امیرالمومنین(ع)-مدح

 

مولای ما نمونهٔ دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِئیل واژهٔ بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم ناد علی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/7 | 02:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت و محکومیت توهین ها 

 

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحۀ غار حراست

خط به خط جامعه آیینۀ قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسۀ ظرفیت من پر شده است

همۀ عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانیِ دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو  


ادامه این شعر

موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/03/5 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و مرثیه

 

موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم

پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم

این بال ها شبیه وبالند، ابترند

وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم

این چشمهای خیس و تهی دست شاهدند

بی تو به جلوه زار تماشا نمی رسیم

تا بی کرانه های حضور خدائی ات

پر می کشیم روز و شب اما نمی رسیم

باشد اگر تمام جهان زیر پایمان

حتی به خاک پای تو آقا نمی رسیم

این حرفها نشانه‌ی تقصیر فهم ماست

حیران شدن میان صفات تو سهم ماست

دنیا تو را چگونه بفهمد؟ چه باوری!

از مرز عقلهای زمینی فراتری


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/3 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


باز در مدح شما شاید و اما دارد

 این دل بی رمقی که به رهت جا دارد

 موج موج از همه سو در طلب فیض کسی ست

 باز شوق سخن از حضرت آقا دارد

 کوچکم خرده نگیرید ببخشید آقا

 قطره ای راه به جولان گه دریا دارد

 صحن قدسی ست به هر جای که نامی ز شماست

 چون خدا از نفست فخر به دنیا دارد

 بارگاهت که فرو ریخت دلم غوغا شد

 از غمت زخم ابد خاطره ی ما دارد

 خنده ای کرد عدو : «گنبدش از بیخ شکست»

 غافل از آن که حرم در دل ما جا دارد

 منزلش سرب حمیم! آن که حریم تو درید

 چه سرانجام بدی در صف عقبا دارد

 بی گمان آن که ز معصومیتت بد گفته است

 مذهب شوم دلان را به مدارا دارد

 به خداوند قسم می درم آن حنجره را

 آن که طرحی ز جسارات به مولا دارد

 سینه را وقف قدوم نوه ات بنمودم

 تا... زمان فرجش میل معما دارد

 روی هر آجر و هر خشت خراب دل ما

 «ها» «الف» «دال » ،سپس جرعه ای از «یا» دارد

×××

با تشکر از آقای آتش پنجه برای ارسال این شعر به جنبش فدائیان امام هادی النقی(ع)




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/3 | 03:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد

و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد

به نور ناب نگاه چهارده خورشید

وجود و فطرت و ذات مرا منور کرد

زلال ناب ولایت به جان من نوشاند

سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد

به فضل و رحمت زهرا سرشت قلبم را

زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد

سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت

به عطر سیب حسینی مرا معطر کرد

مرا اسیر غزل های چشم تو می خواست

نگاه روشنتان را کُمیت پرور کرد

چگونه می شود الطاف بی کران تو را

چگونه می شود ای با شکوه باور کرد

خدا اراده نموده که شاعرت باشم

همیشه هر سحر جمعه زائرت باشم

به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما

ولایت تو مبانی اعتقادی ما

شکوه بی حد تفسیر شیعه برکت توست

رهین محضر تو فقه اجتهادی ما

میان چشم تو آیات فتح را دیدیم

خروش تو شده روحیهٔ جهادی ما

و آیه آیه قنوتت ترنم ملکوت

خلوص سجدهٔ تو مسلک عبادی ما

همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست

به لطف این که تو هستی امام هادی ما

اگر کم از جلوات جلالی ات گفتیم

بذار این همه را پای کم سوادی ما

شدیم مثل گدایان سامرائی تو

مگیر خرده بر این خواهش زیادی ما

چه می شود که گدایِ گدای تو باشیم

چه می شود بپذیری فدای تو باشیم

همیشه می وزد از مرقدت نسیم بهشت

پر است صحن و سرای تو از شمیم بهشت 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/30 | 03:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات

 

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست

احساس می کنیم دو عالم گدای ماست

با گریه بهر فاطمه آدم عزیز شد

این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست

اینجا به ما حسین حسین وحی می شود

پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست

سلمان شدن نتیجۀ همسایگی اوست

زهرا برای سیر کمال ولای ماست

تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است

چادر نماز مادر ارباب های ماست

باران به خاطر نوۀ فضه می رسد

ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست

فرموده اند داخل آتش نمی شویم

فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/21 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

نشسته ام بنویسم كه بال یعنی تو

عروج كردن سمت كمال یعنی تو

نشسته ام بنویسم تصورت، هیهات

فراتر از جریان خیال یعنی تو

محبت تو همان آیینه است و مهرت آب

تو آب و آینه ای پس زلال یعنی تو

ز برگ های تو بوی رسول می آید

گل محمدی بی مثال یعنی تو

مسیر رد شدنت را كسی نگاه نكرد

جمال زیر نقاب جلال یعنی تو

تو نور و نورٌ علی نور و خالق النوری

تو از تصور خاكی نشین ما دوری

تو آن دعای رسولی كه مستجاب شدی

برای خانه ی خورشید آفتاب شدی

یگانه دختر احمد شدن مراد نبود

برای ام ابیهایی انتخاب شدی

تو مرتضی نشده این همه صدا كردی

تو مصطفی نشده صاحب كتاب شدی

علی به پای تو شد ذره ذره آب و سپس

تو هم به پای علی ذره ذره آب شدی

تو عادلانه ترین فیضی و دو تا نه سال

نصیب روح نبی و ابوتراب شدی

تو آفتاب رسولی و آسمان علی

تو روح سینه ی پیغمبری و جان علی 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/20 | 03:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای تاج سر زنان عالم

وی مفخر دودمان آدم

از جوهر قدس، تار و پودت

از نور محمدی، وجودت

معیار کمال زن، تویی تو

مقیاس جلال زن، تویی تو

ای نادره در بحر رحمت

آویزه‏ی گوشوار عصمت

خیّاط ازل ز حجله‏ی غیب

در طارم نور غیب لا ریب

چون مشعل وحی را بر افروخت

پیراهن عصمت تو را دوخت

ای گنج هزار گونه گوهر

وی خوانده تو را خدای، کوثر

نسل تو، نگاهبان دین ست

بر تاج تو، یازده نگین ست

شاه شهدا که بر سر دین

بگذاشت نگین و تاج خونین

یک پاره‏ی پاک از تن توست

پرورده‏ی شیر و دامن توست

خونی که به شیر توست معجون

جز رنگ خدا نگیرد آن خون

اسلام، که روز او بشد شب

دادی تو گره به زلف زینب

ای در فلک پیمبری، ماه

خورشید، کمین کنیز درگاه

در قدر، ز کاینات برتر

با فضه -کنیز خود- برابر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/20 | 03:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهر(س)-مدح و ولادت 


پرواز می دهیم كه بال و پرت كنیم

معراج می بریم كه پیغمبرت كنیم

دیگر بس است خلوت چله نشینی ات

وقتش رسیده است مقرب ترت كنیم

دسته گل قدیمی خود را از این به بعد

دست تو می دهیم كه تاج سرت كنیم

حالا نماز شكر بخوان فدیه ات بده

تا صاحب زلال ترین كوثرت كنیم

می خواستیم فرق كنی با پیمبران

می خواستیم  آینه ی دیگرت كنیم

این سیب را بگیر و برای خودت ببر

وقتش شده است فاطمه را دخترت كنیم

شایسته است با پدر فاطمه شدن

از خانواده ی پسری ابترت كنیم

می خواستیم نسل تو زهرا نسب شود

ضرب المثل برای عجم تا عرب شود 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/19 | 03:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)- مدح و شهادت


دل که آشفته شود زلف پریشان هیچ است

پیش مشتاقی ما چاک گریبان هیچ است

کرم اهل کرم بیشتر از خواهش ماست

خواهش دست گدا نزد کریمان هیچ است

آن قدر معجزه ها از هنر تو دیدیم

که بنا کردن این دل، دل ویران هیچ است

سربلندیم اگر سایه ی تو بر سر ماست

پیش این سایه ی تو تاج سلیمان هیچ است

خِلقت طینت تو بس که لطافت دارد

گر بریزند به پای تو گلستان هیچ است

ما به جمهوری زهرایی خود می نازیم

وَرنه بی فاطمه که خطّه ی ایران هیچ است

مِهر زهراست به ما رنگ و بویی بخشیده

نام زهراست به ما آبرویی بخشیده

زیر پای تو می افتد، سر اگر بنویسند

در هوای تو می افتد، پَر اگر بنویسند

نسبت ام ابیهاست که شایسته ی توست

اشتباه است تو را دختر اگر بنویسند

باز قرآن کریم است ندارد فرقی

جای هر سوره فقط کوثر اگر بنویسند

قصد کردم پس از امروز هزاران دفعه

بنویسم زهرا، مادر اگر بنویسند

بی گمان یاد نخ چادر تو می افتیم

از مقامات تو در محشر اگر بنویسد

به مقام تو اضافه نشود نام تو را

یا نبی یا علیِ دیگر اگر بنویسند 

نه نبی، بلکه نبوت  شده عزت مندت

نه علی، بلکه ولایت شده گردنبندت  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/18 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-شهدا و بصیرت


این کیست، این که محو تماشای خود شده

پیش از ظهور، مادرِ بابای خود شده

در بی زمانِ مانده به میلاد، سر بلند

از امتحانِ روشن فردای خود شده

با سیزده مناره خدا را صدا زده

قد قامت بلند مصلّای خود شده

منظومه های شمسی او بی نهایتند

گرم شکوه دیدن ژرفای خود شده

عقل فرشته ها که به جایی نمی رسد

خود پاسخِ شگفت معمّای خود شده

حالا علی برای علی جلوه کرده است

آئینه ی تلألؤ همتای خود شده

اصلاً خدا هر آن چه که می خواست، او شده

این کیست این که حضرت زهرای خود شده؟!

اشراق آسمانیِ رازِ تبارک است

صبح نزول سوره کوثر مبارک است!

دل می بری غزل غزل از این ترانه ها

شیواترین عزیزترین مادرانه ها

تسبیح را به دست بگیر و ببین که باز

معراج می روند همین دانه دانه ها

با آیه های سورۀ قدر آمدی که ما

ایمان بیاوریم به آن بی نشانه ها

هر صبح با سلام پیمبر طلوع توست

تنها بهانه ی پدرت از بهانه ها

آتش گرفت اگر تن تب دارمان چه غم

نورِ «دعای نورِ» تو سر زد به خانه ها

یا نور! فوق نور، علیٰ نور ، نورِ نور

خورشید می شویم از این جاودانه ها

ای کاش زیر سایۀ سادات جا کنیم

نانی خوریم و حق نمک را ادا کنیم  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/18 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)- مدح 


دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است

شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است

تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان

این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است

مادر! حضور نام تو در شعر های من

لطف خداست شامل حال غزل شده است

غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم

این مسأله میان من و عشق حل شده است

سیاره ای که زهره نشد آه می کشد

آه است و آه  آنچه نصیب زحل شده است

زهرایی و تلألو نور محبتت

در سینه ام ز روز ازل لم یزل شده است

با نام تو هوای غزل معنوی شده است

بی اختیار وارد این مثنوی شده است

هرگز نبوده غیر تو مضمون بهتری

تنها تویی که بر سر ذوقم می آوری

نامت مرا مسافر لاهوت کرده است

لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است

از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت

باید برای بردن نامت وضو گرفت

نور قریش! تا که تویی صاحب دلم

غرق خداست شعب ابی طالب دلم

عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگی است

حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است

از این شکوه، ساده نباید عبور کرد

باید مدام زندگیت را مرور کرد

چون زندگیت ساده تر از مختصر شده است

پیش تجملات، جهازت سپر شده است

آیینه ای و سنگ صبور پیمبری

در هر نفس برای پدر مثل مادری

اشک شما عذاب بهشت است، خنده کن

لبخندت آفتاب بهشت است، خنده کن

دنیای ما نبوده برازنده ی شما

هجده نفس زمین شده شرمنده ی شما

آیینه ای نهاده خدا بین سینه ام

حس می کنم مزار تو را بین سینه ام

مانند آن خسی که به میقات پر کشید

قلبم به سوی مادر سادات پر کشید .




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/18 | 03:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

ای تکلم کرده با روح‌الامین

دختر تجریدیِ زیتون و تین 

ای شبستان حرا آینه‌ات

شیر سرخ کربلا از سینه‌ات

دختر رود تجلی در مسیل

دختر آواز بال جبرئیل

ای کبود ارغوان‌ها دیه‌ات

آب‌های آسمان مهریه‌ات

ای ملائک بر سلامت صف زده

عرش بر دامان تو رفرف زده

ای ز نامت گل چمن آرا شده

هاجر از اندوه تو سارا شده

معجز شق‌ القمر ابروی تو 

لیلة‌ الاسرای ما گیسوی تو

تو تلاوت را گلستان کرده‌ای

کوثری و ختم قرآن کرده‌ای

با تو می‌گریید شب شیر خدا

با تو می‌خندید شمشیر خدا

در جهان گر پرتو حیدر نبود

ماه رخسار تو را همسر نبود 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/18 | 03:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح-شهدا و بصیرت


حق نعمت نتوان کرد ادا رحمان را

که عطا کرده به ما آینۀ قرآن را

تربیت یافتهٔ مکتب وحی نبوی ست

قوت مدحت او نیست مدیحه خوان را

آسمان ها و زمین روشنی از او دارند

عرشیان خیره شوند این شجر رخشان را

بهجت قلب نبی، کوثر جوشان رسول

عطر سیبی که معطر بکند رضوان را

در عبادات نبی، وقت مناجات علی

افق معرفتش خیره کند انسان را

کیست آزاده تر از بانوی تقوی و عفاف

که شکوهش شکند شاکلۀ شیطان را

مرحم زخم پدر بود به پیکار احد

باید از فاطمه آموخت چنین عرفان را

معجز فاطمه آن نیست که با دست دعا

ردّ طوفان کند و حکم کند باران را

معجز فاطمه آن است که با تیغ بیان

خوب منکوب کند سلطنت طغیان را

هست روشنگری فاطمه اعجاز بزرگ

نیست داعیهٔ انکار چنین رجحان را

بندگی کرد خدا را به همه ابعادش

او که آموخت به ما بندگی منّان را

مادر ما نه فقط شیعگی آموخت به ما

بهر این شیعه شدن داد به ما امکان را

قدر کوثر نکند درک مگر همتایش

جز علی شرح نشاید که کند برهان را

وصف صدیقه کجا و سخن ناقص من

واگذارید به ابرار چنین میدان را  

بهتر آن است دم از خطبۀ جانانه زنیم

تا که تطهیر کند بارش کوثر جان را


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  شهدا و دفاع مقدس،  امام خامنه ای(حفظه الله)،  اخلاقی و اندرز،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/17 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ای نخست همیشگی یكتا

آفتاب قدیمی دنیا

سیب سرخ بهشت پیغمبر

یك سبد یاس بر جمال شما

ابتدایت همیشه نا معلوم

انتهای تو نیز نا پیدا

راستی گر نباشی ای بانو

چه غریب است حرف های خدا

خانه ات پایتخت این عالم

حجت من حدیث سبز كسا

فاطمه! ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

چشم هایت ستاره می بارد

مثل خورشید روشنی دارند

نور ماه و ستاره و خورشید

چه قدر پیش چشم تو تارند

جلوه كردی و از مكان خودت

آمدی و فرشته ها دارند...

از بلندای عرش تا مكه

سر راه تو یاس می كارند

آمدی و تمام هر چه كه هست

به مقام تو سجده می آرند

فاطمه! ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/17 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح

 

هر کس هر آن چه دیده، اگر هر کجا، تویی

یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی

بر تو خدا تجلی هر روزه می کند

آیینۀ تمام نمای خدا تویی

میلاد تو تولد توحید و روشنی ست

ای مادرِ پدر، غرض از روشنا تویی

چیزی ندیده ام که تو در آن نبوده ای

تا چشم کار می کند ای آشنا تویی

نخل ولایت از تو نشسته چنین به بار

سر چشمۀ فقاهت آل عبا تویی

غیر از علی نبود کسی هم تراز تو

غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی

تو با علی و با تو علی، نور واحدید

نقش علی ست در دل آیینه یا تویی؟!

شوق شریف رابطه های حریم وحی

روح الامین روشن غار حرا تویی

ایمان خلاصه در تو و مهر تو می شود

مکه تویی مدینه تویی کربلا تویی

زمزم ظهور زمزمه های زلال توست

مروه تویی، قداست قدسی، صفا تویی

بعد از تو هر زنی که به پاکی زبانزد است

سوگند خورده است که خیر النسا تویی

شوق تلاوت تو شفا می دهد مرا

ای کوثر کثیر! حدیث کسا تویی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/17 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت

زبان‌حال حضرت زینب(س) به حضرت ام‌البنین(س)


گمان مكن پسرت ناتنی ‌برادر بود

 قسم به عشق، كنارم حسین دیگر بود

منال ام بنین و ببال از عباس

 تو شیر مادر و شیر تو شیر پرور بود

سقوط قلعۀ خیبر اگر به نام علی‌ست

 فرات: خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت

 كه ماه هاشمیان بود و مهر پرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت ‌پشت ستم

 یل تو یك‌ تنه یك تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت

 ببین كه تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاك می‌شود پرپر

 ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

×××

 جهت شفای عاجل استاد بزرگوار حاج علی انسانی حمد شفا با ذکر یک صلوات قرائت بفرمایید.




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 03:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


بدون ماه قدم می زنم سحر ها را

گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است

رسانده است به خانم کسی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده

گرفته اند از این پیر زن پسر ها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش

بیاورند برایش فقط سپرها را

نشسته است سر راه، روضه می خواند

که در بیاورد آه ...آه رهگذرها را

ندیده است اگر چه، ولی خبر دارد

سر عمود عوض کرده شکل سرها را

کنار آب دو تا دست بر روی یک دست

رسانده است به ما خانم این خبرها را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو

ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/14 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(علیهم السلام)-شهادت-نماز

 

قد قامت الصلواه قلم شور تا گرفت

بیت نخست را غزلم از حرا گرفت

تا سنگ پشت سنگ به او اقتدا کند

لب های غار وا شد و بوی خدا گرفت

هر چه ملک خمار سبوی نماز او

مستانه دست عرش می از مصطفی گرفت

در این غزل نماز نخست عاشقانه است

الله اکبر عشق همین گونه پا گرفت

اما نماز بعد سراسر شکسته است

از ضربه ی دری که به پهلوی جا گرفت

هی بچه ها ی خانه دعا می کنند باز

شاید قد خمیده ی مادر شفا گرفت

یک دست روی پهلو و یک دست در قنوت

اما نفس نیامد و در ربنا گرفت

عمر غزل گذشت غریبانه سال ها

در چاه های کوفه که بوی دعا گرفت

سبحان ربِ... سجده به شمشیر ختم شد

خون قطره قطره دامن سجاده را گرفت

محراب کوفه تا خم ابروی یار رفت

فزت و ربِ بوی غم لافتی گرفت

هر واژه زهر بود و غزل در نماز بعد

این بیت را زحنجره ی مجتبی گرفت

قد قامت الصلواه جگر پاره پاره بود

از لخته های خون گلویش صدا گرفت

مظلوم خانه ی خود از این بیت پر کشید

تابوت بود و بارش تیر بلا گرفت

گفتم نماز آخر این شعر خواندنی ست

گودال تشنه بوی گلی آشنا گرفت

حی علی الصلواه گلو زیر تیغ بود

اینجای شعر من نفس کربلا گرفت

بعد از نماز خواندن قرآن شنیدنی ست

و الشمس روی نیزه به لب والضحی گرفت




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/12 | 04:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

گفتم ام البنین، دلم پا شد

گره هایی که داشتم وا شد

مادر آب را صدا زدم و ...

خشکسالیم مثل شبیه دریا شد

سوره ی حمد نذر او کردیم

گم شده داشتیم و پیدا شد

با ادب بود و روی دامانش

تا گل نازدانه ای جا شد...

...به مدینه نگفت مادر شد

گفت،‌ مولای شهر بابا شد

با کنیزیّ خانواده ی عشق

در دو عالم عزیز زهرا شد

خادمی کرد تا که عباسش

از ازل تا همیشه آقا شد

همه ی بچه هاش عیسایند

گر چه عباس او مسیحا شد

آن قَدَر خرج گریه شد افتاد

آن قَدَر خرج گریه شد تا شد

تا قیامت به احترام حسین

ذکر لب هاش واحسینا شد

گفت، گفتند: روز عاشورا

در غروبی که خیمه غوغا شد

بین تقسیم آبروی حرم

مشک بی آب سهم سقّا شد


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/10 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود

 زهرا حریف چشم تو باران نمی شود

 گیرم که نان بعد خودت هم درست شد

 نان بدون فاطمه که نان نمی شود

 برخیز و باز مادری ات را شروع کن

 فضه حریف گریه ی طفلان نمی شود

 بد جور جلوه کرده کبودی چشم تو

 طوری که زیر دست تو پنهان نمی شود

 معجر بزن کنار و علی را نگاه کن

 خورشید زیر ابر که تابان نمی شود

 فهمیده ام ز سرفه ی سنگین سینه ات

 امشب نفس کشیدنت آسان نمی شود

 ای استخوان شکسته ی حیدر چه می کنی؟

 با کار خانه زخم تو درمان نمی شود

 من خواهشم شده ست که زهرای من بمان

 تو با اشاره گفتی علی جان نمی شود

 گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت

 گفتی به یک نگاه به قرآن نمی شود




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/8 | 03:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


این اشک نیست، آب زلال و مطّهر است

این چشم نیست، چشمه ای از حوض کوثر است

ظرفِ نزولِ رحمتِ پروردگار شد

چشمی که پای مجلس این روضه ها، تر است

چشمی که بیش تر به خودش، گریه دیده است

فردا کنار فاطمه با آبروتر می شود

ما خشک می شویم، ولی بار می دهیم

دنیای گریه، مزرعه ی سبز محشر است

فرموده است حضرت صادق: هر آن کسی

گریانِ جدّ ما شده، با من برادر است

در حجّ و در عبادت و در سجده های شب

گریه کنِ حسین، شریک پیمبر است

ما را از این تلاطم دنیا، هراس نیست

تا کشتی نجات حسینی، شناور است

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید

نوکر بهشت هم برود، باز نوکر است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


با خون پاک تو کفن تو وضو گرفت

از چشمه ی طهور تن تو وضو گرفت

من کشف کرده ام که تو از آب بهتری

دیدم که آب با بدن تو وضو گرفت

روزانه پنج مرتبه سرخ و سفید و زرد

از روح آبی تو، تن تو وضو گرفت

چیزی نبود پاک تر از تو به جز خودت

یعنی که با منِ تو، منِ تو وضو گرفت

خوش باش علی که بازوی تو خون نیامده ست

عشق تو هستیِ تو زن تو وضو گرفت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آن مادری كه مثل چشمه مثل رود است

 از دامن خورشید ما تُهمت زدوده‌ست

یعنی كه گفتند ابتر است اما چنین نیست

 انگشتر پیغمبر ما بی‌نگین نیست!

اكنون خدا را شكر بی كوثر نماندیم

 این انقلاب ماست ما ابتر نماندیم

امروز در بیروت نسل تازه داریم

 در غزه از روح حماس آوازه داریم

بانو! جوانانت خط شب را شكستند

 با راه فرزندت خمینی عهد بستند

لب تر كنی در معركه جان می‌سپارند

 ای هاجر! اسماعیل‌هایت بی‌قرارند

ای نور تو شمع دل‌افروز پیمبر

 مزد عبادات چهل روز پیمبر

با آن جلالت پای پر آماس؟ آری

 دستان پینه‌بسته و دستاس؟ آری

بانو چقدر این سادگی را دوست داری

 پیش از سفر آمادگی را دوست داری

بس كن! چقدر از حسرت دیدار گفتن؟!

 وقت دعا «الجّار ثم الدّار» گفتن؟!

رفتی و عمر عشق را كوتاه كردی

 رفتی علی را همنشین چاه كردی

امشب بیا و مرتضی را یاوری كن

 زینب پریشان است زهرا مادری كن

آخر جگر از ماتم تو لخت ‌لخت است

 آه ای شهیده غسل بازوی تو سخت است   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)


سال ها پیش در این شهر درختی بودم

یادگار کهن از دوره ی سختی بودم

هرگز از همهمه ی باد نمی‌لرزیدم

ناز پروده چه اقبال و چه بختی بودم

به برومندی من بود درختی کمتر

رشد می کردم و می شد تنه‌ام محکم‌تر

من به آینده ی خود روشن و خوش بین بودم

باغ را آینه‌ای سبز به آیین بودم

روزها تشنه ی هم‌صحبتیِ با خورشید

همه شب هم نفس زهره و پروین بودم

ریشه در قلب زمین داشتم و سر به فلک

برگ‌هایم گل تسبیح به لب مثل ملَک

راستی شکر خدا برگ و بری بود مرا

با درختانِ دگر سِرّ و سَری بود مرا

دست و دل بازتر از سرو و صِنوبر بودم

چتری از سایه و شهد و ثمری بود مرا

چشم من بود به شاهین ترازوی خودم

تکیه کردم همۀ عمر به بازوی خودم

ناگهان پیک خزان آمد و باد سردی

باغ شد صحنه ی طوفان بیابان گردی

در همان حال که احساس خطر می‌کردم

نرم و آهسته ولی با تبر آمد مردی

تا به خود آمدم از ریشه جدا کرد مرا

ضربه‌هایش متوجّه به خدا کرد مرا

حالتی رفت که صد بار خدایا کردم

از خدا عاقبت خیر تمنّا کردم

گر چه از زخمِ تبر روی زمین افتادم

از سعادت به رُخم پنجره‌ای وا کردم

از من سوخته دل بال و پری ساخته شد

کم کم از چوب من آن روز دری ساخته شد 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


بسم ربّ العشق ربّ العالمین

 عشق مولایم امیرالمومنین

 عشق مولا بضعه ی طاهاستی

 حضرت صدیقه ی کبراستی

 فاطمه تعبیر دوری از عذاب

 بهترین تفسیر از ام الکتاب

 مادر یکتای هستی از عدم

 مادر لوح و قلم، روح قسم 

 جسم ناسوتی او روح فلک

 روح لاهوتی او جسم ملک

 دست تقدیر خدا بر عالمین

 مادر ارباب مظلومم حسین

 حجت کبراست بر کل حجج

 با دعایش می رسد یوم الفرج

 جنتی که زیر پای مادر است

 خاک پای دختر پیغمبر است

 آن که حق جنت به او تقدیم کرد 

 نار را جنت به ابراهیم کرد

 انبیا درّند و دریا فاطمه

 لم یکن ایجاد لولا فاطمه

 ارث مادر بر تمام اولیا

 علم و حلم و صدق و تسلیم و رضا


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شام شهادت و دفن

 

گذشته نیمه‏یی از شب، دریغا!

 رسیده جان شب بر لب، دریغا!

چراغ خانه‏ی مولاست خاموش

 که شمع انجمن آراست خاموش

فغان تا عالم لاهوت می‏رفت

 به روی شانه‏ها، تابوت می‏رفت!

علی زین غم چنان مات ست و مبهوت

 که دستش را گرفته دست تابوت!

شگفتا از علی با آن دلیری

 کند تابوت زهرا دستگیری!

به مژگان ترش یاقوت می‏سفت

 سرشک از دیده می‏بارید و می‏گفت   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/7 | 03:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


تن خاكی چه تصور ز دل و جان دارد؟

 مگر این راه پر از حادثه پایان دارد؟

در بهاران مشو از یاد حقیقت غافل

 جلوۀ اوست همه، آن چه گلستان دارد

سینه را آینۀ باغ شقایق كرده‌ست

 خاطراتی كه دل از داغ شهیدان دارد

صبح جمعه دل ما هم نفس باد صبا

 شكوه از فُرقت آن زلف پریشان دارد

جان ما لحظه به لحظه ز غمش سوخته است

 چشم ما ثانیه در ثانیه باران دارد

آری این راه، به پایان نرسیده‌ست هنوز

 راه عشق است بسی آتش سوزان دارد

راه سرخی‌ست كه بحرین از آن می‌گوید

 همۀ خلق جهان نعره‌ زنان می‌گوید

آری اجبار به تسلیم ندارد سودی

 الغرض قصۀ تحریم ندارد سودی

راه ما راه جهاد است راه بیداری‌ست

 امت واحده! برخیز كه وقت یاری‌ست

این همان راه خدا، راه فنا، راه بقاست

 راه زهرا و علی، راه شهیدان خداست

این همان عهد ازل، عهد خدا با همه بود

 كه وفادارترین فرد به آن فاطمه بود

همه دیدند شجاعانه به مسجد رو كرد

 آری آن بانوی فرزانه به مسجد رو كرد

چشم پر ابر، ولی جلوۀ خورشیدی داشت

 در پی غصب فدك، خطبۀ توحیدی داشت

ناله زد از دل و اسب سخنش را هِی كرد

 چند منزل پی تسبیح، خدا را طی كرد  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/6 | 03:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


مخزن سِرّ خدا را چو عدو سینه شکست 

 آه برخاست بر افلاک که، آیینه شکست!

این همان آینه‏ی غیب نمای ازلی‏ست

 که در او شعشعه‏ی نور نبیّ ست و ولی ست

 این همان سینه‏ی سیناست که در وادی طور

 صد چو موسی اَرِنی گو نپذیرد به حضور

 این همان طور تجلی ست که هنگام شهود

 بر رخ عارف سالک درِ اشراق گشود

 حیف و صد حیف! که این آینه را بشکستند

 درِ اشراق و تجَلّی به رخ ما، بستند

 کاش آن دم که عدو مرکب کین را می‏راند

 قلب هستی به همان دم ز طپیدن، می‏ماند 

نوبت دبدبه‏ی دشمن بد اختر بود

 که عدو، دایه‏ی دلسوزتر از مادر بود!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/6 | 03:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

به روی قبر زهرا گفت با چشم پر آب امشب:

 تو در زیر تراب و دیده گریان بوتراب امشب!

تو و زین پس بهشت جاودان و وصل پیغمبر

 من و این سینۀ سوزان و این قلب کباب امشب!

نخواهد رفت از یاد، آن رخ نیلی که من دیدم

 به جان من مگو این قصه با ختمی مآب امشب! 

یتیمانت پریشانند از هجرانت ای زهرا!

 نمی‏آید به چشم زینب بی تاب، خواب امشب

مگو حوران جنت را ز بازوی کبود خود

 خدا را، زآن که می‏ترسم شود جنت خراب امشب! 

دلم شد آب از داغ تو، اشک از دیده جاری شد

 نشستم در میان آتش و هستم در آب امشب!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/6 | 03:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 14 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو