امام زمان(عج)-مناجات محرمی


برلبم دارم سلامت یوسف زهرا سلام

چشم من بی آنکه بیند، آن رخ زیبا سلام

 

دل خوشم بر مستحبی که جوابش واجب است

آشنایی که غریبی می کنی با ما سلام

 

آل یاسین خوانِ ارکان ظهورت گشته ام

پا بنه بر دیده، پاسخ گو سلامم را سلام

 

بین مردم هر سلامی را سلامت در پی است

چشم بد دور از شما جانت سلامت با سلام

 

نه فقط جمعه که هر روزم شروعش با شماست

روبه قبله هر نمازم می شود آقا سلام

 

به عمویت رفته ای در قد و قامت ای عزیز

کی شود چشمم دهد بر آن قده رعنا سلام

 

در مدینه یا نجف یا جمکران یا مشهدی

یا عراقی در زیارت بر شما آنجا سلام

 

یاد ماهم باش وقتی می دهی در کربلا

بر شهید تشنه لب، بر زینب کبری سلام

 

یاد ما کن در زیارت خواندنِ ناحیه ات

می دهی وقتی برآن قربانی تنها سلام

 

در فرازی که سلامت می رسد بر جسم او

بی کفن افتاده پاره پاره در صحرا سلام

 

یا درآنجا که نشسته، قاتلش بر سینه اش

می دهی بر خواهرش بر مادرش زهرا سلام




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


اشک غریب عاقبتش شرم آشناست

بدبخت آن کسی ست که از صاحبش جداست

 

یک عمر از دعای فرج رزق خورده ایم

باید وبال گفت به دستی که بی دعاست

 

پایی که نیست در پی تو لنگ میزند

دنبال تو دویدن ما آبروی ماست

 

از دیگران دوا برسد درد مطلق است

دردی اگر زتو برسد مرهم و دواست

 

هرجور هست پیش تو یکروز میرسیم

آقا بگو که خیمه ی زهراییت کجاست

 

حق می دهیم دل به دل ما نمیدهی

ما سال هاست عادتمان لاف و ادعاست

 

سجده بغیر تربت اعلی نمی کنیم

مُهر قبول سجده ی ما مُهر کربلاست

**

هرچه زدند باز زجایش تکان نخورد

زینب کنار نیزه ی آقای سرجداست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را

بیا بنما به عالم روی از گل بهتر خود را

 

چه شبهایی که همچون شمع سوزان تا سحر کردی

نثار قبر زهرا اشک چشمان تر خود را

 

بیا ای یوسف گمگشتۀ مصر ولا مهدی

نشان شیعیان ده قبر زهرا مادر خود را

 

بیا با هم بگرییم از برای غربت جدّت

که شب بنهاد زیر گل گُل نیلوفر خود را...

 

بیا و در کنار جسم خونین برادر بین

به زیر تازیانه عمّۀ غم پرور خود را

 

بیا مگذار تا جدّت به پیش خنده ی دشمن

بگیرد در بغل با گریه نعش اکبر خود را

 

بیا از جدّ خود بستان عموی شیر خوارت را

که می نوشد به جای شیر خون حنجر خود را

 

بیا مگذار جدّت از فراز نیزه ی دشمن

ببیند زیر کعب نیزه، اشک دختر خود را

 

بیا بنگر چگونه عمّۀ مظلومه ات زینب

نهاده در بیابان لاله های پرپر خود را

 

بیا چشم تر و لب های خشک تشنگان را بین

که گم کردند در دشت بلا آب آور خود را




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


غیرتش بی مَثَل و فوق بشر خوانده شود

خیمه ها امن و امان است! سپر خوانده شود

 

چه علمدارِ رشیدی! چه یلِ صف شکنی

جَنَمش بس علوی بود! «جگر» خوانده شود

 

رزم او خیره کننده ست! فقط باید از-

خط به خطِ رجَزش مرد خطر خوانده شود

 

با لبِ تشنه، لبِ علقمه از آب گذشت

باید استاد ادب! اصلِ هنر خوانده شود

 

شد أبالفضل(ع) که بی واسطه حاجت بدهد

هر چه از او برسد درّ و گوهر خوانده شود

 

با وفا بود و گذشت از خود و در کرب و بلا

خوش درخشید و بگویید قمر خوانده شود

¤

روز جمعه ست! بیا منتقم خون حسین(ع)

تا «ظهورِ تو» به عنوانِ خبر خوانده شود

 

قول دادی که سراسیمه بیایی! هرجا...

روضۂ حضرتِ عباس(ع) اگر خوانده شود!

 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 01:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هشتم


بر زمین خوردم و خاکی شده ام کاری کن

دست من گیر و مرا بار دگر یاری کن

 

این سیاهیِ دلم را تو بیا پاکش کن

بعد از آن عشق خودت را به دلم جاری کن

 

چون گرفتار گناهم ز شما دورم من

با نگاهی به گدا،رفع گرفتاری کن

 

رد نکن خواهش این عبد و بیا آقاجان

بار بی ارزش من را تو خریداری کن

 

ناظری بر همه اعمالم و در دل گویی:

زیر قولت نزن ای بنده وفاداری کن

 

بعد هیأت به خودم وامگذارم آقا

از دل در به درم خوب نگهداری کن

 

با رفیقان ببرم کرببلا پایینْ پا

چشم گریان شده را لایق دیداری کن




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت علی اكبر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/6 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


سالها در حسرت دیدار دلبر مانده ایم

جمعه ها را منتظر ماهِ منوّر، مانده ایم

 

زودتر آقا بیا و حال ما را خوب کن

از غم دوری تو خیلی مکدّر مانده ایم

 

یوسف زهرا کجایی کُشت ما را انتظار

می شود پس کی ظهور تو مقدّر،مانده ایم

 

شد محرم چون شما رخت عزا پوشیده ایم

بی قرار آن دو چشم خون و مضطرمانده ایم

 

روضه تعطیلی ندارد جنت ما روضه هاست

ما که عمری گریه کن هستیم و نوکر مانده ایم

 

آنقَدَر چایی بعد روضه مزه می دهد

آنقدر که منتظر تا چای دیگر مانده ایم

 

روضه را تعطیل گفتند عده ای وقت بلا

از بلا دوریم ما تا پای منبر مانده ایم

 

به دو دستان عمویت دست ما را هم بگیر

ما که پای نوکری تا روز محشر مانده ایم

 

فکر نوکر باش، نزدیک است آقا اربعین

دردمندیم و بدون کربلا درمانده ایم...

 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/1 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات محرمی


همه محوند، محو عزت ما

از گِلِ اولیاست طینت ما


کنج عُزلَت برای ما گنج است

وه چه سرمایه ای ست عُزلَت ما


نگران نیستیم از مردن

مرگ ما هست استراحت ما


ثروت ما محبت زهراست

نرسد ثروتی به ثروت ما


نامه هامان نخوانده امضا شد

باز راضی نشد به خجلت ما


گریه کردیم راهمان دادند

بی نتیجه نماند زحمت ما


هر کسی پنج روز نوبت اوست

با بزرگان گذشت نوبت ما


فرصت گریه را به ما دادند

بهترین فرصت است فرصت ما


همه جا رفت و از تو صحبت کرد

هر که بنشست پای صحبت ما


تا که در خدمت شما هستیم

دیگران میکنند خدمت ما


خواستند از دیار تو برویم

نه ، اجازه نداد غیرت ما


ما اویسیم و آمدیم ، ولی

دیدن تو نبود قسمت ما


آس و پاست شدیم و با این حال

درهمی کم نشد ز قیمت ما


شبی از خاک ما گذر کردی

مرده را زنده کرد تربت ما


حاجت دل شکسته ها گریه است

جان زینب برس به حاجت ما


روضه داریم روضه‌ی زینب

یک سری هم بیا به هیئت ما


کربلا ، شام ، هر کجا رفتی

یک سلامی بده به نیت ما

.

ما که از هجر ، بال بال زدیم

و نیامد کسی عیادت ما




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما فراموش کرده ایم آقا

کار دنیا بدون تو لنگ است

بی حضور تو تا صف محشر

جلوی پای این جهان سنگ است


ما فراموش کرده ایم آقا

با تو دنیا بهار می گردد

با تو بر روی موج خوشبختی

همه دنیا سوار می گردد


ما فراموش کرده ایم آقا

که تویی رهنمای این مردم

بی تو در فتنه های رنگارنگ

می شود اعتقاد و ایمان ، گم


ما فراموش کرده ایم آقا

کعبه یعنی امام یعنی تو

آیه آیه تمام قرآن را

شرح و تفسیر و روح و معنی تو


ما فراموش کرده ایم آقا

دردها از تو نسخه می گیرد

بی تو ای صاحب زمانه ی ما

روح و جان زمانه می میرد




ادامه این شعر

✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/01/29 | 05:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


چشمِ ما عمریست ای آقا بر این در مانده است

مثل رؤیا فکرِ دیدار تو در سر مانده است

 

نیست جز یاریِ تو ، منظورِ ما از دیدنت

آرزوی یاری اَت بر قلب نوکر مانده است

 

با تحیُّر گاه گاهی چهره‌ها را بنگرم

چشم ها خیره به هر روی منور مانده است

 

در پیِ رخسار تو، سرها پریشان خاطرند

از جدائیهای تو، دلها مکدّر مانده است

 

کاش روزی شیعۀ دلخواه تان باشیم ما

رتبۀ ایمانمان از درکِ تو درمانده است

 

کسبِ ما در نزد تو چون پینه دوزی هم نشد

وعدۀ دیدار ما تا کِی مقدر مانده است

 

این چه سودائی است با خود کرده ام در عاشقی

از تو گویم لیک، فکرم جای دیگر مانده است

 

عده ای رفتند تا مقتل ز هیئت‌های تو

چشم مامبهوت بر محراب و منبر مانده است

 

هان! شهیدان، راهِ صد ساله به یکشب رفته اند

دل هنور از راهِ خوبان صد برابر مانده است

 

کربلا راهِ مرا نزدیک کرده با شما

از میانبُر آمدم، یک دَم به لشگر مانده است

 

وعدۀ ما شد ستونِ آخرِ راهِ نجف

اربعین تا کربلا یک دیدۀ تر مانده است




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/21 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-اربعین


نام تو زینتِ هر زمزمه یابنَ الزهرا

میدهیمَت قسمِ فاطمه یابنَ الزهرا

 

یابنَ مظلوم! قسم بر غمِ زهرا برگرد

شرمساریم ز روی تو ، ز صحرا برگرد

 

یک مُحرم ز غمت خانه تکانی کردیم

گریه بر جدِّ غریبت همگانی کردیم

 

کارِ ما، نالهٔ یابن الحسنِ تنها نیست

آنکه یک عمر شعاریست، یقین از ما نیست

 

ما که از کشتهٔ بی غسل و کفن میگوئیم

با مخاطب ز دلِ روضه سخن میگوئیم

 

ما اگر نامه نوشتیم بیا، با خون بود

همچو زهرا ز فدک، صورتمان گلگون بود

 

ما گرفتار حسینیم، خدا شاهدِ ماست

تا ابد یارِ حسینیم، خدا شاهدِ ماست

 

کِی دگر مسلمِ دوران سرِ بازار شود

«نگذاریم دگر واقعه تکرار شود»

 

مَردِ میدان عمل، پای ولی می‌ماند

در رکابِ سپهِ سید علی می‌ماند

 

پشت بر راه امام و شهدا باشد، ننگ

نهَراسیم ز تهدید و ز تحریم و ز جنگ

 

ما سخن را ز لسان شهدا میگوئیم

«نَـه» به هر لایحهٔ بی سر و پا میگوئیم

 

با شما دوست و با دشمن تان در حربیم

آگه از بَد دلی و توطئه های غربیم

 

مُزدِ ما را سفر کرب و بلا خواهد داد

اربعین پاسخِ هر توطئه را خواهد داد

 

تا که در راهِ حرم، با قدَمت همراهیم

کِی چنان کور دلان از رَهتان گمراهیم

 

ما ز تو ، غیر تو را هیچ نخواهیم بیا

جز توَلای شما هیچ نخواهیم بیا 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، اربعین حسینی، وداع با محرم و صفر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 06:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی- ورود کاروان اهل بیت(ع) به شهر شام


به سوی یار از ندارها سلام می رسد

خوشیم این سلام ها به آن امام می رسد

 

شدیم بی نصیب از نظاره ی رخش ولی

نگاه لطف او به ما علی الدوام می رسد

 

عطای یار و منعِ بخشش اش یکی است باطنا

صلاح ماست هر دوتاش... هر کدام می رسد

 

بریده می شود نخ توسل اهالی اش

به پای سفره ای که لقمه ی حرام می رسد

 

از این طرف گناه ما فقط به سوی او رسید

از آن طرف همیشه لطف و احترام می رسد

 

همین که بر دعا دو دست خود بلند می کند

به قلب ما همان دقیقه التیام می رسد

 

دل شکسته از غریبی عقیله صبر کن

می آید آن امام و وقت انتقام می رسد

 

فدای دختر علی که با قد خمیده اش

محله ی یهودیان شهر شام می رسد

 

چقدر کارِ این بزرگ زاده سخت می شود

در آن زمان که کاروان به ازدحام می رسد

 

گرسنه اند کودکان و رو به کس نمی زنند

اگرچه بوی نان تازه بر مشام می رسد 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی- ورود کاروان اهل بیت(ع) به شهر شام


بیا و درد هجران محبّان را مداوا کن

نگاهی از کرم بر چشم‌های خستهء ما کن

 

تمام آفرینش بی‌تو باشد جسم بی‌جانی

بیا با یک نظر بر خلق، اعجاز مسیحا کن

 

بیا از غربت جدّت بگو، با مردم عالم

بیا و چشم ما را از سرشک سرخ، دریا کن

 

کنار علقمه با مادر مظلومه‌ات زهرا

دو چشم خویش را دریا، به یاد چشم سقا کن

 

بیا با اشک کن همچون عموی خویش، سقّایی

بریز از دیده خون و گریه بر اولاد زهرا کن

 

بیا و تیر را بیرون بکش از حنجر اصغر

پسر که ذبح شد از تیر قاتل، فکر بابا کن

 

بیا دست یداللهی، برون از آستین آور

طناب خصم را، از دست‌های عمّه‌ات وا کن

 

سر بالای نی، آوای قرآن، خندۀ شادی

بیا دروازۀ ساعات و زینب را تماشا کن

 

بریزد خون «میثم» تا به خاک پای یارانت

بیا او را برای روز جانبازی، مهیا کن




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-وداع با ماه محرم


ببر از سینه جهان غم را

شاد کن با ظهور، عالم را

 

خوب و بد میهمان بزم توایم

بخر این جنس های درهم را

 

دوست داریم با تو گریه کنیم

چون محرم پس از محرم را

 

مثل چشمان خویش جوشان کن

جوی این اشک های نم نم را

 

در حدیث است می کند خاموش

اشک ما آتش جهنم را

 

طالب خون کربلا برگرد

و برافراز بیرق غم را

 

روی کعبه به احتزاز درآر

با دم یاحسین، پرچم را

 

نذرتان کرده بودم این یک ماه

در توان خود آنچه دارم را

 

دارم امید تا قبول کنی

به زیادی لطفت این کم را

 

درد من کربلاست؛ میدانی

اربعین لطف کن دوایم را




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، وداع با محرم و صفر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


انیس هر نفسم آه انتظار تو نیست

بمیرد این دل غافل كه بیقرار تو نیست

خزان بی تو به خود بسكه عادتم داده

نگاه منفعلم در پی بهار تو نیست

به پای دار تو تمارها دخیل شدند

سر كسی چو من امیدوار دار تو نیست

تو می توانی از این مس طلا درست كنی

مگو نمی شود آقا مگو كه كار تو نیست

رواست كور شود دیدگان همچو منی

چرا كه شاهد الطاف آشكار تو نیست

روایت است كه یار تو می شویم به اشك

بدا به من كه همین قدر نیز یار تو نیست

بدا به حال كسی كه به هیات آمده و

گمان كند كه در این روضه ها كنار تو نیست

برای كرب و بلا، اربعین، شب جمعه

بدا به حال كسی كه امیدوار تو نیست

به غیر دیده ی سجاد هیچ چشم دگر

شبیه دیده ی پر ابر و اشكبار تو نیست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


فرصتم طی شد و بیدار نشد که بشوم

آخرش لایق دیدار نشد که بشوم

باعث دلخوشی ات با ورع و ترک گناه

پسر فاطمه، یک بار نشد که بشوم

من که یک عمر فقط مشغله ام دنیا بود

سر کوی تو گرفتار نشد که بشوم

شهدا اوج گرفتند و زمینی ماندم

وای از نفس، سبک بار نشد که بشوم

اثر مرحمتت بود که با کوه گناه

آبرو ریخته و خوار نشد که بشوم

برکت نان حلالت همه جا با من ماند

به کسی جز تو بدهکار نشد که بشوم

حاجتم بود به پابوس ابالفضل رسم

زائر صحن علمدار نشد که بشوم

گفت زینب چه کنم، هرچه که کردم آخر

راحت از کوچه و انظار نشد که بشوم

هرچه کردم که نخندند به ما مردم شام

مانعِ خنده ی اغیار نشد که بشوم




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، كاروان اسرا در شام، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب عاشورا


بیا كه گنبد خضراست دیده بر راهت

بیا كه حیدر تنهاست دیده بر راهت

چقدر منتظران تو بی صدا رفتند

نگاه مضطرب ماست دیده بر راهت

به هر دیار عزادار مادرند همه

بیا كه عترت طاهاست دیده بر راهت

قسم به خاك نشسته به چادر مادر

سكوتِ غربتِ دنیاست دیده بر راهت

هنوز ناله ی مادر به گوش می آید

ببین كه حضرت زهراست دیده بر راهت

میان كوچه به دنبال گوشواره حسن

شهید سیلی اعداست دیده بر راهت

كنار بستر غرق به خون مادرتان

هنوز زینب كبراست دیده بر راهت

میانِ گودیِ مقتل حسین افتاده

هنوز زیر لگدهاست دیده بر راهت

به ناله های بُنَیَّ كنار آن گودال

زنی كه غرقِ تماشاست ، دیده بر راهت

نشسته بی ادبی رویِ سینۀ ماهش

ببین كه مادرت  آنجاست دیده بر راهت

زمان كشتن لب تشنه آب می خوردند

لباس های تنش را یكی یكی بُردند




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، شب عاشورا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب عاشورا


درمانده ام...چیزی ندارم غیر آهم

این قحطی اشک دو چشمانم گواهم

اصلا حواسم به تو و تنهایی ات نیست

شرمنده آقای غریبم...رو سیاهم

هنگام معصیت به یاد تو نبودم

تو گریه کردی جای من بر اشتباهم

ای آبرودار ! آبرویم را نبردی

طوری که اصلا فکر کردم بی گناهم

می ترسم آخر سر ز چشمانت بیفتم

بر این گدایت رحم کن ای تکیه گاهم

دیگر برایم طاقت و صبری نمانده

می افتد آخر سر به روی تو نگاهم ؟

اصلا مرا چه به وصال و شِکوه از هجر ؟!

وقتی که انقدر از شما دور است راهم

گیرم که بین معصیت بال و پرم سوخت

گیرم حقیری بی نوا در قعر چاهم

با این همه وضع بدم مثل تو آقا

گریان شاه بی کفن هر صبحگاهم

جان ها فدای خواهری که ناله می زد :

ای کشته ی افتاده قعر قتلگاهم ...

آخر تو را با قتل صبر از من گرفتند

حالا ببین بی یار و بی پشت و پناهم

کل حرم غارت شده، چشم تو روشن

همراه دخترهات در بند سپاهم

دور از وطن، ای جان من، تکه حصیری

جای کفن آخر برایت شد فراهم




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، شب عاشورا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب عاشورا


کجایی که شبِ غم آخر اومد

ببین آهِ دوبیتی هم در اومد

دلت اونقدر خونِ که امشب

به داد حال و روزت مادر اومد

 

 

الهی دردِ آقا رو نبینیم

بمیریم و مداوا رو نبینیم

بگو با صبح  عاشورا نیادش

دعایی کن که فردا رو نبینیم

 

 

الهی رویِ خاکی تو نبینم

تو روضه مویِ خاکی تو نبینم

شبیه مادرت از پا نیافتی

آقا پهلویِ خاکی تو نبینم

 

 

اگه از ذوالجناح با سر زمین خورد

اگه تو خیمه‌ها دختر زمین خورد

همه تقصیرِ اون نامرده آقا

که آتیش زد در و مادر زمین خورد




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، شب عاشورا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب عاشورا


ای گیسوی هماره پریشان کربلا

ای چشمه ی همیشه خروشان کربلا

با ما بگوچه دیده ای ای خون گریسته!

در سرخی عقیق سلیمان كربلا

هر یک فراز ناحیه صد مقتل آتش است

از اعظم مراثی دیوان کربلا

گفتی لاندبنک یا جدی الغریب!

گفتی که جان فدای تو ای جان کربلا!

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

با یاد خشکی لب عطشان کربلا

آه از دمی كه لشكر اعدا نكرد شرم

كردند رو به خیمه ی سلطان كربلا

صفین اگر که مصحف قرآن به نیزه دید

بر نیزه رفت قاری قرآن کربلا




✔️ موضوع : شب عاشورا، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی- شب تاسوعا


نه صبحی داری و نه شب عزیزم

دلت آتیشه   داری تب عزیزم

شبِ عباسه اما ناله داری

برایِ غصه‌ی زینب عزیزم

 

نه صبری و نه تسکین مونده باقی

که داغی سخت و سنگین مونده باقی

نگیر از ما تو فیضِ روضه‌ها رو

برایِ نوکرت این مونده باقی

 

بدون تو  تو کارامون ضرر بود

که تو امروز و فردامون ضرر بود

تو را ای کاش برا دنیا میخواستیم

بدونِ تو  تو دنیامون ضرر بود

 

بگو با بارِ این غمها چه کردی

پریشون توی این شبها چه کردی

یکی باید به فکرت باشه اما

بگو با ناله‌ی زهرا چه کردی

 

الهی که الهی غم نبینی

بگو امشب کدوم خیمه میشینی؟

دلم میگه غبار آلوده آقا

میون هیئتِ اُم‌البنینی

 

از آن سَروِ علی بنیاد صد حیف

از آن قامت  از آن شمشاد صد حیف

دو دستی که عصایِ پیریَش بود

خداوندا زِ تَن اُفتاده صد حیف




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 03:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هشتم


حیف دلی صرفِ انتظار نکردیم

کار زیاد است و ما کار نکردیم

زحمت ما با تو بوَد حضرتِ رحمت

غیر گِره رویِ شانه بار نکردیم

این عرقِ شرمِ ماست ریخت که محسن

رفت و سَری خرجِ اقتدار نکردیم

خسته شدم پایِ غمت  پیرغلامی...

گفت که یک کار از هزار نکردیم

کاش که پیش تو بگوییم  بنامت

هرچه که کردیم اگر ، قمار نکردیم

اهل مناجات بُرد فیضِ ملاقات

سعی کمی هم پِیِ دیدار نکردیم

مَرکب ما نه که ما مَرکب اوییم

نفس نگون را چرا مهار نکردیم

مرقد جدّت دل گریه کنان است

وای اگر سینه را مزار نکردیم

علتش این بود مادرِ تو حرم بود

این شب جمعه اگر هوار نکردیم

ناله‌ی شهزاده بود شاه زمین خورد

گفت که زخم تو در شمار نکریم

وضع تو پیداست از گفتن دشمن:

هیچ کسی را چنین شکار نکردیم

پیکر تو آخرش به روی زمین ماند

آه علی جان بگو چه کار نکردیم




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت علی اكبر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هشتم


بیا ای دل یه دَشتستون بگِرییم

بیا با چشمایِ بی جون بگرییم

شبیهِ مادرش داره می‌سوزه

بیا با های هایش خون بگِرییم

 

نشونیِ جمالت رو بگیریم

که شاید زیرِ بالت رو  بگیریم

تو این روضه نشستیم تا بیایی

که گرد و خاکِ شالت رو بگیریم

 

شبیه اَبر بُغضی دارم امشب

شبیهِ آسمون میبارم امشب

ببین حالم بده حالم رو خوب کن

ببین خستم ببین بیمارم امشب

 

چه خوبِ که به حالت مبتلا شیم

و با راهت شب و روز آشنا شیم

بیا تا ما جوونیم با تو باشیم

که پیری میادو شاید نباشیم

 

میشه یعنی از این غمها بمیرم

کنارِ گریه‌ی زهرا بمیرم

خجالت میکشم از قلبِ سنگم

دعا کن ظهرِ عاشورا بمیرم

 

یتیم می‌بینی از دختر میخونی

کنارِ آب از اصغر میخونی

هزار و چند صد ساله که آقا

جوون می‌بینی از اکبر میخونی

 

دوباره گریه‌هات از سر شد ای وای

که احوالت پریشون‌تر شد ای وای

شبِ هشتم شدو داری می‌خونی

علی‌اکبر علی‌اصغر شد ای وای




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت علی اكبر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 04:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


نبار بارون که من بارونم امشب

پریشونم ، پریشون خونم امشب

بیا آقا بیا دورت بگردم

به دنبالِ تو سرگردونم امشب

  

تو این روضه گرفته ریشم آقا

بیا اینجا کمی اَبری‌شَم آقا

یکم از تشنگی تو سهم من کن

بخون روضه بزن آتیشم اقا

  

ببین ساز فراقت کوک کوکه

غم تو حاصلش سیروسلوکه

اگه می دیدمت می دیدم ازغم

روپیشونیت پراز چین وچروکه

  

من و تو این عزاها طاهرم کن

رسیدم جان زهرا طاهرم کن

بزار  عاشق بشم از تو بخونم

منو مانندِ باباطاهرم کن

 

بزار از درد تنهایی بخونم

از این صبر و شکیبایی بخونم

گمونم پیش گهواره نشستی

بزار امشب که لالایی بخونم

 

اگه عباس هم بازوش زمین خورد

اگه باضربه‌ای اَبروش زمین خورد

اینا سخته ولی نه سختر از این

که آقام رو زد اما روش زمین خورد




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


غافلم، باز خبردارم کن

یوسف فاطمه، بیدارم کن

بار سنگین گناه آوردم

از سر لطف، سبک بارم کن

ای طبیبی که پی بیماری

نظری بر دل بیمارم کن

آمدم توبه کنم، پاک شوم

مهربان... خالی از اغیارم کن

کمکم کن نروم سمت گناه

با کتک هم شده وادارم کن

بین عشاق حسین بن علی

بی بهایم، تو بهادارم کن

آمدم بین عزا جان بدهم

کشته ی قافله سالارم کن

وسط گریه، میان روضه

لحظه ای لایق دیدارم کن

بر غم ذبح عظیم اصغر

تا خود حشر گرفتارم کن




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت قاسم بن الحسن(ع)-شب ششم


اگر سَریم بِجُز در حرم نیافتادیم

که جز به خانه‌ی صاحب کَرَم نیافتادیم

زمانه خواست که ما سمتِ دیگری برویم

به لطفِ مادرتان از قَلم نیافتادیم

تمامِ عمر فقط دستِ ما به دستت بود

نگاه توست اگر هر قدم نیافتادیم

تو گریه می‌دهی و عرش می‌بری ما را

وگرنه در قفسِ نَفس کم نیافتادیم

زیاد ما به زمین خورده‌ایم اما شُکر

که جز به پایِ بلند عَلَم نیافتادیم

بجز برای حسین و بجز برای حسن

بجز برای تو در دست غم نیافتادیم

چرا برای یتیمش گلاب آوردیم

اگر به خیمه‌ی صاحب کَرَم نیافتادیم




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، قاسم ابن الحسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب ششم


شبی ای کربلایی پیشِ ما باش

میونِ گریه‌ها و روضه‌ها باش

شبی شالی بکِش روی چشمامون

شبی هم جایِ ما کرببلا باش

 

تو این شبها ببین داغونم ای داد

میونِ روضه سرگردونم ای داد

می‌دونم این روزا لب تشنه هستی

به یادت از عطش می‌خونم ای داد

 

برای گریه هاتون گریه کردیم

برا اشکِ چشاتون گریه کردیم

دو شب صاحب عزامون یه غریبه

برا دردش براتون گریه کردیم

 

رفیقم هم رفیقای قدیمی

رفاقت خوبه اما با   کریمی

بیا امشب غریبونه بخونیم

یتیمی آی یتیمی آی یتیمی

 

خدا میدونه بی تو ما یتیمیم

اگه بابا داریم اما یتیمیم

بزار امشب یتیمونه بخونم

بیا آقا بیا آقا یتیمیم

 

مزاری محترم می‌سازیم آقا

برا صاحب کرم می‌سازیم اقا

برای حضرت قاسم مدینه

ورودی حرم می‌سازیم آقا




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، قاسم ابن الحسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی – شب ششم


من گم شدم، مانند بغض در گلویم

یا نور و یا برهان، بیا در جست و جویم

خیلی دلت را با گناهانم شکستم

خسته شدم دیگر من از این خلق و خویم

تو آبروی آبرودارن عرشی

من بنده ای رسوایم و بی آبرویم

عمری برایت وصله ای ناجور بودم

یک لحظه هم حتی نیاوردی به رویم

می خواستم با گریه برگردم به سویت

دست کریمت زودتر آمد به سویم

من بی ادب بودم برایت شعر گفتم

تو برتر از آنی که من از تو بگویم

هربار کارم سخت برهم ریخت، فورا

گفتم حسین و زود کردی زیر و رویم

ای کاش زنده باشم و ماه محرم

دیگ غذای روضه هایش را بشویم

ای کاش زنده باشم و از قول قاسم

گویم به شور و هروله "ای وای عمویم..."




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، قاسم ابن الحسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب پنجم و ششم


موج وقتی سر به صخره بینِ طوفان می زَنَد

با فراقت بر سرش از دردِ هجران می زند

چشمِ خشکم را هوایِ هیأتِ تو خیس کرد

شیشه می گرید در آن وقتی که باران می زند

فکر دلهای خراب آبادِ ما را میکند...

...آنکه شانه بر سرِ زلفِ پریشان می زند

هرکُجا دستی در آوردیم خالی بازگشت

دست ما کِی بوسه بر آن سبز دامان می زند

نیمه شبهایی که هستی روضه طوری دیگر است

قلب ما وقتی که می آیی به قرآن می زند

مادرت هربار با این روضه ها غَش می کند

آبِ دستت باز بر آن رویِ گریان می زند

یاحسین ات را شنیدیم و نفسهامان گرفت

حق بده دیوانه چنگی بر گریبان می زند

کربلا ای کاش روزی را ببینم در حرم

صاحبِ ما سینه با ما زیرِ ایوان می زند

چند شب می گفت زهرا واحسینا واحسین

امشب اما ناله های واحسن جان می زند




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی- شب چهارم


به چشمانِ ترت در این حوالی

سلامُ الله ما کَرَر اللیالی*

ببار و چشمهایم را تو پر کن

به پیشت آمدم با دستِ خالی

 

به اشکی سوز و سازم را عوض کن

بیا امشب نمازم را عوض کن

 فقط بگذار دنبال تو باشم

نیازم را نیازم را عوض کن

 

نگاه تو مرا فیض عظیم است

که بسم الله رحمن رحیم است

من از طفلی اسیر روضه‌هایم

خدا رو شکر قلبم یاکریم است

 

میان روضه‌ها با های هایَم

برای تو دوبیتی می‌سُرایم

ثوابِ گریه‌های من برایت

گداییِ شبِ جمعه برایم

 

کمی تا لحظه‌ی دیدار مانده

غریب و بی کس و بی یار مانده

چرا همت چرا همت نداریم

مَشین از پا هزاران کار مانده

 

بکش آهی که از امشب بخوانیم

که از داغ تو صبح و شب بخوانیم

گمانم خون بگریی تا دمِ صبح

اگر از روضه‌ی زینب بخوانیم

 

*حافظ




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/12 | 04:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب سوم


سلام بر تو امامی که نفسِ تطهیری

سلام بر تو که چون رحمتی، فراگیری

سلام بر تو زمانی که غرق طاعاتی

سلام بر تو زمانی که روزه می گیری

بدون شمسِ پر از خیر و برکت رویت

به ما رسید عجب روزگار دلگیری

گذشت و چشم به راهت جوانی ام طی شد

نیامدی و رسیده است موسم پیری

نشد مقدمه سازِ ظهورتان باشم

منِ خراب دعایم نداشت تأثیری

چقدر گریه و توبه به جای من کردی

حلال کن که نکردم هنوز تغییری

من از زمان ورودم به قبر می ترسم

بیا و ناجی من شو در آن سرازیری

اجازه هست کمی از زبان عمه یتان

بخوانم از غم ویرانه و زمینگیری؟!

***

پدر شبی که رسیدی برای من قدر است

رقم زده است برایم خدا چه تقدیری

ببخش این همه امشب به لکنت افتادم

ببخش از رخ سابق نمانده تصویری

به تابِ زلف تو دستم نمی رسد دیگر

شکسته بازوی من در میان درگیری

بدون هیچ دلیلی مرا کتک زده اند

بدون هیچ دلیلی و هیچ تقصیری




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/11 | 07:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات