حضرت زهرا(س)-شهادت

 

چون بر او خصم قسم خورده‏ی دین، راه گرفت

 بانگ برداشت مؤذّن که: رخ ماه گرفت!

 چشم هستی نگرانست که این واقعه چیست؟!

 وان که دامن زده بر آتش این فاجعه کیست؟!

 در سماوات، ملائک همه بی‏تاب و سکون

 که دم آخر عمرست و، دم کن فیکون!

 ماسوا، رفته فرو یک سره در بُهت و سکوت

 تا چه آید به سر عالم ملک و ملکوت؟!

 رزق را کرده دریغ از همه کس میکائیل

 عن قریب است که در صور دمد، اسرافیل!

 مریم از خاک، سراسیمه سر آورده برون

 شسته با اشک ز رخساره‏ی خود گرد قرون

 که: چرا آتش آشوب قیامت، تیزست؟!

 مگر این لحظه، همان لحظه‏ی رستاخیزست؟!

 این خدیجه‏ست که از درد به جان آمده است

 از جنان، موی کنان مویه کنان آمده است

 کز چه رو رشته‏ی ایجاد ز هم بگسسته ست؟!

 نکند قائمه‏ی عرش خدا بشکسته ست؟!

 روز هم چون شب مُظُلَم به نظر می‏آید

 عمر هستی مگر امروز به سر می‏آید؟!

 تیغ عریان خلافت به عداوت تیزست

 خصم، از پا فکن و صف شکن و خون ریزست!

 آن که آن روز در آن معرکه، یاری می‏کرد

 سیل بنیان کنِ این حادثه، جاری می‏کرد!

 کیست در پشت در ای فضّه! که جبریل امین

 دوخته، دیده‏ی حیرت زده‏ی خود به زمین؟!

 خانه‏ی کیست که در آتش کین می‏سوزد؟!

 نکند کعبه ارباب یقین می‏سوزد؟!

 پاسخ این همه پرسش ز درِ سوخته پرس

 از درِ سوخته‏ی لب ز سخن دوخته، پرس

 گر چه چون سوختگان مُهر سکوتش به لب است

 لیکن از فرط بر افروختگی مُلتَهب است!

 می‏توان یافت از آن شعله که بر خرمن اوست

 که چه ها آمده از دست ستم بر سر دوست!

 از سقیفه است هنوز آتش آشوب، بلند!

 دست بیداد، رها پای عدالت، دربند!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/5 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


با چشم های نیمه بازت گاه گاهی

چشمان خیس و خسته ام را کن نگاهی

وقتی تنور خانه روشن شد برایت

گفتم خدا را شکر کم کم رو براهی

دستاس را چرخاندی اما رنگ خون شد

دستاس فهمید از نگاهت بی گناهی

از بس به پای گریه هایت آب رفتی

چیزی نمانده از وجودت مثل کاهی

پهلو به پهلو می شوی و می چکد خون

از زخم های پیکرت خواهی نخواهی

از درد شانه، شانه می افتد ز دستت

خون می نشیند کنج لب هایت ز آهی

در خواب بودی چادرت را باز کردم

شاید ببینم چهره ات را در پگاهی

دیدم که پائین تر ز چشمان تو پیداست

زخم عمیق پنج انگشت سیاهی

×××

این چند شب از سرنوشتم روضه خواندی

از سر گذشتم، از جدایی، بی پناهی

گفتی غروبی شعله می پیچد به بالم

گفتی که می سوزم میان خیمه گاهی

در حلقۀ نامحرمان و نیزه داران

هرجا که می گردم ندارم تکیه گاهی




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/4 | 04:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


نبى به بوى بهشتى تو ارادت داشت

على به جلوۀ هر روزه تو عادت داشت

کدام نور ز مصراع بیت تو جوشید

که شعله هم به در خانه‏ات ارادت داشت

براى خاطر حیدر به تازیانه نشست

کدام دست چنان دست تو عبادت داشت؟

براى ضربۀ دیگر به دیدنت آمد

که گفته دشمن تو نیّت عیادت داشت؟

پس از تو اى گل نشکفته پرپر این بلبل

ز شام تا به سحر ناله‏ها به یادت داشت

قسم به سورۀ خاکى چادرت بانو

به درک قدر تو باید فقط سعادت داشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/4 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


یا فاطمه! در سوگ تو، صبرم کم شد 

 از داغ جگر سوز تو، پشتم خم شد

 ز آن روز که تازیانه‏ات زد قنفذ

 تاریک به پیش نظرم، عالم شد

 حسین یاری (یاری)

 ×××

 روزی که به باغ سنبل افتاد آتش

 در خرمن صبر بلبل، افتاد آتش

 یا رب! چه به روز باغبان می‏آمد

 وقتی که به دامان گل افتاد آتش؟!

 محمد علی مجاهدی (پروانه)

 ×××

 رفتی تو، و زینبت ز غم می‏سوزد

 آتش ز نوایش به دلم افروزد

 این خانه، عزا خانه شود بار دگر

 هر گاه نگاه خود به در می‏دوزد! 

 حسین یاری (یاری)

 ×××

 تو مظهر ذات لا یزالی، زهرا!

 مجموعۀ اوصاف کمالی، زهرا!

 با این همه اعتبار، ای طایر قدس

 پر سوخته و شکسته بالی زهرا!

 جواد محدثی

 ×××


ادامه این اشعار

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/4 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

دستی به دست محسن و یک دست بر کمر

 با سینه‏ای از آتش مسمار، شعله‏ور 

افتد ز حزن، لرزه بر اندام عرشیان

 این گونه گر ز صحنۀ محشر کنی گذر

اِحقاق حقّ خویش چو پیش خدا کنی

 با قامت خمیده، قیامت به پا کنی

با بازوی سیه شده در پیشگاه عدل

 مظلومی علی، ز خفا، بر ملا کنی

گویی: گناه محسن شش ماهه‏ام چه بود؟!

 گلچین، گلم ز شاخه هستی چرا ربود؟!

جز گریه در فراق پدر، جرم من چه بود؟!

 بر داغم از چه داغ دگر دشمنم فزود؟!

شاهد به مدعای تو، دیوار و در شود

 مظلومی تو را، سندی معتبر شود

آن جا میان محکمه، مسمار غرق خون 

 حاضر برای داوری دادگر شود

در سینه‏ام نهان بود این سوز و سازها

 تا آن زمان که پرده بر افتد ز رازها

ای قبر مخفی تو، مُراد دل (فراز) 

 باب الحوائجی تو، برآور نیازها




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/4 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


سلمان فارسی مى ‏گوید:

سه شب پی در پی امام على علیه السلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

را سوار بر مرکبی نمود و دست حسنین علیهما السلام را گرفت، و هیچ یـك

از اهل بـدر از مهاجـرین و انصار را باقى نگذاشت مگر آنكه به خانه ‏هایـشان آمد

و حقّ خـود را برایشـان یـادآور شـد و آنـان را براى یارى خویش فرا خواند.

ولـى جـز چهـل و چهـار نفر، كسى از آنان دعوت او را قبـول نكـرد. وقتـى صبـح

شـد جز من و ابوذر و مقداد و زبیر كسى از آنان سر قرار نیامد.

اسرار آل محمد ص 222

 

مادرم!

این همه بلا سخت است

به خدا شرح ماجرا سخت است

گفتن از روضه‌ی تو

آسان نیست

شرح آن کار روضه خوانان نیست

چشمی از داغ خونفشان باید

گریه‌ی بی امان

تلاطم اشک

مدد از صاحب الزمان باید

کاش این فاطمیه

 مادر جان

گره از کار عشق وا می شد

روضه خوان

صاحبِ عزا می شد

یوسف تو ز راه می آمد

با دلی غرق آه می آمد


مادرم!

این همه بلا سخت است

فهم داغت برای ما سخت است

گفتن از داغ کوچه آسان نیست

آه سیلی بی هوا سخت است

در و دیوار را نمی گویم

نیستم من حریف این روضه

کشته من را

ردیف این روضه

داغ مسمار را نمی گویم

زود باید ز روضه ها رد شد

شرح آن کار روضه خوانان نیست

چه بگویم؟

هجوم این مردم؟

در چوبی و تلّی از هیزم؟

شعله می زد چه بی خبر آتش

  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/3 | 04:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

مردم شهر چه ها بر جگرت آوردند

 شعله بر سوختن بال و پرت آوردند

دست سمت رخ هم چون قمرت آوردند 

 گل یاسم چه بلایی به سرت آوردند

خواب بودی ورم پلک ترت را دیدم

 رفتی از هوش کنارم، به خودم لرزیدم

بعد از آن روز که من سوختنت را دیدم

 مُردم و زنده شدم زخم تنت را دیدم

باورم نیست بمانی کفنت را دیدم

 غیرت کوچه و اشک حسنت را دیدم

چند وقتی ست که خوابش پر کابوس شده 

 غیرت کودکمان زخمی ناموس شده

وای اگر بال و پرت میل به پرواز کند

 زخم سر بسته ی پهلوت دهن باز کند

از تب نیمه شب تو سخن آغاز کند

 باید امروز نگاهت کمی اعجاز کند

ور نه از خس خس راه نفست می میرم 

 آه، از شهر مدینه چه قدر دلگیرم

اشک چشمان ترت کاش امانت می داد

 سوزش بال و پرت کاش امانت می داد

دنده ی دردسرت کاش امانت می داد

 شب و درد کمرت کاش امانت می داد

نقشی از صورت خورشید در این شام بکش

 بسترت سرخ شده، پس نفس آرام بکش

بشکند دست بزرگی که به رویت بد زد

 از لج من به روی بازوی تو آمد زد

خواست تا دست بیافتد چه قدر بی حد زد 

 دشمنت زخم پیاپی به دلم خواهد زد

با زمین خوردن تو سینه ی من تیر کشید

 دست من را نفس خسته به زنجیر کشید

در نگاه تو غم سوختنی معلوم است

 غمت از دوختن پیرهنی معلوم است

در سراشیبی گودال تنی معلوم است

 کشتۀ بی سر و پاره بدنی معلوم است

تکه های بدنش سهمیهٔ هر نیزه است 

 زیر و رو کردن او زیر سرِ سر نیزه است




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/3 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


داری چه زود می روی ای روح چادری

از دست نانجیب و ضخیم که دل خوری؟

این مخمل کبودی یکدست کار کیست؟

هرگز ندیده ایم کبودی به این پُری!

جزء مطهرات، یکی خون زخم توست

آبی که نام داده امش قرمز کُری

با احتیاط رد شو از این کوچه ی وقیح

دارد نگاه می کندت چشم آجری

امشب مگر که شام زفاف مزار توست؟

داری کفن برای عروسیت می بُری

قیچی نزن به پارچه اندازه ی تو نیست

باید به قد عرش بدوزند چادری




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/2 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


ای آسمان عاطفه، ای روح بی كران

بعد از تو ناتوان شده بال كبوتران

خیرالنسایی و به خودت می شناسمت

دنیا نداشت غیر خودت از تو بهتران

دینم حرام اگر که به غیر تو رو كنم

تو مال ما، بهشت خدا مال دیگران

شایسته است بعد بیابان نشینیت

گوشه نشین شوند تمام پیمبران

دستش شكسته باد هر آن كه تو را شكست

نانش حرام باد هر آن كه تو را در آن...

...كوچه فقط به خاطر یك قطعه خاك زد

باید از این به بعد بمیرند نوكران

این روزها كه حرمت رویت شكسته اند

خوب است گوشواره درآرند مادران

آن ها تو را زدند، غرور علی شكست

آری شكستنی ست غرور دلاوران

بعد از تو احترام ندارد قبیله ات

مادر كه رفت وای بر احوال دختران




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/2 | 04:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

گمان كنم دگر این دردها دوا نشوند

و كودكان تو با شادی آشنا نشوند

اگر قرار به رفتن شده دعایی كن

كه نیمه های شب از بین خواب پا نشوند

شنیده ام كه به مژگان تو گره خورده

تلاش می كنی و پلك هات وا نشوند

زمان آه كشیدن كمی مواظب باش

كه شیشه های ترك خورده جا به جا نشوند

صدای آینه ی خُرد، سینه ات دارد

ولی دعای من این است بی صدا نشوند

به جای من به مغیره همه سلام كنند

همان كه دید كه شهری حریف ما نشوند

شكست دست تو را و غرور حیدر را

چنان شكست كه این زخم ها دوا نشوند

دعا نما كه پس از دود و آتش و سیلی

پس از شكستن تو سهم كربلا نشوند

اگر چه كوچه ی ما را گرفت نامحرم

حرامیان همه در قتلگاه جا نشوند

خدا كند كه نبینی چه می كند قاتل

و گیسوان حسینت ز نی رها نشوند

خدا كند كه پس از غارت حرم خیره

به دختران تو یك مشت بی حیا نشوند

دعا نما كه دعای غریب می گیرد

دعای قلب شكسته عجیب می گیرد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/2 | 04:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات 

 

برگرد ای توسل شب زنده دارها

پایان بده به گریۀ چشم انتظارها

از یک خروش نالۀ عشاق کوی تو

حاجت روا شوند هزاران هزارها

یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن

دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد می زنم

آیا نمی رسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن

خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد

یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمی کنم

بیهوده نیست این که گره خورده کارها

یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود

اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند

برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند

یا ایها العزیزِ تمام ندارها

×××

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/1 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

سخت است آه خانه نشینی نورها

شیطان به روی منبر و دورش جسورها

بیست و سه سال طی شده اما نداشتند

چشمی برای دیدن خورشید، کورها

این ادعای فضل و شرافت چه مضحک است

از نسل بی اصالت زنده به گورها

حالا به پای قتل سلیمان نشسته اند

در بازی زمانه‌ی نامرد، مورها

حالا که وقت، وقتِ دفاع از ولایت است

خالی شده ست معرکه ها از حضورها

دیگر اساس ظلم و تباهی بنا شده

بر پایه‌ی خیانت زرها و زورها

بستند دست مرد خدا را حقیرها

یعنی شکسته قامت صبر و غرورها

با دست بسته در دل کوچه چه می کشید

بستند روی فاطمه راه عبورها

از بی کسی او در و دیوار ناله کرد

انگار نیزه رفته به قلب صبورها

در بین کوچه های مدینه مگر چه شد

لطمه زنان به چهره رسیدند حورها

سیلی به روی عصمت حق! نه دگر بس است

صاحب عزا نشسته! خدای غیورها

بالای قبر محسن شش ماهه، مادری

چشم انتظار لحظه‌ی سرخ ظهور، آه

×××

حضرت فاطمه سلام الله علیها خطاب به غاصبان خلافت فرمود:

حتى شـما آن مقدار درنگ و تأمل نكردید تا اسب سركش

خلافت رام گردد و تسلیمتان شود كه به راحتى بتوانید از آن

سوارى بگیرید و كینه و نفرتتان فروكش كند. نداى شیـطان

فریبكار را لبّیك گفتید و به خاموش ساختن آیین حق و دیـن

نورانى و از میان برداشتن سنّت پیامبر برگزیده كمر بستـید.

ما چاره‏اى جز شكیبایى ندیدیم، و همچون خنجر به گلو فرو

رفته و تیغ برّان بر دل نشسته سكوت نمودیم.

فرازی از خطبه‌ی فدکیه، بحارالانوار، ج43




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/01/31 | 04:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


بی تو، ای یار مهربان علی!

 شعله سر می‏کشد ز جان علی 

بی تو، ای قهرمان قصۀ عشق

 نا تمام‏ست داستان علی

عیسی ار چار پله بالا رفت

 دم آخر ز نردبان علی

در عروج تو، از ادب می‏سود

 سر به پای، تو آسمان علی!

خطبۀ ناتمام زهرا کرد

 کار شمشیر خون فشان علی!

خواست نفرین کند، که زهرا را

 داد مولا قسم به جان علی!  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/30 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


فاطمه! ای که غم از داغ تو سر می‏شکند

 زیر بار غم تو، کوه‏ کمر می‏شکند! 

مرغ حق بودی و رفتی سوی باغ ملکوت

 جبرئیل‏ست که از داغ تو، پر می‏شکند!

وادی قدس بود یثرب و فاخلع نعلیک!

 بدرستی که درین طور، شجر می‏شکند

از فشار غم و اندوه به گل زار رسول

 نو نهالی که بود تازه و تر، می‏شکند!

پسری داده ز کف مادر هجده ساله

 زین مصیبت به خدا پشت پدر می‏شکند!

عجب از موی سپیدم مکن ای دل! که خوشم

 ظلمت شام مرا، نور سحر می‏شکند!

از برم رفتی و اندیشه نکردی، که مرا

 بعد فقدان نبی، رکن دگر می‏شکند!

×××

جان به قربان تو و، سینه سپر کردن تو

 صبر کردی و نگفتی که سپر می‏شکند!

که گمان داشت که در عین جوانی، زهرا

 نازنین پهلویش از ضربت در می‏شکند؟!

خلق گویند: سرت باد سلامت! اما

 زینبم در عوض پاسخ، سر می‏شکند!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/30 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

وای از این بازی که تو با صبر «حیدر» می‌کنی

چشم بر هم می‌نهد، چادر که بر سر می‌کنی

آه ای «اَمّن یُجیبِ» دختران بی پناه

«زینب»ت را پس چرا این گونه «مضطر» می‌کنی

با توام در! با تو تا دیوارها هم بشنوند

عشقِ «یاسین» است این یاسی که پرپر می‌کنی

قصه‌ی پهلوی تو بغض خدا را هم شکست

اشک او را شبنم آیات کوثر می‌کنی

بازوانی را که این شلاق‌ها بوسیده‌اند

جای لب‌های «محمد» بود، باور می‌کنی؟

با عبورت آخرین بار است از بوی بهشت

کوچه‌های شهر غمگین را معطر می‌کنی

بی حرم می‌مانی و از حسرت گلدسته‌هات

در مدینه خون به قلب هر کبوتر می‌کنی

نیمه‌شب مثل نسیم از کوچه‌ها رد می‌شوی

شاعران مست را بی‌تابِ مادر می‌کنی

مثل آن روزی که پیشاپیش مردم می‌رسی

با نگاهی این غزل را هم تو محشر می‌کنی




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/29 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت(زبان حال امیرالمومنین(ع))

 

زهراست یادگاری نور خدای من

خورشید صبح و ظهر و غروب سرای من

پرواز می کنیم از این خانه تا خدا

من با دعای فاطمه او با دعای من

محو تجلیات خداوندی همیم

من با خدای اویم و او با خدای من

یک طور حرف می زند انگار بوده است

در ابتدای خلقت و در ابتدای من

من افتخار می کنم این که در عالمین

زهراست مادر همه بچه های من

کاری که کرد فاطمه کار امام بود

زهراست پس علیّ من و مرتضی من

ما یک سپر برای جهازش فروختیم

چیزی نبود تا که بمیرد برای من

هر شب دلم به گفتن یک فاطمه خوش است

از من مگیر دل خوشی ام را خدای من




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/28 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

نگاه مبهمی امشب به آسمان داری

خدا به خیر کند نیتی نهان داری

چه دیده ای که شدی سیر از من و بابا

که قصد شعله کشیدن به باغمان داری

حسین این طرف و آن طرف حسن انگار

خدا نکرده سر ترک این و آن داری

بس است دستهٔ دستاس هم پر از خون شد

اگر غلط نکنم قصد پخت نان داری

هزار شکر که دست تو لرزشی دارد

دلم خوش است عزیزم کمی تکان داری

نوازشم مکن از طرز شانه ات پیداست

میان سینه خود درد بی امان داری

که چند دنده فقط سالم است، باقی نه

چه قدر زخم و ترک روی استخوان داری

شکست دست تو را قنفذ و نفس می زد

هنوز نام علی باز بر زبان داری

مغیره می زد و می گفت خسته ام کردی

که بعد این همه ضربه هنوز جان داری

شما چهار بهشتید پس چرا سه کفن

چقدر حرف نگفته برای مان داری

وصیتت شده تا از حسین نوحه کنم

شب است و باز پرستار روضه خوان داری

نفس بده که بگویم چه گفته ای با من

غروب می شود و تو نفس زنان داری...

...به روی خیمۀ پر شعله خاک می ریزی

که چند دختر نو پا در آن میان داری

دو دست دخترکی روی گوش ها می گفت:

تو هم به روی سرت زخم خیزران داری

تو دست بر سر او می کشی و می گوئی

چه قدر لختۀ خون بین گیسوان داری

رباب در بغلت ضجه می زند بی بی

به نیزه دار بگو طفل بی زبان داری

×××

برگرفته از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/27 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

گر چه کبود ناز نگاهت کشیدنی ست

از آفتاب هر چه که باشد خریدنی ست

انگشت لاغرت ز چه در خواب می پرد

شاید اشاره ای ست که روحت پریدنی ست

گل در لباس سادۀ تو راه می رود

دنباله دار بودن زخم تو دیدنی ست

مویی که استخوان تو برداشت چاک داشت

این چاک استخوان به گریبان رسیدنی ست

بعد از تو این وسایل تو می کشد مرا

با من نگو که خاطره هایت ندیدنی ست

زین پلک بی مژه به دلم التفات کن

اشک تو بر غریبی حیدر چکیدنی ست




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/01/26 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


كار تنش زیاد ولی وقت من كم است

یك شب برای شست و شوی این بدن كم است

بانوی من نحیف نبود، این چنین نبود

وقتی نگاه می كنمش ظاهراً كم است

در زیر پارچه ورمش گم نمی شود

آن قدر واضح است كه یك پیرهن كم است

باید چگونه جمع كنم این بساط را

فرصت كم است و آب كم است و كفن كم است

مسمار را خودم زده بودم به تخته ها

باید بمیرم آه، پشیمان شدن كم است

گیرم حسین دق نكند این چنین ولی

گریه بدون داد برای حسن كم است

آئینه آمدی و ترك خورده می روی

یعنی برای بردن تو چهار زن كم است

پیراهن حسین كه كارش تمام شد

پس جای غُصّه نیست اگر یك كفن كم است

بالت، پرت، تنت، همۀ پیكرت خدا

این زخم ها زیاد ولی وقت من كم است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/01/25 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-فدک نامه(بحر طویل)

 

فدک! ای هدیۀ سبز الهی

ای بهار روزگار مادرم زهرا

فدک! ای مُلکِ طلقِ حضرت طاها

جزای آن همه ایثارِ اُم الفاطمه

بانوی پیغمبر خدیجه

ای تو مصداقِ «وَ آتِ حقِّ ذَا القُربی»*

فدک! ای خاطرات خوش برایِ

ریزه خوارانِ بهشت فاطمه

ای رزق هر رنجور و درمانده

فدک! ای نخلهای سربلند باغ انفاق و کرامت

آه ای شیرینی خرما

رویِ لب های هر طفل یتیمِ بی بضاعت

ای بهار سبز ایثار و سخاوت


فدک! با من بگو آخر میان مرد و نخلستان

میان شهر و دردستان

میان آه و ماه و چاه

بین غربت دیرینه و شهر مدینه

پس چه پیوندی ست؟

آه ای سرزمین دردها

آه این چه سوگندی ست؟

که حق در هر زمان تنها و مظلوم است

بی یار و طرفدار است، محکوم است


فدک! با من بگو آخر

چرا در آسمان نیلی ات

زخم و نمک

سیلی، کتک

هم قافیه هستند با تو ای فدک!

ای قلب مجروح تو قاموس تمام دردهای مشترک

آه ای فدک، ‌آه ای فدک!

 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/01/25 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


تا ظهورت چه قدر فاصله داریم آقا

آه از جمعۀ بی تو گله داریم آقا

زلـف شـب را به سراپـای سحـر می ریــزم

تا خود صبح به راه تو قمر مـی ریـــزم

ساحل چشــم من از شوق به دریا زده است

چشم بسته به سرش موج تماشا زده اسـت

جمعـه را سرمه کشیدم كه مگر برگردی

با همان سیصد و دلتنگ نفر برگردی

زندگی نیست ممــات است، تو را کم دارد

دیدنت ارزش آواره شدن هـــــــــــــــم دارد

خیر از جمعه ندیدیم به والعصر قسم

بی تو ما طعنه شنیدیم به والعصر قسم

از دل تنــگ مـــــن آیا خبــری هــم داری؟

آشنا، پشت سرت مختصری هــــــــم داری؟

لذت درد تــو شـــد مـــزد دعـــای پــــدرم

من به این چشم کشم درد، به جای پــــــدرم

هیچ کس تاب و تب چشم تو را درک نکـرد

هیچکس اشک شب چشم تو را درک نکرد

مــــا کجـــا درد کشیدیم بـــه اندازۀ تــو

روز و شب گریـــــه ندیدیم به انــدازۀ تـــــو

منّتـــی بر سر ما هم بگذاری بـــد نیسـت

آه کم چشــــــم به راهم بگذاری، بد نیست   


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/01/25 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آتش فتاده است به جان در بهشت

می سوزد از شراره زبانِ در بهشت

باید اقامه کرد نمازی کبود رنگ

نیلی شده است چون که اذان در بهشت

این دود چیست می رود از خانۀ علی؟

سر بسته داده ایم نشان در بهشت

با لاله ای به سینه و نیلوفری به دست

حوریه ای فتاده میان در بهشت

این که جهنمی صفتان آتشش زنند

هرگز نمی رسید گمان در بهشت

افتاد روی پهلوی حوریه و شکست

چون بیش از این نبود توان در بهشت




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/23 | 04:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


در مدینه می زنند این خانه را در بیشتر

رفت و آمدها شده بعد از پیمبر بیشتر

گل که پرپر شد شمیمش را همه حس می‌کنند

می رسد از کوچه عطر یاس پرپر بیشتر

اجر پیغمبر ادا با شعله های کینه شد

بین آن دیوار و در، شد سهم کوثر بیشتر

چوب می‌سوزد ولی آهن ز جنس دیگری‌ست

داغ شد در بین آتش، میخ آن در بیشتر

آه سیلی بی هوا سخت است از نامحرمان

پیش چشم غیرت اللّهی شوهر بیشتر

کاش جای دست مولا، چشم او را بسته بود

پیش چشمان علی، می‌ زد به مادر بیشتر

داغ محسن، هجر بابا، زخم های بی‌ شمار

از نفس انداخت او را، فکر حیدر بیشتر

با عمویش حمزه از دوران غربت گفته است

از دو دست بستۀ سردار خیبر بیشتر

خواست تا روی کبودش را نبیند مرتضی

یاری‌اش کرده ست بین خانه، معجر بیشتر

قلب زینب خون شده از حرف های مادرش

از وصیت های او، در روز آخر بیشتر

کهنه پیراهن برای کشتن زینب بس است

می‌کشد او را ولی، گودال و خنجر بیشتر

در هجوم سنگ ها لب می‌شود پرپر ولی

بر فراز نیزه ای باشد اگر سر بیشتر

آه جانسوز است چوب خیزران و زخم لب

پیش چشم خسته و خون بار خواهر بیشتر

باز سیلی التیام داغ بابایی شده

ارث مادر می رسد بی شک به دختر بیشتر*

×××

* ای که راه انداختی امروز و فردای مرا

                                     چشم بر راه تو هستم روز آخر بیشتر (آقای حسین رستمی)




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/01/17 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا

داده طاها لقبت حضرت مادر زهرا

کفو و همتای علی فاتح خیبر زهرا

به ائمه شده ای حجت اکبر زهرا

التماسیم و به الطاف شما محتاجیم

با همان دست، دعا کن به خدا محتاجیم

وقت آن است که از خاک تو زر جمع کنیم

چادرت را بتکانی و قمر جمع کنیم

باید از بین کلام تو نظر جمع کنیم

باز هم خطبه بخوانی و گهر جمع کنیم

آن کسانی که به آئین خدا محتاجند

به بیانات تو در دین خدا محتاجند

بگو از راه خدایی که فراموش شده

بگو از راهنمایی که فراموش شده

از رسول دو سرایی که فراموش شده

بگو از حق ولایی که فراموش شده

پهلویت گر چه شکسته است ولی حرف بزن

باز هم فاطمه! از حق علی حرف بزن

تو همان جمع فضائل، تو همان جمع صفات

تو همان جلوۀ توحید و همان جلوۀ ذات

احتجاجات تو لبریز دلیل و آیات

راه بیراهه شود! دم نزنی تو...! هیهات

بگو این فتنۀ با رأیت اسلام از چیست؟

بی تفاوت شدن امت اسلام از چیست؟  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/16 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

آتش گرفت دامنش اما تکان نخورد

او قول داده بود فدای علی شود

در پشت در به خاطر مولا تکان نخورد

زهرا خودش علی ست چرا کم بیاورد

چون کوه از مقابل آن ها تکان نخورد

با هیبت از حریم ولایت دفاع کرد

طوری که آب در دل مولا تکان نخورد

مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود

این بود علتش اگر از جا تکان نخورد

وقتی نیاز داشت نیازش زنانه بود

وقتی دوید خادمه، آقا تکان نخورد

آن ضربۀ غلاف مگر که چه کرده بود

از آن به بعد بازوی زهرا تکان نخورد




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/16 | 04:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


بگذار ببینیم همه، پا شدنت را

آغاز کنی حرف مداوا شدنت را

نورانیتم بسته به نورانیت توست

پنهان مکن ای فاطمه! "زهرا" شدنت را

زهرا! گره ام باز شد اما گره ات نه

پیچیده نوشتند معما شدنت را

طفلان تو با گریه به سجاده نشستند

امروز که دیدند مهیا شدنت را

دیروز تمام بدن تو سپرم شد

امروز تماشا شده ام تا شدنت را

نزدیک سه ماه است که یک گوشه می افتی

بگذار ببینیم همه، پا شدنت را

***

از وبلاگ نود و پنج روز باران




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/15 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


یک نفر بر گرد مولا با سپر چرخیده بود

بهتر است این که بگویم با پسر چرخیده بود

سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم

در به سمت داخل کوچه اگر چرخیده بود

آمده مولا به پای خویش بیعت کرده است

در تمام شهر این گونه خبر چرخیده بود

تا همین اندازه می گویم که از بس ضرب داشت

یک نفر سیلی زد اما پنج سر چرخیده بود

می شد از طرز قدم هایش بفهمی با شتاب

دور خود در عرض کوچه یک نفر چرخیده بود

آن که مصداق شریف جمله ی "لولاک..." بود

سمت پهلویش چرا لولای در چرخیده بود؟




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/01/11 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


آن که با خلقت تو هر چه که بود آورده

جبرئیلش به سجود تو سجود آورده

نه... غلط گفتم از آغاز خدا با نورت

نه فقط آن چه که بود، آن چه نبود آورده

سر سجادۀ شب، ماه شب اول ماه

سر تعظیم به پیش تو فرود آورده

باد از خاک سر کوی تو سوغات سفر

یک بغل رایحه عنبر و عود آورده

مادر آب تویی و پدر خاک علی

آب و خاکی که گلم را به وجود آورده

چند قرنی ست که مضمون بلند عمرت

شاعران را به سرِ گفت و شنود آورده

هیزم آورد در خانۀ تو کینه ولی

آتش فاجعه را چشم حسود آورده

ای که هم رنگ بلالت شده دیوار حرم

چه بلایی به سرت آتش و دود آورده

آه... خورشید علی بادِ مخالف چندی ست

در حوالی رخت ابر کبود آورده

باعث سجده به دامان تو در علقمه شد

آن که بر فرق علمدار عمود آورده




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/01/10 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین (ع)–شهادت


اگر که باد مخالف کمی امان بدهد

به نیزه دار بگویم سری تکان بدهد

به نیزه دار بگویم که با تکانی نرم

به ابرهای سر زلف تو دهان بدهد

وَ ماه آمده تا با هلال انگشتش

نشانه های سرت را به این و آن بدهد

نشانه های سری که اگر نگاهش را

به قدر یک سر سوزن به کهکشان بدهد -

ستاره دست به گوش از همیشه بالاتر

به روی مأذنۀ آسمان اذان بدهد

ستون نیزۀ تو ریسمان باریکی ست

که دست های زمین را به آسمان بدهد

به روی نیزه پریشان نموده ای شب را

چو آن شهاب که گاهی خودی نشان بدهد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/01/10 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


آن که با عشق حسینی گشته همدم زینب است

آن که بر سّر شهادت بوده مَحرم زینب است

آن که شور افکنده با شور حسینی بر جهان

از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است

آن که نامش زین اَب خوانده رسول کردگار

چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است

آن که بر خوانَد حدیث اُمّ ایمن بر امام

من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است

آن که کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب

کَند و افکند از پی و بن ریخت بر هم زینب است

دامن شیر خدا بین، شیر زن می پرورد

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

آن که اندر مجلس گردن کشان قد کرد عَلم

چون حسین بر دشمنان یک دم نشد خم زینب است

با برادر درد دل می كرد این سان تا سحر

آن كه ریزد از فراقت اشك ماتم زینب است

وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا

خود ببین چون حامی ناموس عالم زینب است

ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود

شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

پرچمت گر سرنگون شد من نگه می دارمش

غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است 

مدعی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 14 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو