چه خوب دست من و دامنت گره خورده

شده است این گره ی بسته وا به حق علی

تمام حاجتم این بود آشتی با تو

شده است حاجت کهنه روا به حق علی

اگر که پرده بیفتد چه آبرو ریزی ست

مریز آبرویم را خدا به حق علی

به من زِ اخم تو آن قدر عرصه تنگ آمد

بگیر تنگی قبر مرا به حق علی

به حق فاطمه که پیش زینبش می گفت...

بلند می کنم این شانه را به حق علی




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات

 

مرا به عالم زر بود با تو این میثاق

كه باشم از همه عالم فقط تو را مشتاق

هنوز خلق نگردیده بود آب و گلم

كه در حریم دلم بر تو ساختند رواق

ز بس به روی تو عاشق شدم نمی دانم 

ز شوق وصل مرا می كشند یا به فراق

به شوق آن كه بیایی به دیدنم دم مرگ

در انتظار اجل سخت طاقتم شده طاق

به نامهٔ گنهم خط قرمزی بكشید

كه برد مهر علی در بهشتم از ارفاق

ز دست دشمنت ار آب سرد بستانم

هماره باد حمیم جهنمم به مذاق

ولایت تو از آن در دلم ولادت یافت

كه مُهر مهر تو را مادرم گرفت صداق

اگر ز مهر تو غفلت كنند اولادم

كنم به ناله و نفرین تمامشان را عاق

تو دست و چشم و زبان خدایی ای مولا! 

خدا گواست كه نبود به گفته ام اغراق

هزار بوسه به شمشیر و دست و بازویت

كه شیر خوانده تو را قادر علی الاطلاق

هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده

به یك تكان تو بگسست رشتهٔ قنداق

شنیده ام كه جهان را طلاق دادی تو

چگونه عقد نكردی و دادی اش سه طلاق

به دشمنان تو این كمترین عذاب بود

كه با حمیم جهنم كنند استنشاق

گدای كوی توام یا علی نگاهم كن

به دست بذل نمودی، ز چشم كن انفاق

از آن تخلص خود را نهاده ام "میثم"

كه اشتیاق توام بوده است سبك و سیاق




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/18 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب های قدر


روزه هایم اگر چه معیوب است

 رمضان است و حال من خوب است

رمضان است و من زلالم باز

 صاحب روزی حلالم باز

می زند موج بی کران در من

 پهنه در پهنه آسمان در من

چشم هایم ندیدنی را دید

 رمضان است و من پر از خورشید

الفتی پاک با سحر دارم

 تشنه ی لحظه های افطارم

رمضان است و گفتنم هوس است

 راز از تو شنفتنم هوس است

از تو ای با من آشنا! از تو

 از تو ای مهربان خدا! از تو

ای خدایی که جود آوردی

 از عدم در وجود آوردی

ای خدایی که هستی ام دادی

 حرمت حق پرستی ام دادی

ای سئوال مرا همیشه جواب

 ای سبب! ای مسبب! ای اسباب!

پیش پایم همیشه روشن باش

 با توام من، تو نیز با من باش

در نگاهم گناه می جوشد

 تو نپوشی کسی نمی پوشد

با من ای مهربان، مدارا کن

 گره از کار بسته ام وا کن

رمضان است و زنده ام، هستم

 گفتگو با تو دارم و مستم

مستم از شربت و شرابی ناب

 صمغ خورشید و شیره ی مهتاب

از شرابی که قسمت من بود

 مثل من بود، صاف و روشن بود  


ادامه این شعر

موضوع: مناجات با خـدا،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/17 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


دیشب گذری کردم از کوچۀ میخانه

دیدم همه مستان را دیوانـۀ دیوانه

ساقیِ بلاجویان شاداب و لبِ خندان

می داد به سرمستان پیمانه به پیمانه

من بودم و تنهایی در حلقۀ شیدایی

دستی ز کرم آمد ناگـاه روی شانه

گفتا منشین خاموش در محفل ما رندان

برخیز غزل خوان شـو مستانۀ مستانــه

سرمست بخوان یا هو جای نگرانی نیست

مولاست که می بخشد عیدانۀ شاهانه

برخواستم و خواندم یا محسـن و یا مُجمِل

ما را بنواز امشب ای لطف کریمانه!

هو هاتـــفی از یثرب می گفت دم مــغرب

افطار بفرمایـید از سـفرۀ جانانـه

فـــرمود کسی مولا فــرموده بفرمایــید

کردند همه طاعت فرمان ملوکانـه

چه سفرۀ رنگینی گسترده به ایوان بود

بسم الله هنگام افطار «حسن جان» بود


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

خبری نیست اگر معجزه ای بر پا شد

خبری نیست اگر سینه ی دریا وا شد

خبری نیست که دریا صدف موسی شد

خبر آن است که گفتند علی بابا شد

امشب از جام جنون مِی زده، کم نگذارید

که من عاشق شده ام، سر به سَرم نگذارید

شب چه روشن شده انگار زمین زر شده است

ماه در هاله ی خورشید شبش سر شده است

گوش عالم همه از هلهله ای کر شده است

آی جبریل بگو فاطمه مادر شده است

گیسویش باز گذارید که دل ها برده

پسرِ ارشد زهرا دلِ زهرا برده

جز لبت هیچ کجا شهد و نمک با هم نیست

غیر زهرا به نگاه تو کسی مَحرَم نیست

هر كه شد طالب تو در طلبِ دِرهَم نیست

هر که خود را سگ کوی تو نخواند، آدم نیست

الحق ای ماه كه رخسار خدایی داری

که خدایی رخ انگشت نمایی داری

تا که گیسوی شکن در شکنت در هم شد

خوب شد، روی همه حُسن فروشان کم شد

راهِ گلخانه ی تو جاده ی ابریشم شد

تا که آدم به خود آمد که چه شد، آدم شد

خوش به این ناز بنازید که دیدن دارد

این همه حُسن، به حق، سینه دریدن دارد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


ای مهربان به این دل من هم نگاه کن

اوضاعِ عاشقی مرا، رو به راه کن

طفل چموش نفس مرا زودتر بگیر

با ترکه ی محبت خود سر به راه کن

فرصت بده به راه بیایم؛ اگر نشد!

باشد قبول، زندگی ام را سیاه کن

خانه خراب تر نکنم، هی غضب نکن

رحمی برین شکسته دلِ بی پناه کن

بخشندگیت، دست مرا در حنا گذاشت!

فکری به حالِ متهم بی گناه کن

دارم شکست می خورم از لشگر گناه

سرباز بی سلاح و سپر را نگاه کن!

باید تو را به جانِ حسینت قسم دهم

قلبم شکسته، قافیه را قتلگاه کن

با چشم سمتِ خیمه به گودال می رود

در زیر پاش اشک مرا فرش راه کن




موضوع: مناجات با خـدا،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/10 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات

  

عشق از سرای این دل من پا نمی شود

مجنون دلش بجز سوی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

این زندگی بدون تو تلخ است و بی ثمر

بی روی یار آب گوارا نمی شود

سایه کجا و دیدن تشریف آفتاب

می خواستم ببینمت  اما نمی شود

دق مرگ كرد بسكه مرا خواند بر خودم

آیینه از كنار دلم پا نمی شود

تعجیل كن و گرنه كه از دست می روم

این كارها به صبر و مدارا نمی شود

هرگز مكن سوال چرا ما نرفته ایم

هر قطره ای كه فانی دریا نمی شود

بر من مگیر خُرده كه درد فراق دوست

جز با نگاه دوست مداوا نمی شود




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/6 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 اهل بیت(علیهم السلام)-مناجات


حتی به جرعه‌ای شده مهمانِ‌مان کنید

زلفی نشان دهید و پریشان‌ِمان کنید

این اشک‌ها به محضر دریا نمی‌رسند

ای برق‌های عاطفه! باران‌ِمان کنید

«دی شیخ با چراغ» نفهمید، گِرد شهر

هی چرخ می‌زنید که انسان‌ِمان کنید

دریای باده‌اید ولی جام ما کم است

آیینه بسته‌اید، فراوان‌ِمان کنید

در فاطمیه بود که ما سینه زن شدیم

از این در آمدیم که درمانِ‌مان کنید

از ما مسافرانِ قدم دور خود زدن

سلمان شدن گذشت، مسلمانِ‌مان کنید

یک نور واحدید که در چارده افق

تکرار می‌شوید که حیران‌ِمان کنید




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/4 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


سه سال طفل تو بودن هزار سال گذشت

تکامل دل زار من از کمال گذشت

محال بود که آن خارها مرا نکشند

ولی به شوق تو جان من از محال گذشت

پس از تو آب نخوردم به اصغر تو قسم

لبم به خاطرت از جرعه ی زلال گذشت

لبت به چوب حراج از بها نمی افتد

لبم خرید و پسندید و بی سؤال گذشت

برای رنگ و رفو از حنا و شانه چه سود؟

حریر زلف من از مرز پایمال گذشت

نسیم شام وزید و مرا پریش نکرد

نیافت چون به سرم مو، به انفعال گذشت

دهان تنگ تو اینقدرها محیط نداشت

جمالت از اثر سنگ، از جلال گذشت

به غارت حرم تو عروسکم گم شد

پس از تو بازی من بین قیل و قال گذشت

گدای قرص مَهَم قرص نان نمی خواهم

دلم به عشق هِلال تو از حلال گذشت

مرا همیشه دم خواب بوسه می دادی

تو وام دار منی، وعده رفت و مال گذشت

چو رنگ صورت خود می پرم به اوج فلک

و بال زخمی من امشب از وبال گذشت




موضوع: حضرت رقیه(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/05/2 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عمران نفس، جان برادر شکستگی ست

گر ذره ذره من شوی آخر شکستگی ست

از بعد ماجرای زمین خوردن دلم

دانسته ام کمال فقط در شکستگی ست

کشکولم از گدایی شب تا سحر تهی ست

این خود دلیل محکمی از ورشکستگی ست

گر زیر پای یار، نیاید سرم فرود

حتی اگر که سرو شوم، سر شکستگی ست

چندی ست گوشه گیر بیابان غفلتم

احساس می کنم اثر پر شکستگی ست

می خواهی از نتیجۀ عمرم خبر شوی...

یک جمله گویمت که سراسر شکستگی ست




موضوع: مناجات با خـدا،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/05/1 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


یکی ز خیل شهیدان گوشۀ چمنش

سلام ما برساند به صبح پیرهنش

کسی که بوی هو العشق می دهد نفسش

کسی که عطر هو الله می دهد دهنش

کسی که بین من و عشق هیچ حایل نیست

کسی که نسبت خونی ست بین عشق و منش

به غیر زخم کسی در رکاب او ندوید

و گریه های خدا مانده بود و عطر تنش

تمام دشت پر از زخم های عطشان بود

فرات، پیرهنش بود و آسمان کفنش

فرشته گفت ببینید این چه آینه ای ست

چه قدر بوی هو النور می دهد سخنش

فرشته گفت ببینید! عرشیان دیدند

سری جدا شده، لبخند می زند بدنش

به زیر تیغ تنش تکه تکه قرآن شد

مدینه مولد او بود و کربلا وطنش

یکی ز گوشه نشینان زخم روشن او

سلام ما برساند به شام پیرهنش...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/29 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

قلم به دست گرفتم که با خدا باشم

قلم به دست گرفتم که از شما باشم

قلم به دست گرفتم که از تو بنویسم

و با ثنای تو هم دوش انبیا باشم

قلم به دست گرفتم در انزوای خودم

که غرقتان شوم و از خودم جدا باشم

قلم به دست گرفتم که با دو بال غزل

در آسمان تو پر وا کنم رها باشم

قلم به دست گرفتم در ابتدا اما

نشد مسافرتان تا به انتها باشم

قلم ز دست من افتاد و دم زدم از عشق

کبوتری شدم و پر زدم به شهر دمشق

برای آمدنت لحظه بی قراری کرد

زمین دوباره خروشید و چشمه جاری کرد

فرشته روی زمین را به مقدمت می شست

ملک زمینه شب را ستاره کاری کرد

مدینه آمدنت را در انتظار نشست

و بهر دیدن تو ثانیه شماری کرد

طلوع اشک فشانت به مادر و پدرت

هوای خانه شان را کمی بهاری کرد

شروع ابری و بارانی تو و چشمت

مسیر آمدنت را بنفشه باری کرد

ولی تمام بهانست خوب می دانم

من از نگاه تو شوق حسین می خوانم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/29 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


بگیر از دل ما ظلمت معاصی را

غرور و غفلت و کفران و ناسپاسی را

به حق مغفرت و رحمت و خطا پوشیت

مران ز درگه خود بندگان عاصی را

ببین گناه و تعلق اسیرمان کرده

به قلبمان بده بال و پرِ خلاصی را

چقدر غافلم از محضر امام زمان

ببار نور یقین و ولی شناسی را

کنار گریه کنان حسین فاطمه ات

به روی ما بگشا باب اختصاصی را

بگیر هر چه که داریم، زندگیمان را

ولی مگیر شبی خیمۀ مراثی را




موضوع: مناجات با خـدا،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/29 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسین (ع)-مدح


میخانه مگر بال و پرم را بپذیرد

تا آتش مستی جگرم را بپذیرد

ظرفیت دل در گرو پاکیِ ظرف است

ای کاش همین مختصرم را بپذیرد

در زاویهٔ گردش پیمانه نشستم

تا دستِ گدای سحرم را بپذیرد

منظورِ منِ بی سر و سامان خود ساقی ست

پس اوست که باید نظرم را بپذیرد

جارو زده ام با مژه خاک قدمش را

شاید برسد چشم ترم را بپذیرد

سر می کشم آن قدر به بالا که ببیند

دنبال همینم که سرم را بپذیرد

مقصود من از عشق، تماشای حسین است

سرمست شدن با قد و بالای حسین است

سرمایه سری هست، فدای سر ارباب

سر به سر ارباب، سرِ نوکر ارباب

بهتر که سرم را به روی دست بگیرم

چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب

تا بوده همین بوده و تا هست همین است

جَمعند گداها همه دور و بر ارباب

کار آن قدری هست که بی کار نباشد

یک کارگر از این همه کارگر ارباب

این بال و پر سوختۀ فطرسی ام را

امشب برسانید به خاک در ارباب

با گفتن یک بار «حسین جان» گنهم ریخت

قبل از رمضان، سوم شعبان گنهم ریخت

تا سفره ی افطار شما هست، گدا هست

آقا که حسین است، برای همه جا هست

ما درد نگفتیم و مداوا شده رفتیم

پس بیشتر از هر چه که درد است، دوا هست

عیسی نَفَسی هست اگر از نَفَس توست

در سینه ات انگار نفس نیست، شفا هست

تا خانه ببر سائل خود را، که بگویی

هر وقت گرفتار شدی، خانه ی ما هست

در سینۀ سینایی ات، ارباب دو عالم!

گنجینه ای از جلوۀ اسماء خدا هست

ما عرش خدا را که ندیدیم، ولیکن

جایش شب جمعه، حرم کرب و بلا هست

ما تا ابد دهر بدهکار حسینیم

دیوانه زنجیری بازار حسینیم

سرچشمهٔ توحید دو تا چشم ترت شد

تا عرش پریدن هنرِ بال و پرت شد

با زلفِ کشیده، صف خیرات کشیدی

یک شهر نمک گیر تو و موی سرت شد

بالا بنشین ای به قیامت، قد و قامت

یک بار زمین خوردی و دل خون جگرت شد

باید که ز خاک قدمش بوسه بگیرند

هر وقت که هم بازی تو در به درت شد

این پیرهن سرخ نشان داد شهادت

از روز ازل آمد و مدّ نظرت شد

لیلا تویی و ما همه مجنون تو هستیم

جانانه مسلمان تو و خون تو هستیم

آواره ترین سائل درگاه رسیده

درمانده ترین ماندۀ در راه رسیده

ای جلوهٔ رحمانیت! ای رحمت مطلق!

نور تو به دادِ دل گمراه رسیده

قطع به یقین، دستِ بگیر است، قیامت

دستی که به دامان تو ای شاه رسیده

یک وقت تن محترمت درد نگیرد

از عرشِ خدا حولۀ دلخواه رسیده

شش ماه به روی جگرِ سوخته دل ها

داغ انا العطشان تو با آه رسیده

می خواست که از مادر تو اشک بگیرد

این بوسه که حالا به گلوگاه رسیده

جبریل که پر ریخت، پیمبر نفسش رفت

حرف از گلوی توست که مادر نفسش رفت




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/16 | 02:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی


من از نوادگان اویسم که سال ها

پا می کشند از جریانم وصال ها

بال و پرم به درد پریدن نمی خورد

بالا نمی برند مرا این وبال ها

با احتمال آمدنت گریه می کنم

یعقوب کرده اند مرا احتمال ها

پیراهنت کجاست که بینایمان کنی

خیری ندیده ام از این دستمال ها

وقت رسیدن تو زمان رسیدن است

خیلی نشسته اند به پای تو کال ها

دیشب تفالی زده ام راحتم نکرد

ناراحتم به جان تو از دست فال ها

این گریه های نیمه شعبان چه فایده

امسال نیز مثل تمامی سال ها...




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/15 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی


لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا

سالیانی ست که دل تنگ شماییم بیا

وسعتت در دل این ظرف نشد جا ماندیم

تشنه از حسرت رویت لب دریا ماندیم

چشممان خشک شد از وسعت این بی آبی

و نداریم دگر طاقت این بی آبی

در قنوت دلمان خواهش باران داریم

ندبه خوانیم و تمنای بهاران داریم

پس ببار ای پسر حضرت باران بر ما!

که ترک خورده زمین از اثر این گرما

دامن دشت شده سفره ی راز دل ما

داغ آلاله نشانی ز نیاز دل ما

ما که در راه تو عمری ست تمامی گردیم

گردبادیم و به دنبال شما می گردیم

چند جمعه دلمان را سر راهت آریم

تا بدانی که تمنای وصالت داریم

شهرمان را ز رخ چون قمرت روشن کن

کوچه ها را پر از نسترن و سوسن کن

آسمان خواهش یک جرعه نگاهت دارد

نه که ما فاطمه هم چشم به راهت دارد




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 05:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت و مناجات 


امشب خبر ز عالم بالا رسیده است

زیباترین ستاره ی دنیا رسیده است

امشب حکیمه باش و ببین پور عسکری

با هیبت و شمایل طاها رسیده است

در او خلاصه گشته خِصال پیمبران

موسی رسیده است، مسیحا رسیده است

جبریل با هزار فرشته از آسمان

کرده نزول، بهر تماشا رسیده است

سر را بُرید یوسف کنعان به جای دست

وقتی شنید یوسف زهرا رسیده است

امشب دلم به مأذنه این گونه داد اَذان

عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان

در پیش سَرو قامت تو، تا شدن خوش است

در فصل غیبت تو شکیبا شدن خوش است

دست کسی به دامن نرجس نمی رسد

وقتی صدف به گوهر یکتا شدن خوش است

روزی امیرزاده و روزی کنیز شد

حالا عروس حضرت زهرا شدن خوش است

ما ذرّه ایم و کار شما ذرّه پروری است

در زیر آفتاب تو پیدا شدن خوش است

وقتی شناسنامه ی ما مُنتسَب به توست

در سایه سار مهر تو معنا شدن خوش است

هر کس شنید نام شما را قیام کرد

در راه بندگیّ تو آقا شدن خوش است

در شرح وصف تو چه برآید از این زبان؟!

عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/7 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح

 

ای که بر روشنای چهره ی خود

نور پیغمبر سحر داری

نوری از آفتاب روشن تر

رویی از ماه خوبتر داری


تو کدامین گلی که دیدن تو

صلواتی محمدی دارد

چقدر بر بهشت چهره ی خود

رنگ و بوی پیامبر داری


هجرتت از مدینه شد آغاز

کربلا شاهد سلوک تو بود

کوفه چون شام ماند مبهوتت

تا کجاها سر سفر داری


باوری سرخ بود و جاری شد

اولسنا علی الحق از لب تو

چه غرور آفرین و بشکوه است

مقصدی که تو در نظر داری


با لب تشنه بودی و می سوخت

در تف کربلا پر جبریل

وقت معراج شد چه معراجی

ای که از زخم بال و پر داری


از میان تمام اهل جهان

عرش پایین پا نصیب تو شد

عشق می داند و جنون که چقدر

شوق پابوسی پدر داری


شوق پابوسی تو را داریم

حسرت آن ضریح ششگوشه

گوشه چشمی  عنایتی لطفی

تو که از حال ما خبر داری


در مدیح تو از مدایح تو

یا علی هرچه بیشتر گفتیم

با نگاهی پر از عطش دیدیم

حُسن ناگفته بیشتر داری




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/6 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


پائیز شد فصل بهاری که به من دادند

طی شد تمام روزگاری که به من دادند

خورشید پیشم هست اما من نمی بینم

نفرین به این چشمان تاری که به من دادند

یعقوب نابینای راه یوسفم کرده

این گریه ی بی اختیاری که به من دادند

از بس نیامد که زمان رفتنم آمد

این گونه سر شد انتظاری که به من دادند

پایان کار "من" به وصل "او" نینجامید

آخر چه شد قول و قراری که به من دادند

ای جاده ها! ای جمعه ها! ای مردم دنیا

کو وعده آن تکسواری که به من دادند؟

من آرزوی دیدنش را می برم، شاید...

...گاهی بیاید تا مزاری که به من دادند

***

حالا زمستان است و من درگور خوابیدم

خورشید من! این خانه تاریکِ به من دادند




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/6 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسین(ع(-مدح

 

چه خوب است آب و هوایی که دارید

همیشه بهشت است جایی که دارید

الهی روی خلوتی هم نبیند

شلوغی این کوچه هایی که دارید

مجال عرق ریختن هم ندادید

به پیشانی این گدایی که دارید

نمی خواهم اصلاً بفهمم که ما را

کجا می برد ردّ پایی که دارید

همین که شما می بریدم، یقیناً

شبی می رسم تا خدایی که دارید

از امروز نامه رسان حسین است

پر فطرس بینوایی که دارید

برایم هوای بهشتی بالا

حرام است با کربلایی که دارید

شما با خدا با خدا با خدایید

و من با شمایم شمایی که دارید...

...مرا خیمه کربلا می نویسید

دخیل حسینیه ها می نویسید

دل بی قرار اختیاری ندارد

اسیر است و راه فراری ندارد

مقامات عاشق فنا می پذیرد

اگر هم بمیرد مزاری ندارد

کسی که بنا نیست بی سر بمیرد

چه بهتر دل بیقراری ندارد

دل بی حسین اصل و فرعش زیادی است

شبیه درختی که باری ندارد

فرشته چرا؟ خوش به حال من و تو

ملک آن چه را که تو داری ندارد

دل بی حسین از گل بدترین هاست

دل بی حسین اعتباری ندارد

بود ذکر سجاده هر فقیری

امیری حسین فنعم الامیری


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/04/4 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد (ع)-مدح

 

بنا نیست امروز افسرده باشیم

پس از چند شب باز پژمرده باشیم

مگر می شود نور را دیده باشیم؟

ولی دل به خورشید نسپرده باشیم

بنا بود ما را سر پا ببینند

اگر بارها هم زمین خورده باشیم

سه شب در به در بین کوچه نشستیم

که سهمی از این سفره ها برده باشیم

محال است ما را از آقا بگیرند

محال است حتی اگر مرده باشیم

اسیرم به گیسوی بالا نشینی

فدای گرفتاری این چنینی

تو شهر غریبی مسافر نداری

شب پنجم ماه، زائر نداری

در این چند شب بال ها کربلایند

بمیرم برایت مهاجر نداری

نبینم برای تو شعری نگفتند

مبادا بگویند شاعر نداری

تو چهارم مسیر به سمت خدایی

تو چهارم مسیری که عابر نداری

در این روزها که تو تنهاترینی

در این روزها که تو زائر نداری

مرا زائر بی قرار تو کردند

دلم را چراغ مزار تو کردند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام سجاد(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین-امام سجاد-حضرت عباس(علیهم السلام)-ولادت

 

ماه عشق است ماه عشاق است

ماه دل های مست و مشتاق است

درِ میخانه‌ی کرم شد باز

الدخیل، این حریمِ رزاق است

ریزه خوارش فقط نه اهل زمین

جرعه نوشش تمام آفاق است

بی حساب است فضل این ساقی

شب جود و سخا و انفاق است

بین دل های بیدلان امشب

با سر زلف یار میثاق است

شب زلف مجعدش «والّیل»

صبح چشمش به عالم اشراق است

«قبره فی قلوب من والاه»

حرمش قبله گاه عشاق است

ماه شعبان رسید! ماه سه ماه

کربلا می رویم! بسم الله 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسین(ع)-مدح و ولادت


روز ازل که قسمت ما را نوشته اند

ما را به نام حضرت دریا نوشته اند

کار جنون ما به تماشا کشیده است

ما را غبار محمل لیلا نوشته اند

بر روی بال های تمام فرشتگان

از سرگذشت عاشقی ما نوشته اند

یوسف کجاست تا سر خود را فدا کنیم

ما را ز دودمان زلیخا نوشته اند

گیرم نوشته اند که ما هم کسی شویم

تنها به خاطر دل زهرا نوشته اند

روز ازل مقابل اسمی که تا ابد

یک یا حسین گفته مسیحا نوشته اند

هم چون تو را نه این که دو عالم ندیده است

مثـل تو را به خاک خدا هم ندیده اسـت

آن جلوه ای که نور تو را آفریده است

در پیش خویش قبله نما آفریده است

حتی تمام بود و نبودی که هست و نیست

محض گل جمال شما آفریده است

یک کعبه را برای خودش خلق کرده است

شش گوشه را به خاطر ما آفریده است

تا قبله را برای همیشه نشان دهد

در خاک خویش کرببلا آفریده است

جبریل زیر پای تو فهمیده است غیب

این بال را برای کجا آفریده است

مردم خدا شنیده ولیکن ندیده اند

ما دیده ایم آن چه که مردم شنیده اند


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسین(ع)-مدح 


اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند

ولی برای پریدن زمانمان دادند

خبر دهید دوباره به بال فطرس ها

مجال پر زدن آسمانمان دادند

به احترام ملائك امانت حق را

به دست فاطمه ی مهربانمان دادند

بدون واسطه امشب كنار سجاده

تمام حُسن خدا را نشانمان دادند

قسم به بوسه ی لب های سبز پیغمبر

برای بردن نامت زبانمان دادند

امام سوم دنیا، امام عاشورا

اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

برای آن كه بیابیم ما خدایت را

گرفته ایم نشانی ردَپایت را

برای آن كه به سمت خدایشان ببری

گرفته اند ملائك نخ عبایت را

و جبرئیل دلش تنگ می شد ای آقا

نمی شنید اگر یك شبی صدایت را

فرشتگان مقرب هنوز حیرانند

تو را به سجده درآیند یا خدایت را

زمین به دور خودش چرخ می زند تا كه

نشان دهد به سماوات كربلایت را

امام سوم دنیا، امام عاشورا

اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


سلام عطر خوش دلپذیر سجاده

سلام دلبر سجده، امیر سجاده

سلام سفرۀ پر نعمت دعا خوانی

سلام سفرۀ مهمان پذیر سجاده

سلام تازهٔ شعر و شعور و احساسم 

سلام تازه مریدی به پیر سجاده

چقدر دست مرام من از تو خالی شد

شبی که دور شدم از مسیر سجاده

پیاده می شوم این جا کنار اشکم تا 

بیفتم از سر خجلت به زیر سجاده

و یطعمون علی حبه شما هستید

منم یتیم و فقیر و اسیر سجاده

منم فقیر شما یک عطا به من بدهید

مرا اسیر کنید و خدا به من بدهید

شبی كه مثل همیشه خدا تو را می دید

و داشت عرش نمازت ستاره می بارید -

چقدر حجم حضورت وسیع و ناپیدا 

که لحظه لحظه در آن جز خدا نمی گنجید

همان شب از نفس سجده های پر نورت 

که داشت قامت ابلیس روح می لرزید

به شکل افعی خشمی در آمد و آمد

به گرد پای حضور تو داشت می چرخید

و نیش هم زد و تا از حضور درآیی

ولی چگونه شود نور منفک از خورشید

تو هم علیِّ خدایی و محو محو خدا 

که تیر و نیش ندارد به عشق تو تردید

و ناگهان پس از آن اتفاق رویایی

عبای سبز خودش را خدا به تو بخشید

چنان به رحمت خود موج زد به خاطر تو

که بر سواحل پیشانیت صدف پاشید

و بعد روی صدف ها به رنگ آب نوشت

از این به بعد شما زین العابدین هستید

از این به بعد نه، از قبل عالم ذر بود

که سجده های تو در ساق عرش محشر بود


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام سجاد(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


 عشق تکرار آدم و حواست

 سیب ممنوعۀ بهشت خداست

 عشق یک واژه جدیدی نیست

 سرنوشت قدیمی دنیاست

 مثل یک ماه اول ماه است

 گاه پیدا و گاه نا پیداست

 نسل ما نسل عاشق اند اصلاً

 عاشقی شغل خانوادۀ ماست

 عشق مشق شب بزرگان است

 مثل سجاده ای که رو به خداست

 مشق این روزگار اباالفضل است

 صد و سی و سه بار اباالفضل است

 آسمان جلوه ای اگر دارد

 از نماز شب قمر دارد

 شب میلاد تو همه دیدند

 نخل ام البنین ثمر دارد

 آمدی و حسین قادر نیست

 از نگاه تو چشم بر دارد

 كوری چشم ابتران حسود

 چقدر فاطمه پسر دارد

 ای رشید علی نظر نخوری

 شهر چشمان خیره سر دارد

 باب حاجات، كعبه ی خیرات

 بر تو و قد و قامتت صلوات  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/1 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

 

برسانند اگر تربت دلداران را

در می آرند ز هر دلهره بیماران را

همه سرمایه ی یك اهل كرامت كرم است

احتیاجی به دِرَم نیست، كرم داران را

یوسف آن است كه از تخت تنزل نكند

بارها گر بفرستند خریداران را

در بهشتِ تو چرا حرف جهنم بزنیم

قلم عفو بگیرید گنه كاران را

سر كه گرم است پی كار تو دل هم گرم است

باز دلگرم تو كردند سرِ یاران را

كورتر كن گره ام را، نكند باز كنی

وا مكن از سر خود جمع گرفتاران را

گریه تا هست حرام است نماز باران

چه خیالی است بگیرند اگر باران را

بعد از این پیرهنی با یقه ی تنگ مپوش

خون مكن این جگر سرخِ هواداران را

×××

رب الارباب شد، الله صفاتی كه رسید

شد حسین ابن علی جلوه ی ذاتی كه رسید

بود منظور همان گریه برای ارباب

اندر آن ظلمت شب آب حیاتی كه رسید

ظاهرش كرب و بلا، باطنش عرش الرّحمان

اذن معراج شد آن برگ براتی كه رسید

كرمت دست نینداخت مرا دست گرفت

طیب الله به كشتی نجاتی كه رسید

بیشتر از همه تو گردن ما حق داری

به دلیل همه ی این بركاتی كه رسید

لبم از مهریه ی فاطمه سیراب نشد

تشنه تر كرد مرا آب فراتی كه رسید


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/31 | 05:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 14 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو