حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1395/10/15

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


تو که از نسل کریمانی و آقا هستی

حسنی گشته ترین سید دنیا هستی

آن ضریحی که ندارد به شما بخشیده

تو حرم دار حسن، زاده زهرا هستی

آمدم کاسه خالی مرا پر بکنی

تو که در جود، چنان وسعت دریا هستی

تو که در نزد امامان همه سلمان بودی

می‌شود گفت خودت صاحب «منّا» هستی

ذوب در بحر پر از نور ولایت بودی

مظهر بندگی و خوبی و تقوا هستی

زائر کوی تو زوار حسین بن علی است

بی سبب نیست اگر قبله‌ی دل‌ها هستی

تو مراد دل ما را بده آقای کریم

تو که از نسل کریمانی و آقا هستی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1395/10/15

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای نائب ولی خدا ، سیدالکریم

پور کریم آل عبا ، سیدالکریم

هر آنکسی که زائر قبر شما شده

گویا که رفته کرببلا ، سیدالکریم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/10/13

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای که نور حسنی در تو جلیست

ملک تو جلوه ی ملک ازلیست

هر که شد زائر درگاه شما

زائر قبر حسین بن علیست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/10/13

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-ولادت


افق فضل و شرف را قمری پیدا شد

یا كه در طور ولایت شجری پیدا شد

باز از بحر ولایت گهری پیدا شد

نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد

درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب

عید میلاد كریم ابن كریم است امشب

در ریاض علوی سرو روان این پسر است

نجل مولای كریمان جهان این پسر است

بهترین زاده ابناء جهان این پسر است

فخر دین ، قبلۀ دل ، كعبۀ جان ، این پسر است

اوست سروی كه بود دامن هستی چمنش

صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش

اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند

خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند

صاحبان كرم و جود كریمش خوانند

آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند

اوست ماهی كه بر ابناء زمان می تابد

نورش از ری به همه خلق جهان می تابد

قامتش سرو و لبش كوثر و رویش ماه است

زائر مرقد او زائر ثارالله است

حرمش كعبه آمال دلِ آگاه است

حَسنی حُسنش بر خلق چراغ راه است

خاص و عامند ز هر سوی رهین كرمش

دل صد قافله سر گرم طواف حرمش

نعمت سایۀ این دسته گل عترت را

بر شما داده خدا این شرف و رفعت را

اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را

فیض همسایگی تربت آن حضرت را

بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان

این شما ، این حرم زادۀ پیغمبرتان

یا حجاز است و بُوَد كعبه جاویدانش

جان من ، جان همه خلق جهان قربانش

ری سپهر و حرم اوست مه تابانش

برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش

دوست دارم كه شب و روز ز لطف وكرمش

پر زند مرغ دلم یكسره سوی حرمش

آیه وحی در این خانه كتابت دارد

زیر این قبّه دعا كن كه اجابت دارد

زائر او به خدا فیض قرابت دارد

در و دیوار حرم نقش نجابت دارد

ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند

آفتاب حسن اینجاست خدا می داند

خاك درگاه تو بر درد دل خسته شفاست

سر به خاك حرمت گر نگذاریم جفاست

ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست

كرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست

«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمده ایم»

«از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم»

حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی

بلكه جانان همه خلق و تو جان حسنی

تو به باغ دل ما سرو روان حسنی

نخل طاها و گل عطر فشان حسنی

ما به خاك حرمت روی نیاز آوردیم

حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم

عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری

تو مقام از سخن مدح فراتر داری

تو عطا و كرم آل پیمبر داری

ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری

جان به قربان تو ای سیّد پاكیزه سرشت

شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت

به تو و عزّت آباء کرامت سوگند

به خدا و به رسول و به امامت سوگند

به جلال و به كمال و به مقامت سوگند

به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند

تو كه سایه به سر خلق دو عالم فكنی

چه شود گر نگهی جانب «میثم» فكنی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
یکشنبه 1395/10/12

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


آمده عشق را کند اثبات

مردی از خانواده ی سادات

حسنی زاده ای جلیل القدر

ساقیِ باده ای جلیل القدر

شام یلدایِ غصه طی گشته

روشنی بخش شهر ری گشته

عابر کوچه های دلداری

مرشد دسته های عیاری

آمد و با خودش صفا آورد

عطر شهرِ مدینه را آورد

نکته آموز منبر مولا

روضه خوان مصائب زهرا

آمد و کوچه خیسِ باران شد

مرقدش کربلای ایران شد

یادمان داد و زندگی کردیم

تا به امروز بندگی کردیم

از سفر تحفه پُر بها آورد

مُهر و تسبیح کربلا آورد

آمد و یک سبد بهار آورد

عشق را او سرِ قرار آورد

مست بود و خُم شعف آورد

دف و تنبور از نجف آورد

از لب یار و زلف و ابرو گفت

صدوده بار نعره زد، هو گفت

شعله بود و تبش نمی افتاد

یا علی از لبش نمی افتاد



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


تا که پایم به این حرم وا شد

غصه از روی سینه ام پا شد

درد بی دردی ام مداوا شد

طبع خشکیده ام شکوفا شد

فصل تنهایی ام دگر طی شد

وطن مادری من ری شد

پیش پای تو سر نمیخواهم

جز دلی دربدر نمی خواهم

به منی که جگر نمی خواهم

میدهی هر قدر نمی خواهم

جرأت پر زدن به من دادی

بسکه عشق حسن به من دادی

حسنی هستی و کرم داری

خوشبحالت که تو حرم داری

چه قدر عزت و حشم داری

نکند از درت برم داری!

میروم بی تو رو به حیرانی

ملجأ مردمان تهرانی

نامت عبدالعظیم آقا جان

لقبت هم کریم آقا جان

همگی از قدیم آقا جان

با تو همسایه ایم آقا جان

سایه ات مستدام همسایه

شخص عالی مقام همسایه

شب جمعه در ازدحام حرم

شده ام خم به احترام حرم

زندگی ام شده به نام حرم

پرچم سبز روی بام حرم

آبروی تمام “ایران” است

نفس تازه ای به هر جان است

داده ام در هوای تو پر را

میدهم پای تو تن و سر را

میزنم حرف های آخر را

ناله های غریب مادر را

ما شنیدیم از دل صحنت

جان به قربان سفره ی پهنت

بانی روضه های مسلمیه

گریه های عزای مسلمیه

اشک جاری به پای مسلمیه

سوز و ساز صدای مسلمیه

حرمت پاتوق حسینی هاست

حرمت مثل کربلا زیباست

حرف کرببلاست یاالله

روضه هایی به پاست یا الله

این سری که جداست یاالله

سر ارباب ماست یاالله

بر سر نیزه هاست هجده سر

قد زینب شده است کوته تر

تا که او را نشانه میکردند

سنگ ها را روانه میکردند

گریه اش را بهانه میکردند

قسمتش تازیانه میکردند

تازیانه ، به روی یک خواهر

تازیانه... مدینه... یک مادر



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
یکشنبه 1395/10/12

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


کریم هستی و حاجات دل روا کردی

طبیب هستی و درد مرا دوا کردی

میان چشم شما معجزه فراوان است

مس وجود مرا سر به سر طلا کردی

تویی که واسطه ی فیض چار معصومی

رسیدی و دل ما را پر از خدا کردی

روایت از کرم بی شمار تو کم نیست

چه روزها که تفقّد به این گدا کردی

چه خوب شد که شما قبله گاه تهرانی

به ری رسیدی و یک کربلا بنا کردی

سلام سیّدنا شاه واجب التعظیم

درود حق به تو ای صاحب مقام عظیم

امام زاده ی عشقی مقام تو والاست

به روی گنبد دوّار؛ پرچمت بالاست

حسن ترینی و حُسن حسین را داری

درون سینه ی تو شوق حیدر و زهراست

مدینه با قدمت غرف نور رحمت شد

چقدر با تو زمین مثل جنّت الاعلاست

دوباره زائر دلخسته آمده آقا

حضور قطره در این موج عاشقی زیباست

هر آنکه پیش شما ماند کربلایی شد

مسیر صحن تو از صحن سیدالشهداست

هزار شکر مسلمان نسل سلمانیم

میان صحن شما یاحسین میخوانیم

شکوه روح خدا در مدار تن آمد

نسیم عشق به پابوسی چمن آمد

برای دیدن سرسبزی هوای شما

عقیق سرخ سفر کرد و از یمن آمد

خوشی حرام ، که تو جدّ بی حرم داری

دوباره کنج حرم حرفی از حسن آمد

به سمت مرقدتان زائری که می بینی

برای ناب شدن با خدا شدن آمد

همینکه چشم ترم با ضریحتان خو کرد

کلام حضرت هادی به یاد من آمد :

"کسی که تا حرم قدسی شما رفته

به شهر ری که نه انگار کربلا رفته"

کبوترانه رسیدم به آستان حرم

همیشه روی سرم سایه ی امان حرم

شکسته دل که بیایی همیشه جا داری

میان صحنِ پر از خیر آستان حرم

خدا کند که به حقّ دعای خیر رضا

به دست ما برسد برکت عیان حرم

دوباره از حرم شهر ری به مشهد رفت

کسی که رفت به دنبال کاروان حرم

ثواب طوف حریم تو هدیه ای از ماست

به آستان رفیع "مدافعان حرم"

همیشه و همه جا نوکر ابالفضلیم

فدایی حرم خواهر ابالفضلیم 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
یکشنبه 1395/10/12

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ناگهان قید قیل و قال زدم

پرسه در عالم خیال زدم

به کتاب غزل که فال زدم ...

تا به اوج کرانه بال زدم

سرخوشم از همین طرب هایم

میخورم یک به یک رطب هایم

ماه روی زمین هویدا شد

خشکسالی بدل به دریا شد

بارور نسل پاک زهرا شد

مایه افتخار دنیا شد

پسری ذوالنعیم آمده است

شاه عبدالعظیم آمده است

به حضورت سلام یا سید

احترامی مدام یا سید

حرف من یک کلام یا سید

شاهی و من غلام یا سید

سایه ات بر سر محبان است

 مثل ابری که غرق باران است

آمدی شهرری گلستان شد

پایگاهی برای قرآن شد

حرمت کربلای ایران شد

قبله مردمان تهران شد

کاش قبرم در این حرم باشد

ضامنم حضرت کرم باشد

سیدی از تبار زهرایی

ری شد از مقدمت مسیحایی

تا تو هستی نمی روم جایی

چون امیر قبیله مایی

گفته در شانتان گل زهرا

که تو هستی "وَلیُنا حَقٰا"

با ورودت صفا به پا کردی

حوزه علمیه بنا کردی

تو مرا بنده خدا کردی

شهرری را تو کربلا کردی

شده ام از اهالی شهرت

می برم فیض از یم بحرت

جان عالم فدای رضوانت

به فدای رواق و ایوانت

علمای زمانه حیرانت

طیب و حق شناس مهمانت

در حریمت چه لذتی بردم

از غذاهای حضرتی خوردم

چه رواقی چه گنبدی داری

خوش به حالت چه مرقدی داری

خادمان زبانزدی داری

سیل زوار بیحدی داری

حرف صحن و سرا شده ای وای

صحبت از مجتبی شده ای وای

کاش قبر حسن بنایی داشت

کاش هم صحن و هم سرایی داشت

کاش یک گنبد طلایی داشت

روضه خوانهای باصفایی داشت

ری کجا و بقیع خاک آلود

کاش هیئت مدینه مهمان بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


امروز اگرچه دین حق مظلوم است

فردای شکوه و عزتش معلوم است

در سوریه، کشمیر ، یمن، در هرجا...

مظلوم‌کشی تا به ابد محکوم است



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


شعر من ای آسمانی حال من

ای سکوت و شور و قیل و قال من

خسته منشین در حریم وصل یار

نشئه ای از جام مشتاقی بیار

گر سفر نزدیک آید یا که دور

می وزد عطر دل انگیز حضور

می رباید دل صفای این حریم

قدسیان را ذکر یارب العظیم

زائران اینجا حسینی مذهب اند

کربلا در کربلا تاب و تب اند

یک توسّل عشق در این بارگاه

می برد دل را به سوی قتله گاه

اشک اینجا گوهر و آیینه است

قیمتی گر هست این گنجینه هست

لطف خوبان کرامت دیدنی ست

این رواق با صفا بوسیدنی ست

اهل ری در خیمۀ حق ایمن اند

مومنان با دشمن دین دشمن اند

تا خراسان و قم و ری جان ماست

هفت وادی معرفت ایمان ماست



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

دولت سرای حضرت عبدالعظیم است

صاحب لوای این حرم شاهی کریم است

تنها پناه بی پناهان این حریم است

با لطف این آقا گدا عبد خدا شد

هرسائلی در این حرم حاجت روا شد

بوی حسن دارد ضریح دل ربایش

قربان رنگ سبز این گلدسته هایش

اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش

این سرزمین خیلی گران باشد بهایش

این خاک را وعده به یک نامرد دادند

داغ حسین را بر دل زهرا نهادند

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده

لب میگذارد روی حلقوم بریده

فریادهای یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

گیسوی خود را ریخته روی گلویش

مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ

برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی

افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد

ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد

از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد

آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد

راه تو را در گودی گودال بستند

بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای حریمت رشک جنّات النّعیم

ای دل اهل تولاّیت حریم

نسل طاها زاده ی و المرسلات

نجل بسم الله رحمان الرّحیم

مشعل اِنّا هدیناه السّبیل

طلعت مرآت اللهُ الحکیم

زائر کوی تو عیسای مسیح

آستانت طورِ موسای کلیم

زینت عرش خداوند ودود

از چه در شهر ری گشتی مقیم

با تجلاّی تو از ظلمت چه باک

در تولاّی تو از آتش چه بیم

یاد تو یاد خداوند و رسول

خطّ تو خطّ صراط المستقیم

دور صحنین تو با صوت ملیح

این ندا پیوسته خیزد از نسیم

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

شهر ری که از تو گرفته احترام

قبر تو کعبه، حرم بیت الحرام

بر رواق قبر و خدّامت درود

بر مزار و صحن و زوّارت سلام

فیض جوشد از حریمت روز و شب

نور خیزد از مزارت صبح و شام

کاروان دل شده لبّیک گو

دور صحنین تو می گردد مدام

تا قیامت بر تمام اهل ری

سایه ی گلدسته هایت مستدام

هر که آید در کنار تربتت

می رسد بوی بقیعش بر مشام

هر چه خواندم در ثنایت نارسا

هر چه گفتم در مدیحت نا تمام

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

تا مکان در قلب ایران کرده ای

شهر ری را کعبه ی جان کرده ای

خاک پاک شهر ری را سر به سر

با قدوم خود گلستان کرده ای

گنبد و گلدسته های خویش را

شمع جمع اهل ایمان کرده ای

سالها از فتنه ی عبّاسیان

رو به صحرا و بیابان کرده ای

روز و شب بر غربت اجداد خویش

خون دل جاری به دامان کرده ای

نام خود را ای غریب شهر ری

سال ها از خلق پنهان کرده ای

با وجود فتنه ی اهل جحیم

شهر ری را باغ رضوان کرده ای

زخم دل ها را تو مرهم بوده ای

درد جان ها را تو درمان کرده ای

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

ای تماشایت تماشای حسن

در تو پیدا روری زیبای حسن

قامتت سرو دل آرای حسین

طلعتت مرآت سیمای حسن

باغ حسنت جنّت اهل بهشت

سرو قدّت قدّ و بالای حسن

هم تولاّیت تولاّی علی

هم تجلاّیت تجلاّی حسن

میوه ای از بوستان مصطفی

پاره ای از کلّ اعضای حسن

بهترینی در جمال و در کمال

برترینی بین ابنای حسن

اختری تابنده از برج ولا

گوهر نابی زدریای حسن

خوش بود تا خوانم این ترجیع را

بین زوّارت به آوای حسن

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

ای چراغ آسمان ها در زمین

روشنی بخش دل اهل یقین

لاله ی گلزار ختم الانبیا

سرو بستان امیرالمؤمنین

زائرت روز و شب فوج ملک

پرده دارت حضرت روح الامین

انس و جان آرد به تو روی نیاز

دسته دسته از یسار و از یمین

سوره های مصحف رخسار تو

طا و ها و حا و میم و یاو سین

پای خدّام تو بر چشم ملک

فرش زوّار تو بال حور عین

روز و شب بر زائرت آید ندا

فادخلوها بسلامٍ آمنین

ای سپهر معرفت در قلب خاک

ای تو را دست حسن در آستین

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

تو سپهر منزلت را اختری

تو به دریای فضیلت گوهری

شهریار ملک ری در شهر ری

سیّد اولاد سبط اکبری

گر ولی الله فرمودت ولیّ

در مقام خود ولایت پروری

گنبد زرّین تو گوید که تو

خلق را از خاک ری روشنگری

در کمال و زهد و تقوی و شرف

شاهد شخصیّت پیغمبری

هم ولیِّ اولیای کبریا

هم شفیع دوستان در محشری

هر چه می گویم به وصفت نارساست

هر چه می خوانم از آن بالاتری

بوستان سرخ عصمت را گلی

نخل سرسبز ولایت را بری

مادر گیتی نیارد مثل تو

جز که آرد مجتبای دیگری

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

دیدن ختم رسل دیدار توست

شاهد حُسن حَسن رخسار توست

خوبرویان گلستان بهشت

نرگس بیمارشان بیمار توست

جان کلافی روی دست مشتری

دل اسیر برده ی بازار توست

منطق و فقه و روایات و حدیث

در حقیقت زنده از گفتار توست

آفتاب رحمت پروردگار

جلوه گر در سایه دیوار توست

باغ جنّت با همه زیبائیش

روز محشر عاشق زوّار توست

دست تو دریای امواج کرم

جام اهل معرفت سرشار توست

باشد از دنیا و عقبی خوب تر

اینکه «میثم» شاعر دربار توست

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم

آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت

منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب

گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند

بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است

تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم

نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند

دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان

هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد

طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"

چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

اینکه من امروز می گردم به دور تربتت

مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت

وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای آفتاب فاطمه در شهر ری مقیم

در شهر ری مقیم و به خلق جهان زعیم

صحنت مطاف جان، حرمت جنّة النّعیم

عبد عظیم خالق بخشنده ی عظیم

فرزند طاو ها گل بستان و حا و میم

ای مسجد الحرام دل ما تو را حریم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای طلعت تو طلعت جانانه ی حسن

سرو ریاض فاطمه ریحانه ی حسن

بحر علوم و گوهر یکدانه ی حسن

فرزند برگزیده ی فرزانه ی حسن

مهر جهان فروز حرم خانه ی حسن

ری طور اهل دل، تو در آن موسی کلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای مهرت آفتاب درخشان هر دلی

فرزند فاطمه خلف مرتضی علی

مرآت جان به نور جمال تو منجلی

بین زراری حَسن از جماه افضلی

تو کیستی که گفته ولی اللّهت ولی

ای رتبه ات به نزد ولیّ خدا عظیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای زمین ری جلواتت بر آسمان

نام تو چون ائمّه ی اطهار جاودان

ری یافته زتربت پاکت خط امان

آورده سر فرود به خاک تو آسمان

هر بامداد و شامگهان بر مشام جان

بوی بهشت آورد از تربتت نسیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

تو سیّد الکریم و کرامت تبار تو

اهل کرم به هر دو سرا ریزه خوار تو

دامان سبز ری شده باغ و بهار تو

بار علوم ریخته از شاخسار تو

باشد بهشت قرب الهی مزار تو

با مهر تو زآتش دوزخ مرا چه بیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

بویس حسین می دمد از خاک این مزار

یا کربلا به دامن ری گشته آشکار

خیل ملک ستاده بر این در امیدوار

قبر تو کعبه ی دل خوبانِ روزگار

جدّ مطهّر تو قسیم بهشت و نار

مهر تو نیز جنّت و قهرت بود جحیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای عین نور ای به حَسن نورِ هر دو عین

مهر تو دین و دین تو بر کلّ خلق دین

مظلوم آل عصمت و محبوب عالمین

علم حدیث را زبیان تو زیب و زین

زهدت علیّ و حلم حسن غیرتت حسین

خطّ تو خطّ نور و صراط تو مستقیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

صحن مطهّرت به زمین عرش دیگر است

قبر تو کعبه ی دل آل پیمبر است

همسایه ی تو زاده ی موسی بن جعفر است

جاری زچشمه های علوم تو کوثر است

تا قبّه ی طلات به ری سایه گستر است

بر ری سزد که رشک برد جنّةُ النّعیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

تو سیّد الکریمی و ما سائل درت

روی نیاز برده به قبر مطهرت

محتاج لطف و جود و عطای مکرّرت

فرزند کوثر! ای همه سیراب کوثرت

ما را ببخش با نفس روح پرورت

عقل سلیم و قول سلیم و دل سلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

اینجا را به یُمن شما خاندان بنا

در شهر ری غریبی و با خلق آشنا

از ما همه تضّرع و عجز، از تو اعتنا

زیبد امام عصر تو گوید تو را ثنا

با جمله ی مبارک انت ولُّنا

«میثم» چگونه وصف تو گوید؟! هو العلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای اهل نظر کعبه ی اهل نظر این جاست

زیرا حرم زاده ی خیرالبشر این جاست

خورشید ولایت گهر بحر هدایت

طوبای بهشت علوی را ثمر این جاست

آیید به شهر ری و خوانید خدا را

زیرا که به حاجات همه خلق در این جاست

این جا حرم عبدالعظیم است عظیم است

بحر عظمت را به حقیقت گهر این جاست

این تربت فرزند کریم دو جهان است

ارباب کرم را به سر خاک سر این جاست

با چشم دل خویش در این بقعه ببینید

کافواج ملک تابه فلک جلوه گراین جاست

از ری همه بر دیده دل نور بگیرید

زیرا که سپهر نبوی را قمر این جاست

آید به مشام همه بوی حسن از خاک

هان پا به ادب نه که حَسن را پسر این جاست

زوّار حریمش همه زوّار حسینند

بر اهل ولا کرب و بلای دگر این جاست

اینجا حرم عبدالعظیم است عظیم است

این قبر کریم ابن کریم ابن کریم است



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


امروز میلاد کریم ابن کریم است

امروز ری را فیض جنّات النّعیم است

امروز شادی در دل یاران مقیم است

امروز عید حضرت عبدالعظیم است

زیبد همه خوانیم آیات تبارک

میلاد مسعود ابوالقاسم مبارک

ریزید در ری لاله دامن دامن امشب

زیرا دمیده جان تازه در تن امشب

چون شهر ری گردیده عالم گلشن امشب

چشم امام مجتبی شد روشن امشب

بوی بهشت آید بسی از گلشن ری

ای آسمان اختر فشان در دامن ری

این برترین نجل حسن فرزند زهراست

این شمع جمع آل یاسین نسل طاهاست

این شهر ری را آفتاب عالم آراست

این کعبه ی دل قلبه ی اهل تولاّست

ری حلقه ی انگشتر است و این نگینش

حسن حسن دارد جمال نازنینش

ای شهر ری از مقدمت شهر کرامت

از شهر ری در هر دلی کرده اقامت

همچون امامان شافع روز قیامت

بعد از ائمّه بر همه خلقت امامت

بدر الشّرف باب الکرم عبدالعظیمی

یعنی کریم ابن کریم ابن کریمی

ری با وجود تو بقیع دیگر ماست

خود آفتاب و سایه ات روی سر ماست

اینجا مزار زاده ی پیغمبر ماست

اینجا حریم ذات پاک داور ماست

نور خدا زین خاک بر افلاک خیزد

بوی حسن از این مزار پاک خیزد

گلدسته های تو چراغ آسمانند

خدّام تو زوّار را آرام جانند

زوّار تو خوبان خوبان جهانند

دل ها به کویت کاروان در کاروانند

تا گنبد زرّین تو در ری درخشید

بر خشت خشتشش خنده زدهر صبح خورشید

بر حفظ دین پیوسته جانت در خطر بود

اندوه و درد و رنج با تو هم سفر بود

خون بر دلت از دشمن بیدادگر بود

وز تو هماره خاندانت بی خبر بود

با این همه نورت به چشم دل عیان بود

در ارض ری رویت چراغ آسمان بود

ای ثبت گشته علم آل الله به نامت

جوشد علوم آل عصمت از کلامت

تایید کرده خط و مشیت را امامت

هم از خدا هم از امامانت سلامت

ری آسمان، خورشید تابانش تویی تو

ایران اسلامی تن و جانش تویی تو

معصوم در اوصاف تو گوهر فشاند

مرد و زن از کوی تو حاجت می ستاند

وصف تو را غیر از امام تو که خواند

از بس که در خلق تو آثار حسین است

فرمود زوّار تو زوّار حسین است

چون دل به یاد کربلا گیرد بهانه

در بارگاه قدس تو گردم روانه

می گیرم از قبر حسین اینجا نشانه

ای مرغ دل را در حریمت آشیانه

من سائل تو، تو کریم بن کریمی

من کوچک و تو حضرت عبدالعظیمی

عبّاسیان چون نامشان گشتند فانی

جز ننگ و ذلّت نیست از آنان نشانی

نام شما تا صبح محشر جاودانی

مانند آیات کتابِ آسمانی

قرآن و عترت تا قیامت جاودانند

تابنده چون شمس و قمر در آسمانند

قرآن و عترت چون دو خورشید ولایت

دو مشعل پیوسته در خط هدایت

دو نور تا صبح قیامت بی نهایت

این دو امانت شد زحق بر ما عنایت

تا مهر و ماه و اختران تابند با هم

باشد کتاب الله و عترت دین «میثم» 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1394/10/24

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


مشهد نشد، قم هم نشد، قسمت شد اینجا

امشب هر آنکس آمده، دعوت شد اینجا

سید شدی، آقا شدی، من هم گدایت

بر ما ز پا افتادگان نعمت شد اینجا

از بس حریمت بوی شهر کربلا داشت

قائم مقام دوم جنت شد اینجا

جسم تو را پای "درخت سیب" بردند

یعنی که با کرب و بلا قسمت شد اینجا

من زار قبرک کمن زار حسینا

بر اهل تهران مایه ی رحمت شد اینجا

شب های جمعه با نوای عرشی یار

منزلگه سینه زن هیئت شد اینجا

وقتی تو از نسل کریم اهل بیتی

گلدسته هایت مایه ی حیرت شد اینجا

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1394/10/24

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


الا کرامت و احسان دو سائل کرمت

هماره اهل سماوات زائر حرمت

بهشت قرب خدا خطّه ی ری از قدمت

هزار قافله دل در حریم محترمت

گل ریاض محمّد سلیل پاک بتول

یگانه نجل کریمِ کریمِ آل رسول

تو هم عظیمی و هم بنده ی خدای عظیم

که در جلال ملقّب شدی به عبدالعظیم

برند خیل بزرگان به حضرتت تعظیم

هزار جان جهانت به خاک ره تقدیم

وجود توست از سر تا به پا تمام، حسن

سلام بر تو و بر جدّ تو امام حسن

الا به یاری دین دار تو به شانه ی تو

نه خاک ری دل اهل ری آشیانه ی تو

درود بر تو بر خاندان و خانه ی تو

سلام بر تو و  خدّام آستانه ی تو

ثنای تو همه گفتند و ماند ناگفته

ولیِّ حقّ  به تو اَنت ولیُّنا گفته

تو کز جمال به خلقت فروغ بخشیدی

چه روی داد که در شهر ری درخشیدی

چه شد که چشم زشهر مدینه پوشیدی

چو خون به پیکر علم و کمال جوشیدی

زهی سعادت اهل ری و عنایت تو

تو عرشی استی و این فرش شد ولایت تو

به تو هماره زعبّاسیان رسید آزار

که بود بار غمت همچو کوه بر دل زار

به کوه و دشت شدی مخفیانه راه سپار

مصائب تو فزون و مناقبت بسیار

گذشت روز و شب و هفته و مه و سالت

که در حدیقه ی ری شد نزول اجلالت

کجاست دولت عبّاسیان و قدرتشان

چه زود رفت زکف اقتدار و شوکتشان

قصورشان همه گردید گور ذلّتشان

نماند هیچ به جز لعن و طعن و نفرتشان

در آتش غضب حیِّ سرمدند همه

ذلیل عزّت آل محمّدند همه

دلا بیا شرف و عزّت عظیم به بین

حدود فاصله ی جنّت و جحیم به بین

به شهر ری حرم سیّد الکریم به بین

جلال و مجد شرف را در این حریم به بین

فرشتگان خدا روز و شب کنند اعلام

به قبّه و حرم سیّد الکریم سلام

سلام بر تو و علم حدیث و گفتارن

سلام بر سخن و بر لب گهر بارت

سلام بر حرم و آستان و زوّارت

سلام بر نفس روح بخش و آثارت

به خاک کوی تو ای فخر عالمین سلام

به زائرت که بود زائر حسین سلام

تو در تمام محافل چراغ انجمنی

تو در ریاض ادب سروناز هر چمنی

تو نجل بوالحسن و نور دیده ی حسنی

تو کیستی ولی اولیای ذوالمننی

به درگه تو ملایک برند روی رجا

عزیز فاطمه! دامان ری کجا تو کجا؟

تو باب رحمت حقّ را به خلق بگشادی

تو سایه بر سر این مرز و بوم بنهادی

تو نور بودی و در دیده ی ری افتادی

تو از صفای قدم آبرو به ری دادی

از آن زمان که شد این خاک پاک مدفن تو

دمد به پیکر ری جان تازه از تن تو

سلام بر فقهایی که در جوار تواند

به خاک خفته و در سایه ی مزار تواند

هزار قافله دل راهی دیار تواند

خوش آن گروه که پیوسته در کنار تواند

به دوستی شما ازدحام ما اینجاست

صفا و مروه و رکن و مقام ما اینجاست

خدا زمهر تو ما را جدا نگرداند

به کوی غیر تو ما را رها نگرداند

مرا به هجر شما مبتلا نگرداند

اسیر سلسله ی این بلا نگرداند

دعا کنید اسیر غم شما باشم

به هر کجا که روم «میثم» شما باشم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1394/10/24

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


عبد خدا و مرد خدا سیدالکریم

مِنّا به نزد آل عبا سیدالکریم

در وصف دوست،حضرت هادی به غمزه گفت:

هستی بحق تو دوست ما سیدالکریم

بر سائل تو در حرمت  میرسد جواب

اینجا کجاست  کرب و بلا سیدالکریم

تا دین خویش عرضه کنی برامام خویش

کی میشوی ز یار جدا سیدالکریم

مُلک ری است قبله ی دلهای فاطمی

اینجاست ملک خون خدا سیدالکریم

خونِ تو را اگرچه به مقتل نریختند

مانند سیدالشهدا سیدالکریم

اما برای مردم دنیا تو حجتی

آری تویی تو حجت ما سیدالکریم

قبر حسین بر سر و رویت خراب شد

یعنی شدی دوبار فدا سیدالکریم

یکبار تحت قبّه ی ویرانه ی حسین

یکبار پیش پای رضا سیدالکریم

عمری گریستی به تنِ پاره پاره ای

آخر شدی شهیدِ جفا سیدالکریم

هرگز به زیر سم ستوران نرفته ای

خنجر نخورده ای ز قفا سیدالکریم

از روضه های داغ ، تو دق کرده ای یقین

از کوفه تا به شامِ بلا سیدالکریم

دریاب ای ولیِّ خدا اهل درد را

ای نایب الامام الا سیدالکریم

ما را وصال کرب وبلا گر نصیب نیست

هستیم پس دخیل تو یا  سیدالکریم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1394/10/24

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای ماه مدینه آفتاب ری

تابنده ستاره در حجاب ری

فرزند ابوتراب و از رفعت

گردیده به ری ابوتراب ری

چون کعبه درون سینه ی ایران

یا سوره ی نور در کتاب ری

گل بوسه زده به تربت پاکت

در هر شب و روز شیخ و شاب ری

ایران تن و جسم پاک تو جانش

ری بحر کرم تو دُرّ ناب ری

بیت الله کبراست صحن تو

باب الله رحمت ست باب ری

آیینه ی حسن احمدی مولا

فرزند ابا محمّدی مولا

ای قامت تو قیامتی دیگر

هر لحظه تو را کرامتی دیگر

در بین امام زاده گان داری

بر خلق خدا امامتی دیگر

از جانب چارده زعیم دین

در ملک دلت زعامتی دیگر

در گلشن سبز مجتبی نبود

مانند تو سرو قامتی دیگر

ای کاش که بود هر شب و هر روز

در کوی توام اقامتی دیگر

از احمد و حیدر و  حسن باشد

هر عضو تو را علامتی دیگر

عید تو به فاطمه مبارک باد

میلاد تو بر همه مبارک باد

تو وجه خدای ذوالمنن داری

تو قدر و جلالت حسن داری

تو بضعه ی دوّمین امام استی

تو خون حسین در بدن داری

تو اختر آسمان توحیدی

هر چند به خاک ری وطن داری

هم دُرِّ کمال از لبت ریزد

هم گوهر علم در دهن داری

در شهر ری ای مسافر تنها

هر گوشه هزار انجمن داری

چارم خلفی زحجّت دوّم

در چهره جمال پنج تن داری

فرزند امام یا اباالقاسم

از مات سلام یا اباالقاسم

ای جان خرد به منطقت زنده

وی پیر کمال بر درت بنده

هم چشم و چراغ چارمین معصوم

هم چار امام را نماینده

در بین ستاره گان برج دین

تابنده تر از مه فروزنده

جا دارد اگر که بر گل رویت

در باغ جنان حسن زند خنده

هم دوست زفضل و رحمتت خوشنود

هم خصم ز رأفت تو شرمنده

در صحن تو آسمانیان دربان

بر خاک تو سروران سرافکنده

خورشید نهاده رو به دربارت

تا بوسه زند به پای زوّارت

در کوی تو حور با سلام آید

جبریل امین به احترام آید

از خاک تو ای سلاله ی زهرا

بوی حسنین بر مشام آید

هر کس به طواف مرقدت پوید

گویی سوی مسجدالحرام آید

نبود عجب ار به سوی شهر ری

از بهر زیارتت امام آید

در کوی تو ای شفای جان، خاک ات

بر زخم دل من التیام آید

سائل زجهار جانب عالَم

سوی حرم تو صبح و شام آید

کوی تو به از بهشت جان باشد

زوّار تو صاحب الزّمان باشد

تو راوی چار حجّت اللّهی

در علم حدیث پیرِ آگاهی

در بحر کمال گوهرِ نابی

در برج فضیلت و شرف ماهی

هم عبد عظیم هم ابوالقاسم

هم نور دل دو حجّت اللّهی

در مُصحف نور تا ابد نوری

در کشور علم هم چنان شاهی

از سوی امام، حضرت هادی

بر خلق هماره هادی راهی

هم محور چرخ حکمت و فضلی

هم صاحب قدر و عزّت و جاهی

زیبد که تو را به نینوای ری

خوانند حسین کربلای ری

آنان که ستیز با شما کردند

تا حدّ توان خود جفا کردند

گه حبس گهی شکنجه گه تبعید

گه دست و سر از بدن جدا کردند

لهن ابدی نصیبشان گردید

پیداست که جنگ با خدا کردند

با ذّلت و ننگ و خفّت و خواری

بگذشته و عمر خود فنا کردند

آنان رفتند و عالمی دل را

تقدیم به آل مصطفی کردند

نفرین هماره بر بنی العبّاس

کاین طایفه با شما چه ها کردند

ای پرچم عزّت تو بر گردون

کو شوکت معتصم چه شد مأمون



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
یکشنبه 1394/10/20

حضرت عبدالعظیم)ع(-مدح


میل پرواز در پرم دارم

شوق رفتن به یک حرم دارم

کاش می شد که من پیاده کنم

ایده هایی که در سرم دارم

بی دلیل است نا امیدی من

حضرت صاحب کرم دارم

چه نیازی به این وآن تا که

حضرت عشق در برم دارم

مادرم گفته نوکرت باشم

هرچه دارم ز مادرم دارم

عمر من پیش پای تو طی شد

قبله من حوالی ری شد

شکر همسایه شما هستم

زائر صحن با صفا هستم

هر شب جمعه با طنین کمیل

بنده درگاه خدا هستم

من مدینه نرفته ام اما

زائر پور مجتبی هستم

تو به ما عزت و بها دادی

با وجود تو پر بها هستم

حرمت مثل صحن ارباب است

جزو زوار کربلا هستم

سفره داری کریم دارم من

شاه عبدالعظیم دارم من

صحن دل گشته باز طوفانی

شهرری شد دوباره بارانی

کاش می شد که خادمت باشم

در حریمت شوم نگهبانی

هر چه داریم از شما داریم

یکه تاز مسیر عرفانی

بعد توس و پس از قم وشیراز

چارمین نور ناب ایرانی

و چنین گفت حضرت آقا:

قبله مردمان تهرانی

سیدی پرچم شما بالاست

جده ات شخص حضرت زهراست

حاجتم را روا نما آقا

رزق من را عطا نما آقا

تو صدا کن فقط مرا سائل

من صدا می کنم تو را آقا

دست من نیست می رسم وقتی..

به حرم می شوم رها آقا

سه شب مسلمیه ی هر سال

حرمت وعده گاه ما آقا

خواهش این گدا فقط این است

یک شب جمعه کربلا آقا

حق همسایگی ادا کردی

تو مرا بنده خدا کردی

نشده قسمت شما غربت

تو ندیدی میان ما غربت

به خودش تا ابد نخواهد دید

کمی این صحن با صفا غربت

همه جانها فدای جد شما

که شده سهم مجتبی غربت

نه ضریحی نه گنبد و حرمی

قسمت او شده چرا غربت ؟

دست در دست مادرش بود و ...

سهم او بین کوچه ها غربت

ناگهان دید مادرش افتاد

جلوی دیده ترش افتاد

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گاهی مسیر عشق طولانی و باریک است

این راه، پر پیچ و خم است و غرق تشکیک است

دنیای شهر من اگرچه گاه تاریک است

احساس من این است که خورشید نزدیک است

هر چند تا خورشید راهی دور را دارم

در شهرم اما شعبه ای از نور را دارم

با اینکه از این خاک هستم اهل ایرانم

در خانه ام بر خان آل الله مهمانم

عمریست زیر دین سلطان خراسانم

در شهر تهران نیز این را خوب می دانم

روزی خور لطف حضور یک کریمم من

چون میهمان خان شاه عبدالعظیمم من

ما از شراب گندم این خطه مِی داریم

از این شراب ناب، مستی ها ز پی داریم

دیگر هوای جنت و فردوس، کی داریم؟

وقتی جنانی را نهان در خاک ری داریم

درّی ز دریای ولا را در صدف داریم

یکجا مدینه، کربلا، مشهد، نجف داریم

همسایه زیر سایه ات عمریست آرامم

از کودکی جلد تو و این دانه و دامم

با آب سقا خانه هایت تر شده کامم

شب های جمعه در حریمت گرم احرامم

شب های جمعه روضه دار اهل تهرانی

با زائران یا نور یا قدس می خوانی

عبدالعظیمی و تو را تعظیم، مرسوم است

هر کس که منکر شد تو را از فیض محروم است

اوج مقاماتت برای شیعه معلوم است

در ذیل اوصاف تو تصدیقات معصوم است

با چار معصوم زمانت همنفس بودی

بعد از امامانت برای شیعه بس بودی

تو کیستی که از سراپایت خدا جاریست

در غربت نام تو حسّی آشنا جاریست

در گلشن جود تو عطر مجتبی جاریست

در هر سلام زائرانت کربلا جاریست

ما را به سمت کربلا چشم تو راهی کرد

باب محرم را تو بر ما باز خواهی کرد



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گرچه شبیهِ وضعِ شهرِ خود وخیمیم

ما همچنان پابندِ آن عهدِ قدیمیم

تهران اگرچه مثلِ مشهد،مثلِ قم نیست

ما هم کنارِ سفره ی شاهِ کریمیم

شاهی که خود لقمه برای ما گرفته

ما نیز در کارِ غلامانش سهیمیم

عطرِ گلابش را گرفتیم...آنقَدَرکه

در پیچ و تابِ زلفِ او همچون نسیمیم

گفتند او باب الحوائج بوده و هست

ما همچنان محتاجِ جنّاتُ النَعیمیم

ضامن شده امشب براتِ کربلا را

از چه دگر در غصّه...در امّید و بیمیم؟!

ما را ازین پس کربلا رفته بدانید!

ما زائرانِ حضرتِ عبدُالعظیمیم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1392/11/16

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ری قبله گشته با حرم سیدالکریم

عزت گرفته با قدم سیدالکریم

عقده گشای قبر خراب حسن شده

صحن و سرای محترم سیدالکریم

عیسای شهر ما نفسش مجتبایی است

اعجازها نموده دم سیدالکریم

از کودکی شفای مرا مادرم گرفت

وقت نماز با قسم سیدالکریم

در روز حشر هم همگی قد علم کنیم

در زیر بیرق و علم سیدالکریم

هر کس که پیر گریه شده از غم حسین

سیراب گشته با کرم سیدالکریم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم

حال و هوای کرببلا دارد این حرم

عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم

با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم

دنیا و آخرت همه ی فخر ماست این

همسایه ی عزیز دل مجتبی شدیم

شکر خدا که صاحب ما با کرامت است

شکر خدا که بر سر کویش گدا شدیم

یک بار اتفاقی از این صحن رد شدیم

یک عمر چون نسیم سحر با صفا شدیم

چون ریشه های پرچم سبزش بدست باد

در هر طواف زائر کرببلا شدیم

دانی زچیست این همه شان و مقام او

دانی ز چیست ریزه خور این سرا شدیم

فرمود امام شیعه (( انت ولینا ))

عبدالعظیم ما همه از تو رضا شدیم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم

حال و هوای کرببلا دارد این حرم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1392/11/16

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح و ولادت


ای جان حسن به پیکر ری

ای ظلّ همات بر سر ری

در دامن خاک آیه ی نور

در سینه ی پاک گوهر ری

ماه فلک شرافت و قدر

خورشید بلند اختر ری

با فیض تن تو می دهد روح

نام خوش روح پرور ری

تو خیر کثیر مجتبایی

ای خیر کثیر و کوثر ری

هم عبد عظیم و هم عظیمی

هم نجل کریم و هم کریمی

جود و کرم تو بی نهایت

از لطف خدا کند حکایت

گلدسته ی آستان قدست

در ری شده مشعل هدایت

در یک کرمت هزار دریا

در هر سخن ات هزار آیت

در سینه ی تو یم احادیث

دَر لعل لبت دُرِ روایت

در موج بلا و سیل طوفان

مهر تو کند زما حمایت

ای گنج خدا به سینه ی ری

پیغامبر مدینه ی ری

تو چشم و چراغ مجتبایی

فرزند علیّ مرتضایی

مولایی و سیّد الکریمی

آقایی و نجل مجتبایی

هر چند غریب شهر خویشی

در کلّ وجود آشنایی

هم قبله ی جانِ مردم ری

هم کعبه ی آرزوی مایی

مانند عموی خویش عبّاس

از خلق جهان گره گشایی

ما دست تهی رسیده از راه

تو باب حوائج الی الله



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1392/05/31

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

ای بلندای عشق قامت تو

ای سلام خدا به ساحت تو

خاک بوس سیادت تو زمین

جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی ترین مسافر  خاک

قدر و شان تو کی شود ادراک

ای ذراری حضرت زهرا

بندهٔ با ارادت زهرا

افتخارت همین بس ای والا

باشی از نسل سیدالنُّجبا

بس که بودی تو فاطمه سیرت

مصطفایی منش علی صولت

در سماوات چون ستاره شدی

تو اباالقاسمی دوباره شدی

نور توحید در نگاهت بود

تربت عشق سجده گاهت بود

ذکر تحلیل با تکان لبت

چشمهٔ نور در نماز شبت

ای هدایت گر هدایت ها

راوی صادق روایت ها

بس که در عشق مستدامی تو

دست بوس چهار امامی تو

تا لبت عرضه ای ز دین کرده

معرفت پیش تو کم آورده

اعتقادت ز بس که بنیادیست

صله اش لطف حضرت هادیست  



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1392/05/31

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود

عبد خدای بود و مقامش عظیم بود

گر از کرامتش همه کس فیض می برد

از نسل خاندان امامی کریم بود

عطر حدیث آل رسول از لبش چکید

در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود

تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق

پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

آموخت درس بندگی از اهل بیت نور

محبوب پیشگاه خدای علیم بود

غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس

در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب

دست نوازشی به سر هر یتیم بود

گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند

اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

پیوسته او به منزل مقصود می رسید

زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود

هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز

در سایه امید و ولایت مقیم بود

در گلشن همیشه بهار حریم او

هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود

هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت

این بوستان عشق بهشتی شمیم بود

پروانه بهشت به دستش دهد خدا

هر کس که زائر حرم این کریم بود

عبد حقیر اوست "وفایی" اگر چه باز

دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1392/05/31

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-شهادت


یا سید الکریم که جان ها فدای تو

شد چشم شیعه غرق به خون در عزای تو

در شهر ری که همچو بهشت است در زمین

بر روی خاک تیره نهان شد لقای تو

از جور معتصم چه کشیدی که از وفا

دل های عاشقان شده خونین برای تو

چون آستان توست کلید بهشت ما

قربان گنبد و حرم با صفای تو

هدیه به زائر حرمت اجر نینواست

بوی حسین می دهد این کربلای تو

ای نور چشم فاطمه و پور مجتبی

دست همه به دامن لطف و عطای تو

بیچارگان به سمت حریم تو رو کنند

چون جود مجتباست عیان از سخای تو

دشمن نمی رود ز حریم تو نا امید

محروم کی شود ز درت آشنای تو

گرچه بهشت روی زمین گشته شهر ری

ویرانه هست باز بقیع نیای تو

آتش به جان ما زده ای درد و ای دریغ

گم گشته قبر مادر نیلی لقای تو

با ما بخوان دعای فرج سید الکریم

بهر ظهور مهدی آل عبای تو

***

از پایگاه امام رئوف 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
پنجشنبه 1392/05/31

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

آفتاب فاطمه! چشم و چراغ اهل بیت

 منشأ فضل و کرامت! صاحب لطف عمیم

 هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

 هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

 قبله ی دل! کعبه ی اهل ولایی! نی عجب

 گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

 در پی احیای دل کار مسیحا می کند

 بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

 زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

 خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

 شهر ری تا متّکی بر آستان قدس توست

 تا قیامت نیستش از فتنه ی بیگانه بیم

 نی عجب! گر سائل درگاهت از احسان کند

 دامن طفل یتیمی را پر از درّ یتیم

 چارمین نجل کریم اهل بیتی! می توان

 هشت جنّت را ببخشایی به شیطان رجیم

 لاله ی سرخ آورد از شعله ی سبزش برون

 باد اگر خاک حریمت را برد سوی جحیم

 طلعت نورانیت مرآت الله الصّمد

 طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرّحیم

 مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

 آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

 شاه راه زائرت انّا هدیناه السّبیل

 چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

 کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح

 شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم

 بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

 هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

 این که من امروز می گردم به دور تربتت

 مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

 دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

 یافتم از تربتت این جا همان فوز عظیم

 هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
جمعه 1391/11/27

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-امام حسین(ع)-شهادت


این جاست خاک ری وَ ملقب به کربلاست

خیلی گران تمام شده، مُلک خون بهاست

هر گوشه زین دیار اگر هیئتی به پاست

پشت قباله و سندش یک سر جداست

زان روز که معامله شد سرزمین ما

ری نیست نام آن و شده وادی البکا

از آن به بعد فاطمه زین خاک رو گرفت

این سرزمین به گریۀ عشاق خو گرفت

آن قدر گریه شد که کمی شستشو گرفت

از خانۀ امام حسن آبرو گرفت

اوضاع را امام حسن رو به راه کرد

زهرا دوباره جانب ایران نگاه کرد

عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم

با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم

همسایۀ عزیز دل مجتبی شدیم

در هر طواف زائر کرب و بلا شدیم

پیچیده باز در حرم یار عطر سیب

صلی علی الحسین و صلی علی الغریب  



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه نوحه در آپارات

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء