امام هادی النقی(ع)-مدح


نور نامت برده هادی رونق مهتاب را

سوز قرآن خواندنت می گیرد از سر خواب را

آسمان نزدیک نزدیک است و می بیند زمین

معجزاتی روشن از آن گوهر نایاب را

چشم می بندی، شب است و سامرا بی نور و سرد

چشم را بگشای تا روشن کنی سرداب را

می شناسی مردمانِ بی مروت را تو خوب

دیده ای با چشم خود صد جعفر کذاب را

یا نقی سلطان مظلومم! نقی مولای صبر

بعد ازین با نام تو پر می کنم هر قاب را

بزم خفاشان مجال نام پر نور تو نیست

شیر کرنش می کند خورشید عالمتاب را!




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/23 | 04:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


بالاتر از این هاست لوایی که تو داری

 خورشید دمیده ز عبایی که تو داری

 از بنده نوازی و عطایی که تو داری

 آقای جهان است گدایی که تو داری

 ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی

 محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند

 مهر تو به دل های مصفا بنشیند

 هر کس به دلش مهر تو آقا بنشیند

 مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

 لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم

 آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار

 در وصف تو ماندند...چه گفتار و چه اشعار

 حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار

 بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

 در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد

«با آل علی هر که در افتاد ور افتاد»

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست

 ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست

 چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست

 در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

 "العبدُ و ما فی یده کان لمولاه"

 از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است

 اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است

 تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است

 جای ولی الله کجا بزم شراب است؟!

 یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد

 یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت

 از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت

 لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت

 خون از لب شه، روح ز جان اُسرا رفت

 شد مجلس اغیار همان بزم خرابه

 وقتی که سر افتاد به دامان ربابه

×××

با تشکر از آقای رکن الدین  برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


نور تو، روح مرا منزل به منزل می برد

کشتی افتاده در گِل را به ساحل می برد

مرد صحرایی و با تو شوق باران هم سفر

بوی بارانت مرا منزل به منزل می برد

عاقل و دیوانه محکومند، آری چشم تو

هم ز مجنون می برد دل، هم زِ عاقل می برد

«اهل بیت نور» هستید، «آسمان وحی»، ها....!

«جامعه» ما را به شرح این فضائل می برد

ای حبیب غربت تو حضرت عبدالعظیم

شهر ری با اذن تو از کربلا دل می برد

مجلسی که یاد شام انداخت اندوه تو را

گاه سوی طشت و گاهی سوی محمل می برد

کربلا، ظهر عطش، گودال سرخ قتلگاه

اشک هایت عشق را تا آن مراحل می برد




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


قلم به سمت شکوهت قدم قدم آمد

 به سمت دفتر شعرم خود قلم آمد

 دوباره حس سرودن گرفته ام آقا

 و با اجازه ی دستت بگو... دلم آمد

 هنوز مرقد تو سامرای عشاق است

 بدون عشق مگر می شود حرم آمد؟

 میان مسجد اعظم، گدای سامری ام

 و جامعه، شب جمعه، چه با کرم آمد

 حریم حرمت تو قابل شکستن نیست

 و شأن نام تو در این زبان الکن نیست

 همیشه چهره ی تو رنگی از تبسم داشت

 بگو که سنگ ابوهاشمت تکلم داشت

 چهار روز عزیزی که روزه مستحب است

 جواب پیش تو بود و دلم تلاطم داشت

 هر آن که چهره ی نورانی تو را می دید

 درون چشمه ی قلبش غدیری از خم داشت

 چقدر خواست تو را سرزنش کند امّا

 همیشه این متوکل سرِ توهّم داشت

 اسیر سلسله ی توست بغض زندان ها

 به خاک پای تو مستند کلّ حیوان ها

شهادت تو "دوشنبه" است...ای دهم دلبر

 دوشنبه قصه ی آتش، وفات پیغمبر

×××

با تشکر از آقای علی پورزمان برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


از ذات ذوالجلال و خلایق به صبح و شام

ای تـا ابـد چـراغ هدایت تو را سـلام

ابن‌الرضــای دوم زهـرا! دهـم امـام!

حـق را تمـام مظهـری و مظهر تمام

فرزنـد نـُه ولی، پدر پاک دو ولی

در چارده جمال ازل چارمین علی

ای گنج بی‌حدود خـدا در خزانه‌ات

بـاغ بهشت، عـکسِ درِ آستـانه‌ات

بار غـم تمامـی امـت بـه شانه‌ات

صحن تو سامرا و دل خلق، خانه‌ات

بیت‌الحرام اهل سجود است کوی تو

روشنگر تمـام وجـود است روی تو

روح مسیـح می‌دمـد از سامـرای تو

کعبه سلام داده به صحن و سرای تو

موسی به رود نیل زده با عصای تو

وحی خداست در نفس جان‌فزای تو

کهف تُقی، حقیقت تقوا، گـل تقی

جان جهان فدای تو یا هادی النقی

تعریف ما و وصف شما هست نابجا

توصیف ما کجا و مقـام شما کجا؟!

از تو همه عنایت و از مـا همـه رجا

حتـی درنـدگان بـه تـو آرنـد التجا

آنچه به وصف قدر و جلالت شنیده‌ایم

در داستـان زینـب کذابـه دیده‌ایـم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مناجات


طلوع صبح می پرد دو پلک من برای تو

دلم عجیب می کند هوای تو، هوای تو ...

و بعد از آن دو چشم من پر از خیال می شود

و چکه چکه می کند به راه آشنای تو

اگر چه تا به حال من ندیده ام رخ تو را

ولی چه ساده می رسد به گوش من صدای تو

فضای خانه ی دلم پر از گلاب می شود

همین که گریه می کنم دوباره پا به پای تو

چه شاعرانه می شود اگر شبی دو چشم من

نگاه خود بیفکند به چشم دلربای تو

سوال بی جواب من پر از نیاز و خواهش است

شود که بوسه ای زنم به خاک سامرای تو؟!

عجیب غصه ای شده نبودنت میان ما

عجیب قصه ای شده دوباره ماجرای تو




موضوع: شهادت امام هادی(ع)،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/22 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح  


تمام زاویه ها را کشیده ای قائم

آهای سرو قدِ سرترین! سرت سالم

غزال "اُم ولد" نور چشم های جواد

پدر بزرگ شب قدر -حضرت قائم-

پدر: غریب، پدر: آشنا، پدر: مظلوم

پسر: مراد، پسر: مجتهد، پسر: عالم

نشانه های امامت تمام شد وقتی

شکفت کنج لبت خالی از بنی هاشم

تو با لباس سپیدی و با لباس سیاه

برای دیدن تو کعبه می شود عازم

درست نیمه ی ذی الحجه بعد حج هر سال

تو مَحرمی و حرم می شود تو را مُحرم

زیارتی به بلندای جامعه از توست

زیارتی که شب قدر می شود لازم

زیارتی که خودش هست "محتشم"پرور

درست کرده به کرّات "اکبر ناظم"

دو تا فقط همه ی راز جامعه ست بگو

فقط "بکم فتح الله"  فقط  "بکم یختم"




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


شروع عشق به نام خدا به نام شما

من آفریده شدم تا شوم غلام شما

هزار شکر نبوده هنوز روی سرم

به غیر سایه ی لطف علی الدوام شما

کبوتر دل من که نمی پرد همه جا

از آن زمان که گرفتار شد به دام شما

برای آنکه جنان را فقط نگاه کند

نشسته است شب و روز روی بام شما

خوشا به حال کسی که شده در این دنیا

مسیر زندگی اش روشن از کلام شما

شما تمامی دار و ندار من هستید

تمام عمر همه اعتبار من هستید

جهان به زیر قدوم تو خار می گردد

نفس زنی همه عالم بهار می گردد

برای عرض ارادت به محضرت، خورشید

به سمت گنبد تو رهسپار می گردد

یکی دو شب که نه، هر شب به سامرا، مهتاب

میان صحن تو مثل غبار می گردد

اگر که تیغ دو ابروت می کشد، جانم

هزار بار به پایت نثار می گردد

اگر به عشق تو مُردم شما نخورغصه

یک عاشقت کم از این صد هزار می گردد

همیشه زنده بُود هرکسی فدای تو شد

و خوش به حالش اگر خاك سامرای تو شد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


ملاک شیعگی ما ولایت هادی‌ست

تمام دلخوشی ما محبت هادی‌ست

میان جامعه‌ای در گذار ایامیم

که نور جامعه‌اش از روایت هادی‌ست

چه خوب شد که خداوند قادر متعال

نمی ز بحر کریمش ولادت هادی‌ست

چه خوب شد که جهان اعتقاد نو شده‌اش

به سمت واسعه‌ی با کرامت هادی‌ست

به جان این دل عاشق شراره می‌افتد

هرآن زمان سخنی از شهادت هادی‌ست

کبوترانه خیال همیشه حق طلبم

درست گرم قنوت زیارت هادی‌ست

همین که شیعۀ مولا شدم خدا را شکر

نشاط روح به دست هدایت هادی‌ست

پدر به شیوۀ مادر همیشه می‌گوید

دلِ شکسته دخیل ارادت هادی‌ست

سکوت اهل صفا بی‌قرار یک لطف است

تبسمی که به لطف و عنایت هادی‌ست

قلم به عجز نشیند در آستانۀ او

که نثر «جامعه» گویای قامت هادی‌ست

بدون رخصت او واژه‌ها زمین گیرند

همین غزل نفسی از قیامت هادی‌ست

***

با تشکر از آقای کارگر برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


رود از راز و نیاز تو حکایت می‌کرد
نور را عمق نگاه تو هدایت می‌کرد
ماه اگر ـ ذکر به لب ـ گِرد زمین می‌چرخید
صورت ماهِ تو را داشت زیارت می‌کرد
دهمین بار هو الحق متجلی شده بود 
چارمین بار علی بود امامت می‌کرد
درد را نسخه‌ی خال تو شفا می‌بخشید
عاشقان را دل نرم تو شفاعت می‌کرد
و بِکُم عَـلَّمَنا الله» تو می‌خواندی و...آه! «
آه از این شهر که بی قبله عبادت می‌کرد
جامعه قافیه‌ات را که به خود باخته بود
»
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد«
متوکل به تماشای شرابت آورد
به دل مست تو از بس که حسادت می‌کرد
و نفهمید که مستی اثری بود که داشت
با طلوع تو به هر ذره سرایت می‌کرد
»
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر«
وقتی از پنجره‌ی شعر صدایت می‌کرد
کوه هر صبح به صبر تو سلامی می‌داد
ماه هر شب به رخت عرض ارادت می‌کرد
ری پُر از عطر سخن‌های تو می‌شد وقتی
حضرت عبدالعظیم از تو روایت می‌کرد
شاه بخشنده! نرو، بی تو گدایان چه کنند؟
سامرا داشت به دستان تو عادت می‌کرد




موضوع: ولادت امام هادی(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی(ع)-مدح و محکومیت توهین ها


باید خبر موثقی بنویسند

از حُسن جمال مطلقی بنویسند

خوب است که با خاک ره یار شدن

بر کسب کمال رونقی بنویسند

ای خاک حریم تو کتابی که در آن

جنات همه پاورقی بنویسند

تا که گل روی تو سفارش بدهند

اندازۀ دنیا طبقی بنویسند

هر جا که تویی جلوهٔ جاء الحق است

بایست به باطل زَهَقی بنویسند

عشق است که سردار شفاعت باشی

از گوشه عبات بیرقی بنویسند

از میم محبتت کنار پدرت

ترکیب کنند و متّقی بنویسند

هم نامی و همتای علی پس باید

در شأن تو هم مَعَ الحقی بنویسند

بایست که با وضو نقی گویند و

بایست که با وضو نقی بنویسند

آنان که به حُب تو سعیدند که هیچ

حق است که مابقی شقی بنویسند

در پاسخ آن شقیِ بیگانه سرشت

باید که قلم گرفت و این گونه نوشت


ادامه این شعر

موضوع: جنبش فدائیان امام هادی النقی،  ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


الا مــاه رجــب تابنــده مـاه دیگرت آمد

چـراغ دلفــروز تــا ابــد روشنگـرت آمد

در آغوش سحر خورشید گردون‌پرورت آمد

مه و مهر و فلک را کن نثارش، اخترت آمد

فروغ حسن غیب است اینکه امشب در فضا داری

تو در دامن علـی بـن جـواد بن رضا داری

زهی این گل که آغوش خداوند است گلزارش

سـلام الله دائــم بـر قـد و بـالا و رخسارش

کلاف جان به کف، صد یوسف مصری به بازارش

جواد ابن رضا چشم و دلت روشن به دیدارش

به مـرآت جمــال بـی‌مثالش ده ولی را بین

در این آیینه امشب هم‌ محمّد هم علی را بین

جمـالش از جمال کبریـا دارد حکایت‌ها

کمـالش از کمــال انبیــا دارد روایت‌ها

عیان در مصحف روی منیرش کل آیت‌ها

هدایت گشته در خط تولایش هدایت‌ها

حکایت از حـسن دارد جمال نازنین او

همانا نور مهدی می‌درخشد از جبین او

تعالی‌الله تعالی‌الله از این حسن خدادادی

که‌ بر هردل‌ دهد با یاد رویش یک ‌جهان شادی

حقیقت یافته در خط نورش خط آزادی

میان چارده هادی شده مشهور بر هادی

جهان غرق تجلایش زمان مهد تولایش

علی نام دل‌آرایش، محمّد محو سیمایش


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


خوش آن دل كز ازل دارد ولاى حضرت هادى
خوش آن سر كو بساید رخ به پاى حضرت هادى
دلا گر رستگارى خواهى از حول صف محشر
نما از حق طلب ظلّ لواى حضرت هادى
بجو از حق ولایش را همى جود و عطایش را
صفا ده گنج دل را از صفاى حضرت هادى
ببر نام گرامیش كه باشد حل هر مشكل
بكوب از جان درِ دولت سراى حضرت هادى
به هر دردى دوا نامش كه در بازار حق عامش
شفا بخش امم دارالشفاى حضرت هادى
نبى اصل و على اسمى كه جان عالمش قربان
كه شد ایجاد دو عالم براى حضرت هادى
على بن محمد هادى دین حجت عاشر
كه عاجز نطق قاصر در ثناى حضرت هادى
چگونه مدح شاهى را توان گفتن كه مَداحش
بود همواره در قرآن خداى حضرت هادى
عبادت را بود شرح قبولى دوستى او
قبول افتد اگر باشد رضاى حضرت هادى
بود جشن جنان محضش و بغضش آتش نیران
بود غلمان غلام آشناى حضرت هادى




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


چو بر سریر ولایت نشست خسرو دین
فلك نهاد به درگاه او سر تمكین
بیا كه صبح هدایت دمید و شد تابان
در آسمان ولایت ستارۀ دهمین
ز نسل احمد مرسل ز دودۀ حیدر
ز نور فاطمه طاووس باغ علیّین
ز آسمان امامت دمید خورشیدی
كه آفتاب جمالش گرفت روی زمین
به سالكان حقیقت دهید مژده كه گشت
امام هادی فرمانروا و رهبر دین
ستاره‌ای كه ز انوار چهره، روشن كرد
فضای كون و مكان را به نور علم و یقین
مه سپهر فضیلت، محیط جود و كرم
شه سریر ولایت چراغ شرع مبین
طلیعه‌ای كه ز بهر طواف شمع رُخش
گشوده بال چو پروانه جبرئیل امین
شهنشهی كه شهان پیش خاك درگاهش
كشیده دست ز تخت و كلاه و تاج و نگین
مهی كه بهر تماشای آفتاب رُخش
نشسته در صف گردون ستارگان به كمین


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/10 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


روزهایی شده که حیرانم

در پی ریشه های ایمانم

خاطراتم مرور می گردد

از همان دوره ی دبستانم

یاد دارم کتاب دینی را

یاد دارم کتاب قرآنم

حفظ می کردم آن زمان با شوق

نام هر یک ز پیشوایانم

هر چه می شد معارفم بهتر

جایزه می گرفتم از مادر

از ولای عشیره ی طاهاست

که سرم تا به آسمان بالاست

در میان ائمه یکّی نه

دو سه تا یادشان کمی با ماست

هر که خرجی برای اینها کرد

مستحق نوازش زهراست

حاشیه من نمی روم دیگر

روی صحبت به سوی یک آقاست

حضرت هادی یا امین الله!

سیدی یا وجیها عند الله! 

قبله ها در قلمرو نامت

کعبه حیران حال احرامت

چون پدر چون پدربزرگت، جود

بوده جزء اصول احکامت

روی تو دیده اند و مشغولند

یوسفان هم به ذکر قد قامت

بادها جمله تحت فرمانت

شیرها در مقابلت رامت

دهمین رکن اعتقادی تو

پسر حضرت جوادی تو


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


باران شدم از شوق پریدن به هوایت
شد کفتر بی‌گنبدِ تو، باز رهایت
ای صاحب آن «جامعه‌» پر شده از عشق!
خالی است چرا این همه در جامعه جایت؟
گفتی:« فَتَحَ اللهُ بِکُم» پنجره وا شد
گفتی: «و بِکُم یَختِم» و دل کرد هوایت
کی می‌رسد آن «اَشرَقَتِ الارض» بنورت
کی مست شود جامعه از جام دعایت
هر نیمه شب از ذکر تو روشن شده عالم
مَستَند ملائک همه از عطر عبایت
در بزم شراب آه! بگو مستِ خدایی
شاید متوکل کند اینگونه رهایت
رخصت بده یک لحظه که این پرده بیفتد
تا کاخ و ستون هاش بیفتند به پایت
وقتی که امامی و علی هم شده نامت
پیداست که در سامره شاهست، گدایت
یاد نجف افتادم و اشکم شده جاری
کو گنبد و گلدسته و ایوان طلایت؟

«اَنتم شُفَعائی» خبری بود که ما را
بُرد از دل شب تا سحری پشت صدایت
آه از تو چه پنهان، ... چه بگویم... فقط اکنون
دست من و دامان تو و لطف خدایت




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


هرکه را آسمانی اش کردند
در نگاه تو فانی اش کردند
که عطر و بوی تو داشت
غرقِ در مهربانی اش کردند
در بهشت خدا محبّ تو را
لایق حکمرانی اش کردند
و سپس عاشق ولایت را
تا ابد جاودانی اش کردند
از سبوی تو هرکسی مِی زد
مست آئینه خوانیش کردند
هر نبی را جدا جدا اوّل
پای درس تو فانی اش کردند
هرکسی را لیاقتی دادند
خرج دلبر جوانی اش کردند
با نگاهت دوباره زنده شدیم
تو نظر کرده ای که بنده شدیم
عشق سرمست دلربایی توست
عاشقِ جلوه ی خدایی توست
جـبرئیل آفـریـدن ای آقـا
ذرّه ای از هنرنمایی توست
ریزه خوار قدیمی ات حاتم
شغل حاتم فقط گدایی توست
از نگاه تو کفر می لرزد
این همان ارث مرتضایی توست
از دم تو مسیح جان گیرد
لیک عیسی خودش فدایی توست
کربلایی، مدینه ای، حاجی ست
هر محبّی که سامرایی توست
مست جام توایم یا هادی

ما غلام توایم یا هادی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


نشنیده گوش ها ز کلام تو خوبتر

 نامی نیامده ست ز نام تو خوبتر

 هرکس که برد نام تو را خوب می شود

 آن کس که شد کبوتر بام تو خوبتر

 ای شیعه سرفراز بمان چون نیامده ست

 هرگز در این جهان ز امام تو خوبتر

 مست غم توایم فقط ...ای امام عشق

 آن مستی مدام ز جام تو خوبتر

 معنای نام تو همه پاکی مطلق است

 نامی نیامده ست ز نام تو خوبتر

***

با تشکر از آقای قصری فر  برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-ولادت


الا ولایت تـو خلق را تمام هدایت

بـه جمله جملۀ گفتار تو پیام هدایت

ائمه‌اند هدایتگر و تـو در همه هادی

از آن بلند ز نام تـو گشته نام هدایت

تو چارمین علی استی و زاده سه محمّد

تویی تو هادی و بر حضرتت سلام هدایت

کلام تو همه نور است، همچو آیۀ قرآن

دعای جامعه‌ات تـا ابـد نظام هدایت

محمد ابن علی در تو دید روی علی را

که خورده است به نورت گره، زمام هدایت

هدایت است همه شیوۀ خدا و تو هادی

تو را رواست ز سوی خدا مقام هدایت

سلام بر تو و بر نام و کنیه و نسب تو

ابا الحسن، اب و اُمَّم فدای اُمّ و اب تو

تو یازده صدف بحر نور را گهر استی

در آسمان هدایت الی الابد قمر استی

دهم وصی محمّد نهم سلالۀ زهـرا

نهم ولی خدا را نکوتـرین پسر استی

تو را ملائک هفت آسمان درود فرستند

ز شش جهت که تو مهرِ جمال دادگر استی

به پنج حس و چهار عنصر و سه روح و دو گیتی

بـه امر خالق سرمد امام و راهبر استی

امـام یـازدهم حجت دوازدهم را

به اقتدار جلال محمدی پسر استی

ز هر چه گویم و گویند قدر تواست فراتر

ز هر چه گفتم و گفتند باز خوب‌تر استی

سلام بر تو که آیینه جمال خدایـی

سلام بر تو که در تیرگی چراغ هُدایی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-ولادت


امشب جهان از خرمى مانند رضوان مى‏ شود

نور خدا در طور جان امشب فروزان مى‏ شود

از آسمان مكرمت تابنده گردد اخترى

روشنگر دنیا و دین ز آن روى تابان مى‏ شود

امشب زمین و آسمان در عشرت و ساغر زنان

چون ساقى كوثر على خشنود و خندان مى ‏شود

از بوستان معرفت سر مى‏ زند زیبا گلى

كاین عالم خاكى از آن همچون گلستان مى ‏شود

نورى به عالم جلوه گر گردد به هنگام سحر

روشن زمین و آسمان زآن نور رخشان مى ‏شود

سر چشمۀ فیض خدا نور دو چشم مصطفى

سر حلقۀ اهل ولا محبوب جانان مى‏ شود

خورشید برج ارتضا آن یادگارى از رضا

ابن الرضا امشب پدر از لطف یزدان مى ‏شود

در زهد و دانش مصطفى در زور و بازو مرتضى

حلمش چو حلم مجتبى در ملك امكان می شود

بر فاطمه نور دو عین آزاده مانند حسین

احیاگر احكام دین پیدا و پنهان مى‏ شود


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


بر سوى اهل عالمین، اى كه سحاب رحمتى

جهان كویر تشنه و، تو ابر پر كرامتى

جلوه‏ ى كامل خدا، منشا چشمه ‏ى هدى

گم شدگان خسته را، تو پرچم هدایتى

كسى كه مى‏ كند سفر، به هر كجا و هر طرف

رسد به كعبه‏ ى وصال، اگر كنى اشارتى

نماز قلب عاشقان، راز و نیاز عارفان

رمز مناجاتى و هم، قبله و باب حاجتى

تویى على چهارمین، بین ائمه هادیا

تو امتداد عترت و سلاله ‏ى نبوتى

عهد ولایت دلم، زیارت جامعه ‏ات

به روز بى كسى من، تو صاحب شفاعتى




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 03:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


احسان خانواده تان از قدیم بود

آن قدر روی بام شما یاکریم بود

راه تو را نیاز به خدمت گذار نیست

پرده نگاه دار سرایت نسیم بود

ای آن که چوب دستی بازیِ کودکیت

مثل عصای معجزه های کلیم بود

بیراهه بود راه، بدون هدایتت

تنها صراط نور شما مستقیم بود

نام تو جلوه ای ست از اسماء پنج تن

هم گشته ای امام علی، هم ابالحسن

وقتش شده که باز به سجاده رو کنی

وقتش رسیده با خودتان گفت و گو کنید

وقتش رسیده است که در چنته ی قنوت

کار شفاعت همه را باز رو کنید

باید حصیر ساده ی بی آبروی را

جا زیر پای داده و با آبرو کنید

گیرم که آبِ سَرد نیاورد خادمت

باید به آب گرم بهشتی وضو کنید

باید که باز زخم و جراحات شیعه را

با دست مرحمت گر مرهم، رفو کنید

امشب دوباره سمت خدا ساده می روید

از جاده ی حصیریه سجاده می روید




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


گفت:« سُرّ من رَای»، ترجمان «سامرا»ست

من ولی دلم گرفت... این حرم چه آشناست

چون نجف، شکوهمند  چون مدینه، راز دار

داستان آن ولی داستان کربلاست...

ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!

ذکر ما علی الدّوام، گریه های بی صداست

آن چه بر زبان ماست، نام مهربان توست

آن چه بر زبان توست، اسم اعظم خداست

از زمان کودکی، در پی ات دویده ایم

از همه شنیده ایم، گرد راه تو شفاست

باغ هایی از بهشت، گوشه ی عبای توست

این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست

مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست

چشم تو هنوز هم، مستیِ مدام ماست

ما شهید می شویم، روسفید می شویم

روزگار، بی وفا... عاشق تو با وفاست

ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!

مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟ 




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


نمی رسد به کمال تو فهم بال کسی

که مدح شأن تو گوید زبان لال کسی

به زیر سایه ی لطفت مقیم خواهد شد

اگر به دست کریم تو شد حواله کسی

به اوج می روی و پا به پات می آید

شبیه آن که بگردد کسی وبال کسی

"مقام نوکری" ما مقام سروری است

مدال حلقه به گوشی شده کمال کسی

تو "هادی" و همه ی خانواده ات "مهدی"

عجیب نیست بدون شما زوال کسی

***

با تشکر از آقای کاظمی نیا برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی

الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی

الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی

الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی

تویی به ملک الهی امام حضرت هادی

وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی

حساب فضل تو بیرون بُود ز حد و شماره

ولادتت به جهان داد آبروی دوباره

سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره

کند به خاک درت سجده آفتاب هماره

اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره

فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی

تو جد مهدی و باب حسن، عزیز جوادی

ولیِ کل خلایق امام کل عبادی

نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی

پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی

تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی

به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی

تو در نه یم نور یم دو گوهر نابی

علی چارمی و حافظ چهار کتابی

به باغ دین پدرانت همه گل و تو گلابی

حیات خلق بود آب و تو حیات به آبی

به ملک نور تو ماهی به شهر علم تو بابی

چو جد خویش علیه السلام حضرت هادی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-ولادت


امشب فزوده‏ اند صفاى مدینه را

نور خدا گرفته فضاى مدینه را

با جلوه‏ هاى اشرقت الارض قدسیان

بستند چلچراغ سماى مدینه را

روح الامین بیاد بهار نزول وحى

گلبوسه مى ‏زند سرو پاى مدینه را

بیت النبى و گنبد خضرا و مسجدش

بخشیده لطف صحن و سراى مدینه را

در وادى قبا به تماشا نشانده‏ اند

آن نخل هاى سبز قباى مدینه را

آن گونه خرم است که گویى گشوده ‏اند

بر هشت خلد پنجره‏ هاى مدینه را

عطر و گلاب لاله بدین گونه دلپذیر

تغییر داده حال و هواى مدینه را

نور جمال حضرت هادى است که اینچنین

روشن چو روز کرده فضاى مدینه را

ماهى دگر به محور خورشید عشق تافت

تا روشنى دهد همه جاى مدینه را


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات


ای کاش کبوتر رهایت برسد

با باد، شمیم سامرایت برسد

من تشنه ی گنبد توام یاری کن

دستم به ضریح با صفایت برسد

×××

با نور ولایتت وضو می گیرم

در باغ نماز رنگ و بو می گیرم

هر چند دلی سیاه دارم آقا!

با عشق تو باز آبرو می گیرم

×××

بر روی سرم سایه ی رحمت هستی

باران شده ای، مایه ی رحمت هستی

در سوره ی جاری امامت پیداست

ای گل دهمین آیه ی رحمت هستی

×××

در گوش کبوتران صدایت جاری ست

در کوچه ی آیینه صفایت جاری ست

من زائر مشهد توام باور کن

در سینه شمیم سامرایت جاری ست

×××

من واژه به واژه شاعرت خواهم شد

در آینه ها مسافرت خواهم شد

بوی حرم تو در وجودم جاریست

من مطمئنم که زائرت خواهم شد




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


ای دهم حجت خدای ودود

هادی مُلک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو

هادیان بنده ی هدایت تو

ای فداییّ تو اب و ام ما

ای تو ابن الرضای دوم ما

همه عالم یم عنایت تو

اولیاء تشنه ی ولایت تو

ای تو باب المراد اهل البیت

نور چشم جواد اهل البیت

آفتاب رخ هو القیوم

همه ی حُسن چارده معصوم

معرفت سایه ای ز قامت تو

نور، یک جلوه از کرامت تو

روی تو آیت هو الموجود

به وجود تو بسته کلّ وجود

حلم ها لاله ای ز گلشن تو

علم ها خوشه ای نثار نرگس تو

روح، قربانی تن پاکت

تن، غباری به دامن خاکت

بال جبریل فرش مجلس تو

گل نرگس نثار نرگس تو

ابرِ بارنده فیضی از جامت

شیر درّنده در قفس رامت

چشم دشمن به لطف و رحمت تو

متوکّل حقیر عزت تو

نور الانوار کلّ اجدادی

سیدی یا علیٍ الهادی

جامعه سطری از عبارت تو

انبیا عاشق زیارت تو


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


لطف امام هادى و نور ولایتش

ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل

امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت

توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را

کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش

خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى

بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات

اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع

شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم

ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار

رخسار عجز سوده به درگاه عزتش


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو

خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو

اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام

پیوسته فیض از سر خان عطاى تو

اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء

خدمتگذار بر در دولتسراى تو

اى عاشر الائمه على النقى كه هست

چشم امید خلق به مهر و وفاى تو

اى پور پاك معنى جود و كرم جواد

حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

اى مظهر جلال و جمال خداى فرد

شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو

در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار

در دل هر آنكه داشت فروغ ولاى تو

خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن

در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو

تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى

جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو

زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید

آن گنبد منور و صحن وسراى تو

اى هادى هدایت دین مبین حق

اى آنكه مدح خوان تو باشد خداى تو

(علامه) با بضاعت فكرش كجا سزد

انشا كند چكامۀ مدح و ثناى تو




موضوع: ولادت امام هادی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو