حضرت عبدالعظیم)ع(-مدح


میل پرواز در پرم دارم

شوق رفتن به یک حرم دارم

کاش می شد که من پیاده کنم

ایده هایی که در سرم دارم

بی دلیل است نا امیدی من

حضرت صاحب کرم دارم

چه نیازی به این وآن تا که

حضرت عشق در برم دارم

مادرم گفته نوکرت باشم

هرچه دارم ز مادرم دارم

عمر من پیش پای تو طی شد

قبله من حوالی ری شد

شکر همسایه شما هستم

زائر صحن با صفا هستم

هر شب جمعه با طنین کمیل

بنده درگاه خدا هستم

من مدینه نرفته ام اما

زائر پور مجتبی هستم

تو به ما عزت و بها دادی

با وجود تو پر بها هستم

حرمت مثل صحن ارباب است

جزو زوار کربلا هستم

سفره داری کریم دارم من

شاه عبدالعظیم دارم من

صحن دل گشته باز طوفانی

شهرری شد دوباره بارانی

کاش می شد که خادمت باشم

در حریمت شوم نگهبانی

هر چه داریم از شما داریم

یکه تاز مسیر عرفانی

بعد توس و پس از قم وشیراز

چارمین نور ناب ایرانی

و چنین گفت حضرت آقا:

قبله مردمان تهرانی

سیدی پرچم شما بالاست

جده ات شخص حضرت زهراست

حاجتم را روا نما آقا

رزق من را عطا نما آقا

تو صدا کن فقط مرا سائل

من صدا می کنم تو را آقا

دست من نیست می رسم وقتی..

به حرم می شوم رها آقا

سه شب مسلمیه ی هر سال

حرمت وعده گاه ما آقا

خواهش این گدا فقط این است

یک شب جمعه کربلا آقا

حق همسایگی ادا کردی

تو مرا بنده خدا کردی

نشده قسمت شما غربت

تو ندیدی میان ما غربت

به خودش تا ابد نخواهد دید

کمی این صحن با صفا غربت

همه جانها فدای جد شما

که شده سهم مجتبی غربت

نه ضریحی نه گنبد و حرمی

قسمت او شده چرا غربت ؟

دست در دست مادرش بود و ...

سهم او بین کوچه ها غربت

ناگهان دید مادرش افتاد

جلوی دیده ترش افتاد

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/20 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گاهی مسیر عشق طولانی و باریک است

این راه، پر پیچ و خم است و غرق تشکیک است

دنیای شهر من اگرچه گاه تاریک است

احساس من این است که خورشید نزدیک است

هر چند تا خورشید راهی دور را دارم

در شهرم اما شعبه ای از نور را دارم

با اینکه از این خاک هستم اهل ایرانم

در خانه ام بر خان آل الله مهمانم

عمریست زیر دین سلطان خراسانم

در شهر تهران نیز این را خوب می دانم

روزی خور لطف حضور یک کریمم من

چون میهمان خان شاه عبدالعظیمم من

ما از شراب گندم این خطه مِی داریم

از این شراب ناب، مستی ها ز پی داریم

دیگر هوای جنت و فردوس، کی داریم؟

وقتی جنانی را نهان در خاک ری داریم

درّی ز دریای ولا را در صدف داریم

یکجا مدینه، کربلا، مشهد، نجف داریم

همسایه زیر سایه ات عمریست آرامم

از کودکی جلد تو و این دانه و دامم

با آب سقا خانه هایت تر شده کامم

شب های جمعه در حریمت گرم احرامم

شب های جمعه روضه دار اهل تهرانی

با زائران یا نور یا قدس می خوانی

عبدالعظیمی و تو را تعظیم، مرسوم است

هر کس که منکر شد تو را از فیض محروم است

اوج مقاماتت برای شیعه معلوم است

در ذیل اوصاف تو تصدیقات معصوم است

با چار معصوم زمانت همنفس بودی

بعد از امامانت برای شیعه بس بودی

تو کیستی که از سراپایت خدا جاریست

در غربت نام تو حسّی آشنا جاریست

در گلشن جود تو عطر مجتبی جاریست

در هر سلام زائرانت کربلا جاریست

ما را به سمت کربلا چشم تو راهی کرد

باب محرم را تو بر ما باز خواهی کرد




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/11/8 | 05:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گرچه شبیهِ وضعِ شهرِ خود وخیمیم

ما همچنان پابندِ آن عهدِ قدیمیم

تهران اگرچه مثلِ مشهد،مثلِ قم نیست

ما هم کنارِ سفره ی شاهِ کریمیم

شاهی که خود لقمه برای ما گرفته

ما نیز در کارِ غلامانش سهیمیم

عطرِ گلابش را گرفتیم...آنقَدَرکه

در پیچ و تابِ زلفِ او همچون نسیمیم

گفتند او باب الحوائج بوده و هست

ما همچنان محتاجِ جنّاتُ النَعیمیم

ضامن شده امشب براتِ کربلا را

از چه دگر در غصّه...در امّید و بیمیم؟!

ما را ازین پس کربلا رفته بدانید!

ما زائرانِ حضرتِ عبدُالعظیمیم




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/11/8 | 01:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ری قبله گشته با حرم سیدالکریم

عزت گرفته با قدم سیدالکریم

عقده گشای قبر خراب حسن شده

صحن و سرای محترم سیدالکریم

عیسای شهر ما نفسش مجتبایی است

اعجازها نموده دم سیدالکریم

از کودکی شفای مرا مادرم گرفت

وقت نماز با قسم سیدالکریم

در روز حشر هم همگی قد علم کنیم

در زیر بیرق و علم سیدالکریم

هر کس که پیر گریه شده از غم حسین

سیراب گشته با کرم سیدالکریم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم

حال و هوای کرببلا دارد این حرم

عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم

با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم

دنیا و آخرت همه ی فخر ماست این

همسایه ی عزیز دل مجتبی شدیم

شکر خدا که صاحب ما با کرامت است

شکر خدا که بر سر کویش گدا شدیم

یک بار اتفاقی از این صحن رد شدیم

یک عمر چون نسیم سحر با صفا شدیم

چون ریشه های پرچم سبزش بدست باد

در هر طواف زائر کرببلا شدیم

دانی زچیست این همه شان و مقام او

دانی ز چیست ریزه خور این سرا شدیم

فرمود امام شیعه (( انت ولینا ))

عبدالعظیم ما همه از تو رضا شدیم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم

حال و هوای کرببلا دارد این حرم


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/11/16 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح و ولادت


ای جان حسن به پیکر ری

ای ظلّ همات بر سر ری

در دامن خاک آیه ی نور

در سینه ی پاک گوهر ری

ماه فلک شرافت و قدر

خورشید بلند اختر ری

با فیض تن تو می دهد روح

نام خوش روح پرور ری

تو خیر کثیر مجتبایی

ای خیر کثیر و کوثر ری

هم عبد عظیم و هم عظیمی

هم نجل کریم و هم کریمی

جود و کرم تو بی نهایت

از لطف خدا کند حکایت

گلدسته ی آستان قدست

در ری شده مشعل هدایت

در یک کرمت هزار دریا

در هر سخن ات هزار آیت

در سینه ی تو یم احادیث

دَر لعل لبت دُرِ روایت

در موج بلا و سیل طوفان

مهر تو کند زما حمایت

ای گنج خدا به سینه ی ری

پیغامبر مدینه ی ری

تو چشم و چراغ مجتبایی

فرزند علیّ مرتضایی

مولایی و سیّد الکریمی

آقایی و نجل مجتبایی

هر چند غریب شهر خویشی

در کلّ وجود آشنایی

هم قبله ی جانِ مردم ری

هم کعبه ی آرزوی مایی

مانند عموی خویش عبّاس

از خلق جهان گره گشایی

ما دست تهی رسیده از راه

تو باب حوائج الی الله


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/11/16 | 11:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

ای بلندای عشق قامت تو

ای سلام خدا به ساحت تو

خاک بوس سیادت تو زمین

جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی ترین مسافر  خاک

قدر و شان تو کی شود ادراک

ای ذراری حضرت زهرا

بندهٔ با ارادت زهرا

افتخارت همین بس ای والا

باشی از نسل سیدالنُّجبا

بس که بودی تو فاطمه سیرت

مصطفایی منش علی صولت

در سماوات چون ستاره شدی

تو اباالقاسمی دوباره شدی

نور توحید در نگاهت بود

تربت عشق سجده گاهت بود

ذکر تحلیل با تکان لبت

چشمهٔ نور در نماز شبت

ای هدایت گر هدایت ها

راوی صادق روایت ها

بس که در عشق مستدامی تو

دست بوس چهار امامی تو

تا لبت عرضه ای ز دین کرده

معرفت پیش تو کم آورده

اعتقادت ز بس که بنیادیست

صله اش لطف حضرت هادیست  


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/31 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود

عبد خدای بود و مقامش عظیم بود

گر از کرامتش همه کس فیض می برد

از نسل خاندان امامی کریم بود

عطر حدیث آل رسول از لبش چکید

در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود

تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق

پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

آموخت درس بندگی از اهل بیت نور

محبوب پیشگاه خدای علیم بود

غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس

در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب

دست نوازشی به سر هر یتیم بود

گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند

اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

پیوسته او به منزل مقصود می رسید

زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود

هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز

در سایه امید و ولایت مقیم بود

در گلشن همیشه بهار حریم او

هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود

هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت

این بوستان عشق بهشتی شمیم بود

پروانه بهشت به دستش دهد خدا

هر کس که زائر حرم این کریم بود

عبد حقیر اوست "وفایی" اگر چه باز

دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/31 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-شهادت


یا سید الکریم که جان ها فدای تو

شد چشم شیعه غرق به خون در عزای تو

در شهر ری که همچو بهشت است در زمین

بر روی خاک تیره نهان شد لقای تو

از جور معتصم چه کشیدی که از وفا

دل های عاشقان شده خونین برای تو

چون آستان توست کلید بهشت ما

قربان گنبد و حرم با صفای تو

هدیه به زائر حرمت اجر نینواست

بوی حسین می دهد این کربلای تو

ای نور چشم فاطمه و پور مجتبی

دست همه به دامن لطف و عطای تو

بیچارگان به سمت حریم تو رو کنند

چون جود مجتباست عیان از سخای تو

دشمن نمی رود ز حریم تو نا امید

محروم کی شود ز درت آشنای تو

گرچه بهشت روی زمین گشته شهر ری

ویرانه هست باز بقیع نیای تو

آتش به جان ما زده ای درد و ای دریغ

گم گشته قبر مادر نیلی لقای تو

با ما بخوان دعای فرج سید الکریم

بهر ظهور مهدی آل عبای تو

***

از پایگاه امام رئوف 




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/31 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

آفتاب فاطمه! چشم و چراغ اهل بیت

 منشأ فضل و کرامت! صاحب لطف عمیم

 هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

 هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

 قبله ی دل! کعبه ی اهل ولایی! نی عجب

 گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

 در پی احیای دل کار مسیحا می کند

 بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

 زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

 خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

 شهر ری تا متّکی بر آستان قدس توست

 تا قیامت نیستش از فتنه ی بیگانه بیم

 نی عجب! گر سائل درگاهت از احسان کند

 دامن طفل یتیمی را پر از درّ یتیم

 چارمین نجل کریم اهل بیتی! می توان

 هشت جنّت را ببخشایی به شیطان رجیم

 لاله ی سرخ آورد از شعله ی سبزش برون

 باد اگر خاک حریمت را برد سوی جحیم

 طلعت نورانیت مرآت الله الصّمد

 طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرّحیم

 مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

 آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

 شاه راه زائرت انّا هدیناه السّبیل

 چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

 کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح

 شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم

 بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

 هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

 این که من امروز می گردم به دور تربتت

 مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

 دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

 یافتم از تربتت این جا همان فوز عظیم

 هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/31 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-امام حسین(ع)-شهادت


این جاست خاک ری وَ ملقب به کربلاست

خیلی گران تمام شده، مُلک خون بهاست

هر گوشه زین دیار اگر هیئتی به پاست

پشت قباله و سندش یک سر جداست

زان روز که معامله شد سرزمین ما

ری نیست نام آن و شده وادی البکا

از آن به بعد فاطمه زین خاک رو گرفت

این سرزمین به گریۀ عشاق خو گرفت

آن قدر گریه شد که کمی شستشو گرفت

از خانۀ امام حسن آبرو گرفت

اوضاع را امام حسن رو به راه کرد

زهرا دوباره جانب ایران نگاه کرد

عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم

با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم

همسایۀ عزیز دل مجتبی شدیم

در هر طواف زائر کرب و بلا شدیم

پیچیده باز در حرم یار عطر سیب

صلی علی الحسین و صلی علی الغریب  


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/11/27 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت

با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت

خواندند اهل معرفت او را "نگین ری"

با آن که نام و شهرت "عبدالعظیم" داشت

از شهر بند رنج و غم، آزاد می شود

هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت

این گلشن "حسن"، این عاشق "حسین"

با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت

گل واژه حدیث از آن لعل جان فزا

عطر بهار وحی و صفای نسیم داشت

از محضر سه حجت معصوم فیض برد

یعنی که ره به چشمه فوز عظیم داشت

مثل کبوتران حرم خانه "رضا"

روحی در آستان ولایت مقیم داشت

شاگرد پاک باخته مکتب "جواد"

دستی پر از کرامت و طبعی کریم داشت

از پرتو هدایت "هادی" اهل بیت

راهی به آستان خدای رحیم داشت

ایمان خویش را به امامش ارایه کرد

با آن که جان روشن و قلب سلیم داشت

با خاندان وحی پل ارتباط بود

با اهل بیت رابطهٔ مستقیم داشت

طور تجلی سه امام همام را

چون درک کرده بود، مقام کلیم داشت

شب تا به صبح شعر "شفق" را مرور کرد

مرغ سحر که زمزمه "یا کریم" داشت




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/11/27 | 03:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

به دیوار و در این بیت توحید

فروغ عترت و قرآن توان دید

بود این بارگاه روح پرور

حریم یک تن از آل پیمبر

در این جا قبر مولایی کریم است

مزار حضرت عبدالعظیم است

به اولاد حسن، او فخر و زین است

که زوارش "کمن زار الحسین" است

چو این جا شد چراغ عشق روشن

به دل ها این حرم شد پرتو افکن

بود این درگه از ابواب رحمت

در باغی ست از گل زار جنت

که اشک عاشقان، شد جویبارش

نمی گردد خزان، هرگز بهارش

تو ای زائر به تعظیم شعائر

ببوس این درگه پر نور و طاهر

بیا این جا به اشک خود وضو کن

بیا جان خود این جا شستشو کن

بپا خیز و بخوان اذن دخولش

اجازت از خداگیر و رسولش

به اذن حیدر و زهرای اطهر

به اذن یازده معصوم دیگر

قدم چون می نهی داخل از این در

بگو بسم الله و الله اکبر

زند چون حلقه بر این در گدایی

به گوش جان او آید ندایی

که ای سائل دعایت مستجاب است

محب آل عصمت کامیاب است

بخواه از رحمت حق آن چه خواهی

که بی حد است الطاف الهی

"حسان" این جا مطاف مومنین است

درِ گل زار جنت در زمین است




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/11/27 | 03:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

آن کس که راه پوی حریم کریم شد

از جان غلام حضرت عبدالعظیم شد

دارای حرمت است به چشم جهانیان

آن کس که زائر حرم این کریم شد

باید سلام و عرض ادب کرد با خلوص

بر حضرتش که وارث خلق عظیم شد

وارد هر آن که گشت در این بارگاه قدس

محو صفای این حرم و این حریم شد

بی بهره نیست از کرم ذات کبریا

آن عاشقی که بر سر کویش مقیم شد

بس مرده دل که زنده ز الطاف کردگار

زین بارگاه اطهر و رضوان شمیم شد

دارد به پیش پای دل خود چراغ راه

آن کس که رهسپار ره مستقیم شد

خوی حسین و وجه حسن داشت، زین سبب

مشهور خاص و عام به عبدالعظیم شد

طبعش روان ز چشمه فیاض مهر اوست

"خاتم" اگر که صاحب طبع سلیم شد




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/11/27 | 03:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

این یا کریم مثل همه یا کریم ها

در فکر بام توست به رسم قدیم ها

"من زار" خاک ری چو "حسین بکربلا"

زائر شود هر آن که بر عبدالعظیم ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد

تا این که جلوه گر شود این جا کلیم ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند

وقتی طرف حساب شود با کریم ها

این شهر بی وجود شما ارزشی نداشت

با این حساب لطف شما از قدیم ها

این شهر با وجود شما قبله می شود

هر گوشه ی ضریح شما چون حطیم ها

روزی سه بار می دهمت السلام و بعد

عاشق شدن به سبک همه یا کریم ها




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/12 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته

 صراط را ز همین راه مستقیم گرفته

 تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله

 که عطر مرقدت جنة النّعیم گرفته

 گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی

 سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

 همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت

 که فیض باز شدن، غنچه از نسیم گرفته

 برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت

 به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

 همیشه عبد، حقیر است در برابر معبود

 به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

 مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته

 در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

 چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم

 که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

 کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر

 که رنگ و بو حرمِ تو از آن حریم گرفته




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/11 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

هی تاکسی ، سلام ...ببخشید مستقیم؟

سمت بهار، کوچه گل ، منزل نسیم

اصلا چقدر می شود آقا حساب کن

دربست تا جلوی در شابدالعظیم

از انتظار خسته شدم دیر می شود

دارد دوباره حال دلم می شود وخیم

می دانی از کی آمده ام ایستاده ام؟

قبل از اذان صبح ، حدود چهار و نیم

مثل همیشه ساعتمان خواب رفته بود

مثل همیشه ...باز همان جفت یا کریم

دارد دوباره رفتن من دیر می شود

دارد دوباره ...باز همان قصه قدیم

دارد کسی برای دلم بوق می زند

هی تاکسی ...سلام ببخشید مستقیم؟




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/12/7 | 06:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی-مدح

 

ای دامن مدینه ری، کربلای تو

ای اهل فیض تشنه ی جام ولای تو

ریحانه امام حسن، سیدالکریم

ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو

مدح تو را امام زمان تو گفته است

من کیستم که مدح بگویم برای تو

نجل کریم آل محمّد تویی تویی

تنها نه اهل ری همه عالم گدای تو

ماه حسن، که نور گرفتند اهلبیت

از آفتاب روی محمّد نمای تو

جسم مطّهر تو و آغوش خاک ری

بردار سر که در دل ما هست جای تو

آیات وحی در نفس روح پرورت

علم حدیث درسخن دلربای تو

بر اهل ری نه، بر همه عالم وجود

واجب بود زیارت صحن و سرای تو

بر زائری درود که گردد به دور تو

بر شاعری سلام که گوید ثنای تو

بر اهل ری سلام که همسایه تواند

بر شهر ری درود که شد نینوای تو

در موج فتنه های اجانب خدا گواست

ایران نیازمند بود بر دعای تو

نبود عجب که هر شب و روز اولیای حق

آرند سجده بر حرم با صفای تو


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/12/12 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت عبدالعظیم حسنی- مدح


پر کرده ای وجود مرا از قدیم تو

ما رعیتیم و شاه عبدالعظیم تو

آقا! تمام شهر گدا و کریم تو

یا سیدالکریم! ببین آمدیم، تو-

این دست های خالی ما را رها مکن

از خود حساب سفره ما را جدا مکن

 

شب های جمعه در حرم تو گدا شدیم

غرق دعا و ناله یا ربّنا شدیم

با سوز واژه های کمیل آشنا شدیم

از شهر ری مسافر کرب و بلا شدیم

آیینه دار کرب و بلا! می کشی مرا

مثل حسین خون خدا می کشی مرا

 

وقتی که من به کار تماشای گنبدم

انگار پشت پنجره فولاد مشهدم

حالا هر آن چه هستم اگر خوب یا بدم

آقا! من آمدم که بگویم: من آمدم

چشم تو کیمیاست مرا هم نگاه کن

دست مرا بگیر و مرا سر به راه کن

 

دلداده ایم ما همه دلداده حسن

کاسه به دست سفره افتاده حسن

مستیم در کنار تو از باده حسن

عطر مدینه می دهی ای زاده حسن

ماه خدا که می شود اقرار می کنم

با بوسه بر ضریح تو افطار می کنم

 

آقا! شده کبوتر دل جلد بام تو

 «انت ولیّنا» به تو گفته امام تو

در صحن سینه می شکفد ازدحام تو

«ثبت است بر جریده عالم دوام تو»

با دیدنت ملائکه غرق شعف شدند

افلاکیان برای زیارت به صف شدند

 

هر شب میان راه تو سائل شویم ما

تا با نگاه لطف تو دعبل شویم ما

دلبر تو باش تا همگی دل شویم ما

از هر چه غیر روی تو غافل شویم ما

باران اشکِ شوق امانم بریده است

این دست ها به جز کرم از تو ندیده است

 

با بودن تو کهف حصین است شهر ری

با عشق، کوچه کوچه قرین است شهر ری

تهران چو حلقه است و نگین است شهر ری

رازی، ابوالفتوح ... همین است شهر ری

در هر زمان که بوده به دل خواهشی مرا

«بی اختیار سمت حرم می کشی مرا»

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای علاءالدین برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/12/6 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی-مدح


خاک ری نالید در پیش خدا

کای حکیم السّر، ولی الاولیا

صاحب هستی امیر کائنات

سرّ وحدانیّت ذات و صفات

آفریدی نور و نار و آب و خاک

در دو عالم "لیس معبود سواک"

ای مسبّب از تو پیدا هر سبب

تو توانایی، تو خلّاقی، تو رب

انبیا را امر تو انگیخته

مهرشان با مهر تو آمیخته

برگزیدی از میان آن همه

یک محمّد یک علی یک فاطمه

نسل شان شایسته و والا مقام

صاحب رایند و مولا و امام

از تبار آن نبی و آن ولی

خلق کردی یک حسین بن علی

پرده ای از عشق خود بالا زدی

مهر او را نقش بر دل ها زدی

حرمت دلدادگی نام حسین

هفت دریا تشنهٔ جام حسین  


ادامه این شعر

موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/12/6 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی-مدح

 

گر به کوی صفا مقیم شوی

 زائر سیّد الکریم شوی

 گر ز خم خانه اش عبور کنی

 مستی از باده ی حضور کنی

 دیده را از غبار راه بشوی

 خویش را در حریم دوست بجوی

 آشنایی نشانه اش این جاست

 عشق، دار الزیّاره ی دل هاست

 خضر اگر عمر جاودان دارد

 سر بر این طرفه آستان دارد

 چیست این قبّۀ بلند آیین؟

 کیست این روشنای اهل یقین؟

 کیست این روح بخش راه کمال؟

 آشنای مقام احمد و آل

 کیست این پیرو ولایت ناب؟

 روح تفسیر آیه های کتاب

 عشق از چشم خون فشان پیداست

 منزل از گرد کاروان پیداست

 معرفت گر به جانت آمیزد

 رستگاری به دامنت ریزد

 عصر غیبت که دور وانفساست

 سایۀ امن، آستان ولاست




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/06/23 | 07:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی-مدح


وقتی که یا کریم دل خود رها کنم

در آستان عشق تو خود را فنا کنم

هر گاه می خورم به زمین بعد هر گناه

با لطف دست های تو این دل به پا کنم

وقتی دلم ز شهر هوس سنگ می شود

می آیم و طواف مزار شما کنم

«مَن زارَ» قبر تو «کَمَن زارَ» قبر عشق

پس واجب است مجلس روضه به پا کنم

پیچیده شد درون کفن جسم پاک تو

لازم نشد حصیر برایت سوا کنم

تشییع شد پیکر تو با صد احترام

شکر خدا نشد که به نِی دیده وا کنم

×××

با تشکر از شاعر گرامی میثم رحمانی برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/22 | 07:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عبدالعظیم حسنی-وفات

 

قلب ما قلب هستی در عزایت سوگوار

چشم ما چون چشم زمزم از فراقت اشک بار

ای چو جدت مجتبی دیده جفا از دشمنان

او غریب شهر یثرب، تو غریب این دیار

در طریق پیروی از اهل بیت مصطفی

داشتی از کینه های خصم بر چهره غبار

ای مطیع امر حق یا حضرت عبدالعظیم

تیره بُد همواره از ظلم عدویت روزگار

نی ز چشم عاشقان تنها بریزد اشک غم

گوهر اشک ملائک می شود این جا نثار

سینه ی دل بستگانت شعله دارد - آه آه

حنجر دل داگانت ناله دارد - زار زار

در عزای جان گدازت ای غریب ملک ری

قطره قطره اشک ما شد لاله های داغدار

قطب عالم از شرار داغ تو اندوهگین

جان هستی از غم جان سوز تو اندوه بار

دل ز غم لبریزِ خون، یعنی که گشته بی شکیب

جان ز ماتم در جنون، یعنی که گشته بی قرار

بس که از چشمان "یاسر" ریخت خوناب جگر

ماه شد گلبرگ خون و مهر شد گلگون عذار




موضوع: عبدالعظیم حسنی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/22 | 07:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.