امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

مهر و مه گر چه رو به شاه نکرد

روز را از شب اشتباه نکرد

به کدامین گنه به زندان رفت

 او که در عمر خود گناه نکرد

رگ به رگ شد تمام پیکر او

  رگ غیرت ولی تباه نکرد

زن رقاصه مو پریشان شد

 سر مویی ولی نگاه نکرد

واقعاً موی او خضاب نداشت

 خلق را هیچ گه سیاه نکرد

غل از او رخصت جدایی خواست

شه به حرفش ولی نگاه نکرد

به همه سینه ی پناه گشود

کس به او صحبت از پناه نکرد

چهارده سال آفتاب نخورد

رشد جایی چنین گیاه نکرد

رد شلاق مانده بر بدنش

  بر تنش رخت راه راه نکرد

چار غل بست و چار قل وا کرد

 لیک قطع دل از اله نکرد

جز دو ابرو و خیل مژگانش

هیچ گه رغبت سپاه نکرد

روزه اش را به اشک دیده ی خود

 گاه افطار کرد و گاه نکرد




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/27 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-بعثت 

 

عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است

مجنون ترین صحابی دوران نوشته است

این هم ز مشکلات و مکافات عاشقی است

دست مرا برای گریبان نوشته است

از دست اختیار تو راه فرار نیست

این جبر را خدات به پامان نوشته است

مانند تو امیر فقط یک نفر ولی

مانند من اسیر فراوان نوشته است

شکر خدا که نام مرا اعتبار تو

سلمان نوشته است، مسلمان نوشته است

نام تو را به آب طلا دستِ کردگار

بالای تخت و تاج سلیمان نوشته است

کم ناز کن دو آیه از این سوره را بخوان

اصلاً خدا برای تو قرآن نوشته است

امشب قلم زدند پریشانی مرا

با تو رقم زدند مسلمانی مرا

قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده

توحید را نشان زمین و زمان بده

قرآن بخوان و با نفس آسمانی ات

این مرده های روی زمین را تکان بده

قرآن بخوان و بال مرا از قفس بگیر

اندازه شعور پرم آسمان بده

آخر چه قدر قوم پسر دار می شوند

دختر به دست دامن این مادران بده

جز با صدای عشق مسلمان نمی شوم

پس لطف کن خودت در ِگوشم اذان بده

قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس

هر که ادلّه خواست علی را نشان بده

تو آسمان مکه ای و ماه تو علی ست

تنها دلیل روشنیِ راه تو علی ست


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/24 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

هر قدر پیر می شوی و مو سپیدتر

وا می شود به روی تو زخمی جدیدتر

در سجده دید هر كه تو را، جز عبا ندید

هر روز می شوی ز چه رو ناپدیدتر؟

جدّت به بوریا و تو در هفت پارچه!

انصاف دِه كدام شما شد شهیدتر؟

یك لنگه در برای تو تابوت می شود

قحطی رسیده یا كه رسوم جدیدتر

دریا به روی تخته شكسته چه می كند؟

از تو بعید نیست از این هم بعیدتر

زانوی تو دو تا شده یا عیبِ چشم ماست؟

كوته شده است تخته و یا تو رشیدتر

×××

از وبلاگ من غلام قمرم




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 05:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

ترسی از فقر ندارند گدایان كریم

دست خالی نروند از در احسان كریم

حاجت خواسته را چند برابر داده است

طیب الله به این لطف دو چندان كریم

كاظمینی نشدیم و دلمان هم پر بود

بار بستیم سوی شاه خراسان كریم

بی نیاز از همه ام تا كه رضا را دارم

به قسم های خداوند به قرآن كریم

طلب رزق نكردیم ز دربار كسی

نان هر سفره حرام است مگر نان كریم

هر كسی وقت مناجات ضریحی دارد

دست ما نیز رسیده است به دامان كریم

نا امیدم مكنید از كرمش فرض كنید

باز بدكاره ای امشب شده مهمان كریم

گر چه خوب است شود شیعه بلا گردانش

سپر درد و بلای همه شد جان كریم

ظاهرش «فقر» ولی باطن او عین «غنا»ست

ترسی از فقر ندارند گدایان كریم

×××


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/20 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات

 

اوّل نامه «السّلام علیك»

محضر عالی و شریف شما

نامه ای می نویسد از غمتان

بنده ی عاصی و ضعیف شما

 

نامه ای از محلّه ی غم و رنج

كوچه ی بی كسی، پلاك بلا

شهر بدبختی و فلاكت و درد

كدپستی ش...نیست خاطر ما

 

چشم بد دور، چشم این مردم

به هر آنجا كه می شود باز است

توی Mp4 و موبایل همه

پر آهنگ و رقص و آواز است

 

گوش ها عادت همیشگی اش

تكنو و جاز و رپّ و راك و متال

معذرت! این قبیله می گویند:

گور بابای این حرام و حلال 



ادامه این شعر

موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/19 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای کبوتران خونین بالی که این روزها میهمان شهر و دیارمان هستند.

شهدا و دفاع مقدس


خبر این بود که یک سرو رشید آوردند

استخوان های تو را در شب عید آوردند

جیب پیراهنی آغشته به خون را گشتند

نامه ای را که به مقصد نرسید آوردند

نامه مثل جگر تشنه ی تو سوخته بود

قفل آن باز نشد هر چه کلید آوردند

مادرت گفت کبوتر شده ای، می دانست

آسمان را به هوای تو پدید آوردند

لحظه ی رفتن تو خوب به یادش مانده

آب و آیینه و قرآن مجید آوردند

جا نماز متبرک شده اش را آن روز

با گلی سرخ که از باغچه چید آوردند

وقت رفتن تو خودت روضه ی اکبر خواندی

کوچه ابری شد و باران شدید آوردند

سال ها بعد تو از راه رسیدی اما...

خوب شد مادرت آن روز ندید آوردند...

پیکری را که به شش ماهگی ات می مانست

پیکری را که به قنداق سفید آوردند

حتم دارم که خود حضرت زهرا هم بود

روزهایی که به این شهر شهید آوردند




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 01:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مناجات


ما ریزه خوار سفره ی احسان زینبیم

 مدیون لطف و فضل فراوان زینبیم

 بال ملخ به شانه ی چشم فقیر ماست

 عمری ست مور ملک سلیمان زینبیم

 ما را پیام خطبه ی زینب نجات داد

 شکر خدا که جمله مسلمان زینبیم

 پیغمبرانه سینه زنان را بهشت برد

 ما قوم در به در شده، سلمان زینبیم

 ما را غلام حلقه به گوشش نوشته اند

 فرموده کردگار: که از آن زینبیم

 ما مثل زلف نیزه نشینان قافله

 از کربلا به کوفه پریشان زینیبم

 جان می دهیم عاقبت از غصه اش که ما

 کشتی شکست خورده ی طوفان زینبیم

 در زیر کوه غم به خدا شکوه ای نکرد

 حیران و مات عصمت و ایمان زینبیم

 با خیمه های سوخته معجر درست کرد

مبهوت ابتکار درخشان زینبیم




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


زینب فرشته بود و پر خویش وا نكرد

این كار را براى رضاى خدا نكرد

پر مى‏گشود اگر، همه را باد برده بود

سیمرغ بود و جلوه بى انتها نكرد

این كربلا چه بود كه جز این مسافرت

او را ز جان عزیزتر خود جدا نكرد

گیسوى آیه‏هاى نجیبى كه مى‏وزید

با معجر شكسته زینب چه‏ها نكرد

یاد رقیه حرف گلو گیر زینب است

حرفى كه تار صوتى او خوب ادا نكرد

آرى غذا نداشت ولى در تمام راه

یكبار هم نماز شبش را قضا نكرد

بیگانه بر غریبى زینب سلام كرد

كارى كه هیچ رهگذر آشنا نكرد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مرثیه


در واژه های شعر تو دیدم  وقار را

 حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را

با تیغ خطبه فاتح صفین كوفه ای

مولا سپرده دست شما ذوالفقار را

در اوج بیكران خودت مست می كِشی

 هفتاد و دو ستاره دنباله دار را

 درس حجاب می دهد این آستین شرم

معنا كنید روسری وصله دار را

با واژه های «هیزم» و «مسمار» و «شعله ها»

 آتش زنید مستمع بی قرار را

خانم اگر اشاره به طشت طلا كنید

 خون گریه می كنیم خزان تا بهار را

چشمت به غیر چشم حسینت ندیده است

 دیدی كنار طشت، بساط  قمار را

زینب كجا و مجلس نامحرمان كجا!

 از دست داده ام به خدا اختیار را

این بوی سیب چیست؟ دوباره گرفته ای

بر روی دست پیرهن شهریار را

  اكسیر اشك روضه تان مس طلا كند

وقتش رسیده است بسنجی عیار را




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت


ما دسته دسته شیعه تسلیم زینبیم

بیچاره آن دلی كه در این قوم و رسته نیست

با دست های بسته هـزاران گـره گشـود

ثابت شده ست، دخت علی، دست بسته نیست

گیرم به چشم شوهر خود هم غریبه شد

گیرم خمیده گشت؛ ولی هیچ خسته نیست

برخیز و باز، نافله‌ات را به ‌پـا نـمـا

پیغمبر قیام، كه از پا نشسته نیست

سر را به پای محمل سالار خود شكست

گرچه سرش‌شكسته؛ ولی سرشكسته نیست

این ها اشاره ای ز مقامات زینب است

×××

وقتی كه رفت معجـر زینب كبـود بود

وقتی رسیـد، گیسـویـش اما سپیـد بود

وقتی كه رفت كوه مصیبت به شانه داشت

وقتی رسیـد مثل همیشـه رشیـد بود

جای تمام دختـركـان تازیـانـه خورد

طوری كه زنده ماندن زینب بعید بود

تاریخ شاهد است همان خطبه های او

تنها دلیل مرگ زمــام یزیـد بود

این بی عقیدگی است بگویم وفات كرد

ام المصائب است و یقینـاً  شهید بود

هر كس شهید شد ز كرامات زینب است

×××

خورشیـد واره، از افق نور می دمید

صبح سپیـد شـام ستـم را سیـاه كرد

از جنس فاطمه است؛ بیابان كوفه را...

بر روی بال های ملك طی راه كرد

آن شب اگر نبود امامت تمام بود

خود را پناه حجت بی سر پناه كرد

بـالله قسم كه كرب و بلا مات زینب است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/16 | 08:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)_مدح

 

اوصاف تو از ابتدا تا انتها نور

آیینه ای آیینه ای سر تا به پا نور

آیینه ای و خلق حیران صفاتت

تابیده بر جان تو از ذات خدا نور

چشمی که توفیق تماشای تو را داشت

جسم تو را جان دیده و جان تو را نور

در حلقه ی عشاق تو ای صبح صادق!

بر هر لبی گل کرده «یا قدوس»، «یا نور»

قرآن وصفت سوره سوره با شکوه است

«فرقان»،«نباء»،«یوسف»،«قیامت»،«هل اتی»،«نور»

از کعبه تا مسجد مسیر روشن توست

از آسمان تا آسمان از نور تا نور

خورشیدی و بر شانه ی خورشید رفتی

فریاد می زد آسمان : «نورٌ علی نور»

تو بوتراب و همسر تو مادر آب

اصل شما، وصل شما، نسل شما نور

پایان کار دشمنان توست با نار

آغاز راه دوستان توست با نور

در مدح تو چشم غزل روشن که دیده است

وصف تو را از ابتدا تا انتها نور




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/15 | 04:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت


به سمت کعبه ملک هم دخیل می آورد

که مادری پسری بی بدیل می آورد

گشود لب به سخن کعبه، داشت بی پرده

برای خلقت عالم دلیل می آورد

ز اشک شوق ملک، زیر پاش دریا شد

و کعبه غرق کلیمی که نیل می آورد

خلیل با تبر آمد به بُتکده، اما

به روی دوش، محمد، خلیل می آورد

علی برادری اش را به عدل ثابت کرد

که شعله جانب دست عقیل می آورد

چگونه وصف شه لافتی کنم، که خدا

به مدح او صفت از این قبیل می آورد




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/15 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت

 

هر صفا با علی صفا دارد

هر كسی با علی خدا دارد

روی قلب ستاره بنویسید

مثل آقای ما كجا دارد؟!

چه كسی جز امام اول ما

پسرش شهر كربلا دارد؟!

وقت معراج جز علی چه كسی

جا به دوش فرشته ها دارد؟!

یا كدامین بزرگ در دنیا

دور خود این قدر گدا دارد؟!

عشق اگر عشق هم بُوَد تنهاست

با ولای علی بها دارد

آیت والی الولی مددی

صد و ده بار یا علی مددی

صاحب رودخانه ی كوثر

دست پرورده اش بُوَد بوذر

آن امامی كه در زمان نماز

می دهت در ركوع انگشتر

آن كه در لا به لای جنگ اُحُد

با نود زخم می كند محشر

آن بزرگی كه كار كوچك او

كندن چهار چوبه ی خیبر

آن جوانی كه عَبُدوَدها را

با یكی ضربه می كند بی سر

ذكر هر پهلوان به میدان ها

اسد الله یا علی حیدر

دافع سیئاتمان حیدر

عجّلوا بالصلاتمان حیدر 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/15 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-ولادت


در ساعتی شگفت، مکعّب شکست و بعد

مردی به جای قبله ی مردم نشست و بعد

رکعـت شـد و نمـاز شد و حمـد و سوره شد

آمـد طلسم مسجـدیـان را شکــست و بعد

با یک نــفر شبیه خـودش گشـت روبرو

خود را گرفت ثانیه ای روی دست و بعد

آیات نوبری ز درخت انار چیـد

و خواند از تشهّدش: از بود و هست و بعد

مِثلِ مَثل شد و به زبانِ همه شکفت

از راه حلق در ته دل ریشه بست و بعد

چون روحِ در نسوجِ گیاهان حلول کرد

یک خوشه خورد از خودش و کرد مست و بعد

مقداری از ترشّح او را زمین چشید

قیمت گرفت خاک اراضیِ پست و بعد

ما را ببخش ما که گناهی نداشتیم

او خواست اهل بادیه را بت پرست و بعد

هر سال گفت تا که بگویند شاعران:

در ساعتی شگفت مکعب شکست و بعد...




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/14 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت-بصیرت


چه شد كه خشت سر خشت چیده شد كعبه

برای چیست كه این قدر كشیده شد كعبه

مگر كه؟ از دل این خانه می زند بیرون

كه ناز مقدم او آفریده شد كعبه

كه آمد و چه شنید و چه گفت می دانی؟

كه پیش خلق گریبان دریده شد كعبه

سر هم آمد و دوباره شكافت

كه تا قیام قیامت پدیده شد كعبه

درخت بود و پر از میوه های كال اما

علی رسید و سه روزه رسیده شد كعبه

نمونه خط خدا را كه دیده است كجاست؟

علی قشنگ ترین دست خط دست خداست

سه روز بر در كعبه نظاره می كردند

دعا برای شكافی دوباره می كردند

منجمین همه مبهوت در پی چاره

توسلی به ضریح ستاره می كردند

دوباره ریخت به هم طرح كعبه و مردم

به سوی مادر و كودك اشاره می كردند

رسید ماه و زلیخائیان ز یوسف ها

به خانه هر چه كه بود عكس، پاره می كردند

ز حكم خنده وَ یا گریه های كودكی اش

از آن به بعد همه استخاره می كردند

گشود چشم و زمین را پر از حلاوت كرد

بجای گریه دو سه آیه ای تلاوت كرد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/14 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

از علی و آلِ او جو درد عشق

جفت شش آورده حق در نَرد عشق

آب و رنگ باغ آب و گل علی ست

صورت آینه ی کامل علی ست

نور خالص، روح مطلق مرتضی

معنی لفظ انا الحق مرتضی

هی درآ! حیدر که نور مه تویی

تیغ لا در چنگ الا الّه تویی

تیغ مهرت سر زد از بند قبا

چون نگوید بر تو مَرحب مرحبا

مرحبا ما مرحب رای توئیم

کشته ی تیغ تَوَلّای توئیم

راز گو طفل دبستانیم ما

تیغ واکن مرحبستانیم ما

هادیان را زین سبب هدهد شدی

زان که اول کشته ی خود، خود شدی

ای همه دروازه و خیبر تو خود

ای نخستین کشته ی حیدر تو خود

از درون و از برون آمد بکار

زین سبب شد نام تیغت ذوالفقار

یا علی از نفس دون ما را بزن

ذوالفقاری از درون ما را بزن

خلق را یاری سِرّ اللّه نیست

هیچ کس از قعر تو آگاه نیست  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/14 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمؤمنین(ع)-مدح 

 

هر كجا پای نهی میوۀ لب می روید

بوسه بر پای تو ای دوست عجب می روید

همه اسباب به یك كُن فَیَكونت بسته است

اصلاً انگار ز فكر تو سبب می روید

چیست در خاك نجف ای بت شیرین كه هنوز

هر درختی كه بكارند رطب می روید

در شب زلف تو اُمّید نجاتی دارم

شعلۀ طور اساساً دل شب می روید

به سمرقند چه حاجت كه ثمر شكّر هست

در نجف نیشكر از نهر رجب می روید

خاندانت همه از خُرد و كلان در كارند

شجره نامه ات انگار ز رب می روید

شب میلاد تو حتی منِ عاصی شادم

خار این بادیه در فصل طرب می روید

عاشقان تو ندارند كرامت جز مرگ

بر لب آب حیات تو ادب می روید

سر برآورده غمت از دلِ سلمان چون تاك

گویی از مملكت فارس، عرب می روید

آب شمشیر تو هر جا كه كند طغیانی

گر به رحمت گذرد نیز غضب می روید

تو طلب كار منی جلب مرا زود بگیر

نكنم هیچ فراری، تو بیا زود بگیر




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/14 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین علی (ع)-مدح


تو بی ابتدایی و بی انتها

شبیه پیمبر شبیه خدا

تو بالاترین نقطه ی باوری

معماترین نقطه ی زیر «با»

مقرب ترین جلوه ی لم یلد

و لم یولد آیه های خدا

تو آن سمت دروازه ی باوری

همان جا که می خوانمش ناکجا

مرا آن طرف ها اگر راه نیست

شما لااقل این طرف ها بیا

تو آن خواهش سبز سجاده ای

همان التماس شب انبیا

تویی مقصد اول و آخرم

مناجات شب های غارِ حرا

بیا با پر و بال کروبیان

بزن وصله این گیوه ی پاره را

بزن بیل خود بر این سرزمین

بزن تا كه باشم درخت شما

من از آبِ چاهِ شما خورده ام

که حالا شدم تشنه ی کربلا

خدای كرم! سایه ی ناشناس!

در این كوچه های بدون صدا

چنان مخلصانه كرم می كنی

كه حتی نمی ماندت رَدِّ پا

تو یعنی همان شاهِ شهر منی

كه داری قدم می زنی با گدا؟!

در این سینه ی شب كجا می روی؟

از این جاده ها، دور از چشم ما

به سمت مناجات سجاده ات

اگر می روی التماس دعا

××× 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/13 | 06:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح-جنگ خیبر

 

اشک می بارید از چشمان سلمان مثل ابر

گفت من یک قطره ام پیش تو ای دریای صبر!

ای خوشا «اللهُ نور»ی که توئی پروانه اش

خوش به حالش که تو دنیا آمدی در خانه اش

همچنان از طرح آن روزم پشیمانم هنوز

آن همه خندق چرا کندیم؟ حیرانم هنوز

در سپاه ما مگر آن روز شیر حق نبود

حاجتی دیگر به حفر آن همه خندق نبود

خویش را در کام شیر انداخت او با پای خود

تا پرید این سو و جولان داد «عمرو عبدِوُد»

هی رجز می‌خوانَد و هی بی قراری می کنی

وای از آن ساعت که تو قصد شکاری می کنی

«لا فتی»! پیش آمدی «لا سیف» در دستان تو

گفت احمد: نه، ولی نه از هراسِ جانِ تو

گفت نه، تا دیگری با «عمرو» رو در رو شود

گفت نه، تا دست آن پر ادّعاها رو شود

دیدمت شیر جوان! تا ‌آمدی غرّان ز رَه

گفتی: اِنّی فارِسٌ، سَمَّیتُ اُمّی حیدَرَه

عمرو! آن «هل من مبارز» شد صدای آخرت

خوب می بینم که می چرخد اجل دور سرت

گیرم از جنگاوران بر تو کسی غالب نبود

اسم آن ها که علی ابن ابی طالب نبود  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/13 | 06:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

تا زمین قدم برداشت آسمان نوشت علی

آسمان كه بر پا شد كهكشان نوشت علی

كهكشان كه بر پا شد یك جهان نوشت علی

این جهان كه معنا شد بیكران نوشت علی

بیكرانه ها پر شد لامكان نوشت علی

با هر آنچه كه می شد با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی با زبان نوشت علی

و سپس هر آنچه داشت در توان نوشت علی

روی صورتِ انسان روی جان نوشت علی

با غبار او روی چشممان نوشت علی

آنقدر نوشت از او تا جهان پر از او شد

تا كه دست حق رو شد ذكر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی صورتم نوشت علی

دوست داشت پس روی قسمتم نوشت علی

در رگم كه جاری شد غیرتم نوشت علی

پا شدم زمین خوردم همتم نوشت علی

تا كمی ضعیف شدم قوتم نوشت علی

آمدم ذلیل شوم عزتم نوشت علی

پس خدا خودش روی قیمتم نوشت علی

روی بیرق سبز هیئتم نوشت علی

آنقدر نوشت علی روی سرنوشت من

تا فقط علی باشد خانه ی بهشت من 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/13 | 06:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-ولادت


مینویسم سر خط نام خداوندِ رضا

شعر امروز بپرداز به لبخند رضا

آنکه با آمدنش آمده محشر چه کسی ست؟

از تو در آل نبی با برِکت تر چه کسی ست؟

آنکه از آمدنش عشق بیان خواهد شد

" عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد "

آسمان! از سر خورشیدِ تو خواب افتاده؟

یا که از چهره ی این طفل  نقاب افتاده؟

بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود

" دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود "

آسمان از نفسش یک شبه منظومه نوشت

روزی شعر مرا حضرت معصومه نوشت

عدد سائل این خانه زیاد است امروز

شعر وارد شده از باب جواد است امروز

باز با لطف رضا کار من آسان شده است

کاظمین دلم امروز خراسان شده است

دوست دارم که بگردم حرم مولا را

بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را

بنویسید که تقویم بهاری بشود

روز او روز پسر نام گذاری بشود

خالق از دفتر توحید جناس آورده

جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟

شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده

رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده

به رضا طعنه زدن جای تأسف دارد

گر چه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد

این جوان کیست که معنای قیامت شده است

سند محکم اثبات امامت شده است

گندمی باشد اگر رخ نمکش بیشتر است

با پیمبر صفت مشترکش بیشتر است

این جوان کیست که سیمای پیمبر دارد

بنویسید رضا هم علی اکبر دارد

اهلبیت آینه ی بی مثل قرآن اند

این جوان کیست که از خطبه ی او حیرانند؟

نسل در نسل، شما مایه ی ایمان من ید

من نفس می کشم از اینکه شما جان من ید

نزند دشمنت از روی حسادت نظرت

چند روزیست پریشان شدم آقا! پسرت...

غصه ای نیست اگر این همه دشمن دارد

پسرت حرز تو را تا که به گردن دارد

پسرت مثل علی بوده، امیر است امیر

پسرت چشمه ی جوشان غدیر است غدیر

آخر شعر من از قلب هدف می گذرد

کاظمین تو هم از راه نجف می گذرد

تا ز مولا ننویسیم ادب کامل نیست

چون که بی نام علی ماه رجب کامل نیست

یا علی یا اسد الله عنان دست تو است

جلوه کن باز یدالله جهان دست تو است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/12 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام جواد(ع)- مدح و مرثیه

 

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست

در چله گرفتن ثمری بهتر از این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم

در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم

در بین سحرها  سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد

در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه

در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم

در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را

در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش

دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله

ما عبد نگاریم توکلت علی الله


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/10 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-ولادت

 

نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد

تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش

زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

درست مثل زمان تولد زهرا

مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد

هزار حظّ منزّه به دیده اش آمد

همین که چشم ستاره به روی تو وا شد

و آسمان اگر امروز این همه بالاست

به پای قامت طوبایی شما پا شد

صدای پای کریمانه تو می آید

دلم به پشت در خانه تو می آید

تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است

دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است

میان خیل هزاران هزار بخشنده

برای جود خودش انتخابتان کرده است

حساب کردم و دیدم چهارده قرن است

مرا پیاله به دست شرابتان کرده است

تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن

تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است

قسم به کعبه برای شفاعت فرداست

اگر جواد الائمه خطابتان کرده است

خدا سرشته تو را، تا که مثل نور کند

کریمی اش به کریمی تو ظهور کند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام جواد(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/9 | 05:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-ولادت

 

امشب بهشت آرزو را باز كردند

سرّى ز اسرار مگو را باز كردند

خم خانۀ توحید را در برگشودند

از چهارده خم یك خم دیگر گشودند

مستان صافى دل كه قدسى نام دارند

كوثر به جاى مى درون جام دارند

در جام مى رخسار جانانه بینند

خورشید را در حجره ریحانه بینند

در خانه شمس الضحى امشب قمر زاد

وز چهارده خورشید خورشیدى دگر زاد

طاها رخى از دوده یاسین بر آمد

نخلى كهن را میوه شیرین بر آمد

امشب رضا، روح رضا در دست دارد

تصویرى از حسن خدا در دست دارد

یزدان رضا را ثانى موسى عطا كرد

بر پور موسى تالى عیسى عطا كرد

ماهى كه شرم از چهر دارد آفتابش

گوید رضا بر مهد نازش ذكر خوابش

گهواره او شهپر روح الامین است

گهواره جنباش امام هشتمین است

دارد رضا در پیش رو تمثال احمد

سوم على بر دامنش سوم محمد

میلاد او امید اسلام است و انسان

میلاد او میلاد اسلام است و قرآن

نظم زمان بعد از رضا در پنجه اوست

مشكل گشاى كارها سرپنجه اوست  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/9 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین علی (ع)-مدح


چشم وا کن احد آیینهٔ عبرت شد و رفت

دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت

آن که انگیزه اش از جنگ غنیمت باشد

با خبر نیست که طاعت به اطاعت باشد

داد و بیداد که در بطن طلا آهن بود

چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود

داد و بیداد برادر که برادر تنهاست

جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست

یک به یک در ملاء عام و نهانی رفتند

همه دنبال فلانی و فلانی رفتند

همه رفتند غمی نیست علی می ماند

جای سالم به تنش نیست ولی می ماند

مرد مولاست که تا لحظهٔ آخر مانده

دشمن از کشتن او خسته شده، در مانده

در دل جنگ نه هر خار و خسی می ماند

جگر حمزه اگر داشت کسی، می ماند

مرد آن است که سر تا قدمش غرق به خون

آن چنانی که علی از احد آمد بیرون

می رود قصهٔ ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می رسد قصه به آن جا که علی دل تنگ است

می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد

وان یکاد از نفس فاطمه بر تن دارد

کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام

تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

فاطمه فاطمه با رایحهٔ گل آمد

ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/9 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت

 

حق روز ازل كل نِعم را به علی داد

بین حكما حُكمِ حَكَم را به علی داد

معنای یدالله همین است و جز این نیست

كاتب كه خدا بود قلم را به علی داد

می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را

در معركه شمشیر دو دم را به علی داد

عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دست

تا احمد محمود علم را به علی داد

یاران ولایت به خدا اهل بهشتند

الله كریم است، كرم را به علی داد

هر مملكتی تابع فرمان امیری است

ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد

از نسل علی یك علی آمد به خراسان

یعنی كه خدا كل عجم را به علی داد

كوچك‌تر از آن است عجم فخر فروشد

گو حیدری‌ام، یار دلم را به علی داد

سبقت بگرفت اُمّ علی ز اُمّ مسیحا

روزی كه خدا حق قدم را به علی داد

مملوك ببین مالك دین در شب میلاد

تنظیم سند كرد و حرم را به علی داد

بودی همه اشراف عرب طالب زهرا

طه گهر عهد قِدَم را به علی داد

بگذاشت كف فاطمه را بر كف حیدر

با فاطمه شش دنگ ارم را به علی داد

از یُمن همین وصلت فرخنده «كلامی»!

حق زینب آزاده‌شیم را به علی داد

×××

رباعی

این سیزده رجب عجب محترم است

چون روز طلوع آفتاب كرم است

حاجی! به طواف كعبه آرام برو

چون سید اوصیا درون حرم است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/9 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ولادت

 

دنیای بی‌امام به پایان رسیده است

از قلب كعبه قبله ایمان رسیده است

از آسمان حقیقت قرآن رسیده است

شأن نزول سوره «انسان» رسیده است

وقتش رسیده تا به تن قبله جان دهند

در قاب كعبه وجه خدا را نشان دهند

روزی كه مكه بوی خدای اَحَد گرفت

حتی صنم به سجده دم یا صمد گرفت

دست خدا ز دست خدا تا سند گرفت

خانه ز نام صاحب خانه مدد گرفت

از سمت مستجار، حرم سینه چاك كرد

كوری چشم هر چه صنم سینه چاك كرد

وقتی به عشق، قلب حرم اعتراف كرد

وقتی علی به خانه خود اعتكاف كرد

وقتی خدا جمال خودش را مطاف كرد

كعبه سه روز دور سر او طواف كرد

حاجی شده است كعبه و سنت شكسته است

با جامه‌ی سیاه خود احرام بسته است  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/8 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امیرالمومنین(ع)-مدح


علی ای میر پهلوان عرب!

زیر تیغت سر یلان عرب

ای در خیبر از تو کنده شده!

وز تو لات و هبل فکنده شده!

خصم شد هر که کردگار تو را

بوسه زد تیغ ذوالفقار تو را

ای مناجاتی شبانه! علی!

ای نماز تو عاشقانه! علی!

آن چنانی که تیر، وقت دعا

کشد از پا برون طبیب، تو را

نیز در وقت سجده بر سر تو

می زند تیغ خصم کافر تو

شانه های تو، آه! قامت تو

آن ستون های استقامت تو

بار اندوه عالمی می برد

دل تو غصه ی جهان می خورد

شب که می شد تو بودی و غم تو

-عالم رنج و راز- عالم تو

تا که پنهان ز خلق زیر گلیم

ببری شام کودکان یتیم

علی! ای پرّ و بال هم قفسان!

خود پر از درد و دردمند کسان!

ای درِ شهر علم مصطفوی!

عَلَم سبز حلم مرتضوی!

ای علی! ای تو را هنوز فغان

در دل چاه های کوفه نهان

حق که دیوار کعبه منشق کرد

هم تو را طفل دامن حق کرد

کعبه در ظاهر ابتدای تو بود

کوفه در ظاهر انتهای تو بود

تو ولی، بی زمان و هنگامی

هم بی آغاز و هم بی انجامی

بودی و آسمان نبود هنوز

هم زمین، هم زمان نبود هنوز

گر به شوقت نیافرید خدا

از چه کرد این جهان پدید خدا




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/8 | 03:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام جواد(ع)-مدح


هر که سر خدمت نگار ندارد

هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

بحث سر دیدن کریمی یار است

ور نه گدا بودن افتخار ندارد

وقت کرم دست تو به دست گدا خورد

بهتر از این لطف روزگار ندارد

شانه بزن بیشتر به زلف کمندت

این دل ما ترس تار و مار ندارد

صبح قیامت اگر تو دلبر مایی

هیچ کسی با بهشت کار ندارد

تا که خدا هست شاه و گدا هست

شاه اگر یار ماست روزی ما هست

لطف تو باشد اگر، حساب کدام است؟!

مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است؟!

علت خلقت تویی در عشق و گر نه

جبر کدام است و انتخاب کدام است؟!

چله ای باید گرفت تا که بفهمیم

سرکه کدام است یا شراب کدام است؟!

این پدر پیر تو چگونه بخوابد

پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است؟!

روی تو و روی او... چگونه بفهمیم

در وسط این دو، آفتاب کدام است؟!

هیچ کسی مثل تو وجود ندارد

مثل تو و سفره ی تو جود ندارد  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/7 | 05:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح و ولادت

 

من که قلب شکسته ای دارم

دل در خون نشسته ای دارم

رام هر کس نمی شود دل من

صید کرکس نمی شود دل من

دل خود را به غم محک زده ام

تا دم از صاحب فدک زده ام

خالق اکبر است یار دلم

با علی اصغر است کار دلم

آنکه سوز غمش جگر سوز است

روز میلاد او دل افروز است

لحظه های خوش بهاران است

شهر قرآن ستاره باران است

از زمین تا بهشت پل زده اند

دسته گل روی دسته گل زده اند

شهد رحمت به جام می ریزند

دوستان را به کام می ریزند

شاد باش ولادت اصغر

انبیاء و ارادت اصغر

پور زهرا که عشق سرمستش

علی دیگر است در دستش


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/7 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 14 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.