امام زمان(عج)-مناجات محرمی شب چهارم


من را نگاهِ تو اگر از یاد بُرده بود

چیزی نداشتم همه را باد بُرده بود

دیوانه ی حسینم از آن دم که مادرم

من را کنارِ پنجره فولاد بُرده بود

ما را رضا به کرببُلا بُرد و قبل از آن

ما را حسین صحنِ گوهرشاد بُرده بود

ما را حسین دست گرفته تمامِ عُمر

ما را وَگَرنَه این همه بیداد بُرده بود

از شیر مادرم نه که پیش از تولدم

دل را حسین ، خانه اش آباد بُرده بود

مجلس تمام می شود و مادر تو را

از هوش ، روضه هایِ پُر از داد بُرده بود

**

مدیون زینب است امامت وَگَرنَه غَم

جان از وجودِ حضرتِ سجاد بُرده بود

"زینب فرشته بود و پَرِ خویش وا نکرد...

پَر می گشود اگر همه را باد بُرده بود"




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/14 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


حالی بده همیشه بخوانم دعا فقط

فهمی به من بده که بخواهم تو را فقط

دردی حواله کن که بفهمم چه میکشی؟

بی فایده ست ناله ی آقا بیا فقط

پایی بده که در به در خیمه ات شویم

فانی شویم در جَلَوات شما فقط

هوشی بده که وقت بلایا و فتنه ها

تکیه کنیم بر غم آل عبا فقط

جانی بده به پای نگاهت فدا کنم

پرپر زدن ز  عشق تو دارد صفا فقط...

عزمی بده به دغدغه ی تو عمل کنیم

کی میشود وصال تو با ادّعا فقط؟!

شوری بده شرر بزند بر شعور من

آهی بده به سوی تو باشد رها فقط

سوزی بده به سینه ی من تا که روز و شب

روضه بخوانم از شَه کرببلا فقط

روزی خبر بده به غلام سیاه خود...

یک شب بیا به خیمه ی ما... بی صدا فقط

**

ما از کسی به جز تو نداریم انتظار

عالم درست میشود... آقا بیا فقط!




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/14 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


ما از ازل اسیر پریشانی توییم

دنبال دیدن رخ نورانی توییم

ما ورشکسته ایم... نگاهی، ترحّمی

محتاج یک عطای سلیمانی توییم

کو خیمه ات که رو به حریمت بیاوریم؟

آواره ی بهشت بیابانی توییم

ای مجری حدود الهی بیا که ما

لب تشنه ی مرامِ مسلمانی توییم

از زیر پرچم تو به جایی نمی رویم

سایه نشین رحمت رحمانی توییم

برق نگاه تو دل ما را گرفته است

دیوانگان دیده ی بارانی توییم

دیگر نفس نمانده بیا تا نمرده ایم

دل خستگان غیبت طولانی توییم

یک شب بیا به هیأت ما منبری برو

ما کشتگان لهجه ی عرفانی توییم

لب وا کن و سخن ز تن بی کفن بگو

گریه کنان روضه ی طوفانی توییم

ما سینه چاک بی کسی شاه بی سریم

سینه زنان نوحه ی قرآنی توییم

ما را به دیده ی سحر خود نگاه کن

ما زائران جدّ خراسانی توییم




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/13 | 11:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب دوم محرم


به سویِ ما اگر از سویتان نگاهی هست

برایِ گریه ی مان حالِ روبراهی هست

"تنت به نازِ طبیبان نیاز مند و مباد"

تو گریه می کنی آنقدر که نگاهی هست

به تکیه آمده ام تا به عرش تکیه کنم

همینکه بیرقتان هست تکیه گاهی هست

لباس مشکیِ مان رو سفیدمان کرده

گذشت عُمر و غمی نیست این سیاهی هست

چه داشتیم که ما را خرید مادرتان

در این بساط کمی اشک هست و آهی هست

به سوی کرببلا ایستاده می میرم

هزار شکر که در سینه قبله گاهی هست

حسین گفتم و زینب حرم به ما بخشید

همیشه لطفِ شما هست و سر پناهی هست

گَهی به سویِ مدینه گَهی به کربُبلا

ببین که محملِ زینب سرِ دو راهی هست

"بیا مدینه رویم" بهانه اش این بود

میانِ قافله ام طفلِ بی گناهی هست




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/12 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


بر سینۀ خود میفشارم زانوی غم را

وقتی که بی تو باز می بینم محرم را

صاحب عزا با دست های خویش کوبیدی

 بر روی دیوار کدامین خانه پرچم را

ای آسمان چشمه جوشان اشک خون

پربارتر کن بارش این اشک نم نم را

هرشب میان کوچه ها بر سینه خواهی زد

وقتی که می خوانند شور و نوحه و دم را

بر رشته پرچم دخیل گریه می بندم

آقا مگیر از دست ما این حبل محکم را

با اذن زهرا اذن مولا اذن پیغمبر

با اذن تو پوشیده ام این رخت ماتم را

دلشوره دارم اربعینم را همین اول

امضا کن آقاجان برات کربلایم را




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/12 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


آهی کشید گریه ی ما را درآورید

ما را کُشید و شالِ عزا را درآورید

ما داد مثلِ پیرِ جوانمرده می زنیم

وقتی صدایِ گریه ی ما را در آورید

ما را شبیهِ جمعِ عزادارها کنید

رختِ سیاه کهنه عبا را درآورید

چشم انتظارِ خرجیِ امسالِ هیئتیم

از شالِ خویش رزقِ گدا را در آورید

ما را عوض کنید خداتان عوض دهد

از آستین دست دعا را در آورید

ما را مریض کرده گناهانِ نو به نو

از تربتِ حسین شفا را درآورید

این دل برای داغ شما بود و شد سیاه

زنگار بسته ایم جلا را درآورید

درد و بلایتان به سر ما،نفس دهید

بیمار آمدیم دوا را در آورید

ما را حسین کشته شما را به جدتان

امشب براتِ کرببلا را در آورید




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/12 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


الا ای قبله گاه دل كجایی؟

محرّم شد... نمی خواهی بیایی؟

بیا یك بار تا دورت بگردم

بیا كه مُردم از داغ جدایی

بیا یك سر به جمع سینه زن ها

كه شاید بشنوم از تو صدایی

فدای ناله های آتشینت

میان روضه های نینوایی

كنار قتلگه یا خیمه گاهی!

نمی دانم كجای كربلایی!

هوای روضه های صبح گاهت

دل دیوانه را كرده هوایی

شود آیا برای روضه خواندن

مرا هم یک دهه دعوت نمایی؟




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/12 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


مرا ببخش اگر که سلام یادم رفت

خراب روی تو بودم کلام یادم رفت

مرا ببخش اگر که ز راه آمدی و...

به پیش پای تو آقا قیام یادم رفت

مرا ببخش اگر بی مقدّمه خواندم

جسورِ عشق شدم احترام یادم رفت

مرا ببخش اگر که زدم به بیراهه

هر آنچه بود به ذهنم تمام یادم رفت

مرا ببخش اگر با وجود پاکی تو

گَهی تباه شدم تا... حرام یادم رفت

مرا ببخش نماندم به پای عهد سحر

دل جنون زده ی صبح و شام یادم رفت

مرا ببخش اگر دل به دیگری دادم

غم حسین علیه السَّلام یادم رفت




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/12 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


شال و پیراهن و بیرق همگی آماده

چاییِ روضه کند کار هزاران باده

زنده ماندیم ببینیم که انشاالله

باز ارباب به ما رزقِ محرم داده

باز هم روضه گرفتیم و عقیده داریم

مادرش با کمرِ خم دمِ در اِستاده

باز هم مثل همه روز قیامت کرده

مهدیِ فاطمه با گریه سرِ سجاده

من شنیدم ز جلوی نظرش میگذرد

همه روز آنچه که در کرببلا رخ داده

مثلاً اینکه به سر می زند عمه زینب

مثلاً اینکه به زانوست سرِ شهزاده

لااقل کاش که می شد که نبیند هر روز

که سرِ طفل رباب از روی نی افتاده

دم بگیرید که زهرا کمی آرام شود

با همین ذکرِ  " حسین جانمِ "  خیلی ساده




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/07/11 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


بی حیایی پیکر دین مرا فرسوده است

غفلت از صاحب زمان بر درد من افزوده است

از دل زهرایی آقا خجالت می کشم

آن قدر از معصیت کردن دلم آلوده است

چون توسل می کنم مادر مرا هم می خرد

بی توسل کردنم این توبه ها بیهوده است

من دلم گرم همین بازار عشق و عاشقی است

چون پیمبر بارها این جمله را فرموده است:

هر کسی غافل شد از قرآن و راه اهل بیت

راه را گم کرده و بی راهه را پیموده است

**

جان فدای شاه عطشانی که از روز ازل

وسعت رحمت میان روضه هایش بوده است

در عزایش هر کسی اندازه ی بال مگس

اشک ریزد، در قیامت راحت و آسوده است




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 08:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما هم پیاله ایم به شرط سبوى اشک

هم ناله ایم لحظه ی هر گفتگوى اشک

نامى براى صورت عاشق نهاده اند

دولت سراى گریه میان دو کوى اشک

تطهیر دل به خون جگر مى کنم ولى

تطهیر دیده مى کنم از هر وضوى اشک

فریاد الفراق شنیدم به گوش دل

از ناله ی شکسته و بى هاى و هوى اشک

بوى بهار مى وزد از دامن سحر

سجاده ام ببین شده خوشبو ز بوى اشک

خواهى اگر که خوب بخوانى دل مرا

بنشین شبى ز رسم وفا روبروى اشک

تیر گناه عصمت آیینه ام شکست

سنگ گناه گشته چنان سد جوى اشک

یا سیدالبکا سرى هم به ما بزن

روى مرا بگیر تو بر آبروى اشک




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


سحر که ناله ی پر درد در گلوی من است

زجا بلند شوم وقت گفتگوی من است

مرور می کنم ایام عمر می بینم

هزار راه نرفته است رو بروی من است

همین یکی دو سه قطره ز اشک هم دارم

قسم به چشم تو ته مانده سبوی من است

تو ناز می کنی و من پی تو سرگردان

چه بی اثر همه اوقات جستجوی من است

چه گویم از غم هجران همین بس ای اقا

برای نافله با خون دل وضوی من است

به خاک چادر زهرا قسم که اشک حسین

تمام ثروت عمر است و آبروی من است

میان روضه  خدا شاهد است من می فهمم

نگاه مرحمت مادرت به سوی من است

به این دو دیده ی گریان خویش می نازم

نَمی ز چشمه ی کوثر میان جوی من است

به هر چه عشق قسم می خورم شب جمعه

زیارت حرم جدت آرزوی من است

غروب سرخ حریم حسین دیدنی است

صدای روضه ز لبهای تو شنیدنی است




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


با شعله‌ی در سینه نوشتم که بخوانی

تا شعله‌ی پنهانِ دلم را بنشانی

افسوس، نسیم سحری، زود سفر کرد

گفتم که سلام منِ غمگین برسانی

کار دلم از کار گذشته‌‌ست... مبادا

بی‌پرده شود کارم و در پرده بمانی

خورشیدی و من، بوته‌ی در خاک، اسیرم

دردی‌ست: تَمَنّا کنی اما نتوانی

انصاف نباشد که به دنبال تو باشم

بی‌مبدأ و بی‌مقصد و بی‌برگ «نشانی»

یا گم شده یابن‌الحسنم در مِه اندوه

یا حبس شده پشت دعاهای زبانی

ای کاش بیایی و کنارم بنشینی

تا خاک گِلیم دل تنگم بتکانی

آمین که نباشد، کلمات‌اند دعاها!

آمینِ دعاهای همه در رمضانی

هرچند امامی و دلت خانه‌ی وحی است

قربان دلت! خون شده از تیر و کمانی

من تاب تماشای لبِ تشنه ندارم

آری... تو مگر پای دلم را بکشانی

قنداقه‌ی خونین و تنِ کوچکِ نوزاد

بغض پدری بر سر بالین جوانی

گفتند: غروب آمد و آشوب شد عالَم

شاید که سری از سر نِی گفته اذانی

گفتند: «تمام است» و دویدند به سویش

آن لحظه رسیدند که می‌زد ضربانی

قربان دلت! باز برای تو بگویم؟

بوسید لبی شوق شریف شریانی

چشمان تو سرشار تماشای مدام است

با خاطره‌ها روز و شبی می‌گذرانی

شرمنده‌ی تکرار مصیبت شدم اما

ای کاش که بنشینم و «تو»، روضه بخوانی




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب سوم


مست آن است که از باده سبو بر دارد

چشم امید ز هرکس به جز او بر دارد

یار عیسى به نفسم زنده کند عالم را

گر لب از لب به دم قدسى هو بردارد

در قنوت سحرى نامه به آب اندازیم

یار وقت گذرش نامه ز جو بردارد

اى که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

گو به غم پنجه ی خود را ز گلو بردارد

آنقدر پیرُهن عصمتِ من پاره شده

سخت با سوزن خیاط رفو بردارد

عاشق آن است که تطهیر کند دل با اشک

سحر از دیده ی تر آب وضو بر دارد

حُسن ظن داشتنِ عاشق از آنجا پیداست

که رسد هر چه ز معشوق نکو بر دارد

پیر ویرانه غیورانه اراده فرمود

سنت سَبِ على را ز عدو بردارد

داد زد در وسط بزم شراب اى عمه

چوب تر را ز لب خشک بگو بردارد

بعدِ زینب چه کسى جز من اجازه دارد

بوسه اى با لب خونین ز گلو بردارد

سینه گر ضربه خورَد زود نفس میگیرد

واى اگر دنده ی دختر کمى مو بر دارد

معجرم را به سر نیزه چو پرچم دیدم

نرسد چون قد من، باید عمو بردارد




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


آخر امام شیعیان می آیی از راه

ای ماهِ از دیده نهان می آیی از راه

از این سفر محض دعای بی قراران

ای مهدیِ صاحب زمان می آیی از راه

تا که بخوانی بر فرازِ بام کعبه

نام علی را در اذان می آیی از راه

در هیبتت از حیدر و در چهره ی خود

از مادرت داری نشان می آیی از راه

تا که بگیری انتقام عمه ات را

از کوفیان و شامیان می آیی از راه

با ذوالفقار از پای کعبه سمتِ شامات

پای ضریح عمه جان می آیی از راه

تو وعده دادی که بیایی حتم دارم

روزِ قرارِ عاشقان می آیی از راه

آقا کجایی تا کمی روضه بخوانی؟

یک صبح جمعه روضه خوان می آیی از راه

حس می کنم با نوحۀ معروفِ عباس : ...

" ای ساقیِ لب تشنگان "  می آیی از راه

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ای که گره ز کار دلم باز میکنی

جانم به  لب رسیده  چرا ناز میکنی

مثل همیشه تا که ز تو دور می شوم

با یک نگاه عاشقی آغاز میکنی

در انتظار سیصد و سیزده نفر

عمری بود که صحبت سرباز میکنی

صاحب  نفس بیا و به داد دلم برس

ای آنکه با دعای  خود  اعجاز  میکنی

تاکه به روی بال و پرم دست می کشی

دل را زعشق لایق پرواز میکنی

در بین گریه کردنم احساس می کنم

داری محبتت به من  ابرازمی کنی

تا که  در عاشقی به در بسته می خورم

با یک سلام در به رویم باز میکنی

دل چون شکست  نی لبک  یارمی شود

آهی  کشی و سوز دلم  سازمیکنی

در وقت مرگ بر دلم افتاده ای  حبیب

این رو سیاه را تو سر افراز میکنی

با  یک  نگاه  تا  به  خدا  می  بری  مرا

کی  یک غروب کرب و بلا می بری مرا




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/8 | 11:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی

کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی

مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد

میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم

به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه

به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود

چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد

در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

**

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد

برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام... مرا نزن عقیله ام

کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/26 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما گم شدگانیم به دنبال شماییم

دلبسته ی موی سیه و خال شماییم

درهر دو جهان شکر، فقط مال شماییم

ما جمله دخیل نخی از شال شماییم

در سوز و گدازیم ز هجر رخ ماهت

امید که گردیم همه عضو سپاهت

بی غیرتی ماست که هستی تک و تنها

دوریم ز روی تو و مشغول به دنیا

تبعید شدی در اثر فعل بد ما

ما ساکن شهریم، تویی ساکن صحرا

خجلت زده ماییم که قلب تو شکستیم

خسران زده هستیم که عهد تو گسستیم

هر چند که ما ریزه خور خان تو هستیم

غرق نعم از سفره ی احسان تو هستیم

دوریم... ولی باز پریشان تو هستیم

سرمایه ز کف داده و حیران تو هستیم

ما را ز کرامت بخر ای یوسف زهرا

تا خیمه ی سبزت ببر ای یوسف زهرا

کس نیست که مشمول عطا و کرمت نیست

دوزخ شود آن جا که صفای قدمت نیست

بیچاره فقیری که گدای نعمت نیست

بیزار از آنیم که تحت علمت نیست

چون هر دم تان پر شده از ذکر حسین است

هر عاشقتان عاشق بین الحرمین است

تا جد تو افتاد، زمین لنگرش افتاد

سر را که بریدند به سر دخترش افتاد

بر نیزه سرش رفت، به تل خواهرش افتاد

تا خواهرش افتاد، ز غم مادرش افتاد

برگرد بیا ای پسر حضرت زهرا

برگرد که خون شد جگر حضرت زهرا




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/2 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب سوم


بر درد تنهایی دچارم ای نگارم

پایان ندارد انتظارم ای نگارم

پاییزی ام، هجران امانم را بریده

برگرد ای باغ و بهارم ای نگارم

خواب مرا فکر وصال از من گرفته

هر شب به یادت بی قرارم ای نگارم

آواره ای بودم مرا نوکر نوشتی

نوکر شدن شد افتخارم ای نگارم

با تو که باشم قدر یک دنیا می ارزم

منهای تو، بی اعتبارم ای نگارم

این آبرو، این اشک ها، این مهر زهرا

من هر چه دارم از تو دارم ای نگارم

بخشید اگر ما را خدا لطف خودت بود

ای رحمت پروردگارم ای نگارم

می ترسم از جان کندنم، پیشم میآیی؟

در وقت سخت احتضارم ای نگارم

مثل همیشه آخر کارم، خودم را

دست رقیه می سپارم ای نگارم

کنج خرابه ناله زد فخر دو عالم

بابا بیا امشب کنارم ای نگارم

دیگر نمی بینم سرت را روی نیزه

کم سو شده چشمان تارم ای نگارم

بر ما اسیرانِ زمین خورده نظر کن

بالانشینِ نی سوارم، ای نگارم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/2 | 04:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


از بس که تلخی غم هجران چشیده ام

جانی نمانده است برایم...بریده ام

عیب وصال چیست نصیبم نمی شود؟

خیری که از فراق و جدایی ندیده ام

گاهی هم از گدای خودت یک خبر بگیر

رحمی کن ای عزیز بر این اشک دیده ام

نفرین به معصیت که مرا از تو دور کرد

بر باد داده هر چه که زحمت کشیده ام

خیلی دلم شکسته...گرفتار و خسته ام

از بس که در پی هوس خود دویده ام

دارم به راه عاشقی ات پیر می شوم

ناز تو را ببین به چه قیمت خریده ام

بحر العلوم...حلی و فرزند مهزیار

توصیف روی تو ز بزرگان شنیده ام

با این همه گناه به روضه کشاندی ام

با لطف توست که به نوایی رسیده ام

گریان زینبی و پریشان زینبم

من غصه دار عمه ی قامت خمیده ام

**

در پیش چشم فاطمه کم دست و پا بزن

ای یادگار مادرم...ای سر بریده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/04/25 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-حضرت زینب(س)-وفات


هی داد می زنیم که از تو نشانه نیست

یک روز می رسی تو و جای بهانه نیست

یا عرض حاجت است، و یا که شکایت است

آقا ببخش اگر غزلم عاشقانه نیست

خوشحالم از فراق تو شعری سرودم و

تاریخ ماندگاری آن جاودانه نیست

ما را به بام خود بنشان که بدون تو

در هیچ جا نشانه ای از آب و دانه نیست

گفتم بیا به خانه ی قلبم؛ تو آمدی...

تو آمدی ولی کسی انگار خانه نیست

با تیغ روزگار چه بهتر جدا شود

وقتی سرم طفیلی این آستانه نیست

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

دیگر زیاد بر لبمان این ترانه نیست

جز در غم کمان شدن عمه زینبت

خون اشک های جاری تو بی کرانه نیست

مرد از غم نمردن در ماتم حسین

بر پیکرش بگو که رد تازیانه نیست




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/02/3 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرم و فاطمیه


دستم بگیر تا که بهشتم بنا شود

شاید سرم قبول کنی خاک پا شود

بالی بده که بال بگیرد اسیر تو

شاید کبوترِ حرمِ کربلا شود

بی تو میان غفلت خود غوطه خورده است

نوری که با مسیر شما آشنا شود

زنگار بسته سینه ام از عمر رفته ام

اشکم بریز خانه ی آئینه ها شود

پیراهن سیاه من از جنس شال توست

امشب نشسته ام نفسی خرج ما شود




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/11/28 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب جمعه


ز بوی زلف تو یک عمر مست و مدهوشم

ز چشم خویش ز داغت همیشه می جوشم

اگر چه نیست نصیب دو دیده ام رویت

ولی خیال جمال تو می برد هوشم

منی که سوخته این سینه ام ز سوز فراق

بیا و لحظه ی آخر مکن فراموشم

نبین که غرق سکوتم در این دو روزه ی عمر

پر از نوا و فغانم اگر که خاموشم

بیا و بر سر بازار و این گدا بنواز

که نقد جان به هوای نگات بفروشم

به شوق روز وصال تو یوسف زهرا

به نام نامی – یابن الحسن – به چاووشم

بیا و این شب جمعه ببر حرم جانا

که در هوای طواف حریم شش گوشم

چو نی نوای غم نینوا به سینه توست

شبیهتان ز غم جدتان سیه پوشم

خدا گواست که آبی اگر که بردارم

بدون یاد لبش قطره ای نمی نوشم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/10/10 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام  زمان(عج)-مناجات شب آخر صفر


ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ

ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ،ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ “ﺣﺮﻡ” ﺗﺎ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻧﺖ” ﺑﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺳﺖ ﭘﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ “ﻗﻢ” ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ “ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ”

ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ

ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ

ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ “ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ” ﻣﯽ ﺷﻮﺩ




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/09/20 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


تا که باشد جگری پای تو فریادی هست

ما خرابیم ولی مجلسِ آبادی هست

سردیِ دوریِ تو گرم شود می آیی

به زمستان بنویسید که مُردادی هست

گیرم از یادِ همه رفته ای اما سوگند

سالها پیشِ تو از گریه یِ ما یادی هست

کربلا هایِ مرا داد امامِ هشتم

کربلا هست اگر پنجره فولادی هست

سینه ات سوخته و سینه یِ ما هست کبود

می شود مثل تو هر کَس که در این وادی هست

گوشه یِ چشم شما زخم شد و می گِریی

تا بدانیم همه حضرتِ سجادی هست

مادرت در وسطِ روضه تان خورد زمین

تا که گفتند در این قافله نوزادی هست

نام زینب به لبت می رسد و می میرم

حرف ناموس شما هست اگر دادی هست 




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 01:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات-اسارت کاروان اهل بیت(ع)


نیستی و بر لبم انگیزه ی لبخند نیست

جز به دامان غمت دستم به جایی بند نیست

طالعم با غم گره خورده، گره را باز کن

حتم دارم که دلت راضی به این پیوند نیست

روز مرگم باد روزی که بفهمم قلب تو

ذره ای از این مَنِ پُر مُدّعا خُرسند نیست

خوب می دانم وبال گردنت هستم؛ ببخش

بهترین بابای دنیای حقش این فرزند نیست

من به حق عمه ات سوگند خوردم، پس بیا

خوب می دانم که بالاتر از این سوگند نیست

کاش حرفی از اسارت، قتل یا غارت نبود

کاش می گفتی مقاتل آنچه می گویند نیست




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات شب سوم محرم


باز هم اشکِ مرا آهِ تو در آورده

باز این شال زِ حالِ تو خبر آورده

دست دارم به دعا کار به مژگان نرسد

ریخت این سیل و سر راه جگر آورده

چشم تو زخم شده چشم مرا باز کند

خوانده ای روضه ای و باز ثمر آورده

بال و پر ریخته بودم که مرا فطرس برد

بالِ اُفتاده ام از لطفِ تو پَر آورده

تُربتت تربیتم کرد و بلا را برده

خاکِ تو همرَه خود چشم نظر آورده

مادرت گفت حسین و جگرت ریخت بهم

باز پیراهنی از عرش مگر آورده

کوه هم موقع این روضه زمین می اُفتد

داغِ سنگین شما دردِ کمر آورده

عمه ی کوچکت از خواب پرید و نالید

از سفر کرده ی من نیزه خبر آورده

خیزران کارِ تماشایِ مرا مُشکل کرد

وای در پیشِ لبت تَرکه ی تَر آورده




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب سوم محرم


برای شانۀ اُفتاده ام پَری بدهید

دلِ شكستۀ ما را به دلبری بدهید

محبتی بكنید و مرا حرم ببرید

نشان راه به چشم كبوتری بدهید

كجاست خیمۀ سبزت؟ مسافرم برگرد

برای دركِ شما كاش باوری بدهید

شنیده ایم كه شب پای روضه ها هستی

برای آنکه بنالیم حنجری بدهید

چقدر مثل شما می شویم با گریه

به چشم ما هم از آن مهر مادری بدهید

برای شور گرفتن بهشت هم تنگ است

چه می شود كه به ما جای بهتری بدهید

نمی رود به خدا جای دور جان شما

اگر براتِ حرم را به نوكری بدهید

خبر رسیده خرابه شكسته ای می گفت:

چه می شود كه به ما چند روسری بدهید




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/25 | 07:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو

مُژه ای از من و خاکِ کفِ پایش با تو

زحمت روضه مان هم که فقط با زهراست

قندش از مادر تو مزه ی چایش با تو

کاش می شد که در این یک دهه جان می دادیم

ضجه از ما زدن و مرثیه هایش با تو

وا غریبا ز تو و جامه دریدن با من

وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو

بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم

گریه اَش از تو دم اَش از تو و جایش با تو

مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا

گوشه ای در حرمِ کرببلایش با تو

یک سفر پای پیاده به زیارت با ما

یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو

کاش می شد حرم عمه تان میرفتیم

آرزو از من و یک بار دعایش با تو




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/08/19 | 08:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-در مسیر کوفه و شام


یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

خوابمان برده ست...در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم

هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است

من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم

ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش

در میان نوکرانت مثل من سر بار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین

توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم...بی کسم

هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست

این دل ویرانه را آباد کن یابن الحسن

بهر این ویرانه دل غیر از شما معمار نیست

دست من در محضرت خالیست می دانم ولی

مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم....غیر گریه بر حسین

مرهمی بر زخم های این دل بیمار نیست

زینب و دروازه ی ساعات و یک شهر شلوغ

یک مسلمان در میان این همه اغیار نیست؟

بین بازار از روی ناقه صدا زد یا أخا

جای خواهرهای تو در بین این بازار نیست

مثل اینکه باز از زوار او جا مانده ام

قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات