تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مناجات محرمی با امام زمان (عج)

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


شال و پیراهن و بیرق همگی آماده

چاییِ روضه کند کار هزاران باده

زنده ماندیم ببینیم که انشاالله

باز ارباب به ما رزقِ محرم داده

باز هم روضه گرفتیم و عقیده داریم

مادرش با کمرِ خم دمِ در اِستاده

باز هم مثل همه روز قیامت کرده

مهدیِ فاطمه با گریه سرِ سجاده

من شنیدم ز جلوی نظرش میگذرد

همه روز آنچه که در کرببلا رخ داده

مثلاً اینکه به سر می زند عمه زینب

مثلاً اینکه به زانوست سرِ شهزاده

لااقل کاش که می شد که نبیند هر روز

که سرِ طفل رباب از روی نی افتاده

دم بگیرید که زهرا کمی آرام شود

با همین ذکرِ  " حسین جانمِ "  خیلی ساده




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/07/11 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


بی حیایی پیکر دین مرا فرسوده است

غفلت از صاحب زمان بر درد من افزوده است

از دل زهرایی آقا خجالت می کشم

آن قدر از معصیت کردن دلم آلوده است

چون توسل می کنم مادر مرا هم می خرد

بی توسل کردنم این توبه ها بیهوده است

من دلم گرم همین بازار عشق و عاشقی است

چون پیمبر بارها این جمله را فرموده است:

هر کسی غافل شد از قرآن و راه اهل بیت

راه را گم کرده و بی راهه را پیموده است

**

جان فدای شاه عطشانی که از روز ازل

وسعت رحمت میان روضه هایش بوده است

در عزایش هر کسی اندازه ی بال مگس

اشک ریزد، در قیامت راحت و آسوده است




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 08:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما هم پیاله ایم به شرط سبوى اشک

هم ناله ایم لحظه ی هر گفتگوى اشک

نامى براى صورت عاشق نهاده اند

دولت سراى گریه میان دو کوى اشک

تطهیر دل به خون جگر مى کنم ولى

تطهیر دیده مى کنم از هر وضوى اشک

فریاد الفراق شنیدم به گوش دل

از ناله ی شکسته و بى هاى و هوى اشک

بوى بهار مى وزد از دامن سحر

سجاده ام ببین شده خوشبو ز بوى اشک

خواهى اگر که خوب بخوانى دل مرا

بنشین شبى ز رسم وفا روبروى اشک

تیر گناه عصمت آیینه ام شکست

سنگ گناه گشته چنان سد جوى اشک

یا سیدالبکا سرى هم به ما بزن

روى مرا بگیر تو بر آبروى اشک




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


سحر که ناله ی پر درد در گلوی من است

زجا بلند شوم وقت گفتگوی من است

مرور می کنم ایام عمر می بینم

هزار راه نرفته است رو بروی من است

همین یکی دو سه قطره ز اشک هم دارم

قسم به چشم تو ته مانده سبوی من است

تو ناز می کنی و من پی تو سرگردان

چه بی اثر همه اوقات جستجوی من است

چه گویم از غم هجران همین بس ای اقا

برای نافله با خون دل وضوی من است

به خاک چادر زهرا قسم که اشک حسین

تمام ثروت عمر است و آبروی من است

میان روضه  خدا شاهد است من می فهمم

نگاه مرحمت مادرت به سوی من است

به این دو دیده ی گریان خویش می نازم

نَمی ز چشمه ی کوثر میان جوی من است

به هر چه عشق قسم می خورم شب جمعه

زیارت حرم جدت آرزوی من است

غروب سرخ حریم حسین دیدنی است

صدای روضه ز لبهای تو شنیدنی است




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


با شعله‌ی در سینه نوشتم که بخوانی

تا شعله‌ی پنهانِ دلم را بنشانی

افسوس، نسیم سحری، زود سفر کرد

گفتم که سلام منِ غمگین برسانی

کار دلم از کار گذشته‌‌ست... مبادا

بی‌پرده شود کارم و در پرده بمانی

خورشیدی و من، بوته‌ی در خاک، اسیرم

دردی‌ست: تَمَنّا کنی اما نتوانی

انصاف نباشد که به دنبال تو باشم

بی‌مبدأ و بی‌مقصد و بی‌برگ «نشانی»

یا گم شده یابن‌الحسنم در مِه اندوه

یا حبس شده پشت دعاهای زبانی

ای کاش بیایی و کنارم بنشینی

تا خاک گِلیم دل تنگم بتکانی

آمین که نباشد، کلمات‌اند دعاها!

آمینِ دعاهای همه در رمضانی

هرچند امامی و دلت خانه‌ی وحی است

قربان دلت! خون شده از تیر و کمانی

من تاب تماشای لبِ تشنه ندارم

آری... تو مگر پای دلم را بکشانی

قنداقه‌ی خونین و تنِ کوچکِ نوزاد

بغض پدری بر سر بالین جوانی

گفتند: غروب آمد و آشوب شد عالَم

شاید که سری از سر نِی گفته اذانی

گفتند: «تمام است» و دویدند به سویش

آن لحظه رسیدند که می‌زد ضربانی

قربان دلت! باز برای تو بگویم؟

بوسید لبی شوق شریف شریانی

چشمان تو سرشار تماشای مدام است

با خاطره‌ها روز و شبی می‌گذرانی

شرمنده‌ی تکرار مصیبت شدم اما

ای کاش که بنشینم و «تو»، روضه بخوانی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب سوم


مست آن است که از باده سبو بر دارد

چشم امید ز هرکس به جز او بر دارد

یار عیسى به نفسم زنده کند عالم را

گر لب از لب به دم قدسى هو بردارد

در قنوت سحرى نامه به آب اندازیم

یار وقت گذرش نامه ز جو بردارد

اى که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

گو به غم پنجه ی خود را ز گلو بردارد

آنقدر پیرُهن عصمتِ من پاره شده

سخت با سوزن خیاط رفو بردارد

عاشق آن است که تطهیر کند دل با اشک

سحر از دیده ی تر آب وضو بر دارد

حُسن ظن داشتنِ عاشق از آنجا پیداست

که رسد هر چه ز معشوق نکو بر دارد

پیر ویرانه غیورانه اراده فرمود

سنت سَبِ على را ز عدو بردارد

داد زد در وسط بزم شراب اى عمه

چوب تر را ز لب خشک بگو بردارد

بعدِ زینب چه کسى جز من اجازه دارد

بوسه اى با لب خونین ز گلو بردارد

سینه گر ضربه خورَد زود نفس میگیرد

واى اگر دنده ی دختر کمى مو بر دارد

معجرم را به سر نیزه چو پرچم دیدم

نرسد چون قد من، باید عمو بردارد




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


آخر امام شیعیان می آیی از راه

ای ماهِ از دیده نهان می آیی از راه

از این سفر محض دعای بی قراران

ای مهدیِ صاحب زمان می آیی از راه

تا که بخوانی بر فرازِ بام کعبه

نام علی را در اذان می آیی از راه

در هیبتت از حیدر و در چهره ی خود

از مادرت داری نشان می آیی از راه

تا که بگیری انتقام عمه ات را

از کوفیان و شامیان می آیی از راه

با ذوالفقار از پای کعبه سمتِ شامات

پای ضریح عمه جان می آیی از راه

تو وعده دادی که بیایی حتم دارم

روزِ قرارِ عاشقان می آیی از راه

آقا کجایی تا کمی روضه بخوانی؟

یک صبح جمعه روضه خوان می آیی از راه

حس می کنم با نوحۀ معروفِ عباس : ...

" ای ساقیِ لب تشنگان "  می آیی از راه

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ای که گره ز کار دلم باز میکنی

جانم به  لب رسیده  چرا ناز میکنی

مثل همیشه تا که ز تو دور می شوم

با یک نگاه عاشقی آغاز میکنی

در انتظار سیصد و سیزده نفر

عمری بود که صحبت سرباز میکنی

صاحب  نفس بیا و به داد دلم برس

ای آنکه با دعای  خود  اعجاز  میکنی

تاکه به روی بال و پرم دست می کشی

دل را زعشق لایق پرواز میکنی

در بین گریه کردنم احساس می کنم

داری محبتت به من  ابرازمی کنی

تا که  در عاشقی به در بسته می خورم

با یک سلام در به رویم باز میکنی

دل چون شکست  نی لبک  یارمی شود

آهی  کشی و سوز دلم  سازمیکنی

در وقت مرگ بر دلم افتاده ای  حبیب

این رو سیاه را تو سر افراز میکنی

با  یک  نگاه  تا  به  خدا  می  بری  مرا

کی  یک غروب کرب و بلا می بری مرا




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی

کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی

مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد

میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم

به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه

به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود

چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد

در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

**

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد

برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام... مرا نزن عقیله ام

کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/26 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما گم شدگانیم به دنبال شماییم

دلبسته ی موی سیه و خال شماییم

درهر دو جهان شکر، فقط مال شماییم

ما جمله دخیل نخی از شال شماییم

در سوز و گدازیم ز هجر رخ ماهت

امید که گردیم همه عضو سپاهت

بی غیرتی ماست که هستی تک و تنها

دوریم ز روی تو و مشغول به دنیا

تبعید شدی در اثر فعل بد ما

ما ساکن شهریم، تویی ساکن صحرا

خجلت زده ماییم که قلب تو شکستیم

خسران زده هستیم که عهد تو گسستیم

هر چند که ما ریزه خور خان تو هستیم

غرق نعم از سفره ی احسان تو هستیم

دوریم... ولی باز پریشان تو هستیم

سرمایه ز کف داده و حیران تو هستیم

ما را ز کرامت بخر ای یوسف زهرا

تا خیمه ی سبزت ببر ای یوسف زهرا

کس نیست که مشمول عطا و کرمت نیست

دوزخ شود آن جا که صفای قدمت نیست

بیچاره فقیری که گدای نعمت نیست

بیزار از آنیم که تحت علمت نیست

چون هر دم تان پر شده از ذکر حسین است

هر عاشقتان عاشق بین الحرمین است

تا جد تو افتاد، زمین لنگرش افتاد

سر را که بریدند به سر دخترش افتاد

بر نیزه سرش رفت، به تل خواهرش افتاد

تا خواهرش افتاد، ز غم مادرش افتاد

برگرد بیا ای پسر حضرت زهرا

برگرد که خون شد جگر حضرت زهرا




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/2 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب سوم


بر درد تنهایی دچارم ای نگارم

پایان ندارد انتظارم ای نگارم

پاییزی ام، هجران امانم را بریده

برگرد ای باغ و بهارم ای نگارم

خواب مرا فکر وصال از من گرفته

هر شب به یادت بی قرارم ای نگارم

آواره ای بودم مرا نوکر نوشتی

نوکر شدن شد افتخارم ای نگارم

با تو که باشم قدر یک دنیا می ارزم

منهای تو، بی اعتبارم ای نگارم

این آبرو، این اشک ها، این مهر زهرا

من هر چه دارم از تو دارم ای نگارم

بخشید اگر ما را خدا لطف خودت بود

ای رحمت پروردگارم ای نگارم

می ترسم از جان کندنم، پیشم میآیی؟

در وقت سخت احتضارم ای نگارم

مثل همیشه آخر کارم، خودم را

دست رقیه می سپارم ای نگارم

کنج خرابه ناله زد فخر دو عالم

بابا بیا امشب کنارم ای نگارم

دیگر نمی بینم سرت را روی نیزه

کم سو شده چشمان تارم ای نگارم

بر ما اسیرانِ زمین خورده نظر کن

بالانشینِ نی سوارم، ای نگارم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/2 | 04:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


از بس که تلخی غم هجران چشیده ام

جانی نمانده است برایم...بریده ام

عیب وصال چیست نصیبم نمی شود؟

خیری که از فراق و جدایی ندیده ام

گاهی هم از گدای خودت یک خبر بگیر

رحمی کن ای عزیز بر این اشک دیده ام

نفرین به معصیت که مرا از تو دور کرد

بر باد داده هر چه که زحمت کشیده ام

خیلی دلم شکسته...گرفتار و خسته ام

از بس که در پی هوس خود دویده ام

دارم به راه عاشقی ات پیر می شوم

ناز تو را ببین به چه قیمت خریده ام

بحر العلوم...حلی و فرزند مهزیار

توصیف روی تو ز بزرگان شنیده ام

با این همه گناه به روضه کشاندی ام

با لطف توست که به نوایی رسیده ام

گریان زینبی و پریشان زینبم

من غصه دار عمه ی قامت خمیده ام

**

در پیش چشم فاطمه کم دست و پا بزن

ای یادگار مادرم...ای سر بریده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/04/25 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-حضرت زینب(س)-وفات


هی داد می زنیم که از تو نشانه نیست

یک روز می رسی تو و جای بهانه نیست

یا عرض حاجت است، و یا که شکایت است

آقا ببخش اگر غزلم عاشقانه نیست

خوشحالم از فراق تو شعری سرودم و

تاریخ ماندگاری آن جاودانه نیست

ما را به بام خود بنشان که بدون تو

در هیچ جا نشانه ای از آب و دانه نیست

گفتم بیا به خانه ی قلبم؛ تو آمدی...

تو آمدی ولی کسی انگار خانه نیست

با تیغ روزگار چه بهتر جدا شود

وقتی سرم طفیلی این آستانه نیست

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

دیگر زیاد بر لبمان این ترانه نیست

جز در غم کمان شدن عمه زینبت

خون اشک های جاری تو بی کرانه نیست

مرد از غم نمردن در ماتم حسین

بر پیکرش بگو که رد تازیانه نیست




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/02/3 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرم و فاطمیه


دستم بگیر تا که بهشتم بنا شود

شاید سرم قبول کنی خاک پا شود

بالی بده که بال بگیرد اسیر تو

شاید کبوترِ حرمِ کربلا شود

بی تو میان غفلت خود غوطه خورده است

نوری که با مسیر شما آشنا شود

زنگار بسته سینه ام از عمر رفته ام

اشکم بریز خانه ی آئینه ها شود

پیراهن سیاه من از جنس شال توست

امشب نشسته ام نفسی خرج ما شود




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب جمعه


ز بوی زلف تو یک عمر مست و مدهوشم

ز چشم خویش ز داغت همیشه می جوشم

اگر چه نیست نصیب دو دیده ام رویت

ولی خیال جمال تو می برد هوشم

منی که سوخته این سینه ام ز سوز فراق

بیا و لحظه ی آخر مکن فراموشم

نبین که غرق سکوتم در این دو روزه ی عمر

پر از نوا و فغانم اگر که خاموشم

بیا و بر سر بازار و این گدا بنواز

که نقد جان به هوای نگات بفروشم

به شوق روز وصال تو یوسف زهرا

به نام نامی – یابن الحسن – به چاووشم

بیا و این شب جمعه ببر حرم جانا

که در هوای طواف حریم شش گوشم

چو نی نوای غم نینوا به سینه توست

شبیهتان ز غم جدتان سیه پوشم

خدا گواست که آبی اگر که بردارم

بدون یاد لبش قطره ای نمی نوشم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/10/10 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام  زمان(عج)-مناجات شب آخر صفر


ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ

ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ،ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ “ﺣﺮﻡ” ﺗﺎ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻧﺖ” ﺑﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﭘﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ “ﻗﻢ” ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ”

ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ

ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ

ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ “ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ” ﻣﯽ ﺷﻮﺩ




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/09/20 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


تا که باشد جگری پای تو فریادی هست

ما خرابیم ولی مجلسِ آبادی هست

سردیِ دوریِ تو گرم شود می آیی

به زمستان بنویسید که مُردادی هست

گیرم از یادِ همه رفته ای اما سوگند

سالها پیشِ تو از گریه یِ ما یادی هست

کربلا هایِ مرا داد امامِ هشتم

کربلا هست اگر پنجره فولادی هست

سینه ات سوخته و سینه یِ ما هست کبود

می شود مثل تو هر کَس که در این وادی هست

گوشه یِ چشم شما زخم شد و می گِریی

تا بدانیم همه حضرتِ سجادی هست

مادرت در وسطِ روضه تان خورد زمین

تا که گفتند در این قافله نوزادی هست

نام زینب به لبت می رسد و می میرم

حرف ناموس شما هست اگر دادی هست 




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 01:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات-اسارت کاروان اهل بیت(ع)


نیستی و بر لبم انگیزه ی لبخند نیست

جز به دامان غمت دستم به جایی بند نیست

طالعم با غم گره خورده، گره را باز کن

حتم دارم که دلت راضی به این پیوند نیست

روز مرگم باد روزی که بفهمم قلب تو

ذره ای از این مَنِ پُر مُدّعا خُرسند نیست

خوب می دانم وبال گردنت هستم؛ ببخش

بهترین بابای دنیای حقش این فرزند نیست

من به حق عمه ات سوگند خوردم، پس بیا

خوب می دانم که بالاتر از این سوگند نیست

کاش حرفی از اسارت، قتل یا غارت نبود

کاش می گفتی مقاتل آنچه می گویند نیست




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات شب سوم محرم


باز هم اشکِ مرا آهِ تو در آورده

باز این شال زِ حالِ تو خبر آورده

دست دارم به دعا کار به مژگان نرسد

ریخت این سیل و سر راه جگر آورده

چشم تو زخم شده چشم مرا باز کند

خوانده ای روضه ای و باز ثمر آورده

بال و پر ریخته بودم که مرا فطرس برد

بالِ اُفتاده ام از لطفِ تو پَر آورده

تُربتت تربیتم کرد و بلا را برده

خاکِ تو همرَه خود چشم نظر آورده

مادرت گفت حسین و جگرت ریخت بهم

باز پیراهنی از عرش مگر آورده

کوه هم موقع این روضه زمین می اُفتد

داغِ سنگین شما دردِ کمر آورده

عمه ی کوچکت از خواب پرید و نالید

از سفر کرده ی من نیزه خبر آورده

خیزران کارِ تماشایِ مرا مُشکل کرد

وای در پیشِ لبت تَرکه ی تَر آورده




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب سوم محرم


برای شانۀ اُفتاده ام پَری بدهید

دلِ شكستۀ ما را به دلبری بدهید

محبتی بكنید و مرا حرم ببرید

نشان راه به چشم كبوتری بدهید

كجاست خیمۀ سبزت؟ مسافرم برگرد

برای دركِ شما كاش باوری بدهید

شنیده ایم كه شب پای روضه ها هستی

برای آنکه بنالیم حنجری بدهید

چقدر مثل شما می شویم با گریه

به چشم ما هم از آن مهر مادری بدهید

برای شور گرفتن بهشت هم تنگ است

چه می شود كه به ما جای بهتری بدهید

نمی رود به خدا جای دور جان شما

اگر براتِ حرم را به نوكری بدهید

خبر رسیده خرابه شكسته ای می گفت:

چه می شود كه به ما چند روسری بدهید




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 07:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو

مُژه ای از من و خاکِ کفِ پایش با تو

زحمت روضه مان هم که فقط با زهراست

قندش از مادر تو مزه ی چایش با تو

کاش می شد که در این یک دهه جان می دادیم

ضجه از ما زدن و مرثیه هایش با تو

وا غریبا ز تو و جامه دریدن با من

وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو

بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم

گریه اَش از تو دم اَش از تو و جایش با تو

مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا

گوشه ای در حرمِ کرببلایش با تو

یک سفر پای پیاده به زیارت با ما

یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو

کاش می شد حرم عمه تان میرفتیم

آرزو از من و یک بار دعایش با تو




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/08/19 | 08:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-در مسیر کوفه و شام


یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

خوابمان برده ست...در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم

هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است

من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم

ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش

در میان نوکرانت مثل من سر بار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین

توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم...بی کسم

هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست

این دل ویرانه را آباد کن یابن الحسن

بهر این ویرانه دل غیر از شما معمار نیست

دست من در محضرت خالیست می دانم ولی

مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم....غیر گریه بر حسین

مرهمی بر زخم های این دل بیمار نیست

زینب و دروازه ی ساعات و یک شهر شلوغ

یک مسلمان در میان این همه اغیار نیست؟

بین بازار از روی ناقه صدا زد یا أخا

جای خواهرهای تو در بین این بازار نیست

مثل اینکه باز از زوار او جا مانده ام

قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شام غریبان


این دل آلوده ام دلبر نمی خواهد مگر؟!

حضرت صاحب زمان نوکر نمی خواهد مگر؟!

بال پرواز مرا سوزاند نارِ معصیت

مرغِ دل تا بامِ دلبر، پر نمی خواهد مگر؟!

غفلت از تو اوج بدبختیِ ما شد ای دریغ

چاره ای این دردِ زجر آور نمی خواهد مگر؟!

راه گم کردم بیا یابن الحسن دستم بگیر

ظلمتِ این سینه پیغمبر نمی خواهد مگر؟!

چند وقتی می شود از زندگی سیرم دگر

نوکرت چیزی ز تو دیگر نمی خواهد، مگر_

_روزیِ یک بار روضه در شبِ جمعه حرم

من یقین دارم‌‌‌... دعا باور نمی خواهد مگر؟!

" إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ..." یعنی دل آلوده ام...

...شعله ای در زیر خاکستر نمی خواهد مگر؟!

خواستم گریه کنم فرمود: "...فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ ..."

گریه بر ارباب، چشمِ تر نمی خواهد مگر؟!

مادری از عرش آمد سمت خاک کربلا

گفت: این پیکر، کفن آخر نمی خواهد مگر؟!

دست بردار از سرش ای ساربانِ بی وفا

یک سؤال...ارباب انگشتر نمی خواهد مگر؟!

گوشوار دخترش بردید؟! باشد... بس کنید

دخترِ سبط النبی معجر نمی خواهد مگر؟!




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/2 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


تو زائر هر روز و شب کرببلایی

عمریست عزادار یل عهد و وفایی

مشک از غم دست و علم چشم ببارد

برگرد که تو منتقم آل عبایی

***

کی قرار تو و عمو باشد

مه و آیینه روبرو باشد

کف العباس حول حوش غروب

نرود یادتان ، بگو باشد




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/30 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


گم کرده دل طریق رسیدن به یار را

باید سپـرد دست خـود یار کار را

افتاده ام زچشم تو یا رفته ام ز یاد

یکدم تفقّـدی، بنگـر حال زار را

ای ترجمان عزّت حقّ، منجی زمان

ای معنی حیـات طیّبه این روزگار را

کی میرسی که فصل غم از یادها رود

دل منتظـر بـه ره کـه ببیند بهار را

من بی هوای عشق تو برباد می شوم

براین خزان زده برسـان برگ وبار را

ما را مدینه همره خود بَر به سوی یاس

بـرعـاشقان خستـه نشـان ده مـزار را

هرجا که ذکر روضۀ عباس می شود

می آوری به مجلسش دل برغم دچار را

چون میثمم هماره دم ازعشق می زنم

عمریست می کشم بـه سرِشانه دار را

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/30 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


می شود هر روز اشكم در عزایت بیشتر

سوختم از روضه ات، از های هایت بیشتر

 می روم دنبـالت امّا از حـرم های شما

می رود تـا كربـلایـت، ردِّ پایت بیشتر

از عبادت هم مهمتر این اطاعت كردن است

می دهم سر را ولی، دل را برایت بیشتر

می زنم بر سینه شاید كه شبیهِ تو شوم

می نشیند بر كبودی، بوسه هایت بیشتر

دستگاهِ لاف بسیار است امّـا مَـرد كـو

غیـرتم من را نگه دارد، به پایـت بیشتر

تا كه می اُفتی به یادِ مشك و دست و علقمه

باز می گیرد دلت، امّا صدایت بیشتر

تا كه می آید رَجزهای عمویت بر لبم

می شود سهمِ من از، دستِ دعایت بیشتر

تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالاتری

رفته آری بر عمویت، شانه هایت بیشتر

شام هایِ قبل، شاید، حتماً امشب می رسی

می رسد از هر شبی، عِطرِ عبایت بیشتر




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/30 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


هر قدر می خواهد این دل، این دلِ تنها تو را

در عوض هرگز نمی خواهد دمی دنیا تو را !

خاكِ عالم بـر سرِ دنیا، كه چشـمِ دوستان

جست و جو باید كند در سینۀ صحرا تو را

تو خودت مشتـاق هستی میهمانِ مـا شوی

لیك می راند گنـاه از خانه هـای ما تو را

نالۀ آقـا بیـایِ مـا كجـا، آن نـاله ای

كه زده در بینِ آن دیوار و در، زهرا تو را

روز، روزِ توست، چون روزِ عمویِ توست، آه

كم نخواهد داشت هرگز روزِ تـاسوعا تو را

گـرچه می گویند هستی در تمامِ روضه ها

بیشتـر حس می كنم در روضۀ سقّا تو را

دستـهایـم را دخیـلِ دستِ آقـایی كنم

كه خبر داده است از حاجاتِ نوكرها تو را

با دَمِ ای ساقی لب تشنگان خواهیم خواند

در عـزایِ ساقـیِ لب تشنگان، آقا تو را




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/30 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


آرزو مانده به دل طعم رضایت بِچِشَم

ساغری از می گلگون ولایت بِچِشَم

کاش می شد که همه عمر شوم مَحرم راز

آخر کار که شد جام لقایت بِچِشَم

ای خوش آنروز که در بین تَفَقدهایت

گرمی و نرمی دستان عطایت بِچِشَم

سحری کاش که هنگام زیارت خواندن

با همین گوشِ سرم لحن صدایت بِچِشَم

لهجۀ مادری اَت بین مناجات خوش است

مَحرمت چون بشوم سوز دعایت بِچِشَم

صوتِ ترتیل و تلاوت ز تو زیباست و من

آرزو می کنم آن صوت رسایت بِچِشَم

لفظ آهنگ حجازت دل ما را بِبَرَد

نَفَسی کن که ز آیات خدایت بِچِشَم

حَسَنی هستی و تحریر حسینی داری

نغمۀ حیدری از حال و هوایت بِچِشَم

بادۀ معرفت از بسکه تعارف کردی

خواستم بوسه ای از دست عطایت بِچِشَم

ای امامی که تو را مدح و ثنا گوست خدا

جلوه ای کن که مِی مدح و ثنایت بِچِشَم

"هر کجا می نگرم نور رُخت جلوه گر است"

قِسمت این است کمی هم ز رثایت بِچِشَم

چاره ای نیست به جز راه میان بُر یعنی:

لحظه ای روضه ای از کرب و بلایت بِچِشَم

قتلگاه و سُم اسب و تن چاک و بی سر

بوی سیب است که از آه و نوایت بِچِشَم




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/29 | 01:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب هفتم محرم


به این غبار، نگاهی كه آفتاب شود

بسوز قلبِ مرا، كز غمت مُذابّ شود

دوباره رویِ تو را آسمانِ جمعه ندید

كدام جمعه، جمالِ تو ماهتاب شود؟

برای آمدنت، شب به شب دعا كردم

اشاره كن به دعایم كه مستجاب شود

زمان به خاطرِ ما دیر دیر می گذرد

برایِ خاطرِ تو كاش پُر شتاب شود

امیدِ گریه، مرا هم صحابۀ خود كن

كه آسمانِ نگاهم پر از سحاب شود

نباید اشكِ تو بر صورتِ زمین بچكد

سرشكِ چشمِ تو بایست كه گلاب شود

من آمدم كه سلامِ مرا جواب دهی

سلام می كنم و وای اگر جواب شود

اگر اجازه دهی روضه خوان شوم امشب

كه قلبِ سوخته ات بیشتر كباب شود

برایِ كودكِ خود آب خواست امّا حیف

همین دلیل بر این شد، حسین آب شود

بگویم از شررِ خنده های حرمله ای

كه پاسخِ شرر گریۀ رباب شود

و شیر خواره پس از این ز نیزه خواهد دید

كه دستِ مادرِ او بسته در طناب شود




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب هفتم محرم


عمریست تشنه کام تو هستیم و آب نیست

عمریست بیقرار نشستیم و تاب نیست

عمریست در نبود تو همسایه ی شبیم

در آسمان هیچ دلی آفتاب نیست

سرشار از محبت و از مهربانی است

در عالم حضور تو حرف عذاب نیست

می جویمت به خواب و نفهمیده ام هنوز

در چشم های منتظران تو خواب نیست

باید خودت برای ظهورت دعا کنی

در دست ما دعای فرج مستجاب نیست

ما گوشمان نمی شنود پاسخ تو را

ورنه سلام های کسی بی جواب نیست

ای مرد انتقام! زمانی که می رسی

دیگر بقیع مثل گذشته خراب نیست

بهتر بمیرد آنکه دلش بین روضه ها

از داغ خشکی لب جدت کباب نیست

حالا که حرف تشنگی آمد، مصبیتی

بالاتر از مصیبت طفل رباب نیست




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 10 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.